جماعت دعوت و اصلاح
4.57K subscribers
13K photos
2.81K videos
346 files
16.7K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
💠نکته‌ای قرآنی؛ معنای «زندگیِ تنگ» در قرآن


✍🏻توفیق زیادی

خداوند متعال می‌فرماید:

««و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی سخت و تنگی خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور می‌کنیم.» (سوره طه، آیه ۱۲۴)»

واژه «ضَنْک» در زبان عربی به معنای تنگی، سختی و فشار است. اما مقصود قرآن تنها تنگدستی مالی نیست؛ بلکه تنگیِ روح، دل و روان انسان است.

کسی که از هدایت الهی فاصله می‌گیرد، هرچند از نظر ظاهری در رفاه و آسایش باشد، در درون خود آرامش ندارد. ذهن او همواره گرفتار نگرانی، اضطراب، ترس از دست دادن داشته‌ها، حرص بیشتر و احساس پوچی است. چنین انسانی از لذت واقعی فضیلت‌ها و آرامش قلبی محروم می‌شود.

در این آیه نکته‌ای لطیف وجود دارد: هرچه انسان بیشتر خود را در شهوات و لذت‌های نادرست غرق کند، دلش تنگ‌تر و زندگی‌اش تلخ‌تر می‌شود؛ اما هرچه به خاطر تقوا، خواسته‌های نادرست خود را مهار کند، قلبش گشاده‌تر، آرام‌تر و سرشار از یقین خواهد شد.

سختی‌هایی که انسان در راه اطاعت خدا تحمل می‌کند، سرانجام به آسایش و سعادت ابدی می‌انجامد؛ اما رفاه و لذت‌هایی که بر پایه هوس و نافرمانی خدا باشد، در نهایت به تنگی روح، عذاب قبر و سختی آخرت ختم می‌شود.

بنابراین، انسان خردمند کسی است که آسایش پایدار روح را بر لذت‌های زودگذر جسم ترجیح دهد؛ زیرا نعمت‌های روح ماندگارتر و ارزشمندتر از لذت‌های کوتاه‌مدت بدن است.

ممکن است این سؤال پیش بیاید:
چرا بعضی از کسانی که از خدا روی گردان هستند، زندگی بسیار مرفه و موفقی دارند؟


پاسخ این است:
آنچه ما می‌بینیم، تنها ظاهر زندگی آنهاست. ثروت، قدرت و لذت‌ها ممکن است پرده‌ای بر روی حقیقت درونشان باشد؛ اما بسیاری از آنان در اعماق وجود خود با اضطراب، تنهایی، ترس، احساس پوچی و ناآرامی دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ رنجی که با هیچ ثروتی جبران نمی‌شود.

ارتباط این آیه با پیام اصلی سوره طه

محور اصلی سوره طه این است که پیروی از وحی، راه سعادت است و روی‌گردانی از آن، راه شقاوت.


به همین دلیل، واژه «ضَنْک» در این سوره بیان می‌کند که نتیجه طبیعی فاصله گرفتن از وحی الهی، گرفتار شدن در تنگنای روح و زندگی است؛ همان نقطه مقابل آرامش و خوشبختی که خداوند برای پیروان هدایت وعده داده است.

جمع‌بندی

ایمان، به زندگی معنا، آرامش و وسعت می‌بخشد. محروم بودن از ایمان، بزرگ‌ترین فقر و بدبختی روحی است؛ حتی اگر انسان از نظر مادی در رفاه کامل باشد.

آرامش حقیقی تنها در یاد خداست و امنیت پایدار فقط با چنگ زدن به هدایت الهی به دست می‌آید.


ای دعوتگر خدا!
دل‌های مردم را با یاد خدا درمان کن تا از تنگی و فشار زندگی نجات یابند.اگر مایل باشید، می‌توانم این ترجمه را به سبک ادبی‌تر یا به صورت متن مناسب برای سخنرانی ۵ دقیقه‌ای نیز تنظیم کنم.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
Audio
دکتر ویسی
💠محمود ویسی


سوره: ابراهیم
🍀آیه: ۳۴-۲۳

🌸مدت زمان: ۲۹ دقیقه

#تفسیر_قرآن_کریم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
💠گر‌ بهارِ عمر باشد...


✍🏻صدیق قطبی


تو عمر خواه و صبوری، که چرخِ شَعبده‌باز
هزار بازی از این طُرفه‌تر برانگیزد
.
[خلیل خطیب‌رهبر: دوام زندگانی و شکیبایی بجوی، چه گردون نیرنگ‌باز هزار نقش حادثه شگفت‌تر از این پدید آورد.
سعید حمیدیان: حافظ چندین بار چنین توصیه‌ای کرده، و مرادش این‌که: مهم، داشتن عمر و برخورداری از لحظات حیات زودگذر است، وگرنه در نبود ما نیز جهان همچنان می‌پاید، آسمان می‌گردد، گُل می‌روید و...
اینجا هم چرخ مظهر حقّه‌بازی است و هر لحظه چیزی شگفت و چشمگیر از انبان تمامی‌ناپذیر نیرنگ‌هایش بیرون می‌کشد.]


بهار عمر خواه، ای دل، وگرنی، این چمن هر سال
چو نسرین صد گل آرَد بار و چون بلبل هَزار آرد

[خلیل خطیب‌رهبر: دلا، به‌اندیشهٔ عشرت باش و خوشی و درازی عمر طلب کن والّا طبیعت از سیر خود بازنمی‌ایستد و این گلزار هر ساله خواه‌ناخواه مانند نسرین گل‌های بسیار می‌پرورد و مانند هزاردستان هزار پرندهٔ خوشخوان به‌باغ فرامی‌خواند.]


گر بهار عمر باشد، باز بر تخت چمن
چترِ گل در سر کشی، ای مرغ خوشخوان، غم مخور

.
[سعید حمیدیان: مهم وفا و بقای عمر است، که به شرط وجود آن سرانجام کام حاصل و مشکل حل خواهد شد.
خلیل خطیب‌رهبر: ای بلبل خوش‌نوا، اگر فرصتی از عمر باقی بماند و بهار زندگی بازآید، بر اورنگ گلزار از چتر گل سایبانی بر سر خواهی داشت، پس غمین مباش.]


بلبل عاشق، تو عمر خواه، که آخِر
باغ شود سبز و شاخ گل‌ به در آید

.
[برزگر خالقی: ای بلبل عاشق، از خدا عمر طولانی طلب کن؛ زیرا که سرانجام باغ و بوستان سرسبز می‌شود و گل‌ها شکوفا می‌گردد و تو شاخهٔ گل را به آغوش می‌گیری و به وصال می‌رسی]


اوضاع خوب میشه، اما آیا عمر ما وفا خواهد کرد؟
چه تعبیر قشنگی داره حافظ: گر بهارِ عُمر باشد...

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ


و همانا ما پس از تورات در زبور نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به میراث می برند.

#تقویم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6
💠قواعد قرآنی(38)


✍🏻عبدالظاهر سلطانی

لَیسَ لَهُ سُلطانٌ علَى الذينَ آمَنوا و علَى رَبِّهِم يَتَوَكَّلون نحل/99

او هیچ تسلطی ندارد بر کسانی که ایمان آورده و بر خدای خود توکل می‌کنند.

گاهی انسان همه تقصیرها را به گردن شیطان انداخته و خود را در برابرش بی‌اختیار، ناتوان، دست‌بسته و ضعیف می‌پندارد! اما خداوند در این آیه می‌گوید:
شیطان هیچ چیرگی و سلطه‌ای بر اهل ایمان و توکل ندارد، چون این دو صفت، سد و سپر محکمی در برابر شیطان هستند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
11
✍🏻جهاندار امینی


💠هفت عادت ساده و کاربردی، به نوجوان می‌آموزد که چگونه می‌توانند در زندگی شخصی و تحصیلی خود موفق‌تر باشند و از توانمندی‌های خود بهره‌برداری کنند.

وتغییرات مثبت در رفتارها و نگرش‌های خود ایجاد نماید.


بخش اول: عادت اول

📌مسئولیت‌پذیری

نوجوانان  باید مسئولیت زندگی خود را بپذیرند ، به این  معنا که نوجوانان باید خود را کنترل کرده و از بهانه‌جویی خودداری کنند. با پذیرش مسئولیت،  نوجوانان می‌توانند به موفقیت‌های بزرگ دست یابند و از اشتباهات خود درس بگیرند.

تغییر نگرش فردی و پذیرش مسئولیت‌های شخصی،
زندگی هدفمندتری برای نوجوان رقم خواهد زد.

بله نوجوان عزیز!!

عمر تو زمانی آغاز میشود که اختیار زندگی خود را در دست بگیری.

به قول شاعر

آزاد شو از بند خویش، زنجیر را باور نکن

اکنون زمان زندگیست، تاخیر را باور نکن

خود را ضعیف و کم ندان، تنها در این عالم ندان

تو شـــاهکـار خلــقتی، تحــــقیر را بــاور نکـــن

بر روی بوم زندگی، هر چیز می خواهی بکش

زیبا و زشتش پای توست، تقــدیر را باور نکــن


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
💠 فریبِ ویترین‌ها را نخور


✍🏻الحاق جوادی


◻️ زندگیِ بسیاری از آدم‌ها در شبکه‌های اجتماعی، شبیه ویترینِ یک فروشگاه است؛ مرتب، درخشان و انتخاب‌شده. کمتر کسی لحظه‌های شکست، اضطراب، اختلاف، تنهایی یا اشک‌هایش را منتشر می‌کند. آنچه می‌بینی، معمولاً گزیده‌ای از بهترین لحظه‌هاست، نه تمامِ واقعیتِ زندگی.

◻️ مشکل از جایی آغاز می‌شود که زندگیِ واقعیِ خودمان را با ویترینِ دیگران مقایسه می‌کنیم.
رنج‌های خود را می‌شناسیم، اما از رنج‌های آنان خبر نداریم. همین مقایسه، گاهی نعمت‌های فراوانِ زندگیِ خودمان را از چشممان می‌اندازد و احساسِ کمبود و نارضایتی می‌آفریند؛ در حالی که بسیاری از انسان‌ها، با وجودِ لبخندهایشان، بارهایی بر دوش دارند که دیده نمی‌شود.

◻️ راهبردها:

✓ زندگی‌ات را با واقعیتِ خودت بسنج، نه با تصویرهای گزینش‌شدهٔ دیگران.

✓ پیش از حسرت خوردن، به یاد بیاور که هیچ‌کس همهٔ زندگی‌اش را منتشر نمی‌کند.

✓ هر روز، چند نعمتی را که در اختیار داری به خودت یادآوری کن؛ شکرگزاری، نگاه را از کمبودها به داشته‌ها برمی‌گرداند.

✓ اگر شبکه‌های اجتماعی بیش از آنکه الهام‌بخش باشند، آرامشت را می‌گیرند، در میزانِ استفاده از آن‌ها تجدیدنظر کن.

◻️ آرامش، از آنِ کسی نیست که هیچ کمبودی ندارد؛ از آنِ کسی است که چشمش، پیش از آنکه به داشته‌های دیگران باشد، نعمت‌های خدا در زندگیِ خودش را می‌بیند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👍1
Audio
دکتر ویسی
💠محمود ویسی


🍀سوره: ابراهیم
آیه: ۵۲-۳۵

🌸مدت زمان: ۳۸ دقیقه

#تفسیر_قرآن_کریم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠زندگی ستایش انگیز و زندگی رشک انگیز


✍🏻فرزان خاموشی


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8
💠يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ

ای جان آرام گرفته و اطمینان یافته!

#تقویم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6
Audio
💠زندگی در توهّم ابدیّت


✍🏻عبدالوهاب طریری


💢تهیه شده با هوش مصنوعی

#پادکست_آوای_اصلاح6

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
💠 فرزندت را با خدا آشنا کن


✍🏻 الحاق جوادی

◻️ بسیاری از والدین، نگران نمازِ فرزندشان هستند؛ اما دغدغهٔ اصلی، نماز نیست؛ رابطهٔ او با خداست. میانِ این دو، تفاوتی بزرگ وجود دارد. کسی که تنها به نماز عادت کرده است، ممکن است با تغییرِ محیط یا کم شدنِ نظارت، آن را کنار بگذارد؛ اما کسی که با خدا مأنوس شده، نماز را نیازِ همیشگیِ جانِ خود می‌بیند، نه وظیفه‌ای که دیگران بر دوشش گذاشته‌اند.
◻️ تربیتِ دینی، بیش از آنکه با سفارش و تذکر شکل بگیرد، با تجربه و مشاهده ساخته می‌شود. فرزند، پیش از آنکه به سخنِ ما گوش بسپارد، زندگیِ ما را می‌خواند. اگر ببیند با شنیدنِ اذان، کارها در خانه رنگِ دیگری می‌گیرد؛ اگر ببیند نماز، پدر و مادر را آرام‌تر، مهربان‌تر و منصف‌تر می‌کند؛ اگر احساس کند نماز، لحظه‌ای برای تجدیدِ نیرو و پیوند با خداست، در دلِ او این باور شکل می‌گیرد که نماز، تنها مجموعه‌ای از حرکات نیست؛ سرچشمهٔ زندگی است.

◻️ راهبردها:

✓ پیش از آنکه فرزندت را به نماز دعوت کنی، خودت نماز را دوست‌داشتنی زندگی کن؛ دعوتِ خاموش، اثرگذارتر از سفارشِ مکرر است.
✓ از خدا، پیش از آنکه با زبانِ ترس سخن بگویی، با زبانِ محبت سخن بگو؛ کودکی که خدا را مهربان بشناسد، آسان‌تر به سوی او می‌رود.
✓ اگر فرزندت دربارهٔ نماز پرسید، سؤالش را نشانهٔ رشد بدان، نه بی‌دینی؛ گفت‌وگو، ایمان را عمیق‌تر می‌کند.
✓ نماز را با خاطره‌های خوش پیوند بزن؛ محبت، تشویق و حضورِ صمیمانه، بیش از اجبار، در دلِ کودک ماندگار می‌شود.

◻️ هدفِ تربیت، آن نیست که فرزند در حضور ما نماز را ترک نکند؛ آن است که هیچ روزی، خود را بی‌نیاز از دیدارِ خدا نبیند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👏5
💠 مقاصد صلوات بر پیامبر اکرم ﷺ و حقیقت شفاعت در روز قیامت

✍🏻حمزه خان‌بیگی

🌟در سنت نبوی، صلوات بر پیامبر اکرم ﷺ تنها یک ذکر لفظی یا تعظیم تشریفاتی نیست؛ بلکه حقیقتی روحانی، تربیتی و هستی‌شناختی است که در ژرفای جان انسان اثر می‌گذارد و مسیر او را از تاریکی‌های نفس به روشنایی‌های قرب الهی می‌کشاند.
در میان مقاصد بلند این ذکر نورانی، مقصدی برجسته‌تر از همه جلوه می‌کند: رسیدن به شفاعت پیامبر ﷺ در روز قیامت؛ شفاعتی که همچون نسیم رحمت، اضطراب موقف‌های هولناک آخرت را می‌زداید و دل مؤمن را به امیدی آرام‌بخش می‌آراید.
🔶 صلوات؛ پیوند روح با حقیقت نبوت
صلوات، در ظاهر جمله‌ای کوتاه است، اما در باطن، پلی است میان زمین و آسمان. هر بار که انسان بر پیامبر ﷺ درود می‌فرستد، در حقیقت، روح خویش را به سرچشمهٔ نور نبوت متصل می‌کند؛ نوری که خداوند آن را «سراجاً منیراً» نامید و آن را چراغ هدایت برای جهانیان قرار داد.
صلوات، حرکت جان از عالم خاک به افلاک است؛ خروج از تنگنای نفس و ورود به وسعت رحمت الهی. این ذکر، انسان را در مسیر پیامبر ﷺ قرار می‌دهد؛ مسیری که سراسر رحمت، اخلاق، حکمت و هدایت است.
🔶 شفاعت؛ ثمرهٔ محبت راستین و پیروی صادقانه
در حدیث صحیح آمده است که هر کس ندای اذان را بشنود و این دعا را بر زبان آورد:
«اللهم ربَّ هذه الدعوةِ التامة، وآتِ محمداً الوسيلةَ والفضیلة، وابعثه مقاماً محموداً الذي وعدته»
برای او شفاعت پیامبر ﷺ در روز قیامت روا می‌شود. این وعدهٔ نبوی، نشان می‌دهد که صلوات و دعا پس از اذان، تنها پاسخ به یک دعوت ظاهری نیست؛ بلکه مشارکت در یک جریان آسمانی است که انسان را در صف کسانی قرار می‌دهد که پیامبر ﷺ در قیامت دستشان را می‌گیرد.
📖 در حدیثی دیگر فرمود:
«أولى الناس بي يوم القيامة أكثرهم عليّ صلاة»

یعنی نزدیک‌ترین مردم به پیامبر در قیامت، کسانی‌اند که در دنیا بیش از همه بر او صلوات فرستاده‌اند.
این سخن، حقیقتی تربیتی و عرفانی را آشکار می‌کند: نزدیکی به پیامبر در آخرت، از راه پیوند قلبی در دنیا حاصل می‌شود. صلوات، نشانهٔ محبت است؛ و محبت، مقدمهٔ پیروی؛ و پیروی، مقدمهٔ شفاعت.
🔶 دعا پس از اذان؛ لحظهٔ گشایش آسمانی
اذان، دعوتی الهی است که از آسمان به زمین می‌رسد؛ و دعا پس از اذان، پاسخ انسان به این دعوت است. در این لحظه، درهای رحمت گشوده می‌شود و صلوات، انسان را در مسیر «مقام محمود» قرار می‌دهد؛ مقامی که خداوند به پیامبرش وعده داده و شفاعت کبری از آن سرچشمه می‌گیرد. «حَلَّت له شفاعتي» یعنی شفاعت برای او روا می‌شود؛ وعده‌ای که دل را آرام می‌کند و امید را در جان می‌نشاند.
🔶 صلوات؛ ذکر محبوب خدا و فرشتگان
خداوند در قرآن فرمود: «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ…» این آیه، حقیقتی عظیم را آشکار می‌کند:
صلوات، ذکری است که در عرش آغاز می‌شود و در زمین ادامه می‌یابد. وقتی انسان بر پیامبر ﷺ صلوات می‌فرستد، در صفی می‌ایستد که خداوند و فرشتگان در آن پیشگام‌اند.
این ذکر، جان را پاک می‌کند، دل را نرم می‌سازد و راه را روشن می‌نماید؛ زیرا یاد پیامبری است که سراسر نور، رحمت و اخلاق بود.

🔷ثمرات تربیتی، اخلاقی و روحی صلوات
🔹 آرامش قلب
صلوات، اتصال به سرچشمهٔ رحمت است؛ و رحمت، آرامش می‌آورد. دلِ آشفته، با صلوات، به ساحل سکینه می‌رسد.
🔹 نورانیت باطن
صلوات، یاد پیامبری است که خداوند او را نور نامید. هر صلوات، پرتوی از این نور را در جان انسان می‌نشاند.
🔹 تقویت محبت نبوی
محبت، اساس تربیت ایمانی است؛ و صلوات، غذای این محبت. هر بار که صلوات می‌فرستی، رشتهٔ محبت میان تو و پیامبر ﷺ محکم‌تر می‌شود.
🔹 امید به شفاعت
صلوات، چراغی است که مسیر قیامت را روشن می‌کند؛ چراغی که به شفاعت ختم می‌شود و انسان را از اضطراب موقف‌های آخرت می‌رهاند.
🔹تزکیهٔ اخلاق
صلوات، یادآوری سیرهٔ پیامبر ﷺ است؛ و یاد او، انسان را به اخلاق او نزدیک می‌کند.
صلوات بر پیامبر اکرم ﷺ، ذکری کوتاه اما اثرش بلند است؛ ذکری که در دنیا دل را نرم می‌کند و در آخرت راه را هموار. هر بار که صلوات می‌فرستی، در حقیقت چراغی در مسیر قیامتت روشن می‌کنی؛ چراغی که تو را به مقام محمود می‌رساند، به شفاعت کبری، به رحمت بی‌پایان.

👌صلوات، نه تنها ذکر زبان، بلکه حیات قلب است؛ نه تنها تعظیم پیامبر، بلکه تربیت انسان؛ نه تنها یاد گذشته، بلکه نور آینده.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠خالد آذری


اساسی ترین خواسته های قرآن از مخاطبانش بر مبنای شمارش افعال امر قرآن – بخش دوم (قسمت اول)

فقط خداوند را خدمت کنید.

برای من که قرار بود افعال امر قرآن را بشمارم، ذکر ساده اینکه خداوند را خدمت کنید، بسیار ناقص و به نوعی خالی از امانت داری بود. ظاهرا دعوت قرآن بیشتر از آنکه عبادت خداوند باشد؛ عبادت "فقط" خداوند است. در اکثریت مطلق زمان هایی که دعوت به عبادت خداوند می شود یا ذکری از عبادت خداوند می شود، قید یا توصیفی وجود دارد که عبادت را فقط در حالت عبادت انحصاری خداوند مطلوب می داند (این قید ها یا توصیفات در فایل پیوست با هایلایت خاکستری کمرنگ نشان داده شده اند).

ظاهرا اصل ریشه عبد در زبان های سامی، حول معنای محوری "کار کردن" بوده است. به نظر می آید که در ادبیات عربی و قرآنی، خصوصا وقتی که در مورد خداوند به کار گرفته می شود، با نوعی مفهوم نرمی و روانی و محبت آمیخته شده است و در نهایت بعد از یک توسعه در معنا، حاوی مضمون پرستش و اطاعت نیز شده است. بنابراین، برای اینکه این مفاهیم را در ترجمه وارد کنم، ترجیح دادم که در ترجمه "اعبدوا الله" به جای عبارتی مثل "برای خداوند کار کنید"، عبارت "خداوند را خدمت کنید"، انتخاب کنم. هر چند شاید ترجمه ای مانند "خداوند را بندگی کنید" به نوعی دقیق تر باشد، اما با توجه به کاربرد کمتر آن در مکالمات روزمره امروزه، به نظرم ارتباط با " فقط خداوند را خدمت کنید"، راحت تر است.

در قرآن، 31 بار (بدون درنظر گرفتن آیه 15 زمر) در قالب فعل امر و 7 بار در قالب نهی (با در نظر گرفتن آیات 2 هود و 23 اسراء) و در مجموع 38 بار، مخاطبین عام خود را دعوت به عبادت خداوند کرده است. این غیر از 6 موردی است که مخاطبان خاص (پیامبران) را دعوت به عبادت کرده است. این 38 بار، باعث شده که بر مبنای مدل مطرح شده در مقدمه این نوشتار، رتبه دوم اصلی ترین خواسته قرآن از مخاطبانش، اختصاص به عبادت موحدانه خداوند داشته باشد. یادمان باشد که بر مبنای آن مدل، رتبه نخست با 76 بار دعوت مخاطبین عام (و 1 بار دعوت پیامبر) اختصاص به تقوا داشت.

این مقایسه، یادآوری مجددی بر اهمیت تقوا است که تعداد تکرار امر به آن، 2 برابر نزدیک ترین امر بعدی است.

اما یک تفاوت جالب این جا وجود دارد که مخاطب اصلی دعوت تقوا " يَٰأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ " است. انگار که دعوت به تقوا، یک دعوت سطح بالاتری است.

مخاطب دعوت تقوا بیشتر کسانی هستند که رهنوردی در این صراط را آغاز کرده اند و انتظار این است که کم کم، اهل تقوا نیز شوند و تقوا کمک می کند حالا که وارد راه شده اند؛ از راه منحرف نشوند. انگار که آدمی با عبادت موحدانه خداوند در مسیر صراط مستقیم قرار می گیرد و با تقوا باید مراقب باشد که از راه به در نشود. در مورد پیامبر اسلام، طنین تکرار دعوت به تقوا، در فضای مدینه بیشتر شده بود. انگار "از راه به در نشدن"، اساسی تر، مهم تر و سخت تر از "به راه آمدن" است. به نظر تقوا، قله ای است که بر ستون هایی بنا شده است و یکی از آن ستون ها، ستون عبادت است.

در سوره ای که در فرهنگ و تاریخ مسلمانان بیش از هر سوره دیگری خوانده شده است و می شود؛ بعد از حمد خداوندی که پرودگار عالمیان است و ذکر صفات او، اولین باری که به نوعی صحبت از انسان می شود، رویکرد " إِيَّاكَ نَعۡبُدُ" مطرح می شود. رویکردی که پیشاپیش، پاسخ به تمنای مدام " ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ" در آیه بعد است. انگار، جواب را قبل از سوال داده است. اگر در جست و جوی صراط مستقیم هستی باید اهل "ایاک نعبد" باشی. پاسخی که در جاهای مختلفی به صراحت آمده است:

⚡️  إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ 51 آل عمران


⚡️  وَإِنَّ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ ٣٦ مریم


⚡️   إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ 64 زخرف


⚡️   وَأَنِ ٱعۡبُدُونِيۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ 61 یس


☆ ادامه ⬇️⬇️⬇️


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8
به نظرم، نزدیک ترین مفهوم برای توصیف عبادت، پیمودن یک راه است. عبد بودن، انگار، حرکت در مسیر صراط مستقیم است. راهی که به لطف خداوند و به برکت راهبری مهرآمیخته پیامبران و رهپیمایی پیروان آن ها برای ما مشخص شده و برای پیمودن، هموار شده است. چیزی که مانده، اراده ما بر استقامت در این راه است. این مهم، مستلزم از راه به در نشدن، و به بیراهه نرفتن است. چرا که چشمک زن های بسیاری، انسان را به انحراف از راه، فرا می خوانند. با توجه به ذات انسان، احتمال خطای عبد و کج شدن آدمی از مسیر، بسیار است. مهم اما، بازگشت سریع است. مهم این است که همواره حریص و مواظب باشیم که به محض کوچکترین انحراف، به راه برگردیم. برای همین 2 بار در قرآن و البته بیشتر از هر توصیف دیگری برای کلمه "عبد" در حالت مثبتش، بر این مفهوم بازگشت تاکید شده است:
⚡️    ... إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّكُلِّ عَبۡدٖ مُّنِيبٖ 9 سبا

⚡️    تَبۡصِرَةٗ وَذِكۡرَىٰ لِكُلِّ عَبۡدٖ مُّنِيبٖ ٨ قاف


نشانه ها و یادآوری ها، کمک می کند که عبد منیب به راه بازگردد. این ویژگی ممتازی است که قرآن مکررا در مورد توصیف عباد خاص (پیامبران)، برجسته می کند: ویژگی "بازگشت به مسیر". بسیار حساس به انحراف از مسیر و مترصد بازگشت به مسیر صراط مستقیم در سریعترین حالت ممکن :

⚡️    ٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱذۡكُرۡ عَبۡدَنَا دَاوُۥدَ ذَا ٱلۡأَيۡدِۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ 17 ص

⚡️    وَوَهَبۡنَا لِدَاوُۥدَ سُلَيۡمَٰنَۚ نِعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ 30 ص


⚡️    وَخُذۡ بِيَدِكَ ضِغۡثٗا فَٱضۡرِب بِّهِۦ وَلَا تَحۡنَثۡۗ إِنَّا وَجَدۡنَٰهُ صَابِرٗاۚ نِّعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٞ ٤٤ ص
بهتر است ما اگر به سان پیشقراولان نمونه این طریق، " أَوَّابٞ " نیستیم؛ حداقل " مُّنِيبٖ " باشیم.

دعوت به عبادت خداوند، قرین نفی اله گرفتن "غیر" است. چیزهای زیادی هستند که ممکن است به جای خداوند، در این مقام اله، توسط انسان انتخاب شوند. نمونه هایی از این کاندیداهای احتمالی در آیات قرآن معرفی شده اند. اصنام (74 انعام و 138 اعراف)، قدرتمندانی مثل فرعون (29 شعرا و 38 قصص)، خوبانی مثل پیامبران (مائده 116) و هوای نفس (فرقان 43 و جاثیه 23) می توانند اله باشند.
اگر می خواهید از عبادت موحدانه خداوند پایین بیایید و در عبادت غیر خداوند غرق شوید، دیگر خیلی مهم نیست که چه یک وجب غرق شوید و چه صد وجب. چه عیسی را بندگی کنید (پیامبر مقرب خداوند که به روایت قرآن، مرده را زنده می کرد) و چه اصنام را و چه هوای نفس تان را و چه مستکبران مستبد طاغی را و چه شیطان را و چه هر چیز دیگر را. اگر از صراط مستقیم عبادت موحدانه خداوند به در می روید، خیلی فرق نمی کند به کجا می روید و در کدام وادی هلاک می شوید. تعبیر قرآن در این مورد بسیار تکان دهنده است!

⚡️    فَٱعۡبُدُواْ مَا شِئۡتُم مِّن دُونِهِۦۗ ..... 15 زمر


⚡️    أُفّٖ لَّكُمۡ وَلِمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ 67 انبیاء

 
نکته ای که در کاربرد کلمه عبد در قرآن وجود دارد این است که به نظر می رسد در نگاه قرآنی، همه انسان ها عبد خداوند اند و مسئله، عبد بودن نیست؛ بلکه، عبد شدن است. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم و چه بدانیم و چه ندانیم، کارگزار خداوند در هستی هستیم و عبد خداوندیم. همین که ما هستیم و خلق شده ایم، به خاطر اراده او بوده است که نقشی را به ما واگذار کرده است. مهم اما این است که ما آگاهانه عبد خداوند بشویم. این ماییم که باید تصمیم بگیریم که در این سمفونی خداوند، می خواهیم آگاهانه و مختارانه نقشی را به عهده بگیریم و یا اینکه ساز ناکوک این سمفونی باشیم. عبد شدن اما، داستان متفاوتی دارد. تاجی است که آگاهانه بر سر نهادن آن، وصف مکرری است که از پیامبران خداوند می شود.

عبد شدن، حکایت کارگزاری است که کل برنامه روزانه اش نشانی از خداوند رحمان دارد. حکایت خادمی که رنگ مخدوم را می گیرد. حکایت آدمی که برای خدا کار می کند و آنقدر غرق است که رنگ و بوی خدایی می گیرد و چه رنگی، خوشرنگ تر از آن.

⚡️    صِبۡغَةَ ٱللَّهِ وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ صِبۡغَةٗۖ وَنَحۡنُ لَهُۥ عَٰبِدُونَ 138 بقره



☆ پایان ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7
💠ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَىٰ لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا

سپس آنان را [از خواب] برانگیختیم تا مشخص کنیم کدام یک از آن دو گروه، مدت درنگشان را [در غار] به شمار می آورند؟

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4🥰2
💠پیام جمعه


✍🏻محمد احمدیان


حديث شماره(67) رياض الصالحين

« من حسن الاسلام المرء، ترکه مالایعنیه».
ترمذي: 2318)
(از ویژگی انسان مؤمن، کنار نهادن امور بیفایده  است.)

دروس حدیث:
در شرح حدیث هر چند عده ای آن را غریب می دانند؛ اما امام نووی آن را صحیح دانسته و راویان حدیت را جای ثقه و اعتماد معرفی می کند.

درس اول:
ایمان و تغییر بینش


-“ترکه ما لا یعنیه” "ما یعنی": در اسلام به هر آنچه که مصلحت دین ودنیا و مورد توجه انسان بوده  و مفید فایده در زندگی انسان باشد، گفته می شود.  بنابراین،“لایعنی”نیز به هر آنچه  که خیر و مصلحت انسان در آن نباشد  گفته می شود.

درس دوم:
اسلام و مسئولیت

این حدیث، یکی ازنشانه های رسیدن انسان مؤمن به کمال را به تصویر می کشد؛ و نقشه ی راهی برای حرکت او را ترسیم می کند؛ زیرا دوری از امور بیهوده، انسان را در مسیر فایده گرایی و مصالح فردی و جمعی سوق و هدایت می کند.

درس سوم:
عبارت “اسلام المرء”

نکته  ای که در حدیث بر جسته می شود، این است که پیامبر به جای [ایمان] [اسلام] را بیان فرموده است؛زیرا اسلام  اعمال ظاهری انسان اعم از اقوال و افعال را ملاک قرار می دهد؛ خواه ترک منهیات باشد؛ و یا انجام دستورات و اوامر، ولی ایمان امری قلبی و درونی است و تنها در حیطه ی علم خداوند [علیم بذات الصور] است.. پس اعمال ظاهری که همان تسلیم می باشد؛ که تجلي ایمان دروني است.

درس چهارم:
ارزش عمر و دستاورد آن

عمر، یک سرمایه معنوی و خدا دادی می باشد، بنابراین پیام پیامبر(ص) برای انسان مؤمن این است، که این سرمایه ی ارزشمند نباید صرف امور بیهوده و بی فایده گردد.

درس پنجم:
امور مالایعنیه چیست؟

ما لا یعنی، آنچه که نه ضروت دینی دارد، و نه ضرورت دنیایی، به بیان دیگر ترک محرمات، مکروهات؛ و در نگاه زاهدانه، دوری از زیاده روی در امور مباح را هم شامل می شود، که هم گفتار را در بر می گیرد و هم رفتار انسان مومن.
امام غزالی می گوید:
تنها چیزی به تو مربوط می شود این است، که در باره ی هر چیزی صحبت کنی، که اگر در مورد آن سکوت کنی، ضرری متوجه جان و مالت نمی گردد.
یعنی ترجیح سکوت در گفتار، بهتر از بیان اموری است که فایده ای در بر نداشته باشد.
درس ششم:
عمل نیکو تجلی ایمان

شخصیت انسان مؤمن در دو جهت  قابل رشد و توسعه است:
جهت اول: دوری از منهیات، که همان
[امور مالایعنیه] است.

جهت دوم: عمل به امور نیکو است، که بر گرفته از ایمان درونی می باشد.

سقز:تیر1405
10