✅ #مدرسه؛ جايي براي نهادينگي فرهنگ گفت و گو و نقد
___________
حرکت به سمت ايجاد جامعه اي پويا و توسعه يافته، جز از طريق نهادينه سازي فرهنگ گفت و گو و نقد امکان پذير نيست؛ فرهنگي که بايد از سال هاي ابتدايي زندگي و از طريق نظام آموزشي به افراد جامعه انتقال يابد .
به گزارش ايرنا، کاستي هاي تعامل و گفت و گو و ضعف هاي جامعه در اين حوزه، آسيب هاي خود را در عرصه هاي مختلف حيات جمعي به ويژه حوزه هاي مدني، فرهنگي و سياسي نشان مي دهد. نبود درک متقابل ميان جريان هاي مختلف اجتماعي، فرهنگي و سياسي، زمينه هاي عدم تحمل يکديگر و در نتيجه تنش و آشفتگي جامعه را فراهم مي آورد.
اين در حالي است که در يک جامعه سالم، جريان هاي مختلف فکري به واسطه ظرفيت بالاي تحمل مخالف ، زمينه را براي فعاليت و پيشرفت خود مهيا مي بينند و با بهره گيري از گفت و گو و نقد، جامعه را به سوي پويايي و تحرک بيشتر سوق مي دهند.
نهادينه سازي فرهنگ گفت و گو و پذيرش نقد در وهله نخست بر عهده نظام آموزش و پرورش است، چرا که مدرسه نخستين محيطي است که انسان به جامعه واقعي نزديک شده و در آن با واقعيات اجتماعي مواجه مي شود.
دانش آموزان در مدرسه خود را در کنار ديگر دانش آموزان با مطالبات و خواسته هاي متنوع مي بينند؛ واقعيتي که آنان را با تنوع سليقه و رويکردها آشنا و ضرورت آموزش «تحمل و درک ديگران» را نمايان مي کند....
پيشنهاد رييس جمهوري مبني بر آموزش مباحثه و تضارب آراء از مدرسه، به مرور اين مسير پرچالش را هموارتر مي سازد. به اين ترتيب که به نوپايان ورود به جامعه آموزش مي دهد چگونه نظر خود را بيان کنند و نظر مخالف را هم شنيده و تحمل کنند و براي آن ارزش و احترام قايل باشند تا در تعاملي سازنده، با هم افزايي و بازبيني دانش خود، نتيجه بهتري بگيرند.
اين آموزش ها يکي از نيازهاي اساسي جامعه امروز ما است؛ جامعه اي که برخي جريان هاي خاص در آن تاب تحمل صداي ديگري و رويکردهاي متفاوت را ندارند و با مظاهر تغيير و تکثر در عرصه هاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي مخالفت مي کنند. اين گروه ها با بستن درهاي گفت و گو و پذيرش انتقاد، راه بهبود و ارتقا را نه تنها بر خود، بلکه بر کل جامعه بسته اند...( با حذفیات)
___________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
___________
حرکت به سمت ايجاد جامعه اي پويا و توسعه يافته، جز از طريق نهادينه سازي فرهنگ گفت و گو و نقد امکان پذير نيست؛ فرهنگي که بايد از سال هاي ابتدايي زندگي و از طريق نظام آموزشي به افراد جامعه انتقال يابد .
به گزارش ايرنا، کاستي هاي تعامل و گفت و گو و ضعف هاي جامعه در اين حوزه، آسيب هاي خود را در عرصه هاي مختلف حيات جمعي به ويژه حوزه هاي مدني، فرهنگي و سياسي نشان مي دهد. نبود درک متقابل ميان جريان هاي مختلف اجتماعي، فرهنگي و سياسي، زمينه هاي عدم تحمل يکديگر و در نتيجه تنش و آشفتگي جامعه را فراهم مي آورد.
اين در حالي است که در يک جامعه سالم، جريان هاي مختلف فکري به واسطه ظرفيت بالاي تحمل مخالف ، زمينه را براي فعاليت و پيشرفت خود مهيا مي بينند و با بهره گيري از گفت و گو و نقد، جامعه را به سوي پويايي و تحرک بيشتر سوق مي دهند.
نهادينه سازي فرهنگ گفت و گو و پذيرش نقد در وهله نخست بر عهده نظام آموزش و پرورش است، چرا که مدرسه نخستين محيطي است که انسان به جامعه واقعي نزديک شده و در آن با واقعيات اجتماعي مواجه مي شود.
دانش آموزان در مدرسه خود را در کنار ديگر دانش آموزان با مطالبات و خواسته هاي متنوع مي بينند؛ واقعيتي که آنان را با تنوع سليقه و رويکردها آشنا و ضرورت آموزش «تحمل و درک ديگران» را نمايان مي کند....
پيشنهاد رييس جمهوري مبني بر آموزش مباحثه و تضارب آراء از مدرسه، به مرور اين مسير پرچالش را هموارتر مي سازد. به اين ترتيب که به نوپايان ورود به جامعه آموزش مي دهد چگونه نظر خود را بيان کنند و نظر مخالف را هم شنيده و تحمل کنند و براي آن ارزش و احترام قايل باشند تا در تعاملي سازنده، با هم افزايي و بازبيني دانش خود، نتيجه بهتري بگيرند.
اين آموزش ها يکي از نيازهاي اساسي جامعه امروز ما است؛ جامعه اي که برخي جريان هاي خاص در آن تاب تحمل صداي ديگري و رويکردهاي متفاوت را ندارند و با مظاهر تغيير و تکثر در عرصه هاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي مخالفت مي کنند. اين گروه ها با بستن درهاي گفت و گو و پذيرش انتقاد، راه بهبود و ارتقا را نه تنها بر خود، بلکه بر کل جامعه بسته اند...( با حذفیات)
___________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی 💻
✅گرایش #جوانان میانمار به علوم سیاسی و جذب آنها به یک مدرسه علوم سیاسی
_________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
✅گرایش #جوانان میانمار به علوم سیاسی و جذب آنها به یک مدرسه علوم سیاسی
_________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
حفظ کنجکاوی کودکانه تا بزرگسالی
مصطفی ملکیان
🔊 #پادکست_آموزشی /
✅براى درست انديشيدن بايد کنجکاوى کودکانه خود را حفظ کنيم. #کودک نه فقط مى داند که نمى داند ، بلکه نمى خواهد که نداند . #مصطفی_ملکیان 🌷
کانال مقاله ها @eduarticle
✅براى درست انديشيدن بايد کنجکاوى کودکانه خود را حفظ کنيم. #کودک نه فقط مى داند که نمى داند ، بلکه نمى خواهد که نداند . #مصطفی_ملکیان 🌷
کانال مقاله ها @eduarticle
✅ #مدرسه؛ جايي براي نهادينگي فرهنگ گفت و گو و نقد
___________
حرکت به سمت ايجاد جامعه اي پويا و توسعه يافته، جز از طريق نهادينه سازي فرهنگ گفت و گو و نقد امکان پذير نيست؛ فرهنگي که بايد از سال هاي ابتدايي زندگي و از طريق نظام آموزشي به افراد جامعه انتقال يابد .
به گزارش ايرنا، کاستي هاي تعامل و گفت و گو و ضعف هاي جامعه در اين حوزه، آسيب هاي خود را در عرصه هاي مختلف حيات جمعي به ويژه حوزه هاي مدني، فرهنگي و سياسي نشان مي دهد. نبود درک متقابل ميان جريان هاي مختلف اجتماعي، فرهنگي و سياسي، زمينه هاي عدم تحمل يکديگر و در نتيجه تنش و آشفتگي جامعه را فراهم مي آورد.
اين در حالي است که در يک جامعه سالم، جريان هاي مختلف فکري به واسطه ظرفيت بالاي تحمل مخالف ، زمينه را براي فعاليت و پيشرفت خود مهيا مي بينند و با بهره گيري از گفت و گو و نقد، جامعه را به سوي پويايي و تحرک بيشتر سوق مي دهند.
نهادينه سازي فرهنگ گفت و گو و پذيرش نقد در وهله نخست بر عهده نظام آموزش و پرورش است، چرا که مدرسه نخستين محيطي است که انسان به جامعه واقعي نزديک شده و در آن با واقعيات اجتماعي مواجه مي شود.
دانش آموزان در مدرسه خود را در کنار ديگر دانش آموزان با مطالبات و خواسته هاي متنوع مي بينند؛ واقعيتي که آنان را با تنوع سليقه و رويکردها آشنا و ضرورت آموزش «تحمل و درک ديگران» را نمايان مي کند....
پيشنهاد رييس جمهوري مبني بر آموزش مباحثه و تضارب آراء از مدرسه، به مرور اين مسير پرچالش را هموارتر مي سازد. به اين ترتيب که به نوپايان ورود به جامعه آموزش مي دهد چگونه نظر خود را بيان کنند و نظر مخالف را هم شنيده و تحمل کنند و براي آن ارزش و احترام قايل باشند تا در تعاملي سازنده، با هم افزايي و بازبيني دانش خود، نتيجه بهتري بگيرند.
اين آموزش ها يکي از نيازهاي اساسي جامعه امروز ما است؛ جامعه اي که برخي جريان هاي خاص در آن تاب تحمل صداي ديگري و رويکردهاي متفاوت را ندارند و با مظاهر تغيير و تکثر در عرصه هاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي مخالفت مي کنند. اين گروه ها با بستن درهاي گفت و گو و پذيرش انتقاد، راه بهبود و ارتقا را نه تنها بر خود، بلکه بر کل جامعه بسته اند...( با حذفیات)
___________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
___________
حرکت به سمت ايجاد جامعه اي پويا و توسعه يافته، جز از طريق نهادينه سازي فرهنگ گفت و گو و نقد امکان پذير نيست؛ فرهنگي که بايد از سال هاي ابتدايي زندگي و از طريق نظام آموزشي به افراد جامعه انتقال يابد .
به گزارش ايرنا، کاستي هاي تعامل و گفت و گو و ضعف هاي جامعه در اين حوزه، آسيب هاي خود را در عرصه هاي مختلف حيات جمعي به ويژه حوزه هاي مدني، فرهنگي و سياسي نشان مي دهد. نبود درک متقابل ميان جريان هاي مختلف اجتماعي، فرهنگي و سياسي، زمينه هاي عدم تحمل يکديگر و در نتيجه تنش و آشفتگي جامعه را فراهم مي آورد.
اين در حالي است که در يک جامعه سالم، جريان هاي مختلف فکري به واسطه ظرفيت بالاي تحمل مخالف ، زمينه را براي فعاليت و پيشرفت خود مهيا مي بينند و با بهره گيري از گفت و گو و نقد، جامعه را به سوي پويايي و تحرک بيشتر سوق مي دهند.
نهادينه سازي فرهنگ گفت و گو و پذيرش نقد در وهله نخست بر عهده نظام آموزش و پرورش است، چرا که مدرسه نخستين محيطي است که انسان به جامعه واقعي نزديک شده و در آن با واقعيات اجتماعي مواجه مي شود.
دانش آموزان در مدرسه خود را در کنار ديگر دانش آموزان با مطالبات و خواسته هاي متنوع مي بينند؛ واقعيتي که آنان را با تنوع سليقه و رويکردها آشنا و ضرورت آموزش «تحمل و درک ديگران» را نمايان مي کند....
پيشنهاد رييس جمهوري مبني بر آموزش مباحثه و تضارب آراء از مدرسه، به مرور اين مسير پرچالش را هموارتر مي سازد. به اين ترتيب که به نوپايان ورود به جامعه آموزش مي دهد چگونه نظر خود را بيان کنند و نظر مخالف را هم شنيده و تحمل کنند و براي آن ارزش و احترام قايل باشند تا در تعاملي سازنده، با هم افزايي و بازبيني دانش خود، نتيجه بهتري بگيرند.
اين آموزش ها يکي از نيازهاي اساسي جامعه امروز ما است؛ جامعه اي که برخي جريان هاي خاص در آن تاب تحمل صداي ديگري و رويکردهاي متفاوت را ندارند و با مظاهر تغيير و تکثر در عرصه هاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي مخالفت مي کنند. اين گروه ها با بستن درهاي گفت و گو و پذيرش انتقاد، راه بهبود و ارتقا را نه تنها بر خود، بلکه بر کل جامعه بسته اند...( با حذفیات)
___________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
✨ ویژگیهای پنجگانۀ #کودکان از نگاه #روسو
_________________
روسو میگوید: «ببینید بچهها تا به دست ما بزرگ سالها ضایع نشدهاند، چه ویژگیهای جالبی دارند!». سپس، پنچ ویژگیِ کودکان را میشمارد و معتقد است: این که مسیح در سه انجیل از چهار انجیل میگفت «تا کودک نشوید، وارد ملکوت پدر آسمانی من نمیشوید» به خاطر همین پنج ویژگی است که بچه دارند. امّا این پنچ ویژی اصلاً در ما بزرک سالها نیست.
1️⃣ این که بچهها تا وقتی که احتیاج به چیزی نداشته باشند، سراغاش نمی روند.
یعنی تا گرسنه نشوند سراغ غذا نمیروند. و تا احتیاجاش برطرف شد، از آن چیز دست میکشد. امّا ما بزرگسالها درست عکسِ این هستیم. به چیزی احتیاج پیدا نکرده، به آن اقبال میکنیم. بعد هم که احتیاجمان برآورده شد، باز دست بردار نیستیم.
2️⃣ بچهها در اینجا و اکنون زندگی کردن است.
هیچ بچهای در گذشته و آینده زندگی نمیکند. در اینجا و اکنون زندگی میکند. امّا ما بزرگ سالها در اینجا و اکنون زندگی نمیکنیم.
3️⃣ این که بچهها تظاهر ندارند.
بچه اگر الآن خشم نشان میدهد، واقعاً خشمگین است. امّا ما بزرگسالها گاهی دارد قند توی دلمان آب میشود، ولی، به تظاهر، خشم نشان میدهیم. این به خاطر مصلحتهایی است که در نظر میگیریم. مثلاً میدانیم که احتیاجاتی نسبت به طرف مقابل داریم. به خاطر همین، با این که در دل میخواهیم خونِ طرف را بریزیم، در ظاهر لبخند میزنیم و ماچ و بوسه و صبّحکم الله و.. از این بازیهایی که بلدیم در میآوریم. امّا بچّهها اینجور نیستند. بچّهها اصلاً فیلمبازی نمیکنند. ما دائماً در حال فیلمبازی کردن هستیم. یعنی تهِ دلمان یک چیز است، امّا دستمان پی یک کار دیگر میرود. زبانمان چیزی میگوید، دلمان چیز دیگری. ولی بچهها ظاهر و باطن همیناند که هستند. تا از یک دوستاش بدش میآید، میگوید که : «من با تو قهرم!». با خودش نمیگوید: «بگذار محاسبه کنم ببینم به نفعام هست با او قهر کنم یا نه! اگر قهر کنم، این قهر یک تبعاتی خواهد داشت. مثلاً فردا ممکن است من از پاککن بخواهم و او ندهد. یا اصلاً شاید یک روز شیرینیای داشت که من خیلی دوست داشتم..». ولی وقتی هم که آمد و گفت: «من با تو آشتیام!»، واقعاً دیگر کینهای از طرف به دل ندارد. امّا من و شما خیلی وقتها با هم قهریم، در حالی که واقعاً با هم آشتی هستیم. خیلی وقتها هم با هم آشتیایم، در حالی که واقعاً با هم قهریم. که این دوّمی اش بیشتر است. خب، این بازیها در ما بزرگسالها وجود دارد و در بچهها نیست.
4️⃣ بچهها فاصلۀ بین احساسات عواطفشان خیلی کم است.
نمیدانم شما هیچوقت توجّه کردهاید که گاهی بچه هنوز اشک دارد از چشمهایش میسُرد پایین، هوز به گونهاش نرسیده، ازدیدنِ یک چیزِ خندهدار ميزند زیرِ خنده. امّا مثلاً ما اگر در جلسهای از یک چیزی ناراحت شویم، حالا ولو این که بعد از گذشت زمانی آن ناراحتی برطرف شود و در دل شاد هم باشیم، با خودمان میگوییم نباید به این سرعت شادیمان را بروز دهیم. باید چند ساعتی بگذاریم بگذرد، بعد. میترسیم بگویند: «این چه حالی است که این آقا دارد؟ الآن غمگین بود، حالا میخندد..!». پس سعی میکنیم آهستهآهسته از شادی به غم، و از غم به شادی، تغییر چهره دهیم. چون برایمان مهّم است که دیگران دربارۀ ما چه نظری داشته باشند. امّا بچهها اینجور نیستند.
5️⃣بچهها خیلی گریه میکنند.
ما بزرگسالها گریه کردن را زشت تلقّی میکنیم. نمیدانیم که چقدر، از لحاظ روانی، گریه کردن برایمان سلامت میآورد.
حالا اگر ازهمۀ حرفهایی که ممکن است راجع به این ویژگیها گفته شود بگذریم، بالاخره ژان ژاک روسو میگفت: شما بزرگسالها کدامتان اینجوری هستید؟ هیچ کداممان نیستیم. بعد میگفت: چرا تا وقتی بچه بودید اینگونه بودید، نازنین بودید، و حالا که بزرگ شده اید اینگونه نیستید؟
اوّل تو چنان بُدی که کس چون تو نبود
و آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد..!
#مصطفی_ملکیان
_______________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
_________________
روسو میگوید: «ببینید بچهها تا به دست ما بزرگ سالها ضایع نشدهاند، چه ویژگیهای جالبی دارند!». سپس، پنچ ویژگیِ کودکان را میشمارد و معتقد است: این که مسیح در سه انجیل از چهار انجیل میگفت «تا کودک نشوید، وارد ملکوت پدر آسمانی من نمیشوید» به خاطر همین پنج ویژگی است که بچه دارند. امّا این پنچ ویژی اصلاً در ما بزرک سالها نیست.
1️⃣ این که بچهها تا وقتی که احتیاج به چیزی نداشته باشند، سراغاش نمی روند.
یعنی تا گرسنه نشوند سراغ غذا نمیروند. و تا احتیاجاش برطرف شد، از آن چیز دست میکشد. امّا ما بزرگسالها درست عکسِ این هستیم. به چیزی احتیاج پیدا نکرده، به آن اقبال میکنیم. بعد هم که احتیاجمان برآورده شد، باز دست بردار نیستیم.
2️⃣ بچهها در اینجا و اکنون زندگی کردن است.
هیچ بچهای در گذشته و آینده زندگی نمیکند. در اینجا و اکنون زندگی میکند. امّا ما بزرگ سالها در اینجا و اکنون زندگی نمیکنیم.
3️⃣ این که بچهها تظاهر ندارند.
بچه اگر الآن خشم نشان میدهد، واقعاً خشمگین است. امّا ما بزرگسالها گاهی دارد قند توی دلمان آب میشود، ولی، به تظاهر، خشم نشان میدهیم. این به خاطر مصلحتهایی است که در نظر میگیریم. مثلاً میدانیم که احتیاجاتی نسبت به طرف مقابل داریم. به خاطر همین، با این که در دل میخواهیم خونِ طرف را بریزیم، در ظاهر لبخند میزنیم و ماچ و بوسه و صبّحکم الله و.. از این بازیهایی که بلدیم در میآوریم. امّا بچّهها اینجور نیستند. بچّهها اصلاً فیلمبازی نمیکنند. ما دائماً در حال فیلمبازی کردن هستیم. یعنی تهِ دلمان یک چیز است، امّا دستمان پی یک کار دیگر میرود. زبانمان چیزی میگوید، دلمان چیز دیگری. ولی بچهها ظاهر و باطن همیناند که هستند. تا از یک دوستاش بدش میآید، میگوید که : «من با تو قهرم!». با خودش نمیگوید: «بگذار محاسبه کنم ببینم به نفعام هست با او قهر کنم یا نه! اگر قهر کنم، این قهر یک تبعاتی خواهد داشت. مثلاً فردا ممکن است من از پاککن بخواهم و او ندهد. یا اصلاً شاید یک روز شیرینیای داشت که من خیلی دوست داشتم..». ولی وقتی هم که آمد و گفت: «من با تو آشتیام!»، واقعاً دیگر کینهای از طرف به دل ندارد. امّا من و شما خیلی وقتها با هم قهریم، در حالی که واقعاً با هم آشتی هستیم. خیلی وقتها هم با هم آشتیایم، در حالی که واقعاً با هم قهریم. که این دوّمی اش بیشتر است. خب، این بازیها در ما بزرگسالها وجود دارد و در بچهها نیست.
4️⃣ بچهها فاصلۀ بین احساسات عواطفشان خیلی کم است.
نمیدانم شما هیچوقت توجّه کردهاید که گاهی بچه هنوز اشک دارد از چشمهایش میسُرد پایین، هوز به گونهاش نرسیده، ازدیدنِ یک چیزِ خندهدار ميزند زیرِ خنده. امّا مثلاً ما اگر در جلسهای از یک چیزی ناراحت شویم، حالا ولو این که بعد از گذشت زمانی آن ناراحتی برطرف شود و در دل شاد هم باشیم، با خودمان میگوییم نباید به این سرعت شادیمان را بروز دهیم. باید چند ساعتی بگذاریم بگذرد، بعد. میترسیم بگویند: «این چه حالی است که این آقا دارد؟ الآن غمگین بود، حالا میخندد..!». پس سعی میکنیم آهستهآهسته از شادی به غم، و از غم به شادی، تغییر چهره دهیم. چون برایمان مهّم است که دیگران دربارۀ ما چه نظری داشته باشند. امّا بچهها اینجور نیستند.
5️⃣بچهها خیلی گریه میکنند.
ما بزرگسالها گریه کردن را زشت تلقّی میکنیم. نمیدانیم که چقدر، از لحاظ روانی، گریه کردن برایمان سلامت میآورد.
حالا اگر ازهمۀ حرفهایی که ممکن است راجع به این ویژگیها گفته شود بگذریم، بالاخره ژان ژاک روسو میگفت: شما بزرگسالها کدامتان اینجوری هستید؟ هیچ کداممان نیستیم. بعد میگفت: چرا تا وقتی بچه بودید اینگونه بودید، نازنین بودید، و حالا که بزرگ شده اید اینگونه نیستید؟
اوّل تو چنان بُدی که کس چون تو نبود
و آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد..!
#مصطفی_ملکیان
_______________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی 💻
✅جوانان زیادی هستند که رویای سیاستمدار شدن را دارند. #آموزش و تعلیم سیاست به #کودکان در آلمان.
___
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
✅جوانان زیادی هستند که رویای سیاستمدار شدن را دارند. #آموزش و تعلیم سیاست به #کودکان در آلمان.
___
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
محمد بطحایی، وزیر آموزش و پرورش:
اولویت اول ما ایمنی و سلامت دانشآموزان و پس از آن تسریع در بازگشت آنها به من مدرسه است . @eduarticle
اولویت اول ما ایمنی و سلامت دانشآموزان و پس از آن تسریع در بازگشت آنها به من مدرسه است . @eduarticle
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی 💻
✅ این نکات را قبل و حین زلزله رعایت کنید.
_________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
✅ این نکات را قبل و حین زلزله رعایت کنید.
_________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
✨ مدارس تیزهوشان، نخبه پروری یا اضطراب افکنی
—------------------------
هم اکنون در مدارسی که درجه ای از مدارس دولتی بهترند و شرایط ویژه تری دارند به خصوص از پایه سوم ابتدایی به بعد در کنار کتابهای درسی، مطالعه حجم قابل توجهی از کتابهای کمک درسی برای آمادگی آزمون تیزهوشان، اجباری شده است.
انواع و اقسام کلاسهای آمادگی آزمون #تیزهوشان و تست زنی نیز، از جانب اولیای دانش آموزان و نیز معلمان و مدیران مدارس توصیه شده و بر شرکت در آنها تاکید می شود.
این در حالی است که چندین سال است سیاست رسمی آموزش و پرورش سنجش کیفی دانش آموزان اعلام شده و سعی می شود با پرهیز از سنجیدن توانایی دانش آموزان در قالب نمره و عدد، سایر وجوه رفتاری و شخصیتی دانش آموزان مد نظر قرار گیرد اما در آزمونهای تیزهوشان ، در همچنان بر پایه نمره و سنجش کمی می چرخد.
آزمونی که به خاطر ظرفیت محدود مدارس استعدادهای درخشان، فشار مضاعفی را به دانش آموزان وارد می کند و کنکور را با تمام اضطرابها و دغدغه هایش، به پایه های ششم ابتدایی و نهم متوسطه نیز تسری داده است.
فرض راه اندازی و تشکیل چنین مدارسی وجود نخبگانی باهوش و توانایی محاسباتی فوق العاده و بالاتر از میانگین عادی جامعه و ضرورت توجه ویژه علمی بدانها بود اما حال، تحصیل در این مدارس به اپیدمی فراگیری بدل شده که مبتنی بر این فرض است که گویا تحصیل در مدارس استعدادهای درخشان به معنای قرار گرفتن حتمی در مسیر موفقیت تحصیلی است.
یک استاد برجسته روانشناسی دانشگاه تهران و رئیس سابق نظام روانشناسی کشور اما به شدت معترض این وضعیت است و با انتقاد از مدارس تیزهوشان و تلاش والدین برای فرستادن فرزندانشان به این مدارس به خبرنگار ایرنا گفت: با کلاسهای آمادگی برای تیزهوشان مخالف هستم و معتقدم اخلاق و آرامش بچه ها نباید قربانی تست و تیزهوشان شود.
دکتر غلامعلی افروز افزود: باید کودکانمان را هوشمند، تلاش مدار و متوکل بار بیاوریم تا اصلا فکر رفتن به تیزهوشان نداشته باشند چون این مسائل، آفت تربیت و دکان و بازاری برای کسب سود بعضی افراد است. ادامه مطلب و گزارش را در سایت بانک مقاله ها مطالعه نمایید 👈 https://eduarticle.me/?p=3130
___________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—------------------------
هم اکنون در مدارسی که درجه ای از مدارس دولتی بهترند و شرایط ویژه تری دارند به خصوص از پایه سوم ابتدایی به بعد در کنار کتابهای درسی، مطالعه حجم قابل توجهی از کتابهای کمک درسی برای آمادگی آزمون تیزهوشان، اجباری شده است.
انواع و اقسام کلاسهای آمادگی آزمون #تیزهوشان و تست زنی نیز، از جانب اولیای دانش آموزان و نیز معلمان و مدیران مدارس توصیه شده و بر شرکت در آنها تاکید می شود.
این در حالی است که چندین سال است سیاست رسمی آموزش و پرورش سنجش کیفی دانش آموزان اعلام شده و سعی می شود با پرهیز از سنجیدن توانایی دانش آموزان در قالب نمره و عدد، سایر وجوه رفتاری و شخصیتی دانش آموزان مد نظر قرار گیرد اما در آزمونهای تیزهوشان ، در همچنان بر پایه نمره و سنجش کمی می چرخد.
آزمونی که به خاطر ظرفیت محدود مدارس استعدادهای درخشان، فشار مضاعفی را به دانش آموزان وارد می کند و کنکور را با تمام اضطرابها و دغدغه هایش، به پایه های ششم ابتدایی و نهم متوسطه نیز تسری داده است.
فرض راه اندازی و تشکیل چنین مدارسی وجود نخبگانی باهوش و توانایی محاسباتی فوق العاده و بالاتر از میانگین عادی جامعه و ضرورت توجه ویژه علمی بدانها بود اما حال، تحصیل در این مدارس به اپیدمی فراگیری بدل شده که مبتنی بر این فرض است که گویا تحصیل در مدارس استعدادهای درخشان به معنای قرار گرفتن حتمی در مسیر موفقیت تحصیلی است.
یک استاد برجسته روانشناسی دانشگاه تهران و رئیس سابق نظام روانشناسی کشور اما به شدت معترض این وضعیت است و با انتقاد از مدارس تیزهوشان و تلاش والدین برای فرستادن فرزندانشان به این مدارس به خبرنگار ایرنا گفت: با کلاسهای آمادگی برای تیزهوشان مخالف هستم و معتقدم اخلاق و آرامش بچه ها نباید قربانی تست و تیزهوشان شود.
دکتر غلامعلی افروز افزود: باید کودکانمان را هوشمند، تلاش مدار و متوکل بار بیاوریم تا اصلا فکر رفتن به تیزهوشان نداشته باشند چون این مسائل، آفت تربیت و دکان و بازاری برای کسب سود بعضی افراد است. ادامه مطلب و گزارش را در سایت بانک مقاله ها مطالعه نمایید 👈 https://eduarticle.me/?p=3130
___________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Audio
#جیره_موسیقی شبانه🎼🎼🌒🌒
واران وارانه.../ #شهرام_ناظری / ارکستر کومیتاس ارمنستان /به رهبری #لوریس_چکناوریان / تقدیم به مردم زلزله زده استان کرمانشاه🌹🌹
کانال مقاله ها @eduarticle
واران وارانه.../ #شهرام_ناظری / ارکستر کومیتاس ارمنستان /به رهبری #لوریس_چکناوریان / تقدیم به مردم زلزله زده استان کرمانشاه🌹🌹
کانال مقاله ها @eduarticle
خوشنودى_عميق_فلسفه_براى_کودکان_ملکيان
<unknown>
🔊 #پادکست_آموزشی /
#آموزش_پرورش موفق آموزش و پرورشى است که فارغ التحصيلان آن عميق ترين خوشنودى ممکن از زندگى خود را بدست آورند . #مصطفی_ملکیان
کانال مقاله ها @eduarticle
#آموزش_پرورش موفق آموزش و پرورشى است که فارغ التحصيلان آن عميق ترين خوشنودى ممکن از زندگى خود را بدست آورند . #مصطفی_ملکیان
کانال مقاله ها @eduarticle
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📢کانال 🌟مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی فرهنگی ↩️
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی فرهنگی ↩️
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
⛺️ مراقبت از کودکان زلزله دیده
—---------------------
آسیه اناری، روانشناس
برای کودکان سقفی بسازیم/
حتما شما هم عکسها را دیدهاید، عکسهای #زلزلهزدگان غرب کشور را. حتما متاثر شدهاید، حتی شاید اشک ریختهاید، دعا کردهاید خدا صبر بدهد به مردم سرپل ذهاب و کرمانشاه تا بتوانند این حجم از مصیبت و غم را تاب بیاورند.
حتما عکس بچهها را هم دیدهاید و کلی برایشان غصه خوردهاید. بچهها بیپناهترین بازماندگان زلزله هستند. آنها درکی از اتفاقی که افتاده ندارند، سقف خانهشان آوار شده و شاید برخی از آنها پدر، مادر، برادر، خواهر و دوستان خود را از دست دادهاند.
آنها نه امنیت جانی و روانی دارند و نه مامن و پناهگاهی برای زندگی. بچهها، آوارههای واقعی زلزله هستند.آنها را دریابیم.
با آسیه اناری، روانشناس همصحبت شدیم تا برایمان بگوید برای بچههای زلزلهدیده چه باید کرد.
بچههایی که زلزله را تجربه کردهاند در چه حالت روحی و روانی هستند و برای آنها چه باید کرد؟
زلزله جزو تروما و شوکهایی است که روی همه افراد تاثیر میگذارد و در این میان بچهها و نوجوانان بیشتر آسیبپذیر هستند. تروما به صورت مستقیم و غیرمستقیم وارد میشود. مستقیم آن به کسانی وارد میشود که در جریان زلزله بوده، آن را تجربه کرده و اکنون نیز در معرض بازتابها و تبعات آن هستند، ترومای غیرمستقیم به کسانی وارد میشود که از منطقه زلزله دورند، اما در معرض اخبار و اتفاقات آنجا قرار میگیرند. باید به هر دو گروه توجه شود و بخصوص از بچهها مراقبت کرد. کودکانی که در منطقه زلزلهزده هستند، ناامنی شدیدی را احساس میکنند، آنها به مرور دچار افسردگی بعد از سانحه میشوند و برای مدت زیادی دچار کابوسهای شبانه شده و دردهای جسمانی زیادی را تحمل و در ذهنشان مدام صحنه زلزله را تصور میکنند. این احساس ناامنی، سالهای آینده نیز همراه آنها خواهد بود.
یعنی به نوعی آیندهشان را تحتالشعاع قرار میدهد؟
بله! بخصوص اگر درست مدیریت نشود، اجازه نخواهد داد این کودکان مثل بچههای عادی رشد، تحصیل و ازدواج کنند. در این شرایط باید چند کار انجام داد؛ باید هرچه زودتر امنیت و زندگی عادی را به #کودکان زلزلهزده برگرداند. مسئولان و خیریههای مردم نهاد و بقیه هر چه زودتر باید شرایط مناطق زلزلهزده را به حالت عادی برگردانند. بچهها هر چه زودتر باید صاحب مکانی مشخص شوند، غذا به آنها برسد و احساس امنیت به آنها برگردد.
یعنی حتی اگر قرار است برای مدتی در چادر یا کانکس زندگی کنند، مکان مشخصی داشته باشند؟
دقیقا! بچهها باید مکانی داشته باشند که بدانند انحصارا برای آنها و خانواده آنهاست. باید نیازهای اولیه آنها تامین شود که خوراک و پوشاک و مکانی گرم در اولویت است.
ادامه مطلب در سایت بانک مقاله های اموزشی و فرهنگی https://eduarticle.me/?p=3134
_______
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—---------------------
آسیه اناری، روانشناس
برای کودکان سقفی بسازیم/
حتما شما هم عکسها را دیدهاید، عکسهای #زلزلهزدگان غرب کشور را. حتما متاثر شدهاید، حتی شاید اشک ریختهاید، دعا کردهاید خدا صبر بدهد به مردم سرپل ذهاب و کرمانشاه تا بتوانند این حجم از مصیبت و غم را تاب بیاورند.
حتما عکس بچهها را هم دیدهاید و کلی برایشان غصه خوردهاید. بچهها بیپناهترین بازماندگان زلزله هستند. آنها درکی از اتفاقی که افتاده ندارند، سقف خانهشان آوار شده و شاید برخی از آنها پدر، مادر، برادر، خواهر و دوستان خود را از دست دادهاند.
آنها نه امنیت جانی و روانی دارند و نه مامن و پناهگاهی برای زندگی. بچهها، آوارههای واقعی زلزله هستند.آنها را دریابیم.
با آسیه اناری، روانشناس همصحبت شدیم تا برایمان بگوید برای بچههای زلزلهدیده چه باید کرد.
بچههایی که زلزله را تجربه کردهاند در چه حالت روحی و روانی هستند و برای آنها چه باید کرد؟
زلزله جزو تروما و شوکهایی است که روی همه افراد تاثیر میگذارد و در این میان بچهها و نوجوانان بیشتر آسیبپذیر هستند. تروما به صورت مستقیم و غیرمستقیم وارد میشود. مستقیم آن به کسانی وارد میشود که در جریان زلزله بوده، آن را تجربه کرده و اکنون نیز در معرض بازتابها و تبعات آن هستند، ترومای غیرمستقیم به کسانی وارد میشود که از منطقه زلزله دورند، اما در معرض اخبار و اتفاقات آنجا قرار میگیرند. باید به هر دو گروه توجه شود و بخصوص از بچهها مراقبت کرد. کودکانی که در منطقه زلزلهزده هستند، ناامنی شدیدی را احساس میکنند، آنها به مرور دچار افسردگی بعد از سانحه میشوند و برای مدت زیادی دچار کابوسهای شبانه شده و دردهای جسمانی زیادی را تحمل و در ذهنشان مدام صحنه زلزله را تصور میکنند. این احساس ناامنی، سالهای آینده نیز همراه آنها خواهد بود.
یعنی به نوعی آیندهشان را تحتالشعاع قرار میدهد؟
بله! بخصوص اگر درست مدیریت نشود، اجازه نخواهد داد این کودکان مثل بچههای عادی رشد، تحصیل و ازدواج کنند. در این شرایط باید چند کار انجام داد؛ باید هرچه زودتر امنیت و زندگی عادی را به #کودکان زلزلهزده برگرداند. مسئولان و خیریههای مردم نهاد و بقیه هر چه زودتر باید شرایط مناطق زلزلهزده را به حالت عادی برگردانند. بچهها هر چه زودتر باید صاحب مکانی مشخص شوند، غذا به آنها برسد و احساس امنیت به آنها برگردد.
یعنی حتی اگر قرار است برای مدتی در چادر یا کانکس زندگی کنند، مکان مشخصی داشته باشند؟
دقیقا! بچهها باید مکانی داشته باشند که بدانند انحصارا برای آنها و خانواده آنهاست. باید نیازهای اولیه آنها تامین شود که خوراک و پوشاک و مکانی گرم در اولویت است.
ادامه مطلب در سایت بانک مقاله های اموزشی و فرهنگی https://eduarticle.me/?p=3134
_______
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_خبری 💻
✔️ گزارش تصویری روزنامه هااز زلزله در غرب کشور . به یاری هموطنان زلزله زده بشتابیم.
_
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
✔️ گزارش تصویری روزنامه هااز زلزله در غرب کشور . به یاری هموطنان زلزله زده بشتابیم.
_
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
☘ ضرورت چهره به چهره بودن کمک به فقرا
________________
🔹انسان وقتی میخواهد به دیگری کمک کند باید چهره به چهره باشند دهنده و گیرنده؛امروزه متأسفانه این درست عکس شده. ما پولی را در قوطی و صندوق و حسابی میریزیم و کاملا بی هویت و بیچهرهایم. نیازمندان با چهرهای مواجه نمیشوند. با چهره مأمور انجمن خیریه مواجه میشوند اما مأمور آن کسی نبوده که کمکشان کرده. آن چیزی که بسیار اهمیت دارد این است که ما اگر میخواهیم علاوه بر این که به هم کمک کنیم آستانههای وجودیمان نیز به هم نزدیک شود باید نگاههایمان به هم گره بخورد.
🔹بحثهای فراوانی در این باب صورت گرفته که بدترین نوع کار خیریه این است که پول یا هر چیزی که میخواهید کمک کنید در اختیار دستگاههای حکومتی دولتی قرار دهید. دومین نوع که از این بهتر است اما باز هم بد است این است که در کنار نهادهای غیر دولتی بگذارید.
🔹دولت با پول تو قدرت پیدا میکند و با این قدرت به آن کسانی که از این کمکها بهره میبرند برای منافع خودشان اعمال نفوذ میکنند. در هیچ کشور دنیا تضمینی وجود ندارد که خواستههای دولتها همان نیازها و خواستههای مردم باشد. دولت مجانا کمک نمیکند در مقابل آن تعهداتی میگیرد که نهادهای غیر حکومتی به این شدت از این تعهدات نمیتوانند بگیرند.
🔹اما از این دو حالت بهتر این است که فرد به فرد و چهره به چهره کمک کنیم. چرا؟
به این دلیل که وقتی مأمور انجمن خیریه در خانه کسی را میزند و چیزی میگذارد و میرود این حس در فرد القا میشود که ما را آنقدر برابر ندانستند که به ما سلامی بکنند. فقط به حیات زیست شناختی ما توجه کردند مثل پرندهای که به آن آب و دانه میدهند. فرض کنید به فقیری میخواهید کمک کنید و سه حالت را در نظر بگیرید یکی این که بگویید در را باز کن این را گذاشتم بردار و برو . یکی این که به بچه 5 ساله تان بگویید برو بهش بده و یکی اینکه خودتان بروید کمک کنید.
🔹در هر سه حالت یک مبلغ کمک کردهاید اما کجا احساس کرامت بیشتری به طرف دادهاید. کجا احساس برابری کردهاند آنجا که خود طرف به کمک گیرنده نگاه میکند یعنی ما برابر هستیم. علاوه بر زندگی زیستشناختی باید زندگی روانشناختی و زندگی معنوی هم در نظر گرفته شود. در انجمنهای خیریه که همه بی چهرهاند این ارتباطات از بین میروند.
کمک کننده وقتی به طرف نگاه میکند چیزهایی در او میبیند که غیر از فقر اوست. تحقیر اجتماعی یا نیاز محبت و هزار نیاز دیگر را ممکن است در او ببیند. بد است که فقط نیازهای بیولوژیک را در انسانها ببینیم. من معتقدم براورده شدن آن نیازهای عاطفی بسیار ارزشمند تر است از نیازهای مادی.
دولتها اگر میخواهند کمک کنند باید چنان نظامهای عادلانهای برقرار کنند که اصلا زمینه کمک گرفتن را از بین ببرند.آنها هر کار دیگری بکنند دارند خودشان را به کوچه علی چپ میزنند.
🔹حکومت اگر میخواهد به مردم خدمت کند فقط یک مهم میتوان برایش متصور شد که چنان نهاد اقتصاد و خانواده و حقوق و ... را برنامهریزی کند که فقر را به صفر برساند. نه این که کاری کند که فقر گسترش یابد بعد به فقیران کمک کنند. اینها دولتهای گدا پرور هستند. دولتها باید فقر زدایی بکنند نه کمک به فقیر.
ان جی او ها باید آنقدر که دولتها در فقرزدایی نا موفق بودهاند را جبران کنند. افراد با کمک کردن به مردم خودشان رشد معنوی پیدا میکنند. ان جی او رشد معنوی نمیکنند چون انسان نیستند. من وقتی کمک میکنم و یک نگاه مهربانانه و عطوفانه به کسی میکنم خودم رشد معنوی پیدا میکنم. امام حسین (ع) را که به نامش هزار خرافه گسترش دادهاند هیچ وقت ازاو نقل نمیکنند که اگر فقیر به در خانهاش میرسید می رفت دست فقیر را میبوسید. یعنی میفهمید که این آدم بیش از آنکه فقر مادی داشته باشد فقر عاطفی دارد. امام حسین با این کارش فقط فقیران را سیر نمیکرد خودش را هم از لحاظ معنوی سیر میکرد. و ما به این توجه نمی کنیم و به نظرمان می آید که چشم تو چشم نشویم.
🔹البته در دنیای بزرگ امروز ارتباط از راه دور چاره ناپذیر است اما چاره ناپذیر را آنقدر که چاره ناپذیر است باید تسلیمش شد. اگر با طرف مقابلم بتوانم مواجه شوم و کمک کنم نباید جور دیگری کمک کنم.
#مصطفی_ملکیان
_______________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
________________
🔹انسان وقتی میخواهد به دیگری کمک کند باید چهره به چهره باشند دهنده و گیرنده؛امروزه متأسفانه این درست عکس شده. ما پولی را در قوطی و صندوق و حسابی میریزیم و کاملا بی هویت و بیچهرهایم. نیازمندان با چهرهای مواجه نمیشوند. با چهره مأمور انجمن خیریه مواجه میشوند اما مأمور آن کسی نبوده که کمکشان کرده. آن چیزی که بسیار اهمیت دارد این است که ما اگر میخواهیم علاوه بر این که به هم کمک کنیم آستانههای وجودیمان نیز به هم نزدیک شود باید نگاههایمان به هم گره بخورد.
🔹بحثهای فراوانی در این باب صورت گرفته که بدترین نوع کار خیریه این است که پول یا هر چیزی که میخواهید کمک کنید در اختیار دستگاههای حکومتی دولتی قرار دهید. دومین نوع که از این بهتر است اما باز هم بد است این است که در کنار نهادهای غیر دولتی بگذارید.
🔹دولت با پول تو قدرت پیدا میکند و با این قدرت به آن کسانی که از این کمکها بهره میبرند برای منافع خودشان اعمال نفوذ میکنند. در هیچ کشور دنیا تضمینی وجود ندارد که خواستههای دولتها همان نیازها و خواستههای مردم باشد. دولت مجانا کمک نمیکند در مقابل آن تعهداتی میگیرد که نهادهای غیر حکومتی به این شدت از این تعهدات نمیتوانند بگیرند.
🔹اما از این دو حالت بهتر این است که فرد به فرد و چهره به چهره کمک کنیم. چرا؟
به این دلیل که وقتی مأمور انجمن خیریه در خانه کسی را میزند و چیزی میگذارد و میرود این حس در فرد القا میشود که ما را آنقدر برابر ندانستند که به ما سلامی بکنند. فقط به حیات زیست شناختی ما توجه کردند مثل پرندهای که به آن آب و دانه میدهند. فرض کنید به فقیری میخواهید کمک کنید و سه حالت را در نظر بگیرید یکی این که بگویید در را باز کن این را گذاشتم بردار و برو . یکی این که به بچه 5 ساله تان بگویید برو بهش بده و یکی اینکه خودتان بروید کمک کنید.
🔹در هر سه حالت یک مبلغ کمک کردهاید اما کجا احساس کرامت بیشتری به طرف دادهاید. کجا احساس برابری کردهاند آنجا که خود طرف به کمک گیرنده نگاه میکند یعنی ما برابر هستیم. علاوه بر زندگی زیستشناختی باید زندگی روانشناختی و زندگی معنوی هم در نظر گرفته شود. در انجمنهای خیریه که همه بی چهرهاند این ارتباطات از بین میروند.
کمک کننده وقتی به طرف نگاه میکند چیزهایی در او میبیند که غیر از فقر اوست. تحقیر اجتماعی یا نیاز محبت و هزار نیاز دیگر را ممکن است در او ببیند. بد است که فقط نیازهای بیولوژیک را در انسانها ببینیم. من معتقدم براورده شدن آن نیازهای عاطفی بسیار ارزشمند تر است از نیازهای مادی.
دولتها اگر میخواهند کمک کنند باید چنان نظامهای عادلانهای برقرار کنند که اصلا زمینه کمک گرفتن را از بین ببرند.آنها هر کار دیگری بکنند دارند خودشان را به کوچه علی چپ میزنند.
🔹حکومت اگر میخواهد به مردم خدمت کند فقط یک مهم میتوان برایش متصور شد که چنان نهاد اقتصاد و خانواده و حقوق و ... را برنامهریزی کند که فقر را به صفر برساند. نه این که کاری کند که فقر گسترش یابد بعد به فقیران کمک کنند. اینها دولتهای گدا پرور هستند. دولتها باید فقر زدایی بکنند نه کمک به فقیر.
ان جی او ها باید آنقدر که دولتها در فقرزدایی نا موفق بودهاند را جبران کنند. افراد با کمک کردن به مردم خودشان رشد معنوی پیدا میکنند. ان جی او رشد معنوی نمیکنند چون انسان نیستند. من وقتی کمک میکنم و یک نگاه مهربانانه و عطوفانه به کسی میکنم خودم رشد معنوی پیدا میکنم. امام حسین (ع) را که به نامش هزار خرافه گسترش دادهاند هیچ وقت ازاو نقل نمیکنند که اگر فقیر به در خانهاش میرسید می رفت دست فقیر را میبوسید. یعنی میفهمید که این آدم بیش از آنکه فقر مادی داشته باشد فقر عاطفی دارد. امام حسین با این کارش فقط فقیران را سیر نمیکرد خودش را هم از لحاظ معنوی سیر میکرد. و ما به این توجه نمی کنیم و به نظرمان می آید که چشم تو چشم نشویم.
🔹البته در دنیای بزرگ امروز ارتباط از راه دور چاره ناپذیر است اما چاره ناپذیر را آنقدر که چاره ناپذیر است باید تسلیمش شد. اگر با طرف مقابلم بتوانم مواجه شوم و کمک کنم نباید جور دیگری کمک کنم.
#مصطفی_ملکیان
_______________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی 💻
✅تلاش یک جوان آرژانتینی برای ورود به عالم سیاست
_________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
✅تلاش یک جوان آرژانتینی برای ورود به عالم سیاست
_________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#جیره_شعر شبانه 🌒🌒
#پروین_اعتصامی
بما جهل زان کرد دستان که هرگز
نکرديم با عقل همداستاني
*دستان: فریب
__
کانال مقاله ها 🌷 @eduarticle
#پروین_اعتصامی
بما جهل زان کرد دستان که هرگز
نکرديم با عقل همداستاني
*دستان: فریب
__
کانال مقاله ها 🌷 @eduarticle
📚 #معرفی_کتاب
__________
رمان #کیمیاگر (به پرتغالی: O Alquimista) (به انگلیسی: The Alchemist) اثر #پائولو_کوئلیو، نویسنده مشهور برزیلی، از رمانهای بسیار پرفروش دههٔ پایانی قرن بیستم جهان است. این کتاب در بیش از ۱۵۰ کشور دنیا انتشار و به بیش از ۵۲ زبان ترجمه شده است.
این رمان دربارهٔ چوپانی اسپانیایی به نام سانتیاگو است که در رؤیای خود، محل گنجی مدفون را در حوالی اهرام مصر مشاهده میکند و به قصد تحقق بخشیدن به این رؤیای صادقه که آن را افسانهٔ شخصی خود میخواند، موطنش را در آندلس رها میکند و رهسپار شمال آفریقا میشود. در این سفر پرخطر، با مردی که خود را ملک صدق پادشاه سالم میداند و یک کیمیاگر آشنا میشود و دل به فاطمه، دختر صحرا میدهد. همهٔ این افراد، سانتیاگو را در مسیر جستجویش هدایت میکنند. دست آخر سانتیاگو پس از تحمل سالها سفری طاقت فرسا، گنج را نه در فرسنگها دورتر، بلکه در همان آغل گوسفندانش در سرزمین خود مییابد؛ گنجی بزرگتر که آن را فقط میتوان در درون جست!
در نقدها و بررسیها، این احتمال مطرح شده که رمان کیمیاگر پائولو کوئلیو تحت تأثیر یا با اقتباس از داستانی در دفتر ششم مثنوی معنوی، اثر مولوی نوشته شده باشد. خود اوادعا میکند این رمان را با الهام از داستانی در هزار و یک شب ترجمه خورخه لوئیس بورخس با نام قصه دو رویابین نوشته است که شاید خود الهام بخش مولوی بوده است.
در مواردی کیمیاگر با شازده کوچولو اثر سنت اگزوپری مقایسه شده که در آن، شازده کوچولو سیاره کوچکش را به دنبال کشف چیزهای بزرگتر رها میکند و در پایان پی میبرد که گنج واقعی در سیاره خودش است. شباهتهای زیادی هم بین کیمیاگر و رمان سیذارتا اثر هرمان هسه وجود دارد. گاهی هم این رمان با داستان پسر گمشده انجیل مقایسه میشود.
بخشی از کتاب:
روز به پا میخیزد و بلور فروش، به روال معمول، باز سنگین اضطراب و نگرانی را روی خود حس میکند. سی سال میشد که در آن مغازه به سر میبرد، مغازهای در انتهای کوچه شیبدار که به ندرت یک مشتری از آن میگذشت. حالا برایش خیلی دیر بود که کار را عوض کند…
#رمان
تنظیم : #محمود_حسینی
___________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
__________
رمان #کیمیاگر (به پرتغالی: O Alquimista) (به انگلیسی: The Alchemist) اثر #پائولو_کوئلیو، نویسنده مشهور برزیلی، از رمانهای بسیار پرفروش دههٔ پایانی قرن بیستم جهان است. این کتاب در بیش از ۱۵۰ کشور دنیا انتشار و به بیش از ۵۲ زبان ترجمه شده است.
این رمان دربارهٔ چوپانی اسپانیایی به نام سانتیاگو است که در رؤیای خود، محل گنجی مدفون را در حوالی اهرام مصر مشاهده میکند و به قصد تحقق بخشیدن به این رؤیای صادقه که آن را افسانهٔ شخصی خود میخواند، موطنش را در آندلس رها میکند و رهسپار شمال آفریقا میشود. در این سفر پرخطر، با مردی که خود را ملک صدق پادشاه سالم میداند و یک کیمیاگر آشنا میشود و دل به فاطمه، دختر صحرا میدهد. همهٔ این افراد، سانتیاگو را در مسیر جستجویش هدایت میکنند. دست آخر سانتیاگو پس از تحمل سالها سفری طاقت فرسا، گنج را نه در فرسنگها دورتر، بلکه در همان آغل گوسفندانش در سرزمین خود مییابد؛ گنجی بزرگتر که آن را فقط میتوان در درون جست!
در نقدها و بررسیها، این احتمال مطرح شده که رمان کیمیاگر پائولو کوئلیو تحت تأثیر یا با اقتباس از داستانی در دفتر ششم مثنوی معنوی، اثر مولوی نوشته شده باشد. خود اوادعا میکند این رمان را با الهام از داستانی در هزار و یک شب ترجمه خورخه لوئیس بورخس با نام قصه دو رویابین نوشته است که شاید خود الهام بخش مولوی بوده است.
در مواردی کیمیاگر با شازده کوچولو اثر سنت اگزوپری مقایسه شده که در آن، شازده کوچولو سیاره کوچکش را به دنبال کشف چیزهای بزرگتر رها میکند و در پایان پی میبرد که گنج واقعی در سیاره خودش است. شباهتهای زیادی هم بین کیمیاگر و رمان سیذارتا اثر هرمان هسه وجود دارد. گاهی هم این رمان با داستان پسر گمشده انجیل مقایسه میشود.
بخشی از کتاب:
روز به پا میخیزد و بلور فروش، به روال معمول، باز سنگین اضطراب و نگرانی را روی خود حس میکند. سی سال میشد که در آن مغازه به سر میبرد، مغازهای در انتهای کوچه شیبدار که به ندرت یک مشتری از آن میگذشت. حالا برایش خیلی دیر بود که کار را عوض کند…
#رمان
تنظیم : #محمود_حسینی
___________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA