این دو تعریف را به خاطر بسپارید:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﮐﯿﻨﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
👤 کنفسیوس
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﮐﯿﻨﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
👤 کنفسیوس
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# نوشته بود همه میخواهند از ایران بروند، فقط رضا پهلوی است که میخواهد برگردد.
وزیرکشور چندی قبل به این مضمون گفته بود که اگر مرزها باز شود صدها هزار نفر از ایران خواهند رفت.
چهل سال پیش فریادهای انقلاب، کاخ نیاوران را به لرزه درآورد و شاه وقتی در بالکن کاخ این فریادها را شنید بسیار مغموم شد.
از خود سوال میکرد مگر با این ملت چه کردهام که اینها به مرگ من راضی شدهاند؟
شاه جواب سوال خود را دانست یا ندانست بیشتر ازآن خود را و ملت را معطل نکرد و از وطن رفت. کاری که یکبار دیگر در سال 1332 انجام داده بود.
او وقتی در برابر بحران قرار میگرفت، راه گریز را نسبت به تقابل ترجیح میداد.
شاه نخواست یا نتوانست به کشتار و ارعاب بیش از آنچه که انجام داده بود، ادامه دهد. برخی محققین نوشتهاند کل کشتاری که شاه انجام داد به هزار و پانصد نفر نرسید.
اگر او میماند و میکشت این رقم نجومی میشد.
محمدرضا پهلوی روزی که گزینهی خروج را بر تقابل ترجیح داد فکر نمیکرد که این کار او در آینده تبدیل به یک پارادایم یا سرمشق برای تعدادی از نسلی شود که او را هرگز ندیدهاست.
در بین نسل جدید کم نیستند کسانی که همچون شاه به جای درگیر کردن خود با نتایج انقلاب 57 ترجیح میدهند جلای وطن کنند و بختشان را در سرزمین دیگری بیازمایند.
همیشه بر روی میز اینها جزوات تافل و آیلتس و فرمهای اپلای متعددی پخش و پلا شده است.
مهاجرت کار آسانی نیست. علمای روانپزشکی آن را یک استرس بزرگ قلمداد میکنند. معذلک مشاهده میکنیم که کم نیستند کسانی که هر روز وارد دالان پرپیچ و خم این استرس ماژور میشوند.
کنفوسیوس روزی با شاگردان خود از راهی میگذشت. دید در آن بیابان پیرزنی بر گوری مویه میکند. ایستاد.
از پیرزن پرسید این گور کیست؟ پیرزن گفت: گور پسرم. کنفسیوس پرسید چرا مرده است؟ پیرزن گفت این را همان ببری کشته است که قبلا پدرش را کشته بود.
حکیم بزرگ چین پرسید چرا بعد ازینکه ببر شوهرت را کشت به شهر بازنگشتید؟
پیرزن گفت در شهر حکومت ظالمی مستقر است.
کنفسیوس روی به شاگردان کرد و گفت ببینید، حکومت ظلم از ببر درنده هم ترسناکتر و خطرناکتر است.
نگاه من به مهاجرت اینگونه نیست. یعنی اینکه اگر جوانان در اندیشهی مهاجرت هستند الزاما به معنای فرار از ایران و خطاهای راهبردی که در بین بخشی از مسئولین جمهوری اسلامی شیوع دارد(مثل رانتخواری و فساد و اختلاس و پارتیبازی و غیره و غیره و غیره) نیست.
اگرچه اینها هم هست. اما عدالتخواهی تنها دلیل مهاجرت نیست.
چیزی که جوانان از آن فرار میکنند احتمالا عقبماندگی کشور از فرایند جهانی شدن است.
ما در دنیایی قرار داریم که روز بروز مرزهای آن برچیده میشود. فضای سایبر مرزهای اطلاعاتی را در هم شکسته است.
زمین در حال تبدیل شدن به یک کشور واحد است.
جنبش سبزها، جنبشهای ضد نژاد پرستی، جنبشهای حقوقبشری، جنبشهای آزادیخواهی، سازمانهای بدون مرز، سازمانهای جهانی مثل تجارت جهانی، بانک جهانی، عفو بینالملل، سازمان ملل متحد، و جنبشهای علمی و هنری و معماری و موسیقی، سازمانهای استانداردسازی مثل ایزو و یورو و اف دی ای و غیره و غیره جهان را به سمت یک کلیت واحد میکشاند.
معهذا دستاندرکاران کشور ما این کلیت واحد را در بخشهایی هنوز نپذیرفتهاند یا نمیتوانند در برابر گروهی از رانتخواران حاکم که منافعشان در بلبشوبازار حسینقلیخانی است، مقاومت کنند. (به مجالات بر سر تصویب سیافتی توجه فرمایید.)
به عنوان مثال بنیانگذار جمهوری اسلامی گفته بود«دانشگاه، مبدأ همهی تحولات است».
در کشوری که جادههایش دومین کشتار جادههای دنیا را دارد انتظار آن است که دانشگاه آن کشور، اگر واقعا مبدأ همهی تحولات است، این بحران را حل کند.
آنوقت در یکی از بهترین و مدرنترین دانشگاههای پس از انقلاب این مملکت، در شمال پایتخت و در داخل دانشگاه، اتوبوس سقوط میکند و تعداد زیادی کشته و مجروح میشوند.
وقتی در مبدأ همهی تحولات کشور، اتوبوس و جاده و راننده استاندارد نیست، دانشآموختهی آن دانشگاه با خود فکر میکند به چه امیدی در این کشور، زندگی کند. درسش را ادامه دهد. به ارتقا و تعالی زندگی خود بیندیشد. و بخواهد رویاهایش را در آنجا بناکند! اینجاست که علاوه بر دلایل معقول یا نامعقول دیگر، چشم خود را میبندد و خویشتن خویش را در دالان پر پیچ و خم مهاجرت رها میکند، با این نگاه که یا بگذرد یا بشکند کشتی در این گردابها.
🌸همه ما باید فمینیست باشیم🌸
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# نوشته بود همه میخواهند از ایران بروند، فقط رضا پهلوی است که میخواهد برگردد.
وزیرکشور چندی قبل به این مضمون گفته بود که اگر مرزها باز شود صدها هزار نفر از ایران خواهند رفت.
چهل سال پیش فریادهای انقلاب، کاخ نیاوران را به لرزه درآورد و شاه وقتی در بالکن کاخ این فریادها را شنید بسیار مغموم شد.
از خود سوال میکرد مگر با این ملت چه کردهام که اینها به مرگ من راضی شدهاند؟
شاه جواب سوال خود را دانست یا ندانست بیشتر ازآن خود را و ملت را معطل نکرد و از وطن رفت. کاری که یکبار دیگر در سال 1332 انجام داده بود.
او وقتی در برابر بحران قرار میگرفت، راه گریز را نسبت به تقابل ترجیح میداد.
شاه نخواست یا نتوانست به کشتار و ارعاب بیش از آنچه که انجام داده بود، ادامه دهد. برخی محققین نوشتهاند کل کشتاری که شاه انجام داد به هزار و پانصد نفر نرسید.
اگر او میماند و میکشت این رقم نجومی میشد.
محمدرضا پهلوی روزی که گزینهی خروج را بر تقابل ترجیح داد فکر نمیکرد که این کار او در آینده تبدیل به یک پارادایم یا سرمشق برای تعدادی از نسلی شود که او را هرگز ندیدهاست.
در بین نسل جدید کم نیستند کسانی که همچون شاه به جای درگیر کردن خود با نتایج انقلاب 57 ترجیح میدهند جلای وطن کنند و بختشان را در سرزمین دیگری بیازمایند.
همیشه بر روی میز اینها جزوات تافل و آیلتس و فرمهای اپلای متعددی پخش و پلا شده است.
مهاجرت کار آسانی نیست. علمای روانپزشکی آن را یک استرس بزرگ قلمداد میکنند. معذلک مشاهده میکنیم که کم نیستند کسانی که هر روز وارد دالان پرپیچ و خم این استرس ماژور میشوند.
کنفوسیوس روزی با شاگردان خود از راهی میگذشت. دید در آن بیابان پیرزنی بر گوری مویه میکند. ایستاد.
از پیرزن پرسید این گور کیست؟ پیرزن گفت: گور پسرم. کنفسیوس پرسید چرا مرده است؟ پیرزن گفت این را همان ببری کشته است که قبلا پدرش را کشته بود.
حکیم بزرگ چین پرسید چرا بعد ازینکه ببر شوهرت را کشت به شهر بازنگشتید؟
پیرزن گفت در شهر حکومت ظالمی مستقر است.
کنفسیوس روی به شاگردان کرد و گفت ببینید، حکومت ظلم از ببر درنده هم ترسناکتر و خطرناکتر است.
نگاه من به مهاجرت اینگونه نیست. یعنی اینکه اگر جوانان در اندیشهی مهاجرت هستند الزاما به معنای فرار از ایران و خطاهای راهبردی که در بین بخشی از مسئولین جمهوری اسلامی شیوع دارد(مثل رانتخواری و فساد و اختلاس و پارتیبازی و غیره و غیره و غیره) نیست.
اگرچه اینها هم هست. اما عدالتخواهی تنها دلیل مهاجرت نیست.
چیزی که جوانان از آن فرار میکنند احتمالا عقبماندگی کشور از فرایند جهانی شدن است.
ما در دنیایی قرار داریم که روز بروز مرزهای آن برچیده میشود. فضای سایبر مرزهای اطلاعاتی را در هم شکسته است.
زمین در حال تبدیل شدن به یک کشور واحد است.
جنبش سبزها، جنبشهای ضد نژاد پرستی، جنبشهای حقوقبشری، جنبشهای آزادیخواهی، سازمانهای بدون مرز، سازمانهای جهانی مثل تجارت جهانی، بانک جهانی، عفو بینالملل، سازمان ملل متحد، و جنبشهای علمی و هنری و معماری و موسیقی، سازمانهای استانداردسازی مثل ایزو و یورو و اف دی ای و غیره و غیره جهان را به سمت یک کلیت واحد میکشاند.
معهذا دستاندرکاران کشور ما این کلیت واحد را در بخشهایی هنوز نپذیرفتهاند یا نمیتوانند در برابر گروهی از رانتخواران حاکم که منافعشان در بلبشوبازار حسینقلیخانی است، مقاومت کنند. (به مجالات بر سر تصویب سیافتی توجه فرمایید.)
به عنوان مثال بنیانگذار جمهوری اسلامی گفته بود«دانشگاه، مبدأ همهی تحولات است».
در کشوری که جادههایش دومین کشتار جادههای دنیا را دارد انتظار آن است که دانشگاه آن کشور، اگر واقعا مبدأ همهی تحولات است، این بحران را حل کند.
آنوقت در یکی از بهترین و مدرنترین دانشگاههای پس از انقلاب این مملکت، در شمال پایتخت و در داخل دانشگاه، اتوبوس سقوط میکند و تعداد زیادی کشته و مجروح میشوند.
وقتی در مبدأ همهی تحولات کشور، اتوبوس و جاده و راننده استاندارد نیست، دانشآموختهی آن دانشگاه با خود فکر میکند به چه امیدی در این کشور، زندگی کند. درسش را ادامه دهد. به ارتقا و تعالی زندگی خود بیندیشد. و بخواهد رویاهایش را در آنجا بناکند! اینجاست که علاوه بر دلایل معقول یا نامعقول دیگر، چشم خود را میبندد و خویشتن خویش را در دالان پر پیچ و خم مهاجرت رها میکند، با این نگاه که یا بگذرد یا بشکند کشتی در این گردابها.
🌸همه ما باید فمینیست باشیم🌸
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
✍️ رابیندرانات تاگور: «زرتشت در تاریخ عالم نخستین کسی است که مذهب را به شکل اخلاقی در آورد و در روزگار باستان، حقیقت وحدت را به بشر آموزش داده، راستی و نیکی را حقیقت کامل و كمال حقیقی معرفی نمود... زرتشت پس از رسالت خویش از همه مراسم ظاهری و قربانی های خونین و نثار سوما و غیره که قبل از او در ایران معمول بود، رو بگردانید.»
✍️ ساموئل لنگ: «تعادل میان عوامل روحانی و جسمانی، یکی از مهمترین آموزشهای آیین زرتشت است که پس از هزاران سال، عقیده دنیای متمدن جدید امروزی گردیده است. عیسویان متجدد ، بدون آنکه آگاه باشند پرستندگان اهورامزدای زرتشتند، حضرت مسیح را به جای اهورامزدا گرفته اند.»
✍️ زولست: «زرتشت رابطه خود را با خدایش بیشتر بر پایه رفاقت و دوستی استوار می بیند. او از خداوند پشتیبانی می طلبد آنگونه که دوست به دوست روا می دارد.»
✍️ جان هینلز: «دین زرتشت را باید نخستین دین آزادی انسان ها و حقوق بشر در جهان خواند.»
✍️ جکسون: «زرتشت یک شخصیت تاریخی و یکی از بزرگترین معلمین دین شرقی است، همان مقام و منزلت، احترام و توجه ستوده ای که درباره جویندگان نور و روشنایی نظیر بوداء ، کنفسیوس، سقراط پذیرفته می شود می بایستی نسبت به زرتشت روا داشت.»
✍️ گستاو لوبون: «باید اقرار کرد که در بین ادیان باستان، هیچ کدام از دین زرتشت روحانی تر و اخلاقی تر و منزه تر از مراسم و آداب خرافاتی نیست.»
✍️ گلدنر: «شخصیت زرتشتی که ما در سرودهای گاتها با او برخورد می کنیم به کلی با زرتشتی که در اوستای متاخر معرفی می شود متفاوت است. او کاملا متضاد با شخصیت معجزه گر و شگفت انگیزی است که در استوردهای بعدی ارایه می شود. او فقط مردی است که پیوسته بر زمین واقعیت ایستاده است.»
✍️ گیگر: «زرتشت مردی است که از دایره استعداد زمان پا فراتر گذاشته و در آن عهد باستان راه و رسم یکتاپرستی را بنیان نهاده است. پایداری فلسفه، کوشش پیگیر بی آلایش، سخن و اهمیت اصول اخلاقی او را میتوان از گاهان درک کرد.»
✍️ مری بویس: «زرتشت در درک مذهبی خود مردی یکتا و بی همتا بوده و به نظر می رسد که باید او را به گروهی از عرفا و روشن بینان که کمتر با کهانت و غیبگویی سروکار دارند، نسبت داد که دانش ادبی و روحانی از نسل های بی شماری به آنها انتقال یافته است.»
✍️ مری رستگاست: «دین زرتشت یک انقلاب فکری، اجتماعی و مادی در سرزمین ایران ویج به وجود آورد، که بر اثر آن، مردم خدایان پنداری را کنار گذاشتند، زندگی خانه به دوشی را ترک کردند و به شهر نشینی، سازندگی، کار و کوشش و همکاری روی آوردند.»
✍️ کتایون مزداپور: «آدمی از نظرگاه کیش زرتشتی و بنابر باورهای آن و آموزشهای زرتشت از آزادی اراده برخوردار است. تاکید ورزیدن بر اختیار آدمی و آزادی اراده او به مسئولیت خطیری می انجامید که انسان در برابر خویشتن خویش و مردم دیگر و کل هستی و خداوندگار جهان بر عهده دارد. مفهومی بنیادین که اختیار و مسئولیت مردم را بیان می کند، «گزیداری» است و آن رجحان نهادن و برتری دادن دانسته و متفکران نیکی است بر بدی.»
✍️ مهرداد مهرین: «خدمت بزرگ زرتشت در زمینه اخلاق، توصیفی است که وی از وجدان کرده است. می توان گفت زرتشت در میان آموزگاران اخلاقی نخستین کسی است که وجدان را به زیباترین وجه توصیف کرده است.»
✍️ میلز: «ویژگی این آموزگار بزرگ بشریت همانا آموزش های ارزشمندی است که در کتاب گاتاها و سرودهای او گنجانده شده است. در هیچ زمان و در هیچ نقطه جهان تا آنجا که مدارک و شواهد نشان می دهند، شخصیتی وجود نداشته است که چنین اندیشمندانه و پرمغز سخن بگوید، اگر آن گونه که اغلب ما باور داریم روح انسان ابدی باشد، روان زرتشت بر فراز تمام ارواح نسل های پس از او، ایرانی و غیر ایرانی هرقدر هم زیاد باشد درخشش دارد. آنچه بسیار جالب توجه و شگفت انگیز است این است که در آن دوران و این محیط ساده و بدوی، چنین سخنان عالی بیان شده است.»
✍️ سید تقی نصر: «آیین زرتشت نخستین آئینی بود که تمام جهان و جهانیان در آن منظور شده بودند، برخلاف مذاهب مبتنی بر بت پرستی بابل و مصر و یونان و برخلاف مذهب يهود که در آن خداوند، يهوه، صرفا خدای بنی اسرائیل بود. مذهب زرتشت آیین مردمی بود که فر و نیرو به پندارها و آرزوهایشان پر و بال داده و سراسر جهان را جولانگاه خود می دیده اند. عشق به زندگی داشتند و شادی را یکی از موهبات بزرگ خداوند می دانستند. روز تولد خود را جشن میگرفتند، خود را سالم و قوی و مرفه می خواستند. بیکاری و گدایی را گناه خوانده، از بغض و کینه ابا داشتند و راستی و پاکی را واجب و شرط مردی و مردانگی می شمردند.»
✍️ ساموئل لنگ: «تعادل میان عوامل روحانی و جسمانی، یکی از مهمترین آموزشهای آیین زرتشت است که پس از هزاران سال، عقیده دنیای متمدن جدید امروزی گردیده است. عیسویان متجدد ، بدون آنکه آگاه باشند پرستندگان اهورامزدای زرتشتند، حضرت مسیح را به جای اهورامزدا گرفته اند.»
✍️ زولست: «زرتشت رابطه خود را با خدایش بیشتر بر پایه رفاقت و دوستی استوار می بیند. او از خداوند پشتیبانی می طلبد آنگونه که دوست به دوست روا می دارد.»
✍️ جان هینلز: «دین زرتشت را باید نخستین دین آزادی انسان ها و حقوق بشر در جهان خواند.»
✍️ جکسون: «زرتشت یک شخصیت تاریخی و یکی از بزرگترین معلمین دین شرقی است، همان مقام و منزلت، احترام و توجه ستوده ای که درباره جویندگان نور و روشنایی نظیر بوداء ، کنفسیوس، سقراط پذیرفته می شود می بایستی نسبت به زرتشت روا داشت.»
✍️ گستاو لوبون: «باید اقرار کرد که در بین ادیان باستان، هیچ کدام از دین زرتشت روحانی تر و اخلاقی تر و منزه تر از مراسم و آداب خرافاتی نیست.»
✍️ گلدنر: «شخصیت زرتشتی که ما در سرودهای گاتها با او برخورد می کنیم به کلی با زرتشتی که در اوستای متاخر معرفی می شود متفاوت است. او کاملا متضاد با شخصیت معجزه گر و شگفت انگیزی است که در استوردهای بعدی ارایه می شود. او فقط مردی است که پیوسته بر زمین واقعیت ایستاده است.»
✍️ گیگر: «زرتشت مردی است که از دایره استعداد زمان پا فراتر گذاشته و در آن عهد باستان راه و رسم یکتاپرستی را بنیان نهاده است. پایداری فلسفه، کوشش پیگیر بی آلایش، سخن و اهمیت اصول اخلاقی او را میتوان از گاهان درک کرد.»
✍️ مری بویس: «زرتشت در درک مذهبی خود مردی یکتا و بی همتا بوده و به نظر می رسد که باید او را به گروهی از عرفا و روشن بینان که کمتر با کهانت و غیبگویی سروکار دارند، نسبت داد که دانش ادبی و روحانی از نسل های بی شماری به آنها انتقال یافته است.»
✍️ مری رستگاست: «دین زرتشت یک انقلاب فکری، اجتماعی و مادی در سرزمین ایران ویج به وجود آورد، که بر اثر آن، مردم خدایان پنداری را کنار گذاشتند، زندگی خانه به دوشی را ترک کردند و به شهر نشینی، سازندگی، کار و کوشش و همکاری روی آوردند.»
✍️ کتایون مزداپور: «آدمی از نظرگاه کیش زرتشتی و بنابر باورهای آن و آموزشهای زرتشت از آزادی اراده برخوردار است. تاکید ورزیدن بر اختیار آدمی و آزادی اراده او به مسئولیت خطیری می انجامید که انسان در برابر خویشتن خویش و مردم دیگر و کل هستی و خداوندگار جهان بر عهده دارد. مفهومی بنیادین که اختیار و مسئولیت مردم را بیان می کند، «گزیداری» است و آن رجحان نهادن و برتری دادن دانسته و متفکران نیکی است بر بدی.»
✍️ مهرداد مهرین: «خدمت بزرگ زرتشت در زمینه اخلاق، توصیفی است که وی از وجدان کرده است. می توان گفت زرتشت در میان آموزگاران اخلاقی نخستین کسی است که وجدان را به زیباترین وجه توصیف کرده است.»
✍️ میلز: «ویژگی این آموزگار بزرگ بشریت همانا آموزش های ارزشمندی است که در کتاب گاتاها و سرودهای او گنجانده شده است. در هیچ زمان و در هیچ نقطه جهان تا آنجا که مدارک و شواهد نشان می دهند، شخصیتی وجود نداشته است که چنین اندیشمندانه و پرمغز سخن بگوید، اگر آن گونه که اغلب ما باور داریم روح انسان ابدی باشد، روان زرتشت بر فراز تمام ارواح نسل های پس از او، ایرانی و غیر ایرانی هرقدر هم زیاد باشد درخشش دارد. آنچه بسیار جالب توجه و شگفت انگیز است این است که در آن دوران و این محیط ساده و بدوی، چنین سخنان عالی بیان شده است.»
✍️ سید تقی نصر: «آیین زرتشت نخستین آئینی بود که تمام جهان و جهانیان در آن منظور شده بودند، برخلاف مذاهب مبتنی بر بت پرستی بابل و مصر و یونان و برخلاف مذهب يهود که در آن خداوند، يهوه، صرفا خدای بنی اسرائیل بود. مذهب زرتشت آیین مردمی بود که فر و نیرو به پندارها و آرزوهایشان پر و بال داده و سراسر جهان را جولانگاه خود می دیده اند. عشق به زندگی داشتند و شادی را یکی از موهبات بزرگ خداوند می دانستند. روز تولد خود را جشن میگرفتند، خود را سالم و قوی و مرفه می خواستند. بیکاری و گدایی را گناه خوانده، از بغض و کینه ابا داشتند و راستی و پاکی را واجب و شرط مردی و مردانگی می شمردند.»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۸ بهمن زادروز #شَهرنوش_پارسیپور
( زاده ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ تهران) داستاننویس و مترجم
پارسیپور داستانهایش به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه شدهاست. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان در آمریکا، به عنوان زن سال برگزیده شد. وی همچنین برندهٔ جایزهٔ بیتای ۲۰۱۶ است. او در اواخر دهه ۷۰ و مدتی پس از انتشار کتاب «زنان بدون مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومهی سانفرانسیسکو زندگی میکند.
پارسیپور از مادری تهرانی و خانهدار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود به دنیا آمد. او در رشتهٔ علوم اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانشآموخته شد و سپس برای ادامهی تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی به دانشگاه سوربن رفت. وی در سال ۱۳۴۶ با ناصر تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسیپور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستانهایش با نام مستعار در گاهنامههای گوناگون به چاپ میرسید. نخستین رمان او سگ و زمستان بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
او همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیهکننده برنامه «زنان روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام خسرو گلسرخی و کرامتاله دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند غلامحسین ساعدی، هوشنگ گلشیری، فریده لاشایی و پرویز زاهدی استعفا داد. پس از مدتی به فکر مهاجرت به کانادا افتاد اما منصرف شد. او در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، به خاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، دستگیر شد و برای ۴ سال به زندان افتاد.
وی پس از آزادی، به کار ترجمه و تأسیس کتابفروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب زنان بدون مردان، کمیته منکرات او را احضار کرد و دربارهٔ کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبهای که واکنشهای بسیاری برانگیخت، پارسیپور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر :خ/ داستان ۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲)
سایر تالیفات :
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
ترجمهها :
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۸ بهمن زادروز #شَهرنوش_پارسیپور
( زاده ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ تهران) داستاننویس و مترجم
پارسیپور داستانهایش به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه شدهاست. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان در آمریکا، به عنوان زن سال برگزیده شد. وی همچنین برندهٔ جایزهٔ بیتای ۲۰۱۶ است. او در اواخر دهه ۷۰ و مدتی پس از انتشار کتاب «زنان بدون مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومهی سانفرانسیسکو زندگی میکند.
پارسیپور از مادری تهرانی و خانهدار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود به دنیا آمد. او در رشتهٔ علوم اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانشآموخته شد و سپس برای ادامهی تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی به دانشگاه سوربن رفت. وی در سال ۱۳۴۶ با ناصر تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسیپور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستانهایش با نام مستعار در گاهنامههای گوناگون به چاپ میرسید. نخستین رمان او سگ و زمستان بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
او همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیهکننده برنامه «زنان روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام خسرو گلسرخی و کرامتاله دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند غلامحسین ساعدی، هوشنگ گلشیری، فریده لاشایی و پرویز زاهدی استعفا داد. پس از مدتی به فکر مهاجرت به کانادا افتاد اما منصرف شد. او در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، به خاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، دستگیر شد و برای ۴ سال به زندان افتاد.
وی پس از آزادی، به کار ترجمه و تأسیس کتابفروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب زنان بدون مردان، کمیته منکرات او را احضار کرد و دربارهٔ کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبهای که واکنشهای بسیاری برانگیخت، پارسیپور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر :خ/ داستان ۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲)
سایر تالیفات :
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
ترجمهها :
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
هنگامی که از کنفسیوس پرسیدند اگر امپراطور چین میشد نخستین عملی که به آن دست میزد چه بود، پاسخ داد: «دوباره سازی مفهوم کلمات».
او با خبر از اقتدار و نفوذ کلام برای آفرینش، مرگ یا درمان، نیک میدانست که با چه دقتی باید واژهها را برگزید.
همه فرهنگها و تمدنها، همنوا آموختهاند:
«کلامت، تو را بر مَسند قدرت مینشاند!»
#کاترین_پاندر
قانون شفا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
هنگامی که از کنفسیوس پرسیدند اگر امپراطور چین میشد نخستین عملی که به آن دست میزد چه بود، پاسخ داد: «دوباره سازی مفهوم کلمات».
او با خبر از اقتدار و نفوذ کلام برای آفرینش، مرگ یا درمان، نیک میدانست که با چه دقتی باید واژهها را برگزید.
همه فرهنگها و تمدنها، همنوا آموختهاند:
«کلامت، تو را بر مَسند قدرت مینشاند!»
#کاترین_پاندر
قانون شفا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۸ بهمن زادروز #استاد_شهرنوش_پارسیپور
( زاده ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ تهران) داستاننویس و مترجم
پارسیپور داستانهایش به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه شدهاست. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان در آمریکا، بهعنوان زن سال برگزیده شد. وی همچنین برنده جایزه بیتای ۲۰۱۶ است. وی در اواخر دهه ۷۰ و مدتی پس از انتشار کتاب «زنان بدون مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومه سانفرانسیسکو زندگی میکند.
او از مادری تهرانی و خانهدار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود به دنیا آمد. وی در رشته علوم اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانشآموخته شد و سپس برای ادامه تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی به دانشگاه سوربن رفت. او در سال ۱۳۴۶ با ناصر تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسیپور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستانهایش با نام مستعار در گاهنامههای گوناگون به چاپ میرسید. نخستین رمان او سگ و زمستان بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
او همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیهکننده برنامه «زنان روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام خسرو گلسرخی و کرامتاله دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند غلامحسین ساعدی، هوشنگ گلشیری، فریده لاشایی و پرویز زاهدی استعفا داد و پس از مدتی به فکر مهاجرت به کانادا افتاد، اما منصرف شد. او در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، بهخاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، دستگیر شد و برای ۴ سال به زندان افتاد و پس از آزادی، بهکار ترجمه و تأسیس کتابفروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب زنان بدون مردان، کمیته منکرات او را احضار کرد و درباره کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبهای که واکنشهای بسیاری برانگیخت، پارسیپور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر مردهایی هستند که از این قانون سوءاستفاده میکنند، مسئلهای دیگر است که باید جداگانه بررسی شود.
داستانها:
آویزههای بلور، مجموعه داستان (۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲)
سایر تالیفات:
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
ترجمهها:
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۸ بهمن زادروز #استاد_شهرنوش_پارسیپور
( زاده ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ تهران) داستاننویس و مترجم
پارسیپور داستانهایش به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه شدهاست. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان در آمریکا، بهعنوان زن سال برگزیده شد. وی همچنین برنده جایزه بیتای ۲۰۱۶ است. وی در اواخر دهه ۷۰ و مدتی پس از انتشار کتاب «زنان بدون مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومه سانفرانسیسکو زندگی میکند.
او از مادری تهرانی و خانهدار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود به دنیا آمد. وی در رشته علوم اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانشآموخته شد و سپس برای ادامه تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی به دانشگاه سوربن رفت. او در سال ۱۳۴۶ با ناصر تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسیپور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستانهایش با نام مستعار در گاهنامههای گوناگون به چاپ میرسید. نخستین رمان او سگ و زمستان بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
او همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیهکننده برنامه «زنان روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام خسرو گلسرخی و کرامتاله دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند غلامحسین ساعدی، هوشنگ گلشیری، فریده لاشایی و پرویز زاهدی استعفا داد و پس از مدتی به فکر مهاجرت به کانادا افتاد، اما منصرف شد. او در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، بهخاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، دستگیر شد و برای ۴ سال به زندان افتاد و پس از آزادی، بهکار ترجمه و تأسیس کتابفروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب زنان بدون مردان، کمیته منکرات او را احضار کرد و درباره کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبهای که واکنشهای بسیاری برانگیخت، پارسیپور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر مردهایی هستند که از این قانون سوءاستفاده میکنند، مسئلهای دیگر است که باید جداگانه بررسی شود.
داستانها:
آویزههای بلور، مجموعه داستان (۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲)
سایر تالیفات:
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
ترجمهها:
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
این دو تعریف را به خاطر بسپارید،
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ،
ﮐﯿﻨﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ.
#_کنفسیوس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
این دو تعریف را به خاطر بسپارید،
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ،
ﮐﯿﻨﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ.
#_کنفسیوس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_نـــویـــســـنـــده
#شهرنوش_پارسیپور
#معرفی_کتاب
داستاننویس و مترجم ایرانی
شهرنوش پارسیپور
Shahrnunsh Parsipur
زاده
۲۸ بهمن ۱۳۲۴ (۷۴ سال)
تهران
محل زندگی
تهران، خرمشهر، فرانسه، آلبانی، کالیفرنیا، ریچموند، کالیفرنیا
زمینه کاری
داستاننویس و مترجم
ملیت:ایرانی
تحصیلات:جامعهشناسی از دانشگاه تهران
همسر(ها)
ناصر تقوایی (۱۳۴۶–۱۳۵۲)
فرزند(ان):علی
جوایز: #جایزه_بیتا، ۲۰۱۶
شَهرنوش پارسیپور (زادهٔ ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران) داستاننویس و مترجم ایرانی است.داستانهای پارسیپور به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه شدهاست. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان در آمریکا، به عنوان زن سال برگزیده شد. پارسیپور همچنین برندهٔ #جایزه_بیتای_۲۰۱۶ است. او در اواخر دهه ۷۰ خورشیدی و مدتی پس از انتشار کتاب « #زنان_بدون_مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومهی #سانفرانسیسکو زندگی میکند.
#افتخارات
#دکتری_عالی_ادبیات #افتخاری از #دانشگاه_براون، ۲۰۱۰
#بیوگرافی
#شهرنوش_پارسی_پور
شهرنوش پارسیپور در شهر تهران از مادری تهرانی و خانهدار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود متولد شد.او در رشتهٔ #علوم_اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانشآموخته شد و سپس برای ادامهی تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی وارد دانشگاه سوربن شد. #پارسیپور در سال ۱۳۴۶ با #ناصر_تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسیپور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستانهایش با نام مستعار در #گاهنامههای گوناگون به چاپ میرسید. نخستین رمان او #سگ_و_زمستان_بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
🍁🍁🍁🍁🍁
پارسیپور همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیهکننده برنامه «#زنان_روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام #خسرو_گلسرخی و #کرامتالله_دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند #غلامحسین_ساعدی، #هوشنگ_گلشیری، #فریده_لاشایی و #پرویز_زاهدی از تلویزیون #استعفاء داد. مدتی پس از استعفاء او را بازداشت کردند و ۵۴ روز را در زندان سپری کرد. پس از زندان به فکر مهاجرت به کانادا افتاد اما منصرف شد. بار دوم در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، به خاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، هنگام ملاقات با خواهر زندانیش دستگیر شد و برای ۴ سال دیگر به زندان افتاد.
🍁🍁🍁🍁
پارسیپور پس از آزادی، به کار ترجمه و تأسیس کتابفروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب #زنان_بدون_مردان،کمیته منکرات او را احضار کرد و دربارهٔ کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که شهرنوش به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبهای که واکنشهای بسیاری برانگیخت، پارسیپور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر مردهایی هستند که از این قانون سوءاستفاده میکنند، مسئلهای دیگر است که باید جداگانه بررسی شود.
#آثار
#شهرنوش_پارسی_پور
#معرفی_کتاب
⬅️شناختهترین کارِ پارسیپور در ایران #طوبا_و_معنای_شب وبیرون از ایران #زنان_بدون_مردان است.
#رمانها
سگ و زمستان بلند (۱۳۵۵)
طوبا و معنای شب (۱۳۶۸)
عقل آبی (۱۳۷۱)
ماجرای ساده و کوچک روح درخت (۱۳۷۸)
شیوا (۱۳۷۸)
بر بال باد نشستن (۱۳۸۱)
کمی بهار (۱۳۹۸)
⬅️مجموعه داستان
تجربههای آزاد (۱۳۵۷ بازچاپ در ۱۳۷۱)
آویزههای بلور (مجموعه داستان ۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲
سایر #تالیفات
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
#ترجمهها
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_نـــویـــســـنـــده
#شهرنوش_پارسیپور
#معرفی_کتاب
داستاننویس و مترجم ایرانی
شهرنوش پارسیپور
Shahrnunsh Parsipur
زاده
۲۸ بهمن ۱۳۲۴ (۷۴ سال)
تهران
محل زندگی
تهران، خرمشهر، فرانسه، آلبانی، کالیفرنیا، ریچموند، کالیفرنیا
زمینه کاری
داستاننویس و مترجم
ملیت:ایرانی
تحصیلات:جامعهشناسی از دانشگاه تهران
همسر(ها)
ناصر تقوایی (۱۳۴۶–۱۳۵۲)
فرزند(ان):علی
جوایز: #جایزه_بیتا، ۲۰۱۶
شَهرنوش پارسیپور (زادهٔ ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران) داستاننویس و مترجم ایرانی است.داستانهای پارسیپور به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه شدهاست. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان در آمریکا، به عنوان زن سال برگزیده شد. پارسیپور همچنین برندهٔ #جایزه_بیتای_۲۰۱۶ است. او در اواخر دهه ۷۰ خورشیدی و مدتی پس از انتشار کتاب « #زنان_بدون_مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومهی #سانفرانسیسکو زندگی میکند.
#افتخارات
#دکتری_عالی_ادبیات #افتخاری از #دانشگاه_براون، ۲۰۱۰
#بیوگرافی
#شهرنوش_پارسی_پور
شهرنوش پارسیپور در شهر تهران از مادری تهرانی و خانهدار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود متولد شد.او در رشتهٔ #علوم_اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانشآموخته شد و سپس برای ادامهی تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی وارد دانشگاه سوربن شد. #پارسیپور در سال ۱۳۴۶ با #ناصر_تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسیپور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستانهایش با نام مستعار در #گاهنامههای گوناگون به چاپ میرسید. نخستین رمان او #سگ_و_زمستان_بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
🍁🍁🍁🍁🍁
پارسیپور همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیهکننده برنامه «#زنان_روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام #خسرو_گلسرخی و #کرامتالله_دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند #غلامحسین_ساعدی، #هوشنگ_گلشیری، #فریده_لاشایی و #پرویز_زاهدی از تلویزیون #استعفاء داد. مدتی پس از استعفاء او را بازداشت کردند و ۵۴ روز را در زندان سپری کرد. پس از زندان به فکر مهاجرت به کانادا افتاد اما منصرف شد. بار دوم در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، به خاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، هنگام ملاقات با خواهر زندانیش دستگیر شد و برای ۴ سال دیگر به زندان افتاد.
🍁🍁🍁🍁
پارسیپور پس از آزادی، به کار ترجمه و تأسیس کتابفروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب #زنان_بدون_مردان،کمیته منکرات او را احضار کرد و دربارهٔ کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که شهرنوش به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبهای که واکنشهای بسیاری برانگیخت، پارسیپور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر مردهایی هستند که از این قانون سوءاستفاده میکنند، مسئلهای دیگر است که باید جداگانه بررسی شود.
#آثار
#شهرنوش_پارسی_پور
#معرفی_کتاب
⬅️شناختهترین کارِ پارسیپور در ایران #طوبا_و_معنای_شب وبیرون از ایران #زنان_بدون_مردان است.
#رمانها
سگ و زمستان بلند (۱۳۵۵)
طوبا و معنای شب (۱۳۶۸)
عقل آبی (۱۳۷۱)
ماجرای ساده و کوچک روح درخت (۱۳۷۸)
شیوا (۱۳۷۸)
بر بال باد نشستن (۱۳۸۱)
کمی بهار (۱۳۹۸)
⬅️مجموعه داستان
تجربههای آزاد (۱۳۵۷ بازچاپ در ۱۳۷۱)
آویزههای بلور (مجموعه داستان ۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲
سایر #تالیفات
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
#ترجمهها
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity