Forwarded from Book_iran_city
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#التماس_تفکر

"بهشت یک فروشگاه زنجیره‌ای بزرگ ا

- تعریف بهشت:
جایی بسیار سرسبز و خرّم با نعمت‌های فراوان که نیکوکاران پس از رستاخیز در آن زندگی جاوید خواهند داشت. ارم، پردیس، جنان، جنت، خلد، دارالسلام، رضوان، مینو، نعیم، باغ عدن.

- تعریف فروشگاه زنجیره‌ای: مجموعه فروشگاه‌های بزرگی دارای مدیریت واحد که در سطح یک شهر، کشور یا چندین کشور پراکنده‌اند. در این فروشگاه‌ها اقلام و اجناس بسیاری به فروش می‌رسد.

روح حاکم بر زندگی انسان عصر مدرن برگرفته از نظام مصرف‌گرایی است. ما در این پارادایم، کار می‌کنیم تا بتوانیم پول جمع کنیم تا بتوانیم با آن پول از فروشگاه خرید کنیم. این معادله درباره‌ی بهشت هم صادق است: ما کار نیک انجام می‌دهیم، به این امید که ثواب جمع کنیم تا بتوانیم با آن ثواب وارد بهشت شویم و از مواهب و امکانات آن استفاده کنیم.

فروشگاه‌ها برای این که بتوانند ما را به خرید کالاهای خود ترغیب کنند، دست به دامن تبلیغات می‌شوند: "بهترین محصول سال"، "جوانی را با ما تجربه کنید"، "سلامت در گرو استفاده از این محصول است". اربابان بهشت‌فروش هم دقیقا از این ترفند استفاده می‌کنند: "بشتابید که در بهشت چشمه‌های آب زلال هست و خوردنی‌های فراوان و میوه‌ها و شراب‌های گوارا در ظروفی از طلا و نقره"، "برای داشتن پوست سالم، بدن خود را به نهرهای شیر روان و جوی‌های عسل در بهترین مناطق خوش آب‌وهوای بهشت بسپارید"، "آیا از زندگی جنسی خود ناراضی هستید؟ کافی است اشاره کنید تا حوری‌های باکره در پوشاکی از حریر و ابریشم، برای ارضای شما، نزدتان حاضر شوند." "کاخی دوبلکس با متراژ بالا، کلید نخورده، در آرام‌ترین محله‌ی بهشت، اوکازیون".
("ژان بودریار" در کتاب "جامعه‌ی مصرفی" می‌نویسد: 《خوشبختی که با حروف پر از رمز و راز در پس زمینه‌ی پیش‌پاافتاده‌ترین آگهی‌های بازرگانی از سفر به جزایر قناری گرفته تا خوشبوکننده‌ی حمام حک شده است، به نوعی مرجع مطلق جامعه‌ی مصرفی به حساب می‌آید و دقیقا معادل با رستگاری است.》)


فروشگاه‌ها از ابزاری به نام تخفیف در روزهای خاص برای جذب مشتری استفاده می‌کنند: "جمعه‌ی سیاه، حراج 70 درصدی"، "پاییزه‌ی لباس با 85% آف."
در منطق بازار بهشت هم همین مسئله نمایان است: "ثواب خواندن دو رکعت نماز در اولین شب ماه شوال، برابر است با هزار رکعت"، "آخرین مهلت بهره‌مندی از ثواب 100 حج، تا طلوع آفتاب فردا"، "روزه گرفتن در این سه روز، پاداش 50 هزار روز روزه گرفتن دارد".

فروشگاه‌ها برای برندینگ و شناساندن خود و این که از رقبا برتر هستند، بازاریاب استخدام می‌کنند. هر کدام از ادیان برای این که ثابت کنند بهشت آن‌ها نسبت به بهشت ادیان دیگر بهتر است، پیامبر استخدام می‌کنند.

با خرید، تو به گروه ثروتمندان می‌پیوندی، یعنی پرستیژ کسب می‌کنی. با اندوختن ثواب بیشتر در بهشت هم به گروه صالحان ملحق می‌شوی. یعنی همان کسب پرستیژ.

در فروشگاه و بهشت، هر چیزی به وفور یافت می‌شود. با کیفیت است و در دسترس؛ فقط در فروشگاه برای این که بتوانی محصولی بخری باید "پول" داشته باشی، در جهان پس از مرگ برای استفاده از امکانات باید "ثواب" جمع کرده باشی.

دو نمونه از بهترین توصیف‌‌ها از زیستن ملال‌آور در بهشت را "فئودور میخائیلوویچ داستایفسکی" و "ژان پل سارتر" به دست داده‌اند:
- 《به او کلیه‌ی رضایت‌مندی‌های اقتصادی را اعطا کنید، به گونه‌ای که دیگر هیچ کاری جز خوابیدن، خوردن کلوچه و گذرانیدن عمر نداشته باشد. او را از تمام خوبی‌های روی زمین سرشار کنید، و او را تا فرق سرش در خوشی غوطه‌ور سازید: حباب‌های کوچکِ در سطح این خوشبختی، مانند سطح آب، خواهند ترکید.》
"کتاب: یادداشت‌های زیرزمینی"

-《آدم‌ همان‌طور که دچار امراض می‌شود، دچار عقاید هم می‌شود‌. دروغی بزرگ‌تر از خوشبختی نمی‌توان یافت. آدمی به ظاهر آن خیره می‌شود بدون این که بتواند جانور مهیبی را که در آن پنهان است ببیند.》
"کتاب: تهوع"

باید مطلب را به پایان برسانم چون محدودیت کاراکترهای تلگرام نمی‌گذارد بیش از این ادامه دهم. لطفا خودتان با پیدا کردن شباهت‌های بیشتر بین زندگی تکراری پر از ابتذال در بهشت و چرخه‌ی خرید و مصرف، این جستار را به اتمام برسانید.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#معرفی_هنرمند_نقاش 🎨


#جبران_خلیل_جبران ۱۹۲۵

▪️Gibran Kahlil, c. 1925


اثر هنری The Greater Self از سال ۱۹۱۶ نمونه ای از ترکیبات بازتولید شده در این جلد است. فیگورهایی که مفاهیم تمثیلی و نمادین را نشان می‌دهند در فضایی غیرفضایی ارائه می‌شوند و ویژگی‌های آن‌ها پنهان است. آنها بدون جنسیت هستند و خارج از زمان در فضایی برزخی وجود دارند که در آن فقط مفهومی می تواند رشد کند. رافائل از این آثار می گوید: « خلیل جبران یکی از هنرمندانی است که درگیر کشمکش بین قدیم و جدید یا همان طور که در زمان های دیگر این کشمکش را نوسان گرایش های کلاسیک و رمانتیک در هنر می نامیدند . جبران همچنین گرفتار مبارزه ای است که مشکل اصلی جهان امروز است، بازسازی دورانی که میراث فنا ناپذیر دنیای باستان، سنت های کلاسیک را با گرایش های همیشه در حال تحول و نوسان در هنر که جوهر را تشکیل می دهد، تنظیم می کند. رمانتیسم واقعی .»

جبران در آغاز قرن حاضر خود را در پاریس یافت. او شروع به آزمایش با رنگ روغن کرد تا برخی از احساسی ترین و موفق ترین آثار خود را خلق کند. "پاییز" از سال (۱۹۰۹) در [Salon de Printemps در Societe Nationale de Beaux-Arts ] در پاریس نمایش داده شد. شناخت این قطعه نشان دهنده انحراف از ماهیت نرم و اثیری آثار هنری قبلی بود. جبران در این اثر نیم تنه برهنه زنی را با موهایی به رنگ برگ های پاییزی نقاشی می کند. مثل اینکه در حال استراحت است به عقب خم می شود، بازوی چپش روی سرش جمع شده است. جبران در این مدت قدردانی عمیق تری از رنگ و ماهیت معنوی آن پیدا کرد. یکی دیگر از نقاشی‌های رنگ روغن مربوط به سال ۱۹۱۲ با عنوان «آستین‌های گل رز» دارای یک پالت غنی مشابه است و شاعر اساطیری سافو، مخالف زن اورفئوس را به تصویر می‌کشد که دارای توانایی‌های موسیقیایی خدایی بود.

جبران همچنین دوستان، همکاران و اعضای خانواده را به تصویر کشید. او در ترجمه روح و شخصیت سوژه هایش به زبان تصویری مهارت داشت. یکی از طولانی ترین پروژه های او مجموعه ای از پرتره های شخصیت های فرهنگی تأثیرگذار از جمله کلود دبوسی (۱۸۶۲-۱۹۱۸)، آگوست رودن (۱۸۴۰-۱۹۱۷)، ادموند روستان (۱۸۶۸-۱۹۱۸)، توماس ادیسون (۱۸۴۷-۱۹۳۱)، فیلسوف کارل گوستاو بود. یونگ (۱۸۷۵-۱۹۶۱) و بازیگر سارا برنهارت (۱۸۴۴-۱۹۲۳). او همچنین دوستان نزدیکی مانند امین ریحانی (۱۸۷۶-۱۹۴۰)، نویسنده کتاب خالد و ... را به تصویر کشید . بخشی از سند تاریخی، بخشی خاطرات تصویری، این پرتره ها نشان دهنده توجه جبران به روان انسان و الهیات درون انسان است.
روابط صمیمانه جبران زیاد نبود، اما عمیق بود و برخی طول عمر او را طولانی کردند. مری هاسکل (۱۸۶۹-۱۹۵۳) شاید مهم ترین فرد در زندگی جبران بود. هاسکل و جبران که در دومین نمایشگاه جبران در بوستون توسط هلند دی معرفی شدند، برای مدت کوتاهی به دوستان و عاشقان سریع تبدیل شدند. جبران در زمان خود پرتره های زیادی از هاسکل کشید و نقاشی کرد که هر کدام بازتاب درک عمیق عاطفی او از شخصیت و روح او بود. او به او فداکار بود، و او در طول زندگی حرفه‌ای جبران، یک معتمد، شریک و حامی مالی برای جبران باقی ماند.
تصاویر هاسکل آرام و عاشقانه ترکیب شده است. صورتش با لبخندی آرام شد. او نوری بود که تاریکی درونی جبران را متعادل می کرد. زنان دیگری در زندگی جبران وارد آثار او شدند، از جمله شارلوت تلر (۱۸۷۶-۱۹۵۳) و امیلی میشل که جبران او را میشلین می نامید. در حالی که میشل در ترکیب بندی های شدید ظاهر می شود، تلر سوژه پرتره های پیچیده تری بود - موهای مشخص و گردن بلند او به راحتی قابل تشخیص هستند.

ایده خانواده برای جبران معنادار بود، اگرچه تلفات شدید زندگی او را رقم زد. جبران نزدیک خواهرش ماریانا بود که از بیماری که جان دو خواهر و برادر دیگرش را گرفت و مادرش را در اولین سال‌های اقامت در بوستون جان سالم به در برد. تجسم جبران از ماریانا لطیف و صمیمی است و پیوند نزدیک آنها را نشان می دهد. زن دیگری که بر روان جبران مسلط بود مادرش بود. کمیله جبران علیرغم مرگ نابهنگام، شخصیتی تأثیرگذار برای خلیل جوان بود. او چندین بار پس از مرگ او را به تصویر کشید. محققین دلبستگی جبران به مادرش را به احترام بیشتر نسبت به مادر جهانی یا مادر زمین، موازی با اعتقاد وی به تناسخ نسبت می دهند. به گفته جوزف آ فنیانوس، رئیس کمیته ملی جبران: جبران آرزو داشت که " در صلح و آرامش در خانواده ای متحد زندگی کند که در آن مادر خود جهان و حافظ زندگی است ."
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چـــکـــامـــه_پـــارســـی


▪️#رویان


گذشتم
از آن که خیال می‌کردم
برایم کافی بود.
میان سکوت بلند
ساکن شدم
درون خلسه
خیمه زدم
سنگ شدم
تا هزاره‌ای بگذرد
تا برف‌ها ببارند
و بهار
و شکوفه‌های سفید آلو
و سینه سرخ نشسته
بر تخت سینه‌ام
ترک بیندازد،
چنین هواخواه که می‌خواند

خود را یافتم:
سنگی،
نه یخبندان شکافتش
نه سیلاب خروشنده
به آوازی
گیاهی
در شکاف سینه‌ام شکفته


▫️ #مه_آ_محقق

▫️ #نقاشی: کریستاین رودا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

#جشن_امردادگان🥀

امرداد مه است سخت خرم
می🍷نوش پیاپی و دمادم.

یاد باد این سخت کوشی‌های ما
شاد باد آن باده نوشی‌های ما🍷

پیشاپیش جشن امردادگان شادباد💚🤍❤️
.
اَمُرداد فرشته جاودانگی و بی‌مرگی است.
واژه اوستایی امرداد امرتاته است که به معنی بی‌مرگی است.
ایوان خانه‌ای كاهگلی در حوالی آتشكده یزد نقشی را می‌بینیم كه در بالای ایوان ترسیم شده‌است و شیر كه صورت تمثیلی این ماه می‌باشد با شمشیری از درخت سرو كه در باور ایرانی جایگاهی بس ارزنده دارد پاسداری می‌نماید.
در همان نگاه نخست پیداست كه این نقش می‌تواند امرداد امشاسپند باشد و به وظیفه او در قبال گیاه اشاره شده‌است.
اَمِرِتات نام هفتمین روز و پنجمین ماه زرتشتیان است.
این واژه به نادرستی مرداد که در معنی مرگ و مردن و تباهی است خوانده و آمده‌است چنانچه درست آن امرداد است که به معنی بی‌مرگی و جاودانگی است.

امرداد مه است سخت خرم
می🍷نوش پیاپی و دمادم.

یاد باد این سخت کوشی‌های ما
شاد باد آن باده نوشی‌های ما🍷

پیشاپیش جشن امردادگان شادباد💚🤍❤️
.
اَمُرداد فرشته جاودانگی و بی‌مرگی است.
واژه اوستایی امرداد امرتاته است که به معنی بی‌مرگی است.
ایوان خانه‌ای كاهگلی در حوالی آتشكده یزد نقشی را می‌بینیم كه در بالای ایوان ترسیم شده‌است و شیر كه صورت تمثیلی این ماه می‌باشد با شمشیری از درخت سرو كه در باور ایرانی جایگاهی بس ارزنده دارد پاسداری می‌نماید.
در همان نگاه نخست پیداست كه این نقش می‌تواند امرداد امشاسپند باشد و به وظیفه او در قبال گیاه اشاره شده‌است.
اَمِرِتات نام هفتمین روز و پنجمین ماه زرتشتیان است.
این واژه به نادرستی مرداد که در معنی مرگ و مردن و تباهی است خوانده و آمده‌است چنانچه درست آن امرداد است که به معنی بی‌مرگی و جاودانگی است.
در ادبیات مزدیسنا امرداد امشاسپندی است که نگهبانی نباتات با اوست و هئوروتات امشاسپند(خرداد) نگهبان آب همراه همیشگی اوست.
این نام در اوستا صفتی است برای اهورامزدا، نماد زوال ناپزیری و پایندگی اما در جهان خاکی نگهبان رستنی‌ها و گیاهان است.
امرداد روز در امرداد ماه که روز هفتم است جشن امردادگان می‌باشد و به تاريخ خورشيدی برابر ۳ امرداد ماه است اين جشن متعلق به امشاسپند امرتات که نماد جاودانگی و تندرستی و دير زيستن است.
واژه‌ی امرتات از سه بخش درست شده‌است:
اَ + مَر + تات که بخش نخست در زبان اوستایی پیشوند نفی است، بخش دوم از ریشه‌­ی مصدری «مَر» به معنی مرگ و بخش سوم پسوند كاملی، رسایی و سالمی را می‌رساند.
همانگونه که امرداد به معنی بی‌مرگی است، مرداد به معنی مرگ و نیستی است. بنابراین شایسته است که این واژه را امرداد بخوانیم و چون امرداد فرشته جاودانگی و بی‌مرگی است، در عالم جسمانی نگهبانی نباتات و روییدنی‌ها با اوست و در باورهای ایرانی در جهان خاکی نگاهبان و سرپرست گیاهان و رستنی‌ها به‌شمار می‌رود و همواره با خرداد در كنار هم جای دارند و «كمال» و «دوام» در جهان مینویی نیز از این دو امشاسپند است.

نیاکان ایرانی‌مان در این روز به باغ‌ها و کشتیزار خرم و دلنشین می‌رفتند و پس از نیایش اهورامزدا طی مراسمی این جشن را با شادی و سرور در هوای صاف و در دامن زاستار(:طبیعت) برگزار می‌کردند.
چون امرداد فرشته جاودانگی و بی‌مرگی است اين فرشته نماينده آخرين مرتبه فرهیختگی و کمال است.
فروزه‌های پاک فرشته امرداد و توجه او نسبت به آبادی زمين و پاکی و تمیزی و پاکیزگی به‌گونه مشروح بيان شد نظر به همان فروزه‌های پاک و پسنديده است که ايرانيان اين روز را جشن می‌گرفتند و به شادی می‌پرداختند و خود را برای پيروی از فرشته نامبرده آماده می‌ساختند.
#ابوريحان_بیرونی در برگ۲۵۰ ترجمه پارسی آثارالباقيه می‌نويسد:
امرداد ماه روز هفتم آن امرداد روز است و آن روز را بواسطه رخ دادن دو نام باهم جشن می‌گرفتند معنای امرداد آن است که مرگ و نيستی نداشته باشد امرداد فرشته‌ای است که به نگهداری گيتی و تربيت خوراک‌ها و دواها که اصل آن نباتات است و زایل کننده گرسنگی و زیان و بیماری می‌باشد موکل است.

روز امرداد از ماه امرداد برابر با ۳ امرداد در گاهشماری ۳۰روزه زرتشتیان، هفتمین روز از هر ماه، امرداد نام دارد.
واژه امرداد به معنی بی‌مرگی و جاودانگی است.
اما واژه مرداد به معنی مرگ و نیستی است.
پس #امرداد درست است.
هنگامی‌که در ماه امرداد، روز امرداد فرا می‌رسد، آن‌را جشن امردادگان می‌نامند.
درباره چگونگی برگزاری این جشن در زمانِ گذشته آگاهی چندانی در دست نیست.
اکنون در برخی از روستاها و شهرها، جشن امردادگان نیز برگزار می‌شود.
این جشن بیشتر در تالار آدریان یا فضایی همگانی برپا می‌شود و با اجرای برنامه‌هایی مانند نیایش، سرود، دکلمه و سخنرانی درباره جایگاه امرداد(جاودانگی) در راه شناخت و نزدیک شدن به اهورامزدا همراه است.
چو گفتار خردادش آمد به‌سر
همان‌گاه امرداد شد پیش‌تر
سخن گفت درباره رستنی
که زرتشت گوید ابا هر تنی
نباید به بیداد کردن تباه
به بیهوده برکندن از جایگاه
کزو آسوده مردم و چار پاست
تبه کردن او نه راه اهوراست.
✍️ #زراتشت‌نامه

روز اَمُرداد مژده داد بدان
که جهان شد به طبع باز جوان.
اَمُرداد مه است سخت خرم
می🍷 نوش پیاپی و دمادم.
✍️ #مسعود_سعدسلیمان

جشن امردادگان نماد سرزندگی، نامیرایی، جوانی و باور به رویش دوباره است.
جشن امردادگان در امرداد روز از امردادماه، روز هفتم ماه در گاهشمار یزدگردی برگزار می‌شد. اين جشن از آن امرتات و نماد جاودانگی و تندرستی و دير زيستن است.
امرتاتَـه یا اَمرَتات در اوستایی و اَمُردات در پهلوی به معنی بی‌مرگی است.
مرداد هم‌ریشه با مردن است و ،ا، آغاز آن پیشوند نایی(:منفی) است که معنی آن را به بی‌مرگی دگرگون می‌کند.
امرداد فرشته‌ی بی‌مرگی و جاودانگی و مرداد ديو نيستی و مرگ است.
در باورهای ایران باستان امرداد نماد پاکی و نگهبان گیاهان است که به آبادی زمين و پاکیزگی نگر دارد. بر پایه‌ی باورهای کهن، امرداد دشمن بیماری و گرسنگی است.
امروز آگاهی ما از این جشن ناچیز است. تنها می‌دانیم که جشن امردادگان در ایران باستان یکی از جشن‌های شاد بود. ایرانیان در اين روز تن پاکیزه می‌کردند، به گلستان‌ها، بوستان‌ها و کنار رودها می‌رفتند و پس از نيايش به درگاه اهورامزدا، اين جشن را با شادی و سرور در هوای پاک و دوستی با گیاهان برگزار می‌کردند و پاسدار زیست‌بوم(محیط‌زیست) بودند.
در نیپیک بندهش گفته شده که گل چنبک(زنبق) زرد از خانواده گل‌های سوسن که به آن زنبق رشتی هم می‌گویند، گل ویژه‌ی جشن امردادگان است.

✍️برگرفته از نَسک(:کتاب) #از_نوروز_تا_نوروز،
نوشته زنده یاد موبد #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ و آیین ایران‌زمین.

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


#آزادی

به واژه «آزادی» می‌اندیشم.واژه‌ای که با وات(بندواژه) اول الفبای پارسی آغاز می‌شود و با آخرین وات‌های(بندواژگان) آن پایان می‌یابد.

سپس فهمیدم که همه‌ی خواسته مردم ایران در میان این #آغاز و #پایان #نفهته است.
واژه «زاد» که میان «آ» و «ی» قرار دارد، فاعل مصدر «زادن» است.
همان فرآیندی که «زیستن» و «زندگی» را شدنی و ممکن می‌کند و در گونه ‌انسان، این «زن» است که فاعل فعل #زادن است.
بنابراین همیشه «زن»* در *«آزادی» و «آبستن زندگی» بوده است.

به امید #آزادی «ایران» و «ایرانی» از چنگال دین اهریمنی تازیان وحشی بیابانی و حکومت از هر نظر کثیف اسلامی .

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


#_آشنایی_با_سازها

خانواده سازهای کوبه ای

تیمپانی
طبل بزرگ (Bass)
طبل کوچک (Snare)
سنج
مثلت
قاشقک
تام تام (Gong)
دایره زنگی
گزیلوفون
ماریمبافون
گلوکن شپیل
ویبرافون
ناقوس

تنبک
ضرب زورخانه
دهل
دف
دایره (قاوال)
نقاره
گورگه
هنگ ، کاخن ، درام و پرکاشن و ...
📝 سازهای مورد استفاده در موسیقی دستگاهی :
تار
سه تار
عود (بربط)
سنتور
قانون
نی هفت بند
کمانچه
قیچک
رباب
تنبک
دف (دایره زنگی)
📝 سازهای زهی زخمه ای نواحی :
دو تار خراسان
تنبور لرستان
تمبوره تالش
تمبورک بلوچ
رباب 18 تار بلوچ
رباب 5 تار بلوچ
بینجو بلوچ
تمبیره نوبان هرمزگان
باغلاما ارومیه
تار آذربایجانی (آ.ش ، آ.غ)
قوپوز (اردبیل، آ.شرقی و غربی)
📝 سازهای آرشه ای نواحی :
سروز (قیچک) : بلوچ
کمانچه ها :نواحی مختلف ایران
ربابه خوزستان
📝 سازهای پوستی و کوبه ای
دهل سیستان
دمام بوشهر
دهلک (دکر) بلوچ
نقاره (مناطق ترک نشین)
دف کردستان ، اعراب
دایره(قاوال) آذربایجان
چاک هرمزگان
کرب مناطق مختلف
سنج بوشهری
کوزه تال بلوچ
ترکی مازندران
زنبورک ترکمن
قارقارک مناطق مختلف
📝 ساز های بادی :
ورورک
نی
نی لبک
سوتک
قرنه مازندرانی
دوزله کردستان
نی جفتی هرمزگان
نی انبان بوشهر
سرنا خراسان ، کرمانشاه
کرنا فارس
بالابان (مناطق ترک نشین)
نفیر
شیپور

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

هی می‌دوی از چشمم
هی می‌تپم در نگاه‌ات
عضله سرخی
که قلب می‌شود در مشت

می‌روم تا نبینی
در به هم ر ی خ ت گی / این خانه
این پنجره
که هی می‌رود و نمی‌رسد به ماه
از ابرهای در صف
با بال‌های عریان
از درد
تا درد
بر سر انگشتانم
نیش می‌زنی مدام
و سطرها
از هر جهتی رو به تو
قدم می‌زنم
نمی‌نویسد این خودکار
ق
ط
ر
ه
ای می‌روید از چشمم
سیاااااآه

تو
تو
آ اااا نِ خودم

این منم ایست گاه
آخرین زن‌اش
سر بر شانه‌هام


▫️ شعری از مریم حشمت‌پور
▫️ عکس: ک. سیمپا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏

#بر_روان_وفروهر_پاکان_ونیکوکاران_درود_وستایش_باد


این اوّلین ماشینی است که شاه ، حدود شصت سال پیش به بهمن‌بیگی داد. بهمن‌بیگی با این ماشین در جنگل‌های کهکیلویه و بویراحمد می‌رفت تا مدارس را بازرسی کند. در این‌جا این دانش‌آموز که مریض بود، فهمید که به مدرسه‌اش بازرس آمده و او را ندیده است. از جنگلی که سکونت داشت، پایین می‌آید و جلوی ماشین بهمن‌بیگی را می‌گیرد که «آقای بازرس من را هم امتحان کنید.» همان‌طور که در عکس می‌بینید پاهای این پسر برهنه است. این پسر الآن دکتر «سامان نیک‌اقبال» و عضو پیوند اعضای خاورمیانه است. تابستان امسال ایشان و دکتر «ملک‌حسینی» که «بیمارستان پیوند اعضا» را دارند، ده‌هزارمین پیوند عضو را جشن گرفتند. در این جشن ده پروفسور نیز از ده کشور آمده‌بودند.
خاطراتی که هرگز فراموش نخواهد شد.
در دبیرستانی در شیراز که آقای دکتر "مهدی حمیدی" دبیر ادبیات آن بود ثبت نام کرده بودم. اولین انشا را با این مضمون دادند: دیوان حافظ بهتر است یا مولوی؟

برداشتم نوشتم: من یک بچه قشقایی از عشایر هستم. بهتر است از بنده بپرسید: میش چند ماهه می زاید؟ اسب بیشتر بار می‌برد یا الاغ؟ تا برای من کاملا روشن باشد. ... و تقریبا شرح مفصلی از حیوانات که جز لاینفک زندگی عشایر بود، ارائه دادم و قلمفرسایی کردم و در پایان نوشتم: من دیوان حافظ و مولوی را بیشتر در ویترین کتاب فروشی‌ها دیده‌ام. چگونه می‌توانم راجع به فرق و برتری این با آن انشا بنویسم؟

وقتی شروع به خواندن انشا کردم، خنده بچه‌ها گوش فلک ر ا پُر کرده بود؛ ولی آقای حمیدی فکورانه به آن گوش کرد و به من نمره بیست داد. در کمال تعجب و ناباوری گفت: اتفاقا این جوان، نویسنده بزرگی خواهد شد. ..
زنده‌یاد محمد بهمن‌بیگی
پایه گذار آموزش عشایر ایران
نویسنده کتاب "بخارای من، ایلِ من"
برنده جوایزی از سازمان یونسکو

اگر بهمن بیگی نبود؛
دشت پُر گل سنبل ایل، دشت پُر لاله و ریحان ایل، کویر و شوره زاری بیش نبود.
در ایل چراغی نمی‌سوخت، شمعی نمی‌افروخت.
ایل بود و شب، شب بود و ایل.
ایلی بزرگ به بزرگی تاریخ، شبی دراز به درازای تمامی یلداها.

اگر بهمن بیگی نبود؛
خزان برگ‌ریزان، برگ برگ درخت ایل را می‌ریخت، غنچه‌های نوشکفته را از هم می‌گسیخت و جلاد جهل مرد ایلی را به چوبه‌ی دار درخت نیستی می‌آویخت!

(برگرفته از صفحه الفبای معجزه‌گر)
موضوع انشا: بُز!

در دبیرستانی در شیراز که آقای دکتر "مهدی حمیدی" دبیر ادبیات آن بود، ثبت نام کرده بودم. اولین انشا را با این مضمون دادند: دیوان حافظ بهتر است یا مولوی؟

برداشتم نوشتم: من یک بچه قشقایی هستم. بهتر است از بنده بپرسید: میش چند ماهه می‌زاید؟ اسب بیشتر بار می‌برد یا خر؟ تا برای من کاملاً روشن باشد!

تقریبا شرح مفصلی از حیوانات که جزء لاینفک زندگی عشایر بود، ارائه دادم و قلم‌فرسایی کردم و در پایان نوشتم: من دیوان حافظ و مولوی را بیشتر در ویترین کتاب‌فروشی‌ها دیده‌ام. چگونه می‌توانم راجع به فرق و برتری این با آن انشاء بنویسم؟

وقتی شروع به خواندن انشا کردم، خنده ی بچه‌ها گوش فلک را پر کرد، ولی آقای حمیدی فکورانه به آن گوش کرد و به من نمره بیست داد. در کمال تعجب و ناباوری گفت: اتفاقاً این جوان، نویسندهٔ بزرگی خواهد شد...

📚بخارای من ایل من
✍🏻 #محمد_بهمن‌بیگی
نویسنده و بنیانگذار آموزش و پرورش عشایری

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

❐ غزل غزل‌های سلیمان ترجمه‌ی احمد شاملو :


سرود دوم

" من گلسرخ شارون، نرگس خندان و سوسن دره‌ام "

" چون سوسن دره درمیان خاروبنان ،
دلارام من در صف باکرگان هم از آن گونه است. "


" چون درخت سیب میان درختان جنگلی،
دلدار من در صف همگنان، هم از آن گونه است. دوست می دارم به سایه اش بنشینم.
و میوه اش در کام جانم چه گواراست !

دلدار من مرا به میکده رهنمون شده است
و بر سر من ، محبت ، درفش اوست
آه ! اینک منم از عشق نالان و، درمانده.


نیروهای مرا به گرده‌های کشمش تقویت دهید
و جان مرا به سیب عطر آگین تازه کنید
که من بیمار عشقم.

اینک نوجوان جمیلی که منش دوست می دارم !
دست چپش زیر سر من است
و بازوی راستش مرا تنگ می فشارد. "


" ای دختران اورشلیم ! شما را
به غزالان و ماده آهوان دشت سوگند می دهم دلارام مرا که خوش آرمیده است بیدار مکنید
و جز به ساعتی که او خود خواسته از خواب
برنیانگیزید."


" آواز محبوب من است این که می شنوم .

اینک اوست که از شتاب خویش شتابان است.
از بلندی ها و پشته ها جهان .
محبوب من آهو بچه‌ئی نوسال است که شیر از پستان ماده غزالان می نوشد .

درپس دیوا ما ایستاده است
از دریچه نظاره می کند

و از پشت چفته‌ی تاک در من می نگرد،
محبوب من مرا آواز می دهد :

" برخیز ـ ای که عزیز منی و درچشم من زیبائی !
برخیز و بیا
نگاه کن که زمستان گریخته است. فصل بارانی به آخر رسیده است و گذشته ،
و روزگار سرود و دستان باز آمده است.

نگاه کن که گلها بر سراسر خاک رسته اند.
بهار نو باز می آید
و آواز قمری در ولایت ما شنیده می شود.
جوش سرخ میوه‌ی نو بر انجیر بن نشسته است
و خوشه‌های به گل نشسته‌ی تاک ، بوی خوش می پراکند.

برخیز و بیا ـ ای که عزیز منی ! - برخیز و بیا. برخیز، ای کبوتر من که در شکاف صخره ها لانه داری ، ای کبوتر من که در جای های بلند می نشینی !
بیا که مرا از دیدار روی خود شادمانی بخشی و ازشنیدن آواز خویش شکفته کنی.
که صدای تو دلربا است
و روی تو دلربا است
در برترین مقامی از دلربایی .

" دلدار من از آن من است و ، من از آن اویم، به تمامی.
همچون شبان جوانی که گله اش را در سوسن زاران به چرا می برد
و روباهان جوانسال، که تاکستان های پرگل را تاراج می کنند -
دلدار شاهوارم رمه‌ی بوسه هایش را در سوسن زاران من به گردش می برد،
رمه‌ی بوسه هایش را در تاکستان من به گردش می برد.
روبهکان را از برای من به دام افکنید !
شبان جوان را گرفته به سوی من آرید !


" به هنگامی که نسیم عطر آگین شامگاهی برمی‌آید
و سایه های دراز، برخاک، رنگ می شود
شتابان به سوی من آ، ای دلدار بی‌همتای من !
شتابان به سوی من آ، ای شیرخواره‌ی ماده غزالان !
از دل کوهساران درهم و آبکندهای بتر، شتابان بسوی من آی ! "

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼

#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید

▪️Pink Floyd _ Animals

#_ادامه_پست_قبلی

▪️تور

این آلبوم، موضوعِ اصلی تورهای بشخصه شده بود. تور/کنسرتی که همان روزِ انتشارِ آلبوم در دورتموند آغاز شده بود. برگزاری این تور، ماه فوریه در اروپا، ماه مارس در بریتانیا، مدت سه هفته در ایالات متحده (آوریل و می) و سه هفتهٔ دیگر نیز در ماه‌های ژوئن و ژوئیه در ایالات متحده ادامه یافت.
در هنگام اجراهای گروه خوک‌های بادکنکی بر فراز جمعیت به حالت شناور به حرکت درآورده می‌شدند و برای اجراهای دیگر نیز با خوک‌های بدلی (اما قابل انفجار) جایگزین می‌شدند.

برای تورهای این آلبوم، دو نوازنده‌ی فصلی؛ با نام‌های «اسنوی وایت و دیک پری» به گروه اضافه شدند. اما در این دوره روابط میان اعضای گروه شوریده شده بود. واترز به تنهایی خود را به مکان اجرا می‌رساند و به محض اینکه اجرای گروه به سر می‌رسید، صحنه را ترک می‌کرد. رایت هم در یک زمان به انگلستان عزیمت کرد و تهدید کرد که از گروه جدا می‌شود. ظرفیت سالن‌ها نیز برای گروه یک مسئله بود، مسئولین برگزاری ادعا می‌کردند که به میزانِ ۶۷۰۰۰ نفر در ورزشگاه سلجر فیلد فروش داشته‌اند، اما واترز و اُروک به این رقم مشکوک بودند. آن‌ها یک وکیل، عکاس و بالگرد را استخدام کرده، و فهمیده بودند که تعداد حضار ۹۵۰۰۰ نفر بوده و یک کمبود مالی به ارزش ۶۴۰٬۰۰۰ دلار وجود دارد.

پایان این تور به مرحله‌ای کم ارزش برای گیلمور تبدیل شده بود. او گمان می‌برد که تمام موفقیت‌هایی که به دنبالش بودند را بدست آورده‌اند و چیز دیگری در جلویشان وجود ندارد که بخواهند به آن بنگرند. در ژوئیه ۱۹۷۷ - روز آخر در ورزشگاه المپیک مونترآل - گروهی از هواداران پر سروصدا و هیجان‌زده که در ردیف اول حضار جا گرفته بودند؛ واترز را خشمگین کردند و وضع را بجایی کشاندند که واترز به صورت یکی از آن‌ها آب دهان پرت کرد. واترز از اجرا در استادیوم‌ها با تعداد حضار زیاد دپرس شده بود و از آن‌سو گیلمور نیز اجرا در سالن‌های کوچک‌تر که گروه قبل اجرا می‌کرد امتناع می‌کرد.

واترز بعدها با باب ارزین از حس بیگانگی‌اش در این تور سخن گفت و اینکه چگونه او گاهی‌اوقات احساسی شبیه به ایجاد یک دیوار برای جداکردن خود از حضار را داشته‌است. ماجرای پرتاب آب‌دهان بعدها پایه‌گذار مفهوم جدیدی شد و با آن مفهوم یکی از موفق‌ترین آلبوم‌های گروه با نام دیوار شکل گرفت.

▪️فهرست ترانه‌ها

« متن همهٔ ترانه‌ها توسط راجر واترز نوشته شده‌است.»

سمت نخست
۱. «خوک‌های بال‌دار بخش ۱» واترز واترز
۲. «سگ‌ها» دیوید گیلمور، واترز گیلمور، واترز

سمت دوم
۱. «خوک‌ها (سه خوک جورواجور)» واترز واترز
۲. «گوسفند» واترز واترز
۳. «خوک‌های بال‌دار بخش ۲» واترز واترز


دست‌اندرکاران پینک فلوید:
• دیوید گیلمور - گیتارها، گیتار بیس، تاک باکس، سینث‌سایزر، خواننده در نیمه اول «سگ‌ها»

• نیک میسن - درام، پرکاشن

• راجر واترز - گیتار بیس، خواننده اصلی در تمام آهنگ‌ها به جز نیمه اول «سگ‌ها»، گیتار آکوستیک و گیتار ریتم

• ریچارد رایت - ارگ هموند، پیانو برقی ورلیتز، پیانو برقی فندر رودز، هونر کلاوینت، پیانو، سینث‌سایزر، خواننده زمینه


گروه تولید:
• پینک فلوید
• برایان هامفریز - مهندسی صوت
• جیمز گاتری - رمسترینگ
• راجر واترز - طرح جلد
• استورم تورجرسن - طرح جلد (سازمان‌دهنده)
• اوبری پاول - طرح جلد (سازمان‌دهنده)، عکاسی
• نیک میسن - گرافیک
• پتر کریستوفرسن - عکاسی
• هاوارد بارتروپ - عکاسی
• نیک تاکر - عکاسی
• باب‌الیس - عکاسی
• راب بریمسون - عکاسی
• کالین جونز - عکاسی
• ای.آ.جی. آمستردام - طرح خوک‌های بادکنکی
• داگ ساکس - رمسترینگ
• اسنوی وایت - گیتار لید در «خوک‌های بال‌دار» (تنهادر ویرایش کارتریج ۸-آهنگه)

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼

#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید

▪️Pink Floyd _ Animals

#_ادامه_پست_قبلی

آهنگ بعدی”سگ‌ها” نام گذاری شده. می‌شد آن را “سگ‌ها، دو گونه متفاوت” نامید، چرا که ظاهراً ما در این آهنگ با دو صدای متفاوت رو به رو هستیم. به این معنا که دیوید گیلمور، گیتاریست گروه، قطعات اولیه‌ی ترانه را می‌خواند، و پایانِ آن با صدای راجر واترز به اتمام می‌رسد. همچنین دو روش متمایزِ تفکر آشکار می‌گردد. ترانه با سخنان سگِ پیر –سگی که نماینده‌ی کلیشه‌ای خود است، سگِ قاتل که تلاش دارد تا به مرتبه‌ی خوک برسد- که به سگِ دیگر برای پیشرفتش کمک مشورت می‌دهد آغاز می‌شود.

ترانه با این سطرها آغاز می‌شود: ” باید دیوونه باشی / باید بفهمی دقیقاً نیازت چیه / باید توی خیابون روی انگشت‌هات خوابیده باشی / باید بتونی با چشم بسته هم غذات رو پیدا کنی/ و بعد آروم و پنهونی حرکت کنی/ و بدون اینکه فکر کنی، تو لحظه‌ای که باید ضربه رو بزنی.” او تاکید می‌کند که فقط کسانی که “نیازشون رو می‌دونن” و دارای میلی بی‌پایان هستند می‌توانند سلسله مراتب را یکی پس از دیگری بالا بروند. ترانه پیشنهاد می‌دهد که برای رسیدن به موفقیت، باید مجذوبِ عطشِ بی‌حدِ قدرت شد. ترانه همچنین به نوعی قتل هم اشاره دارد. معیار اخلاقیِ “سگ، سگ را می‌خورد” که در آن تا زمانی که پول و قدرت حصول شوند، همه چیز عادلانه است. “سگ” موفق سگی است که هم مراقب شکار باشد، هم شکارچی.
بند بعدی ترانه توصیه‌ای دقیق است: پیروی کردن از قواعدی که قبلا وضع شده‌اند. ترانه با ورود تمام گروه ادامه می‌یابد، و با بافت موسیقیاییِ غنی، ما را دچار دو احساس متضاد می‌کند: “تسکین و غم”.

And after a while, you can work on points for style.
Like the club tie, and the firm handshake,
A certain look in the eye and an easy smile.
You have to be trusted by the people that you lie to,
So that when they turn their backs on you,
You’ll get the chance to put the knife in.



یه چند وقتی که گذشت، کم‌کم ریزه‌کاری‌های خوش‌تیپی رو یاد می‌گیری
مثلاً کراوات بزنی و درست و حسابی و محکم دست بدی
نگاهی مطمئن و لبخند راحتی داشته باشی
باید بذاری مردمی که بهشون دروغ می‌گی بهت اعتماد کنن
تا وقتی که پشتشون رو به تو می‌کنن
بتونی چاقو رو تا ته فرو ببری

فیل رز توضیح می‌دهد: “سگ نشان می‌دهد که مهاجم سرانجام موفق می‌شود شخصیت فریبکار و کاسب‌کار –که مشخصه‌ی آن نگاهی فریبنده در چشم‌های طرف مقابل، و لبخندی تصنعی که در صورت لزوم می‌توانند ظاهر شوند- را در خود جا بیاندازد. واترز اشاره می‌کند که این شیوه‌ای دل‌سردکننده برای زیستن است. سگ، برای این که از قافله‌ی رقابت جا نماند، باید همیشه حیله‌های جدیدی برای رو کردن داشته باشد، به هیچ کس اعتماد نکند، و هرگز مورد اعتماد قرار نگیرد. در نهایت، موجودی تنها و زیستی بیگانه از خویش.

رز اشاره می‌کند که راوی اول، – با به کارگیری ابزارهای موسیقیایی – تصمیم می‌گیرد که “سگ” جوان‌تر باید از این گونه زندگی دل سرد شود. نه از بابت این که از وحشت و توهمِ زندگی در امان نگه دارد، بلکه چون نباید برای سگ ارشد قیافه بگیرد، مقداری از حس رقابت و برتری جویی او را محدود کرده‌اند.

You gotta keep one eye looking over your shoulder.
You know it’s going to get harder,
And harder and harder as you get older.
And in the end you’ll pack up and fly down south,
Hide your head in the sand,
Just another sad old man,
All alone and dying of cancer.

همیشه باید نگاهی هم به پشت سرت داشته باشی
می دونی هرچی پیرتر می‌شی سخت‌تر و سخت‌تر می‌شه
و آخرش هم بار و بندیلت رو جمع می‌کنی و می‌ری جنوب
و سرت رو میون شن‌‌ها پنهون می‌کنی.
تو فقط یه پیرمرد درب و داغون دیگه هستی
که تو تنهایی خودش از سرطان می‌میره.

در حین اینکه سگ ارشد این پیشنهادات دلسرد‌کننده را می‌دهد، کم‌کم متوجه می‌شود که در حال توضیح واقعیت‌های زندگی خودش است. رز شرح می‌دهد که چگونه در سطرِ بعدی درک کاملِ پیشگوییِ سگ در مورد خودش شروع می‌شود. “شخصیت همچنان تهدید کننده‌ی سگ اول نه تنها با ورود آواز اصلی دوتایی، بلکه ا بازگشتِ آوازِ پشتیبانِ پس‌زمینه تصدیق می‌شود. او موقعیت ترسناک ایجاد شده توسطِ سگِ دوم را توضیح می‌دهد: افزایش حس پارانویا، که نتیجه نهایی کنش گذشته اوست.” (Rose, 65) سگ ارشد سرانجام متوجه می شود که شیوه‌های گذشته‌ی او به شدت بر زندگی و آینده‌اش تاثیر گذاشته است.

And when you loose control, you’ll reap the harvest you have sown.
And as the fear grows, the bad blood slows and turns to stone.
And it’s too late to loose the weight you used to need to throw around.
So have a good drown, as you go down, all alone.
Dragged down by the stone.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_فـــیـــلـــم📽

Ghostligh 2024


از ساخته های جدید، دیدن این فیلم از
ا سالیوان هم خالی از لطف نیست. فیلمی قابل تامل و شاید در دسته‌ی فیلم‌هایی باشه که عامه اونو حوصله سربر قلمداد می‌کنند.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣


امروزه علوم جامعه‌شناسی، تاریخ و روان‌پزشکی اثبات کرده‌اند که حماقتِ بشر، "عارضه" نیست بلکه یک "انتخاب" است.
#رضی‌الدین_طبیب
#نقاشی
سِلفی(خودبینی)، راهنمای مردم احمق است!
#اثر_آندره_آ گاتی(۲۰۱۶)

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎

امواج عنان گسسته دریا
افراشته قدی
با هجومی هولناک سینه بر سینه می‌کوفتند و با غرشی سهمگین چون کوه بر می‌شدند
آنجا
در فضای بیکران
و زمان بی‌پایان
طوفان با همه ی نیرو نفس میکشید
افسونگر‌، پیر قلم‌ مو به‌ دست
بر دریای آشفته بانگ زد
ایست!
اکنون
امواج تیره‌ی طوفانی
رام و خاموش به فرمان استاد
بر پرده نقش بسته‌اند.

▫️ شعری از هوهانس تومانیان
▫️ در برابر یکی از نقاشی‌های دریایی آیوازوفسکی
▫️ برگردان به پارسی: ه.ا. سایه و نادر نادرپور
▫️ نقاشی: موج نهم اثر معروف ایوان آیوازوفسکی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

یار پنهان، انیما و انیموس

جان ا. سنفورد

ترجمه نیوندی

برای درک درست این کتاب، در ابتدا لازم است با مفاهیم اولیه از طریق لینک بالا آشنا شد. تقریبا همه احساسات و اشتیاق به عشق داشته‌اند، از عشق کاملا جنسی گرفته تا عمیقا معنوی، و هر چیزی که در این میان وجود دارد، این کتاب باید با طیف گسترده‌ای از خوانندگان ارتباط نزدیک برقرار کند. چیزی که این کتاب را به یک کتاب مفید تبدیل می‌کند، بیان واضح و بی پرده خود سانفورد است. او به عنوان یک مشاور خردمند می‌نویسد و هرگز جزم اندیشانه، هرگز زورگو نیست، بلکه درست با شما و در کنار شماست. در تمام زمان ها. همانطور که دیگر منتقدان اشاره کرده اند، تعدادی کتاب یونگی وجود دارد که این موضوع را به طور عمیق بررسی می‌کند. اما این یکی نه تنها یک مقدمه عالی است، بلکه ارزش خواندن را دارد، حتی برای کسانی که به طور منطقی به تفکر یونگی مسلط هستند توصیه می شود.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
@Bookirancity یار پنهان.pdf
16 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

یار پنهان، انیما و انیموس

جان ا. سنفورد

ترجمه نیوندی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

یار پنهان، انیما و انیموس

جان ا. سنفورد

ترجمه نیوندی

برای درک درست این کتاب، در ابتدا لازم است با مفاهیم اولیه از طریق لینک بالا آشنا شد. تقریبا همه احساسات و اشتیاق به عشق داشته‌اند، از عشق کاملا جنسی گرفته تا عمیقا معنوی، و هر چیزی که در این میان وجود دارد، این کتاب باید با طیف گسترده‌ای از خوانندگان ارتباط نزدیک برقرار کند. چیزی که این کتاب را به یک کتاب مفید تبدیل می‌کند، بیان واضح و بی پرده خود سانفورد است. او به عنوان یک مشاور خردمند می‌نویسد و هرگز جزم اندیشانه، هرگز زورگو نیست، بلکه درست با شما و در کنار شماست. در تمام زمان ها. همانطور که دیگر منتقدان اشاره کرده اند، تعدادی کتاب یونگی وجود دارد که این موضوع را به طور عمیق بررسی می‌کند. اما این یکی نه تنها یک مقدمه عالی است، بلکه ارزش خواندن را دارد، حتی برای کسانی که به طور منطقی به تفکر یونگی مسلط هستند توصیه می شود.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
@Bookirancity یار پنهان.pdf
16 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

یار پنهان، انیما و انیموس

جان ا. سنفورد

ترجمه نیوندی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مــــــعــــــمـــــاری🏛


عشق به بانوى ايرانى و معمارى ايرانى.
تاج محل از پرآوازه ترين بناهاى جهان كه در سال 1632ميلادى به دستور شاه جهان ، پنجمين پادشاه مقتدر گوركانى كشور هندوستان ، در فراق همسر ايرانى اش "ارجمند بانو بيگم "معروف به "ممتاز محل " و بر فراز آرامگاه وى ، با الگوبردارى از معمارى و هنر ايرانى از جمله گنبد سلطانيه ساخته شد. شاه جهان ، ٣٥ سال پس از مرگ ارجمند بانو ديگر همسرى اختيار نكرد و به احترام ارجمند بانو ، مسلمان شد . جالب آنكه در ٨ سال آخر عمر توسط فرزند مشتركش با ارجمند بانو ، به دليل ولخرجى زياد براى بناى تاج محل به ديوانگى متهم و در قلعه سرخ آگرا زندانى شد. گفته ميشود در تمام اين مدت از فراز ديوار قلعه، تاج محل را نظاره و ميگريسته است . و پس از فوت دقيقا كنار همسر محبوبش ارجمند بانو و در زير گنبد تاج محل به خاك سپرده ميشود.ا
ين بنا تماما از سنگ مرمر سفيد و با الگو بردارى از معمارى ايرانى و به كمك معماران و هنرمندان ايرانى از جمله عيسى خان شيرازى و امانت خان شيرازى و به سرپرستى معمار برجسته آن دوران يعنى احمد لاهورى طى مدت ٢٢ سال و با استفاده از بيست هزار كارگر و استادكار زبردست ساخته شد.

#_پاینده_ایران

#_آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity