#درویش_خان نخستین #آهنگساز ایرانی است که ریتم‌های غربی را در آفریده‌های خود به کار گرفته است.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋

🔴##موسیقی_سنتی ایران که تنها یکصد و پنجاه سالی از تدوین آن می‌گذرد، کما بیش از همان دو سه دهه نخست نشانه‌هایی از گرایش به نوآوری را بروز داده است. این گرایش در درازای یکصد سال گذشته به مرور افزایش یافته تا زمان ما که می‌شود گفت به کلی اجراهای موسیقی سنتی را دگرگون کرده است.
موسیقیدانانی هم که نمی‌خواهند خود را با این دگرگونی‌ها، همراه سازند، سرانجام مغلوب جبر زمان خواهند شد. جبری که از نیاز جامعه به نوآوری بر می‌خیزد.

اما در صدر فهرست نه چندان کوتاه #نوآوران_سنتی ، نام #غلامحسین_درویش معروف به #درویش_خان"(۱۲۵۱-۱۳۰۵) می‌درخشد.
گمان می‌کنیم، او نخستین کسی باشد که تغییراتی در محتوا، به ویژه در فرم اجرایی موسیقی سنتی پدید آورده است.

او با آن که شاگرد #آقاحسینقلی یکی از محافظه کارترین تدوین کنندگان ردیف سنتی بود ولی از پیروی کورکورانه از او پرهیز کرد و در آفریدن و نواختن ابتکاراتی از خود نشان داد که با وجود برخورد با مخالفت‌های بسیار در موسیقی سنتی جا افتاد و راه را برای رهروان آینده هموار کرد.

#درویش_خان که دانسته بود موسیقی سنتی به سبب تکرار بی وقفه و محرومیت از ریتم، ملال انگیز شده است، از یک سو کوشید مجموعه ردیف را از تکرار گوشه‌ها و حشو و زوائد پاک کند و از سوی دیگر با ابداع پیش درآمد و آفریدن چهار مضراب‌ها و رنگ‌های تازه و جذاب گامی در راه رفع ملال بردارد. هم سو با همین هدف بود که او به ترویج #گروه_نوازی نیز پرداخت و خود ارکستر بزرگی را برای انجمن ‌#اخوت سرو سامان داد.

در این ارکستر برای نخستین بار از بعضی از سازهای غیر ایرانی نیز بهره گرفته می‌شد. #درویش_خان از نخستین موسیقیدانان ایرانی است که در درون و برون مرز کنسرت برگزار کرده و نخستین ضبط‌های استودیویی را از موسیقی سنتی به دست داده است.

او نخستین آهنگساز ایرانی است که ریتم‌های غربی چون #پولکا، #والس، و #مازورکا را در آفریده‌های خود به کار گرفته و برای اپرت‌های اولیه موسیقی نوشته است.

با سر برآوردن #علینقی_وزیری و شاگردان برجسته او موسیقی دانان سنتی به دو گروه متمایز از یکدیگر تقسیم شدند.

🔺اول #محافظه_کاران که هیچ حرکت نوآورانه‌ای را در ساخت و نواخت برنمی‌تابیدند و آن چه را که از استاد آموخته بودند، وحی منزل می‌پنداشتند، و تکرار می‌کردند.

🔺دوم آنان که زیر تاثیر #درویش از یک سو و #وزیری از سوی دیگر گرایش به نوجویی و نوآوری داشتند. کار این اختلاف، حتی به مناقشه در هنرستان‌های عالی موسیقی نیز کشیده شد و در میان هنرجویان شکاف انداخت.

🔺در این میان گروه سومی نیز سر برآورده بود که از موسیقیدانان از فرنگ برگشته تشکیل می‌شد و آشکارا رای به بی ارزش بودن موسیقی سنتی می‌داد.
در چنین فضایی آن چه منطقی می‌نمود گرایش به #نوآوری‌های اعتدالی بود که نه موسیقی #سنتی را جامد و راکد می‌خواست و نه کنار گذاشتن آن را که در ذات خود واجد ارزش‌های بسیار است،خردمندانه تلقی می‌کرد.

از این نگاه، گوهره موسیقی است که باید مورد توجه قرار گیرد و نه فرم و شیوه‌های اجرایی. #وزیری و یارانش، بر خلاف سنتی‌های مخالف خوانی که آن‌‌ها را از گروه سوم و ضد موسیقی ایرانی معرفی می‌کنند، از سر کردگان همان گرایش #اعتدالی هستند.

حرف‌ها، نواخته‌ها و آفریده‌هایی که از آنان باقی مانده بهترین گواه این مدعاست. بعد از #وزیری باید از #روح‌الله_خالقی و #ابوالحسن_صبا، در زمره نوآوران سنتی یاد کرد.

نقش #صبا به ویژه ازاین جهت برجسته می‌شود که آموزه‌های نوآورانه #وزیری را به شاگردان بی شمار خود انتقال داد و در واقع مکتب نوین #صبا را به وجود آورد.
شاگردان صبا هم به نوبه خود به تثبیت گرایش به نوآوری در جامعه موسیقی سنتی یاری رسانیدند.

با استقرار جمهوری اسلامی، با توجه به واپسگرایی آرمانی آن، به نظر می‌رسید که کفه به سود بنیادگرایان سنتی سنگین شده و فاتحه نوآوری برای همیشه خوانده شده باشد. ولی چنین نشد. مدتی موسیقی را از هر نوع که بود، کنار گذاشته شد.

بعد هم که ممنوعیت مطلق آن برداشته شد، به نازل‌ترین نوع موسیقی قاجاری و یا سرودهای انقلابی مجال ضبط و پخش دادند.

موسیقی فاخر سنتی و به طریق اولی، موسیقی نوآورانه سنتی، هم چنان در قید و بند ماند. در پس این قید و بند، ولی در خفا و از دل سنت، موسیقی تازه‌ای در حال برآمدن بود.

هنرمندان جوان وابسته به دو گروه #شیدا و #عارف که از ادامه کار بازمانده بودند، یکی شدند و گروه #چاووش را به وجود آوردند.
این جوانان که شاگردان استادان محافظه کاری چون #علی_اکبر_شهنازی، #یوسف_هرمزی و #نورعلی_خان_برومند بودند از همان نخستین کارها که عرضه کردند نشان دادند، می‌خواهند رسم را برهم بزنند و از سنت راکد فراتر بروند و چنین نیز کردند.
در مجموعه #نوآوران_سنتی به زندگی، نظرها و آفریده‌های چند تن از این آهنگسازان پرداخته می شود که در روزهای آینده در همین جا تقدیم خواهد گشت.
قریب به ۹۲ سال از مرگ #درویش_خان استاد تار ایران می گذارد اما مرگ نیز نتوانست حضور زنده او را در جامعه موسیقی به باد فراموشی دهد.
شاید اغراق نباشد که بگوئیم ساز ایرانی #تار با نام #درویش_خان گره خورده است، گویی هرگاه نام درویش خان به زبان آید ناخواسته تصویر و نام تار در ذهن زنده می شود.
نهم آذر ماه سال 1305 سالمرگ جسمانی استاد تار ایران است. نامش 'غلامحسین درویش' بود که بعدها به 'درویش خان' شهرت یافت.
کارشناسان و موسیقیدانان بر این نکته تاکید دارند که در بین تار نوازان این مرز و بوم او یکتا و بی نظیر بوده و به رغم گذشت 9 دهه از مرگش هنوز رنگ ها و پیش درآمدهایش در ارکسترها نواخته و در آموزشگاه های موسیقی تدریس می شود.

تولد
#درویش_خان در سال 1251 در یک خانواده متوسط در تهران دیده به جهان گشود. پدرش حاجی بشیر اهل طالقان و از صاحب منصبان اداره پست بود و با موسیقی آشنایی داشت و پسرش #غلامحسین را جهت فراگیری این هنر به دسته موزیک دارالفنون سپرد.
غلامحسین به فراگیری خط موسیقی و نواختن شیپور و طبل کوچک مشغول شد و از همان کودکی در دسته موزیکچی ها #ملیجک و #کامران_میرزا نواختن طبل کوچک و شیپور را عهده دار شد.
پدر که طبق عادت، دوستان را با عنوان #درویش خطاب می کرد فرزند خود را نیز با همین عنوان فرا می خواند تا این که این واژه برسر زبان ها افتاد و مکمل نام این هنرمند گشت.
او پس از دوره کوتاه آموزش سه تار نزد پدر، به مجلس درس بزرگترین نوازنده تار آن زمان #میرزاحسینقلی_خان راه یافت و بهترین شاگرد وی شد.
در آن زمان اغلب هنرمندان برای حفظ موقعیت اجتماعی و تامین معیشت خویش، دربار سلاطین و امرا را پایگاه خود قرار می دادند. درویش نیز پس از این که با رجال، موسیقیدانان و هنردوستان آن زمان آشنا شد به دربار 'شعاع السلطنه' (پدر مظفرالدین شاه) راه یافت و جزو نوازندگان مخصوص شد.
شبی آقا حسینقلی در حضور شاهزاده نوازندگی می کرد، پس از نواختن چند گوشه، از شاهزاده رخصت خواست تا شاگردش که در مجلس حاضر بود دنباله آواز را بنوازد. #درویش نیز با صلابت و شیوایی ویژه به نواختن تار پرداخت به طوری که #شعاع_السلطنه که به موسیقی آشنایی داشت به وی پیشنهاد کرد تا جزو عمله طرب دستگاهش شود.
درویش خان نیز پذیرفت و به گروه #نایب_اسدالله نی زن و #آقاجان ضرب گیر که در آن دستگاه بودند، پیوست.
پس ازچند ماه شعاع السلطنه والی فارس شد و رامشگران نیز همراه وی سفر کردند. اقامت طولانی شعاع السلطنه در شیراز سبب شد که درویش خان به فکر ازدواج بیفتد، ازین رو با #نورسیده_خانم ملقب به #بدرالسلطنه دختر #مستشارنظام ازدواج کرد.
پس از چندی عایدات #درویش_خان کفاف مخارجش را نمی کرد لذا دعوت دیگر بزرگان را نیز برای نوازندگی پذیرفت. این موضوع به گوش شعاع السلطنه رسید و از این که نوازنده مخصوصش در مجالس دیگران ساز می زند، به سختی برآشفت و دستور داد تا انگشتانش را قطع کنند ولی با وساطت #کمال_السلطنه (پدر ابوالحسن صبا) از اجرای حکم صرف نظر کرد.
درویش خان پس از مدتی از شعاع السلطنه خواست تا کناره گیریش را از دربار بپذیرد که این درخواست با مخالفت شدید و خشم شاهزاده منجر شد، لذا از بیم جان خود به سفارت انگلستان پناه برد.



https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw



🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# چهار مضراب ماهور
#درویش_خان
یکی از زیباترین قطعات موسیقی ایرانی است که اکثر استادان بزرگ موسیقی آن را نواخته اند.

چهار مضراب زیبای ماهور با سه تار استادان :
#ابوالحسن_صبا
#محمدرضالطفی
#جلال_ذوالفنون
#داریوش_طلایی


https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
Jalal Zolfonoun
SONGSARA.NET
چهار مضراب ماهور
استاد #درویش_خان
اجرای #جلال_ذوالفنون
آلبوم دانه های مروارید
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# شخصیت متین و هنر والای #درویش_خان موجب شد تا سفیر انگلیس با نوشتن نامه ای به شاهزاده مستبد در خواست بخشش وی را بکند. شاهزاده نیز پذیرفت و این هنرمند پس از آن با اشتیاق و علاقه مندی بیشتری به تدریس پرداخت و به لحاظ روحیه خاص خویش به گروه #انجمن_اخوت در آمد و با سرپرستی گروه با تکنوازی خود شور و حال خاصی به مجلس می داد.
او پله های رشد را به سرعت طی کرد و پس از #میرزاعبدالله و #حسین_قلیخان به عنوان بهترین نوازنده تار در نزد اهل فن به موقعیت خاصی دست یافت.
وی به همراه هنرمندانی چون #سیدحسن_طاهرزاده، #اقبال_السلطان، #عبدالله_دوامی، #رضاقلی_خان_ظلی، #باقرخان_رامشگر، #مشیرهمایون_شهردار، #میرزااسدالله_خان در دو نوبت برای پر کردن صفحه به اروپا سفر کرد که از این سفرها یادگار ارزنده ای از بهترین نمونه های موسیقی صحیح و اصیل ایرانی برجای مانده است.
#درویش بین نوازندگان عصر خود از ویژگی های اخلاقی والایی برخوردار بود وشخصیت همکارانش را بسیار گرامی می داشت.
وی نخستین کلاس موسیقی بانوان را دایر کرد که خواهرش در آن تعلیم تار را به عهده داشت.
درویش خان در حالی که در فقر و تنگدستی بسر می برد عایدات کنسرت های خود را به مردم مستمند و باز ماندگان حریق بازار تهران اختصاص می داد و حتی در اواخر عمر خانه خود را فروخت.
کنسرت های این هنرمند در اواخر عمرش در گراند هتل با هنرمندانی چون #عارف_قزوینی، #حسین_خان_اسماعیل_زاده، #ابراهیم_منصوری، #رضامحجوبی ، #مرتضی_محجوبی، #رکن الدین_مختاری و #حاجی_خان_عین_الدوله شهرت خاصی یافت.

#درویش_خان شاگردانی را تربیت کرد که هرکدام سرآمد دوران خود شدند که از این میان می توان به #علینقی_وزیری، #ابوالحسن_صبا، #مرتضی_نی_داوود، #موسی_معروفی، #ارسلان_درگاهی، #عبدالله_دادور (قوام السلطان) اشاره کرد.
#درویش_خان آخرین بازمانده از نسل قدیم موسیقی ایران بود که غریزه قوی و درک عمیقی برخوردار بود و توانست با شناخت ویژگی های موسیقی سنتی آن را حیاتی تازه بدهد.
زنده یاد #روح الله_خالقی در کتاب #سرگذشت_موسیقی_ایران می نویسد: پدرم از هنر و مکارم اخلاقی او که چندی هم از تعلیماتش برخوردار شده بود، حکایت ها می کرد. من آرزو داشتم وی را ببینم و سازش را از نزدیک بشنوم تا این که بر حسب دعوت پدرم شبی به باغ ما آمد. محفل آراسته ای به پاس احترام او ترتیب دادند و حضار اهل ذوق و دوستدار موسیقی که در انتظار هنرنمایی وی بودند، مقدم استاد را گرامی داشتند.
#خالقی می افزاید: نوای لطیف سرانگشتان گهربار #درویش_خان رونق خاصی به مجلس داده بود و مضراب های ریز، صاف و پی در پی و پختگی پنجه و حالت خوش سازش همه را ساکت و خاموش کرد. استاد که با مهربانی همه را #پیرجان خطاب می کرد، تار را به زمین گذاشت و با سه تار قطعه زیبایی در شور نواخت که آیتی از لطف و زیبایی بود و هرگز اثرش از خاطرم محو نمی شود.
#حبیب_الله_نصیری در کتاب #مردان_نوین_موسیقی_ایران می نویسد: باید توجه داشت که در آن زمان موسیقی تنها در انحصار دربار، سلاطین و امرا بود و استادان به نام به اجبار زاده و پرورده همین دستگاه ها بودند. دربار قاجاریه به آنها اجازه نمی داد که در جهت ارائه واشاعه و آموزش با مردم ارتباط داشته باشند.
#نصیری می افزاید: #درویش_خان در چنین فضایی با همکاری و کمک دوستانش و اجرای کنسرت های جمعی، موسیقی را به میان مردم بکشاند و شاگردان مستعدی تربیت کند. رنگ ها و پیش درآمد های درویش خان نسبت به قدما از بسط بیشتری برخوردار و از لحاظ ابتکار نیز در حیطه موسیقی سنتی جالب توجه است.
وی با موسیقی اروپایی نیز آشنایی داشت و قطعات غربی را به سهولت می نواخت و چند فانتزی را در کنسرت های خود با تسلط کافی اجرا کرد.

🎼⚜️از آثار #درویش_خان به پیش درآمدهای ماهور، ابوعطا، سه گاه، شوشتری، افشاری، راک و تصنیف ماهور با شعر (دائم مه من برمن دل ریش کند ناز)، تصنیف افشاری باشعر(بادخزان وزان شد)،ابوعطا با شعر (بهار دلکش رسید)، ماهور (زمن نگارم خبر ندارد)، سه گاه (صبح دم زمشرق طلوعی در جهان کن) نام برد.

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
#درویش_خان
نخستین آهنگساز نوآور ایرانی
(اضافه کردن سیم ششم به تار)

با نگاه به سه‌تار به فکر افتاد
سیم دیگری به تار بیفزاید و از آن زمان تار دارای شش سیم شد

درویش خان نفر اول سمت راست
https://t.me
#درویش_خان
اولین قربانی حادثه رانندگی در ایران

نمایی از سنگ مزار #درویش_خان
در گورستان #ظهیرالدوله
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#❇️ ویژگی های هنری #درویش_خان

درویش خان تار و سه تار را به خوبی می نواخت، سلیقه خاصی درتلفیق نواها داشت، صدای سازش بسیار گرم و مطلوب بود و با به کار گیری قطعات اروپایی با تار، تنوعی مشهود در نوازندگیش ایجاد کرده بود.
برخی اعتقاد دارند سیم ششم تار توسط این هنرمند به این ساز افزوده شده است تا از لحاظ کوک، قادر به ایجاد تنوع باشد.
#ایرج_میرزاجلال_الممالک تحت تاثیر توانایی و شور انگیزی وی در قطعه #زهره_و_منوچهر می گوید:

تار دهم درکف درویش خان
تا بدمد بر بدن مرده جان

#درویش_خان برغم آنکه در علم نواسازی به اندازه هنرمندان امروزی آشنایی نداشته، از لحاظ ملودی و پیوستگی، آثار بسیار غنی و فوق العاده مطبوعی از خود برجای گذاشته که بیانگر احساسات لطیف هنری او است. پیش درآمدهایش از عالی ترین ساخته های آن عصر به شمار می رود. رنگ هایش نیز از جهت ترکیب وزنهای گوناگون و زیبایی و شور انگیزی واجد ارزش بسیاری است. تصنیف هایش از نظر فرم، زیبا و از لحاظ محتوی برجستگی خاصی دارد.


❇️ ویژگی های اخلاقی

#درویش_خان طبعی لطیف و حساس و ذوقی سرشار داشت، هنرمندی متجدد، آزادی خواه، انسان دوست، متواضع، فروتن، بی آزار و بردبار بود، به شاگردانش محبت می ورزید، آنچه می دانست به ایشان تعلیم می داد و آنان را در مقام فرزندان و یادگاران خود می دانست.
#احد_خواص در روزنامه 'زنگ' شماره 13 و 14 سال 1331 خورشیدی می نویسد:

شاگردان درویش خان علاوه برهنر از ویژگی های اخلاقی استاد گرامی خود نیز استفاده های بسیاری کردند و او را از هر جهت مربی و مرشد خود می دانستند و همین عالم مرید و مرادی باعث شد که یک دسته شاگردان با وفا وهنر دوست زیر دست از او بار آمدند و موسیقی ایران را خلوص و صفایی دوباره ببخشند.

❇️▪️ درگذشت

این هنرمند در نهم آذر 1305 خورشید ی درحالی که با درشکه به منزل می رفت با اتومبیل تصادف کرد و در اثر ضربه مغزی در سن 54 سالگی زندگی را به درود گفت.
#کلنل_وزیری چند شب پس از فوت #درویش_خان جلسه یاد بودی با شرکت موسیقیدانان وشخصیت بلند پایه کشور در مدرسه عالی موسیقی تشکیل داد. در روزنامه های اطلاعات و ناهید نیز شرحی به همین مناسبت نگاشتند.

اگر رهگذری از تجریش به دربند برود و در نیمه راه سری به مقبره #ظهیرالدوله بزند قبری کوچک می بیند که شاخه های انبوه نسترن برآن سایه افکنده است. اگر شاخه ها را کنار بزند این اشعار را که اثر طبع مرحوم #شکوهی مدیر روزنامه ناهید است روی سنگ مزار او می خواند:

درویش اگر از این جهان رفت
مشنو که فقیر و ناتوان رفت
درویش هنر ور زمان بود
استاد هنر ور زمان رفت
فریاد ز بوستان برآمد
کان بلبل خوش، ز بوستان رفت
چون دید چنین مدیر ناهید
کان چشم و چراغ بوستان رفت
تاریخ وفات او ز من خواست
تا سر کنم آنچه داستان رفت
من نیز بگفتم ای شکوهی
'درویش یگانه جهان رفت'
#روحش_شاد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw



🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان استادصبا


( زاده ۱۴ فروردین ۱۲۸۱ تهران -- درگذشته ۲۹ آذر ۱۳۳۶ تهران ) استاد بزرگ #موسیقی، #آهنگساز و #نوازنده

او فرزند ابوالقاسم کمال‌السلطنه و از
خانواده‌ای آشنا به موسیقی و اهل ادب بود. پدرش پزشک، ادیب و دوستدار موسیقی بود و سه‌تار می‌نواخت و اولین استاد پسرش بود.
#صبا نخستین پویه‌های موسیقی را از پدرش فرا گرفت و نزد #میرزاعبدالله_فراهانی، #درویش_خان و #علینقی_وزیری تار و سه‌تار، نزد #حسین_هنگ‌آفرین ویلون، نزد #حسین_اسماعیل‌زاده کمانچه، نزد #علی_اکبرشاهی سنتور، نزد #اکبرخان نی و نزد #حاجی_خان ضرب را آموخت.
او در جوانی به مدرسه کمال‌الملک رفت و نقاشی را فرا گرفت. همچنین در رشته‌های سوهان‌کاری، نجاری، ریخته‌گری، معرق‌کاری و خاتم‌کاری کسب مهارت کرد که بعداً در ساختن آلات موسیقی به کار بست.
#صبا آثار نیما و هدایت را می‌خواند و با #نیما و #شهریار روابط نزدیک داشت. وی در سال ۱۳۱۱ با یکی از شاگردان خود با نام #منتخب_اسفندیاری کوه نور، دختر عموی نیما ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه دختر به نامهای غزاله، ژاله و رکسانا است.
#ابوالحسن_صبا در سال ۱۳۳۶ و به علت ناراحتی قلبی در سن ۵۵ سالگی درگذشت و در گورستان #ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. بعد از مرگ طبق وصیت، خانه‌اش در ۲۹ آبان ۱۳۵۳ توسط دانشکدهٔ هنرهای زیبا به موزه تبدیل شد. این موزه در سال ۱۳۸۳ به کوشش نوهٔ استاد سبا خویی که پیگیر ماجرای مرمت خانه و موزه بود، سرانجام به نتیجه رسید و به وضعیت فعلی‌اش در آمد.
فرامرز پایور، منوچهر صادقی،
حسین تهرانی، حسن کسایی، داریوش صفوت، غلامحسین بنان، لطف‌اله مفخم پایان، علی تجویدی، جهانگیر کامیان، همایون خرم، اسدالله ملک، رحمت‌اله بدیعی، ساسان سپنتا، ابراهیم قنبری مهر، اسماعیل چشم آذر، مهدی خالدی، عباس شاهپوری، مهدی مفتاح، محمدعلی بهارلو، حبیب‌الله بدیعی، محمد طغانیان دهکردی، سعید قراچورلو، شهریار، بابک رادمنش، حسین خواجه امیری (ایرج) ایرج کیایی، پرویز یاحقی و فرهاد فخرالدینی‌ از شاگردان #صبا بودند.



https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۸ فروردین سالروز درگذشت #درویش_خان_اسفندیار_پور

( زاده ۱۳ دی ۱۳۰۳ سیرجان -- درگذشته ۱۸ فروردین ۱۳۸۶ سیرجان)

درویشخان از طایفه بچاقچی سیرجان بود که در ۸۳ سالگی درگذشت و پیکرش در باغ سنگی سیرجان به خاک سپرده شد. او که ناشنوا و لال بود در اطراف آن منطقه زمین‌هایی داشت و از خانواده‌های مهم و زمین‌دار بوده است.

داستان باغ سنگی سیرجان :
در سال ۱۳۴۰، به خاطر اصلاحات ارضی، درویشخان زمین‌هایش را از دست داد و او را بسیار ناراحت کرد. پس از گذشت مدتی که هنوز ناراحت بود، تصمیم گرفت که اقدامی کند که نشانه این ناراحتی باشد.
او یک روز صبح این ایده به ذهنش رسید که از درختان خشک شده‌اش سنگ آویزان کند و شروع به حفر کردن چاله‌هایی در زمین خشک کرد و درختان خشکیده را در این چاله‌ها به وسعت زیادی کاشت و این کار را ادامه داد. زمانی که کاشت این درختان خشکیده تمام شد، شروع به آویزان کردن سنگ هایی از شاخه‌های درختان کرد. در نهایت وسعت این باغ سنگی به ۱۰۰۰ متر رسید و ۱۸۰ درختی که در آن کاشته شده بودند و سنگ‌هایی که مانند میوه از آن آویزان بود، حس غریب و گاهی هولناکی را به این باغ داده بود.
می‌گویند که وی با این کار حس می‌کرد اعتراضش را نشان داده است و می‌گویند که شاید به دلیل آن که نمی‌توانسته حرف بزند، این نوع اعتراض به ذهنش رسیده است.
البته به جز سنگ، او چیزهای دیگری مانند لاستیک‌های پنچر شده، آینه‌های شکسته، فنر و هر چیزی که به نظرش می‌رسیده را به درخت آویزان می‌کرده است، اما خب بخش بیشتر باغ سنگی سیرجان را همان میوه‌های سنگی تشکیل داده‌اند.

باغ سنگی سیرجان و روایات متفاوت :
برخی می‌گویند که وی از یک زمان به بعد برای هر اتفاقی که در زندگی‌اش می‌افتاد سنگی از یک درخت آویزان می‌کرد. مثلا زمانی که یکی از نزدیکانش فوت می کرد، او یک سنگ جدید آویزان می کرد.
برخی از مردم می گویند که داستان آویزان کردن سنگ ها از یک شب شروع شد. گویا یکی از شب‌هایی که خواب می‌بیند که در باغی سنگی است. او پس از بیدار شدن تصمیم می‌گیرد که باغی به همان صورت که در خواب دیده بود بنا کند.
افراد دیگری اعتقاد دارند که درویش خان پس از مدتی به جنون رسیده بود و این کار را تنها از روی اینکه دیگر فکر درستی نداشت انجام می‌داد.
البته در بین همه روایات و شایعاتی که موجود است، داستان غم از دست دادن زمین‌ها واقعی تر به نظر می رسند. گویا خانواده درویش خان هم این موضوع را قبول دارند که بعدِ از دست دادن زمین ها بود که او شروع به درست کردن باغ سنگی سیرجان کرد.
اما به دلایل زیادی به طور حتم نمی‌شود گفت که اصلی‌ترین ریشه ایجاد این باغ چه بوده است و از آن جایی که این فرد از نعمت گفتار محروم بوده، نمی‌توانسته به جز زبان اشاره حرف های دیگری را بزند و یا اعتراضش را بیان کند.

باغ سنگی و راز سنگ‌های سوراخ دار :
یکی از عجایب باغ سنگی سیرجان این است که بیشتر سنگ‌های این باغ، دارای سوراخی هستند که شاخه ها از آن رد شده اند. وجود این همه سنگ یکسان با این ویژگی خاص مسئله‌ایست که ذهن افراد زیادی را به خود مشغول کرده است. اینکه این سنگ ها از کدام منطقه بوده اند؟ آیا در همین اطراف وجود داشته اند و یا سنگ ها را درویش خان از مناطق دورتری به باغ می آورده است.
شایعات متفاوتی در این مورد نیز وجود دارند. برخی معتقدند که این سنگ ها در یک مکان مشخص بوده اند که وی آنها را پیدا کرده و به اینجا می‌آورده و برخی نیز می‌گویند که خود او سنگ ها را به این شکل در می‌آورده است. اما به هر حال کسی تا به حال پیدا نشده که بگوید او را در هنگام سوراخ کردن سنگ ها دیده است.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲ آذر سالروز درگذشت #درویش_خان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲ آذر سالروز درگذشت #درویش_خان

