پست اینستاگرامی پدر شهید آزادی #مهرشاد_شهیدی در مورد فرزندانش
پدر مهرشاد شهیدی به مناسبت روز تولد دخترش مهشاد داستان شگفتی از یک درد پنهان را نقل میکند. او در این پست اینستاگرامی با انتشار تصاویری از حضور مهشاد بر مزار مهرشاد نوشت: «چشمانشان را که به دنیا باز کردند، پیش از شناختن خودشان، پیش از اینکه دنیا را دیده باشند در کنار هم بودند. این که برادر بزرگتری از زمانی که چشم به این دنیا میگشایی باشد که همیشه یک قدم پیش از تو میرود تا برایت راه را هموار کند. این نعمتی غیر قابل توصیف است. مهشاد هم یک برادر داشت…»
برادری که پیش از او به این دنیا آمده بود و در همه حال یک قدم جلوتر از او میرفت تا راه برای او هموار باشد. برادری که در پناهش زیستن آسانتر میشد. برادری که حمایتش قوت قلب میبخشید. اما دریغ و افسوس که ستاندن فرزندی از پدر و مادر، عاشقی از معشوق، یاوری از یار و برادری از خواهر برایشان آسان بود.
چه کسی میتواند تصور کند؟! آن خواهر کوچک ناگهان بدون آن برادر، بدون آن پشتوانه و پشتیبان همیشگی که همواره دستانش پناه بود و اطمینان قلب، همان خواهر که ناگهان روزی از خواب بیدار شد و حتی تصورش را هم نمیکرد که روز آخریست که برادرش را خواهد دید. شاید حتی فرصت نکرده بود برای آخرین بار در آغوشش بکشد و با او وداع کند. از این پس چه خواهد کرد؟
تکیه گاهی که به سنگ تبدیل شده!
غیر قابل تصور است درد مهشاد. غیر قابل تصور است این جای خالی که حس میکنی قسمتی از وجودت، قسمتی از خونت که بیرون از بدن خودت بوده حالا از بین رفته است. حالا برایت یک سنگ سرد و سخت باقی مانده که جواب اشکها و چشم انتظاریهایت را نمیدهد
مهشاد جان، تو در ۲۹آبان ماه سال، چشم به این دنیا گشودی در حالی که همواره مهرشاد در کنار تو نفس میکشید. در کنار هم زیستید و بالیدید. رشد کردید و دنیا را دیدید. نام شما همیشه در کنار هم آمده بود و حالا بیش از یک سال است که او نیست.
حالا تو دیگر مهرشاد را نداری که پشت و پناه روزهای تنهاییات باشد.
ما همه با تو هستیم هر چند میدانیم که هیچ کدام برایت مهرشاد نخواهیم شد. مهشاد جان آخر آبان شد و تو هنوز چشم به راهی
تولدت مبارک دختر زیبا و دوست داشتنی. حتما مهرشاد خواهد دید تمام آنچه را تو در این روزها تحمل کردهای… حتما باز هم پناهت خواهد بود.»
#دادخواهی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
پدر مهرشاد شهیدی به مناسبت روز تولد دخترش مهشاد داستان شگفتی از یک درد پنهان را نقل میکند. او در این پست اینستاگرامی با انتشار تصاویری از حضور مهشاد بر مزار مهرشاد نوشت: «چشمانشان را که به دنیا باز کردند، پیش از شناختن خودشان، پیش از اینکه دنیا را دیده باشند در کنار هم بودند. این که برادر بزرگتری از زمانی که چشم به این دنیا میگشایی باشد که همیشه یک قدم پیش از تو میرود تا برایت راه را هموار کند. این نعمتی غیر قابل توصیف است. مهشاد هم یک برادر داشت…»
برادری که پیش از او به این دنیا آمده بود و در همه حال یک قدم جلوتر از او میرفت تا راه برای او هموار باشد. برادری که در پناهش زیستن آسانتر میشد. برادری که حمایتش قوت قلب میبخشید. اما دریغ و افسوس که ستاندن فرزندی از پدر و مادر، عاشقی از معشوق، یاوری از یار و برادری از خواهر برایشان آسان بود.
چه کسی میتواند تصور کند؟! آن خواهر کوچک ناگهان بدون آن برادر، بدون آن پشتوانه و پشتیبان همیشگی که همواره دستانش پناه بود و اطمینان قلب، همان خواهر که ناگهان روزی از خواب بیدار شد و حتی تصورش را هم نمیکرد که روز آخریست که برادرش را خواهد دید. شاید حتی فرصت نکرده بود برای آخرین بار در آغوشش بکشد و با او وداع کند. از این پس چه خواهد کرد؟
تکیه گاهی که به سنگ تبدیل شده!
غیر قابل تصور است درد مهشاد. غیر قابل تصور است این جای خالی که حس میکنی قسمتی از وجودت، قسمتی از خونت که بیرون از بدن خودت بوده حالا از بین رفته است. حالا برایت یک سنگ سرد و سخت باقی مانده که جواب اشکها و چشم انتظاریهایت را نمیدهد
مهشاد جان، تو در ۲۹آبان ماه سال، چشم به این دنیا گشودی در حالی که همواره مهرشاد در کنار تو نفس میکشید. در کنار هم زیستید و بالیدید. رشد کردید و دنیا را دیدید. نام شما همیشه در کنار هم آمده بود و حالا بیش از یک سال است که او نیست.
حالا تو دیگر مهرشاد را نداری که پشت و پناه روزهای تنهاییات باشد.
ما همه با تو هستیم هر چند میدانیم که هیچ کدام برایت مهرشاد نخواهیم شد. مهشاد جان آخر آبان شد و تو هنوز چشم به راهی
تولدت مبارک دختر زیبا و دوست داشتنی. حتما مهرشاد خواهد دید تمام آنچه را تو در این روزها تحمل کردهای… حتما باز هم پناهت خواهد بود.»
#دادخواهی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤14🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مونا چمنی، هنرمند جوان ۲۸ساله، اهل گیلان که دنیایی از امید و عشق به زندگی داشت.
مونا دختر بزرگ خانواده و بازیگر تئاتر بود، اوسال ۱۳۹۹ کاندیدای بهترین بازیگر جشنواره تئاتر بود و قرار نبود که نقش او در بازی زندگی، به کما رفتن و دفن آرزوهایش در ۲۸ سالگی باشد، او در راه آزادی جان شیرینش را داد.
جمهوری اسلامی ۸ آذر ۱۴۰۱ در خیابان به ضرب گلوله جنگی مونا را کشت و پیکر مونا را به خانواده ندادند و تنها با حضور خانوادهاش در آرامستان روستای تازه آباد، رشت به خاک سپردند.
#دادخواهی #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
مونا دختر بزرگ خانواده و بازیگر تئاتر بود، اوسال ۱۳۹۹ کاندیدای بهترین بازیگر جشنواره تئاتر بود و قرار نبود که نقش او در بازی زندگی، به کما رفتن و دفن آرزوهایش در ۲۸ سالگی باشد، او در راه آزادی جان شیرینش را داد.
جمهوری اسلامی ۸ آذر ۱۴۰۱ در خیابان به ضرب گلوله جنگی مونا را کشت و پیکر مونا را به خانواده ندادند و تنها با حضور خانوادهاش در آرامستان روستای تازه آباد، رشت به خاک سپردند.
#دادخواهی #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🕊9🤬6🔥3❤1