جماعت دعوت و اصلاح
4.61K subscribers
13.1K photos
2.81K videos
347 files
16.9K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
💠فرصتی دیگر برای زندگی



م.رئوف اصلاح‌جو


آیا تا به حال پشت درِ بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان ایستاده‌ای و چشم‌انتظار بوده‌ای که یکی از عزیزانت از کُما به هوش آید؟ در آن لحظه، گشودن چشم‌ها دیگر اتفاقی عادی نیست؛ بزرگ‌ترین خبر و گران‌بهاترین آرزوست.

پس اگر امروز چشم گشودی، ساده از کنار این نعمت مگذر. بدان که خداوند بار دیگر به تو فرصتی ارزشمند بخشیده است: فرصتی دیگر برای زندگی، جبران و نیکی.

او را بر این نعمت سپاس بگو؛ زیرا بسیاری آرزوی دیدن این روز را داشتند، اما فرصتشان به پایان رسید.

امروز برای تو روزی تکراری نیست؛ فرصتی تازه است تا خطایی را جبران کنی، دلی را شاد سازی، خیری به‌جا آوری و گامی به خدا نزدیک‌تر شوی.

قدر این فرصت را بدان؛ شاید همین گشودن چشم‌ها که امروز برای تو عادی می‌نماید، همان نعمتی باشد که دیگری پشت درِ بخش مراقبت‌های ویژه، با تمام وجود از خدا می‌طلبد.

از همین روست که مؤمن هنگام بیدارشدن می‌گوید:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَحْيَانَا بَعْدَ مَا أَمَاتَنَا، وَإِلَيْهِ النُّشُورُ»


«سپاس خدایی را که پس از آنکه ما را میراند، دوباره زنده‌مان کرد و بازگشت همه به سوی اوست.»

پس هر صبح، تنها آغاز روزی تازه نیست؛ فرصتی دوباره برای بهتر زیستن و آماده‌شدن برای بازگشت به سوی خداست.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
10👍2
💠تلنگرهای مولانا


الحاق جوادی


شب ز زندان بی‌خبر زندانیان
شب ز دولت بی‌خبر سلطانیان

📚 مثنوی | دفتر اول

▪️ هر شب، اتفاقی رخ می‌دهد که اگر بیدار بودیم، شاید آن را معجزه می‌نامیدیم. زندانی از زندانش بیرون می‌آید و سلطان از سلطنتش. نه قفلی شکسته می‌شود و نه تاجی از سر می‌افتد. تنها چشم‌ها بسته می‌شود، و هر دو برای ساعتی، از نام‌ها و جایگاه‌هایشان جدا می‌شوند.

▪️ مولانا پیش از این بیت می‌گوید که ارواح، هر شب از قفس می‌رهند. این قفس فقط تن نیست؛ همه نقش‌هایی است که روز بر دوش می‌کشیم: رئیس، کارمند، موفق، شکست‌خورده، محبوب، فراموش‌شده. خواب، تنها استراحتِ بدن نیست؛ رهاییِ کوتاهِ جان از هویت‌های عاریتی است.

▪️
اینجاست که حقیقتی آرام خود را نشان می‌دهد. اگر زندانی و سلطان، هر دو در خواب از عنوان‌هایشان جدا می‌شوند، پس زندان و سلطنت، حقیقتِ جانشان نیست. این‌ها لباس‌اند، نه پوست. روح، هر شب بی‌آن‌ها هم باقی می‌ماند.

▪️ ما اما روزها چنان با لباس‌ها و نقاب‌های‌مان یکی می‌شویم که گویی خودِ ما هستند. ترفیع نگرفتن را شکستِ خود می‌دانیم، کم‌شدنِ دارایی را کم‌شدنِ ارزشمان، و قضاوت دیگران را تعریفِ هویت خویش. در حالی که هر شب، زندگی بی‌صدا ثابت می‌کند می‌شود همه این‌ها را زمین گذاشت و چیزی از حقیقتِ انسان کم نشود.

