🔴#بخوانیم
شخصی كه پیله پروانه را با بخار دهانش گرم کرد تا پروانه زیبا سریعتر پر بگشاید، نیکوس کازانتزاکیس نویسنده کتاب زوربای یونانی بود! و این داستان غمناک روزگار کودکی خودش را تعریف میکند . چون خروج پروانه از پیله طول میکشد تصمیم ميگيرد به این فرایند شتاب ببخشد! باحرارت دهانش پیله را گرم ميكند،اما مدتی بعد از بیرون آمدن٫پروانه بالهایش بسته است و میمیرد! او مي گويد: بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود٫اما من انتظار کشیدن نمیدانستم!!!!! آن جنازه کوچک٬تابه امروز یکی از سنگینترین بارها بر روی وجدانم بوده. اما باعث شد بفهمم که فقط یک گناه کبیره حقیقی وجود دارد! ؛ فشار آوردن برقوانین بزرگ کیهان! بردباری لازمست و نیز انتظار زمان موعود را کشیدن و با اعتماد راهی را دنبال کردن که خداوند برای زندگی ما برگزیده است...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
شخصی كه پیله پروانه را با بخار دهانش گرم کرد تا پروانه زیبا سریعتر پر بگشاید، نیکوس کازانتزاکیس نویسنده کتاب زوربای یونانی بود! و این داستان غمناک روزگار کودکی خودش را تعریف میکند . چون خروج پروانه از پیله طول میکشد تصمیم ميگيرد به این فرایند شتاب ببخشد! باحرارت دهانش پیله را گرم ميكند،اما مدتی بعد از بیرون آمدن٫پروانه بالهایش بسته است و میمیرد! او مي گويد: بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود٫اما من انتظار کشیدن نمیدانستم!!!!! آن جنازه کوچک٬تابه امروز یکی از سنگینترین بارها بر روی وجدانم بوده. اما باعث شد بفهمم که فقط یک گناه کبیره حقیقی وجود دارد! ؛ فشار آوردن برقوانین بزرگ کیهان! بردباری لازمست و نیز انتظار زمان موعود را کشیدن و با اعتماد راهی را دنبال کردن که خداوند برای زندگی ما برگزیده است...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی
#میکیس_تئودوراکیس آهنگساز حکومت نظامی درگذشت
Michail "Mikis" Theodorakis
۲۹ جولای ۱۹۲۵ _ ۲ سپتامبر ۲۰۲۱
«میکیس تئودوراکیس» را همه با موسیقی فیلم زوربایی یونایی میشناسند. آهنگسازی محبوب در میان مردم کشورش که جدا از حرفه اش در زمینه آهنگسازی، فعالیت های سیاسی اش نیز مورد توجه بود و در برهه ای از زمان به دلیل این فعالیت های سیاسی، موسیقی و فعالیت وی در کشورش ممنوع بود. موسیقی و سیاست عناصری ناگسستنی در آثار تئودوراکیس میباشند.
تئودوراکیس در ۲۹ جولای سال ۱۹۲۵ در یونان بدنیا آمد. وی را در سطح بین المللی با موسیقی فیلم های زوربای یونانی (۱۹۶۵) زِد (۱۹۶۹) و سرپیکو (۱۹۷۳) (و فیلم حکوت نظامی در ایران) شناخته اند. او دوران کودکی اش را در شهرهای مختلف یونان سپری نمود و از همان دوران علاقه زیادی به موسیقی داشت و بدون داشتن هیچ سازی برای خود آهنگ می ساخت. دروس اولیه موسیقی را در ایام نوجوانی فرا گرفت و در سن هفده سالگی اولین کنسرت خودش را اجرا نمود. خود از شروع علاقه اش به موسیقی اینطور یاد میکند که با دیدن فیلمی درباره بتهوون عاشق موسیقی شده است. وی در این باره گفته است که: "فیلم را در کنار پدرم دیدم. پدرم به خاطر کار عازم آتن بود. چنان مجذوب شده بودم که از پدرم خواهش کردم هرچه در آتن درباره موسیقی پیدا میکند برایم بیاورد. به این ترتیب بود که آشنایی من با موسیقی آغاز شد."
پس از مدتی وی به کنسرواتوار موسیقی آتن رفت و مشغول به فراگیری آهنگسازی شد. در سن ۱۸سالگى در خلال جنگ دوم جهانى به جنبش مقاومت کشورش علیه اشغالگران آلمانى و ایتالیایى پیوست که در جریان جنگ داخلى یونان در سال هاى ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۹ نیز در جرگه فعالین سیاسی بود و در جبهه چپ نیروهاى سیاسى یونان ایستاد که در آن دوران بارها زندانى و یا تبعید شد. او در سال ۱۹۶۳ بصورت رسمی وارد سیاست شد و حزب جوانان دموکراتیک را بنیان نهاد؛ پس از شکل گیری جنبش چپ یونان و انتخاب تئودوراكیس به عنوان رئیس آن او به عنوان نماینده حزب متحده دموكراتیك چپ وارد پارلمان می شود. او بعدها فعالیت های خود را به صورت زیرزمینی ادامه میدهد، اولین دعوت خود از مردم برای مقاومت در مقابل دیكتاتوری را در همین روزها منتشر میكند و به همراه برخی از همفكران خود سازمانی را برای مقاومت و مبارزه علیه دیكتاتوری بنیان میگذارند و خود ریاست سازمان را بر عهده میگیرد.
اما دیکتاتوری نظامی در یونان شکل گرفته در سال های ۱۹۶۷ الی ۱۹۷۴ او را دستگیر و مورد شکنجه قرار داده و گوش دادن به آثار وی را نیز ممنوع شده اعلام کرد. تئودوراكیس در دوران حبس به طور مداوم به تصنیف و آهنگسازی می پرداخت و موفق شده بود این آثار جدید را از كانال های مختلف به بیرون از زندان بفرستد كه «ماریا فارانتوری» و «ملینا مركوری» موفق میشوند آن را اجرا كنند.
پس از تحمل دوره ای از زندان و اقدام به اعتصاب غذا و در پی آن با تأسیس کمیته آزادی تئودوراکیس که شوستاکوویچ، نرودا، برنشتاین، آرتور میلر و بلافونته راه انداختند با فشار افکار عمومی و حمایت جهانیان از حبس آزاد گردید تا در نهایت که از این کشور تبعید شد و در اروپا به مبارزات خود ادامه داد.
تئودوراکیس پاریس را انتخاب نمود و در آنجا بود که خلاقیت و رشد فکری واقعی او در آهنگ سازی شکل گرفت و توانست با کنسرت هایش که در راه آزای و حقوق بشر بود خود را به عنوان یک هنرمند فعال در راه صلح جهانی به دنیا بشناساند.
در دوران تبعید، تئودوراکیس چهار سال برای سرنگونی حکومت نظامی جنگید. موسیقی تئودوراکیس موسیقی انقلاب ها و جنبش های مردمی و حرکت های ضد دیکتاتوری است. او تورهای جهانی خود را شروع کرد و هزاران کنسرت را در همه قارهها برای بازسازی دموکراسی در یونان اجرا کرد. طوری که در کنسرت های او حضار برخاسته از صندلی، پا کوبیده، کف زده، فریاد می زدند: "براوو میکیس!" با پابلو نرودا و سالوادور آلنده ملاقات کرد، از جمال عبدالناصر، یاسر عرفات و یگال الون عنوان دریافت کرد و فرانسوا میتران و اولف پالمه و ویلی برادت به دوستانش تبدیل شدند. برای میلیونها آدم در سراسر دنیا، تئودوراکیس نماد مقاومت در برابر دیکتاتوری یونان بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی
#میکیس_تئودوراکیس آهنگساز حکومت نظامی درگذشت
Michail "Mikis" Theodorakis
۲۹ جولای ۱۹۲۵ _ ۲ سپتامبر ۲۰۲۱
«میکیس تئودوراکیس» را همه با موسیقی فیلم زوربایی یونایی میشناسند. آهنگسازی محبوب در میان مردم کشورش که جدا از حرفه اش در زمینه آهنگسازی، فعالیت های سیاسی اش نیز مورد توجه بود و در برهه ای از زمان به دلیل این فعالیت های سیاسی، موسیقی و فعالیت وی در کشورش ممنوع بود. موسیقی و سیاست عناصری ناگسستنی در آثار تئودوراکیس میباشند.
تئودوراکیس در ۲۹ جولای سال ۱۹۲۵ در یونان بدنیا آمد. وی را در سطح بین المللی با موسیقی فیلم های زوربای یونانی (۱۹۶۵) زِد (۱۹۶۹) و سرپیکو (۱۹۷۳) (و فیلم حکوت نظامی در ایران) شناخته اند. او دوران کودکی اش را در شهرهای مختلف یونان سپری نمود و از همان دوران علاقه زیادی به موسیقی داشت و بدون داشتن هیچ سازی برای خود آهنگ می ساخت. دروس اولیه موسیقی را در ایام نوجوانی فرا گرفت و در سن هفده سالگی اولین کنسرت خودش را اجرا نمود. خود از شروع علاقه اش به موسیقی اینطور یاد میکند که با دیدن فیلمی درباره بتهوون عاشق موسیقی شده است. وی در این باره گفته است که: "فیلم را در کنار پدرم دیدم. پدرم به خاطر کار عازم آتن بود. چنان مجذوب شده بودم که از پدرم خواهش کردم هرچه در آتن درباره موسیقی پیدا میکند برایم بیاورد. به این ترتیب بود که آشنایی من با موسیقی آغاز شد."
پس از مدتی وی به کنسرواتوار موسیقی آتن رفت و مشغول به فراگیری آهنگسازی شد. در سن ۱۸سالگى در خلال جنگ دوم جهانى به جنبش مقاومت کشورش علیه اشغالگران آلمانى و ایتالیایى پیوست که در جریان جنگ داخلى یونان در سال هاى ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۹ نیز در جرگه فعالین سیاسی بود و در جبهه چپ نیروهاى سیاسى یونان ایستاد که در آن دوران بارها زندانى و یا تبعید شد. او در سال ۱۹۶۳ بصورت رسمی وارد سیاست شد و حزب جوانان دموکراتیک را بنیان نهاد؛ پس از شکل گیری جنبش چپ یونان و انتخاب تئودوراكیس به عنوان رئیس آن او به عنوان نماینده حزب متحده دموكراتیك چپ وارد پارلمان می شود. او بعدها فعالیت های خود را به صورت زیرزمینی ادامه میدهد، اولین دعوت خود از مردم برای مقاومت در مقابل دیكتاتوری را در همین روزها منتشر میكند و به همراه برخی از همفكران خود سازمانی را برای مقاومت و مبارزه علیه دیكتاتوری بنیان میگذارند و خود ریاست سازمان را بر عهده میگیرد.
اما دیکتاتوری نظامی در یونان شکل گرفته در سال های ۱۹۶۷ الی ۱۹۷۴ او را دستگیر و مورد شکنجه قرار داده و گوش دادن به آثار وی را نیز ممنوع شده اعلام کرد. تئودوراكیس در دوران حبس به طور مداوم به تصنیف و آهنگسازی می پرداخت و موفق شده بود این آثار جدید را از كانال های مختلف به بیرون از زندان بفرستد كه «ماریا فارانتوری» و «ملینا مركوری» موفق میشوند آن را اجرا كنند.
پس از تحمل دوره ای از زندان و اقدام به اعتصاب غذا و در پی آن با تأسیس کمیته آزادی تئودوراکیس که شوستاکوویچ، نرودا، برنشتاین، آرتور میلر و بلافونته راه انداختند با فشار افکار عمومی و حمایت جهانیان از حبس آزاد گردید تا در نهایت که از این کشور تبعید شد و در اروپا به مبارزات خود ادامه داد.
تئودوراکیس پاریس را انتخاب نمود و در آنجا بود که خلاقیت و رشد فکری واقعی او در آهنگ سازی شکل گرفت و توانست با کنسرت هایش که در راه آزای و حقوق بشر بود خود را به عنوان یک هنرمند فعال در راه صلح جهانی به دنیا بشناساند.
در دوران تبعید، تئودوراکیس چهار سال برای سرنگونی حکومت نظامی جنگید. موسیقی تئودوراکیس موسیقی انقلاب ها و جنبش های مردمی و حرکت های ضد دیکتاتوری است. او تورهای جهانی خود را شروع کرد و هزاران کنسرت را در همه قارهها برای بازسازی دموکراسی در یونان اجرا کرد. طوری که در کنسرت های او حضار برخاسته از صندلی، پا کوبیده، کف زده، فریاد می زدند: "براوو میکیس!" با پابلو نرودا و سالوادور آلنده ملاقات کرد، از جمال عبدالناصر، یاسر عرفات و یگال الون عنوان دریافت کرد و فرانسوا میتران و اولف پالمه و ویلی برادت به دوستانش تبدیل شدند. برای میلیونها آدم در سراسر دنیا، تئودوراکیس نماد مقاومت در برابر دیکتاتوری یونان بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موزیک 🎼
▪️میکیس تئودوراکیس
Μίκης Θεοδωράκης
تاریخ تولد: ۲۹ ژوئیهٔ ۱۹۲۵، خیوس، یونان
فوت: ۲ سپتامبر ۲۰۲۱
▪️میکیس تئودوراکیس، خالق موسیقی «زوربای یونانی»، در ۹۶ سالگی درگذشت
میکیس تئودوراکیس سازندهٔ بیش از ۱۰۰۰ ترانه، آهنگساز و فعال سیاسی کمونیست یونانی است. وی نزد دانشجویان و روشنفکران ایرانی در دورهٔ انقلاب ۱۳۵۷ ایران بسیار محبوب بود. آهنگ فیلم حکومت نظامی از ساختههای اوست.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موزیک 🎼
▪️میکیس تئودوراکیس
Μίκης Θεοδωράκης
تاریخ تولد: ۲۹ ژوئیهٔ ۱۹۲۵، خیوس، یونان
فوت: ۲ سپتامبر ۲۰۲۱
▪️میکیس تئودوراکیس، خالق موسیقی «زوربای یونانی»، در ۹۶ سالگی درگذشت
میکیس تئودوراکیس سازندهٔ بیش از ۱۰۰۰ ترانه، آهنگساز و فعال سیاسی کمونیست یونانی است. وی نزد دانشجویان و روشنفکران ایرانی در دورهٔ انقلاب ۱۳۵۷ ایران بسیار محبوب بود. آهنگ فیلم حکومت نظامی از ساختههای اوست.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
▪️میکیس تئودوراکیس
Μίκης Θεοδωράκης
تاریخ تولد: ۲۹ ژوئیهٔ ۱۹۲۵، خیوس، یونان
فوت: ۲ سپتامبر ۲۰۲۱
▪️میکیس تئودوراکیس، خالق موسیقی «زوربای یونانی»، در ۹۶ سالگی درگذشت
میکیس تئودوراکیس سازندهٔ بیش از ۱۰۰۰ ترانه، آهنگساز و فعال سیاسی کمونیست یونانی است. وی نزد دانشجویان و روشنفکران ایرانی در دورهٔ انقلاب ۱۳۵۷ ایران بسیار محبوب بود. آهنگ فیلم حکومت نظامی از ساختههای اوست.
میکیس تئودوراکیس، آهنگساز سرشناس یونانی و خالق موسیقی برای فیلمهای مشهوری چون «زوربای یونانی»، «حکومت نظامی» و «زد» روز پنجشنبه ۱۱ شهریور در ۹۶سالگی درگذشت.
به گزارش خبرگزاری رویترز، با انتشار خبر درگذشت این آهنگساز، پارلمان یونان یک دقیقه سکوت در سراسر کشور اعلام کرد.
لینا مندونی، وزیر فرهنگ یونان، در این باره گفت: «ما امروز بخشی از روح یونان را از دست دادیم. میکیس تئودوراکیس، میکیس آموزگار، روشنفکر و انقلابی، میکیس ما درگذشته است».
