در پی خبرساز شدن قتلها، برخی منابع از صدور فتوا از سوی بعضی از روحانیان نزدیک به حکومت برای قتل دگراندیشان خبر دادند.
#سعید_امامی در بخشی از بازجوییهایش نوشته است:«فلاحيان با وجود آنکه خود حاکم شرع بود، اما معمولاً و در موارد حساس احکام حذف محاربان را شخصاً صادر نمیکرد. او اين احکام را از آيتالله خوشوقت ، آيتالله مصباح، آيتالله خزعلی، آيتالله جنتی و گاها نيز از حجتالاسلام محسنی اژهای دريافت میکرد و بدست ما میداد. ما فقط به آقايان اخبار و اطلاعات میرسانديم و بعد هم منتظر دستور میمانديم. مثلاً وقتی باخبر شديم که حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به ولايت امر اهانت میکند. آنرا ارجاع داديم و بلافاصله دستور آمد که همه رفت و آمدهای ايشان را زير نظر بگيريد و از مکالمات و ملاقاتهای ايشان نوار تهيه کنيد.
ما هم بمدت يکسال همين کار را کرديم. متأسفانه حاج احمد آقا به راه يک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد آقا را آقای فلاحيان به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به ترديد فرو رفتم. دو روز بعد همراه با آقای فلاحيان به ديدار آيتالله مصباح رفتيم، آقايان محسنی اژهای و بادامچيان هم آنجا بودند البته بعداً حاج آقا خوشبخت هم از بيت آمدند آنجا و نظر جمع بر اين بود که نبايد به کسانی که با ولی امر مسلمين خصومت میکنند، رحم کرد ... »
عزیزالله خوشوقت، پدر همسر مصطفی خامنه ای، یکی از فرزندان رهبر جمهوری اسلامی، برای افکار عمومی چهره ای شناخته شده نبود، اما پس از افشای #قتلهای_زنجیره_ای از سوی منابعی که به پروندههای اعترافات متهمان دسترسی داشتند فاش شد که یکی از فتوا دهندگان قتلهای زنجیرهای روشنفکران و منتقدان حکومت ایران در دهه ۱۳۷۰ بوده است.
دختر فروهرها،ناصر زرافشان و شیرین عبادی از جمله افرادی هستند که تائید کردهاند در میان اعترافات متهمان در دادگاه نام #آیت_الله_خوشوقت را دیدهاند.
#مهرداد_عالیخانی نیز در اعترافاتش آورده است:«نام افراد زمانی به دست من میرسید که دیگر تصمیم برای حذف تمام شده بود فقط مانده بود با چه تیمی و چه زمانی برویم و یا چگونه انجام بدهیم من اطلاعی درباره احکام شرعی آنها ندارم، فقط در مورد حاج احمد آقا بود که برادر سعید برای اطمینان و دلگرمی ما خبر دادند که حاج آقا خوشوقت هم تائید کردهاند»
اگر چه مطبوعات و بسیاری از پیگیران پرونده قتلهای زنجیرهای بسیار در مورد نقش خوشوقت گفتهاند اما حکومت و خود او و نزدیکانش در این مورد هرگز هیچ توضیحی ندادند.
آیت الله خوشوقت در اسفند ماه ۱۳۹۱ درگذشت.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#سعید_امامی در بخشی از بازجوییهایش نوشته است:«فلاحيان با وجود آنکه خود حاکم شرع بود، اما معمولاً و در موارد حساس احکام حذف محاربان را شخصاً صادر نمیکرد. او اين احکام را از آيتالله خوشوقت ، آيتالله مصباح، آيتالله خزعلی، آيتالله جنتی و گاها نيز از حجتالاسلام محسنی اژهای دريافت میکرد و بدست ما میداد. ما فقط به آقايان اخبار و اطلاعات میرسانديم و بعد هم منتظر دستور میمانديم. مثلاً وقتی باخبر شديم که حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به ولايت امر اهانت میکند. آنرا ارجاع داديم و بلافاصله دستور آمد که همه رفت و آمدهای ايشان را زير نظر بگيريد و از مکالمات و ملاقاتهای ايشان نوار تهيه کنيد.
ما هم بمدت يکسال همين کار را کرديم. متأسفانه حاج احمد آقا به راه يک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد آقا را آقای فلاحيان به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به ترديد فرو رفتم. دو روز بعد همراه با آقای فلاحيان به ديدار آيتالله مصباح رفتيم، آقايان محسنی اژهای و بادامچيان هم آنجا بودند البته بعداً حاج آقا خوشبخت هم از بيت آمدند آنجا و نظر جمع بر اين بود که نبايد به کسانی که با ولی امر مسلمين خصومت میکنند، رحم کرد ... »
عزیزالله خوشوقت، پدر همسر مصطفی خامنه ای، یکی از فرزندان رهبر جمهوری اسلامی، برای افکار عمومی چهره ای شناخته شده نبود، اما پس از افشای #قتلهای_زنجیره_ای از سوی منابعی که به پروندههای اعترافات متهمان دسترسی داشتند فاش شد که یکی از فتوا دهندگان قتلهای زنجیرهای روشنفکران و منتقدان حکومت ایران در دهه ۱۳۷۰ بوده است.
دختر فروهرها،ناصر زرافشان و شیرین عبادی از جمله افرادی هستند که تائید کردهاند در میان اعترافات متهمان در دادگاه نام #آیت_الله_خوشوقت را دیدهاند.
#مهرداد_عالیخانی نیز در اعترافاتش آورده است:«نام افراد زمانی به دست من میرسید که دیگر تصمیم برای حذف تمام شده بود فقط مانده بود با چه تیمی و چه زمانی برویم و یا چگونه انجام بدهیم من اطلاعی درباره احکام شرعی آنها ندارم، فقط در مورد حاج احمد آقا بود که برادر سعید برای اطمینان و دلگرمی ما خبر دادند که حاج آقا خوشوقت هم تائید کردهاند»
اگر چه مطبوعات و بسیاری از پیگیران پرونده قتلهای زنجیرهای بسیار در مورد نقش خوشوقت گفتهاند اما حکومت و خود او و نزدیکانش در این مورد هرگز هیچ توضیحی ندادند.
آیت الله خوشوقت در اسفند ماه ۱۳۹۱ درگذشت.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥5❤4🤬1
مصطفی کاظمی معاون امنیت وزارت اطلاعات در زمان وقوع قتلهای زنجیرهای است، با مرگ سعید امامی او متهم ردیف اول #قتلهای_زنجیره_ای شد.
در کنار #سعید_امامی و #مهرداد_عالیخانی که آنها نیز بر وجود «فتوای قتل» از چند مرجع تقلید تاکید کردهاند ، #مصطفی_کاظمی نیز در بازجویی ۱۳۷۹/۳/۱۰ نوشته است:«اساس فعالیت ما در وزارت ولایت محور بوده از ماموریتها تا حتی جایگاهها و انتصابات ، وقتی به ما ماموریتی میدادند نفس این ماموریت شرعی بود و لازمالاجرا اما بهر حال پیش میآمد که ما هم جلساتی میرفتیم نزد آیت الله خزعلی یا مصباح و در مواردی آیت الله جنتی که در مورد اجرای احکام حذفها شبهاتی را برایمان برطرف کنند.»
به غیر از عزیزالله خوشوقت،نام مصباح، جنتی و خزعلی نیز به عنوان مراجعی گفته شده که فتوای قتل دادهاند.
تقی گیوه چی مشهور به تقی مصباح یزدی از مراجع است که نامش به عنوان صاحبان فتوا در قتلهای پاییز ۷۷ و قتلهای دیگر همچون قتل سید احمد خمینی و قتل های محفلی کرمان به صراحت آمده است.
#مصباح_یزدی همچنین برای هاشم آقاجری نیز حکم ارتداد و قتل داده است ، نام او در قتل های دیگر نیز همچون قتل عام اراذل و اوباش که در دهه ۷۰ وزارت اطلاعات و یا انصار حزب الله انجام داده است آمده نیز است در بسیاری موارد همچون قتلهای محفلی کرمان دیوان عالی کشور نیز به این فتواها مهر تائید زده است .
مصباح یزدی ۱۲ دیماه ۱۳۹۹ درگذشت و در اقدامی ستایشی چندین مقام سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی بر پیکر او نماز خواندند ، امری کم سابقه در تاریخ شیعه سیدعلی خامنهای و محمد محمدی ریشهری در تهران، سید احمد علمالهدی در مشهد و حسین نوری همدانی در قم بر پیکر او نماز خواندند.
ابوالقاسم خزعلی نیز از دیگر مراجع صاحب فتوای #قتلهای_زنجیره_ای هست.
وی از تدوین کنندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی ، جزو هیئت بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی و عضو سابق شورای نگهبان برای ۲۰ سال، عضو مجلس خبرگان رهبری از ابتدا تا زمان درگذشت بود ، وی نیز در ۲۵ شهریور ۱۳۹۴ در گذشت.
#آیت_الله_خزعلی نیز هیچگاه در برابر اخباری که از او در مورد قتلهای زنجیرهای مطرح است توضیحی نداد، دو فرزند وی همچنین در دولتهای خامنهای، هاشمی و خاتمی در وزارت اطلاعات از مدیران ارشد این وزارتخانه بودند.
اکنون تنها مرجعی که صاحب فتوای دخیل در پرونده قتلهای زنجیرهای است و در قید حیات است احمد جنتی است.
#احمد_جنتی دبیر شورای نگهبان و عضو شورای نگهبان از ابتدای انقلاب تاکنون هست.
#قتلهای_زنجیره_ای_وزارت_اطلاعات
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
در کنار #سعید_امامی و #مهرداد_عالیخانی که آنها نیز بر وجود «فتوای قتل» از چند مرجع تقلید تاکید کردهاند ، #مصطفی_کاظمی نیز در بازجویی ۱۳۷۹/۳/۱۰ نوشته است:«اساس فعالیت ما در وزارت ولایت محور بوده از ماموریتها تا حتی جایگاهها و انتصابات ، وقتی به ما ماموریتی میدادند نفس این ماموریت شرعی بود و لازمالاجرا اما بهر حال پیش میآمد که ما هم جلساتی میرفتیم نزد آیت الله خزعلی یا مصباح و در مواردی آیت الله جنتی که در مورد اجرای احکام حذفها شبهاتی را برایمان برطرف کنند.»
به غیر از عزیزالله خوشوقت،نام مصباح، جنتی و خزعلی نیز به عنوان مراجعی گفته شده که فتوای قتل دادهاند.
تقی گیوه چی مشهور به تقی مصباح یزدی از مراجع است که نامش به عنوان صاحبان فتوا در قتلهای پاییز ۷۷ و قتلهای دیگر همچون قتل سید احمد خمینی و قتل های محفلی کرمان به صراحت آمده است.
#مصباح_یزدی همچنین برای هاشم آقاجری نیز حکم ارتداد و قتل داده است ، نام او در قتل های دیگر نیز همچون قتل عام اراذل و اوباش که در دهه ۷۰ وزارت اطلاعات و یا انصار حزب الله انجام داده است آمده نیز است در بسیاری موارد همچون قتلهای محفلی کرمان دیوان عالی کشور نیز به این فتواها مهر تائید زده است .
مصباح یزدی ۱۲ دیماه ۱۳۹۹ درگذشت و در اقدامی ستایشی چندین مقام سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی بر پیکر او نماز خواندند ، امری کم سابقه در تاریخ شیعه سیدعلی خامنهای و محمد محمدی ریشهری در تهران، سید احمد علمالهدی در مشهد و حسین نوری همدانی در قم بر پیکر او نماز خواندند.
ابوالقاسم خزعلی نیز از دیگر مراجع صاحب فتوای #قتلهای_زنجیره_ای هست.
وی از تدوین کنندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی ، جزو هیئت بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی و عضو سابق شورای نگهبان برای ۲۰ سال، عضو مجلس خبرگان رهبری از ابتدا تا زمان درگذشت بود ، وی نیز در ۲۵ شهریور ۱۳۹۴ در گذشت.
#آیت_الله_خزعلی نیز هیچگاه در برابر اخباری که از او در مورد قتلهای زنجیرهای مطرح است توضیحی نداد، دو فرزند وی همچنین در دولتهای خامنهای، هاشمی و خاتمی در وزارت اطلاعات از مدیران ارشد این وزارتخانه بودند.
اکنون تنها مرجعی که صاحب فتوای دخیل در پرونده قتلهای زنجیرهای است و در قید حیات است احمد جنتی است.
#احمد_جنتی دبیر شورای نگهبان و عضو شورای نگهبان از ابتدای انقلاب تاکنون هست.
#قتلهای_زنجیره_ای_وزارت_اطلاعات
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥5
مصطفی کاظمی با نامهای مستعار هاشمی یا موسوی، معاون امنیت وزارت اطلاعات در زمان سید محمد خاتمی است که در قتلهای پاییز ۷۷به عنوان متهم ردیف دوم و پس از مرگ سعید امامی به عنوان متهم ردیف اول به جرم آمریت در چهار قتل به چهار بار حبس ابد محکوم شد.
این حکم البته هرگز برای وی اجرا نشد.
مصطفی کاظمی در پروندههای دیگری نیز نامش مشهور شده بود، ابتدا در برخورد با بسیجیان و رزمندگان استان فارس در حالی که تصمیم به راه اندازی گروهی تندرو گرفته بودند، او چنان بر متهمان سخت گرفته بود که دو نفر آنها زیر شکنجه فوت کردند و هست نفر نیز در سلولهای انفرادی خودکشی کردند.
آدر ماجرای اتوبوس ارمنستان و تلاش برای قتل عام دسته جمعی نویسندگان هم #مصطفی_کاظمی فردی بود که پس از ناکامی نقشه قتل نویسندگان، آنها را به زندان آستارا برده بود، او در زندان آستارا و به منظور تهدید نویسندگان، از ماجرای قتل سعیدی سیرجانی پرده برداشتهاست.
علی اکبر ناطق نوری، در خاطرات خود درباره زمانی که در دفتر بازرسی رهبری فعالیت میکرده مینویسد: «روزی گروهی از جانبازان در شیراز، راهپیمایی و تظاهرات کردند. آقا فرمودند بازرسی کنید و مشخص کنید که حق با کیست؟ پس از بازرسیهایی که انجام شد، گزارش دادیم که اولا مدیر کل اطلاعات آقای موسوی که عامل فتنه است باید از استان برود و بر اثر همین گزارشها او را برداشتند، اما متاسفانه او را آوردند مرکز و ارتقای درجه دادند. در قتلهای زنجیرهای هم ایشان متهم ردیف اول بود.»
هفت سال پس از صدور حکم دادگاه #قتلهای_زنجیره_ای و چهار بار ابد برای مصطفی کاظمی ، امیر فرشاد ابراهیمی در گفتگو با صدای آمریکا فاش ساخت مصطفی کاظمی در دولت اول محمود احمدینژاد درخواست عفو نمود و در سال ۱۳۸۶ آزاد شد و هماکنون در دانشکده وزارت اطلاعات مشغول به تدریس است.
وزارت اطلاعات پیش تر یک دانشکده داشت که با نام دانشکده امام محمد باقر شناخته میشد، مدیریت این دانشکده از زمان تاسیس تا سال ۱۳۸۲ با حمید رضا تاجیک بودو از سال۱۳۸۲ تا ۱۳۸۹ نیز با رضا نامدار بود در این سال دانشکده امام محمد باقر تبدیل به دانشگاه اطلاعات و امنیت ملی، شد و مدیریت آن از آن زمان تا دست کم سال ۱۴۰۱ با مصطفی کاظمی بوده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
این حکم البته هرگز برای وی اجرا نشد.
مصطفی کاظمی در پروندههای دیگری نیز نامش مشهور شده بود، ابتدا در برخورد با بسیجیان و رزمندگان استان فارس در حالی که تصمیم به راه اندازی گروهی تندرو گرفته بودند، او چنان بر متهمان سخت گرفته بود که دو نفر آنها زیر شکنجه فوت کردند و هست نفر نیز در سلولهای انفرادی خودکشی کردند.
آدر ماجرای اتوبوس ارمنستان و تلاش برای قتل عام دسته جمعی نویسندگان هم #مصطفی_کاظمی فردی بود که پس از ناکامی نقشه قتل نویسندگان، آنها را به زندان آستارا برده بود، او در زندان آستارا و به منظور تهدید نویسندگان، از ماجرای قتل سعیدی سیرجانی پرده برداشتهاست.
علی اکبر ناطق نوری، در خاطرات خود درباره زمانی که در دفتر بازرسی رهبری فعالیت میکرده مینویسد: «روزی گروهی از جانبازان در شیراز، راهپیمایی و تظاهرات کردند. آقا فرمودند بازرسی کنید و مشخص کنید که حق با کیست؟ پس از بازرسیهایی که انجام شد، گزارش دادیم که اولا مدیر کل اطلاعات آقای موسوی که عامل فتنه است باید از استان برود و بر اثر همین گزارشها او را برداشتند، اما متاسفانه او را آوردند مرکز و ارتقای درجه دادند. در قتلهای زنجیرهای هم ایشان متهم ردیف اول بود.»
هفت سال پس از صدور حکم دادگاه #قتلهای_زنجیره_ای و چهار بار ابد برای مصطفی کاظمی ، امیر فرشاد ابراهیمی در گفتگو با صدای آمریکا فاش ساخت مصطفی کاظمی در دولت اول محمود احمدینژاد درخواست عفو نمود و در سال ۱۳۸۶ آزاد شد و هماکنون در دانشکده وزارت اطلاعات مشغول به تدریس است.
وزارت اطلاعات پیش تر یک دانشکده داشت که با نام دانشکده امام محمد باقر شناخته میشد، مدیریت این دانشکده از زمان تاسیس تا سال ۱۳۸۲ با حمید رضا تاجیک بودو از سال۱۳۸۲ تا ۱۳۸۹ نیز با رضا نامدار بود در این سال دانشکده امام محمد باقر تبدیل به دانشگاه اطلاعات و امنیت ملی، شد و مدیریت آن از آن زمان تا دست کم سال ۱۴۰۱ با مصطفی کاظمی بوده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥5❤1
مهرداد عالیخانی، متولد ۱۳۴۰، با نام مستعار صادق مهدوی در اداره «چپ نو» زیرمجموعه معاونت امنیت وزارت اطلاعات کار می کرد، او در زمان وقوع قتلها معاون عملیات وزارت اطلاعات بود،عالیخانی «از سن ۱۷-۱۸سالگی، در نهاد تازه تاسیس اطلاعات سپاه پاسداران فعالیت را آغاز کرده بود.
اوبه جناح راست منتسب است و به تعبیر دقیق راست افراطی یا آنهایی که این روزها پایداری و حجتیه ای خوانده می شوند.
او نزديکترين روابط را با سعيد امامي داشت، حتي در زماني که سعيد امامي در مقام مشاور وزير از مسئوليتهاي اجرايي معاونت امنيت برکنار بود.»
برخی اقوام عالیخانی در زمان شاه روابط نزدیکی با سرويسهاي اطلاعاتي بريتانيا و اسرائيل داشتند .
مهرداد عاليخاني با مسعود عاليخانی، عضو برجسته شبکه موساد در ايران، و رضا قطبی خویشاوندی نزدیک دارد.
مهرداد عالیخانی در اعترافات خود پیرامون قتل ها، آمریت قتل ها را نپذیرفته، آن را متوجه آیت الله دری نجف آبادی، وزیر وقت اطلاعات دانسته و گفته: «موقعیت شغلی من در حدی نبوده که بتوانم دستور قتل بدهم.» با این حال او پذیرفته که در پاسخ به سوال مصطفی کاظمی، قائم مقام امنیت وزارت اطلاعات، درباره اینکه چه کسی برای حذف شدن در اولویت باشد، گفته: «[داریوش] فروهر را در اولویت قرار دهید» و در روز عملیات از کاظمی دستور می گیرد: «فروهر بدون زنش فایده ندارد» و هر دو را با کارد بزنند.
عالیخانی در این اعترافات به مدیریت و مشارکت در عملیات قتل داریوش فروهر، پروانه اسکندری، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده اعتراف کرده و گفته برنامه قتل «شیرین عبادی» را هم داشته اند: «در نظر داریم با اسلحه او را بزنیم.»
مهرداد عالیخانی ۱۰آذر۷۷ توسط معاونت حفاظت وزارت اطلاعات بازداشت می شود و به یک خانه امن و چند روز بعد به زندان حشمتیه تهران منتقل می شود. او در این دوران، در جریان اشارات خامنه ای به فعالیت احتمالی سرویس های خارجی بوده: «دوشنبه ۲۳ آذرماه …خامنهای در این روز در دیدار عمومی به موضوع قتل ها اشاره کرد و دست خارجیان را متصور دانسته بود.»
در روند رسیدگی به پرونده، احتمالا برای تامین نظر رهبری، یک بار سناریوی ساختگی دخالت خارجی نوشته می شود و قرار بوده یکی از نزدیکان داریوش فروهر و دو افغان قربانی ماجرا شوند که به هر دلیل اجرایی نمی شود. اصرار رهبری بر اجرای سناریوی خارجی به ویژه با مرکزیت اسرائیل برای کش نیافتن ماجرا بوده است.
مهرداد عالیخانی به نقل از دری نجف آبادی می گوید: «آقا [خامنه ای] از آقای خاتمی خواسته سروته موضوع را هم بیاورند.»
تاکید روزنامه کیهان بر ارتباط عالیخانی با موساد و وابستگی خانوادگی هم تداوم چنین پروژهای بوده که اگرچه در اینجا به نتیجه نرسید ولی کارکرد خاص خودش را داشته است.
مرحله اول بازجویی از عوامل قتل های زنجیره ای که بخش هایی از فیلم آن منتشر شده، بازجویان خشن با اعمال شکنجه های قوی و طرح اتهامات عجیب اخلاقی دنبال این بودند که متهمان به روابط شان با سرویس های خارجی به ویژه اسرائیل اعتراف کنند. این بازجویان از سوی علی ربیعی، مشاور امنیتی محمد خاتمی، منصوب شده بودند. اندکی بعد مشخص شد سناریو جواب نمی دهد و پرونده منحرف شده است.
امیر فرشاد ابراهیمی در تلویزیون صدای آمریکا مهرماه ۹۳ تصاویری از مراسم ختم همسر حجت الاسلام علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه را نشان داد که مهرداد عالیخانی هم در جمع کسانی بود که در آن مراسم حضور داشته.
مشخص شد در دولت محمود احمدی نژاد برای او نیز همچون مصطفی کاظمی درخواست عفو شده است و با آن موافقت شده.
عالیخانی از نیمه دوم سال ۱۳۸۶ از زندان در حالی آزاد شد که دادگاه #قتلهای_زنجیره_ای مهرداد عالیخانی را به جرم آمریت و صدور دستور چهار فقره قتل به چهار بار حبس ابد محکوم کرده بود.
عالیخانی پس از آزادی در تاسیس سازمان اطلاعات سپاه و ریاست حسین طائب بر این سازمان نقش بسزایی داشت اما رسما در این سازمان عضویت نداشته فراموش نکنیم که عالیخانی از ابتدا هم نیروی سپاه پاسداران بود که به وزارت اطلاعات رفته بود او در سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۸ در دفتر خامنه ای بدون شغل سازمانی حضور داشت و هم اکنون بصورت غیر سازمانی جانشین احمد وحید دستجردی رییس اطلاعات دفتر رهبری است. (با وحید حقانیان اشتباه نشود)
به احتمال بسیار زیاد احمد وحید دستجردی در خلال سالهای ۱۴۰۱ یا ۱۴۰۲ از ریاست دفتر اطلاعات خامنه ای برکنار شده است، دستجردی هم اکنون رئیس هیئت مدیره گروه گسترش نفت و گاز پارسیان نیز هست و قطع به یقین مهرداد عالیخانی جانشین وی در دفتر خامنهای شده است.
پرستو فروهر، دختر فروهر، در جریان رسیدگی به پرونده، گفته است برگه های بازجویی مهرداد عالیخانی را ندیده و آنها نیز در جریان اعترافات احتمالی عالیخانی قرار نگرفته اند.
واضح است که نقش احتمالی عالیخانی در سایر قتل ها هرگز بررسی نشده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
اوبه جناح راست منتسب است و به تعبیر دقیق راست افراطی یا آنهایی که این روزها پایداری و حجتیه ای خوانده می شوند.
او نزديکترين روابط را با سعيد امامي داشت، حتي در زماني که سعيد امامي در مقام مشاور وزير از مسئوليتهاي اجرايي معاونت امنيت برکنار بود.»
برخی اقوام عالیخانی در زمان شاه روابط نزدیکی با سرويسهاي اطلاعاتي بريتانيا و اسرائيل داشتند .
مهرداد عاليخاني با مسعود عاليخانی، عضو برجسته شبکه موساد در ايران، و رضا قطبی خویشاوندی نزدیک دارد.
مهرداد عالیخانی در اعترافات خود پیرامون قتل ها، آمریت قتل ها را نپذیرفته، آن را متوجه آیت الله دری نجف آبادی، وزیر وقت اطلاعات دانسته و گفته: «موقعیت شغلی من در حدی نبوده که بتوانم دستور قتل بدهم.» با این حال او پذیرفته که در پاسخ به سوال مصطفی کاظمی، قائم مقام امنیت وزارت اطلاعات، درباره اینکه چه کسی برای حذف شدن در اولویت باشد، گفته: «[داریوش] فروهر را در اولویت قرار دهید» و در روز عملیات از کاظمی دستور می گیرد: «فروهر بدون زنش فایده ندارد» و هر دو را با کارد بزنند.
عالیخانی در این اعترافات به مدیریت و مشارکت در عملیات قتل داریوش فروهر، پروانه اسکندری، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده اعتراف کرده و گفته برنامه قتل «شیرین عبادی» را هم داشته اند: «در نظر داریم با اسلحه او را بزنیم.»
مهرداد عالیخانی ۱۰آذر۷۷ توسط معاونت حفاظت وزارت اطلاعات بازداشت می شود و به یک خانه امن و چند روز بعد به زندان حشمتیه تهران منتقل می شود. او در این دوران، در جریان اشارات خامنه ای به فعالیت احتمالی سرویس های خارجی بوده: «دوشنبه ۲۳ آذرماه …خامنهای در این روز در دیدار عمومی به موضوع قتل ها اشاره کرد و دست خارجیان را متصور دانسته بود.»
در روند رسیدگی به پرونده، احتمالا برای تامین نظر رهبری، یک بار سناریوی ساختگی دخالت خارجی نوشته می شود و قرار بوده یکی از نزدیکان داریوش فروهر و دو افغان قربانی ماجرا شوند که به هر دلیل اجرایی نمی شود. اصرار رهبری بر اجرای سناریوی خارجی به ویژه با مرکزیت اسرائیل برای کش نیافتن ماجرا بوده است.
مهرداد عالیخانی به نقل از دری نجف آبادی می گوید: «آقا [خامنه ای] از آقای خاتمی خواسته سروته موضوع را هم بیاورند.»
تاکید روزنامه کیهان بر ارتباط عالیخانی با موساد و وابستگی خانوادگی هم تداوم چنین پروژهای بوده که اگرچه در اینجا به نتیجه نرسید ولی کارکرد خاص خودش را داشته است.
مرحله اول بازجویی از عوامل قتل های زنجیره ای که بخش هایی از فیلم آن منتشر شده، بازجویان خشن با اعمال شکنجه های قوی و طرح اتهامات عجیب اخلاقی دنبال این بودند که متهمان به روابط شان با سرویس های خارجی به ویژه اسرائیل اعتراف کنند. این بازجویان از سوی علی ربیعی، مشاور امنیتی محمد خاتمی، منصوب شده بودند. اندکی بعد مشخص شد سناریو جواب نمی دهد و پرونده منحرف شده است.
امیر فرشاد ابراهیمی در تلویزیون صدای آمریکا مهرماه ۹۳ تصاویری از مراسم ختم همسر حجت الاسلام علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه را نشان داد که مهرداد عالیخانی هم در جمع کسانی بود که در آن مراسم حضور داشته.
مشخص شد در دولت محمود احمدی نژاد برای او نیز همچون مصطفی کاظمی درخواست عفو شده است و با آن موافقت شده.
عالیخانی از نیمه دوم سال ۱۳۸۶ از زندان در حالی آزاد شد که دادگاه #قتلهای_زنجیره_ای مهرداد عالیخانی را به جرم آمریت و صدور دستور چهار فقره قتل به چهار بار حبس ابد محکوم کرده بود.
عالیخانی پس از آزادی در تاسیس سازمان اطلاعات سپاه و ریاست حسین طائب بر این سازمان نقش بسزایی داشت اما رسما در این سازمان عضویت نداشته فراموش نکنیم که عالیخانی از ابتدا هم نیروی سپاه پاسداران بود که به وزارت اطلاعات رفته بود او در سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۸ در دفتر خامنه ای بدون شغل سازمانی حضور داشت و هم اکنون بصورت غیر سازمانی جانشین احمد وحید دستجردی رییس اطلاعات دفتر رهبری است. (با وحید حقانیان اشتباه نشود)
به احتمال بسیار زیاد احمد وحید دستجردی در خلال سالهای ۱۴۰۱ یا ۱۴۰۲ از ریاست دفتر اطلاعات خامنه ای برکنار شده است، دستجردی هم اکنون رئیس هیئت مدیره گروه گسترش نفت و گاز پارسیان نیز هست و قطع به یقین مهرداد عالیخانی جانشین وی در دفتر خامنهای شده است.
پرستو فروهر، دختر فروهر، در جریان رسیدگی به پرونده، گفته است برگه های بازجویی مهرداد عالیخانی را ندیده و آنها نیز در جریان اعترافات احتمالی عالیخانی قرار نگرفته اند.
واضح است که نقش احتمالی عالیخانی در سایر قتل ها هرگز بررسی نشده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤5🔥3👍1
علی رضا محسنی، از ماموران ارشد معاونت امنیت وزارت اطلاعات، و از دستیاران مصطفی کاظمی در زمان #قتلهای_زنجیره_ای بود.
او در تمامی چهار قتل به عنوان پشتیبان عمل نموده یا در بیرون از محل قتل نگهبانی می داده و یا در خودرویی در نزدیکی محل قتل با شنود بی سیم نیروی انتظامی مراقب بوده بصورت اتفاقی پلیس سر نرسد.
وی در اعترافات خود ۱۳۷۹/۴/۱۵ نوشته است :«کار حذف فیزیکی و دیگر کارها از قبیل دستگیری، انتقال متهم و مراقبت ثابت و غیره از سال ۱۳۷۰ در پرینت کاری از طرف وزارت برای ما مشخص شده بود و جزء وظایف قسمت ما بود.
و از خود وزیر گرفته تا پایین همه می دانند، که برای هر قسمت برنامهای تهیه و تنظیم میشود که باید بر اساس آن عمل کرد وگرنه به منزله سرپیچی از دستور به دادگاه تخلفات اداری معرفی می شویم. و اینکه این نوع کارها در وزارت زیاد انجام میشد در داخل یا چه در خارج و تنها در این مورد بود که به این صورت درآمد…»
علی رضا محسنی به جرم مباشرت در قتل پروانه اسکندری (فروهر) به یک فقره قصاص نفس پس از پرداخت نصف دیهٔ کامل به قاتل محکوم و در برابر دیگر اتهاماتش نیز به هشت سال زندان محکوم شد اما تنها یکسال در زندان بود و در عفو عمومی رهبری به زندانیان در بهمن ۱۳۸۰ آزاد شد.
علی رضا محسنی هم اکنون در دانشگاه علم و صنعت مدیر کل حراست است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او در تمامی چهار قتل به عنوان پشتیبان عمل نموده یا در بیرون از محل قتل نگهبانی می داده و یا در خودرویی در نزدیکی محل قتل با شنود بی سیم نیروی انتظامی مراقب بوده بصورت اتفاقی پلیس سر نرسد.
وی در اعترافات خود ۱۳۷۹/۴/۱۵ نوشته است :«کار حذف فیزیکی و دیگر کارها از قبیل دستگیری، انتقال متهم و مراقبت ثابت و غیره از سال ۱۳۷۰ در پرینت کاری از طرف وزارت برای ما مشخص شده بود و جزء وظایف قسمت ما بود.
و از خود وزیر گرفته تا پایین همه می دانند، که برای هر قسمت برنامهای تهیه و تنظیم میشود که باید بر اساس آن عمل کرد وگرنه به منزله سرپیچی از دستور به دادگاه تخلفات اداری معرفی می شویم. و اینکه این نوع کارها در وزارت زیاد انجام میشد در داخل یا چه در خارج و تنها در این مورد بود که به این صورت درآمد…»
علی رضا محسنی به جرم مباشرت در قتل پروانه اسکندری (فروهر) به یک فقره قصاص نفس پس از پرداخت نصف دیهٔ کامل به قاتل محکوم و در برابر دیگر اتهاماتش نیز به هشت سال زندان محکوم شد اما تنها یکسال در زندان بود و در عفو عمومی رهبری به زندانیان در بهمن ۱۳۸۰ آزاد شد.
علی رضا محسنی هم اکنون در دانشگاه علم و صنعت مدیر کل حراست است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥4❤1
عبدالله اسدی، مدیر کل حفاظت اطلاعات ستاد وزارتی وزارت اطلاعات، دراعترافات و بازجویی های خود پس از دستگیری مورخ ۱۳۷۷/۱۰/۱۳ میگوید: «اینجانب به مقتضیات شغلی که دارم و طبق روال گذشته که در پرینت کاری که در وزارت برایم در نظر گرفته شده موارد دستگیری، بازرسی و انتقال و ربایش و طراحی و هدایت عملیات، انجام حذف فیزیکی در برنامه کاری پیشبینی شده بود، لذا طبق روال گذشته فقط اجرای حکم داریوش فروهر و همسرش به ما محول شد و آنهم طبق دستور سلسله مراتب یعنی از سوی مسئول اداره و مدیرکل مربوط و ما هم از قدیم تا این حد را مجاز بودیم بدانیم به خاطر مسائل حفاظتی و امنیتی و طبق روال قبل که کار از سوی آنها ابلاغ میشد و سپس انجام میشد، این کار را هم به اتفاق برادران قبول کردیم.»
عبدالله اسدی که در زمان قتلها مدیر کل حفاظت ستاد وزارت اطلاعات بود به ۳۴ سال حبس محکوم شد که در دیوان عالی کشور به ۱۴ سال حبس تقلیل یافت اما با احتساب دوران بازداشت تنها چهار سال در زندان ماند و سال ۱۳۸۱ به مرخصی درمانی آمد و هرگز به زندان بازنگشت او هم اکنون مدیر حراست پتروشیمی امیر کبیر است.
#قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
عبدالله اسدی که در زمان قتلها مدیر کل حفاظت ستاد وزارت اطلاعات بود به ۳۴ سال حبس محکوم شد که در دیوان عالی کشور به ۱۴ سال حبس تقلیل یافت اما با احتساب دوران بازداشت تنها چهار سال در زندان ماند و سال ۱۳۸۱ به مرخصی درمانی آمد و هرگز به زندان بازنگشت او هم اکنون مدیر حراست پتروشیمی امیر کبیر است.
#قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥7❤1
باز پخش خبر خرداد ۱۴۰۰ در رابطه با اعترافات متهمان #قتلهای_زنجیره_ای :
رئیس پیشین کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، میگوید در جریان پرونده قتلهای زنجیرهای برخی را شکل قاچاقچی در آورده و مجبور به اعتراف کرده بودند به گزارش ایرنا، وی گفته است فیلم اعتراف این چند نفر هم موجود است.
تا کنون چند فیلم از اعترافهای اجباری درباره پرونده قتلهای زنجیرهای منتشر شده که مربوط به کارمندان وزارت اطلاعات و فهیمه دری نوگورانی، همسر سعید امامی، متهم ردیف اول این پرونده بوده است.
پرونده قتلهای زنجیرهای در پاییز سال ۱۳۷۷ پس از به قتل رسیدن چند چهره منتقد حکومت ایران گشوده شد.
وزارت اطلاعات ایران ۱۵ دیماه ۱۳۷۷ مسئولیت این قتلها را بر عهده گرفت و چند نفر از کارمندان این وزارتخانه به اتهام «عملیات خودسرانه» بازداشت شدند.
در جریان رسیدگی به این پرونده مشخص شد که بازجویان با شکنجه و فشار روانی شدید تلاش کرده بودند که افراد بازداشتشده را وادار به اعتراف کنند که با همکاری سیآیای و موساد این قتلها را انجام دادهاند و اهل اعمال خلاف شرع و عرف و به روایتی سکسهای ضربدری هستند.
آقای انصاریراد با اشاره به این سوابق گفته است همسر سعید امامی در مجلس ششم به نمایندگان گفته که «تحت شکنجههای شدید جنسی و جسمی» وادار به اعتراف شده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
رئیس پیشین کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، میگوید در جریان پرونده قتلهای زنجیرهای برخی را شکل قاچاقچی در آورده و مجبور به اعتراف کرده بودند به گزارش ایرنا، وی گفته است فیلم اعتراف این چند نفر هم موجود است.
تا کنون چند فیلم از اعترافهای اجباری درباره پرونده قتلهای زنجیرهای منتشر شده که مربوط به کارمندان وزارت اطلاعات و فهیمه دری نوگورانی، همسر سعید امامی، متهم ردیف اول این پرونده بوده است.
پرونده قتلهای زنجیرهای در پاییز سال ۱۳۷۷ پس از به قتل رسیدن چند چهره منتقد حکومت ایران گشوده شد.
وزارت اطلاعات ایران ۱۵ دیماه ۱۳۷۷ مسئولیت این قتلها را بر عهده گرفت و چند نفر از کارمندان این وزارتخانه به اتهام «عملیات خودسرانه» بازداشت شدند.
در جریان رسیدگی به این پرونده مشخص شد که بازجویان با شکنجه و فشار روانی شدید تلاش کرده بودند که افراد بازداشتشده را وادار به اعتراف کنند که با همکاری سیآیای و موساد این قتلها را انجام دادهاند و اهل اعمال خلاف شرع و عرف و به روایتی سکسهای ضربدری هستند.
آقای انصاریراد با اشاره به این سوابق گفته است همسر سعید امامی در مجلس ششم به نمایندگان گفته که «تحت شکنجههای شدید جنسی و جسمی» وادار به اعتراف شده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍11🔥3❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قسمت اول / چهرههای پرونده قتل های زنجیرهای این روزها چه میکنند؟
خانوادههای قربانیان #قتلهای_زنجیره_ای پاییز ۱۳۷۷ در ایران میگویند با گذشت ۲۶ سال رسیدگی قضایی به این قتلها یا انجام نشد یا به بیراهه کشیده شد و بستر فکری و سازمانی قتلها هم هرگز بررسی نشد، اما قاتلان ، آنها تنها چند سال و حتی بعضی از آنها چند ماه بیشتر در زندان نماندند، اغلبشان یا به وزارت اطلاعات بازگشتند و یا در نهادهای امنیتی دیگر همچون اطلاعات سپاه پاسداران مشغول شدند، اما دوچهره مهم قتلهای پائیز ۷۷ یعنی #مهرداد_عالیخانی و #مصطفی_کاظمی اکنون چه میکنند؟
#سربازان_بدنام_امام_زمان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
خانوادههای قربانیان #قتلهای_زنجیره_ای پاییز ۱۳۷۷ در ایران میگویند با گذشت ۲۶ سال رسیدگی قضایی به این قتلها یا انجام نشد یا به بیراهه کشیده شد و بستر فکری و سازمانی قتلها هم هرگز بررسی نشد، اما قاتلان ، آنها تنها چند سال و حتی بعضی از آنها چند ماه بیشتر در زندان نماندند، اغلبشان یا به وزارت اطلاعات بازگشتند و یا در نهادهای امنیتی دیگر همچون اطلاعات سپاه پاسداران مشغول شدند، اما دوچهره مهم قتلهای پائیز ۷۷ یعنی #مهرداد_عالیخانی و #مصطفی_کاظمی اکنون چه میکنند؟
#سربازان_بدنام_امام_زمان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬7❤1🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قسمت دوم / چهرههای پرونده قتل های زنجیرهای این روزها چه میکنند؟
خانوادههای قربانیان #قتلهای_زنجیره_ای پاییز ۱۳۷۷ در ایران میگویند با گذشت ۲۶ سال رسیدگی قضایی به این قتلها یا انجام نشد یا به بیراهه کشیده شد و بستر فکری و سازمانی قتلها هم هرگز بررسی نشد، اما قاتلان ، آنها تنها چند سال و حتی بعضی از آنها چند ماه بیشتر در زندان نماندند، اغلبشان یا به وزارت اطلاعات بازگشتند و یا در نهادهای امنیتی دیگر همچون اطلاعات سپاه پاسداران مشغول شدند، اما دوچهره مهم قتلهای پائیز ۷۷ یعنی #مهرداد_عالیخانی و #مصطفی_کاظمی اکنون چه میکنند؟
#سربازان_بدنام_امام_زمان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
خانوادههای قربانیان #قتلهای_زنجیره_ای پاییز ۱۳۷۷ در ایران میگویند با گذشت ۲۶ سال رسیدگی قضایی به این قتلها یا انجام نشد یا به بیراهه کشیده شد و بستر فکری و سازمانی قتلها هم هرگز بررسی نشد، اما قاتلان ، آنها تنها چند سال و حتی بعضی از آنها چند ماه بیشتر در زندان نماندند، اغلبشان یا به وزارت اطلاعات بازگشتند و یا در نهادهای امنیتی دیگر همچون اطلاعات سپاه پاسداران مشغول شدند، اما دوچهره مهم قتلهای پائیز ۷۷ یعنی #مهرداد_عالیخانی و #مصطفی_کاظمی اکنون چه میکنند؟
#سربازان_بدنام_امام_زمان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از قتل #کاووس_سیدامامی از جمله فعالان محیط زیست که در زندان کشته شد و آنرا خودکشی اعلام کردند تا قتل #سها_رضانژاد که در شمال کشور ناپدید شد و بعد از یک ماه جسد آن پیدا شد رابطه ای کاملا منطقی وجود دارد.
اینکه کاووس سید امامی که بود و چرا کشته شد را همه می دانیم اگر نمیدانیم هم کافی است بدانیم سها رضانژاد که بود و چرا #قتلهای_حکومتی گریبانگیر او شد ؟
سها به همراه دوستان خود تیرماه ۱۳۹۹ برای تفریح به منطقه #جهان_نما در ارتفاعات #کردکوی از توابع گرگان رفتند، آنها از #فعالان_محیط_زیست و مبلغان گردشگری و بومگردی از منابع طبیعی بودند.
سها قربانی یکی از دسیسه های ننگین سپاه شد : قضیه از آنجایی آب می خورد که #فعالان_محیط_زیست ، مخالف دست درازی سپاه و نهادهای امنیتی در منابع طبیعی هستند و از طرفی سپاه پاسداران نیز مشغول ساماندهی طرح های زیر زمینی موشکی ، انبارها ولانچرهای موشکی است.
به همین دلیل نهادهای نظامی و امنیتی برای جلوگیری از ورود افراد ، به مناطقی که در آن فعالیت میکنند متوسل به هر گزینهایی میشوند تا این مناطق را ناامن کرده و به ترس برای ورود افراد دامن بزنند .
#سپاه_تروریستی_پاسداران #قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
اینکه کاووس سید امامی که بود و چرا کشته شد را همه می دانیم اگر نمیدانیم هم کافی است بدانیم سها رضانژاد که بود و چرا #قتلهای_حکومتی گریبانگیر او شد ؟
سها به همراه دوستان خود تیرماه ۱۳۹۹ برای تفریح به منطقه #جهان_نما در ارتفاعات #کردکوی از توابع گرگان رفتند، آنها از #فعالان_محیط_زیست و مبلغان گردشگری و بومگردی از منابع طبیعی بودند.
سها قربانی یکی از دسیسه های ننگین سپاه شد : قضیه از آنجایی آب می خورد که #فعالان_محیط_زیست ، مخالف دست درازی سپاه و نهادهای امنیتی در منابع طبیعی هستند و از طرفی سپاه پاسداران نیز مشغول ساماندهی طرح های زیر زمینی موشکی ، انبارها ولانچرهای موشکی است.
به همین دلیل نهادهای نظامی و امنیتی برای جلوگیری از ورود افراد ، به مناطقی که در آن فعالیت میکنند متوسل به هر گزینهایی میشوند تا این مناطق را ناامن کرده و به ترس برای ورود افراد دامن بزنند .
#سپاه_تروریستی_پاسداران #قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬5🔥3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دانیال یزدانی، مدیر یک شرکت دانشبنیان، بود که نزدیک به چهارسال پیش مفقود شده و کماکان علیرغم اعتراف «افسر یکی از ارگانهای امنیتی نظامی» که او را به ویلای خود برده و «اتفاقی» با اسلحه سازمانیاش یزدانی را کشته پروندهاش بیسرانجام مانده است.
قاتل اعتراف کرده جسدش را تکه تکه کرده و هر تکهاش را در جایی از بیابانهای جاده قم انداخته که الان یادش نمیآید کجا بوده!
نه تنها در این سالها نام و مشخصات قاتل دانیال یزدانی هنوز اعلام نشده بلکه پرونده علیرغم اعتراف صریح قاتل همچنان در مرحله بازپرسی و تحقیق است و حتی به صدور حکم هم نرسیده است.
خبر مفقود شدن دانیال یزدانی، ۳۷ ساله، اولین بار در شبکههای اجتماعی از جمله توییتر توسط شماری از دوستان او از جمله چند نفر از فعالان اجتماعی و روزنامهنگاران منتشر شد.
روزنامه همشهری با ذکر اینکه تاریخ دقیق مفقود شدن او را ۱۹ آبان ۱۳۹۹ اعلام کرده آورد، پس از آنکه دانیال یزدانی به طرز مرموزی مفقود شد در اسفند ۹۹ دیگر مسلم شد که او کشته شده و هنوز مشخص نیست از آبان تا اسفند او کجا بوده است؟
همشهری نمینویسد که چگونه مشخص شده که او کشته شده؟ و در واقع این تاریخ تاریخ اولین اعتراف قاتل است.
اوآخرین بار به خانوادهاش گفته یکی از دوستانش او را برای دیداری دعوت کرده، خانواده دانیال یزدانی و ماموران آگاهی تهران به سراغ آن دوست رفتند و «منصور که افسر یکی از ارگانهای امنیتی نظامی است مدعی شد که اطلاعی از سرنوشت دانیال ندارد و به همراه دانیال به ویلایش در دماوند رفتند و شب را آنجا ماندهاند و روز بعد به تهران بازگشتند و او در خیابانی حوالی مرکز تهران از اتومبیلش پیاده شده و دیگر او را ندیده است»
بنابراین گزارش، این افسر متهم به قتل به دلیل آنچه «نبود مدارک» عنوان شد آزاد شد اما پس از اصرار خانواده دانیال مبنی براینکه او حقیقت را کتمان میکند و حتما از سرنوشت پسرشان خبر دارد، او به عنوان «مظنون» پرونده بار دیگر به اداره آگاهی احضار میشود و این بار ماموران متوجه حرفهای ضدو نقیض او میشوند.
در همان ماهها در سال ۱۳۹۹ گزارشهایی متعددی از مفقود شدن چند جوان در مناطق مختلف ایران منتشر شده بود که اگر چه بازتاب گستردهای داشت اما هیچ کدام به سرانجام مشخصی نرسیده است؛ #سها_رضانژاد ، #معین_شریفی، #محسن_محروقی و #دانیال_یزدانی از جمله این افراد هستند.
خانواده دانیال هنوز نمیدانند چرا دانیال کشته شده و چرا دادگاه تاکنون علیرغم اعتراف صریح قاتل حکمی صادر نکرده است؟
#قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
قاتل اعتراف کرده جسدش را تکه تکه کرده و هر تکهاش را در جایی از بیابانهای جاده قم انداخته که الان یادش نمیآید کجا بوده!
نه تنها در این سالها نام و مشخصات قاتل دانیال یزدانی هنوز اعلام نشده بلکه پرونده علیرغم اعتراف صریح قاتل همچنان در مرحله بازپرسی و تحقیق است و حتی به صدور حکم هم نرسیده است.
خبر مفقود شدن دانیال یزدانی، ۳۷ ساله، اولین بار در شبکههای اجتماعی از جمله توییتر توسط شماری از دوستان او از جمله چند نفر از فعالان اجتماعی و روزنامهنگاران منتشر شد.
روزنامه همشهری با ذکر اینکه تاریخ دقیق مفقود شدن او را ۱۹ آبان ۱۳۹۹ اعلام کرده آورد، پس از آنکه دانیال یزدانی به طرز مرموزی مفقود شد در اسفند ۹۹ دیگر مسلم شد که او کشته شده و هنوز مشخص نیست از آبان تا اسفند او کجا بوده است؟
همشهری نمینویسد که چگونه مشخص شده که او کشته شده؟ و در واقع این تاریخ تاریخ اولین اعتراف قاتل است.
اوآخرین بار به خانوادهاش گفته یکی از دوستانش او را برای دیداری دعوت کرده، خانواده دانیال یزدانی و ماموران آگاهی تهران به سراغ آن دوست رفتند و «منصور که افسر یکی از ارگانهای امنیتی نظامی است مدعی شد که اطلاعی از سرنوشت دانیال ندارد و به همراه دانیال به ویلایش در دماوند رفتند و شب را آنجا ماندهاند و روز بعد به تهران بازگشتند و او در خیابانی حوالی مرکز تهران از اتومبیلش پیاده شده و دیگر او را ندیده است»
بنابراین گزارش، این افسر متهم به قتل به دلیل آنچه «نبود مدارک» عنوان شد آزاد شد اما پس از اصرار خانواده دانیال مبنی براینکه او حقیقت را کتمان میکند و حتما از سرنوشت پسرشان خبر دارد، او به عنوان «مظنون» پرونده بار دیگر به اداره آگاهی احضار میشود و این بار ماموران متوجه حرفهای ضدو نقیض او میشوند.
در همان ماهها در سال ۱۳۹۹ گزارشهایی متعددی از مفقود شدن چند جوان در مناطق مختلف ایران منتشر شده بود که اگر چه بازتاب گستردهای داشت اما هیچ کدام به سرانجام مشخصی نرسیده است؛ #سها_رضانژاد ، #معین_شریفی، #محسن_محروقی و #دانیال_یزدانی از جمله این افراد هستند.
خانواده دانیال هنوز نمیدانند چرا دانیال کشته شده و چرا دادگاه تاکنون علیرغم اعتراف صریح قاتل حکمی صادر نکرده است؟
#قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬5❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چهارم مرداد ۱۳۹۹ جنازه آقای کسروی و دو همراهش در #شهر_ماهان پیدا شد.
#آرش_کسروی پس از درگذشت پدرش از کالیفرنیای آمریکا به ایران بازگشته بود و برای رسیدگی به کارهای انحصار وراثت، ساکن شهر پدری خود کرمان شد.
کسروی و دوستانش ۳۱ تیر ماه ناپدید شده بودند. بستگان او که پس از جستجوی خانه او نشانی از آنها پیدا نکردند، به #نیروی_انتظامی مراجعه کردند.
در اولین موضعگیری و احتمالا پایان عجولانه تحقیقات #دادستان_کرمان دلیل قتل آرش کسروی، #موبد_زرتشتی، به همراه دو دوستش را «انگیزه های» مالی ذکر کرده است.
خداداد سالاری گفت: «در خودروی یکی از مقتولین ۱۰ هزار دلار آمریکایی کشف شده که مشخص میشود انگیزه قتل اختلافات مالی بوده است».
دادستان کرمان چون در ماشین پول پیدا شده است ، ادعا می کند انگیزه قتل مالی بوده، او به این سئوال منطقی پاسخ نمیدهد که اگر انگیزه قتل مالی بوده است پس چرا قاتلان پول را با خود نبرده اند؟
مشخص است که #قوه_قضاییه و پلیس و جمهوری اسلامی در صدد ختم سریع پرونده هستند و چه بسا اگر حتی اگر دادستان پولی هم در ماشین پیدا نمی کرد باز می گفت انگیزه مالی بوده چون قاتلان پول را برده اند!
در واقع مشخص است نهادهای امنیتی در پشت این قتل هستند و شاید بسیاری فراموش نکرده باشند رئیس #پلیس_آگاهی_تهران در اولین اظهار نظر در #صداوسیما درباره قتل #داریوش_فروهر و همسرش #پروانه_اسکندری در منزلشان علت قتل را سرقت اعلام کرد ، چرا که مدعی بود خانه را قاتلان جستجو کردهاند و پلیس پس از کشف اجساد در خانه اشیا قیمتی و پول ندیده که قطعا دزدان قاتل با خود بردهاند!
#آرش_کسروی ۵۳ سال داشت و به همراه دوتن دیگر از بستگانش به قتل رسید، پلیس بعدها اعلام کرد سارقان را شناسایی و بازداشت کرده است و به قتل خود اعتراف کردهاند، با گذشت نزدیک به چهار سال از این خبر هرگز خبری از دادگاه و یا مجازات قاتلان منتشر نشده.
#قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#آرش_کسروی پس از درگذشت پدرش از کالیفرنیای آمریکا به ایران بازگشته بود و برای رسیدگی به کارهای انحصار وراثت، ساکن شهر پدری خود کرمان شد.
کسروی و دوستانش ۳۱ تیر ماه ناپدید شده بودند. بستگان او که پس از جستجوی خانه او نشانی از آنها پیدا نکردند، به #نیروی_انتظامی مراجعه کردند.
در اولین موضعگیری و احتمالا پایان عجولانه تحقیقات #دادستان_کرمان دلیل قتل آرش کسروی، #موبد_زرتشتی، به همراه دو دوستش را «انگیزه های» مالی ذکر کرده است.
خداداد سالاری گفت: «در خودروی یکی از مقتولین ۱۰ هزار دلار آمریکایی کشف شده که مشخص میشود انگیزه قتل اختلافات مالی بوده است».
دادستان کرمان چون در ماشین پول پیدا شده است ، ادعا می کند انگیزه قتل مالی بوده، او به این سئوال منطقی پاسخ نمیدهد که اگر انگیزه قتل مالی بوده است پس چرا قاتلان پول را با خود نبرده اند؟
مشخص است که #قوه_قضاییه و پلیس و جمهوری اسلامی در صدد ختم سریع پرونده هستند و چه بسا اگر حتی اگر دادستان پولی هم در ماشین پیدا نمی کرد باز می گفت انگیزه مالی بوده چون قاتلان پول را برده اند!
در واقع مشخص است نهادهای امنیتی در پشت این قتل هستند و شاید بسیاری فراموش نکرده باشند رئیس #پلیس_آگاهی_تهران در اولین اظهار نظر در #صداوسیما درباره قتل #داریوش_فروهر و همسرش #پروانه_اسکندری در منزلشان علت قتل را سرقت اعلام کرد ، چرا که مدعی بود خانه را قاتلان جستجو کردهاند و پلیس پس از کشف اجساد در خانه اشیا قیمتی و پول ندیده که قطعا دزدان قاتل با خود بردهاند!
#آرش_کسروی ۵۳ سال داشت و به همراه دوتن دیگر از بستگانش به قتل رسید، پلیس بعدها اعلام کرد سارقان را شناسایی و بازداشت کرده است و به قتل خود اعتراف کردهاند، با گذشت نزدیک به چهار سال از این خبر هرگز خبری از دادگاه و یا مجازات قاتلان منتشر نشده.
#قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤3🔥3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هنگامی که محمدتقی مصباح یزدی پدر معنوی و یکی از پایههای تعلیم و تربیت دستکم دو نسل جمهوری اسلامی در ۸۵ سالگی درگذشت، بسیاری اعتقاد داشتند، مرگ او پایان تندرویهای فقهی جمهوری اسلامی است، اما مرگ او مرگ خشونت نبود.
او در زمان حیات آیت الله خمینی اقبال چندانی برای حضور در جمهوری اسلامی نداشت؛ در سال ۵۷ در روز تولد امام دوازدهم شیعیان در حالی که خمینی عزای عمومی اعلام کرده سراسر خیابان محل نشریه خود را چراغانی کرده بود و با همان ریسه های رنگی از حلقه مبارزان انقلاب اسلامی دور شد.
مرگ خمینی و رهبری خامنهای تولد دوباره مصباح بود و او تبدیل شد به تيوریسین خامنه ای و یا بهتر بگوئیم تئوریسین خشونت.
بسیاری او را با فتوای مباح بودن شکنجه که او نام تعزیر برایش گذاشته و حتی صیغه کردن زندانیان و تجاوز به آنان ، مصباح را می شناسند.
برخی دیگر او را یکی ازفتوا دهندگان #قتلهای_زنجیره_ای می شناسند .
حکومت البته همه این موارد را رد می کند و شایعه می خواند.
اما در برابر یک فتوای او سکوت می کند ، حتی نمی تواند آن را شایعه بخواند .
فتوایی که به ماجرای #قتلهای_محفلی_کرمان مشهور شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او در زمان حیات آیت الله خمینی اقبال چندانی برای حضور در جمهوری اسلامی نداشت؛ در سال ۵۷ در روز تولد امام دوازدهم شیعیان در حالی که خمینی عزای عمومی اعلام کرده سراسر خیابان محل نشریه خود را چراغانی کرده بود و با همان ریسه های رنگی از حلقه مبارزان انقلاب اسلامی دور شد.
مرگ خمینی و رهبری خامنهای تولد دوباره مصباح بود و او تبدیل شد به تيوریسین خامنه ای و یا بهتر بگوئیم تئوریسین خشونت.
بسیاری او را با فتوای مباح بودن شکنجه که او نام تعزیر برایش گذاشته و حتی صیغه کردن زندانیان و تجاوز به آنان ، مصباح را می شناسند.
برخی دیگر او را یکی ازفتوا دهندگان #قتلهای_زنجیره_ای می شناسند .
حکومت البته همه این موارد را رد می کند و شایعه می خواند.
اما در برابر یک فتوای او سکوت می کند ، حتی نمی تواند آن را شایعه بخواند .
فتوایی که به ماجرای #قتلهای_محفلی_کرمان مشهور شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥4❤1
۸ آذر ۱۳۷۷، محمدجعفر پوینده، نویسنده، مترجم و از اعضای فعال کانون نویسندگان ایران از خانه خود خارج شد و ۱۰ روز بعد پیکرش در روستای بادامک شهریار پیدا شد.
این جنایت یکی از سلسله قتلهای زنجیرهای حکومتی بود.
بسیاری از آثار مکتب تفکر انتقادی فرانکفورت را محمدجعفر پوینده برای اولین بار ترجمه و در دسترس فارسی زبانان قرار داده بود.
در جایی او مینویسد: «انسان یگانه، انسان فاعل و پویا است. نقطه مقابل او انسان سازش یافته و منفعل است. در واقع سازگاری جلوه ضعیف شده دفاع از خود است. سازش پذیری ویژگی قلمرو رفتار حیوان است. که پیدایش آن در انسان نشانه بیماری ناانسان شدن اوست. انسان در سراسر تاریخ برای چیرگی بر عواملی که او را همساز یا سازگار کند، به رغم تهدیدهای همیشگی نیروهای سرکوب و ستم، برای دست یافتن به انسانیت کامل خود همواره در مبارزه بوده است.»
#محمد_جعفر_پوینده نویسنده، مترجم، جامعهشناس ایرانی متولد ۱۷ خرداد ۱۳۳۳است که در جریان ترورهای #قتلهای_زنجیره_ای به دست ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به قتل رسید.
پوینده از فعالترین اعضای کانون نویسندگان ایران بود.
او مدافع پرکار دمکراسی، حقوق بشر و آزادی نامحدود اندیشه و بیان بود.
محمد جعفر پوینده از خانوادهای فقیر بود، در شش سالگی بهدبستان رفت و از ده سالگی مشغول بهکار شد.
فعالیت سیاسی را از دوران دانشجویی در تهران آغاز کرد و سال ۱۳۵۳ برای ادامه تحصیل در دانشگاه سوربن بهفرانسه رفت.
در سال ۱۳۵۶ مدرک فوق لیسانس جامعهشناسی را از این دانشگاه دریافت کرد و در شهریور ۱۳۵۷ در بحبوحه انقلاب بهکشور بازگشت.
او پس از انقلاب، وقت خود را وقف ترجمه آثار مختلف فلسفی و ادبی کرد که بسیاری از آنها منتشر نشدند.
در اعترافات ماموران وزارت اطلاعات آمده است که چگونه علی روشن ، صادق ( #مهرداد_عالیخانی ) و رضا (محسن تهرانی) طنابی به گردن وی بستهاند و آنقدر کشیدند تا جان بدهد…
قاتلان از جمله علی روشنی شخصی که طناب را به گردن او انداخته و خفهاش کرده بود به حبس ابد محکوم شد، اما هیچگاه برای سپردن دوره محکومیت به زندان فرستاده نشد.شمار دیگری از عاملان و آمران این قتلها نیز به حبس محکوم شده اما مجازات نشدند.
مزار محمدجعفر پوینده در امامزاده طاهر کرج در کنار مزار محمد مختاری دیگر قربانی این قتلها است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
این جنایت یکی از سلسله قتلهای زنجیرهای حکومتی بود.
بسیاری از آثار مکتب تفکر انتقادی فرانکفورت را محمدجعفر پوینده برای اولین بار ترجمه و در دسترس فارسی زبانان قرار داده بود.
در جایی او مینویسد: «انسان یگانه، انسان فاعل و پویا است. نقطه مقابل او انسان سازش یافته و منفعل است. در واقع سازگاری جلوه ضعیف شده دفاع از خود است. سازش پذیری ویژگی قلمرو رفتار حیوان است. که پیدایش آن در انسان نشانه بیماری ناانسان شدن اوست. انسان در سراسر تاریخ برای چیرگی بر عواملی که او را همساز یا سازگار کند، به رغم تهدیدهای همیشگی نیروهای سرکوب و ستم، برای دست یافتن به انسانیت کامل خود همواره در مبارزه بوده است.»
#محمد_جعفر_پوینده نویسنده، مترجم، جامعهشناس ایرانی متولد ۱۷ خرداد ۱۳۳۳است که در جریان ترورهای #قتلهای_زنجیره_ای به دست ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به قتل رسید.
پوینده از فعالترین اعضای کانون نویسندگان ایران بود.
او مدافع پرکار دمکراسی، حقوق بشر و آزادی نامحدود اندیشه و بیان بود.
محمد جعفر پوینده از خانوادهای فقیر بود، در شش سالگی بهدبستان رفت و از ده سالگی مشغول بهکار شد.
فعالیت سیاسی را از دوران دانشجویی در تهران آغاز کرد و سال ۱۳۵۳ برای ادامه تحصیل در دانشگاه سوربن بهفرانسه رفت.
در سال ۱۳۵۶ مدرک فوق لیسانس جامعهشناسی را از این دانشگاه دریافت کرد و در شهریور ۱۳۵۷ در بحبوحه انقلاب بهکشور بازگشت.
او پس از انقلاب، وقت خود را وقف ترجمه آثار مختلف فلسفی و ادبی کرد که بسیاری از آنها منتشر نشدند.
در اعترافات ماموران وزارت اطلاعات آمده است که چگونه علی روشن ، صادق ( #مهرداد_عالیخانی ) و رضا (محسن تهرانی) طنابی به گردن وی بستهاند و آنقدر کشیدند تا جان بدهد…
قاتلان از جمله علی روشنی شخصی که طناب را به گردن او انداخته و خفهاش کرده بود به حبس ابد محکوم شد، اما هیچگاه برای سپردن دوره محکومیت به زندان فرستاده نشد.شمار دیگری از عاملان و آمران این قتلها نیز به حبس محکوم شده اما مجازات نشدند.
مزار محمدجعفر پوینده در امامزاده طاهر کرج در کنار مزار محمد مختاری دیگر قربانی این قتلها است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🕊13❤5🤬2👍1🔥1
مصطفی پور محمدی:
زادهٔ ۱ دی ۱۳۳۸ قم است، هماکنون دبیرکل جامعه روحانیت مبارز است و مدرس دانشگاه امام صادق، همچنین از سال ۱۳۷۵ ریاست هیئت امنای مرکز اسناد انقلاب اسلامی وابسته به وزارت اطلاعات را نیز برعهده دارد.
#مصطفی_پورمحمدی پورمحمدی فعالیت خود را از سال ۱۳۵۸ بهعنوان دادستان انقلاب اسلامی آغاز کرد و تا سال ۱۳۶۵ بهعنوان دادستان خوزستان، هرمزگان، کرمانشاه و خراسان فعالیت نمود.
وی از ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۶ رئیس اداره اطلاعات خارجی وزارت اطلاعات و از ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۸ قائممقام وزیر اطلاعات بود.
او در دولت احمدی نژاد از ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۷ بهعنوان وزیر کشور فعالیت میکرد، در فاصله سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲ ریاست سازمان بازرسی کل کشور را برعهده داشت و در دولت یازدهم از ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶ وزیر دادگستری بود…
در همان تابستان سالِ۸۴ که قرار بود پور محمدی، حکم وزارت بگیرد و به کابینه احمدی نژاد برود برای اولین بار زمزمهها و حرفهای زیر لبی سر از مطبوعات و رسانهها درآورد، حرف و حدیثهایی از #قتلهای_زنجیره_ای .
گفتنِ از راز مگویِ نظام در مجلس هفتم که چپ و راستش را اصولگرایان پُر کرده بودند، نشان می داد که این روحانی که چشمانش کمتر پلک میزند و صدایش برای آنها که در جلساتِ بازجویی شنیده اند هراس آور است، تنها میان اصلاح طلبان، به قتل، شُهره نیست و اصولگرایان از وزارتش بر کشور می ترسند.
پورمحمدی البته خونسردتر از آن بود که با اتهامی دست و پاگم کند. پشتِ تریبون رفت و نشان داد که می توان شعر حافظ را طوری خواند که تهدیدی باشد و زهر چشمی گیرد. آرام و شمرده شروع کرد:
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود / کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز / نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
زادهٔ ۱ دی ۱۳۳۸ قم است، هماکنون دبیرکل جامعه روحانیت مبارز است و مدرس دانشگاه امام صادق، همچنین از سال ۱۳۷۵ ریاست هیئت امنای مرکز اسناد انقلاب اسلامی وابسته به وزارت اطلاعات را نیز برعهده دارد.
#مصطفی_پورمحمدی پورمحمدی فعالیت خود را از سال ۱۳۵۸ بهعنوان دادستان انقلاب اسلامی آغاز کرد و تا سال ۱۳۶۵ بهعنوان دادستان خوزستان، هرمزگان، کرمانشاه و خراسان فعالیت نمود.
وی از ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۶ رئیس اداره اطلاعات خارجی وزارت اطلاعات و از ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۸ قائممقام وزیر اطلاعات بود.
او در دولت احمدی نژاد از ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۷ بهعنوان وزیر کشور فعالیت میکرد، در فاصله سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲ ریاست سازمان بازرسی کل کشور را برعهده داشت و در دولت یازدهم از ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶ وزیر دادگستری بود…
در همان تابستان سالِ۸۴ که قرار بود پور محمدی، حکم وزارت بگیرد و به کابینه احمدی نژاد برود برای اولین بار زمزمهها و حرفهای زیر لبی سر از مطبوعات و رسانهها درآورد، حرف و حدیثهایی از #قتلهای_زنجیره_ای .
گفتنِ از راز مگویِ نظام در مجلس هفتم که چپ و راستش را اصولگرایان پُر کرده بودند، نشان می داد که این روحانی که چشمانش کمتر پلک میزند و صدایش برای آنها که در جلساتِ بازجویی شنیده اند هراس آور است، تنها میان اصلاح طلبان، به قتل، شُهره نیست و اصولگرایان از وزارتش بر کشور می ترسند.
پورمحمدی البته خونسردتر از آن بود که با اتهامی دست و پاگم کند. پشتِ تریبون رفت و نشان داد که می توان شعر حافظ را طوری خواند که تهدیدی باشد و زهر چشمی گیرد. آرام و شمرده شروع کرد:
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود / کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز / نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥5🤬1
۲- پورمحمدی وزیر میشود:
این وزارت، هر چند ساختمانی عریض و طویل در خیابان فاطمی به او می داد اما وسعتش کمتر از اتاق کار وزارت اطلاعات بود؛ جایی که عملیاتهای برون مرزی سربازان گمنام امام زمان را رصد می کرد.
پورمحمدی تا رسیدن به معاونتِ #علی_فلاحیان وزیر اطلاعاتِ دولت سازندگی، باید کارها می کرد کارستان.
انقلاب اسلامی سال ۵۷ ثابت کرد که می توان جوانان ۲۰ ساله را یک شبه بر مسند قضاوت نشاند اگر که عبایی داشته باشد و عمامهای.
#مصطفی_پورمحمدی جوان، با قضاوت به انقلاب پیوست و از هرمزگان و یزد و خوزستان آغاز کرد.
احکامِ دادستانی انقلاب، در سالهایی که همهی قوانین رژیم پیشین دگرگون شده و جای جُنحه و جنایت را قصاص و تعزیرات گرفته بود، بیشتر به سبکِ قضاوت و انقلابیگری قاضی چرخ می خورد و طلبه جوانی که چند سالی بیشتر در قم درس نخوانده و بحث نکرده بود، گویا چنان احکامِ چشمگیری صادر میکرد که به سرعت ارتقا درجه می گرفت و به ارکان نظام راه مییافت.
سال ۶۵ یعنی کمتر از دوسال از تاسیس وزارت اطلاعات ، به وزارت اطلاعات رفت و سیر ترقی همچنان ادامه داشت تا اینکه در تابستانِ سالِ ۶۷ در هیاتی سه نفره منصوب شد و به کار تصفیهی زندانهای جمهوری اسلامی از مجاهدین و مارکسیست ها رسید.
اگر خاطرات آیت الله منتظری و افشاگریاش درباره #قتل_عام_زندانیان_سیاسی در سال ۶۷ نبود، شاید هیچ گاه نامی از قاضی نیری ، رئیسی و اشراقی و مصطفی پور محمدی، نمی شنیدیم.
طلبهی جوان با سه داورِ دیگر، حکم زندگی و مرگ را در کوتاهترین لحظه صادرمی کردند و از امضا تا اعدام راهی نبود.
از آن تاریخ است که هر جا نامی از پورمحمدی میآمد، در گوشه و کنار جسدی هم کشف میشد، حالا یا خفه شده یا تکه تکه شده و یا تیر باران گشته.
سالهای پس از جنگ، پورمحمدی همچنان در جنگ بود، عملیات برون مرزی وزارت اطلاعات که مخالفین نظام را در اقصی نقاط هدف قرار می داد،قتل فجیع شاپور بختیار از یادگاری های این دورهی کاری اوست.
#مجمع_الجزایر_جمهوری_اسلامی #قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
این وزارت، هر چند ساختمانی عریض و طویل در خیابان فاطمی به او می داد اما وسعتش کمتر از اتاق کار وزارت اطلاعات بود؛ جایی که عملیاتهای برون مرزی سربازان گمنام امام زمان را رصد می کرد.
پورمحمدی تا رسیدن به معاونتِ #علی_فلاحیان وزیر اطلاعاتِ دولت سازندگی، باید کارها می کرد کارستان.
انقلاب اسلامی سال ۵۷ ثابت کرد که می توان جوانان ۲۰ ساله را یک شبه بر مسند قضاوت نشاند اگر که عبایی داشته باشد و عمامهای.
#مصطفی_پورمحمدی جوان، با قضاوت به انقلاب پیوست و از هرمزگان و یزد و خوزستان آغاز کرد.
احکامِ دادستانی انقلاب، در سالهایی که همهی قوانین رژیم پیشین دگرگون شده و جای جُنحه و جنایت را قصاص و تعزیرات گرفته بود، بیشتر به سبکِ قضاوت و انقلابیگری قاضی چرخ می خورد و طلبه جوانی که چند سالی بیشتر در قم درس نخوانده و بحث نکرده بود، گویا چنان احکامِ چشمگیری صادر میکرد که به سرعت ارتقا درجه می گرفت و به ارکان نظام راه مییافت.
سال ۶۵ یعنی کمتر از دوسال از تاسیس وزارت اطلاعات ، به وزارت اطلاعات رفت و سیر ترقی همچنان ادامه داشت تا اینکه در تابستانِ سالِ ۶۷ در هیاتی سه نفره منصوب شد و به کار تصفیهی زندانهای جمهوری اسلامی از مجاهدین و مارکسیست ها رسید.
اگر خاطرات آیت الله منتظری و افشاگریاش درباره #قتل_عام_زندانیان_سیاسی در سال ۶۷ نبود، شاید هیچ گاه نامی از قاضی نیری ، رئیسی و اشراقی و مصطفی پور محمدی، نمی شنیدیم.
طلبهی جوان با سه داورِ دیگر، حکم زندگی و مرگ را در کوتاهترین لحظه صادرمی کردند و از امضا تا اعدام راهی نبود.
از آن تاریخ است که هر جا نامی از پورمحمدی میآمد، در گوشه و کنار جسدی هم کشف میشد، حالا یا خفه شده یا تکه تکه شده و یا تیر باران گشته.
سالهای پس از جنگ، پورمحمدی همچنان در جنگ بود، عملیات برون مرزی وزارت اطلاعات که مخالفین نظام را در اقصی نقاط هدف قرار می داد،قتل فجیع شاپور بختیار از یادگاری های این دورهی کاری اوست.
#مجمع_الجزایر_جمهوری_اسلامی #قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥7❤2🤬1
۳-دیگر بخش های وزارت اطلاعات و آنجا که به امنیت داخلی و #سعید_امامی مربوط بود هم دست کمی از بخش بین المللی نداشت و حتی با ظهور دولت اصلاحات که پشتوانه بیست میلیونی رای مردم داشت، دست از تکاپو بر نداشت و حاصلش #قتلهای_زنجیره_ای بود که دامنِ همه معاونتهای وزارت را گرفت.
#مصطفی_پورمحمدی گفته است که حوزه کاریاش جای دیگر بوده و از قتلهای پائیز۷۷ هیچ نمیداند، اما معلوم نیست که چرا علی یونسی شرط کرده بود، وزارت اطلاعات را در صورتی تحویل میگیرد که پورمحمدی رفته باشد.
از این شرط معلوم است میان بخش خارجی و داخلی پل ارتباطی بوده. هرچه بود، پور محمدی و #فرهاد_رهبر که معاون اقتصادی وزارت اطلاعات بود، اخراج شدند و به دیگر ارکان نظام رفتند.
پورمحمدی راه بیت رهبری گرفت و در #دانشگاه_امام_صادق هم درس سیاست را آغاز کردکه تا امروز ادامه دارد.
« #محمود_احمدی_نژاد شوخی و جدیاش مشخص نیست، پاسخگو نیست، جا خالی می دهد و فرافکنی میکند، مدیریتش حال گیری است و پذیرفتهایم ایشان را تا پایان دورهی قانونی تحمل کنم»
اینها وصفیات وزیر کشور بود از رئیسش، یکشنبه در روزنامه چاپ شد و سه شنبه برکنار شد!
پور محمدی گفته بود موظف به تحمل است اما احمدی نژاد حاضر نشد تا پایان اولین دوره ریاست جمهوریاش پور محمدی را تحمل کند. در یک صبح بهاری، یعنی دقیقا ۱۴ خرداد سال ۸۷ رک و پوست کنده «اس ام اس داد : شما دیگر وزیر نیستید»
روحانی خبره اطلاعاتی میگوید چندان کینه ای نیست، ولی در ضربه زدن به دولت احمدی نژاد و خودش از همان روز تا بحال تا آنجا که توانسته کوشیده است.
از بد اقبالی نظرِ خامنهای این بوده که همه ی دوستان و دشمنان، دست نگاه دارند تا این یکساله هم به سلامت تمام شود و احمدی نژاد برود وگرنه مشخص نبود که پورمحمدی چهها میکرد.
او اما بیکار نماند، کمی بعدتر به ساختمان قدر قدرت #سازمان_بازرسی_کل_کشور رفت و هر صبح برگی بر پرونده اختلاس و تخلفِ محمد رضا رحیمی، معاون رئیس جمهور اضافه میکرد و بنا بر آنچه خامنهای خواسته بود بایگانی میکرد.
اما آن سوی میدان،اسفندیار رحیم مشایی از این محذوریتها نداشت ، پرونده وزارت سه ساله پور محمدی را تکمیل کرد و اتفاقا خود رحیمی را مسئول فاش کردن اختلاسی ۲۱ میلیاردی کرد،البته بی نام و نشان.
ادامه دارد…
#قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#مصطفی_پورمحمدی گفته است که حوزه کاریاش جای دیگر بوده و از قتلهای پائیز۷۷ هیچ نمیداند، اما معلوم نیست که چرا علی یونسی شرط کرده بود، وزارت اطلاعات را در صورتی تحویل میگیرد که پورمحمدی رفته باشد.
از این شرط معلوم است میان بخش خارجی و داخلی پل ارتباطی بوده. هرچه بود، پور محمدی و #فرهاد_رهبر که معاون اقتصادی وزارت اطلاعات بود، اخراج شدند و به دیگر ارکان نظام رفتند.
پورمحمدی راه بیت رهبری گرفت و در #دانشگاه_امام_صادق هم درس سیاست را آغاز کردکه تا امروز ادامه دارد.
« #محمود_احمدی_نژاد شوخی و جدیاش مشخص نیست، پاسخگو نیست، جا خالی می دهد و فرافکنی میکند، مدیریتش حال گیری است و پذیرفتهایم ایشان را تا پایان دورهی قانونی تحمل کنم»
اینها وصفیات وزیر کشور بود از رئیسش، یکشنبه در روزنامه چاپ شد و سه شنبه برکنار شد!
پور محمدی گفته بود موظف به تحمل است اما احمدی نژاد حاضر نشد تا پایان اولین دوره ریاست جمهوریاش پور محمدی را تحمل کند. در یک صبح بهاری، یعنی دقیقا ۱۴ خرداد سال ۸۷ رک و پوست کنده «اس ام اس داد : شما دیگر وزیر نیستید»
روحانی خبره اطلاعاتی میگوید چندان کینه ای نیست، ولی در ضربه زدن به دولت احمدی نژاد و خودش از همان روز تا بحال تا آنجا که توانسته کوشیده است.
از بد اقبالی نظرِ خامنهای این بوده که همه ی دوستان و دشمنان، دست نگاه دارند تا این یکساله هم به سلامت تمام شود و احمدی نژاد برود وگرنه مشخص نبود که پورمحمدی چهها میکرد.
او اما بیکار نماند، کمی بعدتر به ساختمان قدر قدرت #سازمان_بازرسی_کل_کشور رفت و هر صبح برگی بر پرونده اختلاس و تخلفِ محمد رضا رحیمی، معاون رئیس جمهور اضافه میکرد و بنا بر آنچه خامنهای خواسته بود بایگانی میکرد.
اما آن سوی میدان،اسفندیار رحیم مشایی از این محذوریتها نداشت ، پرونده وزارت سه ساله پور محمدی را تکمیل کرد و اتفاقا خود رحیمی را مسئول فاش کردن اختلاسی ۲۱ میلیاردی کرد،البته بی نام و نشان.
ادامه دارد…
#قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥6🤬1
۴- پور محمدی بلافاصله پس از آنکه رحیمی معاون اول #محمود_احمدی_نژاد بخواهد به عنوان حق السکوت باجیبخواهد خود فردایش به روزنامه کیهان اعلام کرد همه آن مبلغی که دولت میگوید «غیب شده» را به وام گرفته و به سه هزار نفر کارمند وزارت کشور داده است.
یعنی هر کارمند ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان ، اگر چه راست گفته بود اما همه کارمند نبودند و بسیاری از آن افراد مشاوران او بودند و…
از این پرونده احمدی نژاد نتوانست «بامبولی» دربیاورد اما چند روز بعدش روزنامه ایران تیر خلاص را زد!
میلیاردها تومان با اصرار پور محمدی به چین رفته تا صرفِ خرید اتوبوس شود نه پولها برگشته و نه اتوبوسها آمده اند، #مصطفی_پورمحمدی اینبار سکوت کرد ، سکوتی که عجیب بود او دفاعی از خود نکند ، چند روز بعد فاکسی محرمانه از دفتر خامنهای با امضای «وحید حقانی معاون اجرایی» به دفتر احمدی نژاد رفت که درباره ۱۳۸ هزار میلیارد تومان انتقالی به چین نکتهای گفته نشود، به همین کوتاهی و البته اثرگذار.
اما احمدی نژاد عادت به سکوت و رازداری ندارد، دوسال بعد از پایان ریاست جمهوریاش در جلسهای خصوصی که البته خصوصی هم نماند گفته بود که به نام اتوبوس از چین سلاح و باتوم و دستبند و گاز اشک آور وماشین آب پاش خریدند و او تا روزی که به بندری در دریای عمان نرسیده بود اطلاع نداشته!
اما از آنجا که هر جا نام وزیر سابق میآید باید جسدی هم پیدا شود، روزنامه ایران پس از ناکامی در افشای اختلاس اتوبوسها ، چند ماه بعد از مرگ مشکوک معاون پورمحمدی پرده بر میدارد که درست دو روز بعد ازاینکه نامش در دادگاه اختلاس سه هزار میلیاردی بر زبان رفت، به دیار باقی شتافت.
پور محمدی در این فقره باز سکوت کرد اما در کینهجوییاش نسبت به احمدی نژاد تا امروز سکوت نکرده است، دو بازوی او یعنی بقایی و مشایی را به زندان انداخت و مشاورانش را مجبور به استعفا کرد و پرونده #حلقه_ارومیه را فاش و رسوا ساخت که کمترینش زندان رحیمی بود!
#مجمع_الجزایر_جمهوری_اسلامی
#قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
یعنی هر کارمند ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان ، اگر چه راست گفته بود اما همه کارمند نبودند و بسیاری از آن افراد مشاوران او بودند و…
از این پرونده احمدی نژاد نتوانست «بامبولی» دربیاورد اما چند روز بعدش روزنامه ایران تیر خلاص را زد!
میلیاردها تومان با اصرار پور محمدی به چین رفته تا صرفِ خرید اتوبوس شود نه پولها برگشته و نه اتوبوسها آمده اند، #مصطفی_پورمحمدی اینبار سکوت کرد ، سکوتی که عجیب بود او دفاعی از خود نکند ، چند روز بعد فاکسی محرمانه از دفتر خامنهای با امضای «وحید حقانی معاون اجرایی» به دفتر احمدی نژاد رفت که درباره ۱۳۸ هزار میلیارد تومان انتقالی به چین نکتهای گفته نشود، به همین کوتاهی و البته اثرگذار.
اما احمدی نژاد عادت به سکوت و رازداری ندارد، دوسال بعد از پایان ریاست جمهوریاش در جلسهای خصوصی که البته خصوصی هم نماند گفته بود که به نام اتوبوس از چین سلاح و باتوم و دستبند و گاز اشک آور وماشین آب پاش خریدند و او تا روزی که به بندری در دریای عمان نرسیده بود اطلاع نداشته!
اما از آنجا که هر جا نام وزیر سابق میآید باید جسدی هم پیدا شود، روزنامه ایران پس از ناکامی در افشای اختلاس اتوبوسها ، چند ماه بعد از مرگ مشکوک معاون پورمحمدی پرده بر میدارد که درست دو روز بعد ازاینکه نامش در دادگاه اختلاس سه هزار میلیاردی بر زبان رفت، به دیار باقی شتافت.
پور محمدی در این فقره باز سکوت کرد اما در کینهجوییاش نسبت به احمدی نژاد تا امروز سکوت نکرده است، دو بازوی او یعنی بقایی و مشایی را به زندان انداخت و مشاورانش را مجبور به استعفا کرد و پرونده #حلقه_ارومیه را فاش و رسوا ساخت که کمترینش زندان رحیمی بود!
#مجمع_الجزایر_جمهوری_اسلامی
#قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤6🔥6👍1
روزنامه ابرار شنبه ۱۳۷۸/۶/۲۷، سعید حجاریان:
...سعید امامی ابتدا به من معرفی شد و من او را میشناختم،بـه دلیـل داشـتن کـد CIS (کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور) او را رد صلاحیت کردیم.
روزنامه فتح،مصاحبه با #سعید_حجاریان :
...مسئله گزینش #سعید_امامی به سال ۵۸ برمیگردد. مـن او را در سـال ۵۸ یا شاید هم ۵۹ رد صلاحیت کردم،حـدود ۱۹ سال از زمانی که او را گزینش کردم، میگذرد.
سؤال خبرنگار: آن موقع شما مسئول گزینش بودید؟ حجاریان: من آن موقع برای بعضی از پستها در #اطلاعات_نخست_وزیری ، کار گزینشی هم میکردم؛ یعنی مسئولیت گزینشی بعضی از کادرها را داشتم.
سؤال: یعنی مسئولیت اصلی شما این نبود؟
حجاریان: نه: مسئولیت اصلی من نبود. برای تصدی بعضی از مشاغل، به من این مأموریت محول میشد. حتی به یاد دارم مرحوم شهید رجایی، شخصی را جهت گزینش، به من معرفی کرد که میخواست پست وزارت امور خارجه را به او بدهـد. درست در زمانی که بین او و بنیصدر، بر سر انتخاب مسئول برای وزارت خارجه اختلاف ایجاد شده بود. من با آن شخص مصاحبه مفصلی کردم و نظر منفی خود را به مرحوم شهید رجایی گزارش کردم. ایشان هم منصرف شد که او را وزیر خارجه کند. این در زمان دولت مرحوم رجایی بود. وقتی که ایشان نخست وزیر بود. آن موقع رابطه ما با آمریکا قطع شده بود و لانه جاسوسی هم اشغال شده بود. ما عملا دفتر حفاظت منافع پیدا کردیم و سطح روابطمان تا آن حد تقلیـل پیـدا کـرد. در آن زمان این ضرورت پیش آمد که مأمورینی درآمریکا اطلاعاتی را برای ما جمع آوری کنند و بفرستند. در همان مقطع بود که #سعید_اسلامی را پیشنهاد کردند که به درد این کار میخورد. گزینش او را هم به عهده من گذاشتند. مورد او تحقیقات محلـی فوقالعادهای در داخل کشور نداشت، چون از جوانی به آمریکـا رفتـه بـود. تحقیقـات محلی در مورد او عمدتاً بایستی در آمریکا صورت میگرفت، که کار مشکلی بود.
سؤال:…از چند سال قبل از انقلاب در آمریکا بود؟
حجاریان: فکر میکنم حتی دیپلمش را هم درآمریکا گرفته بود. یعنـی مثلا نوجوان بوده که به آمریکا رفته بود. دیپلم و لیسانسش را آنجـا گرفتـه بـود. سـابقه ممتد طولانی اقامت در آمریکا داشت...
این مصاحبه در دی ماه ۱۳۷۸ انجـام شـده بود، اما در تاریخ ۱۵/۱/۱۳۷۹ پس ازترور حجاریـان در حالی که احتمال زنده ماندن وی ضعیف بود منتشر شد]
ادامه دارد
#جمهوری_اشباح #قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
...سعید امامی ابتدا به من معرفی شد و من او را میشناختم،بـه دلیـل داشـتن کـد CIS (کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور) او را رد صلاحیت کردیم.
روزنامه فتح،مصاحبه با #سعید_حجاریان :
...مسئله گزینش #سعید_امامی به سال ۵۸ برمیگردد. مـن او را در سـال ۵۸ یا شاید هم ۵۹ رد صلاحیت کردم،حـدود ۱۹ سال از زمانی که او را گزینش کردم، میگذرد.
سؤال خبرنگار: آن موقع شما مسئول گزینش بودید؟ حجاریان: من آن موقع برای بعضی از پستها در #اطلاعات_نخست_وزیری ، کار گزینشی هم میکردم؛ یعنی مسئولیت گزینشی بعضی از کادرها را داشتم.
سؤال: یعنی مسئولیت اصلی شما این نبود؟
حجاریان: نه: مسئولیت اصلی من نبود. برای تصدی بعضی از مشاغل، به من این مأموریت محول میشد. حتی به یاد دارم مرحوم شهید رجایی، شخصی را جهت گزینش، به من معرفی کرد که میخواست پست وزارت امور خارجه را به او بدهـد. درست در زمانی که بین او و بنیصدر، بر سر انتخاب مسئول برای وزارت خارجه اختلاف ایجاد شده بود. من با آن شخص مصاحبه مفصلی کردم و نظر منفی خود را به مرحوم شهید رجایی گزارش کردم. ایشان هم منصرف شد که او را وزیر خارجه کند. این در زمان دولت مرحوم رجایی بود. وقتی که ایشان نخست وزیر بود. آن موقع رابطه ما با آمریکا قطع شده بود و لانه جاسوسی هم اشغال شده بود. ما عملا دفتر حفاظت منافع پیدا کردیم و سطح روابطمان تا آن حد تقلیـل پیـدا کـرد. در آن زمان این ضرورت پیش آمد که مأمورینی درآمریکا اطلاعاتی را برای ما جمع آوری کنند و بفرستند. در همان مقطع بود که #سعید_اسلامی را پیشنهاد کردند که به درد این کار میخورد. گزینش او را هم به عهده من گذاشتند. مورد او تحقیقات محلـی فوقالعادهای در داخل کشور نداشت، چون از جوانی به آمریکـا رفتـه بـود. تحقیقـات محلی در مورد او عمدتاً بایستی در آمریکا صورت میگرفت، که کار مشکلی بود.
سؤال:…از چند سال قبل از انقلاب در آمریکا بود؟
حجاریان: فکر میکنم حتی دیپلمش را هم درآمریکا گرفته بود. یعنـی مثلا نوجوان بوده که به آمریکا رفته بود. دیپلم و لیسانسش را آنجـا گرفتـه بـود. سـابقه ممتد طولانی اقامت در آمریکا داشت...
این مصاحبه در دی ماه ۱۳۷۸ انجـام شـده بود، اما در تاریخ ۱۵/۱/۱۳۷۹ پس ازترور حجاریـان در حالی که احتمال زنده ماندن وی ضعیف بود منتشر شد]
ادامه دارد
#جمهوری_اشباح #قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤3🔥3🤬1
روزنامه اصلاح طلب آریا در یک اقدام بیسرو صدا و بدون آنکه واکنـشی را از سوی مطبوعات همسو به دنبال داشته باشد در تاریخ ۷۸/۱۲/۱۵ توقیف شد و از ادامه انتشار آن ممانعت به عمل آمد.
توقیف #روزنامه_آریا در یک پروسه کاملا غیر قانونی و حتی بدون تشکیل جلسه هیئت نظارت بـر مطبوعـات و تنها با اقدام #عطاالله_مهاجرانی صورت گرفت وجالب آنکه حتی اعتراض خود مدیران آریا را نیز برنیانگیخت.
▪️رمز و راز این توقیف چه بود؟
این توقیف به دستور رئیس جمهور خاتمی و در واقع به دستور #سعید_حجاریان مشاور امنیتی خاتمی به او و اقدام فوری وزیر ارشاد، مهاجرانی به دنبال درج مصاحبهای با سردبیر ایران فردا در آریا مورخ ۷۸/۱۲/۱۴ صورت گرفت که فراز مهم و مورد حساسیت آن چنین بود:
… به نظر من راه حل اصلی پرونـده #قتلهای_زنجیره_ای رفتن به گذشته و باز کردن پرونده اعدام وسـیع زنـدانیان سیاسـی در تابـستان ۶۷ است که باید تمامی کسانی که در آن پرونده مشارکت داشتند، در اولین قـدم بـر کنار و خانهنشین شوند،نباید خانهنشینی فقط برای #آیت_الله_منتظری باشد….
این اشـاره بـه حکـم خمینی برای قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ در حالی است که در آن زمان نیروهای چپ امنیتی در زندانها حضور داشتند و این قتل عام به دست آنها انجام گرفته و خـاتمی رئیس جمهور، نیز آنزمان در سمت معاونت فرهنگی ستاد فرماندهی کل قوا فعالیت داشت و بـا جدیت از حکم خمینی حمایت کرده بود و اظهارات سردبیر نـشریه ایـران فـردا، در واقع خاتمی و همه چپ های امنیتی قضایی را نیز بهعنوان یکی از حامیان جدی این حکم، نشانه گرفته بود.
در واقع همه رمز و راز توقیف بیسرو صـدای روزنامـه دوم خـردادی آریـا درهمین نکته نهفته است و سکوت دیگر روزنامـههـای دوم خـردادی نیز کـه در قبـال هـر برخوردی با مطبوعات، همیشه هیاهوی و جنجال سر میدادند، نیز از همین بابت اسـت.
چـرا که پیگیری و طرح شفاف و تفصیلی این موضوع میتواند بهعنوان یک نقطه و سابقه سیاه و بسیار منفی البته در کارنامه اصلاحطلبی و پروژه تسامح و تساهل آقای رئیس جمهور تلقی شود.
رخداد فوق بیانگر یک نکته دیگر نیز بود و آن اینکه اقدام خاتمی با همراهی و همکاری وزیر ارشـاد، در ایـن مـورد؛ قاطعانـه، سـریع و بـدون هرگونه هیاهو و جنجال آیا در تضاد با شعارهای تحمل مخالف و دفاع از آزادی بیان و… نداشت؟
#جمهوری_اشباح
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
توقیف #روزنامه_آریا در یک پروسه کاملا غیر قانونی و حتی بدون تشکیل جلسه هیئت نظارت بـر مطبوعـات و تنها با اقدام #عطاالله_مهاجرانی صورت گرفت وجالب آنکه حتی اعتراض خود مدیران آریا را نیز برنیانگیخت.
▪️رمز و راز این توقیف چه بود؟
این توقیف به دستور رئیس جمهور خاتمی و در واقع به دستور #سعید_حجاریان مشاور امنیتی خاتمی به او و اقدام فوری وزیر ارشاد، مهاجرانی به دنبال درج مصاحبهای با سردبیر ایران فردا در آریا مورخ ۷۸/۱۲/۱۴ صورت گرفت که فراز مهم و مورد حساسیت آن چنین بود:
… به نظر من راه حل اصلی پرونـده #قتلهای_زنجیره_ای رفتن به گذشته و باز کردن پرونده اعدام وسـیع زنـدانیان سیاسـی در تابـستان ۶۷ است که باید تمامی کسانی که در آن پرونده مشارکت داشتند، در اولین قـدم بـر کنار و خانهنشین شوند،نباید خانهنشینی فقط برای #آیت_الله_منتظری باشد….
این اشـاره بـه حکـم خمینی برای قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ در حالی است که در آن زمان نیروهای چپ امنیتی در زندانها حضور داشتند و این قتل عام به دست آنها انجام گرفته و خـاتمی رئیس جمهور، نیز آنزمان در سمت معاونت فرهنگی ستاد فرماندهی کل قوا فعالیت داشت و بـا جدیت از حکم خمینی حمایت کرده بود و اظهارات سردبیر نـشریه ایـران فـردا، در واقع خاتمی و همه چپ های امنیتی قضایی را نیز بهعنوان یکی از حامیان جدی این حکم، نشانه گرفته بود.
در واقع همه رمز و راز توقیف بیسرو صـدای روزنامـه دوم خـردادی آریـا درهمین نکته نهفته است و سکوت دیگر روزنامـههـای دوم خـردادی نیز کـه در قبـال هـر برخوردی با مطبوعات، همیشه هیاهوی و جنجال سر میدادند، نیز از همین بابت اسـت.
چـرا که پیگیری و طرح شفاف و تفصیلی این موضوع میتواند بهعنوان یک نقطه و سابقه سیاه و بسیار منفی البته در کارنامه اصلاحطلبی و پروژه تسامح و تساهل آقای رئیس جمهور تلقی شود.
رخداد فوق بیانگر یک نکته دیگر نیز بود و آن اینکه اقدام خاتمی با همراهی و همکاری وزیر ارشـاد، در ایـن مـورد؛ قاطعانـه، سـریع و بـدون هرگونه هیاهو و جنجال آیا در تضاد با شعارهای تحمل مخالف و دفاع از آزادی بیان و… نداشت؟
#جمهوری_اشباح
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥5❤1