Forwarded from ایران بریفینگ
«چیزی که آدمو نکشه، قویترش میکنه» این جملهای است که «علی محمدی»، یکی از آسیبدیدگان چشمی در بالای صفحه اینستاگرام خود نوشته است.این نوشته را میتوان در برخی از پستها و استوریهای او نیز مشاهده کرد.
#علی_محمدی ۳۰شهریور در تجمعات اعتراضی استان همدان از ناحیه سر مورد هدف نیروهای سرکوب قرار گرفت و یک چشم خود را از دست داد. ساچمهای که چشم علی را از او گرفت، آنقدر عمیق به داخل چشم چپاش رفته است که هم بیناییاش را از او گرفت، و هم به گفته پزشکان قابل خارج کردن از چشمانش نیست.
یکی از نزدیکان علی میگوید که خودش به یاد ندارد دقیقا در لحظه واقعه چه اتفاقی برای او افتاد، انگار که یک بمب صوتی کنار سرش منفجر شده باشد، صورتش پر از ساچمه شد و خون از چشم چپاش شره کرد. ساعت ۶ عصر ۳۰شهریور بود؛ همدان، خیابان طالقانی.
علی را برای ۲۴ ساعت در بیمارستان نگه داشتند و انگار که در کما بود. به گفته نزدیکانش، او پس از ۲۴ ساعت متوجه شد که بیناییاش از بین رفته است و دچار چنان شوکی شد که هیچ بهیاد نمیآورد؛ هنوز هم جزییات آن واقعه در یاد علی نیست.
او در ابتدا فکر کرده بود که چشماش ورم کرده است و بعد از مدتی بهبود مییابد، اما خانوادهاش در جریان قرار داشتند. حالا چشم چپ او انحراف پیدا کرده است. مردمک چشماش همیشه باز است و چشم آسیبدیدهاش، کوچکتر از قبل شده است.
علی آرایشگر است و از پانزده سالگی قدم به جهان کار گذاشته. پسری که به تنهایی عادت کرده است و گویی خودساخته بار آمد و حالا هم با آسیبی که به همراه خود دارد، میسازد.
مثل آخرین پستی که در اینستاگرامش گذاشته است: «نور چشم برای رهایی» علامت پیروزی و مشتی گره شده.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#علی_محمدی ۳۰شهریور در تجمعات اعتراضی استان همدان از ناحیه سر مورد هدف نیروهای سرکوب قرار گرفت و یک چشم خود را از دست داد. ساچمهای که چشم علی را از او گرفت، آنقدر عمیق به داخل چشم چپاش رفته است که هم بیناییاش را از او گرفت، و هم به گفته پزشکان قابل خارج کردن از چشمانش نیست.
یکی از نزدیکان علی میگوید که خودش به یاد ندارد دقیقا در لحظه واقعه چه اتفاقی برای او افتاد، انگار که یک بمب صوتی کنار سرش منفجر شده باشد، صورتش پر از ساچمه شد و خون از چشم چپاش شره کرد. ساعت ۶ عصر ۳۰شهریور بود؛ همدان، خیابان طالقانی.
علی را برای ۲۴ ساعت در بیمارستان نگه داشتند و انگار که در کما بود. به گفته نزدیکانش، او پس از ۲۴ ساعت متوجه شد که بیناییاش از بین رفته است و دچار چنان شوکی شد که هیچ بهیاد نمیآورد؛ هنوز هم جزییات آن واقعه در یاد علی نیست.
او در ابتدا فکر کرده بود که چشماش ورم کرده است و بعد از مدتی بهبود مییابد، اما خانوادهاش در جریان قرار داشتند. حالا چشم چپ او انحراف پیدا کرده است. مردمک چشماش همیشه باز است و چشم آسیبدیدهاش، کوچکتر از قبل شده است.
علی آرایشگر است و از پانزده سالگی قدم به جهان کار گذاشته. پسری که به تنهایی عادت کرده است و گویی خودساخته بار آمد و حالا هم با آسیبی که به همراه خود دارد، میسازد.
مثل آخرین پستی که در اینستاگرامش گذاشته است: «نور چشم برای رهایی» علامت پیروزی و مشتی گره شده.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤6🔥1
Forwarded from ایران بریفینگ
«حصین عابدینی»یک دهه هشتادی و یکی از صدها معترضی که طی اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ در پی قتل «مهسا امینی»، یک چشم خود را از دست داده است. چشم نابینای او تنها چیزی نیست که او در این مدت از دست داده است؛ او را از دانشگاه هم اخراج کردند، در خیابان کتک زدند، بازداشتش کردند و به زندان «فشافویه» انداختند. او یکی از دهها آسیبدیده از ناحیه چشم است که سکوت نکرد و به افشاگری کور کردن هدفمند و گسترده معترضان پرداخت و از دیگر آسیب دیدهها نوشت.
سیام شهریور بود. نخستین روزهای شکلگیری اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ در ایران. ساعت هشتونیم شب بود که حصین عابدینی همراه با تعدادی از دوستانش به قصد پیوستن به معترضان، قدم به خیابان گذاشت. شاید او هم مثل صدها معترض دیگر، هیچگاه فکر نمیکرد که نیروهای جمهوری اسلامی چشم او را هدف قرار دهند و زیبایی، تحصیل و کارش را از او بگیرند.
بعدازظهر بود و هستههای نخست اعتراضات در یکی از مناطق تهران شکل میگرفت.حصین میان معترضان بود و شعار میداد.
موتورهای یگانویژه از راه رسیدند.چشمهایش رو موتورسواری که ترکنشین بود، خیره ماند. سلاح ساچمهای با لیزر سبز، از سمت چپ حصین، سر او را نشانه گرفته بود. صدای شلیک آمد و ناگهان انگار که تمام چراغهای شهر خاموش شود، جهان سیاه شد.
صورت حصین غرق خون شده بود. سه ساچمه به چشم حصین برخورد کرد. دوتا از آنها که کره چشم را شکافت و باعث از بین رفتن شبکیه چشمش شد، هنوز در سر حصین قرار دارند و یکی دیگر روی پلکش گیر کرد. یک ساچمه در پیشانی، دو ساچمه در گردن، سه ساچمه در کتف و دو تا هم ساعد دستش را شکافت.
حصین با همان وضعیت به کوچهای پناه برد. هرچه در میزد، کسی به او پناه نمیداد. مجبور شد خودش را به خانه برساند. کل لباسهایش، صورت و موهایش خونی شده بود. مادرش را در بالکن خانه دید و به زمین افتاد، اما جمهوری اسلامی به این هم بسنده نکرد، ۲۴ آبان، یعنی چهارده روز پس از انجام اولین جراحی،وقتی حصین برای خرید قطرههای درمان چشمش به داروخانههای مختلف مراجعه کرده بود در میدان صادقیه دو موتور، با چهار سرنشین که لباس شخصی بودند به او حمله کردند و حصین را مورد ضربوشتم قرار دادند، بیهوش شد،حصین را به داخل ون انداختند و به زندان «تهران بزرگ»منتقل کردند. ضربوشتم در زندان هم ادامه پیدا کرد.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
سیام شهریور بود. نخستین روزهای شکلگیری اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ در ایران. ساعت هشتونیم شب بود که حصین عابدینی همراه با تعدادی از دوستانش به قصد پیوستن به معترضان، قدم به خیابان گذاشت. شاید او هم مثل صدها معترض دیگر، هیچگاه فکر نمیکرد که نیروهای جمهوری اسلامی چشم او را هدف قرار دهند و زیبایی، تحصیل و کارش را از او بگیرند.
بعدازظهر بود و هستههای نخست اعتراضات در یکی از مناطق تهران شکل میگرفت.حصین میان معترضان بود و شعار میداد.
موتورهای یگانویژه از راه رسیدند.چشمهایش رو موتورسواری که ترکنشین بود، خیره ماند. سلاح ساچمهای با لیزر سبز، از سمت چپ حصین، سر او را نشانه گرفته بود. صدای شلیک آمد و ناگهان انگار که تمام چراغهای شهر خاموش شود، جهان سیاه شد.
صورت حصین غرق خون شده بود. سه ساچمه به چشم حصین برخورد کرد. دوتا از آنها که کره چشم را شکافت و باعث از بین رفتن شبکیه چشمش شد، هنوز در سر حصین قرار دارند و یکی دیگر روی پلکش گیر کرد. یک ساچمه در پیشانی، دو ساچمه در گردن، سه ساچمه در کتف و دو تا هم ساعد دستش را شکافت.
حصین با همان وضعیت به کوچهای پناه برد. هرچه در میزد، کسی به او پناه نمیداد. مجبور شد خودش را به خانه برساند. کل لباسهایش، صورت و موهایش خونی شده بود. مادرش را در بالکن خانه دید و به زمین افتاد، اما جمهوری اسلامی به این هم بسنده نکرد، ۲۴ آبان، یعنی چهارده روز پس از انجام اولین جراحی،وقتی حصین برای خرید قطرههای درمان چشمش به داروخانههای مختلف مراجعه کرده بود در میدان صادقیه دو موتور، با چهار سرنشین که لباس شخصی بودند به او حمله کردند و حصین را مورد ضربوشتم قرار دادند، بیهوش شد،حصین را به داخل ون انداختند و به زندان «تهران بزرگ»منتقل کردند. ضربوشتم در زندان هم ادامه پیدا کرد.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤5👍2🔥1
Forwarded from ایران بریفینگ
#پرویز_یاری در ۱۹ آذر ۱۴۰۱ در جریان برپایی تجمع اعتراضی در شهرک «دره دریژ» در کرمانشاه، بر اثر شلیک گلوله ساچمهای از سوی مأموران امنیتی، بینایی چشم چپ خود را از دست داد.
هیچ بیمارستانی در کرمانشاه وی را پذیرش نکرد و او در نهایت مجبور شد با فروش پراید خود در تهران در یک بیمارستان خصوصی عمل تخلیه چشم چپش را انجام دهد.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6🔥1
Forwarded from ایران بریفینگ
صادق صوفی ، ۲۶ سال دارد و کارشناس تربیت بدنی و شهروند اهل بوکان است.
#صادق_صوفی در روز چهارم آبان ۱۴۰۱ و همزمان با چهلم مهسا امینی، در بوکان هدف شلیک سلاحهای ساچمهزن نیروهای سپاه پاسداران قرار گرفته و چشم چپ خود را از دست داد.
صادق پس از آسیب دیدگی و جراحت بجای درمان بازداشت میشود، او پس از آنکه هر دو چشمش عفونت میکند با وثیقه پانصد میلیون تومانی آزاد و مستقیما در بیمارستان بستری میشود، پزشکان معتقد بودند امکان بازیابی چشم او در صورت بستری شدن در زمان مفید میرفت.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#صادق_صوفی در روز چهارم آبان ۱۴۰۱ و همزمان با چهلم مهسا امینی، در بوکان هدف شلیک سلاحهای ساچمهزن نیروهای سپاه پاسداران قرار گرفته و چشم چپ خود را از دست داد.
صادق پس از آسیب دیدگی و جراحت بجای درمان بازداشت میشود، او پس از آنکه هر دو چشمش عفونت میکند با وثیقه پانصد میلیون تومانی آزاد و مستقیما در بیمارستان بستری میشود، پزشکان معتقد بودند امکان بازیابی چشم او در صورت بستری شدن در زمان مفید میرفت.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤6🔥1
Forwarded from ایران بریفینگ
#حسین_کارگر بعد از درمان و تخلیه چشمش از ماموران نیروی انتظامی شکایت کرده است اما تاکنون وبا گذشت بیش از یکسال حتی اورا برای توضیح شکایتش هم نخواستهاند.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6🔥1
Forwarded from ایران بریفینگ
او اواخر شهریور ۱۴۰۱ در حالی که به عنوان سرباز وظیفه به مرخصی رفته بود، در ایستگاه اتوبوس در حالی که عازم خانه بود در جریان حمله مأموران امنیتی به تجمعات مردمی در سقز، و گلوله باران ساچمهای بر اثر اصابت گلوله ساچمهای، بینایی یک چشم خود را از دست داد.
#نچیروان_معروفی اکنون پس از از دست دادن بینایی یک چشم خود دچار بیماری افسردگی و روحی شده است.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6🔥1
Forwarded from ایران بریفینگ
فیروز هنرمند است و شهروند اهل پاوه، او یکی از دهها معترضی است که بر اثر اصابت گلولههای ساچمهای نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی مصدوم شده و هر دو چشم خود را از دست داده است.
#فیروز_میرانی روز ۹ آذر ۱۴۰۱ ، بر اثر شلیک گلوله ساچمهای از سوی مأموران امنیتی به شدت آسیب دید بینایی یک چشم خود را از دست داده است و در انتظار است تا چشم راست خود را نیز به دلیل عفونت شدید تخلیه نماید.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#فیروز_میرانی روز ۹ آذر ۱۴۰۱ ، بر اثر شلیک گلوله ساچمهای از سوی مأموران امنیتی به شدت آسیب دید بینایی یک چشم خود را از دست داده است و در انتظار است تا چشم راست خود را نیز به دلیل عفونت شدید تخلیه نماید.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤6🔥1
Forwarded from ایران بریفینگ
#علی_محمد_رضایی در تهران شبگرد و نگهبان منازل است، اولرای ملاقات با خانواده خود به آبدانان رفته بود که در روز ۲۷ آبان ۱۴۰۱ مقابل خانه خود هدف گلوله ساچمهای مأموران امنیتی قرار گرفت و یک چشم خود را ازدست داد.
او بصورت تعمدی مورد حمله نیروهای امنیتی قرار گرفته و از فاصله بسیار نزدیک به صورت و شکم او شلیک شده است.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6🔥1
یکی از چشمهای «الهه توکلیان» که حالا به «دختر ایران» مشهور است ، روز ۲۹شهریور ۱۴۰۱ در شهر «مشهد» هدف گلوله سرکوبگران قرار گرفت و برای همیشه بینور شد.
یعنی دقیقا هفته نخست آغاز اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ در پی قتل حکومتی #مهسا_امینی حالا همه، الهه را با قلب سفیدی که روی چشم خود گذاشته است و قرارهای دادخواهانهاش با دیگر زنانی که جمهوری اسلامی کورشان کرده، میشناسند.
طبق داشتههای منتشرشده و به شهادت پزشکان، دستکم ۵۰۰ معترض در سه بیمارستان تهران و دستکم ۸۰ معترض در کردستان هدف شلیک سلاحهای سرکوبگران قرار گرفتهاند و یک یا دو چشم خود را از دست دادهاند.
بالای صفحه الهه در اینستاگرام هم مثل بسیاری دیگر از آسیبدیدگان نوشته شده: «چشمم هدف گرفتی، اما قلبم هنوز میتپه» و درباره گریههایش روی تخت بیمارستان گفته است: «بیشک از صدای شلیک تفنگ تو رساتر است آخرین ناله من… .»
او دو روز پیش از تیر خوردن، در مراسم «اربعین» کربلای عراق شرکت داشت.
#الهه_توکلیان از نخستین زنان آسیبدیده از ناحیه چشم است که در صفحه شخصی خود در اینستاگرام، پرده از جنایت شلیک هدفمند به چشمان معترضان برداشت. زنی که در دوره کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی بینالمللی خوانده، و کارشناس حسابداری است. او کُرد کرمانج، از کُردهای شمال خراسان است.
نخستین پستی که الهه توکلیان درباره چشمی که سرکوبگران از او گرفتند منتشر کرد، تنها مربوط به خودش نبود. بلکه او از چشمهای «غزل رنجکش» و چشمهای خودش نوشت. غزل رنجکش در جنوب ایران [بندرعباس] مورد شلیک نیروهای سرکوب قرار گرفته و الهه در خراسان.
در این پست، از سختی تحمل درد و رنجی که بر او تحمیل شده نوشت و از قوی بودن و ماندن برای پدری که در جنگ هشت ساله بین ایران و عراق، مجروح شده است. از غزل رنجکش نوشته که سپر جان مادرش شد و از خودش که سپر جان «بچهها» و خواهرش شده است: «غزل سپر جان مادرش شد و من سپر جان بچهها و خواهرم. تو سپر چه شدی که بیدرنگ زدی؟»
او همچنین از پدرش یاد کرده است که هشت سال در جنگ ایران و عراق جنگید و جانباز شد.
آیا سرکوبگران الهه را برای شلیک به چشمهایش انتخاب کرده بودند؟
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
یعنی دقیقا هفته نخست آغاز اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ در پی قتل حکومتی #مهسا_امینی حالا همه، الهه را با قلب سفیدی که روی چشم خود گذاشته است و قرارهای دادخواهانهاش با دیگر زنانی که جمهوری اسلامی کورشان کرده، میشناسند.
طبق داشتههای منتشرشده و به شهادت پزشکان، دستکم ۵۰۰ معترض در سه بیمارستان تهران و دستکم ۸۰ معترض در کردستان هدف شلیک سلاحهای سرکوبگران قرار گرفتهاند و یک یا دو چشم خود را از دست دادهاند.
بالای صفحه الهه در اینستاگرام هم مثل بسیاری دیگر از آسیبدیدگان نوشته شده: «چشمم هدف گرفتی، اما قلبم هنوز میتپه» و درباره گریههایش روی تخت بیمارستان گفته است: «بیشک از صدای شلیک تفنگ تو رساتر است آخرین ناله من… .»
او دو روز پیش از تیر خوردن، در مراسم «اربعین» کربلای عراق شرکت داشت.
#الهه_توکلیان از نخستین زنان آسیبدیده از ناحیه چشم است که در صفحه شخصی خود در اینستاگرام، پرده از جنایت شلیک هدفمند به چشمان معترضان برداشت. زنی که در دوره کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی بینالمللی خوانده، و کارشناس حسابداری است. او کُرد کرمانج، از کُردهای شمال خراسان است.
نخستین پستی که الهه توکلیان درباره چشمی که سرکوبگران از او گرفتند منتشر کرد، تنها مربوط به خودش نبود. بلکه او از چشمهای «غزل رنجکش» و چشمهای خودش نوشت. غزل رنجکش در جنوب ایران [بندرعباس] مورد شلیک نیروهای سرکوب قرار گرفته و الهه در خراسان.
در این پست، از سختی تحمل درد و رنجی که بر او تحمیل شده نوشت و از قوی بودن و ماندن برای پدری که در جنگ هشت ساله بین ایران و عراق، مجروح شده است. از غزل رنجکش نوشته که سپر جان مادرش شد و از خودش که سپر جان «بچهها» و خواهرش شده است: «غزل سپر جان مادرش شد و من سپر جان بچهها و خواهرم. تو سپر چه شدی که بیدرنگ زدی؟»
او همچنین از پدرش یاد کرده است که هشت سال در جنگ ایران و عراق جنگید و جانباز شد.
آیا سرکوبگران الهه را برای شلیک به چشمهایش انتخاب کرده بودند؟
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤8🔥1
زن جوانی با موهای فر و چشمهای زیبا را، کاربران شبکههای اجتماعی پیش از اعتراضات سراسری نیز میشناختند؛ «نیلوفر آقایی»٬ کارشناس ارشد مامایی.
نیلوفر حالا اما یکی از قربانیان شلیک هدفمند جمهوری اسلامی به چشمان معترضان است.
#نیلوفر_آقایی در یکی از آخرین پستهای اینستاگرامش، نوشته است: «برام وسط اینهمه احساسات مختلفی که دارم هر روز تجربشون میکنم، پشیمونی هیچ جایی نداره...» او بر اثر شلیک گلولههای ساچمهای یکی از چشمان خود را از دست داده است.
۴آبان ۱۴۰۱ همزمان با چهلمین روز قتل حکومتی #مهسا_امینی شماری از جامعه پزشکی در تهران در برابر ساختمان نظامپزشکی تجمعی برگزار کردند.
شرکت کنندگان در این تجمع از معترضان حمایت کردند و شعارهای «آزادی، آزادی، آزادی» و «توپ، تانک، فشفشه، آخوند باید گم بشه» سر دادند؛ یکی از حاضران در آن تجمع، نیلوفر آقایی بود.
تجمع آن روز کادر درمان با چنان خشونتی از سوی نیروهای امنیتی سرکوب شد که رئیس و قائم مقام سازمان نظام پزشکی استعفا دادند.
در ویدیوهایی که از آن روز منتشر شده٬ صدای شلیک نیز به گوش میرسد٬ شلیکی که امروز میدانیم از تفنگ ساچمهای بوده، و به هدف چشمان شرکتکنندگان در تجمع.
#پریسا_بهمنی پزشک آن روز کشته شد و چندین تن از پزشکان دیگر نیز آسیب دیدند، از جمله یک زن دندانپزشک و یک زن ماما. هویت یکی از مصدومین آن تجمع چند روز بعد آشکار شد؛ نیلوفر آقایی٬ ۳۲ ساله و کارشناس ارشد مامایی.
او ۴بهمن در یک استوری در رابطه با چشمش نوشت: «چشم قشنگم٬ امروز شد ۳ ماه که ندارمت.»
نیلوفر آقایی در میان قربانیان شلیک مستقیم نیروهای امنیتی به چشم معترضان٬ جز اولین افرادی است که بر سرکار برگشت و زندگی جدیدش را آغاز کرد.
«یک ماه بعد از آن واقعه تلخ»، اولین تصویرش را با شیلدی بر چشم و نوزادی در آغوش منتشر کرد.
نیلوفر آقایی، کمتر از دیگر قربانیان شلیک مستقیم به چشم معترضان، از روند درمان چشمش مینویسد. اما در لابهلای پستها و استوریهای اینستاگرامش دیده میشود که چطور قدمهایش را محکمتر در راهی بر میدارد که اولین قربانیاش، چشمی بود که دیگر نمیبیند: «وقتی به آگاهی بسوزی، بیگمان جانت در یک حضور تازهتر، فرجام میگیرد...»
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموش
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
نیلوفر حالا اما یکی از قربانیان شلیک هدفمند جمهوری اسلامی به چشمان معترضان است.
#نیلوفر_آقایی در یکی از آخرین پستهای اینستاگرامش، نوشته است: «برام وسط اینهمه احساسات مختلفی که دارم هر روز تجربشون میکنم، پشیمونی هیچ جایی نداره...» او بر اثر شلیک گلولههای ساچمهای یکی از چشمان خود را از دست داده است.
۴آبان ۱۴۰۱ همزمان با چهلمین روز قتل حکومتی #مهسا_امینی شماری از جامعه پزشکی در تهران در برابر ساختمان نظامپزشکی تجمعی برگزار کردند.
شرکت کنندگان در این تجمع از معترضان حمایت کردند و شعارهای «آزادی، آزادی، آزادی» و «توپ، تانک، فشفشه، آخوند باید گم بشه» سر دادند؛ یکی از حاضران در آن تجمع، نیلوفر آقایی بود.
تجمع آن روز کادر درمان با چنان خشونتی از سوی نیروهای امنیتی سرکوب شد که رئیس و قائم مقام سازمان نظام پزشکی استعفا دادند.
در ویدیوهایی که از آن روز منتشر شده٬ صدای شلیک نیز به گوش میرسد٬ شلیکی که امروز میدانیم از تفنگ ساچمهای بوده، و به هدف چشمان شرکتکنندگان در تجمع.
#پریسا_بهمنی پزشک آن روز کشته شد و چندین تن از پزشکان دیگر نیز آسیب دیدند، از جمله یک زن دندانپزشک و یک زن ماما. هویت یکی از مصدومین آن تجمع چند روز بعد آشکار شد؛ نیلوفر آقایی٬ ۳۲ ساله و کارشناس ارشد مامایی.
او ۴بهمن در یک استوری در رابطه با چشمش نوشت: «چشم قشنگم٬ امروز شد ۳ ماه که ندارمت.»
نیلوفر آقایی در میان قربانیان شلیک مستقیم نیروهای امنیتی به چشم معترضان٬ جز اولین افرادی است که بر سرکار برگشت و زندگی جدیدش را آغاز کرد.
«یک ماه بعد از آن واقعه تلخ»، اولین تصویرش را با شیلدی بر چشم و نوزادی در آغوش منتشر کرد.
نیلوفر آقایی، کمتر از دیگر قربانیان شلیک مستقیم به چشم معترضان، از روند درمان چشمش مینویسد. اما در لابهلای پستها و استوریهای اینستاگرامش دیده میشود که چطور قدمهایش را محکمتر در راهی بر میدارد که اولین قربانیاش، چشمی بود که دیگر نمیبیند: «وقتی به آگاهی بسوزی، بیگمان جانت در یک حضور تازهتر، فرجام میگیرد...»
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموش
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤7🔥1
Forwarded from ایران بریفینگ
کوثر تحصیلکرده #دانشگاه_الزهرا و بازیگر تئاتر است که در بیستم مهرماه چشمش هدف شلیک نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و بینایی یک چشمش را از دست داد.
او از نخستین آسیبدیدگانی است که درباره شلیک هدفمند به معترضان در اینستاگرام خود افشاگری کرد.
بازگشت او به صحنه تئاتر پس از شلیک به چشماش، در رسانههای داخل ایران هم بازتاب داشته است.
#کوثر_افتخاری اکنون مخفیانه از ایران خارج شده و به تازگی با ویزای بشردوستانه به آلمان آمده است.
#شلیک_به_چشم_معترضان #چشم_برای_آزادی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7🔥1
Forwarded from ایران بریفینگ
#نیلوفر_آقایی همچنین در هفتههای گذشته در واکنش به دروغ قلمداد کردن نابیناییاش، در تبلیغات شهرداری تهران با پخش ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود با زدن تقهای به پروتز چشم مصنوعیاش گفت: «یک ماه است که چشم درآوردهام. اما نمیدانم چرا چشم جدیدم صدا میدهد.»
نیلوفر آقایی روز چهارم فروردین و در ششمین ماه از هدف قرار گرفتن چشم چپش در جریان تجمع کادر درمان مقابل ساختمان نظام پزشکی تهران، از احساس خود برای «سفارش و خرید چشم» نوشته و گفته بود در این شش ماه سمت راست را «بهتر و قشنگتر» میبیند و آرزو کرد «همه دلتنگیها، غصهها، خبرهای بد، از دست رفتنها، فقر و گرانیها» به سمت چپ بروند که او به آن دید ندارد.
این کارشناس ارشد مامایی ۳۲ساله، یکی از دهها معترضی بود که نیروهای سرکوبگر در جریان خیزش انقلابی به چشمشان شلیک کردند.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7🔥1
Forwarded from ایران بریفینگ
مجید کاوه، وکیل خانواده منانی چندی پیش در گفتگو با روزنامه شرق از طرح شکایت برای شناسایی ضارب و دریافت غرامت و دیه آسیبهایی که به دو چشم صورت و بدن او وارد شده خبر داد.
وکیل #متین_منانی درباره جزئیات زخمی شدن موکلش به شرق گفته است که در شب حادثه وقتی متین را به اورژانس بیمارستان امیر مازندرانی ساری منتقل میکنند حراست بیمارستان از ورود آنها جلوگیری کرده و قصد داشته تا با پلیس تماس بگیرد که او و خانواده اش مجبور میشوند برای رسیدگی درمانی فوری به بیمارستان بوعلی این شهر مراجعه و پس از آن روند طولانی و هزینه بر درمان را در تهران دنبال کنند تلاشهایی که پس از هفت ماه منجر به احیای بینایی او نشده و پزشکان گفتهاند جراحی مجدد او بی فایده است.»
بررسی تصاویر سی تی اسکن متین منانی نشان میدهد که هنوز تعداد زیادی ساچمه در سر و صورت ،گردن قفسه سینه، شکم بازوان و دستهای وی وجود دارد و پزشکان به خانواده اش گفته اند که او از روبرو و پشت سر و از فاصله نزدیک هدف تیراندازی قرار گرفته است.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👍1🔥1
Forwarded from ایران بریفینگ
ضحا موسوی، زن ۲۵ ساله اهل اهواز و ساکن اصفهان، ۱۰مهر توسط نیروهای سرکوب هدف قرار گرفت و بر اثر شلیک تیری به گیجگاهش، دید چشم چپ خود را از دست داد. یعنی در هفتههای نخست آغاز اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ در پی کشته شدن «مهسا [ژینا] امینی» در بازداشت گشت ارشاد.
۱۰مهر۱۴۰۱، یکی از شلوغترین روزهای اصفهان بود٬ معترضان به خیابان آمده و شعار «زن٬ زندگی٬ آزادی» و «آزادی٬ آزادی٬ آزادی» سر داده بودند.
تصاویر منتشرشده از آن روز گواهی میدهند که نیروهای امنیتی چطور معترضان را به خشونتآمیزترین شکل، سرکوب کردند؛ یکی از آن معترضان #ضحا_موسوی بود.
او در صفحهاش در پاسخ به سوال یکی از دنبال کنندگانش در رابطه با «چشمت یا آزادی؟» پاسخ داده: «سوال سختیه… اما قشنگترین حس زندگی آزادیه… بهاش رو میدیم که به دستش بیاریم. پس ارزشش رو داره.»
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6🔥1
Forwarded from ایران بریفینگ
#الهه_توکلیان که برای خارج کردن گلوله از چشمش در خارج از ایران است در اینستاگرام نوشته است: « من نه تنها حاضر نیستم که این گلوله پر از خشم و نفرت و ظالم رو در سرم نگه دارم، بلکه رفتار خشونت آمیز و ظلم را به مردمم قبول ندارم و نمیتوانم سکوت کنم...سکوت در مقابل خون هایی که به ناحق ریخته شد یک خیانته.»
او همچنین نوشته است: «من با اجازه شخصی خودم رضایت دادم و این ریسک رو قبول کردم که این گلوله از سرم خارج و نمایش داده بشه که با چه گلوله ای من و اشخاص دیگری چشمشان از دست دادند ... و چگونه کیان و حمیدرضا و حنانه و...جان نازنینشان از دست دادند...من به جون خریدم که شاید به قیمت تموم شدن زندگیم باشه ...ولی. نمیتونم چشم ببندم به عزاداری مادران داغدار...»
الهه توکلیان در این پست اینستاگرامی نوشته است: «باشد که علی خامنهای هم ببیند که فقط در تظاهرات کشور فرانسه نیرو های سرکوبگر مردمانشان را کور نمیکنند.»
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7🔥1
Forwarded from ایران بریفینگ
#راحله_امیری، چند هفته بعد از شلیک به چشمش تصویری از نقطهای که در آن گلوله به چشمش اصابت کرده را منتشر کرده و با بیان این که پس از گذشت روزها «تمام توان و جان» خود را جمع کرده تا بتواند دوباره در آن نقطه بایستد، نوشته است: «یک ماه و ۲۰ روز پیش دقیقا همین جا ایستاده بودم که یک بچه بسیجی تصمیم گرفت با تیر بزند توی چشمم و نور چشمم را بگیرد.»
او با بیان این که فکر میکرده وقتی دوباره به آن مکان برود احتمالا گریه میکند یا میترسد، از همراهی الهه توکلیان گفته و توضیح داده است: «اما نشستم روی نیمکت روبهروی این دیوار با الهه حرف میزدیم و میخندیدیم. و به این فکر میکردم که خدا چقدر دوستم داشته که از شب اول بهترین آدمها را سر راه من گذاشت.»
خانم امیری که روانشناس است، در مطلبی دیگر اشاره کرده است که فردی از او پرسیده «آیا ارزشش را داشت؟» و او پاسخ داده: «بله، شدیدا!»
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6🔥2
Forwarded from ایران بریفینگ
این اسلحه اگرچه در دسته سلاحهای جنگی طبقهبندی نمیشود، اما در صورت هدف قرار گرفتن بخشهای حساس بدن از جمله سر و صورت٬ میتواند آسیبهای ماندگاری از جمله نابینایی بر جای بگذارد.
مانند گلولهای که به چشمان #کیمیا_زند شلیک شد.
چهارم آبان، چهل روز پس از خاکسپاری «مهسا امینی» بود که سراسر ایران به صحنه اعتراضات بدل شد.
مناطق مختلف غرب تهران همچون «گیشا»، «صادقیه»، «شهرک غرب»، «پونک»، «شهید کاشانی»، «یوسف آباد»، «بلوار فردوس»، «شهر زیبا»، «سعادت آباد»، «سردار جنگل» و «امیرآباد»، مکانهای بیشترین تجمعات مردمی در آن روز محسوب میشوند که معترضان علیه جمهوری اسلامی شعار سرمیدادند.
کیمیا از لحظه شلیک به چشمانش نوشته است:
«چند ثانیه قبل از شلیک، دختر جوانی با موهای فرفری بانمک در حالیکه بند کوله پشتیاش را در دستش گرفته بود به سمتم آمد و خندهرو گفت: “دختر چه موهای قشنگی!”
غافل از اینکه کمی آن طرفتر، چشمی برای هدف گرفتن چشمم بسته شده، لبخند کوچکی روی لبهایم جا خوش کرد!
ناگهان گوشهایم سوت کشید…!»
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6🔥2
Forwarded from ایران بریفینگ
#غزل_رنجکش هنوز حالا که بیش از یکسال از آن قتل، تولد و آغاز اعتراضات سراسری میگذرد، همچنان لبخند میزند.
همانطور که در آخرین پست اینستاگرام تا لحظه انتشار این گزارش و توییتر خود نوشت: «وقتی تو فاصله دو متری به من شلیک کردی و لبخند زدی؛ فکر میکردی زنده بمونم و جواب لبخندت رو بدم؟!»
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7🔥1
Forwarded from ایران بریفینگ
او در #آبان_خونین_۹۸ چشم خود را از دست داد؛ در یکی از میدانهای اصلی شهر «بوکان»، در استان «آذربایجان غربی.»
۲۲آبان۱۳۹۸ «متین حسنی»، شمعهای ۱۹ سالگی خود را کنار دو زنی که تمام این سالها پشتیبان و همراهش بودند، فوت کرد؛ مادری که هفت سال میشود به تنهایی تکفرزند خود را بزرگ میکند و نامزدی که همین مدت را همراه متین بوده است.
چهار روز بعد از آن تولد، متین که برای اعتراضات به میدان اصلی شهر «بوکان» رفته بود، هدف شلیک سرکوبگران قرار گرفت.
ناگهان همهجا مقابل چشمهای متین سیاه شد. در میدان اصلی شهر، هم ساختمان شهرداری بوکان قرار دارد و هم ساختمان فرمانداری و همانجا، تجمع معترضان به رویارویی با سرکوبگران انجامید. نیروهای سرکوب چشم در چشم معترضان قرار داشتند و تک تیراندازان بر پشتبامها جای گرفته بودند. متین هم یکی از معترضان در آن میانه آتش و دود بود.
متین روی زمین افتاد. چند ساچمه که خیلی هم عمیق نشده بود، به پاها و شکمش برخورد کرده بود، بعدتر توانستند آنها را از زیر پوست او خارج کنند. اما یکی از ساچمهها، مستقیم به چشم متین وارد شد، کره چشمش را شکافت و پشت شبکیه نشست و برای همیشه بینایی یک چشم را از او گرفت. یکی از تکتیراندازان از بالای بوم ساختمان، متین را هدف شلیک قرار داده بود.
معترضان، متین را به خیابانهای اطراف بردند. چشمش خونریزی داشت. شدت دردش چنان بود که انگار کره چشمش از کاسه درآمده است. او را به بیمارستان منتقل کردند، اما کمی بعد با حضور نیروهای امنیتی و اخذ شماره ملی و هویت زخمیها، متین به همان حال، بیمارستان را ترک کرد.
حالا پس از چهار سال و نیم تنهایی و سکوت، تصاویر متین در اینستاگرامش حکایت از همبستگی و مقاومتی دیگر دارد، وقتی به تنهایی یا کنار دیگر آسیبدیدگان از ناحیه چشم، بهسراغ خانوادههای کشتهشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ میرود. مثل تصویری از او کنار پدر «محمد مهدی کرمی» که از معترضان بود و به دار آویخته شد.
متین در انقلاب مهسا دو بار بازداشت شده و تهدیدات همچنان همانند #آبان_ادامه_دارد …
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6🔥2
Forwarded from ایران بریفینگ
حسین حسین پور ۲۵ ساله ، روز بیست و ششم آبان ماه ۱۴۰۱ از ناحیه چشم هدف شلیک سلاح ساچمه ای سرکوبگران قرار میگیرد که منجر به از دست رفتن بینایی یک چشمش میشود.
با وجود گرفتن بینایی یک چشم این جوان اما همچنان سرکوبگران او و خانواده اش را تهدید میکنند و آنها را تحت فشار قرار داده اند.
حسین پدر ندارد. او از مادر و خواهرش مراقبت میکند. جمهوری اسلامی نه تنها یک چشم او را نابینا کرده است بلکه اکنون در پی بازداشت و آزار خانواده اش برآمده است.
حسین روز ۲۱اردیبهشت۱۴۰۲ در حساب کاربری خود ویدیویی منتشر کرد و گفت که بهدلیل «کارشکنی در درمان»، نام او از لیست پیوند قرنیه بیمارستان خلیلی شیراز خط خورده است.
تایید «لغو عمل پیوند قرنیه» آقای حسینپور که در اثر شلیک سلاحهای ساچمهزن نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در اعتراضات بهشدت آسیب دیده است، در حالی صورت میگیرد که روزنامه «ایران»، ارگان رسمی دولت، با انتشار یک متن و شهرداری تهران با نصب بیلبوردهای تبلیغاتی در این شهر، ادعاهای آسیب دیدگان چشم در اعتراضات را خلاف واقع عنوان کرده و معترضان را «دروغگو» خواندند.
حسین همچنین در ویدیویی از لغو عمل پیوند قرنیه چشمش خبر داده و گفته : «یک ماه است بیمارستان خلیلی شیراز مرا اسیر کردهاند و کارم را انجام نمیدهند. هفته قبل به این بیمارستان رفتم، گفتند برو و شنبه بیا و هزینه اولیه بیمارستان را پرداخت کن، بعد چهارشنبه بیا و هزینه قرنیه را پرداخت کن و همان روز بستری شده و روز پنجشنبه عمل پیوند قرنیه تو انجام میشود.»
به گفته این آسیب دیده چشم اعتراضات، روز شنبه مذکور به بیمارستان رفته و هزینهها را پرداخت کرده و پزشکان هم به او اعلام کردند که برایش «قرنیه برای پیوند پیدا شده»، اما روز چهارشنبه که برای بستری به بیمارستان رفته، مقامهای بیمارستان به او گفتهاند که اسمش از فهرست عمل پیوند قرنیه خط خورده است.
#حسین_حسین_پور در این ویدیو تاکید میکند که خط خوردن نامش را «بدون دلیل» نمیداند چون از «فهرست پنجاه نفری پیوند قرنیه بیمارستان خلیلی شیراز، فقط نام او خط خورده» است.
او چندی بعد از این اعتراض توسط اطلاعات سپاه بازداشت شد.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
با وجود گرفتن بینایی یک چشم این جوان اما همچنان سرکوبگران او و خانواده اش را تهدید میکنند و آنها را تحت فشار قرار داده اند.
حسین پدر ندارد. او از مادر و خواهرش مراقبت میکند. جمهوری اسلامی نه تنها یک چشم او را نابینا کرده است بلکه اکنون در پی بازداشت و آزار خانواده اش برآمده است.
حسین روز ۲۱اردیبهشت۱۴۰۲ در حساب کاربری خود ویدیویی منتشر کرد و گفت که بهدلیل «کارشکنی در درمان»، نام او از لیست پیوند قرنیه بیمارستان خلیلی شیراز خط خورده است.
تایید «لغو عمل پیوند قرنیه» آقای حسینپور که در اثر شلیک سلاحهای ساچمهزن نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در اعتراضات بهشدت آسیب دیده است، در حالی صورت میگیرد که روزنامه «ایران»، ارگان رسمی دولت، با انتشار یک متن و شهرداری تهران با نصب بیلبوردهای تبلیغاتی در این شهر، ادعاهای آسیب دیدگان چشم در اعتراضات را خلاف واقع عنوان کرده و معترضان را «دروغگو» خواندند.
حسین همچنین در ویدیویی از لغو عمل پیوند قرنیه چشمش خبر داده و گفته : «یک ماه است بیمارستان خلیلی شیراز مرا اسیر کردهاند و کارم را انجام نمیدهند. هفته قبل به این بیمارستان رفتم، گفتند برو و شنبه بیا و هزینه اولیه بیمارستان را پرداخت کن، بعد چهارشنبه بیا و هزینه قرنیه را پرداخت کن و همان روز بستری شده و روز پنجشنبه عمل پیوند قرنیه تو انجام میشود.»
به گفته این آسیب دیده چشم اعتراضات، روز شنبه مذکور به بیمارستان رفته و هزینهها را پرداخت کرده و پزشکان هم به او اعلام کردند که برایش «قرنیه برای پیوند پیدا شده»، اما روز چهارشنبه که برای بستری به بیمارستان رفته، مقامهای بیمارستان به او گفتهاند که اسمش از فهرست عمل پیوند قرنیه خط خورده است.
#حسین_حسین_پور در این ویدیو تاکید میکند که خط خوردن نامش را «بدون دلیل» نمیداند چون از «فهرست پنجاه نفری پیوند قرنیه بیمارستان خلیلی شیراز، فقط نام او خط خورده» است.
او چندی بعد از این اعتراض توسط اطلاعات سپاه بازداشت شد.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤6🔥1🤔1