This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏
«برای کشوری مانند کشور من که تاریخی باشکوه دارد اما مصیبتها و سختیهای زیادی را تجربه کرده، حتی اگر بسیار سقوط کرده باشد، همیشه این فرصت وجود دارد تا اگر آرمان و هدفی داشته باشد، دوباره بر سر پا بایستد و بر همه دشواریها غلبه کند.»
#_شاهنشاه_آریامهر_محمدرضا_شاه_پهلوی
#جاویدشاه
#KingRezaPahlavi
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏
«برای کشوری مانند کشور من که تاریخی باشکوه دارد اما مصیبتها و سختیهای زیادی را تجربه کرده، حتی اگر بسیار سقوط کرده باشد، همیشه این فرصت وجود دارد تا اگر آرمان و هدفی داشته باشد، دوباره بر سر پا بایستد و بر همه دشواریها غلبه کند.»
#_شاهنشاه_آریامهر_محمدرضا_شاه_پهلوی
#جاویدشاه
#KingRezaPahlavi
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
چرا در ایران مدرسه جای خوبی نیست؟
تقریبا هیچ بچهای نیست که از مدرسه رفتن لذت ببرد، آنها در سنی که پر از انرژی هستند، مجبورند، ساعتها پشت میز بنشینند، ساکت باشند و به حوصلهسربرترین حرفهای دنیا گوش بدهند.
ما در مدرسهای که ماشین حساب هم ممنوع بود، در حال مصنوعی آموزش دیدن برای عصر دیجیتال بودیم و معلمهای ما هیچ درکی از وضعیت جهان در آینده نداشتند.
در مدرسه، شبیه به یک اداره، پشت میز مینشستیم و اطاعت از ارباب را تمرین میکردیم. مدرسه نمیخواست که ما نوازنده، نقاش یا کارآفرین شویم؛ فقط میخواست در آینده کارمندهای مطیعی باشیم.
در مدرسه، کمک کردن به دیگران، اسمش تقلب بود و بابت آن جریمه میشدیم. آن جا حرص میخوردیم که نمره خودمان را بیتوجه به وضعیت دیگران، حداکثر کنیم، تا در بزرگسالی همین کار را با حساب بانکیمان تکرار کنیم.
کسی که در هنر و ورزش استعداد داشت، اما از ریاضی خوشش نمیآمد، شاگرد تنبل کلاس بود! مهم نبود نبوغش در نقاشی یا موسیقی چقدر باشد.
سوالهای مدرسه، یک جواب مشخص داشتند و هر جوابی غیر از آن، غلط بود.
در حالی که چالش اصلی دنیای امروز، پیدا کردن جوابهای جدید و حتی طرح سوالهای جدید است.
وقتی بزرگ شدیم، سوالمان این بود که از چه طریق میتوانیم برای خرید خانه تامین مالی کنیم
بهطوری که کمترین هزینه مالی را داشته باشد.
در مدرسه چه چیزی یاد گرفته بودیم؟
اتحاد مزدوج و میتوکندری و قانون کیرشهف که به هیچ دردی نخوردند.
درس ادبیات به جای این که ما را شیفته سعدی و بیدل دهلوی کند، با متونی که حتی ارزش ادبی هم نداشتند، ما را از شعر و داستان متنفر کرد و باعث شد سرانه مطالعه به زیر صفر سقوط کند!
تجربه کشورهایی مثل فنلاند نشان داده که آموزش میتواند کاربردی، مفرح، فراگیر و خلاق باشد.
#_پوریا_بختیاری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
چرا در ایران مدرسه جای خوبی نیست؟
تقریبا هیچ بچهای نیست که از مدرسه رفتن لذت ببرد، آنها در سنی که پر از انرژی هستند، مجبورند، ساعتها پشت میز بنشینند، ساکت باشند و به حوصلهسربرترین حرفهای دنیا گوش بدهند.
ما در مدرسهای که ماشین حساب هم ممنوع بود، در حال مصنوعی آموزش دیدن برای عصر دیجیتال بودیم و معلمهای ما هیچ درکی از وضعیت جهان در آینده نداشتند.
در مدرسه، شبیه به یک اداره، پشت میز مینشستیم و اطاعت از ارباب را تمرین میکردیم. مدرسه نمیخواست که ما نوازنده، نقاش یا کارآفرین شویم؛ فقط میخواست در آینده کارمندهای مطیعی باشیم.
در مدرسه، کمک کردن به دیگران، اسمش تقلب بود و بابت آن جریمه میشدیم. آن جا حرص میخوردیم که نمره خودمان را بیتوجه به وضعیت دیگران، حداکثر کنیم، تا در بزرگسالی همین کار را با حساب بانکیمان تکرار کنیم.
کسی که در هنر و ورزش استعداد داشت، اما از ریاضی خوشش نمیآمد، شاگرد تنبل کلاس بود! مهم نبود نبوغش در نقاشی یا موسیقی چقدر باشد.
سوالهای مدرسه، یک جواب مشخص داشتند و هر جوابی غیر از آن، غلط بود.
در حالی که چالش اصلی دنیای امروز، پیدا کردن جوابهای جدید و حتی طرح سوالهای جدید است.
وقتی بزرگ شدیم، سوالمان این بود که از چه طریق میتوانیم برای خرید خانه تامین مالی کنیم
بهطوری که کمترین هزینه مالی را داشته باشد.
در مدرسه چه چیزی یاد گرفته بودیم؟
اتحاد مزدوج و میتوکندری و قانون کیرشهف که به هیچ دردی نخوردند.
درس ادبیات به جای این که ما را شیفته سعدی و بیدل دهلوی کند، با متونی که حتی ارزش ادبی هم نداشتند، ما را از شعر و داستان متنفر کرد و باعث شد سرانه مطالعه به زیر صفر سقوط کند!
تجربه کشورهایی مثل فنلاند نشان داده که آموزش میتواند کاربردی، مفرح، فراگیر و خلاق باشد.
#_پوریا_بختیاری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
"موسولینی" وقتی در ایتالیا به قدرت رسید همچون رهبری فرهمند، با آغوش بازِ مردم روبرو شد. در آن سالهای نخستِ حکومتش «قهرمان ملی» ایتالیاییها بود و «بهترین شمشیرزن و سوارکار »ایتالیا و«مردترین مرد» ایتالیا و.
همه ایتالیاییها گوش به فرمان او بودند. اما به تدریج ستاره بخت دیکتاتور غروب کرد و پس از بیست سال حکومتِ جابرانه عاقبت مجبور به فرار شد. با این حال حتی در آخرین روزهای حکومتش باورش شده بود که مردم ایتالیا یکپارچه پشت سرش هستند. "موسولینی" در دسامبر هزارونهصدوچهلوچهار از پایتخت به شمال ایتالیا فرار کرد. او در صدد این بود به نحوی جان خودش را از دست مردم و نیروهای متفقین نجات دهد. او طی فرار، گذارش به شهر شمالی میلان افتاد. مردم شهر که از حضور ناگهانی "موسولینی" مطلع شده بودند دور ماشینش جمع شدند. شمار جمعیت به دهها هزار نفر بالغ میشد. آنها به هر دلیلی شروع کردند به شعار دادن به نفع "موسولینی"(رفتار مردم بعضی وقتها غیرقابل پیشبینی و گولزننده است).
حاکم فراری ایتالیا باورش نمیشد که در اوج فرار و سقوط با چنین واکنش پرشوری روبرو شود. او چند ساعت بعد به همسرش گفت: "من بیست سال در این مملکت حکومت کردم اما هرگز چنین استقبال پرشوری را تجربه نکرده بودم. تشویقها به قدری کوبنده بود که دیوارها به لرزه درآمده بود. حس فوق العادهای بود. روی صندلی ماشین ایستاده بودم و به فریادهای اعلام وفاداری آنها گوش میدادم...." "موسولینی" تا چند روز باورش شده بود که مردم ایتالیا یکپارچه حامی خودش و رژیمش هستند. اما همه اینها توهم بود. درست است که میلانیها از دیدن رهبر فراری کشورشان ذوق زده شده بودند و فریاد دوچه دوچه سر داده بودند اما دیکتاتور عملاً هیچ طرفداری نداشت. دو سه ماه بعد از تظاهرات میلان، "موسولینی" امیدوار بود که لشکر انبوه پیراهن سیاهانش به کمک او بیایند. او از همه طرفدارانش خواسته بود که به نقطه ای در شمال کشور بیایند تا همراه او با دشمن بجنگند. تعداد پیراهن سیاهان(بسیجیهای شبهمسلح) به بیش از چهار میلیون تن بالغ میشد تا آنجا که در هر روستا و دهکوره ایتالیا یکی دو پایگاه داشتند. اما این مربوط به دورانی میشد که دیکتاتور در قدرت بود .....
"موسولینی" از دستیارش "پاوولینی" پرسید: "چند نفر آمده اند؟"
"پاوولینی" سکوت کرد.
"موسولینی":"میگم چند نفر از پیراهن سیاهان آمده اند؟"
"پاوولینی": "قربان فقط دوازده نفر"
#تنهایی_دیکتاتور
#موسولینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
"موسولینی" وقتی در ایتالیا به قدرت رسید همچون رهبری فرهمند، با آغوش بازِ مردم روبرو شد. در آن سالهای نخستِ حکومتش «قهرمان ملی» ایتالیاییها بود و «بهترین شمشیرزن و سوارکار »ایتالیا و«مردترین مرد» ایتالیا و.
همه ایتالیاییها گوش به فرمان او بودند. اما به تدریج ستاره بخت دیکتاتور غروب کرد و پس از بیست سال حکومتِ جابرانه عاقبت مجبور به فرار شد. با این حال حتی در آخرین روزهای حکومتش باورش شده بود که مردم ایتالیا یکپارچه پشت سرش هستند. "موسولینی" در دسامبر هزارونهصدوچهلوچهار از پایتخت به شمال ایتالیا فرار کرد. او در صدد این بود به نحوی جان خودش را از دست مردم و نیروهای متفقین نجات دهد. او طی فرار، گذارش به شهر شمالی میلان افتاد. مردم شهر که از حضور ناگهانی "موسولینی" مطلع شده بودند دور ماشینش جمع شدند. شمار جمعیت به دهها هزار نفر بالغ میشد. آنها به هر دلیلی شروع کردند به شعار دادن به نفع "موسولینی"(رفتار مردم بعضی وقتها غیرقابل پیشبینی و گولزننده است).
حاکم فراری ایتالیا باورش نمیشد که در اوج فرار و سقوط با چنین واکنش پرشوری روبرو شود. او چند ساعت بعد به همسرش گفت: "من بیست سال در این مملکت حکومت کردم اما هرگز چنین استقبال پرشوری را تجربه نکرده بودم. تشویقها به قدری کوبنده بود که دیوارها به لرزه درآمده بود. حس فوق العادهای بود. روی صندلی ماشین ایستاده بودم و به فریادهای اعلام وفاداری آنها گوش میدادم...." "موسولینی" تا چند روز باورش شده بود که مردم ایتالیا یکپارچه حامی خودش و رژیمش هستند. اما همه اینها توهم بود. درست است که میلانیها از دیدن رهبر فراری کشورشان ذوق زده شده بودند و فریاد دوچه دوچه سر داده بودند اما دیکتاتور عملاً هیچ طرفداری نداشت. دو سه ماه بعد از تظاهرات میلان، "موسولینی" امیدوار بود که لشکر انبوه پیراهن سیاهانش به کمک او بیایند. او از همه طرفدارانش خواسته بود که به نقطه ای در شمال کشور بیایند تا همراه او با دشمن بجنگند. تعداد پیراهن سیاهان(بسیجیهای شبهمسلح) به بیش از چهار میلیون تن بالغ میشد تا آنجا که در هر روستا و دهکوره ایتالیا یکی دو پایگاه داشتند. اما این مربوط به دورانی میشد که دیکتاتور در قدرت بود .....
"موسولینی" از دستیارش "پاوولینی" پرسید: "چند نفر آمده اند؟"
"پاوولینی" سکوت کرد.
"موسولینی":"میگم چند نفر از پیراهن سیاهان آمده اند؟"
"پاوولینی": "قربان فقط دوازده نفر"
#تنهایی_دیکتاتور
#موسولینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
دست هايت را
كه باز كنی،
به هيچ جا بند نيستم،
سقوط می كنم
#عباس_معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
دست هايت را
كه باز كنی،
به هيچ جا بند نيستم،
سقوط می كنم
#عباس_معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
#_دیکتاتورها سقوط میکنند ...
آنها هیچوقت درک نمیکنند که متحد اصلی آنها همان مردم خودشان هستند و برای حفظ و بقای حکومت، باید بکوشند تا رضایت خاطر مردم را بدست آوردند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
#_دیکتاتورها سقوط میکنند ...
آنها هیچوقت درک نمیکنند که متحد اصلی آنها همان مردم خودشان هستند و برای حفظ و بقای حکومت، باید بکوشند تا رضایت خاطر مردم را بدست آوردند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
هنرهای تجسمی را در نظر بگیرید. یک آبرنگ ژاپنی با قلم موی «عجولانه»، چهرهای بیاهمیت را به تصویر میکشد که در کنار یک آبشار متلاطم قوز کرده و در حال سقوط از کوهی عظیم است. در نقاشی های کاندینسکی و کلی، خطوط، اشکال و رنگ ها کودکانه، بازیگوش و سبک هستند. پرتره ای از رامبراند انعکاس دهنده و غم انگیز است. رنگ های پرتره ای از ماتیس و منظره ای از ون گوگ وحشی و سرکش هستند. نمونه ها، میله ها، چرخش ها، چکه ها و نوارهای رنگدانه در جکسون پولاک با هم برخورد می کنند . با آثار غیر فیگوراتیو، مانند نوارهای پهن رنگهای عمودی یا افقی توسط کلاین، چهرهشناسی شاید تنها مبنایی برای پاسخگویی باشد.
با این وجود، کاریکاتورها و کاریکاتورهای سیاسی، اغراق آمیز و تحریف شده، به رسمیت شناخته می شوند و با چهره شناسی اهمیت پیدا می کنند. با هنر اپتیکال یا هندسی (که دوشان آن را هنر شبکیه مینامد)، اشکال و الگوهای هندسی ثابت به نظر میرسد که نبض میزنند و میلرزند. عناوین، اندازهها، قابها، محل قرارگیری و نورپردازی نقاشیها از نظر فیزیوگنومیک نیز تلقینکننده هستند. حضور یا عدم حضور جمعیت در یک گالری و چیدمان اتاق ها که حرکت بینندگان را هدایت می کند نیز همین طور است.
در عکاسی، بسیاری از عکسها برای یافتن یک عکس منحصر به فرد گرفته میشوند، عکسی که به چیزی فراتر از محتوای خاص آن اشاره میکند.
فیزیوگنومی عمل تعیین مزاج و شخصیت از ظاهر است. در فرآیند فیزیوگنومیک ، فرد ویژگی های فیزیکی افراد دیگر را مطالعه می کند. با داده های جمع آوری شده، فرد ویژگی های شخصیتی آن فرد را شناسایی می کند. عمل قیافه شناسی از زمان های قدیم وجود داشته است.
چهره خوانی یا فیزیوگنومی، هنر باستانی تجزیه و تحلیل شخصیت افراد بر اساس ویژگی های صورت است. هر ویژگی صورت - مانند چشمان باریک، بینی بزرگ، چانه بلند، ابروهای پرپشت و غیره - معنای روانی دارد.
فیزیوگنومی چارچوبی گسترده و یکپارچه است که در آن می توان هنر، هنرمندان، خلاقیت هنری، مکان های هنر، مخاطبان هنر و تجربه زیبایی شناختی را مطالعه کرد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
با این وجود، کاریکاتورها و کاریکاتورهای سیاسی، اغراق آمیز و تحریف شده، به رسمیت شناخته می شوند و با چهره شناسی اهمیت پیدا می کنند. با هنر اپتیکال یا هندسی (که دوشان آن را هنر شبکیه مینامد)، اشکال و الگوهای هندسی ثابت به نظر میرسد که نبض میزنند و میلرزند. عناوین، اندازهها، قابها، محل قرارگیری و نورپردازی نقاشیها از نظر فیزیوگنومیک نیز تلقینکننده هستند. حضور یا عدم حضور جمعیت در یک گالری و چیدمان اتاق ها که حرکت بینندگان را هدایت می کند نیز همین طور است.
در عکاسی، بسیاری از عکسها برای یافتن یک عکس منحصر به فرد گرفته میشوند، عکسی که به چیزی فراتر از محتوای خاص آن اشاره میکند.
فیزیوگنومی عمل تعیین مزاج و شخصیت از ظاهر است. در فرآیند فیزیوگنومیک ، فرد ویژگی های فیزیکی افراد دیگر را مطالعه می کند. با داده های جمع آوری شده، فرد ویژگی های شخصیتی آن فرد را شناسایی می کند. عمل قیافه شناسی از زمان های قدیم وجود داشته است.
چهره خوانی یا فیزیوگنومی، هنر باستانی تجزیه و تحلیل شخصیت افراد بر اساس ویژگی های صورت است. هر ویژگی صورت - مانند چشمان باریک، بینی بزرگ، چانه بلند، ابروهای پرپشت و غیره - معنای روانی دارد.
فیزیوگنومی چارچوبی گسترده و یکپارچه است که در آن می توان هنر، هنرمندان، خلاقیت هنری، مکان های هنر، مخاطبان هنر و تجربه زیبایی شناختی را مطالعه کرد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
به قصد پرواز
تجربه كردم
سقوط را...
#عباس_كيارستمی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
به قصد پرواز
تجربه كردم
سقوط را...
#عباس_كيارستمی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــجـــســـمـــه_ســـازی 🗿
#_تندیس
؛ Le génie du mal اثرِ پیکرتراشِ بلژیکی، گیوم گیفس که فرشته سقوط کرده، لوسیفر
را به تصویر میکشد.
- سال خلق: ١٨۴٨
- مرمر سفید
- کلیسای جامع سنت پلِ لیژ.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــجـــســـمـــه_ســـازی 🗿
#_تندیس
؛ Le génie du mal اثرِ پیکرتراشِ بلژیکی، گیوم گیفس که فرشته سقوط کرده، لوسیفر
را به تصویر میکشد.
- سال خلق: ١٨۴٨
- مرمر سفید
- کلیسای جامع سنت پلِ لیژ.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
٢٢ بهمن برای ما ایرانیان، سرآغاز سقوطی دردناک به قعر جهنم جمهوری اسلامی است: کشور از مسیر پیشرفت و شکوفایی خارج شد؛ امت جای ملت را گرفت؛ به نام دین، آزادی به قتل رسید؛ بوستانها نابود و قبرستانها آباد شد؛ ناامنی و سرکوب و تبعیض به جای امنیت و نظم و قانون حاکم شد؛ زنان، شهروند درجه دو شدند؛ آزادی مذهب از دست رفت؛ و توهمات آخرالزمانی گروهی مرتجع، نام ارجمند ایران را به آشوب و تروریسم پیوند زد؛ پول ملی ایران را روزبهروز بیارزشتر و مردم ما را روزبهروز فقیرتر کرد. آنچه در بهمن ۵۷ رخ داد، شورش اتحاد نامبارک ارتجاع سرخ و سیاه علیه خردگرایی و میهنپرستی بود.
آن سقوط تلخ اما یادآور این نکته نیز است که اینجا که هستیم بر خلاف آنچه پایمردان دیو در گوش ما میخوانند جایگاه حقیقی ما نیست. هنوز در میان ما بسیاری هستند که ایرانی دیگر، ایرانی مرفه، ایرانی امن، ایرانی محترم، ایرانی آزاد را تجربه کردهاند.
در گذشته نمیتوان زیست اما برای ساخت آیندهای تحسینبرانگیز، از گذشته میتوان آموخت و الهام گرفت.
ما، هم شایسته وضعی بهتریم و هم نشان دادهایم توانایی ساختن ایرانی متفاوت را داریم. چنانکه پیش از این یک بار همراه یکدیگر، به عنوان ملتی متحد، ایرانی را که در آستانه فروپاشی قرار گرفته بود به کشوری مدرن و مرفه تبدیل کردیم. ما همان ملت کبیریم و از تبار همان مردان و زنان سختکوش.
از پیوند آن تجربه موفق گذشته با باور به آیندهای بهتر است که بازپسگیری ایران از رژیم غیرایرانی تبدیل به خواست ملی شده است.
هممیهنان،
جمهوری اسلامی در ضعیفترین و ناکارآمدترین روزهای خود به سر میبرد و تحولات منطقهای و جهانی نیز فرصتی تاریخی را پیش روی ما قرار داده است. اما این پنجره فرصت همیشگی نیست.
من با پشتیبانی و خواست شما هممیهنانم برای به زیر کشیدن ضحاک زمانه و رژیمش در این میدان ایستادهام و برای پس گرفتن ایران و دوباره ساختن آن برنامهای مشخص و مدون دارم: طرحی پنجگانه که هم مسیر پیروزی را مشخص میکند و هم نقشه راه فردای پیروزی را. ما این کارزار برای رهایی و نجات میهنمان را با هم در ایران و چهارگوشه جهان پیش خواهیم برد. همانطور که بارها گفتهام، ما اگرچه در پایتختهای خارجی به دنبال دوستان و متحدانی برای این راه هستیم، اما میدانیم که آزادیمان تنها به دست خود ما رقم خواهد خورد.
اینک زمان اقدام است. زمان آن است که همراه هم مام میهن را روستا به روستا، محله به محله، شهر به شهر، استان به استان از چنگال اهریمنی جمهوری اسلامی آزاد کنیم و نجات دهیم. اگر آمادهاید، هر جا که هستید، داخل یا خارج، روستا یا شهر، شرق یا غرب، شمال یا جنوب یک گام برای پیروزی، برای فشار بر رژیم، برای حمایت از انقلاب ملی مردم ایران بردارید؛ هر کس به سهم خود و به هر اندازه که میتواند. انقلاب ملی برای پیروزی به تکتک ما نیاز دارد، ایران به تکتک ما نیاز دارد.
#_پاینده_ایران
#_رضا_پهلوی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
٢٢ بهمن برای ما ایرانیان، سرآغاز سقوطی دردناک به قعر جهنم جمهوری اسلامی است: کشور از مسیر پیشرفت و شکوفایی خارج شد؛ امت جای ملت را گرفت؛ به نام دین، آزادی به قتل رسید؛ بوستانها نابود و قبرستانها آباد شد؛ ناامنی و سرکوب و تبعیض به جای امنیت و نظم و قانون حاکم شد؛ زنان، شهروند درجه دو شدند؛ آزادی مذهب از دست رفت؛ و توهمات آخرالزمانی گروهی مرتجع، نام ارجمند ایران را به آشوب و تروریسم پیوند زد؛ پول ملی ایران را روزبهروز بیارزشتر و مردم ما را روزبهروز فقیرتر کرد. آنچه در بهمن ۵۷ رخ داد، شورش اتحاد نامبارک ارتجاع سرخ و سیاه علیه خردگرایی و میهنپرستی بود.
آن سقوط تلخ اما یادآور این نکته نیز است که اینجا که هستیم بر خلاف آنچه پایمردان دیو در گوش ما میخوانند جایگاه حقیقی ما نیست. هنوز در میان ما بسیاری هستند که ایرانی دیگر، ایرانی مرفه، ایرانی امن، ایرانی محترم، ایرانی آزاد را تجربه کردهاند.
در گذشته نمیتوان زیست اما برای ساخت آیندهای تحسینبرانگیز، از گذشته میتوان آموخت و الهام گرفت.
ما، هم شایسته وضعی بهتریم و هم نشان دادهایم توانایی ساختن ایرانی متفاوت را داریم. چنانکه پیش از این یک بار همراه یکدیگر، به عنوان ملتی متحد، ایرانی را که در آستانه فروپاشی قرار گرفته بود به کشوری مدرن و مرفه تبدیل کردیم. ما همان ملت کبیریم و از تبار همان مردان و زنان سختکوش.
از پیوند آن تجربه موفق گذشته با باور به آیندهای بهتر است که بازپسگیری ایران از رژیم غیرایرانی تبدیل به خواست ملی شده است.
هممیهنان،
جمهوری اسلامی در ضعیفترین و ناکارآمدترین روزهای خود به سر میبرد و تحولات منطقهای و جهانی نیز فرصتی تاریخی را پیش روی ما قرار داده است. اما این پنجره فرصت همیشگی نیست.
من با پشتیبانی و خواست شما هممیهنانم برای به زیر کشیدن ضحاک زمانه و رژیمش در این میدان ایستادهام و برای پس گرفتن ایران و دوباره ساختن آن برنامهای مشخص و مدون دارم: طرحی پنجگانه که هم مسیر پیروزی را مشخص میکند و هم نقشه راه فردای پیروزی را. ما این کارزار برای رهایی و نجات میهنمان را با هم در ایران و چهارگوشه جهان پیش خواهیم برد. همانطور که بارها گفتهام، ما اگرچه در پایتختهای خارجی به دنبال دوستان و متحدانی برای این راه هستیم، اما میدانیم که آزادیمان تنها به دست خود ما رقم خواهد خورد.
اینک زمان اقدام است. زمان آن است که همراه هم مام میهن را روستا به روستا، محله به محله، شهر به شهر، استان به استان از چنگال اهریمنی جمهوری اسلامی آزاد کنیم و نجات دهیم. اگر آمادهاید، هر جا که هستید، داخل یا خارج، روستا یا شهر، شرق یا غرب، شمال یا جنوب یک گام برای پیروزی، برای فشار بر رژیم، برای حمایت از انقلاب ملی مردم ایران بردارید؛ هر کس به سهم خود و به هر اندازه که میتواند. انقلاب ملی برای پیروزی به تکتک ما نیاز دارد، ایران به تکتک ما نیاز دارد.
#_پاینده_ایران
#_رضا_پهلوی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
وقتی بالا میروی مهربان باش و فروتن، چون وقتی سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشوی..!
👤 #_برتراند_راسل
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
وقتی بالا میروی مهربان باش و فروتن، چون وقتی سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشوی..!
👤 #_برتراند_راسل
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
امپراطوری مادها: از ظهور تا سقوط اولین امپراطوری تاریخ ایران 👑👑👑
#_پاینده_ایران
#_آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
امپراطوری مادها: از ظهور تا سقوط اولین امپراطوری تاریخ ایران 👑👑👑
#_پاینده_ایران
#_آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
«من آنقدر بزرگوار نبودم که از اهانتها بگذرم، امّا سرانجام فراموش میکردم. و آنکه گمان میبرد از او بیزارم مبهوت میشد. آنگاه که میدید لبخندزنان به او سلام میکنم، برحسب سرشتش عظمت روحم تحسینش را برمیانگیخت یا خفت منشم را خوار میشمرد. غافل از اینکه علتِ رفتارم سادهتر از این حرفها بود: حتی نامش را فراموش کرده بودم.»
#_سقوط_آلبر_کامو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
«من آنقدر بزرگوار نبودم که از اهانتها بگذرم، امّا سرانجام فراموش میکردم. و آنکه گمان میبرد از او بیزارم مبهوت میشد. آنگاه که میدید لبخندزنان به او سلام میکنم، برحسب سرشتش عظمت روحم تحسینش را برمیانگیخت یا خفت منشم را خوار میشمرد. غافل از اینکه علتِ رفتارم سادهتر از این حرفها بود: حتی نامش را فراموش کرده بودم.»
#_سقوط_آلبر_کامو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ســـیـــنـــمـــا
فیلم «سرگیجه»ی هیچکاک مرا به یاد «ققنوس» و «اوندین» کریستین پتزولد میاندازد. احتمالاً نسبت نامربوطی که فیلمها را به هم ربط داده به خاطر این است که هر سه را عاشقانههایی برای شهر نیز میبینم؛ عاشقانههایی که هر کدام به نحوی مرثیهخوان فضاهای از دسترفته و بهعبارتی، تاریخ گمشدۀ شهر هستند و در هر سه، تقلا برای تجربۀ دوبارۀ حالوهوای دلخواه به تکاپو برای قرار گرفتن در فضایی با کیفیاتی یگانه گره میخورد.
«سرگیجه» و «ققنوس» در اصل راه را برای بهتر خواندن «اوندین» هموار میکنند. «اوندین» اوج صورتبندی هوشمندانه و پیچیدۀ معماریست در قامت یک بدن؛ بدنی که شبح درد رهایش نمیکند؛ با وجودی که به ظاهر تمام حفرهها، زخمها و بریدگیهای تاریخی بافت شهر برلین با تولید فضاهای تازه شفا یافته است.
کاخ برلین پانصد سال در قلب شهر زیست تا بمباران هوایی به حیات او و تداوم جنگ جهانی دوم پایان دهد. جای خالیش را کاخ جمهور نتوانست پر کند و زمانی که به دوباره ساختن سنگبهسنگ و موبهموی آن پرداختند، باز هم جایش خالی ماند. اینکه پتزولد در «اوندین» از قاب گرفتن کاخ برلین تازهساز امتناع میورزد و تنها به سخن گفتن از آن و نمایش ماکتش بسنده میکند شاید به این خاطر است که رد سقوط بمبها همچنان در آسمان و بر فراز کاخ باقی مانده و پاک نمیشود. در حقیقت، آنچه که پتزولد در «اوندین» قاب گرفته دردی است که متروفیلها یا عاشقان شهر را هرگز رها نمیکند. دردی که به سختی قابل ترجمه به کلمات است. متروفیل در اصل بر تاریخ گمشدۀ شهر عاشق است، بر فضاهای از دست رفتهای که از چاه نسیان بافتهای جدید شهر میگریزند و حضور ناپیدایشان در چشمانداز و به چشم متروفیلها دوام مییابد.
لحظهای که «اوندین» به «سرگیجه» و «ققنوس» میرسد، آن ثانیهایست که به هنگام پرسهزنی آرام دو عاشق در منتهیالیه برلین شرقی، اوندین درست زمانی که رو به جلو در حرکت است سر برمیگرداند. سر برگرداندن او شبیه به سر برگرداندن سرگیجهآور اسکاتی است در سرگیجه: رو کردن وسواسگونه و تعمدی به سمت مغاکی تا شاید تجربۀ اصیلِ پیش از ویرانی دوباره ممکن گردد؛ همچنان که سال ۲۰۰۲ در ساخت دوبارۀ کاخ برلین، پارلمان آلمان سر برگرداند و به نسخۀ از دست رفتۀ کاخ چشم دوخت.
ماهیت این روگرداندن در «ققنوس» پتزولد و مشخصاً در صورت جراحی شدۀ نلی ترجمان بصری مییابد: بدنی که ردی از گذشته دارد بیآنکه به زمان حال تعلق داشته باشد؛ بدنی که آینده را پس میزند. و صورت بازسازی شدۀ نلی سرتاسر فاشگوی ویرانی اوست بیآنکه ردی از این ویرانی بر خود داشته باشد؛ همچنانکه بازآفرینی عینبهعین کاخ برلین در پس تلاش برای تجربۀ فضای از دست رفته، تأکیدی است ابدی به لحظۀ بمباران شدن و تخریب شدنش. نلی/کاخ برلین نیز همچون اوندین به سمت عقب رو برگردانده و متوقف شدهاند و این رو برگرداندن ستون نمک میآفریند: پرهیبی نامفهوم و پیچخورده رو به گذشته که تمام قد در بهچنگآوردن تاریخی گمشده و فرّار خلاصه میگردد.
شرح تصاویر:
• Undine~2020
Christian Petzold
• Vertigo~1958
Alfred Hitchcock
• Phoenix~2014
Christian Petzold
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ســـیـــنـــمـــا
فیلم «سرگیجه»ی هیچکاک مرا به یاد «ققنوس» و «اوندین» کریستین پتزولد میاندازد. احتمالاً نسبت نامربوطی که فیلمها را به هم ربط داده به خاطر این است که هر سه را عاشقانههایی برای شهر نیز میبینم؛ عاشقانههایی که هر کدام به نحوی مرثیهخوان فضاهای از دسترفته و بهعبارتی، تاریخ گمشدۀ شهر هستند و در هر سه، تقلا برای تجربۀ دوبارۀ حالوهوای دلخواه به تکاپو برای قرار گرفتن در فضایی با کیفیاتی یگانه گره میخورد.
«سرگیجه» و «ققنوس» در اصل راه را برای بهتر خواندن «اوندین» هموار میکنند. «اوندین» اوج صورتبندی هوشمندانه و پیچیدۀ معماریست در قامت یک بدن؛ بدنی که شبح درد رهایش نمیکند؛ با وجودی که به ظاهر تمام حفرهها، زخمها و بریدگیهای تاریخی بافت شهر برلین با تولید فضاهای تازه شفا یافته است.
کاخ برلین پانصد سال در قلب شهر زیست تا بمباران هوایی به حیات او و تداوم جنگ جهانی دوم پایان دهد. جای خالیش را کاخ جمهور نتوانست پر کند و زمانی که به دوباره ساختن سنگبهسنگ و موبهموی آن پرداختند، باز هم جایش خالی ماند. اینکه پتزولد در «اوندین» از قاب گرفتن کاخ برلین تازهساز امتناع میورزد و تنها به سخن گفتن از آن و نمایش ماکتش بسنده میکند شاید به این خاطر است که رد سقوط بمبها همچنان در آسمان و بر فراز کاخ باقی مانده و پاک نمیشود. در حقیقت، آنچه که پتزولد در «اوندین» قاب گرفته دردی است که متروفیلها یا عاشقان شهر را هرگز رها نمیکند. دردی که به سختی قابل ترجمه به کلمات است. متروفیل در اصل بر تاریخ گمشدۀ شهر عاشق است، بر فضاهای از دست رفتهای که از چاه نسیان بافتهای جدید شهر میگریزند و حضور ناپیدایشان در چشمانداز و به چشم متروفیلها دوام مییابد.
لحظهای که «اوندین» به «سرگیجه» و «ققنوس» میرسد، آن ثانیهایست که به هنگام پرسهزنی آرام دو عاشق در منتهیالیه برلین شرقی، اوندین درست زمانی که رو به جلو در حرکت است سر برمیگرداند. سر برگرداندن او شبیه به سر برگرداندن سرگیجهآور اسکاتی است در سرگیجه: رو کردن وسواسگونه و تعمدی به سمت مغاکی تا شاید تجربۀ اصیلِ پیش از ویرانی دوباره ممکن گردد؛ همچنان که سال ۲۰۰۲ در ساخت دوبارۀ کاخ برلین، پارلمان آلمان سر برگرداند و به نسخۀ از دست رفتۀ کاخ چشم دوخت.
ماهیت این روگرداندن در «ققنوس» پتزولد و مشخصاً در صورت جراحی شدۀ نلی ترجمان بصری مییابد: بدنی که ردی از گذشته دارد بیآنکه به زمان حال تعلق داشته باشد؛ بدنی که آینده را پس میزند. و صورت بازسازی شدۀ نلی سرتاسر فاشگوی ویرانی اوست بیآنکه ردی از این ویرانی بر خود داشته باشد؛ همچنانکه بازآفرینی عینبهعین کاخ برلین در پس تلاش برای تجربۀ فضای از دست رفته، تأکیدی است ابدی به لحظۀ بمباران شدن و تخریب شدنش. نلی/کاخ برلین نیز همچون اوندین به سمت عقب رو برگردانده و متوقف شدهاند و این رو برگرداندن ستون نمک میآفریند: پرهیبی نامفهوم و پیچخورده رو به گذشته که تمام قد در بهچنگآوردن تاریخی گمشده و فرّار خلاصه میگردد.
شرح تصاویر:
• Undine~2020
Christian Petzold
• Vertigo~1958
Alfred Hitchcock
• Phoenix~2014
Christian Petzold
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_پـــایـــنـــده_بـــاد 🙏
#_شاهنشاه_آریامهر
#_اعلا_حضرت_رضا_پهلوی
#_هممیهنان_عزیزم،
جشن نوروز و آغاز سال نو را به همه شما شادباش میگویم. نوروز باستانی، نماد همبستگی ملی، پایداری و ایستادگی فرهنگ ایرانی در برابر اشغالگران است؛ نویدبخش آغازی نوین برای ملت ایران، و دورانی طولانی از آزادی، شکوفایی و پیشرفت پس از جمهوری اسلامی.
امسال که تلاشهای رژیم اسلامی برای کمرنگ کردن نوروز بیشتر شده، برگزاری هرچه باشکوهترِ این جشن ملی، با وجود تمام سختیهایی که رژیم بر ملت ایران تحمیل کرده، اهمیتی دوچندان پیدا میکند. من در آغاز سال نو، از همه شما هممیهنان عزیزم میخواهم که نوروز امسال را فرصتی بیابید که با یکدیگر مهربانتر، و در برابر دشمن مشترک، یعنی جمهوری اسلامی، همبستهتر باشید.
ما در حالی سال نو را آغاز میکنیم که جمهوری اسلامی در ضعیفترین و ناکارآمدترین زمان خود قرار دارد: از یک سو نیروهای نیابتی و متحدان خود را یکی پس از دیگری از دست میدهد، و از سوی دیگر، از تأمین معیشت، آب و برق و گاز مردم ناتوان است. ثروت ملت را به یغما برده و اقتصاد کشور و پول ملی را به نابودی کشانده است. جمهوری اسلامی در معرض سقوط است و پنجره فرصتی بینظیر برای تغییرات بزرگ و رهایی ایران از استبداد دینی فراهم آمده است. اما باید بدانیم که نه این پنجره فرصت، همیشگی است و نه سقوط رژیم خودبهخود رخ خواهد داد. به جای انتظار برای ظهور منجی و یا فروپاشی خودبهخود رژیم، میبایست خود به حرکت در آییم و سرنوشتمان را در دست بگیریم.
من در سالی که گذشت، بنا به خواست شما رهبری انقلاب ملی و دوران گذار را پذیرفتم، و برای رسیدن به پیروزی، برنامهای مدون بر پایه پنج ستون اصلی را ارائه دادم. در این سال، با عملگرایی و کوشش دوچندان، از آنها که بخشی از مشکلند، عبور کردیم. آنهایی که میخواهند بخشی از راهحل باشند نیز به هم پیوستند و چارچوبی برای همکاری و همگرایی بنا گذاشتند.
سالِ پیش رو، سالِ سازماندهی برای اقدامِ نهایی است. در جایجای ایران، از کرانۀ خلیج فارس تا کنارۀ دریای مازندران، از طاقِ بُستان تا نقشِ جهان، از هفتتپه تا توس، از ایذه تا گنبدِکاووس، از هامون تا ارومیه، از کارون تا زایندهرود، از زَریبار تا دشت لوت، از زاگرس تا البرز، و از سهند و سبلان تا الوند و دماوند، سازمان بیابیم و برای اقدام نهایی آماده شویم.
در این لحظات آغازین سال، به یاد قهرمانان جاویدنام راه میهن و زندانیان سیاسی هستم؛ به یاد خانوادههایی که جای عزیزانشان در کنار سفرههای هفتسین خالی است. یادشان با ماست و نامشان الهامبخش ما در مسیر پیروزی.
من باور دارم که با همت، اراده و پشتکار شما ملتِ یکدل و یکپارچه، ایرانِ ما بر اهریمنِ جمهوری اسلامی پیروز میشود، و آزاد و آباد، بار دیگر سرزمینِ ثبات و شکوفایی خواهد شد.
هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز!
#جــــاویــــد_شــــاه
#جاويد_اعلیحضرت_رضا_شاه_پهلوى
#KingRezaPahlavi
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_پـــایـــنـــده_بـــاد 🙏
#_شاهنشاه_آریامهر
#_اعلا_حضرت_رضا_پهلوی
#_هممیهنان_عزیزم،
جشن نوروز و آغاز سال نو را به همه شما شادباش میگویم. نوروز باستانی، نماد همبستگی ملی، پایداری و ایستادگی فرهنگ ایرانی در برابر اشغالگران است؛ نویدبخش آغازی نوین برای ملت ایران، و دورانی طولانی از آزادی، شکوفایی و پیشرفت پس از جمهوری اسلامی.
امسال که تلاشهای رژیم اسلامی برای کمرنگ کردن نوروز بیشتر شده، برگزاری هرچه باشکوهترِ این جشن ملی، با وجود تمام سختیهایی که رژیم بر ملت ایران تحمیل کرده، اهمیتی دوچندان پیدا میکند. من در آغاز سال نو، از همه شما هممیهنان عزیزم میخواهم که نوروز امسال را فرصتی بیابید که با یکدیگر مهربانتر، و در برابر دشمن مشترک، یعنی جمهوری اسلامی، همبستهتر باشید.
ما در حالی سال نو را آغاز میکنیم که جمهوری اسلامی در ضعیفترین و ناکارآمدترین زمان خود قرار دارد: از یک سو نیروهای نیابتی و متحدان خود را یکی پس از دیگری از دست میدهد، و از سوی دیگر، از تأمین معیشت، آب و برق و گاز مردم ناتوان است. ثروت ملت را به یغما برده و اقتصاد کشور و پول ملی را به نابودی کشانده است. جمهوری اسلامی در معرض سقوط است و پنجره فرصتی بینظیر برای تغییرات بزرگ و رهایی ایران از استبداد دینی فراهم آمده است. اما باید بدانیم که نه این پنجره فرصت، همیشگی است و نه سقوط رژیم خودبهخود رخ خواهد داد. به جای انتظار برای ظهور منجی و یا فروپاشی خودبهخود رژیم، میبایست خود به حرکت در آییم و سرنوشتمان را در دست بگیریم.
من در سالی که گذشت، بنا به خواست شما رهبری انقلاب ملی و دوران گذار را پذیرفتم، و برای رسیدن به پیروزی، برنامهای مدون بر پایه پنج ستون اصلی را ارائه دادم. در این سال، با عملگرایی و کوشش دوچندان، از آنها که بخشی از مشکلند، عبور کردیم. آنهایی که میخواهند بخشی از راهحل باشند نیز به هم پیوستند و چارچوبی برای همکاری و همگرایی بنا گذاشتند.
سالِ پیش رو، سالِ سازماندهی برای اقدامِ نهایی است. در جایجای ایران، از کرانۀ خلیج فارس تا کنارۀ دریای مازندران، از طاقِ بُستان تا نقشِ جهان، از هفتتپه تا توس، از ایذه تا گنبدِکاووس، از هامون تا ارومیه، از کارون تا زایندهرود، از زَریبار تا دشت لوت، از زاگرس تا البرز، و از سهند و سبلان تا الوند و دماوند، سازمان بیابیم و برای اقدام نهایی آماده شویم.
در این لحظات آغازین سال، به یاد قهرمانان جاویدنام راه میهن و زندانیان سیاسی هستم؛ به یاد خانوادههایی که جای عزیزانشان در کنار سفرههای هفتسین خالی است. یادشان با ماست و نامشان الهامبخش ما در مسیر پیروزی.
من باور دارم که با همت، اراده و پشتکار شما ملتِ یکدل و یکپارچه، ایرانِ ما بر اهریمنِ جمهوری اسلامی پیروز میشود، و آزاد و آباد، بار دیگر سرزمینِ ثبات و شکوفایی خواهد شد.
هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز!
#جــــاویــــد_شــــاه
#جاويد_اعلیحضرت_رضا_شاه_پهلوى
#KingRezaPahlavi
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی🎨
لیدی مکبث.
Alfred Stevens, “Lady Macbeth”, before 1906, Musées Communaux de Verviers.
این نقاشی صحنهای از نمایشنامه معروف “مکبث” اثر ویلیام شکسپیر را به تصویر میکشد. لیدی مکبث یکی از پیچیدهترین و مشهورترین شخصیتهای زن در ادبیات است که جاهطلبی بیحد و مرز او منجر به جنایت و در نهایت سقوط روحی و روانیاش میشود.
در این تصویر، او با حالتی مضطرب و وحشتزده به دستان خود نگاه میکند، که به وضوح به “دستهای خونآلود” او در نمایشنامه اشاره دارد. در یکی از صحنههای کلیدی، پس از قتل شاه دانکن، لیدی مکبث تلاش میکند خون خیالی را از دستان خود پاک کند، در حالی که توهم و احساس گناه او را تسخیر کرده است.
نور کم چراغ فضای وهمآلود و رازآلودی ایجاد کرده که حالتی از کابوس و عذاب وجدان را القا میکند.
این اثر به زیبایی بحران روحی لیدی مکبث را به تصویر کشیده و نشاندهنده مهارت آلفرد استیونز در ایجاد فضایی احساسی است .
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی🎨
لیدی مکبث.
Alfred Stevens, “Lady Macbeth”, before 1906, Musées Communaux de Verviers.
این نقاشی صحنهای از نمایشنامه معروف “مکبث” اثر ویلیام شکسپیر را به تصویر میکشد. لیدی مکبث یکی از پیچیدهترین و مشهورترین شخصیتهای زن در ادبیات است که جاهطلبی بیحد و مرز او منجر به جنایت و در نهایت سقوط روحی و روانیاش میشود.
در این تصویر، او با حالتی مضطرب و وحشتزده به دستان خود نگاه میکند، که به وضوح به “دستهای خونآلود” او در نمایشنامه اشاره دارد. در یکی از صحنههای کلیدی، پس از قتل شاه دانکن، لیدی مکبث تلاش میکند خون خیالی را از دستان خود پاک کند، در حالی که توهم و احساس گناه او را تسخیر کرده است.
نور کم چراغ فضای وهمآلود و رازآلودی ایجاد کرده که حالتی از کابوس و عذاب وجدان را القا میکند.
این اثر به زیبایی بحران روحی لیدی مکبث را به تصویر کشیده و نشاندهنده مهارت آلفرد استیونز در ایجاد فضایی احساسی است .
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
فردوسی نمیتونسته آشکارا اسلام رو نقد کنه. چون هم خودش به قتل میرسید و هم کتابش سوزانده میشد و ما الان نمیدونستیم که اصلا همچین شاعری وجود داشته ولی نظراتش در مورد اسلام رو با هوشمندی تمام با افسانه ضحاک منتقل کرده.
در واقع اگه تو شاهنامه به جای "ضحاک" کلمه "اسلام" بذارید، متن رمزگشایی میشه و نظر واقعی فردوسی روکشف میکنید.
ضحاک(با تبار عرب) استعاره از اسلامه که بعد از غرور جمشید(ساسانیان) بر ایران چیره میشه و فردوسی با شکست ضحاک توسط فریدون، سقوط اسلام و احیای شکوه پادشاهی ایران رو بعد از هزارسال پیشبینی میکنه، چون عمر ضحاک هزارساله
(بر او سالیان انجمن شد هزار).
مارهای ضحاک مغز جوانان رو میخورن برای زنده موندن، دقیقا استعاره از کاری که اسلام با مغز جوانان میکنه.
توصیفات فردوسی از ضحاک شباهت زیادی به توصیف مسلمانان از زبان رستم فرخزاد تو نامه به برادرش داره
هنر خوار شد جادویی ارجمند...
نهان راستی آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز.
اینها همه توصیف دقیق اسلامه!
ضمنا فردوسی تو سرودن ماجرای قادسیه و هجوم مسلمانان به ایران، آشکارا طرفدار رستم فرخزاده. همون فرخزادی که اسلام رو "کیش آهرمنی" معرفی میکنه، یعنی دین شیطانی.
چطور ممکنه فردوسی مسلمان باشه ولی همرمان طرفدار پیروزی رستم فرخزاد و دفاع از ایران در مقابل اعراب مسلمان باشه؟
#_Zartosht
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
فردوسی نمیتونسته آشکارا اسلام رو نقد کنه. چون هم خودش به قتل میرسید و هم کتابش سوزانده میشد و ما الان نمیدونستیم که اصلا همچین شاعری وجود داشته ولی نظراتش در مورد اسلام رو با هوشمندی تمام با افسانه ضحاک منتقل کرده.
در واقع اگه تو شاهنامه به جای "ضحاک" کلمه "اسلام" بذارید، متن رمزگشایی میشه و نظر واقعی فردوسی روکشف میکنید.
ضحاک(با تبار عرب) استعاره از اسلامه که بعد از غرور جمشید(ساسانیان) بر ایران چیره میشه و فردوسی با شکست ضحاک توسط فریدون، سقوط اسلام و احیای شکوه پادشاهی ایران رو بعد از هزارسال پیشبینی میکنه، چون عمر ضحاک هزارساله
(بر او سالیان انجمن شد هزار).
مارهای ضحاک مغز جوانان رو میخورن برای زنده موندن، دقیقا استعاره از کاری که اسلام با مغز جوانان میکنه.
توصیفات فردوسی از ضحاک شباهت زیادی به توصیف مسلمانان از زبان رستم فرخزاد تو نامه به برادرش داره
هنر خوار شد جادویی ارجمند...
نهان راستی آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز.
اینها همه توصیف دقیق اسلامه!
ضمنا فردوسی تو سرودن ماجرای قادسیه و هجوم مسلمانان به ایران، آشکارا طرفدار رستم فرخزاده. همون فرخزادی که اسلام رو "کیش آهرمنی" معرفی میکنه، یعنی دین شیطانی.
چطور ممکنه فردوسی مسلمان باشه ولی همرمان طرفدار پیروزی رستم فرخزاد و دفاع از ایران در مقابل اعراب مسلمان باشه؟
#_Zartosht
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_پـــایـــنـــده_بـــاد 🙏
جمهوری اسلامی دشمن ملت ایران و وحدت ملی ایرانیان است. خمینی در ائتلاف با تجزیهطلبان و ایرانستیزان، دولت ملی در ایران را سرنگونکرد و اینک خامنهای، هراسان از سقوط حتمی و نزدیک جمهوری اسلامی، تخم تفرقه میپاشد تا ملت ایران را از آشوب و بحران بهراساند. ملت ایران اما به درستی آینده خود را در آینه همبستگی ملی میبیند که جلوههای آن در گردهماییهای شکوهمند چهارشنبهسوری و نوروز با همنوایی سرود میهنی «ای ایران» و طنینانداز شدن شعارهای ایرانگرایانه نمایان شد.
آنجا که جمهوری اسلامی علف هرز تفرقه میکارد ما بذر همبستگی ملی میافشانیم. آنگاه که ارتجاع سرخ و سیاه، نغمه شوم دشمنی سر میدهد ما سرود اتحاد ملی میخوانیم.
مناسبتها و آیینهای ملی ریسمان همبستگی و درهمتنیدگی ما هستند. همچون چهارشنبهسوری و نوروز، آیین ملی سیزدهبدر را به جلوه دیگری از همبستگی ملی بدل خواهیم کرد. ما مردم میهنپرست ایران از هر مذهب و باور و تبار، ایرانی هستیم. پدران و مادران و نیاکان ما ایرانی بودهاند و دختران و پسران و نوادگان ما ایرانی خواهند بود. مملکت ما ایران است و گوشه گوشه ایران از آنِ ماست؛ از آنِ همه ما. همراه یکدیگر ایران را پس خواهیم گرفت و دوباره خواهیم ساخت.
#_اعلا_حضرت_رضا_پهلوی
#جــــاویــــد_شــــاه
#جاويد_اعلیحضرت_رضا_شاه_پهلوى
#KingRezaPahlavi
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_پـــایـــنـــده_بـــاد 🙏
جمهوری اسلامی دشمن ملت ایران و وحدت ملی ایرانیان است. خمینی در ائتلاف با تجزیهطلبان و ایرانستیزان، دولت ملی در ایران را سرنگونکرد و اینک خامنهای، هراسان از سقوط حتمی و نزدیک جمهوری اسلامی، تخم تفرقه میپاشد تا ملت ایران را از آشوب و بحران بهراساند. ملت ایران اما به درستی آینده خود را در آینه همبستگی ملی میبیند که جلوههای آن در گردهماییهای شکوهمند چهارشنبهسوری و نوروز با همنوایی سرود میهنی «ای ایران» و طنینانداز شدن شعارهای ایرانگرایانه نمایان شد.
آنجا که جمهوری اسلامی علف هرز تفرقه میکارد ما بذر همبستگی ملی میافشانیم. آنگاه که ارتجاع سرخ و سیاه، نغمه شوم دشمنی سر میدهد ما سرود اتحاد ملی میخوانیم.
مناسبتها و آیینهای ملی ریسمان همبستگی و درهمتنیدگی ما هستند. همچون چهارشنبهسوری و نوروز، آیین ملی سیزدهبدر را به جلوه دیگری از همبستگی ملی بدل خواهیم کرد. ما مردم میهنپرست ایران از هر مذهب و باور و تبار، ایرانی هستیم. پدران و مادران و نیاکان ما ایرانی بودهاند و دختران و پسران و نوادگان ما ایرانی خواهند بود. مملکت ما ایران است و گوشه گوشه ایران از آنِ ماست؛ از آنِ همه ما. همراه یکدیگر ایران را پس خواهیم گرفت و دوباره خواهیم ساخت.
#_اعلا_حضرت_رضا_پهلوی
#جــــاویــــد_شــــاه
#جاويد_اعلیحضرت_رضا_شاه_پهلوى
#KingRezaPahlavi
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
باور کن همان چیزی که
از دست دادنش برای انسان
سخت ترین کارهاست،
سرانجام همانی است که
دیگر رغبتی به آن ندارد...!
#_سقوط
#آلبر_کامو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
باور کن همان چیزی که
از دست دادنش برای انسان
سخت ترین کارهاست،
سرانجام همانی است که
دیگر رغبتی به آن ندارد...!
#_سقوط
#آلبر_کامو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی🎨
یکی از مهمترین فیگورهای تاریخی، هنری و مذهبی جودیت و روایتِ «جودیت و سر هولوفرنس» است. زنی یهودی که با کمک ندیمهاش سرِ سردار آشوری را از تنش جدا کرد و به تاریخ پیوست. در دوران ابتدایی مسیحیت، تصویرِ جودیت همچون دختری باکره و مقدس بود که تمام خصوصیات خشونت و جاذبههای جنسی از تصویرش حذف شد. هرچه تاریخ هنر و فلسفه نگاه پیچیدهتر و تازهتری به زن پیدا کرد، جودیت نیز بهآرامی به فیگوری اروتیک تبدیل گشت و حال با تنِ اغواگر و خشونتِ مبهمش بازنمایی شد. آنطور که گفتهاند، او از بهشت آسمانی سقوط کرد، اینجهانی و فیزیکال شد، قدرت گرفت و از مریم مقدس به حوا تغییر پیدا کرد. هر نقاشی که سراغ تصویر جودیت رفت، با سلیقهی خودش آن را بازتصویر کرد: گاهی همچون یک فرشتهی عریان، گاهی یک زنِ شهوتناکِ مغرور و قدرتمند و گاهی هم درحاشیه، چراکه قرار بود خود کنش جنایت بازتصویر شود و نه بازنمایی تصویر اسطورهای یک فیگور زن. سرگذشت فیگور جودیت و تصویرش را میتوان همسان با تاریخ سانسور، سرکوب، آزادی و فلسفهی نگریستن به فیگور زنانه دید. هرچه جلوتر آمدیم، جودیت توامان هم واقعیتر شد و هم افسانهایتر.
#_Zartosht
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی🎨
یکی از مهمترین فیگورهای تاریخی، هنری و مذهبی جودیت و روایتِ «جودیت و سر هولوفرنس» است. زنی یهودی که با کمک ندیمهاش سرِ سردار آشوری را از تنش جدا کرد و به تاریخ پیوست. در دوران ابتدایی مسیحیت، تصویرِ جودیت همچون دختری باکره و مقدس بود که تمام خصوصیات خشونت و جاذبههای جنسی از تصویرش حذف شد. هرچه تاریخ هنر و فلسفه نگاه پیچیدهتر و تازهتری به زن پیدا کرد، جودیت نیز بهآرامی به فیگوری اروتیک تبدیل گشت و حال با تنِ اغواگر و خشونتِ مبهمش بازنمایی شد. آنطور که گفتهاند، او از بهشت آسمانی سقوط کرد، اینجهانی و فیزیکال شد، قدرت گرفت و از مریم مقدس به حوا تغییر پیدا کرد. هر نقاشی که سراغ تصویر جودیت رفت، با سلیقهی خودش آن را بازتصویر کرد: گاهی همچون یک فرشتهی عریان، گاهی یک زنِ شهوتناکِ مغرور و قدرتمند و گاهی هم درحاشیه، چراکه قرار بود خود کنش جنایت بازتصویر شود و نه بازنمایی تصویر اسطورهای یک فیگور زن. سرگذشت فیگور جودیت و تصویرش را میتوان همسان با تاریخ سانسور، سرکوب، آزادی و فلسفهی نگریستن به فیگور زنانه دید. هرچه جلوتر آمدیم، جودیت توامان هم واقعیتر شد و هم افسانهایتر.
#_Zartosht
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity