🔴#دانستن ما همان ندانستن بود
میفهمیدیم اگر نمیفهمیدیم
بیدل دهلوی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
میفهمیدیم اگر نمیفهمیدیم
بیدل دهلوی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
🔸دمی با ستارهی سپهر سخن #صائب_تبریزی
یکی از نامدارترین گویندگانِ ایرانیِ سخنِ پارسی که برآمد و فروشدِ زندگیاش همزمان با چرخهی فرمانروایی خاندان صفوی بود «صائب تبریزی» است. وی نامدارترین و برجستهترین سخنپردازِ شیوهی هندی در ایران بوده و پس از او کمتر کسی تا بدینپایه بالا آمده و پدیدار گشته است.
درباره آنچه که شیوهی هندی نامیده شده و نامبردار گشته باید گفت که پوشیدهگویی و رازآلودی و در پرده سخن گفتن ویژگی و رویکردِ بنیادینِ نمایندگان و رهروانِ این راه بوده است. آنها بر این بودند که گفتنیها به صد زبان گفته شده و دیگر زمینهی ناگفته و سخنِ ناسرودهای نمانده که بدان پرداخته شود! پس آمدند و روی به نازکاندیشی و پیچیدهگویی آوردند تا هم هنری به کار برده باشند و هم سخنی ساز کرده باشند که سرشتِ آدمی را بدانسو کششی باشد و به دل بنشیند. ولی افسوسمندانه این راه و رهیافتِ نوین فرجامی خوش نداشت و به شوندِ رازآلودگیهای بیاندازه و پیچشهای توانفرسا پی گرفته نشد و مگر در میانِ افغانان و تاجیکان ماندگار نماند! و در ایرانِ ما بهویژه پژواکی شایسته و بازتابی بایسته نیافت.
صائب با چیرهدستی چهرهی سخن را تراش داده و به آرایههای زیبا آرایش داد و چنان سخن گفت که پی بردنِ بدان اندکی دشوار مینمود. گویا در آن زمانه این رویکرد پذیرهی مردمانِ دیرپسند و زیبابین و باریکاندیش بود!
از این گذشته چامههای درازآهنگ «بیدلِ دهلوی» که پیشوای این روشِ تازه در پهنهی سخنِ پارسی است و بر چکادِ این روش نشسته و پیشاهنگِ این راه و نمایندهی نخستِ این رویکرد است بسیار دیریابتر و پیچیدهتر است. چندان که بر سر دریافتِ آماج ناپیدا و خواستهی پنهان وی در این پاره از سخن نغز و شگرفش که گفت: «حیرت دمیدهام گل داغم بهانهایست / طاووس جلوهزار تو آیینهخانهایست» میانِ بیدلشناسانِ کمشمار و کمنمای ایران هنوز پیچش و گفتگو است!
سخن صائب ولی نزدیکتر و آسانیابتر است که نگاه و نگرهاش ایرانی بوده و بیخ و بن و کیانِ سخناش رنگی آشنا از فرهنگِ دیرسال و دیرپای ایرانی داشته است. چه اینکه نیاکانش تبریزی بودهاند و بود و باشاش در اصفهان و به فرجامِ کار نیز شولای هستی در همانجا از بر و دوش بیانداخت و تنِ رنجورش هم در آنجا آرام گرفت.
سرودههای این سخنگوی راستین نوازشگر و روانبخشِ هر جانِ روشنی است که سر بر آستانِ سروریاش بساید و درودی برساند و زانوی خاکساریای بر زمین بزند. همو که سرایندهای بود آزاده و پاکدامن که ستایشِ هیچ خودکامهای نگفت و در دامنِ هیچ زبردستِ زورگویی نیاویخت و همچون آن آزادهی آوارهی «یمگان دره» پیرِ دانای قبادیان «ناصر خسرو»: «قیمتی دُرِ لفظِ دری را به پای خوکان نریخت» و مانندِ کاسهلیسان و چاپلوسان و چرب زبانانِ دریوزگیِ نابزرگانِ بالانشینِ ستمکار و بیخرد را نکرد و دین و آییناش را دستمایهی آب و آوازه نساخت! و به گفتهی گردآورندهی نواندیش و سخنشناسِ آسیای میانه «ملیحای سمرقندی» در نسکِ «مذکرالاصحاب» سرشتی پاک و منشی ستوده و روشی پسندیده داشت.
سخنسرای سترگِ ما صائب تبریزی که به کیشِ شیعی دلبسته بود در جاهای بسیاری از آفرینشهای هنریاش گوشهی چشمی به این وابستگیها نشان میدهد.
آنسوتر در دربارِ گورکانیانِ هند زبان و گویشِ پارسی جایگاهی نمایان داشت و سرایندگانِ سنجیدهگو و اندیشهور که با سرایشِ پارههایی هنرمندانه و خردمندانه تلنگری به روانِ زیبااندیشِ آدمی میزدند از پذیرش و پیشوازِ ویژهای برخوردار بودند.
در میانِ پژوهندگان و ادبدوستان دستهای دیگر برآنند که این شیوه دستمایهی برآمدنِ گونهای سرایشِ دشوار و دور از دسترسِ اندیشه گردید که هنرش تنها پیچیدهگویی و بازی با واژههاست بی هیچ دریافت و پیامِ تازهای!
همانها اینگونه سخنگفتن از آدمها و جهانِ پیرامونشان، از آرزوها و شکستها و پیروزیها را نمایهی کوچکی و فروبستگیِ آدمی و باژگونگیِ جان و روانِ او میدانند و چنین میگویند که در این شیوهی سخنسرایی چینشِ واژههای زیبا در کنارِ یکدیگر برجسته و پررنگ شده و بیگمان هیچ آرمانِ بلند و اندیشهی ژرفی را دنبال نمیکند و چیزی نیست مگر گنگگویی و بیگانهسرایی و درازنایی که سود و بهرهای ندارد و تنها مایهی سرگرمی به هنگامِ آسودگیست و شاید که به آشفتگی دامن زند و پریشانیِ روان و گرفتاریِ اندیشه آورد!
این روش بی آنکه پشتوانه بینشمندانه و دانشورانهای داشته باشد تنها با کمک آرایههای زبانی پسندِ روز شد و دلخواه گروهی افتاد و پاداشی گرفت و جایی در پهنهی پربار پارسی باز کرد که روزها و روزگارانِ پسین مایهی دردسر گردید و سرانجام بیدنباله رها شد و پژواکی نیافت، مگر در جاهایی از افغانستان و تاجیکستان و کوتاهزمانی در خراسانِ ما که هنوز در باشگاههای ادبی بیدلخوانی میکنند!
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
🔸دمی با ستارهی سپهر سخن #صائب_تبریزی
یکی از نامدارترین گویندگانِ ایرانیِ سخنِ پارسی که برآمد و فروشدِ زندگیاش همزمان با چرخهی فرمانروایی خاندان صفوی بود «صائب تبریزی» است. وی نامدارترین و برجستهترین سخنپردازِ شیوهی هندی در ایران بوده و پس از او کمتر کسی تا بدینپایه بالا آمده و پدیدار گشته است.
درباره آنچه که شیوهی هندی نامیده شده و نامبردار گشته باید گفت که پوشیدهگویی و رازآلودی و در پرده سخن گفتن ویژگی و رویکردِ بنیادینِ نمایندگان و رهروانِ این راه بوده است. آنها بر این بودند که گفتنیها به صد زبان گفته شده و دیگر زمینهی ناگفته و سخنِ ناسرودهای نمانده که بدان پرداخته شود! پس آمدند و روی به نازکاندیشی و پیچیدهگویی آوردند تا هم هنری به کار برده باشند و هم سخنی ساز کرده باشند که سرشتِ آدمی را بدانسو کششی باشد و به دل بنشیند. ولی افسوسمندانه این راه و رهیافتِ نوین فرجامی خوش نداشت و به شوندِ رازآلودگیهای بیاندازه و پیچشهای توانفرسا پی گرفته نشد و مگر در میانِ افغانان و تاجیکان ماندگار نماند! و در ایرانِ ما بهویژه پژواکی شایسته و بازتابی بایسته نیافت.
صائب با چیرهدستی چهرهی سخن را تراش داده و به آرایههای زیبا آرایش داد و چنان سخن گفت که پی بردنِ بدان اندکی دشوار مینمود. گویا در آن زمانه این رویکرد پذیرهی مردمانِ دیرپسند و زیبابین و باریکاندیش بود!
از این گذشته چامههای درازآهنگ «بیدلِ دهلوی» که پیشوای این روشِ تازه در پهنهی سخنِ پارسی است و بر چکادِ این روش نشسته و پیشاهنگِ این راه و نمایندهی نخستِ این رویکرد است بسیار دیریابتر و پیچیدهتر است. چندان که بر سر دریافتِ آماج ناپیدا و خواستهی پنهان وی در این پاره از سخن نغز و شگرفش که گفت: «حیرت دمیدهام گل داغم بهانهایست / طاووس جلوهزار تو آیینهخانهایست» میانِ بیدلشناسانِ کمشمار و کمنمای ایران هنوز پیچش و گفتگو است!
سخن صائب ولی نزدیکتر و آسانیابتر است که نگاه و نگرهاش ایرانی بوده و بیخ و بن و کیانِ سخناش رنگی آشنا از فرهنگِ دیرسال و دیرپای ایرانی داشته است. چه اینکه نیاکانش تبریزی بودهاند و بود و باشاش در اصفهان و به فرجامِ کار نیز شولای هستی در همانجا از بر و دوش بیانداخت و تنِ رنجورش هم در آنجا آرام گرفت.
سرودههای این سخنگوی راستین نوازشگر و روانبخشِ هر جانِ روشنی است که سر بر آستانِ سروریاش بساید و درودی برساند و زانوی خاکساریای بر زمین بزند. همو که سرایندهای بود آزاده و پاکدامن که ستایشِ هیچ خودکامهای نگفت و در دامنِ هیچ زبردستِ زورگویی نیاویخت و همچون آن آزادهی آوارهی «یمگان دره» پیرِ دانای قبادیان «ناصر خسرو»: «قیمتی دُرِ لفظِ دری را به پای خوکان نریخت» و مانندِ کاسهلیسان و چاپلوسان و چرب زبانانِ دریوزگیِ نابزرگانِ بالانشینِ ستمکار و بیخرد را نکرد و دین و آییناش را دستمایهی آب و آوازه نساخت! و به گفتهی گردآورندهی نواندیش و سخنشناسِ آسیای میانه «ملیحای سمرقندی» در نسکِ «مذکرالاصحاب» سرشتی پاک و منشی ستوده و روشی پسندیده داشت.
سخنسرای سترگِ ما صائب تبریزی که به کیشِ شیعی دلبسته بود در جاهای بسیاری از آفرینشهای هنریاش گوشهی چشمی به این وابستگیها نشان میدهد.
آنسوتر در دربارِ گورکانیانِ هند زبان و گویشِ پارسی جایگاهی نمایان داشت و سرایندگانِ سنجیدهگو و اندیشهور که با سرایشِ پارههایی هنرمندانه و خردمندانه تلنگری به روانِ زیبااندیشِ آدمی میزدند از پذیرش و پیشوازِ ویژهای برخوردار بودند.
در میانِ پژوهندگان و ادبدوستان دستهای دیگر برآنند که این شیوه دستمایهی برآمدنِ گونهای سرایشِ دشوار و دور از دسترسِ اندیشه گردید که هنرش تنها پیچیدهگویی و بازی با واژههاست بی هیچ دریافت و پیامِ تازهای!
همانها اینگونه سخنگفتن از آدمها و جهانِ پیرامونشان، از آرزوها و شکستها و پیروزیها را نمایهی کوچکی و فروبستگیِ آدمی و باژگونگیِ جان و روانِ او میدانند و چنین میگویند که در این شیوهی سخنسرایی چینشِ واژههای زیبا در کنارِ یکدیگر برجسته و پررنگ شده و بیگمان هیچ آرمانِ بلند و اندیشهی ژرفی را دنبال نمیکند و چیزی نیست مگر گنگگویی و بیگانهسرایی و درازنایی که سود و بهرهای ندارد و تنها مایهی سرگرمی به هنگامِ آسودگیست و شاید که به آشفتگی دامن زند و پریشانیِ روان و گرفتاریِ اندیشه آورد!
این روش بی آنکه پشتوانه بینشمندانه و دانشورانهای داشته باشد تنها با کمک آرایههای زبانی پسندِ روز شد و دلخواه گروهی افتاد و پاداشی گرفت و جایی در پهنهی پربار پارسی باز کرد که روزها و روزگارانِ پسین مایهی دردسر گردید و سرانجام بیدنباله رها شد و پژواکی نیافت، مگر در جاهایی از افغانستان و تاجیکستان و کوتاهزمانی در خراسانِ ما که هنوز در باشگاههای ادبی بیدلخوانی میکنند!
گنگ بودن و نارسابودن سرودههای شیوهی ناشیوای هندی جدا از برخی چامههای دلانگیز و جانفزای بیدل و صائب به گسستی تلخ و آزاردهنده از پیشینهی زیبا و سادهی سخن پارسی انجامید که نمایندگانی داشت با زبانی گویا که دریافتِ سخنان و چشماندازهایشان چه آسان بود و دلنشین و روانبخش! به راستی جای این پرسش هست که چرا شیوهی هندی در ایران درنگرفت و جایی باز نکرد و بازتابی همگانی نیافت و گواهِ گرایشی بدانسو نبودهایم؟
چنین میاندیشم که روان و رویکردِ سادهیاب و زیباپسند ایرانی از پیچیدهگویی و سختنویسی گریزان بوده و هست. هم از این رو فردوسی و خیام و مولوی و سعدی و حافظ را که به گواهی تاریخ دیروز و امروز ناخودآگاهِ ایرانیان را آکندهاند بیشتر میخواند و مییابد و میپسندد تا بزرگانی همچون میرزاعبدالقادر بیدل دهلوی و یا صائب تبریزی را در پهنهی گفتار.
کاوش در چند و چون این رویکرد زمانی دیگر میخواهد ولی در چارچوب یک داوری دادگرانه، کوتاه و چکیدهوار میتوان گفت انگیزهی نخستینِ اینان نه ویرانی کاخ بلند و بیگزند سخن پارسی که پیشی گرفتن از سخنگویان برجستهی پیشین و آوردن روشی تازه و رهایی از واژهها و الگوهای پیشگفته و کنارنهادن چشماندازهای کهنه و همیشگی بود که افسوسمندانه کار را به دشوارگوییهای خستهکننده و بیرون از توان خواننده کشاند! تا جایی که به گفتهی مولوی: «از قضا سرکنگبین صفرا فزود / روغن بادام خشکی مینمود»!
و چنین شد که چهرههای روشن و تابناک زبان و سخن فارسی که پرچمداران راستین اندیشه و فرهنگ و هنر ایرانی بودهاند از هراس فروغلتیدن در این باریکههای ناهموار و پرسنگلاخ و مهآلود و فرورفتن و گمشدن در این شیوهی ناشیوا که دلها را میرماند و روانها را میآزرد و اندیشهها را به دوردستهای ناکجاآباد و بیسرانجام میکشاند به چارهجویی افتادند و با پیروی درست از سازندگان نخستینِ آن، کاخ بلند و بشکوه آب و آبروی سخن پارسی را به جویبار همیشه جاریاش بازگرداندند و دلیرانه شیوهی بازگشت را با شکوه و شیرینی پدید آوردند که به راستی زندهکردن همیشهی فردوسی و خیام و مولوی و سعدی و حافظ را در پی داشت.
این نیز به درستی گفتنی است گرچه پیکرهبندیها و نماسازیها و نگارگریها و چهرهپردازیهای دلنشینِ شیوهی هندی در جای خود زیبا و دلرباست ولی به سخنِ پارسی آسیبی زد که سرایندگانِ شیوهی بازگشت با پرهیز و پروا و نیز از سرِ نگرانی و دلبستگی و با کوششهای پیگیر و تلاشهای هماهنگ توانستند دیگربار این شاخ و برگِ جداافتاده را با آن درختِ گشن بیخِ هزارساله که بیگزند از چرخشِ روزگار همچنان شکربار و استوار و پاکیزه و پرمایه مانده است پیوند زنند.
با درودِ بیکران به روانِ پاکِ آن سرایندهی آزاده، سروِ سبز و سایهگسترِ تبریز، بهشتیروان و بلندجایگاه، بزرگمردِ پاکنهاد «صائب تبریزی»!
«صائب» زبان شِکوِه نداریم همچو خار
چون غنچه دست بر دل پرخون نهادهایم
#صائب_تبریزی
من از روییدن خار سر دیوار دانستم
که ناکس کس نمیگردد از این بالانشینیها
#صائب_تبریزی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
چنین میاندیشم که روان و رویکردِ سادهیاب و زیباپسند ایرانی از پیچیدهگویی و سختنویسی گریزان بوده و هست. هم از این رو فردوسی و خیام و مولوی و سعدی و حافظ را که به گواهی تاریخ دیروز و امروز ناخودآگاهِ ایرانیان را آکندهاند بیشتر میخواند و مییابد و میپسندد تا بزرگانی همچون میرزاعبدالقادر بیدل دهلوی و یا صائب تبریزی را در پهنهی گفتار.
کاوش در چند و چون این رویکرد زمانی دیگر میخواهد ولی در چارچوب یک داوری دادگرانه، کوتاه و چکیدهوار میتوان گفت انگیزهی نخستینِ اینان نه ویرانی کاخ بلند و بیگزند سخن پارسی که پیشی گرفتن از سخنگویان برجستهی پیشین و آوردن روشی تازه و رهایی از واژهها و الگوهای پیشگفته و کنارنهادن چشماندازهای کهنه و همیشگی بود که افسوسمندانه کار را به دشوارگوییهای خستهکننده و بیرون از توان خواننده کشاند! تا جایی که به گفتهی مولوی: «از قضا سرکنگبین صفرا فزود / روغن بادام خشکی مینمود»!
