🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#التماس_تفکر
🖋 پولدارها چکار میکنند؟!
📌تام کارلی، نویسنده آمریکایی برای مدت ۵ سال، عادات روزانه ۲۳۳ پولدار و ۱۲۸ فرد با وضع خراب مالی را دنبال کرد و کتاب پرفروش Rich Habits را نوشت.
او در این کتاب ۲۰۰ رفتار مشترک میان پولدارها را شناسایی کرده و توضیح میدهد که عادات روزانه پولدارها و غیرپولدارها به شدت متفاوت است و با توجه به عادات روزانه یک شخص میتوان وضعیت مالیاش را پیشبینی کرد.
او در مورد این طبقه پولدار که دربارهشان تحقیق کرده نوشته: "جالب اینجاست ۸۵ تا ۸۸ درصد میلیونرهای آمریکایی پولدارهایی خودساخته و نسل اولی هستند."
📍این ده عادت را بدانیم :
✅ حدود ۷۰ درصد پولدارها روزانه کمتر از ۳۰۰ کالری هلههوله (junk food) مصرف میکنند و حدود ۹۷ درصد بیپولها روزانه بیشتر از ۳۰۰ کالری هلههوله میخورند.
✅ حدود ۸۰ درصد پولدارها روی " یک" هدف مشخص تمرکز کردهاند و فقط ۱۲ درصد بیپولها چنین کاری میکنند.
✅ حدود ۷۶ درصد پولدارها چهار روز در هفته ورزش میکنند ولی ۲۳ درصد بیپولها اهل ورزش مرتب هستند.
✅ حدود ۶۳ درصد پولدارها موقع رفتن سر کار به کتابهای صوتی گوش میدهند ولی فقط ۵ درصد بیپولها چنین عادتی دارند.
✅ حدود ۸۱ درصد پولدارها کارهایی را که باید انجام بدهند لیست میکنند ولی فقط ۱۹ درصد بیپولها to-do list دارند.
✅ حدود ۶۳ درصد والدین پولدار بچههایشان را مجبور میکنند که ماهی دو جلد یا بیشتر کتاب غیرداستانی بخوانند و فقط ۳ درصد بیپولها چنین عادتی دارند.
✅ حدود ۲۳ درصد پولدارها اهل قمار هستند ولی ۵۲ درصد بیپولها قمار میکنند.
✅ حدود ۸۰ درصد پولدارها به دیگران زنگ میزنند تا تولدشان را تبریک بگویند ولی فقط ۱۱ درصد بیپولها چنین کاری میکنند.
✅ حدود ۶۷ درصد پولدارها اهدافشان را روزی کاغذ میآورند و فقط ۱۷ درصد بیپولها از این کارها میکنند.
✅ حدود ۸۸ درصد پولدارها روزی نیم ساعت یا بیشتر را به مطالعه با هدف کاری یا آموزشی میگذرانند و فقط ۲ درصد بیپولها چنین عادتی دارند.
#ترجمه_سپیده_نازنینمان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#التماس_تفکر
🖋 پولدارها چکار میکنند؟!
📌تام کارلی، نویسنده آمریکایی برای مدت ۵ سال، عادات روزانه ۲۳۳ پولدار و ۱۲۸ فرد با وضع خراب مالی را دنبال کرد و کتاب پرفروش Rich Habits را نوشت.
او در این کتاب ۲۰۰ رفتار مشترک میان پولدارها را شناسایی کرده و توضیح میدهد که عادات روزانه پولدارها و غیرپولدارها به شدت متفاوت است و با توجه به عادات روزانه یک شخص میتوان وضعیت مالیاش را پیشبینی کرد.
او در مورد این طبقه پولدار که دربارهشان تحقیق کرده نوشته: "جالب اینجاست ۸۵ تا ۸۸ درصد میلیونرهای آمریکایی پولدارهایی خودساخته و نسل اولی هستند."
📍این ده عادت را بدانیم :
✅ حدود ۷۰ درصد پولدارها روزانه کمتر از ۳۰۰ کالری هلههوله (junk food) مصرف میکنند و حدود ۹۷ درصد بیپولها روزانه بیشتر از ۳۰۰ کالری هلههوله میخورند.
✅ حدود ۸۰ درصد پولدارها روی " یک" هدف مشخص تمرکز کردهاند و فقط ۱۲ درصد بیپولها چنین کاری میکنند.
✅ حدود ۷۶ درصد پولدارها چهار روز در هفته ورزش میکنند ولی ۲۳ درصد بیپولها اهل ورزش مرتب هستند.
✅ حدود ۶۳ درصد پولدارها موقع رفتن سر کار به کتابهای صوتی گوش میدهند ولی فقط ۵ درصد بیپولها چنین عادتی دارند.
✅ حدود ۸۱ درصد پولدارها کارهایی را که باید انجام بدهند لیست میکنند ولی فقط ۱۹ درصد بیپولها to-do list دارند.
✅ حدود ۶۳ درصد والدین پولدار بچههایشان را مجبور میکنند که ماهی دو جلد یا بیشتر کتاب غیرداستانی بخوانند و فقط ۳ درصد بیپولها چنین عادتی دارند.
✅ حدود ۲۳ درصد پولدارها اهل قمار هستند ولی ۵۲ درصد بیپولها قمار میکنند.
✅ حدود ۸۰ درصد پولدارها به دیگران زنگ میزنند تا تولدشان را تبریک بگویند ولی فقط ۱۱ درصد بیپولها چنین کاری میکنند.
✅ حدود ۶۷ درصد پولدارها اهدافشان را روزی کاغذ میآورند و فقط ۱۷ درصد بیپولها از این کارها میکنند.
✅ حدود ۸۸ درصد پولدارها روزی نیم ساعت یا بیشتر را به مطالعه با هدف کاری یا آموزشی میگذرانند و فقط ۲ درصد بیپولها چنین عادتی دارند.
#ترجمه_سپیده_نازنینمان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
معرفی کشورهایی که کمترین آمار طلاق را در جهان دارند
در حال حاضر در ایران با توجه به گرانی و تورم، کسی ازدواج نمیکند تا بخواهد طلاق بگیرد. در آمریکا حدود ۳۹٪ از زوجین طلاق میگیرند.
کمترین آمار طلاق:
۱) هند – ۱ درصد طلاق
در هند همه یا متاهل هستند و یا قصد ازدواج دارند.در جامعه هند مردم ازدواج را بسیار دوست دارند.مفهوم طلاق در سیستم حقوقی هند کاملا با اعتقادات مذهبی در ارتباط است
۲) شیلی – ۳ درصد طلاق
در شیلی خانواده مهمترین چیز زندگی هر شخص است. در واقع قوانین پیچیدهای برای ازدواج و طلاق در شیلی وجود دارد
۳) کلمبیا – ۹ درصد طلاق
ممکن است کلمبیا آمار طلاق کمی داشته باشد، اما خیانت در ازدواج در فرهنگ کلمبیا بسیار رایج است. اکثر مردم این کشور کاتولیک هستند،وبه این دلیل طلاق نمیگیرند اما 66 درصد زنان و مردان کلمبیایی حداقل یکبار در ازدواجشان خیانت کرده اند
۴) مکزیک – ۱۵ درصد طلاق
مکزیک هم شرایطش مشابه کلمبیا است
۵) ترکیه – ۲۲ درصد
در قانون ترکیه اگر ازدواج به طرز غیرقابل برگشتی با شکست روبرو شود، یک زوج میتوانند طلاق بگیرند.
#ترجمه_سپیده_نازنینمان
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
معرفی کشورهایی که کمترین آمار طلاق را در جهان دارند
در حال حاضر در ایران با توجه به گرانی و تورم، کسی ازدواج نمیکند تا بخواهد طلاق بگیرد. در آمریکا حدود ۳۹٪ از زوجین طلاق میگیرند.
کمترین آمار طلاق:
۱) هند – ۱ درصد طلاق
در هند همه یا متاهل هستند و یا قصد ازدواج دارند.در جامعه هند مردم ازدواج را بسیار دوست دارند.مفهوم طلاق در سیستم حقوقی هند کاملا با اعتقادات مذهبی در ارتباط است
۲) شیلی – ۳ درصد طلاق
در شیلی خانواده مهمترین چیز زندگی هر شخص است. در واقع قوانین پیچیدهای برای ازدواج و طلاق در شیلی وجود دارد
۳) کلمبیا – ۹ درصد طلاق
ممکن است کلمبیا آمار طلاق کمی داشته باشد، اما خیانت در ازدواج در فرهنگ کلمبیا بسیار رایج است. اکثر مردم این کشور کاتولیک هستند،وبه این دلیل طلاق نمیگیرند اما 66 درصد زنان و مردان کلمبیایی حداقل یکبار در ازدواجشان خیانت کرده اند
۴) مکزیک – ۱۵ درصد طلاق
مکزیک هم شرایطش مشابه کلمبیا است
۵) ترکیه – ۲۲ درصد
در قانون ترکیه اگر ازدواج به طرز غیرقابل برگشتی با شکست روبرو شود، یک زوج میتوانند طلاق بگیرند.
#ترجمه_سپیده_نازنینمان
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#سینما
#مقاله
#ترجمه_سپیده_نازنینمان
۱. در شهدا (Martyrs) ساختهی پاسکل لوژیه اعضای فرقهای بنیادگرا و افراطی معتقدند با شکنجه و رنجِ منجر به مرگ میتوان برای یک لحظه پیش از مرگ نهایی، عروج کرد. آنها به منظور اثبات فرضیهاشان با ربودن دختران و پسران جوان [که طبیعتاً در مقابل شکنجه و آزار جسمی مقاومتتر از دیگراناند] میکوشند مقدمات چنین ربایشی را فراهم سازند. قصد آنها بر این است که با لحظهای نگاه داشتن قربانی بر آستانههای مرگ و زندگی از او دربارهی چیزی که مشاهده میکند، بپرسند. و احتمالاً نسبت به وجود جهانِ پس از مرگ مطمئن شوند. یعنی قربانیگری برای ترغیب شدن به ادامهی بقا.
۲. روایت قوم آزتک از خلقت منحصربفرد است: آنها معتقدند خدایان چهار بار جهان را آفریدند اما در پاسداشت آن ناموفق بودند. در واقع در انتهای هر بار خلقت جهان، خورشید خاموش و زمین خالی از سکنه شد. به باور آزتکها جهانی که در آن زندگی میکنیم، پنحمین جهان و خورشید آن پنجمین خورشیدیست که خدایان آفریدهاند. و این خورشید پنجم حاصل ایثار یکی از خدایان است. به این ترتیب که این خدا خود را در آتش انداخت و پس از آنکه با ذات آتش یکی شد، به آسمان پرواز کرد و در نقش خورشید در آسمان ظاهر شد. اما این خورشید بهتنهایی نمیتوانست دوام یابد و جهان را روشن کند، برای همین نیاز به ایثار دیگر خدایان داشت تا خون آنان را به عنوان نیروی حرکت به کار گیرد و در نقطهای از آسمان متوقف نشود. بنابراین قربانی کردن انسانها در باور آزتکها دو بُعد دارد: بعد اول بهمنظور تقدیر و تکریم کار عظیم خدایان نمادین است و بعد دوم عملی است در جهت ادامهی حیات هستی و چرخش خورشید؛ مهیا کردن سوخت برای ماشینِ جهان.
۳. آدورنو و هورکهایمر در دیالکتیک روشنگری [ترجمه به فارسی از مراد فرهادپور و امید مهرگان] تاریخ تمدن را تاریخ درونی کردن قربانی میخوانند. به اعتقاد آنها انسان مدرن در نهایت آموخته است که برای بقاء خود را قربانی کند زیرا که ذاتاً ایثارگر است؛ پس او انتقام گرفتن را به تاخیر میاندازد، در برابر بدرفتاریها سکوت میکند و تا حد ممکن میکوشد تا ناملایمات را تحمل کند تا اینگونه بتواند در جامعهی مدرن به زندگی خود ادامه دهد.
۴. "شادمانه به سوی مرگ قدم برداشتن." ژرژ باتای آزتکیها را از این جهت که شادمانه به سوی مرگ قدم برمی داشتند، مردمانی منحصربفرد در تاریخ میدانست. برای او آنها یادآور دیونیزوس بودند و از این رو صاحب روحی نیچهای/سادی. باتای در این تمدن نوعی ناخوشی میبیند که به جهان شکل میدهد و با ذات و عقیدهی آنها تناسب دارد. "مردمانی خوابگرد، با جهانی سرشار از خون، گل، مگس، عطر، و دلهایی رنج کشیده." نوستالژی برای نظامی که به سمت نقطهی ذوباش پیش میرفت.
۵. در شهدا فرقهی بنیادگرا برای توجیه بقای خود یا به عبارتی توجیه زندگی بر روی زمین، میکوشند به واسطهی قربانیگری از وجودِ جهانِ وعده داده شده، اطمینان حاصل کنند. پس به این دلیل شادمانه به سوی مرگ میروند زیرا که گمان میکنند آن هرگز نمیتواند معادل نیستی و فنا باشد بلکه [آن] دریست که به سوی ابدیت گشوده میشود. به واقع اگر آزتکها صاحب روحیهای دیونیزوسیاند، اعضای فرقهی بنیادگرای فیلم لوژیه روحیهای آپولونی دارند. یعنی آنها تجربهی زندگی را صرفاً به دلیل جهان وعده داده شدهی پس از مرگ است که میخواهند و نه تجربیدنِ محض زندگی و لذت بردن از آن. از این رو پایانبندی نیهیلیستی فیلم لوژیه حکم مرگ قطعی آنهاست. آنجا که رهبر فرقه گوشش را برای شنیدن سخنان قربانیای که به مرحلهی جذبه، ربایش یا عروج رسیده است، میبرد و سپس بدون اینکه به همراهاناش چیزی بگوید به اتاق محل اقامتاش میرود و با شلیک یک گلوله به زندگیاش پایان میدهد. یعنی قربانی چیزی ندیده است؛ هیچ!
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#سینما
#مقاله
#ترجمه_سپیده_نازنینمان
۱. در شهدا (Martyrs) ساختهی پاسکل لوژیه اعضای فرقهای بنیادگرا و افراطی معتقدند با شکنجه و رنجِ منجر به مرگ میتوان برای یک لحظه پیش از مرگ نهایی، عروج کرد. آنها به منظور اثبات فرضیهاشان با ربودن دختران و پسران جوان [که طبیعتاً در مقابل شکنجه و آزار جسمی مقاومتتر از دیگراناند] میکوشند مقدمات چنین ربایشی را فراهم سازند. قصد آنها بر این است که با لحظهای نگاه داشتن قربانی بر آستانههای مرگ و زندگی از او دربارهی چیزی که مشاهده میکند، بپرسند. و احتمالاً نسبت به وجود جهانِ پس از مرگ مطمئن شوند. یعنی قربانیگری برای ترغیب شدن به ادامهی بقا.
۲. روایت قوم آزتک از خلقت منحصربفرد است: آنها معتقدند خدایان چهار بار جهان را آفریدند اما در پاسداشت آن ناموفق بودند. در واقع در انتهای هر بار خلقت جهان، خورشید خاموش و زمین خالی از سکنه شد. به باور آزتکها جهانی که در آن زندگی میکنیم، پنحمین جهان و خورشید آن پنجمین خورشیدیست که خدایان آفریدهاند. و این خورشید پنجم حاصل ایثار یکی از خدایان است. به این ترتیب که این خدا خود را در آتش انداخت و پس از آنکه با ذات آتش یکی شد، به آسمان پرواز کرد و در نقش خورشید در آسمان ظاهر شد. اما این خورشید بهتنهایی نمیتوانست دوام یابد و جهان را روشن کند، برای همین نیاز به ایثار دیگر خدایان داشت تا خون آنان را به عنوان نیروی حرکت به کار گیرد و در نقطهای از آسمان متوقف نشود. بنابراین قربانی کردن انسانها در باور آزتکها دو بُعد دارد: بعد اول بهمنظور تقدیر و تکریم کار عظیم خدایان نمادین است و بعد دوم عملی است در جهت ادامهی حیات هستی و چرخش خورشید؛ مهیا کردن سوخت برای ماشینِ جهان.
۳. آدورنو و هورکهایمر در دیالکتیک روشنگری [ترجمه به فارسی از مراد فرهادپور و امید مهرگان] تاریخ تمدن را تاریخ درونی کردن قربانی میخوانند. به اعتقاد آنها انسان مدرن در نهایت آموخته است که برای بقاء خود را قربانی کند زیرا که ذاتاً ایثارگر است؛ پس او انتقام گرفتن را به تاخیر میاندازد، در برابر بدرفتاریها سکوت میکند و تا حد ممکن میکوشد تا ناملایمات را تحمل کند تا اینگونه بتواند در جامعهی مدرن به زندگی خود ادامه دهد.
۴. "شادمانه به سوی مرگ قدم برداشتن." ژرژ باتای آزتکیها را از این جهت که شادمانه به سوی مرگ قدم برمی داشتند، مردمانی منحصربفرد در تاریخ میدانست. برای او آنها یادآور دیونیزوس بودند و از این رو صاحب روحی نیچهای/سادی. باتای در این تمدن نوعی ناخوشی میبیند که به جهان شکل میدهد و با ذات و عقیدهی آنها تناسب دارد. "مردمانی خوابگرد، با جهانی سرشار از خون، گل، مگس، عطر، و دلهایی رنج کشیده." نوستالژی برای نظامی که به سمت نقطهی ذوباش پیش میرفت.
۵. در شهدا فرقهی بنیادگرا برای توجیه بقای خود یا به عبارتی توجیه زندگی بر روی زمین، میکوشند به واسطهی قربانیگری از وجودِ جهانِ وعده داده شده، اطمینان حاصل کنند. پس به این دلیل شادمانه به سوی مرگ میروند زیرا که گمان میکنند آن هرگز نمیتواند معادل نیستی و فنا باشد بلکه [آن] دریست که به سوی ابدیت گشوده میشود. به واقع اگر آزتکها صاحب روحیهای دیونیزوسیاند، اعضای فرقهی بنیادگرای فیلم لوژیه روحیهای آپولونی دارند. یعنی آنها تجربهی زندگی را صرفاً به دلیل جهان وعده داده شدهی پس از مرگ است که میخواهند و نه تجربیدنِ محض زندگی و لذت بردن از آن. از این رو پایانبندی نیهیلیستی فیلم لوژیه حکم مرگ قطعی آنهاست. آنجا که رهبر فرقه گوشش را برای شنیدن سخنان قربانیای که به مرحلهی جذبه، ربایش یا عروج رسیده است، میبرد و سپس بدون اینکه به همراهاناش چیزی بگوید به اتاق محل اقامتاش میرود و با شلیک یک گلوله به زندگیاش پایان میدهد. یعنی قربانی چیزی ندیده است؛ هیچ!
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بررسی_نقش_فرشتگان_درتاریخ_هنر
ترجمه :سپیده_نازنینمان
برای قرن ها، نقش فرشتگان به آثار هنری جنبه ای روحانی و آسمانی داده اند. از مجسمه های باستانی گرفته تا نقاشی های مدرن، این چهره های بالدار به عنوان عضوی جدایی ناپذیر تاریخ هنر بوده اند.
ایده معاصر ما در مورد آنچه یک فرشته به نظر می رسد در قرن چهارم به وجود آمد، وجود شخصیت های فرشته-مانند در هنر می تواند به هزاران سال پیش برگردد. ابتدا در تاریخ بعضی تمدن ها، این موجودات آسمانی و منبع الهامات آنها را اجمالا" بررسی می کنیم.
○ قوم آشور
در فرهنگ باستان آشوری، لاماسو یک خدای نگهبان بود. همچنین معمولا به عنوان یک گاو بالدار شناخته می شود، این موجود دورگه دارای سر انسان، بدن گاو یا شیر و بال های بزرگ است. به دلیل داشتن نقش نگهبانی و زیبایی، این رب النوع اسطوره ای اغلب موضوع هنر آشوریان بوده است. وجود یک جفت مجسمه لاماسو در ورودی های کاخ آشوری به قرن دهم قبل از میلاد برمی گردد.
○ یونان باستان
در یونان، دو پیکره آماده پرواز، الهام گرفته از فرشتگان در هنر بود: اِروس و نایک.
در اساطیر، اِروس (که بعد ها در رومی، کوپید معروف شد) پسر آفرودیت و خدای عشق است. هنر دوره کلاسیک (۵۱۰ قبل از میلاد تا ۳۲۳ قبل از میلاد) اروس را به عنوان یک جوان با بال های برجسته تصویر می کند.
در طول دوره ی سلطنتی (۳۲۳ سال قبل از میلاد تا ۳۱ پس از میلاد) محبوبیت مجسمه های سنگ مرمر افزایش یافت. بسیاری از هنرمندان از این کار برای ساخت مجسمه های خدایان، از جمله "پیروزی بالدار ساموتراس" معروف استفاده می کردند. این مجسمه در اوایل قرن دوازدهم به منظور یادبود یک نبرد دریایی به تصویر کشیده شد، این مجسمه ۱۸ فوتی نشانگر نایک، الهه یونانی پیروزی است. این پیکره ی با مهارت تراش یافته به خاطر حالت واقع گرایانه اش، لباس های پر چین و چروک، و بال های بزرگ آن مشهور است.
○ رم
اولین تفسیر هنری یک فرشته در قبرستان پریسیلا، گورستانی برای دفن مسیحیان در قرن سوم، یافت شد.
در یکی از قسمت های این گورستان، مجموعه ای از نقاشی های دیواری صحنه هایی از عهد قدیم و جدید را نشان می دهد. علاوه بر پیوند اسحاق و تصاویر مدونا و کودک، این نقاشی های دیواری داستان آشنایی را نیز روایت می کنند که رویدادی از کتاب مقدس است؛ فرشته گابریل(جبرئیل) به ماری(مریم) وحی کرد که او پسر خدا را به دنیا خواهد آورد.
گرچه معتقدند این نقش جبرئیل است اما این طرح بال ندارد. در حقیقت، تا قرون بعدی، هنرمندان پیشین آشنایی چندانی با فرشتگان نداشتند.
○ بیزانس
اولین اثر هنری شناخته شده برای نشان دادن فرشتگان با بال به قرن چهارم برمی گردد. تزئینات یک تابوت سنگی از جنس مرمر(که به سارکوفاگوس مشهور است) یافت شده در نزدیکی ترکیه، نشان دهنده ی تعداد زیادی از فرشتگان بالدار در هنر بیزانس هستند.
برای چندین قرن بعد، فرشتگان به عنوان موضوع موزاییک های طلایی، نقاشی های پانلی و دیگر آیکون های کاتولیک رومی ظاهر شدند.
○ قرون وسطی
هنرمندان قرون وسطایی تفسیر بیزانس از فرشتگان را به تصویب رساندند و آنها را تبدیل به نقاشی هایی با پس زمینه طلایی کردند. اغلب این موجودات بالدار را می توان در پس زمینه صحنه هایی حاوی چهره های مقدس دید، آثاری مانند "مریم باکره و عیسی" و "مدونا و کودک با فرشتگان" اثر پیترو دی دومنیکو دا مونتپولچیانو.
به همین ترتیب، این پیام آوران الهی اغلب در نسخه های خطی به عنوان عناصر تزئینی و موضوعات اصلی داستان ها، ظاهر شدند.
○ رنسانس ایتالیایی
در دوران ابتدایی رنسانس، هنرمندان به استفاده از فرشتگان در آثار خود ادامه دادند. با این حال، بر خلاف تصویرهای قرون وسطایی، این آثار بیشتر شروع به نگاه به زمین کردند —تکاملی که به نگرش هنرمندان عالی رنسانس به طبیعت گرایی اشاره کرد— یک نمونه اولیه که این تغییر را نشان می دهد، "مدونا با کودک و دو فرشته" اثر فرا فیلیپو لیپی است.
هنرمندان رنسانس شمالی مانند یان فن ایک، نیز بال فرشته ها را با جایگزین کردن پرهای طلایی و سیاه با ترکیبات رنگارنگ شگفت انگیز، دوباره طراحی کردند.
○ نئوکلاسیسم
با الهام از رئالیسم رنسانس، هنرمندان نئوکلاسیکال طرح های ناتورالیستی از فرشتگان نقاشی می کردند که در قالب کودک-فرشته ها(cherubs) و زنان زیبارو به تصویر کشیده می شدند. وجود نقوش فرشته در کارهای رنسانس کیفیت آنها را بسیار بالا برده بود.
بر خلاف قبل اما، فرشتگان نئوکلاسیک دقیقا مطابق آنچه در کتب مقدس وجود داشت، نبود. بلکه اقتباسی از اساطیر باستانی و با الهام از هنر کلاسیک بود؛ مانند نقاشی معروف "تولد ونوس" اثر #ویلیام_بوگرو.
🌸🌿
🔴#بررسی_نقش_فرشتگان_درتاریخ_هنر
ترجمه :سپیده_نازنینمان
برای قرن ها، نقش فرشتگان به آثار هنری جنبه ای روحانی و آسمانی داده اند. از مجسمه های باستانی گرفته تا نقاشی های مدرن، این چهره های بالدار به عنوان عضوی جدایی ناپذیر تاریخ هنر بوده اند.
ایده معاصر ما در مورد آنچه یک فرشته به نظر می رسد در قرن چهارم به وجود آمد، وجود شخصیت های فرشته-مانند در هنر می تواند به هزاران سال پیش برگردد. ابتدا در تاریخ بعضی تمدن ها، این موجودات آسمانی و منبع الهامات آنها را اجمالا" بررسی می کنیم.
○ قوم آشور
در فرهنگ باستان آشوری، لاماسو یک خدای نگهبان بود. همچنین معمولا به عنوان یک گاو بالدار شناخته می شود، این موجود دورگه دارای سر انسان، بدن گاو یا شیر و بال های بزرگ است. به دلیل داشتن نقش نگهبانی و زیبایی، این رب النوع اسطوره ای اغلب موضوع هنر آشوریان بوده است. وجود یک جفت مجسمه لاماسو در ورودی های کاخ آشوری به قرن دهم قبل از میلاد برمی گردد.
○ یونان باستان
در یونان، دو پیکره آماده پرواز، الهام گرفته از فرشتگان در هنر بود: اِروس و نایک.
در اساطیر، اِروس (که بعد ها در رومی، کوپید معروف شد) پسر آفرودیت و خدای عشق است. هنر دوره کلاسیک (۵۱۰ قبل از میلاد تا ۳۲۳ قبل از میلاد) اروس را به عنوان یک جوان با بال های برجسته تصویر می کند.
در طول دوره ی سلطنتی (۳۲۳ سال قبل از میلاد تا ۳۱ پس از میلاد) محبوبیت مجسمه های سنگ مرمر افزایش یافت. بسیاری از هنرمندان از این کار برای ساخت مجسمه های خدایان، از جمله "پیروزی بالدار ساموتراس" معروف استفاده می کردند. این مجسمه در اوایل قرن دوازدهم به منظور یادبود یک نبرد دریایی به تصویر کشیده شد، این مجسمه ۱۸ فوتی نشانگر نایک، الهه یونانی پیروزی است. این پیکره ی با مهارت تراش یافته به خاطر حالت واقع گرایانه اش، لباس های پر چین و چروک، و بال های بزرگ آن مشهور است.
○ رم
اولین تفسیر هنری یک فرشته در قبرستان پریسیلا، گورستانی برای دفن مسیحیان در قرن سوم، یافت شد.
در یکی از قسمت های این گورستان، مجموعه ای از نقاشی های دیواری صحنه هایی از عهد قدیم و جدید را نشان می دهد. علاوه بر پیوند اسحاق و تصاویر مدونا و کودک، این نقاشی های دیواری داستان آشنایی را نیز روایت می کنند که رویدادی از کتاب مقدس است؛ فرشته گابریل(جبرئیل) به ماری(مریم) وحی کرد که او پسر خدا را به دنیا خواهد آورد.
گرچه معتقدند این نقش جبرئیل است اما این طرح بال ندارد. در حقیقت، تا قرون بعدی، هنرمندان پیشین آشنایی چندانی با فرشتگان نداشتند.
○ بیزانس
اولین اثر هنری شناخته شده برای نشان دادن فرشتگان با بال به قرن چهارم برمی گردد. تزئینات یک تابوت سنگی از جنس مرمر(که به سارکوفاگوس مشهور است) یافت شده در نزدیکی ترکیه، نشان دهنده ی تعداد زیادی از فرشتگان بالدار در هنر بیزانس هستند.
برای چندین قرن بعد، فرشتگان به عنوان موضوع موزاییک های طلایی، نقاشی های پانلی و دیگر آیکون های کاتولیک رومی ظاهر شدند.
○ قرون وسطی
هنرمندان قرون وسطایی تفسیر بیزانس از فرشتگان را به تصویب رساندند و آنها را تبدیل به نقاشی هایی با پس زمینه طلایی کردند. اغلب این موجودات بالدار را می توان در پس زمینه صحنه هایی حاوی چهره های مقدس دید، آثاری مانند "مریم باکره و عیسی" و "مدونا و کودک با فرشتگان" اثر پیترو دی دومنیکو دا مونتپولچیانو.
به همین ترتیب، این پیام آوران الهی اغلب در نسخه های خطی به عنوان عناصر تزئینی و موضوعات اصلی داستان ها، ظاهر شدند.
○ رنسانس ایتالیایی
در دوران ابتدایی رنسانس، هنرمندان به استفاده از فرشتگان در آثار خود ادامه دادند. با این حال، بر خلاف تصویرهای قرون وسطایی، این آثار بیشتر شروع به نگاه به زمین کردند —تکاملی که به نگرش هنرمندان عالی رنسانس به طبیعت گرایی اشاره کرد— یک نمونه اولیه که این تغییر را نشان می دهد، "مدونا با کودک و دو فرشته" اثر فرا فیلیپو لیپی است.
هنرمندان رنسانس شمالی مانند یان فن ایک، نیز بال فرشته ها را با جایگزین کردن پرهای طلایی و سیاه با ترکیبات رنگارنگ شگفت انگیز، دوباره طراحی کردند.
○ نئوکلاسیسم
با الهام از رئالیسم رنسانس، هنرمندان نئوکلاسیکال طرح های ناتورالیستی از فرشتگان نقاشی می کردند که در قالب کودک-فرشته ها(cherubs) و زنان زیبارو به تصویر کشیده می شدند. وجود نقوش فرشته در کارهای رنسانس کیفیت آنها را بسیار بالا برده بود.
بر خلاف قبل اما، فرشتگان نئوکلاسیک دقیقا مطابق آنچه در کتب مقدس وجود داشت، نبود. بلکه اقتباسی از اساطیر باستانی و با الهام از هنر کلاسیک بود؛ مانند نقاشی معروف "تولد ونوس" اثر #ویلیام_بوگرو.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بشناسیم
#والت_ویتمن
"والت ویتمن"، شاعر مدرن و روزنامهنگار آمریکایی است که او را پدیدآورنده شعر آزاد آمریکا میدانند. وی در ۳۱ مه ۱۸۱۹ در خانوادهای پرجمعیت در وست هیلز، هانینگتون به دنیا آمد. در ۱۲ سالگی، پس از ترک تحصیل، به کار در چاپخانه و مطالعهٔ آثار ادبی از "هومر" و "ویلیام شکسپیر" تا تورات، پرداخت. او تا ۱۷ سالگی در نیویورک به عنوان متصدی چاپ کار کرد و با هنر و ادبیات جدید آشنا شد. پس از مدتی معلمی، در زادگاه خود، از سال ۱۸۴۱ به روزنامهنگاری حرفهای پرداخت و این شغل را با وقفههایی تا آخر عمر ادامه داد. روزنامهٔ «لانگ آیلَندر» که "ویتمن" مؤسس آن است، هنوز چاپ میشود.
او به عنوان طرفدار دموکراسی و آزادی به مبارزهٔ سیاسی میپرداخت که به علت عضویت در حزب خاک آزاد در سال ۱۸۴۸ سرویراستاری مجلهٔ «دیلی ایگل» بروکلین را از دست داد. پس از مدتی روزنامهنگاری در نیواورلئان به بروکلین بازگشت؛ روزنامهٔ آزادیخواه «بروکلین فریدوم» را تأسیس کرد و شروع به توسعهٔ شیوهٔ خاص خود در شعر نمود. تا اینکه در سال (۱۸۵۵) نخستین دفتر شعر خود را با عنوان«برگ های علف» شامل ۱۲ شعر بدون عنوان و یک مقدمهٔ تاریخی، منتشر کرد. او خود جلد کتاب را طراحی، حروفچینی و با هزینهٔ شخصی چاپ کرد.
"ویتمن" ویرایش دوم برگهای علف را در سال ۱۸۵۶ منتشر کرد که شامل ۳۳ شعر و نامهای از "رالف والدو امرسون" (که بر ویرایش اول کتاب نوشته بود) و درآمدی طولانی از "ویتمن" در پاسخ "امرسون" بود. او ویرایش و تکمیل این کتاب را تا آخر عمر ادامه داد و نسخههای مختلفی از آن به چاپ رساند. آخرین ویرایش برگهای علف معروف به «ویرایش بستر مرگ» که او در سال ۱۸۹۲ پیش از مرگ منتشر کرد، کتابی بزرگ با ۳۸۳ شعر است که در ۱۴ فصل تنظیم شدهاست و فصلها عنوان «کتاب ۱» تا «کتاب ۱۴» را دارند.
در زمان جنگ داخلی، "ویتمن" به نیویورک و سپس برای کمک به برادر مجروحش به واشینگتن رفت. با مشاهده تعداد بیشمار مجروحان جنگی به کار در بیمارستان و رسیدگی به مجروحان پرداخت و یازده سال آنجا ماند. در ۱۸۷۰ به دیدار مادر پیرش در نیوجرسی رفت و تا آخر عمر همانجا ماندگار شد که تا سال ۱۸۸۲ در خانهٔ برادرش و بعد از آن در خانهٔ خود زندگی میکرد. در سال (۱۸۹۱) کتاب «خداحافظ خیال من» را چاپ کرد و همواره به بازبینی برگهای علف مشغول بود، تا در سال ۱۸۹۲ در مقبرهای که پیش از مرگش ساخته بود به خاک سپرده شد. این کتاب را میتوان بزرگترین کتاب شعر آمریکا دانست. کتابی که "ویتمن" پس از چاپ اول، ۳۷ سال آن را ویرایش کرد تا قاموس شعر مدرن آمریکا را بسازد. "جان باروز"، طبیعی دان و مقالهنویس مشهوری است که شهرت عمدهاش را از تأثیر بر ناتورالیسم ادبی دارد.
وی مقدمهای برچاپ «برگ های علف» نوشته که این کتاب را «بیپرواترین و جنجالبرانگیزترین اثر در ادبیات آمریکا» معرفی میکند. "ویتمن" پس از اولین چاپ برگهای علف، نسخهای از آن را برای "امرسون" فرستاد و او نامهٔ تحسین آمیزی در پاسخ نوشت که در مقدمهٔ ویرایش دوم کتاب چاپ شد و تأثیر مناسبی بر فروش آن داشت. "امرسون" در این نامه برگهای علف را با جملهٔ «فوقالعادهترین قطعهٔ هوش و فرزانگی که آمریکا تاکنون پدیدآوردهاست» تحسین میکند.
از مهم ترین آثارش می توان به «فرانکلین ایوانز»، «برگهای علف»، «ضربههای طبل»، «چشمانداز دمکراسی (دورنمای آزادی)»،«روزهای نمونه»، «خداحافظ، خیال من» ،«ای ناخدا، ناخدای من»، «همیشه مست» اشاره کرد.
🔴#شعر_جهان
از درون ازدحام
از دل اقیانوس خروشان،
قطرهای
با مهربانی فراز آمد
و به نجوا گفت:
«دوستت دارم
تمامِ عمر
تا که بمیرم.
سفر کردهام
راهی دراز را
تنها برای آن که در تو بنگرم،
بر تو دست بسایم.
چرا که نمیتوانستم
بی آنکه یک بار دیده باشمت
به مرگ تن دهم.
برای آنکه میترسیدم
از کف داده باشمت.»
ـ اکنون که یکدیگر را
نظاره کردهایم،
در هم تماشا کردهایم،
ایمنایم؛
پس خرسند و رام
به اقیانوس بازمیگردیم، عشق من؛
من هم پارهای از اقیانوسم، محبوبم
آنقدرها از هم جدا نیستیم؛
به هم واصل میشوند
تمام پارهها
تماشا کن عشق من!
اگرچه دریا
سخت کمر به جدایی بسته است
اگرچه لَختی جدا میبردمان
اما نمیتواند برای همیشه
از یکدیگر دورمان کند
ناشکیبا مباش
فاصله کوتاه است
و من میشناسمت.
به هوا
به خاک
به اقیانوس
سلام میدهم
در هر غروب آفتاب
به یاد عزیز تو ای محبوبم.
#والت_ویتمن
#ترجمه_سپیده_نازنینمان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#بشناسیم
#والت_ویتمن
"والت ویتمن"، شاعر مدرن و روزنامهنگار آمریکایی است که او را پدیدآورنده شعر آزاد آمریکا میدانند. وی در ۳۱ مه ۱۸۱۹ در خانوادهای پرجمعیت در وست هیلز، هانینگتون به دنیا آمد. در ۱۲ سالگی، پس از ترک تحصیل، به کار در چاپخانه و مطالعهٔ آثار ادبی از "هومر" و "ویلیام شکسپیر" تا تورات، پرداخت. او تا ۱۷ سالگی در نیویورک به عنوان متصدی چاپ کار کرد و با هنر و ادبیات جدید آشنا شد. پس از مدتی معلمی، در زادگاه خود، از سال ۱۸۴۱ به روزنامهنگاری حرفهای پرداخت و این شغل را با وقفههایی تا آخر عمر ادامه داد. روزنامهٔ «لانگ آیلَندر» که "ویتمن" مؤسس آن است، هنوز چاپ میشود.
او به عنوان طرفدار دموکراسی و آزادی به مبارزهٔ سیاسی میپرداخت که به علت عضویت در حزب خاک آزاد در سال ۱۸۴۸ سرویراستاری مجلهٔ «دیلی ایگل» بروکلین را از دست داد. پس از مدتی روزنامهنگاری در نیواورلئان به بروکلین بازگشت؛ روزنامهٔ آزادیخواه «بروکلین فریدوم» را تأسیس کرد و شروع به توسعهٔ شیوهٔ خاص خود در شعر نمود. تا اینکه در سال (۱۸۵۵) نخستین دفتر شعر خود را با عنوان«برگ های علف» شامل ۱۲ شعر بدون عنوان و یک مقدمهٔ تاریخی، منتشر کرد. او خود جلد کتاب را طراحی، حروفچینی و با هزینهٔ شخصی چاپ کرد.
"ویتمن" ویرایش دوم برگهای علف را در سال ۱۸۵۶ منتشر کرد که شامل ۳۳ شعر و نامهای از "رالف والدو امرسون" (که بر ویرایش اول کتاب نوشته بود) و درآمدی طولانی از "ویتمن" در پاسخ "امرسون" بود. او ویرایش و تکمیل این کتاب را تا آخر عمر ادامه داد و نسخههای مختلفی از آن به چاپ رساند. آخرین ویرایش برگهای علف معروف به «ویرایش بستر مرگ» که او در سال ۱۸۹۲ پیش از مرگ منتشر کرد، کتابی بزرگ با ۳۸۳ شعر است که در ۱۴ فصل تنظیم شدهاست و فصلها عنوان «کتاب ۱» تا «کتاب ۱۴» را دارند.
در زمان جنگ داخلی، "ویتمن" به نیویورک و سپس برای کمک به برادر مجروحش به واشینگتن رفت. با مشاهده تعداد بیشمار مجروحان جنگی به کار در بیمارستان و رسیدگی به مجروحان پرداخت و یازده سال آنجا ماند. در ۱۸۷۰ به دیدار مادر پیرش در نیوجرسی رفت و تا آخر عمر همانجا ماندگار شد که تا سال ۱۸۸۲ در خانهٔ برادرش و بعد از آن در خانهٔ خود زندگی میکرد. در سال (۱۸۹۱) کتاب «خداحافظ خیال من» را چاپ کرد و همواره به بازبینی برگهای علف مشغول بود، تا در سال ۱۸۹۲ در مقبرهای که پیش از مرگش ساخته بود به خاک سپرده شد. این کتاب را میتوان بزرگترین کتاب شعر آمریکا دانست. کتابی که "ویتمن" پس از چاپ اول، ۳۷ سال آن را ویرایش کرد تا قاموس شعر مدرن آمریکا را بسازد. "جان باروز"، طبیعی دان و مقالهنویس مشهوری است که شهرت عمدهاش را از تأثیر بر ناتورالیسم ادبی دارد.
وی مقدمهای برچاپ «برگ های علف» نوشته که این کتاب را «بیپرواترین و جنجالبرانگیزترین اثر در ادبیات آمریکا» معرفی میکند. "ویتمن" پس از اولین چاپ برگهای علف، نسخهای از آن را برای "امرسون" فرستاد و او نامهٔ تحسین آمیزی در پاسخ نوشت که در مقدمهٔ ویرایش دوم کتاب چاپ شد و تأثیر مناسبی بر فروش آن داشت. "امرسون" در این نامه برگهای علف را با جملهٔ «فوقالعادهترین قطعهٔ هوش و فرزانگی که آمریکا تاکنون پدیدآوردهاست» تحسین میکند.
از مهم ترین آثارش می توان به «فرانکلین ایوانز»، «برگهای علف»، «ضربههای طبل»، «چشمانداز دمکراسی (دورنمای آزادی)»،«روزهای نمونه»، «خداحافظ، خیال من» ،«ای ناخدا، ناخدای من»، «همیشه مست» اشاره کرد.
🔴#شعر_جهان
از درون ازدحام
از دل اقیانوس خروشان،
قطرهای
با مهربانی فراز آمد
و به نجوا گفت:
«دوستت دارم
تمامِ عمر
تا که بمیرم.
سفر کردهام
راهی دراز را
تنها برای آن که در تو بنگرم،
بر تو دست بسایم.
چرا که نمیتوانستم
بی آنکه یک بار دیده باشمت
به مرگ تن دهم.
برای آنکه میترسیدم
از کف داده باشمت.»
ـ اکنون که یکدیگر را
نظاره کردهایم،
در هم تماشا کردهایم،
ایمنایم؛
پس خرسند و رام
به اقیانوس بازمیگردیم، عشق من؛
من هم پارهای از اقیانوسم، محبوبم
آنقدرها از هم جدا نیستیم؛
به هم واصل میشوند
تمام پارهها
تماشا کن عشق من!
اگرچه دریا
سخت کمر به جدایی بسته است
اگرچه لَختی جدا میبردمان
اما نمیتواند برای همیشه
از یکدیگر دورمان کند
ناشکیبا مباش
فاصله کوتاه است
و من میشناسمت.
به هوا
به خاک
به اقیانوس
سلام میدهم
در هر غروب آفتاب
به یاد عزیز تو ای محبوبم.
#والت_ویتمن
#ترجمه_سپیده_نازنینمان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ترجمه_ترانه
هر چه پیرتر میشوم
هرچه بیشتر فکر می کنم
شما فقط یک دقیقه فرصت دارید ، بهتر است تا زمانی که در آن هستید زندگی کنید
چون در یک چشم همزدن رفته است
و هرچه بزرگتر می شوم
درست تر است
اینها افرادی هستند که دوستشان دارید ، نه پول و چیزهای دیگر
این شما را ثروتمند می کند
و اگر چشمه جوانی پیدا کردند
من قطره ای نمی نوشم و این حقیقت است
چقدر خنده دار است که من تازه به بهترین سالهایم رسیده ام
هر چه پیرتر میشوم
دوستان کمتری دارم
اما شما به چیزهای زیادی که در اختیار دارید احتیاج ندارید
همیشه پشت خود را گرفته اید
و هرچه بزرگتر می شوم
هر چه بهتر باشم
در دانستن زمان دادن
و چه موقع فقط به هیچ وجه مهم نیست
و اگر چشمه جوانی پیدا کردند
من یک قطره نمی نوشم و این حقیقت است
چقدر خنده دار است که من تازه به بهترین سالهایم رسیده ام
هر چه پیرتر میشوم
و من به همه خطوط اهمیتی نمی دهم
از همه دفعاتی که من می خندم و گریه می کنم
سوغات و نشانه های کوچکی از زندگی که من گذرانده ام
هر چه پیرتر میشوم
هر چه بیشتر دعا کنم
نمی دانم چرا ، حدس می زنم که من هستم
حرف بیشتری برای گفتن دارم
و هرچه بزرگتر می شوم
بیشتر احساس شکرگزاری می کنم
برای زندگی ای که داشتم و تمام عمری که هنوز در آن زندگی می کنم
#برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ترجمه_ترانه
هر چه پیرتر میشوم
هرچه بیشتر فکر می کنم
شما فقط یک دقیقه فرصت دارید ، بهتر است تا زمانی که در آن هستید زندگی کنید
چون در یک چشم همزدن رفته است
و هرچه بزرگتر می شوم
درست تر است
اینها افرادی هستند که دوستشان دارید ، نه پول و چیزهای دیگر
این شما را ثروتمند می کند
و اگر چشمه جوانی پیدا کردند
من قطره ای نمی نوشم و این حقیقت است
چقدر خنده دار است که من تازه به بهترین سالهایم رسیده ام
هر چه پیرتر میشوم
دوستان کمتری دارم
اما شما به چیزهای زیادی که در اختیار دارید احتیاج ندارید
همیشه پشت خود را گرفته اید
و هرچه بزرگتر می شوم
هر چه بهتر باشم
در دانستن زمان دادن
و چه موقع فقط به هیچ وجه مهم نیست
و اگر چشمه جوانی پیدا کردند
من یک قطره نمی نوشم و این حقیقت است
چقدر خنده دار است که من تازه به بهترین سالهایم رسیده ام
هر چه پیرتر میشوم
و من به همه خطوط اهمیتی نمی دهم
از همه دفعاتی که من می خندم و گریه می کنم
سوغات و نشانه های کوچکی از زندگی که من گذرانده ام
هر چه پیرتر میشوم
هر چه بیشتر دعا کنم
نمی دانم چرا ، حدس می زنم که من هستم
حرف بیشتری برای گفتن دارم
و هرچه بزرگتر می شوم
بیشتر احساس شکرگزاری می کنم
برای زندگی ای که داشتم و تمام عمری که هنوز در آن زندگی می کنم
#برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_غربی 🎼🇬🇧
«نمایش باید پیش رود»
"The Show Must Go On"
Empty spaces - what are we living for
Abandoned places - I guess we know the score
On and on
Does anybody know what we are looking for
فاصلههای پوچ، دلیل هستی ما چیست؟
مکانهای متروک، به گمانم میدانیم که در انتظار ما چیست
به هرحال
کسی میداند در پی چه هستیم؟
Another hero - another mindless crime
Behind the curtain, in the pantomime
Hold the line
Does anybody want to take it anymore
قهرمانی دیگر، جنایتِ احمقانهای دیگر
پشتِ پرده، در این نمایش صامت
تاب بیار
کسی می خواهد این بار را به دوش بکشد؟
The Show must go on
The Show must go on
Inside my heart is breaking
My make-up may be flaking
But my smile, still, stays on
نمایش باید پیش برود!
نمایش باید که پیش برود!
دلم از درون میشکند
گریمم فرو میریزد
لبخندم اما، پا برجاست
Whatever happens, I'll leave it all to chance
Another heartache - another failed romance
On and on
Does anybody know what we are living for
هرچه که پیش آید، به تقدیر وامیگذارمش
سوگی دیگر، عاشقانة نافرجامی دیگر
به هرحال
کسی میداند دلیل هستیِ ما چیست؟
I guess I'm learning
I must be warmer now
I'll soon be turning round the corner now
به گمانم دیگر دارم آگاه می شوم
باید که پرشورتر باشم
به زودی از کنج عزلت در خواهم آمد
Outside the dawn is breaking
But inside in the dark I'm aching to be free
آن بیرون سپیده شب را میشکند
اما اینجا، میان تاریکی بی تاب رها شدنم
The Show must go on
The Show must go on! Yeah
Ooh! Inside my heart is breaking
My make-up may be flaking
But my smile, still, stays on
Yeah! Oh oh oh
نمایش باید که پیش برود!
نمایش باید که پیش برود! آری
آه! از درون، دلم میشکند
گریمم فرو میریزد
لبخندم اما، هنوزهم پا برجاست
آه، آری!
My soul is painted like the wings of butterflies
Fairy tales of yesterday, will grow but never die
I can fly, my friends
روح من همچون بال پروانهها پرنقش و نگار است
افسانههایِ قدیمی ، کهن میشوند اما هرگز کهنه نمیشوند
رفقا، میتوانم پرواز کنم
The Show must go on! Yeah
The Show must go on
I'll face it with a grin
I'm never giving in
On with the show
نمایش باید که پیش برود آری
نمایش باید پیش برود
لبخند بر لب با واقعیت روبرو میشوم
هرگز تسلیم نمیشوم
در این نمایش
I'll top the bill
I'll overkill
I have to find the will to carry on
On with the
On with the show
The Show must go on
ستاره نمایش میشوم
غوغا میکنم
باید شوق ادامه دادن را به دست بیاورم
در جدال
در جدال با نمایش
نمایش باید که پیش برود
ترانهای از کتاب: #هیاهوی_خاموشی
#برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_غربی 🎼🇬🇧
«نمایش باید پیش رود»
"The Show Must Go On"
Empty spaces - what are we living for
Abandoned places - I guess we know the score
On and on
Does anybody know what we are looking for
فاصلههای پوچ، دلیل هستی ما چیست؟
مکانهای متروک، به گمانم میدانیم که در انتظار ما چیست
به هرحال
کسی میداند در پی چه هستیم؟
Another hero - another mindless crime
Behind the curtain, in the pantomime
Hold the line
Does anybody want to take it anymore
قهرمانی دیگر، جنایتِ احمقانهای دیگر
پشتِ پرده، در این نمایش صامت
تاب بیار
کسی می خواهد این بار را به دوش بکشد؟
The Show must go on
The Show must go on
Inside my heart is breaking
My make-up may be flaking
But my smile, still, stays on
نمایش باید پیش برود!
نمایش باید که پیش برود!
دلم از درون میشکند
گریمم فرو میریزد
لبخندم اما، پا برجاست
Whatever happens, I'll leave it all to chance
Another heartache - another failed romance
On and on
Does anybody know what we are living for
هرچه که پیش آید، به تقدیر وامیگذارمش
سوگی دیگر، عاشقانة نافرجامی دیگر
به هرحال
کسی میداند دلیل هستیِ ما چیست؟
I guess I'm learning
I must be warmer now
I'll soon be turning round the corner now
به گمانم دیگر دارم آگاه می شوم
باید که پرشورتر باشم
به زودی از کنج عزلت در خواهم آمد
Outside the dawn is breaking
But inside in the dark I'm aching to be free
آن بیرون سپیده شب را میشکند
اما اینجا، میان تاریکی بی تاب رها شدنم
The Show must go on
The Show must go on! Yeah
Ooh! Inside my heart is breaking
My make-up may be flaking
But my smile, still, stays on
Yeah! Oh oh oh
نمایش باید که پیش برود!
نمایش باید که پیش برود! آری
آه! از درون، دلم میشکند
گریمم فرو میریزد
لبخندم اما، هنوزهم پا برجاست
آه، آری!
My soul is painted like the wings of butterflies
Fairy tales of yesterday, will grow but never die
I can fly, my friends
روح من همچون بال پروانهها پرنقش و نگار است
افسانههایِ قدیمی ، کهن میشوند اما هرگز کهنه نمیشوند
رفقا، میتوانم پرواز کنم
The Show must go on! Yeah
The Show must go on
I'll face it with a grin
I'm never giving in
On with the show
نمایش باید که پیش برود آری
نمایش باید پیش برود
لبخند بر لب با واقعیت روبرو میشوم
هرگز تسلیم نمیشوم
در این نمایش
I'll top the bill
I'll overkill
I have to find the will to carry on
On with the
On with the show
The Show must go on
ستاره نمایش میشوم
غوغا میکنم
باید شوق ادامه دادن را به دست بیاورم
در جدال
در جدال با نمایش
نمایش باید که پیش برود
ترانهای از کتاب: #هیاهوی_خاموشی
#برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ترانه_های_غربی 🎼🇬🇧
"مرد مالیخولیایی"
I'm a melancholy man
That's what I am
All the world surrounds me and my feet are on the ground
I'm a very lonely man
Doing what I can
All the world astounds me and I think I understand
That we're going to keep growing
Wait and see
من مردی مالیخولیاییام، این چیزیه که منم
همه دنیا محاصرهام کردن اما از پا ننشستم
من مردی خیلی خیلی تنهام، کاری رو که میتونم انجام میدم
همه دنیا منو متعجب میکنه و من فکر میکنم متوجه شدم
که ما داریم رشد میکنیم
باش و ببین
When all the stars are falling down
Into the sea and on the ground
And angry voices carry on the wind
A beam of light will fill your head
And you'll remember what's been said
By all the good men this world's ever known
وقتی تمام ستارهها فرو میریزن
در دریا و خشکی
و صدای خشم با باد میوزه
باریکه نوری ذهن تو رو سرشار میکنه
و یادت میاد حرفایی رو که
تمام مردان درستی که دنیا به خودش دیده
گفتن
Another man is what you'll see
Who looks like you and looks like me
And yet, somehow he will not feel the same
His life caught up in misery
He doesn't think like you and me
'Cause he can't see what you and I can see
مرد دیگهای هم هست که خواهی دیدش
کسی مثل تو و کسی مثل من
ولی هنوز اون آدم اینو احساس نکرده
زندگیش درگیر بدبیاریه و مثل تو و من نمی تونه فکر کنه
چون نمیتونه چیزی رو که تو و من می بینیم
ببینه
#برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ترانه_های_غربی 🎼🇬🇧
"مرد مالیخولیایی"
I'm a melancholy man
That's what I am
All the world surrounds me and my feet are on the ground
I'm a very lonely man
Doing what I can
All the world astounds me and I think I understand
That we're going to keep growing
Wait and see
من مردی مالیخولیاییام، این چیزیه که منم
همه دنیا محاصرهام کردن اما از پا ننشستم
من مردی خیلی خیلی تنهام، کاری رو که میتونم انجام میدم
همه دنیا منو متعجب میکنه و من فکر میکنم متوجه شدم
که ما داریم رشد میکنیم
باش و ببین
When all the stars are falling down
Into the sea and on the ground
And angry voices carry on the wind
A beam of light will fill your head
And you'll remember what's been said
By all the good men this world's ever known
وقتی تمام ستارهها فرو میریزن
در دریا و خشکی
و صدای خشم با باد میوزه
باریکه نوری ذهن تو رو سرشار میکنه
و یادت میاد حرفایی رو که
تمام مردان درستی که دنیا به خودش دیده
گفتن
Another man is what you'll see
Who looks like you and looks like me
And yet, somehow he will not feel the same
His life caught up in misery
He doesn't think like you and me
'Cause he can't see what you and I can see
مرد دیگهای هم هست که خواهی دیدش
کسی مثل تو و کسی مثل من
ولی هنوز اون آدم اینو احساس نکرده
زندگیش درگیر بدبیاریه و مثل تو و من نمی تونه فکر کنه
چون نمیتونه چیزی رو که تو و من می بینیم
ببینه
#برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ترانه_های_غربی 🎼🇺🇸
Bang Bang
بنگ بنگ _ سونی بونو
I was five and he was six
We rode on horses made of sticks
He wore black and I wore white
He would always win the fight
پنج ساله بودم و اون شیش
اسبای چوبیمون رو میتازوندیم
اون سیاه میپوشید و من سپید
اون همیشه توی جنگ برنده بود
Bang bang, he shot me down
Bang bang, I hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, my baby shot me down
اون به من شلیک میکرد، بنگ بنگ
من زمین میخوردم ، بنگ بنگ
اون صدای مهیب، بنگ بنگ
عشق من بهم شلیک میکرد، بنگ بنگ
Seasons came and changed the time
When I grew up, I called him mine
He would always laugh and say
"Remember when we used to play?"
فصلا هی اومدن و زمونه عوض شد
وقتی که بزرگ شدم، بهش گفتم که تو مال منی
اون همیشه میخندید و میگفت:
"بازیا مونو یادت میاد؟ "
Bang bang, I shot you down
Bang bang, you hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, I used to shoot you down
من بهت شلیک میکردم ،تق تق
تو میافتادی زمین، تق تق
اون صدای مزخرف، تق تق
من همیشه بهت شلیک میکردم، تق تق
Music played and people sang
Just for me the church bells rang
Now he's gone, I don't know why
And 'til this day, sometimes I cry
He didn't even say goodbye
He didn't take the time to lie
موزیک نواخته شد آدما آواز خوندند
ناقوس کلیسا فقط واسه من زد
حالا اون رفته و من نمیدونم چرا
تا امروز ، بعضی وقتا میزنم زیر گریه
اون حتا یه خداحافظی هم نکرد
حتا وقتی هم نگذاشت تا دروغی بگه
Bang bang, he shot me down
Bang bang, I hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, my baby shot me down
اون به من شلیک میکرد، بنگ بنگ
من زمین میخوردم، بنگ بنگ
اون صدای مهیب، بنگ بنگ
عشق من بهم شلیک میکرد، بنگ بنگ
#برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ترانه_های_غربی 🎼🇺🇸
Bang Bang
بنگ بنگ _ سونی بونو
I was five and he was six
We rode on horses made of sticks
He wore black and I wore white
He would always win the fight
پنج ساله بودم و اون شیش
اسبای چوبیمون رو میتازوندیم
اون سیاه میپوشید و من سپید
اون همیشه توی جنگ برنده بود
Bang bang, he shot me down
Bang bang, I hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, my baby shot me down
اون به من شلیک میکرد، بنگ بنگ
من زمین میخوردم ، بنگ بنگ
اون صدای مهیب، بنگ بنگ
عشق من بهم شلیک میکرد، بنگ بنگ
Seasons came and changed the time
When I grew up, I called him mine
He would always laugh and say
"Remember when we used to play?"
فصلا هی اومدن و زمونه عوض شد
وقتی که بزرگ شدم، بهش گفتم که تو مال منی
اون همیشه میخندید و میگفت:
"بازیا مونو یادت میاد؟ "
Bang bang, I shot you down
Bang bang, you hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, I used to shoot you down
من بهت شلیک میکردم ،تق تق
تو میافتادی زمین، تق تق
اون صدای مزخرف، تق تق
من همیشه بهت شلیک میکردم، تق تق
Music played and people sang
Just for me the church bells rang
Now he's gone, I don't know why
And 'til this day, sometimes I cry
He didn't even say goodbye
He didn't take the time to lie
موزیک نواخته شد آدما آواز خوندند
ناقوس کلیسا فقط واسه من زد
حالا اون رفته و من نمیدونم چرا
تا امروز ، بعضی وقتا میزنم زیر گریه
اون حتا یه خداحافظی هم نکرد
حتا وقتی هم نگذاشت تا دروغی بگه
Bang bang, he shot me down
Bang bang, I hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, my baby shot me down
اون به من شلیک میکرد، بنگ بنگ
من زمین میخوردم، بنگ بنگ
اون صدای مهیب، بنگ بنگ
عشق من بهم شلیک میکرد، بنگ بنگ
#برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#صرفاٌ_جهت_اطلاع
۱۳ عادت کسانی که دلسوز خودشان هستند
#چطور_برگردان_سپیده_نازنینمان
۱. هر روز جملات مثبت را با خود تکرار میکنند
سیستم فعالکنندۀ مشبک (RAS) بخشی از مغزمان است که باعث میشود کلماتی را که هرروز تکرار میکنیم، چه منفی و چه مثبت، به بخشی از هویتمان تبدیل شود. بنابراین، وقتی هرروز جملهای مثبت به خودتان میگویید، بهمرورِزمان به بخشی از چیزی که هستید تبدیل میشود.
مثلا میتوانید با برخی از جملات زیر شروع کنید:
_ من باارزش هستم
_ من موفق هستم.
_ مرا دوست دارند.
_ من از هر جهت بینیازم.
۲. خودشان را میبخشند
همیشه به یاد داشته باشید که خطاها بخشی از وجود انساناند. با خطاهاست که یاد میگیرید، رشد میکنید و پیش میروید.
۳. با خودشان قرار ملاقات میگذارند
اگر فکر میکنید در کنار فردی دیگر میتوانید لحظات خوبی داشته باشید، کاملا در اشتباه هستید. بهترین روش برای اینکه بتوانید با خودتان ارتباط عمیقی برقرار کنید این است که مدتی را تنها بمانید.
اگر عادت کردهاید که دائما کنار دیگران باشید، پس بهتر است زمانی را هم برای تنها سپری کردن به خود اختصاص دهید. بله، ممکن است ابتدا به نظر سخت بیاید، اما مطمئن باشید کار درستی انجام میدهید.
۴. شکستهای خود را میپذیرند
اگر بهدنبال تجربههای جدید و آزمایش آنها نباشید، هرگز متوجه تواناییهایتان نمیشوید. زمانی توماس ادیسون گفت:
«من هرگز شکست نخوردهام. درواقع من ۱۰هزار روش را پیدا کردهام که به نتیجه نمیرسند.»
دفعۀ بعد که در انجامدادنِ کاری شکست خوردید، بهجای عذابکشیدن، با خودتان مهربان باشید
۵. از خودشان قدردانی میکنند
اگر نگرشتان به زندگی حاکی از قدردانی باشد، میتوانید زندگیتان را بهشکلی تغییر دهید که درنهایت شادتر شوید
۶. با افراد مثبتاندیش معاشرت میکنند
از آنجاکه مردم شبیه کسانی میشوند که کنارشان هستند، باید افرادی که میخواهید کنارشان باشید را عاقلانه انتخاب کنید.
اگر اطرافتان را افرادی پر کنند که شما را ازنظرِ روحی در وضعیت بدی قرار میدهند، زندگیتان هم در این مسیر قرار میگیرد.
۷. خودشان را با دیگران مقایسه نمیکنند
وقتی خودتان را با دیگران مقایسه میکنید، صدای منفی درونتان به شما میگوید که به اندازۀ کافی لایق نیستید. این صدا فقط این گفتوگوی درونی منفیتان را تقویت میکند که به شما میگوید دیگران بهتر از شما هستند اما این گفته هرگز حقیقت ندارد. هرچه بیشتر خود را با دیگران مقایسه کنید، بیشتر هویتتان را از دست میدهید.
۸. از دنیای دیجیتال درست استفاده میکنند
هرازگاهی از رسانههای اجتماعی فاصله بگیرید تا فرصتی بیابید و وقت بیشتری برای انجام کارهایی که دوست دارید داشته باشید. این کار باعث میشود که دوباره با خودتان ارتباط برقرار کنید.
۹.گفتوگوی درونی مثبتی دارند
آیا با خودتان طوری صحبت میکنید که انگار با بهترین دوستتان حرف میزنید؟ اگر پاسخ منفی است، پس زمان آن رسیده تا گفتوگوی درونیتان را به شکلی که به شما انرژی و نیرو بدهد تغییر دهید.
۱۰. زمانی را به بازی و تفریح اختصاص میدهند
به خودتان یادآوری کنید که بد نیست گاهیاوقات همهچیز را راحت و آسان بگیرید. درواقع، برای خودتان جشن بگیرید. هیچکس به این موضوع که کودکان بهشدت عاشق بازی هستند توجه نمیکند. پس بزرگسالان هم نباید خود را از بازی محروم کنند.
معمولا بازیکردن موجب ترشح هورمون اندورفین میشود. این مادهٔ شیمیایی حال خوب را به بدنتان میبخشد و باعث میشود که احساس آرامش کنید و برخی از دردهایتان تسکین یابد.
۱۱. کارهای جدید را تجربه میکنند
۱۲. نه گفتن را خوب بلدند
چند وقت یکبار دربرابرِ کارهایی که دوست ندارید انجام دهید «نه» گفتهاید؟
این کار بیشتر مواقع بسیار سخت است. اگر بهندرت «نه» میگویید، پس وارد باشگاه افرادی شدهاید که دیگران را راضی و خشنود نگهمیدارند. درحقیقت، افرادی که دوست دارند دیگران را همیشه راضی نگهدارند به این دام میافتند. آنها به قیمت ازدستدادنِ رفاهِ خود، مدام کارهایی را که دیگران میخواهند انجام میدهند.
باید به نیاز خود برای داشتن «زمانی برای خود»، اهمیت دهید.
۱۳. آیینِ به خود عشق ورزیدن
اگر زمانی برای تغذیهٔ روح خودتان نداشته باشید، نمیتوانید به دیگران هم کمکی کنید.
خود را در اولویت قرار دهید. شما لایق آن هستید.
#کلام_آخر
یادتان باشد که هیچ کار دیگر به اندازۀ توجه به خود اهمیت ندارد.
همانطور که کریستوفر جرمر (روانشناس) میگوید:
«یک لحظه دلسوزِ خود بودن میتواند کل روزتان را تغییر دهد. اما دلسوزی دایمی میتواند کل زندگیتان را تغییر دهد.»
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#صرفاٌ_جهت_اطلاع
۱۳ عادت کسانی که دلسوز خودشان هستند
#چطور_برگردان_سپیده_نازنینمان
۱. هر روز جملات مثبت را با خود تکرار میکنند
سیستم فعالکنندۀ مشبک (RAS) بخشی از مغزمان است که باعث میشود کلماتی را که هرروز تکرار میکنیم، چه منفی و چه مثبت، به بخشی از هویتمان تبدیل شود. بنابراین، وقتی هرروز جملهای مثبت به خودتان میگویید، بهمرورِزمان به بخشی از چیزی که هستید تبدیل میشود.
مثلا میتوانید با برخی از جملات زیر شروع کنید:
_ من باارزش هستم
_ من موفق هستم.
_ مرا دوست دارند.
_ من از هر جهت بینیازم.
۲. خودشان را میبخشند
همیشه به یاد داشته باشید که خطاها بخشی از وجود انساناند. با خطاهاست که یاد میگیرید، رشد میکنید و پیش میروید.
۳. با خودشان قرار ملاقات میگذارند
اگر فکر میکنید در کنار فردی دیگر میتوانید لحظات خوبی داشته باشید، کاملا در اشتباه هستید. بهترین روش برای اینکه بتوانید با خودتان ارتباط عمیقی برقرار کنید این است که مدتی را تنها بمانید.
اگر عادت کردهاید که دائما کنار دیگران باشید، پس بهتر است زمانی را هم برای تنها سپری کردن به خود اختصاص دهید. بله، ممکن است ابتدا به نظر سخت بیاید، اما مطمئن باشید کار درستی انجام میدهید.
۴. شکستهای خود را میپذیرند
اگر بهدنبال تجربههای جدید و آزمایش آنها نباشید، هرگز متوجه تواناییهایتان نمیشوید. زمانی توماس ادیسون گفت:
«من هرگز شکست نخوردهام. درواقع من ۱۰هزار روش را پیدا کردهام که به نتیجه نمیرسند.»
دفعۀ بعد که در انجامدادنِ کاری شکست خوردید، بهجای عذابکشیدن، با خودتان مهربان باشید
۵. از خودشان قدردانی میکنند
اگر نگرشتان به زندگی حاکی از قدردانی باشد، میتوانید زندگیتان را بهشکلی تغییر دهید که درنهایت شادتر شوید
۶. با افراد مثبتاندیش معاشرت میکنند
از آنجاکه مردم شبیه کسانی میشوند که کنارشان هستند، باید افرادی که میخواهید کنارشان باشید را عاقلانه انتخاب کنید.
اگر اطرافتان را افرادی پر کنند که شما را ازنظرِ روحی در وضعیت بدی قرار میدهند، زندگیتان هم در این مسیر قرار میگیرد.
۷. خودشان را با دیگران مقایسه نمیکنند
وقتی خودتان را با دیگران مقایسه میکنید، صدای منفی درونتان به شما میگوید که به اندازۀ کافی لایق نیستید. این صدا فقط این گفتوگوی درونی منفیتان را تقویت میکند که به شما میگوید دیگران بهتر از شما هستند اما این گفته هرگز حقیقت ندارد. هرچه بیشتر خود را با دیگران مقایسه کنید، بیشتر هویتتان را از دست میدهید.
۸. از دنیای دیجیتال درست استفاده میکنند
هرازگاهی از رسانههای اجتماعی فاصله بگیرید تا فرصتی بیابید و وقت بیشتری برای انجام کارهایی که دوست دارید داشته باشید. این کار باعث میشود که دوباره با خودتان ارتباط برقرار کنید.
۹.گفتوگوی درونی مثبتی دارند
آیا با خودتان طوری صحبت میکنید که انگار با بهترین دوستتان حرف میزنید؟ اگر پاسخ منفی است، پس زمان آن رسیده تا گفتوگوی درونیتان را به شکلی که به شما انرژی و نیرو بدهد تغییر دهید.
۱۰. زمانی را به بازی و تفریح اختصاص میدهند
به خودتان یادآوری کنید که بد نیست گاهیاوقات همهچیز را راحت و آسان بگیرید. درواقع، برای خودتان جشن بگیرید. هیچکس به این موضوع که کودکان بهشدت عاشق بازی هستند توجه نمیکند. پس بزرگسالان هم نباید خود را از بازی محروم کنند.
معمولا بازیکردن موجب ترشح هورمون اندورفین میشود. این مادهٔ شیمیایی حال خوب را به بدنتان میبخشد و باعث میشود که احساس آرامش کنید و برخی از دردهایتان تسکین یابد.
۱۱. کارهای جدید را تجربه میکنند
۱۲. نه گفتن را خوب بلدند
چند وقت یکبار دربرابرِ کارهایی که دوست ندارید انجام دهید «نه» گفتهاید؟
این کار بیشتر مواقع بسیار سخت است. اگر بهندرت «نه» میگویید، پس وارد باشگاه افرادی شدهاید که دیگران را راضی و خشنود نگهمیدارند. درحقیقت، افرادی که دوست دارند دیگران را همیشه راضی نگهدارند به این دام میافتند. آنها به قیمت ازدستدادنِ رفاهِ خود، مدام کارهایی را که دیگران میخواهند انجام میدهند.
باید به نیاز خود برای داشتن «زمانی برای خود»، اهمیت دهید.
۱۳. آیینِ به خود عشق ورزیدن
اگر زمانی برای تغذیهٔ روح خودتان نداشته باشید، نمیتوانید به دیگران هم کمکی کنید.
خود را در اولویت قرار دهید. شما لایق آن هستید.
#کلام_آخر
یادتان باشد که هیچ کار دیگر به اندازۀ توجه به خود اهمیت ندارد.
همانطور که کریستوفر جرمر (روانشناس) میگوید:
«یک لحظه دلسوزِ خود بودن میتواند کل روزتان را تغییر دهد. اما دلسوزی دایمی میتواند کل زندگیتان را تغییر دهد.»
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
نوشتهاى از "دالتون ترومبو" نويسنده و فيلمنامه نویس امريكايى:
یادم هست پیش از ازدواجم، مدتی با همسرم همکار بودم.
فضای کار باعث شده بود که او از شخصیت و اطلاعاتِ من خوشش بیاید.
ناگفته هم نماند که خودم بدم نمیآمد که او اینقدر شیفتهی یک آدمِ فراواقعی و به قولِ خودش «عجیب و غریب» شده!
ما با هم ازدواج کردیم.
سالِ اول را پشتِ سر گذاشتیم و مثلِ همهی زن و شوهرهای دیگر، بالاخره یک روزی دعوای سختی با هم کردیم.
در آن دعوا چیزی از همسرم شنیدم که حالا بعد از جداییمان، چراغِ راهِ آیندهی رفتارهایم شده:
-«منو باش که خیال میکردم تو چه آدمِ بزرگ و خاصی هستی!... ولی میبینم الآن هیچی نیستی!... یه آدمِ معمولی!»
امروز که دقت میکنم، میبینم تقریبا همهی ما در طولِ زندگی، به لحظهاى میرسیم که آدمهای خاص و افسانهاى مان، تبدیل به آدمی واقعی و معمولی میشوند.
و درست در همان لحظه، آن آدمی که همیشه برایمان بُت بوده، به طرزِ دهشتناکی خُرد و خاکشیر خواهد شد.
ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوشمان میآید، بُت درست کنیم و از آنها «اَبَر انسان» بسازیم و وقتی آن شخصیتِ ابر انسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او متنفر شویم.
واقعیت آن است که همه، آدمهای معمولیاى هستند.
حتی آنهایی که ما ابر انسان میپنداریم هم دستشویی میروند، وقتی میخوابند آبِ دهنشان روی بالش میریزد، آنها هم دچار اسهال و یبوست میشوند، میترسند، دروغ میگویند، عرقِشان بوی گند میدهد و دهنشان سرِ صبح، بوی ....!
بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویانِ ادبیات و تئاتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربی ما، آدمِ خیلی عجیب و غریبی است!
اولین چارهی کار این بود که از آنها بخواهم «استاد» خطابم نکنند. چون اصولا این لفظ برای منی که سطحِ علمی و آکادمیکِ لازم را ندارم، عنوانِ اشتباهی است.
در قدم بعد، سعی کردم بهشان نشان دهم که من هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، نیازهای طبیعی دارم؛ عصبانی میشوم، غمگین میشوم، گرسنه میشوم، دستشویی میروم، دست و بالم درد میگیرد و هزار و یک چیزِ دیگر که همهی آدمها دارند.
اما به نظرم، دو چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فراانسانی و غیرواقعی بسازند:
اول؛ احترام
حتی جلوی پای یک پسربچهی 7 ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ 5 ساله از در عبور کرد.
باید آنقدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزشتر و مهمترند.
و بعد؛ راستگویی
به عقیدهی من هیچ ارزشی و خصلتی بزرگتر و انسانیتر از راستگویی نیست.
اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگترین سدهایی است که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.
اطرافیان اگر بدانند که ما هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، یک آدمِ با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.
اینهایی که گفتم، فقط مخصوصِ هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ عاشق و معشوقها هم میآید.
به یک دلدادهی شیفته باید گفت:
«کسی که تو امروز در بهترین لباس و عطر و قیافه میبینی، در خلوتش، شامپانزهای تمامعیار میشود!... تو با یک آدمِ معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمانِ سوپراستار!»
همهی ما آدمیم. آدمهای خیلی معمولی.
#James_Dalton_Trumbo
1905 – 1976
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
نوشتهاى از "دالتون ترومبو" نويسنده و فيلمنامه نویس امريكايى:
یادم هست پیش از ازدواجم، مدتی با همسرم همکار بودم.
فضای کار باعث شده بود که او از شخصیت و اطلاعاتِ من خوشش بیاید.
ناگفته هم نماند که خودم بدم نمیآمد که او اینقدر شیفتهی یک آدمِ فراواقعی و به قولِ خودش «عجیب و غریب» شده!
ما با هم ازدواج کردیم.
سالِ اول را پشتِ سر گذاشتیم و مثلِ همهی زن و شوهرهای دیگر، بالاخره یک روزی دعوای سختی با هم کردیم.
در آن دعوا چیزی از همسرم شنیدم که حالا بعد از جداییمان، چراغِ راهِ آیندهی رفتارهایم شده:
-«منو باش که خیال میکردم تو چه آدمِ بزرگ و خاصی هستی!... ولی میبینم الآن هیچی نیستی!... یه آدمِ معمولی!»
امروز که دقت میکنم، میبینم تقریبا همهی ما در طولِ زندگی، به لحظهاى میرسیم که آدمهای خاص و افسانهاى مان، تبدیل به آدمی واقعی و معمولی میشوند.
و درست در همان لحظه، آن آدمی که همیشه برایمان بُت بوده، به طرزِ دهشتناکی خُرد و خاکشیر خواهد شد.
ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوشمان میآید، بُت درست کنیم و از آنها «اَبَر انسان» بسازیم و وقتی آن شخصیتِ ابر انسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او متنفر شویم.
واقعیت آن است که همه، آدمهای معمولیاى هستند.
حتی آنهایی که ما ابر انسان میپنداریم هم دستشویی میروند، وقتی میخوابند آبِ دهنشان روی بالش میریزد، آنها هم دچار اسهال و یبوست میشوند، میترسند، دروغ میگویند، عرقِشان بوی گند میدهد و دهنشان سرِ صبح، بوی ....!
بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویانِ ادبیات و تئاتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربی ما، آدمِ خیلی عجیب و غریبی است!
اولین چارهی کار این بود که از آنها بخواهم «استاد» خطابم نکنند. چون اصولا این لفظ برای منی که سطحِ علمی و آکادمیکِ لازم را ندارم، عنوانِ اشتباهی است.
در قدم بعد، سعی کردم بهشان نشان دهم که من هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، نیازهای طبیعی دارم؛ عصبانی میشوم، غمگین میشوم، گرسنه میشوم، دستشویی میروم، دست و بالم درد میگیرد و هزار و یک چیزِ دیگر که همهی آدمها دارند.
اما به نظرم، دو چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فراانسانی و غیرواقعی بسازند:
اول؛ احترام
حتی جلوی پای یک پسربچهی 7 ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ 5 ساله از در عبور کرد.
باید آنقدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزشتر و مهمترند.
و بعد؛ راستگویی
به عقیدهی من هیچ ارزشی و خصلتی بزرگتر و انسانیتر از راستگویی نیست.
اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگترین سدهایی است که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.
اطرافیان اگر بدانند که ما هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، یک آدمِ با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.
اینهایی که گفتم، فقط مخصوصِ هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ عاشق و معشوقها هم میآید.
به یک دلدادهی شیفته باید گفت:
«کسی که تو امروز در بهترین لباس و عطر و قیافه میبینی، در خلوتش، شامپانزهای تمامعیار میشود!... تو با یک آدمِ معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمانِ سوپراستار!»
همهی ما آدمیم. آدمهای خیلی معمولی.
#James_Dalton_Trumbo
1905 – 1976
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
زوربای یونانی نیچهوار به دردها، دشمنیها و بدیهای زندگی کاملا آگاه است و میداند که مسافری ناماندنی و رفتنی زاییده شده اما اجازه نمیدهد رنج سفر روح و روان او را آزرده سازد.
او خواب و خور و طنز و شهوت را بنیان سلامتی تن و روان خود میداند اما شرافت و انسانیت و کرامت خاص خودش را دارد.
#_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
زوربای یونانی نیچهوار به دردها، دشمنیها و بدیهای زندگی کاملا آگاه است و میداند که مسافری ناماندنی و رفتنی زاییده شده اما اجازه نمیدهد رنج سفر روح و روان او را آزرده سازد.
او خواب و خور و طنز و شهوت را بنیان سلامتی تن و روان خود میداند اما شرافت و انسانیت و کرامت خاص خودش را دارد.
#_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
#_معرفی_هنرمند
#miles_johnston
مایلز جانسون در سال ۱۹۹۳ در بریتانیا متولد شد. چند سال اول از دوران کودکی در برونئی، زندگی کرد، و خودش آن سالها را و فضای کودکیاش را بسیار با اهمیت میداند. او خویش را از ریاضیات، فیزیک، فلسفه، هنر و تمام جهان پیرامون، تاثیرپذیر میداند.
خودش میگوید:
"من همیشه احساس حسادت، ترس، و تنهاییای درونی را الهام بخش به خود احساس کردم. ادامهی دورههای مدرسه من در همپشایر انگلستان بود. پس از درگیر شدن در انجمنهای هنری به عنوان یک نوجوان، به سوئد رفتم تا در سن ۱۸ سالگی در آکادمی هنرهای تجسمی سوئد تحصیل کنم. حالا من نیمه وقت به عنوان یک مدرس در همان مدرسه کار میکنم در حالی که در حال کار بر روی کار خودم نیز هستم. درون ما در لحظات حیاتی زندگی ما معنا مییابد. به جای تمرکز بر بازنمودهای ادبی جهان، من ویژگیهای سورئال و انتزاعی ذهنیتمان را با هدف ایجاد آثاری با تشدید عاطفی عمیق نشان میدهم. من معتقدم که هنر جهان را به جایگاهی بهتر تبدیل میکند، و آدمی هنوز مسیری طولانی را برای شناخت درون خویش نپیموده است."
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
#_معرفی_هنرمند
#miles_johnston
مایلز جانسون در سال ۱۹۹۳ در بریتانیا متولد شد. چند سال اول از دوران کودکی در برونئی، زندگی کرد، و خودش آن سالها را و فضای کودکیاش را بسیار با اهمیت میداند. او خویش را از ریاضیات، فیزیک، فلسفه، هنر و تمام جهان پیرامون، تاثیرپذیر میداند.
خودش میگوید:
"من همیشه احساس حسادت، ترس، و تنهاییای درونی را الهام بخش به خود احساس کردم. ادامهی دورههای مدرسه من در همپشایر انگلستان بود. پس از درگیر شدن در انجمنهای هنری به عنوان یک نوجوان، به سوئد رفتم تا در سن ۱۸ سالگی در آکادمی هنرهای تجسمی سوئد تحصیل کنم. حالا من نیمه وقت به عنوان یک مدرس در همان مدرسه کار میکنم در حالی که در حال کار بر روی کار خودم نیز هستم. درون ما در لحظات حیاتی زندگی ما معنا مییابد. به جای تمرکز بر بازنمودهای ادبی جهان، من ویژگیهای سورئال و انتزاعی ذهنیتمان را با هدف ایجاد آثاری با تشدید عاطفی عمیق نشان میدهم. من معتقدم که هنر جهان را به جایگاهی بهتر تبدیل میکند، و آدمی هنوز مسیری طولانی را برای شناخت درون خویش نپیموده است."
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
اگر زنده ماندی،
اگر مقاومت کردی:
آواز بخوان، رویا ببین، مست کن!
زمانهی زمهریر است:
عاشق شو، شتاب کن!
بادِ ساعات
خیابانها را جارو میکند،
معبرها را.
درختان منتظرند:
تو منتظر نباش،
موعد زندگیست،
یگانه فرصتات!
#خایمه_سابینس
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
اگر زنده ماندی،
اگر مقاومت کردی:
آواز بخوان، رویا ببین، مست کن!
زمانهی زمهریر است:
عاشق شو، شتاب کن!
بادِ ساعات
خیابانها را جارو میکند،
معبرها را.
درختان منتظرند:
تو منتظر نباش،
موعد زندگیست،
یگانه فرصتات!
#خایمه_سابینس
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
تفاوتهای شخصیتی؛ مردان آناناسی، زنان هلویی!
زن و شوهرها برای آنکه بتوانند با صلح، صفا و عشق با یکدیگر زیر یک سقف زندگی کنند، باید هم را بلد باشند.هر زنی قبل از ازدواج باید بداند که دنیای زمخت و نتراشیده مردها تا چه حد با دنیای لطیف زنها فرق میکند و البته که هر مردی هم قبل از وارد شدن به زندگی یک زن، باید با چم و خم روحیات زن و راز و رمز به دست آوردن دل او آشنا شود.
_مردان کنجکاو و زنان محتاط
خانمها، محتاطتر و بیشتر به دنبال آرامش و امنیتاند. به همین دلیل است که خانمها هنگام رانندگی، گاهی روی اعصاب مردها میروند!
_آقایان، حادثهجو و کنجکاو هستند. به همین دلیل احتمال رانندگی پرخطر و کلا انجام هر کار خطرناکی در مردها بیشتر است.
_شباهت رفتار مردان به آناناس!
شخصیت خانمها شبیه هلو است! ظاهری نرم و لطیف، اما در عوض، هستهای محکم دارند.
برعکس آن چه عموم مردم فکر میکنند، معمولا خانمها به لحاظ روانی تاب و تحمل بیشتری دارند.
_آقایان به لحاظ شخصیتی کمی تا قسمتی شبیه آناناس هستند! از این نظر که برعکس ظاهر خشن و بی احساسشان، باطنی نرم دارند.
_مردهای مدیر و زنان مراقب
خانمها دوست دارند از آدمهای دور و برشان، مراقبت کنند. به همین دلیل هم آنها مادر میشوند، مربیان باحوصلهای هستند و پرستارانی شایسته.
مردها به طور ناخودآگاه دوست دارند که مدیر باشند و معمولا به مدیریت کردن دیگران هم تمایل نشان میدهند. آنها در ناخودآگاهشان دوست دارند درست مثل اجدادشان، رئیس قبیله باشند!
_مردهای کلینگر و زنان جزئینگر
خانمها، جزئینگرند و به تمام زوایا و جزئیات هر چیز توجه دارند.
جزئیات به ظاهرسادهای مثل لباس چند سال قبل یکی از اقوام در ذهن آنها میماند.
_آقایان، کلی نگرند. در هر کاری معمولا به کلیات، اهداف، اصول و منطق کار توجه میکنند و به همین دلیل حافظهشان در امور جزئی ضعیف است. پس عجیب نیست اگر مناسبتها را فراموش کنند.
_مردان کمحرف و زنان پرحرف
خانمها، وقتی احساس مشکل میکنند، مدام صحبت میکنند تا اضطراب خود را تخلیه کنند. پس اگر همسرتان در چنین مواقعی یکریز حرف میزند، فقط همدلی نشان دهید.
_مردها به هنگام مواجه شدن با مشکلات به غار تنهاییشان میروند و کم حرف میشوند تا مسئله را در ذهن خود تحلیل کنند.
_توجه مردان و زنان به ظاهر
خانمها، توجه زیادی به ظاهر و باطن خود دارند. ممکن است در روز وقت زیادی را صرف تماشای خود در آینه کنند و معمولا با کوچکترین نشانه بیماری به پزشک مراجعه میکنند.
_آقایان، تمرکز و توجه زیادی به ظاهر جسمانی، حالات روحی و حتی مشکلات جسمی خود ندارند. ممکن است مردی فوت کند و تازه بعد از مرگش مشخص شود که سالها به یک بیماری مزمن مبتلا بوده!
_مردان چشمی و زنان گوشی!
خانمها، بیشتر از راه گوش کردن و شنیدن عاشق میشوند. اگر میخواهید قلب همسرتان را تصاحب کنید، باید کلمات عاشقانه زیادی برای به کار بردن در مکالمات روزمره بلد باشید.
_آقایان، بیشتر از راه چشم و دیدن تحت تاثیر قرار میگیرند.
_مردان و زنان و موفقیت
اغلب خانمها خوشبختی را درآرامش، زندگی موفق و داشتن روابط صمیمانه و عاشقانه میبینند.
مردها خوشبختی را در به دست آوردن شغل، ثروت، احترام و موقعیت اجتماعی چشمگیر میدانند.
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
تفاوتهای شخصیتی؛ مردان آناناسی، زنان هلویی!
زن و شوهرها برای آنکه بتوانند با صلح، صفا و عشق با یکدیگر زیر یک سقف زندگی کنند، باید هم را بلد باشند.هر زنی قبل از ازدواج باید بداند که دنیای زمخت و نتراشیده مردها تا چه حد با دنیای لطیف زنها فرق میکند و البته که هر مردی هم قبل از وارد شدن به زندگی یک زن، باید با چم و خم روحیات زن و راز و رمز به دست آوردن دل او آشنا شود.
_مردان کنجکاو و زنان محتاط
خانمها، محتاطتر و بیشتر به دنبال آرامش و امنیتاند. به همین دلیل است که خانمها هنگام رانندگی، گاهی روی اعصاب مردها میروند!
_آقایان، حادثهجو و کنجکاو هستند. به همین دلیل احتمال رانندگی پرخطر و کلا انجام هر کار خطرناکی در مردها بیشتر است.
_شباهت رفتار مردان به آناناس!
شخصیت خانمها شبیه هلو است! ظاهری نرم و لطیف، اما در عوض، هستهای محکم دارند.
برعکس آن چه عموم مردم فکر میکنند، معمولا خانمها به لحاظ روانی تاب و تحمل بیشتری دارند.
_آقایان به لحاظ شخصیتی کمی تا قسمتی شبیه آناناس هستند! از این نظر که برعکس ظاهر خشن و بی احساسشان، باطنی نرم دارند.
_مردهای مدیر و زنان مراقب
خانمها دوست دارند از آدمهای دور و برشان، مراقبت کنند. به همین دلیل هم آنها مادر میشوند، مربیان باحوصلهای هستند و پرستارانی شایسته.
مردها به طور ناخودآگاه دوست دارند که مدیر باشند و معمولا به مدیریت کردن دیگران هم تمایل نشان میدهند. آنها در ناخودآگاهشان دوست دارند درست مثل اجدادشان، رئیس قبیله باشند!
_مردهای کلینگر و زنان جزئینگر
خانمها، جزئینگرند و به تمام زوایا و جزئیات هر چیز توجه دارند.
جزئیات به ظاهرسادهای مثل لباس چند سال قبل یکی از اقوام در ذهن آنها میماند.
_آقایان، کلی نگرند. در هر کاری معمولا به کلیات، اهداف، اصول و منطق کار توجه میکنند و به همین دلیل حافظهشان در امور جزئی ضعیف است. پس عجیب نیست اگر مناسبتها را فراموش کنند.
_مردان کمحرف و زنان پرحرف
خانمها، وقتی احساس مشکل میکنند، مدام صحبت میکنند تا اضطراب خود را تخلیه کنند. پس اگر همسرتان در چنین مواقعی یکریز حرف میزند، فقط همدلی نشان دهید.
_مردها به هنگام مواجه شدن با مشکلات به غار تنهاییشان میروند و کم حرف میشوند تا مسئله را در ذهن خود تحلیل کنند.
_توجه مردان و زنان به ظاهر
خانمها، توجه زیادی به ظاهر و باطن خود دارند. ممکن است در روز وقت زیادی را صرف تماشای خود در آینه کنند و معمولا با کوچکترین نشانه بیماری به پزشک مراجعه میکنند.
_آقایان، تمرکز و توجه زیادی به ظاهر جسمانی، حالات روحی و حتی مشکلات جسمی خود ندارند. ممکن است مردی فوت کند و تازه بعد از مرگش مشخص شود که سالها به یک بیماری مزمن مبتلا بوده!
_مردان چشمی و زنان گوشی!
خانمها، بیشتر از راه گوش کردن و شنیدن عاشق میشوند. اگر میخواهید قلب همسرتان را تصاحب کنید، باید کلمات عاشقانه زیادی برای به کار بردن در مکالمات روزمره بلد باشید.
_آقایان، بیشتر از راه چشم و دیدن تحت تاثیر قرار میگیرند.
_مردان و زنان و موفقیت
اغلب خانمها خوشبختی را درآرامش، زندگی موفق و داشتن روابط صمیمانه و عاشقانه میبینند.
مردها خوشبختی را در به دست آوردن شغل، ثروت، احترام و موقعیت اجتماعی چشمگیر میدانند.
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
پژوهش ۲۰۲۴: مردان، به خاطر دریافت محبت کم، به دلایل هورمونی و عصبی، خیلی زود از پا درمیآیند.
مردان و زنان اکسی توسین تولید می کنند، اما زنان به طور کلی سطح پایه بالاتری دارند که انعطاف پذیری عاطفی آنها را افزایش می دهد.
سطح تستوسترون نیز نقش دارد. تستوسترون پایین در مردان منجر به افزایش احساس غم و اندوه درصورت عدم وجود محبت میشود.
مردان پاسخ استرس شدیدتری به طرد اجتماعی دارند که در نتیجه سطوح کورتیزول بالا و رکود عاطفی سریعتر ایجاد میشود
مردان معمولا سبک های دلبستگی ناایمن را ایجاد میکنند و آنها را نسبت به طرد شدن درک شده حساس تر می نماید.
زنان معمولاً استراتژیهای تنظیم هیجانی توسعهیافتهتری دارند که به آنها اجازه میدهد تا ناامیدی را بهتر از مردان مدیریت کنند.
مطالعات نشان می دهد که مردان هنگام پردازش محرک های اجتماعی، مناطق متفاوت مغز را نسبت به زنان فعال می کنند
و به طور بالقوه کمبود محبت را به عنوان تهدیدی برای سلامت عاطفی خود درک می کنند.
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
پژوهش ۲۰۲۴: مردان، به خاطر دریافت محبت کم، به دلایل هورمونی و عصبی، خیلی زود از پا درمیآیند.
مردان و زنان اکسی توسین تولید می کنند، اما زنان به طور کلی سطح پایه بالاتری دارند که انعطاف پذیری عاطفی آنها را افزایش می دهد.
سطح تستوسترون نیز نقش دارد. تستوسترون پایین در مردان منجر به افزایش احساس غم و اندوه درصورت عدم وجود محبت میشود.
مردان پاسخ استرس شدیدتری به طرد اجتماعی دارند که در نتیجه سطوح کورتیزول بالا و رکود عاطفی سریعتر ایجاد میشود
مردان معمولا سبک های دلبستگی ناایمن را ایجاد میکنند و آنها را نسبت به طرد شدن درک شده حساس تر می نماید.
زنان معمولاً استراتژیهای تنظیم هیجانی توسعهیافتهتری دارند که به آنها اجازه میدهد تا ناامیدی را بهتر از مردان مدیریت کنند.
مطالعات نشان می دهد که مردان هنگام پردازش محرک های اجتماعی، مناطق متفاوت مغز را نسبت به زنان فعال می کنند
و به طور بالقوه کمبود محبت را به عنوان تهدیدی برای سلامت عاطفی خود درک می کنند.
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
اگر زنده ماندی،
اگر مقاومت کردی:
آواز بخوان، رویا ببین، مست کن!
زمانهی زمهریر است:
عاشق شو، شتاب کن!
بادِ ساعات
خیابانها را جارو میکند،
معبرها را.
درختان منتظرند:
تو منتظر نباش،
موعد زندگیست،
یگانه فرصتات!
#خایمه_سابینس
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
اگر زنده ماندی،
اگر مقاومت کردی:
آواز بخوان، رویا ببین، مست کن!
زمانهی زمهریر است:
عاشق شو، شتاب کن!
بادِ ساعات
خیابانها را جارو میکند،
معبرها را.
درختان منتظرند:
تو منتظر نباش،
موعد زندگیست،
یگانه فرصتات!
#خایمه_سابینس
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
تفاوتهای شخصیتی؛ مردان آناناسی، زنان هلویی!
زن و شوهرها برای آنکه بتوانند با صلح، صفا و عشق با یکدیگر زیر یک سقف زندگی کنند، باید هم را بلد باشند.هر زنی قبل از ازدواج باید بداند که دنیای زمخت و نتراشیده مردها تا چه حد با دنیای لطیف زنها فرق میکند و البته که هر مردی هم قبل از وارد شدن به زندگی یک زن، باید با چم و خم روحیات زن و راز و رمز به دست آوردن دل او آشنا شود.
_مردان کنجکاو و زنان محتاط
خانمها، محتاطتر و بیشتر به دنبال آرامش و امنیتاند. به همین دلیل است که خانمها هنگام رانندگی، گاهی روی اعصاب مردها میروند!
_آقایان، حادثهجو و کنجکاو هستند. به همین دلیل احتمال رانندگی پرخطر و کلا انجام هر کار خطرناکی در مردها بیشتر است.
_شباهت رفتار مردان به آناناس!
شخصیت خانمها شبیه هلو است! ظاهری نرم و لطیف، اما در عوض، هستهای محکم دارند.
برعکس آن چه عموم مردم فکر میکنند، معمولا خانمها به لحاظ روانی تاب و تحمل بیشتری دارند.
_آقایان به لحاظ شخصیتی کمی تا قسمتی شبیه آناناس هستند! از این نظر که برعکس ظاهر خشن و بی احساسشان، باطنی نرم دارند.
_مردهای مدیر و زنان مراقب
خانمها دوست دارند از آدمهای دور و برشان، مراقبت کنند. به همین دلیل هم آنها مادر میشوند، مربیان باحوصلهای هستند و پرستارانی شایسته.
مردها به طور ناخودآگاه دوست دارند که مدیر باشند و معمولا به مدیریت کردن دیگران هم تمایل نشان میدهند. آنها در ناخودآگاهشان دوست دارند درست مثل اجدادشان، رئیس قبیله باشند!
_مردهای کلینگر و زنان جزئینگر
خانمها، جزئینگرند و به تمام زوایا و جزئیات هر چیز توجه دارند.
جزئیات به ظاهرسادهای مثل لباس چند سال قبل یکی از اقوام در ذهن آنها میماند.
_آقایان، کلی نگرند. در هر کاری معمولا به کلیات، اهداف، اصول و منطق کار توجه میکنند و به همین دلیل حافظهشان در امور جزئی ضعیف است. پس عجیب نیست اگر مناسبتها را فراموش کنند.
_مردان کمحرف و زنان پرحرف
خانمها، وقتی احساس مشکل میکنند، مدام صحبت میکنند تا اضطراب خود را تخلیه کنند. پس اگر همسرتان در چنین مواقعی یکریز حرف میزند، فقط همدلی نشان دهید.
_مردها به هنگام مواجه شدن با مشکلات به غار تنهاییشان میروند و کم حرف میشوند تا مسئله را در ذهن خود تحلیل کنند.
_توجه مردان و زنان به ظاهر
خانمها، توجه زیادی به ظاهر و باطن خود دارند. ممکن است در روز وقت زیادی را صرف تماشای خود در آینه کنند و معمولا با کوچکترین نشانه بیماری به پزشک مراجعه میکنند.
_آقایان، تمرکز و توجه زیادی به ظاهر جسمانی، حالات روحی و حتی مشکلات جسمی خود ندارند. ممکن است مردی فوت کند و تازه بعد از مرگش مشخص شود که سالها به یک بیماری مزمن مبتلا بوده!
_مردان چشمی و زنان گوشی!
خانمها، بیشتر از راه گوش کردن و شنیدن عاشق میشوند. اگر میخواهید قلب همسرتان را تصاحب کنید، باید کلمات عاشقانه زیادی برای به کار بردن در مکالمات روزمره بلد باشید.
_آقایان، بیشتر از راه چشم و دیدن تحت تاثیر قرار میگیرند.
_مردان و زنان و موفقیت
اغلب خانمها خوشبختی را درآرامش، زندگی موفق و داشتن روابط صمیمانه و عاشقانه میبینند.
مردها خوشبختی را در به دست آوردن شغل، ثروت، احترام و موقعیت اجتماعی چشمگیر میدانند.
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
تفاوتهای شخصیتی؛ مردان آناناسی، زنان هلویی!
زن و شوهرها برای آنکه بتوانند با صلح، صفا و عشق با یکدیگر زیر یک سقف زندگی کنند، باید هم را بلد باشند.هر زنی قبل از ازدواج باید بداند که دنیای زمخت و نتراشیده مردها تا چه حد با دنیای لطیف زنها فرق میکند و البته که هر مردی هم قبل از وارد شدن به زندگی یک زن، باید با چم و خم روحیات زن و راز و رمز به دست آوردن دل او آشنا شود.
_مردان کنجکاو و زنان محتاط
خانمها، محتاطتر و بیشتر به دنبال آرامش و امنیتاند. به همین دلیل است که خانمها هنگام رانندگی، گاهی روی اعصاب مردها میروند!
_آقایان، حادثهجو و کنجکاو هستند. به همین دلیل احتمال رانندگی پرخطر و کلا انجام هر کار خطرناکی در مردها بیشتر است.
_شباهت رفتار مردان به آناناس!
شخصیت خانمها شبیه هلو است! ظاهری نرم و لطیف، اما در عوض، هستهای محکم دارند.
برعکس آن چه عموم مردم فکر میکنند، معمولا خانمها به لحاظ روانی تاب و تحمل بیشتری دارند.
_آقایان به لحاظ شخصیتی کمی تا قسمتی شبیه آناناس هستند! از این نظر که برعکس ظاهر خشن و بی احساسشان، باطنی نرم دارند.
_مردهای مدیر و زنان مراقب
خانمها دوست دارند از آدمهای دور و برشان، مراقبت کنند. به همین دلیل هم آنها مادر میشوند، مربیان باحوصلهای هستند و پرستارانی شایسته.
مردها به طور ناخودآگاه دوست دارند که مدیر باشند و معمولا به مدیریت کردن دیگران هم تمایل نشان میدهند. آنها در ناخودآگاهشان دوست دارند درست مثل اجدادشان، رئیس قبیله باشند!
_مردهای کلینگر و زنان جزئینگر
خانمها، جزئینگرند و به تمام زوایا و جزئیات هر چیز توجه دارند.
جزئیات به ظاهرسادهای مثل لباس چند سال قبل یکی از اقوام در ذهن آنها میماند.
_آقایان، کلی نگرند. در هر کاری معمولا به کلیات، اهداف، اصول و منطق کار توجه میکنند و به همین دلیل حافظهشان در امور جزئی ضعیف است. پس عجیب نیست اگر مناسبتها را فراموش کنند.
_مردان کمحرف و زنان پرحرف
خانمها، وقتی احساس مشکل میکنند، مدام صحبت میکنند تا اضطراب خود را تخلیه کنند. پس اگر همسرتان در چنین مواقعی یکریز حرف میزند، فقط همدلی نشان دهید.
_مردها به هنگام مواجه شدن با مشکلات به غار تنهاییشان میروند و کم حرف میشوند تا مسئله را در ذهن خود تحلیل کنند.
_توجه مردان و زنان به ظاهر
خانمها، توجه زیادی به ظاهر و باطن خود دارند. ممکن است در روز وقت زیادی را صرف تماشای خود در آینه کنند و معمولا با کوچکترین نشانه بیماری به پزشک مراجعه میکنند.
_آقایان، تمرکز و توجه زیادی به ظاهر جسمانی، حالات روحی و حتی مشکلات جسمی خود ندارند. ممکن است مردی فوت کند و تازه بعد از مرگش مشخص شود که سالها به یک بیماری مزمن مبتلا بوده!
_مردان چشمی و زنان گوشی!
خانمها، بیشتر از راه گوش کردن و شنیدن عاشق میشوند. اگر میخواهید قلب همسرتان را تصاحب کنید، باید کلمات عاشقانه زیادی برای به کار بردن در مکالمات روزمره بلد باشید.
_آقایان، بیشتر از راه چشم و دیدن تحت تاثیر قرار میگیرند.
_مردان و زنان و موفقیت
اغلب خانمها خوشبختی را درآرامش، زندگی موفق و داشتن روابط صمیمانه و عاشقانه میبینند.
مردها خوشبختی را در به دست آوردن شغل، ثروت، احترام و موقعیت اجتماعی چشمگیر میدانند.
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
پژوهش ۲۰۲۴: مردان، به خاطر دریافت محبت کم، به دلایل هورمونی و عصبی، خیلی زود از پا درمیآیند.
مردان و زنان اکسی توسین تولید می کنند، اما زنان به طور کلی سطح پایه بالاتری دارند که انعطاف پذیری عاطفی آنها را افزایش می دهد.
سطح تستوسترون نیز نقش دارد. تستوسترون پایین در مردان منجر به افزایش احساس غم و اندوه درصورت عدم وجود محبت میشود.
مردان پاسخ استرس شدیدتری به طرد اجتماعی دارند که در نتیجه سطوح کورتیزول بالا و رکود عاطفی سریعتر ایجاد میشود
مردان معمولا سبک های دلبستگی ناایمن را ایجاد میکنند و آنها را نسبت به طرد شدن درک شده حساس تر می نماید.
زنان معمولاً استراتژیهای تنظیم هیجانی توسعهیافتهتری دارند که به آنها اجازه میدهد تا ناامیدی را بهتر از مردان مدیریت کنند.
مطالعات نشان می دهد که مردان هنگام پردازش محرک های اجتماعی، مناطق متفاوت مغز را نسبت به زنان فعال می کنند
و به طور بالقوه کمبود محبت را به عنوان تهدیدی برای سلامت عاطفی خود درک می کنند.
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
پژوهش ۲۰۲۴: مردان، به خاطر دریافت محبت کم، به دلایل هورمونی و عصبی، خیلی زود از پا درمیآیند.
مردان و زنان اکسی توسین تولید می کنند، اما زنان به طور کلی سطح پایه بالاتری دارند که انعطاف پذیری عاطفی آنها را افزایش می دهد.
سطح تستوسترون نیز نقش دارد. تستوسترون پایین در مردان منجر به افزایش احساس غم و اندوه درصورت عدم وجود محبت میشود.
مردان پاسخ استرس شدیدتری به طرد اجتماعی دارند که در نتیجه سطوح کورتیزول بالا و رکود عاطفی سریعتر ایجاد میشود
مردان معمولا سبک های دلبستگی ناایمن را ایجاد میکنند و آنها را نسبت به طرد شدن درک شده حساس تر می نماید.
زنان معمولاً استراتژیهای تنظیم هیجانی توسعهیافتهتری دارند که به آنها اجازه میدهد تا ناامیدی را بهتر از مردان مدیریت کنند.
مطالعات نشان می دهد که مردان هنگام پردازش محرک های اجتماعی، مناطق متفاوت مغز را نسبت به زنان فعال می کنند
و به طور بالقوه کمبود محبت را به عنوان تهدیدی برای سلامت عاطفی خود درک می کنند.
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_عــــکــــاســــی📸
#_معرفی_هنرمند_عکاس📸
هاردیجانتو بودیمان (Hardijanto Budiman)، با نام مستعار هاردی بودی(Hardi Budi)
جنبه خلاقانه یک عکاسی مفهومی
هاردی بودیمان هنرمند تجسمی اهل اندونزی است که با آثار منحصر به فرد و قابل تأمل خود نامی برای خود دست و پا کرده است.
هنر او ترکیبی از استعارههای سوررئال، چشم اندازهای رویایی و پرترههای مفهومی است که بینندگان را به سفری در زمینهای حسی ناشناخته می برد.
آثار بودیمان به شدت تجربی و آوانگارد هستند و در نتیجه نماهای ویرایش شدههای شبیه نقاشیهای کوچک معلق در زمان هستند. این تصاویر اغلب مملو از رنگهای غیر واقعی، خطوط ناب و زیبایی شناسی کافکایی هستند آنها حس کنایه و اضطراب را منتقل میکنند و اغلب به مسائل اجتماعی می پردازند.
یکی از منابع اصلی الهام برای بودیمان حوزه ورزش است. او از انرژی پویا و احساسات شدید ورزش برای خلق آثار تفکر برانگیز و بسیار احساسی خود الهام می گیرد.
هنر بودیمان نه تنها از نظر بصری قابل توجه است، بلکه عمیقاً معنادار است.
آثار او بینندگان را تشویق میکند تا برداشتهای خود را زیر سوال ببرند و درک خود را از جهان به چالش بکشند. بودیمان از طریق هنر خود قصد دارد ارتباط عاطفی عمیقتری با مخاطبانش ایجاد کند و موفقیت او در انجام این کار در پاسخهای مثبتی که از هنردوستان در سراسر جهان دریافت کرده مشهود است.
این عکاس خلاق آثارش را مانند سفر زندگی میداند! عکسهای او در مورد بیان تخیل، احساسات و تجربیات زندگیاش است.
او میگوید : زمانی که نوجوان بودم واقعاً طراحی و نقاشی را دوست داشتم، به همین دلیل از آنجایی که عکاسی را میدانم احساس میکردم «دنیای گمشده» خود را پیدا کردهام که بیشتر از همه آن را دوست دارم.
او میگوید هنر بدون توانایی به فعلیت رساندن ایده ها وجود نخواهد داشت! و من ایدههایم را از طریق عکاسی به آثار هنری تبدیل میکنم. من آثار هنری خود را "تصاویر داستان خیالی" می نامم. امضای من عکاسی مفهومی معاصر است.
من همچنین هر چیزی را که به هنر سوررئال مرتبط باشد را دوست دارم! به همین دلیل است که بسیاری از آثار من به شدت تحت تأثیر هنر سوررئالیسم قرار گرفته اند.
همچنین در دنیای رنگارنگ اثر بودیمان عکسهای پر جنب و جوش، گرافیک تلطیف شده این پالت رنگی بودیمان است. در این عکسها به خوبی اشکال هندسی و اشکال صنعتی طراحی شده است که او به طور مرموزی از آنها استفاده کرده است که تکمیل، تضاد و نقطه گذاری میکند و گاهی برای مفسران اجتماعی، گاهی به دلایل زیبایی شناختی و گاهی صرفاً برای سرگرمی است.
این هنرمند برنده جوایز بین المللی چندگانه هست! او بیش از ۲۰۰ جایزه را از بسیاری از رویدادهای معتبر عکاسی در سراسر جهان از جمله جوایز عکاسی جهانی سونی، IPA، PX3، TIFA، MIFA و بسیاری دیگر دریافت کرده است . در سال ۲۰۲۰ به عنوان عکاس خلاق سال جوایز عکس بین المللی دریافت کرده است که او را در فهرست تالار مشاهیر سیپا قرار داد.
#_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_عــــکــــاســــی📸
#_معرفی_هنرمند_عکاس📸
هاردیجانتو بودیمان (Hardijanto Budiman)، با نام مستعار هاردی بودی(Hardi Budi)
جنبه خلاقانه یک عکاسی مفهومی
هاردی بودیمان هنرمند تجسمی اهل اندونزی است که با آثار منحصر به فرد و قابل تأمل خود نامی برای خود دست و پا کرده است.
هنر او ترکیبی از استعارههای سوررئال، چشم اندازهای رویایی و پرترههای مفهومی است که بینندگان را به سفری در زمینهای حسی ناشناخته می برد.
آثار بودیمان به شدت تجربی و آوانگارد هستند و در نتیجه نماهای ویرایش شدههای شبیه نقاشیهای کوچک معلق در زمان هستند. این تصاویر اغلب مملو از رنگهای غیر واقعی، خطوط ناب و زیبایی شناسی کافکایی هستند آنها حس کنایه و اضطراب را منتقل میکنند و اغلب به مسائل اجتماعی می پردازند.
یکی از منابع اصلی الهام برای بودیمان حوزه ورزش است. او از انرژی پویا و احساسات شدید ورزش برای خلق آثار تفکر برانگیز و بسیار احساسی خود الهام می گیرد.
هنر بودیمان نه تنها از نظر بصری قابل توجه است، بلکه عمیقاً معنادار است.
آثار او بینندگان را تشویق میکند تا برداشتهای خود را زیر سوال ببرند و درک خود را از جهان به چالش بکشند. بودیمان از طریق هنر خود قصد دارد ارتباط عاطفی عمیقتری با مخاطبانش ایجاد کند و موفقیت او در انجام این کار در پاسخهای مثبتی که از هنردوستان در سراسر جهان دریافت کرده مشهود است.
این عکاس خلاق آثارش را مانند سفر زندگی میداند! عکسهای او در مورد بیان تخیل، احساسات و تجربیات زندگیاش است.
او میگوید : زمانی که نوجوان بودم واقعاً طراحی و نقاشی را دوست داشتم، به همین دلیل از آنجایی که عکاسی را میدانم احساس میکردم «دنیای گمشده» خود را پیدا کردهام که بیشتر از همه آن را دوست دارم.
او میگوید هنر بدون توانایی به فعلیت رساندن ایده ها وجود نخواهد داشت! و من ایدههایم را از طریق عکاسی به آثار هنری تبدیل میکنم. من آثار هنری خود را "تصاویر داستان خیالی" می نامم. امضای من عکاسی مفهومی معاصر است.
من همچنین هر چیزی را که به هنر سوررئال مرتبط باشد را دوست دارم! به همین دلیل است که بسیاری از آثار من به شدت تحت تأثیر هنر سوررئالیسم قرار گرفته اند.
همچنین در دنیای رنگارنگ اثر بودیمان عکسهای پر جنب و جوش، گرافیک تلطیف شده این پالت رنگی بودیمان است. در این عکسها به خوبی اشکال هندسی و اشکال صنعتی طراحی شده است که او به طور مرموزی از آنها استفاده کرده است که تکمیل، تضاد و نقطه گذاری میکند و گاهی برای مفسران اجتماعی، گاهی به دلایل زیبایی شناختی و گاهی صرفاً برای سرگرمی است.
این هنرمند برنده جوایز بین المللی چندگانه هست! او بیش از ۲۰۰ جایزه را از بسیاری از رویدادهای معتبر عکاسی در سراسر جهان از جمله جوایز عکاسی جهانی سونی، IPA، PX3، TIFA، MIFA و بسیاری دیگر دریافت کرده است . در سال ۲۰۲۰ به عنوان عکاس خلاق سال جوایز عکس بین المللی دریافت کرده است که او را در فهرست تالار مشاهیر سیپا قرار داد.
#_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity