شبکه ایرانیاران (مؤسس ویکتوریا آزاد)
4.34K subscribers
11.4K photos
17.3K videos
48 files
4.95K links
کانال رسمی تلگرامی شبکه ایرانیاران
https://t.me/iranyarannetwork1398

توییتر؛ victoriaazad24@

📲فیلم، صدا، عکس، خبر و پیام‌ خود را بفرستید: 📩 T.me/vicazad98

تفاهم‌نامه: fa.petitions.net/iranyarannetwork
وبسایت ویکتوریا آزاد
https://victoriaazad.com/
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 شمارش معکوس برای حمله آمریکا به رژیم ایران؛ افزایش سطح هشدار در اسرائیل

روزنامه هاآرتص گزارش داد نهادهای دفاعی اسرائیل در پی افزایش احتمال حمله نظامی آمریکا به رژیم ایران، سطح هشدار خود را بالا برده‌اند. به‌گفته منابع امنیتی، تل‌آویو بر این باور است که رهبران جمهوری اسلامی در صورت هدف قرار گرفتن تأسیسات و زیرساخت‌هایشان، ناچار به تصمیم‌گیری درباره نحوه واکنش خواهند شد؛ تصمیمی که می‌تواند شامل تلاش برای کشاندن اسرائیل به درگیری مستقیم از طریق حملات موشکی باشد.

با این حال، مقام‌های ارشد ارتش اسرائیل اذعان کرده‌اند که رژیم ایران لزوماً اسرائیل را نخستین هدف خود نخواهد دانست و همچنان در حال سنجش هزینه‌های یک تقابل مستقیم است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔹روز چهارشنبه یکم بهمن‌ماه، دستکم ۱۲ زندانی در زندان‌های خرم‌آباد، مهاباد، سبزوار، کاشمر، بوشهر، چابهار، مشهد، شهرکرد، دامغان، شیراز و ملایر اعدام شدند و هیچ دسترسی مستقلی به جزئیات پرونده‌ها، روند رسیدگی و اینکه آیا این محاکمه‌ها منصفانه بوده‌اند یا خیر وجود ندارد.
قطعی گسترده اینترنت و محدودیت شدید اطلاع‌رسانی در داخل کشور، عملا امکان دسترسی به اطلاعات شفاف درباره این اعدام‌ها را از مردم و نهادهای مستقل گرفته است.

بر اساس گزارش خبرگزاری «هرانا» این اعدام‌ها دیروز اجرا شده‌اند. جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۵ دست‌کم حدود ۱۹۲۲ نفر را اعدام کرده است، آماری که نسبت به سال‌های گذشته افزایش چشمگیر داشته و یکی از بالاترین ارقام اعدام در دهه‌های اخیر را نشان می‌دهد. این آمار فقط بخش کوچکی از واقعیت است، چون بسیاری از اعدام‌ها بدون اطلاع‌رسانی انجام می‌شود.

استفاده از حکم اعدام به‌عنوان ابزار سرکوب، هم‌زمان با سرکوب اعتراضات سراسری و خشونت شدید علیه معترضان، نقض آشکار حقوق بشر است.
اطلاع‌رسانی شفاف و توجه جامعه ایران و جامعه جهانی به این موج اعدام‌ها اهمیت حیاتی دارد.

.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔴 تخلیه مشکوک و نابودی مدارک در کنسولگری جمهوری اسلامی در لندن

تصاوی و گزارش‌ها از آغاز تخلیه و نابودی مدارک در کنسولگری رژیم‌ ملاها در لندن حکایت دارد؛ اقدامی که به‌گفته ناظران، نشانه‌ای آشکار از هراس و احساس نزدیک بودن پایان رژیم است. هم‌زمان، منابع از ترک شتاب‌زده نیروهای وابسته به خامنه‌ای از به‌اصطلاح «سفارت» رژیم در لندن خبر می‌دهند.

پس از افشای ماهیت سرکوبگر و تروریستی رژیم در پی قتل‌عام هولناک مردم ایران و برانگیخته شدن خشم گسترده افکار عمومی جهان، نمایندگی‌های رژیم در کشورهای مختلف یکی‌یکی ناامن شده و ناچار به تخلیه هستند. این روند، از دید تحلیل‌گران، نشانه‌ای روشن از فروپاشی عملی و زوال آخرین بقایای مشروعیت رژیم در عرصه جهانی تلقی می شود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔴صفحه رسمی وزارت خارجه ایالات متحده بفارسی در پست امروز خود بر موضعگیری کری لیک و علی جوانمردی تاکید کرد.

بالا بردن صدای یک فرد خاص مناسب نیست و همان‌طور که رئیس‌جمهور ترامپ گفت، ما باید ببینیم چه کسی به‌عنوان رهبر بعدی ایران ظهور می‌کند.

‏در پستی در شبکهٔ اجتماعی ایکس، کری لیک نوشت ⁦ @KariLake⁩:

‏داستان باید درباره شهروندان ایرانی باشد، نه گروه‌های مختلف مخالف در خارج از کشور. برجسته کردن چهره‌های مخالف خارجی به جای صدای مردم داخل کشور، خطر تبدیل کردن این درگیری به یک مسئله خارجی را دارد که تنها به نفع رژیم بی‌رحم خواهد بود و اعتراضات مردم در داخل کشور را تضعیف می‌کند.

‏بالا بردن صدای یک فرد خاص مناسب نیست و همان‌طور که رئیس‌جمهور ترامپ گفت، ما باید ببینیم چه کسی به‌عنوان رهبر بعدی ایران ظهور می‌کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔴مقاله ویکتوریا آزاد به سوئدی در مورد نقش مخرب رضا پهلوی و پادشاهیخواهان در انقلاب ۱۴۰۴ در ایران

لینک مقاله به سوئدی⬇️⬇️

https://globalbar.se/2026/01/debatt-reza-pahlavi-splittrar-irans-opposition-och-medier-spelar-med/

ترجمه مقاله بفارسی

یادداشت / مناظره: رضا پهلوی اپوزیسیون ایران را دچار شکاف می‌کند – و رسانه‌ها هم‌صدا می‌شوند

ویکتوریا آزاد – ۲۲ ژانویه ۲۰۲۶

خیزش اخیر ایران این ظرفیت را داشت که به یک جنبش فراگیر و ملی علیه دیکتاتوری تبدیل شود. اما رضا پهلوی، پسر شاه سابق، با عملکرد خود به تضعیف این خیزش و شکاف در اپوزیسیون کمک کرده است. این را ویکتوریا آزاد، تحلیل‌گر سوئدی–ایرانی، می‌نویسد.

این یک مقالهٔ تحلیلی است و نظرات مطرح‌شده صرفاً دیدگاه‌های نویسنده هستند.


خیزش ایران که در ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد، این ظرفیت را داشت که به یک جنبش گسترده و ملی علیه دیکتاتوری و سرکوب جمهوری اسلامی بدل شود. اما این فرصت به‌شدت در اثر عملکرد رضا پهلوی و سلطهٔ هواداران او بر روایت عمومی تضعیف شد.

خیزش‌های مردمی ایران در سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری نیازمند رهبری‌ای جمعی، مسئولانه و دموکراتیک بوده‌اند؛ رهبری‌ای که از دل جامعه برآید، بر مشروعیت و توافق استوار باشد و بتواند نیروهای سیاسی متنوع مخالف جمهوری اسلامی را گرد هم آورد. با این حال، یکی از جدی‌ترین موانع در مسیر چنین همگرایی‌ای، نقش مخرب و خودمحورانهٔ رضا پهلوی بوده است؛ کنشگری سیاسی که بدون هیچ‌گونه رأی مردمی، بدون روند انتخاباتی و بدون توافق گسترده، خود را به‌عنوان «رهبر خیزش مردم ایران» معرفی کرده است.

رضا پهلوی با تحمل و عملاً تشویق شعار به‌شدت دوقطبی‌کنندهٔ «جاوید شاه»، به شکاف در اپوزیسیون دامن زد. این شعار بخش‌های بزرگی از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی را، به‌ویژه در کردستان، بلوچستان و آذربایجان و همچنین در مناطق مرکزی کشور، از خود بیگانه کرد. نتیجه آن بود که بسیاری در خانه ماندند، از خیابان‌ها عقب نشستند یا اساساً در خیزش مشارکت نکردند.

هم‌زمان، رضا پهلوی کوشید خود را به‌عنوان رهبر جنبش و بازیگر مرکزی یک روند انتقالی ادعایی معرفی کند، بی‌آنکه از پشتوانهٔ واقعی مردمی یا حمایت بین‌المللی برخوردار باشد. از طریق موضع‌گیری‌های رسانه‌ای و وعده‌های غیرواقع‌بینانه دربارهٔ کمک خارجی، مردم به پذیرش خطرات بزرگ تشویق شدند، در حالی که نه راهبرد مشخصی وجود داشت و نه توان و سازوکاری برای حفاظت از آنان.

به‌جای آنکه همهٔ نیروها علیه دیکتاتوری متحد شوند، این رویکرد به تضعیف خیزش، محدود شدن گسترش جغرافیایی و اجتماعی آن و از دست رفتن فرصت تبدیل شدنش به یک جنبش واقعاً سراسری انجامید. مسئولیت این وضعیت تنها بر دوش رضا پهلوی نیست، بلکه متوجه نیروهایی نیز هست که نمادهای سلطنت‌طلبانه را بر مبارزهٔ مشترک علیه سرکوب و استبداد ترجیح دادند.



☑️ رهبری خودخوانده

هیچ روند شفاف یا دموکراتیکی – نه در داخل ایران و نه در میان اپوزیسیون خارج از کشور – رضا پهلوی را به‌عنوان رهبر برنگزیده است. جایگاه ادعایی او نه حاصل رأی مردم است و نه نتیجهٔ توافق میان بازیگران متنوع اپوزیسیون. در عمل، با نوعی رهبری تحمیلی از بالا روبه‌رو هستیم که با فرآیندهای گذار دموکراتیک و تجربه‌های بین‌المللیِ تغییرات سیاسی پایدار ناسازگار است.

بخش بزرگی از کنشگری رضا پهلوی واکنشی بوده و به‌شدت به فضای رسانه‌ای وابسته است. او به‌جای ترسیم یک جهت‌گیری سیاسی روشن، اغلب امواج افکار عمومی را دنبال کرده تا در مرکز توجه باقی بماند.

در این میان، نمی‌توان نقش تعیین‌کنندهٔ برخی رسانه‌های فارسی‌زبان و بازیگران رسانه‌ای خارجی را در تبدیل نام رضا پهلوی به نماد مرکزی سیاست نادیده گرفت. این تصویر رسانه‌ایِ شخص‌محور نه به سازمان‌یابی آگاهانهٔ جامعه کمک می‌کند و نه به بلوغ سیاسی، بلکه وابستگی مصنوعی به یک نام را بازتولید می‌کند. تجربه نشان می‌دهد که با کنار رفتن این بلندگوهای رسانه‌ای، وزن واقعی سیاسی این چهره به‌سرعت آشکار می‌شود؛ وزنی بسیار کمتر از آنچه تصویر بزرگ‌نمایی‌شدهٔ رسانه‌ای القا می‌کند.

اصرار بر چرخیدن حول یک فرد – به‌ویژه فردی با نامی به‌شدت بارگذاری‌شده از نظر تاریخی – عملاً مانع شکل‌گیری یک شورای گذار کثرت‌گرا شده است.



☑️ ایجاد قطبی‌سازی

هیچ گذار سیاسی پایداری در ایران بدون مشارکت واقعی نیروهای دموکرات، سکولار، چپ، لیبرال و نمایندگان گروه‌های قومی گوناگون کشور ممکن نیست. اما رضا پهلوی به‌جای تسهیل چنین همگرایی‌ای، به منبعی برای قطبی‌سازی بدل شده است.

این مسئله در رفتار بخشی از هواداران سازمان‌یافتهٔ او نیز دیده می‌شود.


در تجمعات حمایتی خارج از کشور، شعارهایی شنیده شده که هر صدای مخالفان شاه را با برچسب‌هایی چون «چپ»، «مجاهد» یا «حکومتی» تهدید می‌کردند.

بقیه مقاله در پست بعدی👇👇
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
بقیه مقاله بالا

چنین گفتمانی که مشروعیت سیاسی را به وفاداری شخصی گره می‌زند، در تضاد مستقیم با اصول بنیادین دموکراسی مانند کثرت‌گرایی، آزادی بیان و حفاظت از حقوق اقلیت‌هاست. مشکل تنها به رفتار هواداران محدود نمی‌شود، بلکه سکوت رضا پهلوی – و در مواردی حتی ابراز رضایت او – نسبت به این فضا، عملاً به مشروعیت‌بخشی به فرهنگی از طرد و تهدید نیروهای دگراندیش از جانب هواداران او انجامیده. تاریخ ایران به‌روشنی نشان می‌دهد که دموکراسی از دل ادعاهای اکثریتی خیابانی زاده نمی‌شود، بلکه از مسیر حفاظت از تفاوت‌ها و تنوع سیاسی شکل می‌گیرد.

ادعاهای مکرر رضا پهلوی دربارهٔ حمایت گسترده در داخل ایران با واقعیت‌های میدانی هم‌خوانی ندارد. نه در دوره‌های سرکوب شدید و نه در بزنگاه‌های تعیین‌کنندهٔ سیاسی، شواهدی از پایگاه مردمی‌ای که او مدعی آن است وجود نداشته است. فراخوان‌های غیرمسئولانه جهت اقدام، بدون امنیت، سازمان‌دهی یا حمایت عملی رضا پهلوی، هزینه‌های انسانی سنگینی به‌جا گذاشته، بی‌آنکه وی مسئولیتی بپذیرد.

مشکل ایران کمبود یک منجی کاریزماتیک نیست، بلکه فقدان ساختارهای دموکراتیک، شفاف و جمعی برای رهبری در دوران گذار است. رضا پهلوی – با تناقض‌هایش، وابستگی‌اش به رسانه‌های فردمحور، خودمحوری‌اش و بازتولید الگوهای اقتدارگرایانه – نه راه‌حل این مسئله، بلکه در عمل بخشی از مشکل شده است


خیزش مردم ایران شایستهٔ آینده‌ای است که در آن هیچ فردی، فارغ از نام خانوادگی‌اش، بالاتر از قانون، رأی مردم و سازوکار پاسخ‌گویی قرار نگیرد.

ویکتوریا آزاد
کنشگر و تحلیل‌گر سوئدی–ایران

لینک مقاله به سوئدی⬇️⬇️

https://globalbar.se/2026/01/debatt-reza-pahlavi-splittrar-irans-opposition-och-medier-spelar-med/