و چنین شد که چهرههای روشن و تابناک زبان و سخن فارسی که پرچمداران راستین اندیشه و فرهنگ و هنر ایرانی بودهاند از هراس فروغلتیدن در این باریکههای ناهموار و پرسنگلاخ و مهآلود و فرورفتن و گمشدن در این شیوهی ناشیوا که دلها را میرماند و روانها را میآزرد و اندیشهها را به دوردستهای ناکجاآباد و بیسرانجام میکشاند به چارهجویی افتادند و با پیروی درست از سازندگان نخستینِ آن، کاخ بلند و بشکوه آب و آبروی سخن پارسی را به جویبار همیشه جاریاش بازگرداندند و دلیرانه شیوهی بازگشت را با شکوه و شیرینی پدید آوردند که به راستی زندهکردن همیشهی فردوسی و خیام و مولوی و سعدی و حافظ را در پی داشت.
این نیز به درستی گفتنی است گرچه پیکرهبندیها و نماسازیها و نگارگریها و چهرهپردازیهای دلنشینِ شیوهی هندی در جای خود زیبا و دلرباست ولی به سخنِ پارسی آسیبی زد که سرایندگانِ شیوهی بازگشت با پرهیز و پروا و نیز از سرِ نگرانی و دلبستگی و با کوششهای پیگیر و تلاشهای هماهنگ توانستند دیگربار این شاخ و برگِ جداافتاده را با آن درختِ گشن بیخِ هزارساله که بیگزند از چرخشِ روزگار همچنان شکربار و استوار و پاکیزه و پرمایه مانده است پیوند زنند.
با درودِ بیکران به روانِ پاکِ آن سرایندهی آزاده، سروِ سبز و سایهگسترِ تبریز، بهشتیروان و بلندجایگاه، بزرگمردِ پاکنهاد «صائب تبریزی»!
«صائب» زبان شِکوِه نداریم همچو خار
چون غنچه دست بر دل پرخون نهادهایم
#صائب_تبریزی
من از روییدن خار سر دیوار دانستم
که ناکس کس نمیگردد از این بالانشینیها
#صائب_تبریزی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۸ آبان زادروز #اقبال_لاهوری
( زاده ۱۸ آبان ۱۲۵۶ سیالکوت -- درگذشته ۱ اردیبهشت ۱۳۱۷ لاهور ) شاعر، فیلسوف و سیاستمدار پاکستانی
علامه اقبال (اردو: علامه محمد اقبال) که اشعار زیادی نیز به زبانهای فارسی و اردو سروده است، نخستین کسی بود که ایدهٔ یک کشور مستقل را برای مسلمانان هند مطرح کرد و در نهایت منجر به ایجاد کشور پاکستان شد. اقبال در أغاز موافق تجزيه هند نبود ولى به سبب جنگهاى خونينى كه ميان مسلمانان و هندوها پيش أمد با اكراه أن را پذيرفت . اين جدايي ٩ سال پس از درگذشت اقبال صورت گرفت. اقبال در این کشور به طور رسمی "شاعر ملی" خوانده می شود.
نیاکان او از قبیله سپروی برهمنان کشمیر بودند و در سده هفدهم میلادی، حدود دویست سال پیش از تولد او، اسلام آورده بودند. پدر او مسلمانی دیندار بود. اقبال قرآن را در یکی از مساجد سیالکوت آموخت و دوران راهنمایی و دبیرستان خود را در کالج میسیونری اسکاتلند (Scotch Mission College) گذراند. تحصیلات او در رشته فلسفه در دانشگاه لاهور آغاز شد و مدرک کارشناسی ارشد فلسفه را در سال ۱۸۹۹ با رتبه اول از دانشگاهِ پنجاب دریافت کرد. وی پس از آن از دانشگاه کمبریج و دانشگاه مونیخ مدرک دکترای خود را در رشتهٔ فلسفه گرفت.
اقبال در دورهٔ کارشناسی ارشد با توماس آرنولد ارتباط نزدیکی پیدا کرد و در اروپا نیز با ادوارد براون و رینولد نیکلسون مراودات علمی داشت.
فعالیتهای سیاسی :
اقبال در دوران جنگ جهانی اول در جنبش خلیفه که جنبشی اسلامی بر ضد استعمار بریتانیا بود، عضویت داشت. وی با مولانا محمدعلی و محمدعلی جناح همکاری نزدیک داشت و در سال ۱۹۲۰ در مجلس ملی هندوستان حضور یافت اما از آنجا که گمان میکرد در این مجلس اکثریت با هندوها است پس از انتخابات ۱۹۲۶ وارد شورای قانونگذاری پنجاب شد.
چهرهٔ فرامرزی اقبال :
اقبال همواره میکوشید که مردم را آگاه کرده و از بند استعمار برهاند؛ از این رو نگاهی ژرف به کشورهای استعمارشدهٔ اسلامی پیرامون خود داشت و با نظر به ویژگیهای سیاسی آن زمان و اندیشههای اسلامی، او پذیرش ویژهای پیدا کرد. دلیل دیگر چهرهٔ فرامرزی وی را میتوان در پیوستگی فرهنگی و تاریخی و مذهبی کشورش با برخی کشورهای همسایه مانند ایران و افغانستان دانست.
اقبال و ایران :
اقبال یکی از نامورترین و سرشناسترین شاعران پارسیگوی غیرایرانی در ایران است که نظیر شاعر بزرگی همانند بیدل دهلوی پذیرش ویژهای در ایران یافتهاست. از کل ۱۲ هزار بیت شعری که توسط اقبال سروده شدهاست ۷ هزار بیت آن فارسی است. شریعتی در جائی وی را ایرانیترین خارجی و شیعهترین سنی خطاب کردهاست. وی آرزو داشت تهران روزی جایگاه ژنو در اروپا را پیدا کند. تز دکترای او با نام سیر حکمت در ایران نخستین اثر وی بود که توسط امیر حسین آریانپور به پارسی برگردانده شد. اين كتاب كه رساله دكترى اقبال است سپس به وسيله دكتر بقايي ماكان با عنوان " سير حكمت در ايران" به فارسى برگردانده شد.
مهمترین اقبالشناس ایرانی دکتر محمد بقایی (ماکان) است که در ایران حدود ده هزار صفحه در سی و پنج مجلد مطلب در مورد اقبال نوشته و منتشر کرده است.
آثار :
ویلهٔ یتیم نخستین اثر اقبال بود. وی آن را در سال ۱۸۹۹ در جلسه سالیانه انجمن حمایت اسلام در لاهور خواند.
آثار اقبال به طور کلی عبارتاند از :
علماقتصاد : نخستین کتاب دربارهٔ اقتصاد به زبان اردو، چاپ ۱۹۰۳ در لاهور.
تاریخ هند
اسرار خودی (منظوم، فارسی)
رموز بیخودی (منظوم، فارسی)
پیام مشرق (منظوم، فارسی)
بانگ درا
زبور عجم (منظوم، فارسی)
جاویدنامه (منظوم، فارسی)
پس چه باید کرد ای اقوام شرق (منظوم، فارسی)
احیای فکر دینی در اسلام (انگلیسی)
توسعهٔ (سیر) حکمت در ایران (انگلیسی)
مثنوی مسافر
بال جبرئیل
ضرب کلیم
ارمغان حجاز
یادداشتهای پراکنده
#کتابهای_استاد_در_پایان_پست_تقدیم_میگردد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۸ آبان زادروز #اقبال_لاهوری
( زاده ۱۸ آبان ۱۲۵۶ سیالکوت -- درگذشته ۱ اردیبهشت ۱۳۱۷ لاهور ) شاعر، فیلسوف و سیاستمدار پاکستانی
علامه اقبال (اردو: علامه محمد اقبال) که اشعار زیادی نیز به زبانهای فارسی و اردو سروده است، نخستین کسی بود که ایدهٔ یک کشور مستقل را برای مسلمانان هند مطرح کرد و در نهایت منجر به ایجاد کشور پاکستان شد. اقبال در أغاز موافق تجزيه هند نبود ولى به سبب جنگهاى خونينى كه ميان مسلمانان و هندوها پيش أمد با اكراه أن را پذيرفت . اين جدايي ٩ سال پس از درگذشت اقبال صورت گرفت. اقبال در این کشور به طور رسمی "شاعر ملی" خوانده می شود.
نیاکان او از قبیله سپروی برهمنان کشمیر بودند و در سده هفدهم میلادی، حدود دویست سال پیش از تولد او، اسلام آورده بودند. پدر او مسلمانی دیندار بود. اقبال قرآن را در یکی از مساجد سیالکوت آموخت و دوران راهنمایی و دبیرستان خود را در کالج میسیونری اسکاتلند (Scotch Mission College) گذراند. تحصیلات او در رشته فلسفه در دانشگاه لاهور آغاز شد و مدرک کارشناسی ارشد فلسفه را در سال ۱۸۹۹ با رتبه اول از دانشگاهِ پنجاب دریافت کرد. وی پس از آن از دانشگاه کمبریج و دانشگاه مونیخ مدرک دکترای خود را در رشتهٔ فلسفه گرفت.
اقبال در دورهٔ کارشناسی ارشد با توماس آرنولد ارتباط نزدیکی پیدا کرد و در اروپا نیز با ادوارد براون و رینولد نیکلسون مراودات علمی داشت.
فعالیتهای سیاسی :
اقبال در دوران جنگ جهانی اول در جنبش خلیفه که جنبشی اسلامی بر ضد استعمار بریتانیا بود، عضویت داشت. وی با مولانا محمدعلی و محمدعلی جناح همکاری نزدیک داشت و در سال ۱۹۲۰ در مجلس ملی هندوستان حضور یافت اما از آنجا که گمان میکرد در این مجلس اکثریت با هندوها است پس از انتخابات ۱۹۲۶ وارد شورای قانونگذاری پنجاب شد.
چهرهٔ فرامرزی اقبال :
اقبال همواره میکوشید که مردم را آگاه کرده و از بند استعمار برهاند؛ از این رو نگاهی ژرف به کشورهای استعمارشدهٔ اسلامی پیرامون خود داشت و با نظر به ویژگیهای سیاسی آن زمان و اندیشههای اسلامی، او پذیرش ویژهای پیدا کرد. دلیل دیگر چهرهٔ فرامرزی وی را میتوان در پیوستگی فرهنگی و تاریخی و مذهبی کشورش با برخی کشورهای همسایه مانند ایران و افغانستان دانست.
اقبال و ایران :
اقبال یکی از نامورترین و سرشناسترین شاعران پارسیگوی غیرایرانی در ایران است که نظیر شاعر بزرگی همانند بیدل دهلوی پذیرش ویژهای در ایران یافتهاست. از کل ۱۲ هزار بیت شعری که توسط اقبال سروده شدهاست ۷ هزار بیت آن فارسی است. شریعتی در جائی وی را ایرانیترین خارجی و شیعهترین سنی خطاب کردهاست. وی آرزو داشت تهران روزی جایگاه ژنو در اروپا را پیدا کند. تز دکترای او با نام سیر حکمت در ایران نخستین اثر وی بود که توسط امیر حسین آریانپور به پارسی برگردانده شد. اين كتاب كه رساله دكترى اقبال است سپس به وسيله دكتر بقايي ماكان با عنوان " سير حكمت در ايران" به فارسى برگردانده شد.
مهمترین اقبالشناس ایرانی دکتر محمد بقایی (ماکان) است که در ایران حدود ده هزار صفحه در سی و پنج مجلد مطلب در مورد اقبال نوشته و منتشر کرده است.
آثار :
ویلهٔ یتیم نخستین اثر اقبال بود. وی آن را در سال ۱۸۹۹ در جلسه سالیانه انجمن حمایت اسلام در لاهور خواند.
آثار اقبال به طور کلی عبارتاند از :
علماقتصاد : نخستین کتاب دربارهٔ اقتصاد به زبان اردو، چاپ ۱۹۰۳ در لاهور.
تاریخ هند
اسرار خودی (منظوم، فارسی)
رموز بیخودی (منظوم، فارسی)
پیام مشرق (منظوم، فارسی)
بانگ درا
زبور عجم (منظوم، فارسی)
جاویدنامه (منظوم، فارسی)
پس چه باید کرد ای اقوام شرق (منظوم، فارسی)
احیای فکر دینی در اسلام (انگلیسی)
توسعهٔ (سیر) حکمت در ایران (انگلیسی)
مثنوی مسافر
بال جبرئیل
ضرب کلیم
ارمغان حجاز
یادداشتهای پراکنده
#کتابهای_استاد_در_پایان_پست_تقدیم_میگردد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱ اردیبهشت سالروز درگذشت #اقبال_لاهوری
( زاده ۱۸ آبان ۱۲۵۶ سیالکوت -- درگذشته ۱ اردیبهشت ۱۳۱۷ لاهور ) شاعر، فیلسوف و سیاستمدار پاکستانی
علامه اقبال (اردو: علامه محمد اقبال) که اشعار زیادی نیز به زبانهای فارسی و اردو سروده است، نخستین کسی بود که ایدهٔ یک کشور مستقل را برای مسلمانان هند مطرح کرد و در نهایت منجر به ایجاد کشور پاکستان شد. اقبال در آغاز موافق تجزيه هند نبود ولى به سبب جنگهاى خونينى كه ميان مسلمانان و هندوها پيش أمد، با اكراه آن را پذيرفت . اين جدايي ٩ سال پس از درگذشت وی صورت گرفت. اقبال در این کشور به طور رسمی "شاعر ملی" خوانده می شود.
نیاکان او از قبیله سپروی برهمنان کشمیر بودند. او دوران راهنمایی و دبیرستان خود را در کالج میسیونری اسکاتلند (Scotch Mission College) گذراند. تحصیلات او در رشته فلسفه در دانشگاه لاهور آغاز شد و مدرک کارشناسی ارشد فلسفه را در سال ۱۸۹۹ با رتبه اول از دانشگاهِ پنجاب دریافت کرد. وی پس از آن از دانشگاه کمبریج و دانشگاه مونیخ مدرک دکترای خود را در رشتهٔ فلسفه گرفت.
اقبال در دورهٔ کارشناسی ارشد با توماس آرنولد ارتباط نزدیکی پیدا کرد و در اروپا نیز با ادوارد براون و رینولد نیکلسون مراودات علمی داشت.
فعالیتهای سیاسی :
اقبال در دوران جنگ جهانی اول در جنبش خلیفه که جنبشی اسلامی بر ضد استعمار بریتانیا بود، عضویت داشت. وی با مولانا محمدعلی و محمدعلی جناح همکاری نزدیک داشت و در سال ۱۹۲۰ در مجلس ملی هندوستان حضور یافت اما از آنجا که گمان میکرد در این مجلس اکثریت با هندوها است پس از انتخابات ۱۹۲۶ وارد شورای قانونگذاری پنجاب شد که شورایی اسلامیبود و در لاهور قرار داشت. در این شورا وی از پیشنویس قانون اساسی که محمدعلی جناح برای احقاق حقوق مسلمانان نوشته بود حمایت کرد. او در ۱۹۳۰ به عنوان رئیس اتحادیه مسلمانان در اللهآباد و سپس در ۱۹۳۲ در لاهور انتخاب شد.
چهرهٔ فرامرزی اقبال :
اقبال همواره می کوشید که مردم را آگاه کرده و از بند استعمار برهاند؛ ازاین رو نگاهی ژرف به کشورهای استعمارشدهٔ اسلامی پیرامون خود داشت و با نظر به ویژگیهای سیاسی آن زمان و اندیشههای اسلامی، او پذیرش ویژهای پیدا کرد. دلیل دیگر چهرهٔ فرامرزی وی را میتوان در پیوستگی فرهنگی و تاریخی و مذهبی کشورش با برخی کشورهای همسایه مانند ایران و افغانستان دانست.
اقبال و ایران :
اقبال یکی از نامورترین و سرشناسترین شاعران پارسیگوی غیرایرانی در ایران است که نظیر شاعر بزرگی همانند بیدل دهلوی پذیرش ویژهای در ایران یافتهاست. از کل ۱۲ هزار بیت شعری که توسط اقبال سروده شدهاست ۷ هزار بیت آن فارسی است. شریعتی در جائی وی را ایرانیترین خارجی و شیعهترین سنی خطاب کردهاست. وی آرزو داشت تهران روزی جایگاه ژنو در اروپا را پیدا کند. تز دکترای او با نام سیر حکمت در ایران نخستین اثر وی بود که توسط امیر حسین آریانپور به پارسی برگردانده شد. اين كتاب كه رساله دكترى اقبال است، به وسيله دكتر بقايي ماكان با عنوان " سير حكمت در ايران" به فارسى برگردانده شد. دکتر محمد بقایی حدود ده هزار صفحه در سی و پنج مجلد مطلب در مورد اقبال نوشته و منتشر کرده است.
آثار :
ویلهٔ یتیم نخستین اثر اقبال بود. وی آن را در سال ۱۸۹۹ در جلسه سالیانه انجمن حمایتالاسلام در لاهور خواند.
آثار اقبال به طور کلی عبارتاند از :
علمالاقتصاد : نخستین کتاب دربارهٔ اقتصاد به زبان اردو، چاپ ۱۹۰۳ در لاهور.
تاریخ هند
اسرار خودی (منظوم، فارسی)
رموز بیخودی (منظوم، فارسی)
پیام مشرق (منظوم، فارسی)
بانگ درا
زبور عجم (منظوم، فارسی)
جاویدنامه (منظوم، فارسی)
پس چه باید کرد ای اقوام شرق (منظوم، فارسی)
احیای فکر دینی در اسلام (انگلیسی)
توسعهٔ (سیر) حکمت در ایران (انگلیسی)
مثنوی مسافر
بال جبرئیل
ضرب کلیم
ارمغان حجاز
یادداشتهای پراکنده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱ اردیبهشت سالروز درگذشت #اقبال_لاهوری
( زاده ۱۸ آبان ۱۲۵۶ سیالکوت -- درگذشته ۱ اردیبهشت ۱۳۱۷ لاهور ) شاعر، فیلسوف و سیاستمدار پاکستانی
علامه اقبال (اردو: علامه محمد اقبال) که اشعار زیادی نیز به زبانهای فارسی و اردو سروده است، نخستین کسی بود که ایدهٔ یک کشور مستقل را برای مسلمانان هند مطرح کرد و در نهایت منجر به ایجاد کشور پاکستان شد. اقبال در آغاز موافق تجزيه هند نبود ولى به سبب جنگهاى خونينى كه ميان مسلمانان و هندوها پيش أمد، با اكراه آن را پذيرفت . اين جدايي ٩ سال پس از درگذشت وی صورت گرفت. اقبال در این کشور به طور رسمی "شاعر ملی" خوانده می شود.
نیاکان او از قبیله سپروی برهمنان کشمیر بودند. او دوران راهنمایی و دبیرستان خود را در کالج میسیونری اسکاتلند (Scotch Mission College) گذراند. تحصیلات او در رشته فلسفه در دانشگاه لاهور آغاز شد و مدرک کارشناسی ارشد فلسفه را در سال ۱۸۹۹ با رتبه اول از دانشگاهِ پنجاب دریافت کرد. وی پس از آن از دانشگاه کمبریج و دانشگاه مونیخ مدرک دکترای خود را در رشتهٔ فلسفه گرفت.
اقبال در دورهٔ کارشناسی ارشد با توماس آرنولد ارتباط نزدیکی پیدا کرد و در اروپا نیز با ادوارد براون و رینولد نیکلسون مراودات علمی داشت.
فعالیتهای سیاسی :
اقبال در دوران جنگ جهانی اول در جنبش خلیفه که جنبشی اسلامی بر ضد استعمار بریتانیا بود، عضویت داشت. وی با مولانا محمدعلی و محمدعلی جناح همکاری نزدیک داشت و در سال ۱۹۲۰ در مجلس ملی هندوستان حضور یافت اما از آنجا که گمان میکرد در این مجلس اکثریت با هندوها است پس از انتخابات ۱۹۲۶ وارد شورای قانونگذاری پنجاب شد که شورایی اسلامیبود و در لاهور قرار داشت. در این شورا وی از پیشنویس قانون اساسی که محمدعلی جناح برای احقاق حقوق مسلمانان نوشته بود حمایت کرد. او در ۱۹۳۰ به عنوان رئیس اتحادیه مسلمانان در اللهآباد و سپس در ۱۹۳۲ در لاهور انتخاب شد.
چهرهٔ فرامرزی اقبال :
اقبال همواره می کوشید که مردم را آگاه کرده و از بند استعمار برهاند؛ ازاین رو نگاهی ژرف به کشورهای استعمارشدهٔ اسلامی پیرامون خود داشت و با نظر به ویژگیهای سیاسی آن زمان و اندیشههای اسلامی، او پذیرش ویژهای پیدا کرد. دلیل دیگر چهرهٔ فرامرزی وی را میتوان در پیوستگی فرهنگی و تاریخی و مذهبی کشورش با برخی کشورهای همسایه مانند ایران و افغانستان دانست.
اقبال و ایران :
اقبال یکی از نامورترین و سرشناسترین شاعران پارسیگوی غیرایرانی در ایران است که نظیر شاعر بزرگی همانند بیدل دهلوی پذیرش ویژهای در ایران یافتهاست. از کل ۱۲ هزار بیت شعری که توسط اقبال سروده شدهاست ۷ هزار بیت آن فارسی است. شریعتی در جائی وی را ایرانیترین خارجی و شیعهترین سنی خطاب کردهاست. وی آرزو داشت تهران روزی جایگاه ژنو در اروپا را پیدا کند. تز دکترای او با نام سیر حکمت در ایران نخستین اثر وی بود که توسط امیر حسین آریانپور به پارسی برگردانده شد. اين كتاب كه رساله دكترى اقبال است، به وسيله دكتر بقايي ماكان با عنوان " سير حكمت در ايران" به فارسى برگردانده شد. دکتر محمد بقایی حدود ده هزار صفحه در سی و پنج مجلد مطلب در مورد اقبال نوشته و منتشر کرده است.
آثار :
ویلهٔ یتیم نخستین اثر اقبال بود. وی آن را در سال ۱۸۹۹ در جلسه سالیانه انجمن حمایتالاسلام در لاهور خواند.
آثار اقبال به طور کلی عبارتاند از :
علمالاقتصاد : نخستین کتاب دربارهٔ اقتصاد به زبان اردو، چاپ ۱۹۰۳ در لاهور.
تاریخ هند
اسرار خودی (منظوم، فارسی)
رموز بیخودی (منظوم، فارسی)
پیام مشرق (منظوم، فارسی)
بانگ درا
زبور عجم (منظوم، فارسی)
جاویدنامه (منظوم، فارسی)
پس چه باید کرد ای اقوام شرق (منظوم، فارسی)
احیای فکر دینی در اسلام (انگلیسی)
توسعهٔ (سیر) حکمت در ایران (انگلیسی)
مثنوی مسافر
بال جبرئیل
ضرب کلیم
ارمغان حجاز
یادداشتهای پراکنده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۸ امرداد سالروز درگذشت #حسین_آهی
( زاده ۳ آذر ۱۳۳۲ تهران – درگذشته ۸ امرداد ۱۳۹۸ تهران ) شاعر و پژوهشگر
آهی، دوران تحصیلات مقدماتیاش را در تهران گذراند و به چهار زبان فارسی، عربی، پهلوی و آلمانی مسلط شد.
او پژوهشهایی در زمینه صرف، منطق، اصول عروض، نحو، نجوم و... انجام داد.
در سال ۱۳۵۵ نخستین پژوهشهای او در مباحث شعری و ادبی به نتیجه رسید و در بیست سالگی، کتابی با عنوان بحور شعرفارسی منتشر کرد که این اثر مورد تحسین شاعران بزرگی چون شفیعیکدکنی و اخوان ثالث قرار گرفت و بهاءالدینی خرمشاهی، از جمله افرادی بودند که در مورد آین کتاب، اشارهای داشتهاند.
وی در دهه ۱۳۸۰ نخستین همکاری خود را با تلویزیون آغاز کرد. با کاروان شعر و موسیقی برنامهای بود که در آن دوران از شبکه دوم صداوسیمای پخش میشد و
در اواخر دهه ۸۰ برنامهای تحت عنوان تماشاگه راز را از شبکه رادیویی فرهنگ، اجرا میکرد.
او در یکی دیگر از برنامههای بخش شبانگاهی رادیو پیام، به موضوعاتی چون تاریخ فرهنگ و ادبیات ایران میپرداخت.
از جمله موضوعاتی که در این برنامه پرداخته میشد، میتوان به خوانش اشعار و داستانهایی که اثر بزرگان ادبیات ایران و جهان است، بررسی کردن نکات ویرایشی زبان فارسی، اشاره کردن به لغزها و چیستانهای دیرینه زبان فارسی و... اشاره کرد.
آثار:
بررسی جامعی در بحور شعر فارسی، انتشارات خزر، و به صورت پاورقی در مجله سروش.
حاشیه بر ارث، شرح لمعهِ شهیدین، انتشارات نور دانش، قم.
فهرست کامل عروضی دیوان ناصرخسرو، انتشارات فروغی.
حواشی و تعلیقات و تصحیح المعجم شمس قیس، انتشارات خزر.
فرهنگ اصطلاحات ادبی، انتشارات حیدربابا.
اصول زبان فارسی، انتشارات حیدربابا
فنون شعر فارسی (بدیع و بیان)، انتشارات حیدربابا.
فصول شعر و اصول شاعری، سلسله مقالات مندرج در مجله سروش.
دیوان فیضی، بزرگترین شاعر سده دهم سرزمین هند، انتشارات فروغی.
دُرّهٔ نجفی؛ در علوم عروض، بدیع، قافیه، انتشارات فروغی.
تصحیح کامل معیارالاشعار خواجه نصیرطوسی، انتشارات سروش.
فنون ادبی (عروض فارسی) از سلسله کتابهای درسی آموزش و پرورش برای سال چهارم دبیرستان.
فهرست کامل عروضی دیوان قطران تبریزی، انتشارات خزر.
خیامشناسی، انتشارات سروش.
فرهنگنامه آلمانی فارسی، ناشرمدرسه ایرانیان در آلمان.
هفتاد قاعده، ناشر، مدرسه ایرانیان در شهر کلن آلمان.
کلیات دیوان مولانا بیدل دهلوی، انتشارات فروغی.
مقدمه و حواشی بر دیوان عمادالدین نسیمی، انتشارات فروغی.
فهرست عروضی حافظ، انتشارات اسدی.
دیوان ریاضی یزدی، حواشی و تصحیح و مقدمه، انتشارات اسدی.
تصحیح و شرح دیوان کامل بیدل، انتشارات معین.
خوانش و شرح کامل ابیات غزلیات حافظ در «دانشنامه چندرسانهای حافظ»، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، پایگاه نورسافت.
قرائت متن کامل مثنوی معنوی در «سپهر سخن مولانا»، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، پایگاه نورسافت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۸ امرداد سالروز درگذشت #حسین_آهی
( زاده ۳ آذر ۱۳۳۲ تهران – درگذشته ۸ امرداد ۱۳۹۸ تهران ) شاعر و پژوهشگر
آهی، دوران تحصیلات مقدماتیاش را در تهران گذراند و به چهار زبان فارسی، عربی، پهلوی و آلمانی مسلط شد.
او پژوهشهایی در زمینه صرف، منطق، اصول عروض، نحو، نجوم و... انجام داد.
در سال ۱۳۵۵ نخستین پژوهشهای او در مباحث شعری و ادبی به نتیجه رسید و در بیست سالگی، کتابی با عنوان بحور شعرفارسی منتشر کرد که این اثر مورد تحسین شاعران بزرگی چون شفیعیکدکنی و اخوان ثالث قرار گرفت و بهاءالدینی خرمشاهی، از جمله افرادی بودند که در مورد آین کتاب، اشارهای داشتهاند.
وی در دهه ۱۳۸۰ نخستین همکاری خود را با تلویزیون آغاز کرد. با کاروان شعر و موسیقی برنامهای بود که در آن دوران از شبکه دوم صداوسیمای پخش میشد و
در اواخر دهه ۸۰ برنامهای تحت عنوان تماشاگه راز را از شبکه رادیویی فرهنگ، اجرا میکرد.
او در یکی دیگر از برنامههای بخش شبانگاهی رادیو پیام، به موضوعاتی چون تاریخ فرهنگ و ادبیات ایران میپرداخت.
از جمله موضوعاتی که در این برنامه پرداخته میشد، میتوان به خوانش اشعار و داستانهایی که اثر بزرگان ادبیات ایران و جهان است، بررسی کردن نکات ویرایشی زبان فارسی، اشاره کردن به لغزها و چیستانهای دیرینه زبان فارسی و... اشاره کرد.
آثار:
بررسی جامعی در بحور شعر فارسی، انتشارات خزر، و به صورت پاورقی در مجله سروش.
حاشیه بر ارث، شرح لمعهِ شهیدین، انتشارات نور دانش، قم.
فهرست کامل عروضی دیوان ناصرخسرو، انتشارات فروغی.
حواشی و تعلیقات و تصحیح المعجم شمس قیس، انتشارات خزر.
فرهنگ اصطلاحات ادبی، انتشارات حیدربابا.
اصول زبان فارسی، انتشارات حیدربابا
فنون شعر فارسی (بدیع و بیان)، انتشارات حیدربابا.
فصول شعر و اصول شاعری، سلسله مقالات مندرج در مجله سروش.
دیوان فیضی، بزرگترین شاعر سده دهم سرزمین هند، انتشارات فروغی.
دُرّهٔ نجفی؛ در علوم عروض، بدیع، قافیه، انتشارات فروغی.
تصحیح کامل معیارالاشعار خواجه نصیرطوسی، انتشارات سروش.
فنون ادبی (عروض فارسی) از سلسله کتابهای درسی آموزش و پرورش برای سال چهارم دبیرستان.
فهرست کامل عروضی دیوان قطران تبریزی، انتشارات خزر.
خیامشناسی، انتشارات سروش.
فرهنگنامه آلمانی فارسی، ناشرمدرسه ایرانیان در آلمان.
هفتاد قاعده، ناشر، مدرسه ایرانیان در شهر کلن آلمان.
کلیات دیوان مولانا بیدل دهلوی، انتشارات فروغی.
مقدمه و حواشی بر دیوان عمادالدین نسیمی، انتشارات فروغی.
فهرست عروضی حافظ، انتشارات اسدی.
دیوان ریاضی یزدی، حواشی و تصحیح و مقدمه، انتشارات اسدی.
تصحیح و شرح دیوان کامل بیدل، انتشارات معین.
خوانش و شرح کامل ابیات غزلیات حافظ در «دانشنامه چندرسانهای حافظ»، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، پایگاه نورسافت.
قرائت متن کامل مثنوی معنوی در «سپهر سخن مولانا»، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، پایگاه نورسافت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۸ آبان زادروز #اقبال_لاهوری
( زاده ۱۸ آبان ۱۲۵۶ سیالکوت -- درگذشته ۱ اردیبهشت ۱۳۱۷ لاهور ) شاعر، فیلسوف و سیاستمدار پاکستانی
علامه اقبال که اشعار زیادی نیز به زبانهای فارسی و اردو سروده است، نخستین کسی بود که ایده یک کشور مستقل را برای مسلمانان هند مطرح کرد و در نهایت منجر به ایجاد کشور پاکستان شد. او در آغاز، موافق تجزيه هند نبود، ولى به سبب جنگهاى خونينى كه ميان مسلمانان و هندوها پيش أمد، با اكراه آن را پذيرفت. اين جدايی ٩ سال پس از درگذشت وی صورت گرفت. وی در این کشور به طور رسمی"شاعر ملی" خوانده میشود.
نیاکان او از قبیله سپروی برهمنان کشمیر بودند. او دوران راهنمایی و دبیرستان خود را در کالج میسیونری اسکاتلند (Scotch Mission College) گذراند. تحصیلات او در رشته فلسفه در دانشگاه لاهور آغاز شد و مدرک کارشناسی ارشد فلسفه را در سال ۱۸۹۹ با رتبه اول از دانشگاهِ پنجاب دریافت کرد. وی پس از آن از دانشگاه کمبریج و دانشگاه مونیخ مدرک دکترا در رشته فلسفه گرفت.
او در دوره کارشناسی ارشد، با توماس آرنولد ارتباط نزدیکی پیدا کرد و در اروپا نیز با ادوارد براون و رینولد نیکلسون مراودات علمی داشت.
فعالیتهای سیاسی:
اقبال در دوران جنگ جهانی اول در جنبش خلیفه که جنبشی اسلامی بر ضد استعمار بریتانیا بود، عضویت داشت. وی با مولانا محمدعلی و محمدعلی جناح همکاری نزدیک داشت و در سال ۱۹۲۰ در مجلس ملی هندوستان حضور یافت، اما چون گمان میکرد در این مجلس اکثریت با هندوها است، پس از انتخابات ۱۹۲۶ وارد شورای قانونگذاری پنجاب شد که شورایی اسلامیبود و در لاهور قرار داشت. در این شورا وی از پیشنویس قانون اساسی که محمدعلی جناح برای احقاق حقوق مسلمانان نوشته بود حمایت کرد. او در ۱۹۳۰ به عنوان رییس اتحادیه مسلمانان در اللهآباد و سپس در ۱۹۳۲ در لاهور انتخاب شد.
چهره فرامرزی اقبال:
اقبال همواره میکوشید که مردم را آگاه کرده و از بند استعمار برهاند؛ ازاین رو نگاهی ژرف به کشورهای استعمارشده اسلامی پیرامون خود داشت و با نظر به ویژگیهای سیاسی آن زمان و اندیشههای اسلامی او پذیرش ویژهای پیدا کرد. دلیل دیگر چهره فرامرزی وی را میتوان در پیوستگی فرهنگی و تاریخی و مذهبی کشورش با برخی کشورهای همسایه مانند ایران و افغانستان دانست.
اقبال و ایران:
اقبال یکی از نامورترین و سرشناسترین شاعران پارسیگوی غیرایرانی در ایران است که نظیر شاعر بزرگی همانند بیدل دهلوی پذیرش ویژهای در ایران یافتهاست. از کل ۱۲ هزار بیت شعری که توسط اقبال سروده شدهاست ۷ هزار بیت آن فارسی است. شریعتی در جایی وی را ایرانیترین خارجی و شیعهترین سنی خطاب کردهاست. وی آرزو داشت تهران روزی جایگاه ژنو در اروپا را پیدا کند. تز دکترای او با نام سیر حکمت در ایران نخستین اثر وی بود که توسط امیر حسین آریانپور به پارسی برگردانده شد. اين كتاب كه رساله دكترى اقبال است، به وسيله دكتر بقايی ماكان با عنوان " سير حكمت در ايران" به فارسى برگردانده شد. دکتر محمد بقایی حدود ده هزار صفحه در سی و پنج مجلد مطلب در مورد اقبال نوشته و منتشر کرده است.
آثار:
ویله یتیم نخستین اثر اقبال بود. وی آن را در سال ۱۸۹۹ در جلسه سالیانه انجمن حمایتالاسلام در لاهور خواند.
آثار اقبال به طور کلی عبارتاند از:
علمالاقتصاد : نخستین کتاب درباره اقتصاد به زبان اردو، چاپ ۱۹۰۳ در لاهور.
تاریخ هند
اسرار خودی (منظوم، فارسی)
رموز بیخودی (منظوم، فارسی)
پیام مشرق (منظوم، فارسی)
بانگ درا
زبور عجم (منظوم، فارسی)
جاویدنامه (منظوم، فارسی)
پس چه باید کرد ای اقوام شرق (منظوم، فارسی)
احیای فکر دینی در اسلام (انگلیسی)
توسعه (سیر) حکمت در ایران (انگلیسی)
مثنوی مسافر
بال جبرئیل
ضرب کلیم
ارمغان حجاز
یادداشتهای پراکنده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۸ آبان زادروز #اقبال_لاهوری
( زاده ۱۸ آبان ۱۲۵۶ سیالکوت -- درگذشته ۱ اردیبهشت ۱۳۱۷ لاهور ) شاعر، فیلسوف و سیاستمدار پاکستانی
علامه اقبال که اشعار زیادی نیز به زبانهای فارسی و اردو سروده است، نخستین کسی بود که ایده یک کشور مستقل را برای مسلمانان هند مطرح کرد و در نهایت منجر به ایجاد کشور پاکستان شد. او در آغاز، موافق تجزيه هند نبود، ولى به سبب جنگهاى خونينى كه ميان مسلمانان و هندوها پيش أمد، با اكراه آن را پذيرفت. اين جدايی ٩ سال پس از درگذشت وی صورت گرفت. وی در این کشور به طور رسمی"شاعر ملی" خوانده میشود.
نیاکان او از قبیله سپروی برهمنان کشمیر بودند. او دوران راهنمایی و دبیرستان خود را در کالج میسیونری اسکاتلند (Scotch Mission College) گذراند. تحصیلات او در رشته فلسفه در دانشگاه لاهور آغاز شد و مدرک کارشناسی ارشد فلسفه را در سال ۱۸۹۹ با رتبه اول از دانشگاهِ پنجاب دریافت کرد. وی پس از آن از دانشگاه کمبریج و دانشگاه مونیخ مدرک دکترا در رشته فلسفه گرفت.
او در دوره کارشناسی ارشد، با توماس آرنولد ارتباط نزدیکی پیدا کرد و در اروپا نیز با ادوارد براون و رینولد نیکلسون مراودات علمی داشت.
فعالیتهای سیاسی:
اقبال در دوران جنگ جهانی اول در جنبش خلیفه که جنبشی اسلامی بر ضد استعمار بریتانیا بود، عضویت داشت. وی با مولانا محمدعلی و محمدعلی جناح همکاری نزدیک داشت و در سال ۱۹۲۰ در مجلس ملی هندوستان حضور یافت، اما چون گمان میکرد در این مجلس اکثریت با هندوها است، پس از انتخابات ۱۹۲۶ وارد شورای قانونگذاری پنجاب شد که شورایی اسلامیبود و در لاهور قرار داشت. در این شورا وی از پیشنویس قانون اساسی که محمدعلی جناح برای احقاق حقوق مسلمانان نوشته بود حمایت کرد. او در ۱۹۳۰ به عنوان رییس اتحادیه مسلمانان در اللهآباد و سپس در ۱۹۳۲ در لاهور انتخاب شد.
چهره فرامرزی اقبال:
اقبال همواره میکوشید که مردم را آگاه کرده و از بند استعمار برهاند؛ ازاین رو نگاهی ژرف به کشورهای استعمارشده اسلامی پیرامون خود داشت و با نظر به ویژگیهای سیاسی آن زمان و اندیشههای اسلامی او پذیرش ویژهای پیدا کرد. دلیل دیگر چهره فرامرزی وی را میتوان در پیوستگی فرهنگی و تاریخی و مذهبی کشورش با برخی کشورهای همسایه مانند ایران و افغانستان دانست.
اقبال و ایران:
اقبال یکی از نامورترین و سرشناسترین شاعران پارسیگوی غیرایرانی در ایران است که نظیر شاعر بزرگی همانند بیدل دهلوی پذیرش ویژهای در ایران یافتهاست. از کل ۱۲ هزار بیت شعری که توسط اقبال سروده شدهاست ۷ هزار بیت آن فارسی است. شریعتی در جایی وی را ایرانیترین خارجی و شیعهترین سنی خطاب کردهاست. وی آرزو داشت تهران روزی جایگاه ژنو در اروپا را پیدا کند. تز دکترای او با نام سیر حکمت در ایران نخستین اثر وی بود که توسط امیر حسین آریانپور به پارسی برگردانده شد. اين كتاب كه رساله دكترى اقبال است، به وسيله دكتر بقايی ماكان با عنوان " سير حكمت در ايران" به فارسى برگردانده شد. دکتر محمد بقایی حدود ده هزار صفحه در سی و پنج مجلد مطلب در مورد اقبال نوشته و منتشر کرده است.
آثار:
ویله یتیم نخستین اثر اقبال بود. وی آن را در سال ۱۸۹۹ در جلسه سالیانه انجمن حمایتالاسلام در لاهور خواند.
آثار اقبال به طور کلی عبارتاند از:
علمالاقتصاد : نخستین کتاب درباره اقتصاد به زبان اردو، چاپ ۱۹۰۳ در لاهور.
تاریخ هند
اسرار خودی (منظوم، فارسی)
رموز بیخودی (منظوم، فارسی)
پیام مشرق (منظوم، فارسی)
بانگ درا
زبور عجم (منظوم، فارسی)
جاویدنامه (منظوم، فارسی)
پس چه باید کرد ای اقوام شرق (منظوم، فارسی)
احیای فکر دینی در اسلام (انگلیسی)
توسعه (سیر) حکمت در ایران (انگلیسی)
مثنوی مسافر
بال جبرئیل
ضرب کلیم
ارمغان حجاز
یادداشتهای پراکنده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۳ آذر زادروز #حسین_آهی
( زاده ۳ آذر ۱۳۳۲ تهران – درگذشته ۸ امرداد ۱۳۹۸ تهران ) شاعر و پژوهشگر
آهی، دوران تحصیلات مقدماتیاش را در تهران گذراند و به چهار زبان فارسی، عربی، پهلوی و آلمانی مسلط شد.
او پژوهشهایی در زمینه صرف، منطق، اصول عروض، نحو، نجوم و... انجام داد.
در سال ۱۳۵۵ نخستین پژوهشهای او در مباحث شعری و ادبی به نتیجه رسید و در بیست سالگی، کتابی با عنوان بحور شعرفارسی منتشر کرد که این اثر مورد تحسین شاعران بزرگی چون شفیعیکدکنی و اخوان ثالث قرار گرفت و بهاءالدینی خرمشاهی، از جمله افرادی بودند که در مورد آین کتاب، اشارهای داشتهاند.
وی در دهه ۱۳۸۰ نخستین همکاری خود را با تلویزیون آغاز کرد. با کاروان شعر و موسیقی برنامهای بود که در آن دوران از شبکه دوم صداوسیمای پخش میشد و
در اواخر دهه ۸۰ برنامهای تحت عنوان تماشاگه راز را از شبکه رادیویی فرهنگ، اجرا میکرد.
او در یکی دیگر از برنامههای بخش شبانگاهی رادیو پیام، به موضوعاتی چون تاریخ فرهنگ و ادبیات ایران میپرداخت.
از جمله موضوعاتی که در این برنامه پرداخته میشد، میتوان به خوانش اشعار و داستانهایی که اثر بزرگان ادبیات ایران و جهان است، بررسی کردن نکات ویرایشی زبان فارسی، اشاره کردن به لغزها و چیستانهای دیرینه زبان فارسی و... اشاره کرد.
آثار:
بررسی جامعی در بحور شعر فارسی، انتشارات خزر، و به صورت پاورقی در مجله سروش.
حاشیه بر ارث، شرح لمعهِ شهیدین، انتشارات نور دانش، قم.
فهرست کامل عروضی دیوان ناصرخسرو، انتشارات فروغی.
حواشی و تعلیقات و تصحیح المعجم شمس قیس، انتشارات خزر.
فرهنگ اصطلاحات ادبی، انتشارات حیدربابا.
اصول زبان فارسی، انتشارات حیدربابا
فنون شعر فارسی (بدیع و بیان)، انتشارات حیدربابا.
فصول شعر و اصول شاعری، سلسله مقالات مندرج در مجله سروش.
دیوان فیضی، بزرگترین شاعر سده دهم سرزمین هند، انتشارات فروغی.
دُرّهٔ نجفی؛ در علوم عروض، بدیع، قافیه، انتشارات فروغی.
تصحیح کامل معیارالاشعار خواجه نصیرطوسی، انتشارات سروش.
فنون ادبی (عروض فارسی) از سلسله کتابهای درسی آموزش و پرورش برای سال چهارم دبیرستان.
فهرست کامل عروضی دیوان قطران تبریزی، انتشارات خزر.
خیامشناسی، انتشارات سروش.
فرهنگنامه آلمانی فارسی، ناشرمدرسه ایرانیان در آلمان.
هفتاد قاعده، ناشر، مدرسه ایرانیان در شهر کلن آلمان.
کلیات دیوان مولانا بیدل دهلوی، انتشارات فروغی.
مقدمه و حواشی بر دیوان عمادالدین نسیمی، انتشارات فروغی.
فهرست عروضی حافظ، انتشارات اسدی.
دیوان ریاضی یزدی، حواشی و تصحیح و مقدمه، انتشارات اسدی.
تصحیح و شرح دیوان کامل بیدل، انتشارات معین.
خوانش و شرح کامل ابیات غزلیات حافظ در «دانشنامه چندرسانهای حافظ»، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، پایگاه نورسافت.
قرائت متن کامل مثنوی معنوی در «سپهر سخن مولانا»، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، پایگاه نورسافت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۳ آذر زادروز #حسین_آهی
( زاده ۳ آذر ۱۳۳۲ تهران – درگذشته ۸ امرداد ۱۳۹۸ تهران ) شاعر و پژوهشگر
آهی، دوران تحصیلات مقدماتیاش را در تهران گذراند و به چهار زبان فارسی، عربی، پهلوی و آلمانی مسلط شد.
او پژوهشهایی در زمینه صرف، منطق، اصول عروض، نحو، نجوم و... انجام داد.
در سال ۱۳۵۵ نخستین پژوهشهای او در مباحث شعری و ادبی به نتیجه رسید و در بیست سالگی، کتابی با عنوان بحور شعرفارسی منتشر کرد که این اثر مورد تحسین شاعران بزرگی چون شفیعیکدکنی و اخوان ثالث قرار گرفت و بهاءالدینی خرمشاهی، از جمله افرادی بودند که در مورد آین کتاب، اشارهای داشتهاند.
وی در دهه ۱۳۸۰ نخستین همکاری خود را با تلویزیون آغاز کرد. با کاروان شعر و موسیقی برنامهای بود که در آن دوران از شبکه دوم صداوسیمای پخش میشد و
در اواخر دهه ۸۰ برنامهای تحت عنوان تماشاگه راز را از شبکه رادیویی فرهنگ، اجرا میکرد.
او در یکی دیگر از برنامههای بخش شبانگاهی رادیو پیام، به موضوعاتی چون تاریخ فرهنگ و ادبیات ایران میپرداخت.
از جمله موضوعاتی که در این برنامه پرداخته میشد، میتوان به خوانش اشعار و داستانهایی که اثر بزرگان ادبیات ایران و جهان است، بررسی کردن نکات ویرایشی زبان فارسی، اشاره کردن به لغزها و چیستانهای دیرینه زبان فارسی و... اشاره کرد.
آثار:
بررسی جامعی در بحور شعر فارسی، انتشارات خزر، و به صورت پاورقی در مجله سروش.
حاشیه بر ارث، شرح لمعهِ شهیدین، انتشارات نور دانش، قم.
فهرست کامل عروضی دیوان ناصرخسرو، انتشارات فروغی.
حواشی و تعلیقات و تصحیح المعجم شمس قیس، انتشارات خزر.
فرهنگ اصطلاحات ادبی، انتشارات حیدربابا.
اصول زبان فارسی، انتشارات حیدربابا
فنون شعر فارسی (بدیع و بیان)، انتشارات حیدربابا.
فصول شعر و اصول شاعری، سلسله مقالات مندرج در مجله سروش.
دیوان فیضی، بزرگترین شاعر سده دهم سرزمین هند، انتشارات فروغی.
دُرّهٔ نجفی؛ در علوم عروض، بدیع، قافیه، انتشارات فروغی.
تصحیح کامل معیارالاشعار خواجه نصیرطوسی، انتشارات سروش.
فنون ادبی (عروض فارسی) از سلسله کتابهای درسی آموزش و پرورش برای سال چهارم دبیرستان.
فهرست کامل عروضی دیوان قطران تبریزی، انتشارات خزر.
خیامشناسی، انتشارات سروش.
فرهنگنامه آلمانی فارسی، ناشرمدرسه ایرانیان در آلمان.
هفتاد قاعده، ناشر، مدرسه ایرانیان در شهر کلن آلمان.
کلیات دیوان مولانا بیدل دهلوی، انتشارات فروغی.
مقدمه و حواشی بر دیوان عمادالدین نسیمی، انتشارات فروغی.
فهرست عروضی حافظ، انتشارات اسدی.
دیوان ریاضی یزدی، حواشی و تصحیح و مقدمه، انتشارات اسدی.
تصحیح و شرح دیوان کامل بیدل، انتشارات معین.
خوانش و شرح کامل ابیات غزلیات حافظ در «دانشنامه چندرسانهای حافظ»، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، پایگاه نورسافت.
قرائت متن کامل مثنوی معنوی در «سپهر سخن مولانا»، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، پایگاه نورسافت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
دل به زبان نمیرسد
لب به فغان نمیرسد
کَس به نشان نمیرسد
تیر خطاست زندگی
#_بیدل_دهلوی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
دل به زبان نمیرسد
لب به فغان نمیرسد
کَس به نشان نمیرسد
تیر خطاست زندگی
#_بیدل_دهلوی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
چرا در ایران مدرسه جای خوبی نیست؟
تقریبا هیچ بچهای نیست که از مدرسه رفتن لذت ببرد، آنها در سنی که پر از انرژی هستند، مجبورند، ساعتها پشت میز بنشینند، ساکت باشند و به حوصلهسربرترین حرفهای دنیا گوش بدهند.
ما در مدرسهای که ماشین حساب هم ممنوع بود، در حال مصنوعی آموزش دیدن برای عصر دیجیتال بودیم و معلمهای ما هیچ درکی از وضعیت جهان در آینده نداشتند.
در مدرسه، شبیه به یک اداره، پشت میز مینشستیم و اطاعت از ارباب را تمرین میکردیم. مدرسه نمیخواست که ما نوازنده، نقاش یا کارآفرین شویم؛ فقط میخواست در آینده کارمندهای مطیعی باشیم.
در مدرسه، کمک کردن به دیگران، اسمش تقلب بود و بابت آن جریمه میشدیم. آن جا حرص میخوردیم که نمره خودمان را بیتوجه به وضعیت دیگران، حداکثر کنیم، تا در بزرگسالی همین کار را با حساب بانکیمان تکرار کنیم.
کسی که در هنر و ورزش استعداد داشت، اما از ریاضی خوشش نمیآمد، شاگرد تنبل کلاس بود! مهم نبود نبوغش در نقاشی یا موسیقی چقدر باشد.
سوالهای مدرسه، یک جواب مشخص داشتند و هر جوابی غیر از آن، غلط بود.
در حالی که چالش اصلی دنیای امروز، پیدا کردن جوابهای جدید و حتی طرح سوالهای جدید است.
وقتی بزرگ شدیم، سوالمان این بود که از چه طریق میتوانیم برای خرید خانه تامین مالی کنیم
بهطوری که کمترین هزینه مالی را داشته باشد.
در مدرسه چه چیزی یاد گرفته بودیم؟
اتحاد مزدوج و میتوکندری و قانون کیرشهف که به هیچ دردی نخوردند.
درس ادبیات به جای این که ما را شیفته سعدی و بیدل دهلوی کند، با متونی که حتی ارزش ادبی هم نداشتند، ما را از شعر و داستان متنفر کرد و باعث شد سرانه مطالعه به زیر صفر سقوط کند!
تجربه کشورهایی مثل فنلاند نشان داده که آموزش میتواند کاربردی، مفرح، فراگیر و خلاق باشد.
#_پوریا_بختیاری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
چرا در ایران مدرسه جای خوبی نیست؟
تقریبا هیچ بچهای نیست که از مدرسه رفتن لذت ببرد، آنها در سنی که پر از انرژی هستند، مجبورند، ساعتها پشت میز بنشینند، ساکت باشند و به حوصلهسربرترین حرفهای دنیا گوش بدهند.
ما در مدرسهای که ماشین حساب هم ممنوع بود، در حال مصنوعی آموزش دیدن برای عصر دیجیتال بودیم و معلمهای ما هیچ درکی از وضعیت جهان در آینده نداشتند.
در مدرسه، شبیه به یک اداره، پشت میز مینشستیم و اطاعت از ارباب را تمرین میکردیم. مدرسه نمیخواست که ما نوازنده، نقاش یا کارآفرین شویم؛ فقط میخواست در آینده کارمندهای مطیعی باشیم.
در مدرسه، کمک کردن به دیگران، اسمش تقلب بود و بابت آن جریمه میشدیم. آن جا حرص میخوردیم که نمره خودمان را بیتوجه به وضعیت دیگران، حداکثر کنیم، تا در بزرگسالی همین کار را با حساب بانکیمان تکرار کنیم.
کسی که در هنر و ورزش استعداد داشت، اما از ریاضی خوشش نمیآمد، شاگرد تنبل کلاس بود! مهم نبود نبوغش در نقاشی یا موسیقی چقدر باشد.
سوالهای مدرسه، یک جواب مشخص داشتند و هر جوابی غیر از آن، غلط بود.
در حالی که چالش اصلی دنیای امروز، پیدا کردن جوابهای جدید و حتی طرح سوالهای جدید است.
وقتی بزرگ شدیم، سوالمان این بود که از چه طریق میتوانیم برای خرید خانه تامین مالی کنیم
بهطوری که کمترین هزینه مالی را داشته باشد.
در مدرسه چه چیزی یاد گرفته بودیم؟
اتحاد مزدوج و میتوکندری و قانون کیرشهف که به هیچ دردی نخوردند.
درس ادبیات به جای این که ما را شیفته سعدی و بیدل دهلوی کند، با متونی که حتی ارزش ادبی هم نداشتند، ما را از شعر و داستان متنفر کرد و باعث شد سرانه مطالعه به زیر صفر سقوط کند!
تجربه کشورهایی مثل فنلاند نشان داده که آموزش میتواند کاربردی، مفرح، فراگیر و خلاق باشد.
#_پوریا_بختیاری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
ندیدم جز به بالِ نیستی پروازِ آزادی
#_بیدل_دهلوی
شرح تصویر:
Beethoven Mask~1906
Artist: Lucien Lévy-Dhurmer
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
ندیدم جز به بالِ نیستی پروازِ آزادی
#_بیدل_دهلوی
شرح تصویر:
Beethoven Mask~1906
Artist: Lucien Lévy-Dhurmer
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity