🔴#‏ «ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه می‌کند. زن مجرد خواه محروم‌مانده از پیوند، خواه طغیان‌کرده بر آن، و یا حتی بی‌اعتنا به این نهاد، بر اساس ازدواج تعریف می‌شود…ازدواج به دو دلیل به زن تحمیل شده است: ۱- زن باید کودکانی به جامعه بدهد. ۲- زن وظیفه دارد نیازهای جنسی مرد را برآورد و مراقبت از خانه او را به عهده گیرد.برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سود، اما در موقعیت‌های این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیله‌ای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر «روی دست بمانند» از نظر اجتماع تحقیر شده‌اند…دختر جوان مطلقا منفعل است؛ پسرها ازدواج می‌کنند، زن می‌گیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تاکید وجود خود را می‌جویند نه حق وجودداشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه زندگی است نه سرنوشت.»
۔
📚جنس دوم، ج۲، ص۲۲۹

امروز سالروز تولد #سیمون_دو_بووار #فیلسوف، #نویسنده، #فمینیست و #اگزیستانسیالیست فرانسوی است،عکس فوق دو بووار در کنار #ژان_پل_سارتر در پکن،به تاریخ اول اُکتبر ۱۹۵۵ میلادے
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#تجمع ما زنان برای #قانون شکنی نیست،
ما می خواهیم خودمان در فرآیند شکل گیری قانون سهیم باشیم

#املین_پنکهرست

#همه ما باید #فمینیست باشیم

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋

🔴#عشق
بامهربانوزاده می شود
وقتی مهربانوی کوچک ایرانشهری بدنیا می ایداولین حس درونیش #عشق است
مهربانوبا#عشق بدنیا می آید
و#عشق دردرون مهربانوفقط تقسیم میشودبین مهربانها
واولین عشق او#مهربان #پدرخانه است
#عشق دوم مهربانو#برادراست
وقتی ازدواج کرد
#قلب مهربانوپذیرای سه عشق است
#پدر-برادر-همسر
وقتی فرزندمهربانوازدواج کرد
#نوه-عشق دیگرمهربانوست
مهربانها فکرمیکنندمهربانوکسی رادوست نداردیا
بین مهربانهای خانه فرقی می گذارددرصورتی که درست نیست
قلب مهربانومگرچقدرگنجایش دارد
#قلبش پرازعشق است اما کجا مهربانها می فهمند
#عشق درون #مهربانو #نمی میردمگراینکه مهربانوخودبدرودحیات گوید
عشق به پدر
برادر-شوهر-فرزند-نوه-برادرزاده-خواهرزاده
مگرقلب مهربانو چقدرگنجایش دارد
#بخاطرهمین عشق است که درصدبیشتری ازمهربانوهای ایرانشهری
به #قلب دردمبتلا هستند
بخاطر#عشق به مهربانها
همیشه به #مهربانوهای خانه-کوی-برزن-استان-
و#کشورمان احترام بگذاریم وهمیشه شاکرمحبت های #مهربانوهای ایرانشهرباشیم
درپایان:🌸همه ما باید #فمینیست باشیم🌸


https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw



🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🔴#فمینیست_کیست :
هر فردی، چه زن باشد و یا مرد، اگر به قوانین زن ستیز و مردسالاری اعتراض داشته باشد و با آن مبارزه کند به او فمینیست گفته می شود .
فمینیسم در پی زن سالاری نیست بلکه خواهان (برابری و حقوق انسانی) است.
فمنيست بودن به معنای ضد مرد بودن نيست. فمنيست بودن یعنی اعتراض به قوانين مردسالارانه و نگاه های اشتباه مردان...
فمینیسم جنبشی است برای پایان بخشیدن به زن‌ستیزی، استثمار و ستم جنسی." یعنی در پایان قرار نیست مثل مردان شویم، بلکه قرار است به ستم بر زنان، توسط ساختارهای سیاسی، و حتا گاهی توسط خود زنان، پایان بخشیم...

#بل_هوک

🌸🌸#همه_ما_باید_فمینیست_باشیم🌸🌸


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌸
🍃🌺🍂
🌿🍂
🌸
🔴#سیاست

#مفاهیم


قانون در تمام جوامع مدرن وجود دارد و معمولا بنیان حیات متمدن تلقی می شود.

با این حال، سؤالات مطرح شده درباره رابطه حقیقی و مطلوب بين قانون و سیاست - که بیانگر ماهیت قانون، عملكرد و دامنه مناسب آن است - بحث های عمیقی را موجب شده است.

نظریه پردازان #لیبرال قانون را ضامن اساسی ثبات و نظم نشان می دهند. نقش قانون حمایت از هر عضو جامعه در مقابل دیگر اعضا و جلوگیری از نقض حقوق وی است.

در این خصوص جان لاک (۱۶۳۲ - ۱۷۰۴) می گوید: «بدون قانون هیچ آزادی ای وجود ندارد.» بنابراین قانون باید بالاتر از سیاست باشد؛

یعنی برای همه شهروندان یکسان به کار رود و قوه قضائیه بی طرفانه آن را به اجرا گذارد.

با اعتقاد به این که هدف اصلی قانون حمایت از آزادی است، لیبرال ها همیشه اصرار داشته اند که حوزه صحیح قانون باید محدودشده باشد.

تفسیر کلاسیک این نظریه در «اصل زیان» جان استوارت میل (۱۸۰۶ - ۱۸۷۳) مطرح شده است: این عقیده که تنها استفاده مشروع از قانون جلوگیری از زیان رساندن به دیگران است.

در مقابل، #محافظه_کاران قانون را تا حد زیادی به نظم ارتباط می دهند، تا جایی که قانون و نظم مفهومی واحد و ادغام شده می گردد.

این وضعیت از دیدگاهی بدبینانه تر از سرشت بشریه، حتی دیدگاه هابزی، و این باور که ثبات اجتماعی وابسته به حیات ارزش ها و فرهنگ های مشترک است، اقتباس می گردد.
از این رو، پاتریک دولين (۱۹۶۸) می گوید که جامعه این حق را دارد تا اخلاق عمومی را به وسیله ابزار قانون به اجرا در آورد. این نظر با این بیان که، مثلا، جامعه حق دارد در مقابل اعمالی که اکثریت با آن موافق نیستند، نظیر هم جنس بازی و استفاده از مواد مخدر، از خود حمایت کند، آشکار فراتر از آزادی گرایی میلز می رود.
در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، راست جدید نیب موقعیتی بسیار مشابه در تمجید از فضیلت های اخلاقی سنتی و ارزش های گرفت، با این اعتقاد که این موارد را باید از طریق اقتدار و قانون حمایتی دیدگاه هایی جایگزین و انتقادی از قانون نیز مارکسیست ها، فمینیست ها و آب مطرح کرده اند.
#مارکسیست ها همواره می گویند که تعصبات طبقاتی در داخل سیستمی حقوقی به وجود می آید که به دنبال منافع مالکیت و کاپیتالیسم است .

#فمینیست ها قانون را به مردسالاری ارتباط داده و استدلال می کنند که قانون یکی از مهم ترین وسایلی است که از طریق آن سکوت و اطاعت زنان حفظ می گردد.
#آنارشیست ها نیز قانون را امری غیرضروری و ظالمانه می دانند و به ساختار یک جامعه بی قانون که تنها عقل و احساس بشری آن را تنظیم کند توجه دارند.

@Bookirancity

🌸
🍂🍃
🍃🌺🍂🌹
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌸
🔴#عکاسی

#سیندی_شرمن

یکی از بزرگ ترین #عکاسان #فمینیست جهان مجموعه ای دارد که مرز بین عکاسی و سینما است . این بار این عکاسی است که از #سینما تاثیر پذیرفته ، یه گونه ای که با دیدن هر عکس یاد یک صحنه از یک #فیلم نوآر می افتیم که نمی دانیم کی و کجا دیده ایم اما برایمان آشناست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#سیاست

#مفاهیم


قانون در تمام جوامع مدرن وجود دارد و معمولا بنیان حیات متمدن تلقی می شود.

با این حال، سؤالات مطرح شده درباره رابطه حقیقی و مطلوب بين قانون و سیاست - که بیانگر ماهیت قانون، عملكرد و دامنه مناسب آن است - بحث های عمیقی را موجب شده است.

نظریه پردازان #لیبرال قانون را ضامن اساسی ثبات و نظم نشان می دهند. نقش قانون حمایت از هر عضو جامعه در مقابل دیگر اعضا و جلوگیری از نقض حقوق وی است.

در این خصوص جان لاک (۱۶۳۲ - ۱۷۰۴) می گوید: «بدون قانون هیچ آزادی ای وجود ندارد.» بنابراین قانون باید بالاتر از سیاست باشد؛

یعنی برای همه شهروندان یکسان به کار رود و قوه قضائیه بی طرفانه آن را به اجرا گذارد.

با اعتقاد به این که هدف اصلی قانون حمایت از آزادی است، لیبرال ها همیشه اصرار داشته اند که حوزه صحیح قانون باید محدودشده باشد.

تفسیر کلاسیک این نظریه در «اصل زیان» جان استوارت میل (۱۸۰۶ - ۱۸۷۳) مطرح شده است: این عقیده که تنها استفاده مشروع از قانون جلوگیری از زیان رساندن به دیگران است.

در مقابل، #محافظه_کاران قانون را تا حد زیادی به نظم ارتباط می دهند، تا جایی که قانون و نظم مفهومی واحد و ادغام شده می گردد.

این وضعیت از دیدگاهی بدبینانه تر از سرشت بشریه، حتی دیدگاه هابزی، و این باور که ثبات اجتماعی وابسته به حیات ارزش ها و فرهنگ های مشترک است، اقتباس می گردد.
از این رو، پاتریک دولين (۱۹۶۸) می گوید که جامعه این حق را دارد تا اخلاق عمومی را به وسیله ابزار قانون به اجرا در آورد. این نظر با این بیان که، مثلا، جامعه حق دارد در مقابل اعمالی که اکثریت با آن موافق نیستند، نظیر هم جنس بازی و استفاده از مواد مخدر، از خود حمایت کند، آشکار فراتر از آزادی گرایی میلز می رود.
در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، راست جدید نیب موقعیتی بسیار مشابه در تمجید از فضیلت های اخلاقی سنتی و ارزش های گرفت، با این اعتقاد که این موارد را باید از طریق اقتدار و قانون حمایتی دیدگاه هایی جایگزین و انتقادی از قانون نیز مارکسیست ها، فمینیست ها و آب مطرح کرده اند.
#مارکسیست ها همواره می گویند که تعصبات طبقاتی در داخل سیستمی حقوقی به وجود می آید که به دنبال منافع مالکیت و کاپیتالیسم است .

#فمینیست ها قانون را به مردسالاری ارتباط داده و استدلال می کنند که قانون یکی از مهم ترین وسایلی است که از طریق آن سکوت و اطاعت زنان حفظ می گردد.
#آنارشیست ها نیز قانون را امری غیرضروری و ظالمانه می دانند و به ساختار یک جامعه بی قانون که تنها عقل و احساس بشری آن را تنظیم کند توجه دارند.


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه

#زادروز

تمام ما ، با درجاتی متفاوت، توسط جامعه ای که در آن زندگی میکنیم، شستشوی مغزی میشویم!

#دوریس_لسینگ

۲۲ اکتبر سالروز تولد دوریس لسینگ نویسنده #فمینیست انگلیسی و برنده جایزه #ادبیات_نوبل در سال ۲۰۰۷ میلادی است. او یازدهمین زن برنده جایزه نوبل ادبیات و مسن‌ترین برنده این جایزه (هنگام دریافت) بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#زادروز

امروز زادروز #سیمون_دو بووار
#فیلسوف و نویسنده #فمینیست و #اگزیستالیست فرانسوی است.سیمون دوبووار در سال ۱۹۸۶ در سن ۷۸ سالگی به خاطر ذات‌الریه از دنیا رفت. وی در کنار #ژان_پل_سارتر به خاک سپرده شده‌است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند

#سیندی_شرمن

یکی از بزرگ ترین #عکاسان #فمینیست جهان مجموعه ای دارد که مرز بین عکاسی و سینما است . این بار این عکاسی است که از #سینما تاثیر پذیرفته ، یه گونه ای که با دیدن هر عکس یاد یک صحنه از یک #فیلم نوآر می افتیم که نمی دانیم کی و کجا دیده ایم اما برایمان آشناست.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#معرفی_کتاب

▫️ اطاقی از آن خود
▫️▫️ ویرجینیا وولف


نطفه‌ی این کتاب به سخنرانی.های ویرجینیا وولف با عنوان "زن و داستان" در کمبریج بر می‌گردد.
وولف سه ماه صرف تصحیح نوشته.هایش کرد و عنوان کتاب را هم به "اطاقی از آن خود" تغییر داد و کتاب در سال ۱۹۲۹ منتشر شد.
نظر نویسنده این است که دلیل اینکه تعداد زنان رمان نویس تاکنون کم بوده بطور کلی ساختار خانه و خانواده است.
نوشتن در اطاق نشیمن آسان نبوده و نیست.
وی زنان را به نوشتن ترغیب می‌کند که نباید سعی کنند تا خودرا با معیارهای ادبی متداول که به احتمال قوی مردانه است منطبق کنند؛
باید زبان را بازسازی کنند تا سیال‌تر شود.

کتاب را با اما آغاز می کند. اعتبار سنت مقاله نویسی را که سنتی کاملا مردانه است به بازی می گیرد؛ راوی ای خلق می کند جدای از نویسنده.
ویژگی های نثر مدرنیستی را در مقاله نویسی تجربه می کند.
وولف در این کتاب مبتکر یک تفکر فمینیستی است و در عین حال از این کلمه به منزله برچسبی که بدفهمی های زیادی به دنبال داشت بیزار بود.

کلمه #فمینیست نخستین بار در ۲۷ آوریل ۱۸۹۵
در مجله آتنیوم در نقد کتابی مطرح شد با تعریف " زنی قابلیت جنگیدن برای کسب استقلال خود را دارد."

از ایراداتی که بر این کتاب وارد شده این است که وولف از طبقه مرفه و روشنفکر و نخبه گراست و به عامه زنان توجهی نمی کند و توجه او تنها معطوف به زنان نابغه ، نویسنده و هنرمند است.

جین مارکوس پژوهشگر برجسته می‌گوید :
اطاقی از آن خود نخستین متن مدرن نقد فمینیستی است؛ الگویی هم نظری و هم عملی از نقد فمینیستی سوسیالیستی.

فرازهایی از کتاب

اما ممکن است بگویید ما از تو خواستیم درباره زن و داستان سخن بگویی، این چه ربطی به اطاقی از آن خود دارد؟
زنی که می‌خواهد داستان بنویسد باید پول و اطاقی از آن خود داشته باشد.

هیچ می‌دانید در سال چند کتاب در باره زنان نوشته می شود؟ هیچ می دانید چند تا از این کتاب ها را مردان نوشته اند؟
واقعیتی شگفت‌آور بود و توضیحش دشوار،
این بود که جنسیت یعنی زن رساله نویسان خوب را نیز جذب می کرد.
همینطور رمان نویسان زبردست را و مردانی را که هیچ مدرکی ندارند و هیچ صلاحیتی ندارند جز اینکه زن نیستند.

پدیده بسیار عجیبی بود؛ پدیده ای خاص جنسیت مذکر.
ظاهرا زنان درباره مردان کتابی نمی‌نویسند.

از مجسم کردن مردانی که وقت خود را صرف نوشتن کتاب درباره زنان می کنند حیران شدم .
پیر بودند یا جوان؟ متاهل یا مجرد ؟
بینی سرخی داشتند یا پشتشان خمیده بود؟

به هرحال کم و بیش خوشایند بود که خود را اینگونه مورد توجه احساس کنی، به شرط آنکه این توجه صرفا از طرف آدمهای عاجز و علیل نباشد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity