This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدر جاویدنام محسن محمدی کوچکسرایی، ضمن انتشار تصاویری از شیون و زاری مادر محسن بر سر مزار فرزندش نوشت: «ای قاتلین شما بايد تاوان این همه خون به ناحق ریخته شده را بدهید. این آه و ناله مادریست که ۱۳ ماه با همین درد هر روز و هرشب آه و ناله میکشد. و تو حرام زاده که حتماً داری این پست را می بینی، چون قاتل در میان ماست، باید تقاص پس بدهی و آن روز نزدیک است. تا آخرین قطره خونمان داد خواه خون عزیزمان هستیم،»
او پیشتر ضمن انتشار تصاویری از رقصیدن فرزندش در طبیعت نوشته بود: «مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر ستمگر، تو کشوری هستیم که هیچ دل خوشی نداشتیم تنها دلخوشی ما بچه.های ما بودند، که اونم از ما گرفتن، ما زنده به آنیم که آرام نگیریم.»
#محسن_محمدی_کوچکسرایی ، ۳۷ ساله و پدر دو فرزند، ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در جریان خیزش انقلابی در قائمشهر، با شلیک ماموران حکومتی کشته شد، روز گذشته خانواده وی ،بر مزارش اولین سالگردش را گرامی داشتند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او پیشتر ضمن انتشار تصاویری از رقصیدن فرزندش در طبیعت نوشته بود: «مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر ستمگر، تو کشوری هستیم که هیچ دل خوشی نداشتیم تنها دلخوشی ما بچه.های ما بودند، که اونم از ما گرفتن، ما زنده به آنیم که آرام نگیریم.»
#محسن_محمدی_کوچکسرایی ، ۳۷ ساله و پدر دو فرزند، ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در جریان خیزش انقلابی در قائمشهر، با شلیک ماموران حکومتی کشته شد، روز گذشته خانواده وی ،بر مزارش اولین سالگردش را گرامی داشتند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍15❤3
ایران بریفینگ
پدر جاویدنام محسن محمدی کوچکسرایی، ضمن انتشار تصاویری از شیون و زاری مادر محسن بر سر مزار فرزندش نوشت: «ای قاتلین شما بايد تاوان این همه خون به ناحق ریخته شده را بدهید. این آه و ناله مادریست که ۱۳ ماه با همین درد هر روز و هرشب آه و ناله میکشد. و تو حرام زاده…
محسن (شعبان) محمدی کوچکسرایی، عاشق طبیعت بود؛ پای ثابت پیکنیک و گشتوگذار. اهل فوتبال و والیبال هم بود. شاید همین ویژگیها موجب شد که توانست بعد از گلوله خوردن، حدود دو کیلومتر راه برود. این در حالی بود که به گفته منابع مطلع، گلوله به «زیر قلب خورده بود و ریه را سوراخ کرده بود».
او در نهایت گوشه خیابان از حال رفت. وقتی برادرش به موبایل محسن زنگ زد تا جویای حالش بشود، یک راننده تاکسی جواب داد و گفت که محسن را در حالی که تیر خورده، در کنار خیابان پیدا کرده است.
یکی از نزدیکان خانواده #محسن_محمدی به ایران بریفینگ گفته است که او در روز ۳۰ شهریور، روبهروی کلانتری ۱۱ نیروی انتظامی قائمشهر «از پشت هدف گلوله جنگی قرار گرفته: «…محسن داشت با موبایل با خانمش صحبت میکرد که ناگهان تلفن قطع شد. هر چه خانمش تماس گرفت دیگه جواب نداد، برادرش که اورا پیدا کرد، بیهوش کامل نبود اگرچه خون زیادی ازش رفته بود اما برادرش میگه ذرهای نمیترسید. قبول نکرده بود ببرنش بیمارستان. منتظر مونده بود برادرش برسه. توی ماشین برادرش نمیتونسته نفس بکشه. خون توی ریههاش پر شده بود. میرسن به اورژانس بیمارستان ولیعصر قائمشهر. ۱۰ دقیقه احیاش کردن. بردنش اتاق عمل و محسن نزدیک به ۱۰ شب توی اتاق عمل جان باخت»
#محسن_محمدی_کوچکسرایی ، تکنسین برق ساختمان، در سن ۳۷ سالگی کشته شد،در گواهی فوت محسن محمدی کوچکسرایی نوشته اند که با پرتاب جسم پرشتاب یعنی گلوله کشته شده است.
فشارها بر خانواده محسن محمدی مانند بسیاری از کشتههای اعتراضهای سراسری ایران، از همان ابتدا شروع شد. خانواده را تهدید کردند که اگر نگویند معترضان او را کشتهاند، پیکرش را تحویل نمیدهند:«…از دم در بیمارستان تا دم اتاق عمل پر از مامور امنیتی و نیروهای لباس شخصی بود. تا ساعت یک و نیم شب به خانواده نگفتن محسن فوت کرده. پیکرش رو هم اول نمیدادن. از پدر محسن تعهد گرفتن که توی مراسم کسی شعار نده و فیلم نگیرن»
محسن هوادار سرسخت تیمهای استقلال و از لیدرهای اصلی نساجی قائمشهر بود.
نزدیکان او میگویند بعد از کشته شدن مهسا امینی به مادرش گفته بود امروز نوبت مهسا بود و فردا نوبت خواهر من و بقیه میشود و همین اعتقادش موجب شد که به اعتراضها بپیوندد.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او در نهایت گوشه خیابان از حال رفت. وقتی برادرش به موبایل محسن زنگ زد تا جویای حالش بشود، یک راننده تاکسی جواب داد و گفت که محسن را در حالی که تیر خورده، در کنار خیابان پیدا کرده است.
یکی از نزدیکان خانواده #محسن_محمدی به ایران بریفینگ گفته است که او در روز ۳۰ شهریور، روبهروی کلانتری ۱۱ نیروی انتظامی قائمشهر «از پشت هدف گلوله جنگی قرار گرفته: «…محسن داشت با موبایل با خانمش صحبت میکرد که ناگهان تلفن قطع شد. هر چه خانمش تماس گرفت دیگه جواب نداد، برادرش که اورا پیدا کرد، بیهوش کامل نبود اگرچه خون زیادی ازش رفته بود اما برادرش میگه ذرهای نمیترسید. قبول نکرده بود ببرنش بیمارستان. منتظر مونده بود برادرش برسه. توی ماشین برادرش نمیتونسته نفس بکشه. خون توی ریههاش پر شده بود. میرسن به اورژانس بیمارستان ولیعصر قائمشهر. ۱۰ دقیقه احیاش کردن. بردنش اتاق عمل و محسن نزدیک به ۱۰ شب توی اتاق عمل جان باخت»
#محسن_محمدی_کوچکسرایی ، تکنسین برق ساختمان، در سن ۳۷ سالگی کشته شد،در گواهی فوت محسن محمدی کوچکسرایی نوشته اند که با پرتاب جسم پرشتاب یعنی گلوله کشته شده است.
فشارها بر خانواده محسن محمدی مانند بسیاری از کشتههای اعتراضهای سراسری ایران، از همان ابتدا شروع شد. خانواده را تهدید کردند که اگر نگویند معترضان او را کشتهاند، پیکرش را تحویل نمیدهند:«…از دم در بیمارستان تا دم اتاق عمل پر از مامور امنیتی و نیروهای لباس شخصی بود. تا ساعت یک و نیم شب به خانواده نگفتن محسن فوت کرده. پیکرش رو هم اول نمیدادن. از پدر محسن تعهد گرفتن که توی مراسم کسی شعار نده و فیلم نگیرن»
محسن هوادار سرسخت تیمهای استقلال و از لیدرهای اصلی نساجی قائمشهر بود.
نزدیکان او میگویند بعد از کشته شدن مهسا امینی به مادرش گفته بود امروز نوبت مهسا بود و فردا نوبت خواهر من و بقیه میشود و همین اعتقادش موجب شد که به اعتراضها بپیوندد.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤4
اعتراضات به قتل حکومتی مهسا امینی در دیواندره نیز همزمان با اغلب شهرهای ایران در سال ۱۴۰۱ ادامه داسته و مطابق تمام ایران با شلیک نیروهای امنیتی و انتظامی و به خاک و خون کشیدن معترضان پاسخ داده شده.
«محسن محمدی» فرزند مسعود و «فوآد قدیمی» فرزند عبدالله دو تن از معترضان کسته شده ابن شهر در یک شب هیتند.
در ۲۸ شهریور ۱۴۰۱ #محسن_محمدی و #فواد_قدیمی که هر دو از دوستان یکدیگر لودند در اعتراضات با در دست داشتن تصویر مهسا امنیتی و پرچمی که نشان جمهوری اسلامی را از وسط آن بریده بودند مورد هدف تکتیراندازانجمهوری اسلامی قرار گرفتند.
آنها به دلیل شدت جراحات وارده برای درمان به سنندج منتقل شده بودند اما «محسن محمدی» پیش از رسیدن به بیمارستان در راه جان خود را از دست داده است.
«فوآد قدیمی» هم بدلیل شدت جراحات وارده در بیمارستانی در سنندج جان خود را از دست داده است.
جدا از این دو نفر همان شب بیش از ده نفر بر اثر اصابت گلوله نیروهای زخمی شدهاند که بدلیل نگرانی از شناسایی و بازداشت به بیمارستان مراجعه نکرده و درمان موقت را در منزل خود پیگیری کردهاند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
«محسن محمدی» فرزند مسعود و «فوآد قدیمی» فرزند عبدالله دو تن از معترضان کسته شده ابن شهر در یک شب هیتند.
در ۲۸ شهریور ۱۴۰۱ #محسن_محمدی و #فواد_قدیمی که هر دو از دوستان یکدیگر لودند در اعتراضات با در دست داشتن تصویر مهسا امنیتی و پرچمی که نشان جمهوری اسلامی را از وسط آن بریده بودند مورد هدف تکتیراندازانجمهوری اسلامی قرار گرفتند.
آنها به دلیل شدت جراحات وارده برای درمان به سنندج منتقل شده بودند اما «محسن محمدی» پیش از رسیدن به بیمارستان در راه جان خود را از دست داده است.
«فوآد قدیمی» هم بدلیل شدت جراحات وارده در بیمارستانی در سنندج جان خود را از دست داده است.
جدا از این دو نفر همان شب بیش از ده نفر بر اثر اصابت گلوله نیروهای زخمی شدهاند که بدلیل نگرانی از شناسایی و بازداشت به بیمارستان مراجعه نکرده و درمان موقت را در منزل خود پیگیری کردهاند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤4🕊1
محسن (شعبان) محمدی کوچکسرایی، عاشق طبیعت بود؛ پای ثابت پیکنیک و گشتوگذار. اهل فوتبال و والیبال هم بود. شاید همین ویژگیها موجب شد که توانست بعد از گلوله خوردن، حدود دو کیلومتر به دنبال کنک راه برود.
در حالی که گلوله به «زیر قلب خورده بود و ریه را سوراخ کرده بود».
او در نهایت گوشه خیابان از حال رفت.
وقتی برادرش به موبایل محسن زنگ زد تا جویای حالش بشود، یک راننده تاکسی جواب داد و گفت که محسن را در حالی که تیر خورده، در کنار خیابان پیدا کرده است.
او در روز ۳۰ شهریور، روبهروی کلانتری ۱۱ نیروی انتظامی قائمشهر «از پشت هدف گلوله جنگی قرار گرفت، محسن داشت با موبایل با خانمش صحبت میکرد که ناگهان تلفن قطع شد. هر چه خانمش تماس گرفت دیگه جواب نداد.»
خون زیادی ازش رفته بود اما برادرش میگه ذرهای نمیترسید. قبول نکرده بود ببرنش بیمارستان. منتظر مونده بود برادرش برسه. توی ماشین برادرش نمیتونسته نفس بکشه. خون توی ریههاش پر شده بود. میرسن به اورژانس بیمارستان ولیعصر قائمشهر. ۱۰ دقیقه احیاش کردن. بردنش اتاق عمل و محسن نزدیک به ۱۰ شب توی اتاق عمل تموم کرد.»
محسن محمدی کوچکسرایی، تکنسین برق ساختمان، در سن ۳۷ سالگی کشته شد.
فشارها بر خانواده محسن محمدی مانند بسیاری از کشتههای اعتراضهای سراسری ایران، از همان ابتدا شروع شد. خانواده را تهدید کردند که اگر نگویند معترضان او را کشتهاند، پیکرش را تحویل نمیدهند.
بعد از کشته شدن مهسا امینی به مادرش گفته بود امروز نوبت مهسا بود و فردا نوبت خواهر من و بقیه میشود و همین اعتقادش موجب شد که به اعتراضها بپیوندد و مأموران جمهوری اسلامی شمع جانش را خاموش کنند.
#محسن_محمدی_کوچکسرائی مهندس جوان متولد ۱۷ اردیبهشت۶۴ ، اهل قائمشهر بود. او پدر دو پسرکوچک به نامهای حامی ۱۱ ساله و لیام ۵ ساله بود.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
در حالی که گلوله به «زیر قلب خورده بود و ریه را سوراخ کرده بود».
او در نهایت گوشه خیابان از حال رفت.
وقتی برادرش به موبایل محسن زنگ زد تا جویای حالش بشود، یک راننده تاکسی جواب داد و گفت که محسن را در حالی که تیر خورده، در کنار خیابان پیدا کرده است.
او در روز ۳۰ شهریور، روبهروی کلانتری ۱۱ نیروی انتظامی قائمشهر «از پشت هدف گلوله جنگی قرار گرفت، محسن داشت با موبایل با خانمش صحبت میکرد که ناگهان تلفن قطع شد. هر چه خانمش تماس گرفت دیگه جواب نداد.»
خون زیادی ازش رفته بود اما برادرش میگه ذرهای نمیترسید. قبول نکرده بود ببرنش بیمارستان. منتظر مونده بود برادرش برسه. توی ماشین برادرش نمیتونسته نفس بکشه. خون توی ریههاش پر شده بود. میرسن به اورژانس بیمارستان ولیعصر قائمشهر. ۱۰ دقیقه احیاش کردن. بردنش اتاق عمل و محسن نزدیک به ۱۰ شب توی اتاق عمل تموم کرد.»
محسن محمدی کوچکسرایی، تکنسین برق ساختمان، در سن ۳۷ سالگی کشته شد.
فشارها بر خانواده محسن محمدی مانند بسیاری از کشتههای اعتراضهای سراسری ایران، از همان ابتدا شروع شد. خانواده را تهدید کردند که اگر نگویند معترضان او را کشتهاند، پیکرش را تحویل نمیدهند.
بعد از کشته شدن مهسا امینی به مادرش گفته بود امروز نوبت مهسا بود و فردا نوبت خواهر من و بقیه میشود و همین اعتقادش موجب شد که به اعتراضها بپیوندد و مأموران جمهوری اسلامی شمع جانش را خاموش کنند.
#محسن_محمدی_کوچکسرائی مهندس جوان متولد ۱۷ اردیبهشت۶۴ ، اهل قائمشهر بود. او پدر دو پسرکوچک به نامهای حامی ۱۱ ساله و لیام ۵ ساله بود.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍9❤7
ایران بریفینگ
محسن (شعبان) محمدی کوچکسرایی، عاشق طبیعت بود؛ پای ثابت پیکنیک و گشتوگذار. اهل فوتبال و والیبال هم بود. شاید همین ویژگیها موجب شد که توانست بعد از گلوله خوردن، حدود دو کیلومتر به دنبال کنک راه برود. در حالی که گلوله به «زیر قلب خورده بود و ریه را سوراخ…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خواهر دادخواه جاوید نام #محسن_محمدی_کوچکسرایی با انتشار این تصاویر از محرم و عزاداری برای برادرش نوشت:« امروزطرف حسابم باقاتلانِ جانِ نازنین برادرم هست
آنهایی که دستورداده اند،آنهایی که بااسلحه جنگی شلیک کرده اندوآنهایی که دیدندوسکوت کرده اند...
آنهایی که لباس عزای حسین برتن کرده وکسانی راکشته اندکه انسانیت راپیشه کرده بودند
دلم میخوادبرات ازسخت ترین شب زندگیم بگم
شبی که رفت...
شبی که فکرمی کردم صبح نمیشه
ولی صبح شد
هم اون شب،هم شب های بعدش
ولی فقط روزها وشب ها دارن میگذرند
باهرثانیه یادآوری خاطراتش کل وجودم آتیش میگیره
شماهامیدونید گذشتن ازکسی که باکل وجودت دوستش داری،کسی که بندبندوجودت بهش نیازداره چه دردی داره؟
شمامیدونید داغ یه نفرتاابدتودلت موندن چه حسی داره؟
بعدانتظارداریدمن برای ۱۴۰۰ سال پیش عزاوماتم بگیرم؟من کربلا رادرشهریور۱۴۰۱ به چشم دیده م
من توعصرخودم دیدم باچشمام حسینمو سربریدن ابوالفضل مو تشنه به قتلگاه بردن من خودم شدم زینب زمان که درد همه روتوسینه م جادادم شماهیچی نمیفهمید..
التماس تفکر، تانابودی ظلم رانبینم ذره ای ازخشم درون سینه م کم نمیشه … به امیدآن روز»
محسن (شعبان) محمدی کوچکسرایی، در روز ۳۰ شهریور، روبهروی کلانتری ۱۱ نیروی انتظامی قائمشهر «از پشت هدف گلوله جنگی قرار گرفت، محسن داشت با موبایل با خانمش صحبت میکرد که ناگهان تلفن قطع شد. هر چه خانمش تماس گرفت دیگه جواب نداد.»
محسن محمدی کوچکسرایی، تکنسین برق ساختمان، در سن ۳۷ سالگی کشته شد.
#محسن_محمدی_کوچکسرائی مهندس جوان متولد ۱۷ اردیبهشت۶۴ ، اهل قائمشهر بود. او پدر دو پسرکوچک به نامهای حامی ۱۱ ساله و لیام ۵ ساله بود.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
آنهایی که دستورداده اند،آنهایی که بااسلحه جنگی شلیک کرده اندوآنهایی که دیدندوسکوت کرده اند...
آنهایی که لباس عزای حسین برتن کرده وکسانی راکشته اندکه انسانیت راپیشه کرده بودند
دلم میخوادبرات ازسخت ترین شب زندگیم بگم
شبی که رفت...
شبی که فکرمی کردم صبح نمیشه
ولی صبح شد
هم اون شب،هم شب های بعدش
ولی فقط روزها وشب ها دارن میگذرند
باهرثانیه یادآوری خاطراتش کل وجودم آتیش میگیره
شماهامیدونید گذشتن ازکسی که باکل وجودت دوستش داری،کسی که بندبندوجودت بهش نیازداره چه دردی داره؟
شمامیدونید داغ یه نفرتاابدتودلت موندن چه حسی داره؟
بعدانتظارداریدمن برای ۱۴۰۰ سال پیش عزاوماتم بگیرم؟من کربلا رادرشهریور۱۴۰۱ به چشم دیده م
من توعصرخودم دیدم باچشمام حسینمو سربریدن ابوالفضل مو تشنه به قتلگاه بردن من خودم شدم زینب زمان که درد همه روتوسینه م جادادم شماهیچی نمیفهمید..
التماس تفکر، تانابودی ظلم رانبینم ذره ای ازخشم درون سینه م کم نمیشه … به امیدآن روز»
محسن (شعبان) محمدی کوچکسرایی، در روز ۳۰ شهریور، روبهروی کلانتری ۱۱ نیروی انتظامی قائمشهر «از پشت هدف گلوله جنگی قرار گرفت، محسن داشت با موبایل با خانمش صحبت میکرد که ناگهان تلفن قطع شد. هر چه خانمش تماس گرفت دیگه جواب نداد.»
محسن محمدی کوچکسرایی، تکنسین برق ساختمان، در سن ۳۷ سالگی کشته شد.
#محسن_محمدی_کوچکسرائی مهندس جوان متولد ۱۷ اردیبهشت۶۴ ، اهل قائمشهر بود. او پدر دو پسرکوچک به نامهای حامی ۱۱ ساله و لیام ۵ ساله بود.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤8👍1🔥1
Forwarded from ایران بریفینگ
اعتراضات به قتل حکومتی مهسا امینی در دیواندره نیز همزمان با اغلب شهرهای ایران در سال ۱۴۰۱ ادامه داسته و مطابق تمام ایران با شلیک نیروهای امنیتی و انتظامی و به خاک و خون کشیدن معترضان پاسخ داده شده.
«محسن محمدی» فرزند مسعود و «فوآد قدیمی» فرزند عبدالله دو تن از معترضان کسته شده ابن شهر در یک شب هیتند.
در ۲۸ شهریور ۱۴۰۱ #محسن_محمدی و #فواد_قدیمی که هر دو از دوستان یکدیگر لودند در اعتراضات با در دست داشتن تصویر مهسا امنیتی و پرچمی که نشان جمهوری اسلامی را از وسط آن بریده بودند مورد هدف تکتیراندازانجمهوری اسلامی قرار گرفتند.
آنها به دلیل شدت جراحات وارده برای درمان به سنندج منتقل شده بودند اما «محسن محمدی» پیش از رسیدن به بیمارستان در راه جان خود را از دست داده است.
«فوآد قدیمی» هم بدلیل شدت جراحات وارده در بیمارستانی در سنندج جان خود را از دست داده است.
جدا از این دو نفر همان شب بیش از ده نفر بر اثر اصابت گلوله نیروهای زخمی شدهاند که بدلیل نگرانی از شناسایی و بازداشت به بیمارستان مراجعه نکرده و درمان موقت را در منزل خود پیگیری کردهاند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
«محسن محمدی» فرزند مسعود و «فوآد قدیمی» فرزند عبدالله دو تن از معترضان کسته شده ابن شهر در یک شب هیتند.
در ۲۸ شهریور ۱۴۰۱ #محسن_محمدی و #فواد_قدیمی که هر دو از دوستان یکدیگر لودند در اعتراضات با در دست داشتن تصویر مهسا امنیتی و پرچمی که نشان جمهوری اسلامی را از وسط آن بریده بودند مورد هدف تکتیراندازانجمهوری اسلامی قرار گرفتند.
آنها به دلیل شدت جراحات وارده برای درمان به سنندج منتقل شده بودند اما «محسن محمدی» پیش از رسیدن به بیمارستان در راه جان خود را از دست داده است.
«فوآد قدیمی» هم بدلیل شدت جراحات وارده در بیمارستانی در سنندج جان خود را از دست داده است.
جدا از این دو نفر همان شب بیش از ده نفر بر اثر اصابت گلوله نیروهای زخمی شدهاند که بدلیل نگرانی از شناسایی و بازداشت به بیمارستان مراجعه نکرده و درمان موقت را در منزل خود پیگیری کردهاند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤9🔥1
محسن (شعبان) محمدی کوچکسرایی، عاشق طبیعت بود؛ پای ثابت پیکنیک و گشتوگذار. اهل فوتبال و والیبال هم بود. شاید همین ویژگیها موجب شد که توانست بعد از گلوله خوردن، حدود دو کیلومتر به دنبال کنک راه برود.
در حالی که گلوله به «زیر قلب خورده بود و ریه را سوراخ کرده بود».
او در نهایت گوشه خیابان از حال رفت.
وقتی برادرش به موبایل محسن زنگ زد تا جویای حالش بشود، یک راننده تاکسی جواب داد و گفت که محسن را در حالی که تیر خورده، در کنار خیابان پیدا کرده است.
او در روز ۳۰ شهریور، روبهروی کلانتری ۱۱ نیروی انتظامی قائمشهر «از پشت هدف گلوله جنگی قرار گرفت، محسن داشت با موبایل با خانمش صحبت میکرد که ناگهان تلفن قطع شد. هر چه خانمش تماس گرفت دیگه جواب نداد.»
خون زیادی ازش رفته بود اما برادرش میگه ذرهای نمیترسید. قبول نکرده بود ببرنش بیمارستان. منتظر مونده بود برادرش برسه. توی ماشین برادرش نمیتونسته نفس بکشه. خون توی ریههاش پر شده بود. میرسن به اورژانس بیمارستان ولیعصر قائمشهر. ۱۰ دقیقه احیاش کردن. بردنش اتاق عمل و محسن نزدیک به ۱۰ شب توی اتاق عمل تموم کرد.»
محسن محمدی کوچکسرایی، تکنسین برق ساختمان، در سن ۳۷ سالگی کشته شد.
فشارها بر خانواده محسن محمدی مانند بسیاری از کشتههای اعتراضهای سراسری ایران، از همان ابتدا شروع شد. خانواده را تهدید کردند که اگر نگویند معترضان او را کشتهاند، پیکرش را تحویل نمیدهند.
بعد از کشته شدن مهسا امینی به مادرش گفته بود امروز نوبت مهسا بود و فردا نوبت خواهر من و بقیه میشود و همین اعتقادش موجب شد که به اعتراضها بپیوندد و مأموران جمهوری اسلامی شمع جانش را خاموش کنند.
#محسن_محمدی_کوچکسرائی مهندس جوان متولد ۱۷ اردیبهشت۶۴ ، اهل قائمشهر بود. او پدر دو پسرکوچک به نامهای حامی ۱۱ ساله و لیام ۵ ساله بود.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
در حالی که گلوله به «زیر قلب خورده بود و ریه را سوراخ کرده بود».
او در نهایت گوشه خیابان از حال رفت.
وقتی برادرش به موبایل محسن زنگ زد تا جویای حالش بشود، یک راننده تاکسی جواب داد و گفت که محسن را در حالی که تیر خورده، در کنار خیابان پیدا کرده است.
او در روز ۳۰ شهریور، روبهروی کلانتری ۱۱ نیروی انتظامی قائمشهر «از پشت هدف گلوله جنگی قرار گرفت، محسن داشت با موبایل با خانمش صحبت میکرد که ناگهان تلفن قطع شد. هر چه خانمش تماس گرفت دیگه جواب نداد.»
خون زیادی ازش رفته بود اما برادرش میگه ذرهای نمیترسید. قبول نکرده بود ببرنش بیمارستان. منتظر مونده بود برادرش برسه. توی ماشین برادرش نمیتونسته نفس بکشه. خون توی ریههاش پر شده بود. میرسن به اورژانس بیمارستان ولیعصر قائمشهر. ۱۰ دقیقه احیاش کردن. بردنش اتاق عمل و محسن نزدیک به ۱۰ شب توی اتاق عمل تموم کرد.»
محسن محمدی کوچکسرایی، تکنسین برق ساختمان، در سن ۳۷ سالگی کشته شد.
فشارها بر خانواده محسن محمدی مانند بسیاری از کشتههای اعتراضهای سراسری ایران، از همان ابتدا شروع شد. خانواده را تهدید کردند که اگر نگویند معترضان او را کشتهاند، پیکرش را تحویل نمیدهند.
بعد از کشته شدن مهسا امینی به مادرش گفته بود امروز نوبت مهسا بود و فردا نوبت خواهر من و بقیه میشود و همین اعتقادش موجب شد که به اعتراضها بپیوندد و مأموران جمهوری اسلامی شمع جانش را خاموش کنند.
#محسن_محمدی_کوچکسرائی مهندس جوان متولد ۱۷ اردیبهشت۶۴ ، اهل قائمشهر بود. او پدر دو پسرکوچک به نامهای حامی ۱۱ ساله و لیام ۵ ساله بود.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤6🕊3🔥2
ایران بریفینگ
#امروز_در_تاریخ / امروز سالگردِ پنج تن از کشته شدههای انقلاب #زن_زندگی_آزادی است؛ ۲۸ شهریورماه سالگرد پنج تن از جانفشانان ایران میباشد؛ «هاجر عباسی اهل مهاباد، فریدون محمودی، اهل سقز، محسن محمدی اهل دیواندره، رضا لطفی اهل دهگلان و ایمان بهزادپور از سنندج»…
محسن محمدی، از معترضان دیواندره، در روز ۲۸ شهریور ۱۴۰۱ هدف گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و جان خود را از دست داد. او در کوچه سپاه این شهر با شلیک مستقیم سلاح کلاشینکف زخمی شد؛ گلولهای که به کبدش اصابت کرد و زندگیاش را ربود.
محسن پس از انتقال به بیمارستان دیواندره از ساعت ۱۱ صبح تا ۵ عصر فقط خون دریافت کرده بود، بدون هیچ اقدام پزشکی مؤثر. خانوادهاش ساعتها در انتظار خبر بهبود بودند، اما همان زمان محسن در حال جان دادن بود. در نهایت ساعت ۵ عصر جان باخت، اما به خانوادهاش گفته شد او زنده است و به بیمارستان سنندج منتقل میشود.
در طول انتقال، نیروهای امنیتی حتی اجازه همراهی یک پزشک را ندادند و تنها مأموران اداره اطلاعات در آمبولانس حاضر بودند. وقتی خانواده در سنندج رسیدند، با حقیقت تلخ روبهرو شدند: محسن از دنیا رفته بود و پیکرش بیآنکه به خانواده تحویل دهند، به بهشت محمدی برده شده بود.
روز بعد، مأموران امنیتی با خانواده دیدار کردند و پیشنهاد دادند که نام محسن در بنیاد شهید ثبت شود؛ همراه با وعده پاداش مالی.
اما پدر #محسن_محمدی در پاسخ گفته بود: «ما قاتل فرزندمان را میخواهیم، نه معامله.» خانواده با قاطعیت این پیشنهاد را رد کردند.
شاهدان میگویند محسن در همان لحظهای جان باخت که مشغول پاره کردن بنر خامنهای بود؛ مأموری با کلت کمری به سوی او شلیک کرد. خون محسن در خیابانهای دیواندره ریخته شد، اما یاد او برای همیشه در حافظه مردم این شهر زنده ماند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
محسن پس از انتقال به بیمارستان دیواندره از ساعت ۱۱ صبح تا ۵ عصر فقط خون دریافت کرده بود، بدون هیچ اقدام پزشکی مؤثر. خانوادهاش ساعتها در انتظار خبر بهبود بودند، اما همان زمان محسن در حال جان دادن بود. در نهایت ساعت ۵ عصر جان باخت، اما به خانوادهاش گفته شد او زنده است و به بیمارستان سنندج منتقل میشود.
در طول انتقال، نیروهای امنیتی حتی اجازه همراهی یک پزشک را ندادند و تنها مأموران اداره اطلاعات در آمبولانس حاضر بودند. وقتی خانواده در سنندج رسیدند، با حقیقت تلخ روبهرو شدند: محسن از دنیا رفته بود و پیکرش بیآنکه به خانواده تحویل دهند، به بهشت محمدی برده شده بود.
روز بعد، مأموران امنیتی با خانواده دیدار کردند و پیشنهاد دادند که نام محسن در بنیاد شهید ثبت شود؛ همراه با وعده پاداش مالی.
اما پدر #محسن_محمدی در پاسخ گفته بود: «ما قاتل فرزندمان را میخواهیم، نه معامله.» خانواده با قاطعیت این پیشنهاد را رد کردند.
شاهدان میگویند محسن در همان لحظهای جان باخت که مشغول پاره کردن بنر خامنهای بود؛ مأموری با کلت کمری به سوی او شلیک کرد. خون محسن در خیابانهای دیواندره ریخته شد، اما یاد او برای همیشه در حافظه مردم این شهر زنده ماند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤16🤬3🔥2
محسن (شعبان) محمدی کوچکسرایی، عاشق طبیعت بود؛ پای ثابت پیکنیک و گشتوگذار. اهل فوتبال و والیبال هم بود. شاید همین ویژگیها موجب شد که توانست بعد از گلوله خوردن، حدود دو کیلومتر راه برود. این در حالی بود که به گفته منابع مطلع، گلوله به «زیر قلب خورده بود و ریه را سوراخ کرده بود».
او در نهایت گوشه خیابان از حال رفت. وقتی برادرش به موبایل محسن زنگ زد تا جویای حالش بشود، یک راننده تاکسی جواب داد و گفت که محسن را در حالی که تیر خورده، در کنار خیابان پیدا کرده است.
یکی از نزدیکان خانواده #محسن_محمدی به ایران بریفینگ گفته است که او در روز ۳۰ شهریور، روبهروی کلانتری ۱۱ نیروی انتظامی قائمشهر «از پشت هدف گلوله جنگی قرار گرفته: «…محسن داشت با موبایل با خانمش صحبت میکرد که ناگهان تلفن قطع شد. هر چه خانمش تماس گرفت دیگه جواب نداد، برادرش که اورا پیدا کرد، بیهوش کامل نبود اگرچه خون زیادی ازش رفته بود اما برادرش میگه ذرهای نمیترسید. قبول نکرده بود ببرنش بیمارستان. منتظر مونده بود برادرش برسه. توی ماشین برادرش نمیتونسته نفس بکشه. خون توی ریههاش پر شده بود. میرسن به اورژانس بیمارستان ولیعصر قائمشهر. ۱۰ دقیقه احیاش کردن. بردنش اتاق عمل و محسن نزدیک به ۱۰ شب توی اتاق عمل جان باخت»
#محسن_محمدی_کوچکسرایی ، تکنسین برق ساختمان، در سن ۳۷ سالگی کشته شد،در گواهی فوت محسن محمدی کوچکسرایی نوشته اند که با پرتاب جسم پرشتاب یعنی گلوله کشته شده است.
فشارها بر خانواده محسن محمدی مانند بسیاری از کشتههای اعتراضهای سراسری ایران، از همان ابتدا شروع شد. خانواده را تهدید کردند که اگر نگویند معترضان او را کشتهاند، پیکرش را تحویل نمیدهند:«…از دم در بیمارستان تا دم اتاق عمل پر از مامور امنیتی و نیروهای لباس شخصی بود. تا ساعت یک و نیم شب به خانواده نگفتن محسن فوت کرده. پیکرش رو هم اول نمیدادن. از پدر محسن تعهد گرفتن که توی مراسم کسی شعار نده و فیلم نگیرن»
محسن هوادار سرسخت تیمهای استقلال و از لیدرهای اصلی نساجی قائمشهر بود.
نزدیکان او میگویند بعد از کشته شدن مهسا امینی به مادرش گفته بود امروز نوبت مهسا بود و فردا نوبت خواهر من و بقیه میشود و همین اعتقادش موجب شد که به اعتراضها بپیوندد.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او در نهایت گوشه خیابان از حال رفت. وقتی برادرش به موبایل محسن زنگ زد تا جویای حالش بشود، یک راننده تاکسی جواب داد و گفت که محسن را در حالی که تیر خورده، در کنار خیابان پیدا کرده است.
یکی از نزدیکان خانواده #محسن_محمدی به ایران بریفینگ گفته است که او در روز ۳۰ شهریور، روبهروی کلانتری ۱۱ نیروی انتظامی قائمشهر «از پشت هدف گلوله جنگی قرار گرفته: «…محسن داشت با موبایل با خانمش صحبت میکرد که ناگهان تلفن قطع شد. هر چه خانمش تماس گرفت دیگه جواب نداد، برادرش که اورا پیدا کرد، بیهوش کامل نبود اگرچه خون زیادی ازش رفته بود اما برادرش میگه ذرهای نمیترسید. قبول نکرده بود ببرنش بیمارستان. منتظر مونده بود برادرش برسه. توی ماشین برادرش نمیتونسته نفس بکشه. خون توی ریههاش پر شده بود. میرسن به اورژانس بیمارستان ولیعصر قائمشهر. ۱۰ دقیقه احیاش کردن. بردنش اتاق عمل و محسن نزدیک به ۱۰ شب توی اتاق عمل جان باخت»
#محسن_محمدی_کوچکسرایی ، تکنسین برق ساختمان، در سن ۳۷ سالگی کشته شد،در گواهی فوت محسن محمدی کوچکسرایی نوشته اند که با پرتاب جسم پرشتاب یعنی گلوله کشته شده است.
فشارها بر خانواده محسن محمدی مانند بسیاری از کشتههای اعتراضهای سراسری ایران، از همان ابتدا شروع شد. خانواده را تهدید کردند که اگر نگویند معترضان او را کشتهاند، پیکرش را تحویل نمیدهند:«…از دم در بیمارستان تا دم اتاق عمل پر از مامور امنیتی و نیروهای لباس شخصی بود. تا ساعت یک و نیم شب به خانواده نگفتن محسن فوت کرده. پیکرش رو هم اول نمیدادن. از پدر محسن تعهد گرفتن که توی مراسم کسی شعار نده و فیلم نگیرن»
محسن هوادار سرسخت تیمهای استقلال و از لیدرهای اصلی نساجی قائمشهر بود.
نزدیکان او میگویند بعد از کشته شدن مهسا امینی به مادرش گفته بود امروز نوبت مهسا بود و فردا نوبت خواهر من و بقیه میشود و همین اعتقادش موجب شد که به اعتراضها بپیوندد.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤3🔥2🕊1