( زاده سال ۱۲۵۱ تهران -- درگذشته ۲ آذر ۱۳۰۵ تهران ) موسیقیدان و آهنگساز

غلامحسین درویش معروف به درویش خان، دوران کودکی را در خانواده دولتشاهی گذراند. پدرش که کمی با موسیقی آشنا بود و سه‌تار می‌نواخت، او را در ۱۰ سالگی به شعبه موسیقی مدرسه نظام، وابسته به دارالفنون سپرد که به سرپرستی موسیو لومر فرانسوی ایجاد شده بود.
غلامحسین در آنجا خط موسیقی و نواختن شیپور و طبل کوچک را فراگرفت. پس از مدرسه، ابتدا نزد داوود کلیمی تارزن رفت و تار آموخت و از استادش گوی سـبقت را ربود و به مرتبه عالی نوازندگی رسید؛ اما حضور در جلسات درس استاد بی بدیل تار آن زمان، یعنی میرزاحسینقلی او را به دنیای دیگری کشاند. هـمچنین آشنایی با برادر بزرگتر میرزا حسینقلی، میرزاعبداله نوازنده تار و سه تار، به کار او غنای بیشتری بخشید.
درویش چندی در دسته موسیقی عزیزالسلطان و سپس در دسته موسیقی کامران میرزا نایب‌السلطنه، نوازندگی طبل را بر عهده داشت. کار او در نوجوانی چنان مورد استقبال ناصرالدین‌شاه قرار گرفته بود که او را تارچی خطاب می‌کرد و مهـارتش موجب شد تا او پس از مرگ ناصرالدین‌شاه به دستگاه شعاع‌السلطنه پسر مظفرالدین‌شاه والی فارس دعوت شود.
در سفر اول به شیراز با اصرار شعاع‌السلطنه با دختر مستشار نظام ازدواج کرد که حاصل این پیوند دو دختر و یک پسر بود.
چندی بعد رابطه صمیمی میان درویش و شعاع‌السلطنه به هم خورد. چرا که از سویی درویش از اینکه، هـمواره در پـناه دستگـاه شعاع السلطنه باشد ناراحت بود و طبع آزاده‌اش رهایی از این بند را آرزو داشت و از دیگر سو شعاع‌السلطنه، برآشفته می‌شد از اینکه نوازنده خاص او در مجالس اشخاص دیگر حضور می‌یافت.
در نتیجه چنین نگاهی بود که هنگام بازگشت شعاع‌السلطنه به فارس، درویش از رفـتن با او سرباز زد. این سرپیچی سبب شد تا از سوی شاهزاده دستور قطع انگشتان این نوازنده نامی صادر شود. اما درویش خان به مدد یکی از دوستانش از این مصیبت رهایی یافت.
درویش با تشکیل ارکستر موسیقی «انجمن اخوت» و اجرای کنسـرت‌های عمومی که سرپرستی آنها را خود به عهده داشت، در جـهـت هـرچه مردمی‌تر کردن موسیقی ایران و کمک و یاری به مستمندان و بلادیدگان گام برداشت.
«یاپیرجان» تکیه کـلام درویش بود، او به هـمه از روی صفا «یاپـیرجان» می‌گفت. بعدها همین سه کلمه یکی از القاب درویشخان شد.
درویش در اواخر عمر کنسرتهای دیگری نیز با حضور هنرمندانی چـون، عـارف قـزوینی، حاجی ضرب‌گـیر، اسماعیل‌زاده، ابـراهیم منصوری، رضا محجوبی و رکن‌الدین مختاری در گراند هتل اجرا کرد.
در سال ۱۲۸۴ اولین ضبط آثار درویش خان (مجموعا ۹ اثر) با آواز احمدخان در تهران انجام شد.
در سال ۱۲۸۸ ضبط دوم آثار درویش خان در سفر به لندن به همراه هنگ‌آفرین، طاهرزاده، رضا قلی نوروزی، میرزا اسداله و..‌. انجام شد. مجموع آثار ضبط شده در لندن ۲۸ اثر بود.
در سال ۱۲۹۳ ضبط سوم آثار درویش خان به اتفاق اقبال آذر، طاهرزاده، عبداله دوامی و باقرخان انجام شد که مجموعا ۱۶ اثر بود.
به علت شروع جنگ جهانی اول، آثار کمی به تهران می رسید. درویش برای ضبط آثارش در تفلیس منزلش را گرو گذاشته بود که هیچوقت نتوانست آن را از گرو در بیاورد.
شمار شاگردان درویشخان بسیار بود، ولی تنها چـند تن از آنها به پیشرفت و شهرت رسیدند. او به شاگردانی که موفق به طی دوره مخـتلف درسش می‌شدند، نشانی به شکل تـبرزین هدیه می‌کرد، که از مس و نقره یا برای شاگردان سطوح عالی، طلا بود.
از شاگردان او که موفـق به دریافـت تـبرزین طـلا شدند، می توان از مرتضی نی‌داوود، ابوالحسن صبا، موسی معروفی و سعید هـرمزی نام برد.
درویشخان در ۵۴ سالگی در منیریه بر اثر تصادف درشکه حامل او با اتومبیل درگذشت و پیکرش در ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. زمانی که وی درگذشت روزنامه‌ها نوشتند تار مرد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity