⬅️ چرا معلمان معترض هستند؟
—---------------------—
ياسر ريگي
کساني که اخبار جامعه #معلمان را دنبال ميکنند، بهخوبي ميدانند که معلمان از شرايط شغلي خودشان راضي نيستند و به طرق مختلف، صداي اعتراضشان را به گوش مسئولان و جامعه رساندهاند. در همين ماه اسفند، معلمان در دو حرکت اعتراضي، مطالباتشان را بار ديگر اعلام کردند و از دولت و مجلس خواستند که به اين مطالبات رسيدگي کنند.
حرکت اعتراضي اول، کمپين بودجه عادلانه بود که با 140 هزار امضا توسط تعدادي از فعالان صنفي از نقاط مختلف کشور به مجلس تحويل داده شد. پس از آن، معلمان در تاريخ 19 اسفند در تجمعات اعتراضي در شهرها و استانهاي مختلف، خواهان پيگيري مطالباتشان شدند. اما چهچيزي معلمان را به اين نوع اعتراضات سوق ميدهد؟ چهچيزي باعث ميشود که افرادي وقت و انرژي بگذارند و امضا جمع کنند يا براي بيان اعتراضشان به خيابان بيايند؟ شايد انگيزههاي مختلفي افراد را بهسمت اينگونه اعتراضها ميکشاند اما نگاهي به شرايط زندگي و شغلي معلمان، دلايل اصلي اين نوع حرکتها را آشکار ميکند.
معلمان معترض هم در کمپين بودجه عادلانه و هم در تجمعات اخير، بهصراحت اعلام کردهاند که دليل اعتراضشان کاملا صنفي و مطالبهمحور است.
نگاهي به وضعيت زندگي معلمان به ما اين جرأت را ميدهد که با قطعيت بگوييم که وضعيت معيشتي و حقوقي نامناسب معلمان، عامل اصلي نارضايتي اين قشر از جامعه است.
فشار مالي و عدم عزم دولت براي بهبود وضعيت حقوقي که در بودجه سال 96 نيز بهروشني نمود داشت، مهمترين عامل لبريزشدن صبر معلمان است. پايينبودن دستمزد، گراني و تورم، هر روز بيشازپيش، فشار بر اين بخش را افزايش ميدهد. وضعيت نابسامان حقوقي براي معلمان قراردادي بخش خصوصي و #بازنشستگان، بهمراتب بدتر از شاغلان رسمي و پيماني بخش دولتي است.
بههميندليل است که بازنشستگان در اعتراضاتشان بهگونهاي مستمرتر و پيگيرتر، دست به کنشهاي ميداني ميزنند و تقريبا هر ماه اعتراضي خياباني از اين بخش را شاهد هستيم که نشان ميدهد برايشان چارهاي جز اعتراض باقي نمانده است. علاوه بر حقوق و دستمزد، شرايط بد مدارس دولتي از نظر تأمين بودجه و امکانات آموزشي که آموزش رايگان را به محاق ميبرد، از ديگر عوامل اعتراض معلمان شاغل است. صرفهجويي دولت در بخش آموزش و حذف تدريجي بودجه و سرانه مدارس، وضعيت سختي را براي معلمان ايجاد کرده است.
يکي از نشانههاي بارز اين صرفهجويي، عدم تأمين معلم کافي براي مدارس است که منجر به شلوغي کلاسها شده است که علاوه بر پايينآوردن کيفيت آموزشي، فشار کاري براي معلمان را بيشتر کرده است. حقوق ناچيز، عدم اختصاص بودجه کافي و شرايط کاري که هر روز سختتر ميشود، اين حس را در معلمان ايجاد کرده است که در ساختاري کاملا رهاشده از سوي مسئولان، مشغول به تدريس هستند. ساختاري که در آن حتي مديران مجبورند براي تأمين نيازهاي حداقلي از جمله پرداخت قبض آب، برق و گاز، با گرفتن پول از خانوادهها يا با کمک خيرين، مشکل را حل کنند.
جمله «پول نداريم» از طرف مديران مدارس در پاسخ به درخواست معلمان براي تأمين امکانات آموزشي، جملهاي آشناست که هر معلم دلسوزي را دلسرد ميکند. اينها، بخشي از مشکلات معلمان است که آنها را بهسمت اعتراض براي گرفتن حقشان سوق ميدهد.
معلمان به گونهاي عريان و واضح، مشکلاتشان را اعلام ميکنند و از اينکه فقر خودشان را فرياد بزنند و سفره خاليشان را نشان بدهند، ابايي ندارند زيرا ديگر صبرشان لبريز شده است.
واقعيت اين است که همواره نقطه شروع هر حرکتي، برخاسته از شرايط عيني است و در صورتي که شرايط ذهني نيز آماده شود، شاهد حرکتهايي جمعي خواهيم بود. در مورد معلمان آنچه واضح بوده اين است که شرايط عيني، يعني وضعيت بد معيشتي و شرايط بد شغلي، عامل اصلي اعتراض است. و اگر عامل ذهني را در نظر بگيريم بايد بگوييم معلمان به اين سطح از آگاهي رسيدهاند که جز در سايه حرکت جمعي و متشکلشدن حول مطالباتشان راهحل ديگري براي بهبود مشکلاتشان ندارند.وقایع اتفاقیه
—------------------
🌟کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—---------------------—
ياسر ريگي
کساني که اخبار جامعه #معلمان را دنبال ميکنند، بهخوبي ميدانند که معلمان از شرايط شغلي خودشان راضي نيستند و به طرق مختلف، صداي اعتراضشان را به گوش مسئولان و جامعه رساندهاند. در همين ماه اسفند، معلمان در دو حرکت اعتراضي، مطالباتشان را بار ديگر اعلام کردند و از دولت و مجلس خواستند که به اين مطالبات رسيدگي کنند.
حرکت اعتراضي اول، کمپين بودجه عادلانه بود که با 140 هزار امضا توسط تعدادي از فعالان صنفي از نقاط مختلف کشور به مجلس تحويل داده شد. پس از آن، معلمان در تاريخ 19 اسفند در تجمعات اعتراضي در شهرها و استانهاي مختلف، خواهان پيگيري مطالباتشان شدند. اما چهچيزي معلمان را به اين نوع اعتراضات سوق ميدهد؟ چهچيزي باعث ميشود که افرادي وقت و انرژي بگذارند و امضا جمع کنند يا براي بيان اعتراضشان به خيابان بيايند؟ شايد انگيزههاي مختلفي افراد را بهسمت اينگونه اعتراضها ميکشاند اما نگاهي به شرايط زندگي و شغلي معلمان، دلايل اصلي اين نوع حرکتها را آشکار ميکند.
معلمان معترض هم در کمپين بودجه عادلانه و هم در تجمعات اخير، بهصراحت اعلام کردهاند که دليل اعتراضشان کاملا صنفي و مطالبهمحور است.
نگاهي به وضعيت زندگي معلمان به ما اين جرأت را ميدهد که با قطعيت بگوييم که وضعيت معيشتي و حقوقي نامناسب معلمان، عامل اصلي نارضايتي اين قشر از جامعه است.
فشار مالي و عدم عزم دولت براي بهبود وضعيت حقوقي که در بودجه سال 96 نيز بهروشني نمود داشت، مهمترين عامل لبريزشدن صبر معلمان است. پايينبودن دستمزد، گراني و تورم، هر روز بيشازپيش، فشار بر اين بخش را افزايش ميدهد. وضعيت نابسامان حقوقي براي معلمان قراردادي بخش خصوصي و #بازنشستگان، بهمراتب بدتر از شاغلان رسمي و پيماني بخش دولتي است.
بههميندليل است که بازنشستگان در اعتراضاتشان بهگونهاي مستمرتر و پيگيرتر، دست به کنشهاي ميداني ميزنند و تقريبا هر ماه اعتراضي خياباني از اين بخش را شاهد هستيم که نشان ميدهد برايشان چارهاي جز اعتراض باقي نمانده است. علاوه بر حقوق و دستمزد، شرايط بد مدارس دولتي از نظر تأمين بودجه و امکانات آموزشي که آموزش رايگان را به محاق ميبرد، از ديگر عوامل اعتراض معلمان شاغل است. صرفهجويي دولت در بخش آموزش و حذف تدريجي بودجه و سرانه مدارس، وضعيت سختي را براي معلمان ايجاد کرده است.
يکي از نشانههاي بارز اين صرفهجويي، عدم تأمين معلم کافي براي مدارس است که منجر به شلوغي کلاسها شده است که علاوه بر پايينآوردن کيفيت آموزشي، فشار کاري براي معلمان را بيشتر کرده است. حقوق ناچيز، عدم اختصاص بودجه کافي و شرايط کاري که هر روز سختتر ميشود، اين حس را در معلمان ايجاد کرده است که در ساختاري کاملا رهاشده از سوي مسئولان، مشغول به تدريس هستند. ساختاري که در آن حتي مديران مجبورند براي تأمين نيازهاي حداقلي از جمله پرداخت قبض آب، برق و گاز، با گرفتن پول از خانوادهها يا با کمک خيرين، مشکل را حل کنند.
جمله «پول نداريم» از طرف مديران مدارس در پاسخ به درخواست معلمان براي تأمين امکانات آموزشي، جملهاي آشناست که هر معلم دلسوزي را دلسرد ميکند. اينها، بخشي از مشکلات معلمان است که آنها را بهسمت اعتراض براي گرفتن حقشان سوق ميدهد.
معلمان به گونهاي عريان و واضح، مشکلاتشان را اعلام ميکنند و از اينکه فقر خودشان را فرياد بزنند و سفره خاليشان را نشان بدهند، ابايي ندارند زيرا ديگر صبرشان لبريز شده است.
واقعيت اين است که همواره نقطه شروع هر حرکتي، برخاسته از شرايط عيني است و در صورتي که شرايط ذهني نيز آماده شود، شاهد حرکتهايي جمعي خواهيم بود. در مورد معلمان آنچه واضح بوده اين است که شرايط عيني، يعني وضعيت بد معيشتي و شرايط بد شغلي، عامل اصلي اعتراض است. و اگر عامل ذهني را در نظر بگيريم بايد بگوييم معلمان به اين سطح از آگاهي رسيدهاند که جز در سايه حرکت جمعي و متشکلشدن حول مطالباتشان راهحل ديگري براي بهبود مشکلاتشان ندارند.وقایع اتفاقیه
—------------------
🌟کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
⬇️ ديده و شنيده شدن، بالاترين مطالبه فرهنگيان
—-------------------
وحيد ميرشکار
مطالبهگري #معلمان در فرايندهاي آسانسازي و ايمني شرايط شغلي، در توجه به سيستم حاکم تعريف ميشود. متأسفانه، پس از بيان خواستههاي معيشتي و شغلي واکنش مفيد و مؤثري از جانب دولتمردان و طراحان اقتصادي و آموزشي کشور دريافت نشد.
اين ناديدهانگاري علاوه بر اينکه در نظر بسياري از #فرهنگيان اشتياق به انجام وظايف شغلي را کاهش داده، حس اضافيبودن را نيز در آنها تلقين کرده است.
مطالبات معلمان از ابتدا بر محوريت رفاه و بهبود شرايط معيشت در ميان فرهنگيان درک شد و با واکاوي کارشناسان اجتماعي به شرايط حسي و رواني کار پيوند خورد؛ خواستهاي که درگيري معلم را از سطح مطالبات فردي به خواستههاي اجتماعي تعميم داد. شرايط کيفي و کمي آموزش با تأثير از کيفيت جامعه بر زندگي معلمان سايه خود را گستراند و در رفتار دستاندرکاران و برنامهريزان آموزش اين سايه را سنگينتر نمودار کرد. داستان اعتراضات معلمان، آغاز فرايند مطالبهگري را در آنها پروراند.
در ميان اين مطالبات، توجه به معيشت جايگاه ويژهاي را در ذهن و اراده فرهنگيان بهخود اختصاص داده است. خواستهها و مطالبات فرهنگيان را در توجه به آموزش رايگان و کيفي با اصلاح ساختاري در نگرش فرادستان و تدوينگران بالادست آموزشوپرورش، عملکرد کارآمد مبتنيبر امنيت شغلي در نيروهاي رسمي، پيماني و قراردادي، بهبود سريع وضعيت بيمههاي حمايتي، رفع تبعیضهاي بهوجودآمده شاغلان و بازنشستگان آموزشوپرورش با شاغلان ديگر وزارتخانهها و ارگانهاي دولتي، رفع خشونتهاي رفتاري و شخصيتي نسبت به عوامل سهگانه آموزش (معلم، شاگرد و والدين)، تأمين بودجه لازم مدارس برای تهيه اقلام مورد نياز و ايجاد بسترسازي مناسب آموزشي در مدارس و نگاهي دوستانه به فعاليتهاي صنفي و... ميتوان خلاصه کرد.
وضعيت اسفبار مدارس در مناطق حاشيهاي و استانهاي محروم، باور معلمان سراسر کشور را به خود جلب کرد. مدارس تککلاسه بدون تعيين حريم و ديوار، مدارس کانکسي و کپري استانهاي سيستانوبلوچستان، کرمان و... مؤيد دلمشغوليهاي مطالبهگران آموزشوپرورش در بدنه آموزشي کشور بوده و هست.
خيل بازماندگان از تحصيل، تشويشهاي معلمان را به فردايي روشن با جامعهاي آگاه مورد ظن و ترديد قرار داده است. دولتهاي پيشين و کنوني هنوز در عوامل شرايط ناکارآمد کنوني بهدنبال معلول ميگردند. حال آنکه عوامل در مطالبههاي بدنه فراگير شده است اما دريغ از چارهجويي.
ميتوان به جرأت از بزرگترين خواسته فرهنگيان پردهبرداري کرد که همانا ديده و شنيدهشدن ميليوني فرهنگيان سراسر کشور است؛ فرهنگياني که در سطح کنشهاي اجتماعيداري بيشترين بازخورد رفتاري و شخصيتي هستند.
رفتار رودررو و واقعي هزاران معلم با ميلیونها دانشآموز خود عامل درک عوامل مثبت و منفي آموزش را رقم زده و خواهد زد؛ عواملي که بدون هيچ هزينه رخنمايي خود را در زندگي هزاران فرهنگي شفاف ميکند.
معلم بهعنوان مهمترين رکن در سيستم آموزشي کشور بهدرستي کاستيها و معضلات آموزش را در بازخورد رفتاري دانشآموزان درک کرده و در بعد کشوري تمام سعي خود را ميکند تا با ارتباط برقرارکردن با سطوح مختلف تدوينگر و برنامهريز آموزش بازگوکننده کاستيها باشد اما وقتي اين فراکنش در سطح يکطرفه باقي ميماند، آنگاه معضلات انباشتهتر ميشود.
مشکلات از حريم يک مشکل خارج شده و به معضل بدل ميشود. گرهها کورتر و کورتر ميشود.
معلمان شاغل و فرهنگيان #بازنشسته امروز بيشتر از هميشه نياز خود را در ديده و شنيدهشدن تعريف ميکنند؛ مطالبهاي که چون نيک به آن بنگرند، ميتواند در راهبري مؤثر بر رفع مشکلات آموزشي باشد. اگر سياستگذاران و فرادستان آموزش نيت و خواستهشان حل اين ناکارآمديها باشد.وقایع اتفاقیه
—------------------
🌟کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—-------------------
وحيد ميرشکار
مطالبهگري #معلمان در فرايندهاي آسانسازي و ايمني شرايط شغلي، در توجه به سيستم حاکم تعريف ميشود. متأسفانه، پس از بيان خواستههاي معيشتي و شغلي واکنش مفيد و مؤثري از جانب دولتمردان و طراحان اقتصادي و آموزشي کشور دريافت نشد.
اين ناديدهانگاري علاوه بر اينکه در نظر بسياري از #فرهنگيان اشتياق به انجام وظايف شغلي را کاهش داده، حس اضافيبودن را نيز در آنها تلقين کرده است.
مطالبات معلمان از ابتدا بر محوريت رفاه و بهبود شرايط معيشت در ميان فرهنگيان درک شد و با واکاوي کارشناسان اجتماعي به شرايط حسي و رواني کار پيوند خورد؛ خواستهاي که درگيري معلم را از سطح مطالبات فردي به خواستههاي اجتماعي تعميم داد. شرايط کيفي و کمي آموزش با تأثير از کيفيت جامعه بر زندگي معلمان سايه خود را گستراند و در رفتار دستاندرکاران و برنامهريزان آموزش اين سايه را سنگينتر نمودار کرد. داستان اعتراضات معلمان، آغاز فرايند مطالبهگري را در آنها پروراند.
در ميان اين مطالبات، توجه به معيشت جايگاه ويژهاي را در ذهن و اراده فرهنگيان بهخود اختصاص داده است. خواستهها و مطالبات فرهنگيان را در توجه به آموزش رايگان و کيفي با اصلاح ساختاري در نگرش فرادستان و تدوينگران بالادست آموزشوپرورش، عملکرد کارآمد مبتنيبر امنيت شغلي در نيروهاي رسمي، پيماني و قراردادي، بهبود سريع وضعيت بيمههاي حمايتي، رفع تبعیضهاي بهوجودآمده شاغلان و بازنشستگان آموزشوپرورش با شاغلان ديگر وزارتخانهها و ارگانهاي دولتي، رفع خشونتهاي رفتاري و شخصيتي نسبت به عوامل سهگانه آموزش (معلم، شاگرد و والدين)، تأمين بودجه لازم مدارس برای تهيه اقلام مورد نياز و ايجاد بسترسازي مناسب آموزشي در مدارس و نگاهي دوستانه به فعاليتهاي صنفي و... ميتوان خلاصه کرد.
وضعيت اسفبار مدارس در مناطق حاشيهاي و استانهاي محروم، باور معلمان سراسر کشور را به خود جلب کرد. مدارس تککلاسه بدون تعيين حريم و ديوار، مدارس کانکسي و کپري استانهاي سيستانوبلوچستان، کرمان و... مؤيد دلمشغوليهاي مطالبهگران آموزشوپرورش در بدنه آموزشي کشور بوده و هست.
خيل بازماندگان از تحصيل، تشويشهاي معلمان را به فردايي روشن با جامعهاي آگاه مورد ظن و ترديد قرار داده است. دولتهاي پيشين و کنوني هنوز در عوامل شرايط ناکارآمد کنوني بهدنبال معلول ميگردند. حال آنکه عوامل در مطالبههاي بدنه فراگير شده است اما دريغ از چارهجويي.
ميتوان به جرأت از بزرگترين خواسته فرهنگيان پردهبرداري کرد که همانا ديده و شنيدهشدن ميليوني فرهنگيان سراسر کشور است؛ فرهنگياني که در سطح کنشهاي اجتماعيداري بيشترين بازخورد رفتاري و شخصيتي هستند.
رفتار رودررو و واقعي هزاران معلم با ميلیونها دانشآموز خود عامل درک عوامل مثبت و منفي آموزش را رقم زده و خواهد زد؛ عواملي که بدون هيچ هزينه رخنمايي خود را در زندگي هزاران فرهنگي شفاف ميکند.
معلم بهعنوان مهمترين رکن در سيستم آموزشي کشور بهدرستي کاستيها و معضلات آموزش را در بازخورد رفتاري دانشآموزان درک کرده و در بعد کشوري تمام سعي خود را ميکند تا با ارتباط برقرارکردن با سطوح مختلف تدوينگر و برنامهريز آموزش بازگوکننده کاستيها باشد اما وقتي اين فراکنش در سطح يکطرفه باقي ميماند، آنگاه معضلات انباشتهتر ميشود.
مشکلات از حريم يک مشکل خارج شده و به معضل بدل ميشود. گرهها کورتر و کورتر ميشود.
معلمان شاغل و فرهنگيان #بازنشسته امروز بيشتر از هميشه نياز خود را در ديده و شنيدهشدن تعريف ميکنند؛ مطالبهاي که چون نيک به آن بنگرند، ميتواند در راهبري مؤثر بر رفع مشکلات آموزشي باشد. اگر سياستگذاران و فرادستان آموزش نيت و خواستهشان حل اين ناکارآمديها باشد.وقایع اتفاقیه
—------------------
🌟کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
به مناسبت فقدان شاعر ترانه ها #افشین_یداللهی در پستهای بعدی
3 ترانه منتخب برای دوستداران شاعر آماده شده است . یادش گرامی باد.
—------------------
کانال مقاله ها @eduarticle
3 ترانه منتخب برای دوستداران شاعر آماده شده است . یادش گرامی باد.
—------------------
کانال مقاله ها @eduarticle
Audio
@eduarticle
#جیره_موسیقی شبانه 🎼🎼
شب آفتابی
#محمد_اصفهانی
شاعر : #افشین_یداللهی
________
کانال مقاله ها @eduarticle
شب آفتابی
#محمد_اصفهانی
شاعر : #افشین_یداللهی
________
کانال مقاله ها @eduarticle
Audio
@eduarticle
#جیره_موسیقی شبانه 🎼🎼
چه کردی
خواننده : #افشین_یداللهی
شاعر : #افشین_یداللهی
________
کانال مقاله ها @eduarticle
چه کردی
خواننده : #افشین_یداللهی
شاعر : #افشین_یداللهی
________
کانال مقاله ها @eduarticle
❤️ زنی که شوهرش را عضو سایت زوجیابی کرده بود، درگذشت
—---------------------—
ایمی کروس روزنتال که به تازگی شوهرش را عضو یک سایت زوجیابی کرده بود، روز ۱۳ مارس (دو روز پیش) درگذشته است.
او از سپتامبر ۲۰۱۵ میلادی میدانست که به سرطان تخمدان مبتلاست و به زودی میمیرد، اما نمیخواست که همسرش در مسیر زندگی تنها بماند.
روز چهارم مارس (یازده روز پیش) او در یادداشتی در نیویورکتایمز با عنوان "شاید بخواهید با همسرم ازدواج کنید" نوشت که میخواهد برای همسرش در یک سایت زوجیابی حساب کاربری درست کند تا او بتواند بعد از مرگ ایمی، برای خود همسر جدیدی پیدا کند.
بیش از چهار میلیون و ۵۰۰ هزار نفر این یادداشت او را در وبسایت نیویورکتایمز خواندند.
ایمی در این یادداشت نوشته بود که چطور جیسون برایان روزنتال را ملاقات کرده است: "من برای ۲۶ سال همسر این مرد فوقالعاده بودم."
"عاشق او شدن، خیلی آسان است. برای من فقط یک روز طول کشید تا عاشقش شوم."
ایمی اضافه کرده بود که همسرش خوشلباس، خوشهیکل و "یک پدر فوقالعاده" است، و میتواند نقاشی و آشپزی کند. او همسرش را یک همسفر رویایی هم توصیف کرده بود.
"صبر کنید. گفتم که او خیلی خوشتیپ هم هست؟ دلم برای دیدن صورتش تنگ خواهد شد."
ایمی و جیسون وقتی ۲۴ سال داشتند با هم آشنا شدند
ایمی به همراه جیسون در شیکاگو زندگی میکرد و دو پسر و یک دختر داشت.
"میخواهم زمان بیشتری با جیسون بگذرانم. میخواهم زمان بیشتری با بچههایم بگذرانم. میخواهم زمان بیشتری داشته باشم تا پنجشنبه شبها در یک کلاب مارتینی بخورم. شاید این اتفاقها نیافتد و احتمالا من فقط چند روز دیگر برای زندگی روی این سیاره وقت دارم." بی بی سی فارسی
—------------------—
🌟کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
❤️ زنی که شوهرش را عضو سایت زوجیابی کرده بود، درگذشت
—---------------------—
ایمی کروس روزنتال که به تازگی شوهرش را عضو یک سایت زوجیابی کرده بود، روز ۱۳ مارس (دو روز پیش) درگذشته است.
او از سپتامبر ۲۰۱۵ میلادی میدانست که به سرطان تخمدان مبتلاست و به زودی میمیرد، اما نمیخواست که همسرش در مسیر زندگی تنها بماند.
روز چهارم مارس (یازده روز پیش) او در یادداشتی در نیویورکتایمز با عنوان "شاید بخواهید با همسرم ازدواج کنید" نوشت که میخواهد برای همسرش در یک سایت زوجیابی حساب کاربری درست کند تا او بتواند بعد از مرگ ایمی، برای خود همسر جدیدی پیدا کند.
بیش از چهار میلیون و ۵۰۰ هزار نفر این یادداشت او را در وبسایت نیویورکتایمز خواندند.
ایمی در این یادداشت نوشته بود که چطور جیسون برایان روزنتال را ملاقات کرده است: "من برای ۲۶ سال همسر این مرد فوقالعاده بودم."
"عاشق او شدن، خیلی آسان است. برای من فقط یک روز طول کشید تا عاشقش شوم."
ایمی اضافه کرده بود که همسرش خوشلباس، خوشهیکل و "یک پدر فوقالعاده" است، و میتواند نقاشی و آشپزی کند. او همسرش را یک همسفر رویایی هم توصیف کرده بود.
"صبر کنید. گفتم که او خیلی خوشتیپ هم هست؟ دلم برای دیدن صورتش تنگ خواهد شد."
ایمی و جیسون وقتی ۲۴ سال داشتند با هم آشنا شدند
ایمی به همراه جیسون در شیکاگو زندگی میکرد و دو پسر و یک دختر داشت.
"میخواهم زمان بیشتری با جیسون بگذرانم. میخواهم زمان بیشتری با بچههایم بگذرانم. میخواهم زمان بیشتری داشته باشم تا پنجشنبه شبها در یک کلاب مارتینی بخورم. شاید این اتفاقها نیافتد و احتمالا من فقط چند روز دیگر برای زندگی روی این سیاره وقت دارم." بی بی سی فارسی
—------------------—
🌟کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Forwarded from فلسفه براي کودکان ايران iranp4c
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حذف ویزای نخبگان امریکا به ضرر کیست؟ ایا آموزش و پرورش امریکا توان نخبه پروی برای پست های کلیدی این کشور را داراست؟
Forwarded from نسل نو
برای سفر چک لیست خانوادگی و فردی داشته باشیم.
الویت بندی و آمادگی برای موقعیتهای محتمل را با کودکان در میان بگذاریم و از آنها نظرخواهی کنیم.
🌱نسل نو🌱
الویت بندی و آمادگی برای موقعیتهای محتمل را با کودکان در میان بگذاریم و از آنها نظرخواهی کنیم.
🌱نسل نو🌱
Forwarded from " مجله کاریکلماتور"
🍀
https://www.instagram.com/p/BRsJq8DDXXx/
من شادم ... پس هستم 🍀
شادی بی دلیل و بدون شرط چیست؟
شادی " بدون شرط " دارای یک نوع جهانبینی است. جهانبینی که از حضور در اکنون جهان حکایت می کند.
من در این لحظه حضور دارم و تحت هر شرایطی این حضور را پذیرش می کنم.
البته شرایط بد موجود را تایید نمی کنم اما حضورم را قبول دارم. به این رضایت و قبول داشتن خود در هر شرایطی، شادی بی شرط می گویم.
اولین قدم در راه رسیدن به این شادی، قبول خود است بصورت غیر مشروط ... من خودم را چه زشت و چه زیبا. .. چه بیمار و چه سالم ... چه غنی و چه فقیر ... و با همه قضاوت هایی که دیگران در باره ام دارند قبول دارم.
اگر بیمار هستم فقط از درد بیماری می نالم و نه از رنج آن
تفاوت است بین درد و رنج
درد صرفا واکنش عصبی سلول هاست نسبت به بیماری اما رنج واکنش افکار و جهانبینی ماست نسبت به بیماری.
درد بیماری کافی است اما رنج آن مهلک است.
و شاید همه آنان که از بیماری های صعب العلاج می میرند از درد آن نمی میرند بلکه از رنج آن می میرند.
رنج یعنی احساس بدبختی و بد و بیراه گفتن به خود که چرا باید بیماری برای من باشد.
رنج، شادی را زایل می کند اما پذیرش خودآگاهانه درد؛ می تواند در کنار شادی قرار گیرد و البته این دو ( درد و شادی )موجب نفی یکدیگر نمی شوند و جای یکدیگر را نخواهند گرفت.
نوشته های خودآگاهی /
علیرضا جمشیدی 🍀
https://www.instagram.com/p/BRsJq8DDXXx/
من شادم ... پس هستم 🍀
شادی بی دلیل و بدون شرط چیست؟
شادی " بدون شرط " دارای یک نوع جهانبینی است. جهانبینی که از حضور در اکنون جهان حکایت می کند.
من در این لحظه حضور دارم و تحت هر شرایطی این حضور را پذیرش می کنم.
البته شرایط بد موجود را تایید نمی کنم اما حضورم را قبول دارم. به این رضایت و قبول داشتن خود در هر شرایطی، شادی بی شرط می گویم.
اولین قدم در راه رسیدن به این شادی، قبول خود است بصورت غیر مشروط ... من خودم را چه زشت و چه زیبا. .. چه بیمار و چه سالم ... چه غنی و چه فقیر ... و با همه قضاوت هایی که دیگران در باره ام دارند قبول دارم.
اگر بیمار هستم فقط از درد بیماری می نالم و نه از رنج آن
تفاوت است بین درد و رنج
درد صرفا واکنش عصبی سلول هاست نسبت به بیماری اما رنج واکنش افکار و جهانبینی ماست نسبت به بیماری.
درد بیماری کافی است اما رنج آن مهلک است.
و شاید همه آنان که از بیماری های صعب العلاج می میرند از درد آن نمی میرند بلکه از رنج آن می میرند.
رنج یعنی احساس بدبختی و بد و بیراه گفتن به خود که چرا باید بیماری برای من باشد.
رنج، شادی را زایل می کند اما پذیرش خودآگاهانه درد؛ می تواند در کنار شادی قرار گیرد و البته این دو ( درد و شادی )موجب نفی یکدیگر نمی شوند و جای یکدیگر را نخواهند گرفت.
نوشته های خودآگاهی /
علیرضا جمشیدی 🍀
Instagram
کاریکلماتور های من
من شادم ... پس هستم 🍀 شادی بی دلیل و بدون شرط چیست؟ شادی " بدون شرط " دارای یک نوع جهانبینی است. جهانبینی که از حضور در اکنون جهان حکایت می کند. من در این لحظه حضور دارم و تحت هر شرایطی این حضور را پذیرش می کنم. البته شرایط بد موجود را تایید نمی کنم اما حضورم…
" مجله کاریکلماتور"
🍀 https://www.instagram.com/p/BRsJq8DDXXx/ من شادم ... پس هستم 🍀 شادی بی دلیل و بدون شرط چیست؟ شادی " بدون شرط " دارای یک نوع جهانبینی است. جهانبینی که از حضور در اکنون جهان حکایت می کند. من در این لحظه حضور دارم و تحت هر شرایطی این حضور را پذیرش می کنم.…
با تشکر از همراه محترم کانال جناب آقای جمشیدی برای ارسال مطالب و مقاله های ارزنده و مفیدشان .🌷👆
Forwarded from Rabnews.ir
Audio
تدریس فبک در دانشگاههای ایران تصویب شد.
دکتر یحیی قائدی از چگونگی شکلگیری رشتۀ فلسفه برای کودکان، ضرورت راهاندازی، چشمانداز بازار کار دانشآموختگان و آغاز جذب دانشجو در این رشته میگوید.
@Rabnews
دکتر یحیی قائدی از چگونگی شکلگیری رشتۀ فلسفه برای کودکان، ضرورت راهاندازی، چشمانداز بازار کار دانشآموختگان و آغاز جذب دانشجو در این رشته میگوید.
@Rabnews
Audio
@eduarticle
#جیره_موسیقی شبانه 🎼🎼
#نواهای_بهاری شماره 3
زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی
#استاد_شجریان
________
کانال مقاله ها @eduarticle
#نواهای_بهاری شماره 3
زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی
#استاد_شجریان
________
کانال مقاله ها @eduarticle
Forwarded from نسل نو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تعدادی از دانش آموزان با معلمان خود درددل نموده اند. به صدای آنها گوش دهیم. آنها را ببینیم . تا دیدن و گوش دادن را یاد بگیرند.🌱نسل نو🌱پنجره ای برای اشتراک مفاهیم وتجارب تربیتی
☄❤️ تفاوت عشق و رابطه زناشویی
☄❤️ مؤلفه های عشق از نگاه استرنبرگ
______________
🔹من فکر میکنم دو چیز را باید از هم تفکیک کرد؛ یکی عشق و دیگری رابطه زناشویی. البته سوءتفاهم پیش نیاید؛ میشود شما هم رابطه زناشویی با همسرتان داشته باشید و هم عاشقش باشید. ولی اینها دو حکم متفاوت دارد. مثل اینکه شخص واحدی میتواند هم نقاش باشد هم ریاضیدان؛ ولی نقاشی با ریاضیات فرق میکند هرچند میتواند هر دویش در شخص واحدی مصداق پیدا کند. داستان عشق با داستان زناشویی خیلی فرق میکند. عشق انسان به انسان با تعریفی که امروزه در روانشناسی رو به تثبیتشدن میرود سه مؤلفه دارد.
🔹با تحقیقاتی که تیم استرنبرگ (Robert Sternberg) در امریکا انجام دادند، تقریباً دارد دیگر این نکته تثبیت میشود که عشق انسان به انسان سه مؤلفه دارد:
1⃣شور و شیدایی (passion)؛
مثلاً شخص میگوید: «اگر من با فلانی ازدواج نکنم خودم را میکشم»؛ «اگر با فلانی ازدواج نکنم با هیچ کس دیگری ازدواج نمیکنم»؛ «اگر مانع ازدواجم شدید کاری میکنم که از این کارتان پشیمان شوید». اینها جلوههایی از آن شور و شیدایی در عاشقی است.
2⃣ صمیمیت (intimacy) یا محرمیت؛
یعنی اگر تو واقعاً عاشق کس دیگری باشی دوست داری برای او وجودت را کریستالی و شفاف کنی و تمام اعماق روح و ذهن تو را مثل بلور ببیند. اصلاً انسان دوست دارد پیش معشوقش مدام حرف بزند. این همان است که مفسران درباره موسی (ع) میگفتند. میپرسیدند: «چرا موسی اینقدر پر گفت؟ خدا از او پرسید: مَا تِلْک بِیمِینِک یا مُوسَی؟ چه چیزی در دست راستت هست؟». باید میگفت: «هِی عَصَای». اما چرا گفته است: «هِی عَصَای أَتَوَکأُ عَلَیهَا وَ أَهُشُّ بِهَا عَلَی غَنَمِی وَ لِی فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَی؛ خدایا این عصایم است که به آن تکیه میکنم. گاهی هم با آن برگ درختان را برای گوسفندانم میریزم و بسا کارهای دیگری هم که با آن میکنم. میخواهی بگویم؟». میگویند: چرا موسی اینقدر پر گفته است؟ مفسران دیگر جواب میدادند و میگفتند وقتی کسی پیش معشوقش هست مدام میخواهد حرف بزند؛ یعنی دوست دارد خودش را کریستالی و تا حد ممکن شفاف کند که وقتی معشوق به او نگاه میکند همه چیزش را ببیند. این همان عامل شفافیتجویی، محرمیت، و صمیمیت است.
3⃣ التزام (commitment)؛
یعنی هر چیزی که درد و رنج به معشوق من میدهد به من هم درد و رنج میدهد و همان واکنشی را که به درد و رنج خودم نشان میدادم به درد و رنج او هم نشان میدهم. وقتی دست خودم زخم شود چه میکنم؟ وقتی دست معشوقم هم زخم میشود دقیقاً همان کار را میکنم.
🌂سخنرانی حریم خصوصی از منظر اخلاقی،22 آبان ماه 95
_________________
🌟کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
☄❤️ مؤلفه های عشق از نگاه استرنبرگ
______________
🔹من فکر میکنم دو چیز را باید از هم تفکیک کرد؛ یکی عشق و دیگری رابطه زناشویی. البته سوءتفاهم پیش نیاید؛ میشود شما هم رابطه زناشویی با همسرتان داشته باشید و هم عاشقش باشید. ولی اینها دو حکم متفاوت دارد. مثل اینکه شخص واحدی میتواند هم نقاش باشد هم ریاضیدان؛ ولی نقاشی با ریاضیات فرق میکند هرچند میتواند هر دویش در شخص واحدی مصداق پیدا کند. داستان عشق با داستان زناشویی خیلی فرق میکند. عشق انسان به انسان با تعریفی که امروزه در روانشناسی رو به تثبیتشدن میرود سه مؤلفه دارد.
🔹با تحقیقاتی که تیم استرنبرگ (Robert Sternberg) در امریکا انجام دادند، تقریباً دارد دیگر این نکته تثبیت میشود که عشق انسان به انسان سه مؤلفه دارد:
1⃣شور و شیدایی (passion)؛
مثلاً شخص میگوید: «اگر من با فلانی ازدواج نکنم خودم را میکشم»؛ «اگر با فلانی ازدواج نکنم با هیچ کس دیگری ازدواج نمیکنم»؛ «اگر مانع ازدواجم شدید کاری میکنم که از این کارتان پشیمان شوید». اینها جلوههایی از آن شور و شیدایی در عاشقی است.
2⃣ صمیمیت (intimacy) یا محرمیت؛
یعنی اگر تو واقعاً عاشق کس دیگری باشی دوست داری برای او وجودت را کریستالی و شفاف کنی و تمام اعماق روح و ذهن تو را مثل بلور ببیند. اصلاً انسان دوست دارد پیش معشوقش مدام حرف بزند. این همان است که مفسران درباره موسی (ع) میگفتند. میپرسیدند: «چرا موسی اینقدر پر گفت؟ خدا از او پرسید: مَا تِلْک بِیمِینِک یا مُوسَی؟ چه چیزی در دست راستت هست؟». باید میگفت: «هِی عَصَای». اما چرا گفته است: «هِی عَصَای أَتَوَکأُ عَلَیهَا وَ أَهُشُّ بِهَا عَلَی غَنَمِی وَ لِی فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَی؛ خدایا این عصایم است که به آن تکیه میکنم. گاهی هم با آن برگ درختان را برای گوسفندانم میریزم و بسا کارهای دیگری هم که با آن میکنم. میخواهی بگویم؟». میگویند: چرا موسی اینقدر پر گفته است؟ مفسران دیگر جواب میدادند و میگفتند وقتی کسی پیش معشوقش هست مدام میخواهد حرف بزند؛ یعنی دوست دارد خودش را کریستالی و تا حد ممکن شفاف کند که وقتی معشوق به او نگاه میکند همه چیزش را ببیند. این همان عامل شفافیتجویی، محرمیت، و صمیمیت است.
3⃣ التزام (commitment)؛
یعنی هر چیزی که درد و رنج به معشوق من میدهد به من هم درد و رنج میدهد و همان واکنشی را که به درد و رنج خودم نشان میدادم به درد و رنج او هم نشان میدهم. وقتی دست خودم زخم شود چه میکنم؟ وقتی دست معشوقم هم زخم میشود دقیقاً همان کار را میکنم.
🌂سخنرانی حریم خصوصی از منظر اخلاقی،22 آبان ماه 95
_________________
🌟کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Forwarded from نسل نو
ماهی شانس.flv
10.8 MB
برای آموزش مولفه های تربیتی مدرن نمی توانیم به داشته های پیشینی پشت کنیم. حذف نمودهای فرهنگی و سنتی نمی تواند راهی برای تغییر باشد.🌱نسل نو🌱پنجره ای برای اشتراک مفاهیم وتجارب تربیتی
📚معرفی چند رمان برای مطالعه در ایام بهاری
—-------------------
📚داستان يک شهر
سارا حیدرنژاد: جاي اين #رمان جذاب احمد محمود در هر ليست و فهرست پيشنهادي، خالي است؛ رماني درجهيک درباره روزهاي دلمرده و کسالتبار تبعيد يک مبارز سياسي در روزهاي بعد از کودتاي 28 مرداد 1332 که در بندرلنگه، تمام خستگي، عصبيت و نااميديهايش را با روزمرگي کنايهآميزي فرياد ميکند. زبان پالوده و درخشان احمد محمود که اين رمان را در جايي نزديک به قله رمان ايراني نشانده؛ روايت متقاطع داستان که داستان تبعيدشدن و روزهاي تبعيد را در کنار هم به خواننده ارائه ميدهد؛ فضاهاي بکر و دلنشين داستان و شناخت کامل نويسنده از آدمها، فضا و موقعيت داستان که از تکتک جملات اين رمان درخشان آشکار ميشود، در کنار هم کاري کردهاند که خواندن اين رمان براي هر کسي که دل در وادي ادبيات روز ايران نهاده، واجب شود. محمود با اين رمان و بهکل با مجموعه آثارش جايي ايستاده که اگر جبر زباني و جغرافيايي نبود، راحت ميشد او را در قامت يکي از بزرگان ادبيات دنيا تصور کرد.
📚آتش بدون دود
ماناترين رمان نادر ابراهيمي درباره شخصيتهاي افسانهگون قوم ترکمن که داستانشان از ديروز تا به امروز ادامه يافته؛ از آن داستانهايي است که علاقهمندان ادبيات ايرانزمين حيف است آن را نخوانده باشند. نادر ابراهيمي که بهعنوان نويسندهاي پرکار شناخته ميشود، در آثارش از يک استاندارد ويژه بهرهمند است که اين را بهويژه ميتوان در بحث زبان روايتش پيگيري کرد. «آتش بدون دود» از اين نظر در نقطه اوج کارنامه ابراهيمي نيز ميايستد؛ بهويژه در سه جلد اول اين رمان، چه از حيث زبان روايت و چه از نظر داستانپردازي، ميتوان يکي از بهترين رمانهاي ايراني را به مطالعه نشست.
📚جسدهاي شيشهاي
اين رمان درخشان که هشت، 9 سال پيش به چاپ رسيده؛ از آن #داستانهايي است که خواندن و دوباره و دهباره خواندنش حال خواننده را خوب ميکند. داستاني در ادامه دنياي ذهني و آرماني نويسنده؛ در همان حالوهوا، آدمها، رفاقتها، عشقها، سياست و جنايت که چنان زيبا نوشته شده که به مسعود کيميايي شايستگي اين را نيز ميبخشد که او را بيتوجه به کارنامه پربار سينمايياش صرفا بهعنوان نويسنده نيز جزء بهترينهاي اين عرصه بهويژه در يک دهه اخير بهشمار آوريم. زبان «جسدهاي شيشهاي»، نثري ويژه و درخشان است و حکايت از نويسندهاي دارد که ادبيات برايش عمري دغدغه بوده است.
📚رازهاي سرزمين من
رضا براهني در اين کتاب که ميتوان آن را تنها رمان خوب کارنامه اين نويسنده و تئوريسين عرصه ادبيات ناميد؛ بعد از پرداخت به شماري روايت افسانهگون با مايههاي بيگانهستيزي در ادبيات عامه آذربايجان، در کنار شخصيت اصلي قصهاش که مترجمي است در اداره مستشاري نظامي آمريکا در تبريز، تماشاگر را به سفري تلخ و طولاني در گوشههاي کمتر گفتهشده تاريخ نزديک اين مرزوبوم ميبرد و نکته مهم اما اينجاست که ادبيات نيز در اين سفر، همراه و همگام خواننده است.
📚درياروندگان جزيره آبيتر
در روزهاي طولاني تعطيلي بد نيست آدم مجموعه داستاني هم دمدست داشته باشد و هر وقت مجالي بود در تورقي، کوتاه داستاني خوانده و روزش را بهاري کند. از ميان انبوه داستانهاي کوتاه منتشرشده در اين سالها، شايد «درياروندگان جزيره آبيتر» بيشتر به کار اين روزها بيايد.
عباس معروفي با اينکه بيشتر با رمان درخشان «سمفوني مردگان» به ياد آورده ميشود اما میتوان گفت «درياروندگان جزيره آبيتر» بيشتر و بهتر ميتواند تواناييهاي داستانپردازي و زباني او را به مخاطب عرضه کند. اين مجموعه داستان کوتاه عباس معروفي از چهار بخش تشکيل شده و هر بخش دربردارنده چند داستان کوتاه است و کل کتاب ۳۳ داستان را شامل ميشود.
📚هزار خورشيد تابان
رمان تأثيرگذار و احساساتي خالد حسيني که با روايت داستان دختري جوان در افغانستان درگير جنگ، آشوب و آوارگي دردناکي عشق در چنين زمين هرزهاي را به تصوير کشيده ميتواند گزينه جذابي باشد براي درگيرشدن در فضاي هولناکي که تصورش نيز مو بر تن آدم سيخ ميکند. خالد حسيني بهعنوان نويسنده شناختهشده و پرطرفدار افغان، چند سال پيش هم رمان «بادبادکباز» را به بازار کتاب فرستاده بود که از آن نيز استقبال خوبي به عمل آمد و حتي در هاليوود، اقتباس سينمايي آن نيز ساخته شد. «هزار خورشيد تابان» در ادامه همان حالوهوا، آدمها و سرزمين است.
ادامه در پست بعدی 👇🏾
—-------------------
📚داستان يک شهر
سارا حیدرنژاد: جاي اين #رمان جذاب احمد محمود در هر ليست و فهرست پيشنهادي، خالي است؛ رماني درجهيک درباره روزهاي دلمرده و کسالتبار تبعيد يک مبارز سياسي در روزهاي بعد از کودتاي 28 مرداد 1332 که در بندرلنگه، تمام خستگي، عصبيت و نااميديهايش را با روزمرگي کنايهآميزي فرياد ميکند. زبان پالوده و درخشان احمد محمود که اين رمان را در جايي نزديک به قله رمان ايراني نشانده؛ روايت متقاطع داستان که داستان تبعيدشدن و روزهاي تبعيد را در کنار هم به خواننده ارائه ميدهد؛ فضاهاي بکر و دلنشين داستان و شناخت کامل نويسنده از آدمها، فضا و موقعيت داستان که از تکتک جملات اين رمان درخشان آشکار ميشود، در کنار هم کاري کردهاند که خواندن اين رمان براي هر کسي که دل در وادي ادبيات روز ايران نهاده، واجب شود. محمود با اين رمان و بهکل با مجموعه آثارش جايي ايستاده که اگر جبر زباني و جغرافيايي نبود، راحت ميشد او را در قامت يکي از بزرگان ادبيات دنيا تصور کرد.
📚آتش بدون دود
ماناترين رمان نادر ابراهيمي درباره شخصيتهاي افسانهگون قوم ترکمن که داستانشان از ديروز تا به امروز ادامه يافته؛ از آن داستانهايي است که علاقهمندان ادبيات ايرانزمين حيف است آن را نخوانده باشند. نادر ابراهيمي که بهعنوان نويسندهاي پرکار شناخته ميشود، در آثارش از يک استاندارد ويژه بهرهمند است که اين را بهويژه ميتوان در بحث زبان روايتش پيگيري کرد. «آتش بدون دود» از اين نظر در نقطه اوج کارنامه ابراهيمي نيز ميايستد؛ بهويژه در سه جلد اول اين رمان، چه از حيث زبان روايت و چه از نظر داستانپردازي، ميتوان يکي از بهترين رمانهاي ايراني را به مطالعه نشست.
📚جسدهاي شيشهاي
اين رمان درخشان که هشت، 9 سال پيش به چاپ رسيده؛ از آن #داستانهايي است که خواندن و دوباره و دهباره خواندنش حال خواننده را خوب ميکند. داستاني در ادامه دنياي ذهني و آرماني نويسنده؛ در همان حالوهوا، آدمها، رفاقتها، عشقها، سياست و جنايت که چنان زيبا نوشته شده که به مسعود کيميايي شايستگي اين را نيز ميبخشد که او را بيتوجه به کارنامه پربار سينمايياش صرفا بهعنوان نويسنده نيز جزء بهترينهاي اين عرصه بهويژه در يک دهه اخير بهشمار آوريم. زبان «جسدهاي شيشهاي»، نثري ويژه و درخشان است و حکايت از نويسندهاي دارد که ادبيات برايش عمري دغدغه بوده است.
📚رازهاي سرزمين من
رضا براهني در اين کتاب که ميتوان آن را تنها رمان خوب کارنامه اين نويسنده و تئوريسين عرصه ادبيات ناميد؛ بعد از پرداخت به شماري روايت افسانهگون با مايههاي بيگانهستيزي در ادبيات عامه آذربايجان، در کنار شخصيت اصلي قصهاش که مترجمي است در اداره مستشاري نظامي آمريکا در تبريز، تماشاگر را به سفري تلخ و طولاني در گوشههاي کمتر گفتهشده تاريخ نزديک اين مرزوبوم ميبرد و نکته مهم اما اينجاست که ادبيات نيز در اين سفر، همراه و همگام خواننده است.
📚درياروندگان جزيره آبيتر
در روزهاي طولاني تعطيلي بد نيست آدم مجموعه داستاني هم دمدست داشته باشد و هر وقت مجالي بود در تورقي، کوتاه داستاني خوانده و روزش را بهاري کند. از ميان انبوه داستانهاي کوتاه منتشرشده در اين سالها، شايد «درياروندگان جزيره آبيتر» بيشتر به کار اين روزها بيايد.
عباس معروفي با اينکه بيشتر با رمان درخشان «سمفوني مردگان» به ياد آورده ميشود اما میتوان گفت «درياروندگان جزيره آبيتر» بيشتر و بهتر ميتواند تواناييهاي داستانپردازي و زباني او را به مخاطب عرضه کند. اين مجموعه داستان کوتاه عباس معروفي از چهار بخش تشکيل شده و هر بخش دربردارنده چند داستان کوتاه است و کل کتاب ۳۳ داستان را شامل ميشود.
📚هزار خورشيد تابان
رمان تأثيرگذار و احساساتي خالد حسيني که با روايت داستان دختري جوان در افغانستان درگير جنگ، آشوب و آوارگي دردناکي عشق در چنين زمين هرزهاي را به تصوير کشيده ميتواند گزينه جذابي باشد براي درگيرشدن در فضاي هولناکي که تصورش نيز مو بر تن آدم سيخ ميکند. خالد حسيني بهعنوان نويسنده شناختهشده و پرطرفدار افغان، چند سال پيش هم رمان «بادبادکباز» را به بازار کتاب فرستاده بود که از آن نيز استقبال خوبي به عمل آمد و حتي در هاليوود، اقتباس سينمايي آن نيز ساخته شد. «هزار خورشيد تابان» در ادامه همان حالوهوا، آدمها و سرزمين است.
ادامه در پست بعدی 👇🏾
ادامه از پست قبلی👆
📚رويدادهاي شهر سنگي
اسماعيل کاداره آلبانيايي بهعنوان تنها نويسنده شناختهشده و جهاني سرزمينش در رمان درخشان «رويدادهاي شهر سنگي» درباره روزگاران ازدسترفتهاش در روستاي محل تولد خود نوشته است؛ روستايي عجيب که به گفته نويسنده در روزهاي جنگ دوم جهاني اهميتي طنزآميز داشت و هر روز دست يک ارتش بود. «رويدادهاي شهر سنگي» داستان روستايي است که نوجوانانش يک روز ارتش فاتح شوروي را ميديدند که در خيابانهايش رژه ميرود؛ روزي ديگر ايتالياييها؛ روزي، ارتش آلمان هيتلري و حتي ترکها را.
📚عشق سالهاي وبا
در مواجهه با گابريل گارسيا مارکز همه بيشک به «صد سال تنهايي» اشاره ميکنند که اشاره درستي است و نخواندنش ميتواند در مايههاي بر باد بودن نيمه عمر هرکس ميتواند باشد اما اين نويسنده افسانهاي «عشق سالهاي وبا» را نيز دارد که عاشقانهاي است لطيف؛ با همان فضاها، روايتها و آدمهاي آثار مارکز. با همان نوع روايتپردازي که از آن به رئاليسم جادويي تعبير ميشود؛ البته همان جادويي که لحن و زبان مارکز را خاصيتي درماني ميبخشد.
📚جاده
اگر علاقهمند #داستانهاي علمي - تخيلي يا روايتهاي دنياي آخرالزماني بعد از نابودي دنيا هستيد، رمان درخشان «جاده» را از دست ندهيد. اثري تحسينشده از کورمک مک کارتي درباره روزگاران بعد از انقضاي نوع بشر که تلاشهاي انگشتشمار بازماندگان فاجعه زيستي را براي ادامه زندگي روي کره خاکي به تصوير ميکشد. وقایع اتفاقیه
—------------------
🌟کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
📚رويدادهاي شهر سنگي
اسماعيل کاداره آلبانيايي بهعنوان تنها نويسنده شناختهشده و جهاني سرزمينش در رمان درخشان «رويدادهاي شهر سنگي» درباره روزگاران ازدسترفتهاش در روستاي محل تولد خود نوشته است؛ روستايي عجيب که به گفته نويسنده در روزهاي جنگ دوم جهاني اهميتي طنزآميز داشت و هر روز دست يک ارتش بود. «رويدادهاي شهر سنگي» داستان روستايي است که نوجوانانش يک روز ارتش فاتح شوروي را ميديدند که در خيابانهايش رژه ميرود؛ روزي ديگر ايتالياييها؛ روزي، ارتش آلمان هيتلري و حتي ترکها را.
📚عشق سالهاي وبا
در مواجهه با گابريل گارسيا مارکز همه بيشک به «صد سال تنهايي» اشاره ميکنند که اشاره درستي است و نخواندنش ميتواند در مايههاي بر باد بودن نيمه عمر هرکس ميتواند باشد اما اين نويسنده افسانهاي «عشق سالهاي وبا» را نيز دارد که عاشقانهاي است لطيف؛ با همان فضاها، روايتها و آدمهاي آثار مارکز. با همان نوع روايتپردازي که از آن به رئاليسم جادويي تعبير ميشود؛ البته همان جادويي که لحن و زبان مارکز را خاصيتي درماني ميبخشد.
📚جاده
اگر علاقهمند #داستانهاي علمي - تخيلي يا روايتهاي دنياي آخرالزماني بعد از نابودي دنيا هستيد، رمان درخشان «جاده» را از دست ندهيد. اثري تحسينشده از کورمک مک کارتي درباره روزگاران بعد از انقضاي نوع بشر که تلاشهاي انگشتشمار بازماندگان فاجعه زيستي را براي ادامه زندگي روي کره خاکي به تصوير ميکشد. وقایع اتفاقیه
—------------------
🌟کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🔶دولت ژاپن یک قطار بلااستفاده را که تنها مسافر آن یک دختر دبیرستانی است ،هنوز از کار نیانداخته است .
🌟کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🌟کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA