بعدازظهر روز سهشنبه هشتم آذر ۱۴۰۱، «امیر محمد رحمانیپور» که سرما خورده بود را مادرش برای معالجه به مطب پزشک برده بودبه جلوی در منزل، که میرسند به مادرش میگوید میخواهد برود دوستش را ببیند. مادر ایلیاد هم از او میخواهد که زود برگردد، چون اوضاع خیابانها ملتهب است.
این آخرین باری بوده است که مادر «ایلیاد» فرزندش را زنده میبیند.
پدر ایلیاد در عسلویه کارگر است. ایلیاد آن شب که میرود بیرون، دیگر بر نمیگردد. مادر ایلیاد که به جز ایلیاد، دو دختر دیگر هم دارد. موقع شام خوردن که میشود، زنگ میزند به ایلیاد ولی تلفن او خاموش بوده است. به دوستش زنگ میزند و دوستش میگوید اصلا اینجا نیامده است. خیلی نگران میشوند و به بقیه فامیل و دوست و آشنا اطلاع میدهند. هر جایی که فکر میکردند ممکن است آنجا رفته باشد را میگردند و او را پیدا نمیکنند. به همه آشنا و فامیل خبر داده، به پلیس و اطلاعات هم گفته بودند تا این که روز جمعه ۱۱ آذر ، حدود ساعت پنج عصر تماس میگیرند و میگویند جنازه ایلیاد را پشت ترمینال مسافربری فیروزآباد فارس پیدا کردهاند.»
اولین کسی که بر سر جسم بیجان ایلیاد میرسد، شوهر عمهاش بوده است: «بدن ایلیاد هنوز گرم بود که او را پیدا کردهاند: «طفلک بهصورت چهارزانو نشسته بوده، دو دستش هم در جیبش، یک تعداد قرص و لیوان پیک عرق هم جلویش. صورتش هم کبود بوده است که ما فکر میکنیم کتکش زده بودند.»
گفتند باید کالبدشکافی شود. روز یکشنبه ۱۳ آذر، ساعت چهار صبح این خانواده را ۱۰۰ کیلومتر کشاندهاند تا شیراز که کالبدشکافی انجام شود. نتیجه کالبدشکافی را گفتهاند دو یا سه ماه بعد اعلام میکنند،که هرگز اعلام نشد!
نسرین دولتیاری، خاله #ایلیاد_رحمانی_پور با تاکید بر این که آن شکلی که جسد خواهرزادهاش پیدا شده، صحنهسازی است، میگوید: «همانطور که برای این همه جوان صحنهسازی کردند، برای این بچه هم کردهاند. ایلیاد ورزشکار بود؛ تکواندو کار میکرد. خیلی آرام و سربه زیر بود. اهل عیاشی نبود که بخواهد مشروب بخورد، آن هم با آن سن و سال کم! افسردگی هم نداشت و حالش خوب بود. تازه امیدوار بود که شرایط تغییر کند، چون مدام در صفحهاش (اینستاگرام) پست و استوریهای اعتراضی میگذاشت.»
خانوادهاش میگویند ممکن است بهجز فعالیت اعتراضی در اینستاگرام، در تجمعهایی که در همان شهر کوچک خودشان برگزار میشده، شرکت کرده باشد و چون شهر کوچکی است، نیروهای امنیتی او را به راحتی شناسایی کرده و در بازداشت مورد آزار و شکنجه قرار داده و به قتل رساندهاند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
این آخرین باری بوده است که مادر «ایلیاد» فرزندش را زنده میبیند.
پدر ایلیاد در عسلویه کارگر است. ایلیاد آن شب که میرود بیرون، دیگر بر نمیگردد. مادر ایلیاد که به جز ایلیاد، دو دختر دیگر هم دارد. موقع شام خوردن که میشود، زنگ میزند به ایلیاد ولی تلفن او خاموش بوده است. به دوستش زنگ میزند و دوستش میگوید اصلا اینجا نیامده است. خیلی نگران میشوند و به بقیه فامیل و دوست و آشنا اطلاع میدهند. هر جایی که فکر میکردند ممکن است آنجا رفته باشد را میگردند و او را پیدا نمیکنند. به همه آشنا و فامیل خبر داده، به پلیس و اطلاعات هم گفته بودند تا این که روز جمعه ۱۱ آذر ، حدود ساعت پنج عصر تماس میگیرند و میگویند جنازه ایلیاد را پشت ترمینال مسافربری فیروزآباد فارس پیدا کردهاند.»
اولین کسی که بر سر جسم بیجان ایلیاد میرسد، شوهر عمهاش بوده است: «بدن ایلیاد هنوز گرم بود که او را پیدا کردهاند: «طفلک بهصورت چهارزانو نشسته بوده، دو دستش هم در جیبش، یک تعداد قرص و لیوان پیک عرق هم جلویش. صورتش هم کبود بوده است که ما فکر میکنیم کتکش زده بودند.»
گفتند باید کالبدشکافی شود. روز یکشنبه ۱۳ آذر، ساعت چهار صبح این خانواده را ۱۰۰ کیلومتر کشاندهاند تا شیراز که کالبدشکافی انجام شود. نتیجه کالبدشکافی را گفتهاند دو یا سه ماه بعد اعلام میکنند،که هرگز اعلام نشد!
نسرین دولتیاری، خاله #ایلیاد_رحمانی_پور با تاکید بر این که آن شکلی که جسد خواهرزادهاش پیدا شده، صحنهسازی است، میگوید: «همانطور که برای این همه جوان صحنهسازی کردند، برای این بچه هم کردهاند. ایلیاد ورزشکار بود؛ تکواندو کار میکرد. خیلی آرام و سربه زیر بود. اهل عیاشی نبود که بخواهد مشروب بخورد، آن هم با آن سن و سال کم! افسردگی هم نداشت و حالش خوب بود. تازه امیدوار بود که شرایط تغییر کند، چون مدام در صفحهاش (اینستاگرام) پست و استوریهای اعتراضی میگذاشت.»
خانوادهاش میگویند ممکن است بهجز فعالیت اعتراضی در اینستاگرام، در تجمعهایی که در همان شهر کوچک خودشان برگزار میشده، شرکت کرده باشد و چون شهر کوچکی است، نیروهای امنیتی او را به راحتی شناسایی کرده و در بازداشت مورد آزار و شکنجه قرار داده و به قتل رساندهاند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤10👍2🔥1
بعدازظهر روز سهشنبه هشتم آذر ۱۴۰۱، «امیر محمد رحمانیپور» که سرما خورده بود را مادرش برای معالجه به مطب پزشک برده بودبه جلوی در منزل، که میرسند به مادرش میگوید میخواهد برود دوستش را ببیند. مادر ایلیاد هم از او میخواهد که زود برگردد، چون اوضاع خیابانها ملتهب است.
این آخرین باری بوده است که مادر «ایلیاد» فرزندش را زنده میبیند.
پدر ایلیاد در عسلویه کارگر است. ایلیاد آن شب که میرود بیرون، دیگر بر نمیگردد. مادر ایلیاد که به جز ایلیاد، دو دختر دیگر هم دارد. موقع شام خوردن که میشود، زنگ میزند به ایلیاد ولی تلفن او خاموش بوده است. به دوستش زنگ میزند و دوستش میگوید اصلا اینجا نیامده است. خیلی نگران میشوند و به بقیه فامیل و دوست و آشنا اطلاع میدهند. هر جایی که فکر میکردند ممکن است آنجا رفته باشد را میگردند و او را پیدا نمیکنند. به همه آشنا و فامیل خبر داده، به پلیس و اطلاعات هم گفته بودند تا این که روز جمعه ۱۱ آذر ، حدود ساعت پنج عصر تماس میگیرند و میگویند جنازه ایلیاد را پشت ترمینال مسافربری فیروزآباد فارس پیدا کردهاند.»
اولین کسی که بر سر جسم بیجان ایلیاد میرسد، شوهر عمهاش بوده است: «بدن ایلیاد هنوز گرم بود که او را پیدا کردهاند: «طفلک بهصورت چهارزانو نشسته بوده، دو دستش هم در جیبش، یک تعداد قرص و لیوان پیک عرق هم جلویش. صورتش هم کبود بوده است که ما فکر میکنیم کتکش زده بودند.»
گفتند باید کالبدشکافی شود. روز یکشنبه ۱۳ آذر، ساعت چهار صبح این خانواده را ۱۰۰ کیلومتر کشاندهاند تا شیراز که کالبدشکافی انجام شود. نتیجه کالبدشکافی را گفتهاند دو یا سه ماه بعد اعلام میکنند،که هرگز اعلام نشد!
نسرین دولتیاری، خاله #ایلیاد_رحمانی_پور با تاکید بر این که آن شکلی که جسد خواهرزادهاش پیدا شده، صحنهسازی است، میگوید: «همانطور که برای این همه جوان صحنهسازی کردند، برای این بچه هم کردهاند. ایلیاد ورزشکار بود؛ تکواندو کار میکرد. خیلی آرام و سربه زیر بود. اهل عیاشی نبود که بخواهد مشروب بخورد، آن هم با آن سن و سال کم! افسردگی هم نداشت و حالش خوب بود. تازه امیدوار بود که شرایط تغییر کند، چون مدام در صفحهاش (اینستاگرام) پست و استوریهای اعتراضی میگذاشت.»
خانوادهاش میگویند ممکن است بهجز فعالیت اعتراضی در اینستاگرام، در تجمعهایی که در همان شهر کوچک خودشان برگزار میشده، شرکت کرده باشد و چون شهر کوچکی است، نیروهای امنیتی او را به راحتی شناسایی کرده و در بازداشت مورد آزار و شکنجه قرار داده و به قتل رساندهاند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
این آخرین باری بوده است که مادر «ایلیاد» فرزندش را زنده میبیند.
پدر ایلیاد در عسلویه کارگر است. ایلیاد آن شب که میرود بیرون، دیگر بر نمیگردد. مادر ایلیاد که به جز ایلیاد، دو دختر دیگر هم دارد. موقع شام خوردن که میشود، زنگ میزند به ایلیاد ولی تلفن او خاموش بوده است. به دوستش زنگ میزند و دوستش میگوید اصلا اینجا نیامده است. خیلی نگران میشوند و به بقیه فامیل و دوست و آشنا اطلاع میدهند. هر جایی که فکر میکردند ممکن است آنجا رفته باشد را میگردند و او را پیدا نمیکنند. به همه آشنا و فامیل خبر داده، به پلیس و اطلاعات هم گفته بودند تا این که روز جمعه ۱۱ آذر ، حدود ساعت پنج عصر تماس میگیرند و میگویند جنازه ایلیاد را پشت ترمینال مسافربری فیروزآباد فارس پیدا کردهاند.»
اولین کسی که بر سر جسم بیجان ایلیاد میرسد، شوهر عمهاش بوده است: «بدن ایلیاد هنوز گرم بود که او را پیدا کردهاند: «طفلک بهصورت چهارزانو نشسته بوده، دو دستش هم در جیبش، یک تعداد قرص و لیوان پیک عرق هم جلویش. صورتش هم کبود بوده است که ما فکر میکنیم کتکش زده بودند.»
گفتند باید کالبدشکافی شود. روز یکشنبه ۱۳ آذر، ساعت چهار صبح این خانواده را ۱۰۰ کیلومتر کشاندهاند تا شیراز که کالبدشکافی انجام شود. نتیجه کالبدشکافی را گفتهاند دو یا سه ماه بعد اعلام میکنند،که هرگز اعلام نشد!
نسرین دولتیاری، خاله #ایلیاد_رحمانی_پور با تاکید بر این که آن شکلی که جسد خواهرزادهاش پیدا شده، صحنهسازی است، میگوید: «همانطور که برای این همه جوان صحنهسازی کردند، برای این بچه هم کردهاند. ایلیاد ورزشکار بود؛ تکواندو کار میکرد. خیلی آرام و سربه زیر بود. اهل عیاشی نبود که بخواهد مشروب بخورد، آن هم با آن سن و سال کم! افسردگی هم نداشت و حالش خوب بود. تازه امیدوار بود که شرایط تغییر کند، چون مدام در صفحهاش (اینستاگرام) پست و استوریهای اعتراضی میگذاشت.»
خانوادهاش میگویند ممکن است بهجز فعالیت اعتراضی در اینستاگرام، در تجمعهایی که در همان شهر کوچک خودشان برگزار میشده، شرکت کرده باشد و چون شهر کوچکی است، نیروهای امنیتی او را به راحتی شناسایی کرده و در بازداشت مورد آزار و شکنجه قرار داده و به قتل رساندهاند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤11🕊3🔥2