ایران بریفینگ
7.44K subscribers
21.5K photos
28.4K videos
38K links
هدف ما؛اطلاع رسانی نقض حقوق بشر توسط نهادهای امنیتی و نظامی درایران است.
سایت:
www.irbr.news


توییتر:
twitter.com/irbriefing

ارتباط با مخاطبین در تلگرام :

@iranbriefing
Download Telegram
محمد حسین مروتی، متولد ۳۰ خرداد ۸۳ در خلخالِ اردبیل بود. او پس از مهاجرت خانواده‌اش به قرچک ورامین، در آنجا بزرگ شد و درس خواند. او جوانی مهربان، پرتلاش و ورزشکار بود که هرگز باشگاه را تعطیل نمی‌کرد. در ۱۸ سالگی، پس از گرفتن دیپلم، تمام تلاش خود را می‌کرد تا به دانشگاه برود و در رشته دلخواهش تحصیل کند.

محمد حسین به خانواده‌اش عشق می‌ورزید و در عین حال به دنبال استقلال بود.
پس از دبیرستان در یک کارخانه جوراب‌بافی مشغول به کار شد تا بتواند رویای خرید ماشین را محقق کند.
او به تازگی در امتحان رانندگی قبول شده بود، اما گواهینامه‌اش زمانی به دست خانواده‌اش رسید که دیگر در قید حیات نبود.

آن روز، قیام به شهر قرچک رسیده بود، از غروب ۳۰ شهریور۱۴۰۱ ، #محمدحسین_مروتی و دیگر جوانان در خیابان‌ها به مقابله با نیروهای سرکوبگر پرداختند.
او در میدان کلانتری، که به میدان منبع آب نیز معروف است، توسط نیروهای حکومتی از ساختمان فرمانداری هدف ۳ گلوله که یکی از آنها به قلبش اصابت کرد، قرار گرفت و در حالی که مرگ دیکتاتور و آزادی را فریاد می‌زد، جان داد.
قاتلان تا چهار روز پیکر او را به خانواده‌اش تحویل ندادند و سرانجام در روز ۳ مهر۱۴۰۱ ، با فشار و تهدید، خانواده‌اش را وادار کردند تا او را در سکوت و بی‌خبری به خاک بسپارند.
محمد حسین با خون خود درخت انقلاب را آبیاری کرد و امید داشت که خورشید آزادی برای جوانان ایران طلوع کند.
او اهل هنر بود و گیتار می‌نواخت و می‌خواند. یکی از ترانه‌هایش با شعری از خیام به یادگار مانده و آرزو داشت روزی که آزادی به دست می‌آید، همان ترانه را برای مردم بخواند.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
4
محمد حسین مروتی، متولد ۳۱ خرداد ۸۳ در خلخالِ اردبیل بود. او پس از مهاجرت خانواده‌اش به قرچک ورامین، در آنجا بزرگ شد و درس خواند. او جوانی مهربان، پرتلاش و ورزشکار بود که هرگز باشگاه را تعطیل نمی‌کرد. در ۱۸ سالگی، پس از گرفتن دیپلم، تمام تلاش خود را می‌کرد تا به دانشگاه برود و در رشته دلخواهش تحصیل کند.
محمد حسین به خانواده‌اش عشق می‌ورزید و در عین حال به دنبال استقلال بود.
پس از دبیرستان در یک کارخانه جوراب‌بافی مشغول به کار شد تا بتواند رویای خرید ماشین را محقق کند.
او به تازگی در امتحان رانندگی قبول شده بود، اما گواهینامه‌اش زمانی به دست خانواده‌اش رسید که دیگر در قید حیات نبود.
آن روز، قیام به شهر قرچک رسیده بود، از غروب ۳۰ شهریور۱۴۰۱ ، #محمدحسین_مروتی و دیگر جوانان در خیابان‌ها به مقابله با نیروهای سرکوبگر پرداختند.
او در میدان کلانتری، که به میدان منبع آب نیز معروف است، توسط نیروهای حکومتی از ساختمان فرمانداری هدف ۳ گلوله که یکی از آنها به قلبش اصابت کرد، قرار گرفت و در حالی که مرگ دیکتاتور و آزادی را فریاد می‌زد، جان داد.
قاتلان تا چهار روز پیکر او را به خانواده‌اش تحویل ندادند و سرانجام در روز ۳ مهر۱۴۰۱ ، با فشار و تهدید، خانواده‌اش را وادار کردند تا او را در سکوت و بی‌خبری به خاک بسپارند.
محمد حسین با خون خود درخت انقلاب را آبیاری کرد و امید داشت که خورشید آزادی برای جوانان ایران طلوع کند.
او اهل هنر بود و گیتار می‌نواخت و می‌خواند. یکی از ترانه‌هایش با شعری از خیام به یادگار مانده و آرزو داشت روزی که آزادی به دست می‌آید، همان ترانه را برای مردم بخواند.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
8🕊7