ایران بریفینگ
7.43K subscribers
21.5K photos
28.5K videos
38K links
هدف ما؛اطلاع رسانی نقض حقوق بشر توسط نهادهای امنیتی و نظامی درایران است.
سایت:
www.irbr.news


توییتر:
twitter.com/irbriefing

ارتباط با مخاطبین در تلگرام :

@iranbriefing
Download Telegram
دی ماه ۱۳۸۸ است، شش ماه از آغاز اعتراضات جنبش سبز می‌گذرد اما خیابان‌های تهران هنوز محل حضور و تجمع کسانی است که به نتایج این انتخابات اعتراض کرده بودند.
جوانان زیادی برای روز عاشورا قرار گذاشته‌اند تا دوباره با حضور در خیابان، اعتراض خود را بیان کنند.
شهرام (عباس) فرجزاده طارانی جوان ۳۵ ساله ایرانی یکی از این معترضان است که خود را به جمع معترضان در خیابان ولیعصر می‌رساند.
شعارهای معترضان کم کم از «رای من کجاست» به «مرگ بر دیکتاتور» و شعارهای تندتری علیه نظام تغییر کرده است.
راحله فرجزاده طارانی خواهر شهرام که در دهه شصت به دلیل بسته شدن فضای سیاسی ایران از دانشگاه اخراج شده بود در گفت‌وگویی که با او انجام داده‌ام، می‌گوید که برادرش شهرام آگاهانه به راهپیمایی‌های اعتراضی می‌رفت:
«برادرم آن موقع که در راهپیمایی شرکت می‌کرد نه بچه بود نه از زندگی‌اش سیر شده بود. او می‌دانست که با شرکت در راهپیمایی زندگی‌اش را در چه خطری می‌اندازد. برادرم قبلا هم در راهپیمایی‌های اعتراضی شرکت کرده بود، وقتی پدرم به من می‌گفت این بچه‌ها دارند با جان خودشان بازی می‌کنند، من به شهرام گفتم که آقاجان نگران شماست. شهرام به من گفت، آبجی، اینکه آقاجان نگران است و می‌گوید مواظب باشید اگر ما شرکت نکنیم پس کی شرکت کند؟»
ظهر عاشورا است، پلیس ضد شورش در دو سوی جمعیت و نیروهای لباس شخصی نیز سوار بر موتور لابه‌لای جمعیت حضور دارند. وقتی جمعیت با صدای بلند شعارهای تندی را علیه نظام سر می‌دهد، ناگهان صدای تیر بلند می‌شود و دود گاز اشک‌آور می‌پیچد میان جمعیت.
در تمام شهر پیچیده که درگیری‌های میان معترضان و نیروهای ضد شورش در خیابان‌های تهران خونین شده است.
چند نفر از معترضان توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته شدند و چند نفر دیگر با شلیک گلوله نقش زمین شده‌اند، یک نفر به خانواده #شهرام_فرج_زاده_طارانی زنگ می‌زند و به آن‌ها خبر می‌دهد که به کلانتری ۱۰۷ مراجعه کنند.
کسی جرئت نمی‌کند به پدر و مادر شهرام بگوید که چه اتفاقی افتاده است. مردم از صحنه زیر گرفته شدن شهرام فرجزاده فیلم گرفته‌اند.
خواهر شهرام پای کامپیو‌تر صورت خونین برادرش را شناسایی می‌کند…
شهرام متولد اول شهریور ۱۳۵۳ . متأهل و پدر دختری پنج ساله به نام «آوا» بود و در کرج زندگی می‌کرد.
روز عاشورا، ۶ دی ۱۳۸۸، به‌وسیلهٔ خودروی نیروی انتظامی در میدان ولی‌عصر زیر گرفته شد،خودرو نیروهای گارد ویژه سه بار از روی بدن او عبور کردند تا او جان باخت.
پیکر او ۱۲ دی ۱۳۸۸ در قطعه ۳۰۴ بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
7👍2🔥1
دی ماه ۱۳۸۸ است، شش ماه از آغاز اعتراضات جنبش سبز می‌گذرد اما خیابان‌های تهران هنوز محل حضور و تجمع کسانی است که به نتایج این انتخابات اعتراض کرده بودند.
جوانان زیادی برای روز عاشورا قرار گذاشته‌اند تا دوباره با حضور در خیابان، اعتراض خود را بیان کنند.
شهرام (عباس) فرجزاده طارانی جوان ۳۵ ساله ایرانی یکی از این معترضان است که خود را به جمع معترضان در خیابان ولیعصر می‌رساند.
شعارهای معترضان کم کم از «رای من کجاست» به «مرگ بر دیکتاتور» و شعارهای تندتری علیه نظام تغییر کرده است.
راحله فرجزاده طارانی خواهر شهرام که در دهه شصت به دلیل بسته شدن فضای سیاسی ایران از دانشگاه اخراج شده بود در گفت‌وگویی که با او انجام داده‌ام، می‌گوید که برادرش شهرام آگاهانه به راهپیمایی‌های اعتراضی می‌رفت:
«برادرم آن موقع که در راهپیمایی شرکت می‌کرد نه بچه بود نه از زندگی‌اش سیر شده بود. او می‌دانست که با شرکت در راهپیمایی زندگی‌اش را در چه خطری می‌اندازد. برادرم قبلا هم در راهپیمایی‌های اعتراضی شرکت کرده بود، وقتی پدرم به من می‌گفت این بچه‌ها دارند با جان خودشان بازی می‌کنند، من به شهرام گفتم که آقاجان نگران شماست. شهرام به من گفت، آبجی، اینکه آقاجان نگران است و می‌گوید مواظب باشید اگر ما شرکت نکنیم پس کی شرکت کند؟»
ظهر عاشورا است، پلیس ضد شورش در دو سوی جمعیت و نیروهای لباس شخصی نیز سوار بر موتور لابه‌لای جمعیت حضور دارند. وقتی جمعیت با صدای بلند شعارهای تندی را علیه نظام سر می‌دهد، ناگهان صدای تیر بلند می‌شود و دود گاز اشک‌آور می‌پیچد میان جمعیت.
در تمام شهر پیچیده که درگیری‌های میان معترضان و نیروهای ضد شورش در خیابان‌های تهران خونین شده است.
چند نفر از معترضان توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته شدند و چند نفر دیگر با شلیک گلوله نقش زمین شده‌اند، یک نفر به خانواده #شهرام_فرج_زاده_طارانی زنگ می‌زند و به آن‌ها خبر می‌دهد که به کلانتری ۱۰۷ مراجعه کنند.
کسی جرئت نمی‌کند به پدر و مادر شهرام بگوید که چه اتفاقی افتاده است. مردم از صحنه زیر گرفته شدن شهرام فرجزاده فیلم گرفته‌اند.
خواهر شهرام پای کامپیو‌تر صورت خونین برادرش را شناسایی می‌کند…
شهرام متولد اول شهریور ۱۳۵۳ . متأهل و پدر دختری پنج ساله به نام «آوا» بود و در کرج زندگی می‌کرد.
روز عاشورا، ۶ دی ۱۳۸۸، به‌وسیلهٔ خودروی نیروی انتظامی در میدان ولی‌عصر زیر گرفته شد،خودرو نیروهای گارد ویژه سه بار از روی بدن او عبور کردند تا او جان باخت.
پیکر او ۱۲ دی ۱۳۸۸ در قطعه ۳۰۴ بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🕊13🤬74🔥2🤔1