▪️ شاید دعوتِ مولانا همین باشد که اندکی از آزادیِ شب را به روز بیاوریم. نه اینکه بخوابیم، بلکه بیدار، گاهی عنوان‌ها را کنار بگذاریم و از خود بپرسیم: اگر هیچ‌یک از این نام‌ها و نقش‌ها نباشد، من که هستم؟

خواب، هر شب این راز را به یادت می‌آورد که نه زندانت حقیقتِ توست و نه تاجت. هنر آن است که وقت بیداری هم این را فراموش نکنی.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
10
💠وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ ۖ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً ۖ وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ


برای هر امتی زمانی [معین و اجلی محدود] است، هنگامی که اجلشان سرآید، نه ساعتی پس می مانند و نه ساعتی پیش می افتند.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
9
#پیام_روز

💠زیباییِ دین به عقل است.
صلاحِ دین و دنیا به عقل است. شخصِ عاقل هم دنیای خود را آباد می‌کند و هم آخرت را. سرمایه‌ای گران‌مایه‌تر از عقل نمی‌توان یافت و دیگر سرمایه‌های مادی و معنوی نیز در پرتو عقل به دست می‌آیند. به قول معروف: «آن را که عقل دادی، چه ندادی؟ و آن را که عقل ندادی، چه دادی؟»
عقلِ زندگی، همان عقلِ راهنمایی است که راهِ خیر و شر، زیان و سود، و خوب و بد را برای آدمی روشن می‌سازد. عاقل کسی است که به امورِ زندگی واقف است و زندگیِ خود را بر محورِ عقل و درایت پیش می‌برد. یکی از آثارِ آن نیز شناختِ زمان، فرصت‌ها و مناسبت‌هاست؛ تا انسان بر طبقِ شرایطِ زمان تصمیم بگیرد.
شناختِ زمان و شرایطِ آن، انسان را از غافلگیر شدن به‌وسیله‌ی حوادث مصون می‌دارد. کسی که شرایطِ زمان را به‌خوبی درک کند، خود را برای حوادث و نیازهای آینده آماده می‌سازد و هرگز غافلگیرِ حوادث نمی‌شود.

برگرفته از کتاب «زندگی موفق»


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
📌تربیتی که نیازهای متربیان را پاسخ دهد

✍️فایز بن سعید الزهرانی

اگر بخواهم مفهوم تربیت را در یک جمله خلاصه کنم، می‌گویم:
 تربیت یعنی پاسخ‌گویی به نیازها.
چه چیزی یک جوان را به برقراری رابطه‌ای نامشروع با دختری که بر او حلال نیست، سوق می‌دهد؟ در بسیاری از موارد، او در جست‌وجوی برآورده کردن نیاز خود به محبت، عشق و گرمای عاطفی است؛ البته این هرگز توجیه‌کننده رفتار نادرست او نیست.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6
📌چرا مناره‌ها اروپا را نگران ساخت؟ و مرکل دربارهٔ آن‌ها چه گفت؟

نویسنده:
محمود سلطان ـ نویسنده و روزنامه‌نگار مصری
مترجم:
اصلاح‌وب

این مقاله نشان می‌دهد که مخالفت و حساسیت غرب در برابر ظهور نمادهای اسلامی ـ مانند ساخت مناره‌ها و مساجد یا پوشش حجاب ـ نه یک صرافت عقیدتی یا لاهوتی، بلکه ناشی از نگرانی عمیق برای امنیت و هویت فرهنگی-معماری قارهٔ اروپاست. نویسنده با اشاره به نمونه‌هایی چون هم‌ترازیِ هوشمندانهٔ برج کلیسا و منارهٔ مسجد در بیروت، و نیز با استناد به سخنان چهره‌هایی چون آنگلا مرکل، تبیین می‌کند که مسیحیت در اروپای مدرن و سکولار از یک «ایمان دینی» به یک «تراث فرهنگی و نماد تعلق ملی» تغییر ماهیت داده است؛ از این‌رو، غربی‌ها تمدد معمارانه و نمادین اسلام را خطری وجودی برای یکدستیِ هویت تاریخی خود می‌پندارند.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#هویت_فرهنگی #سکولاریسم_در_اروپا #معماری_مذهبی #اسلام_و_غرب #اسلام_هراسی #جامعه_شناسی_دین #مناره_ها #اروپای_مدرن

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
9
💠«معیار محبت الهی و حکمت تأخیر در تقدیر»


✍🏻حمزه خان‌بیگی

در افقِ اندیشهٔ توحیدی، یکی از بزرگ‌ترین لغزش‌های ذهن و دلِ انسان آن است که مال و ثروت را به‌جای هدایت و قرب الهی بنشاند و آن را معیارِ محبت خداوند بداند.
لم يكن المال يوماً معياراً لحب الله للعبد،
هرگز مال و ثروت، معیارِ محبتِ خداوند نسبت به بندگان نبوده است؛

زیرا او ـ جلّ جلاله ـ هم به دوستانش مال و مُلک بخشیده و هم به کسانی که مورد بغض او بوده‌اند.
لكنه لم يعطِ الهداية إِلَّا لمن أحبّ.
اما هدایت را جز به آنان که دوستشان دارد عطا نکرده است.

اگر مال، نشانهٔ محبت خداوند نسبت به مردم بود، نمرود هرگز مالک سرزمین‌ها از مشرق تا مغرب نمی‌شد؛ و ماه‌ها نمی‌گذشت که در خانهٔ پیامبر اکرم ﷺ آتشی برای پخت غذا افروخته نشود.
ننظر إلى الدنيا وكأنها المحطة الأخيرة لنيل النصيب  والرزق، وننسى أنها دار ابتلاء لا جزاء.
ما به دنیا می‌نگریم، گویی آخرین ایستگاهِ رسیدن به نصیب و روزی است؛ و فراموش می‌کنیم که این سرا، جایگاه آزمون است نه جایگاه پاداش.
آن چیزهایی که با شوق و اصرار فراوان طلب می‌کنی، همان چیزهایی‌اند که خداوند حکیم، زمانِ رسیدنشان را به تأخیر انداخته است، تا در وقتِ درست و مناسب به تو برسند.

👌انسانِ مؤمن، باید هر نعمتی را که به او می‌رسد، نه به‌عنوان «دلیلِ محبوبیت»، بلکه به‌عنوان «مجالِ مسئولیت» بنگرد. ثروت، مسئولیت می‌آورد؛ قدرت، مسئولیت می‌آورد؛ علم، مسئولیت می‌آورد. و آن‌که این مسئولیت را در مسیرِ حق به‌کار گیرد، در حقیقت، نعمت را به وسیلهٔ قرب تبدیل کرده است؛ و آن‌که آن را در مسیرِ هوا و هوس مصرف کند، نعمت را به وسیلهٔ سقوط بدل ساخته است.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
💠چه چیزی تغییر کرده است؟

✍️ دکتر عبدالكریم بکّار

اگر چند دهه پیش از کسی می‌پرسیدی: «از زندگی چه می‌خواهی؟» با رضایت می‌گفت: «پوشش و لطف خدا، روزیِ به‌اندازه، و فرزندانی صالح.»

اما امروز اگر همان پرسش را مطرح کنی، پاسخ‌ها آمیخته با اضطراب، آرزوهای پایان‌ناپذیر و دویدن بی‌وقفه در پی هدف‌هایی است که حتی پس از رسیدن به آن‌ها نیز انسان را سیراب نمی‌کنند.

چه چیزی تغییر کرده است؟


امروز مشکل ما کمبود امکانات نیست؛ بلکه فزونی خواسته‌ها است. فرهنگ مصرف‌گرایی، بسیاری از تجملات را به نیازهای ضروری تبدیل کرده و در وجود ما احساس دائمیِ کمبود و محرومیت پدید آورده است؛ هرچند از نعمت‌های فراوانی برخوردار باشیم.

این بحران بر سه واقعیت مهم استوار است:


۱. توهم «ویترین زندگی دیگران» (روان‌شناسی مقایسه)


ما خوشبختی خود را بر اساس داشته‌هایمان نمی‌سنجیم، بلکه آن را با داشته‌های دیگران مقایسه می‌کنیم. روزگاری دایره این مقایسه به همسایه‌ها و خویشاوندان محدود بود؛ اما امروز، با وجود شبکه‌های اجتماعی، تمام دنیا به میدان مقایسه تبدیل شده است.

وقتی تصاویر گزینش‌شده از سفرها، غذاها، موفقیت‌ها و لحظه‌های خوش دیگران را می‌بینیم، ناخودآگاه احساس کمبود و عقب‌ماندگی می‌کنیم؛ زیرا زندگی عادی خود را با بهترین و ویرایش‌شده‌ترین لحظات زندگی دیگران مقایسه می‌کنیم.

۲. گرفتار شدن در چرخه بی‌پایان خواستن


انسان خیلی زود به نعمت‌های جدید عادت می‌کند و پس از مدتی، دیگر از آن‌ها لذت گذشته را نمی‌برد و در پی چیزهای بیشتری می‌رود.

کسی که تنها به دنبال ثروت و ظواهر است، مانند تشنه‌ای است که از آب شور دریا می‌نوشد؛ هرچه بیشتر بنوشد، تشنه‌تر می‌شود.

خوشبختی در زیاد داشتن نیست؛ در لذت بردن از آنچه داریم و قدر دانستن آن است.

۳. کم‌رنگ شدن ارزش‌های اخلاقی


وقتی دل‌ها از یاد آخرت و ساختن اثری ماندگار خالی شود، دارایی‌های مادی معیار ارزش انسان می‌شوند.

در این حالت، انسان به جای آنکه بنده خدا باشد، اسیر نگاه و تحسین مردم می‌شود؛ و چه فاصله بزرگی است میان آزادیِ بندگی خدا و اسارتِ جلب رضایت مردم.

چگونه تعادل از دست‌رفته را بازگردانیم؟

راه رهایی از این چرخه، کناره‌گیری از دنیا نیست؛ بلکه زهد آگاهانه است؛ یعنی انسان دنیا را در دست داشته باشد، نه در دل.

برای رسیدن به این تعادل، سه گام ضروری است:

نخست؛ معیار «کفایت و برکت» را ملاک قرار دهیم. بدانیم که ارزش روزی، تنها به مقدار آن نیست؛ بلکه به آرامشی است که به دل می‌بخشد و رشدی که برای عقل و روح به همراه دارد. چه بسیار روزی اندک که آرامش‌آفرین است و چه بسیار ثروت فراوان که تنها اضطراب و پراکندگی به ارمغان می‌آورد.

دوم؛ رژیم مصرف رسانه‌ای داشته باشیم. پنجره‌هایی را که باد مقایسه را به زندگی ما می‌آورند، ببندیم. لازم نیست از همه جزئیات زندگی افراد مشهور و ثروتمند باخبر باشیم. حفظ رضایت قلب، بسیار ارزشمندتر از ارضای کنجکاوی‌های زودگذر است.

سوم؛ از مصرف به سوی بخشش حرکت کنیم. لذتِ گرفتن و اندوختن، کوتاه و گذراست؛ اما لذتِ بخشیدن، ساختن و اثرگذاری، ماندگار و عمیق است. دانشی بیاموز، خیری به مردم برسان، یا دست خانواده‌ای را بگیر؛ آن‌گاه خواهی دید که جلوه مادیات در نگاهت بسیار کوچک خواهد شد.

در نهایت، زندگی سفری کوتاه است. انسان برای انباشتن دارایی‌ها آفریده نشده، بلکه برای آن آفریده شده است که سرچشمه خیر، آگاهی و اثر نیک باشد.

بارهای اضافی را سبک کنیم، جهت‌نمای زندگی خود را اصلاح کنیم، و بدانیم که ثروتمندترین انسان، کسی نیست که بیشترین دارایی را دارد؛ بلکه کسی است که بیش از همه به خدا تکیه کرده و از آرامش و بی‌نیازی درون برخوردار است.

خداوند دل‌هایی سرشار از رضایت، و ذهن‌هایی آگاه و روشن به همه ما عطا فرماید. آمین.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👍3💯2
📌استاد پیرانی در نشست شورای مرکزی: التزام به فرامین الهی و رعایت قسط، مبنای اصلی داوری و امانت‌داری است

تهران - پایگاه اطلاع رسانی اصلاح‌

استاد عبدالرحمن پیرانی در نشست ۱ مردادماه شورای مرکزی، با تبیین و استناد به آیاتی از سوره‌ی مبارکه‌ی مائده، بر ضرورت وفای به عهد و پیمان‌های الهی و مردمی، رعایت مطلق عدالت در قضاوت و امانت‌داری در مسئولیت‌ها تأکید کرد و فراموشی تعالیم وحی را زمینه‌ساز بروز تفرقه و قساوت قلب در جوامع دانست.

🖇 ادامه‌ی خبر

#استاد_عبدالرحمن_پیرانی #سوره_مائده #شورای_مرکزی #وفای_به_عهد #عدالت_اجتماعی #تفسیر_قرآن #اخلاق_اسلامی #مسئولیت_پذیری #امانت_داری

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
9👍1
💠قواعد قرآنی (43)



✍🏻عبدالظاهر سلطانی

و مَن يُؤْمِنْ باللهِ يَهْدِ قلبَهُ
تغابن/11

هر کس به خدا ایمان بیاورد، او دلش را هدایت می‌کند.

گام نخست را باید خودت برداری؛ وجود خدا را باور داشته باش و دل به او بسپار تا دستت را بگیرد و راه و بی‌راهه را به تو نشان دهد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8
💠در پاسخ به درخواست نوجوان‌تان «بسیارخُب» یا «بله» بگویید؟



✍🏻جهاندار امینی

گام هفتم


نوجوان را تشویق کنید

تجربه جزء لاینفک زندگی نوجوان است. نتایج تحقیقی که روی هوش هیجانی انجام شده‌ است نشان می‌دهد نوجوانان انگیزه‌ی طبیعی برای امتحان کردن کار‌های جدید دارند. آنها به کار‌هایی دست می‌زنند که به نظر غیرممکن می‌آید و بعد از مدتی هم از آن دست می‌کشند. متأسفانه بچه‌ها هرقدر بزرگ‌تر می‌شوند تمایل‌شان به تجربه‌ی کارهای جدید کمتر می‌شود. نقش اساسی والدین در دوره‌ی نوجوانی برجسته‌تر است. نوجوان‌تان را تشویق کنید از رسیدن به هدفش دست نکشد و راه دیگری را برای رسیدن به هدف امتحان کند. به او یاد بدهید ممکن است شما به عنوان پدر و مادرش راه‌حل را ندانید، اما مطمئنا می‌دانید که تسلیم شدن به این معنی است که هیچ‌وقت راه‌حل را پیدا نخواهد کرد.
از موفقیت‌های قهرمانان محبوبش تعریف کنید و به او یادآوری کنید که شجاعت به معنی انجام دادن کارهای خطرناک و احمقانه نیست، بلکه به معنی مصر بودن درباره‌ی آن چیزی است که به آن باور دارد، حتی اگر انتخاب نشود، برنده نشود یا مجبور بشود بیشتر از دیگران کار کند. به فرزندتان یاد بدهید که نتیجه مهم نیست، همین که وظیفه‌‌اش را به نحو احسن انجام بدهد عالی است. به او بیاموزید که به انجام تکالیفش در طول سال توجه کنند نه به نمره‌های نهایی آخر سال. به او یادآوری کنید که بعد از اتفاقی ناخوشایند چیزی از دست نداده‌ است، بلکه عاقل‌تر شده‌ و بیشتر از قبل می‌داند. به او کمک کنید تا «تسلیم شدن» را از فرهنگ لغتش حذف کند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
💠 پیام‌های مشاوره‌ای (۱۴)


📌 خانواده و مدرسه

کمال آذری

بخش عمده بحران‌ها، جنگ‌ها، فسادها، نابسامانی‌ها و آسیب‌های اجتماعی که امروز جهان با آن‌ها روبه‌روست، ریشه در کم‌توجهی به خانواده، مدرسه و مراکز آموزشی و فرهنگی دارد.
ما آن‌گونه که باید برای خانواده، مدرسه و مراکز آموزشی، فرهنگی و اجتماعی سرمایه‌گذاری نکرده‌ایم؛ اما چندین برابر آن را صرف تولید و انباشت تانک، توپ، فشنگ، موشک و دیگر ابزارهای جنگی کرده‌ایم.

جهان برای زیستی شاد، سالم و سرشار از همزیستی مسالمت‌آمیز، به پل‌ها نیاز دارد، نه دیوارها؛ به قلب‌های مهربان نیاز دارد، نه نفرت؛ به دانش، فرهنگ، انرژی و آبادانی نیاز دارد، نه تخریب، کشتار انسان‌ها و آلوده‌سازی محیط زیست.

هرگاه جامعه از پیام الهی و از ارزش قلم و اهل قلم فاصله بگیرد، میدان برای دیکتاتورصفتانی فراهم می‌شود که به جای ساختن دل‌ها، پل‌ها و ارتباطات، آن‌ها را هدف می‌گیرند.

خداوند می‌فرماید:
﴿نۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ﴾ (القلم، ۱)

«سوگند به قلم و آنچه می‌نگارند.»

و چه زیبا سهراب سپهری گفته است:
«چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید...»

قرآن کریم نیز ریشه بسیاری از نابسامانی‌های جهان را در عملکرد خود انسان‌ها می‌داند:
﴿ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ﴾ (الروم، ۴۱)
«فساد و تباهی در خشکی و دریا، به سبب آنچه دست‌های مردم فراهم آورده، آشکار شده است تا خداوند نتیجه بخشی از اعمالشان را به آنان بچشاند؛ باشد که بازگردند.»

اگر «خانواده» و «مدرسه» را محور تربیت، فرهنگ و انسان‌سازی قرار دهیم، بسیاری از بحران‌هایی که امروز هزینه‌های سنگینی بر جوامع تحمیل کرده‌اند، پیش از شکل‌گیری مهار خواهند شد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
براین باورم از خواندن این مطلب لذت می‌برید.

💠از «من» تا دریای «ما»


✍🏻م.رئوف اصلاح‌جو

رسول خدا ﷺ می‌فرماید: «لَا يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّى يُحِبَّ لِأَخِيهِ مَا يُحِبُّ لِنَفْسِهِ»
«ایمان هیچ‌یک از شما به کمال نمی‌رسد، تا آنچه را برای خود دوست می‌دارد، برای برادرش نیز دوست بدارد.»

انسان زندگی را با «من» آغاز می‌کند: نیازهای من، خواسته‌های من، آسایش من و آینده من. این توجه به خویشتن، تا اندازه‌ای طبیعی و ضروری است؛ اما اگر همه جهان در همین «من» خلاصه شود، دل به حصاری تنگ تبدیل می‌گردد؛ حصاری که در آن، خیر فقط زمانی دوست‌داشتنی است که نصیب ما شود و موفقیت دیگران تا هنگامی پذیرفتنی است که جایگاه ما را تهدید نکند.

این حدیث آمده است تا دیوارهای این حصار را فرو بریزد و انسان را از ساحل محدود «من» به دریای وسیع «ما» برساند.

حرکت از «من» به «ما» به معنای فراموش‌کردن خود یا نادیده‌گرفتن حقوق خویش نیست؛ بلکه به معنای وسعت یافتن دل است. مؤمن همان‌گونه که برای خود عزت، آرامش، آمرزش، روزی حلال و فرصت پیشرفت می‌خواهد، دیگران را نیز در این آرزوهای نیک شریک می‌سازد. او برای بالا رفتن تلاش می‌کند، اما پای دیگری را نمی‌کشد؛ برای خود راه می‌گشاید، اما راه دیگران را نمی‌بندد؛ از فضل خدا بهره می‌خواهد، اما زوال نعمت کسی را آرزو نمی‌کند.

آزمون حقیقی این حدیث زمانی آغاز می‌شود که نعمتی که خود آرزویش را داشتیم، نصیب دیگری شود. آیا از موفقیت او شاد می‌شویم یا در درون خود احساس شکست می‌کنیم؟ آیا می‌توانیم برای نعمتش دعای برکت کنیم یا پنهانی آرزوی زوال آن را داریم؟ شاید زبان تبریک بگوید، اما دل حقیقت را آشکار می‌کند.

اینجاست که فاصله میان دانستن حدیث و زیستن آن نمایان می‌شود.

رسیدن به دریای «ما» آسان نیست. نفس انسان دوست دارد مرکز توجه باشد، در مقایسه‌ها برتر دیده شود و خیر را بیشتر برای خود نگاه دارد. ازاین‌رو، تحقق این حدیث به مجاهده‌ای درونی نیاز دارد؛ باید حسد را شناخت، خودخواهی را مهار کرد و دل را با انصاف و خیرخواهی تربیت نمود. این مقام یک‌باره به دست نمی‌آید؛ با تمرین‌های کوچک و پیوسته ساخته می‌شود.

هر بار که آبروی کسی را در غیابش حفظ می‌کنیم، از «من» فاصله می‌گیریم. هرگاه فرصت یا دانشی را که به سود دیگری است از او دریغ نمی‌کنیم، به «ما» نزدیک‌تر می‌شویم. هر بار که لغزش کسی را با مهربانی اصلاح می‌کنیم، همان‌گونه که دوست داریم با خطای ما رفتار شود، قدمی در ترجمه عملی حدیث برمی‌داریم. و هرگاه از موفقیت دیگری صادقانه شاد می‌شویم، دیواری از حصار منیت فرو می‌ریزد.

این حدیث، ترازویی برای سنجش رفتارهای روزانه ماست. پیش از سخن‌گفتن، داوری‌کردن یا تصمیم‌گرفتن، کافی است لحظه‌ای خود را جای دیگری بگذاریم:

آیا دوست داشتم با من چنین سخن گفته شود؟
آیا اگر این حق متعلق به من بود، باز هم همین داوری را داشتم؟
آیا همان احترام، فرصت و بخششی را که برای خود می‌خواهم، برای او نیز روا می‌دانم؟

اگر پاسخ منفی است، هنوز «من» بر «ما» غلبه دارد.

جامعه‌ای که اعضای آن از «من» به «ما» برسند، جامعه‌ای امن و قابل اعتماد خواهد بود. در چنین جامعه‌ای، منفعت شخصی بر ویرانی زندگی دیگران بنا نمی‌شود؛ رقابت به دشمنی نمی‌انجامد؛ اختلاف نظر به تحقیر و بدگویی تبدیل نمی‌گردد؛ و انسان‌ها موفقیت یکدیگر را تهدیدی برای خود نمی‌بینند. هرکس خود را جزیره‌ای جداافتاده نمی‌داند، بلکه عضوی از پیکری واحد می‌بیند که درد و آرامش هر بخش آن، به دیگر بخش‌ها نیز مربوط است.

دریای «ما» از کنار هم قرار گرفتن انسان‌هایی ساخته می‌شود که هنوز شخصیت و مسئولیت فردی خود را دارند، اما دلشان در خودشان متوقف نمانده است. آنان می‌دانند خیر، با تقسیم‌شدن کاهش نمی‌یابد؛ محبت، با بخشیدن تمام نمی‌شود؛ و موفقیت دیگری چیزی از ارزش انسان کم نمی‌کند.

شاید هنوز تا تحقق کامل این حدیث فاصله بسیاری داشته باشیم، اما مهم آن است که در حصار «من» اقامت نکنیم. هر روز می‌توان اندکی وسیع‌تر شد؛ اندکی کمتر حسد ورزید، منصفانه‌تر داوری کرد، بیشتر خیر خواست و صادقانه‌تر برای دیگران دعا کرد.

راه ایمان، راه عبور از خودخواهی به خیرخواهی است؛
راهی از تنگنای «من» تا وسعت دریای «ما».

پس از خود بپرسیم:

آیا دیگران را در آرزوهای نیک خود جای داده‌ایم، یا هنوز همه راه‌ها به «من» ختم می‌شود؟


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
12
Audio
💠سیزده عبادت خاموش در زندگی روزمره


▷ ◉───────── 21:49

این متن به سیزده نوع عبادت ساده و بی‌زحمت اشاره دارد که پیش‌تر نادیده گرفته می‌شدند. این عبادت‌ها شامل رضا به قضا، تسکین خاطر دیگران، گره‌گشایی، کلام نیکو، خوش‌گمانی، زکات دانش، امید به خدا، رها کردن فضول‌گری، چشم‌پوشی از لغزش‌ها، جلوگیری از شایعه، لبخند، شادکردن دل دیگران و صلهٔ رحم هستند. نویسنده معتقد است در روزگار پرشتاب امروز، این اعمال ساده‌تر اما پرمعنا، می‌توانند از بسیاری عبادت‌های سنگین مؤثرتر باشند و دل را به خدا نزدیک‌تر کنند. پیام نهایی، عادت دادن دل و دست به مهربانی و خیر است تا راهی کوتاه‌تر به سوی بندگی و آرامش یابیم.

#پادکست_آوای_اصلاح16

💢تهیه شده با هوش مصنوعی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👍5
💠إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ ۖ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا

بی تردید اسراف کنندگان و ولخرجان، برادران شیاطین اند، و شیطان همواره نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
💯42
#پیام_روز

💠از نگاهِ جامعه‌شناسی، جهل و فقر، ظلم و استبداد، و فساد و رکود، به مثابه‌ی سرطانِ امت‌ها هستند؛ در مقابل، علم و دانش، آزادی، عدالت، و احترام به کرامتِ انسان و حقوقِ اساسیِ او، درمانِ این دردها و مایه‌ی حیات، نیک‌بختی، ترقی و تعالی است.
دینِ مبینِ اسلام با ظهورِ خود و با بها دادن به عقل، اندیشه و آزادیِ فکر، و نیز تأکید بر ترکِ رسومِ کورکورانه، هواهای نفسانی و آموزه‌های تقلیدیِ گذشتگان، توانست موفق‌ترین تمدن را برای پیروانِ خویش به سامان رساند.

دبیر کل جماعت دعوت و اصلاح



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👏1
💠احترام، سن نمی‌شناسد


الحاق جوادی

◻️ پسربچه‌ای، صبح زود، خودش را به صف اول مسجد رسانده است. کنار بزرگ‌ترها ایستاده، همان‌طور که همیشه آن‌ها را دیده است. شنیده صف اول فضیلت دارد و دلش خواسته آن‌جا باشد. هنوز نماز شروع نشده که دستی روی شانه‌اش می‌نشیند: «برو ته صف، آن‌جا جای بچه‌هاست.»

◻️ پسرک، بی‌آنکه چیزی بگوید، سرش را پایین می‌اندازد و می‌رود. شاید هیچ‌کس در مسجد اتفاق مهمی ندیده باشد، اما همان لحظه، چیزی در دل آن کودک ثبت می‌شود: «من هنوز آن‌قدر مهم نیستم که این‌جا جایی داشته باشم.»

◻️ ما وقتی از احترام حرف می‌زنیم، معمولاً فقط از احترام کوچک‌ترها به بزرگ‌ترها می‌گوییم، اما کمتر یادمان می‌آید که احترام، از بزرگ به کوچک هم معنا پیدا می‌کند. نیاز به احترام، مخصوص سن خاصی نیست. هر انسانی، هرقدر هم کوچک باشد، به دیده‌شدن، شنیده‌شدن و محترم شمرده‌شدن نیاز دارد.

◻️ کودک، زمینی حاصل‌خیز است. هرچه در آن کاشته شود، زودتر و عمیق‌تر ریشه می‌گیرد. رفتاری که امروز با او می‌کنیم، ممکن است تا سال‌ها بعد، حتی در سالخوردگی، همچنان در جانش باقی مانده باشد.

◻️ کودکی که احترام دیده، یاد می‌گیرد احترام، زبان طبیعی رابطه میان آدم‌هاست. اما کودکی که کرامتش نادیده گرفته شده، با زخمی بزرگ می‌شود که شاید خودش هم نداند از کجا آمده است.

◻️ کودک، وقتی کاری برای تو انجام می‌دهد، همان تشکر صمیمانه‌ای را می‌خواهد که به یک بزرگ‌سال می‌گویی. وسایلش احترام می‌خواهد، نه اینکه چون با پول تو خریده شده، هر طور خواستی با آن رفتار کنی. حرفش می‌خواهد شنیده شود، نه اینکه با یک اشاره یا جمله‌ای مثل «هنوز کوچکی، بعداً می‌فهمی» خاموشش کنی. دوست دارد میان بزرگ‌ترها جایی داشته باشد، نه اینکه فقط به خاطر سن کم، از جمع کنار گذاشته شود.

◻️ پیامبر، معنای این احترام را در صحنه‌ای ساده و فراموش‌نشدنی به ما آموخت. ظرفی آب آوردند. حضرت نوشید. سمت راستش، پسربچه‌ای نشسته بود و سمت چپش بزرگان مجلس. طبق سنت، نوبت کودک بود. پیامبر از او اجازه خواست: «اجازه می‌دهی نخست به بزرگ‌ترها بدهم؟»

◻️ پسرک گفت: «ای رسول خدا، سهم خودم از دست شما را به هیچ‌کس نمی‌دهم.»

◻️ پیامبر، بی‌درنگ ظرف را به همان کودک داد.

◻️ شاید اگر مستقیم ظرف را به بزرگ‌ترها می‌داد، هیچ‌کس اعتراضی نمی‌کرد. اما پیامبر خواست به همه بیاموزد که حق، با کوچکی و بزرگی تغییر نمی‌کند. کودک هم صاحب حق است، هم صاحب رأی، و هم شایسته احترام.

◻️ راهبردها :

✓ وقتی کودکی کاری برایت انجام داد، از او تشکر کن، همان‌گونه که از یک بزرگ‌سال تشکر می‌کنی.

✓ به وسایل، حریم و انتخاب‌های کوچک او احترام بگذار، حتی اگر خودت آن‌ها را برایش تهیه کرده باشی.

✓ وقتی کودک حرف می‌زند، واقعاً گوش بده. تمسخر یا بی‌اعتنایی، اعتمادبه‌نفس او را آرام‌آرام فرومی‌ریزد.

✓ کودک را از جمع بزرگ‌ترها کنار نزن. حضور در جمع، بخشی از تربیت اوست، نه مزاحمتی برای دیگران.

◻️ احترام، از همان کودکی آموخته می‌شود. کودکی که کرامت دیده، وقتی بزرگ شد، کرامت دیگران را هم پاس می‌دارد. اما کودکی که بارها کوچک شمرده شده، ممکن است سال‌ها بعد هم هنوز زخم همان بی‌احترامی را با خود حمل کند.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7