🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴##موسیقی_سنتی ایران که تنها یکصد و پنجاه سالی از تدوین آن می‌گذرد، کما بیش از همان دو سه دهه نخست نشانه‌هایی از گرایش به نوآوری را بروز داده است. این گرایش در درازای یکصد سال گذشته به مرور افزایش یافته تا زمان ما که می‌شود گفت به کلی اجراهای موسیقی سنتی را دگرگون کرده است.
موسیقیدانانی هم که نمی‌خواهند خود را با این دگرگونی‌ها، همراه سازند، سرانجام مغلوب جبر زمان خواهند شد. جبری که از نیاز جامعه به نوآوری بر می‌خیزد.

اما در صدر فهرست نه چندان کوتاه #نوآوران_سنتی ، نام #غلامحسین_درویش معروف به #درویش_خان"(۱۲۵۱-۱۳۰۵) می‌درخشد.
گمان می‌کنیم، او نخستین کسی باشد که تغییراتی در محتوا، به ویژه در فرم اجرایی موسیقی سنتی پدید آورده است.

او با آن که شاگرد #آقاحسینقلی یکی از محافظه کارترین تدوین کنندگان ردیف سنتی بود ولی از پیروی کورکورانه از او پرهیز کرد و در آفریدن و نواختن ابتکاراتی از خود نشان داد که با وجود برخورد با مخالفت‌های بسیار در موسیقی سنتی جا افتاد و راه را برای رهروان آینده هموار کرد.

#درویش_خان که دانسته بود موسیقی سنتی به سبب تکرار بی وقفه و محرومیت از ریتم، ملال انگیز شده است، از یک سو کوشید مجموعه ردیف را از تکرار گوشه‌ها و حشو و زوائد پاک کند و از سوی دیگر با ابداع پیش درآمد و آفریدن چهار مضراب‌ها و رنگ‌های تازه و جذاب گامی در راه رفع ملال بردارد. هم سو با همین هدف بود که او به ترویج #گروه_نوازی نیز پرداخت و خود ارکستر بزرگی را برای انجمن ‌#اخوت سرو سامان داد.

در این ارکستر برای نخستین بار از بعضی از سازهای غیر ایرانی نیز بهره گرفته می‌شد. #درویش_خان از نخستین موسیقیدانان ایرانی است که در درون و برون مرز کنسرت برگزار کرده و نخستین ضبط‌های استودیویی را از موسیقی سنتی به دست داده است.

او نخستین آهنگساز ایرانی است که ریتم‌های غربی چون #پولکا، #والس، و #مازورکا را در آفریده‌های خود به کار گرفته و برای اپرت‌های اولیه موسیقی نوشته است.

با سر برآوردن #علینقی_وزیری و شاگردان برجسته او موسیقی دانان سنتی به دو گروه متمایز از یکدیگر تقسیم شدند.

🔺اول #محافظه_کاران که هیچ حرکت نوآورانه‌ای را در ساخت و نواخت برنمی‌تابیدند و آن چه را که از استاد آموخته بودند، وحی منزل می‌پنداشتند، و تکرار می‌کردند.

🔺دوم آنان که زیر تاثیر #درویش از یک سو و #وزیری از سوی دیگر گرایش به نوجویی و نوآوری داشتند. کار این اختلاف، حتی به مناقشه در هنرستان‌های عالی موسیقی نیز کشیده شد و در میان هنرجویان شکاف انداخت.

🔺در این میان گروه سومی نیز سر برآورده بود که از موسیقیدانان از فرنگ برگشته تشکیل می‌شد و آشکارا رای به بی ارزش بودن موسیقی سنتی می‌داد.
در چنین فضایی آن چه منطقی می‌نمود گرایش به #نوآوری‌های اعتدالی بود که نه موسیقی #سنتی را جامد و راکد می‌خواست و نه کنار گذاشتن آن را که در ذات خود واجد ارزش‌های بسیار است،خردمندانه تلقی می‌کرد.

از این نگاه، گوهره موسیقی است که باید مورد توجه قرار گیرد و نه فرم و شیوه‌های اجرایی. #وزیری و یارانش، بر خلاف سنتی‌های مخالف خوانی که آن‌‌ها را از گروه سوم و ضد موسیقی ایرانی معرفی می‌کنند، از سر کردگان همان گرایش #اعتدالی هستند.

حرف‌ها، نواخته‌ها و آفریده‌هایی که از آنان باقی مانده بهترین گواه این مدعاست. بعد از #وزیری باید از #روح‌الله_خالقی و #ابوالحسن_صبا، در زمره نوآوران سنتی یاد کرد.

نقش #صبا به ویژه ازاین جهت برجسته می‌شود که آموزه‌های نوآورانه #وزیری را به شاگردان بی شمار خود انتقال داد و در واقع مکتب نوین #صبا را به وجود آورد.
شاگردان صبا هم به نوبه خود به تثبیت گرایش به نوآوری در جامعه موسیقی سنتی یاری رسانیدند.

با استقرار جمهوری اسلامی، با توجه به واپسگرایی آرمانی آن، به نظر می‌رسید که کفه به سود بنیادگرایان سنتی سنگین شده و فاتحه نوآوری برای همیشه خوانده شده باشد. ولی چنین نشد. مدتی موسیقی را از هر نوع که بود، کنار گذاشته شد.

بعد هم که ممنوعیت مطلق آن برداشته شد، به نازل‌ترین نوع موسیقی قاجاری و یا سرودهای انقلابی مجال ضبط و پخش دادند.

موسیقی فاخر سنتی و به طریق اولی، موسیقی نوآورانه سنتی، هم چنان در قید و بند ماند. در پس این قید و بند، ولی در خفا و از دل سنت، موسیقی تازه‌ای در حال برآمدن بود.

هنرمندان جوان وابسته به دو گروه #شیدا و #عارف که از ادامه کار بازمانده بودند، یکی شدند و گروه #چاووش را به وجود آوردند.
این جوانان که شاگردان استادان محافظه کاری چون #علی_اکبر_شهنازی، #یوسف_هرمزی و #نورعلی_خان_برومند بودند از همان نخستین کارها که عرضه کردند نشان دادند، می‌خواهند رسم را برهم بزنند و از سنت راکد فراتر بروند و چنین نیز کردند.
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌸
🍃🌺🍂
🌿🍂
🌸
🔴#سیاست

#مفاهیم


قانون در تمام جوامع مدرن وجود دارد و معمولا بنیان حیات متمدن تلقی می شود.

با این حال، سؤالات مطرح شده درباره رابطه حقیقی و مطلوب بين قانون و سیاست - که بیانگر ماهیت قانون، عملكرد و دامنه مناسب آن است - بحث های عمیقی را موجب شده است.

نظریه پردازان #لیبرال قانون را ضامن اساسی ثبات و نظم نشان می دهند. نقش قانون حمایت از هر عضو جامعه در مقابل دیگر اعضا و جلوگیری از نقض حقوق وی است.

در این خصوص جان لاک (۱۶۳۲ - ۱۷۰۴) می گوید: «بدون قانون هیچ آزادی ای وجود ندارد.» بنابراین قانون باید بالاتر از سیاست باشد؛

یعنی برای همه شهروندان یکسان به کار رود و قوه قضائیه بی طرفانه آن را به اجرا گذارد.

با اعتقاد به این که هدف اصلی قانون حمایت از آزادی است، لیبرال ها همیشه اصرار داشته اند که حوزه صحیح قانون باید محدودشده باشد.

تفسیر کلاسیک این نظریه در «اصل زیان» جان استوارت میل (۱۸۰۶ - ۱۸۷۳) مطرح شده است: این عقیده که تنها استفاده مشروع از قانون جلوگیری از زیان رساندن به دیگران است.

در مقابل، #محافظه_کاران قانون را تا حد زیادی به نظم ارتباط می دهند، تا جایی که قانون و نظم مفهومی واحد و ادغام شده می گردد.

این وضعیت از دیدگاهی بدبینانه تر از سرشت بشریه، حتی دیدگاه هابزی، و این باور که ثبات اجتماعی وابسته به حیات ارزش ها و فرهنگ های مشترک است، اقتباس می گردد.
از این رو، پاتریک دولين (۱۹۶۸) می گوید که جامعه این حق را دارد تا اخلاق عمومی را به وسیله ابزار قانون به اجرا در آورد. این نظر با این بیان که، مثلا، جامعه حق دارد در مقابل اعمالی که اکثریت با آن موافق نیستند، نظیر هم جنس بازی و استفاده از مواد مخدر، از خود حمایت کند، آشکار فراتر از آزادی گرایی میلز می رود.
در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، راست جدید نیب موقعیتی بسیار مشابه در تمجید از فضیلت های اخلاقی سنتی و ارزش های گرفت، با این اعتقاد که این موارد را باید از طریق اقتدار و قانون حمایتی دیدگاه هایی جایگزین و انتقادی از قانون نیز مارکسیست ها، فمینیست ها و آب مطرح کرده اند.
#مارکسیست ها همواره می گویند که تعصبات طبقاتی در داخل سیستمی حقوقی به وجود می آید که به دنبال منافع مالکیت و کاپیتالیسم است .

#فمینیست ها قانون را به مردسالاری ارتباط داده و استدلال می کنند که قانون یکی از مهم ترین وسایلی است که از طریق آن سکوت و اطاعت زنان حفظ می گردد.
#آنارشیست ها نیز قانون را امری غیرضروری و ظالمانه می دانند و به ساختار یک جامعه بی قانون که تنها عقل و احساس بشری آن را تنظیم کند توجه دارند.

@Bookirancity

🌸
🍂🍃
🍃🌺🍂🌹
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#سیاست

#مفاهیم


قانون در تمام جوامع مدرن وجود دارد و معمولا بنیان حیات متمدن تلقی می شود.

با این حال، سؤالات مطرح شده درباره رابطه حقیقی و مطلوب بين قانون و سیاست - که بیانگر ماهیت قانون، عملكرد و دامنه مناسب آن است - بحث های عمیقی را موجب شده است.

نظریه پردازان #لیبرال قانون را ضامن اساسی ثبات و نظم نشان می دهند. نقش قانون حمایت از هر عضو جامعه در مقابل دیگر اعضا و جلوگیری از نقض حقوق وی است.

در این خصوص جان لاک (۱۶۳۲ - ۱۷۰۴) می گوید: «بدون قانون هیچ آزادی ای وجود ندارد.» بنابراین قانون باید بالاتر از سیاست باشد؛

یعنی برای همه شهروندان یکسان به کار رود و قوه قضائیه بی طرفانه آن را به اجرا گذارد.

با اعتقاد به این که هدف اصلی قانون حمایت از آزادی است، لیبرال ها همیشه اصرار داشته اند که حوزه صحیح قانون باید محدودشده باشد.

تفسیر کلاسیک این نظریه در «اصل زیان» جان استوارت میل (۱۸۰۶ - ۱۸۷۳) مطرح شده است: این عقیده که تنها استفاده مشروع از قانون جلوگیری از زیان رساندن به دیگران است.

در مقابل، #محافظه_کاران قانون را تا حد زیادی به نظم ارتباط می دهند، تا جایی که قانون و نظم مفهومی واحد و ادغام شده می گردد.

این وضعیت از دیدگاهی بدبینانه تر از سرشت بشریه، حتی دیدگاه هابزی، و این باور که ثبات اجتماعی وابسته به حیات ارزش ها و فرهنگ های مشترک است، اقتباس می گردد.
از این رو، پاتریک دولين (۱۹۶۸) می گوید که جامعه این حق را دارد تا اخلاق عمومی را به وسیله ابزار قانون به اجرا در آورد. این نظر با این بیان که، مثلا، جامعه حق دارد در مقابل اعمالی که اکثریت با آن موافق نیستند، نظیر هم جنس بازی و استفاده از مواد مخدر، از خود حمایت کند، آشکار فراتر از آزادی گرایی میلز می رود.
در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، راست جدید نیب موقعیتی بسیار مشابه در تمجید از فضیلت های اخلاقی سنتی و ارزش های گرفت، با این اعتقاد که این موارد را باید از طریق اقتدار و قانون حمایتی دیدگاه هایی جایگزین و انتقادی از قانون نیز مارکسیست ها، فمینیست ها و آب مطرح کرده اند.
#مارکسیست ها همواره می گویند که تعصبات طبقاتی در داخل سیستمی حقوقی به وجود می آید که به دنبال منافع مالکیت و کاپیتالیسم است .

#فمینیست ها قانون را به مردسالاری ارتباط داده و استدلال می کنند که قانون یکی از مهم ترین وسایلی است که از طریق آن سکوت و اطاعت زنان حفظ می گردد.
#آنارشیست ها نیز قانون را امری غیرضروری و ظالمانه می دانند و به ساختار یک جامعه بی قانون که تنها عقل و احساس بشری آن را تنظیم کند توجه دارند.


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity