🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_محلی_گیلکی
#شاپور_جفرودی
"شاپور جفرودی" هنرمند، شاعر، ترانه سرا، آهنگساز، بازیگر تئاتر و خواننده موسیقی محلی گیلان، در رشت به دنیا آمد. وی فعالیت های هنری خود را از سن ۱۶ سالگی، از طریق ایفای نقش در برنامه های تئاتر دبیرستانها، آموزش و پرورش و سپس اداره کل فرهنگ و هنر استان گیلان آغاز نمود و به مدت ده سال در سالن تئاتر گیلان، موسوم به تماشاخانه گیلان، برنامه های تئاترِ طنز و انتقادی در پیش پرده و میان پرده های تئاتر را اجرا نمود. در سال ۱۳۲۶ همزمان با اوج گیری فعالیت های هنری و تئاتر، در تماشاخانه گیلان، تیپ مستقلی از طرف ارتش، در شهر رشت تشکیل گردید. در آن زمان ارتش کشور از رادیوی اختصاصی برخوردار بود و به همین دلیل، تیپ مستقل رشت، از او خواست تا نسبت به تاسیس رادیو ارتشِ رشت، اقدام کند. با توجه به صدای گرمِ این هنرمند و تسلط وی به دستگاههای موسیقی ایرانی، در سال ۱۳۳۰ جهت همکاری با ارکستر بزرگ رادیو ایران واقع در تهران فراخوانده شد و پس از قبولی در تست صدا و شیوه های آوازخوانی، همکاری با رادیو تهران را آغاز نمود. "جفرودی"، پس از موفقیت در تست صدا و خوانندگی، برای همکاری با برنامه کارگران رادیو تهران پذیرفته شد و شروع به اجرای برنامه نمود.
پس از همکاری با "شاپور نیاکان"، فعالیت های هنری "جفرودی" مورد توجه ارکستر بزرگ رادیو ایران که در آن زمان از همکاری اساتیدِ موسیقیِ کشور، از جمله "مشیر همایون شهردار"، "حسین یاحقی"، "حبیب اله بدیعی"، "عبداله جهان پناه"، "سیروس شهردار"، "محمد میرنقیبی"، "مجید وفادار"، "فرهنگ شریف"، "احمد عبادی" و بسیاری از بزرگان موسیقی کشور بهره می برد، قرار گرفت. در این دوران، سبک ترانه های "جفرودی" به سمت موسیقی اصیل ایرانی گرایید و در دوران همکاری با ارکستر بزرگ رادیو تهران، ترانه های متعددی از جمله "گل بهار"، "مهتاب شبان"، "بیاد او"، "باغچه"، "برگ گل"، "جشن گل"، "خنده سحر"، "چشم عاشقان"، "عالیه"، "دل بیقرار" ، "پیک آرزو" را اجرا نمود. در آن زمان، افرادی مانند "بهرام شمس"، "همایون خرم"، "امیر ناصر افتتاح"، "انوشیروان روحانی"، "پرویز یاحقی"، "جهانگیر ملک" و "جلال ذوالفنون" که بعد ها خود، از اساتید موسیقی کشور شدند، در ارکستر بزرگ رادیو ایران با "جفرودی" همکاری داشته اند.
دوران شکوفایی فعالیتهای هنری "جفرودی" در رادیو تهران به سالهای ۱۳۳۰ الی ۱۳۴۰ برمی گردد که ترانه سرایانِ مشهوری از جمله "تورج نگهبان"، "بیژن ترقی"، "تیمورتاش" ، "شهدی لنگرودی"، "ابوالقاسم حالت"، "محمود پاینده" و "جعفر مهرداد" (شاعر ترانه ی گل پامچال) برای وی شعر سروده اند. در سال ۱۳۳۴ برنامه گلها به همت "داود پیرنیا" در رادیو تهران آغاز به کار کرد. "شاپور جفرودی" به واسطه صدای زیبا و تسلطش بر موسیقی اصیل ایرانی، یکی از خوانندگانی است که به برنامه فاخرِ گلها دعوت شده و با آن همکاری کرده است. "جفرودی" در گلهای صحرایی شماره ۲۵ و دو برنامه در یک شاخه گلِ شماره های ۵۱ و ۶۵ با همکاری استاد "احمد عبادی" دارد که به زبان محلی گیلکی اجرا شده است.
در سالهای بعد، وی به پیشنهاد استاد "حبیب اله بدیعی" بیش از هفتاد ترانه محلی به صورت تک صدایی و دو صدایی با "خانم شمس" (همسر شادروان "حبیب اله بدیعی")، "یاسمین"، "ناهید سرافراز" و "عمیمی نژاد"، اجرا نمود که به شدت مورد توجه مردم گیلان نیز، قرار گرفت. ترانه های محلی "جفرودی" به ویژه "جان مریم"، "در زندی"، "لالایی"، "دل بیقرار"، "پیک آرزو" و "پاییز گیلان" به شدت مورد توجه و استقبال عمومی قرار گرفت. "شاپور جفرودی" در سیزدهم خرداد سال ۱۳۸۳ در سن ۷۶ سالگی درگذشت.
روحش شاد - يادش گرامی باد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_محلی_گیلکی
#شاپور_جفرودی
"شاپور جفرودی" هنرمند، شاعر، ترانه سرا، آهنگساز، بازیگر تئاتر و خواننده موسیقی محلی گیلان، در رشت به دنیا آمد. وی فعالیت های هنری خود را از سن ۱۶ سالگی، از طریق ایفای نقش در برنامه های تئاتر دبیرستانها، آموزش و پرورش و سپس اداره کل فرهنگ و هنر استان گیلان آغاز نمود و به مدت ده سال در سالن تئاتر گیلان، موسوم به تماشاخانه گیلان، برنامه های تئاترِ طنز و انتقادی در پیش پرده و میان پرده های تئاتر را اجرا نمود. در سال ۱۳۲۶ همزمان با اوج گیری فعالیت های هنری و تئاتر، در تماشاخانه گیلان، تیپ مستقلی از طرف ارتش، در شهر رشت تشکیل گردید. در آن زمان ارتش کشور از رادیوی اختصاصی برخوردار بود و به همین دلیل، تیپ مستقل رشت، از او خواست تا نسبت به تاسیس رادیو ارتشِ رشت، اقدام کند. با توجه به صدای گرمِ این هنرمند و تسلط وی به دستگاههای موسیقی ایرانی، در سال ۱۳۳۰ جهت همکاری با ارکستر بزرگ رادیو ایران واقع در تهران فراخوانده شد و پس از قبولی در تست صدا و شیوه های آوازخوانی، همکاری با رادیو تهران را آغاز نمود. "جفرودی"، پس از موفقیت در تست صدا و خوانندگی، برای همکاری با برنامه کارگران رادیو تهران پذیرفته شد و شروع به اجرای برنامه نمود.
پس از همکاری با "شاپور نیاکان"، فعالیت های هنری "جفرودی" مورد توجه ارکستر بزرگ رادیو ایران که در آن زمان از همکاری اساتیدِ موسیقیِ کشور، از جمله "مشیر همایون شهردار"، "حسین یاحقی"، "حبیب اله بدیعی"، "عبداله جهان پناه"، "سیروس شهردار"، "محمد میرنقیبی"، "مجید وفادار"، "فرهنگ شریف"، "احمد عبادی" و بسیاری از بزرگان موسیقی کشور بهره می برد، قرار گرفت. در این دوران، سبک ترانه های "جفرودی" به سمت موسیقی اصیل ایرانی گرایید و در دوران همکاری با ارکستر بزرگ رادیو تهران، ترانه های متعددی از جمله "گل بهار"، "مهتاب شبان"، "بیاد او"، "باغچه"، "برگ گل"، "جشن گل"، "خنده سحر"، "چشم عاشقان"، "عالیه"، "دل بیقرار" ، "پیک آرزو" را اجرا نمود. در آن زمان، افرادی مانند "بهرام شمس"، "همایون خرم"، "امیر ناصر افتتاح"، "انوشیروان روحانی"، "پرویز یاحقی"، "جهانگیر ملک" و "جلال ذوالفنون" که بعد ها خود، از اساتید موسیقی کشور شدند، در ارکستر بزرگ رادیو ایران با "جفرودی" همکاری داشته اند.
دوران شکوفایی فعالیتهای هنری "جفرودی" در رادیو تهران به سالهای ۱۳۳۰ الی ۱۳۴۰ برمی گردد که ترانه سرایانِ مشهوری از جمله "تورج نگهبان"، "بیژن ترقی"، "تیمورتاش" ، "شهدی لنگرودی"، "ابوالقاسم حالت"، "محمود پاینده" و "جعفر مهرداد" (شاعر ترانه ی گل پامچال) برای وی شعر سروده اند. در سال ۱۳۳۴ برنامه گلها به همت "داود پیرنیا" در رادیو تهران آغاز به کار کرد. "شاپور جفرودی" به واسطه صدای زیبا و تسلطش بر موسیقی اصیل ایرانی، یکی از خوانندگانی است که به برنامه فاخرِ گلها دعوت شده و با آن همکاری کرده است. "جفرودی" در گلهای صحرایی شماره ۲۵ و دو برنامه در یک شاخه گلِ شماره های ۵۱ و ۶۵ با همکاری استاد "احمد عبادی" دارد که به زبان محلی گیلکی اجرا شده است.
در سالهای بعد، وی به پیشنهاد استاد "حبیب اله بدیعی" بیش از هفتاد ترانه محلی به صورت تک صدایی و دو صدایی با "خانم شمس" (همسر شادروان "حبیب اله بدیعی")، "یاسمین"، "ناهید سرافراز" و "عمیمی نژاد"، اجرا نمود که به شدت مورد توجه مردم گیلان نیز، قرار گرفت. ترانه های محلی "جفرودی" به ویژه "جان مریم"، "در زندی"، "لالایی"، "دل بیقرار"، "پیک آرزو" و "پاییز گیلان" به شدت مورد توجه و استقبال عمومی قرار گرفت. "شاپور جفرودی" در سیزدهم خرداد سال ۱۳۸۳ در سن ۷۶ سالگی درگذشت.
روحش شاد - يادش گرامی باد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#استاد_اسدالله_ملک
در میان مشاهیرِ ویولن نوازی رادیو و برنامه ی فاخر گلها، زنده یاد "اسدالله ملک" از همه جوان تر بود. او از آخرین شاگردانِ ویولن استاد "ابوالحسن صبا" بود که در واپسین سال های حیاتِ استاد، از او مشقِ نوازندگی می گرفت. بر این اساس، از نخستین نسلِ شاگردان ویولن "صبا" بین ۲۰ تا ۳۰ سال کوچک تر بود. استاد "اسدالله ملک" در خاندانی اهل هنر پرورده شده و برادر بزرگش "حسین ملک" سنتورنوازی شناخته شده بود. وی به هنرستان موسیقی رفته و از محضرِ اساتیدی چون "روح الله خالقی" بهره مند شده است. اما به نظر می رسد که ویولن نوازی را بیش از همه نزد شادروان "شاپور نیاکان" آموخته باشد، چرا که علاوه بر گواهی برخی آگاهان، نشانه هایی از تاثیر نوازندگی این هنرمند کمتر شناخته شده را در سبک شخصی استاد "ملک" می توان شنید.
مجموعِ این عواملِ او را همچون دیگرِ ویولن نوازانِ آن عصرِ رادیو، به بلوغِ زودرس هنری رسانید؛ چنان که بر اساس گفته ها در ۱۷سالگی با دو ساز ویولن و کمانچه وارد ارکسترهای رادیو شد و در خارج از رادیو هم فعالیت های گسترده ای را آغاز کرد که از جمله ی آنها، تدریس در هنرستان موسیقی و تشکیل ارکستری کوچک به همراه روانشاد "جلال ذوالفنون" بود. گفته می شود که او در ۱۷سالگی قطعه مشهور «گریه لیلی» را با کوک ابداعی «ر ـ می ـ دو ـ لا» در مایه دشتی ساخت که قطعه ای نسبتاً دشوار به شمار می رود و نواختنِ آن همچنان در دوره عالی ویولن نوازی ایرانی بسیار رایج است. گفتنی ست که پس از قطعه معروف «کاروان»، اثر استاد "صبا" که در مایه دشتی اجرا شده است، «گریه لیلی» تنها قطعه ویولن ایرانی است که در آن از تکنیک پیزیکاتو،_ نواختن ویولن بدون استفاده از آرشه و تنها با انگشتان دست_ استفاده ای مشخص و مستقل شده است؛ چنان که پس از هر بند، یک جمله ی پایه، مرتباً با این تکنیک تکرار می شود.
یادآوری باید کرد که به غیر از استاد "صبا" که قطعاتِ متنوعی شاملِ انواعِ چهارمضراب ها و رِنگ ها و اتودها برای ویولن ساخت و نوشت، دیگر ویولن نوازانِ ایرانی به ندرت به نوشتن قطعه ای مستقل برای ویولن دست زده اند. در این بین شاید بتوان تنها از استاد "علی تجویدی یاد کرد که چند قطعه - از جمله چهارمضراب »رقص پروانه» - برای ویولن نوشت. با این حساب، استاد "ملک" از معدود کسانی است که قطعه هایی مستقل و سر و شکل دار برای ویولن ایرانی نواخت و نوشت.
شادروان "ملک" در اندک مدتی به یکی از ستاره های رادیو تبدیل و همنوازِ بزرگانی همچون "حسین تهرانی"، "احمد عبادی" و "جلیل شهناز" شد که هر یک در نوازندگی به دوره ی قبل از او مربوط می شدند. گفتنی اینکه استاد "حسین تهرانی" جدا از همراهی با ویولن استاد "صبا"، به ندرت در کنار ویولن نواز دیگری ضرب گرفته است و این خود نشان دیگری است از شایستگی های نهفته استاد "اسدالله ملک".
او به آوازِ بسیاری از خوانندگانِ طرازِ اولِ رادیو هم جواب داده که بیش از همه، آثار مشترکش با زنده نام "محمود محمودی خوانساری" زبانزد است و تصنیف «مرغ شباهنگ» در «مایه افشاری» با اجرای این دو هنرمند همچنان شنیدنی است.
استاد "ملک" در تکنوازی ویولن سبکی پرآرایه و پرتزیین - و تا حدی شلوغ - داشت که با تشبیهی بصری می توان آن را به نقاشی های رنگارنگ و پرپیچ و تاب مکتب های باروک و روکوکو در هنر غرب مانند کرد. انگشت های او که گویی به سیم های ساز چسبیده بود و بیش از سه میلیمتر از آنها فاصله نمی گرفت، هیچ از حرکت بازنمی ایستاد و مدام با سرعتی عجیب از سیمی به سیم دیگر می رفت و نغمه هایی لبریز از انواعِ جزییات و ریزه کاری ها به گوش می رساند. وفور استفاده از صدای واخوان از شاخص ترین ویژگی های شیوه اوست. همچنین در تکنوازی ایشان می توان تاثیر جملات بداهه نوازی های "حبیب الله بدیعی" و "پرویز یاحقی" را ردیابی کرد. با این همه، نمی توان منکر استقلال شیوه شخصی او شد؛ چرا که همه این تاثیرات را از صافی ذوق خویش می گذراند و مُهرِ شیوه ی خود را پای آنها می نهاد. در ساز او نه از متانت و صلابت ساز "بدیعی" نشانی هست و نه از طنین و تنوع ساز "یاحقی"؛ "ملک" سازِ سرخوشانه و لغزنده خود را می زد. او حتی در به دست گرفتنِ ساز هم هیچ در بند قواعد کلاسیک و فرنگی نبود. ساز را با نوک چانه روی شانه نگه می داشت و آرشه را هم، قدری بالاتر از پاشنه آن، با شست و سه انگشت بزرگ در دست می گرفت و غالباً با همان نیمه بالایی آرشه کار خود را پیش می برد...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#استاد_اسدالله_ملک
در میان مشاهیرِ ویولن نوازی رادیو و برنامه ی فاخر گلها، زنده یاد "اسدالله ملک" از همه جوان تر بود. او از آخرین شاگردانِ ویولن استاد "ابوالحسن صبا" بود که در واپسین سال های حیاتِ استاد، از او مشقِ نوازندگی می گرفت. بر این اساس، از نخستین نسلِ شاگردان ویولن "صبا" بین ۲۰ تا ۳۰ سال کوچک تر بود. استاد "اسدالله ملک" در خاندانی اهل هنر پرورده شده و برادر بزرگش "حسین ملک" سنتورنوازی شناخته شده بود. وی به هنرستان موسیقی رفته و از محضرِ اساتیدی چون "روح الله خالقی" بهره مند شده است. اما به نظر می رسد که ویولن نوازی را بیش از همه نزد شادروان "شاپور نیاکان" آموخته باشد، چرا که علاوه بر گواهی برخی آگاهان، نشانه هایی از تاثیر نوازندگی این هنرمند کمتر شناخته شده را در سبک شخصی استاد "ملک" می توان شنید.
مجموعِ این عواملِ او را همچون دیگرِ ویولن نوازانِ آن عصرِ رادیو، به بلوغِ زودرس هنری رسانید؛ چنان که بر اساس گفته ها در ۱۷سالگی با دو ساز ویولن و کمانچه وارد ارکسترهای رادیو شد و در خارج از رادیو هم فعالیت های گسترده ای را آغاز کرد که از جمله ی آنها، تدریس در هنرستان موسیقی و تشکیل ارکستری کوچک به همراه روانشاد "جلال ذوالفنون" بود. گفته می شود که او در ۱۷سالگی قطعه مشهور «گریه لیلی» را با کوک ابداعی «ر ـ می ـ دو ـ لا» در مایه دشتی ساخت که قطعه ای نسبتاً دشوار به شمار می رود و نواختنِ آن همچنان در دوره عالی ویولن نوازی ایرانی بسیار رایج است. گفتنی ست که پس از قطعه معروف «کاروان»، اثر استاد "صبا" که در مایه دشتی اجرا شده است، «گریه لیلی» تنها قطعه ویولن ایرانی است که در آن از تکنیک پیزیکاتو،_ نواختن ویولن بدون استفاده از آرشه و تنها با انگشتان دست_ استفاده ای مشخص و مستقل شده است؛ چنان که پس از هر بند، یک جمله ی پایه، مرتباً با این تکنیک تکرار می شود.
یادآوری باید کرد که به غیر از استاد "صبا" که قطعاتِ متنوعی شاملِ انواعِ چهارمضراب ها و رِنگ ها و اتودها برای ویولن ساخت و نوشت، دیگر ویولن نوازانِ ایرانی به ندرت به نوشتن قطعه ای مستقل برای ویولن دست زده اند. در این بین شاید بتوان تنها از استاد "علی تجویدی یاد کرد که چند قطعه - از جمله چهارمضراب »رقص پروانه» - برای ویولن نوشت. با این حساب، استاد "ملک" از معدود کسانی است که قطعه هایی مستقل و سر و شکل دار برای ویولن ایرانی نواخت و نوشت.
شادروان "ملک" در اندک مدتی به یکی از ستاره های رادیو تبدیل و همنوازِ بزرگانی همچون "حسین تهرانی"، "احمد عبادی" و "جلیل شهناز" شد که هر یک در نوازندگی به دوره ی قبل از او مربوط می شدند. گفتنی اینکه استاد "حسین تهرانی" جدا از همراهی با ویولن استاد "صبا"، به ندرت در کنار ویولن نواز دیگری ضرب گرفته است و این خود نشان دیگری است از شایستگی های نهفته استاد "اسدالله ملک".
او به آوازِ بسیاری از خوانندگانِ طرازِ اولِ رادیو هم جواب داده که بیش از همه، آثار مشترکش با زنده نام "محمود محمودی خوانساری" زبانزد است و تصنیف «مرغ شباهنگ» در «مایه افشاری» با اجرای این دو هنرمند همچنان شنیدنی است.
استاد "ملک" در تکنوازی ویولن سبکی پرآرایه و پرتزیین - و تا حدی شلوغ - داشت که با تشبیهی بصری می توان آن را به نقاشی های رنگارنگ و پرپیچ و تاب مکتب های باروک و روکوکو در هنر غرب مانند کرد. انگشت های او که گویی به سیم های ساز چسبیده بود و بیش از سه میلیمتر از آنها فاصله نمی گرفت، هیچ از حرکت بازنمی ایستاد و مدام با سرعتی عجیب از سیمی به سیم دیگر می رفت و نغمه هایی لبریز از انواعِ جزییات و ریزه کاری ها به گوش می رساند. وفور استفاده از صدای واخوان از شاخص ترین ویژگی های شیوه اوست. همچنین در تکنوازی ایشان می توان تاثیر جملات بداهه نوازی های "حبیب الله بدیعی" و "پرویز یاحقی" را ردیابی کرد. با این همه، نمی توان منکر استقلال شیوه شخصی او شد؛ چرا که همه این تاثیرات را از صافی ذوق خویش می گذراند و مُهرِ شیوه ی خود را پای آنها می نهاد. در ساز او نه از متانت و صلابت ساز "بدیعی" نشانی هست و نه از طنین و تنوع ساز "یاحقی"؛ "ملک" سازِ سرخوشانه و لغزنده خود را می زد. او حتی در به دست گرفتنِ ساز هم هیچ در بند قواعد کلاسیک و فرنگی نبود. ساز را با نوک چانه روی شانه نگه می داشت و آرشه را هم، قدری بالاتر از پاشنه آن، با شست و سه انگشت بزرگ در دست می گرفت و غالباً با همان نیمه بالایی آرشه کار خود را پیش می برد...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#استاد_اسدالله_ملک
در میان مشاهیرِ ویولن نوازی رادیو و برنامه ی فاخر گلها، زنده یاد "اسدالله ملک" از همه جوان تر بود. او از آخرین شاگردانِ ویولن استاد "ابوالحسن صبا" بود که در واپسین سال های حیاتِ استاد، از او مشقِ نوازندگی می گرفت. بر این اساس، از نخستین نسلِ شاگردان ویولن "صبا" بین ۲۰ تا ۳۰ سال کوچک تر بود. استاد "اسدالله ملک" در خاندانی اهل هنر پرورده شده و برادر بزرگش "حسین ملک" سنتورنوازی شناخته شده بود. وی به هنرستان موسیقی رفته و از محضرِ اساتیدی چون "روح الله خالقی" بهره مند شده است. اما به نظر می رسد که ویولن نوازی را بیش از همه نزد شادروان "شاپور نیاکان" آموخته باشد، چرا که علاوه بر گواهی برخی آگاهان، نشانه هایی از تاثیر نوازندگی این هنرمند کمتر شناخته شده را در سبک شخصی استاد "ملک" می توان شنید.
مجموعِ این عواملِ او را همچون دیگرِ ویولن نوازانِ آن عصرِ رادیو، به بلوغِ زودرس هنری رسانید؛ چنان که بر اساس گفته ها در ۱۷سالگی با دو ساز ویولن و کمانچه وارد ارکسترهای رادیو شد و در خارج از رادیو هم فعالیت های گسترده ای را آغاز کرد که از جمله ی آنها، تدریس در هنرستان موسیقی و تشکیل ارکستری کوچک به همراه روانشاد "جلال ذوالفنون" بود. گفته می شود که او در ۱۷سالگی قطعه مشهور «گریه لیلی» را با کوک ابداعی «ر ـ می ـ دو ـ لا» در مایه دشتی ساخت که قطعه ای نسبتاً دشوار به شمار می رود و نواختنِ آن همچنان در دوره عالی ویولن نوازی ایرانی بسیار رایج است. گفتنی ست که پس از قطعه معروف «کاروان»، اثر استاد "صبا" که در مایه دشتی اجرا شده است، «گریه لیلی» تنها قطعه ویولن ایرانی است که در آن از تکنیک پیزیکاتو،_ نواختن ویولن بدون استفاده از آرشه و تنها با انگشتان دست_ استفاده ای مشخص و مستقل شده است؛ چنان که پس از هر بند، یک جمله ی پایه، مرتباً با این تکنیک تکرار می شود.
یادآوری باید کرد که به غیر از استاد "صبا" که قطعاتِ متنوعی شاملِ انواعِ چهارمضراب ها و رِنگ ها و اتودها برای ویولن ساخت و نوشت، دیگر ویولن نوازانِ ایرانی به ندرت به نوشتن قطعه ای مستقل برای ویولن دست زده اند. در این بین شاید بتوان تنها از استاد "علی تجویدی یاد کرد که چند قطعه - از جمله چهارمضراب »رقص پروانه» - برای ویولن نوشت. با این حساب، استاد "ملک" از معدود کسانی است که قطعه هایی مستقل و سر و شکل دار برای ویولن ایرانی نواخت و نوشت.
شادروان "ملک" در اندک مدتی به یکی از ستاره های رادیو تبدیل و همنوازِ بزرگانی همچون "حسین تهرانی"، "احمد عبادی" و "جلیل شهناز" شد که هر یک در نوازندگی به دوره ی قبل از او مربوط می شدند. گفتنی اینکه استاد "حسین تهرانی" جدا از همراهی با ویولن استاد "صبا"، به ندرت در کنار ویولن نواز دیگری ضرب گرفته است و این خود نشان دیگری است از شایستگی های نهفته استاد "اسدالله ملک".
او به آوازِ بسیاری از خوانندگانِ طرازِ اولِ رادیو هم جواب داده که بیش از همه، آثار مشترکش با زنده نام "محمود محمودی خوانساری" زبانزد است و تصنیف «مرغ شباهنگ» در «مایه افشاری» با اجرای این دو هنرمند همچنان شنیدنی است.
استاد "ملک" در تکنوازی ویولن سبکی پرآرایه و پرتزیین - و تا حدی شلوغ - داشت که با تشبیهی بصری می توان آن را به نقاشی های رنگارنگ و پرپیچ و تاب مکتب های باروک و روکوکو در هنر غرب مانند کرد. انگشت های او که گویی به سیم های ساز چسبیده بود و بیش از سه میلیمتر از آنها فاصله نمی گرفت، هیچ از حرکت بازنمی ایستاد و مدام با سرعتی عجیب از سیمی به سیم دیگر می رفت و نغمه هایی لبریز از انواعِ جزییات و ریزه کاری ها به گوش می رساند. وفور استفاده از صدای واخوان از شاخص ترین ویژگی های شیوه اوست. همچنین در تکنوازی ایشان می توان تاثیر جملات بداهه نوازی های "حبیب الله بدیعی" و "پرویز یاحقی" را ردیابی کرد. با این همه، نمی توان منکر استقلال شیوه شخصی او شد؛ چرا که همه این تاثیرات را از صافی ذوق خویش می گذراند و مُهرِ شیوه ی خود را پای آنها می نهاد. در ساز او نه از متانت و صلابت ساز "بدیعی" نشانی هست و نه از طنین و تنوع ساز "یاحقی"؛ "ملک" سازِ سرخوشانه و لغزنده خود را می زد. او حتی در به دست گرفتنِ ساز هم هیچ در بند قواعد کلاسیک و فرنگی نبود. ساز را با نوک چانه روی شانه نگه می داشت و آرشه را هم، قدری بالاتر از پاشنه آن، با شست و سه انگشت بزرگ در دست می گرفت و غالباً با همان نیمه بالایی آرشه کار خود را پیش می برد...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#استاد_اسدالله_ملک
در میان مشاهیرِ ویولن نوازی رادیو و برنامه ی فاخر گلها، زنده یاد "اسدالله ملک" از همه جوان تر بود. او از آخرین شاگردانِ ویولن استاد "ابوالحسن صبا" بود که در واپسین سال های حیاتِ استاد، از او مشقِ نوازندگی می گرفت. بر این اساس، از نخستین نسلِ شاگردان ویولن "صبا" بین ۲۰ تا ۳۰ سال کوچک تر بود. استاد "اسدالله ملک" در خاندانی اهل هنر پرورده شده و برادر بزرگش "حسین ملک" سنتورنوازی شناخته شده بود. وی به هنرستان موسیقی رفته و از محضرِ اساتیدی چون "روح الله خالقی" بهره مند شده است. اما به نظر می رسد که ویولن نوازی را بیش از همه نزد شادروان "شاپور نیاکان" آموخته باشد، چرا که علاوه بر گواهی برخی آگاهان، نشانه هایی از تاثیر نوازندگی این هنرمند کمتر شناخته شده را در سبک شخصی استاد "ملک" می توان شنید.
مجموعِ این عواملِ او را همچون دیگرِ ویولن نوازانِ آن عصرِ رادیو، به بلوغِ زودرس هنری رسانید؛ چنان که بر اساس گفته ها در ۱۷سالگی با دو ساز ویولن و کمانچه وارد ارکسترهای رادیو شد و در خارج از رادیو هم فعالیت های گسترده ای را آغاز کرد که از جمله ی آنها، تدریس در هنرستان موسیقی و تشکیل ارکستری کوچک به همراه روانشاد "جلال ذوالفنون" بود. گفته می شود که او در ۱۷سالگی قطعه مشهور «گریه لیلی» را با کوک ابداعی «ر ـ می ـ دو ـ لا» در مایه دشتی ساخت که قطعه ای نسبتاً دشوار به شمار می رود و نواختنِ آن همچنان در دوره عالی ویولن نوازی ایرانی بسیار رایج است. گفتنی ست که پس از قطعه معروف «کاروان»، اثر استاد "صبا" که در مایه دشتی اجرا شده است، «گریه لیلی» تنها قطعه ویولن ایرانی است که در آن از تکنیک پیزیکاتو،_ نواختن ویولن بدون استفاده از آرشه و تنها با انگشتان دست_ استفاده ای مشخص و مستقل شده است؛ چنان که پس از هر بند، یک جمله ی پایه، مرتباً با این تکنیک تکرار می شود.
یادآوری باید کرد که به غیر از استاد "صبا" که قطعاتِ متنوعی شاملِ انواعِ چهارمضراب ها و رِنگ ها و اتودها برای ویولن ساخت و نوشت، دیگر ویولن نوازانِ ایرانی به ندرت به نوشتن قطعه ای مستقل برای ویولن دست زده اند. در این بین شاید بتوان تنها از استاد "علی تجویدی یاد کرد که چند قطعه - از جمله چهارمضراب »رقص پروانه» - برای ویولن نوشت. با این حساب، استاد "ملک" از معدود کسانی است که قطعه هایی مستقل و سر و شکل دار برای ویولن ایرانی نواخت و نوشت.
شادروان "ملک" در اندک مدتی به یکی از ستاره های رادیو تبدیل و همنوازِ بزرگانی همچون "حسین تهرانی"، "احمد عبادی" و "جلیل شهناز" شد که هر یک در نوازندگی به دوره ی قبل از او مربوط می شدند. گفتنی اینکه استاد "حسین تهرانی" جدا از همراهی با ویولن استاد "صبا"، به ندرت در کنار ویولن نواز دیگری ضرب گرفته است و این خود نشان دیگری است از شایستگی های نهفته استاد "اسدالله ملک".
او به آوازِ بسیاری از خوانندگانِ طرازِ اولِ رادیو هم جواب داده که بیش از همه، آثار مشترکش با زنده نام "محمود محمودی خوانساری" زبانزد است و تصنیف «مرغ شباهنگ» در «مایه افشاری» با اجرای این دو هنرمند همچنان شنیدنی است.
استاد "ملک" در تکنوازی ویولن سبکی پرآرایه و پرتزیین - و تا حدی شلوغ - داشت که با تشبیهی بصری می توان آن را به نقاشی های رنگارنگ و پرپیچ و تاب مکتب های باروک و روکوکو در هنر غرب مانند کرد. انگشت های او که گویی به سیم های ساز چسبیده بود و بیش از سه میلیمتر از آنها فاصله نمی گرفت، هیچ از حرکت بازنمی ایستاد و مدام با سرعتی عجیب از سیمی به سیم دیگر می رفت و نغمه هایی لبریز از انواعِ جزییات و ریزه کاری ها به گوش می رساند. وفور استفاده از صدای واخوان از شاخص ترین ویژگی های شیوه اوست. همچنین در تکنوازی ایشان می توان تاثیر جملات بداهه نوازی های "حبیب الله بدیعی" و "پرویز یاحقی" را ردیابی کرد. با این همه، نمی توان منکر استقلال شیوه شخصی او شد؛ چرا که همه این تاثیرات را از صافی ذوق خویش می گذراند و مُهرِ شیوه ی خود را پای آنها می نهاد. در ساز او نه از متانت و صلابت ساز "بدیعی" نشانی هست و نه از طنین و تنوع ساز "یاحقی"؛ "ملک" سازِ سرخوشانه و لغزنده خود را می زد. او حتی در به دست گرفتنِ ساز هم هیچ در بند قواعد کلاسیک و فرنگی نبود. ساز را با نوک چانه روی شانه نگه می داشت و آرشه را هم، قدری بالاتر از پاشنه آن، با شست و سه انگشت بزرگ در دست می گرفت و غالباً با همان نیمه بالایی آرشه کار خود را پیش می برد...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#_موسیقی_ایرانی
#_شاپور_نیاکان
زنده یاد "شاپور نیاكان" موسیقی دان، نوازنده ی نام دارِ ویولون، نواساز و پایهگذار و سرپرست ارکستر شماره ۵ رادیو تهران بود كه در سال ۱۳۰۵ خورشیدی در نطنزِ كاشان به دنیا آمد، پدرش از شاگردانِ مرحوم "درویش خان" بود و بسیار زیبا تار مینواخت. از كودكی به موسیقی علاقهمند شد و هر زمان كه پدرش دست به ساز میبرد او نیز، دست از همه كارها حتی بازی های كودكانه میكشید و به پنجههای پدر خیره میشد تا اینكه در ۱۴ سالگی با ویولنی كه پدر برای اش خریده بود، به تمرین پرداخت و ردیفهای موسیقی ایرانی را با كمكِ پدر و به صورت سینه به سینه آموخت.
درسال ۱۳۲۳ به تهران آمد و با استادان موسیقی آن زمان آشنا گردید و تكنیكهای موسیقی را نزدِ یك معلم اهلِ کشورِ آلمان، فرا گرفت. بلافاصله پس از آموختنِ فنون موسیقی به رادیو رفت و از سوی سوی "مشیرهمایون شهردار" مورد آزمون قرار گرفت و از آن سربلند بیرون آمد و اركستر پنج رادیو را تشكیل داد. در این شبكه با هنرمندان مشهوری چون "فرهنگ شریف"، "حسین همدانیان"، "انوشیروان روحانی"، "مهدی تاكستانی "، "میرفتاح بازرگان "، "عمادرام"، "سلمكی" برنامه اجرا میكرد. اولین آهنگِ استاد "نیاكان"، «طوفان عشق» نام داشت كه در فیلمی با همین نام اجرا شد، این هنرمند بیش از ۳۰۰ آهنگ ساخت كه شعرِ اغلب آنها از خودش بود. آثارش به سرعت با استقبال مردم روبه رو میشد و در كوچه و خیابان، آن را زمزمه میكردند.
در طول فعالیت هنری با خوانندگانی همچون "منوچهر همایون پور"، " قاسم جبلی"، "منوچهر شفیعی " ، "بهرام سیر"، "اكبرجغه"، "حسن طاووسی"، "هوشنگ شوكتی" وبسیاری دیگر همكاری كرد.
وی به جز نوازندگی، در تعلیمِ هنرجو و ترانه سرایی نیز دستی توانا و با زبان فرانسه نیز، آشنایی داشت و شغل اصلیاش معلمی بود، به همین جهت در زمان خود، از با سوادترین هنرمندان كشور محسوب میشد. او در آهنگسازی و تكنوازی روش و متد خاص خود داشت و خود را محصور ردیف و چارچوب قواعد موسیقی نمیكرد به همین جهت با مسوولان موسیقی رادیو اختلاف داشت تا این كه سرانجام این اختلاف بالا گرفت و بصورت قهر، رادیو را ترك كرد. از آن پس دیگر در مجالس عمومی، ساز نزد و تنها در محافل دوستانه دست به ساز میبرد. فروتنی، صفای باطن، سكون، آرامش و دوری از هیاهواز ویژگیهای بارز اخلاقی شادروان نیاكان بوده است.
"امینالله رشیدی" خواننده ی پیشكسوت در كتاب «عطرگیسو» مینویسد: «شاپور نیاكان نوازنده چیره دست و خوش قریحه،از پنجههای خارقالعادهای برخوردار بود». "نیاكان" به جز آهنگ و ترانههای مختلف، غزلیاتی نیز سروده است و سرانجام پس از یك عمر تلاش و كوشش فرهنگی و هنری در ۱۶ اسفند ۱۳۷۲ در سن ۶۷ سالگی درگذشت و در امام زاده طاهر كرج آرام گرفت. روحش شاد و یادش گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#_موسیقی_ایرانی
#_شاپور_نیاکان
زنده یاد "شاپور نیاكان" موسیقی دان، نوازنده ی نام دارِ ویولون، نواساز و پایهگذار و سرپرست ارکستر شماره ۵ رادیو تهران بود كه در سال ۱۳۰۵ خورشیدی در نطنزِ كاشان به دنیا آمد، پدرش از شاگردانِ مرحوم "درویش خان" بود و بسیار زیبا تار مینواخت. از كودكی به موسیقی علاقهمند شد و هر زمان كه پدرش دست به ساز میبرد او نیز، دست از همه كارها حتی بازی های كودكانه میكشید و به پنجههای پدر خیره میشد تا اینكه در ۱۴ سالگی با ویولنی كه پدر برای اش خریده بود، به تمرین پرداخت و ردیفهای موسیقی ایرانی را با كمكِ پدر و به صورت سینه به سینه آموخت.
درسال ۱۳۲۳ به تهران آمد و با استادان موسیقی آن زمان آشنا گردید و تكنیكهای موسیقی را نزدِ یك معلم اهلِ کشورِ آلمان، فرا گرفت. بلافاصله پس از آموختنِ فنون موسیقی به رادیو رفت و از سوی سوی "مشیرهمایون شهردار" مورد آزمون قرار گرفت و از آن سربلند بیرون آمد و اركستر پنج رادیو را تشكیل داد. در این شبكه با هنرمندان مشهوری چون "فرهنگ شریف"، "حسین همدانیان"، "انوشیروان روحانی"، "مهدی تاكستانی "، "میرفتاح بازرگان "، "عمادرام"، "سلمكی" برنامه اجرا میكرد. اولین آهنگِ استاد "نیاكان"، «طوفان عشق» نام داشت كه در فیلمی با همین نام اجرا شد، این هنرمند بیش از ۳۰۰ آهنگ ساخت كه شعرِ اغلب آنها از خودش بود. آثارش به سرعت با استقبال مردم روبه رو میشد و در كوچه و خیابان، آن را زمزمه میكردند.
در طول فعالیت هنری با خوانندگانی همچون "منوچهر همایون پور"، " قاسم جبلی"، "منوچهر شفیعی " ، "بهرام سیر"، "اكبرجغه"، "حسن طاووسی"، "هوشنگ شوكتی" وبسیاری دیگر همكاری كرد.
وی به جز نوازندگی، در تعلیمِ هنرجو و ترانه سرایی نیز دستی توانا و با زبان فرانسه نیز، آشنایی داشت و شغل اصلیاش معلمی بود، به همین جهت در زمان خود، از با سوادترین هنرمندان كشور محسوب میشد. او در آهنگسازی و تكنوازی روش و متد خاص خود داشت و خود را محصور ردیف و چارچوب قواعد موسیقی نمیكرد به همین جهت با مسوولان موسیقی رادیو اختلاف داشت تا این كه سرانجام این اختلاف بالا گرفت و بصورت قهر، رادیو را ترك كرد. از آن پس دیگر در مجالس عمومی، ساز نزد و تنها در محافل دوستانه دست به ساز میبرد. فروتنی، صفای باطن، سكون، آرامش و دوری از هیاهواز ویژگیهای بارز اخلاقی شادروان نیاكان بوده است.
"امینالله رشیدی" خواننده ی پیشكسوت در كتاب «عطرگیسو» مینویسد: «شاپور نیاكان نوازنده چیره دست و خوش قریحه،از پنجههای خارقالعادهای برخوردار بود». "نیاكان" به جز آهنگ و ترانههای مختلف، غزلیاتی نیز سروده است و سرانجام پس از یك عمر تلاش و كوشش فرهنگی و هنری در ۱۶ اسفند ۱۳۷۲ در سن ۶۷ سالگی درگذشت و در امام زاده طاهر كرج آرام گرفت. روحش شاد و یادش گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۳ خرداد سالروز درگذشت #شاپور_جفرودی
( زاده سال۱۳۰۷ رشت -- درگذشته ۱۳ خرداد ۱۳۸۳ تهران ) ترانه سرا، آهنگساز، بازیگر تئاتر و خواننده موسیقی محلی گیلان
شاپور جفرودی فعالیتهای هنریاش از ۱۶ سالگی در برنامههای تئاتر دبیرستانهای گیلان آغاز شد و ۱۰ سال در تماشاخانه گیلان، برنامههای تئاتر طنز و انتقادی در پیش پرده و میان پردهها اجرا میکرد. در سال ۱۳۲۶ با اوج گیری فعالیتهای هنری، تیپ مستقل رشت تشکیل شد و از او خواستند تا نسبت به تأسیس رادیو ارتش رشت اقدام کند.
با توجه به صدای گرم و تسلط وی به دستگاههای موسیقی ایرانی، در سال ۱۳۳۰ برای همکاری با ارکستر بزرگ رادیو ایران، به تهران فراخوانده شد و شروع به اجرای برنامه کرد. او در آن دوران، برای اجرای برنامه به صورت کنسرت به شهرهای مختلف کشور سفر میکرد و با استقبال مردم مواجه میشد. وی پس از همکاری با شاپور نیاکان، فعالیتهای هنریاش مورد توجه استادان موسیقی کشور از جمله مشیر همایون شهردار، حسین یاحقی، حبیباله بدیعی، عبداله جهان پناه، سیروس شهردار، محمد میرنقیبی، مجید وفادار، فرهنگ شریف، احمد عبادی و بسیاری از بزرگان موسیقی قرار گرفت. در این دوران، سبک ترانههای جفرودی به سمت موسیقی اصیل ایرانی گرائید و در دوران همکاری با ارکستر بزرگ رادیو تهران، ترانههای متعددی از جمله گل بهار، مهتاب شبان، بیاد او، باغچه، برگ گل، جشن گل، خنده سحر، چشم عاشقان، عالیه، دل بیقرار ، پیک آرزو را اجرا کرد. او در آن زمان با هنرمندانی چون بهرام شمس، همایون خرم، امیرناصر افتتاح، انوشیروان روحانی، پرویز یاحقی، جهانگیر ملک و جلال ذوالفنون همکاری کرد و ترانه سرایانی مانند تورج نگهبان، بیژن ترقی، تیمورتاش، شهدی لنگرودی، ابوالقاسم حالت، محمود پاینده و جعفر مهرداد (شاعر ترانهٔ گل پامچال) برای وی شعر سرودند.
در سال ۱۳۳۴ برنامه گلها به همت داود پیرنیا در رادیو تهران آغاز به کار کرد. این برنامه که شامل شش مجموعه گلهای جاویدان، گلهای رنگارنگ، برگ سبز، یک شاخه گل، گلهای صحرایی و گلهای تازه بود، مجموعهای بی بدیل از هزاران ساعت موسیقی و ترانه اصیل ایرانی را فراهم آورد که امروز مجموعه آنها "گنجینه گلها" نامیده میشود. در این برنامهها، خوانندگان و استادان موسیقی ایران از جمله بنان، قوامی، شهیدی، مرضیه، الهه، خوانساری، شجریان، گلپایگانی، گلچین و بسیاری دیگر به اجرای برنامه پرداختهاند و جفرودی نیز به برنامه گلها دعوت شد.
از بین خوانندگان محلی گیلان به غیر از جفرودی، ناصر مسعودی و شمس نیز به اجرای برنامه به زبان محلی گیلکی در مجموعه گلها دعوت شدند.
در سال ۱۳۴۴ هنگامی که فرستندههای تلویزیون ملی ایران در شهرهای بزرگ ایران تأسیس شد، جفرودی به عنوان مجری و خواننده در برنامه " فانوس" که به پخش موسیقی ایرانی اختصاص داشت، مشغول شد و از سال ۱۳۴۶ به دعوت وزارت کار و با موافقت تلویزیون ملی ایران، مسئول راه اندازی برنامه " کارگران " شد و به مدت ۳ سال با این برنامه همکاری داشت و سپس به وزارت فرهنگ و هنر رفت و به عنوان مدرس موسیقی و خواننده به مدت ۶ سال همکاری داشت.
در همان سالها، وی به پیشنهاد حبیباله بدیعی، بیش از ۷۰ ترانه محلی به صورت تک صدایی و دو صدایی با خانم شمس (همسر بدیعی)، یاسمین، ناهید سرافراز و عمیمینژاد اجرا کرد و
ترانههای محلی به ویژه "جان مریم"، "در زندی"، "لالایی"، "دل بیقرار"، "پیک آرزو" و "پاییز گیلان" مورد استقبال قرار گرفت.
وی در سال ۱۳۵۲ پس از بازنشستگی، به دعوت ترانهسرای گیلانی حسن وحید، عازم رشت شد و دوباره فعالیتهای خود را آغاز کرد و با جمعی از نوازندگان سرشناس گیلانی از جمله داریوش علیزاده، احمد سیگارچی، بهزاد فروهری، فروزانفر و افتخاری همکاری کرد و با اشعاری که خود سروده و اشعار حسن وحید یک آلبوم کامل از ترانههای محلی گردآوری کرد.
شاپور جفرودی در ۷۶ سالگی درگذشت و در گورستان امام زاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۳ خرداد سالروز درگذشت #شاپور_جفرودی
( زاده سال۱۳۰۷ رشت -- درگذشته ۱۳ خرداد ۱۳۸۳ تهران ) ترانه سرا، آهنگساز، بازیگر تئاتر و خواننده موسیقی محلی گیلان
شاپور جفرودی فعالیتهای هنریاش از ۱۶ سالگی در برنامههای تئاتر دبیرستانهای گیلان آغاز شد و ۱۰ سال در تماشاخانه گیلان، برنامههای تئاتر طنز و انتقادی در پیش پرده و میان پردهها اجرا میکرد. در سال ۱۳۲۶ با اوج گیری فعالیتهای هنری، تیپ مستقل رشت تشکیل شد و از او خواستند تا نسبت به تأسیس رادیو ارتش رشت اقدام کند.
با توجه به صدای گرم و تسلط وی به دستگاههای موسیقی ایرانی، در سال ۱۳۳۰ برای همکاری با ارکستر بزرگ رادیو ایران، به تهران فراخوانده شد و شروع به اجرای برنامه کرد. او در آن دوران، برای اجرای برنامه به صورت کنسرت به شهرهای مختلف کشور سفر میکرد و با استقبال مردم مواجه میشد. وی پس از همکاری با شاپور نیاکان، فعالیتهای هنریاش مورد توجه استادان موسیقی کشور از جمله مشیر همایون شهردار، حسین یاحقی، حبیباله بدیعی، عبداله جهان پناه، سیروس شهردار، محمد میرنقیبی، مجید وفادار، فرهنگ شریف، احمد عبادی و بسیاری از بزرگان موسیقی قرار گرفت. در این دوران، سبک ترانههای جفرودی به سمت موسیقی اصیل ایرانی گرائید و در دوران همکاری با ارکستر بزرگ رادیو تهران، ترانههای متعددی از جمله گل بهار، مهتاب شبان، بیاد او، باغچه، برگ گل، جشن گل، خنده سحر، چشم عاشقان، عالیه، دل بیقرار ، پیک آرزو را اجرا کرد. او در آن زمان با هنرمندانی چون بهرام شمس، همایون خرم، امیرناصر افتتاح، انوشیروان روحانی، پرویز یاحقی، جهانگیر ملک و جلال ذوالفنون همکاری کرد و ترانه سرایانی مانند تورج نگهبان، بیژن ترقی، تیمورتاش، شهدی لنگرودی، ابوالقاسم حالت، محمود پاینده و جعفر مهرداد (شاعر ترانهٔ گل پامچال) برای وی شعر سرودند.
در سال ۱۳۳۴ برنامه گلها به همت داود پیرنیا در رادیو تهران آغاز به کار کرد. این برنامه که شامل شش مجموعه گلهای جاویدان، گلهای رنگارنگ، برگ سبز، یک شاخه گل، گلهای صحرایی و گلهای تازه بود، مجموعهای بی بدیل از هزاران ساعت موسیقی و ترانه اصیل ایرانی را فراهم آورد که امروز مجموعه آنها "گنجینه گلها" نامیده میشود. در این برنامهها، خوانندگان و استادان موسیقی ایران از جمله بنان، قوامی، شهیدی، مرضیه، الهه، خوانساری، شجریان، گلپایگانی، گلچین و بسیاری دیگر به اجرای برنامه پرداختهاند و جفرودی نیز به برنامه گلها دعوت شد.
از بین خوانندگان محلی گیلان به غیر از جفرودی، ناصر مسعودی و شمس نیز به اجرای برنامه به زبان محلی گیلکی در مجموعه گلها دعوت شدند.
در سال ۱۳۴۴ هنگامی که فرستندههای تلویزیون ملی ایران در شهرهای بزرگ ایران تأسیس شد، جفرودی به عنوان مجری و خواننده در برنامه " فانوس" که به پخش موسیقی ایرانی اختصاص داشت، مشغول شد و از سال ۱۳۴۶ به دعوت وزارت کار و با موافقت تلویزیون ملی ایران، مسئول راه اندازی برنامه " کارگران " شد و به مدت ۳ سال با این برنامه همکاری داشت و سپس به وزارت فرهنگ و هنر رفت و به عنوان مدرس موسیقی و خواننده به مدت ۶ سال همکاری داشت.
در همان سالها، وی به پیشنهاد حبیباله بدیعی، بیش از ۷۰ ترانه محلی به صورت تک صدایی و دو صدایی با خانم شمس (همسر بدیعی)، یاسمین، ناهید سرافراز و عمیمینژاد اجرا کرد و
ترانههای محلی به ویژه "جان مریم"، "در زندی"، "لالایی"، "دل بیقرار"، "پیک آرزو" و "پاییز گیلان" مورد استقبال قرار گرفت.
وی در سال ۱۳۵۲ پس از بازنشستگی، به دعوت ترانهسرای گیلانی حسن وحید، عازم رشت شد و دوباره فعالیتهای خود را آغاز کرد و با جمعی از نوازندگان سرشناس گیلانی از جمله داریوش علیزاده، احمد سیگارچی، بهزاد فروهری، فروزانفر و افتخاری همکاری کرد و با اشعاری که خود سروده و اشعار حسن وحید یک آلبوم کامل از ترانههای محلی گردآوری کرد.
شاپور جفرودی در ۷۶ سالگی درگذشت و در گورستان امام زاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ اسفند سالروز درگذشت #شادروان_شاپور_نیاکان
( زاده سال ۱۳۰۵ کاشان -- درگذشته ۱۶ اسفند ۱۳۷۲ تهران ) ترانهسرا و نوازند ویلون
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ اسفند سالروز درگذشت #شادروان_شاپور_نیاکان
( زاده سال ۱۳۰۵ کاشان -- درگذشته ۱۶ اسفند ۱۳۷۲ تهران ) ترانهسرا و نوازند ویلون
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ اسفند سالروز درگذشت #شادروان_شاپور_نیاکان
( زاده سال ۱۳۰۵ کاشان -- درگذشته ۱۶ اسفند ۱۳۷۲ تهران ) ترانهسرا و نوازند ویلون
نیاکان که پدرش از شاگردان درویشخان بود و بهزیبایی تار مینواخت، از كودكی به موسیقی علاقهمند شد و هر زمان كه پدرش دست به ساز میبرد او دست از همه كارها حتی بازیهای كودكانه میكشید و به پنچههای پدر خیره میشد تا اینكه در ۱۴ سالگی به تمرین پرداخت و ردیفهای موسیقی ایرانی را با كمك پدر بهصورت سینه به سینه آموخت.
او درسال ۱۳۲۳ بهتهران آمد و با استادان موسیقی آنزمان آشنا شد و تكنیكهای موسیقی را نزد یك معلم آلمانی فراگرفت و بلافاصله پس از آموختن فنون موسیقی به رادیو رفت و از سوی "مشیرهمایون شهردار" آزمون شد و از آن سربلند بیرون آمد و اركستر پنج رادیو را تشكیل داد. در این شبكه با هنرمندان بنامی همچون "فرهنگ شریف" "حسین همدانیان" "انوشیروان روحانی" "مهدی تاكستانی " "میرفتاح بازرگان " "عمادرام" "سلمكی" برنامه اجرا میكرد.
اولین آهنگ نیاكان "طوفان عشق" نام داشت كه در فیلمی به همین نام اجرا شد، این هنرمند بیش از ۳۰۰ آهنگ ساخت كه شعر اغلب آنها از خودش بود. آثار وی به سرعت با استقبال مردم روبه رو میشد و در كوچه و خیابان زمزمه میكردند.
در طول فعالیت هنری با خوانندگانی همچون "منوچهر همایونپور" " قاسم جبلی" "منوچهر شفیعی" "بهرام سیر" "اكبرجغه" "حسن طاووسی" "هوشنگ شوكتی" و بسیاری دیگر همكاری كرد.
وی بهجز در نوازندگی، تعلیم هنرجو در ترانهسرایی نیز دستی داشت و با زبان فرانسه آشنا بود و شغل اصلیاش معلمی بود بههمین جهت در زمان خود جزو باسوادترین هنرمندان كشور محسوب میشد.
او در آهنگسازی و تكنوازی روش و متد خاص خود داشت و خود را محصور ردیف و چارچوب قواعد موسیقی نمیكرد بههمین جهت با مسئولان موسیقی رادیو اختلاف داشت تا این كه سرانجام این اختلاف بالا گرفت و بهصورت قهر، رادیو را ترك كرد. از آن پس دیگر در مجالس عمومی ساز نزد و تنها در محافل دوستانه دست بهساز میبرد.
"امیناله رشیدی" خواننده پیشكسوت در كتاب "عطرگیسو" مینویسد: شاپور نیاكان نوازنده چیرهدست و خوش قریحه، از پنجههای خارقالعادهای برخوردار بود.
نیاكان بهجز آهنگ و ترانههای مختلف غزلیاتی نیز سروده است و سرانجام پس از یك عمر تلاش و كوشش فرهنگی و هنری در ۶۷ سالگی درگذشت و در امامزاده طاهر كرج آرام گرفت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ اسفند سالروز درگذشت #شادروان_شاپور_نیاکان
( زاده سال ۱۳۰۵ کاشان -- درگذشته ۱۶ اسفند ۱۳۷۲ تهران ) ترانهسرا و نوازند ویلون
نیاکان که پدرش از شاگردان درویشخان بود و بهزیبایی تار مینواخت، از كودكی به موسیقی علاقهمند شد و هر زمان كه پدرش دست به ساز میبرد او دست از همه كارها حتی بازیهای كودكانه میكشید و به پنچههای پدر خیره میشد تا اینكه در ۱۴ سالگی به تمرین پرداخت و ردیفهای موسیقی ایرانی را با كمك پدر بهصورت سینه به سینه آموخت.
او درسال ۱۳۲۳ بهتهران آمد و با استادان موسیقی آنزمان آشنا شد و تكنیكهای موسیقی را نزد یك معلم آلمانی فراگرفت و بلافاصله پس از آموختن فنون موسیقی به رادیو رفت و از سوی "مشیرهمایون شهردار" آزمون شد و از آن سربلند بیرون آمد و اركستر پنج رادیو را تشكیل داد. در این شبكه با هنرمندان بنامی همچون "فرهنگ شریف" "حسین همدانیان" "انوشیروان روحانی" "مهدی تاكستانی " "میرفتاح بازرگان " "عمادرام" "سلمكی" برنامه اجرا میكرد.
اولین آهنگ نیاكان "طوفان عشق" نام داشت كه در فیلمی به همین نام اجرا شد، این هنرمند بیش از ۳۰۰ آهنگ ساخت كه شعر اغلب آنها از خودش بود. آثار وی به سرعت با استقبال مردم روبه رو میشد و در كوچه و خیابان زمزمه میكردند.
در طول فعالیت هنری با خوانندگانی همچون "منوچهر همایونپور" " قاسم جبلی" "منوچهر شفیعی" "بهرام سیر" "اكبرجغه" "حسن طاووسی" "هوشنگ شوكتی" و بسیاری دیگر همكاری كرد.
وی بهجز در نوازندگی، تعلیم هنرجو در ترانهسرایی نیز دستی داشت و با زبان فرانسه آشنا بود و شغل اصلیاش معلمی بود بههمین جهت در زمان خود جزو باسوادترین هنرمندان كشور محسوب میشد.
او در آهنگسازی و تكنوازی روش و متد خاص خود داشت و خود را محصور ردیف و چارچوب قواعد موسیقی نمیكرد بههمین جهت با مسئولان موسیقی رادیو اختلاف داشت تا این كه سرانجام این اختلاف بالا گرفت و بهصورت قهر، رادیو را ترك كرد. از آن پس دیگر در مجالس عمومی ساز نزد و تنها در محافل دوستانه دست بهساز میبرد.
"امیناله رشیدی" خواننده پیشكسوت در كتاب "عطرگیسو" مینویسد: شاپور نیاكان نوازنده چیرهدست و خوش قریحه، از پنجههای خارقالعادهای برخوردار بود.
نیاكان بهجز آهنگ و ترانههای مختلف غزلیاتی نیز سروده است و سرانجام پس از یك عمر تلاش و كوشش فرهنگی و هنری در ۶۷ سالگی درگذشت و در امامزاده طاهر كرج آرام گرفت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۵ اسفند سالروز درگذشت #شادروان_عباس_تهرانیتاش
( زاده ۹ خرداد ۱۳۰۷ تهران – درگذشته ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ تهران ) موسیقیدان و نوازنده کلارینت
تهرانیتاش، ابداع کننده ردیف آوازی ایرانی با ساز کلارینت است که سالها با ساز غربی نوای شرقی را بهگوش علاقهمندان موسیقی رساند. او از آخرین نوازندگان قرهنی در موسیقی ایرانی بود که در سالهای دور، نزد استادان برجسته موسیقی بهرهها برد. این هنرمند از دوران کودکی مجذوب موسیقی شد و خیلی زود در ارکسترها و رادیو راه پیدا کرد. وی که در رادیو تلویزیون فعالیت داشت، در آموزشگاه نیز بهشاگردانش موسیقی تدریس میکرد.
او درس موسیقی را ابتدا نزد سروان مینباشیان (افسر موزیک نظام) آغاز کرد. سپس در هنرستان عالی موسیقی ثبتنام و در این حین نزد حسینعلی وزیریتبار ردیفهای موسیقی ایرانی را فرا گرفت.
فعالیتها:
تهرانیتاش پس از تأسیس رادیو، ضمن همکاری، در برنامههای موسیقی رادیو ارتش نیز شرکت میجست. او کار نوازندگیاش را در ارکستر بزرگ مهدی خالدی و همچنین «ارکستر برادران نورین» دنبال کرد و سپس به ارکسترهای علیمحمد نامداری و شاپور نیاکان پیوست. همچنین با «ارکستر شماره ۳» بهسرپرستی حسین شهبازیان و نیز ارکستر «شما و رادیو» بهسرپرستی ناصر زرآبادی همکاری بسیاری داشت و پس از تشکیل برنامه گلها، بههمت داود پیرنیا بهجرگ نوازندگان «گلها» پیوست.
وی بهغیر از کلارینت که ساز تخصصی او بود، با نواختن اکثر سازهای بادی بهویژه ساکسیفون آشنایی کامل داشت. از آثار صوتی او پس از انقلاب میتوان به آلبوم «تکنوازان ۱» اشاره کرد که با همراهی ایزد کاویانی نوازنده تنبک، بهتکنوازی و بداههنوازی در مایه دشتی، دستگاه ماهور، دستگاه همایون، بیات ترک و بیات اصفهان پرداخته است.
عباس تهرانی تاش در ۹۱ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۵ اسفند سالروز درگذشت #شادروان_عباس_تهرانیتاش
( زاده ۹ خرداد ۱۳۰۷ تهران – درگذشته ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ تهران ) موسیقیدان و نوازنده کلارینت
تهرانیتاش، ابداع کننده ردیف آوازی ایرانی با ساز کلارینت است که سالها با ساز غربی نوای شرقی را بهگوش علاقهمندان موسیقی رساند. او از آخرین نوازندگان قرهنی در موسیقی ایرانی بود که در سالهای دور، نزد استادان برجسته موسیقی بهرهها برد. این هنرمند از دوران کودکی مجذوب موسیقی شد و خیلی زود در ارکسترها و رادیو راه پیدا کرد. وی که در رادیو تلویزیون فعالیت داشت، در آموزشگاه نیز بهشاگردانش موسیقی تدریس میکرد.
او درس موسیقی را ابتدا نزد سروان مینباشیان (افسر موزیک نظام) آغاز کرد. سپس در هنرستان عالی موسیقی ثبتنام و در این حین نزد حسینعلی وزیریتبار ردیفهای موسیقی ایرانی را فرا گرفت.
فعالیتها:
تهرانیتاش پس از تأسیس رادیو، ضمن همکاری، در برنامههای موسیقی رادیو ارتش نیز شرکت میجست. او کار نوازندگیاش را در ارکستر بزرگ مهدی خالدی و همچنین «ارکستر برادران نورین» دنبال کرد و سپس به ارکسترهای علیمحمد نامداری و شاپور نیاکان پیوست. همچنین با «ارکستر شماره ۳» بهسرپرستی حسین شهبازیان و نیز ارکستر «شما و رادیو» بهسرپرستی ناصر زرآبادی همکاری بسیاری داشت و پس از تشکیل برنامه گلها، بههمت داود پیرنیا بهجرگ نوازندگان «گلها» پیوست.
وی بهغیر از کلارینت که ساز تخصصی او بود، با نواختن اکثر سازهای بادی بهویژه ساکسیفون آشنایی کامل داشت. از آثار صوتی او پس از انقلاب میتوان به آلبوم «تکنوازان ۱» اشاره کرد که با همراهی ایزد کاویانی نوازنده تنبک، بهتکنوازی و بداههنوازی در مایه دشتی، دستگاه ماهور، دستگاه همایون، بیات ترک و بیات اصفهان پرداخته است.
عباس تهرانی تاش در ۹۱ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_محلی_گیلکی
#شاپور_جفرودی
"شاپور جفرودی" هنرمند، شاعر، ترانه سرا، آهنگساز، بازیگر تئاتر و خواننده موسیقی محلی گیلان، در رشت به دنیا آمد. وی فعالیت های هنری خود را از سن ۱۶ سالگی، از طریق ایفای نقش در برنامه های تئاتر دبیرستانها، آموزش و پرورش و سپس اداره کل فرهنگ و هنر استان گیلان آغاز نمود و به مدت ده سال در سالن تئاتر گیلان، موسوم به تماشاخانه گیلان، برنامه های تئاترِ طنز و انتقادی در پیش پرده و میان پرده های تئاتر را اجرا نمود. در سال ۱۳۲۶ همزمان با اوج گیری فعالیت های هنری و تئاتر، در تماشاخانه گیلان، تیپ مستقلی از طرف ارتش، در شهر رشت تشکیل گردید. در آن زمان ارتش کشور از رادیوی اختصاصی برخوردار بود و به همین دلیل، تیپ مستقل رشت، از او خواست تا نسبت به تاسیس رادیو ارتشِ رشت، اقدام کند. با توجه به صدای گرمِ این هنرمند و تسلط وی به دستگاههای موسیقی ایرانی، در سال ۱۳۳۰ جهت همکاری با ارکستر بزرگ رادیو ایران واقع در تهران فراخوانده شد و پس از قبولی در تست صدا و شیوه های آوازخوانی، همکاری با رادیو تهران را آغاز نمود. "جفرودی"، پس از موفقیت در تست صدا و خوانندگی، برای همکاری با برنامه کارگران رادیو تهران پذیرفته شد و شروع به اجرای برنامه نمود.
پس از همکاری با "شاپور نیاکان"، فعالیت های هنری "جفرودی" مورد توجه ارکستر بزرگ رادیو ایران که در آن زمان از همکاری اساتیدِ موسیقیِ کشور، از جمله "مشیر همایون شهردار"، "حسین یاحقی"، "حبیب اله بدیعی"، "عبداله جهان پناه"، "سیروس شهردار"، "محمد میرنقیبی"، "مجید وفادار"، "فرهنگ شریف"، "احمد عبادی" و بسیاری از بزرگان موسیقی کشور بهره می برد، قرار گرفت. در این دوران، سبک ترانه های "جفرودی" به سمت موسیقی اصیل ایرانی گرایید و در دوران همکاری با ارکستر بزرگ رادیو تهران، ترانه های متعددی از جمله "گل بهار"، "مهتاب شبان"، "بیاد او"، "باغچه"، "برگ گل"، "جشن گل"، "خنده سحر"، "چشم عاشقان"، "عالیه"، "دل بیقرار" ، "پیک آرزو" را اجرا نمود. در آن زمان، افرادی مانند "بهرام شمس"، "همایون خرم"، "امیر ناصر افتتاح"، "انوشیروان روحانی"، "پرویز یاحقی"، "جهانگیر ملک" و "جلال ذوالفنون" که بعد ها خود، از اساتید موسیقی کشور شدند، در ارکستر بزرگ رادیو ایران با "جفرودی" همکاری داشته اند.
دوران شکوفایی فعالیتهای هنری "جفرودی" در رادیو تهران به سالهای ۱۳۳۰ الی ۱۳۴۰ برمی گردد که ترانه سرایانِ مشهوری از جمله "تورج نگهبان"، "بیژن ترقی"، "تیمورتاش" ، "شهدی لنگرودی"، "ابوالقاسم حالت"، "محمود پاینده" و "جعفر مهرداد" (شاعر ترانه ی گل پامچال) برای وی شعر سروده اند. در سال ۱۳۳۴ برنامه گلها به همت "داود پیرنیا" در رادیو تهران آغاز به کار کرد. "شاپور جفرودی" به واسطه صدای زیبا و تسلطش بر موسیقی اصیل ایرانی، یکی از خوانندگانی است که به برنامه فاخرِ گلها دعوت شده و با آن همکاری کرده است. "جفرودی" در گلهای صحرایی شماره ۲۵ و دو برنامه در یک شاخه گلِ شماره های ۵۱ و ۶۵ با همکاری استاد "احمد عبادی" دارد که به زبان محلی گیلکی اجرا شده است.
در سالهای بعد، وی به پیشنهاد استاد "حبیب اله بدیعی" بیش از هفتاد ترانه محلی به صورت تک صدایی و دو صدایی با "خانم شمس" (همسر شادروان "حبیب اله بدیعی")، "یاسمین"، "ناهید سرافراز" و "عمیمی نژاد"، اجرا نمود که به شدت مورد توجه مردم گیلان نیز، قرار گرفت. ترانه های محلی "جفرودی" به ویژه "جان مریم"، "در زندی"، "لالایی"، "دل بیقرار"، "پیک آرزو" و "پاییز گیلان" به شدت مورد توجه و استقبال عمومی قرار گرفت. "شاپور جفرودی" در سیزدهم خرداد سال ۱۳۸۳ در سن ۷۶ سالگی درگذشت.
#روحش_شاد_يادش_گرامی_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_محلی_گیلکی
#شاپور_جفرودی
"شاپور جفرودی" هنرمند، شاعر، ترانه سرا، آهنگساز، بازیگر تئاتر و خواننده موسیقی محلی گیلان، در رشت به دنیا آمد. وی فعالیت های هنری خود را از سن ۱۶ سالگی، از طریق ایفای نقش در برنامه های تئاتر دبیرستانها، آموزش و پرورش و سپس اداره کل فرهنگ و هنر استان گیلان آغاز نمود و به مدت ده سال در سالن تئاتر گیلان، موسوم به تماشاخانه گیلان، برنامه های تئاترِ طنز و انتقادی در پیش پرده و میان پرده های تئاتر را اجرا نمود. در سال ۱۳۲۶ همزمان با اوج گیری فعالیت های هنری و تئاتر، در تماشاخانه گیلان، تیپ مستقلی از طرف ارتش، در شهر رشت تشکیل گردید. در آن زمان ارتش کشور از رادیوی اختصاصی برخوردار بود و به همین دلیل، تیپ مستقل رشت، از او خواست تا نسبت به تاسیس رادیو ارتشِ رشت، اقدام کند. با توجه به صدای گرمِ این هنرمند و تسلط وی به دستگاههای موسیقی ایرانی، در سال ۱۳۳۰ جهت همکاری با ارکستر بزرگ رادیو ایران واقع در تهران فراخوانده شد و پس از قبولی در تست صدا و شیوه های آوازخوانی، همکاری با رادیو تهران را آغاز نمود. "جفرودی"، پس از موفقیت در تست صدا و خوانندگی، برای همکاری با برنامه کارگران رادیو تهران پذیرفته شد و شروع به اجرای برنامه نمود.
پس از همکاری با "شاپور نیاکان"، فعالیت های هنری "جفرودی" مورد توجه ارکستر بزرگ رادیو ایران که در آن زمان از همکاری اساتیدِ موسیقیِ کشور، از جمله "مشیر همایون شهردار"، "حسین یاحقی"، "حبیب اله بدیعی"، "عبداله جهان پناه"، "سیروس شهردار"، "محمد میرنقیبی"، "مجید وفادار"، "فرهنگ شریف"، "احمد عبادی" و بسیاری از بزرگان موسیقی کشور بهره می برد، قرار گرفت. در این دوران، سبک ترانه های "جفرودی" به سمت موسیقی اصیل ایرانی گرایید و در دوران همکاری با ارکستر بزرگ رادیو تهران، ترانه های متعددی از جمله "گل بهار"، "مهتاب شبان"، "بیاد او"، "باغچه"، "برگ گل"، "جشن گل"، "خنده سحر"، "چشم عاشقان"، "عالیه"، "دل بیقرار" ، "پیک آرزو" را اجرا نمود. در آن زمان، افرادی مانند "بهرام شمس"، "همایون خرم"، "امیر ناصر افتتاح"، "انوشیروان روحانی"، "پرویز یاحقی"، "جهانگیر ملک" و "جلال ذوالفنون" که بعد ها خود، از اساتید موسیقی کشور شدند، در ارکستر بزرگ رادیو ایران با "جفرودی" همکاری داشته اند.
دوران شکوفایی فعالیتهای هنری "جفرودی" در رادیو تهران به سالهای ۱۳۳۰ الی ۱۳۴۰ برمی گردد که ترانه سرایانِ مشهوری از جمله "تورج نگهبان"، "بیژن ترقی"، "تیمورتاش" ، "شهدی لنگرودی"، "ابوالقاسم حالت"، "محمود پاینده" و "جعفر مهرداد" (شاعر ترانه ی گل پامچال) برای وی شعر سروده اند. در سال ۱۳۳۴ برنامه گلها به همت "داود پیرنیا" در رادیو تهران آغاز به کار کرد. "شاپور جفرودی" به واسطه صدای زیبا و تسلطش بر موسیقی اصیل ایرانی، یکی از خوانندگانی است که به برنامه فاخرِ گلها دعوت شده و با آن همکاری کرده است. "جفرودی" در گلهای صحرایی شماره ۲۵ و دو برنامه در یک شاخه گلِ شماره های ۵۱ و ۶۵ با همکاری استاد "احمد عبادی" دارد که به زبان محلی گیلکی اجرا شده است.
در سالهای بعد، وی به پیشنهاد استاد "حبیب اله بدیعی" بیش از هفتاد ترانه محلی به صورت تک صدایی و دو صدایی با "خانم شمس" (همسر شادروان "حبیب اله بدیعی")، "یاسمین"، "ناهید سرافراز" و "عمیمی نژاد"، اجرا نمود که به شدت مورد توجه مردم گیلان نیز، قرار گرفت. ترانه های محلی "جفرودی" به ویژه "جان مریم"، "در زندی"، "لالایی"، "دل بیقرار"، "پیک آرزو" و "پاییز گیلان" به شدت مورد توجه و استقبال عمومی قرار گرفت. "شاپور جفرودی" در سیزدهم خرداد سال ۱۳۸۳ در سن ۷۶ سالگی درگذشت.
#روحش_شاد_يادش_گرامی_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity