This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی 💻
جهنم کجاست ؟
_________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
جهنم کجاست ؟
_________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
❎مولاوردی از اهتمام ویژه دولت برای آموزش حقوق شهروندی به دانشآموزان و دانشجویان کشور خبر داد و گفت: در اینباره مذاکراتی با مسئولان وزارتخانههای آموزش و پرورش، علوم و بهداشت انجام شده . @eduarticle
🔹 راهبردهای آموزش مهارت های #تفکر_انتقادی
—------------------------
نویسنده : سنه،افسانه
بسیاری از کسانی که در زمینهء تفکر انتقادی قلم میزنند،بـر ایـن بـاورند که آغاز #تفکر_انتقادی به عصر فیلسوفان تاریخ تفکر میرسد؛به متفکرانی چون:سقراط، آکـوئیناس،اراسموس،مور،بیکن، دکارت،هابز،لاک،نیوتن و کانت.برخی همچون لیپمن(1991)بر این عـقیدهاند که «جنبش توجه بـه تـفکر انتقادی»،به نویسندگان دههء 1950 برمیگردد.و«رویکرد جدید به تفکر انتقادی»در شکل امروزیاش از دههء 1980 آغاز شده است؛یعنی دههای که تدوین کنندگان مجله«رهبری آموزشی»1از متخصصان دعوت کردند،مقالاتی در زمینهء تفکر انـتقادی تألیف کنند.از میان کسانی که به دعوت مجلهء رهبری آموزشی پاسخ مثبت دادند،میتوان به بیر و کاستا اشاره کرد. امروزه،این دو نفر را از پیشتازان آموزش مهارتهای تفکر فراشناخت و مهارتهای تفکر انتقادی بـه حـساب میآورند.
متخصصان و نویسندگان زیادی بر این نظر استوارند که کارفرمایان در عصر حاضر به کارکنان و کارگرانی نیاز دارند که به صورت انتقادی میاندیشند.عدهای هم اعتقاد دارند که زندگی در یک جـامعهء دمـوکراتیک،بیش از آنکه به پیروی کردن از فرامین نیاز داشته باشد،نیازمند اتخاذ تصمیمهای سازنده است.در نهایت،همهء متخصصان باور دارند که تفکر،نیازمند محتواست.به عبارتدیگر بدون محتوا،تفکر مـعنادار نـیست.تفکر انتقادی را میتوان با هرمحتوایی که ارزش پرداختن داشته باشد،آموزش داد.بنابراین محتوای برنامههای درسی برای آموزش #تفکر انتقادی ارزشمند هستند.
زندگی در یک جامعه دموکراتیک، بیش از آنکه به پیـروی کـردن از فـرامین نیاز داشته باشد.نیازمند اتـخاذ تـصمیمهای سـازنده است
تعریف تفکر انتقادی
تاکنون تعریفهای زیادی از تفکر انتقادی ارائه شده است که از میان آنها چند تعریف بنیادیتر و قابل توجهتر هستند:
انـیس2(1987)مـیگوید:«تـفکر انتقادی،تفکری مبتنی بر استدلال است که بـر تـصمیم دربارهء انجام کاری یا باور به چیزی تأکید میورزد.»
نوریس1985)میگوید:«تفکر انتقادی به معنی تصمیم به قبول یـا قـطع یـک باور است.»
هالپرن4(1996)تفکر انتقادی را چنین تعریف میکند:«تفکری اسـت با استفاده از راهبردها یا مهارتهای شناختی،احتمال دستیابی به بازده مطلوب را بالا میبرد.»
تعریف الدر و پال5(1994)همچنین است:«تفکر انـتقادی،تـوانایی پذیـرش مسؤولیت پیامدهای تفکر خویش است.»
شورای ملی توسعهء تفکر انتقادی6 (1996)نـیز ایـن گونه تفکر را فرایندی نظامدار و متبحرانه به مفهومسازی،کاربرد،تحلیل، ترکیب و ارزشیابی اطلاعات گردآوری شده یا تـولید شـده مـیپردازد و از طریق مشاهده، تجربه،تأمل و استدلال به سمت باور و عمل پیش میرود.
ادامه مقاله در سایت بانک مقاله ها https://eduarticle.me/?p=3193
—----------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—------------------------
نویسنده : سنه،افسانه
بسیاری از کسانی که در زمینهء تفکر انتقادی قلم میزنند،بـر ایـن بـاورند که آغاز #تفکر_انتقادی به عصر فیلسوفان تاریخ تفکر میرسد؛به متفکرانی چون:سقراط، آکـوئیناس،اراسموس،مور،بیکن، دکارت،هابز،لاک،نیوتن و کانت.برخی همچون لیپمن(1991)بر این عـقیدهاند که «جنبش توجه بـه تـفکر انتقادی»،به نویسندگان دههء 1950 برمیگردد.و«رویکرد جدید به تفکر انتقادی»در شکل امروزیاش از دههء 1980 آغاز شده است؛یعنی دههای که تدوین کنندگان مجله«رهبری آموزشی»1از متخصصان دعوت کردند،مقالاتی در زمینهء تفکر انـتقادی تألیف کنند.از میان کسانی که به دعوت مجلهء رهبری آموزشی پاسخ مثبت دادند،میتوان به بیر و کاستا اشاره کرد. امروزه،این دو نفر را از پیشتازان آموزش مهارتهای تفکر فراشناخت و مهارتهای تفکر انتقادی بـه حـساب میآورند.
متخصصان و نویسندگان زیادی بر این نظر استوارند که کارفرمایان در عصر حاضر به کارکنان و کارگرانی نیاز دارند که به صورت انتقادی میاندیشند.عدهای هم اعتقاد دارند که زندگی در یک جـامعهء دمـوکراتیک،بیش از آنکه به پیروی کردن از فرامین نیاز داشته باشد،نیازمند اتخاذ تصمیمهای سازنده است.در نهایت،همهء متخصصان باور دارند که تفکر،نیازمند محتواست.به عبارتدیگر بدون محتوا،تفکر مـعنادار نـیست.تفکر انتقادی را میتوان با هرمحتوایی که ارزش پرداختن داشته باشد،آموزش داد.بنابراین محتوای برنامههای درسی برای آموزش #تفکر انتقادی ارزشمند هستند.
زندگی در یک جامعه دموکراتیک، بیش از آنکه به پیـروی کـردن از فـرامین نیاز داشته باشد.نیازمند اتـخاذ تـصمیمهای سـازنده است
تعریف تفکر انتقادی
تاکنون تعریفهای زیادی از تفکر انتقادی ارائه شده است که از میان آنها چند تعریف بنیادیتر و قابل توجهتر هستند:
انـیس2(1987)مـیگوید:«تـفکر انتقادی،تفکری مبتنی بر استدلال است که بـر تـصمیم دربارهء انجام کاری یا باور به چیزی تأکید میورزد.»
نوریس1985)میگوید:«تفکر انتقادی به معنی تصمیم به قبول یـا قـطع یـک باور است.»
هالپرن4(1996)تفکر انتقادی را چنین تعریف میکند:«تفکری اسـت با استفاده از راهبردها یا مهارتهای شناختی،احتمال دستیابی به بازده مطلوب را بالا میبرد.»
تعریف الدر و پال5(1994)همچنین است:«تفکر انـتقادی،تـوانایی پذیـرش مسؤولیت پیامدهای تفکر خویش است.»
شورای ملی توسعهء تفکر انتقادی6 (1996)نـیز ایـن گونه تفکر را فرایندی نظامدار و متبحرانه به مفهومسازی،کاربرد،تحلیل، ترکیب و ارزشیابی اطلاعات گردآوری شده یا تـولید شـده مـیپردازد و از طریق مشاهده، تجربه،تأمل و استدلال به سمت باور و عمل پیش میرود.
ادامه مقاله در سایت بانک مقاله ها https://eduarticle.me/?p=3193
—----------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی 💻
#مایکل_سندل درس گفتار ویدیویی/
کانت باور داشت که #دروغ گفتن حتی اگر مصلحتآمیز باشد، کرامتِ انسانِ دروغگو را نقض میکند. برگرفته از کانال دکتر ضیائی با دخل و تصرف @eduarticle
#مایکل_سندل درس گفتار ویدیویی/
کانت باور داشت که #دروغ گفتن حتی اگر مصلحتآمیز باشد، کرامتِ انسانِ دروغگو را نقض میکند. برگرفته از کانال دکتر ضیائی با دخل و تصرف @eduarticle
🔸چگونه #زندگی کردن و مونتنی فیلسوف
—------------------—
نازنین نیکرو
انسان بودن به چه معنا است؟ چرا من اینگونه رفتار میکنم؟ #مونتنی فیلسوفی بود که از پرداختن به این سوالهای اساسی شانه خالی نکرد
میشِل اِیکِم دو مونتِنی۱ ، فیلسوفی قرن شانزدهمی که هیچ نظریهای ارائه نداد، اصلاً به استدلال کردن اعتماد نداشت و اصلاً مایل نبود مخاطبانش را دربارهٔ چیزی قانع کند. در کتاب قطور خود با عنوان مقالات، او نظرات پیشین خود را نقض کرد، أمور جزئی را به أمور کلّی ترجیح داد، عدم یقین را پذیرفت، و پیرو مسیری بود که افکارش به وی نشان میدادند. آیا او اصلاً یک فیلسوف بود؟
به نظر خودش بود، ولی از نوع «تصادفی و بدون برنامهٔ قبلی.» به گفتهٔ خودش در مورد بسیاری از مباحث نوشت به طوری که مقالاتش با حکمت حکمای باستان برابری میکرد. دیگران او را نه تنها یک فیلسوف میدانند، بلکه به دلیل وقوف کاملی که نسبت به پیچیدگی و دوگانگی شخصیت خود داشت -همیشه خودش را دوپاره احساس میکرد- وی را متفکر حقیقتاً مدرن جهان میدانند. به نظر من، وی اولین و بزرگترین فیلسوف حیاتی است که تا به حال زندگی کرده است و شاید کسی باشد که میتواند بیشترین کمک را به قرن بیستیکمی که دچار مشکلات فراوان است بکند.
مونتنی علاقمند بود تا خودش را به عنوان فردی معمولی معرفی کند که تنها وجه تمایز او از بقیه، عادتش به نوشتن بود. این موضوع اساساً درست است. زندگی او بسیار معمولی بود: در سال ۱۵۳۳، همان سالی که الیزابت اول انگلستان متولد شد، به دنیا آمد و تا هنگام مرگ به علّت سنگ کلیه در سال ۱۵۹۲ در املاک خانوادگیاش در میانِ باغهای انگور جنوبِ غرب فرانسه زندگی کرد. سیزده سال دادستان شهر بوردو۲ بود. چهارسال بعدی هم شهردار آن بود. در دههٔ چهل زندگیاش، یک سال و نیم شگفتانگیز را با سفر به آلمان، سوئیس و ایتالیا گذراند و تا جایی که میتوانست دربارهٔ اینکه دیگران چگونه زندگی میکنند کنجکاوی کرد. او همچنین عهدهدارِ چندین سفارت برای پادشاه و شاهزادگان محلّی، خصوصاً برای هنری چهارم آینده، شد. او ازدواج کرد و صاحب شش فرزند شد که پنج تا از آنها در زمان نوزادی از دنیا رفتند.
اگرچه در این مدت، کاری که او شیفتهٔ انجام دادنش بود نه ربطی به شغلش داشت و نه خانوادهاش. او احتمالاً به پیادهروی یا اسبدوانی در جنگلهای اطراف میپرداخت، به اندیشیدن در باب افکار کنجکاوانهاش دربارهٔ خودش و جهان میپرداخت؛ در خانه، به خواندن مشغول میشد، مینوشت و با مردم حرف میزد. وی برجِ مدوّری که در گوشهای از ملکش بود را به کتابخانهاش تبدیل کرد. ( شما هنوز هم میتوانید از آن بازدید کنید.) در آنجا بود که او نوشتن صد و چند قطعهٔ پراکنده را آغاز کرد که آنها را مقالات۳ نامید -واژهای که او با توجه به واژهٔ فرانسوی essayer به معنای «آزمودن» جعل کرد. این نوشتهها دقیقاً چنین چیزی بودند: آزمایشهایی بر روی خودش.
ادامه مطلب https://eduarticle.me/?p=3202
_
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—------------------—
نازنین نیکرو
انسان بودن به چه معنا است؟ چرا من اینگونه رفتار میکنم؟ #مونتنی فیلسوفی بود که از پرداختن به این سوالهای اساسی شانه خالی نکرد
میشِل اِیکِم دو مونتِنی۱ ، فیلسوفی قرن شانزدهمی که هیچ نظریهای ارائه نداد، اصلاً به استدلال کردن اعتماد نداشت و اصلاً مایل نبود مخاطبانش را دربارهٔ چیزی قانع کند. در کتاب قطور خود با عنوان مقالات، او نظرات پیشین خود را نقض کرد، أمور جزئی را به أمور کلّی ترجیح داد، عدم یقین را پذیرفت، و پیرو مسیری بود که افکارش به وی نشان میدادند. آیا او اصلاً یک فیلسوف بود؟
به نظر خودش بود، ولی از نوع «تصادفی و بدون برنامهٔ قبلی.» به گفتهٔ خودش در مورد بسیاری از مباحث نوشت به طوری که مقالاتش با حکمت حکمای باستان برابری میکرد. دیگران او را نه تنها یک فیلسوف میدانند، بلکه به دلیل وقوف کاملی که نسبت به پیچیدگی و دوگانگی شخصیت خود داشت -همیشه خودش را دوپاره احساس میکرد- وی را متفکر حقیقتاً مدرن جهان میدانند. به نظر من، وی اولین و بزرگترین فیلسوف حیاتی است که تا به حال زندگی کرده است و شاید کسی باشد که میتواند بیشترین کمک را به قرن بیستیکمی که دچار مشکلات فراوان است بکند.
مونتنی علاقمند بود تا خودش را به عنوان فردی معمولی معرفی کند که تنها وجه تمایز او از بقیه، عادتش به نوشتن بود. این موضوع اساساً درست است. زندگی او بسیار معمولی بود: در سال ۱۵۳۳، همان سالی که الیزابت اول انگلستان متولد شد، به دنیا آمد و تا هنگام مرگ به علّت سنگ کلیه در سال ۱۵۹۲ در املاک خانوادگیاش در میانِ باغهای انگور جنوبِ غرب فرانسه زندگی کرد. سیزده سال دادستان شهر بوردو۲ بود. چهارسال بعدی هم شهردار آن بود. در دههٔ چهل زندگیاش، یک سال و نیم شگفتانگیز را با سفر به آلمان، سوئیس و ایتالیا گذراند و تا جایی که میتوانست دربارهٔ اینکه دیگران چگونه زندگی میکنند کنجکاوی کرد. او همچنین عهدهدارِ چندین سفارت برای پادشاه و شاهزادگان محلّی، خصوصاً برای هنری چهارم آینده، شد. او ازدواج کرد و صاحب شش فرزند شد که پنج تا از آنها در زمان نوزادی از دنیا رفتند.
اگرچه در این مدت، کاری که او شیفتهٔ انجام دادنش بود نه ربطی به شغلش داشت و نه خانوادهاش. او احتمالاً به پیادهروی یا اسبدوانی در جنگلهای اطراف میپرداخت، به اندیشیدن در باب افکار کنجکاوانهاش دربارهٔ خودش و جهان میپرداخت؛ در خانه، به خواندن مشغول میشد، مینوشت و با مردم حرف میزد. وی برجِ مدوّری که در گوشهای از ملکش بود را به کتابخانهاش تبدیل کرد. ( شما هنوز هم میتوانید از آن بازدید کنید.) در آنجا بود که او نوشتن صد و چند قطعهٔ پراکنده را آغاز کرد که آنها را مقالات۳ نامید -واژهای که او با توجه به واژهٔ فرانسوی essayer به معنای «آزمودن» جعل کرد. این نوشتهها دقیقاً چنین چیزی بودند: آزمایشهایی بر روی خودش.
ادامه مطلب https://eduarticle.me/?p=3202
_
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
آمار مبتلایان به ایدز در ایران
(فردا جمعه، یکم دسامبر، روز جهانی ایدز)
ایسنا
___________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
(فردا جمعه، یکم دسامبر، روز جهانی ایدز)
ایسنا
___________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
روبرویم بنشین . خوانش دکتر ضیائی.
@eduarticle
#جیره_شعر شبانه 🌒🌒
روبرویم بنشین
میخواهم برايت شعر بخوانم / به همين سادگی كه چای میخوريم
شاعر:ناهید عرجونی /گوینده: دکتر ضیائی
______
کانال مقاله ها 🌷 @eduarticle
روبرویم بنشین
میخواهم برايت شعر بخوانم / به همين سادگی كه چای میخوريم
شاعر:ناهید عرجونی /گوینده: دکتر ضیائی
______
کانال مقاله ها 🌷 @eduarticle
ادامه مطلب مونتنی — بخش دوم: #یادگیری #نهراسیدن
___________________
نازنین نیک رو
مونتنی وحشت زیادی از مرگ داشت —تا زمانی که تجربهٔ نزدیک به مرگی که داشت به او فهماند نیازی به نگرانی نیست
مونتنی، وقتی مردی جوان بود، ترس زیادی از مرگ داشت و این موضوع لذت بردن از زندگی را برای او تقریباً غیرممکن ساخته بود.
بخشی از این موضوع ناشی از نوعی تفکر غالب در آن زمان بود که —پیرو تفکر برخی از فلاسفهٔ باستان— بیان میداشت بهترین روش برای داشتن حس آرامش در مورد فانی بودن خود این است که دائماً به آن فکر کنید. بر مبنای این نظریه، اگر هر روز با فکر کردن به مرگ خود زندگی کنید، عنوان یک فکر آنقدر به آن عادت خواهید کرد که وقتی در واقعیت اتقاق میافتد دیگر نمیتواند شما را بترساند.
جای تعجب ندارد که نتایج میتوانستند کاملاً خلاف این موضوع را نشان دهند. فرو رفتن در فکر مرگ میتوانست ترس را بیشتر کند، نه کمتر. مطمئناً این همان نتیجهای بود که مونتنی وقتی این نظریه را انجام داد به آن رسید. این کار به ترس او کمکی نکرد، و در حالی که وارد دههٔ سوم زندگیش میشد، از مرگ چند تن از عزیزانش به شدت دچار رنج شد. بهترین دوستش اتین دو لا بوئسی۱ در اثر طاعون در سال ۱۵۶۳ درگذشت. به دنبال آن، پدرش به دلیل مشکلات سنگ کلیه از دنیا رفت و بعد از آن هم برادر کوچکترش در اثر برخورد توپ تنیس با سرش از خونریزی شدید جان سپرد. به ویژه این حادثهٔ غریب آخر، مونتنی را به وحشت انداخت. او نوشت: «با نمونههایی اینچنین متداول و رایج چگونه ممکن است خودمان را از شرّ اندیشیدن به مرگ و این فکر که مرگ هر لحظه گریبانمان را خواهد گرفت، رها کنیم؟»
خوشبختانه ،بعد از مدتی کوتاه، تجربهای داشت که او را تا نزدیکی به مرگ پیش برد، و این دقیقاً همان چیزی بود که بدان نیاز داشت تا ترسش را رها کند.
این اتفاق زمانی رخ داد که یک روز مونتنی در جنگلهای اطراف خانهاش اسبسواری میکرد. یک سوارکار دیگر سعی کرد به سرعت از کنارش عبور کند اما به او برخورد کرد و مونتنی را از اسبش پرت کرد. او چند متر دورتر نقش بر زمین شد و از هوش رفت. تلوتلوخوران در حالی که توسط همراهانش حمل میشد —که بعدها برایش تعریف کردند که خون بالا میآورد و بیرحمانه به سینهاش چنگ میانداخت، گویی میخواهد خودش را از بدنش جدا کند— به خانه بازگشت.
زمانی که تمامی این اتفاقات در حال رخ دادن بود، تجربهای که خودش داشت کاملاً متفاوت بود. او احساس میکرد روی ابری از حس سرخوشی شناور است. مثل به خواب رفتن بود، اما شیرینتر و راحتتر از آن. این لذت تنها زمانی از بین رفت که او کاملاً به هوش آمد و درد کبودیهای بدنش را احساس کرد.
وقتی وضعیتش بهبود یافت، به این تجربه فکر کرد و به این نتیجه رسید که مرگ به آن ترسناکی که فکر میکرد نیست. یونانیان و رومیان باستان پیشنهاد کردند در میانهٔ راه زندگی باید به مرگ اندیشید، که مسلماً این موضوع خیلی هولناک به نظر میآید، اما در حقیقت وقتی مرگ نزدیک میشود، ما قبل از آن یک نیمهمرده هستیم. طبیعت ترتیب همه چیز را میدهد: از جمله طبیعت انسانی خودمان. در لحظهٔ مرگ هرقدر هم نگران و غمگین به دیگران نگاه کنیم، درون خود آرامشی درونی داریم. در نتیجه اگر ما تمام عمرمان را صرف آمادهشدن برای مواجهٔ با مرگ، به مثابهٔ دشمنی در یک نبرد، کنیم وقت خودمان را هدر دادهایم. آنطور که مونتنی با سکینهای درونی میگوید «خودتان را برای [فکر کردن به مرگ] اذیت نکنید.»
ادامه مطلب در سایت مقاله ها https://eduarticle.me/?p=3219
______________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
___________________
نازنین نیک رو
مونتنی وحشت زیادی از مرگ داشت —تا زمانی که تجربهٔ نزدیک به مرگی که داشت به او فهماند نیازی به نگرانی نیست
مونتنی، وقتی مردی جوان بود، ترس زیادی از مرگ داشت و این موضوع لذت بردن از زندگی را برای او تقریباً غیرممکن ساخته بود.
بخشی از این موضوع ناشی از نوعی تفکر غالب در آن زمان بود که —پیرو تفکر برخی از فلاسفهٔ باستان— بیان میداشت بهترین روش برای داشتن حس آرامش در مورد فانی بودن خود این است که دائماً به آن فکر کنید. بر مبنای این نظریه، اگر هر روز با فکر کردن به مرگ خود زندگی کنید، عنوان یک فکر آنقدر به آن عادت خواهید کرد که وقتی در واقعیت اتقاق میافتد دیگر نمیتواند شما را بترساند.
جای تعجب ندارد که نتایج میتوانستند کاملاً خلاف این موضوع را نشان دهند. فرو رفتن در فکر مرگ میتوانست ترس را بیشتر کند، نه کمتر. مطمئناً این همان نتیجهای بود که مونتنی وقتی این نظریه را انجام داد به آن رسید. این کار به ترس او کمکی نکرد، و در حالی که وارد دههٔ سوم زندگیش میشد، از مرگ چند تن از عزیزانش به شدت دچار رنج شد. بهترین دوستش اتین دو لا بوئسی۱ در اثر طاعون در سال ۱۵۶۳ درگذشت. به دنبال آن، پدرش به دلیل مشکلات سنگ کلیه از دنیا رفت و بعد از آن هم برادر کوچکترش در اثر برخورد توپ تنیس با سرش از خونریزی شدید جان سپرد. به ویژه این حادثهٔ غریب آخر، مونتنی را به وحشت انداخت. او نوشت: «با نمونههایی اینچنین متداول و رایج چگونه ممکن است خودمان را از شرّ اندیشیدن به مرگ و این فکر که مرگ هر لحظه گریبانمان را خواهد گرفت، رها کنیم؟»
خوشبختانه ،بعد از مدتی کوتاه، تجربهای داشت که او را تا نزدیکی به مرگ پیش برد، و این دقیقاً همان چیزی بود که بدان نیاز داشت تا ترسش را رها کند.
این اتفاق زمانی رخ داد که یک روز مونتنی در جنگلهای اطراف خانهاش اسبسواری میکرد. یک سوارکار دیگر سعی کرد به سرعت از کنارش عبور کند اما به او برخورد کرد و مونتنی را از اسبش پرت کرد. او چند متر دورتر نقش بر زمین شد و از هوش رفت. تلوتلوخوران در حالی که توسط همراهانش حمل میشد —که بعدها برایش تعریف کردند که خون بالا میآورد و بیرحمانه به سینهاش چنگ میانداخت، گویی میخواهد خودش را از بدنش جدا کند— به خانه بازگشت.
زمانی که تمامی این اتفاقات در حال رخ دادن بود، تجربهای که خودش داشت کاملاً متفاوت بود. او احساس میکرد روی ابری از حس سرخوشی شناور است. مثل به خواب رفتن بود، اما شیرینتر و راحتتر از آن. این لذت تنها زمانی از بین رفت که او کاملاً به هوش آمد و درد کبودیهای بدنش را احساس کرد.
وقتی وضعیتش بهبود یافت، به این تجربه فکر کرد و به این نتیجه رسید که مرگ به آن ترسناکی که فکر میکرد نیست. یونانیان و رومیان باستان پیشنهاد کردند در میانهٔ راه زندگی باید به مرگ اندیشید، که مسلماً این موضوع خیلی هولناک به نظر میآید، اما در حقیقت وقتی مرگ نزدیک میشود، ما قبل از آن یک نیمهمرده هستیم. طبیعت ترتیب همه چیز را میدهد: از جمله طبیعت انسانی خودمان. در لحظهٔ مرگ هرقدر هم نگران و غمگین به دیگران نگاه کنیم، درون خود آرامشی درونی داریم. در نتیجه اگر ما تمام عمرمان را صرف آمادهشدن برای مواجهٔ با مرگ، به مثابهٔ دشمنی در یک نبرد، کنیم وقت خودمان را هدر دادهایم. آنطور که مونتنی با سکینهای درونی میگوید «خودتان را برای [فکر کردن به مرگ] اذیت نکنید.»
ادامه مطلب در سایت مقاله ها https://eduarticle.me/?p=3219
______________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی 💻
معلولیتهای مرتبط با مغز/
خوانش پریشی یا دیسلکسیا و مدرسه ای مخصوص در فرانسه
_____
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
معلولیتهای مرتبط با مغز/
خوانش پریشی یا دیسلکسیا و مدرسه ای مخصوص در فرانسه
_____
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Forwarded from فلسفه براي کودکان ايران iranp4c
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌱فرمول پاداش در برابر کار درست یا شرطی سازی شاید در نظام تربیتی والدین کارا به نظر برسد اما کودکان انتخابگر و منحصر به فردی پرورش نمیدهد، تایید طلبی مداوم یک اختلال است.
@iranp4c
@iranp4c
Forwarded from نسل نو (Sahar Soltani)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌱کودک ایرانی، موسیقی ایرانی 🌱
🎼سرزمین شاد ماهور
هنر و پرورش مهارتهای زیبایی شناسانه کودکان ابزاری است برای خود یابی و توسعه خویشتن دوستی، عزت نفس و در ادامه دوست داشتن زندگی .
@nasleP4C
🎼سرزمین شاد ماهور
هنر و پرورش مهارتهای زیبایی شناسانه کودکان ابزاری است برای خود یابی و توسعه خویشتن دوستی، عزت نفس و در ادامه دوست داشتن زندگی .
@nasleP4C
📊 روش ارزشیابی ساخت گرایانه در فرآیند #یادگیری 📊
—---------------------—
نویسنده : علی زاده،روشن
مقدمه
در دههء اخیر،کاربست ساختگرایی و طراحی محیطهای یادگیری سـاختگرا نـظر خـیلیها را به خود جلب کرده است.
«ساختگرایی»در مقایسه با«فرایند سنتی خاص برنامههای درسی نظامهای پیـشین»،فرضهای متفاوتی را دربارهء یادگیری طرح میکند.ساختگرایی بر آن است که محیطهای یادگیری از دیـدگاههای متفاوتی حمایت شوند و در ایـن زمـینه تفسیرهای گوناگونی از واقعیت،ساخت دانش،و فعالیتهای مبتنی بر تجربه را مجاز میشمارد. آنچه در این میان اساسی مینماید،«ارزشیابی»در محیطهای یادگیری ساختگراست.
مقالهء حاضر،با نظری به جایگاه ساختگرایی آغاز میشود.سپس بـا مقایسهء ساختگرایی و«عینیتگرایی»، فهرست ویژهای از فرضهای ساختگرایی ارائه میکند. به هر روی،در مجموع استدلال آن است که باید بتوان با اعتباری که ساختگرایی در آموزش دارد،اعتبار آن را در تعامل با ارزشیابی نیز مورد توجه قرار داد.اگر بـتوان آمـوزش را براساس ساختگرایی عرضه کرد،باید بتوان #ارزشیابی را نیز در بافت آموزش ساختگرایی جاری ساخت.
مقایسه ساختگرایی و عینیتگرایی
دیده شده است که در بیشتر موارد،ساختگرایی و عینیتگرایی،دو کرانهء یک«پیوستار»در نظر گرفته مـیشوند.در مـیانهء پیوستار مفروض که در یک سوی آن ساختگرایی و در سوی دیگر آن عینیتگرایی قرار دارد، انواع دیگری از آموزشها هم دیده میشوند؛برای مثال: یادگیری اکتشافی،بحث هدایت شده و...
ادامه مقاله در سایت بانک مقاله ها 👈
https://eduarticle.me/?p=3196—----------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—---------------------—
نویسنده : علی زاده،روشن
مقدمه
در دههء اخیر،کاربست ساختگرایی و طراحی محیطهای یادگیری سـاختگرا نـظر خـیلیها را به خود جلب کرده است.
«ساختگرایی»در مقایسه با«فرایند سنتی خاص برنامههای درسی نظامهای پیـشین»،فرضهای متفاوتی را دربارهء یادگیری طرح میکند.ساختگرایی بر آن است که محیطهای یادگیری از دیـدگاههای متفاوتی حمایت شوند و در ایـن زمـینه تفسیرهای گوناگونی از واقعیت،ساخت دانش،و فعالیتهای مبتنی بر تجربه را مجاز میشمارد. آنچه در این میان اساسی مینماید،«ارزشیابی»در محیطهای یادگیری ساختگراست.
مقالهء حاضر،با نظری به جایگاه ساختگرایی آغاز میشود.سپس بـا مقایسهء ساختگرایی و«عینیتگرایی»، فهرست ویژهای از فرضهای ساختگرایی ارائه میکند. به هر روی،در مجموع استدلال آن است که باید بتوان با اعتباری که ساختگرایی در آموزش دارد،اعتبار آن را در تعامل با ارزشیابی نیز مورد توجه قرار داد.اگر بـتوان آمـوزش را براساس ساختگرایی عرضه کرد،باید بتوان #ارزشیابی را نیز در بافت آموزش ساختگرایی جاری ساخت.
مقایسه ساختگرایی و عینیتگرایی
دیده شده است که در بیشتر موارد،ساختگرایی و عینیتگرایی،دو کرانهء یک«پیوستار»در نظر گرفته مـیشوند.در مـیانهء پیوستار مفروض که در یک سوی آن ساختگرایی و در سوی دیگر آن عینیتگرایی قرار دارد، انواع دیگری از آموزشها هم دیده میشوند؛برای مثال: یادگیری اکتشافی،بحث هدایت شده و...
ادامه مقاله در سایت بانک مقاله ها 👈
https://eduarticle.me/?p=3196—----------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
♿️ به مناسبت روزجهاني #معلولان ، حيات نا هموار
—------------------
بیش از 600 میلیون نفر از ساکنان کره زمین، به دلایل مختلف جسمی، روانی و اجتماعی، دچار ناتوانی و معلولیت هستند
قوانین برای عملی شدن نياز به امکانات و تعهد انسانی دارند و نقص در اجرا، مانع تحقق اهداف مد نظر قانونگذاران بوده است
نرخ بیکاری در میان معلولان قشر سه و نیم برابر بیکاری سایر افراد عادی بوده و حتی برخی از آنها با مدرک دکتری براي استخدام با مشکل مواجه هستند
نگاه مجلس دهم و به ویژه کمیسیون بهداشت و درمان به جامعه معلولان تقویت سازمان های حمایتی در بحث معلولان است
طي ماههاي اخير بارها شاهد اعتراضات گسترده معلولان به وضعيت نابسامان خود از بحث بهداشت و درمان گرفته تا اشتغال و مسكن بوده ايم
بر اساس لایحه حمايت از معلولان،خدمات توانبخشی اعم از گفتار درمانی، کاردرمانی، خدمات مددکاری و مشاورهای تحت پوشش بیمهها قرار میگیرند
همه ساله در تقويم سازمان ملل، سوم دسامبر با روز جهاني معلولان مطابق است
قانون حمايت از معلولان به عنوان اولين سند خوب و قابل احترام و درخور اعتناست كه البته مانند هر قانون ديگري داراي نواقصي است
تصويب لايحهحمايت از معلولان ممكن است چند ساعت بيشتر طول نكشد اماسالهاست كه اين لايحه در مجلس معطل مانده است
براي كاهش بيكاري معلولان، قانوني كه تصويب ميشود بايد داراي ضمانت اجرا باشد و به كار نگرفتن آنها در مشاغل، تبعيض تلقي شود
داشتن يك روز جهاني دستاوردي است كوچك، براي قلبهاي بزرگ معلولان كه ازسال ۱۹۹۲ مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سوم دسامبر «13 آذرماه» را به نامش كرده است.
هدف از تعیین این روز، ارتقاي رشد اذهان عمومی درباره مسائل مربوط به معلولیتهای مختلف و افزایش آگاهیهایی بوده است که بايد از مساله پیوستن افراد معلول در تمامی جنبههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زندگی منتج شود. ادامه مطلب را در سایت بانک مقاله ها مطالعه نمایید. https://eduarticle.me/?p=3222
روزنامه قانون
—------------------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—------------------
بیش از 600 میلیون نفر از ساکنان کره زمین، به دلایل مختلف جسمی، روانی و اجتماعی، دچار ناتوانی و معلولیت هستند
قوانین برای عملی شدن نياز به امکانات و تعهد انسانی دارند و نقص در اجرا، مانع تحقق اهداف مد نظر قانونگذاران بوده است
نرخ بیکاری در میان معلولان قشر سه و نیم برابر بیکاری سایر افراد عادی بوده و حتی برخی از آنها با مدرک دکتری براي استخدام با مشکل مواجه هستند
نگاه مجلس دهم و به ویژه کمیسیون بهداشت و درمان به جامعه معلولان تقویت سازمان های حمایتی در بحث معلولان است
طي ماههاي اخير بارها شاهد اعتراضات گسترده معلولان به وضعيت نابسامان خود از بحث بهداشت و درمان گرفته تا اشتغال و مسكن بوده ايم
بر اساس لایحه حمايت از معلولان،خدمات توانبخشی اعم از گفتار درمانی، کاردرمانی، خدمات مددکاری و مشاورهای تحت پوشش بیمهها قرار میگیرند
همه ساله در تقويم سازمان ملل، سوم دسامبر با روز جهاني معلولان مطابق است
قانون حمايت از معلولان به عنوان اولين سند خوب و قابل احترام و درخور اعتناست كه البته مانند هر قانون ديگري داراي نواقصي است
تصويب لايحهحمايت از معلولان ممكن است چند ساعت بيشتر طول نكشد اماسالهاست كه اين لايحه در مجلس معطل مانده است
براي كاهش بيكاري معلولان، قانوني كه تصويب ميشود بايد داراي ضمانت اجرا باشد و به كار نگرفتن آنها در مشاغل، تبعيض تلقي شود
داشتن يك روز جهاني دستاوردي است كوچك، براي قلبهاي بزرگ معلولان كه ازسال ۱۹۹۲ مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سوم دسامبر «13 آذرماه» را به نامش كرده است.
هدف از تعیین این روز، ارتقاي رشد اذهان عمومی درباره مسائل مربوط به معلولیتهای مختلف و افزایش آگاهیهایی بوده است که بايد از مساله پیوستن افراد معلول در تمامی جنبههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زندگی منتج شود. ادامه مطلب را در سایت بانک مقاله ها مطالعه نمایید. https://eduarticle.me/?p=3222
روزنامه قانون
—------------------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
⚽️ باخت غیرفوتبالی، قرعهکشی جام جهانی وکاربران ایرانی #فضای_مجازی.
—---------------------—
یک جامعه شناس میگوید فضای مجازی ابزاری برای عرض اندام ایرانیها شده است ...
واکنش کافو به حمله ایرانیها
شاید این از شانس بد کافو، کاپیتان سابق تیمملی برزیل بود که نام ایران را از گلدان سوم قرعهکشی #جام_جهانی بیرون آورد. وقتی این اسطوره برزیلی خطاب به حاضران لبخند میزد و نام ایران را نشان میداد، تصورش را نمیکرد دقایقی بعد در صفحه شخصیاش شاهد درج هزاران کامنت از سوی ایرانیها باشد. کاربران ایرانی بدون توجه به اینکه کافو هیچ تعمدی در این ماجرا نداشته و با سلیقه خود نام ایران را از گلدان خارج نکرده، به خاطر همگروهی با تیمهای قدرتمندی همچون پرتغال و اسپانیا به کاپیتان تیمملی برزیل توهین کردند. کار به جایی رسید که کافو در واکنش به اتفاقاتی که در صفحه شخصیاش رخ داد، در کامنتی نوشت: «PLEASE STOP». درخواست توقف درج کامنتها توسط کافو از ایرانیها نشان از این داشت که او قطعا خاطره خوبی از بیرون آوردن نام ایران در قرعهکشی جامجهانی در ذهنش باقی نمانده است. ...
محمدمهدی رحمتی جامعهشناس :
هجوم کاربران ایرانی به صفحات شخصی ستارههای مشهور، معضلی است که هرچند وقت یکبار به مناسبتهای مختلف خودش را نشان میدهد. این اتفاق کموبیش در همه جای دنیا رخ میدهد اما در ایران به خاطر گستردگی زیاد، شکل حمله و هجوم به خود میگیرد. اگر نسبت جمعیتی که این کار را انجام میدهند را به کل افرادی که از ایران از فضای مجازی استفاده میکنند، بگیریم؛ متوجه میشویم که تعدادشان زیاد نیست. با این حال، تاثیری که این اتفاقات در جهت مخدوششدن چهره فرهنگی و ملی بهویژه در عرصه میگذارد، بالاست. اگر بخواهیم بگوییم چرا این اتفاق رخ میدهد؛ در وهله اول باید به ساختار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه اشاره کنیم. بستهبودن فضا در جامعه ما پیامدهایی همچون سرخوردگی و یأس اجتماعی را به وجود میآورد. این احساس سرخوردگی که در بین جوانان شکل میگیرد، مدفون نمیماند و خودش را در چنین مسائلی نشان میدهد. در واقع این دسته افراد ناکامیهای اجتماعی خود را در قالب فرافکنی بروز میدهند و برای عرض اندام با چنین رفتارهایی ابراز وجود میکنند. در قرعهکشی جامجهانی قبلی پوشش مجری برنامه مشکل داشت و اینبار قرعه ایران سخت بود؛ همیشه یک بهانه هست تا عامل حمله به صفحات مجازی ستارههای مشهور باشد. نکته دیگر درباره علت بروز چنین رفتارهایی در فضای مجازی، چگونگی استفاده ایرانیها از تکنولوژی است. میتوانم چند مثال درباره رانندگی و کامپیوتر بزنم که تکنولوژیهای جدید با واکنشهای عجیب از سوی ایرانیها همراه بوده است. این ابزارها دارای یک بخش مادی هستند که همان استفاده از آنهاست و بخش دیگر غیرمادی است که شامل هنجارها و ارزشها میشود. ما در بحث استفاده از تکنولوژیهای جدید دچار این پسافتادگی هستیم. در این میان نهادهای اجتماعی مثل خانواده، آموزش و پرورش و همین ورزش میتوانند الگوسازی انجام دهند اما واقعا کدامیک از این نهاد الان به وظیفه خود عمل میکنند؟ برخلاف این نظریه که همواره گفته میشود، ما باید فرهنگسازی کنیم؛ من معتقدم ما فرهنگ داریم و نیاز به فرهنگسازی نیست. مشکل ما در حوزه الگوسازی فرهنگی است. باید نهادهای مربوطه برای حل این مشکل دست به کار شوند تا دیگر شاهد این نباشیم که حداقل در عرصههای بینالمللی به چهره ایران خدشه وارد شود. متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی https://eduarticle.me/?p=3225
روزنامه شهروند
—------------------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—---------------------—
یک جامعه شناس میگوید فضای مجازی ابزاری برای عرض اندام ایرانیها شده است ...
واکنش کافو به حمله ایرانیها
شاید این از شانس بد کافو، کاپیتان سابق تیمملی برزیل بود که نام ایران را از گلدان سوم قرعهکشی #جام_جهانی بیرون آورد. وقتی این اسطوره برزیلی خطاب به حاضران لبخند میزد و نام ایران را نشان میداد، تصورش را نمیکرد دقایقی بعد در صفحه شخصیاش شاهد درج هزاران کامنت از سوی ایرانیها باشد. کاربران ایرانی بدون توجه به اینکه کافو هیچ تعمدی در این ماجرا نداشته و با سلیقه خود نام ایران را از گلدان خارج نکرده، به خاطر همگروهی با تیمهای قدرتمندی همچون پرتغال و اسپانیا به کاپیتان تیمملی برزیل توهین کردند. کار به جایی رسید که کافو در واکنش به اتفاقاتی که در صفحه شخصیاش رخ داد، در کامنتی نوشت: «PLEASE STOP». درخواست توقف درج کامنتها توسط کافو از ایرانیها نشان از این داشت که او قطعا خاطره خوبی از بیرون آوردن نام ایران در قرعهکشی جامجهانی در ذهنش باقی نمانده است. ...
محمدمهدی رحمتی جامعهشناس :
هجوم کاربران ایرانی به صفحات شخصی ستارههای مشهور، معضلی است که هرچند وقت یکبار به مناسبتهای مختلف خودش را نشان میدهد. این اتفاق کموبیش در همه جای دنیا رخ میدهد اما در ایران به خاطر گستردگی زیاد، شکل حمله و هجوم به خود میگیرد. اگر نسبت جمعیتی که این کار را انجام میدهند را به کل افرادی که از ایران از فضای مجازی استفاده میکنند، بگیریم؛ متوجه میشویم که تعدادشان زیاد نیست. با این حال، تاثیری که این اتفاقات در جهت مخدوششدن چهره فرهنگی و ملی بهویژه در عرصه میگذارد، بالاست. اگر بخواهیم بگوییم چرا این اتفاق رخ میدهد؛ در وهله اول باید به ساختار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه اشاره کنیم. بستهبودن فضا در جامعه ما پیامدهایی همچون سرخوردگی و یأس اجتماعی را به وجود میآورد. این احساس سرخوردگی که در بین جوانان شکل میگیرد، مدفون نمیماند و خودش را در چنین مسائلی نشان میدهد. در واقع این دسته افراد ناکامیهای اجتماعی خود را در قالب فرافکنی بروز میدهند و برای عرض اندام با چنین رفتارهایی ابراز وجود میکنند. در قرعهکشی جامجهانی قبلی پوشش مجری برنامه مشکل داشت و اینبار قرعه ایران سخت بود؛ همیشه یک بهانه هست تا عامل حمله به صفحات مجازی ستارههای مشهور باشد. نکته دیگر درباره علت بروز چنین رفتارهایی در فضای مجازی، چگونگی استفاده ایرانیها از تکنولوژی است. میتوانم چند مثال درباره رانندگی و کامپیوتر بزنم که تکنولوژیهای جدید با واکنشهای عجیب از سوی ایرانیها همراه بوده است. این ابزارها دارای یک بخش مادی هستند که همان استفاده از آنهاست و بخش دیگر غیرمادی است که شامل هنجارها و ارزشها میشود. ما در بحث استفاده از تکنولوژیهای جدید دچار این پسافتادگی هستیم. در این میان نهادهای اجتماعی مثل خانواده، آموزش و پرورش و همین ورزش میتوانند الگوسازی انجام دهند اما واقعا کدامیک از این نهاد الان به وظیفه خود عمل میکنند؟ برخلاف این نظریه که همواره گفته میشود، ما باید فرهنگسازی کنیم؛ من معتقدم ما فرهنگ داریم و نیاز به فرهنگسازی نیست. مشکل ما در حوزه الگوسازی فرهنگی است. باید نهادهای مربوطه برای حل این مشکل دست به کار شوند تا دیگر شاهد این نباشیم که حداقل در عرصههای بینالمللی به چهره ایران خدشه وارد شود. متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی https://eduarticle.me/?p=3225
روزنامه شهروند
—------------------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Forwarded from الفبآ
🔹اگر مادر همکلاسی فرزند شما فوت کند چه باید و نبایدهای پیشروی شماست؟
سحر سلطانی
از ابتدای پاییز امسال با خبرهای تلخی درباره مرگ والدین روبرو بودیم یک مورد تصادف و چند مورد بیماریهای صعبالعلاج که دامان مادران جوانی را گرفتند. در تمامی این موارد مواجهه بقیه والدین به خصوص مادران سوال برانگیز بود، بسیاری ناآرام شده با هیجان و گریه سعی میکردند خبر را هضم کنند و نگرانیهای شدید هیجانی برای همکلاسی سوگوار فرزند خود داشتند، سردرگمی در کنار غم و اندوه انها را کلافه و گیج میکرد. برخی هم فرزند خود را از فضا دور میکردند تا هیچگونه خبری مبتنی بر این اتفاق نشنوند و دچار همذاتپنداری یا هراس ذهنی (فوبیا) مرگ مادر نشود.
خود را در چنین شرایطی تصور کنید. صبح که فرزندتان را به مهد کودک یا دبستان میبرید با غم و اندوه پرسنل و سایر والدین از شنیدن خبر مرگ مادر همکلاسی فرزندتان روبهرو می شوید. برای مدیریت و کنترل شرایط مهمترین کارهایی که باید انجام دهید چیست؟
تلنگر اول: اگر تجربه و دانش مددکاری ندارم آگاه باشم که توان مواجهه مستقیم برای کنشهای آرامشی و پالایشی غم را ندارم و باید برای کمک به آرام شدن فضای کلاس بچهها کمک بگیرم.
تلنگر دوم: باید مراقب باشم کودک خودم و سایر همکلاسیها چه صحنهای از والدین و مربیها میبینند و درک میکنند.
تلنگر سوم: اگر کودکم بالای ۱۰ سال سن دارد در صورت امکان برای عرض تسلیت و همدلی با همکلاسیاش در مراسم خاکسپاری و ختم شرکت کنم.
تلنگر چهارم: از مهد کودک و یا مدرسه تقاضا و مطالبه کنم با کمک مشاور روانشناس کارآزموده به شکل اختصاصی کودک سوگوار را همراهی مداوم کند.
تلنگر پنجم: اگر توانمندی مشاورهای و مددکاری دارم از مدرسه یا مهد کودک تقاضا کنم با کمک تکنیکهای موثر هنردرمانی، قصهگویی و نمایش خلاق مفهوم مرگ و غم را با همکلاسیها به شکل جمعی کار کنم.
تلنگر ششم: از سایر والدین تقاضا کنم در چند ماه اول سوگواری کودک از نوازش مداوم و پررنگ فرزندانشان وقتی به دنبال انها میآیند در مقابل کودک داغدار اجتناب کنند.
تلنگر هفتم: با کمک سایر والدین آشنا و قابل اعتماد و زیر نظر والد کودک، برنامههای اشتراکی شاد و امیدبخش در منزل یا اردو همراه با کودک داغدیده طراحی کنیم تا با غم فقدان مادر کمکم کنار بیاید. دقت داشته باشم از هرگونه محبت افراطی یا ترحم اجتناب کنم زیرا آسیبی دو سویه هم برای فرزند خودم و هم همکلاسی داغدارش خواهد شد.
این هفت تلنگر و تکنیک به ما کمک میکند در مواجهه با غمهای بزرگی مثل فقدان یکباره افراد پیرامونمان و تاثیرشان بر کودکان مجهز باشیم و غلیان عاطفه را کنترل نموده و حضورمان موثر و سازنده باشد.
به امید آنکه سایه پدر و مادر بر سر فرزندان این سرزمین سلامت و باقی باشد تا به قول قدیمی ها از آب و گل در بیایند.
https://goo.gl/4B8eis
سحر سلطانی
از ابتدای پاییز امسال با خبرهای تلخی درباره مرگ والدین روبرو بودیم یک مورد تصادف و چند مورد بیماریهای صعبالعلاج که دامان مادران جوانی را گرفتند. در تمامی این موارد مواجهه بقیه والدین به خصوص مادران سوال برانگیز بود، بسیاری ناآرام شده با هیجان و گریه سعی میکردند خبر را هضم کنند و نگرانیهای شدید هیجانی برای همکلاسی سوگوار فرزند خود داشتند، سردرگمی در کنار غم و اندوه انها را کلافه و گیج میکرد. برخی هم فرزند خود را از فضا دور میکردند تا هیچگونه خبری مبتنی بر این اتفاق نشنوند و دچار همذاتپنداری یا هراس ذهنی (فوبیا) مرگ مادر نشود.
خود را در چنین شرایطی تصور کنید. صبح که فرزندتان را به مهد کودک یا دبستان میبرید با غم و اندوه پرسنل و سایر والدین از شنیدن خبر مرگ مادر همکلاسی فرزندتان روبهرو می شوید. برای مدیریت و کنترل شرایط مهمترین کارهایی که باید انجام دهید چیست؟
تلنگر اول: اگر تجربه و دانش مددکاری ندارم آگاه باشم که توان مواجهه مستقیم برای کنشهای آرامشی و پالایشی غم را ندارم و باید برای کمک به آرام شدن فضای کلاس بچهها کمک بگیرم.
تلنگر دوم: باید مراقب باشم کودک خودم و سایر همکلاسیها چه صحنهای از والدین و مربیها میبینند و درک میکنند.
تلنگر سوم: اگر کودکم بالای ۱۰ سال سن دارد در صورت امکان برای عرض تسلیت و همدلی با همکلاسیاش در مراسم خاکسپاری و ختم شرکت کنم.
تلنگر چهارم: از مهد کودک و یا مدرسه تقاضا و مطالبه کنم با کمک مشاور روانشناس کارآزموده به شکل اختصاصی کودک سوگوار را همراهی مداوم کند.
تلنگر پنجم: اگر توانمندی مشاورهای و مددکاری دارم از مدرسه یا مهد کودک تقاضا کنم با کمک تکنیکهای موثر هنردرمانی، قصهگویی و نمایش خلاق مفهوم مرگ و غم را با همکلاسیها به شکل جمعی کار کنم.
تلنگر ششم: از سایر والدین تقاضا کنم در چند ماه اول سوگواری کودک از نوازش مداوم و پررنگ فرزندانشان وقتی به دنبال انها میآیند در مقابل کودک داغدار اجتناب کنند.
تلنگر هفتم: با کمک سایر والدین آشنا و قابل اعتماد و زیر نظر والد کودک، برنامههای اشتراکی شاد و امیدبخش در منزل یا اردو همراه با کودک داغدیده طراحی کنیم تا با غم فقدان مادر کمکم کنار بیاید. دقت داشته باشم از هرگونه محبت افراطی یا ترحم اجتناب کنم زیرا آسیبی دو سویه هم برای فرزند خودم و هم همکلاسی داغدارش خواهد شد.
این هفت تلنگر و تکنیک به ما کمک میکند در مواجهه با غمهای بزرگی مثل فقدان یکباره افراد پیرامونمان و تاثیرشان بر کودکان مجهز باشیم و غلیان عاطفه را کنترل نموده و حضورمان موثر و سازنده باشد.
به امید آنکه سایه پدر و مادر بر سر فرزندان این سرزمین سلامت و باقی باشد تا به قول قدیمی ها از آب و گل در بیایند.
https://goo.gl/4B8eis
الـفـبـــــا
اگر مادر همکلاسی فرزند شما فوت کند چه باید و نبایدهایی پیشروی شماست؟ - الـفـبـــــا
سحر سلطانی// از ابتدای پاییز امسال با خبرهای تلخی درباره مرگ والدین روبرو بودیم یک مورد تصادف و چند مورد بیماریهای صعبالعلاج که دامان مادران جوانی را گرفتند. در تمامی […]
#حکایتها ۵۱ 📝📝
موسیقی
از کشیش مسیحیان پرسیدند :به اعتقاد شما موسیقی گناه است ؟گفت : اگر بد بخوانند بله. ( نوادر راغب اصفهانی )🍀
@eduarticle
موسیقی
از کشیش مسیحیان پرسیدند :به اعتقاد شما موسیقی گناه است ؟گفت : اگر بد بخوانند بله. ( نوادر راغب اصفهانی )🍀
@eduarticle
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی 💻
"پل کلی" معتقداست #مدرسه دیرتر از زمان معمول یعنی حدود ساعت ۱۰ شروع شود. ببینید.
_____
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
"پل کلی" معتقداست #مدرسه دیرتر از زمان معمول یعنی حدود ساعت ۱۰ شروع شود. ببینید.
_____
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
💫 هدف ؛ گريه انداختن معلمها
—-------------------------
اَشلي لَم سينکلر - ترجمه: احمد خداداد حسيني
بعضی از بچهها هیچوقت با مدرسه کنار نمیآیند. درس نمیخوانند، تکالیفشان را انجام نمیدهند، معلمها را مسخره میکنند یا به آنها بیتوجهند و هیچ فرصتی را برای برهمزدن #کلاس از دست نمیدهند. برخلاف #معلمان و مدیران که نظرِ خوشی به چنین دانشآموزانی ندارند، اغلب همکلاسیهای آنها دوستشان دارند و تحسینشان میکنند. اما واقعاً آیندۀ این بچهها چه خواهد شد؟ برخی از تحقیقات میگویند احتمالاً خیلی بهتر از آنچه #معلمان فکر میکنند.
معروف است که آینشتاین دانشآموز ضعیفی بود؛ ولی کمتر کسی میداند که شر هم بود. آینشتاین نهتنها در درسها مردود میشد - مشکلی که خیلی وقتها بابت آن به دفتر مدیر مدرسه احضارش میکردند- بلکه رفتار بدی هم داشت. انتهای کلاس مینشست و به معلمها پوزخند میزد؛ بیاعتنا و مخلّ کلاس بود؛ از هر چیزی سؤال میکرد و وقتی با او اتمام حجت کردند که یا منضبط شود یا مدرسه را رها کند، مدرسه را رها کرد. بله درست است: آینشتاین ترک تحصیل کرده بود. ولی با اینحال، در بزرگسالی تبدیل شد به یکی از بزرگترین متفکران تاریخ بشر .
میتوان موفقیتهای آینشتاین را استثنایی از قاعده دانست و آن را در نظر نگرفت؛ در چنین حالتی، میتوان استدلال کرد که رفتار او در حقیقت نشانهای بود از هوش بسیارش و ناتوانی مدرسه در به چالشکشیدن او، استدلالی که احتمالاً تا حدی نیز درست است. اما اگر طبیعت سرکش او را بهجای هوشاش، علت تفاوت آینشتاین بدانیم چه؟ هر چه باشد، دنیا پر است از آدمهای برجستهای که موفقیت کمتری در مقایسه با آینشتاین داشتهاند . ادامه مطلب در سایت بانک مقاله ها 👈 https://eduarticle.me/?p=3231
—------------------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—-------------------------
اَشلي لَم سينکلر - ترجمه: احمد خداداد حسيني
بعضی از بچهها هیچوقت با مدرسه کنار نمیآیند. درس نمیخوانند، تکالیفشان را انجام نمیدهند، معلمها را مسخره میکنند یا به آنها بیتوجهند و هیچ فرصتی را برای برهمزدن #کلاس از دست نمیدهند. برخلاف #معلمان و مدیران که نظرِ خوشی به چنین دانشآموزانی ندارند، اغلب همکلاسیهای آنها دوستشان دارند و تحسینشان میکنند. اما واقعاً آیندۀ این بچهها چه خواهد شد؟ برخی از تحقیقات میگویند احتمالاً خیلی بهتر از آنچه #معلمان فکر میکنند.
معروف است که آینشتاین دانشآموز ضعیفی بود؛ ولی کمتر کسی میداند که شر هم بود. آینشتاین نهتنها در درسها مردود میشد - مشکلی که خیلی وقتها بابت آن به دفتر مدیر مدرسه احضارش میکردند- بلکه رفتار بدی هم داشت. انتهای کلاس مینشست و به معلمها پوزخند میزد؛ بیاعتنا و مخلّ کلاس بود؛ از هر چیزی سؤال میکرد و وقتی با او اتمام حجت کردند که یا منضبط شود یا مدرسه را رها کند، مدرسه را رها کرد. بله درست است: آینشتاین ترک تحصیل کرده بود. ولی با اینحال، در بزرگسالی تبدیل شد به یکی از بزرگترین متفکران تاریخ بشر .
میتوان موفقیتهای آینشتاین را استثنایی از قاعده دانست و آن را در نظر نگرفت؛ در چنین حالتی، میتوان استدلال کرد که رفتار او در حقیقت نشانهای بود از هوش بسیارش و ناتوانی مدرسه در به چالشکشیدن او، استدلالی که احتمالاً تا حدی نیز درست است. اما اگر طبیعت سرکش او را بهجای هوشاش، علت تفاوت آینشتاین بدانیم چه؟ هر چه باشد، دنیا پر است از آدمهای برجستهای که موفقیت کمتری در مقایسه با آینشتاین داشتهاند . ادامه مطلب در سایت بانک مقاله ها 👈 https://eduarticle.me/?p=3231
—------------------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA