🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
🔴 علیاصغر مونسان، وزیر میراث فرهنگی دولت روحانی، درباره ۴۸ تخته فرش نفیس غارت شده از مجموعه سعدآباد به سایت رویداد۲۴ گفت : «فرشها اگر ارزش تاریخی داشت، در موزه نگهداری میشد.»
او افزود : «این طور نیست که این فرشها تاریخی بوده باشند.»
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
🔴 علیاصغر مونسان، وزیر میراث فرهنگی دولت روحانی، درباره ۴۸ تخته فرش نفیس غارت شده از مجموعه سعدآباد به سایت رویداد۲۴ گفت : «فرشها اگر ارزش تاریخی داشت، در موزه نگهداری میشد.»
او افزود : «این طور نیست که این فرشها تاریخی بوده باشند.»
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
نمیخواد دنبال فرشهای غارتشده کاخ سعدآباد بگردید.
یکیش تو این کلیپ معلوم شد
فرش دستباف نفیس از ابریشم و طلا و نقره
که با دستان توانمند غارتگر رئیسی به اربابش اهدا شد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
نمیخواد دنبال فرشهای غارتشده کاخ سعدآباد بگردید.
یکیش تو این کلیپ معلوم شد
فرش دستباف نفیس از ابریشم و طلا و نقره
که با دستان توانمند غارتگر رئیسی به اربابش اهدا شد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
لیستی از پدرهای هنری ایران:
حسن حکمت نژاد: پدر فرش ایران
سیمون آیوازیان: پدر گیتار کلاسیک ایران
اصغر بیچاره: پدر عکاسی مدرن ایران
محمدکریم پیرنیا: پدر معماری سنتی ایران
فریدون نوین فرحبخش: پدر تمبر ایران
محمدعلی جمالزاده: پدر داستان نویسی ایران
کریم چمنآرا: پدر نشر موسیقی ایران
سلیمان حییم: پدر دیکشنری ایران
نورالدین زرینکلک: پدر انیمیشن ایران
عبدالحسین صنعتیزاده: پدر رمان تاریخی ایران
جلیل ضیاءپور: پدر نقاشی مدرن ایران
علی کسمایی: پدر دوبله ایران
فرهنگ معیری: پدر چهرهپردازی نوین ایران
مرتضی ممیز: پدر گرافیک ایران
روبیک منصوری: پدر صداگذاری ایران
منصور نریمان: پدر عود ایران
سید علی نصر: پدر تئاتر ایران
عزتالله نگهبان: پدر باستانشناسی ایران
کوروش یغمایی: پدر راک ایران
فرامرز پایور: پدر سنتور ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
لیستی از پدرهای هنری ایران:
حسن حکمت نژاد: پدر فرش ایران
سیمون آیوازیان: پدر گیتار کلاسیک ایران
اصغر بیچاره: پدر عکاسی مدرن ایران
محمدکریم پیرنیا: پدر معماری سنتی ایران
فریدون نوین فرحبخش: پدر تمبر ایران
محمدعلی جمالزاده: پدر داستان نویسی ایران
کریم چمنآرا: پدر نشر موسیقی ایران
سلیمان حییم: پدر دیکشنری ایران
نورالدین زرینکلک: پدر انیمیشن ایران
عبدالحسین صنعتیزاده: پدر رمان تاریخی ایران
جلیل ضیاءپور: پدر نقاشی مدرن ایران
علی کسمایی: پدر دوبله ایران
فرهنگ معیری: پدر چهرهپردازی نوین ایران
مرتضی ممیز: پدر گرافیک ایران
روبیک منصوری: پدر صداگذاری ایران
منصور نریمان: پدر عود ایران
سید علی نصر: پدر تئاتر ایران
عزتالله نگهبان: پدر باستانشناسی ایران
کوروش یغمایی: پدر راک ایران
فرامرز پایور: پدر سنتور ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شرح_فرتور
این مدل گلیمی که تو عکس میبینید که نصفه و نیمهاس بهش میگن "فرش قهری"
گاهی فرشها بنا به هر علتی مثل قهر زن از شوهر یا دعوا یا وفات آدما ناتمام قیچی میشد و همونجوری به فروش میرسید.
پدربزرگم یکی ازدوستام فرشفروش بود تو بیجار
فرش دستباف خرید و فروش میکرد
یه بار یه خانومی این گلیم رو میاره....
و میگه اینو ازم بخر و پدربزرگمم میخره
داستانم این بود یه بچه ۴ ساله داشتن که هروقت میپرسیده "پس کی میریم سفر؟" مادرش میگفته هروقت قالی رو قیچی کنم( ینی قالی رو تموم کنم ) بچه هم شبانه قالی رو با خوشحالی قیچی میکنه که دیگه فردا برن سفر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شرح_فرتور
این مدل گلیمی که تو عکس میبینید که نصفه و نیمهاس بهش میگن "فرش قهری"
گاهی فرشها بنا به هر علتی مثل قهر زن از شوهر یا دعوا یا وفات آدما ناتمام قیچی میشد و همونجوری به فروش میرسید.
پدربزرگم یکی ازدوستام فرشفروش بود تو بیجار
فرش دستباف خرید و فروش میکرد
یه بار یه خانومی این گلیم رو میاره....
و میگه اینو ازم بخر و پدربزرگمم میخره
داستانم این بود یه بچه ۴ ساله داشتن که هروقت میپرسیده "پس کی میریم سفر؟" مادرش میگفته هروقت قالی رو قیچی کنم( ینی قالی رو تموم کنم ) بچه هم شبانه قالی رو با خوشحالی قیچی میکنه که دیگه فردا برن سفر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام
تو تصوّر می کنی چوبِ خدا را خورده ام
نه! خیال بد نکن، چوب خدا اینگونه نیست
من هرآنچه خورده ام از دست دنیا خورده ام
ساده از من رد نشو ای سنگدل، قدری بایست
من همان « فرش گران سنگم » ، فقط پا خورده ام
قطره ام امّا هزاران رود جاری در من است
غرق در دلشوره ام انگار دریا خورده ام
دائما در حال تغییرم ، بپرس از آینه
بارها از دیدن تصویر خود جا خورده ام
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام
تو تصوّر می کنی چوبِ خدا را خورده ام
نه! خیال بد نکن، چوب خدا اینگونه نیست
من هرآنچه خورده ام از دست دنیا خورده ام
ساده از من رد نشو ای سنگدل، قدری بایست
من همان « فرش گران سنگم » ، فقط پا خورده ام
قطره ام امّا هزاران رود جاری در من است
غرق در دلشوره ام انگار دریا خورده ام
دائما در حال تغییرم ، بپرس از آینه
بارها از دیدن تصویر خود جا خورده ام
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
زندگی زرتشتیان در دوران قاجار ....
اوضاع و احوال زرتشتیان ایران، به خصوص در یزد و کرمان،
به حدی ناهنجار بود که آنها حتی حق نداشتند لباس آبرومندی به تن کنند.
مشکلات یزد گسترده از کرمان بود، چون که مسلمانان یزد نسبت به زرتشتیان خصومت بیشتری نشان میدادند و آزار و اذیت آن اقلیت را کاری بسیار خداپسندانه می دانستند.
به عنوان مثال زرتشتیان حق نداشتند به مناطقی چون بازار به هنگامی که آب پاشی کرده اند و هنوز خشک نشده وارد شوند و این کار را سبب نجس شدن آن میدانستند،
هرچند که این قانون شامل حیوانات نمیشد.
حاکمان ظالمی چون شاهزاده ظل السلطان پسر ارشد ناصرالدین شاه به هر نیرنگ و دسیسه ی ممکن برای حفظ منافع شخصی خویش متوصل میشدند.
مثلا زمانی که حاکم یزد بود باعث کشته شدن شمار زیادی از بهائیان گردید.
مردمان بی گناهی که با وحشیگری تمام در خیابان ها و بازار شهر و حتی روستاها قتل عام شدند.
می گفتند پس از کشتن یکی از آنها در بازار،
دل و روده ه اش را از مقعدش بیرون کشیدند.
هرکس با دیگری دشمنی داشت به بهانه ی این که قربانی بهائی است او را میچاپید و میکشت.
در همین احوال شاهزاده جلال الدوله در عین عشرت میزیست و همچنان فرمان دستگیری آدم هایی را صادر میکرد که میخواست پولهایشان را صاحب شود.
جلال الدوله که در زمان صدر اعظمی سپهسالار اعظم به حکومت کرمان منصوب شد، همین رفتار را با زرتشتیان در پیش گرفت.
من در تهران نماینده مجلس بودم که اطلاع یافتم دو یا سه نفر زرتشتی به قتل رسیده اند. فورا وارد عمل شدم و جلال الدوله در سال 1908 ازسمت خویش برکنار گردید.
مجازات قصاص شامل کشتن یکی زرتشتی نمیشد.
اعمال مجازات برای نخستین بار به دوران جنگ اول جهانی بازمیگشت، زمانی که خسرو ظفرالسلطنه بختیاری حاکم کرمان بود و نظم و قانونی وجود نداشت.
در آن زمان آلمانی ها همه کاره بودند. ظفرالسلطنه هروقت موقعیت اقتضا میکرد،
هرچیزی به دستش میرسید، فارغ از این که مال ایرانی، آلمانی یا انگلیسی باشد به زور تصاحب میکرد.
زمانی هم یکی از نوکرانش، دینیار مهربان زرتشتی را به خاطر پولش کشت.
من که در آن موقع در تهران بودم تلگرافی برای سردار فرستادم.
او اندکی بعد نوکرش را اعدام کرد.
مردان زرتشتی باید فقط قبا میپوشیدند و حتی در زمستان گیوه به پا
می کردند.
اجازه نداشتند سوار اسب، خر یا قاطر شوند و وسیله ی دیگری هم برای حمل و نقل وجود نداشت.
در روزهای بارانی میبایست مواظب باشند که به یک فرد مسلمان نزدیک نشوند و یا با او تماس بدنی برقرار نسازند.
در غیر این صورت تا حد مرگ کتک میخوردند.
زرتشتیان غالبا در خیابان ها مورد ضرب و شتم مسلمانان قرار میگرفتند. به هنگام خرید در بازار نبایستی به خوراکی ها یا میوه ها دست می زدند.
مردان زرتشتی معمولا یک دستمال بزرگ یا شال همراه خود داشتند تا وقتی برای دیدار با یک مسلمان به خانه اش میروند زیر پای خود پهن کنند تا فرش نجس نشود.
زرتشتیان را گبر یا مطیع الاسلام میخواندند.
حق پوشیدن پالتو یا سرداری را نداشتند چون مسلمانان به تن میکردند.
مردان زرتشتی سرهای خود را با نوعی عمامه به رنگ خامه ای تیره به نام «نخودی» میپوشاندند.
این سرپوش عذاب آور صرفا برای ناراحت کردن آنها باب شده بود.
برگرفته از خاطرات #ارباب_کیخسرو_شاهرخ_نازنین
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
زندگی زرتشتیان در دوران قاجار ....
اوضاع و احوال زرتشتیان ایران، به خصوص در یزد و کرمان،
به حدی ناهنجار بود که آنها حتی حق نداشتند لباس آبرومندی به تن کنند.
مشکلات یزد گسترده از کرمان بود، چون که مسلمانان یزد نسبت به زرتشتیان خصومت بیشتری نشان میدادند و آزار و اذیت آن اقلیت را کاری بسیار خداپسندانه می دانستند.
به عنوان مثال زرتشتیان حق نداشتند به مناطقی چون بازار به هنگامی که آب پاشی کرده اند و هنوز خشک نشده وارد شوند و این کار را سبب نجس شدن آن میدانستند،
هرچند که این قانون شامل حیوانات نمیشد.
حاکمان ظالمی چون شاهزاده ظل السلطان پسر ارشد ناصرالدین شاه به هر نیرنگ و دسیسه ی ممکن برای حفظ منافع شخصی خویش متوصل میشدند.
مثلا زمانی که حاکم یزد بود باعث کشته شدن شمار زیادی از بهائیان گردید.
مردمان بی گناهی که با وحشیگری تمام در خیابان ها و بازار شهر و حتی روستاها قتل عام شدند.
می گفتند پس از کشتن یکی از آنها در بازار،
دل و روده ه اش را از مقعدش بیرون کشیدند.
هرکس با دیگری دشمنی داشت به بهانه ی این که قربانی بهائی است او را میچاپید و میکشت.
در همین احوال شاهزاده جلال الدوله در عین عشرت میزیست و همچنان فرمان دستگیری آدم هایی را صادر میکرد که میخواست پولهایشان را صاحب شود.
جلال الدوله که در زمان صدر اعظمی سپهسالار اعظم به حکومت کرمان منصوب شد، همین رفتار را با زرتشتیان در پیش گرفت.
من در تهران نماینده مجلس بودم که اطلاع یافتم دو یا سه نفر زرتشتی به قتل رسیده اند. فورا وارد عمل شدم و جلال الدوله در سال 1908 ازسمت خویش برکنار گردید.
مجازات قصاص شامل کشتن یکی زرتشتی نمیشد.
اعمال مجازات برای نخستین بار به دوران جنگ اول جهانی بازمیگشت، زمانی که خسرو ظفرالسلطنه بختیاری حاکم کرمان بود و نظم و قانونی وجود نداشت.
در آن زمان آلمانی ها همه کاره بودند. ظفرالسلطنه هروقت موقعیت اقتضا میکرد،
هرچیزی به دستش میرسید، فارغ از این که مال ایرانی، آلمانی یا انگلیسی باشد به زور تصاحب میکرد.
زمانی هم یکی از نوکرانش، دینیار مهربان زرتشتی را به خاطر پولش کشت.
من که در آن موقع در تهران بودم تلگرافی برای سردار فرستادم.
او اندکی بعد نوکرش را اعدام کرد.
مردان زرتشتی باید فقط قبا میپوشیدند و حتی در زمستان گیوه به پا
می کردند.
اجازه نداشتند سوار اسب، خر یا قاطر شوند و وسیله ی دیگری هم برای حمل و نقل وجود نداشت.
در روزهای بارانی میبایست مواظب باشند که به یک فرد مسلمان نزدیک نشوند و یا با او تماس بدنی برقرار نسازند.
در غیر این صورت تا حد مرگ کتک میخوردند.
زرتشتیان غالبا در خیابان ها مورد ضرب و شتم مسلمانان قرار میگرفتند. به هنگام خرید در بازار نبایستی به خوراکی ها یا میوه ها دست می زدند.
مردان زرتشتی معمولا یک دستمال بزرگ یا شال همراه خود داشتند تا وقتی برای دیدار با یک مسلمان به خانه اش میروند زیر پای خود پهن کنند تا فرش نجس نشود.
زرتشتیان را گبر یا مطیع الاسلام میخواندند.
حق پوشیدن پالتو یا سرداری را نداشتند چون مسلمانان به تن میکردند.
مردان زرتشتی سرهای خود را با نوعی عمامه به رنگ خامه ای تیره به نام «نخودی» میپوشاندند.
این سرپوش عذاب آور صرفا برای ناراحت کردن آنها باب شده بود.
برگرفته از خاطرات #ارباب_کیخسرو_شاهرخ_نازنین
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
قند پارسی، بس که عالمگیر شد
عدهای زین فخر ما دلگیر شد
با قلم، بـا دیو دد، درگیر باش
حافظ لفظ بهشت، سختگیر باش
از هراس دیو دد، لرزان مشو
همچو بید از باد بر، گریزان مشو
قوم خود را با لسانت شاد ساز
قصر مولانای بلخ، آباد ساز
زنگ زده، شمشیر آن علامه را
خط بکش، بگذار این علامه را
تا توانی، تکیه بر تدبیر کن
با خرد، کاخ کهن، تعمیر کن
گر حبیبی، تکیه بر شمشیر گفـت
سر بُرد شمشیر، کاش از مهر گفت
قوم فرهودم، پولادین شوید
دشمن هر طالـب بیدین شوید
در خراسان جا مده ضحاک را
کاوه شو، بردار خس و خاشاک را
بُغض تاریخ را شکن، دل شاد کن
زین قفسها، قوم خود آزاد کن.
✍️سراینده تاجیک خراسانی)
.
#زبان_پارسی
لهجهام در دریست اما زبانم پارسی است
روح من شهنامه است و جسم و جانم پارسیست
از تبار رستم و از زادگاهِ آرشام
تیرهایم واژگان است و کمانم پارسیست
این زبان واحد، این پهنای فرهنگ سترگ
این جنون عشق در خون رگانم، پارسیست
این زبان رودکی و مولوی و حافظ است
گنگ اگر من خواب دیدم، ترجمانم پارسیست
دوست دارم مولویوار این زبان شمس را
این زبان شعر و منطق در دهانم پارسیست
هر کجا در من نهال دوستی بنشاندهاند
باغ صلح و آشتیام، باغبانم پارسی است
میروم از فرش تا عرش خدا بیواسطه
راهپیمای سلوکم، نردبانم پارسی است
از «اهورا» مانده این آواز در گوش زمان:
من خدای مهرم و پیغمبرانم پارسی است!
شوق پرواز است در من بیکران در بیکران
کفتر آزادگیام، آسمانم پارسی است
✍️ #نجیب_بارور
.
#خروشان_شو:
خراسانی طلسم مكر و استبداد را بشكن
سكوت دردهای ديده از بيداد را بشكن
بگوش رود و صحرا واژهی برخيز جاری كن
و تا بوهای فرزند كک كهزاد را بشكن
مسير انحطاط حتم را تا چند پيمايی؟
غرور كينه ريز مردم شياد را بشكن
مثال مردم گيتی است، تدبير نياكانت
مدبر باش، خصم ميهن اجداد را بشكن
ز نيرنگ عدو هشدار، بوی مرگ میآيد
تبر شو، خشم شو، زنجير از فولاد را بشكن
سكوتت بنيه میپوسد، خروشان باش، جاری شو
به گوش بستهی آدمكشان، فرياد را بشكن
خراسانی ديگر بنياد كن عاری ز مجهولی
هزار استورهی جعلی بی بنياد را بشكن.
✍️ #عبدالقدير_رحيمی- سراینده خراسانی
.
#زبان_پارسی:
گل نیست، ماه نیست، دل ماست پارسی
غوغای کوه، ترنم دریاست پارسی
آری حقیقت است که زیباست پارسی
چشم و زبان و جان، دل ماست پارسی
رنگین و روشن است و سرافراز و دلنشین
گل، مـاه، کٌه، ترنم دریاست پارسی
از هرچه هست درخور اعزاز برتر است
یعنی به ما، سعادت دنیاست پارسی
اوج است و سرفرازی و پایایی و شکوه
تا زندگیست، زنده و پایاست پارسی
جسم فسرده، تازه شود از ترنمش
جان بخش، چون سرود اوستاست پارسی
بر آسمان شعر و ادب، همچو روشنان
رخشنده در نهایت شبهاست پارسی
بار هزار گونه خرد، میکِشد بدوش
شاهنشه مُدبر و داراست پارسی
کاخ بلند قامت فرهنگ آریا
رنگین کمان رستم معناست پارسی
فرهنگ و شعر و فلسفه و دانش حکیم
شمشیر و گرز و تیر شهنشاست پارسی
همچون خرد فروهر نیکی ست در جهان
گل واژهی بهار اهوراست پارسی
گسترد بال بر زبر هند تا به چین
سیمرغ توس و بلخ و بخاراست پارسی
کی گرددش حریف، زبان مهاجمین
اینهاست چون زمین و ثریاست پارسی
آماج تیر کج منشان، گشته قرنهاست
اما ستاده است چو کٌه، راست پارسی
جامی و رودکی و سنایی و مولوی
پیران بلخ ناصر و سیناست پارسی
عطار و شمس و حافظ و سعدی و گنجهای
فردوسی بزرگ و تواناست پارسی
زیب النسا و مـخفی و فرزانه و فروغ
پروین و رابعه، همـه اینهاست پارسی
جام جم است و کشتی نوح و سروش نیک
آیینه دار گوهر بالاست پارسی
گر پرنیان دری بود و حٌله تاجیکی
ابریشماند جمله، چو دیباست پارسی
در رزم آزرخش و ترنم به گاه بزم
خشم است و لطف، یعنی معماست پارسی
شمشیر و چلـچراغ خراسانیان بود
استوره مقاومت ماست پارسی
تضمین دی ضمانت امروز ما بود
جان مایهی تفکر فرداست پارسی.
✍️ #عبدالقهار_عاصی، سراینده خراسانی)
.
#بن_و_ریشه
زادگاهِ رستم و شاهان ساسانی یکی است
شوکت شهنامه و فرهنگ ایرانی یکیست
ارزش خاک بخارا و سمرقندِ عزیز
نزد ما با گوهر و لعل بدخشانی یکیست
ما اگر چون شاخهها دوریم از هم عیب نیست
ریشه کولابی و بلخی و تهرانی یکی است
از درفش کاویان آواز دیگر میرسد:
بازوان کاوه و شمشیر سامانی یکیست
چیست فرق شعر حافظ، با سرود مولوی
مکتب هندی، عراقی و خراسانی یکیست
فرق شعر بیدل و اقبال و غالب در کجاست
رودکی و حضرت جامی و خاقانی یکیست
مرزها دیگر اساس دوریِ ما نیستند
ای برادر اصل ما را نیک میدانی یکیست
«تاجیکی» یا «فارسی» یا خویش پنداری «دری»
این زبان پارسی را هرچه میخوانی، یکیست.
✍️ #نجیب_باور
.
#من_افغان_نیستم:
من از ایرانم ولی در شهر تهران نیستم
از دوشنبه هستم و در تاجیکستان نیستم
زخمهای کابلام در پیکر زخمیتان
لعل خونین دارم اما در بدخشان نیستم
آبشاران خجندم در سرود رودکی
راه میپیمایم و مرداب لرزان نیستم
از شجاعت رستم و از سربلندی هندوکش
عدهای زین فخر ما دلگیر شد
با قلم، بـا دیو دد، درگیر باش
حافظ لفظ بهشت، سختگیر باش
از هراس دیو دد، لرزان مشو
همچو بید از باد بر، گریزان مشو
قوم خود را با لسانت شاد ساز
قصر مولانای بلخ، آباد ساز
زنگ زده، شمشیر آن علامه را
خط بکش، بگذار این علامه را
تا توانی، تکیه بر تدبیر کن
با خرد، کاخ کهن، تعمیر کن
گر حبیبی، تکیه بر شمشیر گفـت
سر بُرد شمشیر، کاش از مهر گفت
قوم فرهودم، پولادین شوید
دشمن هر طالـب بیدین شوید
در خراسان جا مده ضحاک را
کاوه شو، بردار خس و خاشاک را
بُغض تاریخ را شکن، دل شاد کن
زین قفسها، قوم خود آزاد کن.
✍️سراینده تاجیک خراسانی)
.
#زبان_پارسی
لهجهام در دریست اما زبانم پارسی است
روح من شهنامه است و جسم و جانم پارسیست
از تبار رستم و از زادگاهِ آرشام
تیرهایم واژگان است و کمانم پارسیست
این زبان واحد، این پهنای فرهنگ سترگ
این جنون عشق در خون رگانم، پارسیست
این زبان رودکی و مولوی و حافظ است
گنگ اگر من خواب دیدم، ترجمانم پارسیست
دوست دارم مولویوار این زبان شمس را
این زبان شعر و منطق در دهانم پارسیست
هر کجا در من نهال دوستی بنشاندهاند
باغ صلح و آشتیام، باغبانم پارسی است
میروم از فرش تا عرش خدا بیواسطه
راهپیمای سلوکم، نردبانم پارسی است
از «اهورا» مانده این آواز در گوش زمان:
من خدای مهرم و پیغمبرانم پارسی است!
شوق پرواز است در من بیکران در بیکران
کفتر آزادگیام، آسمانم پارسی است
✍️ #نجیب_بارور
.
#خروشان_شو:
خراسانی طلسم مكر و استبداد را بشكن
سكوت دردهای ديده از بيداد را بشكن
بگوش رود و صحرا واژهی برخيز جاری كن
و تا بوهای فرزند كک كهزاد را بشكن
مسير انحطاط حتم را تا چند پيمايی؟
غرور كينه ريز مردم شياد را بشكن
مثال مردم گيتی است، تدبير نياكانت
مدبر باش، خصم ميهن اجداد را بشكن
ز نيرنگ عدو هشدار، بوی مرگ میآيد
تبر شو، خشم شو، زنجير از فولاد را بشكن
سكوتت بنيه میپوسد، خروشان باش، جاری شو
به گوش بستهی آدمكشان، فرياد را بشكن
خراسانی ديگر بنياد كن عاری ز مجهولی
هزار استورهی جعلی بی بنياد را بشكن.
✍️ #عبدالقدير_رحيمی- سراینده خراسانی
.
#زبان_پارسی:
گل نیست، ماه نیست، دل ماست پارسی
غوغای کوه، ترنم دریاست پارسی
آری حقیقت است که زیباست پارسی
چشم و زبان و جان، دل ماست پارسی
رنگین و روشن است و سرافراز و دلنشین
گل، مـاه، کٌه، ترنم دریاست پارسی
از هرچه هست درخور اعزاز برتر است
یعنی به ما، سعادت دنیاست پارسی
اوج است و سرفرازی و پایایی و شکوه
تا زندگیست، زنده و پایاست پارسی
جسم فسرده، تازه شود از ترنمش
جان بخش، چون سرود اوستاست پارسی
بر آسمان شعر و ادب، همچو روشنان
رخشنده در نهایت شبهاست پارسی
بار هزار گونه خرد، میکِشد بدوش
شاهنشه مُدبر و داراست پارسی
کاخ بلند قامت فرهنگ آریا
رنگین کمان رستم معناست پارسی
فرهنگ و شعر و فلسفه و دانش حکیم
شمشیر و گرز و تیر شهنشاست پارسی
همچون خرد فروهر نیکی ست در جهان
گل واژهی بهار اهوراست پارسی
گسترد بال بر زبر هند تا به چین
سیمرغ توس و بلخ و بخاراست پارسی
کی گرددش حریف، زبان مهاجمین
اینهاست چون زمین و ثریاست پارسی
آماج تیر کج منشان، گشته قرنهاست
اما ستاده است چو کٌه، راست پارسی
جامی و رودکی و سنایی و مولوی
پیران بلخ ناصر و سیناست پارسی
عطار و شمس و حافظ و سعدی و گنجهای
فردوسی بزرگ و تواناست پارسی
زیب النسا و مـخفی و فرزانه و فروغ
پروین و رابعه، همـه اینهاست پارسی
جام جم است و کشتی نوح و سروش نیک
آیینه دار گوهر بالاست پارسی
گر پرنیان دری بود و حٌله تاجیکی
ابریشماند جمله، چو دیباست پارسی
در رزم آزرخش و ترنم به گاه بزم
خشم است و لطف، یعنی معماست پارسی
شمشیر و چلـچراغ خراسانیان بود
استوره مقاومت ماست پارسی
تضمین دی ضمانت امروز ما بود
جان مایهی تفکر فرداست پارسی.
✍️ #عبدالقهار_عاصی، سراینده خراسانی)
.
#بن_و_ریشه
زادگاهِ رستم و شاهان ساسانی یکی است
شوکت شهنامه و فرهنگ ایرانی یکیست
ارزش خاک بخارا و سمرقندِ عزیز
نزد ما با گوهر و لعل بدخشانی یکیست
ما اگر چون شاخهها دوریم از هم عیب نیست
ریشه کولابی و بلخی و تهرانی یکی است
از درفش کاویان آواز دیگر میرسد:
بازوان کاوه و شمشیر سامانی یکیست
چیست فرق شعر حافظ، با سرود مولوی
مکتب هندی، عراقی و خراسانی یکیست
فرق شعر بیدل و اقبال و غالب در کجاست
رودکی و حضرت جامی و خاقانی یکیست
مرزها دیگر اساس دوریِ ما نیستند
ای برادر اصل ما را نیک میدانی یکیست
«تاجیکی» یا «فارسی» یا خویش پنداری «دری»
این زبان پارسی را هرچه میخوانی، یکیست.
✍️ #نجیب_باور
.
#من_افغان_نیستم:
من از ایرانم ولی در شهر تهران نیستم
از دوشنبه هستم و در تاجیکستان نیستم
زخمهای کابلام در پیکر زخمیتان
لعل خونین دارم اما در بدخشان نیستم
آبشاران خجندم در سرود رودکی
راه میپیمایم و مرداب لرزان نیستم
از شجاعت رستم و از سربلندی هندوکش
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
گَردِ غم فرش است دایم در غمآبادِ وطن
در غریبی نیست مکروهی بهجز یادِ وطن
#صائب_تبریزی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
گَردِ غم فرش است دایم در غمآبادِ وطن
در غریبی نیست مکروهی بهجز یادِ وطن
#صائب_تبریزی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بخوانید
الان بیست، سی سال پیشه!
قالیشویی نیست.
هنوز لول ببر بیارها اختراع نشدن.
الان دهه شصت و هفتاده، خونهها حیاط دارن، بهارخواب دارن، حیاطها باغچه دارن، شیر آب و شیلنگ دارن!
فرشها از توی اتاقها کشیده میشن کف حیاط، روی موزاییکهای طرحدار.
بعضیا کارگر گرفتن، بعضیا خودشون آستین و پاچه زدن بالا.
الان از زیر درِ هر خونهای مخلوطی از آب و کف میاد بیرون و میره توی جوی کوچه.
ضبط دو کاسته تازه مد شده، گذاشتی گوشه پادری، قمیشی داره میخونه.
بزرگترا فرش رو پهن میکنن کف حیاط.
فرش شستن آداب داره؛ اول جارو میکنی تا خاکش گرفته بشه، بعد شیلنگ میگیری، خوب خیسش میکنی، چِلّ آب! حالا پودر میپاشی.
پودر شستشو با دست، رخت خوبه، برف هم هس، تاید هم بود قدیمترا. بعضیا صابون رنده میکنن، ولی تو نکن، بوش سخت میره لامصب! بعد میفتی به فرچهکشیدن، از این سر فرش تا اون سرش، لچک و ترنج و ریشه.
خوب میشوری، تموم که شد باز آب میگیری، باز فرچه میکشی و بعد نوبت پارو میشه. پارو کشیدن حال میده، نهکه فرش کف داره، خیسه، پارو رو که میذاری خودش میره.
آب که زلال شد، ریشهها که سفید شد، دست که کشیدی و صدای تمیزی داد، فرش رو لوله میکنی، یکی با پاچهی بالا زده میره وامیسته رو فرش لوله شده، یکی شیلنگ میگیره روی پاها.
بعد شیطنت شروع میشه! قانونشه.
باید اول شیلنگ رو بگیره رو پاها، بعد کم کم ببره بالاتر، بعد نوک انگشت اشاره رو بذاره جلوی شیلنگ و آب بپاشه به سروکلهی اون یکی. اون یکی میاد تلافی، قانونشه.
اصلا اولی واسه این دومی رو خیس میکنه که اون یکی بیاد شیلنگ بگیره رو سرش... همهی کیف فرششستن به این آببازی آخرشه. به بچه شدن مامان و باباها، به مجاز شدنِ آتیش سوزوندن، به جیغهای از سرِ سرخوشی...
حالا، خیس آب که شدی، فرش رو تکیه میدی به دیوار و تمام.
میای توی اتاق، میشینی روی پتوی پلنگی که جای فرش پهن کردی. کف پاهات رو میچسبونی به علاءالدین یا والور، از پشت شیشهها به فرشِ آبچکون، به حاصل زحمتت نگاه میکنی و چایی میخوری.
الان بیست سی سال بعده و نشستی توی آپارتمانت و منتظری که کارگر قالیشویی بیاد.
در حالیکه ته دلت غنج میزنه برای باغچه و حیاط و سگلرز بعد از شستن فرش که با چایی و شلغمی که روی چراغ نرم شده دود بشه و بره.
#سودابه_فرضی_پور
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بخوانید
الان بیست، سی سال پیشه!
قالیشویی نیست.
هنوز لول ببر بیارها اختراع نشدن.
الان دهه شصت و هفتاده، خونهها حیاط دارن، بهارخواب دارن، حیاطها باغچه دارن، شیر آب و شیلنگ دارن!
فرشها از توی اتاقها کشیده میشن کف حیاط، روی موزاییکهای طرحدار.
بعضیا کارگر گرفتن، بعضیا خودشون آستین و پاچه زدن بالا.
الان از زیر درِ هر خونهای مخلوطی از آب و کف میاد بیرون و میره توی جوی کوچه.
ضبط دو کاسته تازه مد شده، گذاشتی گوشه پادری، قمیشی داره میخونه.
بزرگترا فرش رو پهن میکنن کف حیاط.
فرش شستن آداب داره؛ اول جارو میکنی تا خاکش گرفته بشه، بعد شیلنگ میگیری، خوب خیسش میکنی، چِلّ آب! حالا پودر میپاشی.
پودر شستشو با دست، رخت خوبه، برف هم هس، تاید هم بود قدیمترا. بعضیا صابون رنده میکنن، ولی تو نکن، بوش سخت میره لامصب! بعد میفتی به فرچهکشیدن، از این سر فرش تا اون سرش، لچک و ترنج و ریشه.
خوب میشوری، تموم که شد باز آب میگیری، باز فرچه میکشی و بعد نوبت پارو میشه. پارو کشیدن حال میده، نهکه فرش کف داره، خیسه، پارو رو که میذاری خودش میره.
آب که زلال شد، ریشهها که سفید شد، دست که کشیدی و صدای تمیزی داد، فرش رو لوله میکنی، یکی با پاچهی بالا زده میره وامیسته رو فرش لوله شده، یکی شیلنگ میگیره روی پاها.
بعد شیطنت شروع میشه! قانونشه.
باید اول شیلنگ رو بگیره رو پاها، بعد کم کم ببره بالاتر، بعد نوک انگشت اشاره رو بذاره جلوی شیلنگ و آب بپاشه به سروکلهی اون یکی. اون یکی میاد تلافی، قانونشه.
اصلا اولی واسه این دومی رو خیس میکنه که اون یکی بیاد شیلنگ بگیره رو سرش... همهی کیف فرششستن به این آببازی آخرشه. به بچه شدن مامان و باباها، به مجاز شدنِ آتیش سوزوندن، به جیغهای از سرِ سرخوشی...
حالا، خیس آب که شدی، فرش رو تکیه میدی به دیوار و تمام.
میای توی اتاق، میشینی روی پتوی پلنگی که جای فرش پهن کردی. کف پاهات رو میچسبونی به علاءالدین یا والور، از پشت شیشهها به فرشِ آبچکون، به حاصل زحمتت نگاه میکنی و چایی میخوری.
الان بیست سی سال بعده و نشستی توی آپارتمانت و منتظری که کارگر قالیشویی بیاد.
در حالیکه ته دلت غنج میزنه برای باغچه و حیاط و سگلرز بعد از شستن فرش که با چایی و شلغمی که روی چراغ نرم شده دود بشه و بره.
#سودابه_فرضی_پور
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
پس از انقلاب ۱۳۵۷ خورشیدی، وی با اتهاماتی چون: «حیف و میل اموال بیت المال و ایجاد فساد در وزارت آموزش و پرورش و کمک به نشو و نمای فحشا در آموزش و پرورش و همکاری مؤثر با ساواک و اخراج فرهنگیان انقلابی از وزارت فرهنگ ایران و غیره…» در دادگاه انقلاب اسلامی شعبه تهران به ریاست صادق خلخالی محاکمه شد و به عنوان «مفسد فی الارض» (عامل فساد بر روی زمین) در تاریخ ۱۸ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ برابر با ۸ مه سال ۱۹۸۰ اعدام گردید. مردهشویها از شستن جسد فرخرو پارسا که به نام «مفسد فیالارض» تیرباران شده بود، خودداری کردند. بهناچار زنان خانواده پیکر او را شستند.
اتهامات و دفاعیات خانم فرخ رو پارسا وزیر آموزش و پرورش دوران شاه که نهایتا به عنوان مفسد فی الارض اعدام گردید
برهی از اتهامات:
ارتباط نامشروع با رییس دفترش
بدرفتاری با مدیران مدارس مذهبی
ورود ۴۰ هزار تومن کالا بدون پرداخت گمرک
استفاده از تلفن دولتی برای مکالمه با فرزندان
وابسته کردن وزارت به فرهنگ آمریکا
خرید فرش با بودجه دولتی
همکاری با ساواک و ایجاد شبکه اطلاعانی و جاسوس بین معلمان
سوء استفاده از مقام وزارت
دفاعیات فرخ رو پارسا
فرخرو پارسا در دومین جلسه دادگاه به دفاع از خود پرداخت و گفت: «متاسف هستم از این که اتهاماتی به من وارد شده است که دلیل و اساس محکمی ندارد و این عمل باعث تشتت افکار من شده است. در اتهامات وارد شده به من حتی دین مرا مورد تردید قرار دادهاند و من باید بگویم که مسلمان هستم و شیعه به دنیا آمدهام و انشاءالله شیعه از دنیا خواهم رفت.» وی سپس به شرح مفاد بخشنامههایی که برای تدریس تعلیمات دینی و قران به تمام ادارات و موسسات تابعه وزارت آموزش و پرورش صادر کرده بود پرداخت و در قسمتی از اظهارات خود گفت: «در آن زمان از کسانی امثال دکتر محمدجواد باهنر و آیتالله برقعی دعوت به عمل آمد که در تهیه و ترجمه دروس تعلیمات دینی و قرآن با این وزارتخانه همکاری به عمل آورند و کتابهای لازم را تهیه نمایند.»
«راجع به اتهام داشتن روابط نامشروع من با رییس دفترم که در کیفرخواست به آن اشاره شده باید بگویم که به قرآن مجید سوگند میخورم که هیچگونه روابطی بجز روابط اداری بین ما حاکم نبوده است.» وی ادامه داد: «راجع به غارت بیتالمال که بزرگترین اتهام من است، باید بگویم من این مساله را تکذیب میکنم، زیرا در تمام طول خدمت، من نه کار مالی داشتم و نه سروکاری با حساب و دفتر داشتم. اینها که به من اتهامات دزدی چند میلیونی وارد کردهاند، باید بگویند این پولها را من از چه طریقی و از کجا سرقت کردهام؟»
فرخرو پارسا سپس درباره ایجاد یک شبکه اطلاعاتی در بین معلمان وزارت آموزش و پرورش گفت: «ساواک منحله در زمان وزارت من از من میخواست که یک شبکه اطلاعاتی در بین کلیه معلمان ایران به وجود آید تا ساواک بتواند کلیه معلمان را تحت کنترل خود درآورد. هدف از ایجاد چنین شبکهای در بین معلمان مبارزه با پیشرفت کمونیسم بود و من در پاسخ ساواک طرحی ارایه دادم که این شبکه به وجود نیاید و گفتم که راه مبارزه با نفوذ و پیشرفت کمونیسم در بین معلمان و دیگر اقشار جامعه آن است که کتابهای ضد کمونیستی بیشتر چاپ و منتشر گردد و از این راه با نفوذ و پیشرفت کمونیسم مبارزه گردد و به خاطر عدم موافقت من با ایجاد شبکه اطلاعاتی در بین معلمان، ساواک در طول دو سال انواع و اقسام شایعات را درباره خروج مقداری لوازم لوکس از گمرک بدون پرداخت حقوق گمرکی ساخت.»
اخرین دفاع قبل تز صدور حکم اعدام
فرخرو پارسا در آخرین دفاعیاتش پس از ۹ جلسه محاکمه در مورد اتهامی که به رفتار وی در دیدار با مدیران مدارس مذهبی مطرح شده بود گفت: «سخنان من در جمع مدیران مدارس مذهبی که یکی از شاکیان من در دادگاه عنوان کرد به این صورت بود که من در آن جلسه در مورد حجاب زنان گفتم که حجاب نباید مانع فعالیتهای اجتماعی زنان گردد. در آن زمان دختران مدارس مذهبی در فعالیتهای ورزشی اصلاً شرکت نمیکردند. من در تمام بخشنامه های خود زنان را به پوشیدن لباس های سنگین و با حجاب دعوت میکردم.»
بنی صدر برای جلوگیری از اعدام فرخ رو پارسا به ایت الله قدوسی نامه نوشت:
«دیشب مطلع شدم فرخرو پارسا محکوم به اعدام شده است با توجه به پیام اول فروردین ماه امام وبا توجه به اینکه محکوم کسی را نکشته است و در سالروز تولد حضرت فاطمه که روز زن اعلام شده است، اعدام صورت ندارد پس از صحبت با بیت امام اینطور قرار میشود که در صورتی محکوم کسی را نکشته باشد، مشمول یک درجه تخفیف بگردد.»
این درخواست با مخالفت شدید قدوسی مواجه شد و حکم در زمان مقرر ، ساعت یک و سی دقیقه بامداد روز ۱۸ اردیبهشت ۵۹ در محوطه زندان اوین به اجرا درآمد. روایت است طناب دار او پاره میشود و به این خاطر او را تیرباران میکنند
خانم فرخ رو پارسا در دادگاه انقلاب
اتهامات و دفاعیات خانم فرخ رو پارسا وزیر آموزش و پرورش دوران شاه که نهایتا به عنوان مفسد فی الارض اعدام گردید
برهی از اتهامات:
ارتباط نامشروع با رییس دفترش
بدرفتاری با مدیران مدارس مذهبی
ورود ۴۰ هزار تومن کالا بدون پرداخت گمرک
استفاده از تلفن دولتی برای مکالمه با فرزندان
وابسته کردن وزارت به فرهنگ آمریکا
خرید فرش با بودجه دولتی
همکاری با ساواک و ایجاد شبکه اطلاعانی و جاسوس بین معلمان
سوء استفاده از مقام وزارت
دفاعیات فرخ رو پارسا
فرخرو پارسا در دومین جلسه دادگاه به دفاع از خود پرداخت و گفت: «متاسف هستم از این که اتهاماتی به من وارد شده است که دلیل و اساس محکمی ندارد و این عمل باعث تشتت افکار من شده است. در اتهامات وارد شده به من حتی دین مرا مورد تردید قرار دادهاند و من باید بگویم که مسلمان هستم و شیعه به دنیا آمدهام و انشاءالله شیعه از دنیا خواهم رفت.» وی سپس به شرح مفاد بخشنامههایی که برای تدریس تعلیمات دینی و قران به تمام ادارات و موسسات تابعه وزارت آموزش و پرورش صادر کرده بود پرداخت و در قسمتی از اظهارات خود گفت: «در آن زمان از کسانی امثال دکتر محمدجواد باهنر و آیتالله برقعی دعوت به عمل آمد که در تهیه و ترجمه دروس تعلیمات دینی و قرآن با این وزارتخانه همکاری به عمل آورند و کتابهای لازم را تهیه نمایند.»
«راجع به اتهام داشتن روابط نامشروع من با رییس دفترم که در کیفرخواست به آن اشاره شده باید بگویم که به قرآن مجید سوگند میخورم که هیچگونه روابطی بجز روابط اداری بین ما حاکم نبوده است.» وی ادامه داد: «راجع به غارت بیتالمال که بزرگترین اتهام من است، باید بگویم من این مساله را تکذیب میکنم، زیرا در تمام طول خدمت، من نه کار مالی داشتم و نه سروکاری با حساب و دفتر داشتم. اینها که به من اتهامات دزدی چند میلیونی وارد کردهاند، باید بگویند این پولها را من از چه طریقی و از کجا سرقت کردهام؟»
فرخرو پارسا سپس درباره ایجاد یک شبکه اطلاعاتی در بین معلمان وزارت آموزش و پرورش گفت: «ساواک منحله در زمان وزارت من از من میخواست که یک شبکه اطلاعاتی در بین کلیه معلمان ایران به وجود آید تا ساواک بتواند کلیه معلمان را تحت کنترل خود درآورد. هدف از ایجاد چنین شبکهای در بین معلمان مبارزه با پیشرفت کمونیسم بود و من در پاسخ ساواک طرحی ارایه دادم که این شبکه به وجود نیاید و گفتم که راه مبارزه با نفوذ و پیشرفت کمونیسم در بین معلمان و دیگر اقشار جامعه آن است که کتابهای ضد کمونیستی بیشتر چاپ و منتشر گردد و از این راه با نفوذ و پیشرفت کمونیسم مبارزه گردد و به خاطر عدم موافقت من با ایجاد شبکه اطلاعاتی در بین معلمان، ساواک در طول دو سال انواع و اقسام شایعات را درباره خروج مقداری لوازم لوکس از گمرک بدون پرداخت حقوق گمرکی ساخت.»
اخرین دفاع قبل تز صدور حکم اعدام
فرخرو پارسا در آخرین دفاعیاتش پس از ۹ جلسه محاکمه در مورد اتهامی که به رفتار وی در دیدار با مدیران مدارس مذهبی مطرح شده بود گفت: «سخنان من در جمع مدیران مدارس مذهبی که یکی از شاکیان من در دادگاه عنوان کرد به این صورت بود که من در آن جلسه در مورد حجاب زنان گفتم که حجاب نباید مانع فعالیتهای اجتماعی زنان گردد. در آن زمان دختران مدارس مذهبی در فعالیتهای ورزشی اصلاً شرکت نمیکردند. من در تمام بخشنامه های خود زنان را به پوشیدن لباس های سنگین و با حجاب دعوت میکردم.»
بنی صدر برای جلوگیری از اعدام فرخ رو پارسا به ایت الله قدوسی نامه نوشت:
«دیشب مطلع شدم فرخرو پارسا محکوم به اعدام شده است با توجه به پیام اول فروردین ماه امام وبا توجه به اینکه محکوم کسی را نکشته است و در سالروز تولد حضرت فاطمه که روز زن اعلام شده است، اعدام صورت ندارد پس از صحبت با بیت امام اینطور قرار میشود که در صورتی محکوم کسی را نکشته باشد، مشمول یک درجه تخفیف بگردد.»
این درخواست با مخالفت شدید قدوسی مواجه شد و حکم در زمان مقرر ، ساعت یک و سی دقیقه بامداد روز ۱۸ اردیبهشت ۵۹ در محوطه زندان اوین به اجرا درآمد. روایت است طناب دار او پاره میشود و به این خاطر او را تیرباران میکنند
خانم فرخ رو پارسا در دادگاه انقلاب
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#لیستی_از_پدر_های_هنری_ایران:
حسن حکمت نژاد: پدر فرش ایران
سیمون آیوازیان: پدر گیتار کلاسیک ایران
اصغر بیچاره: پدر عکاسی مدرن ایران
محمدکریم پیرنیا: پدر معماری سنتی ایران
فریدون نوین فرحبخش: پدر تمبر ایران
محمدعلی جمالزاده: پدر داستان نویسی ایران
کریم چمنآرا: پدر نشر موسیقی ایران
سلیمان حییم: پدر دیکشنری ایران
نورالدین زرینکلک: پدر انیمیشن ایران
عبدالحسین صنعتیزاده: پدر رمان تاریخی ایران
جلیل ضیاءپور: پدر نقاشی مدرن ایران
علی کسمایی: پدر دوبله ایران
فرهنگ معیری: پدر چهرهپردازی نوین ایران
مرتضی ممیز: پدر گرافیک ایران
روبیک منصوری: پدر صداگذاری ایران
منصور نریمان: پدر عود ایران
سید علی نصر: پدر تئاتر ایران
عزتالله نگهبان: پدر باستانشناسی ایران
کوروش یغمایی: پدر راک ایران
فرامرز پایور: پدر سنتور ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#لیستی_از_پدر_های_هنری_ایران:
حسن حکمت نژاد: پدر فرش ایران
سیمون آیوازیان: پدر گیتار کلاسیک ایران
اصغر بیچاره: پدر عکاسی مدرن ایران
محمدکریم پیرنیا: پدر معماری سنتی ایران
فریدون نوین فرحبخش: پدر تمبر ایران
محمدعلی جمالزاده: پدر داستان نویسی ایران
کریم چمنآرا: پدر نشر موسیقی ایران
سلیمان حییم: پدر دیکشنری ایران
نورالدین زرینکلک: پدر انیمیشن ایران
عبدالحسین صنعتیزاده: پدر رمان تاریخی ایران
جلیل ضیاءپور: پدر نقاشی مدرن ایران
علی کسمایی: پدر دوبله ایران
فرهنگ معیری: پدر چهرهپردازی نوین ایران
مرتضی ممیز: پدر گرافیک ایران
روبیک منصوری: پدر صداگذاری ایران
منصور نریمان: پدر عود ایران
سید علی نصر: پدر تئاتر ایران
عزتالله نگهبان: پدر باستانشناسی ایران
کوروش یغمایی: پدر راک ایران
فرامرز پایور: پدر سنتور ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
روئسای صنف پارچهفروشان آمستردام: یکی از شاهکارهای رامبرانت
رامبرانت از همون جوونی حسابی مشهور شد و تو میانسالی هم به ثروت زیادی رسید. ولی خب، دستودلبازیهاش کار دستش داد و از وسطای دهه ۱۶۵۰ ورشکسته شد. با این حال، حتی تو اون شرایط سخت هم بهترین نقاش هلند بود. تو سال ۱۶۶۲، صنف پارچهفروشان آمستردام یه سفارش مهم بهش دادن. رامبرانت هم نشون داد چرا هنوز حرف اول رو تو نقاشی میزنه و یه شاهکار ساخت که امروز به اسمهای «روئسای صنف پارچهفروشان» یا «نمایندگان نمونهبرداری صنف پارچهفروشان» معروفه.
تو این تابلو، شش تا از اعضای اصلی صنف نشون داده شدن که دور یه میز نشستن. روی میز یه فرش ایرانی انداخته شده و همهشون به سمت کسی که تازه وارد اتاق شده نگاه میکنن. جالبه که اون آدم تازهوارد رو نمیبینیم، ولی از حالت نگاه و چهرههاشون کاملاً حس ورود یه نفر جدید به اتاق به مخاطب منتقل میشه.
این نقاشی اول برای دیوار ساختمون صنف کشیده شده بود، ولی سال ۱۷۷۷ به تالار شهر منتقل شد و از ۱۸۰۸ هم تو موزه ملی آمستردام (رَیکسموزئوم) به نمایش گذاشته شده.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
روئسای صنف پارچهفروشان آمستردام: یکی از شاهکارهای رامبرانت
رامبرانت از همون جوونی حسابی مشهور شد و تو میانسالی هم به ثروت زیادی رسید. ولی خب، دستودلبازیهاش کار دستش داد و از وسطای دهه ۱۶۵۰ ورشکسته شد. با این حال، حتی تو اون شرایط سخت هم بهترین نقاش هلند بود. تو سال ۱۶۶۲، صنف پارچهفروشان آمستردام یه سفارش مهم بهش دادن. رامبرانت هم نشون داد چرا هنوز حرف اول رو تو نقاشی میزنه و یه شاهکار ساخت که امروز به اسمهای «روئسای صنف پارچهفروشان» یا «نمایندگان نمونهبرداری صنف پارچهفروشان» معروفه.
تو این تابلو، شش تا از اعضای اصلی صنف نشون داده شدن که دور یه میز نشستن. روی میز یه فرش ایرانی انداخته شده و همهشون به سمت کسی که تازه وارد اتاق شده نگاه میکنن. جالبه که اون آدم تازهوارد رو نمیبینیم، ولی از حالت نگاه و چهرههاشون کاملاً حس ورود یه نفر جدید به اتاق به مخاطب منتقل میشه.
این نقاشی اول برای دیوار ساختمون صنف کشیده شده بود، ولی سال ۱۷۷۷ به تالار شهر منتقل شد و از ۱۸۰۸ هم تو موزه ملی آمستردام (رَیکسموزئوم) به نمایش گذاشته شده.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــرح_فــــرتــــور📸
فرش ابریشمی ایرانی از قرن نوزدهم
تصویری باشکوه از کلیسا وانک یکی از قدیمی ترین کلیساهای محله ارامنه اصفهان رو به نمایش میگذاره
این اثر یادآور قدرت هنر ایرانی در پیوند دادن فرهنگها، تاریخ و معنویته هنری که نهتنها چشم رو مسحور میکنه بلکه روحو به سفری در عمق زیبایی و اصالت میبره
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــرح_فــــرتــــور📸
فرش ابریشمی ایرانی از قرن نوزدهم
تصویری باشکوه از کلیسا وانک یکی از قدیمی ترین کلیساهای محله ارامنه اصفهان رو به نمایش میگذاره
این اثر یادآور قدرت هنر ایرانی در پیوند دادن فرهنگها، تاریخ و معنویته هنری که نهتنها چشم رو مسحور میکنه بلکه روحو به سفری در عمق زیبایی و اصالت میبره
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏
۱۲ فرمان رضاشاه بزرگ بعد از تاجگذاری:
هر كاسب، بجز نانوا و كله پز و حمامى، بايد دكان خود را اول آفتاب باز، و اول غروب تعطيل كند
هر نانوا، مكلف است براى نان ها كه از تنور بيرون مى آيد، سكوى آجرى بسازد
هر خوراکی فروش اعم از نانوا، قصاب، کله پز، آبگوشتی، کبابی، یخنی پز(خورش) و فرنی پز باید کف دکان خود را آجر فرش و هر روز کف را تمیز کند
سگهاى خانگى بايد قلاده شده زنجير داشته باشند
كبوتر بازى اكيدا قدغن است
سر بريدن حيوانات، امثال گوسفند و مرغ و خروس در انظار و ملا عام بكلى ممنوع است
مصرف ترياک و شيره در انظار و قهوه خانه ها ممنوع
هيچ كس از اهالى حق ندارد در معابر به قضاى حاجت بپردازد
قداره كشی و نزاع و عربدهکشی و حمل كارد و چاقو، قمه و قداره، موجب مجازات سنگين است
نابينايان بايد بازو بند از پارچه زرد و عصا در دست داشته باشند
معركهگيرى، مار گيرى، تلكه گيرى، گدايى، كلاشی، رمالى، دعا نويسی و ولگردی ممنوع
آب خزينههای حمام بايد همه هفته تعويض شود
#_رضا_شاه_روحت_شاد
#_پاینده_ایران
#_آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏
۱۲ فرمان رضاشاه بزرگ بعد از تاجگذاری:
هر كاسب، بجز نانوا و كله پز و حمامى، بايد دكان خود را اول آفتاب باز، و اول غروب تعطيل كند
هر نانوا، مكلف است براى نان ها كه از تنور بيرون مى آيد، سكوى آجرى بسازد
هر خوراکی فروش اعم از نانوا، قصاب، کله پز، آبگوشتی، کبابی، یخنی پز(خورش) و فرنی پز باید کف دکان خود را آجر فرش و هر روز کف را تمیز کند
سگهاى خانگى بايد قلاده شده زنجير داشته باشند
كبوتر بازى اكيدا قدغن است
سر بريدن حيوانات، امثال گوسفند و مرغ و خروس در انظار و ملا عام بكلى ممنوع است
مصرف ترياک و شيره در انظار و قهوه خانه ها ممنوع
هيچ كس از اهالى حق ندارد در معابر به قضاى حاجت بپردازد
قداره كشی و نزاع و عربدهکشی و حمل كارد و چاقو، قمه و قداره، موجب مجازات سنگين است
نابينايان بايد بازو بند از پارچه زرد و عصا در دست داشته باشند
معركهگيرى، مار گيرى، تلكه گيرى، گدايى، كلاشی، رمالى، دعا نويسی و ولگردی ممنوع
آب خزينههای حمام بايد همه هفته تعويض شود
#_رضا_شاه_روحت_شاد
#_پاینده_ایران
#_آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_هـــــــنــــــر 🖼
#_فرش در میان خانوادههای ایرانی به عنوان هنر و یک صنعت جایگاه ویژهای دارد و میتوان هنر فرشبافی را اوج خلاقیت و هنر در میان اقوام یک سرزمین دانست، نقوش فرش ایرانی و مفاهیمی که در طرحهای بافته شده آن پنهان شده، از جمله مباحث تخصصی بوده که پرداختن به آن جالب توجه است.
در تاریخ فرش خراسان جنوبی گفته شده نقش هراتی که به عنوان ماهی درهم نیز شناخته میشده، در دوره تیموریان که هرات مرکز اقتصادی بوده است در روستاهایی سمت بیرجند و قائن بافته میشده و در واقع پس از بافت به هرات حمل میشده است؛ این طرحها چون در بازار هرات به فروش میرفته، طرح هراتی نامگذاری شده بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_هـــــــنــــــر 🖼
#_فرش در میان خانوادههای ایرانی به عنوان هنر و یک صنعت جایگاه ویژهای دارد و میتوان هنر فرشبافی را اوج خلاقیت و هنر در میان اقوام یک سرزمین دانست، نقوش فرش ایرانی و مفاهیمی که در طرحهای بافته شده آن پنهان شده، از جمله مباحث تخصصی بوده که پرداختن به آن جالب توجه است.
در تاریخ فرش خراسان جنوبی گفته شده نقش هراتی که به عنوان ماهی درهم نیز شناخته میشده، در دوره تیموریان که هرات مرکز اقتصادی بوده است در روستاهایی سمت بیرجند و قائن بافته میشده و در واقع پس از بافت به هرات حمل میشده است؛ این طرحها چون در بازار هرات به فروش میرفته، طرح هراتی نامگذاری شده بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــرح_فــــرتــــور📸
قالی ایرانی پازیریک قدیمیترین فرش دنیا است که در سال ۱۳۲۸ (۱۹۴۹) توسط رودنکو، باستانشناس روس در دره پازیریک در کنار اشیاء باستانی دیگری در گور یخزدهٔ یکی از فرمانروایان سکایی کشف شد.
#_پاینده_ایران
#_آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــرح_فــــرتــــور📸
قالی ایرانی پازیریک قدیمیترین فرش دنیا است که در سال ۱۳۲۸ (۱۹۴۹) توسط رودنکو، باستانشناس روس در دره پازیریک در کنار اشیاء باستانی دیگری در گور یخزدهٔ یکی از فرمانروایان سکایی کشف شد.
#_پاینده_ایران
#_آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_هـــــــنــــــر 🖼
طرح فرش ميمه؛مد لباس روز در اروپا:
تاريخچه قالي بافي در ايران در آغاز در ميان قبايل چادر نشيني پديدار گشت که عمده کارشان گله داري بوده است . اينان پوست گوسفند را بجاي زيرانداز چادر و همچنين بصورت پوستين براي پوشش تن خويش بکار مي بردند و بتدريج به شستن پشم و بافتن آن پرداختند و مهارت و تنوعي در کار بدست آوردند تا اينکه سرانجام قالي را اختراع کردند
بدين سان قاليچه پشمي که زيراندازي کوچک با رنگ آميزي دل انگيز بود جايگزين پوست شد بافتن قاليچه طي نسلها در ميان چادرنشينان رو به گسترش و تکامل نهاد تا اينکه گروههاي مختلف عشاير در روستاها و سپس شهرها مستقر گشتند و در خانه هاي وسيع تري جاي رفتند در اين شرايط نياز به قاليهاي بزرگتر احساس گرديد.
مسعود ميرزا پسر ارشد ناصر الدين شاه ( ظل السلطان ) در کتاب خاطرات خود در مورد قالي و قالي بافي در اين شهر آورده است:
" قالي هاي مشهور معروف خوب ايران را در عهد صفويه در اين قصبه مي بافتند . امروز چون عنقا هيچ اسمي از او نيست حتي قاليهاي بد هم نمي بافند. کسي هم نيست که آنها را تشويق کند به اين کار.
در زمان قاجاريه ، دوره احياء مجدد قاليبافي ، براي اولين بار توسط مرحوم صدر الاسلام شهيدي در سال 1280 يک دار قالي بافي در يكي از محله هاي ميمه بر پا شد . در آن زمان تنها فرد قاليباف خود مرحوم شهيدي بود که قالي را با نقشه هاي گل فرنگ مي بافت و به سفارت انگلستان مي فروخت.
امروزه فرش ميمه به عنوان مد روز كشورهاي اروپايي به ويژه انگليس مورد توجه طراحان لباس ، مبلمان خانگي و غيره مي باشد. چه بهتر كه طراحان ايراني نيز از اين طرح حمايت ويژه اي داشته باشند تا ضمن ايجاد اشتغال، باعث رونق صادرات شوند.
شما مي توانيد با جستجوي واژه ي MEY MEH در سايت گوگل تصاوير بيشتري ببينيد و از اين هنر تاريخي لذت ببريد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_هـــــــنــــــر 🖼
طرح فرش ميمه؛مد لباس روز در اروپا:
تاريخچه قالي بافي در ايران در آغاز در ميان قبايل چادر نشيني پديدار گشت که عمده کارشان گله داري بوده است . اينان پوست گوسفند را بجاي زيرانداز چادر و همچنين بصورت پوستين براي پوشش تن خويش بکار مي بردند و بتدريج به شستن پشم و بافتن آن پرداختند و مهارت و تنوعي در کار بدست آوردند تا اينکه سرانجام قالي را اختراع کردند
بدين سان قاليچه پشمي که زيراندازي کوچک با رنگ آميزي دل انگيز بود جايگزين پوست شد بافتن قاليچه طي نسلها در ميان چادرنشينان رو به گسترش و تکامل نهاد تا اينکه گروههاي مختلف عشاير در روستاها و سپس شهرها مستقر گشتند و در خانه هاي وسيع تري جاي رفتند در اين شرايط نياز به قاليهاي بزرگتر احساس گرديد.
مسعود ميرزا پسر ارشد ناصر الدين شاه ( ظل السلطان ) در کتاب خاطرات خود در مورد قالي و قالي بافي در اين شهر آورده است:
" قالي هاي مشهور معروف خوب ايران را در عهد صفويه در اين قصبه مي بافتند . امروز چون عنقا هيچ اسمي از او نيست حتي قاليهاي بد هم نمي بافند. کسي هم نيست که آنها را تشويق کند به اين کار.
در زمان قاجاريه ، دوره احياء مجدد قاليبافي ، براي اولين بار توسط مرحوم صدر الاسلام شهيدي در سال 1280 يک دار قالي بافي در يكي از محله هاي ميمه بر پا شد . در آن زمان تنها فرد قاليباف خود مرحوم شهيدي بود که قالي را با نقشه هاي گل فرنگ مي بافت و به سفارت انگلستان مي فروخت.
امروزه فرش ميمه به عنوان مد روز كشورهاي اروپايي به ويژه انگليس مورد توجه طراحان لباس ، مبلمان خانگي و غيره مي باشد. چه بهتر كه طراحان ايراني نيز از اين طرح حمايت ويژه اي داشته باشند تا ضمن ايجاد اشتغال، باعث رونق صادرات شوند.
شما مي توانيد با جستجوي واژه ي MEY MEH در سايت گوگل تصاوير بيشتري ببينيد و از اين هنر تاريخي لذت ببريد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_هـــــــنــــــر 🖼
#_هنر_زیبای_نقاشی_وطراحی_لباس
با الهام از فرش ایرانی
مروری برآثارهنرمند بزرگ نقاش
#زیبا
#خلاقانه
#عالی
#عاشقانه
#Painting
An overview of the works of great painters
#Beautiful
#Innovative
#Excellent
#Romantic
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_هـــــــنــــــر 🖼
#_هنر_زیبای_نقاشی_وطراحی_لباس
با الهام از فرش ایرانی
مروری برآثارهنرمند بزرگ نقاش
#زیبا
#خلاقانه
#عالی
#عاشقانه
#Painting
An overview of the works of great painters
#Beautiful
#Innovative
#Excellent
#Romantic
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
كاش يک زن...
دستی به سر و روى دنيا بكشد؛ كاش دنيا چنان فرش سنگينی تكانده شده و گرد و غبارش گرفته شود
#ديدم_ماداک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
كاش يک زن...
دستی به سر و روى دنيا بكشد؛ كاش دنيا چنان فرش سنگينی تكانده شده و گرد و غبارش گرفته شود
#ديدم_ماداک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity