Forwarded from اتچ بات
🔴بخشی از نامه های #فرزاد_کمانگر معلم آزاده ی که تا پای طناب دار هنوز #درس_آزادگی و عشق و زندگی می داد...
من یک #معلم می مانم و تو یک #زندانبان
💢برای من و تو #زندان دو معنای جداگانه دارد، دو نفر در دو سوی دیوار با دری آهنی و دریچه ای کوچک میان آن، تو بیرون سلول، من درون سلول.
💢من معلمم…نه نه…
من دانش آموز #صمد_بهرنگی_ام، همان که #اولدوز و #کلاغها و #ماهی_سیاه_کوچولو را نوشت که #حرکت_کردن را به همه بیاموزد.
💢من محصل #خانعلی_ام، همان معلمی که یاد داد چگونه خورشیدی بر #تخته_سیاه کلاسمان بکشیم که نورش خفاشها را فراری دهد.
💢من معلمم، از دانش آموزانم لبخند و پرسیدن را به ارث برده ام.
💢حال که من را شناختی، تو از خودت بگو، همکارانت که بوده اند، خشم و نفرت وجودت را از چه کسی به ارث برده ای، دستبند و پابندهایت از چه کسی به جا مانده؟ از سیاهچالهای ضحاک؟
💢مرا از #دستبند و #زنجیر و #شلاق، از چشمهای الکترونیکی زندان، از درهای محکم آن مترسان.مرا به باد کتک مگیر که هنگام راه رفتن صدای پایم میآید، آخر مادرم به من آموخته، با گامهایم با زمین سخن بگویم.
💢#قلم و #کاغذ را از من دریغ مکن، میخواهم برای کودکان سرزمینم لالائی بسرایم، سرشار از امید. میدانم به تو آموختهاند از نور، از زیباییها، از اندیشه و #اندیشیدن متنفر باشی.
💢دنیای تو همیشه تاریکی و زندان خواهد بود و «شعور نور» آزارت خواهد داد. تو با همه وجود پر از کینهات بر سر من فریاد میکشی و من باز دلم برای تو و دنیای حقیری که دورت ساختهاند، میسوزد.
💢#همکار_دربند، مگر می توان پشت میز صمد شدن نشست و به چشمهای فرزندان این آب و خاک خیره شد و خاموش ماند؟مگر می توان معلم بود و راه دریا را به ماهیان کوچولوی این سرزمین نشان نداد؟ حالا چه فرقی می کند از ارس باشد یا کارون.
💢مگر می توان بار سنگین مسئولیت معلم بودن و بذر #آگاهی پاشیدن را بر دوش داشت و دم برنیاورد؟ مگر می توان بغض فروخورده دانش آموزان و چهره ی نحیف آنان را دید و دم نزد؟
مگر می توان در قحط سال عدل و داد معلم بود، اما «الف» و «بای» امید و برابری را تدریس نکرد، حتی اگر راه ختم به اوین و مرگ شود؟
💢 نمی توانم تجسم کنم که نظاره گر رنج و فقر مردمان این سرزمین باشیم و دل به رود و دریا نسپاریم و طغیان نکنیم؟
💢می دانم روزی این راه سخت و پر فراز و نشیب، هموار گشته و سختی ها و مرارت های آن نشان افتخاری خواهد شد «برای تو معلم آزاده»، تا همه بدانند که معلم، معلم است حتی اگر سدّ راهش فیلتر گزینش باشد و زندان و اعدام، که آموزگار نامش را، و افتخارش را ماهیان کوچولویش به او بخشیده اند، نه مرغان ماهیخوار.
وقتی نوشته های فرزاد کمانگر را میخوانم ناخودآگاه اشک از چشمانم سرازیر می شود تا یادم میفتد که او می گوید " قوی باش رفیق " ...
یادتان باشد
که به شعر،
به آواز ،
به رویاهای تان
و به لیلا های تان پشت نکنید .....
🔘فرزاد کمانگر، در سحرگاه ۱۹ اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۹، در زندان اوین، بدون اطلاع وکیل و خانوادهاش به دارآویخته شد و مخفیانه بدون حضور خانواده در محل نامعلومی دفن شده است.
نام و یادش گرامی باد🌷🌷
🔻🔻🔻
کانال صنفی معلمان
@ettehad
من یک #معلم می مانم و تو یک #زندانبان
💢برای من و تو #زندان دو معنای جداگانه دارد، دو نفر در دو سوی دیوار با دری آهنی و دریچه ای کوچک میان آن، تو بیرون سلول، من درون سلول.
💢من معلمم…نه نه…
من دانش آموز #صمد_بهرنگی_ام، همان که #اولدوز و #کلاغها و #ماهی_سیاه_کوچولو را نوشت که #حرکت_کردن را به همه بیاموزد.
💢من محصل #خانعلی_ام، همان معلمی که یاد داد چگونه خورشیدی بر #تخته_سیاه کلاسمان بکشیم که نورش خفاشها را فراری دهد.
💢من معلمم، از دانش آموزانم لبخند و پرسیدن را به ارث برده ام.
💢حال که من را شناختی، تو از خودت بگو، همکارانت که بوده اند، خشم و نفرت وجودت را از چه کسی به ارث برده ای، دستبند و پابندهایت از چه کسی به جا مانده؟ از سیاهچالهای ضحاک؟
💢مرا از #دستبند و #زنجیر و #شلاق، از چشمهای الکترونیکی زندان، از درهای محکم آن مترسان.مرا به باد کتک مگیر که هنگام راه رفتن صدای پایم میآید، آخر مادرم به من آموخته، با گامهایم با زمین سخن بگویم.
💢#قلم و #کاغذ را از من دریغ مکن، میخواهم برای کودکان سرزمینم لالائی بسرایم، سرشار از امید. میدانم به تو آموختهاند از نور، از زیباییها، از اندیشه و #اندیشیدن متنفر باشی.
💢دنیای تو همیشه تاریکی و زندان خواهد بود و «شعور نور» آزارت خواهد داد. تو با همه وجود پر از کینهات بر سر من فریاد میکشی و من باز دلم برای تو و دنیای حقیری که دورت ساختهاند، میسوزد.
💢#همکار_دربند، مگر می توان پشت میز صمد شدن نشست و به چشمهای فرزندان این آب و خاک خیره شد و خاموش ماند؟مگر می توان معلم بود و راه دریا را به ماهیان کوچولوی این سرزمین نشان نداد؟ حالا چه فرقی می کند از ارس باشد یا کارون.
💢مگر می توان بار سنگین مسئولیت معلم بودن و بذر #آگاهی پاشیدن را بر دوش داشت و دم برنیاورد؟ مگر می توان بغض فروخورده دانش آموزان و چهره ی نحیف آنان را دید و دم نزد؟
مگر می توان در قحط سال عدل و داد معلم بود، اما «الف» و «بای» امید و برابری را تدریس نکرد، حتی اگر راه ختم به اوین و مرگ شود؟
💢 نمی توانم تجسم کنم که نظاره گر رنج و فقر مردمان این سرزمین باشیم و دل به رود و دریا نسپاریم و طغیان نکنیم؟
💢می دانم روزی این راه سخت و پر فراز و نشیب، هموار گشته و سختی ها و مرارت های آن نشان افتخاری خواهد شد «برای تو معلم آزاده»، تا همه بدانند که معلم، معلم است حتی اگر سدّ راهش فیلتر گزینش باشد و زندان و اعدام، که آموزگار نامش را، و افتخارش را ماهیان کوچولویش به او بخشیده اند، نه مرغان ماهیخوار.
وقتی نوشته های فرزاد کمانگر را میخوانم ناخودآگاه اشک از چشمانم سرازیر می شود تا یادم میفتد که او می گوید " قوی باش رفیق " ...
یادتان باشد
که به شعر،
به آواز ،
به رویاهای تان
و به لیلا های تان پشت نکنید .....
🔘فرزاد کمانگر، در سحرگاه ۱۹ اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۹، در زندان اوین، بدون اطلاع وکیل و خانوادهاش به دارآویخته شد و مخفیانه بدون حضور خانواده در محل نامعلومی دفن شده است.
نام و یادش گرامی باد🌷🌷
🔻🔻🔻
کانال صنفی معلمان
@ettehad
Telegram
attach 📎
شانه به شانه ی یکدیگر در برابر اختناق بایستیم
بیانیه #حسن_سعیدی، #کیوان_مهتدی، #رضا_شهابی از زندان اوین در محکومیت حمله به خانه #محمد_حبیبی و دستگیری فعالان صنفی و کارگری
جمعه ۸ اردیبهشت تعدادی از فعالان صنفی و کارگری که برای همدلی به دیدار خانواده ی معلم زندانی، محمد حبیبی رفته بودند با یورش خشونت بار مأموران امنیتی بازداشت شدند.
یکی از معلمان دچار ایست قلبی شد و به بیمارستان منتقل گشت و نه نفر با نامهای خانمها #آنیشا_اسداللهی، #ریحانه_انصاری_نژاد، #ژاله_روحزاد، #عسل_محمدی، #سروناز_احمدی، #اولدوز_هاشمی، و آقایان #کامیار_فکور، #هیراد_پیربداقی و #حسن_ابراهیمی به بازداشتگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتقل شدند که بعضاً در سلولهای انفرادی نگه داشته میشوند.
سرکوب و بگیر و ببند (تنها زبانِ ستم پیشگان و اربابان خودخوانده ی این سرزمینِ بلاخیز) در آستانه ی روز جهانی کارگر و روز معلم پدیده ی جدیدی نیست. اما استیصال و پرخاشجوییِ دستگاه امنیتی که حتی تحمل همدلیِ انسانی در حریمِ خصوصیِ افراد را ندارد، نشانگر افسارگسیختگی و فرار رو به جلوی حاکمیت است که هنوز میخواهد به جای پرداختن به ریشه ی مشکلات، با پرونده سازی و ایجاد رعب و وحشت صورت مسئله را پاک کند. غافل از آنکه جامعه ی ما دیگر بیدار شده و این قلدریها از جانب هیچ بخشی از جامعه تحمل نمیشود، بلکه فقط به تقویت همبستگی و اتحاد بیشتر میان معترضان به وضع موجود منجر خواهد شد.
ما، فعالان کارگریِ محبوس در زندان اوین ضمن محکومیتِ این توحشِ سازمان یافته، از تمام فعالین صنفی، کارگری، اجتماعی و سیاسی، و از تمام آزادیخواهان و دلسوزان این سرزمین میخواهیم که در برابر فضای خفقان سکوت نکنند و به هر وسیله ی ممکن با سلطه جویی و دست درازیهای دستگاه امنیتی مقابله کنند.
حسن سعیدی
کیوان مهتدی
رضا شهابی
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۲
بند ۴ زندان اوین
سایت / توئیتر / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
بیانیه #حسن_سعیدی، #کیوان_مهتدی، #رضا_شهابی از زندان اوین در محکومیت حمله به خانه #محمد_حبیبی و دستگیری فعالان صنفی و کارگری
جمعه ۸ اردیبهشت تعدادی از فعالان صنفی و کارگری که برای همدلی به دیدار خانواده ی معلم زندانی، محمد حبیبی رفته بودند با یورش خشونت بار مأموران امنیتی بازداشت شدند.
یکی از معلمان دچار ایست قلبی شد و به بیمارستان منتقل گشت و نه نفر با نامهای خانمها #آنیشا_اسداللهی، #ریحانه_انصاری_نژاد، #ژاله_روحزاد، #عسل_محمدی، #سروناز_احمدی، #اولدوز_هاشمی، و آقایان #کامیار_فکور، #هیراد_پیربداقی و #حسن_ابراهیمی به بازداشتگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتقل شدند که بعضاً در سلولهای انفرادی نگه داشته میشوند.
سرکوب و بگیر و ببند (تنها زبانِ ستم پیشگان و اربابان خودخوانده ی این سرزمینِ بلاخیز) در آستانه ی روز جهانی کارگر و روز معلم پدیده ی جدیدی نیست. اما استیصال و پرخاشجوییِ دستگاه امنیتی که حتی تحمل همدلیِ انسانی در حریمِ خصوصیِ افراد را ندارد، نشانگر افسارگسیختگی و فرار رو به جلوی حاکمیت است که هنوز میخواهد به جای پرداختن به ریشه ی مشکلات، با پرونده سازی و ایجاد رعب و وحشت صورت مسئله را پاک کند. غافل از آنکه جامعه ی ما دیگر بیدار شده و این قلدریها از جانب هیچ بخشی از جامعه تحمل نمیشود، بلکه فقط به تقویت همبستگی و اتحاد بیشتر میان معترضان به وضع موجود منجر خواهد شد.
ما، فعالان کارگریِ محبوس در زندان اوین ضمن محکومیتِ این توحشِ سازمان یافته، از تمام فعالین صنفی، کارگری، اجتماعی و سیاسی، و از تمام آزادیخواهان و دلسوزان این سرزمین میخواهیم که در برابر فضای خفقان سکوت نکنند و به هر وسیله ی ممکن با سلطه جویی و دست درازیهای دستگاه امنیتی مقابله کنند.
حسن سعیدی
کیوان مهتدی
رضا شهابی
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۲
بند ۴ زندان اوین
سایت / توئیتر / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
اتحاد
اتحاد اتحادیه آزاد کارگران ایران
اتحادیه آزاد کارگران ایران اتحادیه آزد کارگران ایران خود را ظرفی برای رسیدن تمامی کارگران ایران به خواستههایشان میداند و هدف آن حصول یک زندگی انسانی مطابق با استانداردها و پیشرفتهای امروزی بشر برای طبقه کارگر است.