حجت کلاشی و بحران روشنفکری نیابتی در عصر نوبت ایران
یکی از برجستهترین معضلات معرفتی ایران کنونی، بحران بازنمایی هویت ملی در گفتمانهای نخبگانی است که در پوشش ایرانگرایی فرهنگی، عملاً در حال پیریزی نوعی ایرانزدایی معرفتی هستند. در این میان، #سیدجوادطباطبایی، علیرغم جایگاه والای علمیاش، بهعنوان معمار گفتمان موسوم به #ایرانشهری، سهم بسزایی در تحریف مفهومی از «ایران» و «هویت ایرانی» ایفا کرده است. او با همسانسازی هویت ملی با زبان فارسی، نهتنها از شاهنشاهی کهن ایرانی، که تنها نهاد تاریخی وحدتبخش در بطن تکثر قومی و زبانی ایران بوده است، عبور کرد، بلکه در تقلیل ایران به صرف زبان، عملاً راه را برای تجزیهطلبیهای نوین هموار ساخت.
طباطبایی با نادیدهانگاری نهاد تاریخی شاهنشاهی، بعنوان حافظ سهگانه جاودان ایرانی، یعنی اشه، خرد، و داد، یک انتقال مفهومی مشکوک انجام داد: از پروژه بازسازی دولت ملی بر محور شاهنشاهی، به پروژهای زبانیـهویتی که در آن ایران بدل به صِرف نشانهای ادبیـفلسفی میشود.
✅درین راستا، فاشیستیترین جمله پرتابشده از جانب طباطبایی، یعنی «ما باید به نام یا به ننگ از ایران دفاع کنیم»، زمینهساز پیدایش نسلی از روشنفکران نیابتی شده است که همچون #حجت_کلاشی، به بازتولید همان گسستهای تاریخی مشغولاند. موضعگیری اخیر کلاشی در مخالفت با عملیات نظامی ویژه اسرائیل علیه زیرساختهای رژیم اشغالگر ج.ا را باید در این بستر نظری تحلیل کرد: او نماینده نسلی است که ایران را در سطح "نماد" میفهمد نه در سطح "قدرت واقعی". ایران برای اینان یک مسئله زیباییشناختی و زبانشناختی است، نه یک پروژه ژئوپلیتیک و تمدنی.
✅حامیان اندیشه طباطبایی اما باید به این پرسش اساسی پاسخ دهند: پروژه موسوم به ایرانشهری دقیقاً کدام سنت تاریخی را بازتاب میدهد؟ چگونه میتوان بهطور همزمان سنتهای فکری_فلسفیای به غایت متعارض مانند سنت یونانی، سنت اسلامی، و سنت ایرانباستان را در یک «کلّ کلگرای» بهنام ایرانشهری ادغام کرد، بیآنکه گرفتار التقاط مفهومی و ابهام روششناختی شد؟ حتی نگاهی گذرا به سیر تاریخی ایران نشان میدهد که این سنتها نهتنها با یکدیگر سازگار نبودهاند، بلکه بسیاری از تعارضات بنیادین در تاریخ ایران، از ساسانیان تا مشروطه، دقیقاً از همین غیریتهای معرفتی ناشی شدهاند.
✅در آثار ششگانهام درباره #فلسفه_پهلویسم، کوشیدهام نشان دهم که اندیشه ایرانی، نه یک روایت التقاطی بلکه یک منظومه معرفتی مستقل، خودبسنده، و منسجم است که در تضاد ساختاری با اندیشه اسلامی، فلسفه یونانی، و جهانبینی ترکی_عشیرهای قرار دارد. به همین دلیل، نمیتوان خواجه نظامالملک طوسی را که تجسم توتالیتاریسم عباسی و مدافع سرسخت دولت_دین اجباری است، در جایگاه یک ایراناندیش قرار داد. همانطور که نمیتوان فارابی یونانی اندیش را، علیرغم اعتبار علمی بیچونوچرا، در درون منظومه اندیشه ایرانی گنجاند.
✅از این منظر، مخالفت حجت کلاشی با حملات نظامی هدفمند اسرائیل به مراکز نظامی ج.ا را باید نه یک موضعگیری استراتژیک، بلکه نشانهای از فروبستگی گفتمانی دانست. او قربانی دو خطای تاریخی است: نخست، وارونگی معرفتیای که طباطبایی در قالب پروژه «ایران فرهنگی» بنیان گذاشت؛ و دوم، ضعف گفتمانی و راهبردی ما پادشاهیخواهان در تبیین دکترین پیچیده و چندلایه «فروپاشی کنترلشده»ای که #شاهزاده_رضا_پهلوی طی سالهای اخیر بهدقت معماری کرده است.
✅شوربختانه، بسیاری از کنشگران سیاسی مدعی ایرانگرایی، هنوز درک درستی از ژرفای کلیدواژگان استراتژیک شاهزاده رضا پهلوی ندارند. عباراتی مانند «لحظه برلین»، «معبد ملی»، «خودفرمانی»، «نوبت ایران»، «ققنوس ایرانی»، «شکوفایی ایران» «بازسازی شکوه جهانی ایران» و «فروپاشی کنترلشده»، نه استعارههای شاعرانه، بلکه اجزای یک نظام معنایی و ساختارمند هستند که میکوشند گذار ایران از وضع موجود به وضعیت آینده را در قالب یک پروژه تمدنی تعریف کنند. درک و بازشناسی این نظام معنایی، نیازمند بازتعریف گفتمان ملی بر محور شاهنشاهی نوین ایرانی و رهبری شاهزاده بهمثابه قطبنمای #شکوه_جهانی_ایران است.
زمان آن فرارسیده است که در برابر موج مهآلود و مبهم ایرانگرایی زبانی و فرهنگی، ما پادشاهیخواهان با اتکا بر سنت خرد سیاسی ایرانی، ایده #انقلاب_تمدنی_ایرانی را حول محورهای معرفتی، نهادی و ژئوپلیتیکی بازتعریف کنیم. ما به یک پروژه روشنگری مدرن نیاز داریم که بهجای چسباندن برچسب ایرانشهری به هر متفکر اقتدارگرا یا التقاطی، تاریخ ایرانیت ایران (و نه تاریخ دیگران در جغرافیای ایران) را واکاوی کرده و رهایی ملی را از دل بازیابی مشروعیت شاهنشاهی مدرن تحقق بخشد.
و این رهایی، جز با همراهی با رهبر انقلاب تمدنی ایران، شاهزاده رضا پهلوی، در زیر سایه #پرچم_شیروخورشید ممکن نخواهد شد.
✍️جهان_ایرانی
یکی از برجستهترین معضلات معرفتی ایران کنونی، بحران بازنمایی هویت ملی در گفتمانهای نخبگانی است که در پوشش ایرانگرایی فرهنگی، عملاً در حال پیریزی نوعی ایرانزدایی معرفتی هستند. در این میان، #سیدجوادطباطبایی، علیرغم جایگاه والای علمیاش، بهعنوان معمار گفتمان موسوم به #ایرانشهری، سهم بسزایی در تحریف مفهومی از «ایران» و «هویت ایرانی» ایفا کرده است. او با همسانسازی هویت ملی با زبان فارسی، نهتنها از شاهنشاهی کهن ایرانی، که تنها نهاد تاریخی وحدتبخش در بطن تکثر قومی و زبانی ایران بوده است، عبور کرد، بلکه در تقلیل ایران به صرف زبان، عملاً راه را برای تجزیهطلبیهای نوین هموار ساخت.
طباطبایی با نادیدهانگاری نهاد تاریخی شاهنشاهی، بعنوان حافظ سهگانه جاودان ایرانی، یعنی اشه، خرد، و داد، یک انتقال مفهومی مشکوک انجام داد: از پروژه بازسازی دولت ملی بر محور شاهنشاهی، به پروژهای زبانیـهویتی که در آن ایران بدل به صِرف نشانهای ادبیـفلسفی میشود.
✅درین راستا، فاشیستیترین جمله پرتابشده از جانب طباطبایی، یعنی «ما باید به نام یا به ننگ از ایران دفاع کنیم»، زمینهساز پیدایش نسلی از روشنفکران نیابتی شده است که همچون #حجت_کلاشی، به بازتولید همان گسستهای تاریخی مشغولاند. موضعگیری اخیر کلاشی در مخالفت با عملیات نظامی ویژه اسرائیل علیه زیرساختهای رژیم اشغالگر ج.ا را باید در این بستر نظری تحلیل کرد: او نماینده نسلی است که ایران را در سطح "نماد" میفهمد نه در سطح "قدرت واقعی". ایران برای اینان یک مسئله زیباییشناختی و زبانشناختی است، نه یک پروژه ژئوپلیتیک و تمدنی.
✅حامیان اندیشه طباطبایی اما باید به این پرسش اساسی پاسخ دهند: پروژه موسوم به ایرانشهری دقیقاً کدام سنت تاریخی را بازتاب میدهد؟ چگونه میتوان بهطور همزمان سنتهای فکری_فلسفیای به غایت متعارض مانند سنت یونانی، سنت اسلامی، و سنت ایرانباستان را در یک «کلّ کلگرای» بهنام ایرانشهری ادغام کرد، بیآنکه گرفتار التقاط مفهومی و ابهام روششناختی شد؟ حتی نگاهی گذرا به سیر تاریخی ایران نشان میدهد که این سنتها نهتنها با یکدیگر سازگار نبودهاند، بلکه بسیاری از تعارضات بنیادین در تاریخ ایران، از ساسانیان تا مشروطه، دقیقاً از همین غیریتهای معرفتی ناشی شدهاند.
✅در آثار ششگانهام درباره #فلسفه_پهلویسم، کوشیدهام نشان دهم که اندیشه ایرانی، نه یک روایت التقاطی بلکه یک منظومه معرفتی مستقل، خودبسنده، و منسجم است که در تضاد ساختاری با اندیشه اسلامی، فلسفه یونانی، و جهانبینی ترکی_عشیرهای قرار دارد. به همین دلیل، نمیتوان خواجه نظامالملک طوسی را که تجسم توتالیتاریسم عباسی و مدافع سرسخت دولت_دین اجباری است، در جایگاه یک ایراناندیش قرار داد. همانطور که نمیتوان فارابی یونانی اندیش را، علیرغم اعتبار علمی بیچونوچرا، در درون منظومه اندیشه ایرانی گنجاند.
✅از این منظر، مخالفت حجت کلاشی با حملات نظامی هدفمند اسرائیل به مراکز نظامی ج.ا را باید نه یک موضعگیری استراتژیک، بلکه نشانهای از فروبستگی گفتمانی دانست. او قربانی دو خطای تاریخی است: نخست، وارونگی معرفتیای که طباطبایی در قالب پروژه «ایران فرهنگی» بنیان گذاشت؛ و دوم، ضعف گفتمانی و راهبردی ما پادشاهیخواهان در تبیین دکترین پیچیده و چندلایه «فروپاشی کنترلشده»ای که #شاهزاده_رضا_پهلوی طی سالهای اخیر بهدقت معماری کرده است.
✅شوربختانه، بسیاری از کنشگران سیاسی مدعی ایرانگرایی، هنوز درک درستی از ژرفای کلیدواژگان استراتژیک شاهزاده رضا پهلوی ندارند. عباراتی مانند «لحظه برلین»، «معبد ملی»، «خودفرمانی»، «نوبت ایران»، «ققنوس ایرانی»، «شکوفایی ایران» «بازسازی شکوه جهانی ایران» و «فروپاشی کنترلشده»، نه استعارههای شاعرانه، بلکه اجزای یک نظام معنایی و ساختارمند هستند که میکوشند گذار ایران از وضع موجود به وضعیت آینده را در قالب یک پروژه تمدنی تعریف کنند. درک و بازشناسی این نظام معنایی، نیازمند بازتعریف گفتمان ملی بر محور شاهنشاهی نوین ایرانی و رهبری شاهزاده بهمثابه قطبنمای #شکوه_جهانی_ایران است.
زمان آن فرارسیده است که در برابر موج مهآلود و مبهم ایرانگرایی زبانی و فرهنگی، ما پادشاهیخواهان با اتکا بر سنت خرد سیاسی ایرانی، ایده #انقلاب_تمدنی_ایرانی را حول محورهای معرفتی، نهادی و ژئوپلیتیکی بازتعریف کنیم. ما به یک پروژه روشنگری مدرن نیاز داریم که بهجای چسباندن برچسب ایرانشهری به هر متفکر اقتدارگرا یا التقاطی، تاریخ ایرانیت ایران (و نه تاریخ دیگران در جغرافیای ایران) را واکاوی کرده و رهایی ملی را از دل بازیابی مشروعیت شاهنشاهی مدرن تحقق بخشد.
و این رهایی، جز با همراهی با رهبر انقلاب تمدنی ایران، شاهزاده رضا پهلوی، در زیر سایه #پرچم_شیروخورشید ممکن نخواهد شد.
✍️جهان_ایرانی
❤63👍23👏5🔥1
1️⃣هرکس ایران را با عراقِ صدام، لیبیِ قذافی یا سوریۀ اسد مقایسه میکند، یا دچار جهل ساختاری است، یا مأمور پروژههای تخریب امید ملی. ایران آن کشورهای مصنوعی نیست، ایران، ایران است؛ سرزمین کوروش و رضاشاه، نه طرابلس و بغداد.
2️⃣عراق و لیبی و سوریه نه رهبری چون شاهزاده رضا پهلوی داشتند، نه آلترناتیو مشروع، نه دکترین مشخص برای گذار. ما اما قطبنمای انقلاب تمدنی ایران را داریم. شاهزادهای ریشهدار، اندیشمند، ایرانساز، که طرح «فروپاشی کنترلشده» را سالهاست عملی کرده است.
3️⃣بیدار شوید! ایران تنها کشور خاورمیانه است که میراث چندهزارسالۀ شاهنشاهی، فلسفۀ عدالتِ زرتشت، حماسۀ فردوسی، اقتدار کوروش و نبوغ رضاشاه را در رگهایش دارد. ایران قرار نیست سقوط کند؛ ایران قرار است برخیزد. اینبار ققنوس ایران اوج خواهد گرفت.
4️⃣امروز «نوبت ایران» است. نه برای تسلیم شدن، که برای بازسازی. نه برای ترسیدن، که برای ایستادن. ما قرار نیست در باتلاق سوریه و لیبی دفن شویم. ما ملت برآمده از تاریخیم، نه قبیله فروافتاده از حاشیه تمدن.
و رهبری این خیزش فقط با یک نفر است: شاهزاده.
5️⃣اگر قدرت درک شکوه خوابدیدۀ شاهزاده را ندارید، سکوت کنید. اگر نمیدانید فروپاشی کنترلشده چیست، دخالت نکنید. تاریخ اینبار فرصتی نادر به ما داده؛
ما به عقب برنمیگردیم.
ما به آیندهای میرویم که نامش است:
شکوه جهانی ایران.
#فلسفه_پهلویسم
#انقلاب_تمدنی
#نوبت_ایران
✍️جهان_ایرانی
2️⃣عراق و لیبی و سوریه نه رهبری چون شاهزاده رضا پهلوی داشتند، نه آلترناتیو مشروع، نه دکترین مشخص برای گذار. ما اما قطبنمای انقلاب تمدنی ایران را داریم. شاهزادهای ریشهدار، اندیشمند، ایرانساز، که طرح «فروپاشی کنترلشده» را سالهاست عملی کرده است.
3️⃣بیدار شوید! ایران تنها کشور خاورمیانه است که میراث چندهزارسالۀ شاهنشاهی، فلسفۀ عدالتِ زرتشت، حماسۀ فردوسی، اقتدار کوروش و نبوغ رضاشاه را در رگهایش دارد. ایران قرار نیست سقوط کند؛ ایران قرار است برخیزد. اینبار ققنوس ایران اوج خواهد گرفت.
4️⃣امروز «نوبت ایران» است. نه برای تسلیم شدن، که برای بازسازی. نه برای ترسیدن، که برای ایستادن. ما قرار نیست در باتلاق سوریه و لیبی دفن شویم. ما ملت برآمده از تاریخیم، نه قبیله فروافتاده از حاشیه تمدن.
و رهبری این خیزش فقط با یک نفر است: شاهزاده.
5️⃣اگر قدرت درک شکوه خوابدیدۀ شاهزاده را ندارید، سکوت کنید. اگر نمیدانید فروپاشی کنترلشده چیست، دخالت نکنید. تاریخ اینبار فرصتی نادر به ما داده؛
ما به عقب برنمیگردیم.
ما به آیندهای میرویم که نامش است:
شکوه جهانی ایران.
#فلسفه_پهلویسم
#انقلاب_تمدنی
#نوبت_ایران
✍️جهان_ایرانی
👍125❤21👏5💯5
از قرون وسطای اسلامی تا شکوه جهانی ایرانی؛ سکوت کن میرحسین!
در لحظهای که ایران در آستانۀ گذار تاریخی از شب تاریک به سپیدهدم #شکوه_جهانی خویش قرار گرفته، و در هنگامهای که #پرچم_شیروخورشید بار دیگر در افق آرزوهای یک ملت سرافراز در اهتزاز است، هنوز صدایی از اعماق واپسگرایی به گوش میرسد؛ صدایی لرزان، مندرس و آلوده به حافظهای خونین که نام خود را #میرحسین_موسوی نهاده است. او که سالها در سایه شبح ولایت فقیه زیست، اکنون از اعماق فراموشی تاریخی و غبار زوال عقل، تلاش میکند در نقش یک وطندوست، بار دیگر به عرصه عمومی بازگردد. اما مردم ایران دیگر فریب نمیخورند. حافظۀ تاریخی این ملت از مرگ تغذیه نمیکند، بلکه از حقیقت، شکوه، و آینده زنده است.
✅میرحسین موسوی نه یک چهرۀ اپوزیسیون است، نه یک کنشگر آزادیخواه. او بازمانده و عامل وفادار یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ معاصر ایران است: قرون وسطای ایرانی، دهۀ شصت؛ زمانی که ج.ا با تکیه بر بنیادگرایی مذهبی، ایران را به قتلگاه اندیشه، فرهنگ، و انسانیت بدل کرد. و موسوی، نه تنها در آن دوران خاموش نماند، بلکه یکی از معماران رسمی این جنایت تاریخی بود. از قتلعام تابستان ۱۳۶۷ تا بستهشدن دانشگاهها، از سرکوب زنان و روزنامهنگاران تا سکوت مطلق در برابر اعدامهای خیابانی، هیچیک از جنایتهای رژیم، بدون امضای سیاسی و عقیدتی او ممکن نبود.
امروز اما، با جسارتی غمانگیز و زبانی پر از بازیهای دوپهلو، موسوی از «حق تعیین سرنوشت» سخن میگوید. از خطاهای نظامی که خود از بنیانگذاران آن بود. این همان خودفراموشی ملی میهنی است که بخشهایی از طبقه مدعی روشنفکری گرفتار آن شدهاند؛ گمان میبرند با چند جمله اصلاحطلبانه، میتوانند حافظه ملتی را تطهیر کنند. اما این مردم دیگر خاموش نیستند؛ آنان تاریخ را بازخوانی کردهاند و حقیقت را میشناسند.
✅اکنون، نوبت ایران است. نوبت بازسازی ملتی که دهههاست زیر سایۀ حکومت فقهی، از تنفس آزاد محروم مانده است. نوبت شکستن زنجیرهای تزویر و فریب اصلاحطلبی دروغین است. نوبت برپایی دوبارۀ پرچم شیروخورشید، نه فقط در نماد، که در ساحت سیاست، قانون، فرهنگ و زندگی روزمره ایرانیان.
در این لحظه سرنوشتساز، #انقلاب_تمدنی_ایران به رهبری #شاهزاده_رضا_پهلوی، نه بازگشت به گذشته، بلکه جهشی است به سوی آیندهای شکوهمند؛ آیندهای که در آن، سکولاریسم، حقوق بشر، آزادی زن، توسعه پایدار، تعامل جهانی، و فرهنگ کهن ایرانی در همافزایی خلاق، ایران را به الگویی برای خاورمیانه و حتی فراتر از آن بدل میسازد. این نه شعار، بلکه نقشه راه نسل نوین ایرانساز است.
✅در چنین بستری، میراث پهلویسم، که امروز با درایت، خردمندی، و فروتنی شاهزاده رضا پهلوی نمایندگی میشود، نه یک نوستالژی کهنه، بلکه گزینهای مدرن، اخلاقی، و ملی برای عبور از وضعیت فاجعهبار کنونی است. #پهلویسم یعنی پایبندی به ایران بهمثابه یک ملت تاریخی، نه امت عقیدتی؛ یعنی دولت مدرن، اقتدار ملی، دیپلماسی مستقل، نظام آموزشی سکولار، آزادی زنان، و آبادانی سرزمین.
✅در برابر این افق روشن، صدای موسوی پژواکی از گذشتهای تار است. صدای مردی که حافظۀ تاریخی ملت را به مسلخ توجیه برده و هنوز نمیخواهد مسئولیت شخصی خود را در فجایع دورانش بپذیرد. موسوی اگر حقیقتاً به وجدان رسیده بود، باید نخست با شهامت به نقش خود در دهۀ شصت اعتراف میکرد، از مردم پوزش میخواست، و برای همیشه سکوت میکرد؛ نه آنکه در پی تطهیر چهرۀ خود در قامت یک «مصلح خسته» باشد.
در واقع، حضور موسوی و امثال او در سپهر عمومی، تلاش واپسماندگان است برای جلوگیری از تحقق کامل شکوه جهانی ایرانی. آنان میدانند اگر این انقلاب تمدنی به ثمر برسد، نهتنها نظام کنونی فرو خواهد پاشید، بلکه تمام چهرههای خاکستریِ اصلاحطلبنما که در بزنگاههای حساس به نفع نظام سکوت کردند یا آن را تقویت نمودند، در دادگاه افکار عمومی محکوم خواهند شد.
اکنون دیگر با زبان استعاره نمیتوان سخن گفت. ایران بر لبه تیغ است؛ یا عبور کامل از ج.ا، با تمام شاخههایش یا گرفتارشدن در تکرار چرخه باطل.
و انتخاب مردم ایران روشن است. آنان در خیابانها فریاد زدند:
«رضا شاه روحت شاد»
و این تنها یک شعار نبود؛ این بیانیهای تاریخی بود. یک عهدنامه جمعی بود. این پیام، در دل خود، انتخاب یک مسیر است: راهی بهسوی آیندهای متمدن، آزاد، و ایرانی. مسیری که نه از قم و نجف، که از پاسارگاد میگذرد.
در چنین صحنهای، برای کسانی که حافظهشان در غبار زوال عقل فرومیلغزد، و هنوز گمان میبرند با بازی واژگان و ماسک وطنپرستی میتوان به عرصه بازگشت، تنها یک توصیه باقی میماند:
لب فرو بند که اکنون:
نوبت ایران است.
نوبت پرچم شیروخورشید است.
نوبت انقلاب تمدنی به رهبری شاهزاده رضا پهلوی است.
و نوبت شکوه جهانی ایران است.
✍️جهان_ایرانی
در لحظهای که ایران در آستانۀ گذار تاریخی از شب تاریک به سپیدهدم #شکوه_جهانی خویش قرار گرفته، و در هنگامهای که #پرچم_شیروخورشید بار دیگر در افق آرزوهای یک ملت سرافراز در اهتزاز است، هنوز صدایی از اعماق واپسگرایی به گوش میرسد؛ صدایی لرزان، مندرس و آلوده به حافظهای خونین که نام خود را #میرحسین_موسوی نهاده است. او که سالها در سایه شبح ولایت فقیه زیست، اکنون از اعماق فراموشی تاریخی و غبار زوال عقل، تلاش میکند در نقش یک وطندوست، بار دیگر به عرصه عمومی بازگردد. اما مردم ایران دیگر فریب نمیخورند. حافظۀ تاریخی این ملت از مرگ تغذیه نمیکند، بلکه از حقیقت، شکوه، و آینده زنده است.
✅میرحسین موسوی نه یک چهرۀ اپوزیسیون است، نه یک کنشگر آزادیخواه. او بازمانده و عامل وفادار یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ معاصر ایران است: قرون وسطای ایرانی، دهۀ شصت؛ زمانی که ج.ا با تکیه بر بنیادگرایی مذهبی، ایران را به قتلگاه اندیشه، فرهنگ، و انسانیت بدل کرد. و موسوی، نه تنها در آن دوران خاموش نماند، بلکه یکی از معماران رسمی این جنایت تاریخی بود. از قتلعام تابستان ۱۳۶۷ تا بستهشدن دانشگاهها، از سرکوب زنان و روزنامهنگاران تا سکوت مطلق در برابر اعدامهای خیابانی، هیچیک از جنایتهای رژیم، بدون امضای سیاسی و عقیدتی او ممکن نبود.
امروز اما، با جسارتی غمانگیز و زبانی پر از بازیهای دوپهلو، موسوی از «حق تعیین سرنوشت» سخن میگوید. از خطاهای نظامی که خود از بنیانگذاران آن بود. این همان خودفراموشی ملی میهنی است که بخشهایی از طبقه مدعی روشنفکری گرفتار آن شدهاند؛ گمان میبرند با چند جمله اصلاحطلبانه، میتوانند حافظه ملتی را تطهیر کنند. اما این مردم دیگر خاموش نیستند؛ آنان تاریخ را بازخوانی کردهاند و حقیقت را میشناسند.
✅اکنون، نوبت ایران است. نوبت بازسازی ملتی که دهههاست زیر سایۀ حکومت فقهی، از تنفس آزاد محروم مانده است. نوبت شکستن زنجیرهای تزویر و فریب اصلاحطلبی دروغین است. نوبت برپایی دوبارۀ پرچم شیروخورشید، نه فقط در نماد، که در ساحت سیاست، قانون، فرهنگ و زندگی روزمره ایرانیان.
در این لحظه سرنوشتساز، #انقلاب_تمدنی_ایران به رهبری #شاهزاده_رضا_پهلوی، نه بازگشت به گذشته، بلکه جهشی است به سوی آیندهای شکوهمند؛ آیندهای که در آن، سکولاریسم، حقوق بشر، آزادی زن، توسعه پایدار، تعامل جهانی، و فرهنگ کهن ایرانی در همافزایی خلاق، ایران را به الگویی برای خاورمیانه و حتی فراتر از آن بدل میسازد. این نه شعار، بلکه نقشه راه نسل نوین ایرانساز است.
✅در چنین بستری، میراث پهلویسم، که امروز با درایت، خردمندی، و فروتنی شاهزاده رضا پهلوی نمایندگی میشود، نه یک نوستالژی کهنه، بلکه گزینهای مدرن، اخلاقی، و ملی برای عبور از وضعیت فاجعهبار کنونی است. #پهلویسم یعنی پایبندی به ایران بهمثابه یک ملت تاریخی، نه امت عقیدتی؛ یعنی دولت مدرن، اقتدار ملی، دیپلماسی مستقل، نظام آموزشی سکولار، آزادی زنان، و آبادانی سرزمین.
✅در برابر این افق روشن، صدای موسوی پژواکی از گذشتهای تار است. صدای مردی که حافظۀ تاریخی ملت را به مسلخ توجیه برده و هنوز نمیخواهد مسئولیت شخصی خود را در فجایع دورانش بپذیرد. موسوی اگر حقیقتاً به وجدان رسیده بود، باید نخست با شهامت به نقش خود در دهۀ شصت اعتراف میکرد، از مردم پوزش میخواست، و برای همیشه سکوت میکرد؛ نه آنکه در پی تطهیر چهرۀ خود در قامت یک «مصلح خسته» باشد.
در واقع، حضور موسوی و امثال او در سپهر عمومی، تلاش واپسماندگان است برای جلوگیری از تحقق کامل شکوه جهانی ایرانی. آنان میدانند اگر این انقلاب تمدنی به ثمر برسد، نهتنها نظام کنونی فرو خواهد پاشید، بلکه تمام چهرههای خاکستریِ اصلاحطلبنما که در بزنگاههای حساس به نفع نظام سکوت کردند یا آن را تقویت نمودند، در دادگاه افکار عمومی محکوم خواهند شد.
اکنون دیگر با زبان استعاره نمیتوان سخن گفت. ایران بر لبه تیغ است؛ یا عبور کامل از ج.ا، با تمام شاخههایش یا گرفتارشدن در تکرار چرخه باطل.
و انتخاب مردم ایران روشن است. آنان در خیابانها فریاد زدند:
«رضا شاه روحت شاد»
و این تنها یک شعار نبود؛ این بیانیهای تاریخی بود. یک عهدنامه جمعی بود. این پیام، در دل خود، انتخاب یک مسیر است: راهی بهسوی آیندهای متمدن، آزاد، و ایرانی. مسیری که نه از قم و نجف، که از پاسارگاد میگذرد.
در چنین صحنهای، برای کسانی که حافظهشان در غبار زوال عقل فرومیلغزد، و هنوز گمان میبرند با بازی واژگان و ماسک وطنپرستی میتوان به عرصه بازگشت، تنها یک توصیه باقی میماند:
لب فرو بند که اکنون:
نوبت ایران است.
نوبت پرچم شیروخورشید است.
نوبت انقلاب تمدنی به رهبری شاهزاده رضا پهلوی است.
و نوبت شکوه جهانی ایران است.
✍️جهان_ایرانی
👍96👌19❤14
1⃣میرحسین!
دهانت را که باز میکنی، بوی خون دهه شصت بلند میشود.
تو نخستوزیر قتلعامی، نه پیامبر دموکراسی!
ملت ایران تو را نه اصلاحطلب، بلکه شریک جرم ولیفقیه میداند.
تو صدای پوسیده یک نظام رو به مرگ هستی.
بفهم!
2⃣تو از "حق تعیین سرنوشت" میگویی؟
تو که جوانان را به جوخه اعدام سپردی؟
تو که سکوت کردی وقتی چکمه بر گلوی آزادی گذاشته بودند؟
آری!
ملت حافظه دارد، زنده و روشن.
ما تو را نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم.
تو بخش تاریک خاطرهای هستی که دفنش خواهیم کرد.
3⃣و امروز…
نوبت ایران است!
نوبت طلوع تمدنیست نو، بر پایه آزادی، شرف، عقل و شکوه جهانی.
نوبت فروپاشی جمهوری فریب است.
و برخاستن پرچم شیروخورشید بر بام ایران.
ما آمدهایم تا خاکستر این نظام را جارو کنیم و خانه ایران را باز بسازیم.
4⃣ما از نسل "رضاشاه روحت شاد" هستیم.
ما وارثان پهلویسم هستیم؛
یعنی علم، پیشرفت، زن آزاد، سرباز قدرتمند، دیپلماسی شرافتمند، ملتسازی مدرن.
نه از نسل عمامه و کشتار و نفاق.
ما آمدهایم ایران را به جایگاه طبیعیاش در جهان بازگردانیم:
یک تمدن جهانی
5⃣موسوی!
تاریخ صدای تو را حذف خواهد کرد.
نه با سانسور، بلکه با حقیقت.
و تاریخ صدای رضا پهلوی را ثبت خواهد کرد؛
صدای مردی که در غربت ایستاد، فریاد زد، ساخت، رهبری کرد،
تا ایران، آزاد شود.
ما بازمیگردیم.
با شکوه، با امید، با شیر و خورشید.
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
دهانت را که باز میکنی، بوی خون دهه شصت بلند میشود.
تو نخستوزیر قتلعامی، نه پیامبر دموکراسی!
ملت ایران تو را نه اصلاحطلب، بلکه شریک جرم ولیفقیه میداند.
تو صدای پوسیده یک نظام رو به مرگ هستی.
بفهم!
2⃣تو از "حق تعیین سرنوشت" میگویی؟
تو که جوانان را به جوخه اعدام سپردی؟
تو که سکوت کردی وقتی چکمه بر گلوی آزادی گذاشته بودند؟
آری!
ملت حافظه دارد، زنده و روشن.
ما تو را نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم.
تو بخش تاریک خاطرهای هستی که دفنش خواهیم کرد.
3⃣و امروز…
نوبت ایران است!
نوبت طلوع تمدنیست نو، بر پایه آزادی، شرف، عقل و شکوه جهانی.
نوبت فروپاشی جمهوری فریب است.
و برخاستن پرچم شیروخورشید بر بام ایران.
ما آمدهایم تا خاکستر این نظام را جارو کنیم و خانه ایران را باز بسازیم.
4⃣ما از نسل "رضاشاه روحت شاد" هستیم.
ما وارثان پهلویسم هستیم؛
یعنی علم، پیشرفت، زن آزاد، سرباز قدرتمند، دیپلماسی شرافتمند، ملتسازی مدرن.
نه از نسل عمامه و کشتار و نفاق.
ما آمدهایم ایران را به جایگاه طبیعیاش در جهان بازگردانیم:
یک تمدن جهانی
5⃣موسوی!
تاریخ صدای تو را حذف خواهد کرد.
نه با سانسور، بلکه با حقیقت.
و تاریخ صدای رضا پهلوی را ثبت خواهد کرد؛
صدای مردی که در غربت ایستاد، فریاد زد، ساخت، رهبری کرد،
تا ایران، آزاد شود.
ما بازمیگردیم.
با شکوه، با امید، با شیر و خورشید.
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
❤127👍62💯13👌9😁2🔥1🙏1
1️⃣نزدیک 50 سال است که شاهزاده رضا پهلوی بیوقفه برای رفتن رژیم اشغالگر اسلامی و ساختن آلترناتیوی آباد، آزاد و ملی تلاش میکند. از هاروارد تا سیلیکونولی، از پشیمانان دهه پنجاه تا نسل نود، با همه نسلها گفتگو کرد و انقلاب تمدنی ایرانی را پیریزی کرد.
او فقط نخواست برود، خواست بسازد.
2️⃣ در برابر چنین رهبریِ خردمند، حالا دوباره شبح پوسیده ۵۷ را با روتوش به ما تحمیل میکنند:
موسوی؛ نخستوزیر دهۀ اعدام، سانسور و جیرهبندی! همان که نوشت «تختجمشید خرابه است» و «کوروش و فردوسی ابزار اسلامزداییاند»!
نفرین به حافظه کوتاه، اگر فراموش کنیم این کینهتوزی با ایران را.
3️⃣ و تاجزاده؟ همان امنیتیِ چپگرا که سالها در وزارت کشور و اطلاعات ستون فقرات سرکوب بود.
حالا ژست اصلاحطلبی گرفته!
از کِیتابهحال مزدوران ولایت فقیه بدون اعتراف و عذرخواهی، میتوانند نماد دموکراسی باشند؟
اینها نه آلترناتیوند، نه مشروع.
4️⃣ و بدتر از همه: مهدی نصیری.
سردبیر سابق کیهان، و مبلّغ شریعت طالبانی، حالا شده آرایشگر سیاسی برای موسوی و تاجزاده!
با ژست ایرانگرایانه آمده تا چهرههای سوخته را سفیدشویی کند و شاهزاده را به سطح تاجزاده و موسوی تنزُّل دهد!
آقای نصیری! ایران را با کیهان شستوشو نمیدهند!
5️⃣ مردم ایران خوب میدانند که فقط شاهزاده رضا پهلوی است که آلترناتیوی ملی، مدرن، فناورانه و ایرانمحور دارد.
او رهبر انقلاب تمدنی ایران است، فرزند کوروش و داریوش، نماد خرد، صبر و شکوه.
نه به 1400 سال قرون وسطا، نه به ج.ا، نه به بازماندگانش.
آری به رضا پهلوی و شکوه جهانی ایران.
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
او فقط نخواست برود، خواست بسازد.
2️⃣ در برابر چنین رهبریِ خردمند، حالا دوباره شبح پوسیده ۵۷ را با روتوش به ما تحمیل میکنند:
موسوی؛ نخستوزیر دهۀ اعدام، سانسور و جیرهبندی! همان که نوشت «تختجمشید خرابه است» و «کوروش و فردوسی ابزار اسلامزداییاند»!
نفرین به حافظه کوتاه، اگر فراموش کنیم این کینهتوزی با ایران را.
3️⃣ و تاجزاده؟ همان امنیتیِ چپگرا که سالها در وزارت کشور و اطلاعات ستون فقرات سرکوب بود.
حالا ژست اصلاحطلبی گرفته!
از کِیتابهحال مزدوران ولایت فقیه بدون اعتراف و عذرخواهی، میتوانند نماد دموکراسی باشند؟
اینها نه آلترناتیوند، نه مشروع.
4️⃣ و بدتر از همه: مهدی نصیری.
سردبیر سابق کیهان، و مبلّغ شریعت طالبانی، حالا شده آرایشگر سیاسی برای موسوی و تاجزاده!
با ژست ایرانگرایانه آمده تا چهرههای سوخته را سفیدشویی کند و شاهزاده را به سطح تاجزاده و موسوی تنزُّل دهد!
آقای نصیری! ایران را با کیهان شستوشو نمیدهند!
5️⃣ مردم ایران خوب میدانند که فقط شاهزاده رضا پهلوی است که آلترناتیوی ملی، مدرن، فناورانه و ایرانمحور دارد.
او رهبر انقلاب تمدنی ایران است، فرزند کوروش و داریوش، نماد خرد، صبر و شکوه.
نه به 1400 سال قرون وسطا، نه به ج.ا، نه به بازماندگانش.
آری به رضا پهلوی و شکوه جهانی ایران.
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
❤161👍21👏5🔥3💯2👎1🕊1
1⃣داشتم قسمت دوم مصاحبه فائزه با مطهرنیا رو گوش میدادم، یه لحظه حس کردم هیلاری کلینتون فارسی حرف میزنه!
از «سوسیال دموکراسی» و «انتخابات» تا «رایگانسازی بهداشت» و «توانمندسازی زنان»… انگار وات هپندِ هیلاری (What Happened) رو آوردن تو حوزه هنری چاپ زدن!
2⃣حرف از آزادی میزنن، ولی زیر بغل فقه شیعه رو گرفتن!
با کرسی شعرهای آبدوغخیاری تلاش میکنن احکام قرون وسطیای رو روتوش کنن که حتی سلطانمجتبی هم ازش خبر نداره!
واقعاً بانمکه که «با برنامههای مجتبی آشنا نیستم» اما «دارم تلاش میکنم برا رهبریش»
3⃣این حرفها دستوپا زدنهای هیبریدی یه رژیم رو به غرقه.
هم فائزه خوب میدونه، هم اصلاحطلبهای لنگرانداخته در توهمات ۷۶.
این یه کاخ ویرونهست که دارن دستگیره درش رو تعمیر میکنن!
خانمها و آقایون! ستونهای این ساختمان ریخته، وقت تخلیهست!
4⃣ما با جمهوری اسلامی کاری نداریم، تموم شد!
ما دنبال تعمیر نیستیم، ما معماران آیندهایم.
نرمافزار ما پهلویسمه؛ تمدنساز، سکولار، ایرانساز.
رهبر ما شاهزادهست: نماد امید، دانایی، اصالت،
و ما آمادهایم برای بازسازی ایران، از نو، برای همه نسلها.
5⃣مرسی فائزه، ولی ما از این تاکسی دربوداغون جمهوری اسلامی پیاده شدیم.
ما سوار قطار پرشتاب تمدنایرانیم؛
مقصد: شکوه جهانی ایران،
راهنما: شاهزاده رضا پهلوی،
پرچم: شیر و خورشید.
و شما؟ هنوز دنبال قفلسازی برای خرابهاید؟
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
از «سوسیال دموکراسی» و «انتخابات» تا «رایگانسازی بهداشت» و «توانمندسازی زنان»… انگار وات هپندِ هیلاری (What Happened) رو آوردن تو حوزه هنری چاپ زدن!
2⃣حرف از آزادی میزنن، ولی زیر بغل فقه شیعه رو گرفتن!
با کرسی شعرهای آبدوغخیاری تلاش میکنن احکام قرون وسطیای رو روتوش کنن که حتی سلطانمجتبی هم ازش خبر نداره!
واقعاً بانمکه که «با برنامههای مجتبی آشنا نیستم» اما «دارم تلاش میکنم برا رهبریش»
3⃣این حرفها دستوپا زدنهای هیبریدی یه رژیم رو به غرقه.
هم فائزه خوب میدونه، هم اصلاحطلبهای لنگرانداخته در توهمات ۷۶.
این یه کاخ ویرونهست که دارن دستگیره درش رو تعمیر میکنن!
خانمها و آقایون! ستونهای این ساختمان ریخته، وقت تخلیهست!
4⃣ما با جمهوری اسلامی کاری نداریم، تموم شد!
ما دنبال تعمیر نیستیم، ما معماران آیندهایم.
نرمافزار ما پهلویسمه؛ تمدنساز، سکولار، ایرانساز.
رهبر ما شاهزادهست: نماد امید، دانایی، اصالت،
و ما آمادهایم برای بازسازی ایران، از نو، برای همه نسلها.
5⃣مرسی فائزه، ولی ما از این تاکسی دربوداغون جمهوری اسلامی پیاده شدیم.
ما سوار قطار پرشتاب تمدنایرانیم؛
مقصد: شکوه جهانی ایران،
راهنما: شاهزاده رضا پهلوی،
پرچم: شیر و خورشید.
و شما؟ هنوز دنبال قفلسازی برای خرابهاید؟
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
❤112👍42👏10🔥1💯1
1️⃣ج.ا مُرده؛ فقط هنوز جنازهش باطری داره!
انفجار فردو؟ هدف قرارگرفتن سران نظامی؟ پدافند سوراخشده؟
ج.ا: «ما پیروز شدیم!»
آره جونعمهت! پیروزیتون مثل مرغ سوخاری وسط سیبله؛ فقط نوبت تیکهتیکه شدنه!
2️⃣ترور وسط پایتخت؟ میگن «گاز ترکید»
انگار مردم کودکند، یا نابینا!
واقعیت: اسرائیل میزنه، شما فیلم صداوسیمای سوخته پخش میکنید با مجریِ افسرده که داره زور میزنه "همه چی آرومه" بخونه!
3️⃣مذاکرات؟
افتضاح به توان بینهایت!
نه عزت موند، نه نون…
در به در دنبال امضای آمریکا،
در حالی که ایران واقعی دنبال امضای بازگشت پادشاهی پهلویه.
این وسط، فقط شما موندید با دبههاتون!
4️⃣تا اسم «پهلوی» میاد، رودههاتون شل میشه،
رفراندوم؟ مجلس مؤسسان؟!
شما در جایگاهی نیستید که برای ملت نسخه بپیچید؛
ملت سالهاست نسخهتونو پیچیده و پیچونده ریخته تو سطل آشغال تاریخ.
ما «رضاشاهپهلویِ دوم» رو داریم، رهبر انقلاب تمدنی!
5️⃣تموم شدید. تمام. فینیش. Game Over.
شما تهمانده فاضلاب قرن بیستمید، ما نوادگان تمدنیم.
ما وارثان شکوه جهانی ایرانیم،
با گفتمان پهلویسم و پرچم شیروخورشید و شعور تمدنی.
مراسم خاکسپاریتونو ملت بهزودی با پایکوبی برگزار میکنه.
خاک تو سرتون... حالا بدرود!
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
انفجار فردو؟ هدف قرارگرفتن سران نظامی؟ پدافند سوراخشده؟
ج.ا: «ما پیروز شدیم!»
آره جونعمهت! پیروزیتون مثل مرغ سوخاری وسط سیبله؛ فقط نوبت تیکهتیکه شدنه!
2️⃣ترور وسط پایتخت؟ میگن «گاز ترکید»
انگار مردم کودکند، یا نابینا!
واقعیت: اسرائیل میزنه، شما فیلم صداوسیمای سوخته پخش میکنید با مجریِ افسرده که داره زور میزنه "همه چی آرومه" بخونه!
3️⃣مذاکرات؟
افتضاح به توان بینهایت!
نه عزت موند، نه نون…
در به در دنبال امضای آمریکا،
در حالی که ایران واقعی دنبال امضای بازگشت پادشاهی پهلویه.
این وسط، فقط شما موندید با دبههاتون!
4️⃣تا اسم «پهلوی» میاد، رودههاتون شل میشه،
رفراندوم؟ مجلس مؤسسان؟!
شما در جایگاهی نیستید که برای ملت نسخه بپیچید؛
ملت سالهاست نسخهتونو پیچیده و پیچونده ریخته تو سطل آشغال تاریخ.
ما «رضاشاهپهلویِ دوم» رو داریم، رهبر انقلاب تمدنی!
5️⃣تموم شدید. تمام. فینیش. Game Over.
شما تهمانده فاضلاب قرن بیستمید، ما نوادگان تمدنیم.
ما وارثان شکوه جهانی ایرانیم،
با گفتمان پهلویسم و پرچم شیروخورشید و شعور تمدنی.
مراسم خاکسپاریتونو ملت بهزودی با پایکوبی برگزار میکنه.
خاک تو سرتون... حالا بدرود!
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
❤156👏55👍14👎4🕊2💯1
۱/۵ آنچه امروز علیه شاهزاده رضا پهلوی جریان دارد، نقد سیاسی نیست؛ واکنشی است عصبی به بازگشت عقلانیت تاریخی ایران.
وقتی پهلویسم دوباره به مثابه یک گفتمان تمدنی و پروژه نوسازی ملی مطرح میشود، آنان که چیزی جز نفی، ایدئولوژی و آشوب ندارند، دست به تخریب میزنند.
۲/۵ شاهزاده رضا پهلوی نه یک شاهزاده منفعل، بلکه رهبر انقلاب تمدنی ایران است؛ انقلابی بینیاز از خشونت، و غنی از آگاهی.
او حامل سنتی است که ایران را از خاکستر قاجار، به دوران علم، قانون، آموزش و اقتدار رساند. پروژهاش، بازآفرینی ایران در قرن بیستویکم است.
۳/۵ پهلویسم، نه بازگشت به گذشته، که تداوم تاریخی عقلانیت ایرانی است.
سکولاریسم، نوسازی نهادی، زیستمحوری، توسعه پایدار، عدالت جنسیتی و دیپلماسی فرهنگی، عناصر این دستگاه فکریاند. تخریبگران شاهزاده رضا پهلوی، چون فاقد این عناصراند، به نفی روی آوردهاند.
۴/۵جمهوری اشغالگر اسلامی ایران را در آستانه فروپاشی تمدنی قرار داده است.
ایران امروز به رهبرانی نیاز دارد که هم تاریخ را بشناسند، هم جهانی بیندیشند. شاهزاده رضا پهلوی تنها چهرهای است که با پشتوانه تاریخی، درک تمدنی و اعتبار جهانی میتواند ایران را از این گذار عبور دهد.
۵/۵ اگر بدیلی برای شاهزاده رضا پهلوی هست، بسمالله: برنامهات چیست؟ جایگاهت در میان ملت کو؟ وزنت در صحنه جهانی کجاست؟
در غیر این صورت، سکوت کن و بگذار ایران از نو برخیزد.
ما فرزندان فرهنگ، دانش و فروهر، راه خود را یافتهایم: راه بازگشت به شکوه جهانی ایران، از مسیر رهبری خردمندانه و تمدنی پهلوی.
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
وقتی پهلویسم دوباره به مثابه یک گفتمان تمدنی و پروژه نوسازی ملی مطرح میشود، آنان که چیزی جز نفی، ایدئولوژی و آشوب ندارند، دست به تخریب میزنند.
۲/۵ شاهزاده رضا پهلوی نه یک شاهزاده منفعل، بلکه رهبر انقلاب تمدنی ایران است؛ انقلابی بینیاز از خشونت، و غنی از آگاهی.
او حامل سنتی است که ایران را از خاکستر قاجار، به دوران علم، قانون، آموزش و اقتدار رساند. پروژهاش، بازآفرینی ایران در قرن بیستویکم است.
۳/۵ پهلویسم، نه بازگشت به گذشته، که تداوم تاریخی عقلانیت ایرانی است.
سکولاریسم، نوسازی نهادی، زیستمحوری، توسعه پایدار، عدالت جنسیتی و دیپلماسی فرهنگی، عناصر این دستگاه فکریاند. تخریبگران شاهزاده رضا پهلوی، چون فاقد این عناصراند، به نفی روی آوردهاند.
۴/۵جمهوری اشغالگر اسلامی ایران را در آستانه فروپاشی تمدنی قرار داده است.
ایران امروز به رهبرانی نیاز دارد که هم تاریخ را بشناسند، هم جهانی بیندیشند. شاهزاده رضا پهلوی تنها چهرهای است که با پشتوانه تاریخی، درک تمدنی و اعتبار جهانی میتواند ایران را از این گذار عبور دهد.
۵/۵ اگر بدیلی برای شاهزاده رضا پهلوی هست، بسمالله: برنامهات چیست؟ جایگاهت در میان ملت کو؟ وزنت در صحنه جهانی کجاست؟
در غیر این صورت، سکوت کن و بگذار ایران از نو برخیزد.
ما فرزندان فرهنگ، دانش و فروهر، راه خود را یافتهایم: راه بازگشت به شکوه جهانی ایران، از مسیر رهبری خردمندانه و تمدنی پهلوی.
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
2❤145👍10😁2🥰1
مهرگان: پیمان جاودان با شکوه جهانی ایران
#مهرگان، دومین جشن بزرگ ایرانزمین پس از نوروز، تنها یک آیین باستانی نیست؛ بلکه یادآور فلسفهای عمیق در باب انسان، آزادی، دادگری و پیوند با کیهان است. در فرهنگ جهان ایرانی، مهرگان روزی بود که ایرانیان نهتنها برداشت زمین را جشن میگرفتند، بلکه پیمان خود را با مهر، یعنی حقیقت، عدالت و دوستی تجدید میکردند. این جشن، ریشه در اندیشهای دارد که #جهان_ایرانی را از دیرباز شکل داده است؛ اندیشهای که امروز میتواند برای ما به یک انقلاب تمدنی بدل شود و مسیر بازگشت به #شکوه_جهانی_ایران را در جهان پیشارو روشن سازد.
در این میان، پیام #شاهزاده_رضا_پهلوی بهمثابه وارث اندیشه و آرمان پهلویسم جایگاهی بنیادین دارد. فلسفه پهلویسم که بر ملیگرایی روشنبین، مدرنیته بومی، عدالت اجتماعی، و پیوند با ارزشهای جهانی استوار است، در واقع تداوم همان معنایی است که مهرگان در روزگار باستان نماد آن بود: پیمان میان انسان ایرانی و حقیقت کیهانی.
✅اگر نوروز آغازی بر زایش دوباره و هماهنگی با طبیعت باشد، مهرگان تداوم این زایش در قالب آگاهی و پیمان است. مهرگان میگوید: انسان ایرانی باید همواره میان خود، جامعه و جهان یک تعادل اخلاقی و تمدنی برقرار کند.
امروز، در جهان پیشارو، این پیام بار دیگر موضوعیت یافته است. جهان پیشارو یا متامدرن، جهانی است که از مرزهای مدرنیته عبور کرده و به سوی ترکیب سنت، مدرنیته و آیندهگرایی حرکت میکند. در چنین جهانی، ملتی میتواند پیشرو باشد که هویت تاریخی و فلسفی خویش را با نیازهای جهانی امروز پیوند بزند. و این دقیقاً همان چیزی است که ما ایرانیان در پرتو جشن مهرگان میتوانیم بازخوانی کنیم: اتصال به ریشههای جاودانه و پرتاب به سوی آینده.
✅#فلسفه_پهلویسم که من در کتابهای ششگانهام کاویده ام، را میتوان بازخوانی مدرن و آیندهنگرانه از همان اندیشههای باستانی دانست که در مهرگان متجلی است. پهلویسم نه یک ایدئولوژی بسته، بلکه یک راه فلسفی برای زیستن بهمثابه ملت جهانی است؛ فلسفهای که ما را دعوت میکند از درون تاریخ خود به آیندهای متامدرن پل بزنیم.
در مهرگان، ایرانیان پیمان خود را با اشه و داد و خرد و مهر تازه میکردند. در پهلویسم نیز دعوتی به تجدید پیمان ملی با استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی، و شکوه جهانی ایران وجود دارد. همانطور که در فلسفه جهان ایرانی، مهر ناظر بر راستی و پیمان بود، در پهلویسم نیز حقیقت و وفاداری به ایران همچون جوهر فلسفی عمل میکند.
✅ما امروز در آستانۀ یک انقلاب تمدنی ایستادهایم. انقلابی که نه شبیه انقلابهای سیاسی کلاسیک، بلکه یک جنبش عمیق فرهنگی، اخلاقی و تمدنی است. این انقلاب تمدنی یعنی بازاندیشی در مورد ایران، جهان ایرانی، و جایگاه ما در نظم متامدرن جهان.
مهرگان به ما میگوید:
1️⃣پیمان با حقیقت و عدالت، بنیان شکوه است.
2️⃣پاسداشت زمین و طبیعت، بخشی از وظیفه کیهانی انسان ایرانی است.
3️⃣آزادی و دوستی، پایههای استواری جامعه هستند.
این سه اصل، همان محوری است که اعلیحضرت شاهزاده رضا پهلوی نیز در پیام خود بر آنها تأکید میکند: ایران آزاد، آباد و درخشان در جهان. از این رو، گرامیداشت مهرگان برای ما تنها یادآوری یک آیین باستانی نیست، بلکه تمرین عملی برای مشارکت در این انقلاب تمدنی است.
✅شکوه جهانی ایران تنها در تاریخ با کوروش و داریوش معنا نمییابد؛ بلکه در امروز و فردا نیز باید بازتولید شود. در عصر متامدرن، شکوه جهانی ایران یعنی:
1️⃣بازسازی هویت ایرانی بر مبنای فلسفه پهلویسم؛ هویتی که هم جهانی است و هم ایرانی.
2️⃣توسعه علمی و تکنولوژیک با روحیه ایرانی؛ همان چیزی که پهلویسم بر آن تأکید دارد.
3️⃣بازآفرینی جشنها و آیینها بهعنوان موتور هویتسازی و اخلاق ملی.
در این مسیر، مهرگان بهعنوان یک آیین تمدنی، ما را به یاد این حقیقت میاندازد که شکوه جهانی ایران تنها با پیوند خرد، اخلاق و عمل اجتماعی امکانپذیر است.
✅امروز، ما ایرانیان میتوانیم در روز مهرگان، پیمانی نو ببندیم:
1️⃣پیمان با جهان ایرانی، یعنی هویت و تمدنی که فراتر از مرزهای جغرافیایی است.
2️⃣پیمان با انقلاب تمدنی ایران، یعنی دگرگونی عمیق در نگرشها، ارزشها و شیوه زیست ملی.
3️⃣پیمان با شکوه جهانی ایران، یعنی مسئولیت تاریخی ما برای درخشش دوباره در جهان.
این پیمان نه یک بازگشت نوستالژیک، بلکه حرکتی آگاهانه به سوی آیندهای متامدرن است؛ آیندهای که در آن ایران بار دیگر چراغدار خرد، اخلاق و پیشرفت در جهان خواهد بود.
پس بگذاریم مهرگان لحظهای برای تجدید پیمان با شکوه جهانی ایران باشد؛ شکوهی که از دل جهان ایرانی برخاسته، در فلسفه پهلویسم بازتاب یافته، و در #جهان_پیشارو یا عصر متامدرن بار دیگر ما را به قلههای تاریخ خواهد رساند.
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
#مهرگان، دومین جشن بزرگ ایرانزمین پس از نوروز، تنها یک آیین باستانی نیست؛ بلکه یادآور فلسفهای عمیق در باب انسان، آزادی، دادگری و پیوند با کیهان است. در فرهنگ جهان ایرانی، مهرگان روزی بود که ایرانیان نهتنها برداشت زمین را جشن میگرفتند، بلکه پیمان خود را با مهر، یعنی حقیقت، عدالت و دوستی تجدید میکردند. این جشن، ریشه در اندیشهای دارد که #جهان_ایرانی را از دیرباز شکل داده است؛ اندیشهای که امروز میتواند برای ما به یک انقلاب تمدنی بدل شود و مسیر بازگشت به #شکوه_جهانی_ایران را در جهان پیشارو روشن سازد.
در این میان، پیام #شاهزاده_رضا_پهلوی بهمثابه وارث اندیشه و آرمان پهلویسم جایگاهی بنیادین دارد. فلسفه پهلویسم که بر ملیگرایی روشنبین، مدرنیته بومی، عدالت اجتماعی، و پیوند با ارزشهای جهانی استوار است، در واقع تداوم همان معنایی است که مهرگان در روزگار باستان نماد آن بود: پیمان میان انسان ایرانی و حقیقت کیهانی.
✅اگر نوروز آغازی بر زایش دوباره و هماهنگی با طبیعت باشد، مهرگان تداوم این زایش در قالب آگاهی و پیمان است. مهرگان میگوید: انسان ایرانی باید همواره میان خود، جامعه و جهان یک تعادل اخلاقی و تمدنی برقرار کند.
امروز، در جهان پیشارو، این پیام بار دیگر موضوعیت یافته است. جهان پیشارو یا متامدرن، جهانی است که از مرزهای مدرنیته عبور کرده و به سوی ترکیب سنت، مدرنیته و آیندهگرایی حرکت میکند. در چنین جهانی، ملتی میتواند پیشرو باشد که هویت تاریخی و فلسفی خویش را با نیازهای جهانی امروز پیوند بزند. و این دقیقاً همان چیزی است که ما ایرانیان در پرتو جشن مهرگان میتوانیم بازخوانی کنیم: اتصال به ریشههای جاودانه و پرتاب به سوی آینده.
✅#فلسفه_پهلویسم که من در کتابهای ششگانهام کاویده ام، را میتوان بازخوانی مدرن و آیندهنگرانه از همان اندیشههای باستانی دانست که در مهرگان متجلی است. پهلویسم نه یک ایدئولوژی بسته، بلکه یک راه فلسفی برای زیستن بهمثابه ملت جهانی است؛ فلسفهای که ما را دعوت میکند از درون تاریخ خود به آیندهای متامدرن پل بزنیم.
در مهرگان، ایرانیان پیمان خود را با اشه و داد و خرد و مهر تازه میکردند. در پهلویسم نیز دعوتی به تجدید پیمان ملی با استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی، و شکوه جهانی ایران وجود دارد. همانطور که در فلسفه جهان ایرانی، مهر ناظر بر راستی و پیمان بود، در پهلویسم نیز حقیقت و وفاداری به ایران همچون جوهر فلسفی عمل میکند.
✅ما امروز در آستانۀ یک انقلاب تمدنی ایستادهایم. انقلابی که نه شبیه انقلابهای سیاسی کلاسیک، بلکه یک جنبش عمیق فرهنگی، اخلاقی و تمدنی است. این انقلاب تمدنی یعنی بازاندیشی در مورد ایران، جهان ایرانی، و جایگاه ما در نظم متامدرن جهان.
مهرگان به ما میگوید:
1️⃣پیمان با حقیقت و عدالت، بنیان شکوه است.
2️⃣پاسداشت زمین و طبیعت، بخشی از وظیفه کیهانی انسان ایرانی است.
3️⃣آزادی و دوستی، پایههای استواری جامعه هستند.
این سه اصل، همان محوری است که اعلیحضرت شاهزاده رضا پهلوی نیز در پیام خود بر آنها تأکید میکند: ایران آزاد، آباد و درخشان در جهان. از این رو، گرامیداشت مهرگان برای ما تنها یادآوری یک آیین باستانی نیست، بلکه تمرین عملی برای مشارکت در این انقلاب تمدنی است.
✅شکوه جهانی ایران تنها در تاریخ با کوروش و داریوش معنا نمییابد؛ بلکه در امروز و فردا نیز باید بازتولید شود. در عصر متامدرن، شکوه جهانی ایران یعنی:
1️⃣بازسازی هویت ایرانی بر مبنای فلسفه پهلویسم؛ هویتی که هم جهانی است و هم ایرانی.
2️⃣توسعه علمی و تکنولوژیک با روحیه ایرانی؛ همان چیزی که پهلویسم بر آن تأکید دارد.
3️⃣بازآفرینی جشنها و آیینها بهعنوان موتور هویتسازی و اخلاق ملی.
در این مسیر، مهرگان بهعنوان یک آیین تمدنی، ما را به یاد این حقیقت میاندازد که شکوه جهانی ایران تنها با پیوند خرد، اخلاق و عمل اجتماعی امکانپذیر است.
✅امروز، ما ایرانیان میتوانیم در روز مهرگان، پیمانی نو ببندیم:
1️⃣پیمان با جهان ایرانی، یعنی هویت و تمدنی که فراتر از مرزهای جغرافیایی است.
2️⃣پیمان با انقلاب تمدنی ایران، یعنی دگرگونی عمیق در نگرشها، ارزشها و شیوه زیست ملی.
3️⃣پیمان با شکوه جهانی ایران، یعنی مسئولیت تاریخی ما برای درخشش دوباره در جهان.
این پیمان نه یک بازگشت نوستالژیک، بلکه حرکتی آگاهانه به سوی آیندهای متامدرن است؛ آیندهای که در آن ایران بار دیگر چراغدار خرد، اخلاق و پیشرفت در جهان خواهد بود.
پس بگذاریم مهرگان لحظهای برای تجدید پیمان با شکوه جهانی ایران باشد؛ شکوهی که از دل جهان ایرانی برخاسته، در فلسفه پهلویسم بازتاب یافته، و در #جهان_پیشارو یا عصر متامدرن بار دیگر ما را به قلههای تاریخ خواهد رساند.
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
❤84👍6👎5😁1
️ گــارد شـــاهــنــشــاهــی ️
2025-National-Security-Strategy.pdf
سند راهبردی آمریکا: شاهدی روشن و رسمی بر پایان جمهوری اسلامی
انتشار «سند راهبرد امنیت ملی آمریکا» در نوامبر ۲۰۲۵ نقطهای تعیینکننده در بازتعریف سیاست جهانی نسبت به خاورمیانه محسوب میشود. این سند، نهتنها بیانگر ارزیابیهای امنیتی واشنگتن است، بلکه حامل نشانههای قطعی تغییر در معماری آینده منطقه است؛ معماریای که بدون سقوط حاکمیت ج.ا و ظهور یک ایران توسعهگرا و صلحمحور قابل تبیین نیست. تحلیل دقیق ادبیات این سند آشکار میسازد که سیاستگذاران آمریکایی، خاورمیانه آینده را منطقهای باثبات، همکار و جذاب برای سرمایهگذاری میدانند، و چنین تصویری تنها زمانی ممکن است که بازیگر اصلی بیثباتی، یعنی ج.ا، از ساختار معادلات حذف شده باشد.
1⃣دگرگونی پارادایم امنیتی آمریکا: خاورمیانه از بحران به فرصت
در بخش خاورمیانه سند ۲۰۲۵ سه تحول کلیدی دیده میشود:
۱. کاهش وابستگی به انرژی منطقه
با تبدیل ایالات متحده به صادرکنندۀ انرژی و تنوع منابع جهانی، خاورمیانه دیگر منبع آسیبپذیری برای اقتصاد آمریکا نیست. این واقعیت، امکان تجدیدنظر در روابط سنتی با منطقه را فراهم کرده است.
۲. پایان عصر «تهدید دائمی»
سند با قاطعیت اعلام میکند:
«روزهایی که خاورمیانه بر سیاست خارجی آمریکا تسلط داشت، به پایان رسیده است؛ نه به دلیل کماهمیتی، بلکه زیرا دیگر منبع آزار دائمی نیست.»
این گزاره نشاندهندۀ فروکش کردن نقش ایرانِ تحت ج.ا در بیثباتیهای منطقهای است؛ امری که تنها با تغییر رژیم در ایران قابل تصور است.
۳. ظهور منطقهای مبتنی بر همکاریهای فناورانه و اقتصادی
سند، خاورمیانه آینده را مقصد سرمایهگذاری در فناوریهای نو—از انرژی هستهای تا هوش مصنوعی—میخواند. ایرانِ آزاد و توسعهگرا، بهعنوان قلب این منطقه، طبیعیترین بازیگر این تحول خواهد بود.
2⃣نشانههای پایان ج.ا در ادبیات سند
چند عبارت کلیدی نشان میدهد که این سند سقوط ج.ا در سال ۲۰۲۶ را مفروض گرفته است:
ایران بهشدت ضعیف شده است.
خاورمیانه در حال تبدیل شدن به محل دوستی، شراکت و سرمایهگذاری است.
تهدیدهای ایدئولوژیک بدون نیاز به ملتسازیهای بیثمر مدیریت میشوند.
شریکان منطقهای به مقابله با رادیکالیسم متعهد شدهاند.
هیچیک از این گزارهها با استمرار ج.ا سازگار نیست. سند در واقع بر پایه یک مفروض ساختاری نوشته شده است:
غیبت جمهوری اسلامی در معادلات آینده منطقه.
این فهم، دریچهای است به سوی ظهور حاکمیت تازهای که با ارزشهای صلحمحور، توسعهگرا و مسئولانه همخوان است؛ همان الگویی که در اندیشه و برنامههای شاهزاده رضا پهلوی تبیین شده است.
3⃣همسویی نگاه سند با الگوی رهبری شاهزاده رضا پهلوی
در قلب این نظم جدید، نوعی حکمرانی قرار دارد که ویژگیهای آن عبارت است از:
۱. توسعهمحوری و ادغام در اقتصاد جهانی
سند بر ضرورت ایجاد بازارهای دوستانه، زنجیرههای تأمین امن و همکاریهای فناورانه تأکید دارد. این دقیقاً با برنامۀ ایرانِ نوین—متکی بر اقتصاد مدرن و شفاف—منطبق است.
۲. نقشآفرینی صلحساز و مسئولانه
در گفتمان پهلویسم، ایران باید از منبع تهدید به تولیدکنندۀ امنیت تبدیل شود؛ همان نقشی که سند برای قدرتهای آینده منطقه ترسیم میکند.
۳. حکمرانی مبتنی بر ارزشهای اصیل، نه تحمیل خارجی
سند تأکید میکند:
«اصلاحات باید بهصورت ارگانیک از دل سنتها و ارزشهای جوامع برخیزد.»
این رویکرد، همراستا با مدل «انقلاب تمدنی ایرانی» است که بر بازسازی ایران بر پایه ریشههای ملی، خرد جمعی و نوسازی بومی تأکید دارد.
4⃣انقلاب تمدنی ایرانی: پیوند هویت، توسعه و نقش منطقهای
انقلاب تمدنی ایرانی سه محور اصلی دارد:
1. بازسازی هویت ملی و صلحسازی منطقهای
2. گذار از اقتصاد رانتی به اقتصاد نوآورانه
3. حکمرانی سکولار، پاسخگو و آیندهمحور
این سه محور بهطور کامل با الگوی آیندهنگر سند امنیت ملی آمریکا همخوان است، و از سوی دیگر با برنامۀ ایرانِ نوین شاهزاده رضا پهلوی همافزایی دارد.
در نهایت، پیام اصلی سند ۲۰۲۵ روشن است:
نظم آینده خاورمیانه بدون ج.ا طراحی شده است.
ایرانِ آینده باید موتور توسعه و شریک صلح باشد.
ویژگیهای حکمرانی مطلوب، با الگوی رهبری شاهزاده رضا پهلوی همسو است.
بدینترتیب، ایران در آستانه یکی از مهمترین لحظات تاریخ معاصر خود قرار گرفته است.
اگر ملت ایران ارادۀ خود را در مسیر تغییر به کار بندد، در افق نزدیک میتواند:
شکوه تمدنی خود را بازیابد،
نقش منطقهای خود را احیا کند،
و به یکی از قدرتهای کلیدی قرن بیستویکم تبدیل شود.
اکنون، بستر جهانی مهیاست؛ جهان آماده است ایران را آزاد، توسعهگرا و صلحساز ببیند—و این آینده بیش از هر زمان در دسترس است.
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
انتشار «سند راهبرد امنیت ملی آمریکا» در نوامبر ۲۰۲۵ نقطهای تعیینکننده در بازتعریف سیاست جهانی نسبت به خاورمیانه محسوب میشود. این سند، نهتنها بیانگر ارزیابیهای امنیتی واشنگتن است، بلکه حامل نشانههای قطعی تغییر در معماری آینده منطقه است؛ معماریای که بدون سقوط حاکمیت ج.ا و ظهور یک ایران توسعهگرا و صلحمحور قابل تبیین نیست. تحلیل دقیق ادبیات این سند آشکار میسازد که سیاستگذاران آمریکایی، خاورمیانه آینده را منطقهای باثبات، همکار و جذاب برای سرمایهگذاری میدانند، و چنین تصویری تنها زمانی ممکن است که بازیگر اصلی بیثباتی، یعنی ج.ا، از ساختار معادلات حذف شده باشد.
1⃣دگرگونی پارادایم امنیتی آمریکا: خاورمیانه از بحران به فرصت
در بخش خاورمیانه سند ۲۰۲۵ سه تحول کلیدی دیده میشود:
۱. کاهش وابستگی به انرژی منطقه
با تبدیل ایالات متحده به صادرکنندۀ انرژی و تنوع منابع جهانی، خاورمیانه دیگر منبع آسیبپذیری برای اقتصاد آمریکا نیست. این واقعیت، امکان تجدیدنظر در روابط سنتی با منطقه را فراهم کرده است.
۲. پایان عصر «تهدید دائمی»
سند با قاطعیت اعلام میکند:
«روزهایی که خاورمیانه بر سیاست خارجی آمریکا تسلط داشت، به پایان رسیده است؛ نه به دلیل کماهمیتی، بلکه زیرا دیگر منبع آزار دائمی نیست.»
این گزاره نشاندهندۀ فروکش کردن نقش ایرانِ تحت ج.ا در بیثباتیهای منطقهای است؛ امری که تنها با تغییر رژیم در ایران قابل تصور است.
۳. ظهور منطقهای مبتنی بر همکاریهای فناورانه و اقتصادی
سند، خاورمیانه آینده را مقصد سرمایهگذاری در فناوریهای نو—از انرژی هستهای تا هوش مصنوعی—میخواند. ایرانِ آزاد و توسعهگرا، بهعنوان قلب این منطقه، طبیعیترین بازیگر این تحول خواهد بود.
2⃣نشانههای پایان ج.ا در ادبیات سند
چند عبارت کلیدی نشان میدهد که این سند سقوط ج.ا در سال ۲۰۲۶ را مفروض گرفته است:
ایران بهشدت ضعیف شده است.
خاورمیانه در حال تبدیل شدن به محل دوستی، شراکت و سرمایهگذاری است.
تهدیدهای ایدئولوژیک بدون نیاز به ملتسازیهای بیثمر مدیریت میشوند.
شریکان منطقهای به مقابله با رادیکالیسم متعهد شدهاند.
هیچیک از این گزارهها با استمرار ج.ا سازگار نیست. سند در واقع بر پایه یک مفروض ساختاری نوشته شده است:
غیبت جمهوری اسلامی در معادلات آینده منطقه.
این فهم، دریچهای است به سوی ظهور حاکمیت تازهای که با ارزشهای صلحمحور، توسعهگرا و مسئولانه همخوان است؛ همان الگویی که در اندیشه و برنامههای شاهزاده رضا پهلوی تبیین شده است.
3⃣همسویی نگاه سند با الگوی رهبری شاهزاده رضا پهلوی
در قلب این نظم جدید، نوعی حکمرانی قرار دارد که ویژگیهای آن عبارت است از:
۱. توسعهمحوری و ادغام در اقتصاد جهانی
سند بر ضرورت ایجاد بازارهای دوستانه، زنجیرههای تأمین امن و همکاریهای فناورانه تأکید دارد. این دقیقاً با برنامۀ ایرانِ نوین—متکی بر اقتصاد مدرن و شفاف—منطبق است.
۲. نقشآفرینی صلحساز و مسئولانه
در گفتمان پهلویسم، ایران باید از منبع تهدید به تولیدکنندۀ امنیت تبدیل شود؛ همان نقشی که سند برای قدرتهای آینده منطقه ترسیم میکند.
۳. حکمرانی مبتنی بر ارزشهای اصیل، نه تحمیل خارجی
سند تأکید میکند:
«اصلاحات باید بهصورت ارگانیک از دل سنتها و ارزشهای جوامع برخیزد.»
این رویکرد، همراستا با مدل «انقلاب تمدنی ایرانی» است که بر بازسازی ایران بر پایه ریشههای ملی، خرد جمعی و نوسازی بومی تأکید دارد.
4⃣انقلاب تمدنی ایرانی: پیوند هویت، توسعه و نقش منطقهای
انقلاب تمدنی ایرانی سه محور اصلی دارد:
1. بازسازی هویت ملی و صلحسازی منطقهای
2. گذار از اقتصاد رانتی به اقتصاد نوآورانه
3. حکمرانی سکولار، پاسخگو و آیندهمحور
این سه محور بهطور کامل با الگوی آیندهنگر سند امنیت ملی آمریکا همخوان است، و از سوی دیگر با برنامۀ ایرانِ نوین شاهزاده رضا پهلوی همافزایی دارد.
در نهایت، پیام اصلی سند ۲۰۲۵ روشن است:
نظم آینده خاورمیانه بدون ج.ا طراحی شده است.
ایرانِ آینده باید موتور توسعه و شریک صلح باشد.
ویژگیهای حکمرانی مطلوب، با الگوی رهبری شاهزاده رضا پهلوی همسو است.
بدینترتیب، ایران در آستانه یکی از مهمترین لحظات تاریخ معاصر خود قرار گرفته است.
اگر ملت ایران ارادۀ خود را در مسیر تغییر به کار بندد، در افق نزدیک میتواند:
شکوه تمدنی خود را بازیابد،
نقش منطقهای خود را احیا کند،
و به یکی از قدرتهای کلیدی قرن بیستویکم تبدیل شود.
اکنون، بستر جهانی مهیاست؛ جهان آماده است ایران را آزاد، توسعهگرا و صلحساز ببیند—و این آینده بیش از هر زمان در دسترس است.
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
👍78❤20👎3
به این #جنبش ، #برچسب_اعتراض نزنید!!!
چندبار بگوید تا فک و دهانتان عادت کند:
#خیزش_براندازی
و آنهم بدست تنها براندازان تاریخ ایران:
#پادشاهی_خواهان #گارد_شاهنشاهی #گارد_جاویدان_ایران #ایران #ایران_اشغالی
#همکاری_ملی #پاشنا #بازگشت_به_مشروطه #انقلاب_تمدنی_ایران #ایران_معبد_ماست
چندبار بگوید تا فک و دهانتان عادت کند:
#خیزش_براندازی
و آنهم بدست تنها براندازان تاریخ ایران:
#پادشاهی_خواهان #گارد_شاهنشاهی #گارد_جاویدان_ایران #ایران #ایران_اشغالی
#همکاری_ملی #پاشنا #بازگشت_به_مشروطه #انقلاب_تمدنی_ایران #ایران_معبد_ماست
👍119❤22👌3🕊2🔥1👏1
تبریزِ خاموش؛ خیانت به حافظه مشروطه و شکوه جهانی ایران
در بزنگاهی که ملت ایران علیه نظم فرسوده، سرکوبگر و مبتنی بر وحشت جمهوری اسلامی به خیزش درآمده است، غیبت تبریز ـ این شهرِ بنیانگذار سنت کنشگری سیاسی در ایران نوین ـ نه یک رخداد محلی، بلکه یک بحران ملی و تمدنی است. سکوت امروز تبریز، سکوت یک شهر نیست؛ تعلیق یکی از ستونهای حافظه تاریخی ایران است. شهری که در انقلاب مشروطه، و در لحظات سرنوشتساز سده اخیر همواره در جایگاه پیشقراول ایستاده بود، اکنون به شکلی معنادار از شاهراه رهایی کنار کشیده است. این انفعال، اگر شکسته نشود، نهتنها حیثیت تاریخی تبریز، بلکه نسبت آن با پروژه بازگشت شکوه جهانی ایران را بهطور جدی مخدوش میکند.
✅برای فهم این وضعیت، باید از سطح احساسات عبور کرد و به لایههای عمیق اجتماعی، گفتمانی و نهادی پرداخت.
1⃣نخستین عامل، شکلگیری یک #سپهر_شبهنخبگانی در آذربایجان پس از دوم خرداد است؛ سپهری که با تساهل و با حمایت ضمنی ساختار قدرت، به تولید و ترویج یک #هویت_کاذب_قومیتی پرداخت. در این میان، برخی ناشران فعال در تبریز ــ از جمله انتشارات اختر، انتشارات یاران و انتشارات ارک ــ به کانونهای مرجع این گفتمان بدل شدند. این جریان، بهجای بازخوانی نقش آذربایجان بهعنوان یکی از موتورهای تاریخی ایران، آگاهانه یا ناآگاهانه بر دوگانهسازی جعلی میان «آذربایجان» و «تهران» اصرار ورزید؛ دوگانهای که نه ریشه در تاریخ دارد و نه با منطق دولت–ملت مدرن سازگار است. محصول این مهندسی فرهنگی، تضعیف همبستگی ملی و تقلیل آذربایجان از یک سوژه تاریخی کنشگر به ابژهای واکنشی و سردرگم بوده است.
2⃣عامل دوم، که دیگر نمیتوان آن را با زبان خنثی توصیف کرد، نقش #باشگاه_تراکتورسازی_تبریز است؛ نهادی که عملاً و رسماً از یک باشگاه ورزشی به ابزاری سیاسی با کارکرد #تجزیهطلبانه سقوط کرده است. تراکتورسازی در سالهای اخیر، تحت مدیریت و جهتدهی مشخص، به سکویی برای عادیسازی گفتمان واگرای ضدایرانی بدل شده؛ گفتمانی که نه آزادی میخواهد، نه عدالت، و نه توسعه، بلکه مستقیماً بنیان همبستگی ملی و تمامیت تاریخی ایران را هدف گرفته است. بهرهبرداری سازمانیافته از نمادها، شعارها و تحریکات هویتی افراطی در سکوهای این باشگاه، نمونه روشن مصادره سرمایه عاطفی تودهای در خدمت پروژهای ضدملی است. این پدیده نه خودجوش است و نه بیخطر؛ مصداق کلاسیک مهندسی انحراف اجتماعی است که انرژی بالقوه آزادیخواهانه را یا به بنبست میکشاند یا در خدمت اهداف امنیتی قرار میدهد. در این معنا، تراکتورسازی دیگر باشگاه فوتبال نیست؛ یک ابزار فعال واگرایی سیاسی است که نقش آن در انفعال امروز تبریز، مستقیم، تعیینکننده و انکارناپذیر است.
3⃣سومین عامل، ساختار اقتصادی–اجتماعی #بازار_تبریز است؛ بازاری که برخلاف اسطورهسازیهای رایج، در دهههای اخیر بهشدت به شبکههای رانت، فساد و بقای نظم موجود گره خورده است. این بازار، که زمانی پشتوانه جنبشهای ملی بود، امروز در بخشهایی از خود به نیرویی محافظهکار و بازدارنده بدل شده است. پیوند منافع کوتاهمدت اقتصادی با تداوم وضع موجود، سکوتی حسابگرانه را تحمیل کرده که هزینه آن نهفقط برای تبریز، بلکه برای کل ایران سنگین است.
✅اکنون تبریز در برابر یک انتخاب تاریخی ایستاده است: یا ادامه این تعلیق و حذف تدریجی از متن تحولات سرنوشتساز ایران، یا بازپسگیری عاملیت تاریخی و بازگشت به جایگاه واقعی خود. زمان اتمامحجت فرا رسیده است. مردم تبریز باید مرز خود را با ناشران وابسته به مهندسی هویتی، با باشگاههای تبدیلشده به ابزار تجزیهطلبی، و با بازار آلوده به رانت و ترس، شفاف، علنی و بیتعارف ترسیم کنند. خیابان، در این معنا، نه صرفاً محل اعتراض، بلکه صحنه بازسازی سوژگی تاریخی است.
✅ایران امروز در آستانه یک جابهجایی صرفاً سیاسی نیست؛ در مسیر یک انقلاب تمدنی قرار دارد. انقلابی که هدف آن بازسازی «#نرمافزار_تمدنی_ایران» است: عقلانیت تاریخی، دولت مدرن، سکولاریسم نهادی، توسعه پایدار و کرامت انسانی. نام این نرمافزار تمدنی #پهلویسم است؛ نه بهعنوان نوستالژی، بلکه بهمثابه پروژه مدرنسازی ناتمام ایران که امروز در رهبری ملی #اعلیحضرت_سیروس_رضاشاه_دوم_پهلوی_سوم، افق تداوم و تحقق یافته است.
بازگشت شکوه جهانی ایران بدون تبریز نیز ممکن است، ولی مطلوب ایران و برازنده تبریز نیست. تاریخ، در لحظات بزرگ، شهرها را فرا میخواند. فردا دیر است. اکنون نوبت تبریز است: یا در متن تاریخ این #انقلاب_تمدنی و #شیفت_پارادایمی بایستد، یا نامش ـ بهناروا ـ در حاشیه بماند. این لحظه، لحظه انتخاب است؛ و تاریخ، در برابر این انتخاب، بیطرف نخواهد بود.
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
در بزنگاهی که ملت ایران علیه نظم فرسوده، سرکوبگر و مبتنی بر وحشت جمهوری اسلامی به خیزش درآمده است، غیبت تبریز ـ این شهرِ بنیانگذار سنت کنشگری سیاسی در ایران نوین ـ نه یک رخداد محلی، بلکه یک بحران ملی و تمدنی است. سکوت امروز تبریز، سکوت یک شهر نیست؛ تعلیق یکی از ستونهای حافظه تاریخی ایران است. شهری که در انقلاب مشروطه، و در لحظات سرنوشتساز سده اخیر همواره در جایگاه پیشقراول ایستاده بود، اکنون به شکلی معنادار از شاهراه رهایی کنار کشیده است. این انفعال، اگر شکسته نشود، نهتنها حیثیت تاریخی تبریز، بلکه نسبت آن با پروژه بازگشت شکوه جهانی ایران را بهطور جدی مخدوش میکند.
✅برای فهم این وضعیت، باید از سطح احساسات عبور کرد و به لایههای عمیق اجتماعی، گفتمانی و نهادی پرداخت.
1⃣نخستین عامل، شکلگیری یک #سپهر_شبهنخبگانی در آذربایجان پس از دوم خرداد است؛ سپهری که با تساهل و با حمایت ضمنی ساختار قدرت، به تولید و ترویج یک #هویت_کاذب_قومیتی پرداخت. در این میان، برخی ناشران فعال در تبریز ــ از جمله انتشارات اختر، انتشارات یاران و انتشارات ارک ــ به کانونهای مرجع این گفتمان بدل شدند. این جریان، بهجای بازخوانی نقش آذربایجان بهعنوان یکی از موتورهای تاریخی ایران، آگاهانه یا ناآگاهانه بر دوگانهسازی جعلی میان «آذربایجان» و «تهران» اصرار ورزید؛ دوگانهای که نه ریشه در تاریخ دارد و نه با منطق دولت–ملت مدرن سازگار است. محصول این مهندسی فرهنگی، تضعیف همبستگی ملی و تقلیل آذربایجان از یک سوژه تاریخی کنشگر به ابژهای واکنشی و سردرگم بوده است.
2⃣عامل دوم، که دیگر نمیتوان آن را با زبان خنثی توصیف کرد، نقش #باشگاه_تراکتورسازی_تبریز است؛ نهادی که عملاً و رسماً از یک باشگاه ورزشی به ابزاری سیاسی با کارکرد #تجزیهطلبانه سقوط کرده است. تراکتورسازی در سالهای اخیر، تحت مدیریت و جهتدهی مشخص، به سکویی برای عادیسازی گفتمان واگرای ضدایرانی بدل شده؛ گفتمانی که نه آزادی میخواهد، نه عدالت، و نه توسعه، بلکه مستقیماً بنیان همبستگی ملی و تمامیت تاریخی ایران را هدف گرفته است. بهرهبرداری سازمانیافته از نمادها، شعارها و تحریکات هویتی افراطی در سکوهای این باشگاه، نمونه روشن مصادره سرمایه عاطفی تودهای در خدمت پروژهای ضدملی است. این پدیده نه خودجوش است و نه بیخطر؛ مصداق کلاسیک مهندسی انحراف اجتماعی است که انرژی بالقوه آزادیخواهانه را یا به بنبست میکشاند یا در خدمت اهداف امنیتی قرار میدهد. در این معنا، تراکتورسازی دیگر باشگاه فوتبال نیست؛ یک ابزار فعال واگرایی سیاسی است که نقش آن در انفعال امروز تبریز، مستقیم، تعیینکننده و انکارناپذیر است.
3⃣سومین عامل، ساختار اقتصادی–اجتماعی #بازار_تبریز است؛ بازاری که برخلاف اسطورهسازیهای رایج، در دهههای اخیر بهشدت به شبکههای رانت، فساد و بقای نظم موجود گره خورده است. این بازار، که زمانی پشتوانه جنبشهای ملی بود، امروز در بخشهایی از خود به نیرویی محافظهکار و بازدارنده بدل شده است. پیوند منافع کوتاهمدت اقتصادی با تداوم وضع موجود، سکوتی حسابگرانه را تحمیل کرده که هزینه آن نهفقط برای تبریز، بلکه برای کل ایران سنگین است.
✅اکنون تبریز در برابر یک انتخاب تاریخی ایستاده است: یا ادامه این تعلیق و حذف تدریجی از متن تحولات سرنوشتساز ایران، یا بازپسگیری عاملیت تاریخی و بازگشت به جایگاه واقعی خود. زمان اتمامحجت فرا رسیده است. مردم تبریز باید مرز خود را با ناشران وابسته به مهندسی هویتی، با باشگاههای تبدیلشده به ابزار تجزیهطلبی، و با بازار آلوده به رانت و ترس، شفاف، علنی و بیتعارف ترسیم کنند. خیابان، در این معنا، نه صرفاً محل اعتراض، بلکه صحنه بازسازی سوژگی تاریخی است.
✅ایران امروز در آستانه یک جابهجایی صرفاً سیاسی نیست؛ در مسیر یک انقلاب تمدنی قرار دارد. انقلابی که هدف آن بازسازی «#نرمافزار_تمدنی_ایران» است: عقلانیت تاریخی، دولت مدرن، سکولاریسم نهادی، توسعه پایدار و کرامت انسانی. نام این نرمافزار تمدنی #پهلویسم است؛ نه بهعنوان نوستالژی، بلکه بهمثابه پروژه مدرنسازی ناتمام ایران که امروز در رهبری ملی #اعلیحضرت_سیروس_رضاشاه_دوم_پهلوی_سوم، افق تداوم و تحقق یافته است.
بازگشت شکوه جهانی ایران بدون تبریز نیز ممکن است، ولی مطلوب ایران و برازنده تبریز نیست. تاریخ، در لحظات بزرگ، شهرها را فرا میخواند. فردا دیر است. اکنون نوبت تبریز است: یا در متن تاریخ این #انقلاب_تمدنی و #شیفت_پارادایمی بایستد، یا نامش ـ بهناروا ـ در حاشیه بماند. این لحظه، لحظه انتخاب است؛ و تاریخ، در برابر این انتخاب، بیطرف نخواهد بود.
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
❤93👍32🔥6👌3
Forwarded from ️ گــارد شـــاهــنــشــاهــی ️
تبریزِ خاموش؛ خیانت به حافظه مشروطه و شکوه جهانی ایران
در بزنگاهی که ملت ایران علیه نظم فرسوده، سرکوبگر و مبتنی بر وحشت جمهوری اسلامی به خیزش درآمده است، غیبت تبریز ـ این شهرِ بنیانگذار سنت کنشگری سیاسی در ایران نوین ـ نه یک رخداد محلی، بلکه یک بحران ملی و تمدنی است. سکوت امروز تبریز، سکوت یک شهر نیست؛ تعلیق یکی از ستونهای حافظه تاریخی ایران است. شهری که در انقلاب مشروطه، و در لحظات سرنوشتساز سده اخیر همواره در جایگاه پیشقراول ایستاده بود، اکنون به شکلی معنادار از شاهراه رهایی کنار کشیده است. این انفعال، اگر شکسته نشود، نهتنها حیثیت تاریخی تبریز، بلکه نسبت آن با پروژه بازگشت شکوه جهانی ایران را بهطور جدی مخدوش میکند.
✅برای فهم این وضعیت، باید از سطح احساسات عبور کرد و به لایههای عمیق اجتماعی، گفتمانی و نهادی پرداخت.
1⃣نخستین عامل، شکلگیری یک #سپهر_شبهنخبگانی در آذربایجان پس از دوم خرداد است؛ سپهری که با تساهل و با حمایت ضمنی ساختار قدرت، به تولید و ترویج یک #هویت_کاذب_قومیتی پرداخت. در این میان، برخی ناشران فعال در تبریز ــ از جمله انتشارات اختر، انتشارات یاران و انتشارات ارک ــ به کانونهای مرجع این گفتمان بدل شدند. این جریان، بهجای بازخوانی نقش آذربایجان بهعنوان یکی از موتورهای تاریخی ایران، آگاهانه یا ناآگاهانه بر دوگانهسازی جعلی میان «آذربایجان» و «تهران» اصرار ورزید؛ دوگانهای که نه ریشه در تاریخ دارد و نه با منطق دولت–ملت مدرن سازگار است. محصول این مهندسی فرهنگی، تضعیف همبستگی ملی و تقلیل آذربایجان از یک سوژه تاریخی کنشگر به ابژهای واکنشی و سردرگم بوده است.
2⃣عامل دوم، که دیگر نمیتوان آن را با زبان خنثی توصیف کرد، نقش #باشگاه_تراکتورسازی_تبریز است؛ نهادی که عملاً و رسماً از یک باشگاه ورزشی به ابزاری سیاسی با کارکرد #تجزیهطلبانه سقوط کرده است. تراکتورسازی در سالهای اخیر، تحت مدیریت و جهتدهی مشخص، به سکویی برای عادیسازی گفتمان واگرای ضدایرانی بدل شده؛ گفتمانی که نه آزادی میخواهد، نه عدالت، و نه توسعه، بلکه مستقیماً بنیان همبستگی ملی و تمامیت تاریخی ایران را هدف گرفته است. بهرهبرداری سازمانیافته از نمادها، شعارها و تحریکات هویتی افراطی در سکوهای این باشگاه، نمونه روشن مصادره سرمایه عاطفی تودهای در خدمت پروژهای ضدملی است. این پدیده نه خودجوش است و نه بیخطر؛ مصداق کلاسیک مهندسی انحراف اجتماعی است که انرژی بالقوه آزادیخواهانه را یا به بنبست میکشاند یا در خدمت اهداف امنیتی قرار میدهد. در این معنا، تراکتورسازی دیگر باشگاه فوتبال نیست؛ یک ابزار فعال واگرایی سیاسی است که نقش آن در انفعال امروز تبریز، مستقیم، تعیینکننده و انکارناپذیر است.
3⃣سومین عامل، ساختار اقتصادی–اجتماعی #بازار_تبریز است؛ بازاری که برخلاف اسطورهسازیهای رایج، در دهههای اخیر بهشدت به شبکههای رانت، فساد و بقای نظم موجود گره خورده است. این بازار، که زمانی پشتوانه جنبشهای ملی بود، امروز در بخشهایی از خود به نیرویی محافظهکار و بازدارنده بدل شده است. پیوند منافع کوتاهمدت اقتصادی با تداوم وضع موجود، سکوتی حسابگرانه را تحمیل کرده که هزینه آن نهفقط برای تبریز، بلکه برای کل ایران سنگین است.
✅اکنون تبریز در برابر یک انتخاب تاریخی ایستاده است: یا ادامه این تعلیق و حذف تدریجی از متن تحولات سرنوشتساز ایران، یا بازپسگیری عاملیت تاریخی و بازگشت به جایگاه واقعی خود. زمان اتمامحجت فرا رسیده است. مردم تبریز باید مرز خود را با ناشران وابسته به مهندسی هویتی، با باشگاههای تبدیلشده به ابزار تجزیهطلبی، و با بازار آلوده به رانت و ترس، شفاف، علنی و بیتعارف ترسیم کنند. خیابان، در این معنا، نه صرفاً محل اعتراض، بلکه صحنه بازسازی سوژگی تاریخی است.
✅ایران امروز در آستانه یک جابهجایی صرفاً سیاسی نیست؛ در مسیر یک انقلاب تمدنی قرار دارد. انقلابی که هدف آن بازسازی «#نرمافزار_تمدنی_ایران» است: عقلانیت تاریخی، دولت مدرن، سکولاریسم نهادی، توسعه پایدار و کرامت انسانی. نام این نرمافزار تمدنی #پهلویسم است؛ نه بهعنوان نوستالژی، بلکه بهمثابه پروژه مدرنسازی ناتمام ایران که امروز در رهبری ملی #اعلیحضرت_سیروس_رضاشاه_دوم_پهلوی_سوم، افق تداوم و تحقق یافته است.
بازگشت شکوه جهانی ایران بدون تبریز نیز ممکن است، ولی مطلوب ایران و برازنده تبریز نیست. تاریخ، در لحظات بزرگ، شهرها را فرا میخواند. فردا دیر است. اکنون نوبت تبریز است: یا در متن تاریخ این #انقلاب_تمدنی و #شیفت_پارادایمی بایستد، یا نامش ـ بهناروا ـ در حاشیه بماند. این لحظه، لحظه انتخاب است؛ و تاریخ، در برابر این انتخاب، بیطرف نخواهد بود.
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
در بزنگاهی که ملت ایران علیه نظم فرسوده، سرکوبگر و مبتنی بر وحشت جمهوری اسلامی به خیزش درآمده است، غیبت تبریز ـ این شهرِ بنیانگذار سنت کنشگری سیاسی در ایران نوین ـ نه یک رخداد محلی، بلکه یک بحران ملی و تمدنی است. سکوت امروز تبریز، سکوت یک شهر نیست؛ تعلیق یکی از ستونهای حافظه تاریخی ایران است. شهری که در انقلاب مشروطه، و در لحظات سرنوشتساز سده اخیر همواره در جایگاه پیشقراول ایستاده بود، اکنون به شکلی معنادار از شاهراه رهایی کنار کشیده است. این انفعال، اگر شکسته نشود، نهتنها حیثیت تاریخی تبریز، بلکه نسبت آن با پروژه بازگشت شکوه جهانی ایران را بهطور جدی مخدوش میکند.
✅برای فهم این وضعیت، باید از سطح احساسات عبور کرد و به لایههای عمیق اجتماعی، گفتمانی و نهادی پرداخت.
1⃣نخستین عامل، شکلگیری یک #سپهر_شبهنخبگانی در آذربایجان پس از دوم خرداد است؛ سپهری که با تساهل و با حمایت ضمنی ساختار قدرت، به تولید و ترویج یک #هویت_کاذب_قومیتی پرداخت. در این میان، برخی ناشران فعال در تبریز ــ از جمله انتشارات اختر، انتشارات یاران و انتشارات ارک ــ به کانونهای مرجع این گفتمان بدل شدند. این جریان، بهجای بازخوانی نقش آذربایجان بهعنوان یکی از موتورهای تاریخی ایران، آگاهانه یا ناآگاهانه بر دوگانهسازی جعلی میان «آذربایجان» و «تهران» اصرار ورزید؛ دوگانهای که نه ریشه در تاریخ دارد و نه با منطق دولت–ملت مدرن سازگار است. محصول این مهندسی فرهنگی، تضعیف همبستگی ملی و تقلیل آذربایجان از یک سوژه تاریخی کنشگر به ابژهای واکنشی و سردرگم بوده است.
2⃣عامل دوم، که دیگر نمیتوان آن را با زبان خنثی توصیف کرد، نقش #باشگاه_تراکتورسازی_تبریز است؛ نهادی که عملاً و رسماً از یک باشگاه ورزشی به ابزاری سیاسی با کارکرد #تجزیهطلبانه سقوط کرده است. تراکتورسازی در سالهای اخیر، تحت مدیریت و جهتدهی مشخص، به سکویی برای عادیسازی گفتمان واگرای ضدایرانی بدل شده؛ گفتمانی که نه آزادی میخواهد، نه عدالت، و نه توسعه، بلکه مستقیماً بنیان همبستگی ملی و تمامیت تاریخی ایران را هدف گرفته است. بهرهبرداری سازمانیافته از نمادها، شعارها و تحریکات هویتی افراطی در سکوهای این باشگاه، نمونه روشن مصادره سرمایه عاطفی تودهای در خدمت پروژهای ضدملی است. این پدیده نه خودجوش است و نه بیخطر؛ مصداق کلاسیک مهندسی انحراف اجتماعی است که انرژی بالقوه آزادیخواهانه را یا به بنبست میکشاند یا در خدمت اهداف امنیتی قرار میدهد. در این معنا، تراکتورسازی دیگر باشگاه فوتبال نیست؛ یک ابزار فعال واگرایی سیاسی است که نقش آن در انفعال امروز تبریز، مستقیم، تعیینکننده و انکارناپذیر است.
3⃣سومین عامل، ساختار اقتصادی–اجتماعی #بازار_تبریز است؛ بازاری که برخلاف اسطورهسازیهای رایج، در دهههای اخیر بهشدت به شبکههای رانت، فساد و بقای نظم موجود گره خورده است. این بازار، که زمانی پشتوانه جنبشهای ملی بود، امروز در بخشهایی از خود به نیرویی محافظهکار و بازدارنده بدل شده است. پیوند منافع کوتاهمدت اقتصادی با تداوم وضع موجود، سکوتی حسابگرانه را تحمیل کرده که هزینه آن نهفقط برای تبریز، بلکه برای کل ایران سنگین است.
✅اکنون تبریز در برابر یک انتخاب تاریخی ایستاده است: یا ادامه این تعلیق و حذف تدریجی از متن تحولات سرنوشتساز ایران، یا بازپسگیری عاملیت تاریخی و بازگشت به جایگاه واقعی خود. زمان اتمامحجت فرا رسیده است. مردم تبریز باید مرز خود را با ناشران وابسته به مهندسی هویتی، با باشگاههای تبدیلشده به ابزار تجزیهطلبی، و با بازار آلوده به رانت و ترس، شفاف، علنی و بیتعارف ترسیم کنند. خیابان، در این معنا، نه صرفاً محل اعتراض، بلکه صحنه بازسازی سوژگی تاریخی است.
✅ایران امروز در آستانه یک جابهجایی صرفاً سیاسی نیست؛ در مسیر یک انقلاب تمدنی قرار دارد. انقلابی که هدف آن بازسازی «#نرمافزار_تمدنی_ایران» است: عقلانیت تاریخی، دولت مدرن، سکولاریسم نهادی، توسعه پایدار و کرامت انسانی. نام این نرمافزار تمدنی #پهلویسم است؛ نه بهعنوان نوستالژی، بلکه بهمثابه پروژه مدرنسازی ناتمام ایران که امروز در رهبری ملی #اعلیحضرت_سیروس_رضاشاه_دوم_پهلوی_سوم، افق تداوم و تحقق یافته است.
بازگشت شکوه جهانی ایران بدون تبریز نیز ممکن است، ولی مطلوب ایران و برازنده تبریز نیست. تاریخ، در لحظات بزرگ، شهرها را فرا میخواند. فردا دیر است. اکنون نوبت تبریز است: یا در متن تاریخ این #انقلاب_تمدنی و #شیفت_پارادایمی بایستد، یا نامش ـ بهناروا ـ در حاشیه بماند. این لحظه، لحظه انتخاب است؛ و تاریخ، در برابر این انتخاب، بیطرف نخواهد بود.
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
👏96👍13❤8🔥1
از کاراکاس تا تهران؛ ونزوئلا در سایه مداخله، ایران در مسیر انقلاب تمدنیِ یک ملت بیدار
تحولات اخیر ونزوئلا، بار دیگر حقیقتی بنیادین را در سیاست جهانی برجسته میکند: در عصر دگرگونیهای شتابان نظم بینالملل، سرنوشت ملتها بیش از هر زمان به کنشگری فعال داخلی، انسجام اجتماعی و برخورداری از آلترناتیوی معتبر با پشتوانه تمدنی وابسته است. «تز ونزوئلا» برای ایرانیان صرفاً روایت کشوری دوردست نیست؛ هشداری راهبردی است که ما را به بازاندیشی در نقش ملت، خیابان و آینده فرامیخواند.
✅تغییر قدرت در ونزوئلا نه حاصل اعتراضات فراگیر و مستمر مردمی بود و نه نتیجه کنشگری سازمانیافته و تعیینکننده اپوزیسیون؛ بلکه عمدتاً از مسیر فشار و مداخله خارجی شکل گرفت. در همین چارچوب، اظهاراتی از دونالد ترامپ مطرح شد که تا زمان تشکیل دولت قانونی، هدایت روند انتقالی را متوجه خود میدانست و همزمان، با لحنی صریح خطاب به رهبران اپوزیسیون ونزوئلا تأکید میکرد که حسن نیت فردی الزاماً به معنای صلاحیت برای اداره دولت انتقالی یک کشور نیست. پیام پنهان اظهارات ترامپ روشن است: در فقدان نیروی اجتماعی فعال و مشروعیت ملی، حتی اپوزیسیونها نیز در معادلات قدرت جهانی به بازیگران حاشیهای فروکاسته میشوند.
این تجربه برای ملت ایران هشداری جدی دارد. اگر جامعهای میدان کنشگری آگاهانه، مسالمتآمیز و پیوسته را رها کند، اگر خیابان ــ بهعنوان نماد حضور مدنی و تجلی اراده جمعی ــ خالی بماند، آنگاه ابتکار عمل از دست ملت خارج میشود و سرنوشت تحولات میتواند به اراده بازیگران بیرونی واگذار گردد؛ ارادهای که لزوماً منافع ملی آن ملت را در اولویت نمینشاند.
✅در نقطه مقابل، آنچه امروز درباره ایران توجه جهانیان را جلب کرده، دقیقاً نفی همین وضعیت است. تداوم اعتراضات، پایداری جامعه مدنی و همزمان شکلگیری افقی روشن برای آینده، سبب شده کنش ایرانیان نه بهعنوان آشوب، بلکه بهمثابه یک انقلاب ملی–تمدنی فهم شود. مجموعه مواضع و واکنشها از سوی سیاستمداران، نخبگان و حتی فعالان اقتصادی بینالمللی حامل پیامی واحد است: جهان، مسیر تازهای را که ملت ایران برگزیده، با دقت دنبال میکند.
در این فضا، هشدارهای مکرر نسبت به سرکوب خشونتآمیز معترضان، ستایش ایستادگی ملت ایران با دست خالی، و حتی نمادپردازیهایی که بازگشت پرچمها و نشانههای تاریخی ایران را به گفتمان جهانی نشان میدهد، همگی بازتاب واقعیتی ژرفترند. این توجه صرفاً زاییده اعتراض نیست؛ نتیجه مشاهده برنامه جایگزین است. جهانیان میبینند که ملت ایران «نه» میگوید، اما همزمان «آری»ای روشن به آینده عرضه میکند؛ آیندهای که ریشه در تاریخ مدرن ایران دارد و در قالب #نرمافزار_تمدنی_پهلویسم قابل توضیح و ارائه است.
پهلویسم در این معنا، خاطرهای صرف یا شعار سیاسی نیست؛ چارچوبی تمدنی برای دولتسازی مدرن، توسعهگرا و جهانمحور است. چارچوبی که نهادسازی، آموزش، توسعه زیرساختها، تعامل سازنده با جهان و احترام به کرامت انسانی را به زبانی قابل فهم برای افکار عمومی بینالمللی ترجمه میکند. از همین روست که #شکوه_جهانی_ایران بار دیگر نه بهعنوان احساسی گذرا، بلکه بهمثابه امکانی واقعی در محاسبات جهانی مطرح میشود.
✅در این میان، نقش رهبری تمامقد #شاهزاده_رضا_پهلوی نیز در سطح بینالمللی اهمیت یافته است. نمایش انسجام ملی، تداوم شعارهای هویتی و تأکید بر آیندهای دموکراتیک، سکولار و مبتنی بر آشتی ملی، تصویری از ایران ارائه میدهد که میتواند بار دیگر به ایرانِ میزبانِ تمدنی بدل شود؛ ایرانی که نه مسئله جهان، بلکه شریک جهان است.
جمعبندی «تز ونزوئلا» روشن است: آینده ایران نه با انفعال، نه با واگذاری صحنه، و نه با امید بستن صرف به فشار خارجی ساخته میشود. آینده ایران با حضور مستمر ملت، امید عقلانی، برنامه تمدنی و اتکا به سرمایه تاریخی خویش رقم میخورد. از همین رو، ملت ایران نباید خیابان را رها کند. خیابان در این مقطع، صرفاً مکان نیست؛ صحنه بروز اراده ملی و تضمینکننده آن است که سرنوشت ایران به دست ایرانیان نوشته شود. شعارها نیز کلمات ساده نیستند؛ نماد هویت و افق آیندهاند. فریاد «#جاویدشاه» و «#این_آخرین_نبرده_پهلوی_برمیگرده» بیانگر خواست بازگشت به ایرانی نهادمحور و توسعهگراست؛ پیامی که جهان آن را بهعنوان نشانه انسجام، رهبری قابل شناسایی و برنامهای معتبر میشنود. آینده از آنِ ملتی است که ایستادگی میکند، برنامه دارد و به شکوه جهانی ایران ایمان دارد.
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
تحولات اخیر ونزوئلا، بار دیگر حقیقتی بنیادین را در سیاست جهانی برجسته میکند: در عصر دگرگونیهای شتابان نظم بینالملل، سرنوشت ملتها بیش از هر زمان به کنشگری فعال داخلی، انسجام اجتماعی و برخورداری از آلترناتیوی معتبر با پشتوانه تمدنی وابسته است. «تز ونزوئلا» برای ایرانیان صرفاً روایت کشوری دوردست نیست؛ هشداری راهبردی است که ما را به بازاندیشی در نقش ملت، خیابان و آینده فرامیخواند.
✅تغییر قدرت در ونزوئلا نه حاصل اعتراضات فراگیر و مستمر مردمی بود و نه نتیجه کنشگری سازمانیافته و تعیینکننده اپوزیسیون؛ بلکه عمدتاً از مسیر فشار و مداخله خارجی شکل گرفت. در همین چارچوب، اظهاراتی از دونالد ترامپ مطرح شد که تا زمان تشکیل دولت قانونی، هدایت روند انتقالی را متوجه خود میدانست و همزمان، با لحنی صریح خطاب به رهبران اپوزیسیون ونزوئلا تأکید میکرد که حسن نیت فردی الزاماً به معنای صلاحیت برای اداره دولت انتقالی یک کشور نیست. پیام پنهان اظهارات ترامپ روشن است: در فقدان نیروی اجتماعی فعال و مشروعیت ملی، حتی اپوزیسیونها نیز در معادلات قدرت جهانی به بازیگران حاشیهای فروکاسته میشوند.
این تجربه برای ملت ایران هشداری جدی دارد. اگر جامعهای میدان کنشگری آگاهانه، مسالمتآمیز و پیوسته را رها کند، اگر خیابان ــ بهعنوان نماد حضور مدنی و تجلی اراده جمعی ــ خالی بماند، آنگاه ابتکار عمل از دست ملت خارج میشود و سرنوشت تحولات میتواند به اراده بازیگران بیرونی واگذار گردد؛ ارادهای که لزوماً منافع ملی آن ملت را در اولویت نمینشاند.
✅در نقطه مقابل، آنچه امروز درباره ایران توجه جهانیان را جلب کرده، دقیقاً نفی همین وضعیت است. تداوم اعتراضات، پایداری جامعه مدنی و همزمان شکلگیری افقی روشن برای آینده، سبب شده کنش ایرانیان نه بهعنوان آشوب، بلکه بهمثابه یک انقلاب ملی–تمدنی فهم شود. مجموعه مواضع و واکنشها از سوی سیاستمداران، نخبگان و حتی فعالان اقتصادی بینالمللی حامل پیامی واحد است: جهان، مسیر تازهای را که ملت ایران برگزیده، با دقت دنبال میکند.
در این فضا، هشدارهای مکرر نسبت به سرکوب خشونتآمیز معترضان، ستایش ایستادگی ملت ایران با دست خالی، و حتی نمادپردازیهایی که بازگشت پرچمها و نشانههای تاریخی ایران را به گفتمان جهانی نشان میدهد، همگی بازتاب واقعیتی ژرفترند. این توجه صرفاً زاییده اعتراض نیست؛ نتیجه مشاهده برنامه جایگزین است. جهانیان میبینند که ملت ایران «نه» میگوید، اما همزمان «آری»ای روشن به آینده عرضه میکند؛ آیندهای که ریشه در تاریخ مدرن ایران دارد و در قالب #نرمافزار_تمدنی_پهلویسم قابل توضیح و ارائه است.
پهلویسم در این معنا، خاطرهای صرف یا شعار سیاسی نیست؛ چارچوبی تمدنی برای دولتسازی مدرن، توسعهگرا و جهانمحور است. چارچوبی که نهادسازی، آموزش، توسعه زیرساختها، تعامل سازنده با جهان و احترام به کرامت انسانی را به زبانی قابل فهم برای افکار عمومی بینالمللی ترجمه میکند. از همین روست که #شکوه_جهانی_ایران بار دیگر نه بهعنوان احساسی گذرا، بلکه بهمثابه امکانی واقعی در محاسبات جهانی مطرح میشود.
✅در این میان، نقش رهبری تمامقد #شاهزاده_رضا_پهلوی نیز در سطح بینالمللی اهمیت یافته است. نمایش انسجام ملی، تداوم شعارهای هویتی و تأکید بر آیندهای دموکراتیک، سکولار و مبتنی بر آشتی ملی، تصویری از ایران ارائه میدهد که میتواند بار دیگر به ایرانِ میزبانِ تمدنی بدل شود؛ ایرانی که نه مسئله جهان، بلکه شریک جهان است.
جمعبندی «تز ونزوئلا» روشن است: آینده ایران نه با انفعال، نه با واگذاری صحنه، و نه با امید بستن صرف به فشار خارجی ساخته میشود. آینده ایران با حضور مستمر ملت، امید عقلانی، برنامه تمدنی و اتکا به سرمایه تاریخی خویش رقم میخورد. از همین رو، ملت ایران نباید خیابان را رها کند. خیابان در این مقطع، صرفاً مکان نیست؛ صحنه بروز اراده ملی و تضمینکننده آن است که سرنوشت ایران به دست ایرانیان نوشته شود. شعارها نیز کلمات ساده نیستند؛ نماد هویت و افق آیندهاند. فریاد «#جاویدشاه» و «#این_آخرین_نبرده_پهلوی_برمیگرده» بیانگر خواست بازگشت به ایرانی نهادمحور و توسعهگراست؛ پیامی که جهان آن را بهعنوان نشانه انسجام، رهبری قابل شناسایی و برنامهای معتبر میشنود. آینده از آنِ ملتی است که ایستادگی میکند، برنامه دارد و به شکوه جهانی ایران ایمان دارد.
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
❤75👍7
دیروز فرصت داشتم با رضا پهلوی درباره وضعیت کنونی ایران صحبت کنم.
مردم شجاعی که در برابر رژیم ظالم آیتالله ایستادهاند و برای آزادی، حاکمیت قانون و پایان سرکوب مبارزه میکنند، شایسته توجه، حمایت قوی و بیش از صرفاً کلمات ما هستند.
بحث ما بر دیدگاههای اپوزیسیون دموکراتیک، وضعیت حقوق بشر، خشونت سیستماتیک رژیم و راههای ممکن برای حمایت جامعه بینالمللی از کسانی که در جهت ایران آزاد و مستقل تلاش میکنند، متمرکز بود. همچنین به نقش آقای پهلوی، دیدگاه او برای فرآیند سیاسی چندصدایی و نیاز به آیندهای دموکراتیک برای کشور پرداختیم.
ایران دموکراتیک نه تنها برای مردمش سودمند خواهد بود، بلکه برای ثبات منطقهای و امنیت بینالمللی نیز اهمیت دارد. بنابراین اروپا باید به دقت توجه کند، تحریمها را به طور مستمر علیه عاملان اعمال کند و به جای عادیسازی رژیم از طریق سکوت، صدای جامعه مدنی را تقویت نماید.
آزادی و حقوق بشر ایدهای غربی نیستند، بلکه وعدهای جهانیاند. از آقای رضا پهلوی برای این تبادل ارزشمند سپاسگزارم که در راستای ایران آزاد ادامه خواهد داشت.
از همکارم دانیال ایلخانپور برای همکاری دوحزبی ارزشمندمان در راه ایران آزاد تشکر میکنم.
#انقلاب_شیروخورشید
#گارد_جاویدان_ایران
#انقلاب_شیروخورشید
#انقلاب_تمدنی_ایران
@gurd_shah
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍63❤24
آیا حمله خارجی دموکراسی میآورد؟ جدال میان فانتزی سیاسی و خرد ملی
طرح پرسش آیا حمله خارجی دموکراسی میآورد؟، اگرچه در ظاهر ساده مینماید، اما در لایههای عمیقتر خود نشاندهنده نوعی تقلیلگرایی نظری نسبت به مفهوم دموکراسی است. این پرسش اغلب از سوی کسانی مطرح میشود که دموکراسی را نه بهمثابه یک فرایند تاریخی، تمدنی و درونزا، بلکه همچون کالایی وارداتی تصور میکنند؛ گویی میتوان آن را در جعبهای موسوم به «مداخله خارجی» یا «حمله نظامی» بستهبندی کرد و به جامعهای تحویل داد، بیآنکه نیازی به زیرساختهای نهادی، فرهنگی، اقتصادی و تاریخی آن وجود داشته باشد. چنین برداشتی، بیش از آنکه ریشه در فهم سیاسی داشته باشد، بازتاب نوعی فانتزی سیاسی و گسست از تجربههای عینی تاریخ معاصر است.
در نقطه مقابل این نگاه سادهانگارانه، گفتمان #ایرانگرایی ملی و #پهلویسم قرار دارد؛ گفتمانی که دموکراسی را نه یک محصول آماده، بلکه «سبک زندگی سیاسی–اجتماعی_اقتصادی» میداند. در این چارچوب، دموکراسی امری صرفاً تقلیلیافته به صندوق رأی یا انتخابات ادواری نیست، بلکه در همتنیدگی سه سپهر اساسی سیاست، جامعه و اقتصاد معنا مییابد. دموکراسی بدون توسعه اقتصادی، بدون رفاه عمومی، بدون نهادهای مدرن، بدون فرهنگ قانونگرایی و بدون امنیت ملی پایدار، چیزی جز نامی تهی نخواهد بود.
از این منظر، دموکراسی مسیری تدریجی، ریشهدار و تمدنی است؛ مسیری که باید از بطن خرد ملی، حافظه تاریخی و سنت دیرپای دادگستری در ایران زمین بروید. این دقیقاً همان درکی است که #محمدرضاشاه_پهلوی، رهبر اندیشگی و فیلسوف تمدنی دولت مدرن ایران، در آثار اندیشگی و کارنامه کرداری بر آن تأکید میکند. او دموکراسی را هدف نهایی یک پروژه تمدنی میدانست، نه نقطه آغاز آن، و به دموکراسی نه بعنوان کالای وارداتی از دل جعبه پاندورا، بلکه به مثابه سبک زندگی مینگریست. از نظر او، ایجاد زیرساختهای آموزش، بهداشت، صنعت، حقوق زنان، طبقه متوسط نیرومند و دولت کارآمد، پیششرطهای اجتنابناپذیر گذار به دموکراسی پایدار بودند؛ دموکراسیای که نه تحمیلی و وارداتی، بلکه برآمده از اقتضائات تاریخی و #شکوه_جهانی_ایران باشد.
در مقابل، جریانهایی که از دوران مصدق تا بازماندگان انقلاب ۱۳۵۷، دموکراسی را همچون کالایی فوری و بینیاز از زمینهسازی مطالبه میکردند، عملاً با همین نگاه غیرتاریخی و غیرتمدنی، راه را برای یکی از فاجعهبارترین عقبگردهای سیاسی در تاریخ ایران هموار کردند. انتظار دستیابی یکشبه به «دموکراسی جفرسونی» در جامعهای که هنوز نهادهای مدرن آن در حال شکلگیری بود، نهتنها به دموکراسی منجر نشد، بلکه ایران را برای دههها در اسارت ایدئولوژی، استبداد دینی و خشونتی قرونوسطایی فرو برد؛ وضعیتی که پیامدهای آن همچنان بر پیکره ملت ایران سنگینی میکند.
بر این اساس، موضع نیروهای آگاه به #انقلاب_تمدنی و #انقلاب_شیروخورشید، موضعی شفاف و صریح است: ما از حمله خارجی انتظار «آوردن دموکراسی» نداریم. چنین انتظاری نه واقعبینانه است و نه با منطق پهلویسم و ایرانگرایی ملی سازگار. آنچه در شرایط کنونی مطالبه میشود، صرفاً کمک به رفع موانع یک انقلاب ملی و تمدنی است؛ انقلابی که هزینه آن را مردم ایران با جان خود پرداختهاند و اخیرا، تنها در دو روز، بیش از پنجاه هزار نفر از فرزندان این سرزمین در خیابانها به خون غلتیدهاند.
در این چارچوب، هرگونه کنش خارجی مشروع و مبتنی بر خواست ملی و اکثریت جامعه، تنها میتواند در خدمت رهایی ملت ایران از چنگال یک نظام اهریمنی و ضدتمدنی باشد، نه جایگزین اراده ملی. آینده ایران نه در اتاقهای فکر قدرتهای بیگانه، بلکه در بازگشت آگاهانه به ارزشهای اصیل پهلویسم، بازسازی دولت ملی و احیای شکوه جهانی ایران رقم خواهد خورد.
رهبری این گذار تاریخی، در چشمانداز ایرانگرایان ملی، بر عهده #شاهزاده_رضا_پهلوی است؛ شخصیتی که نماد تداوم دولت–ملت مدرن ایران و حامل پروژهای فراتر از دموکراسی حداقلی است. این پروژه، که میتوان آن را «دموکراسی پلاس» نامید، نهتنها بر آزادیهای سیاسی، بلکه بر کرامت انسانی، توسعه پایدار، عدالت اجتماعی و جایگاه تمدنی ایران در نظم جهانی تأکید دارد؛ مفهومی که من در دو کتابم با نامهای گفتمان نسل شیک پاسارگادی و پروژه شکوفایی ایران بهتفصیل تشریح کردهام.
بدینسان، پاسخ به پرسش آغازین روشن است: دموکراسی نه با حمله خارجی میآید و نه با توهم. دموکراسی، اگر قرار است پایدار و ایرانی باشد، تنها از دل انقلاب تمدنی شیروخورشید و بازسازی خرد ملی سر برمیآورد؛ ولی با اعتراف به این حقیقت غیرقابل انکار که برطرف کردن بزرگترین مانع دموکراسی درونمرزی و صلح و ثبات برونمرزی تنها با حمایت جهانی از انقلاب تمدنی شیروخورشید ایرانی حاصل خواهد شد.
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
طرح پرسش آیا حمله خارجی دموکراسی میآورد؟، اگرچه در ظاهر ساده مینماید، اما در لایههای عمیقتر خود نشاندهنده نوعی تقلیلگرایی نظری نسبت به مفهوم دموکراسی است. این پرسش اغلب از سوی کسانی مطرح میشود که دموکراسی را نه بهمثابه یک فرایند تاریخی، تمدنی و درونزا، بلکه همچون کالایی وارداتی تصور میکنند؛ گویی میتوان آن را در جعبهای موسوم به «مداخله خارجی» یا «حمله نظامی» بستهبندی کرد و به جامعهای تحویل داد، بیآنکه نیازی به زیرساختهای نهادی، فرهنگی، اقتصادی و تاریخی آن وجود داشته باشد. چنین برداشتی، بیش از آنکه ریشه در فهم سیاسی داشته باشد، بازتاب نوعی فانتزی سیاسی و گسست از تجربههای عینی تاریخ معاصر است.
در نقطه مقابل این نگاه سادهانگارانه، گفتمان #ایرانگرایی ملی و #پهلویسم قرار دارد؛ گفتمانی که دموکراسی را نه یک محصول آماده، بلکه «سبک زندگی سیاسی–اجتماعی_اقتصادی» میداند. در این چارچوب، دموکراسی امری صرفاً تقلیلیافته به صندوق رأی یا انتخابات ادواری نیست، بلکه در همتنیدگی سه سپهر اساسی سیاست، جامعه و اقتصاد معنا مییابد. دموکراسی بدون توسعه اقتصادی، بدون رفاه عمومی، بدون نهادهای مدرن، بدون فرهنگ قانونگرایی و بدون امنیت ملی پایدار، چیزی جز نامی تهی نخواهد بود.
از این منظر، دموکراسی مسیری تدریجی، ریشهدار و تمدنی است؛ مسیری که باید از بطن خرد ملی، حافظه تاریخی و سنت دیرپای دادگستری در ایران زمین بروید. این دقیقاً همان درکی است که #محمدرضاشاه_پهلوی، رهبر اندیشگی و فیلسوف تمدنی دولت مدرن ایران، در آثار اندیشگی و کارنامه کرداری بر آن تأکید میکند. او دموکراسی را هدف نهایی یک پروژه تمدنی میدانست، نه نقطه آغاز آن، و به دموکراسی نه بعنوان کالای وارداتی از دل جعبه پاندورا، بلکه به مثابه سبک زندگی مینگریست. از نظر او، ایجاد زیرساختهای آموزش، بهداشت، صنعت، حقوق زنان، طبقه متوسط نیرومند و دولت کارآمد، پیششرطهای اجتنابناپذیر گذار به دموکراسی پایدار بودند؛ دموکراسیای که نه تحمیلی و وارداتی، بلکه برآمده از اقتضائات تاریخی و #شکوه_جهانی_ایران باشد.
در مقابل، جریانهایی که از دوران مصدق تا بازماندگان انقلاب ۱۳۵۷، دموکراسی را همچون کالایی فوری و بینیاز از زمینهسازی مطالبه میکردند، عملاً با همین نگاه غیرتاریخی و غیرتمدنی، راه را برای یکی از فاجعهبارترین عقبگردهای سیاسی در تاریخ ایران هموار کردند. انتظار دستیابی یکشبه به «دموکراسی جفرسونی» در جامعهای که هنوز نهادهای مدرن آن در حال شکلگیری بود، نهتنها به دموکراسی منجر نشد، بلکه ایران را برای دههها در اسارت ایدئولوژی، استبداد دینی و خشونتی قرونوسطایی فرو برد؛ وضعیتی که پیامدهای آن همچنان بر پیکره ملت ایران سنگینی میکند.
بر این اساس، موضع نیروهای آگاه به #انقلاب_تمدنی و #انقلاب_شیروخورشید، موضعی شفاف و صریح است: ما از حمله خارجی انتظار «آوردن دموکراسی» نداریم. چنین انتظاری نه واقعبینانه است و نه با منطق پهلویسم و ایرانگرایی ملی سازگار. آنچه در شرایط کنونی مطالبه میشود، صرفاً کمک به رفع موانع یک انقلاب ملی و تمدنی است؛ انقلابی که هزینه آن را مردم ایران با جان خود پرداختهاند و اخیرا، تنها در دو روز، بیش از پنجاه هزار نفر از فرزندان این سرزمین در خیابانها به خون غلتیدهاند.
در این چارچوب، هرگونه کنش خارجی مشروع و مبتنی بر خواست ملی و اکثریت جامعه، تنها میتواند در خدمت رهایی ملت ایران از چنگال یک نظام اهریمنی و ضدتمدنی باشد، نه جایگزین اراده ملی. آینده ایران نه در اتاقهای فکر قدرتهای بیگانه، بلکه در بازگشت آگاهانه به ارزشهای اصیل پهلویسم، بازسازی دولت ملی و احیای شکوه جهانی ایران رقم خواهد خورد.
رهبری این گذار تاریخی، در چشمانداز ایرانگرایان ملی، بر عهده #شاهزاده_رضا_پهلوی است؛ شخصیتی که نماد تداوم دولت–ملت مدرن ایران و حامل پروژهای فراتر از دموکراسی حداقلی است. این پروژه، که میتوان آن را «دموکراسی پلاس» نامید، نهتنها بر آزادیهای سیاسی، بلکه بر کرامت انسانی، توسعه پایدار، عدالت اجتماعی و جایگاه تمدنی ایران در نظم جهانی تأکید دارد؛ مفهومی که من در دو کتابم با نامهای گفتمان نسل شیک پاسارگادی و پروژه شکوفایی ایران بهتفصیل تشریح کردهام.
بدینسان، پاسخ به پرسش آغازین روشن است: دموکراسی نه با حمله خارجی میآید و نه با توهم. دموکراسی، اگر قرار است پایدار و ایرانی باشد، تنها از دل انقلاب تمدنی شیروخورشید و بازسازی خرد ملی سر برمیآورد؛ ولی با اعتراف به این حقیقت غیرقابل انکار که برطرف کردن بزرگترین مانع دموکراسی درونمرزی و صلح و ثبات برونمرزی تنها با حمایت جهانی از انقلاب تمدنی شیروخورشید ایرانی حاصل خواهد شد.
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شکوه_جهانی_ایران
#پهلویسم
✍️جهان_ایرانی
👍53❤8👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
براساس ویدیویی که از مراسم تشییع پیکر جانباختگان انقلاب ملی، از مردوشت منتشر شد جوانان به رسم سنت با برنو مراسم را برگزار کردند که پیام مستقیم به حکومت است. گفته شد مأموران امنیتی ترجیح دادند برگزاری این مراسم را مختل نکنند.
هر ۱ نفر کشته شه هزار نفر پشتشه
#انقلاب_ملی_شیروخورشید
#انقلاب_تمدنی_ایران
#گارد_شاهنشاهی
@gurd_shah
هر ۱ نفر کشته شه هزار نفر پشتشه
#انقلاب_ملی_شیروخورشید
#انقلاب_تمدنی_ایران
#گارد_شاهنشاهی
@gurd_shah
❤114👏8🔥5😢3😁1
#نشانه_سرنگونی
ادعای یک گوساله از مجلس رژیم
(با پوزش از چارپایان)
#قاچاق_کالای_پتروشیمی و بازنگرداندن ارز دریافتشده!!!
#مافیای_سیاه_آخوندی و #دولت_جنایتکاران در حال قاچاق کالاهای پتروشیمی است.
درحالی که ارز حاصل از فروش محصول را وارد کشور نکردهاند.
#مدیران_آدمکش
#شکوه_جهانی_ایران
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شاهزاده_رضا_پهلوی
#انقلاب_شیروخورشید
#گارد_شاهنشاهی #پاشنا
ادعای یک گوساله از مجلس رژیم
(با پوزش از چارپایان)
#قاچاق_کالای_پتروشیمی و بازنگرداندن ارز دریافتشده!!!
#مافیای_سیاه_آخوندی و #دولت_جنایتکاران در حال قاچاق کالاهای پتروشیمی است.
درحالی که ارز حاصل از فروش محصول را وارد کشور نکردهاند.
#مدیران_آدمکش
#شکوه_جهانی_ایران
#انقلاب_تمدنی_ایران
#شاهزاده_رضا_پهلوی
#انقلاب_شیروخورشید
#گارد_شاهنشاهی #پاشنا
🤬61❤3🔥3👍1
ای #سلبریدی_هایی که تازه بیدار شدین و بعد از یک ماه، به خانوادهها تسلیت میگید و یادتون اومده که #قضیه_جدیه !!!
حواستون باشه که حواسمون بهتون هست که اتفاقا این تسلیت دیرهنگام و بد موقع؛ کشتار رو عادی میکنه.
چرا که شماها دارین با این کشتار، مثل یک خبر عادی برخورد میکنین.
طوری که انگار زلزله اومده و یک بلای طبیعی نازل شده.
انگار که نه انگار یه #رژیم_خون_ریز_کودک_کش دست به کشتار و سلاخی دلیرترین بچههای این خاک زده!!!
خر خودتونید
#سلبریدی_خون_شور
#شکوه_جهانی_ایران
#انقلاب_تمدنی_ایران
#انقلاب_شیروخورشید
حواستون باشه که حواسمون بهتون هست که اتفاقا این تسلیت دیرهنگام و بد موقع؛ کشتار رو عادی میکنه.
چرا که شماها دارین با این کشتار، مثل یک خبر عادی برخورد میکنین.
طوری که انگار زلزله اومده و یک بلای طبیعی نازل شده.
انگار که نه انگار یه #رژیم_خون_ریز_کودک_کش دست به کشتار و سلاخی دلیرترین بچههای این خاک زده!!!
خر خودتونید
#سلبریدی_خون_شور
#شکوه_جهانی_ایران
#انقلاب_تمدنی_ایران
#انقلاب_شیروخورشید
👍130💯12👌6❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🇮🇷فیاض زاهد؛ تحلیلگر خوده جمهوری اسلامی:
🇺🇸آمریکا از نظر تکنولوژی ۲۷ سال حتی از اتحادیه اروپا هم جلوتره. شوخی نیست.
🇮🇶صدام حسین خیلی قوی بود ولی وقتی ارتش آمریکا بهش حمله کرد یه جنگندش نتونست بلند شه. همه رو از کار انداخته بود.
🇮🇱ما نمیتونیم با اسرائیل بجنگیم؛ ۹ کشور این وسط پدافندشون موشکای ما رو میزنن.
🤨الکی مردمو سرکار نزارید ال میکنیم بل میکنیم.
#انقلاب_ملی_شیروخورشید
#انقلاب_تمدنی_ایران
@gurd_shah
🇺🇸آمریکا از نظر تکنولوژی ۲۷ سال حتی از اتحادیه اروپا هم جلوتره. شوخی نیست.
🇮🇶صدام حسین خیلی قوی بود ولی وقتی ارتش آمریکا بهش حمله کرد یه جنگندش نتونست بلند شه. همه رو از کار انداخته بود.
🇮🇱ما نمیتونیم با اسرائیل بجنگیم؛ ۹ کشور این وسط پدافندشون موشکای ما رو میزنن.
🤨الکی مردمو سرکار نزارید ال میکنیم بل میکنیم.
#انقلاب_ملی_شیروخورشید
#انقلاب_تمدنی_ایران
@gurd_shah
👍24😁8💯3🔥1