🖌مقاله‌،ویدیو آموزشی
490 subscribers
1.76K photos
1.11K videos
206 files
2.99K links
مجموعه‌ای متنوع از پژوهشها، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی . جهت ارسال مقاله و مطلب با ما تماس بگیرید. مسؤولیت مطالب به عهده نویسنده است .آدرس سایت ما : www.eduarticle.me

تماس با ما :
@mh1342
Download Telegram
آیا ممکن است ایران سوریه شود؟🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
____________
فیس بوک مهرداد فرهمند-

(توجه: این نوشته به معنی پیش بینی من از روند ناآرامیهای کنونی در ایران نیست بلکه قوی ترین احتمالی است که من در مورد از مهار خارج شدن و به خشونت کشیده شدن ناآرامیها می دهم)
می گویند ایران را با سوریه مقایسه کردن خطاست. خیر خطا نیست. قطبی شدن جامعه، خشونت، دخالت خارجی و تروریسم بیماریهای جهانشمولند. همان گونه که بیماریهای بشری سیاه و سفید و آسیایی و آمریکایی و آفریقایی نمی شناسند، این بیماریها هم به هر جامعه مستعدی سرایت می کند. جامعه مستعد بیماری هم یعنی جامعه نا امن و ناآرام. تن بیمار مستعد هر چرک و عفونتی است. مشابه همان چرک و عفونتی که سوریه را گرفت، هر کشور دیگری را هم می تواند بگیرد.
در سوریه و لیبی بر خلاف برخی دیگر کشورهای مسلمان و عرب، بنیادگرایان اسلامی اقبال چندانی نداشتند. نه فرهنگ این کشورها پذیرای سلفی گری و جهادی گری بود و نه پنجه آهنین پلیس به این جماعتها اجازه رشد می داد. در صفوف القاعده هم کمتر سوری و لیبیایی دیده می شد. در دوران انقلاب لیبی که من در این کشور بودم، اصلا شیعه و سنی در این کشور معنی نداشت. در کشوری که عموم مردمش سنی مذهبند، اصلا کسی نمی دانست شیعه و سنی یعنی چه. ریش بلند و بانوی روبنده پوش هم دیده نمی شد. اما درست یک سال بعد در لیبی، هر جا که می رفتیم اولین سوالی که از من و همکار عراقی ام می پرسیدند این بود که شیعه اید یا سنی؟ بازار روبنده و ریش بلند پررونق بود و وابستگان القاعده در حال به دست گرفتن کنترل بنغازی بودند. همه اینها هم لیبیایی بودند و از خارج نیامده بودند. در سوریه هم همین روند طی شد و اکنون تقریبا همه گروههای مسلح مخالف نظام در این کشور را بنیادگرایان اسلامی تشکیل می دهند، با این فرق که برخی را غرب تروریست می داند و برخی را میانه رو.
جامعه ایرانی فرق دارد و مستعد این بیماریها نیست؟ چرا هست. لزومی ندارد حتما پای داعش و القاعده به ایران باز شود. همه ایدئولوژیهای دیگر هم نسخه های رادیکال و خطرناک بدتر از داعش دارند. بالا گرفتن خشونت در جامعه ای قطبی شده و دخالت از خارج می تواند هر کشوری را سوریه کند حتی اگر سوییس باشد. چه برسد به ایران.
آنچه در قهدریجان و ایذه و درود رخ داد در خیلی جاهای دیگر ایران می تواند اتفاق بیفتد. وقتی خونی به زمین ریخته شد دیگر اینکه اصلا تظاهرات بر سر چه بود فراموش می شود و کسی هم دنبال آن نمی رود که ببیند گلوله اول را کی شلیک کرد. خشم و خونخواهی و انتقامجویی با سنگ و چوب و قمه و تفنگ شکاری در برابر لگد و باتوم و ژ - ۳ و کلاشنیکف آغاز می شود و بزودی به آر پی چی و خمپاره و استینگر و راکت می رسد. در هر گوشه و کنار کشور پادگان و پایگاه و اسلحه خانه ای است که کافی است در یکی از آنها باز شود. پشت مرزها هم انبارهای سلاح آماده سرازیر شدن به کشور است و کیست که پشت این مرزها از آشوب در ایران خوشحال نباشد و نخواهد گازی از این سیب بزند؟ یکی همین محمد بن سلمان که خودش علنا گفته معرکه را به داخل ایران می کشاند. ماجراجوییهایی که تاکنون در منطقه کرده، از محاصره قطر تا گروگانگیری سعد حریری نشان داده که دربند عاقبت اندیشی نیست.
می گویید ایران زمینه خشونت ندارد؟ خیلی خوب هم دارد. تا اینجا شمار قربانیان این نا آرامی که هنوز هم آن را در خور نام جنبش ندانسته و خیلی هم جدی اش نگرفته اند، کم بوده؟ وای به اینکه جدی شود. نظامی بر سر کار است که جمع کثیری را از آلونکهای حاشیه شهر به برجهای الهیه و از الاغ به پورشه و فراری رسانده. کسانی که به خواب نمی دیدند روزی کارمند ساده اداره ای شوند،‌ وزیر و وکیل شده اند و قوم و خویش را که هیچ، حتی پسرخاله دختر دایی گربه همسایه شان را هم از ته آغلهای دارقوزآباد پشت کوه آورده و صاحب ویلای شمال و ماشین سانتافه کرده اند. اینها آیا حاضرند به این راحتی از قدرت دست بکشند؟ادامه👇🏼 @eduarticle
ادامه مطلب پست قبلی 👆🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
این سوی معرکه تا بن دندان مسلح به انواع ابزار سرکوب است و آن سو،
جمعیتی است خشمگین که چیزی برای از دست دادن ندارد. در لابلای این جمعیت خشمگین هم یکی می خواهد رضا شاه را سر کار بیاورد، دیگری دنبال دیکتاتوری پرولتاریاست، آن یکی آنارشیست است این یکی فاشیست. فردا قومیتچی ها هم سر می رسند و گل به سبزه آراسته می شود و هر دولت همسایه و قدرت کوچک و بزرگی پشت یکی شان می ایستد.
دقت داشته باشید که صاحبان این اندیشه ها قرار نیست در آرامش و فضائی دموکراتیک دور هم جمع شوند و بر سر تقسیم قدرت گفتگو کنند و ساز و کاری هم برای پیشگیری از خشونت برقرار سازند. بلکه ابتدا محیط نا آرام و خشن است که شکل می گیرد و بعد گروهها با اندیشه ها و اهداف گوناگون در این فضا، مجال ظهور و رشد می یابند. اگر برعکس بود که اصلا جنبش اعتراضی به راه نمی افتاد و کار به اینجا نمی کشید.
می گویید ایران مستعد حضور داعش نیست. اصلا کی از داعش حرف زد؟ خشونت منحصر به داعش نیست. همه اندیشه های راست و چپ در طول تاریخ نشان داده اند که از داعش کم نمی آورند. در محیط خشونتزده هم خشنها و فرصت طلبان حاکمند و حرف اول و آخر را کسی می زند که سلاح به دست دارد نه قلم. این ابوفلانها و ابوبهمانها در سوریه که هر کدام عده ای را دور خود جمع کرده و سلاح از قطر و عربستان و ترکیه و آمریکا گرفته و نام یکی از یاران پیامبر را رویشان گذاشته اند، فکر می کنید از مسجد و حوزه علمیه بیرون آمده اند؟ خیر. پرونده هر کدام را بررسی کنی می بینی پیش از اینکه انقلاب در زندانها را باز کند، به جرم راهزنی و قوادی و آدمکشی و زورگیری در حال آب خنک خوردن بودند و در عمرشان یک رکعت نماز نخوانده بودند اما حالا کسی را که نمازش دیر شود شلاق می زنند. در همین لبنان کسی به نام احمد اسیر بود که سرکرده جهادیها شد و با ارتش جنگ راه انداخت و بعد به سوریه گریخت و به داعش پیوست. فکر می کنید قبلش چکاره بود؟ در کاباره برای رقاصه ها تنبک می زد. لابد حالا هم اگر تنبک دست کسی ببیند سر از تنش جدا می کند.
در مملکت ما که جولانگاه فرصت طلبان است فکر می کنید چنین پدیده هایی رخ نخواهد نمود؟ دوستی می گفت آنهایی که حسینیه آتش زدند خودشان تا دیروز ندای لبیک یا حسینشان به هوا بود. دوست دیگری تعریف می کرد که در راهپیمایی مخالفان اعدام در تورنتو می گفتند این آخوندها را باید از درختها حلق آویز کرد. پس بعید ندانید که آسید ابوالفضل که تا دیروز مداح حسینیه محل بود و برای جده اش فاطمه زهرا اشک می گرفت، نام خودش را کامبیز بگذارد و فروهر به گردن بیندازد و گردان متوسلین به هوخشتره را در جنگ با آتیلا فرماندهی کند که تا دیروز نامش آقامعلی بود و همراه با دیگر اوشاقلار بسیج اردبیل، پان ترکها را کتک می زد اما امروز فرمانده قشون گرگهای خاکستری است.
تاریخ همین سی و چند ساله ما نشان داده که ما آن قدر فرصت طلب داریم که می توانیم به تمام جهان صادر کنیم. عقلای قوم و اهل آشتی و گفتگو دراین معرکه جایی ندارند. اگر وسط بیفتند زیر دست و پا له می شوند. کجا سراغ دارید که عاملان خشونت پیش از آنکه همدیگر را آن قدر زده باشند که دیگر نای پایداری برای هیچکدامشان نمانده باشد، تن به گفتگو داده اند؟ پس دم زدن از اینکه ما با فرهنگیم و اهل گفتگو، بی معنی است. دور و برتان را نگاه کنید. همه مان با فرهنگ و اهل گفتگو نیستیم.
می گویند ایران را با مصر و تونس مقایسه کن نه با سوریه و لیبی. این مقایسه خطاست به یک دلیل بزرگ: دخالت خارجی و خشونت داخلی. در مصر و تونس، آمریکا و فرانسه و قطر و عربستان و ترکیه وارد نشدند و اسلحه و نیروی مسلح خارجی نریختند. در مصر و تونس پیش از آنکه کار به خشونت فراگیر بکشد، ارتش مانند سد حایلی وارد عمل شد و اوضاع را تحت کنترل درآورد. در ایران، سپاه خودش یک سر دعواست و از ارتش هم نمی توان انتظار داشت که به جنگ سپاه برود، اگر برود جنگ داخلی تمام عیاری می شود که باید بگوییم صد رحمت به سوریه. در اینکه قدرتهای خرد و کلان هم مانند گرگ به گله بزنند که فکر نکنم کسی تردیدی داشته باشد.
ایران نه تنها استعداد سوریه شدن را دارد که از سوریه بدتر هم می تواند بشود. ایران کشوری است پرتنوع که زیبایی اش به همین رنگارنگی در جغرافیا و آب و هوا و فرهنگ و زبان و مذهب و لباس و غذا و اندیشه است. رنگهای این رنگین کمان را اگر کسی چوبی به دست بگیرد و با خشونت به هم بزند حاصلش خاکستری چرک است. @eduarticle
✔️عامل اصلی شورش‌ها چیست؟
—----------------
✅«ناشنوایی» چپ و راست؛ عامل اصلی شورش‌ها
مرتضی کریمی
بازنمود حوادث اخیر در رسانه‌ها و جراید اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان متاسفانه همانی است که بود. هیچ چیز تغییر نکرده است. اصول‌گرایان بنا به روش‌های نخ‌نماشده‌ی قبلی این اتفاقات را به آمریکا و اسرائیل نسبت می‌دهند. اصلاح‌طلبان نیز با دست‌های خالی‌تر از همیشه آن را دسیسه‌هایی از طرف اصولگرایان به منظور تضعیف دولت مستقر و بعد از سراسری شدن آن «مجموعه‌ای از خشم‌های بی‌هدف اما به‌حق» بازنمود می‌کنند.
⭕️ اعتراضات چگونه شروع شد؟
گرانی تخم‌مرغ آغازگر اعتراضات نبوده است. ریشه‌ی این اعتراضات نه از این یا آن اتفاق بلکه بر اثر این مسئله است که تمامی اقشار، طبقات، اصناف، جنسیت‌ها و افراد احساس می‌کنند توسط حاکمیت و احزاب چپ و راست مورد «ناشنوایی» واقع شده‌اند. شعارهایی که در تجمع‌ها از طرف مردم داده می‌شود از طرفی نمایانگر خستگی و استیصال آنها از وضع موجود و ترس از ادامه‌ی آن، و از طرف دیگر نگرانی‌ها و دلمشغولی‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آنهاست.
اگرچه دخالت نیروهایی از داخل (مخصوصا در شروع این حوادث) و خارج از ایران در تعیین این شعارها یا جهت دادن به آن‌ها انکارناپذیر است اما توجه داشته باشیم به گواه بسیاری از نظریه‌های اخیر در جامعه‌شناسی مردم عروسک‌های منفعلی برای خیمه‌شب‌بازی این و آن نیستند. حتی ممکن است این افراد با قرار گرفتن در میان جمع‌ها تا حدودی اراده خود را از دست بدهند اما آنها قدرتِ شنیدن، تحلیل‌کردن، انتخاب‌کردن و رفتار مستقل را دارند. بنابراین حتی خنده‌دارترین شعارها از ظن روشنفکرانِ پشت کرسی‌نشین، بیانی صادقانه از فکر و اندیشه و آرمان این افراد جان بر لب رسیده است. این اعتراضات درست از جایی شروع شده است که یک فرد عادی در ابعاد مختلف زندگی روزمره‌ی خود احساس کرده است که «ناشنوایی» بر او روا شده، و هرگز امکان شنیده شدن حرف و درد او، نه از طریق شعارهای اصولگرایان نه از مسیر نامعلوم اصلاح‌طلبان، ممکن نبوده است.
⭕️ معترضان چه کسانی هستند؟
معترضان برخلاف آنچه بازنمود می‌شود از یک طبقه یا قشر یا سن خاص نیستند. معترضان تمام کسانی هستند که احساس می‌کنند از نظر سیاسی حق انتخاب سرنوشت خود را ندارند. این افراد همان کسانی هستند که حتی در آخرین انتخابات، با هوشیاری و در یک انتخاب استراتژیک، روحانی را سر کار آوردند، اما احساس می‌کردند که این شخص منتخب واقعی آنها نبوده و از کفایت، دانش، شجاعت و صداقت لازم برای «شنیدن» آنها برخوردار نیست. گروه‌های تندرو هم تمام تلاش خود را برای ثابت کردن این مسئله به مردم به کار بستند.
معترضان افراد متخصصی هستند که احساس می‌کنند نمی‌توانند دانش و مهارت خود را در جامعه به کار انداخته و حاصل نتیجه یک عمر تلاش و کوششان را در عمل دیده و از کار خود لذت برده و در مسیر حرفه‌ای‌شان پیشرفت کنند، در حالی که می‌بینند افراد بدون تخصص و مهارت لازم موقعیت‌های شغلی حساس را اشغال می‌کنند.
معترضان کارگرانی هستند که در تولید خود سهم نداشته و از حداقل دستمزد، امتیازات و مزایای کاری برخوردار نیستند و وقتی که برای احقاق حقوق معوقه خود به شکل قانونی جمع می‌شوند جوابشان قانونی داده نمی‌شود و در حالی که هر روز اخبار اختلاس‌های بزرگتری را از رسانه‌ها می‌شنوند.
معترضان زنانی هستند که احساس می‌کنند تمایلات، علایق و سلایق آنها نه تنها در اداره و مدیریت جامعه نقشی ندارد بلکه در زندگی شخصی خودشان نیز اختیار ندارند. آنها احساس می‌کنند که صدای آنها توسط مسئولانی که با رای آنها در راس امور نشسته‌اند هم شنیده نمی‌شود. و خلاصه آنکه این افراد کسانی هستند که در زندگی روزمره و شخصی خود و در انجام امور ابتدایی با سیستم دچار استهلاک و اصطکاک شده‌اند. ادامه مطلب👈 https://eduarticle.me/?p=3349
___
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
📚 80درصد داستان کودک باید سرگرم‌کننده باشد 📚
—------------
گفت‌و‌گو با فرهاد حسن‌زاده نویسنده پیشکسوت ادبیات کودک و نوجوان:

مریم شهبازی روزنامه ایران
برای اغلب گروه‌های سنی نوشته و خودش را محدود به هیچ ژانر و سبکی نمی‌داند، با این همه در آثارش طنز حضوری جدی دارد و معتقد است می‌توان از آن به عنوان پلی میان مخاطب و اثر بهره گرفت. فرهاد حسن‌زاده از جمله نویسندگانی است که آثار بی‌شماری از او روانه بازار کتاب شده. نوشتن را با نگارش نمایشنامه‌ای در نوجوانی آغاز کرد و نخستین کتابی هم که از او منتشر شد در سال 70 و با عنوان «ماجرای روباه و زنبور» بود. یکی از ویژگی‌های جالب توجه درباره این نویسنده و روزنامه نگار 55 ساله این است که به داستان‌ها و رمان‌هایش اجازه می‌دهد خودشان ژانر و گروه سنی مناسب را بیابند! آنطور که ابتدا نوشتن را آغاز می‌کند و بعد هم می‌گذارد اثر مورد نظرش به مسیر دلخواهش برود. موضوع جنگ هم در نوشته‌هایش جایگاه خاصی دارد، البته نه به آن شکلی که اثر گرفتار شعارزدگی و انتقال پیام‌هایی تکراری شود بلکه در تلاش است تا به جنگ از منظر آسیب‌های اجتماعی و روانی‌اش بپردازد. این مسأله به واسطه تجربه شخصی‌اش از جنگ و مهاجرت اجباری از آبادان به تهران است که در داستان‌ها و رمان‌هایش رنگ و بویی قابل مشاهده دارد. برای انتشار بیش از 80 اثر که حدود 50 عنوان از آنها برگرفته از واقعیت هستند موفق به کسب جوایز متعددی شده که از جمله آنها می‌توان به عنوان برگزیده جشنواره‌های «سروش نوجوان»،«کتاب سال جمهوری اسلامی ایران»، «کتاب‌های آموزشی رشد»،«انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک»،«جشنواره مطبوعات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان»،«مهرگان» و« قلم زرین» اشاره کرد. آثار حسن‌زاده به زبان‌های انگلیسی، مالایی، چینی و بتازگی هم به ترکی استانبولی ترجمه شده‌اند. او برای سال 2017 از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عنوان نامزد جایزه آسترید لیندگرن و برای سال جدید میلادی هم از سوی شورای کتاب کودک به عنوان نامزد جایزه‌های هانس کریستین آندرسن و آسترید لیندگرن معرفی شده است. او هم‌اکنون مسئولیت نشریه دوچرخه نوجوان روزنامه همشهری را برعهده دارد.
ادامه مصاحبه دربانک مقاله های آموزشی وفرهنگی👈 https://eduarticle.me/?p=3358
—---------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Forwarded from الف‌بآ
🔹تفکر مراقبتی کودکان در قبال حیوانات

سحرسلطانی

یکی از مهمترین توصیه‌ها برای بهبود توانمندی‌های ارتباطی کودکان نسل آپارتمانی، حضور آنها در مدارس طبیعت و مزرعه‌های پژوهشی کودک‌محور یا داشتن حیوان و گیاه خانگی است. حضور یک موجود زنده توان ارتباطی کودک را ارتقا می‌دهد، مسئولیت‌پذیری، عاطفه‌ورزی، توجه به دیگری و حمایت از او را آموزش می‌دهد. مهیا شدن چنین امکان‌های خوبی که کودکان بتوانند از حضور حیوانات خانگی مانند ماکیان و دام و طیور بهره ببرند اتفاق فرخنده‌ای است که باید به فال نیک گرفت از سویی گزارش‌های تسهیلگران و مربیان می‌گوید عدم مهارت ارتباطی کودکان با حیوانات مدرسه‌های طبیعت، منجر به حیوان‌آزاری می‌شود و انفعال والدین در اتخاذ رویکرد مناسب هم مساله‌ای است که نمی‌توان نادیده گرفت و می‌تواند به امری ضد تربیتی بدل شود. گزارش‌هایی از فشردن تا حد مرگ جوجه‌ها و خرگوش‌ها، پرتاب چوب و سنگ برای گوسفند و اسب‌ها و کشیدن و شوت کردن بچه گربه‌ها، شکستن صدف حلزون‌ها و بیرون کشیدن ماهی‌ها از آب و مواردی که منجر به مرگ حیوانات شده‌اند.

حال باید یک سوال مهم را از خود بپرسیم پیش از مواجهه کودکان با حیوانات زنده چه مفاهیم و مهارت‌های مراقبتی را باید به آنها آموخت؟

🔺حیوانات اسباب بازی نیستند بلکه جاندارند.

کودکان تا پیش از ۳ سالگی درک شفافی از تفاوت حیوانات با عروسک‌های حیوانی خود ندارند. بنابراین لازم است مفهوم زنده‌بودن را با مصادیق مکمل برای کودک شرح دهیم؛ مثلا گرم بودن بدنش، غذا خوردن و بیدار شدنش، صدا داشتن و بچه‌دار شدنش، ادرار کردن و حرکت کردنش و…

🔺حیوانات احساس دارند، می‌ترسند، خسته یا عصبانی می‌شوند.

کودکان بعد از شناخت مولفه‌های احساسی خود مانند غم و شادی، ترس و خشم و خستگی می‌توانند به درک اینکه حیوانات هم احساس دارند نزدیک شوند. با کمک قصه‌هایی با شخصیت حیوانی و نمایش خلاق با محوریت این موضوع می‌توان درک احساسات داشتن حیوانات را برای کودکان درونی کرد.

🔺انسان صاحب حیوانات نیست بلکه دوست آنهاست.

برخی از والدین اشرف بودن انسان بین مخلوقات را به معنای اینکه انسان سرور و صاحب سایر مخلوقات است درک کرده و به کودک منتقل می‌کنند. در حالی‌که اشرفیت اسنان منوط به قوه عقلانیت اوست و به معنای بی‌ارزشی طبیعت و حیوانات نیست. به کودکان توضیح بدهیم با کمک قوه عقل می‌توانیم دوست و مراقب حیوانات باشیم.

🔺حیوانات حریم خصوصی دارند.

حیوانات هم مثل انسان نیاز به خانه دارند. آشیانه‌ها و لانه‌ها و محل زندگی حیوانات را به آنها نشان داده و توضیح دهیم این حریم خصوصی آنهاست و ما نمی‌توانیم مدام در آنجا سرک بکشیم و آرامش حیوانات را از آنها بگیریم.

🔺حیوانات هر چیزی را نمی‌خورند.

شناخت اینکه هر حیوانی چه چیزی می‌خورد و ظرفیت مشخصی دارد از مهارت‌هایی است که باید به کودک آموزش داد.

🔺برای نوازش حیوانات باید اجازه گرفت و روش‌های نوازش آنها را آموخت.

برای کودکان توضیح دهیم برخی حیوانات نوازش گریزند و برخی به نزدیکی و بغل شدن توسط انسان علاقه‌مند هستند. اول باید بدانیم چه حیوانی پذیرای نوازش است و بعد باید نوع نوازش ملایم و با آرامش را به او یاد دهیم تا مثل عروسک‌ها حیوانات را نچلانند و فشار ندهند.

🔺هر حیوانی ابزار دفاع از خود را دارد.

به کودکان بگوییم حیوانات از خود دفاع می‌کنند نیش یا پنجول یا دندان تیز و نوک دارند. برای نزدیکی به آنها باید بدانیم ممکن است دوست نداشته باشند و از خود دفاع می‌کنند.

این نکات منجر به گفتگوی والدین و مربیان با کودکان می‌شود و ادراک آنها نسبت به طبیعت را توسعه می‌دهد. شناخت تفاوت‌ها و شباهت‌های حیوانات و طبقه‌بندی آنها و از منظر آنها جهان را دیدن و توصیف کردن در برنامه فبک طبیعت که ذیل فلسفه برای کودکان است طراحی شده و به والدین و تسهیلگران کمک می‌کند کودکان را با شناخت طبیعت همراهی کنند نه بازی و لذت ابزارگونه.

در یادداشت‌‌های بعدی تکنیک‌ها و نکات مهم در خصوص فبک طبیعت را مرور خواهیم کرد.
https://goo.gl/X6gu7Y
Audio
#جیره_موسیقی شبانه🎼🎼🌒🌒
به رنگ آسمان
خواننده: #حجت_اشرف_زاده
🌹🌹
کانال مقاله ها @eduarticle
‌‌‏ 🌀نسلی که کوچک‌ترین تجربه‌ای ندارد
—-------------
در ارتباط با حوادث روزهای اخیر کشور یک فایل صوتی از کلاس درس «یوسف اباذری» جامعه‌شناس برجسته کشور منتشر شد که تحلیل‌های این استاد دانشگاه تهران را در این رابطه نشان می‌دهد. او در بخشی از صحبت‌هایش گفته است: مردم را از گذشته‌شان قطع کردند. دوره شاه به یک دوران کارتونی تبدیل شد. فیلم‌هایی که در این دوران ساخته می‌شد مثلا در مورد ساواکی بود که مردم دستش می‌انداختند.

دهشت ساواک از بین رفت و باور اینکه چطور ساواک آدم‌ها را سلاخی می‌کرد از بین رفت. در عوض گذشته‌سازی انجام داد که اصلا وجود نداشت. بعد‌ها وقتی اینترنت آمد، چون در دست نسل جوان بود، محتوا تهی از گذشته تاریخ و سنت شد. جوانان فقط در این فضا به تولید سرگرمی پرداختند، در نتیجه برخی از جوانان در اعتراضات اخیر برای بازگشت شاه شعار دادند غافل از اینکه رژیم شاه در دوره خود، سلاخ‌ترین و دهشتناک‌ترین رژیم جلاد، کثافت و آدمکش در جهان بود. نسل جدید ارتباطی با نسل قبل ندارد. من نمی‌دانم ماجرا چیست و فقط مشخص است که مردم الان ناراضی‌اند. فقط یک جوانی که هیچ‌چیز از تاریخ خود نمی‌داند می‌تواند برود و شعار دهد که شاه برگردد، چون اگر فقط به بازخوانی تاریخ مشروطه مراجعه می‌کرد متوجه می‌شد که انقلابیون به‌دنبال محدود و مشروط کردن قدرت شاه می‌گشتند. جالب است که برخی از این جوانان در مسجد گوهرشاد که سمبل دیکتاتوری رضا شاه است، می‌گویند رضا شاه روحت شاد؛ فقط نسلی می‌تواند چنین کاری کند که هیچ‌چیز از تاریخ نمی‌داند. یک طرف ماجرا آموزش و پرورش است که تاریخ را طور دیگری روایت می‌کند که موردپسند باشد. تنها چیزی هم که در دسترس مردم است شبکه «من‌و‌تویی» است که از فرح یک بانوی شهیر مظلوم می‌سازد.»

او در بخش دیگری از صحبت‌هایش می‌گوید:« وقتی انتقال تجربه به نسل بعد را محدود می‌کنید نتیجه‌اش این می‌شود که می‌بینید. اگر مردم را در خلأ رها کنید نتیجه چیزی جز دهشت نخواهد بود که در چند روز اخیر آن را دیدید.» او با اشاره به اینکه مالباخته‌ترین مردم در مشهد هستند و حق هم دارند اعتراض کنند، می‌گوید: « تجربه سیاسی قبل از مشروطه تا به حال به مردم منتقل نشده است. حاصل این کار این است که می‌بینید. نسلی که به خیابان می‌رود هیچ تجربه‌ای در مورد تاریخ ایران ندارد.حزب می‌تواند در جامعه‌ای وجود داشته باشد و کماکان چنین فاجعه‌ای در آن اتفاق بیفتد. چامسکی در آخرین مصاحبه‌اش گفت که حزب جمهوریخواه آمریکا خطرناک‌ترین سازمان در طول تاریخ بشر است. برای اینکه کمر همت به نابودی بسته است.

۲۰‌سال دیگر زمینی وجود ندارد. » همچنین این استاد جامعه‌شناسی در پاسخ به دانشجوی دیگری که می‌گوید منافع طبقات فرودست را که به خیابان آمده‌اند هیچ‌یک از احزاب نمایندگی نمی‌کنند؟ پاسخ می‌دهد:« منظورم این است که اگر نماینده داشته باشد آن نماینده صدایی برای اعتراض ندارد. نمایندگان احزاب در بحث اینکه من بهترم تو بهتری گلوی هم را پاره می‌کنند. می‌خواهم بگویم اگر انتقال تجربه‌صورت نگیرد، انگار کودکی هستی که تازه به دنیا آمده‌ای. دنیا را همانگونه که هست می‌پذیری با همان اطلاعاتی که به تو می‌دهند. همین فاجعه به بار می‌آید. نسلی که کوچک‌ترین تجربه‌ای ندارد.»
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🔹گفت وگوی بین نسلی؛ ضرورت امروز
—----------------
کارشناسان در گفت و گو با همشهری از اهمیت توجه به خواسته‌ها و مطالبات جوانان می‌گویند

«گفت‌وگوی بین نسلی» یکی از اصلی‌ترین نیازهای امروز کشور است. حوادث روزهای اخیر در برخی از شهرها و اعتراضات صورت گرفته که براساس گفته سردار ذوالفقاری، معاون وزیر کشور 90درصد دستگیرشدگان در آن زیر 25سال سن دارند، اهمیت این موضوع را بیش از قبل مورد تأکید قرار می‌دهد. این یک واقعیت است که ما در کشور شاهد شکل‌گیری شکاف‌های عمیق بین طبقات اجتماعی و نسل‌ها هستیم؛ موضوعی که اگر حتی در نهاد خانواده هم آن را دنبال کنیم به خوبی شاهدش خواهیم بود چه رسد به نهاد حاکمیت. امروز در کشور ما بین نسل دهه 70، 80 و 90که آینده سازان کشور محسوب می‌شوند (کودکان، نوجوانان و جوانان) هیچ‌گونه ارتباطی با نسل‌های پیش از آنها و بدنه نهادهای حاکمیتی (از دولت گرفته تا ساختارهای دیگر) که از نسل اول و دوم انقلاب هستند، وجود ندارد و حاصل این موضوع شکل‌گیری یک شکاف است که می‌تواند چالش‌های بسیاری را برای آینده کشور به همراه داشته باشد. ما در آستانه ورود به دهه چهارم انقلاب با جوانانی روبه‌رو خواهیم بود که مطالبات بسیاری دارند، شغل، تحصیل، مسکن، ازدواج، نیاز به امید به آینده، شادی و... و پاسخگویی به این خواسته‌ها بدون شکل‌گیری گفت‌وگوی بین نسلی امکان پذیر نخواهد بود.

صحنه تداوم نسلی در هر جامعه‌ای رو به توسعه و پیشرفت همچون میدان «دو تیمی و امدادی» است، رقابتی که افراد حاضر در آن با پایان هر دور گردش، چوب را به‌دست هم گروهی خود می‌دهند تا مسیر را ادامه دهد، در این میدان ارتباط و هماهنگی حرف اول را می‌زند و برای رسیدن به این موضوع گفت‌وگو موضوعی کلیدی است. شنیدن خواسته‌ها و توجه به مطالبات #جوانان و نسل‌های آینده کشور امروز باید به یکی از اولویت‌های اصلی کشور تبدیل شود و پیش از اینکه فاصله‌ها و شکاف‌های جدی در نسل‌ها شکل بگیرد، باید با تعامل و گفت‌وگوی بین نسلی جلوی آن را گرفت.[عناوین گفتگو👇]

🔺 مطالبات جوانان در اولویت قرار گیرد

🔺 جوانان آینده را مطالبه می‌کنند

🔺حق پرسشگری جوانان را به رسمیت بشناسیم

متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی👈 https://eduarticle.me/?p=3368
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی 💻
درمان مشکلات روحی و رفتاری #دانش_آموزان در مدرسه با استفاده از حیوانان . گزارشی از ایرلند

↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
‌‌‏ 🔺تبعات روانی شیفتگی به تایید در شبکه‌های اجتماعی بر نوجوانان
—---------------
کمیسر امور #کودکان و #نوجوانان انگلستان از مدارس این کشور خواست که برای مقابله با صدمات احساسی شبکه‌های اجتماعی بر دانش‌آموزانی که از مقطع ابتدایی به دبیرستان می‌روند، نقش موثرتری داشته باشند.

آنی لانگفیلد، می‌گوید: "تعداد زیادی از دانش‌آموزان در این مقطع سنی دچار اضطراب و تزلزل هویت می‌شوند و شیفته لایک ها و نظرات تاییدکننده هستند."

تحقیقات او نشان می‌دهد که نوجوانان ۹ تا ۱۲ ساله به سختی می‌توانند با چنین تاثیری مقابله کنند.

او گفت که دولت در حال مذاکره با مدارس است تا به طور رسمی ایمنی در شبکه اینترنت آموزش داده شود.

گزارشی درباره تاثیرات شبکه‌های اجتماعی بر کودکان ۸ تا ۱۲ ساله نشان می‌دهد که بسیاری از کودکان به شدت وابسته به "لایک‌ها" و نظرات بقیه کاربران هستند و آن را نوعی تایید اجتماعی می‌دانند.

بر اساس این گزارش وقتی کودکان از مرحله دبستان به دبیرستان می‌روند، در حقیقت انگار "به لبه یک صخره" می‌رسند و در این سن ناگهان شبکه‌های اجتماعی برایشان در زندگی مهمتر می‌شود.

در این گزارش نمونه حرف‌های ۳۲ دانش‌آموز ۸ تا دوازده ساله آمده است. از جمله:

آیرون ۱۱ ساله می‌گوید: "اگر من ۱۵۰ تا لایک بگیرم خیلی باحاله، این یعنی آنها من را دوست دارند."

آنی، ۱۱ ساله می‌گوید: "عکس‌هایم را ادیت می‌کنم تا مطمئن بشم که خوشگل به نظر می‌رسم."

حسن ۸ ساله می‌گوید: "مادرم مدام از من با اسنپ چت عکس می‌گیرد، من این کار را دوست ندارم. حتما دوست ندارید که فامیل و دوستان‌تان از شما عکس بگیرند و منتشر کنند."

برادی ۱۱ ساله می‌گوید: "من یک دختر خیلی باحال را در شبکه های اجتماعی دنبال می‌کنم، او همه چیزهایی که دلم می‌خواهد را دارد، هدفم این است که مثل او بشوم."

خانم لانگفیلد، از مدرسه‌ها و والدین خواست که کودکان را برای برخورد با "خطرات بارز" شبکه‌های اجتماعی در دوران دبیرستان آماده کنند؛ بخصوص که در این مقطع سنی است که اغلب آنها گوشی موبایل دارند.

"کودکان و نوجوانان در این سن به دنبال جمع کردن لایک هستند، به دنبال تایید دیگران هستند و به شدت نگران و مضطرب بودن یا نبودن در اینترنت هستند و احساس می‌کنند که نمی‌توانند رابطه‌شان را با جریان شبکه‌های اجتماعی قطع کنند چون به حضور اجتماعی آنها ضربه می‌زند."

با وجود آن که اغلب شبکه‌های اجتماعی محدودیت سنی ۱۳ سال را برای استفاده کاربران تعیین کرده‌اند اما گزارش‌ها نشان می‌دهد که سه چهارم کودکان ۱۰ تا ۱۲ ساله در این شبکه‌های اجتماعی حساب کاربری دارند.

به گفته خانم لانگفیلد، حضور در شبکه‌های اجتماعی در حالیکه مزایای بسیاری برای کودکان دارد اما همزمان می‌تواند آنها را از نظر احساسی به شدت در خطر قرار دهد.

مادر یک نوجوان ۱۵ ساله می‌گوید که پسر نوجوانش دوست دارد که از چیزهایی که می‌خرد، عکس بگیرد و عکس آن را برای دوستانش منتشر کند : "نگاه کنید من چی دارم، نگاه کنید من چه کار می‌توانم بکنم."

پدر یک نوجوان هم به استفاده خودش از شبکه های اجتماعی اشاره می‌کند و می‌گوید: "وقتی خودم از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنم، نمی‌توانم به آنها بگویم که استفاده نکنند."

مادر و پدرها چه کار می‌توانند بکنند؟
یکی از مسئولان انجمن کودکان انگلستان، از پدر و مادرها خواست که با بچه‌هایشان درباره سایت‌ها و اپلیکیشن‌هایی که استفاده می‌کنند، رو در رو صحبت کنند.

"حتی می‌شود با هم فهرست دوستان آنها را با آنها مرور کنید و از آنها بپرسید که اشخاص مختلف را از چه راهی می‌شناسند."

رئیس بخش "امنیت کودکان در اینترنت" موسسه خیریه "ان‌اس‌پی‌سی‌سی" می‌گوید که حرف زدن با بچه‌ها درباره فعالیت‌های آنلاین آنها، باعث می‌شود که آنها احساس کنند در صورتی که مشکلی یا نگرانی دارند می‌توانند روی مادر و پدرشان حساب کنند.

او می‌گوید که لازم است به بچه‌هایمان یادآوری کنیم که اغلب افراد تصویر مطلوبتری از زندگی خود را در شبکه‌های اجتماعی به تصویر می‌کشند و آنها نباید برای دست یافتن به چنین زندگی کامل و بدون عیب و نقصی خود را تحت فشار بگذارند.

مسئول یک سازمان خیریه هم که در زمینه مسائل روانی کودکان فعالیت می‌کند، می‌گوید که این وظیفه پدر و مادرهاست که درباره شبکه های اجتماعی به بچه هایشان آموزش بدهند.

او می‌گوید: "ما باید به نسل جوان کمک کنیم که بفهمند که ارزش‌های آنها فراتر از لایک‌ها، پسندیده شدن و نظرات منتشر شده در #شبکه_های_اجتماعی است."

bbc
___
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_خبری 💻
#انیمیشن دیربن دیرین در باره فیلترینگ
"فیلتر مهربان "

↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
‌‌‏ 📚بیشتر از یک ساعت درس نخوانید!
—---------------
یک متخصص طب فیزیکی گفت: #مطالعه طولانی مدت و بیش از یک ساعت می‌تواند به عضلات کمر و گردن آسیب برساند.

دکتر کامبیز خاموشیان در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه مطالعه مطلوب چند شرط اصلی نیاز دارد، گفت: مکان مطالعه باید آرام بوده و موجب حواس پرتی نشود؛ چرا که حواس پرتی موجب حرکات اضافی بویژه در کودکان شده و همین امر کمردرد و گردن درد را برای دانش آموزان به همراه دارد.

خاموشیان افزود: همچنین مکان مطالعه باید نور مناسب داشته باشد تا فرد برای دیدن بهتر مطالب مجبور به خم شدن روی کتاب نشود.

این متخصص طب فیزیکی بهترین شیوه مطالعه را پشت میز نشینی عنوان کرد و افزود: میز و صندلی استاندارد باید قابلیت تنظیم داشته باشد و بهتر است صندلی چرخ دار باشد تا با حرکت فرد بچرخد و از چرخش عضلات پیشگیری کند. ارتفاع صندلی هم باید به حدی باشد که کف پاها به راحتی روی زمین قرار گیرد و از طرفی نیز باید صندلی، دسته داشته باشد.

خاموشیان افزود: همچنین صندلی باید پشت سری داشته باشد تا در وقت نیاز برای استراحت عضلات گردن استفاده شود. در هنگام مطالعه روی میز، افراد باید از ابزار کتابخوان استفاده کرده و برای مطالعه روی کتاب خم نشوند.

این متخصص طب فیزیکی ادامه داد: بهترین مدت مطالعه برای دانش آموزان ۴۵ دقیقه تا یک ساعت و برای افراد بزرگسال نهایتا یک تا یک ساعت و ۱۵ دقیقه است و بهتر است افراد بیش از یک ساعت به صورت مداوم، مطالعه نداشته باشند. مطالعه طولانی مدت و بیشتر از یک ساعت موجب فشار بر عضلات کمر و گردن و بویژه فشار بر دیسک کمر می‌شود.

خاموشیان تاکید کرد: دانش آموزان باید بعد از این مدت مطالعه حتما مدتی در حد حداقل ۱۵ تا ۲۰ دقیقه استراحت داشته باشند.

وی افزود: بهترین روش استراحت، ایستادن یا دراز کشیدن است؛ حالتی که در آن عضلات کشیده شوند، زیرا بعد از یک ساعت مطالعه و خمیدگی عضلات نیاز است عضلات کشیده شوند.


—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
‌‌‏ 🌀بازي کودکانه تلويزيون با واژه « نخبگي»!
—----------------
دکتر مهدي هرمزي*

در حالي‌که نخبگان تراز اول کشور با بحران‌هاي «توليد مقاله سطحي»، «خريد و فروش مدرک» و «تقلب فزاينده علمي» دست به گريبان هستند و مساعت رسانه‌ها را براي اطلاع رساني طلب مي‌کنند، برنامه «حالا خورشيد» با مجري‌گري رضا رشيدپور دست به اقدامي کم‌سابقه زد. رشيدپور مهمان برنامه را که کودکي 10 ساله است، «نابغه»،«صاحب 16 اختراع»،«صاحب سبک در طراحي مفهومي خودرو» ، « دارنده پذيرش از خودروسازهاي جهاني ولوو و تسلا» معرفي مي‌کند و با توجه به اظهارات مهمان برنامه و عدم شفاف‌سازي مجري، بيننده با اين ادعاها روبرو مي‌شود که کودک «مشاور سازمان برنامه و بودجه» است و علاوه بر تخصص در طراحي مفهومي خودرو اختراعاتي نظير « پهپاد عمود پرواز سه وضعيتي»،« در صنايع کشتيراني: قايق تندرو جنگي» و «در صنايع الکترونيک: کنترل چند منظوره تلويزيون هوشمند» اختراع کرده است و چند دانشگاه ايران براي فعاليت بعنوان «استاد» از ايشان دعوت بعمل آورده‌اند !
در اين نکته که در تاريخ نوابغي قابليت منحصر به فرد خود را در کودکي به اثبات رساندند، شکي نيست. به عنوان مثال «موتسارت» در هفت سالگي اولين سمفوني و در دوازده سالگي اولين اپراي کامل خود را نوشت. يا «گاوس» تصاعد حسابي را در هشت سالگي بدست آورد. اما اين دست توانايي‌ها قابل راستي‌آزمايي بودند. تکيه ما در اين يادداشت بر مفهوم «راستي‌آزمايي يک ادعا» ست. به بياني ديگر، موردي که اين حجم از هجوم را روانه اين قسمت از برنامه «حالا خورشيد» کرد، مناقشه غير قابل تاييد بودن ادعاها و عدم تلاش مجري براي شفاف‌سازي مفهوم کلماتي نظير «اختراع»،«استاد»،«طراحي مفهومي» که از زبان کودک جاري مي‌شود، است. شايد تعبير کودک از آن کلمات با آنچه ما برداشت مي‌کنيم تفاوت فاحش دارد. دقت کنيد که اين کلمات بار حقوقي دارند. در هرصورت ما فرض را بر يکسان بودن تعاريف مي‌گيريم. با نگاهي به سايت http://ip.ssaa.ir/Patent/Search.aspx و کلمات کليدي بيان شده اختراعي به نام کودک نيافتم.
اگر منظور کودک از «طراحي مفهومي خودرو»، طراحي يک خودرو با نرم‌افزار است، خوب بود که نشان داده مي‌شد و «صاحب سبک» بودن به صورتي مشخص ديده مي‌شد. نکته‌اي که از صحبت با تعدادي از اساتيد رشته مکانيک داشتم، برداشت کردم تلقي متفاوت آنها از عبارت «طراحي مفهومي» است. از ديد آنها ضرورت بيان و توضيحات نوع قطعات، اجزا، نوع موتور، توان موتور، نقشه و جزييات ديگر است. اگر مهمان برنامه در راستاي اين نوع طراحي مفهومي گام برداشته است، خوب بود که مستندات و شواهد آن بيان مي‌شد؛ چراکه هيچ مستندي براي مخاطبين قابل يافتن نيست که صحت ادعاها را تاييد کند.
ادعاي ديگر دعوت «چند دانشگاه» از ايشان براي «استادي» است. امروز در گوشه گوشه کشورمان انواع و اقسام دانشگاه وجود دارند و بيننده با سوالي ساده از اساتيد و يا کارکنان حتي گمنام‌ترين دانشگاه‌ها به عجيب بودن اين ادعا پي مي‌برد. ادامه مطلب در سایت بانک مقاله ها👈 https://eduarticle.me/?p=3374


—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
‌‌‏ 📚چگونه مي‌توان ايراني بود؟ چگونه مي‌توان ايراني نبود؟
—---------------—
شادروان دکتر #عبدالحسين_زرين‌کوب

تقريبا دويست سال پيش در عهد روشنگري، منتسکيو ـ نويسنده و فيلسوف فرانسوي ـ با لحني طنزآميز و پرکنايه که در سراسر «نامه‌هاي ايراني» او جلوه دارد، سؤالي تفکربرانگيز در دهان از حيرت بازماندة ‏پاريسي‌هاي کنجکاوي گذاشت که درباره ‏شکل غريب و قصه‌هاي حرمسراي دو مسافر ايراني ـ ‌‌ريکا و ازبک ـ از روي تعجب و فضولي پچ و پچ مي‌کردند و با هيجان تمام مي‌پرسيدند:
«چگونه مي‌توان ايراني بود؟!»
البته پاريسي‌هاي بي‌خيال وقتي کتاب منتسکيو را کنار نهادند، کنجکاوي خود را هم که در اين مورد شايد خيالي بود، از خاطر بردند و منتسکيو هم در ميان هزار و يک پرسش بي‌پاسخ که درباره ‏نابساماني‌هاي زمانه ‏خويش داشت، اين پرسش را ديگر فراموش کرد؛ اما من از وقتي همچون يک دانش‌آموز در درس ادبيات فرانسه با اين پرسش آشنا شدم، اغلب آن را مثل يک نشانة ‏استفهام پيش نظر داشته‌ام و بارها درباره ‏آن انديشه کرده‌ام.
چگونه مي‌توان ايراني بود؟ بدون شک خون و نژاد در اين مورد عامل اساسي نيست؛ چرا که از دوران هخامنشي تا امروز آنقدر اقوام مختلف از پارسي و سکايي و توراني و يوناني و عرب و تاتار در اين سرزمين به هم آميخته‌اند که تصور خون و نژاد خالص کودکانه است و با اين‌همه نسلهايي که از برخورد اين اقوام در اين سرزمين به وجود آمده‌اند، همواره در ايران و براي ايران زيسته‌اند و اگر از يک نژاد خالص هم مي‌بودند، بيشتر از اين ايراني به شمار نمي‌آمدند.
ادامه مطلب در سایت بانک مقاله های آموزشی فرهنگی👈 https://eduarticle.me/?p=3378

—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
‌‌‏ 🔹ترمزی برای رشد قارچی مدارس تیزهوشان
—------------------
مدارس سمپاد، استعدادهای درخشان یا همان #تیزهوشان عامیانه خودمانی، داستانشان از 30 سال پیش شروع شد با شش مدرسه. این داستان کش آمد تا سال 89 که ایران 300 مدرسه تیزهوشان در گوشه و کنار داشت ولی ناگهان این رقم جهش کرد و رسید به 700 مدرسه که آمار این روزهای ماست.
تصویر ترمزی برای رشد قارچی مدارس تیزهوشان
کارشناسان به این جهش کمی گفتند رشد قارچ‌گونه، موضوعی که چند سالی است زیر پوشش یک چالش، گاهی به حاشیه می‌رود و گاهی به وسط گود،‌ می‌شود متن ماجرا.

دیروز که فاطمه مهاجرانی، سرپرست مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان برای نخستین بار در جمع خبرنگاران حاضر شد، البته این رشد کمی را قارچ‌گونه ندانست فقط گفت مرکز تحت فرمانش به دنبال توسعه عدالت آموزشی است و سعی دارد در نقاطی که مدارس تیزهوشان بیش از حد نیاز است تعداد را کم کند و درعوض در نقاطی که مدرسه کم است، تابلوی مدارس جدید سمپاد را بالا ببرد.

او در پاسخ به جام‌جم، آمار کنونی دانش‌آموزان مدارس سمپاد را 124 هزار و 912 نفر و تعداد مدارس فعال را 693 مورد عنوان کرد و گفت که در این مدارس نزدیک به 40‌هزار دانش‌آموز دختر و حدود 64 هزار دانش‌آموز پسر از پایه هفتم متوسطه تا پیش دانشگاهی درس می‌خوانند.

مهاجرانی گفت آمار فعلی دانش‌آموزان این مدارس کمی بالاست و حدود 3 درصد جمعیت دانش‌آموزی کشور را شامل می‌شود، در حالی که براساس استانداردهای جهانی این درصد جا دارد تا به 6/1 کاهش یابد.

در واقع معاون وزیر آموزش و پرورش با بیان این جملات در لفافه تائید کرد که برای کاهش دانش‌آموزان مدارس تیزهوشان عزمی جدی وجود دارد ولی صریح بیان نمی‌کند چون پیامدهای آن کوچک نیست.

این که دیروز فاطمه مهاجرانی از کاهش جذب دانش‌آموزان پایه هفتم در آزمون ورودی امسال با رضایت نام برد نیز می‌تواند نشانه‌ای بر این قصد باشد.

او خبر داد در این آزمون بیش از250 هزار داوطلب شرکت کردند ولی فقط 15 هزار نفر جذب شدند که در مقایسه با 22 هزار پذیرفته شده سال قبل 7000 نفر کمتر شده است.

عودت غیرتیزهوشان

مهدی نویدادهم، دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش مدتی نه‌چندان دور با انتقاد از رشد فزاینده جمعیت مدارس سمپاد گفته بود دانش‌آموزان این مدارس از فیلترهایی خواهند گذشت و اگر تیزهوش واقعی نباشند به مدارس عادی بازگردانده می‌شوند. ...

ادامه مطلب در سایت بانک مقاله ها👈 https://eduarticle.me/?p=3382


—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
📚معاون آموزش ابتدایی وزیر آموزش و پرورش، قصه‌گویی را ابزار مفیدی برای ارائه آموزش خلاق و جذاب به کودکان دبستانی دانست.قصه‌گویی روشی خلاق و جذاب برای آموزش در دوره ابتدایی است. @eduarticle
🔹شرط آموزش و پرورش برای پذیرفتن «تعطیلات زمستانی»
—----------------
دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش با بیان اینکه در خصوص تعطیلات یک‌ماهه زمستانی مدارس هنوز نظری نداده‌ایم، گفت: سازمان محیط زیست طرحی را از منظر «کاهش آلودگی هوا» برای ایجاد تعطیلات زمستانی آماده کرده است.

به گزارش ایسنا، مهدی نوید ادهم، با بیان اینکه سازمان محیط زیست طرحی را از منظر «کاهش آلودگی هوا» برای ایجاد تعطیلات زمستانی آماده کرده است، اظهار کرد: آموزش و پرورش به مسئله تعطیلات زمستانی از منظر تعلیم و تربیت نگاه می‌کند؛ ما به تعطیلات زمستانی تنها برای کاهش آلودگی هوا نمی‌اندیشیم بلکه به تمام یک سال تحصیلی نگاه کرده و برای مدیریت و استفاده بهینه از زمان برای تحقق اهداف آموزشی و تربیتی چاره اندیشی می کنیم.

وی افزود: آموزش و پرورش خواهان اصلاح تقویم آموزشی کشور است و ما با تعطیلات زمستانی به شرطی موافقیم که مصوبه مجلس برای آغاز سال تحصیلی در مهرماه و پایان آن در اردیبهشت ماه اصلاح شده و اختیار اعمال تغییر در تقویم آموزشی به شورای عالی آموزش و پرورش و هیات دولت واگذار شود تا بتواند زمان آغاز سال تحصیلی را متناسب با شرایط کشور تغییر دهد.

نوید افزود: ما بیش از تعطیلات زمستانی، نگران طولانی بودن تعطیلات تابستانی هستیم که از نظر ما توجیه آموزشی، فرهنگی، تربیتی و حتی اقتصادی و اجتماعی ندارد و باید برای کاهش آن چاره اندیشی کرد.

دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش اضافه کرد: طرحی که تعطیلات یک‌ماهه زمستانی را مطرح می‌کند مربوط به سازمان محیط زیست است اما قطعاً از آموزش و پرورش هم نظر خواهند خواست کما اینکه سال گذشته هم این اتفاق افتاد و طرحی به مجلس فرستاده شد که مورد تایید نهایی قرار نگرفت.

به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، نوید با بیان اینکه شورای عالی آموزش و پرورش در خصوص تعطیلات یک‌ماهه زمستانی مدارس هنوز نظری نداده است، گفت: ما هم قبول داریم که تغییر تقویم آموزشی در کلان کشور تأثیرگذار است و راه‌حل‌های مختلفی می‌توان برای آن پیش‌بینی کرد اما پیش شرط آن، این است که مجلس محترم بپذیرد که مصوبه‌اش برای زمان آغاز سال تحصیلی اصلاح شود.

دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش در پایان تاکید کرد:‌ با توجه به تاثیرات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تعطیلات بر زندگی مردم و فرآیند پیشرفت کشور و با عنایت به پیچیدگی و چند بعدی بودن موضوع، اگر کارگروه مشترکی با حضور نمایندگانی از دولت و مجلس برای بررسی مسئله اصلاح تقویم آموزشی تشکیل شود، می‌تواند کار را بهتر پیش ببرد.
—---------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
‌‌‏ 🔺مدرسه مستعمره #کنکور
—------------------—
عباس کاظمی/ عضو هیأت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی:

یکی از مسائل هرروزه من با فرزندم که به مدرسه ابتدایی می‌رود این است که چگونه فرصت داشته باشد کتاب بخواند، ورزش کند و از زندگی و فراغت خود لذت ببرد. مدرسه در مقابل برنامه عادی زندگی قرار‌گرفته است و نه‌تنها زمان کلاس و درس بلکه زمان فراغت فرزندان را نیز مدیریت می‌کند؛ گویی چیزی را آموزش می‌دهد که به‌کلی جدا از چیزهایی‌است که کودک یا نوجوان برای زندگی عادی به آنها نیاز دارد؛ گویی مدرسه، مزاحم زندگی عادی ماست. همیشه همین‌طور بوده است؛ حداقل تا آنجا که من به یاد دارم، مدرسه همیشه از زندگی بریده و خود را در چهاردیواری‌ آجری‌اش محصور کرده بود. آموزش‌وپرورش در چند سال اخیر تلاش‌‌هایی کرده تا کتاب‌های درسی خود را روزآمد‌تر کند یا استرس امتحان را از روی ذهن بچه‌های دوره ابتدایی بردارد. هرچند اینها اقداماتی نیکو هستند اما همچنان آموزش‌وپرورش نتوانسته از قیدوبند نظام کنکوری که همه زندگی ما را احاطه کرده است رهایی یابد. با اینکه حالا دیگر بسیاری از صندلی‌های دانشگاه‌ها خالی می‌ماند و در بسیاری از رشته‌ها بدون کنکور نیز امکان تحصیل هست، همچنان نظام‌های فرصت‌طلب کنکوری به سیاق گذشته برنامه‌های مدرسه را تحت تأثیر خود قرار داده‌اند و بچه‌های معصوم را درگیر تنش‌های رتبه و تست و عدد و رقابت جایگاه در آزمون‌های تستی می‌کنند. بنابراین اگرچه نظام نمره‌دهی برای کاستن استرس‌ها از روی ذهن کودکان برداشته شده اما مجددا نظام استرسی و رقابتی و وقت‌کشانه و البته بی‌مصرف پیچیده‌‌ای (در قالب آزمون‌های بی‌مصرف بعضی انتشارات خاص و...) ایجاد شده است. اگر نظام نمره‌دهی در پایان ترم یا پایان سال، برای یک بار بود، اکنون نظام‌های تستی و کنکوری، به طور مرتب، چند هفته یک‌بار و آن هم به شکل متمرکز و سراسری برقرار است. بدین‌ترتیب، دانش‌آموزان و خانواده‌های آنها مرتب فرزندان خود را در کل مدارس کشور مورد مقایسه قرار می‌دهند و کودکان از همان ابتدا با مفهوم رتبه، مقایسه، پایین‌تر و بالاتربودن، حسادت، احساس یأس یا حس برتربودن آشنا می‌شوند. جالب است که درگیرشدن در این بازی مستمر، به بخشی از لذت آزاردهنده و رنج‌افزای والدین بر فرزندان‌شان تبدیل شده است. آنها مانند سوژه‌های مطیع و رام نه‌تنها با مدارس همگام هستند بلکه از مدارس می‌خواهند که دانش‌آموزان را ذیل همین سیستم تربیت کنند و بر فرزندان خود فشار می‌آورند که رتبه‌های دلخواه‌شان را به دست بیاورند، در زمان فراغت خود، کمتر بازیگوشی کنند و به مسئله مهم درس بپردازند! ما به سمتی می‌رویم که بچه‌های ما حتی فرصتی آزاد برای کتاب‌خواندن در حوزه‌های دلخواه هم نخواهند داشت. مدرسه در چنین وضعیتی حتی فرصت مطالعه را از بچه‌‌های ما گرفته و بدین‌ترتیب خود را نه به‌عنوان پشتوانه‌ای در کنار جامعه بلکه در برابر جامعه قرار داده است. عناوین آمده در این نوشتار:

🔹عدد و رتبه به جای کلمات و تصاویر

🔹آموزش و انقلاب طولانی

🔹دفاع از جامعه در برابر #مدرسه

فایرابند مقاله‌ای دارد با عنوان «چگونه باید از جامعه در برابر علم دفاع کرد». مقاله با این عبارت شروع می‌شود: «من قصد دارم از جامعه و اعضای آن در برابر همه ایدئولوژی‌ها و ازجمله علم، دفاع کنم. همه ایدئولوژی‌ها را باید در چشم‌اندازی تاریخی نگاه کرد. استدلالش ساده است! تا زمانی که علم به رهایی‌بخشی بشر کمک می‌کند سودمند است اما زمانی ‌که جباریتی برای خود فراهم ساخته و آدم‌ها را ذیل آن جباریت سرکوب می‌کند و زندگی آنها را از محتوا تهی می‌سازد، باید با آن مبارزه کرد». دارد زمان آن می‌رسد که با مدرسه و با آنچه آموزش‌وپرورش نام گرفته است مبارزه کنیم. باید ببینیم مدارس با فرزندان ما و آینده آنها چه می‌کنند! نترسیم که از علم و آنچه مدرسه نام گرفته پرسش کنیم. مدرسه باید از دنباله‌روی کنکور و از نخبه‌سازی‌‌های جعلی دست بردارد. باید به خانواده‌ها درباره توهم نخبه‌بودن فرزندان‌شان هشدار دهیم. مدارس ما کاملا به ویروس نخبه‌سازی‌‌های موهوم و رقابت‌های بی‌معنای کنکوری آلوده شده‌اند و اینک برگرداندن مدرسه به جای اول خود بسیار دشوار شده است. آیا می‌توان به آزادسازی مدارس امید داشت؟ آیا می‌توان به این پرسش برگشت که مدارس غیر از نگه‌داشتن فرزندان ما در طول روز، قرار است چه کار دیگری برای ما انجام دهند؟ آیا می‌توان انتظار داشت که مدارس به جای کار سخت به‌اصطلاح پرورش نخبه، به ‌کار معمولی تربیت اجتماعی بپردازند؟ آیا می‌توان امید داشت که مدارس بگذارند بچه‌های ما زندگی و جامعه را تجربه کنند؟ متن کامل مطلب را در سایت بانک مقاله ها مطالعه نمایید👈 https://eduarticle.me/?p=3338

___
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🔸جای خالی «زندگی» در #برنامه_درسی
—---------------—
میترا فردوسی/ کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی:

یادداشت دکتر کاظمی[پست قبلی] که شبیه یک فراخوان است با یک جمله کلیدی: «دارد زمان آن می‌رسد که با مدرسه و با آنچه آموزش‌وپرورش نام گرفته است مبارزه کنیم و ببینیم مدارس با فرزندان ما و آینده آنها چه می‌کنند».

وقتی که این یادداشت به دستم رسید، ... با خواندنش، تمام سال‌های تحصیل از پیش رویم گذشت و در یک لحظه ایستاد؛ کلاس اول دبیرستان در یک مدرسه نمونه دولتی؛ آنجا که شبیه یک تبعیدی، صندلی‌ام را زده ‌بودم زیر بغل و موزائیک‌های رنگ‌ورو رفته را تا ته کلاس طی کرده بودم تا بگذارمش بعد از همه ردیف‌های تودرتوی کلاس‌مان.

نظم کلاس را همان ردیف‌ها رقم می‌زدند و من به چشم همه معلم‌ها و دانش‌آموزان و کادر مدرسه کاری عجیب، بی‌منطق و شاید از سر لجبازی کرده بودم. آنجا ولی برای من شروع یک خوشی و تجربه بدیع و جدید از مدرسه بود. وقتی صدای معلم در موزیکی که از کاست داخل واکمن در گوشم می‌پیچید، ادغام می‌شد سرخوش می‌شدم و یادگیری‌ام چندبرابر می‌شد. وقتی که بین زمان‌های بی‌مصرف نوشتن معنی شعرهای عاشقانه سعدی در کتاب فارسی، آنجا که معلم می‌گفت و همه باید عین هم شعر را به متنی بی‌روح بدل می‌کردند، رمان می‌خواندم یا شعری را زمزمه می‌کردم انگار عناصر زندگی در من قوت می‌گرفت و جمعه‌ها گروه‌نوازی دف بعد از آزمون‌های آزمایشی ، جان گریخته از تنم را به من برمی‌گرداند.

منِ عاشق موسیقی و شعر و کلمه و تصویر، به مدرسه تبعید شده بودم که قرار بود از همه این عناصر خالی باشد و من داشتم با ادغام همه آنچه گفتم در تصویر بی‌روح کلاس درس، چهره جدیدی به تجربه‌ام از مدرسه می‌بخشیدم. سال‌هاست که فضای غایب مدرسه، دانش‌آموزان را از جامعه، از عناصر فرهنگی و مهارت‌های اجتماعی جدا می‌کند و آنها را در محدوده اعداد و رقم‌ها و دوگانه‌هایی چون زرنگ/خنگ، درس‌خوان/تنبل و شاگرداول/شاگرد آخر، سانت می‌زند و بی‌آنکه بخواهد نسبتی با چیزی که بیرون از مدرسه در کوچه‌ها، خیابان‌ها، خانه‌ها، پارک‌ها و پاساژها در حال رخ‌دادن است برقرار کند، بر نظم نمادین خود اصرار می‌ورزد.

البته که نمی‌خواهم اینجا فقط کژکارکردهای مدرسه را بشمارم. مدرسه نیز مانند هر نهاد اجتماعی دیگر، ناگزیر از تغییر و اصلاح است و در این سال‌ها کارکردهای مثبتی پیدا کرده. برای مثال ساختار قدرت در مدرسه، امروز بیش از هر زمان اصلاح شده و روابط افقی کادر مدرسه با دانش‌آموزان، جای روابط عمودی رئیس/مرئوسی را گرفته است. امروزه والدین، باسوادتر از گذشته هستند و بخشی از مطالبه‌گری و دخالت همراه با نظارت آنها در امر آموزش‌و پرورش، کارکردهای مدرسه را به وضعیت آرمانی‌اش نزدیک‌تر کرده و اگر مثبت نگاه کنیم پیوندی بین مدرسه و جامعه از این طریق در حال برقراری است.
_______
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🎓اینفوگرافیگ / بیکارترین رشته های دانشگاهی در ایران🎓 ۱۳۹۶

@eduarticle