تئودوراکیس که اندیشههای چپگرایانه داشت و رنج زندان و شکنجه را تحمل کرده بود، برای دوستداران یونان وجه نادر دیگری از این کشور را بازتاب میداد.
او در سال ۱۹۶۴ برای فیلم زوربای یونانی با بازیگری آنتونی کوئین و ایرنه پاپاس موسیقی ساخت که باعث شهرت جهانیاش شد.
یک نمایندهٔ کمونیست پارلمان یونان در بیانیهای گفت: «کارهای او مواجههای دائمی با بیعدالتی و یأس و بدبینی بود».
خود تئودوراکیس یک بار در گفتوگو با خبرگزاری رویترز گفته بود: «من کمونیست یا سوسیالدموکرات یا چیز دیگری نیستم. من انسانی آزادم».
تئودوراکیس که متهم به گرایشهای متمایل به چریکهای یونانی در جنگ بین سلطنتطلبان راستگرا و نیروهای خلق محبوب چپگرا در جریان جنگ جهانی دوم بود، در ژوئیه سال ۱۹۴۷ دستگیر و شکنجه شد. او در دوران حکومت نظامیان یونان بین سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۴ نیز بار دیگر بازداشت و شکنجه شد.
این شخصیت مشهور یونانی سپس به عنوان نماینده وارد پارلمان شد.
میکیس تئودوراکیس در ۲۹ ژوئیه ۱۹۲۵ در جزیرهی کیوس یونان به دنیا آمد و در کودکی به موسیقی محلی یونانی علاقهمند شد و پس از شنیدن سمفونی شمارهٔ ۹ بتهوون تصمیم گرفت خودش آهنگساز شود.
او دورههای آموزشی موسیقی را هم در زادگاهش یونان و در کنسرواتوار پاریس گذراند. استعدادش در موسیقی خیلی زود مورد توجه قرار گرفت و آثاری را در زمینه موسیقی فیلم و قطعات باله خلق کرد.
میگویند مرگ یک مبارز جوان و اشعار دربارهٔ این حادثه که او برای آنها موسیقی میساخت، میکیس تئودوراکیس را دوباره به زادگاهش بازگرداند.
اشغال یونان توسط آلمان، جنگهای داخلی، درگیریهای پایانناپذیر ترکیه و یونان بر سر مالکیت جزیرهٔ قبرس، میکیس تئودوراکیس را بهشدت تحتتاثیر قرار داد. گفته میشود که او بارها تلاش کرد آرام باشد و به موضوعات سیاسی واکنش نشان ندهد، اما دوباره مواضع خود را تکرار میکرد و در زندان نیز شکنجه میشد.
هنگامی که حکومت «سرهنگها» در سال ۱۹۶۷ قدرت را در یونان بهدست گرفت، او ابتدا ممنوعالخروج و سپس در سال ۱۹۷۰ زیر فشارهای جنبش اتحاد جهانی آزاد شد و به پاریس تبعید شد.
تئودوراكيس عليرغم کارنامهای مملو از فعالیتهای سیاسی، هيچگاه خود را يك سياستمدار حرفهاى نميدانست. او زمانی در اينباره گفتهبود:
«بين سياست و سياستمدار تفاوت بزرگى وجود دارد. يك سياستمدار خوب نبايد هميشه حقيقت را به زبان بياورد و به اخلاقيات پايبند باشد، او بايد تملق مردم را بگويد، شغل و حرفه يك سياستمدار همين است. از اين رو من هميشه با به كار رفتن لفظ سياستمدار در مورد خودم مخالفت كردهام. من حقيقتگويى را دوست دارم، هيچوقت تملق مردم را نميگويم و به ارزشهاى اخلاقى ايمان دارم. به عقيده من سياست بزرگ و راستين، مدافع ارزشهاى اخلاقى است و از اين ديد، من سياستمدار نيستم، بلكه يك «ضد سياستمدار» هستم.»
میکیس تئودرواکیس در دهههای ۶۰ و ۸۰ میلادی به عضویت مجلس یونان درآمد و سپس سمت وزارت را عهدهدار شد. از او دعوت کردند تا سمت ریاستجمهوری یونان را نیز عهدهدار شود، ولی او این خواسته را به علت کهولت سن رد کرد.
با اینکه بسیاری از مواضع و ایدههای سیاسی میکیس تئودوراکیس بحثانگیز بوده، ولی او چندین جایزهٔ صلح نیز دریافت کرده بود.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
▪️میکیس تئودوراکیس
Μίκης Θεοδωράκης
تاریخ تولد: ۲۹ ژوئیهٔ ۱۹۲۵، خیوس، یونان
فوت: ۲ سپتامبر ۲۰۲۱
▪️میکیس تئودوراکیس، خالق موسیقی «زوربای یونانی»، در ۹۶ سالگی درگذشت
میکیس تئودوراکیس سازندهٔ بیش از ۱۰۰۰ ترانه، آهنگساز و فعال سیاسی کمونیست یونانی است. وی نزد دانشجویان و روشنفکران ایرانی در دورهٔ انقلاب ۱۳۵۷ ایران بسیار محبوب بود. آهنگ فیلم حکومت نظامی از ساختههای اوست.
میکیس تئودوراکیس، آهنگساز سرشناس یونانی و خالق موسیقی برای فیلمهای مشهوری چون «زوربای یونانی»، «حکومت نظامی» و «زد» روز پنجشنبه ۱۱ شهریور در ۹۶سالگی درگذشت.
به گزارش خبرگزاری رویترز، با انتشار خبر درگذشت این آهنگساز، پارلمان یونان یک دقیقه سکوت در سراسر کشور اعلام کرد.
لینا مندونی، وزیر فرهنگ یونان، در این باره گفت: «ما امروز بخشی از روح یونان را از دست دادیم. میکیس تئودوراکیس، میکیس آموزگار، روشنفکر و انقلابی، میکیس ما درگذشته است».
تئودوراکیس که اندیشههای چپگرایانه داشت و رنج زندان و شکنجه را تحمل کرده بود، برای دوستداران یونان وجه نادر دیگری از این کشور را بازتاب میداد.
او در سال ۱۹۶۴ برای فیلم زوربای یونانی با بازیگری آنتونی کوئین و ایرنه پاپاس موسیقی ساخت که باعث شهرت جهانیاش شد.
یک نمایندهٔ کمونیست پارلمان یونان در بیانیهای گفت: «کارهای او مواجههای دائمی با بیعدالتی و یأس و بدبینی بود».
خود تئودوراکیس یک بار در گفتوگو با خبرگزاری رویترز گفته بود: «من کمونیست یا سوسیالدموکرات یا چیز دیگری نیستم. من انسانی آزادم».
تئودوراکیس که متهم به گرایشهای متمایل به چریکهای یونانی در جنگ بین سلطنتطلبان راستگرا و نیروهای خلق محبوب چپگرا در جریان جنگ جهانی دوم بود، در ژوئیه سال ۱۹۴۷ دستگیر و شکنجه شد. او در دوران حکومت نظامیان یونان بین سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۴ نیز بار دیگر بازداشت و شکنجه شد.
این شخصیت مشهور یونانی سپس به عنوان نماینده وارد پارلمان شد.
میکیس تئودوراکیس در ۲۹ ژوئیه ۱۹۲۵ در جزیرهی کیوس یونان به دنیا آمد و در کودکی به موسیقی محلی یونانی علاقهمند شد و پس از شنیدن سمفونی شمارهٔ ۹ بتهوون تصمیم گرفت خودش آهنگساز شود.
او دورههای آموزشی موسیقی را هم در زادگاهش یونان و در کنسرواتوار پاریس گذراند. استعدادش در موسیقی خیلی زود مورد توجه قرار گرفت و آثاری را در زمینه موسیقی فیلم و قطعات باله خلق کرد.
میگویند مرگ یک مبارز جوان و اشعار دربارهٔ این حادثه که او برای آنها موسیقی میساخت، میکیس تئودوراکیس را دوباره به زادگاهش بازگرداند.
اشغال یونان توسط آلمان، جنگهای داخلی، درگیریهای پایانناپذیر ترکیه و یونان بر سر مالکیت جزیرهٔ قبرس، میکیس تئودوراکیس را بهشدت تحتتاثیر قرار داد. گفته میشود که او بارها تلاش کرد آرام باشد و به موضوعات سیاسی واکنش نشان ندهد، اما دوباره مواضع خود را تکرار میکرد و در زندان نیز شکنجه میشد.
هنگامی که حکومت «سرهنگها» در سال ۱۹۶۷ قدرت را در یونان بهدست گرفت، او ابتدا ممنوعالخروج و سپس در سال ۱۹۷۰ زیر فشارهای جنبش اتحاد جهانی آزاد شد و به پاریس تبعید شد.
تئودوراكيس عليرغم کارنامهای مملو از فعالیتهای سیاسی، هيچگاه خود را يك سياستمدار حرفهاى نميدانست. او زمانی در اينباره گفتهبود:
«بين سياست و سياستمدار تفاوت بزرگى وجود دارد. يك سياستمدار خوب نبايد هميشه حقيقت را به زبان بياورد و به اخلاقيات پايبند باشد، او بايد تملق مردم را بگويد، شغل و حرفه يك سياستمدار همين است. از اين رو من هميشه با به كار رفتن لفظ سياستمدار در مورد خودم مخالفت كردهام. من حقيقتگويى را دوست دارم، هيچوقت تملق مردم را نميگويم و به ارزشهاى اخلاقى ايمان دارم. به عقيده من سياست بزرگ و راستين، مدافع ارزشهاى اخلاقى است و از اين ديد، من سياستمدار نيستم، بلكه يك «ضد سياستمدار» هستم.»
میکیس تئودرواکیس در دهههای ۶۰ و ۸۰ میلادی به عضویت مجلس یونان درآمد و سپس سمت وزارت را عهدهدار شد. از او دعوت کردند تا سمت ریاستجمهوری یونان را نیز عهدهدار شود، ولی او این خواسته را به علت کهولت سن رد کرد.
با اینکه بسیاری از مواضع و ایدههای سیاسی میکیس تئودوراکیس بحثانگیز بوده، ولی او چندین جایزهٔ صلح نیز دریافت کرده بود.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
▪️میکیس تئودوراکیس
Μίκης Θεοδωράκης
تاریخ تولد: ۲۹ ژوئیهٔ ۱۹۲۵، خیوس، یونان
فوت: ۲ سپتامبر ۲۰۲۱
در سال ۱۹۵۴ با همسر خود به پاریس رفت و در زمینه تحلیل و تفسیر موسیقی به تحصیل پرداخت. در پاریس دومین مرحله زندگی حرفهای او بود. اولین اثر او کنسرتو پیانو بود که اجرایی برای بالت بود. چند اثر او از جمله کارنوال یونان، مورد تحسین جهانی قرار گرفت. در سال ۱۹۵۷ او مدال طلا فستیوال موسیقی مسکو را برد. در سال ۱۹۵۹ بعد از اجرای موفقیتآمیز در لندن، آهنگساز فرانسوی داریوس میهاد به او را نامزد برنده جایزه آمریکایی کاپلی کرد.
در سال ۱۹۶۰ او به یونان برگشت و به موسیقی اصیل یونان بازگشت. او با اجرای ترانه Epitaphios یک انقلاب فرهنگی در سرزمین اش ایجاد کرد. تأثیر گذارترین و مهمترین آثار او بر اساس اشعار یونانی میباشد. او تلاش کرد که به موسیقی یونانی جایگاه و شان بالایی بدهد که چنین جایگاهی را از دست داده بود. او ترکیب موسیقی متاسیمفونیک، ترکیب سمفونی را با آهنگهای معروف یونانی و غربی و سازهای محبوب یونانی در هم آمیخت و توسعه داد. او ارکستر کوچک آتن را تأسیس کرد. کنسرتهای بسیاری را در سراسر یونان و خارج انجام داد. بهطور وسیعی در سیاست کشور خودش شرکت داشت. بعد از قتل گرگوریس لمبریکس در ماه مه ۱۹۶۳، جنبش سیاسی جوانان لامرباکسیس را تأسیس کرد و به عنوان رئیس انتخاب شد.
۲۱ آوریل ۱۹۶۷ یک رژیم متشکل از نظامیان قدرت را به دست گرفت. تئودوراکیس زندگی مخفی زیر زمینی آغاز کرد و جبهه میهن را تشکیل داد. بعد از مدتی حکمی صادر شد که گوش کردن به آهنگهای او ممنوع اعلام شد و خودش نیز ممنوعالخروج شد. در همان سال وی دستگیر شد و برای ماهها حبس شد و بعد از آزادی به همراه همسر و دو دخترش به به زاتونا تبعید شد. بعدها او در اردوگاه کار اجباری مشغول به کار شد. جنبش همبستگی بینالمللی که توسط شخصیت مهمی نمایندگی میشد، خواستار آزادی تئودوراکیس شدند. به درخواست سیاستمدار فرانسوی ژان ژاک سروان شریدر، تئودوراکیس اجازه پیدا کرد در ۱۳ آوریل ۱۹۷۰ به پاریس برود. بلافاصله وقتی وارد پاریس شد، تحت درمان قرار گرفت چرا که از مریضی سل رنج میبرد.
در دوران تبعید، تئودوراکیس چهار سال برای سرنگونی حکومت نظامی جنگید. او تورهای جهانی خود را شروع کرد و هزاران کنسرت را در همه قارهها برای بازسازی دموکراسی در یونان اجرا کرد. با پابلو نرودا و سالوادور آلنده را ملاقات کرد. او از جمال عبدالناصر، یاسر عرفات و یگال الون عنوان دریافت کرد و فرانسوا میتران و اولف پالمه و ویلی برادت به دوستانش تبدیل شدند. برای میلیونها آدم در سراسر دنیا، تئودوراکیس نماد مقاومت در برابر دیکتاتوری یونان بود. پس از سقوط حکومت دیکتاتوری در یونان، تئودوراکیس در سال ۱۹۷۴ به یونان بازگشت و به کنسرتهای خود در یونان و خارج از کشور ادامه داد. بعدها او سه بار به عنوان نماینده پارلمان انتخاب شد و برای دو سال از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۲ به عنوان وزیر دولت ایفای نقش کرد. او متعهد شد که آگاهی بینالمللی نسبت به حقوق بشر، مسائل زیستمحیطی و صلح را بالا ببرد
و در همین رابطه با نویسنده و موسیقیدان ترک، انجمن دوستی یونان و ترکیه را تأسیس کرد. در این بخش از زندگی هنری خود، او تأثیرگذارترین سمفونیهای خود را ساخت که میتوان به سمفونی ۳، ۴ و ۷ اشاره کرد که همه آنها بین سالهای ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۹ اجرا شد. در همین مقطع زمانی، او جایزه صلح لنین را برد. او اولین اپرای خود به نام کوستاس کاریتاکیس و بالت زوربای یونانی را تنظیم کرد که در فستیوال ورنا در سال ۱۹۸۸ اجرا شد. او دکتر افتخاری خیلی از دانشگاهها از جمله دانشگاه مونترال و کرتا میباشد.
▪️گزیده موسیقیهای متن اصلی
۱۹۶۰: ماه عسل (مایکل پاول)
۱۹۶۱: فدرا (ژول داسن)
۱۹۶۲: پنج مایل مانده به نیمهشب (آناتول لیتواک)
۱۹۶۲: الکترا (مایکل کاکویانیس)
۱۹۶۴: زوربای یونانی (مایکل کاکویانیس)
۱۹۶۹: زد (کوستا گاوراس)
۱۹۷۲: حکومت نظامی (کوستا گاوراس)
۱۹۷۳: نبرد سوتیسکا (Stipe Delić)
۱۹۷۳: سرپیکو (سیدنی لومت)
۱۹۷۶: نامههایی از ماروسیا (میگل لیتین)
۱۹۷۷: ایفیگنیا (مایکل کاکویانیس)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
▪️میکیس تئودوراکیس
Μίκης Θεοδωράκης
تاریخ تولد: ۲۹ ژوئیهٔ ۱۹۲۵، خیوس، یونان
فوت: ۲ سپتامبر ۲۰۲۱
در سال ۱۹۵۴ با همسر خود به پاریس رفت و در زمینه تحلیل و تفسیر موسیقی به تحصیل پرداخت. در پاریس دومین مرحله زندگی حرفهای او بود. اولین اثر او کنسرتو پیانو بود که اجرایی برای بالت بود. چند اثر او از جمله کارنوال یونان، مورد تحسین جهانی قرار گرفت. در سال ۱۹۵۷ او مدال طلا فستیوال موسیقی مسکو را برد. در سال ۱۹۵۹ بعد از اجرای موفقیتآمیز در لندن، آهنگساز فرانسوی داریوس میهاد به او را نامزد برنده جایزه آمریکایی کاپلی کرد.
در سال ۱۹۶۰ او به یونان برگشت و به موسیقی اصیل یونان بازگشت. او با اجرای ترانه Epitaphios یک انقلاب فرهنگی در سرزمین اش ایجاد کرد. تأثیر گذارترین و مهمترین آثار او بر اساس اشعار یونانی میباشد. او تلاش کرد که به موسیقی یونانی جایگاه و شان بالایی بدهد که چنین جایگاهی را از دست داده بود. او ترکیب موسیقی متاسیمفونیک، ترکیب سمفونی را با آهنگهای معروف یونانی و غربی و سازهای محبوب یونانی در هم آمیخت و توسعه داد. او ارکستر کوچک آتن را تأسیس کرد. کنسرتهای بسیاری را در سراسر یونان و خارج انجام داد. بهطور وسیعی در سیاست کشور خودش شرکت داشت. بعد از قتل گرگوریس لمبریکس در ماه مه ۱۹۶۳، جنبش سیاسی جوانان لامرباکسیس را تأسیس کرد و به عنوان رئیس انتخاب شد.
۲۱ آوریل ۱۹۶۷ یک رژیم متشکل از نظامیان قدرت را به دست گرفت. تئودوراکیس زندگی مخفی زیر زمینی آغاز کرد و جبهه میهن را تشکیل داد. بعد از مدتی حکمی صادر شد که گوش کردن به آهنگهای او ممنوع اعلام شد و خودش نیز ممنوعالخروج شد. در همان سال وی دستگیر شد و برای ماهها حبس شد و بعد از آزادی به همراه همسر و دو دخترش به به زاتونا تبعید شد. بعدها او در اردوگاه کار اجباری مشغول به کار شد. جنبش همبستگی بینالمللی که توسط شخصیت مهمی نمایندگی میشد، خواستار آزادی تئودوراکیس شدند. به درخواست سیاستمدار فرانسوی ژان ژاک سروان شریدر، تئودوراکیس اجازه پیدا کرد در ۱۳ آوریل ۱۹۷۰ به پاریس برود. بلافاصله وقتی وارد پاریس شد، تحت درمان قرار گرفت چرا که از مریضی سل رنج میبرد.
در دوران تبعید، تئودوراکیس چهار سال برای سرنگونی حکومت نظامی جنگید. او تورهای جهانی خود را شروع کرد و هزاران کنسرت را در همه قارهها برای بازسازی دموکراسی در یونان اجرا کرد. با پابلو نرودا و سالوادور آلنده را ملاقات کرد. او از جمال عبدالناصر، یاسر عرفات و یگال الون عنوان دریافت کرد و فرانسوا میتران و اولف پالمه و ویلی برادت به دوستانش تبدیل شدند. برای میلیونها آدم در سراسر دنیا، تئودوراکیس نماد مقاومت در برابر دیکتاتوری یونان بود. پس از سقوط حکومت دیکتاتوری در یونان، تئودوراکیس در سال ۱۹۷۴ به یونان بازگشت و به کنسرتهای خود در یونان و خارج از کشور ادامه داد. بعدها او سه بار به عنوان نماینده پارلمان انتخاب شد و برای دو سال از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۲ به عنوان وزیر دولت ایفای نقش کرد. او متعهد شد که آگاهی بینالمللی نسبت به حقوق بشر، مسائل زیستمحیطی و صلح را بالا ببرد
و در همین رابطه با نویسنده و موسیقیدان ترک، انجمن دوستی یونان و ترکیه را تأسیس کرد. در این بخش از زندگی هنری خود، او تأثیرگذارترین سمفونیهای خود را ساخت که میتوان به سمفونی ۳، ۴ و ۷ اشاره کرد که همه آنها بین سالهای ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۹ اجرا شد. در همین مقطع زمانی، او جایزه صلح لنین را برد. او اولین اپرای خود به نام کوستاس کاریتاکیس و بالت زوربای یونانی را تنظیم کرد که در فستیوال ورنا در سال ۱۹۸۸ اجرا شد. او دکتر افتخاری خیلی از دانشگاهها از جمله دانشگاه مونترال و کرتا میباشد.
▪️گزیده موسیقیهای متن اصلی
۱۹۶۰: ماه عسل (مایکل پاول)
۱۹۶۱: فدرا (ژول داسن)
۱۹۶۲: پنج مایل مانده به نیمهشب (آناتول لیتواک)
۱۹۶۲: الکترا (مایکل کاکویانیس)
۱۹۶۴: زوربای یونانی (مایکل کاکویانیس)
۱۹۶۹: زد (کوستا گاوراس)
۱۹۷۲: حکومت نظامی (کوستا گاوراس)
۱۹۷۳: نبرد سوتیسکا (Stipe Delić)
۱۹۷۳: سرپیکو (سیدنی لومت)
۱۹۷۶: نامههایی از ماروسیا (میگل لیتین)
۱۹۷۷: ایفیگنیا (مایکل کاکویانیس)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موزیک_ویدئو
▪️Anthony Quinn's Zorba Scene & Dance
▪️سکانس رقص آنتونی کوئین در فیلم زوربای یونانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موزیک_ویدئو
▪️Anthony Quinn's Zorba Scene & Dance
▪️سکانس رقص آنتونی کوئین در فیلم زوربای یونانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موزیک_ویدئو
#رقص
▪️Jake Wood & Janette Argentine Tango
▪️'Zorba The Greek'
▪️Strictly Come Dancing: 2014 - BBC One
▪️ رقص تانگو با زوربای یونانی در مسابقات رقص BBC One
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موزیک_ویدئو
#رقص
▪️Jake Wood & Janette Argentine Tango
▪️'Zorba The Greek'
▪️Strictly Come Dancing: 2014 - BBC One
▪️ رقص تانگو با زوربای یونانی در مسابقات رقص BBC One
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شرح_عکس
▪️زوربای یونانی
▪️میکیس تئودوراکیس و آنتونی کوئین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شرح_عکس
▪️زوربای یونانی
▪️میکیس تئودوراکیس و آنتونی کوئین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
بچه که بودم نزدیک بود به درون چاه بیفتم. وقتی بزرگ شدم نزدیک بود به درون واژه ابدیت و به درون بسا واژههای دیگر چون عشق و امید و میهن و خدا بیفتم. از هر واژهای که میگذشتم این احساس به من دست میداد که از خطری جسته و یک قدم پیش رفتهام. ولی نه، من فقط تغییر واژه میدادم و همین را رستگاری مینامیدم.
📕 زوربای یونانی
✍️#نیکوس_کازانتزاکیس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
بچه که بودم نزدیک بود به درون چاه بیفتم. وقتی بزرگ شدم نزدیک بود به درون واژه ابدیت و به درون بسا واژههای دیگر چون عشق و امید و میهن و خدا بیفتم. از هر واژهای که میگذشتم این احساس به من دست میداد که از خطری جسته و یک قدم پیش رفتهام. ولی نه، من فقط تغییر واژه میدادم و همین را رستگاری مینامیدم.
📕 زوربای یونانی
✍️#نیکوس_کازانتزاکیس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
خوشبخت بودم و خودم میدانستم. ما تا وقتی که در خوشبختی بسر میبریم به زحمت آن را احساس میکنیم و فقط وقتی که خوشبختی گذشت و ما به عقب مینگریم ناگهان و گاه با تعجب حس میکنیم که چقدر خوشبخت بودهایم.
کتاب:زوربای یونانی
#نیکوس_کازانتزاکیس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
خوشبخت بودم و خودم میدانستم. ما تا وقتی که در خوشبختی بسر میبریم به زحمت آن را احساس میکنیم و فقط وقتی که خوشبختی گذشت و ما به عقب مینگریم ناگهان و گاه با تعجب حس میکنیم که چقدر خوشبخت بودهایم.
کتاب:زوربای یونانی
#نیکوس_کازانتزاکیس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
-نه هفت طبقهی آسمان و نه هفت طبقهی زمین برای جا دادن خداوند کافی نیست،
ولی قلب انسان به تنهایی میتواند او را در خود جای دهد. پس خیلی مواظب باش دل کسی را نشکنی...
📓 زوربای یونانی
✍️ #نیکوس_کازانتزاکیس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
-نه هفت طبقهی آسمان و نه هفت طبقهی زمین برای جا دادن خداوند کافی نیست،
ولی قلب انسان به تنهایی میتواند او را در خود جای دهد. پس خیلی مواظب باش دل کسی را نشکنی...
📓 زوربای یونانی
✍️ #نیکوس_کازانتزاکیس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
از بیشتر مراجعه کنندگان می پرسم:«دقیقا از چه چیز مرگ می ترسید؟» پاسخهای مختلفی که به این پرسش می دهند، غالبا به درمان سرعت می بخشد. پاسخ جولیا «همه کارهایی که انجام نداده ام» به جانمایه ای اشاره می کند که برای همه آنهایی که به مرگ می اندیشند یا با آن روبرو می شوند اهمیت دارد: رابطه دوجانبه بین ترس از مرگ و حس زندگی نازیسته.
به عبارت دیگر هرچه از زندگی کمتر بهره برده باشید، اضطراب مرگ بیشتر است. در تجربه کامل زندگی، هرچه بیشتر ناکام مانده باشید، بیشتر از مرگ خواهید ترسید. نیچه این عقیده را با قوت تمام در دو نکته کوتاه بیان کرده است:«زندگی ات را به کمال برسان و به موقع بمیر.» همان طور که زوربای یونانی با گفتن این حرف تاکید کرده است:«برای مرگ چیزی جز قلعه ای ویران به جا نگذار» و سارتر در زندگی نامه خودنوشتش آورده: «آرام آرام به آخر کارم نزدیک می شدم... یقین داشتم که آخرین تپشهای قلبم در آخرین صفحه های کارم ثبت می شود و مرگ فقط مردی مرده را درخواهد یافت.»
#اروین_دیوید_یالوم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
از بیشتر مراجعه کنندگان می پرسم:«دقیقا از چه چیز مرگ می ترسید؟» پاسخهای مختلفی که به این پرسش می دهند، غالبا به درمان سرعت می بخشد. پاسخ جولیا «همه کارهایی که انجام نداده ام» به جانمایه ای اشاره می کند که برای همه آنهایی که به مرگ می اندیشند یا با آن روبرو می شوند اهمیت دارد: رابطه دوجانبه بین ترس از مرگ و حس زندگی نازیسته.
به عبارت دیگر هرچه از زندگی کمتر بهره برده باشید، اضطراب مرگ بیشتر است. در تجربه کامل زندگی، هرچه بیشتر ناکام مانده باشید، بیشتر از مرگ خواهید ترسید. نیچه این عقیده را با قوت تمام در دو نکته کوتاه بیان کرده است:«زندگی ات را به کمال برسان و به موقع بمیر.» همان طور که زوربای یونانی با گفتن این حرف تاکید کرده است:«برای مرگ چیزی جز قلعه ای ویران به جا نگذار» و سارتر در زندگی نامه خودنوشتش آورده: «آرام آرام به آخر کارم نزدیک می شدم... یقین داشتم که آخرین تپشهای قلبم در آخرین صفحه های کارم ثبت می شود و مرگ فقط مردی مرده را درخواهد یافت.»
#اروین_دیوید_یالوم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_سکانس_ماندگار 🎬
▪️بسیاری از تحلیلگران رقص «آنتونی کویین» در صحنهی پایانی فیلم «زوربای یونانی» را زیباترین رقصی میدانند که تاکنون بر پردهی سینما جان گرفته است.
▪️آنها در اوج ناامیدی میرقصند تا تسلیم نشوند. بدون اینکه بخواهند تلخی حادثه را با دلایل اخلاقی یا منطقی توجیه کنند.
▪️از خلال چنین رویکردی است که فردیت و آزادی معنا مییابد و نتیجهاش «آری» گفتن به زندگی در سختترین شرایط است!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_سکانس_ماندگار 🎬
▪️بسیاری از تحلیلگران رقص «آنتونی کویین» در صحنهی پایانی فیلم «زوربای یونانی» را زیباترین رقصی میدانند که تاکنون بر پردهی سینما جان گرفته است.
▪️آنها در اوج ناامیدی میرقصند تا تسلیم نشوند. بدون اینکه بخواهند تلخی حادثه را با دلایل اخلاقی یا منطقی توجیه کنند.
▪️از خلال چنین رویکردی است که فردیت و آزادی معنا مییابد و نتیجهاش «آری» گفتن به زندگی در سختترین شرایط است!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
چشم بر او دوخته بودم، در این فکر بودم که ما عجب زندگی اسرارآمیز و حیرتانگیزی داریم. افراد بشر با یکدیگر برخورد میکنند و بعد، چون برگهای درختی که دستخوش باد پاییزی شده باشد، از هم جدا میشوند. انسان بیهوده میکوشد تا مگر؛ تصویری از سیما، اندام یا حرکات کسی که او را دوست دارد، برای همیشه در ذهن و وجود خویش محفوظ بدارد؛ ولی چند سالی که گذشت حتی به خاطر نمیآورد که چشم محبوبش آبی بوده است یا سیاه!
📗زوربای یونانی
#نیکوس_کازانتزاکیس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
چشم بر او دوخته بودم، در این فکر بودم که ما عجب زندگی اسرارآمیز و حیرتانگیزی داریم. افراد بشر با یکدیگر برخورد میکنند و بعد، چون برگهای درختی که دستخوش باد پاییزی شده باشد، از هم جدا میشوند. انسان بیهوده میکوشد تا مگر؛ تصویری از سیما، اندام یا حرکات کسی که او را دوست دارد، برای همیشه در ذهن و وجود خویش محفوظ بدارد؛ ولی چند سالی که گذشت حتی به خاطر نمیآورد که چشم محبوبش آبی بوده است یا سیاه!
📗زوربای یونانی
#نیکوس_کازانتزاکیس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
انسان چیزی بهجز یک موجود گمشده نیست، و عمر با لذّتهای حقیر و رنجهای ناچیز و سخنان یاوه بهپایان میرسد. آدم دلش میخواهد داد بزند و لب بگزد که: «چه ننگی!»
#_زوربای_یونانی
#_کازانتزاکیس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
انسان چیزی بهجز یک موجود گمشده نیست، و عمر با لذّتهای حقیر و رنجهای ناچیز و سخنان یاوه بهپایان میرسد. آدم دلش میخواهد داد بزند و لب بگزد که: «چه ننگی!»
#_زوربای_یونانی
#_کازانتزاکیس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
آخرین وسوسهی مسیح
نیکوس کانتزاکیس
نیکوس کازنتراکیس به همت مترجم بزرگوار محمد قاضی چهرهای شناخته شده است.
روح آزاد، ذهن جستجوگر و موشکاف و چشمان تیزبین این نویسنده لابلای قصههایی چون زوربای یونانی، مسیح باز مصلوب و آزادی یا مرگ پیداست.
آدمهای قصههای او همه درگیر مبارزهای بیامان برای در آغوش کشیدن همای آزادی هستند.
کازنتزاکیس در قصهی "آخرین وسوسهی مسیح" زندگینامهی عیسی مسیح را شبیهسازی میکند و الگویی از انسان مبارز و آزاد را تصویر میکند.
به منظور مومن ماندن به شیوهی مکتب رئالیسم نویسنده تمتم اسامی و نقل قولها را از کتاب مقدس میگیرد.
حتی تقسیمبندی قصه به سی و سه فصل درست به شمارهی سالهای عمر عیسی است.
این کتاب شرح احوالات نیست که اعترافنامهی هر انسان مبارز است.
#_تمام_کتابهای_نویسنده_رو_تقدیمتون_کردیم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
آخرین وسوسهی مسیح
نیکوس کانتزاکیس
نیکوس کازنتراکیس به همت مترجم بزرگوار محمد قاضی چهرهای شناخته شده است.
روح آزاد، ذهن جستجوگر و موشکاف و چشمان تیزبین این نویسنده لابلای قصههایی چون زوربای یونانی، مسیح باز مصلوب و آزادی یا مرگ پیداست.
آدمهای قصههای او همه درگیر مبارزهای بیامان برای در آغوش کشیدن همای آزادی هستند.
کازنتزاکیس در قصهی "آخرین وسوسهی مسیح" زندگینامهی عیسی مسیح را شبیهسازی میکند و الگویی از انسان مبارز و آزاد را تصویر میکند.
به منظور مومن ماندن به شیوهی مکتب رئالیسم نویسنده تمتم اسامی و نقل قولها را از کتاب مقدس میگیرد.
حتی تقسیمبندی قصه به سی و سه فصل درست به شمارهی سالهای عمر عیسی است.
این کتاب شرح احوالات نیست که اعترافنامهی هر انسان مبارز است.
#_تمام_کتابهای_نویسنده_رو_تقدیمتون_کردیم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
#_یکصد_کتاب_خواندنی_قبل_از_مرگ
۱. بابا لنگدراز ـ جین وبستر
۲. بیلی باتگیت ـ ای.ال. دکتروف.
۳. بازماندهٔ روز ـ کازوئو ایشی گورو
۴. تاریخ محاصرهٔ لیسبون ـ خوزه ساراماگو
۵. عشق در سالهای وبا ـ گابریل گارسیا مارکز
۶. سال مرگ ریکاردو ریش ـ خوزه ساراماگو
۷. عاشق ـ مارگاریت دوراس
۸. نام گل سرخ ـ اومبرتو اکو
۹. اگر شبی از شبهای زمستان مسافری ـ ایتالو کالوینو
۱۰. پاییز پدرسالار ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۱. صد سال تنهایی ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۲. فرنی و زویی ـ جی.دی. سالینجر
۱۳. طبل حلبی ـ گونترگراس
۱۴. آخرین وسوسه مسیح ـ نیکوس کازانتزاکیس
۱۵. پیرمرد و دریا ـ ارنست همینگوی
۱۶. مالون میمیرد ـ ساموئل بکت
۱۷. ۱۹۸۴ـ جورج اورول
۱۸. طاعون ـ آلبر کامو
۱۹. مزرعهٔ حیوانات ـ جورج اورول
۲۰. شازده کوچولو ـ آنتوان دو سنت اگزوپری
۲۱. بیگانه ـ آلبر کامو
۲۲. جلال و قدرت ـ گراهام گرین
۲۳. سفر به انتهای شب ـ لوئی فردینان سلین
۲۴. ارلاندو ـ ویرجینیا وولف
۲۵. به سوی فانوس دریایی ـ ویرجینیا وولف
۲۶. سالها – ویرجینیا وولف
۲۷. آمریکا ـ فرانتس کافکا
۲۸. قصر ـ فرانتس کافکا
۲۹. گتسبی بزرگ ـ اف. اسکات فیتز جرالد
۳۰. محاکمه ـ فرانتس کافکا
۳۱. چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی ـ جیمز جویس
۳۲. درنده باسکرویل ـ سر آرتور کنن دویل
۳۳. تصویر دوریان گری ـ اسکار وایلد
۳۴. ماجراهای هاکلبری فین ـ مارک تواین
۳۵. زنان کوچک ـ لوئییز می آلکوت
۳۶. آلیس در سرزمین عجایب ـ لوئیس کارول
۳۷. جنایت و مکافات ـ فئودور داستایوسکی
۳۸. آرزوهای بزرگ ـ چارلز دیکنز
۳۹. مادام بواری ـ گوستاو فلوبر
۴۰. دیوید کاپرفیلد ـ چارلز دیکنز
۴۱. کنت مونت کریستو ـ الکساندر دوما
۴۲. اولیور تویست ـ چارلز دیکنز
۴۳. گوژپشت نوتردام ـ ویکتور هوگو
۴۴. سرخ و سیاه ـ استاندال
۴۵. زوربای یونانی ـ نیکوس کازانتزاکیس
۴۶. رابینسون کروزوئه ـ دانیل دفو
۴۷. تهوع ـ سارتر
۴۸. دن کیشوت ـ سر وانتس
۴۹. مشتمالچی عارف ـ نایپل
۵۰. خیابان میگل ـ نایپل
۵۱. کتابخانهٔ بابل و داستانهای دیگر ـ بورخس
۵۱. کلیسای جامع ـ ریموند کارور
۵۲. هر وقت کارم داشتی تلفن کن ـ ریموند کارور
۵۳. مثل همهٔ عصرها ـ زویا پیرزاد
۵۴. طعم گس خرمالو ـ زویا پیرزاد
۵۵. یک روز مانده به عید پاک ـ زویا پیرزاد
۵۶. مدار صفر درجه ـ احمد محمود
۵۷. در انتظار گودو ـ ساموئل بکت
۵۸. عقاید یک دلقک ـ هاینریش بل
۵۹. بارون درختنشین ـ ایتالو کالوینو
۶۰. سلاخخانهٔ شماره پنج ـ کورت ونهگات
۶۱. یک مهمانی یک رقص و داستانهای دیگر ـ آیزاک باشویس سینگر
۶۲. باغ ـ پرویز دوایی
۶۳. ناتور دشت ـ سلینجر
۶۴. دلتنگیهای نقاش خیابان چهلوهشتم ـ سلینجر
۶۵. شهود ـ فلانری اوکانر
۶۶. خاطرات ـ سیمون دوبوار
۶۷. روانکاو و داستانهای دیگر ـ ماشادو د آسیس
۶۸. خاطرات پس از مرگ براس کوباس ـ ماشادو د آسیس
۶۹. مترجم دردها ـ جامپا لاهیری
۷۰. نامهٔ یک زن ناشناس ـ اشتفان تسوایک
۷۱. فضیلتهای ناچیز ـ ناتالیا گینزبورگ
۷۲. چنین کنند بزرگان ـ ویل کاپی
۷۳. کتاب بیهوده ـ کریستین بوبن
۷۴. خانوادهٔ من و بقیهٔ حیوانات ـ جرالد دارل
۷۵. موز وحشی ـ ژوزه مارو د واسکونسلوس
۷۶. همنام ـ جامپا لاهیری
۷۷. گفتوگو با مرگ ـ آرتور کوستلر
۷۸. خداحافظ گاری کوپر ـ رومن گاری
۷۹. لیدی ال ـ رومن گاری
۸۰. جزیره ـ روبر مرل
۸۱. عادت میکنیم ـ زویا پیرزاد
۸۲. کرگدن ـ اوژن یونسکو
۸۳. آوازخوان طاس، صندلیها ـ اوژن یونسکو
۸۴. زندگی شهری و چند داستان دیگر ـ دونالد بارتلمی
۸۵. اتوبوس پیر و داستانهای دیگر ـ ریچارد براتیگان
۸۶. بادبادکباز ـ خالد حسینی
۸۷. روزی روزگاری دیروز ـ ترجمهٔ لیلا نصیریها
۸۸. در میان گمشدگان ـ دن چاون
۸۹. درخت زیبای من ـ ژوزه مائورو د واسکونسلوس
۹۰. کتاب اوهام ـ پل استر
۹۱. مرگ و پرگار ـ بورخس
۹۲. سرزمین باد ـ گراتزیا دلدّا
۹۳. خنده در تاریکی ـ نابوکف
۹۴. پدرو پارامو ـ خوان رولفو
۹۵. مرگ کسب و کار من است ـ روبر مرل
۹۶. همان عشق ـ یان آندرهآ
۹۷. پاککنها ـ آلن ربگریه
۹۸. جنگل واژگون ـ سلینجر
۹۹. دروازههای بهشت ـ کورتازار
۱۰۰. داستانهای کوتاه ـ چخوف
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
#_یکصد_کتاب_خواندنی_قبل_از_مرگ
۱. بابا لنگدراز ـ جین وبستر
۲. بیلی باتگیت ـ ای.ال. دکتروف.
۳. بازماندهٔ روز ـ کازوئو ایشی گورو
۴. تاریخ محاصرهٔ لیسبون ـ خوزه ساراماگو
۵. عشق در سالهای وبا ـ گابریل گارسیا مارکز
۶. سال مرگ ریکاردو ریش ـ خوزه ساراماگو
۷. عاشق ـ مارگاریت دوراس
۸. نام گل سرخ ـ اومبرتو اکو
۹. اگر شبی از شبهای زمستان مسافری ـ ایتالو کالوینو
۱۰. پاییز پدرسالار ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۱. صد سال تنهایی ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۲. فرنی و زویی ـ جی.دی. سالینجر
۱۳. طبل حلبی ـ گونترگراس
۱۴. آخرین وسوسه مسیح ـ نیکوس کازانتزاکیس
۱۵. پیرمرد و دریا ـ ارنست همینگوی
۱۶. مالون میمیرد ـ ساموئل بکت
۱۷. ۱۹۸۴ـ جورج اورول
۱۸. طاعون ـ آلبر کامو
۱۹. مزرعهٔ حیوانات ـ جورج اورول
۲۰. شازده کوچولو ـ آنتوان دو سنت اگزوپری
۲۱. بیگانه ـ آلبر کامو
۲۲. جلال و قدرت ـ گراهام گرین
۲۳. سفر به انتهای شب ـ لوئی فردینان سلین
۲۴. ارلاندو ـ ویرجینیا وولف
۲۵. به سوی فانوس دریایی ـ ویرجینیا وولف
۲۶. سالها – ویرجینیا وولف
۲۷. آمریکا ـ فرانتس کافکا
۲۸. قصر ـ فرانتس کافکا
۲۹. گتسبی بزرگ ـ اف. اسکات فیتز جرالد
۳۰. محاکمه ـ فرانتس کافکا
۳۱. چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی ـ جیمز جویس
۳۲. درنده باسکرویل ـ سر آرتور کنن دویل
۳۳. تصویر دوریان گری ـ اسکار وایلد
۳۴. ماجراهای هاکلبری فین ـ مارک تواین
۳۵. زنان کوچک ـ لوئییز می آلکوت
۳۶. آلیس در سرزمین عجایب ـ لوئیس کارول
۳۷. جنایت و مکافات ـ فئودور داستایوسکی
۳۸. آرزوهای بزرگ ـ چارلز دیکنز
۳۹. مادام بواری ـ گوستاو فلوبر
۴۰. دیوید کاپرفیلد ـ چارلز دیکنز
۴۱. کنت مونت کریستو ـ الکساندر دوما
۴۲. اولیور تویست ـ چارلز دیکنز
۴۳. گوژپشت نوتردام ـ ویکتور هوگو
۴۴. سرخ و سیاه ـ استاندال
۴۵. زوربای یونانی ـ نیکوس کازانتزاکیس
۴۶. رابینسون کروزوئه ـ دانیل دفو
۴۷. تهوع ـ سارتر
۴۸. دن کیشوت ـ سر وانتس
۴۹. مشتمالچی عارف ـ نایپل
۵۰. خیابان میگل ـ نایپل
۵۱. کتابخانهٔ بابل و داستانهای دیگر ـ بورخس
۵۱. کلیسای جامع ـ ریموند کارور
۵۲. هر وقت کارم داشتی تلفن کن ـ ریموند کارور
۵۳. مثل همهٔ عصرها ـ زویا پیرزاد
۵۴. طعم گس خرمالو ـ زویا پیرزاد
۵۵. یک روز مانده به عید پاک ـ زویا پیرزاد
۵۶. مدار صفر درجه ـ احمد محمود
۵۷. در انتظار گودو ـ ساموئل بکت
۵۸. عقاید یک دلقک ـ هاینریش بل
۵۹. بارون درختنشین ـ ایتالو کالوینو
۶۰. سلاخخانهٔ شماره پنج ـ کورت ونهگات
۶۱. یک مهمانی یک رقص و داستانهای دیگر ـ آیزاک باشویس سینگر
۶۲. باغ ـ پرویز دوایی
۶۳. ناتور دشت ـ سلینجر
۶۴. دلتنگیهای نقاش خیابان چهلوهشتم ـ سلینجر
۶۵. شهود ـ فلانری اوکانر
۶۶. خاطرات ـ سیمون دوبوار
۶۷. روانکاو و داستانهای دیگر ـ ماشادو د آسیس
۶۸. خاطرات پس از مرگ براس کوباس ـ ماشادو د آسیس
۶۹. مترجم دردها ـ جامپا لاهیری
۷۰. نامهٔ یک زن ناشناس ـ اشتفان تسوایک
۷۱. فضیلتهای ناچیز ـ ناتالیا گینزبورگ
۷۲. چنین کنند بزرگان ـ ویل کاپی
۷۳. کتاب بیهوده ـ کریستین بوبن
۷۴. خانوادهٔ من و بقیهٔ حیوانات ـ جرالد دارل
۷۵. موز وحشی ـ ژوزه مارو د واسکونسلوس
۷۶. همنام ـ جامپا لاهیری
۷۷. گفتوگو با مرگ ـ آرتور کوستلر
۷۸. خداحافظ گاری کوپر ـ رومن گاری
۷۹. لیدی ال ـ رومن گاری
۸۰. جزیره ـ روبر مرل
۸۱. عادت میکنیم ـ زویا پیرزاد
۸۲. کرگدن ـ اوژن یونسکو
۸۳. آوازخوان طاس، صندلیها ـ اوژن یونسکو
۸۴. زندگی شهری و چند داستان دیگر ـ دونالد بارتلمی
۸۵. اتوبوس پیر و داستانهای دیگر ـ ریچارد براتیگان
۸۶. بادبادکباز ـ خالد حسینی
۸۷. روزی روزگاری دیروز ـ ترجمهٔ لیلا نصیریها
۸۸. در میان گمشدگان ـ دن چاون
۸۹. درخت زیبای من ـ ژوزه مائورو د واسکونسلوس
۹۰. کتاب اوهام ـ پل استر
۹۱. مرگ و پرگار ـ بورخس
۹۲. سرزمین باد ـ گراتزیا دلدّا
۹۳. خنده در تاریکی ـ نابوکف
۹۴. پدرو پارامو ـ خوان رولفو
۹۵. مرگ کسب و کار من است ـ روبر مرل
۹۶. همان عشق ـ یان آندرهآ
۹۷. پاککنها ـ آلن ربگریه
۹۸. جنگل واژگون ـ سلینجر
۹۹. دروازههای بهشت ـ کورتازار
۱۰۰. داستانهای کوتاه ـ چخوف
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
زوربای یونانی نیچهوار به دردها، دشمنیها و بدیهای زندگی کاملا آگاه است و میداند که مسافری ناماندنی و رفتنی زاییده شده اما اجازه نمیدهد رنج سفر روح و روان او را آزرده سازد.
او خواب و خور و طنز و شهوت را بنیان سلامتی تن و روان خود میداند اما شرافت و انسانیت و کرامت خاص خودش را دارد.
#_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
زوربای یونانی نیچهوار به دردها، دشمنیها و بدیهای زندگی کاملا آگاه است و میداند که مسافری ناماندنی و رفتنی زاییده شده اما اجازه نمیدهد رنج سفر روح و روان او را آزرده سازد.
او خواب و خور و طنز و شهوت را بنیان سلامتی تن و روان خود میداند اما شرافت و انسانیت و کرامت خاص خودش را دارد.
#_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity