🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#معرفی_کتاب

#بیا_دریا_شویم
#لئو_بوسکالیا
ترجمه #ناهید_ایران_‌نژاد
فلیس لئوناردو بوسکالیا (به ایتالیایی: Felice Leonardo Buscaglia) استاد دانشگاه، نویسنده و سخنران آمریکایی -ایتالیایی‌تبار- است. بوسکالیا در ۳۱ مارس ۱۹۲۴ متولد شد و در ۱۱ ژوئن ۱۹۹۸ در «گلنبروک» ایالت نوادا درگذشت. زمانی که بوسکالیا در دانشگاه USC تدریس می‌کرد، تخت تأثیر خودکشی دانشجویی قرار گرفت و شروع به اندیشیدن درباره آشفتگی انسان‌ها و معنای زندگی کرد، و کلاسی غیر رسمی را شروع کرد که آن را Love 1A نامید. این کلاس، مبنای اولین کتاب او به نام «عشق» شد. سبک سخنرانی پرتحرک او مورد توجه شبکه تلویزیونی پی بی اس (PBS) قرار گرفت و سخنرانی‌های تلویزیونی او محبوبیت زیادی در دهه 1980 پیدا کرد. بیشتر کتاب‌های لئو بوسکالیا در زمره کتاب‌های پرفروش زمان خود در آمریکا قرار گرفتند. لئو بوسکالیا به نام «دکتر عشق» (Dr. Love) نیز شناخته می‌شد.

این كتاب برای جویندگان عشق نوشته شده است؛ مردان و زنانی كه مشتاق تحقیق دربارة بهترین پدیده زندگی هستند. منظور این كتاب بیشتر «چگونه بودنِ» عشق است نه «چگونه عمل كردن». این كتاب آغاز و یا پایان واقعی ندارد، آغاز آن از هر نقطه‌ای امكانپذیر است؛ خواننده خود راهنمایِ خویش است. هر چند در این كتاب نظریات بی‌شماری طی مقالاتی ارایه داده شده است، عملاً در حقیقت همه یك واقعیّت را بیان می‌كنند و آن اینكه دوست داشتن امری آن قدر پیچیده، مرموز و دور از دسترس نیست.
با توجه به اینکه این کتاب تقریباً نایاب است و چاپ دوباره آن بسیار بعید است، برای اینکه ادمین کانالهای دیگر بتوانند وظیفه اصلی خود را انجام دهند، بدون هیچگونه نشان و نوشته و آدرسی برای بار اول اینجا قرار میگیرد. لطفاً برای توزیع این کتاب اقدام کنید.
@Bookirancity

🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#چکامه_پارسی

من از میان واژه‌های زلال
دوستی را برگزیده‌ام

آنجا که
برف‌های تنهایی
آب می‌شوند

در صدای تابستانی
یک دوست...


✍️ #ناهید_عباسی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#ناهید_دایی_جواد 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۹ آذر سالروز درگذشت #ناهید_دایی_جواد

( زاده ۲۸ اردیبهشت ‌‌۱۳۲۱ اصفهان -- درگذشته ۱۹ آذر ۱۳۹۶ اصفهان ) خواننده موسیقی سنتی

بانو ناهید، دارای مدرک لیسانس در رشته ادبیات فارسی از دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان بود. وی در سال ۱۳۵۵ با کیوان قدرخواه، شاعر و وکیل دادگستری ازدواج کرد و حاصل آن یک دختر بود. همسر وی در سال ۱۳۸۳ درگذشت.
وی در سال ۱۳۴۲ به استخدام آموزش و پرورش اصفهان درآمد و از سال ۱۳۵۵ تا سال ۱۳۷۴ که بازنشسته شد در دبیرستان‌های اصفهان به تدریس ادبیات و زبان فارسی و عربی مشغول بود. وی ۹ سال پیش از انقلاب از رادیو استعفا داد و از سال ۱۳۷۴ به بعد مشغول تدریس آواز ایرانی در آموزشگاه‌های موسیقی بود.
او در سال ۱۳۸۱ سه کنسرت در تهران در تالارهای وحدت، اندیشه، فرهنگ، با مشارکت کیان علی‌نژاد اجرا کرد و پس از آن به همراه «گروه ایراندخت» تور کنسرتی را در شرق ایالات متحده داشت. آخرین اجرای وی در خارج از کشور در بزرگداشت پیرنیا در لندن بود که به همراه گلپایگانی با همدیگر برنامه اجرا کردند.
وی چند سال با بیماری سخت زندگی کرد اما همچنان با روحیه به کار آموزش و تدریس موسیقی ادامه می‌داد. این هنرمند چند روزی بود که به گفته پزشک معالجش از بیماری رها شده و از تهران به اصفهان بازگشته بود تا به کار تدریس هنرجویانش بپردازد اما در یکشنبه شب ۱۹ آذر ۱۳۹۶ در حالی‌ که از آموزشگاه موسیقی نوا در باز می‌گشت، اتومبیلی که سرعت زیادی داشت با وی برخورد کرد و پس از انتقال به بیمارستان درگذشت.

آثار:
همکاری ناهید دایی جواد با ارکستر گل‌ها با جواد معروفی به شرح زیر است:
گل‌های رنگارنگ ۳۹۲ سه گاه قسم به خدا
گل‌های رنگارنگ ب۳۹۲ سه گاه قسم به خدا
گل‌های رنگارنگ ۴۲۱ مخالف سه گاه ناله بی اثر
گل‌های رنگارنگ ۴۵۷ شوشتری جنگ افسونگر
گل‌های رنگارنگ ۴۲۴ سه گاه آردیا پور
گل‌های رنگارنگ ۴۰۸ دشتی
گل‌های رنگارنگ ۴۰۳ افشاری
گل‌های رنگارنگ ۴۷۸ افشاری آیینه
گل‌های رنگارنگ ۴۷۷ چهارگاه چشم یاری
گل‌های رنگارنگ ۴۶۲ امتحان غزل حافظ
گل‌های رنگارنگ افشاری آتشین لاله
شاخه گل ۳۲۳ بیت ترک مثنوی
گل‌های صحرائی ۶۲ دشتی غروب کوهستان
شاخهٔ گل ۲۹۷ سه گاه قسم به خدا.
از وی حدود بیش از نود و دو آهنگ که در رادیو اصفهان ضبط شد با هنرمندانی چون: کسائی، جهانبخش پازوکی، سراج، شاهین، سلطانی، ساغری، مجاهد از سال ۴۱ تا ۵۷.
«ناله بی‌اثر» با شعر «رهی معیری»
«اشکم دونه دونه»
"آه سینه سوز"یا"دل بی نصیب" با شعر "امیل" و آهنگ جهانبخش پازوکی
«دستی نگیرد دست من» یا «ساقیا در را گشا» که به اسم «همراز»
تصنیف «مادر»
تصنیف «ساقی بیگانه» شعر از بهادر یگانه
غروب کوهستان از شهرتی زیاد برخوردار است.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#چکامه

من از میان واژه‌های زلال دوستی را برگزیده‌ام آنجا که برف‌های تنهایی آب می‌شوند در صدای تابستانی یک دوست...

✍️ #ناهید_عباسی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۴ آذر زادروز #ناهید_کبیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۴ آذر زادروز #ناهید_کبیری

( زاده ۴ آذر ۱۳۲۷ تهران ) شاعر و نویسنده

ناهید کبیری در رشته علوم اجتماعی در مقطع لیسانس از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. دوره‌های بازیگری تئاتر و گریم را در ایالت جورجیای آمریکا گذراند و در ایران دوره مربیگری یوگا را کامل کرد. او علاوه بر شعر چند رمان و داستان کوتاه نیز نگاشته است. داستان‌هایش غالباً به زبان ساده است و در بعضی قسمت‌ها شاعرانه می‌شود. هدف اصلی شخصیت‌های کتاب رسیدن به عشق و آزادی است که معمولاً آنها را به بن‌بست می‌کشاند. وی به نوع روایت و زاویه دید و تنوع در آنها توجهی ویژه دارد. بیشتر داستان‌های او با زاویه دید اول شخص و به صورت تک گویی درونی است.
او در مورد شعر دیدگاهی عاشفانه و اجتماعی و گاهی نیز فلسفی دارد.

اشعار:
لحظه‌ها در باد (۱۳۶۳)
آرزوهای پاییزی (۱۳۶۸)
غروبی‌ها (۱۳۷۲) در ستایش خورشید (۱۳۷۵)
دلخوشی‌های پراکنده (۱۳۷۸)
طرحی بر سنگ، شرحی بر سار (۱۳۸۱)
پنجره‌ای کافی است تا آفتاب شود (۱۳۸۶)
کلمه کلمه به سوی تو، ناشر: اچ اند اس مدیا، لندن (۱۳۹۴)

کتاب‌ها:
جمعه‌های بارانی
رؤیای شیرین
پیراهن آبی
مرا به بغداد نبرید
شبی که ستاره‌اش را گم کرده بود
شب و ستاره‌ها و سارا

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۹ آذر سالروز درگذشت #ناهید_دایی‌جواد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۹ آذر سالروز درگذشت #ناهید_دایی‌جواد

( زاده ۲۸ اردیبهشت ‌‌۱۳۲۱ اصفهان -- درگذشته ۱۹ آذر ۱۳۹۶ اصفهان ) خواننده موسیقی سنتی

بانو ناهید، دارای مدرک لیسانس در رشته ادبیات فارسی از دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان بود. وی در سال ۱۳۵۵ با کیوان قدرخواه، شاعر و وکیل دادگستری ازدواج کرد و حاصل آن یک دختر بود. همسر وی در سال ۱۳۸۳ درگذشت.
وی در سال ۱۳۴۲ به استخدام آموزش و پرورش اصفهان درآمد و از سال ۱۳۵۵ تا سال ۱۳۷۴ که بازنشسته شد، در دبیرستان‌های اصفهان به تدریس ادبیات و زبان فارسی و عربی مشغول بود. وی ۹ سال پیش از انقلاب از رادیو استعفا داد و از سال ۱۳۷۴ به بعد مشغول تدریس آواز ایرانی در آموزشگاه‌های موسیقی بود.
او در سال ۱۳۸۱ سه کنسرت در تهران در تالارهای وحدت، اندیشه، فرهنگ، با مشارکت کیان علی‌نژاد اجرا کرد و پس از آن به همراه «گروه ایراندخت» تور کنسرتی را در شرق ایالات متحده داشت. آخرین اجرای وی در خارج از کشور در بزرگداشت پیرنیا در لندن بود که به همراه گلپایگانی با همدیگر برنامه اجرا کردند.
وی چند سال با بیماری سخت زندگی کرد اما همچنان با روحیه به کار آموزش و تدریس موسیقی ادامه می‌داد. این هنرمند چند روزی بود که به گفته پزشک معالجش از بیماری رها شده و از تهران به اصفهان بازگشته بود تا به کار تدریس هنرجویانش بپردازد اما در یکشنبه شب ۱۹ آذر ۱۳۹۶ در حالی‌ که از آموزشگاه موسیقی نوا باز می‌گشت، اتومبیلی که سرعت زیادی داشت با وی برخورد کرد و پس از انتقال به بیمارستان درگذشت.

آثار:
همکاری ناهید دایی‌جواد با ارکستر گلها با جواد معروفی به شرح زیر است:
گل‌های رنگارنگ ۳۹۲ سه گاه قسم به خدا
گل‌های رنگارنگ ب۳۹۲ سه گاه قسم به خدا
گل‌های رنگارنگ ۴۲۱ مخالف سه‌گاه ناله بی‌اثر
گل‌های رنگارنگ ۴۵۷ شوشتری جنگ افسونگر
گل‌های رنگارنگ ۴۲۴ سه گاه آردیا پور
گل‌های رنگارنگ ۴۰۸ دشتی
گل‌های رنگارنگ ۴۰۳ افشاری
گل‌های رنگارنگ ۴۷۸ افشاری آیینه
گل‌های رنگارنگ ۴۷۷ چهارگاه چشم یاری
گل‌های رنگارنگ ۴۶۲ امتحان غزل حافظ
گل‌های رنگارنگ افشاری آتشین لاله
شاخه‌گل ۳۲۳ بیت ترک مثنوی
گل‌های صحرائی ۶۲ دشتی غروب کوهستان
شاخه‌گل ۲۹۷ سه گاه قسم به خدا.
از وی حدود بیش از نود و دو آهنگ که در رادیو اصفهان ضبط شد با هنرمندانی چون: کسایی، جهانبخش پازوکی، سراج، شاهین، سلطانی، ساغری، مجاهد از سال ۴۱ تا ۵۷.
«ناله بی‌اثر» با شعر «رهی معیری»
«اشکم دونه دونه»
"آه سینه سوز"یا"دل بی نصیب" با شعر "امیل" و آهنگ جهانبخش پازوکی
«دستی نگیرد دست من» یا «ساقیا در را گشا» که به اسم «همراز»
تصنیف «مادر»
تصنیف «ساقی بیگانه» شعر از بهادر یگانه
غروب کوهستان از شهرتی زیاد برخوردار است.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ناهیددایی_جواد

از زبان خودش

«دهه 20 جذاب‌ترین تفریح مردم در خانه‌ها رادیو بود. پخش موسیقی‌های دلنشین و اصیل از رادیو مرا به آواز علاقمند کرده بود، آن روزها بانو #دلکش در اوج شهرت بود و من صدای او را نه ولی تحریرهایش را تقلید می‌کردم. پدرم #عبدالباقی_دایی‌جواد به همراه #منوچهرسلطانی از شاگردان شاعر و نوازنده بنام، #ابوالحسن‌خان_صبا بود. پدر تا مدتی ویولن را از مرحوم #صبا فرا‌گرفت و بعدازآن می‌گفت که به‌اندازه #منوچهر استعداد ندارد و ازآنجایی‌که دیپلم بازرگانی داشت به تجارت پرداخت. مرحوم #صبا بسیار زیاد به پدرم سفارش می‌کرد که #ناهید را به رادیو بفرست. آن دوره گرچه خواندن برای زنان مانع قانونی نداشت اما قبح داشت و جامعه و عرف آن را نمی‌پذیرفت و اصفهان بانوی آواز‌خوان نداشت.»

#ناهیددایی‌جواد که در مسیر اصالت‌های هنری گام نهادن، او را به یکی از چهره محبوب معاصر در فرهنگ و هنر اصفهان بدل کرده است، اینگونه از آغاز فعالیت هنری‌اش سخن می‌گوید. او که در دهه 40 فعالیتش را از رادیو اصفهان آغاز کرده و اما نبوغ هنری‌اش خیلی زود وی را به رادیو ایران و برنامه‌های محبوب و خاطره‌ساز «گل‌های رنگارنگ» وارد کرد. گرچه در ابتدای زندگی در شهر اصفهان و البته دختر خانواده‌ای سرشناس بودن، ورود او به عرصه هنر را محدود می‌کرد.

او می‌گوید: «سال‌های کودکی‌ام در باغی چند جریبی در محله احمدآباد و کوچه پاچنار و مقبره دارالبطیخ یا به‌اصطلاح عامیانه دالبتی سپری شد، به همراه پدربزرگانم حسن و حسین دایی‌جواد زندگی می‌کردیم که تاجر چای و دخانیات بودند و در میدان عتیق و بازار حجره داشتند.»

در این باغ و نارنجستان چند جریبی با انبوه درختان میوه و آبنمایی بزرگ، رفت‌وآمدهای فراوانی نیز از میان رجال و بزرگان سالیان سال در جریان بود. ازجمله این رجال می‌توان از آیت‌ا... حسن مدرس تا ابوالحسن‌خان صبا نام برد که با حسن دایی‌جواد همنشین بودند.

«پدر پدرم، حسن دایی‌جواد اغلب حساب‌وکتاب تجارت‌ها و اقتصاد حجره و منزل را مدیریت می‌کرد و حتی به خاطر دارم که برای مبادلات تجاری با دوچرخه سفر می‌کرد. پدر مادرم حسین دایی‌جواد اهل معاشرت‌های بیرون از منزل و رفت‌وآمد در شهربانی و ادارات دولتی بود و به همت او نخستین اداره بلدیه در اصفهان راه‌اندازی شد.»

«از همان کودکی به آواز علاقمند بودم و تنها پدرم، حامی من در این راه بود و بقیه خانواده آن را قبح می‌دانستند. سال 1339 به‌تازگی دیپلم گرفته بودم. آن دوره #جهانبخش_پازوکی با رادیو اصفهان همکاری می‌کرد تا این‌که #هوشمندعقیلی و #جهانبخش_پازوکی در اصفهان کنسرتی را برگزار کردند و من در بخشی از آن مراسم، قطعه بردی از یادم بانو #دلکش را به همراه نوازندگی #جهانبخش_پازوکی اجرا کردم و گویا در آن مجلس، #سیروس_ساغری حضور داشت و بعد از اجرای من به پشت‌صحنه آمد و گفت که آهنگی به‌نام #غروب_کوهستان دارد و پیشنهاد داد که من آن را در رایو اجرا کنم.»

«قبول کردم و این آهنگ را با همکاری گروه #ارکستررادیواصفهان که متشکل از جهانبخش پازوکی، قدرت‌ا... راستی، سعادت نورده، علی ساغری، سیروس ساغری، جهانگیر بهشتی، جمشید شاهین و ابوالفضل سهیلی بود خواندم و ضبط شد، اما از جانب مادر و بزرگان خانواده ما اجازه پخش در رادیو را نداشت.»

«اینکه آوازخوانی در خانواده ما خوبیت ندارد، دختر اصیل و خانواده‌دار آواز نمی‌خواند، برای خانواده سرشناس #دایی_جواد قبح دارد که دخترشان آوازخوان باشد و ازاین‌دست صحبت‌ها، بگو‌مگو‌های خانواده ما شده بود و در این میان تنها مرحوم پدرم پشتیبان من بود.»

#ناهیددایی‌جواد ادامه می‌دهد: «پدرم ترتیب یک میهمانی خانوادگی مردانه را داد و همه بزرگان فامیل جمع شدند و همه یکصدا می‌گفتند که #ناهید باید ازدواج کند. دایی‌ام، جواد دایی جواد وکیل دادگستری بود و بسیار خوش‌صحبت. در آن میهمانی بابیان دلایل منطقی توانست همه را متقاعد کند که به من حق بدهند که خودم برای زندگی‌ام تصمیم بگیرم و با پایبندی به اصول و حفظ چارچوب‌های اخلاقی وارد عرصه هنر شوم.»

«سال 1341 قرار بود مسابقه آوازخوانی استان‌ها به میزبانی اصفهان و در ساختمان رادیو در خیابان شهناز (شمس‌آبادی) برگزار شود. از تمام شهرها شرکت‌کنندگان آمده بودند و در ابتدا قرار بود که مرحوم #تاج_اصفهانی به نمایندگی از اصفهان هنرنمایی کند اما بعد قرعه به نام من افتاد.»
« تجربه اول پشت میکروفن درحالی‌که مرحوم #گلپا، بانو #الهه و بانو #پوران را در لژ رادیو و پشت میز داوری می‌دیدم و تعداد صد تماشاچی و حضور شانزده موزیسین حرفه‌ای در سالن و انبوه شنوندگان رادیو در سراسر ایران، ترس مرا بیشتر می‌کرد.»
«ترانه #غروب_کوهستان را با ضرب #امیربیداریان و ویولن‌نوازی #جهانبخش_پازوکی اجرا کردم و به دید خودم بسیار اجرا بی‌کیفیتی بود. لرزش در صدا و کشدار شدن تحریرها؛ اما هیچگاه از یاد نمی‌برم که جمعیت حاضر دو دقیقه تمام تشویق می‌کردند و نخستین کسی که به من تبریک گفت؛ #ناصرحریری از نوازندگان بنام ویولن بود.»

و این آغازی بر فعالیت جدی‌تر #ناهید در هنر آواز می‌شود و در پی آن پیشنهاد فعالیت در رادیو ایران و برنامه‌های خاطره‌انگیز #گل‌ها و #رنگارنگ.

او دراین‌باره می‌گوید: «از این به بعد آهنگ‌های مشکل و سخت را به من می‌سپردند و ویژگی هنر من تحریرهایی بود که آن دوره کمتر استفاده می‌شد.»

«ظرف یک هفته بعدازاین اجرا #کلنل_وزیری و #حسین‌علی_ملاح قطعه‌ای در دستگاه چهارگاه ساختند و مرا دعوت به همکاری کردند. ماهی یک‌بار اجرا در رادیو تهران، حدود 15 اجرا در گل‌ها و 15 تا در رنگارنگ. گل‌های 392، 408 و گل‌های 323 را که قرار بود بانو #الهه و دیگر بانوان آوازخوان بخوانند به من سپردند.»

اما تفاوت عمده #ناهیددایی‌جواد با بقیه بانوانی که در برنامه گل‌ها اجرا داشتند این بود که او نخستین بانویی بود که آوازهای مثنوی را می‌خواند و پیش از او بقیه هنرمندان زن، ترانه‌خوان بودند.

#دایی‌جواد ادامه می‌دهد: «به خاطر دارم زمانی در دهه 40 جشن رادیو در هتل ونک تهران برگزار شد و بانو #دلکش از گوشه سالن به سمت من آمد و مرا در آغوش گرفت و گفت می‌دانستی صدای بسیار زیبایی داری و من در جواب گفتم شما آنقدر اسطوره من بودید که تنها در این آرزو بودم جواب سلامم را بدهید.»

#ناهیددایی‌جواد همزمان با فعالیت در رادیو با رتبه 21 کنکور در رشته ادبیات فارسی و رتبه دو در دانشکده تربیت‌معلم هم پذیرفته می‌شود. او می‌گوید: «در این دوره دیگر من شناخته‌شده بودم و زمانی که در تربیت‌معلم پذیرفته شد، برای پدرم پیام تبریکی با این عنوان که ورود دخترتان را به دارالمعلمان تبریک عرض می‌کنیم فرستاده شد و از این زمان مادرم هم خوشحال و راضی بود. همزمان به ورود به دانشگاه سرپرستی ارکستر و مراسم تشریفاتی دانشگاه و امور دانشجویی را به من سپردند و آن دوره با شرکت در جشنواره موسیقی شیراز و رضاییه (ارومیه) رتبه اول را کسب کردیم.»

«دهه 50 وارد آموزش‌وپرورش شدم و ابتدا دبیر پرورشی بودم که موسیقی و تئاتر کار می‌کردم و بعداً دبیری ادبیات فارسی در دبیرستان رودابه را به عهده گرفتم.»

«سال 1355 #کیوان_قدرخواه که نسبت فامیلی باهم داشتیم و تازه مدرک وکالت گرفته بود و در پاساژ کازرونی دفتر وکالت تأسیس کرده بود از من خواستگاری کرد. ابتدا قبول نکردم و به او گفتم چه ویژگی دارم که مرا انتخاب کردی؟ آوازه‌خوان هم که هستم! او گفت برای تمام ویژگی‌های خوبی که داری تو را انتخاب کردم.»

«آن زمان در محله عباس‌آباد ساکن شده بودیم و در همان خانه پدری جشن عروسی برگزار کردیم. حضور هزار نفر میهمانانی که نیمی از آنها دعوت نشده بودند و خودم آواز می‌خواندم و نوازندگان می‌نواختند و همه شاد بودند. یک عکاس آمریکایی از مجلس عکس می‌گرفت که بسیار تعجب کرده بود و می‌گفت فکر می‌کردم همه دختران ایرانی در مجلس عروسی خودشان می‌خوانند.»

#ناهیددایی‌جواد اما این روزها تنها از عشق و محبتی که مردم در دهه‌های مختلف نسبت به او داشتند یاد می‌کند و می‌گوید: «اگر راه درست را قدم برداریم، محبت خدا و مردم را نصیب خواهیم برد.»

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#هشتم_مارس_روز_جهانی_مهربانو

خواستم خیابانی بکشم
که در آن
گیسوان زنان سرزمین‌ام با باد
می رقصید
پلیس قانون آورد و نگذاشت
خواستم خانه ای بکشم
که در آنجا ارزش زن و اشیاء یکسان نبود شیخ کتاب کهنه اش را آورد و نگذاشت
خواستم مدرسه ای بکشم
کوچه ای
باغی
اتاقی
کنجی که برای زن قفس نباشد
یکی یکی آمدند
شرف با اسلحه
ناموس با خنجر
و سنن کهن با چاقو

تو ای زن محبوس سرزمین من!
در لابلای کدام کتاب؟
کدام قانون
کدام تبصره
در پی یافتن آزادی و عدالتی؟
به خیابان بیا و آنجا را تصاحب کن!
با قدمهایت به لرزه در آور
زمینی را که از آن تو نیست
و فریاد کن
هر آنچه را که لحظه به لحظه
در کنج کنج این سرزمین
از تو سلب میکنند
به خیابان بیا!
به خیابان بیا و آنجا را تصاحب کن!

#ناهید_وفایی

#هشت_مارس
#روز_جهانی_زن
#خشونت_سیستماتیک_علیه_زنان_ممنوع
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#روز_جهانی_مادر_گرامی_باد

بانو #ناهید_شیرپیشه مادر زنده یاد #پویا_بختیاری نیز به مناسبت روز جهانی مادر را بر همه‌ی مادران، بویژه مادران داغدار و دادخواه ایران‌زمین شادباش می‌گوید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity