🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#خورشیدی🌨
۱۳۹۹/۰۹/۰۲
یکشنبه - ۲ آذر ۱۳۹۹
#میلادی
2020-11-22
Sunday - 2020 22 November
#برج_فلکی
قوس
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
بدونِ وجود باران
هیچ چیز رشد نمیکند !
گاهی لازم است
که طوفانهای زندگیمان را
در آغوش بگیریم ...
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها♒️
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#رویدادها👁🗨
🌀۳۳ قبل از هجرت - خسرو پرویز پادشاه ساسانی، در ابتدای حکومت خود، به دلیل شکست از ژنرال بهرام چوبین به قسطنطنیه پایتخت روم شرقی فرار کرد.
🌀۱۳۳۱ خ- تصویب مصوبه خرید صورتجلسه انتخاب نادر به شاهی ایران در اجتماع دشت مغان، به هر بهایی برای موزه ملی ایران
🌀۱۹۰۶ م- شورای جهانی ارتباطات رادیویی مخابره مکرر سه حرف (اس او اس (به انگلیسی را به عنوان نشانه استمداد تعیین کرد که هنوز به قوت خود باقی است.
🌀۱۹۴۵ م - کشور لبنان از فرانسه اعلام استقلال کرد.
🌀۱۹۹۰ م - مارگارت تاچر از مقام نخستوزیری کشور انگلستان کنار کشید.
🌀۱۹۹۵ م - فیلم کارتونی داستان اسباببازی به عنوان اولین فیلم تماماً ساخته شده با جلوههای تصویری رایانهای، به اکران درآمد.
🌀۲۰۰۳ م - تأسیس موزه کلاشنیکف در شهر دلفت کشور هلند، توسط میخائیل کلاشنیکف
🌀۲۰۰۴ م - جنبش مردمی برای رسیدن به انقلاب نارنجی پس از انتخابات ریاست جمهوری کشور اوکراین آغاز شد.
🌀۲۰۰۵ م - آنگلا مرکل (به عنوان اولین صدراعظم زن کشور آلمان انتخاب شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۱۰۶۷) خ- نادرشاه افشار (درگذشت: ۱۱۲۶)، در کلات
🍀۱۳۰۴) خ- دکتر عزیزالله جوینی مصحح، محقق، نسخه شناس، مصحح متون کهن ادبی و شاهنامهپژوه استاد دانشگاه تهران
🍀۱۳۰۵) خ- پرویز شهریاری مترجم و ریاضیدان ایرانی.
🍀۱۳۰۸) خ- ویگن دردریان خواننده و هنرپیشه ایرانی.
🍀۱۳۵۹ خ- هومن جعفری یکی ازخوانندگان دوئت برادر و بنیانگذاران گروه کامران و هومن هستند.
🍀۱۸۱۱ م- زادروز فرانتز لیست آهنگساز آلمانی
🍀۱۸۱۹ م - زادروز جرج الیوت نویسندهٔ انگلیسی
🍀۱۸۶۹ م - زادروز آندره ژید نویسندهٔ فرانسوی برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۴۷
🍀۱۸۹۰ م - زادروز شارل دو گل رئیس جمهور فرانسه
🍀۱۹۶۷ م - زادروز بوریس بکر تنیسور حرفهای شمارهٔ یک سابق جهان اهل آلمان
🍀۱۹۸۴) م- زادروز اسکارلت جوهانسون بازیگر، مدل و خوانندهٔ آمریکایی-دانمارکی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۰۵ خ- غلامحسین درویش معروف به «درویشخان»، هنرمند نامی و استاد موسیقی ایرانی اواخر دورهٔ قاجاریه
🍂۱۳۶۴) خ- غلامحسین ساعدی با نام مستعارِ گوهرِ مراد، پزشک و نویسندهٔ پُرآوازه ایرانی بود.
🍂۱۳۸۸خ- شهرام شیدایی شاعر، داستان نویس، مترجم و مدیر انتشارات کلاغ سفید، که به علت سرطان مری درگذشت.
🍂۱۳۹۱ خ- فهیمه راستکار (زادهٔ ۲۹ اسفند ۱۳۱۲) دوبلور و هنرپیشه تئاتر، سینما و تلویزیون
🍂۱۳۹۵ خ- سلیم مؤذنزاده اردبیلی موذن در سبک موسیقی ایرانی
🍂۱۶۱۷ م- درگذشت احمد یکم سلطان و خلیفهٔ امپراتوری عثمانی
🍂۱۹۱۶ م- درگذشت جک لندن ، نویسندهٔ آمریکایی
🍂۱۹۴۴ م - آرتور استنلی ادینگتون اخترفیزیکدان انگلیسی
🍂۱۹۶۳ م- درگذشت آلدوس هاکسلی نویسندهٔ بریتانیایی
🍂۱۹۶۳ م- درگذشت سی. اس. لوئیس نویسندهٔ ایرلندی، خالق سرگذشت نارنیا
🍂۱۹۶۳ م- ترور و قتل جان اف. کندی نخستین رئیس جمهوری کاتولیک و ایرلندی تبار ایالات متحدهٔ آمریکا، در یکی از خیابانهای شلوغ شهر دالاس ایالت تگزاس آمریکا.
🍂۱۹۸۱ م- هانس آدولف کربس پزشک و زیستشیمیدان بریتانیایی-آلمانی، برندهٔ جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی سال ۱۹۵۳
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#خورشیدی🌨
۱۳۹۹/۰۹/۰۲
یکشنبه - ۲ آذر ۱۳۹۹
#میلادی
2020-11-22
Sunday - 2020 22 November
#برج_فلکی
قوس
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
بدونِ وجود باران
هیچ چیز رشد نمیکند !
گاهی لازم است
که طوفانهای زندگیمان را
در آغوش بگیریم ...
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها♒️
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#رویدادها👁🗨
🌀۳۳ قبل از هجرت - خسرو پرویز پادشاه ساسانی، در ابتدای حکومت خود، به دلیل شکست از ژنرال بهرام چوبین به قسطنطنیه پایتخت روم شرقی فرار کرد.
🌀۱۳۳۱ خ- تصویب مصوبه خرید صورتجلسه انتخاب نادر به شاهی ایران در اجتماع دشت مغان، به هر بهایی برای موزه ملی ایران
🌀۱۹۰۶ م- شورای جهانی ارتباطات رادیویی مخابره مکرر سه حرف (اس او اس (به انگلیسی را به عنوان نشانه استمداد تعیین کرد که هنوز به قوت خود باقی است.
🌀۱۹۴۵ م - کشور لبنان از فرانسه اعلام استقلال کرد.
🌀۱۹۹۰ م - مارگارت تاچر از مقام نخستوزیری کشور انگلستان کنار کشید.
🌀۱۹۹۵ م - فیلم کارتونی داستان اسباببازی به عنوان اولین فیلم تماماً ساخته شده با جلوههای تصویری رایانهای، به اکران درآمد.
🌀۲۰۰۳ م - تأسیس موزه کلاشنیکف در شهر دلفت کشور هلند، توسط میخائیل کلاشنیکف
🌀۲۰۰۴ م - جنبش مردمی برای رسیدن به انقلاب نارنجی پس از انتخابات ریاست جمهوری کشور اوکراین آغاز شد.
🌀۲۰۰۵ م - آنگلا مرکل (به عنوان اولین صدراعظم زن کشور آلمان انتخاب شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۱۰۶۷) خ- نادرشاه افشار (درگذشت: ۱۱۲۶)، در کلات
🍀۱۳۰۴) خ- دکتر عزیزالله جوینی مصحح، محقق، نسخه شناس، مصحح متون کهن ادبی و شاهنامهپژوه استاد دانشگاه تهران
🍀۱۳۰۵) خ- پرویز شهریاری مترجم و ریاضیدان ایرانی.
🍀۱۳۰۸) خ- ویگن دردریان خواننده و هنرپیشه ایرانی.
🍀۱۳۵۹ خ- هومن جعفری یکی ازخوانندگان دوئت برادر و بنیانگذاران گروه کامران و هومن هستند.
🍀۱۸۱۱ م- زادروز فرانتز لیست آهنگساز آلمانی
🍀۱۸۱۹ م - زادروز جرج الیوت نویسندهٔ انگلیسی
🍀۱۸۶۹ م - زادروز آندره ژید نویسندهٔ فرانسوی برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۴۷
🍀۱۸۹۰ م - زادروز شارل دو گل رئیس جمهور فرانسه
🍀۱۹۶۷ م - زادروز بوریس بکر تنیسور حرفهای شمارهٔ یک سابق جهان اهل آلمان
🍀۱۹۸۴) م- زادروز اسکارلت جوهانسون بازیگر، مدل و خوانندهٔ آمریکایی-دانمارکی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۰۵ خ- غلامحسین درویش معروف به «درویشخان»، هنرمند نامی و استاد موسیقی ایرانی اواخر دورهٔ قاجاریه
🍂۱۳۶۴) خ- غلامحسین ساعدی با نام مستعارِ گوهرِ مراد، پزشک و نویسندهٔ پُرآوازه ایرانی بود.
🍂۱۳۸۸خ- شهرام شیدایی شاعر، داستان نویس، مترجم و مدیر انتشارات کلاغ سفید، که به علت سرطان مری درگذشت.
🍂۱۳۹۱ خ- فهیمه راستکار (زادهٔ ۲۹ اسفند ۱۳۱۲) دوبلور و هنرپیشه تئاتر، سینما و تلویزیون
🍂۱۳۹۵ خ- سلیم مؤذنزاده اردبیلی موذن در سبک موسیقی ایرانی
🍂۱۶۱۷ م- درگذشت احمد یکم سلطان و خلیفهٔ امپراتوری عثمانی
🍂۱۹۱۶ م- درگذشت جک لندن ، نویسندهٔ آمریکایی
🍂۱۹۴۴ م - آرتور استنلی ادینگتون اخترفیزیکدان انگلیسی
🍂۱۹۶۳ م- درگذشت آلدوس هاکسلی نویسندهٔ بریتانیایی
🍂۱۹۶۳ م- درگذشت سی. اس. لوئیس نویسندهٔ ایرلندی، خالق سرگذشت نارنیا
🍂۱۹۶۳ م- ترور و قتل جان اف. کندی نخستین رئیس جمهوری کاتولیک و ایرلندی تبار ایالات متحدهٔ آمریکا، در یکی از خیابانهای شلوغ شهر دالاس ایالت تگزاس آمریکا.
🍂۱۹۸۱ م- هانس آدولف کربس پزشک و زیستشیمیدان بریتانیایی-آلمانی، برندهٔ جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی سال ۱۹۵۳
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲ آذر سالروز درگذشت #غلامحسین_ساعدی
( زاده ۲۴ دی ماه ۱۳۱۴ تبریز -- درگذشته ۲ آذر ۱۳۶۴ پاریس ) نویسنده
ساعدی "گوهر مراد" نوشتن را ابتدا به صورت گزارش و تفسیر در هنگامه نوجوانی آغاز و با نشریات فریاد، صعود و ... همکاری کرد و اولین بار در ارتباط با همین نوشتهها به زندان افتاد.
او نخستین آثارش را از ۱۳۳۴ در مجلات ادبی به چاپ رساند که در ابتدا به عنوان نمایشنامه نویسی چیره دست "با نام مستعار گوهر مراد" شهرت یافته بود، با نگارش داستانهای زیبایی چون «گدا» «دو برادر» و «آرامش در حضور دیگران» جایگاه خود را به عنوان یکی از خلاقترین داستاننویسان ایران نیز تثبیت کرد.
آثار وی دستمایه برخی از بهترین فیلمهای بلند سینمای ایران قرار گرفته است که از جملهی آنها میتوان فیلمهای "گاو" "ساختهی داریوش مهرجویی ۱۳۴۸" آرامش در حضور دیگران "ساختهی ناصر تقوایی ۱۳۴۹" و دایره مینا "ساخته داریوش مهرجویی ۱۳۵۳" را نام برد.
او در امرداد ۱۳۳۲ وارد دانشکده پزشکی تبریز شد و در اواخر سالهای دانشکده، فعالیت هنری و ادبی را مجدانه پیگیری کرد. وی در دهه چهل که دورهای خاص در ادبیات ایران محسوب میشود، رشد کرد و به تحصیل خود در رشته روانپزشکی ادامه داد. عمده فعالیتهای قلمی ساعدی در حوزه نمایشنامه نویسی است و به همراه تنی چند همچون بیضایی، رادی و نصیریان، پیش زمینه تئاتر را بنیان نهادند. بخش دیگر از نوآوری او در زمینه تئاتر، چاپ آثار پانتومیم تحت عنوان لالبازیهاست. ساعدی در اوایل دهه پنجاه گاهنامه الفبا را به همراه تنی چند منتشر کرد و در سال ۱۳۵۶ همزمان با احمد شاملو در چاپ مجلهی ایرانشهر در خارج از کشور همکاری داشت. بعد از انقلاب نیز داستانهای او هم چنان در کتاب جمعه، ویژه هنر و ادبیات چاپ میشد. او در دهه شصت از ایران به فرانسه رفت و در ۵۰ سالگی درگذشت و در گورستان پرلاشز در کنار صادق هدایت به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲ آذر سالروز درگذشت #غلامحسین_ساعدی
( زاده ۲۴ دی ماه ۱۳۱۴ تبریز -- درگذشته ۲ آذر ۱۳۶۴ پاریس ) نویسنده
ساعدی "گوهر مراد" نوشتن را ابتدا به صورت گزارش و تفسیر در هنگامه نوجوانی آغاز و با نشریات فریاد، صعود و ... همکاری کرد و اولین بار در ارتباط با همین نوشتهها به زندان افتاد.
او نخستین آثارش را از ۱۳۳۴ در مجلات ادبی به چاپ رساند که در ابتدا به عنوان نمایشنامه نویسی چیره دست "با نام مستعار گوهر مراد" شهرت یافته بود، با نگارش داستانهای زیبایی چون «گدا» «دو برادر» و «آرامش در حضور دیگران» جایگاه خود را به عنوان یکی از خلاقترین داستاننویسان ایران نیز تثبیت کرد.
آثار وی دستمایه برخی از بهترین فیلمهای بلند سینمای ایران قرار گرفته است که از جملهی آنها میتوان فیلمهای "گاو" "ساختهی داریوش مهرجویی ۱۳۴۸" آرامش در حضور دیگران "ساختهی ناصر تقوایی ۱۳۴۹" و دایره مینا "ساخته داریوش مهرجویی ۱۳۵۳" را نام برد.
او در امرداد ۱۳۳۲ وارد دانشکده پزشکی تبریز شد و در اواخر سالهای دانشکده، فعالیت هنری و ادبی را مجدانه پیگیری کرد. وی در دهه چهل که دورهای خاص در ادبیات ایران محسوب میشود، رشد کرد و به تحصیل خود در رشته روانپزشکی ادامه داد. عمده فعالیتهای قلمی ساعدی در حوزه نمایشنامه نویسی است و به همراه تنی چند همچون بیضایی، رادی و نصیریان، پیش زمینه تئاتر را بنیان نهادند. بخش دیگر از نوآوری او در زمینه تئاتر، چاپ آثار پانتومیم تحت عنوان لالبازیهاست. ساعدی در اوایل دهه پنجاه گاهنامه الفبا را به همراه تنی چند منتشر کرد و در سال ۱۳۵۶ همزمان با احمد شاملو در چاپ مجلهی ایرانشهر در خارج از کشور همکاری داشت. بعد از انقلاب نیز داستانهای او هم چنان در کتاب جمعه، ویژه هنر و ادبیات چاپ میشد. او در دهه شصت از ایران به فرانسه رفت و در ۵۰ سالگی درگذشت و در گورستان پرلاشز در کنار صادق هدایت به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۷ آذر زادروز #داریوش_مهرجویی
( زاده ۱۷ آذر ۱۳۱۸ تهران ) کارگردان، نویسنده و مترجم
مهرجویی در کودکی تحت تأثیر مادربزرگش که مسلمانی معتقد بود قرار داشت. او در مصاحبهای در سال ۱۳۵۱ چنین گفت: «مادر بزرگم از آن نمازخوانهای دوآتشه بود و تحت تأثیر فضای روحانی او، من هم از سن هفت تا پانزدهسالگی، شده بودم یک مسلمان واقعی. نماز و روزهام یک آن ترک نمیشد. [...] اما از پانزده سالگی به بعد، درست آن موقعی که نماز و روزهام به حساب میآمد، شک در دلم نشست. چهره خدا تدریجاً کدر شد و ایمانم رفت از دست.»
او در نوجوانی به موسیقی علاقهمند شد و مدت کوتاهی به کلاس آموزش موسیقی آقای زندی رفت. نزد پدرش که موسیقی ایرانی را خوب میشناخت، سنتورنوازی کرد و بعد با موسیقی کلاسیک غربی آشنا شد و به نواختن پیانو و نوشتن قطعاتی برای پیانو پرداخت.
در ۱۷ سالگی به سینما علاقهمند شد و برای درک بهتر فیلمهای روز به آموختن زبان انگلیسی مشغول شد. تحصیلات مقدماتی را در تهران به پایان برد و یک سال در هتل آتلانتیک مدیر شد و بیست ساله بود که برای ادامه تحصیل به کالیفرنیای آمریکا رفت. نخست به خواندن سینما روی آورد اما خیلی زود سینما را رها کرد و به فلسفه پرداخت و در سال ۱۳۴۴ از دانشگاه یوسیالای در لسآنجلس لیسانس فلسفه گرفت. در همین سال سردبیری نشریه پارس ریویو در لسآنجلس را عهده دار شد و سال بعد به تهران بازگشت و در سال ۱۳۴۶ نخستین فیلم خود را به نام الماس ۳۳ که فیلمی پرهزینهای بود ساخت. این فیلم در ۵ بهمن ۱۳۴۶ در تهران روی پرده آمد و فروش متوسطی داشت و با توجه به هزینه بالای ساخت آن، شکستی تجاری محسوب میشد و توجه منتقدین را هم چندان به خود جلب نکرد.
در ۱۳۴۸ با همکاری غلامحسین ساعدی فیلمنامه گاو را از روی یکی از داستانهای کوتاه مجموعه عزاداران بیل نوشته ساعدی نوشت و فیلم را کارگردانی کرد. این فیلم برای مهرجویی و سینمای ایران جوایز متعددی را در جشنوارههای بینالمللی به ارمغان آورد. گاو هم از نظر تجاری هم از نظر هنری فیلم موفقی از کار درآمد و فصل جدیدی در سینمای ایران گشود. طی چهل سال گذشته به جز وقفه چند ساله پس از انقلاب و رویدادهای پس از آن که منجر به مهاجرت مهرجویی به فرانسه شد، او همواره یکی از فیلمسازان مطرح و پرکار ایرانی بودهاست. وی همچنین از اعضای هیئتمدیره موزه هنرهای معاصر تهران است.
فیلمشناسی:
کارگردان
الماس ۳۳ (۱۳۴۶)
گاو (۱۳۴۸) تهیهکننده
آقای هالو (۱۳۴۹)
پستچی (۱۳۵۱)
دایره مینا (۱۳۵۷)
مدرسهای که میرفتیم (۱۳۵۹)
اجارهنشینها (۱۳۶۵) تدوین
شیرک (۱۳۶۶) تهیهکننده
هامون (۱۳۶۸) تهیهکننده
بانو (۱۳۷۰)
سارا (۱۳۷۱) تهیهکننده
پری (۱۳۷۳) تهیهکننده
لیلا (۱۳۷۵) تهیهکننده
درخت گلابی (۱۳۷۶)، تهیهکننده
داستانهای جزیره (اپیزود اول، دختردایی گمشده) (۱۳۷۷)
میکس (۱۳۷۸) تهیهکننده، طراح صحنه و لباس
بمانی (۱۳۸۰) تهیهکننده، تدوین، طراح صحنه و لباس
مهمان مامان (۱۳۸۲) تهیهکننده
سنتوری (۱۳۸۵) (با نام نخستین تولدت مبارک)
فرش و فرشته (فیلم کوتاه) از اپیزودهای فرش ایرانی (۱۳۸۵)
طهران: روزهای آشنایی (اپیزود اول، طهران تهران) (۱۳۸۷)
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۷ آذر زادروز #داریوش_مهرجویی
( زاده ۱۷ آذر ۱۳۱۸ تهران ) کارگردان، نویسنده و مترجم
مهرجویی در کودکی تحت تأثیر مادربزرگش که مسلمانی معتقد بود قرار داشت. او در مصاحبهای در سال ۱۳۵۱ چنین گفت: «مادر بزرگم از آن نمازخوانهای دوآتشه بود و تحت تأثیر فضای روحانی او، من هم از سن هفت تا پانزدهسالگی، شده بودم یک مسلمان واقعی. نماز و روزهام یک آن ترک نمیشد. [...] اما از پانزده سالگی به بعد، درست آن موقعی که نماز و روزهام به حساب میآمد، شک در دلم نشست. چهره خدا تدریجاً کدر شد و ایمانم رفت از دست.»
او در نوجوانی به موسیقی علاقهمند شد و مدت کوتاهی به کلاس آموزش موسیقی آقای زندی رفت. نزد پدرش که موسیقی ایرانی را خوب میشناخت، سنتورنوازی کرد و بعد با موسیقی کلاسیک غربی آشنا شد و به نواختن پیانو و نوشتن قطعاتی برای پیانو پرداخت.
در ۱۷ سالگی به سینما علاقهمند شد و برای درک بهتر فیلمهای روز به آموختن زبان انگلیسی مشغول شد. تحصیلات مقدماتی را در تهران به پایان برد و یک سال در هتل آتلانتیک مدیر شد و بیست ساله بود که برای ادامه تحصیل به کالیفرنیای آمریکا رفت. نخست به خواندن سینما روی آورد اما خیلی زود سینما را رها کرد و به فلسفه پرداخت و در سال ۱۳۴۴ از دانشگاه یوسیالای در لسآنجلس لیسانس فلسفه گرفت. در همین سال سردبیری نشریه پارس ریویو در لسآنجلس را عهده دار شد و سال بعد به تهران بازگشت و در سال ۱۳۴۶ نخستین فیلم خود را به نام الماس ۳۳ که فیلمی پرهزینهای بود ساخت. این فیلم در ۵ بهمن ۱۳۴۶ در تهران روی پرده آمد و فروش متوسطی داشت و با توجه به هزینه بالای ساخت آن، شکستی تجاری محسوب میشد و توجه منتقدین را هم چندان به خود جلب نکرد.
در ۱۳۴۸ با همکاری غلامحسین ساعدی فیلمنامه گاو را از روی یکی از داستانهای کوتاه مجموعه عزاداران بیل نوشته ساعدی نوشت و فیلم را کارگردانی کرد. این فیلم برای مهرجویی و سینمای ایران جوایز متعددی را در جشنوارههای بینالمللی به ارمغان آورد. گاو هم از نظر تجاری هم از نظر هنری فیلم موفقی از کار درآمد و فصل جدیدی در سینمای ایران گشود. طی چهل سال گذشته به جز وقفه چند ساله پس از انقلاب و رویدادهای پس از آن که منجر به مهاجرت مهرجویی به فرانسه شد، او همواره یکی از فیلمسازان مطرح و پرکار ایرانی بودهاست. وی همچنین از اعضای هیئتمدیره موزه هنرهای معاصر تهران است.
فیلمشناسی:
کارگردان
الماس ۳۳ (۱۳۴۶)
گاو (۱۳۴۸) تهیهکننده
آقای هالو (۱۳۴۹)
پستچی (۱۳۵۱)
دایره مینا (۱۳۵۷)
مدرسهای که میرفتیم (۱۳۵۹)
اجارهنشینها (۱۳۶۵) تدوین
شیرک (۱۳۶۶) تهیهکننده
هامون (۱۳۶۸) تهیهکننده
بانو (۱۳۷۰)
سارا (۱۳۷۱) تهیهکننده
پری (۱۳۷۳) تهیهکننده
لیلا (۱۳۷۵) تهیهکننده
درخت گلابی (۱۳۷۶)، تهیهکننده
داستانهای جزیره (اپیزود اول، دختردایی گمشده) (۱۳۷۷)
میکس (۱۳۷۸) تهیهکننده، طراح صحنه و لباس
بمانی (۱۳۸۰) تهیهکننده، تدوین، طراح صحنه و لباس
مهمان مامان (۱۳۸۲) تهیهکننده
سنتوری (۱۳۸۵) (با نام نخستین تولدت مبارک)
فرش و فرشته (فیلم کوتاه) از اپیزودهای فرش ایرانی (۱۳۸۵)
طهران: روزهای آشنایی (اپیزود اول، طهران تهران) (۱۳۸۷)
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ دی زادروز #استاد_بهرام_بیضایی
( زاده ۵ دی ۱۳۱۷ آران) کارگردانِ تئاتر و سینما، نمایشنامهنویس، تدوینگر، تهیهکننده و پژوهشگر
بیضایی از فیلمسازان صاحب سبک و معتبر سینمای ایران و از نویسندگان برجسته ادبیات نوین فارسی به شمار میرود. برخی از نمایشنامههای بیضایی به انگلیسی و فرانسوی و آلمانی و عربی و زبانهای دیگر درآمده و در آسیا و اروپا و آمریکای شمالی چاپ و اجرا شده است.
ده فیلم بلند، چهار فیلم کوتاه، کمابیش هفتاد کتاب و نمایشهایی بر صحنههای شهرهای مختلف ایران و گاه جهان از سال ۱۳۴۱ به بعد کارنامه هنریِ بیضایی را تشکیل میدهد. او جز این کارها به استادی و آموزش نمایش و سینما و امور مربوطه در دانشگاهها و آموزشگاههای گوناگون در ایران و بیرون از ایران پرداخته است.
وی از چهرههایی است که با کسانی چون اکبر رادی در نویسندگی و ناصر تقوایی در سینما و دیگران در دگرگونی نمایش و سینما در ایران نقش مهمّی داشت. باشو، غریبه کوچک - که در رأیگیری منقّدان ایرانی همراهِ با گوزنها کارِ مسعود کیمیایی برترین فیلم تاریخ سینمای ایران شناخته شده و سگکشی که پرفروشترین فیلم سال ۱۳۸۰ ایران شد، دو تا از مهمترین فیلمهای بیضایی است. در نمایش نیز اغلب او را مهمترین نمایشنامهنویس تاریخ ادبیات فارسی گفتهاند، که با نمایشنامههایی مانند هشتمین سفر سندباد و ندبه و مرگ یزدگرد و همراه کسانی چون غلامحسین ساعدی و اکبر رادی گونه جدیدی از نمایشنامه را در ایران استوار کرده و به سطحی جدّیتر رسانیدند. رگبار اولین ساخته بلند بیضایی است. نسخه کاملا ترمیمشده اولین فیلم بلند وی که مراحل ترمیم آن توسط بنیاد تحت مدیریت مارتین اسکورسیزی انجام شده، در جشنواره سینما ریترواتو ایتالیا در سال ۲۰۱۳ بر روی پرده رفت.
پدر بهرام بیضایی (ذکایی بیضایی آرانی) تعزیهخوان بودهاست که در سال ۱۳۶۵ درگذشت و عمو (ادیب بیضایی آرانی) و پدربزرگش (ابن روح آرانی) دستاندرکار تعزیه و تنظیم متن برای تعزیه بودهاند. در سالهای آخر دبیرستان دو نمایشنامه با زبان تاریخی نوشت. او تحصیلات دانشگاهیاش را در رشته ادبیات ناتمام گذاشت و در سال ۱۳۳۸ به استخدام اداره کل ثبت اسناد و املاک دماوند درآمد. در سال ۱۳۴۱ به اداره هنرهای دراماتیک که بعدها به اداره برنامههای تئاتر تغییر نام داد منتقل شد. در این سال پژوهشهای نمایش در ایران را در مجله موسیقی چاپ کرد. در سال ۱۳۴۴ با منیراعظم رامینفر ازدواج کرد که حاصل این ازدواج فرزندانی به نامهای نیلوفر و نگار هستند.
او یکی از پایهگذاران و اعضای اصلی کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ بود که درسال ۱۳۵۷ از آن کانون کنارهگیری کرد. او در سال ۱۳۴۸ به عنوان استاد مدعو با دانشگاه تهران همکاری کرد. در سال ۱۳۵۲ از اداره برنامههای تئاتر به دانشگاه تهران به عنوان استادیار تمام وقت نمایش دانشکده هنرهای زیبا و مدیریت رشته هنرهای نمایشی انتقال یافت. در سال ۱۳۶۰ پس از بیست سال کار دولتی از دانشگاه تهران اخراج شد. در سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ خانوادهاش از ایران مهاجرت کردند. او در سال ۱۳۷۱ با مژده شمسایی ازدواج کرد. فرزند آخرش نیاسان در سال ۱۳۷۴ متولد شد. در سال ۱۳۷۵ به دعوت پارلمان بینالمللی نویسندگان در استراسبورگ اقامت کرد. در سال ۱۳۷۶ به ایران بازگشت و کار بر روی نمایش بانو آئویی نوشته میشیما یوکیو را پس از هجده سال دوری از صحنه آغاز کرد.
وی هماکنون در ایالات متحده اقامت دارد و در دانشگاه استنفورد مشغول تدریس و تحقیق است. در سال ۲۰۱۲ جایزه میراث فرهنگ دانشگاه استنفورد به او اهدا شد و در سال ۲۰۱۳ نیز دانشگاه هاروارد جایزه سینا را به بیضایی اهدا کرد. وی چنانکه خود گفته، در سالهای پس از انقلاب فرهنگی اجازه تدریس در دانشگاههای ایران را نداشته است.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ دی زادروز #استاد_بهرام_بیضایی
( زاده ۵ دی ۱۳۱۷ آران) کارگردانِ تئاتر و سینما، نمایشنامهنویس، تدوینگر، تهیهکننده و پژوهشگر
بیضایی از فیلمسازان صاحب سبک و معتبر سینمای ایران و از نویسندگان برجسته ادبیات نوین فارسی به شمار میرود. برخی از نمایشنامههای بیضایی به انگلیسی و فرانسوی و آلمانی و عربی و زبانهای دیگر درآمده و در آسیا و اروپا و آمریکای شمالی چاپ و اجرا شده است.
ده فیلم بلند، چهار فیلم کوتاه، کمابیش هفتاد کتاب و نمایشهایی بر صحنههای شهرهای مختلف ایران و گاه جهان از سال ۱۳۴۱ به بعد کارنامه هنریِ بیضایی را تشکیل میدهد. او جز این کارها به استادی و آموزش نمایش و سینما و امور مربوطه در دانشگاهها و آموزشگاههای گوناگون در ایران و بیرون از ایران پرداخته است.
وی از چهرههایی است که با کسانی چون اکبر رادی در نویسندگی و ناصر تقوایی در سینما و دیگران در دگرگونی نمایش و سینما در ایران نقش مهمّی داشت. باشو، غریبه کوچک - که در رأیگیری منقّدان ایرانی همراهِ با گوزنها کارِ مسعود کیمیایی برترین فیلم تاریخ سینمای ایران شناخته شده و سگکشی که پرفروشترین فیلم سال ۱۳۸۰ ایران شد، دو تا از مهمترین فیلمهای بیضایی است. در نمایش نیز اغلب او را مهمترین نمایشنامهنویس تاریخ ادبیات فارسی گفتهاند، که با نمایشنامههایی مانند هشتمین سفر سندباد و ندبه و مرگ یزدگرد و همراه کسانی چون غلامحسین ساعدی و اکبر رادی گونه جدیدی از نمایشنامه را در ایران استوار کرده و به سطحی جدّیتر رسانیدند. رگبار اولین ساخته بلند بیضایی است. نسخه کاملا ترمیمشده اولین فیلم بلند وی که مراحل ترمیم آن توسط بنیاد تحت مدیریت مارتین اسکورسیزی انجام شده، در جشنواره سینما ریترواتو ایتالیا در سال ۲۰۱۳ بر روی پرده رفت.
پدر بهرام بیضایی (ذکایی بیضایی آرانی) تعزیهخوان بودهاست که در سال ۱۳۶۵ درگذشت و عمو (ادیب بیضایی آرانی) و پدربزرگش (ابن روح آرانی) دستاندرکار تعزیه و تنظیم متن برای تعزیه بودهاند. در سالهای آخر دبیرستان دو نمایشنامه با زبان تاریخی نوشت. او تحصیلات دانشگاهیاش را در رشته ادبیات ناتمام گذاشت و در سال ۱۳۳۸ به استخدام اداره کل ثبت اسناد و املاک دماوند درآمد. در سال ۱۳۴۱ به اداره هنرهای دراماتیک که بعدها به اداره برنامههای تئاتر تغییر نام داد منتقل شد. در این سال پژوهشهای نمایش در ایران را در مجله موسیقی چاپ کرد. در سال ۱۳۴۴ با منیراعظم رامینفر ازدواج کرد که حاصل این ازدواج فرزندانی به نامهای نیلوفر و نگار هستند.
او یکی از پایهگذاران و اعضای اصلی کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ بود که درسال ۱۳۵۷ از آن کانون کنارهگیری کرد. او در سال ۱۳۴۸ به عنوان استاد مدعو با دانشگاه تهران همکاری کرد. در سال ۱۳۵۲ از اداره برنامههای تئاتر به دانشگاه تهران به عنوان استادیار تمام وقت نمایش دانشکده هنرهای زیبا و مدیریت رشته هنرهای نمایشی انتقال یافت. در سال ۱۳۶۰ پس از بیست سال کار دولتی از دانشگاه تهران اخراج شد. در سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ خانوادهاش از ایران مهاجرت کردند. او در سال ۱۳۷۱ با مژده شمسایی ازدواج کرد. فرزند آخرش نیاسان در سال ۱۳۷۴ متولد شد. در سال ۱۳۷۵ به دعوت پارلمان بینالمللی نویسندگان در استراسبورگ اقامت کرد. در سال ۱۳۷۶ به ایران بازگشت و کار بر روی نمایش بانو آئویی نوشته میشیما یوکیو را پس از هجده سال دوری از صحنه آغاز کرد.
وی هماکنون در ایالات متحده اقامت دارد و در دانشگاه استنفورد مشغول تدریس و تحقیق است. در سال ۲۰۱۲ جایزه میراث فرهنگ دانشگاه استنفورد به او اهدا شد و در سال ۲۰۱۳ نیز دانشگاه هاروارد جایزه سینا را به بیضایی اهدا کرد. وی چنانکه خود گفته، در سالهای پس از انقلاب فرهنگی اجازه تدریس در دانشگاههای ایران را نداشته است.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۴ دی زادروز #غلامحسین_ساعدی
( زاده ۲۴ دی ماه ۱۳۱۴ تبریز -- درگذشته ۲ آذر ۱۳۶۴ پاریس ) نویسنده
ساعدی "گوهر مراد" نوشتن را ابتدا به صورت گزارش و تفسیر در هنگامه نوجوانی آغاز و با نشریات فریاد، صعود و ... همکاری کرد و اولین بار در ارتباط با همین نوشتهها به زندان افتاد.
او نخستین آثارش را از ۱۳۳۴ در مجلات ادبی به چاپ رساند که در ابتدا به عنوان نمایشنامه نویسی چیره دست "با نام مستعار گوهر مراد" شهرت یافته بود، با نگارش داستانهای زیبایی چون «گدا» «دو برادر» و «آرامش در حضور دیگران» جایگاه خود را به عنوان یکی از خلاقترین داستاننویسان ایران نیز تثبیت کرد.
آثار وی دستمایه برخی از بهترین فیلمهای بلند سینمای ایران قرار گرفته است که از جملهی آنها میتوان فیلمهای "گاو" "ساختهی داریوش مهرجویی ۱۳۴۸" آرامش در حضور دیگران "ساختهی ناصر تقوایی ۱۳۴۹" و دایره مینا "ساخته داریوش مهرجویی ۱۳۵۳" را نام برد.
او در امرداد ۱۳۳۲ وارد دانشکده پزشکی تبریز شد و در اواخر سالهای دانشکده، فعالیت هنری و ادبی را مجدانه پیگیری کرد. وی در دهه چهل که دورهای خاص در ادبیات ایران محسوب میشود، رشد کرد و به تحصیل خود در رشته روانپزشکی ادامه داد. عمده فعالیتهای قلمی ساعدی در حوزه نمایشنامه نویسی است و به همراه تنی چند همچون بیضایی، رادی و نصیریان، پیش زمینه تئاتر را بنیان نهادند. بخش دیگر از نوآوری او در زمینه تئاتر، چاپ آثار پانتومیم تحت عنوان لالبازیهاست. ساعدی در اوایل دهه پنجاه گاهنامه الفبا را به همراه تنی چند منتشر کرد و در سال ۱۳۵۶ همزمان با احمد شاملو در چاپ مجلهی ایرانشهر در خارج از کشور همکاری داشت. بعد از انقلاب نیز داستانهای او هم چنان در کتاب جمعه، ویژه هنر و ادبیات چاپ میشد. او در دهه شصت از ایران به فرانسه رفت و در ۵۰ سالگی درگذشت و در گورستان پرلاشز در کنار صادق هدایت به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۴ دی زادروز #غلامحسین_ساعدی
( زاده ۲۴ دی ماه ۱۳۱۴ تبریز -- درگذشته ۲ آذر ۱۳۶۴ پاریس ) نویسنده
ساعدی "گوهر مراد" نوشتن را ابتدا به صورت گزارش و تفسیر در هنگامه نوجوانی آغاز و با نشریات فریاد، صعود و ... همکاری کرد و اولین بار در ارتباط با همین نوشتهها به زندان افتاد.
او نخستین آثارش را از ۱۳۳۴ در مجلات ادبی به چاپ رساند که در ابتدا به عنوان نمایشنامه نویسی چیره دست "با نام مستعار گوهر مراد" شهرت یافته بود، با نگارش داستانهای زیبایی چون «گدا» «دو برادر» و «آرامش در حضور دیگران» جایگاه خود را به عنوان یکی از خلاقترین داستاننویسان ایران نیز تثبیت کرد.
آثار وی دستمایه برخی از بهترین فیلمهای بلند سینمای ایران قرار گرفته است که از جملهی آنها میتوان فیلمهای "گاو" "ساختهی داریوش مهرجویی ۱۳۴۸" آرامش در حضور دیگران "ساختهی ناصر تقوایی ۱۳۴۹" و دایره مینا "ساخته داریوش مهرجویی ۱۳۵۳" را نام برد.
او در امرداد ۱۳۳۲ وارد دانشکده پزشکی تبریز شد و در اواخر سالهای دانشکده، فعالیت هنری و ادبی را مجدانه پیگیری کرد. وی در دهه چهل که دورهای خاص در ادبیات ایران محسوب میشود، رشد کرد و به تحصیل خود در رشته روانپزشکی ادامه داد. عمده فعالیتهای قلمی ساعدی در حوزه نمایشنامه نویسی است و به همراه تنی چند همچون بیضایی، رادی و نصیریان، پیش زمینه تئاتر را بنیان نهادند. بخش دیگر از نوآوری او در زمینه تئاتر، چاپ آثار پانتومیم تحت عنوان لالبازیهاست. ساعدی در اوایل دهه پنجاه گاهنامه الفبا را به همراه تنی چند منتشر کرد و در سال ۱۳۵۶ همزمان با احمد شاملو در چاپ مجلهی ایرانشهر در خارج از کشور همکاری داشت. بعد از انقلاب نیز داستانهای او هم چنان در کتاب جمعه، ویژه هنر و ادبیات چاپ میشد. او در دهه شصت از ایران به فرانسه رفت و در ۵۰ سالگی درگذشت و در گورستان پرلاشز در کنار صادق هدایت به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ دی سالروز درگذشت #شادروان_رکنالدین_خسروی
( زاده ۱۶ اسفند ۱۳۰۸ تهران – درگذشته ۲۶ دی ۱۳۹۵ لندن ) نویسنده، مترجم و کارگردان تئاتر
خسروی در سال ۱۳۲۷ از دبیرستان البرز تهران دیپلم ادبیات گرفت و سال بعد به دانشکده حقوق دانشگاه تهران رفت و در سال ۱۳۲۹ این رشته را ترک کرد و مشغول تحصیل در رشته ادبیات در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شد.
در سال ۱۳۳۴ در دوره ۶ ماهه کلاسهای تئاتر پروفسور دیوید سون شرکت کرد و به فراگیری هنرهای نمایشی پرداخت. وی همچنین در سال ۱۳۳۵ در کلاسهای هنرپیشگی و کارگردانی دکتر محمدی فروغی شرکت کرد و از نخستین دانشجویان در این رشته بود.
در سال ۱۳۳۶ با همکاری دکتر فروغ، اقدام به تاسیس اداره هنرهای دراماتیک کرد و در سال ۱۳۳۷ با کارگردانی و به روی صحنه آوردن "جایی که صلیب گذاشت شد" در اداره هنرهای دراماتیک و ضبط تلویزیونی این نمایش قدم بر این عرصه نهاد.
وی همچنین در این مدت در اداره هنرهای دراماتیک توانست چند تئاتر دیگر را کارگردانی و اجرا کند مانند:
سایه دره، نوشته: ویلیام سینگ
خاموشی دریا، نوشته: ورکور
پیک نیک در میدان جنگ، نوشته: فرناندو آرابال.
او در سال ۱۳۴۲ شروع به همکاری با گروه تئاتر دانشگاه تهران کرد و مشغول کارگردانی این گروه و اجرای نمایشهایی در آنجا شد و در همین سال از سوی اداره هنرهای دراماتیک برای شرکت در دورههای آموزشی بازیگری و کارگردانی کانون تئاتر انگلیس عازم لندن شد. وی در سال ۱۳۴۹ برای تحصیل در رشته کارگردانی تئاتر در مدرسه دراماسنتر با ریاست افتخاری پیتر بروک عازم لندن شد و در سال ۱۳۵۲ به تهران بازگشت و لبخند باشکوه آقای گیل نوشته اکبر رادی را به روی صحنه برد.
او در سال ۱۳۵۴ همکاری خود را با گروه تئاتر دانشگاه صنعتی شریف به عنوان کارگردان گروه آغاز کرد. در سال ۱۳۶۰ دعوت به پذیرش استعفا و بازنشستگی شد و سال ۱۳۷۵ میهن را به مقصد لندن ترک گفت.
وی تا پایان سال ۱۳۷۱ نیز در آموزشکده هنر "فرهنگسرای نیاوران" به تدریس "بازیگری" "کارگردانی" و "تاریخ نمایش در ایران" اشتغال داشت. نمایشهای "کوهولین" "ادیپوس (ادیپ شهریار)" و "باغ آلبالو" حاصل همکاری بسیاری از دانشجویان این آموزشکده بود.
او علاوه بر اجرای آثار نمایشنامه نویسانی چون آنتون چخوف، ژان پل سارتر، آگوست استریندبرگ کارهایی دیگر از نویسندگان ایرانی از جمله اکبر رادی و غلامحسین ساعدی نیز بر روی صحنه برد.
کتاب خسروی در سال ۱۳۸۶ به کوشش محمد ایوبی از سوی نشر تجربه منتشر شد. این کتاب به بررسی آثار اجرایی وی و نقدها و نظرات منتشر شده در مورد نمایشهای او میپردازد.
یکی از سالنهای تماشاخانه سه نقطه در تهران به نام رکنالدین خسروی نامگذاری شده است. این تماشاخانه در ۱۹ خرداد ۱۳۹۲ با پیامی از او افتتاح شد.
رکنالدین خسروی کارگردان و پیشکسوت تئاتر ایران در ۸۷ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ دی سالروز درگذشت #شادروان_رکنالدین_خسروی
( زاده ۱۶ اسفند ۱۳۰۸ تهران – درگذشته ۲۶ دی ۱۳۹۵ لندن ) نویسنده، مترجم و کارگردان تئاتر
خسروی در سال ۱۳۲۷ از دبیرستان البرز تهران دیپلم ادبیات گرفت و سال بعد به دانشکده حقوق دانشگاه تهران رفت و در سال ۱۳۲۹ این رشته را ترک کرد و مشغول تحصیل در رشته ادبیات در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شد.
در سال ۱۳۳۴ در دوره ۶ ماهه کلاسهای تئاتر پروفسور دیوید سون شرکت کرد و به فراگیری هنرهای نمایشی پرداخت. وی همچنین در سال ۱۳۳۵ در کلاسهای هنرپیشگی و کارگردانی دکتر محمدی فروغی شرکت کرد و از نخستین دانشجویان در این رشته بود.
در سال ۱۳۳۶ با همکاری دکتر فروغ، اقدام به تاسیس اداره هنرهای دراماتیک کرد و در سال ۱۳۳۷ با کارگردانی و به روی صحنه آوردن "جایی که صلیب گذاشت شد" در اداره هنرهای دراماتیک و ضبط تلویزیونی این نمایش قدم بر این عرصه نهاد.
وی همچنین در این مدت در اداره هنرهای دراماتیک توانست چند تئاتر دیگر را کارگردانی و اجرا کند مانند:
سایه دره، نوشته: ویلیام سینگ
خاموشی دریا، نوشته: ورکور
پیک نیک در میدان جنگ، نوشته: فرناندو آرابال.
او در سال ۱۳۴۲ شروع به همکاری با گروه تئاتر دانشگاه تهران کرد و مشغول کارگردانی این گروه و اجرای نمایشهایی در آنجا شد و در همین سال از سوی اداره هنرهای دراماتیک برای شرکت در دورههای آموزشی بازیگری و کارگردانی کانون تئاتر انگلیس عازم لندن شد. وی در سال ۱۳۴۹ برای تحصیل در رشته کارگردانی تئاتر در مدرسه دراماسنتر با ریاست افتخاری پیتر بروک عازم لندن شد و در سال ۱۳۵۲ به تهران بازگشت و لبخند باشکوه آقای گیل نوشته اکبر رادی را به روی صحنه برد.
او در سال ۱۳۵۴ همکاری خود را با گروه تئاتر دانشگاه صنعتی شریف به عنوان کارگردان گروه آغاز کرد. در سال ۱۳۶۰ دعوت به پذیرش استعفا و بازنشستگی شد و سال ۱۳۷۵ میهن را به مقصد لندن ترک گفت.
وی تا پایان سال ۱۳۷۱ نیز در آموزشکده هنر "فرهنگسرای نیاوران" به تدریس "بازیگری" "کارگردانی" و "تاریخ نمایش در ایران" اشتغال داشت. نمایشهای "کوهولین" "ادیپوس (ادیپ شهریار)" و "باغ آلبالو" حاصل همکاری بسیاری از دانشجویان این آموزشکده بود.
او علاوه بر اجرای آثار نمایشنامه نویسانی چون آنتون چخوف، ژان پل سارتر، آگوست استریندبرگ کارهایی دیگر از نویسندگان ایرانی از جمله اکبر رادی و غلامحسین ساعدی نیز بر روی صحنه برد.
کتاب خسروی در سال ۱۳۸۶ به کوشش محمد ایوبی از سوی نشر تجربه منتشر شد. این کتاب به بررسی آثار اجرایی وی و نقدها و نظرات منتشر شده در مورد نمایشهای او میپردازد.
یکی از سالنهای تماشاخانه سه نقطه در تهران به نام رکنالدین خسروی نامگذاری شده است. این تماشاخانه در ۱۹ خرداد ۱۳۹۲ با پیامی از او افتتاح شد.
رکنالدین خسروی کارگردان و پیشکسوت تئاتر ایران در ۸۷ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۵ بهمن زادروز #علی_نصیریان
( زاده ۱۵ بهمن ۱۳۱۳ تهران) نمایشنامه نویس و بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون
نصیریان در ۱۳۸۰ به عنوان یکی از چهرههای ماندگار ایرانی در رشته بازیگری تئاتر و سینما شناخته شد و نشان درجه یک هنری را از رئیسجمهور وقت دریافت کرد.
وی در سال ۱۳۲۶ به دبیرستان پیرنیا رفت و در آنجا با جمشید لایق، اسماعیل داورفر و مهدی فتحی همکلاسی شد. در سال ۱۳۲۹ همزمان با درس دبیرستان، در کلاس جامعه باربد در خیابان لالهزار هم اسم نوشت. این کلاس را اسماعیل مهرتاش در سال ۱۳۰۵ راه انداخته بود و در آن موسیقی، تئاتر و ادبیات درس میداد. او در کلاس تئاتر سعدی که از سوی همسر عبدالحسین نوشین اداره میشد هم شرکت کرد. وی در سال ۱۳۳۵ جایزه نخستین مسابقه نمایشنامهنویسی را برای نمایش بلبل سرگشته دریافت کرد. فیلم گاو ساخته داریوش مهرجویی نخستین فعالیت سینماییاش بود. او از دههٔ ۱۳۳۰ در نمایشهای حرفهای بازیگری و نویسندگی میکرد و از اعضای آغازین گروه هنر ملّی بود و بیش از ده نمایشنامه نوشته و با همین اندک، همراهِ بهرام بیضایی و اکبر رادی و غلامحسین ساعدی و اسماعیل خلج و چند نمایشنامه نویس دیگر، از برجستگان نمایشنامهنویسی در زبان فارسی بهشمار میرود.
وی در سال ۱۳۶۲ نقش قاضی شارح را در سرالگ سربداران بازی کرد، نقشی که بین تمام نقشهایش تا آن تاریخ منحصر به فرد بود.
آقای هالو، پستچی، کفشهای میرزا نوروز، شیرسنگی، ناخداخورشید، هزاردستان، سالهای خاکستری، بوی پیراهن یوسف ، میوه ممنوعه و شهرزاد از آثار شاخص اوست.
آثار سینمایی:
مسخره باز (۱۳۹۷)
امپراطور جهنم (۱۳۹۶)
حکایت دریا (۱۳۹۵)
ایران برگر (۱۳۹۳)
ارتباط خانوادگی (۱۳۸۹)
شکارچی شنبه (۱۳۸۸)
پستچی سهبار در نمیزند (۱۳۸۷)
جزیره آهنی (۱۳۸۳)
شاه خاموش (۱۳۸۲)
دیوانهای از قفس پرید (۱۳۸۱)
زندانی ۷۰۷ (۱۳۸۰)
کمیته مجازات (۱۳۷۷)
برج مینو (۱۳۷۴)
بوی پیراهن یوسف (۱۳۷۴)
شعلههای خشم (۱۳۷۱)
عشق من شهر من (۱۳۷۰)
پول خارجی (۱۳۶۸)
روز باشکوه (۱۳۶۷)
سالهای خاکستر (۱۳۶۷)
ترنج (۱۳۶۵)
دزد و نویسنده (۱۳۶۵)
شیر سنگی (۱۳۶۵)
ناخدا خورشید (۱۳۶۵)
جادههای سرد (۱۳۶۴)
کفشهای میرزا نوروز (۱۳۶۴)
کمالالملک (۱۳۶۲)
جایزه (۱۳۶۱)
آفتابنشینها (۱۳۶۰)
بند (۱۳۶۰)
فصل خون (۱۳۶۰)
مدرسهای که میرفتیم (۱۳۵۹)
دایره مینا (۱۳۵۷)
سرایدار (۱۳۵۵)
مهرگیاه (۱۳۵۴)
پستچی (۱۳۵۱)
ستارخان (۱۳۵۱)
آقای هالو (۱۳۴۹)
گاو (۱۳۴۸)
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۵ بهمن زادروز #علی_نصیریان
( زاده ۱۵ بهمن ۱۳۱۳ تهران) نمایشنامه نویس و بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون
نصیریان در ۱۳۸۰ به عنوان یکی از چهرههای ماندگار ایرانی در رشته بازیگری تئاتر و سینما شناخته شد و نشان درجه یک هنری را از رئیسجمهور وقت دریافت کرد.
وی در سال ۱۳۲۶ به دبیرستان پیرنیا رفت و در آنجا با جمشید لایق، اسماعیل داورفر و مهدی فتحی همکلاسی شد. در سال ۱۳۲۹ همزمان با درس دبیرستان، در کلاس جامعه باربد در خیابان لالهزار هم اسم نوشت. این کلاس را اسماعیل مهرتاش در سال ۱۳۰۵ راه انداخته بود و در آن موسیقی، تئاتر و ادبیات درس میداد. او در کلاس تئاتر سعدی که از سوی همسر عبدالحسین نوشین اداره میشد هم شرکت کرد. وی در سال ۱۳۳۵ جایزه نخستین مسابقه نمایشنامهنویسی را برای نمایش بلبل سرگشته دریافت کرد. فیلم گاو ساخته داریوش مهرجویی نخستین فعالیت سینماییاش بود. او از دههٔ ۱۳۳۰ در نمایشهای حرفهای بازیگری و نویسندگی میکرد و از اعضای آغازین گروه هنر ملّی بود و بیش از ده نمایشنامه نوشته و با همین اندک، همراهِ بهرام بیضایی و اکبر رادی و غلامحسین ساعدی و اسماعیل خلج و چند نمایشنامه نویس دیگر، از برجستگان نمایشنامهنویسی در زبان فارسی بهشمار میرود.
وی در سال ۱۳۶۲ نقش قاضی شارح را در سرالگ سربداران بازی کرد، نقشی که بین تمام نقشهایش تا آن تاریخ منحصر به فرد بود.
آقای هالو، پستچی، کفشهای میرزا نوروز، شیرسنگی، ناخداخورشید، هزاردستان، سالهای خاکستری، بوی پیراهن یوسف ، میوه ممنوعه و شهرزاد از آثار شاخص اوست.
آثار سینمایی:
مسخره باز (۱۳۹۷)
امپراطور جهنم (۱۳۹۶)
حکایت دریا (۱۳۹۵)
ایران برگر (۱۳۹۳)
ارتباط خانوادگی (۱۳۸۹)
شکارچی شنبه (۱۳۸۸)
پستچی سهبار در نمیزند (۱۳۸۷)
جزیره آهنی (۱۳۸۳)
شاه خاموش (۱۳۸۲)
دیوانهای از قفس پرید (۱۳۸۱)
زندانی ۷۰۷ (۱۳۸۰)
کمیته مجازات (۱۳۷۷)
برج مینو (۱۳۷۴)
بوی پیراهن یوسف (۱۳۷۴)
شعلههای خشم (۱۳۷۱)
عشق من شهر من (۱۳۷۰)
پول خارجی (۱۳۶۸)
روز باشکوه (۱۳۶۷)
سالهای خاکستر (۱۳۶۷)
ترنج (۱۳۶۵)
دزد و نویسنده (۱۳۶۵)
شیر سنگی (۱۳۶۵)
ناخدا خورشید (۱۳۶۵)
جادههای سرد (۱۳۶۴)
کفشهای میرزا نوروز (۱۳۶۴)
کمالالملک (۱۳۶۲)
جایزه (۱۳۶۱)
آفتابنشینها (۱۳۶۰)
بند (۱۳۶۰)
فصل خون (۱۳۶۰)
مدرسهای که میرفتیم (۱۳۵۹)
دایره مینا (۱۳۵۷)
سرایدار (۱۳۵۵)
مهرگیاه (۱۳۵۴)
پستچی (۱۳۵۱)
ستارخان (۱۳۵۱)
آقای هالو (۱۳۴۹)
گاو (۱۳۴۸)
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۸ بهمن زادروز #استاد_شهرنوش_پارسیپور
( زاده ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ تهران) داستاننویس و مترجم
پارسیپور داستانهایش به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه شدهاست. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان در آمریکا، بهعنوان زن سال برگزیده شد. وی همچنین برنده جایزه بیتای ۲۰۱۶ است. وی در اواخر دهه ۷۰ و مدتی پس از انتشار کتاب «زنان بدون مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومه سانفرانسیسکو زندگی میکند.
او از مادری تهرانی و خانهدار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود به دنیا آمد. وی در رشته علوم اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانشآموخته شد و سپس برای ادامه تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی به دانشگاه سوربن رفت. او در سال ۱۳۴۶ با ناصر تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسیپور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستانهایش با نام مستعار در گاهنامههای گوناگون به چاپ میرسید. نخستین رمان او سگ و زمستان بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
او همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیهکننده برنامه «زنان روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام خسرو گلسرخی و کرامتاله دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند غلامحسین ساعدی، هوشنگ گلشیری، فریده لاشایی و پرویز زاهدی استعفا داد و پس از مدتی به فکر مهاجرت به کانادا افتاد، اما منصرف شد. او در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، بهخاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، دستگیر شد و برای ۴ سال به زندان افتاد و پس از آزادی، بهکار ترجمه و تأسیس کتابفروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب زنان بدون مردان، کمیته منکرات او را احضار کرد و درباره کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبهای که واکنشهای بسیاری برانگیخت، پارسیپور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر مردهایی هستند که از این قانون سوءاستفاده میکنند، مسئلهای دیگر است که باید جداگانه بررسی شود.
داستانها:
آویزههای بلور، مجموعه داستان (۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲)
سایر تالیفات:
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
ترجمهها:
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۸ بهمن زادروز #استاد_شهرنوش_پارسیپور
( زاده ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ تهران) داستاننویس و مترجم
پارسیپور داستانهایش به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه شدهاست. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان در آمریکا، بهعنوان زن سال برگزیده شد. وی همچنین برنده جایزه بیتای ۲۰۱۶ است. وی در اواخر دهه ۷۰ و مدتی پس از انتشار کتاب «زنان بدون مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومه سانفرانسیسکو زندگی میکند.
او از مادری تهرانی و خانهدار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود به دنیا آمد. وی در رشته علوم اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانشآموخته شد و سپس برای ادامه تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی به دانشگاه سوربن رفت. او در سال ۱۳۴۶ با ناصر تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسیپور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستانهایش با نام مستعار در گاهنامههای گوناگون به چاپ میرسید. نخستین رمان او سگ و زمستان بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
او همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیهکننده برنامه «زنان روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام خسرو گلسرخی و کرامتاله دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند غلامحسین ساعدی، هوشنگ گلشیری، فریده لاشایی و پرویز زاهدی استعفا داد و پس از مدتی به فکر مهاجرت به کانادا افتاد، اما منصرف شد. او در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، بهخاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، دستگیر شد و برای ۴ سال به زندان افتاد و پس از آزادی، بهکار ترجمه و تأسیس کتابفروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب زنان بدون مردان، کمیته منکرات او را احضار کرد و درباره کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبهای که واکنشهای بسیاری برانگیخت، پارسیپور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر مردهایی هستند که از این قانون سوءاستفاده میکنند، مسئلهای دیگر است که باید جداگانه بررسی شود.
داستانها:
آویزههای بلور، مجموعه داستان (۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲)
سایر تالیفات:
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
ترجمهها:
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ اسفند زادروز #شادروان_رکنالدین_خسروی
( زاده ۱۶ اسفند ۱۳۰۸ تهران – درگذشته ۲۶ دی ۱۳۹۵ لندن ) نویسنده، مترجم و کارگردان تئاتر
خسروی در سال ۱۳۲۷ از دبیرستان البرز تهران دیپلم ادبیات گرفت و سال بعد بهدانشکده حقوق دانشگاه تهران رفت و در سال ۱۳۲۹ این رشته را ترک کرد و مشغول تحصیل در رشته ادبیات در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شد.
در سال ۱۳۳۴ در دوره ۶ ماهه کلاسهای تئاتر پروفسور دیوید سون شرکت کرد و به فراگیری هنرهای نمایشی پرداخت. وی همچنین در سال ۱۳۳۵ در کلاسهای هنرپیشگی و کارگردانی دکتر محمدی فروغی شرکت کرد و از نخستین دانشجویان در این رشته بود.
در سال ۱۳۳۶ با همکاری دکتر فروغ، اقدام به تاسیس اداره هنرهای دراماتیک کرد و در سال ۱۳۳۷ با کارگردانی و به روی صحنه آوردن "جایی که صلیب گذاشت شد" در اداره هنرهای دراماتیک و ضبط تلویزیونی این نمایش قدم بر این عرصه نهاد.
وی همچنین در این مدت در اداره هنرهای دراماتیک توانست چند تئاتر دیگر را کارگردانی و اجرا کند مانند:
سایه دره، نوشته: ویلیام سینگ
خاموشی دریا، نوشته: ورکور
پیک نیک در میدان جنگ، نوشته: فرناندو آرابال.
او در سال ۱۳۴۲ شروع به همکاری با گروه تئاتر دانشگاه تهران کرد و مشغول کارگردانی این گروه و اجرای نمایشهایی در آنجا شد و در همین سال از سوی اداره هنرهای دراماتیک برای شرکت در دورههای آموزشی بازیگری و کارگردانی کانون تئاتر انگلیس عازم لندن شد. وی در سال ۱۳۴۹ برای تحصیل در رشته کارگردانی تئاتر در مدرسه دراماسنتر با ریاست افتخاری پیتر بروک عازم لندن شد و در سال ۱۳۵۲ به تهران بازگشت و لبخند باشکوه آقای گیل نوشته اکبر رادی را به روی صحنه برد.
او در سال ۱۳۵۴ همکاری خود را با گروه تئاتر دانشگاه صنعتی شریف بهعنوان کارگردان گروه آغاز کرد. در سال ۱۳۶۰ دعوت به پذیرش استعفا و بازنشستگی شد و سال ۱۳۷۵ میهن را به مقصد لندن ترک گفت.
وی تا پایان سال ۱۳۷۱ نیز در آموزشکده هنر "فرهنگسرای نیاوران" بهتدریس "بازیگری" "کارگردانی" و "تاریخ نمایش در ایران" اشتغال داشت. نمایشهای "کوهولین" "ادیپوس "ادیپ شهریار" و "باغ آلبالو" حاصل همکاری بسیاری از دانشجویان این آموزشکده بود.
او علاوه بر اجرای آثار نمایشنامهنویسانی چون آنتون چخوف، ژان پلسارتر، آگوست استریندبرگ کارهایی دیگر از نویسندگان ایرانی از جمله اکبر رادی و غلامحسین ساعدی نیز بر روی صحنه برد.
کتاب خسروی در سال ۱۳۸۶ بهکوشش محمد ایوبی از سوی نشر تجربه منتشر شد. این کتاب بهبررسی آثار اجرایی وی و نقدها و نظرات منتشر شده در مورد نمایشهای او میپردازد.
یکی از سالنهای تماشاخانه سه نقطه در تهران به نام رکنالدین خسروی نامگذاری شده است. این تماشاخانه در ۱۹ خرداد ۱۳۹۲ با پیامی از او افتتاح شد.
رکنالدین خسروی کارگردان و پیشکسوت تئاتر ایران در ۸۷ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشتزهرا بهخاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ اسفند زادروز #شادروان_رکنالدین_خسروی
( زاده ۱۶ اسفند ۱۳۰۸ تهران – درگذشته ۲۶ دی ۱۳۹۵ لندن ) نویسنده، مترجم و کارگردان تئاتر
خسروی در سال ۱۳۲۷ از دبیرستان البرز تهران دیپلم ادبیات گرفت و سال بعد بهدانشکده حقوق دانشگاه تهران رفت و در سال ۱۳۲۹ این رشته را ترک کرد و مشغول تحصیل در رشته ادبیات در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شد.
در سال ۱۳۳۴ در دوره ۶ ماهه کلاسهای تئاتر پروفسور دیوید سون شرکت کرد و به فراگیری هنرهای نمایشی پرداخت. وی همچنین در سال ۱۳۳۵ در کلاسهای هنرپیشگی و کارگردانی دکتر محمدی فروغی شرکت کرد و از نخستین دانشجویان در این رشته بود.
در سال ۱۳۳۶ با همکاری دکتر فروغ، اقدام به تاسیس اداره هنرهای دراماتیک کرد و در سال ۱۳۳۷ با کارگردانی و به روی صحنه آوردن "جایی که صلیب گذاشت شد" در اداره هنرهای دراماتیک و ضبط تلویزیونی این نمایش قدم بر این عرصه نهاد.
وی همچنین در این مدت در اداره هنرهای دراماتیک توانست چند تئاتر دیگر را کارگردانی و اجرا کند مانند:
سایه دره، نوشته: ویلیام سینگ
خاموشی دریا، نوشته: ورکور
پیک نیک در میدان جنگ، نوشته: فرناندو آرابال.
او در سال ۱۳۴۲ شروع به همکاری با گروه تئاتر دانشگاه تهران کرد و مشغول کارگردانی این گروه و اجرای نمایشهایی در آنجا شد و در همین سال از سوی اداره هنرهای دراماتیک برای شرکت در دورههای آموزشی بازیگری و کارگردانی کانون تئاتر انگلیس عازم لندن شد. وی در سال ۱۳۴۹ برای تحصیل در رشته کارگردانی تئاتر در مدرسه دراماسنتر با ریاست افتخاری پیتر بروک عازم لندن شد و در سال ۱۳۵۲ به تهران بازگشت و لبخند باشکوه آقای گیل نوشته اکبر رادی را به روی صحنه برد.
او در سال ۱۳۵۴ همکاری خود را با گروه تئاتر دانشگاه صنعتی شریف بهعنوان کارگردان گروه آغاز کرد. در سال ۱۳۶۰ دعوت به پذیرش استعفا و بازنشستگی شد و سال ۱۳۷۵ میهن را به مقصد لندن ترک گفت.
وی تا پایان سال ۱۳۷۱ نیز در آموزشکده هنر "فرهنگسرای نیاوران" بهتدریس "بازیگری" "کارگردانی" و "تاریخ نمایش در ایران" اشتغال داشت. نمایشهای "کوهولین" "ادیپوس "ادیپ شهریار" و "باغ آلبالو" حاصل همکاری بسیاری از دانشجویان این آموزشکده بود.
او علاوه بر اجرای آثار نمایشنامهنویسانی چون آنتون چخوف، ژان پلسارتر، آگوست استریندبرگ کارهایی دیگر از نویسندگان ایرانی از جمله اکبر رادی و غلامحسین ساعدی نیز بر روی صحنه برد.
کتاب خسروی در سال ۱۳۸۶ بهکوشش محمد ایوبی از سوی نشر تجربه منتشر شد. این کتاب بهبررسی آثار اجرایی وی و نقدها و نظرات منتشر شده در مورد نمایشهای او میپردازد.
یکی از سالنهای تماشاخانه سه نقطه در تهران به نام رکنالدین خسروی نامگذاری شده است. این تماشاخانه در ۱۹ خرداد ۱۳۹۲ با پیامی از او افتتاح شد.
رکنالدین خسروی کارگردان و پیشکسوت تئاتر ایران در ۸۷ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشتزهرا بهخاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
آنها میتوانستند نظریهای در جهت همکاری با جریانهای میانهروتر حکومت طرح کنند. اگر شریعتی و دیگران به ساختمان فکر رفرمیستی میپرداختند تا فرصت برسد – که یقینا میرسید – و آنگاه دست به فعالیت آزدیخواهانه و عاقلانه میزدند کشور عاقبت دیگری داشت. اگر آنها برای باز شدن تدریجی فضای سیاسی در نظام شاهنشاهی تلاش میکردند تاریخ روند دیگری بخود مییافت. اما روشنفکران راه انقلاب را برگزیدند.
این مسله یعنی «انتخاب انقلاب» عملا شامل حال اکثر روشنفکران ایرانی دهه ۴۰ و ۵۰ میشود. از غلامحسین ساعدی، آل احمد و البته شریعتی گرفته تا احمد شاملو و هما ناطق.
البته و صد البته ریشه اصلی مشکل کشور، استبداد حکومت و فقر فرهنگ سیاسی بود که به انقلاب انجامید اما حتی در این شرایط نباید «اراده، عاملیت و انتخاب» عنصر اپوزیسیون را نادیده گرفت و از شخص روشنفکر سیاسی سلب مسئولیت کرد و اندیشه او را حاصل صرف جبر تاریخی، روح حاکم زمانه و یا جهل دانست. در همان فضای معیوب، انتخاب شریعتی آگاهانه بود. در همان فضای معیوب، شریعتی امکان انتخاب دیگری داشت.
امروز نیز، ما به معنایی با همین معادله مواجه هستیم. باید ببینیم فعالین سیاسی (که اکنون جای روشنفکران را گرفتهاند) چگونه انتخابهای خود را خواهند کرد. به جدا از جبر حاکم، محدودیت دانایی و روح حاکم زمانه آیا فعالین سیاسی ما انتخابهای درستی خواهند کرد و یا اینکه در فردای امروز باردیگر پوزش خواهند خواست؟
#سعید_برزین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
این مسله یعنی «انتخاب انقلاب» عملا شامل حال اکثر روشنفکران ایرانی دهه ۴۰ و ۵۰ میشود. از غلامحسین ساعدی، آل احمد و البته شریعتی گرفته تا احمد شاملو و هما ناطق.
البته و صد البته ریشه اصلی مشکل کشور، استبداد حکومت و فقر فرهنگ سیاسی بود که به انقلاب انجامید اما حتی در این شرایط نباید «اراده، عاملیت و انتخاب» عنصر اپوزیسیون را نادیده گرفت و از شخص روشنفکر سیاسی سلب مسئولیت کرد و اندیشه او را حاصل صرف جبر تاریخی، روح حاکم زمانه و یا جهل دانست. در همان فضای معیوب، انتخاب شریعتی آگاهانه بود. در همان فضای معیوب، شریعتی امکان انتخاب دیگری داشت.
امروز نیز، ما به معنایی با همین معادله مواجه هستیم. باید ببینیم فعالین سیاسی (که اکنون جای روشنفکران را گرفتهاند) چگونه انتخابهای خود را خواهند کرد. به جدا از جبر حاکم، محدودیت دانایی و روح حاکم زمانه آیا فعالین سیاسی ما انتخابهای درستی خواهند کرد و یا اینکه در فردای امروز باردیگر پوزش خواهند خواست؟
#سعید_برزین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
سیمین دانشور ۱۳۰۰
ابراهیم گلستان ۱۳۰۱
جلال آلاحمد ۱۳۰۲
پروین دولتآبادی ۱۳۰۳
احمد شاملو ۱۳۰۴
هوشنگ ابتهاج ۱۳۰۶
توران میرهادی ۱۳۰۶
مهدی اخوانثالث ۱۳۰۷
سهراب سپهری ۱۳۰۷
نجف دریابندری ۱۳۰۸
احمد محمود ۱۳۱۰
پری صابری ۱۳۱۱
فروغ فرخزاد ۱۳۱۳
رضا براهنی ۱۳۱۴
غلامحسین ساعدی ۱۳۱۴
بهرام صادقی ۱۳۱۵
هوشنگ گلشیری ۱۳۱۶
بهرام بیضایی ۱۳۱۷
محمدرضا شفیعی کدکنی ۱۳۱۸
محمود دولتآبادی ۱۳۱۹
محمدرضا شجریان ۱۳۱۹
چه شروع زیبایی.
چه آستانهی حیرتانگیزی.
هر سال به اندازه یک قرن سنگینی و وزن داشته
و حالا چیزی به انتهای این سده نمانده.
یک انتهای الکی
شروعی بدون اسطوره های ماندگار...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
سیمین دانشور ۱۳۰۰
ابراهیم گلستان ۱۳۰۱
جلال آلاحمد ۱۳۰۲
پروین دولتآبادی ۱۳۰۳
احمد شاملو ۱۳۰۴
هوشنگ ابتهاج ۱۳۰۶
توران میرهادی ۱۳۰۶
مهدی اخوانثالث ۱۳۰۷
سهراب سپهری ۱۳۰۷
نجف دریابندری ۱۳۰۸
احمد محمود ۱۳۱۰
پری صابری ۱۳۱۱
فروغ فرخزاد ۱۳۱۳
رضا براهنی ۱۳۱۴
غلامحسین ساعدی ۱۳۱۴
بهرام صادقی ۱۳۱۵
هوشنگ گلشیری ۱۳۱۶
بهرام بیضایی ۱۳۱۷
محمدرضا شفیعی کدکنی ۱۳۱۸
محمود دولتآبادی ۱۳۱۹
محمدرضا شجریان ۱۳۱۹
چه شروع زیبایی.
چه آستانهی حیرتانگیزی.
هر سال به اندازه یک قرن سنگینی و وزن داشته
و حالا چیزی به انتهای این سده نمانده.
یک انتهای الکی
شروعی بدون اسطوره های ماندگار...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Audio
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#پادگان_خاکستری
نوشته: غلامحسین ساعدی
مجموعه داستان: آشفته حالان بیدار بخت
با صدای🎙 مهرک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#پادگان_خاکستری
نوشته: غلامحسین ساعدی
مجموعه داستان: آشفته حالان بیدار بخت
با صدای🎙 مهرک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
مراسم معارفه
غلامحسین ساعدی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
مراسم معارفه
نوشته: غلامحسین ساعدی
مجموعه داستان: شب نشینی با شکوه
با صدای🎙 پژمان رضایی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
مراسم معارفه
نوشته: غلامحسین ساعدی
مجموعه داستان: شب نشینی با شکوه
با صدای🎙 پژمان رضایی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
من کامو را بر سارتر ترجیح می دهم،
عود را به جملگی سازها.
کوه را به دریا، دالی را به پیکاسو.
شاملو را، حتی به نیما.
تو اما ساعدی را دوست تر داری و بالزاک را.
پیانو وسنتور را به عود ترجیح می دهی.
نه دالی را طالبی نه پیکاسو را. ون گوک را به هر دو ترجیح می دهی.
شاملو را دوست داری، اما هرگز نه به قدر سهراب سپهری.
دریا را دوست داری اما نه دریایی را که باید حسرت زده به آن نگریست...
بیا درباره ی همه ی اینها به گفت و گو بنشینیم!
بیا بحث کنیم!
بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم!
بیا کلنجار برویم!
اما سر انجام، نخواهیم که غلبه کنیم
و این غلبه منجر به آن شود که تو نیز چون من بیندیشی یا به عکس.
مختصری نزدیک شدن بهتر از غرق شدن است.
تفاهم، بهتر از تسلیم شدن است.
تا زمانی که تو ساعدی را ترجیح می دهی، و سهراب را، درست تا آن زمان، ساعدی و سهراب مرا به تفکر و شناخت، به زنده بودن و حرکت کردن وادار می کنند. اگر تو، همه من شوی، من و تو سهراب را کشته ایم ، و ساعدی را، و بسیاری را...
#نادر_ابراهیمی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
من کامو را بر سارتر ترجیح می دهم،
عود را به جملگی سازها.
کوه را به دریا، دالی را به پیکاسو.
شاملو را، حتی به نیما.
تو اما ساعدی را دوست تر داری و بالزاک را.
پیانو وسنتور را به عود ترجیح می دهی.
نه دالی را طالبی نه پیکاسو را. ون گوک را به هر دو ترجیح می دهی.
شاملو را دوست داری، اما هرگز نه به قدر سهراب سپهری.
دریا را دوست داری اما نه دریایی را که باید حسرت زده به آن نگریست...
بیا درباره ی همه ی اینها به گفت و گو بنشینیم!
بیا بحث کنیم!
بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم!
بیا کلنجار برویم!
اما سر انجام، نخواهیم که غلبه کنیم
و این غلبه منجر به آن شود که تو نیز چون من بیندیشی یا به عکس.
مختصری نزدیک شدن بهتر از غرق شدن است.
تفاهم، بهتر از تسلیم شدن است.
تا زمانی که تو ساعدی را ترجیح می دهی، و سهراب را، درست تا آن زمان، ساعدی و سهراب مرا به تفکر و شناخت، به زنده بودن و حرکت کردن وادار می کنند. اگر تو، همه من شوی، من و تو سهراب را کشته ایم ، و ساعدی را، و بسیاری را...
#نادر_ابراهیمی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
ما زندهایم! پویایی در وجود ماست. نمیخواهیم بمیریم. نه تنها خودکشی فرهنگی نمیکنیم که رودررو با فرهنگکشی مقابله میکنیم.
#غلامحسین_ساعدی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
ما زندهایم! پویایی در وجود ماست. نمیخواهیم بمیریم. نه تنها خودکشی فرهنگی نمیکنیم که رودررو با فرهنگکشی مقابله میکنیم.
#غلامحسین_ساعدی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
#_ساعدی؛ روشنفکر کمونیست و چپگرای کمخرد
ساعدی: «هر روز مهمونی بود تو این مملکت. جشن هنر راه میانداختند. توهین، توهین، توهین..»
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
#_ساعدی؛ روشنفکر کمونیست و چپگرای کمخرد
ساعدی: «هر روز مهمونی بود تو این مملکت. جشن هنر راه میانداختند. توهین، توهین، توهین..»
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
#_جالب_است_بخوانید
باتشکروسپاس ازسارای خوب ونازنین
♦️ شاملو و زنان
💢 چه کسی احمد شاملو را کشف کرد و چگونه پلهی شهرت و ثروت او شد؟
ماجرای گور انترفکر ساعدی، سبب کاویدن بیشتر در زندگی و دیدگاههای واقعی این قماش شده که برای مسموم کردن ذهن جوان ایرانی ماموریت داشتند و نتیجهاش تباهی زندگی، ایرانیان بود.
احمد شاملو یکی از آنهاست؛ سارق ادبی، بیسواد و انیرانی که او را با شعرهایش و بیشتر عاشقانههایش میشناسند. شاملو سه بار ازدواج کرد:
نخستین بار و پیش از شهرتش با اشرفالملوک اسلامیه، برای بار دوم با طوسی حائری و بار سوم و آخرین بار، آیدا سرکیسیان که بیش از دو نفر پیشین شهرت دارد و شاملو تلاش کرد او را به عنوان منبع الهام عاشقانههایش بشناساند فارغ از آنکه تمام عمرش، بیبندوبار و لاقید بود.
اشرفالملوک اسلامیه، نخستین زن شاملو، یک آموزگار بود که ده سال با شاملو زندگی کرد و ۴ بار باردار شد. هر ۴ بچهی شاملو از اوست که به دلیل کاری که با مادرشان کرد، عمومن از او بیزارند. شاملو در این دوران فردی بیشهرت بود که حتا دیپلم هم نداشت و در تقلا برای یافتن راهی به مجلسهای ادبی بود.
اینجا با طوسی حائری آشنا شد، زنی از طبقهی شناختهشده، از پیشگامان جنبش زنان، کسی که میتوانست راه ورود او به محفلهای ادبی، پلهی شهرت و پل ثروت شود. طوسی حائری، که بیشتر او را با نام نخستین گویندهی رادیوی ملی ایران میشناسند، یکی از ۱۲ پیشگام ورود دختران به دانشسرای عالی و دانشکده علوم و ادبیات دانشگاه تهران بود؛ جایی که پس از قانون آزادی پوشش رضاشاه، بسیاری بزرگان از فرستادن دخترانشان و اختلاط آزاد دختر و پسر و آزادی پوشش دخترانشان میترسیدند اما طوسی حائری نه تنها نخستین زنی شد که لیسانس ادبیات فارسی را از دانشگاه تهران گرفت که برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و در نهایت با مدرک دکترای ادبیات از دانشگاه سوربون به ایران بازگشت.
برخلاف کلیشهها دربارهی آیدا، بیتردید طوسی بود که شاملو را پرورش داد. شاملو با استفاده از سرشناسی طوسی حائری به محفلهای ادبی بزرگتر و مهمتری معرفی شد، با استفاده از سواد ادبی و تسلط همسر دومش به زبان فرانسه، کتابها و شعرهایی ترجمه و به زبان فارسی منتشر کرد و خودش را با نام مترجم در کنار شاعر جا انداخت در حالی که فرانسه نمیدانست و بیشترین سهم در ترجمهی این کتابها را طوسی حائری داشت. همچنین طوسی حائری با راهاندازی مجلهی «آشنا» از ثروت شخصیاش، شاملو را که پیشینهی چندانی در روزنامهنگاری نداشت، به سردبیری این مجله گمارد که به زودی پاتوق شاعران و نویسندگان شد و به شاملو اعتبار و وزن بخشید.
زندگی مشترک طوسی و شاملو بیش از ۴ سال دوام نیافت. اعتیاد شاملو به افیون و ارتباطات خارج از ازدواجش، به ویژه در سال آخر با آیدا سرکیسیان، این ازدواج را به بحران کشید، به ویژه که هدف شاملو از ازدواج با زنی که ۸ سال از او بزرگتر و در زمان خودش مشهورتر و معتبرتر بود، تامین شده بود و دیگر به طوسی حائری نیازی نداشت. نجف دریابندری دربارهاش نوشته است: «طوسی زن خوبی بود. من بیشتر با او رفیق شدم. علت جدا شدن من از شاملو هم همین رفتارش با طوسی بود. طوسی یک روز به من گفت: «شاملو معتاد است. من چند بار او را پیش دکتر بردهام ترک کرده اما دوباره! شما که رفیقش هستی بهش بگو که ترک کند.»
🔻افزون بر اعتیاد که شاملو تمام عمرش در بند آن بود، او در عین بیسوادی و فقدان تحصیلات و سرقتهای ادبیاش، از خودشیفتگی هم رنج میبرد، بنابراین، پس از افزایش شهرت و اعتبارش، نمیتوانست زنی را تحمل کند که مجیزش را نمیگفت و خودساخته و مستقل بود. سیروس شاملو دربارهی جدایی پدرش از طوسی حائری گفته است: «یکی از دلایلی که شاملو از او جدا شد این بود که طوسی اظهارنظر میکرد و خودساخته بود و نمیخواست به شوهرش متوسل شود. یعنی بعضی برای ایرادگرفتن فکر آیندهشون رو میکنند، ولی بعضیا نمیکنند.»
ازدواج این دو سرانجام به پایان رسید، و شاملو به قول انترفکر ابراهیم گلستان، پس از بالا کشیدن ثروت طوسی، او را از خانه بیرون کرد، زنی را که تمام زندگی و داشتههایش را به او مدیون بود و در شعر «ماهی»، «برای طوسی» نوشته بود:
من فکر میکنم
هرگز نبوده قلب من
اینگونه گرم و سرخ.
احساس میکنم در بدترین دقایق این شام مرگزای
چندین چشمه خورشید
در دلم
میجوشد از یقین؛
احساس میکنم در هر کنار و گوشه این شورهزار یاس
چندین هزار جنگل شاداب
ناگهان
میروید از زمین.
✍️#_سارای_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
#_جالب_است_بخوانید
باتشکروسپاس ازسارای خوب ونازنین
♦️ شاملو و زنان
💢 چه کسی احمد شاملو را کشف کرد و چگونه پلهی شهرت و ثروت او شد؟
ماجرای گور انترفکر ساعدی، سبب کاویدن بیشتر در زندگی و دیدگاههای واقعی این قماش شده که برای مسموم کردن ذهن جوان ایرانی ماموریت داشتند و نتیجهاش تباهی زندگی، ایرانیان بود.
احمد شاملو یکی از آنهاست؛ سارق ادبی، بیسواد و انیرانی که او را با شعرهایش و بیشتر عاشقانههایش میشناسند. شاملو سه بار ازدواج کرد:
نخستین بار و پیش از شهرتش با اشرفالملوک اسلامیه، برای بار دوم با طوسی حائری و بار سوم و آخرین بار، آیدا سرکیسیان که بیش از دو نفر پیشین شهرت دارد و شاملو تلاش کرد او را به عنوان منبع الهام عاشقانههایش بشناساند فارغ از آنکه تمام عمرش، بیبندوبار و لاقید بود.
اشرفالملوک اسلامیه، نخستین زن شاملو، یک آموزگار بود که ده سال با شاملو زندگی کرد و ۴ بار باردار شد. هر ۴ بچهی شاملو از اوست که به دلیل کاری که با مادرشان کرد، عمومن از او بیزارند. شاملو در این دوران فردی بیشهرت بود که حتا دیپلم هم نداشت و در تقلا برای یافتن راهی به مجلسهای ادبی بود.
اینجا با طوسی حائری آشنا شد، زنی از طبقهی شناختهشده، از پیشگامان جنبش زنان، کسی که میتوانست راه ورود او به محفلهای ادبی، پلهی شهرت و پل ثروت شود. طوسی حائری، که بیشتر او را با نام نخستین گویندهی رادیوی ملی ایران میشناسند، یکی از ۱۲ پیشگام ورود دختران به دانشسرای عالی و دانشکده علوم و ادبیات دانشگاه تهران بود؛ جایی که پس از قانون آزادی پوشش رضاشاه، بسیاری بزرگان از فرستادن دخترانشان و اختلاط آزاد دختر و پسر و آزادی پوشش دخترانشان میترسیدند اما طوسی حائری نه تنها نخستین زنی شد که لیسانس ادبیات فارسی را از دانشگاه تهران گرفت که برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و در نهایت با مدرک دکترای ادبیات از دانشگاه سوربون به ایران بازگشت.
برخلاف کلیشهها دربارهی آیدا، بیتردید طوسی بود که شاملو را پرورش داد. شاملو با استفاده از سرشناسی طوسی حائری به محفلهای ادبی بزرگتر و مهمتری معرفی شد، با استفاده از سواد ادبی و تسلط همسر دومش به زبان فرانسه، کتابها و شعرهایی ترجمه و به زبان فارسی منتشر کرد و خودش را با نام مترجم در کنار شاعر جا انداخت در حالی که فرانسه نمیدانست و بیشترین سهم در ترجمهی این کتابها را طوسی حائری داشت. همچنین طوسی حائری با راهاندازی مجلهی «آشنا» از ثروت شخصیاش، شاملو را که پیشینهی چندانی در روزنامهنگاری نداشت، به سردبیری این مجله گمارد که به زودی پاتوق شاعران و نویسندگان شد و به شاملو اعتبار و وزن بخشید.
زندگی مشترک طوسی و شاملو بیش از ۴ سال دوام نیافت. اعتیاد شاملو به افیون و ارتباطات خارج از ازدواجش، به ویژه در سال آخر با آیدا سرکیسیان، این ازدواج را به بحران کشید، به ویژه که هدف شاملو از ازدواج با زنی که ۸ سال از او بزرگتر و در زمان خودش مشهورتر و معتبرتر بود، تامین شده بود و دیگر به طوسی حائری نیازی نداشت. نجف دریابندری دربارهاش نوشته است: «طوسی زن خوبی بود. من بیشتر با او رفیق شدم. علت جدا شدن من از شاملو هم همین رفتارش با طوسی بود. طوسی یک روز به من گفت: «شاملو معتاد است. من چند بار او را پیش دکتر بردهام ترک کرده اما دوباره! شما که رفیقش هستی بهش بگو که ترک کند.»
🔻افزون بر اعتیاد که شاملو تمام عمرش در بند آن بود، او در عین بیسوادی و فقدان تحصیلات و سرقتهای ادبیاش، از خودشیفتگی هم رنج میبرد، بنابراین، پس از افزایش شهرت و اعتبارش، نمیتوانست زنی را تحمل کند که مجیزش را نمیگفت و خودساخته و مستقل بود. سیروس شاملو دربارهی جدایی پدرش از طوسی حائری گفته است: «یکی از دلایلی که شاملو از او جدا شد این بود که طوسی اظهارنظر میکرد و خودساخته بود و نمیخواست به شوهرش متوسل شود. یعنی بعضی برای ایرادگرفتن فکر آیندهشون رو میکنند، ولی بعضیا نمیکنند.»
ازدواج این دو سرانجام به پایان رسید، و شاملو به قول انترفکر ابراهیم گلستان، پس از بالا کشیدن ثروت طوسی، او را از خانه بیرون کرد، زنی را که تمام زندگی و داشتههایش را به او مدیون بود و در شعر «ماهی»، «برای طوسی» نوشته بود:
من فکر میکنم
هرگز نبوده قلب من
اینگونه گرم و سرخ.
احساس میکنم در بدترین دقایق این شام مرگزای
چندین چشمه خورشید
در دلم
میجوشد از یقین؛
احساس میکنم در هر کنار و گوشه این شورهزار یاس
چندین هزار جنگل شاداب
ناگهان
میروید از زمین.
✍️#_سارای_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_نـــویـــســـنـــده
#شهرنوش_پارسیپور
#معرفی_کتاب
داستاننویس و مترجم ایرانی
شهرنوش پارسیپور
Shahrnunsh Parsipur
زاده
۲۸ بهمن ۱۳۲۴ (۷۴ سال)
تهران
محل زندگی
تهران، خرمشهر، فرانسه، آلبانی، کالیفرنیا، ریچموند، کالیفرنیا
زمینه کاری
داستاننویس و مترجم
ملیت:ایرانی
تحصیلات:جامعهشناسی از دانشگاه تهران
همسر(ها)
ناصر تقوایی (۱۳۴۶–۱۳۵۲)
فرزند(ان):علی
جوایز: #جایزه_بیتا، ۲۰۱۶
شَهرنوش پارسیپور (زادهٔ ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران) داستاننویس و مترجم ایرانی است.داستانهای پارسیپور به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه شدهاست. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان در آمریکا، به عنوان زن سال برگزیده شد. پارسیپور همچنین برندهٔ #جایزه_بیتای_۲۰۱۶ است. او در اواخر دهه ۷۰ خورشیدی و مدتی پس از انتشار کتاب « #زنان_بدون_مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومهی #سانفرانسیسکو زندگی میکند.
#افتخارات
#دکتری_عالی_ادبیات #افتخاری از #دانشگاه_براون، ۲۰۱۰
#بیوگرافی
#شهرنوش_پارسی_پور
شهرنوش پارسیپور در شهر تهران از مادری تهرانی و خانهدار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود متولد شد.او در رشتهٔ #علوم_اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانشآموخته شد و سپس برای ادامهی تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی وارد دانشگاه سوربن شد. #پارسیپور در سال ۱۳۴۶ با #ناصر_تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسیپور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستانهایش با نام مستعار در #گاهنامههای گوناگون به چاپ میرسید. نخستین رمان او #سگ_و_زمستان_بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
🍁🍁🍁🍁🍁
پارسیپور همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیهکننده برنامه «#زنان_روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام #خسرو_گلسرخی و #کرامتالله_دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند #غلامحسین_ساعدی، #هوشنگ_گلشیری، #فریده_لاشایی و #پرویز_زاهدی از تلویزیون #استعفاء داد. مدتی پس از استعفاء او را بازداشت کردند و ۵۴ روز را در زندان سپری کرد. پس از زندان به فکر مهاجرت به کانادا افتاد اما منصرف شد. بار دوم در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، به خاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، هنگام ملاقات با خواهر زندانیش دستگیر شد و برای ۴ سال دیگر به زندان افتاد.
🍁🍁🍁🍁
پارسیپور پس از آزادی، به کار ترجمه و تأسیس کتابفروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب #زنان_بدون_مردان،کمیته منکرات او را احضار کرد و دربارهٔ کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که شهرنوش به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبهای که واکنشهای بسیاری برانگیخت، پارسیپور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر مردهایی هستند که از این قانون سوءاستفاده میکنند، مسئلهای دیگر است که باید جداگانه بررسی شود.
#آثار
#شهرنوش_پارسی_پور
#معرفی_کتاب
⬅️شناختهترین کارِ پارسیپور در ایران #طوبا_و_معنای_شب وبیرون از ایران #زنان_بدون_مردان است.
#رمانها
سگ و زمستان بلند (۱۳۵۵)
طوبا و معنای شب (۱۳۶۸)
عقل آبی (۱۳۷۱)
ماجرای ساده و کوچک روح درخت (۱۳۷۸)
شیوا (۱۳۷۸)
بر بال باد نشستن (۱۳۸۱)
کمی بهار (۱۳۹۸)
⬅️مجموعه داستان
تجربههای آزاد (۱۳۵۷ بازچاپ در ۱۳۷۱)
آویزههای بلور (مجموعه داستان ۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲
سایر #تالیفات
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
#ترجمهها
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_نـــویـــســـنـــده
#شهرنوش_پارسیپور
#معرفی_کتاب
داستاننویس و مترجم ایرانی
شهرنوش پارسیپور
Shahrnunsh Parsipur
زاده
۲۸ بهمن ۱۳۲۴ (۷۴ سال)
تهران
محل زندگی
تهران، خرمشهر، فرانسه، آلبانی، کالیفرنیا، ریچموند، کالیفرنیا
زمینه کاری
داستاننویس و مترجم
ملیت:ایرانی
تحصیلات:جامعهشناسی از دانشگاه تهران
همسر(ها)
ناصر تقوایی (۱۳۴۶–۱۳۵۲)
فرزند(ان):علی
جوایز: #جایزه_بیتا، ۲۰۱۶
شَهرنوش پارسیپور (زادهٔ ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران) داستاننویس و مترجم ایرانی است.داستانهای پارسیپور به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه شدهاست. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان در آمریکا، به عنوان زن سال برگزیده شد. پارسیپور همچنین برندهٔ #جایزه_بیتای_۲۰۱۶ است. او در اواخر دهه ۷۰ خورشیدی و مدتی پس از انتشار کتاب « #زنان_بدون_مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومهی #سانفرانسیسکو زندگی میکند.
#افتخارات
#دکتری_عالی_ادبیات #افتخاری از #دانشگاه_براون، ۲۰۱۰
#بیوگرافی
#شهرنوش_پارسی_پور
شهرنوش پارسیپور در شهر تهران از مادری تهرانی و خانهدار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود متولد شد.او در رشتهٔ #علوم_اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانشآموخته شد و سپس برای ادامهی تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی وارد دانشگاه سوربن شد. #پارسیپور در سال ۱۳۴۶ با #ناصر_تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسیپور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستانهایش با نام مستعار در #گاهنامههای گوناگون به چاپ میرسید. نخستین رمان او #سگ_و_زمستان_بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
🍁🍁🍁🍁🍁
پارسیپور همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیهکننده برنامه «#زنان_روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام #خسرو_گلسرخی و #کرامتالله_دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند #غلامحسین_ساعدی، #هوشنگ_گلشیری، #فریده_لاشایی و #پرویز_زاهدی از تلویزیون #استعفاء داد. مدتی پس از استعفاء او را بازداشت کردند و ۵۴ روز را در زندان سپری کرد. پس از زندان به فکر مهاجرت به کانادا افتاد اما منصرف شد. بار دوم در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، به خاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، هنگام ملاقات با خواهر زندانیش دستگیر شد و برای ۴ سال دیگر به زندان افتاد.
🍁🍁🍁🍁
پارسیپور پس از آزادی، به کار ترجمه و تأسیس کتابفروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب #زنان_بدون_مردان،کمیته منکرات او را احضار کرد و دربارهٔ کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که شهرنوش به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبهای که واکنشهای بسیاری برانگیخت، پارسیپور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر مردهایی هستند که از این قانون سوءاستفاده میکنند، مسئلهای دیگر است که باید جداگانه بررسی شود.
#آثار
#شهرنوش_پارسی_پور
#معرفی_کتاب
⬅️شناختهترین کارِ پارسیپور در ایران #طوبا_و_معنای_شب وبیرون از ایران #زنان_بدون_مردان است.
#رمانها
سگ و زمستان بلند (۱۳۵۵)
طوبا و معنای شب (۱۳۶۸)
عقل آبی (۱۳۷۱)
ماجرای ساده و کوچک روح درخت (۱۳۷۸)
شیوا (۱۳۷۸)
بر بال باد نشستن (۱۳۸۱)
کمی بهار (۱۳۹۸)
⬅️مجموعه داستان
تجربههای آزاد (۱۳۵۷ بازچاپ در ۱۳۷۱)
آویزههای بلور (مجموعه داستان ۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲
سایر #تالیفات
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
#ترجمهها
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity