🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_یک_کارگردان
روبر برسون (1999 - 1901)
Robert Bresson (1901 - 1999)
روبر برسون کارگردان و فیلمنامهنویس (۱۹۰۱، برومون لاموت، پوئی دُ دوم، 1999) در خانوادهای مرفه به دنیا آمد و تا ۸ سالگی در منطقهی کوهستانی و بکر اوورنی بزرگ شد. بعد با پدر و مادرش به پاریس رفتند. از سیزده تا هفدهسالگی لاتین و یونانی و تاریخ فلسفه میخواند و نقاشی میکرد. شیفتگی شهودی غریبی به نقاشی و همینطور موسیقی داشت و کمی بعد با مطالعهی ادبیات کلاسیک، با جهان زبان، کلمه و ریتم و همچنین با مقولات روانشناسانه و عقاید مذهبی گوناگون آشنا شد. وقتی سرانجام در آغاز دههی ۱۹۳۰ از نقاشی دست کشید بهسوی سینما آمد (میگفت «پس از سزان دیگر نمیشود نقاشی نویی کرد!») و طی این دهه پا به فضای حرفهای سینمای فرانسه گذاشت: در نوشتن فیلمنامه چند فیلم همکاری داشت، فیلم کوتاه امور عمومی (۱۹۳۴- کمدی صامت هجوآمیزی درباره یک دیکتاتور خیالی) را ساخت (فضا و رویکردی که هیچگاه تکرار نشد)، در باکرهی دیوانه (هانری دیامان برژه، ۱۹۳۸) دستیار کارگردان بود و چند روزی هم با رنه کلر در فیلم ناتمام هوای پاک (۱۹۳۹) همکاری داشت. با شروع جنگ جهانی به ارتش فرانسه پیوست، در ۱۹۴۰ دستگیر شد و یک سال و خردهای زندانی آلمانیها بود. در اردوگاه خود را به بیماری تب زد و هم راه زندانیان بیمار دیگر آزاد شد و به پاریس برگشت. تقریباً دو سال بعد نخستین فیلم بلند داستانی خود را با نام فرشتگان گناه (۱۹۴۳) ساخت. برسون بعدها ادعا میکرد دو فیلم اولش را دوست نمیدارد، چون در آنها ناگزیر به برخی قواعد سینمای داستانگوی کلاسیک که آنها را قراردادهای «تئاتر فیلم شده» میدانست تن داده بود. تعریف و تلقی او از «سینماتوگراف» اصیل، با شکل و روشهای سینمای مرسوم فاصله نجومی داشت و اصرار بیامانش برای خلق هنری که نه به ادبیات و تئاتر و نه به عکاسی وابسته باشد و صرفاً بهوسیلهی تصویر و مناسبات میان تصاویر شکل بگیرد شگفتانگیز مینماید. درواقع از خاطرات یک کشیش روستا (۱۹۵۰) است که سبک خاص، یگانه و زیبای سینمای او آفریده میشود؛ فضا و صحنهی فیلمهای برسون بسیار واقعی و خیلی خالی به نظر میرسند، بیهیچ اغراق یا زرقوبرقی در دکور و لباس و پسزمینه که اغلب یک لوکیشن واقعی معمولی است، بازیگران (یا به قول خودش «مدل»ها) کاملاً سرد و بیاحساس بازی (یا «زندگی») میکنند، موسیقی حضور بسیار کمرنگی دارد، فیلمبرداری ساده و نورها معمولاً طبیعی به کار میروند و تدوین بیرحمانه وقایع و زمان در خدمت ایجاز و خلاصه گویی افراطی در روایت، به نفع تمرکز و دقت در رمز و راز اجزاء مختلف انسانها، اشیاء و لحظهها و نگاه کار میکنند.
#RobertBresson
#روبر_برسون
کارگردانِ اهلِ #فرانسه
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_یک_کارگردان
روبر برسون (1999 - 1901)
Robert Bresson (1901 - 1999)
روبر برسون کارگردان و فیلمنامهنویس (۱۹۰۱، برومون لاموت، پوئی دُ دوم، 1999) در خانوادهای مرفه به دنیا آمد و تا ۸ سالگی در منطقهی کوهستانی و بکر اوورنی بزرگ شد. بعد با پدر و مادرش به پاریس رفتند. از سیزده تا هفدهسالگی لاتین و یونانی و تاریخ فلسفه میخواند و نقاشی میکرد. شیفتگی شهودی غریبی به نقاشی و همینطور موسیقی داشت و کمی بعد با مطالعهی ادبیات کلاسیک، با جهان زبان، کلمه و ریتم و همچنین با مقولات روانشناسانه و عقاید مذهبی گوناگون آشنا شد. وقتی سرانجام در آغاز دههی ۱۹۳۰ از نقاشی دست کشید بهسوی سینما آمد (میگفت «پس از سزان دیگر نمیشود نقاشی نویی کرد!») و طی این دهه پا به فضای حرفهای سینمای فرانسه گذاشت: در نوشتن فیلمنامه چند فیلم همکاری داشت، فیلم کوتاه امور عمومی (۱۹۳۴- کمدی صامت هجوآمیزی درباره یک دیکتاتور خیالی) را ساخت (فضا و رویکردی که هیچگاه تکرار نشد)، در باکرهی دیوانه (هانری دیامان برژه، ۱۹۳۸) دستیار کارگردان بود و چند روزی هم با رنه کلر در فیلم ناتمام هوای پاک (۱۹۳۹) همکاری داشت. با شروع جنگ جهانی به ارتش فرانسه پیوست، در ۱۹۴۰ دستگیر شد و یک سال و خردهای زندانی آلمانیها بود. در اردوگاه خود را به بیماری تب زد و هم راه زندانیان بیمار دیگر آزاد شد و به پاریس برگشت. تقریباً دو سال بعد نخستین فیلم بلند داستانی خود را با نام فرشتگان گناه (۱۹۴۳) ساخت. برسون بعدها ادعا میکرد دو فیلم اولش را دوست نمیدارد، چون در آنها ناگزیر به برخی قواعد سینمای داستانگوی کلاسیک که آنها را قراردادهای «تئاتر فیلم شده» میدانست تن داده بود. تعریف و تلقی او از «سینماتوگراف» اصیل، با شکل و روشهای سینمای مرسوم فاصله نجومی داشت و اصرار بیامانش برای خلق هنری که نه به ادبیات و تئاتر و نه به عکاسی وابسته باشد و صرفاً بهوسیلهی تصویر و مناسبات میان تصاویر شکل بگیرد شگفتانگیز مینماید. درواقع از خاطرات یک کشیش روستا (۱۹۵۰) است که سبک خاص، یگانه و زیبای سینمای او آفریده میشود؛ فضا و صحنهی فیلمهای برسون بسیار واقعی و خیلی خالی به نظر میرسند، بیهیچ اغراق یا زرقوبرقی در دکور و لباس و پسزمینه که اغلب یک لوکیشن واقعی معمولی است، بازیگران (یا به قول خودش «مدل»ها) کاملاً سرد و بیاحساس بازی (یا «زندگی») میکنند، موسیقی حضور بسیار کمرنگی دارد، فیلمبرداری ساده و نورها معمولاً طبیعی به کار میروند و تدوین بیرحمانه وقایع و زمان در خدمت ایجاز و خلاصه گویی افراطی در روایت، به نفع تمرکز و دقت در رمز و راز اجزاء مختلف انسانها، اشیاء و لحظهها و نگاه کار میکنند.
#RobertBresson
#روبر_برسون
کارگردانِ اهلِ #فرانسه
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته