ایران بریفینگ
7.73K subscribers
22.4K photos
28.8K videos
39K links
هدف ما؛ پایش و اطلاع رسانی تمامی فعالیت‌های نهادهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی است.
سایت:
www.irbr.news


توییتر:
twitter.com/irbriefing

ارتباط با مخاطبین در تلگرام :

@iranbriefing
Download Telegram
روز نهم آبان، تولد جاویدنام جواد حیدری است، او روز ۳۱ شهریور و در جریان خیزش سراسری با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جان باخت.
جواد حیدری ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در نزدیکی پارک ملت قزوین، خیابان حکم‌آباد مورد اصابت گلوله قرار گرفت و بعد از چند ساعت به دلیل شدت جراحات و عدم رسیدگی پزشکی جان باخت.
در گواهی فوتی که برای جواد حیدری صادر شد، علت مرگ «خونریزی شدید، پارگی شریان تهی‌گاهی چپ و اصابت پرتاب فلزی پرشتاب» قید شده است.
فاطمه، خواهر جواد حیدری در مراسم خاکسپاری برادر در حین عزاداری گیسوان خود را برید. این خواهر دادغدارهمانجا فریاد زد: «شما یک ملت را داغدار کردید. یک ملت خون‌خواه جوانان خود است. با این وحشی‌گری‌ها فقط بر آتش خشم ملی می‌دمید.»
ماموران بارها برای دستگیری اعضای خانواده به خانه آن‌ها هجوم بردند و تلاش کردند تا این خانواده دادخواه را به سکوت بکشانند. حتی به روستای محل سکونت آنان رفته‌ و قفل در دهیاری روستا را شکسته و دوربین‌های آن را با خود برده‌اند.
چندی بعد دستگاه قضایی برای فاطمه و برخی از اعضای خانواده پرونده‌سازی کرد.
۲۵ آبان ۱۴۰۱ محمد، برادر جواد و فاطمه حیدری، که برای پیگیری پرونده خواهر به بازپرسی شعبه پنج دادسرای قزوین رفته بود، ماموران قضایی به جای پاسخگویی به او، بدون احضاریه، ابلاغیه و اطلاع قبلی بازداشتش کردند.
حجت، برادر دیگر جواد، نیز به دلیل دادخواهی بازداشت شد و مقامات قضایی برای ۱۵ نفر از اعضای خانواده و بستگانش از جمله خواهر و پدرش حکم جلب صادر کردند .
۸ آذرماه ۱۴۰۱ فاطمه حیدری در اینستاگرامش ویدیویی از مادرشان منتشر کرد که او خبر از اعتصاب غذای محمد در حبس می‌گوید و اینکه از حال او هیچ خبری ندارند. فاطمه با انتشار این ویدیو نوشت: «صدایی نداریم در برابر ظلم.»
#جواد_حیدری ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در نزدیکی پارک ملت قزوین، خیابان حکم‌آباد مورد اصابت گلوله قرار گرفت و بعد از چند ساعت به دلیل شدت جراحات و عدم رسیدگی پزشکی جان باخت، او از جمله اولین کشته شدگان انقلاب مهسا در قزوین است.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
6👍1🔥1
🔖روزبه‌ خادمیان، ۳۱ ساله و کارشناس حسابداری، در استوری اینستاگرامش نوشت: «تو عقب وایسا. من برای آزادی تو جون می‌دم.» روز بعد و در اوج اعتراض‌های فردیس کرج، یکی از ماموران از فاصله نزدیک از پشت به سر روزبه شلیک کرد و او کشته شد.
میترا ابراهیمی مادر روزبه نیز بر سر مزار او گفت: «پسرم جونش رو فدای ایران کرد...»
او به رغم این‌که در رشته حسابداری تحصیل کرده بود، اما به دلیل نبود فرصت‌های شغلی مناسب تخصصش به فروش موبایل روی آورده بود. یکی از نزدیکان خانواده روزبه خادمیان درباره نحوه کشته شدن او می‌گوید:«۳۰ شهریور روزبه داشت مغازه موبایل فروشی که اونجا کار می‌کرد رو می‌بست که خیابون شلوغ شد. روزبه میره توی پارکینگ صاحب مغازه که همون کنار بود. مامورا دنبالش میرن و در رو با پا می‌شکنن. از فاصله یک متری بیش از صد تا ساچمه به پشت روزبه شلیک کردن. بعد از دو ساعت از درمانگاه به خانواده‌ش خبر دادن که زخمی شده. وقتی خانواده رسیدن با جسم بی‌جان و خونین روزبه مواجه شدند. خونریزی داخلی کرده بود.»
علت فوت در گواهی پزشکی قانونی اصابت گلوله ذکر شده است.
او از اهالی شهر «سُنقُر» در استان کرمانشاه بود. خانواده‌اش تصمیم گرفتند که او را در همین شهر به خاک بسپارند، اما به گفته منبع نزدیک به خانواده، «به مشکل برخوردند».
این منبع می‌گوید: «خاکسپاری در بهشت سکینه کرج انجام شد. از سنقر اطلاع دادن که جو خیلی امنیتیه و مراسم نباید برگزار بشه. خانواده هم از ترس اینکه برای جوانان خانواده و نزدیکانشون اتفاقی نیفته و اونها رو هم بازداشت نکنن یا نکشن، در سنقر مراسم نگرفتن.»
خانواده #روزبه_خادمیان داغدارند؛ داغی که فراموش نمی‌کنند و زندگی آنها را عوض کرده است:
«زندگی بعد از روزبه برای خانواده بسیار سخت و طاقت‌فرسا می‌گذره. تنها پسر خانواده بود. خانواده بسیار افسرده است. غم روزبه کمر خانواده را خم کرد. تنها یک خواهر داشت. هر مراسمی که بود یا روز مادر یا تولد مادرش این جمله رو براش استوری می‌کرد که زندگی من بر سه اصل استواره: نگاه مادرم، لبخند مادرم و دعای مادرم. به مادرش خیلی وابسته بود.»
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
7👍1🔥1
استوری جاوید نام روزبه خادمیان یکروز پیش از کشته شدنش.
روزبه‌ خادمیان، ۳۱ ساله و کارشناس حسابداری، یکروز پیش از قتلش توسط مزدوران‌جمهوری اسلامی در استوری اینستاگرامش نوشت: «تو عقب وایسا. من برای آزادی تو جون می‌دم.»
فردای آن روز و در اوج اعتراض‌های فردیس کرج، یکی از ماموران از فاصله نزدیک از پشت به سر روزبه شلیک کرد و او کشته شد.
میترا ابراهیمی مادر #روزبه_خادمیان نیز بر سر مزار او گفت: «پسرم جونش رو فدای ایران کرد...»
او به رغم این‌که در رشته حسابداری تحصیل کرده بود، اما به دلیل نبود فرصت‌های شغلی مناسب تخصصش به فروش موبایل روی آورده بود.
«۳۰ شهریور روزبه داشت مغازه موبایل فروشی که اونجا کار می‌کرد رو می‌بست که خیابون شلوغ شد. روزبه میره توی پارکینگ صاحب مغازه که همون کنار بود. مامورا دنبالش میرن و در رو با پا می‌شکنن. از فاصله یک متری ۷۰ تا ساچمه به پشت روزبه شلیک کردن. بعد از دو ساعت از درمانگاه به خانواده‌ش خبر دادن که زخمی شده. وقتی خانواده رسیدن با جسم بی‌جان و خونین روزبه مواجه شدند. خونریزی داخلی کرده بود.»
#علیه_فراموشی #رای_بی_رای #رای_ما_سرنگونی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴دو هفته بعد از به هلاکت رسیدن قاسم سلیمانی در حالی که همه درحال ابر قهرمان سازی از سلیمانی بودند #محمد_علی_جعفری ، فرمانده پیشین سپاه توییت کرد که سلیمانی در سرکوب اعتراضات #کوی_دانشگاه و #جنبش_سبز نقش محوری داشته.
طرفداران قاسم سلیمانی توییت را جعلی دانستند و اعلام کردند متعلق به عزیز جعفری نیست.
رمضان شریف، سخنگو و مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران نیز اظهار داشت: اکانت منتسب به جعفری جعلی است، اما در کمال تعجب لحظاتی بعد خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران اصالت این اکانت را تائید کرد.
با وجود تمام حساسیت ها اما #عزیز_جعفری چند روز پیش مجددا در مصاحبه‌ای با #خبرگزاری_فارس گفت که #قاسم_سلیمانی فقط امضا کننده نامه هشدار‌آمیز ۲۴ فرمانده سپاه به محمد خاتمی نبود بلکه نویسنده نامه بود که بعد از اعتراض‌های کوی دانشگاه در سال ۷۸ به تهدید رئیس جمهور پرداختند.
قاسم سلیمانی اکثر دوران مسوولیت خود در سپاه را به عنوان فرمانده نیروی قدس سپاه فعالیت کرده و همواره گزارش‌ فعالیت‌های نیروی قدس را به طور مستقیم به خامنه ای تحویل می‌داد.
‏عزیز جعفری ابتدا خواستار اطلاع از این فعالیت‌ها بود، اما با مخالفت شدید قاسم سلیمانی روبرو شد و همین امر آغاز اختلاف این دو بود.
‏ارتباط گسترده سلیمانی با برخی از باندهای قدرت در ایران از جمله هاشمی رفسنجانی و چهره‌هایی چون جهانگیری و در مقابل ارتباط جعفری با برخی از مراجع منتقد جریان هاشمی، اختلاف این دو را گسترش داد.
‏کار به جایی رسید که جعفری به مرتضی الویری شهردار وقت تهران گفته بود که بدون هراس فساد مالی همسر قاسم سلیمانی را افشا کنید که گوشه‌ای از فساد مالی همسر سلیمانی برملا گردد.
‏سلیمانی این اقدام جعفری را با ارائه گزارش‌هایی از ضعف سپاه به ویژه در پروژه‌های موشکی به خامنه‌ای اطلاع داد و هر بار از کارشکنی فرمانده کل در امور مربوط به نیروی قدس گلایه می کرد.
‏اختلافات سلیمانی و جعفری رفته رفته به کینه‌ای میان این دو تبدیل شد که حتی با مرگ وی هم حل نشد، دوسال بعد از مرگ سلیمانی باز جعفری فایل صوتی یک جلسه محرمانه را فاش کرد تا اوج فساد #هولدینگ_یاس وابسته به نیروی قدس را فاش و سلیمانی را رسواتر کند.
#سپاه_تروریستی_پاسداران #سپاه_باجگیران_انقلاب_اسلامی
🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥6👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به دنبال انتشار فایل صوتی محرمانه از جلسه‌ای میان سرلشگر #محمدعلی_جعفری و سرتیپ #صادق_ذوالقدرنیا فاش شد که کشمکش‌های شدیدی میان فرماندهان ارشد سپاه در ارتباط با پرونده‌های #فساد_مالی وجود دارد.
در این گفتگو افشا می‌شود که عزیز جعفری با قاسم سلیمانی، درباره برخورد با موارد فساد مالی اختلاف داشته است.
محمدعلی جعفری در بخشی از گفتگو از اینکه با بدهی بیش از هزار میلیارد تومانی #هولدینگ_یاس به نیروی قدس، قاسم سلیمانی نیز درگیر ماجرا شده خوشحالی می‌کند و می‌گوید: «قاسم تازه دارد می‌فهمد که چه بلایی سرش آمده تو یاس»
#مافیای_سپاه #قاسم_سلیمانی_به_درک_واصل_شد

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍6
حمید پورحاجی زاده ، شاعر و دبیر ادبیات کرمانی، متخلص به «سحر» بود که از قربانیان سلسله قتل‌های سیاسی موسوم به قتل‌های زنجیره‌ای بود. وی در آخرین روز شهریور ماه سال ۱۳۷۷ به همراه پسر ۹ ساله‌اش «کارون» با ۴۳ ضربه چاقو قطعه قطعه شدند.
پزشک قانونی تعداد ضربه‌های دشنه فرورفته در سینه حمید را ۲۷ از زیر گلو تا زیر ناف و ضربهٔ وارده به سینه کارون را بالغ بر ده ضربه دانسته بود… آ ثار ضربه سخت و مشت در سر و صورت، پارگی قلب و ریه و دستگاه گوارش، بریده شدن انگشتان دست راست حمید تا روی پوست، بنا به نظر پزشک قانونی با هر ضربه کارد حمید تیغه چاقو را می‌گرفته و قاتل می‌کشیده و برای باری دیگر فرو می‌کرده‌ است که منجر به این گردیده که کف دست بشود پر از شیارهای عمیق شقاوت! …کسانی که در غسالخانه حضور داشته‌اند یا جسد کارون را دیده‌اند از جای آثار نیش چاقو بر روی گوش، صورت و پشت کارون گفته‌اند که باید این آثار قبل از پاره‌پاره کردن سینه، قلب و شکم کارون روی داده باشد. بعضی نیز که به دقت به صورت کارون نگاه کرده‌اند به قول روستایی‌های ما حالت «گرگ پدمک» را در چهره کارون دیده‌اند. اصطلاح «گرگ پدمک» در خصوص روبرو شدن گوسفند با گرگ به کار می‌رود، در این حالت وقتی که گوسفندی به ناگهان گرگ را در مقابل خود می‌بیند چشمهایش از حدقه می‌زند بیرون و هرگونه توان و حرکتی از گوسفند سلب می‌شود، در برابر گرگ می‌ایستد و گرگ راحت او را می‌درد»
ارس حاجی‌زاده قتل #حمید_حاجی_زاده را شرح می‌دهد: «دندونای بابامُ شکسته‌بودن، فکر کنم با چوب. استخونای انگشتاش معلوم بود، انگشتای دست راستشُ قطع کرده بودن، بدنش سوراخ سوراخ بود. طناب انداخته بودن دور گردنش، از طناب رخت خونهٔ خودمان بریده بودن. غیر استکان بابام سه تا استکان نعلبکی توی سینی بود.» فرخنده حاجی‌زاده دربارهٔ پرونده برادر و برادرزاده‌اش می‌گوید: «تمام این سال‌ها پیگیری‌های ما ادامه داشت، همه جا رفتیم، هر کاری هم توانستیم کردیم، از طرفی هم از سوی وزارت اطلاعات تحت فشار بودیم و احضار و بازجوئی می‌شدیم در نهایت هم که گفتند یک اشتباه ساده بوده؛ یعنی با ضربات چاقو برادر و برادرزاده‌ام را سلاخی کردند و گفتند اشتباه ساده بوده. چند سال پیش هم در آستانهٔ بازنشستگی من، مرا مجبور کردند بنویسم که در قتل برادرم آنها مقصر نبوده‌اند».
#قتلهای_زنجیره_ای #علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
7🔥1
کارون نیمه‌شب ۳۱ شهریور ۱۳۷۷ در کنار پدرش با ضربات چاقو در خانه‌اش در کرمان به قتل رسید. نصیب پدر از تیزی چاقوها ۲۷ ضربه بود و نصیب پسر ۱۰ ضربه. وزارت اطلاعات مسئولیت قتل آن‌ها را که در پروژهٔ قتل‌های زنجیره‌ای انجام شد به‌صورت رسمی نپذیرفت، هم‌چنان‌که قتل ده‌ها دگراندیش و نویسنده و مترجم دیگر را برعهده نگرفت که در آن دوره به قتل رسیدند.
‏مادر ⁧ #کارون_حاجی_زاده ⁩ از آن شب می‌گوید:«من خسته بودم، رفتم اتاق روبه‌رو که سه متر با اتاق آقای حاجی‌زاده فاصله داشت، خوابیدم. آقای حاجی‌زاده عادت داشت تا بچه‌ها برگردند، نمی‌خوابید و تا ساعت سه، سه‌ونیم هم مطالعه می‌کرد. به این دلیل من رفتم اتاق دیگر خوابیدم. من خوابم برد و بچه فامیل را هم که سن و سال کارون بود، پدرش آمده و برده بود. اروند و ارس ساعت دو و نیم برگشته بودند. در می‌زنند، کسی باز نمی‌کند. اروند می‌گوید از بالای در رفتم و در را باز کردم. رفته بودند اتاق پدرشان و دیده بودند که چراغ خاموش است و کنتور را بالا زده بودند. اصلاً در خانه ما برق نبود. از تیر برق بیرون کمی نور می‌افتاد.

‏ارس فکر می‌کند من هم مرده‌‌ام، کشته‌اند. رختخواب را کنار می‌زند و حالا با چه شکلی، با پا زد، با دست زد، مرا بیدار کرد. وقتی مرا بیدار کرد، گفت بابا مرده. من با ذهنیتی که از مرگ برادرم داشتم، وارد اتاق شدم دیدم سر آقای حاجی‌زاده طرف پنجره بود و پاهایش طرفِ در بود که من داخل رفتم. پایش را گرفتم. گرم بود. گفتم ارس، بابات سکته کرده. فکر کردم سکته کرده افتاده سرش خورده به پنجره، چون سرش طرف پنجره بود. فکر کردم خون روی صورتش برای همین است. ارس گفت کارون را هم کشتند.

‏یک لحظه نگاه کردم دیدم وحشتناک کارون را کشته بودند. دهانش پر از مو بود و خون. چشمانش باز بود. دستانش هم پر از مو بود، پر از خون بود. دیگر نتوانستم بایستم. آمدم بیرون و فقط جیغ می‌زدم و کارون را صدا می‌زدم. نتوانستم تحمل کنم که دوباره برگردم توی اتاق. کفش کارون را دم در دیدم. کفش کارون را بو می‌کردم. خودش در فاصله کوتاهی با من بود، ولی من کفشش را بو می‌کردم.
‏وقتی آقای پوررضا قلی آمد توی اتاقی که من خوابیده بودم، نمی‌دانم پنبه بود یا دستمال کاغذی، از روی تشک برداشت گفت این چیست؟ گفتم نمی‌دانم. اصلاً گیج بودم. دیدم همین آقای پوررضا قلی نشسته، دارد گریه می‌کند. فکر کردم قاتل است و او را گرفته‌اند. طرف او حمله بردم و گفتم چرا بچه خوشگل مرا کشتی؟ گفت من قاتل نیستم، پوررضا قلی هستم. باز هم نمی‌شناختم. یک آقایی گفت رئیس آگاهی است.
‏⁧ #قتلهای_زنجیره_ای ⁩ ⁧ #علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬8🔥2
سعید زینالی، متولد ۳۱ شهریور ۱۳۵۵ دانشجویی بود که در جریان جنایت حمله به کوی دانشگاه در تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۷۸ در منزلش بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شد.
خانواده #سعید_زینالی پس از بازداشت وی با وجود پیگیری‌های مکرر هیچ پاسخی در مورد سرنوشت فرزندشان دریافت نکردند.
به گفته اکرم نقابی مادر سعید زینالی، او چند ماه پس از بازداشت در تماسی با خانواده گفته که حالش خوب است و پی‌گیر کارش باشند.
مراجعات به ارگان‌های مختلف تا به حال هیچ نتیجه‌ای نداشته است، در عوض پدر، خواهر و مادر سعید زینالی به خاطر پی‌گیری وضعیت فرزندشان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
با وجود انکار قوه قضاییه در پرونده سعید زینالی، نام او در فهرست ناپدید‌شدگان اجباری گروه کاری ناپدید‌شدگان سازمان ملل قرار دارد.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
8🔥2
زادروز مهسا امینی است، دختری که برای تولدش به تهران آمده بود و نامش جاودانه ماند و رمز مبارزه شد.
مهسا به تهران که آمد ۲۲ ساله بود، دختری با چهره‌ای معصوم و چشمانی سرشار از حس زندگی. اما دشمنان زندگی و نور و طرفداران خاموشی و تاریکی جانش را با کوبیدن سرش به اجسام سخت و ضربات سخت گرفتند.

مژگان افتخاری مادر #مهسا_امینی، در دومین سالگرد جان‌باختن فرزندش در یک استوری اینستاگرامی، تصویری از خود در کنار مهسا نوشت:
«من مادری غمگینم، غمگین رفتنی ابدی. منتظر بازگشتی بی‌بازگشت ازلی. چشم انتظار ندایی از خالق ژینایم به نام مهسای عالم تابم. از آن هستی بخشی که بر دامانم این ودیعه به امانت سپرد و زندگیم را هستی بخشید و اینک بیمناکم از ربودن امانتش پیش چشم مردمان، چرا؟
مگر می‌شود، هنوز به باور نمی‌گنجد که او را به مسافرت بردم و او را… دوباره نبض پر از ازدحام قلبم به ساعت زمان، به آن ثانیه‌های شوم نزدیک می‌شود. دخترم که مهمان پایتخت ایران بود به تخت بیمارستان سرازیرش کردند. خدایا این چه رسم و مروتی است؟ که دختر ردا بلندت با آن لچک و روسری تا به پا افتاده پوشش، گرفتار سیه‌ رویانی شود که چشم دیدن زیبایی دختر میهنشان را نداشتند. چشم دیدن زیبایی خلقت خداوندی را نداشتند، رسوای ابدی تاریخ می‌شوند. بر پیشانی جهان، تا نفس زندگان به دنیاست، شرح این هجران به جاست.»
مهسا روز ۲۵ شهریور ۱۴۰۱، پس از ضرب و شتم ماموران گشت ارشاد، پس از سه روز کما جان شیرینش را از دست داد.
مهسا جان تولدت مبارک
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
11🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فاطمه حیدری، خواهر #جواد_حیدری ، از کشته‌شدگان اعتراضات سال ۱۴۰۱ از مسدود شدن مسیرهای منتهی به مزار برادرش در دومین سالگرد کشته شدن او خبر داد. خانم حیدری در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «ماموران امنیتی در دومین سالگرد کشته‌شدن برادرم جواد با استقرار در سطح روستا و روستاهای اطراف، مسیرهای منتهی به روستامون، رحمت‌آباد بزرگ دشتابی، رو بستند». او افزود: «داخل روستا پر از لباس‌شخصی‌ها و فضا به‌شدت امنیتی است».

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥4🤬3
🔖پارسا رضادوست متولد اول دی ۱۳۸۲ و محصلِ سال آخر هنرستان بود. رشتهٔ نقشه‌کشی می‌خواند،خانواده‌اش بر روی اعلامیهٔ او نوشتند «شادی کنید ای دوستان، من شادم و آسوده‌ام، بوی جوانی بشنوید از پیکر فرسوده‌ام.»
بیش از یک سال از روزی که پارسا در نزدیکی خانه خودشان کشته شد، می‌گذرد، اما هنوز نه قاتل پیدا شده، نه نهادی مسئولیت تیراندازی به او را برعهده گرفته است. خانواده‌اش همچنان تحت فشار امنیتی هستند. یکی از دوستانش می‌گوید: «کف رستورانی که پارسا وقتی که زخمی بود آنجا پناه گرفته بود، تا مدت‌ها سرخ بود.»
پارسا ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در هشتگرد و در نزدیکی منزل پدری‌اش در خیابان شقایق، بر اثر اصابت گلوله به پهلوی‌اش کشته شد. منبعی که با زمانه گفت‌وگو کرده، روایت می‌کند پیکر پارسا بیش از ۴۰ دقیقه در یک فست‌فود که خود او از مشتریانش بود، خون‌ریزی زیاد داشت.
پارسا هنگام مرگ تنها ۱۸ سال داشت.
ماموران نیروی انتظامی به سمت معترضان از جمله پارسا رضادوست تیراندازی کردند. بعد از اینکه پارسا زخمی شد، یکی از افراد حاضر در محل که او را می‌شناخت با برادر پارسا تماس می‌گیرد و به آنها خبر می‌دهد که او زخمی شده است:«وقتی برادر پارسا رسید دیگه اصلا جانی در بدنش نمانده بود. طحال و کبد پارسا پاره شده بود و هیچ‌کس نمی‌توانست دیگر به او کمک کند، خیلی دیر شده بود...بعد از گذشت مدت زمانی طولانی پیکر پارسا رضادوست را با یک خودروی شخصی به بیمارستان منتقل می‌کنند،ولی وقتی در بیمارستان دیدند که تمام کرده جنازه‌اش را فرستادند به زندان قزل‌حصار و پس از انجام انگشت‌نگاری که نمی‌دانیم به چه دلیل بوده به بهشت سکینه منتقلش کردند. خانواده‌اش هم تمام مدت دنبال او می‌گشتند.
نیروهای امنیتی ابتدا از تحویل پیکر پارسا رضادوست به خانواده ممانعت می‌کنند و نهایتا با وساطت چند آشنا خانواده موفق می‌شود پیکر فرزندشان را تحویل بگیرد و یکم مهر در آرامستان بهشت سکینه، و در همان قطعه‌ای که پدرش به دفن شده، به خاک بسپارند.
به گفته این منبع آگاه در روز خاکسپاری #پارسا_رضا_دوست ، نیروهای امنیتی فراوان در میان جمعیت حضور داشتند و مراسم را تحت نظر می‌گرفتند تا کسی شعار ندهد:«به خانواده پارسا فشار آورده بودند که نباید کسی در مراسم خاکسپاری شرکت کند به جز خانواده و فامیل. مدام آنها را تهدید می‌‌کردند،حتی گفته بودند بازداشت می‌کنیم.

#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊54🔥1
سی‌ام و‌سی و‌یکم شهریور سالگرد بسیاری از کشته شدگان اعتراضات گسترده‌ ۱۴۰۱ هست ، در طی این دو‌روز ۵۲ جوان و نوجوان توسط نیروهای جمهوری اسلامی به قتل رسیده‌اند.
امروز یکی از خونین‌ترین روزهای انقلاب #زن_زندگی_آزادی در یک سال گذشته هست که صدای دادخواهی مهسا از گوشه گوشه‌ی ایران فریاد شد.
بسیاری از خانواده‌ها با وجود فشار شدید امنیتی برای دونین سال دارند برای عزیزان کشته‌شده سالگرد برگزار می‌کنند #صدایشان_باشیم
لطفا اسلاید‌ها را ورق برنید.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥63
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گروه شبه‌نظامی حزب‌الله مورد حمایت ایران در لبنان برای اولین بار تصاویری از «ابراهیم عقیل» فرمانده کشته‌ شده‌ آن با قاسم سلیمانی، فرمانده کشته شده نیروی قدس و محمد‌رضا زاهدی، فرمانده کشته شده سپاه پاسداران در سوریه و لبنان، منتشر کرد.
به گزارش روزنامه «یدیعوت احرونوت»، اسرائیل درحالی از ۷ اکتبر گذشته تاکنون ۴۹۶ عضو حزب‌الله و شماری از فرماندهان ارشد این گروه را هدف قرار داده است که بخشی از این افراد هدف گرفته شده «حلقه مهمی در پیوند حزب‌الله با محور ایران در منطقه بوده‌اند».
اسرائیل همچنان تاکید دارد مادامی که حزب‌الله به شمال رود لیطانی عقب‌نشینی نکند از همه ابزارها برای دفاع از خود در برابر آن استفاده خواهد کرد.
#سپاه_تروریستی_پاسداران #شبه_نظامیان_خامنه_ای

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5😁3👏2
امروز اولین سالگرد کشته شدن #پدرام_آذرنوش معترض ۱۸ ساله‌ای بود که شب ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ درجریان اعتراضات پس از مرگ مهسا امینی در شهرستان دهدشت از استان کهگیلویه و بویراحمد با اصابت چند گلوله جنگی نیروهای انتظامی حوالی فرمانداری شهرستان دهدشت به‌قتل رسید. در گواهی وفات پدرام علت مرگ او اصابت جسم پرتاب فلزی یا گلوله جنگی ذکر شده.
#علیه_فراموشی #خیزش_سراسری_مردم_ایران #مهسا_امینی #انقلاب_آزادی_ایران

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
9🔥2
مراسم سالگرد کشته شدن پدرام آذرنوش، از کشته‌شدگان خیزش سراسری در شامگاه جمعه ۳۱ شهریور، با حضور گروهی از مردم در روستای دره‌لبک دهدشت برگزار شد. در جریان برگزاری این مراسم، ماموران امنیتی به مردم حاضر در مراسم حمله و چند نفر از آن‌ها را بازداشت کردند. بر اساس گزارش‎‌های منتشرشده، کیومرث خرسندصفا و محمد معادی از جمله شهروندانی هستند که در این مراسم بازداشت شدند.

بر اساس ویدیوهای منتشرشده از این مراسم، شرکت‌کنندگان پیش از حمله ماموران امنیتی، تصنیف «از خون جوانان وطن» را بر مزار #پدرام_آذرنوش هم‌خوانی کردند.
تصاویری از حمله ماموران امنیتی و انتظامی به مردم حاضر در این مراسم نیز در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده است.

پدرام آذرنوش، جوان معترض ۱۸ ساله، ۳۱ شهریور ماه سال گذشته در جریان اعتراض‌های این شهر مقابل فرمانداری و با اصابت مستقیم گلوله ماموران حکومتی به قلبش کشته شد.

پیش از این نیز خانواده آذرنوش با فشارهای امنیتی روبرو شده بودند. آذر ماه سال گذشته و پس از کشته شدن پدرام آذرنوش، دو نوجوان به نام‌های رضا و شایان آذرنوش، پسرعموهای پدرام آذرنوش، به دست نیروهای امنیتی در شهر یاسوج بازداشت شده بودند و خانواده این افراد مدت‌ها از سرنوشتشان بی‌خبر بودند.

فشارهای امنیتی، ضرب و جرح، تهدید و بازداشت خانواده‌های دادخواه در طی روزهای گذشته و همزمان با سالگرد کشته‌شدگان خیزش سراسری افزایش یافته است. فاطمه حیدری، خواهر جواد حیدری، از کشته‌شدگان خیزش سراسری، از افزایش فشار بر برادر و پدرش، برای اخذ اعتراف اجباری خبر داد.

این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که روز پنجشنبه ماموران امنیتی و ضدشورش با تجمع مقابل خانه جواد حیدری اقدام به پرتاب سنگ، تیراندازی و پرتاب گاز اشک‌آور، به خانه او کردند. نیروهای امنیتی که قصد داشتند از برگزاری مراسم سالگرد کشته شدن این حامی خیزش سراسری جلوگیری کنند، پس از ضرب‌و‌شتم اعضای این خانواده، پدر و دو برادر جواد حیدری را بازداشت کردند.
#خیزش_سراسری_مردم_ایران #مهسا_امینی #انقلاب_آزادی_ایران


🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
8👍2🔥1🕊1