جماعت دعوت و اصلاح
4.63K subscribers
13.1K photos
2.81K videos
351 files
17.1K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
💠پیام‌های مشاوره‌ای(۱۷)


📌 محمدﷺدر نگاه من!

کمال آذری

در نگاه من زیبایی ماه و درخشش خورشید نیز با حضور محمدالمصطفی ﷺ  معنا و مفهوم دیگری به زندگی می‌بخشند.

جان، سر ومال و منال فدایت یا رسول الله  ﷺ ؛ هر لحظه‌ای که در زندگی ما غایب هستید دنیای درون و برون ما؛ تاریکی، جهل، جنگ و خونریزی است و ظلم و استبداد، بدون حضور مبارکت، «برده‌داری و بردگی» جای «بندگی» را فرا می‌گیرد.

زندگی بدون الله و رسولش؛ معنایی ندارد.

به فرمایش نظامی گنجوی:
«محمد کآفرینش هست خاکش
هزاران آفـــرین بر جان پاکش
چراغ‌افـروزِ چشم اهلِ بینِش
طــــــرازِ کارگــاه آفرینـــــش»

لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا (الأحزاب/۲۱)
سرمشق و الگوی زیبائی در (شیوه‌ی پندار و گفتار و کردار) پیغمبر خدا برای شما است. برای کسانی که (دارای سه ویژگی باشند:) امید به خدا داشته، و جویای قیامت باشند، و خدای را بسیار یاد کنند. (الأحزاب/۲۱)

وَمَاۤ أَرۡسَلۡنَـٰكَ إِلَّا رَحۡمَةࣰ لِّلۡعَـٰلَمِینَ (الأنبیاء/۱۰۷)
‏(ای محمد!) ما تو را جز به عنوان رحمت جهانیان نفرستاده‌ایم. (الأنبیاء/۱۰۷)

{ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا (الأحزاب/٤٦) }   
  

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍1
💠روز تغابن


جمال عبدالستار

امروز نام «روز تغابن» را شنیدم؛ انگار برای نخستین بار بود که آن را می‌شنیدم: «روزی که شما را برای روز گردهمایی جمع می‌کند؛ آن، روزِ تغابن است.» با خود گفتم:
تغابن یعنی چه؟


دیدم تغابن همان لحظه‌ای است که حقیقت معامله‌ای که انسان تمام عمرش انجام داده، برای او آشکار می‌شود. ارزش‌هایی که مردم در دنیا برای چیزها تعیین کرده بودند، فرو می‌ریزد و ترازوی تازه‌ای برپا می‌شود. آنجاست که انسان حقیقت چیزهایی را که در دنیا می‌دید اما درک نمی‌کرد، می‌فهمد.

آن روز درمی‌یابد که چه بسا محرومیتی که او را رنجانده بود، در حقیقت بخششی الهی بوده است؛ دری که به رویش بسته شد، رحمتی از جانب خدا بوده؛ نعمتی که از آن محروم شد، در واقع خدا به وسیله آن او را از آسیبی بزرگ‌تر حفظ کرده است. همچنین می‌فهمد که بسیاری از چیزهایی که به آنها دل خوش کرده و سود می‌پنداشته، در حقیقت زیانی پنهان در لباسِ سود بوده‌اند.

آنجاست که انسان می‌فهمد زیان واقعی، روز از دست رفتن مال، مقام، آبرو یا بسته شدن درهای دنیا نبود؛ زیرا همه اینها می‌آیند و می‌روند. بلکه زیان حقیقی آن است که دل از خدا دور شود، فرصت‌های نزدیکی به او از دست برود، درهای بندگی و طاعت به روی انسان گشوده شود اما وارد آنها نشود، و نفس‌هایش را در راه چیزی صرف کند که ماندگار نیست.

پس هر آنچه مالک آن شدی و تو را از پروردگارت غافل کرد، هرچند چشم را خیره و نفس را خشنود سازد، زیان است. و هر آنچه از دست دادی اما تو را به خدا نزدیک‌تر کرد، هرچند دلت را به درد آورد و جانت را خسته ساخت، سود و رستگاری است.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
💠 هنرِ «ما» شدن؛ فراتر از توانمندیِ فردی


✍🏻عادل علیمرادی

🔻در روزگاری که «فردگرایی» به‌عنوان یک ارزش مسلط تبلیغ می‌شود، بازاندیشی در نگاه اسلام به «کار جمعی» ضرورتی جدی است. مسئله فقط ترجیح «جمع» بر «فرد» نیست، بلکه نوعی تغییر در زاویه دید است:
در منطق اسلام، «من» زمانی معنا و اثر واقعی پیدا می‌کند که در دلِ «ما» تعریف شود. از همین‌رو، بسیاری از ظرفیت‌های دینداری—از تربیت فردی تا اثرگذاری اجتماعی—تنها در بسترِ جمعی شکوفا می‌شوند، نه در انزوا و تک‌روی.

🔹 نگاه قرآن؛ از امت‌سازی تا تعاون قرآن،
کار دینی را اساساً در قالب‌های جمعی تعریف می‌کند. در آیه ۱۰۴ سوره آل‌عمران آمده است:«وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ...»
یعنی باید «امتی» شکل بگیرد که دعوت به خیر را بر عهده بگیرد. این تأکید بر «امت»، نشان می‌دهد که دعوت دینی، یک پروژه فردی نیست، بلکه نیازمند ساختار، هماهنگی و استمرار جمعی است.
در آیه ۲ سوره مائده نیز، اصل بنیادین این حرکت چنین بیان می‌شود:«وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ»
یعنی نیکی و تقوا، بدون همکاری متقابل شکل نمی‌گیرد. به تعبیر دیگر، «تعاون» نه یک توصیه اخلاقی ساده، بلکه زیرساخت شکل‌گیری جامعه دینی است.

🔸 کار جمعی ؛ از اصل تا ساختار

حضرت عمر (رض) این منطق را به‌صورت یک زنجیره دقیق بیان کرده‌اند:
«لا إِسْلَامَ إِلَّا بِجَمَاعَةٍ، وَلَا جَمَاعَةَ إِلَّا بِإِمَارَةٍ، وَلَا إِمَارَةَ إِلَّا بِطَاعَةٍ».
این سخن، تنها یک توصیه اخلاقی نیست؛ بلکه یک مدل اجتماعی است:
اسلام بدون جماعت، به حیات اجتماعی نمی‌رسد؛
جماعت بدون نظم و رهبری، به پراکندگی می‌انجامد؛
و رهبری بدون هماهنگی، کارآمدی خود را از دست می‌دهد.

🔺 چرا حتی فردِ توانمند باید در چارچوب جمع عمل کند؟
ممکن است گفته شود افراد برجسته می‌توانند به‌تنهایی اثرگذار باشند؛ اما تجربه تاریخی و منطق دینی هر دو نشان می‌دهند که حتی قوی‌ترین افراد نیز در بستر جمعی به اوج می‌رسند.
این مسئله دست‌کم سه بُعد مهم دارد:
1. بُعد الهی (برکت و توفیق):
پیامبر اکرم (ص) فرمودند:«یَدُ اللَّهِ مَعَ الْجَمَاعَةِ»
یعنی در کار جمعی، نوعی پشتیبانی الهی وجود دارد که در کنش فردی به‌تنهایی حاصل نمی‌شود.
2. بُعد عقلانی (کاهش خطا):
هیچ فردی اگر چه بسیار دانا باشد—از خطا مصون نیست. جمع، با ایجاد امکان مشورت و نقد متقابل، خطاهای فردی را اصلاح می‌کند و تصمیم‌ها را پخته‌تر می‌سازد.
3. بُعد تربیتی (مهار خودمحوری):
هماهنگ شدن با جمع، انسان را از «خودمحوری» خارج می‌کند. این فرایند، یکی از عمیق‌ترین تمرین‌های اخلاقی برای رسیدن به تواضع و بلوغ شخصیتی است.

🔸 یک شاهد تاریخی
اگر به تجربه صدر اسلام نگاه کنیم، می‌بینیم که حتی بزرگ‌ترین موفقیت‌ها—مانند هجرت یا شکل‌گیری جامعه مدینه—نه حاصل نبوغ فردی، بلکه نتیجه سازمان‌یافتگی، همراهی و تقسیم مسئولیت میان مؤمنان بوده است. این نمونه‌ها نشان می‌دهد که «تمدن‌سازی»، بدون کار جمعی اساساً ممکن نیست.
🟢 جمع‌بندی

کار دینی، مسیری فردی و تک‌نفره نیست؛ بلکه فرایندی است که در آن، افراد در یک شبکه هماهنگ معنا پیدا می‌کنند. فردِ تنها، هرچقدر هم توانمند باشد، دامنه اثر محدودی دارد؛ اما وقتی همین توان در کنار دیگران قرار می‌گیرد، به نیرویی تبدیل می‌شود که می‌تواند جامعه را تغییر دهد.



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
Audio
💠میراث ایمان در دیار غریب


▷ ◉───────── ۱۷:۳۳

این پادکست روایتگر داستان الهام‌بخش یک زن چینی مسلمان است که به دلیل حفظ ایمان خود، از خانواده‌اش در آمریکا جدا شد و به زادگاهش بازگشت. سال‌ها بعد، او در جریان سفر برای دیدار فرزندانش در ایالت اوکلاهما به طور ناگهانی درگذشت، در حالی که پیش از مرگ از دخترش خواسته بود در صورت بروز حادثه با مرکز اسلامی تماس بگیرد. با وجود غریبه بودن این زن در آن منطقه، جامعه مسلمانان با شکوهی وصف‌ناپذیر در مراسم تشییع او شرکت کردند که این همبستگی، خانواده غیرمسلمان او را به شدت تحت تأثیر قرار داد. نکته اعجاب‌انگیز داستان اینجاست که مراسم تدفین او همزمان با افتتاح اولین قبرستان اسلامی منطقه شد و دعاهای قلبی او برای هدایت عزیزانش به حقیقت پیوست. در نهایت، مشاهده این پیوند برادری دینی و اخلاص آن زن باعث شد همسر سابق و فرزندانش همگی به دین اسلام بگروند.

#پادکست_آوای_اصلاح۳۹

💢تهیه شده با هوش مصنوعی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
💠فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً ۖ فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا ۚ فَأَنَّىٰ لَهُمْ إِذَا جَاءَتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ

پس آیا [منافقان و منکران] جز این را انتظار می برند که ناگاه قیامت بر آنان فرا رسد؟ [در حالی که هم اکنون نشانه هایش آمده است]، پس هنگامی که قیامت بر آنان فرا رسد، متذکّر شدن و هوشیاری شان از کجا و چگونه به آنان سود بخشد؟

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1
📌 ابهام در تعریف بدعت: مورد جشن میلاد نبی (ص)

✍️عدنان فلاحی

این نوشته بر این نکته تأکید دارد که اختلاف علمای اهل‌سنت درباره‌ی جشن میلاد پیامبر(ص) بیش از آنکه ناشی از اختلاف در ادله باشد، به ابهام در تعریف و معیار تشخیص «بدعت» بازمی‌گردد. برخی، هر امر عبادیِ بی‌سابقه در نص را بدعت می‌دانند، در حالی که برخی دیگر، ملاک را سازگاری یا ناسازگاری آن امر با اصول کلی شریعت قرار می‌دهند. نویسنده با مقایسه‌ی دیدگاه شاطبی، ابوشامه و ابن‌تیمیه نشان می‌دهد که حتی درباره‌ی یک عمل واحد، احکام بسیار متفاوتی شکل گرفته است؛ تا جایی که ابن‌تیمیه جشن مولودی را بدعت می‌داند، اما در صورت نیت نیک و محبت به پیامبر(ص)، برای انجام‌دهنده‌ی آن «اجر عظیم» قائل می‌شود.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#عدنان_فلاحی #بدعت #جشن_میلاد_پیامبر #مولودی #فقه_اسلامی #اجتهاد #شاطبی #ابوشامه #ابن_تیمیه #اصول_شریعت #معرفت‌شناسی #اختلاف_فقهی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6
#پیام_روز

💠حسد؛ آتشی که خوبی‌ها را خاکستر می‌کند

بدترین آفتی که پس از شرک، قلبِ انسان را در بر می‌گیرد، حسد است. حسد نخستین گناهی است که با آن عصیانِ پروردگار شد؛ همان عاملی که آتشِ نفرتِ ابلیس را نسبت به حضرت آدم (ع) شعله‌ور کرد و او را به سرپیچی از فرمانِ سجده واداشت، چرا که ابلیس گمان می‌کرد از آدم برتر است و خود را سزاوارتر از او می‌پنداشت.
به آنچه خداوند برایت مقدر کرده است قانع باش تا غنی‌ترینِ مردمان باشی و به داشته‌های دیگران چشم مدوز؛ چرا که در این صورت، هرگز فرصت نخواهی کرد خدا را بابتِ عطایایش سپاس گویی. در حدیث آمده است:
«از حسد دوری کنید، زیرا حسد خوبی‌ها را می‌بلعد، چنان‌که آتش هیزم را می‌سوزاند.»
کافی است قلبت را اصلاح کنی؛ آنگاه اگر تنها به فرایض هم پایبند باشی، سعادتمند خواهی بود. ریشه‌یِ بسیاری از مشکلاتِ انسان‌ها، همین قلب‌هایِ بیمار است.

برگرفته از کتاب «بر مسیر نبوت»



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
💔31👏1
💠سه منشأ اصلی اختلافات بین مسلمانان


دکتر یوسف قرضاوی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👏2
💠 سیرهٔ  خانوادگی پیامبر اکرمﷺ (( هفـــدهـــم ربیـع الأوّل ))

✍🏻حمزه خان‌بیگی

«محبت به همسران و فرزندان؛جلوهٔ رحمت نبوی درکانون خانواده»

🔰سیرهٔ خانوادگی پیامبراکرمﷺ،تصویری نورانی از«محبت»،«مدارا»،«کرامت»و«تربیت»درفضای خانهٔ نبوی ترسیم می‌کند؛خانه‌ای که درآن،محبت نه احساسى گذرا،بلکه روشی تربیتی،سلوکی معنوی و تجلی رحمت الهی است.
پیامبر،درمیان همسران وفرزندان،همان بود که در میان امت:مهربان،کریم،بردبار،اهل گفت‌وگو، اهل احترام واهل تربیت.
محبت او،محبتی حکیمانه بود؛محبتی که دل را آرام می‌کرد،روح رامی‌پروراندوخانواده را به مدرسهٔ ایمان واخلاق تبدیل می‌ساخت.
🔶 بنیاد قرآنی محبت خانوادگی؛رحمت الهی در روابط انسانی
قرآن کریم، کانون خانواده را بر پایهٔ «مودّت» و«رحمت»بنا می‌نهد:
«وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً».
این مودّت و رحمت،درخانهٔ پیامبر،به کامل‌ترین صورت تجلی یافت.محبت پیامبربه همسران وفرزندان، صرفاً عاطفهٔ انسانی نبود؛بلکه امتداد رحمت الهی بودکه در رفتار،گفتار،نگاه وحتی سکوت اوجاری بود.
او محبت را ابزار تربیت می‌دانست؛زیرا دلِ محبت‌دیده،آمادهٔ پذیرش حق است ودلِ تحقیرشده، ازحق می‌گریزد.
🔶محبت پیامبر به همسران؛ کرامت، احترام و هم‌نشینی نورانی
رفتار پیامبر با همسرانش، الگویی بی‌نظیر ازکرامت ومحبت است. او:
با همسران خویش با احترام سخن می‌گفت و هرگز زبان به تحقیر نمی‌گشود؛
در کارهای خانه مشارکت می‌کرد؛ نه از سر اجبار، بلکه از سر محبت و تواضع؛
به سخن آنان گوش می‌داد و رأی و نظرشان را محترم می‌شمرد؛
در اختلاف‌ها،با آرامش، حلم وحکمت رفتار می‌کرد؛
و درشادی‌ها وغم‌ها،همراه و همدل آنان بود.

محبت پیامبر، محبتی تربیتی بود؛محبتی که همسر را به آرامش می‌رساند، دل را به نور نزدیک می‌کرد و خانه را به فضایی امن،اخلاقی و معنوی تبدیل می‌ساخت.در این نگاه،محبت نه ضعف،بلکه قدرتی است که خانواده را می‌سازد و انسان را می‌پروراند.
محبت پیامبر به حضرت خدیجه، نمونهٔ درخشان وفاداری و تکریم زن در تاریخ است.سال‌ها پس از رحلت خدیجه،یاد او را گرامی می‌داشت، ازفضایلش سخن می‌گفت،به دوستانش احترام می‌کرد وهرگاه نامش برده می‌شد،چشمانش از محبت می‌درخشید.
این محبت نشان می‌دهد که در نگاه پیامبر،رابطهٔ زناشویی،رابطه‌ای صرفاً مادی و عاطفی نیست؛بلکه پیوندی روحانی است که بر پایهٔ وفاداری،احترام وشناختِ مقام معنوی زن بنا می‌شود.
   👌در رابطهٔ پیامبر باحضرت عایشه،جلوهٔ دیگری ازمحبت دیده می‌شود؛
محبتی همراه با گفت‌وگو، آموزش، تربیت و رشد. پیامبر، با او سخن می‌گفت، پرسش‌هایش را پاسخ می‌داد، به فهم، حافظه و استعداد او توجه می‌کرد و او را به یکی از بزرگ‌ترین راویان حدیث و مربیان امت تبدیل ساخت.
این محبت، محبتی تربیتی بود؛ محبتی که استعداد را شکوفا می‌کرد، شخصیت را می‌ساخت و زن را در جایگاهِ فعالِ علمی و معنوی قرار می‌داد.
👌محبت پیامبر به فرزندان و نوه‌ها،محبتی عمیق، لطیف وتربیتی بود. او:
حسن وحسین را بر دوش می‌نشاند و در نماز،برای آنان سجده را طولانی می‌کرد؛
فاطمه را«سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ»می‌خواندوهرگاه وارد می‌شد،به احترامش برمی‌خاست؛
با کودکان بازی می‌کرد،آنان رامی‌بوسیدومی‌فرمود: «مَن لَا یَرحَم لَا یُرحَم».

این رفتارها نشان می‌دهدکه تربیت کودک،بامحبت آغاز می‌شود؛محبتی که دل را نرم می‌کند، شخصیت رامی‌سازد وکودک را به انسانِ کریم،مؤمن واهل رحمت تبدیل می‌نماید.
🔶 درس‌های امروزین؛ محبت به‌مثابهٔ راهی برای اصلاح خانواده
سیرهٔ نبوی،برای خانوادهٔ امروز،پیامی روشن دارد:محبت، اساس تربیت است؛ وخانوادهٔ بی‌محبت،خانواده‌ای بی‌روح و بی‌نور خواهد بود.
این سیره به ما می‌آموزد که:
🔸در خانه،احترام و کرامت را اصل قرار دهیم؛
🔸باهمسر،با گفت‌وگو،درک متقابل ومهربانی رفتار کنیم؛
🔸با فرزندان،با محبت، آغوش، توجه وحضور تربیت کنیم؛
🔸و دراختلاف‌ها،به جای خشونت وتحقیر،ازحکمت،حلم ومدارا بهره بگیریم.

محبت،راهی برای اصلاح خانواده است؛وخانوادهٔ اصلاح‌شده،پایهٔ جامعهٔ سالم ونورانی است.محبت پیامبر اکرم ﷺ به همسران وفرزندان،حقیقتی ژرف، نورانی و تربیتی است؛حقیقتی که خانهٔ نبوی را به مدرسهٔ ایمان،اخلاق وکرامت تبدیل کرد.این محبت، محبتی حکیمانه،تربیتی وسلوکی بود؛محبتی که دل‌ها را آرام می‌کرد،روح‌ها رامی‌پروراند وخانواده را به فضایی نورانی ومعنوی بدل می‌ساخت.

👌این سیرهٔ روشن،ما را فرامی‌خواند که محبت رادرخانهٔ خویش جاری سازیم؛محبتی که برپایهٔ احترام،کرامت،گفت‌وگو وحکمت بنا شده باشد.هرکس دراین مسیر گام بردارد،خواهد دیدکه محبت،نه تنها خانواده را،بلکه دل را نیز روشن می‌کند؛واین همان نوری است که پیامبر اکرمﷺ،باسیرهٔ خانوادگی خویش،پیشِ روی تاریخ نهاده است ومی‌تواند چراغ راه خانوادهٔ مؤمن در روزگار ما باشد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
💠تنگنای دل و عظمت قرآن


✍🏻صدیق ابراهیمی

عین القضات همدانی چه زلال و بی‌پیرایه گفته است: «قرآن عظیم است، و عظیم را جای عظیم باید تا فرود آید؛ و تو بس تنگ‌دلی.»

این سخن، بیش از آنکه درباره‌ی قرآن باشد، درباره‌ی ظرف وجود ماست. قرآن کوچک نیست که در تنگنای عادت‌ها، ترس‌ها و پیش‌داوری‌های ما جای گیرد؛ این ماییم که باید وسعت یابیم تا کلام خدا در جانمان فرود آید.

گاهی مشکل از روشنایی نیست؛ از پنجره‌ای است که تنگ ساخته‌ایم. دریا را نمی‌توان در پیاله سنجید و آسمان را در مشت گرفت.
کتاب عظیم، دل عظیم می‌خواهد؛ دلی گشوده، آزاد و بی‌غرض؛ دلی که پیش از آنکه قرآن را در اندازه‌ی خویش محدود کند، افق خویش را برای فهم و پذیرش آن گسترده سازد.

قرآن، اگر درست به جان بنشیند، تنها محفوظات ذهن را نمی‌افزاید؛ افق انسان را وسیع می‌کند. دل را از تنگنای «من» بیرون می‌برد و به وسعت «او» می‌رساند؛ از عادت به آگاهی، از ترس به اعتماد، و از صورت به معنا.

شاید راز بسیاری از دوری‌های ما از قرآن همین باشد:
قرآن را می‌خوانیم، اما هنوز جای فرود آمدنش را در خویش نساخته‌ایم.


پس پیش از آنکه بپرسیم «قرآن با من چه می‌گوید؟»، باید از خود بپرسیم: آیا در من آن‌قدر وسعت هست که قرآن در آن فرود آید؟ زیرا کلام عظیم، بر دل کوچک فرود نمی‌آید؛ و هرگاه دل وسعت یافت، آیه دیگر فقط خوانده نمی‌شود؛ در جان اتفاق می‌افتد.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
💠بندگی خدا و برگزیدن دین او


✍🏻ناصر سبحانی

بندگی خدا و برگزیدن دین او، یعنی اسلام، به‌عنوان برنامۀ زندگی و مسلمان زیستن، انسان را به جایگاهی می‌رساند که در آن نه غمی دارد، نه اندوهی و نه ترسی؛ یعنی همان سعادت و خوشبختی راستین.

این کمترین پاداشی است که در همین دنیا نصیب انسان مسلمان می‌شود؛ پاداشی چنان بزرگ که اگر انسان جز آن هیچ پاداش دیگری هم نداشته باشد، برایش بس است.
اگر در این دنیا از هر فردی بپرسی: «هدف تو در زندگی چیست؟»، پاسخ خواهد داد: «می‌خواهم خوشبخت شوم.» تمام سعی و تلاش انسان‌ها در جهان برای دستیابی به خوشبختی است؛ اما راه آن را نمی‌دانند، چراکه مسیر حقیقی‌اش را نمی‌شناسند. این راه، مسیری جز بندگی خدا، ایمان به او و انجام عمل صالح نیست.
وقتی امری تا این پایه اهمیت دارد که همۀ مردم در پی آن‌اند و تنها از گذر بندگی خدا حاصل می‌شود و هیچ راه دیگری نیز برای آن وجود ندارد، براستی اگر قیامتی هم در کار نبود و انسان در همین دنیا تنها به این آرامش درونی (رهایی از غم و اندوه و ترس) می‌رسید، برایش کفایت می‌کرد؛ اما واقعیت این است که پاداش انسان مسلمان به همین اندازه نیز محدود نمی‌شود و برکات بسیار دیگری را نیز در پی دارد.
هنگامی که انسان در زندگی بندۀ خدا باشد، در دنیا در آرامش و سعادتی ناب زیست خواهد کرد؛ و این همان حقیقتی است که خداوند متعال به آن بشارت داده و می‌فرماید: ﴿فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً﴾؛ یعنی در همین دنیا به او زندگانیِ پاک و دلنشینی می‌بخشیم؛ حیاتی که در آن نه اندوهی راه دارد و نه بیم و ترسی.
وقتی آدمی در چنین مرتبه‌ای قرار گیرد، بی‌تردید در اوج عزت، سربلندی و سرافرازی زندگی خواهد کرد؛ درحالی‌که بسیاری از مردم برای همنوعان خویش سر فرود آورده و در بند آنان‌اند. اما انسان مسلمان در برابر تمام قدرتمندان با کمال عزت می‌ایستد و هرگز در پیشگاه غیر خدا سر تعظیم فرود نمی‌آورد؛ و این آزادی و عزت، خود به‌تنهایی بهشتی است که انسان در آن روزگار می‌گذراند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7
💠إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ

و یقیناً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، برای آنان بهشت های پرنعمت خواهد بود،

#تقویم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6
#پیام_روز

💠ثروتِ حقیقی و هنرِ کلام در مسیرِ بندگی


شخصی که مدام نگاه می‌کند فلانی چه خریده و چه دارد، فقیرانه زندگی خواهد کرد و فقیرانه خواهد مرد؛ پس ثروتِ انسان در جیبش نیست، بلکه در قلبش است!
طوری نماز بخوان که گویی آخرین نمازِ توست. تصور کن این نمازی که می‌خوانی آخرین فرصتِ توست و پس از آن تو را در قبر خواهند گذاشت. پس با این دیدگاه، چنان حضورِ قلبی داشته باش که گویی در پیشگاهِ پروردگارت ایستاده‌ای. به خاطرِ ترس از اینکه از مشغله‌ها و حاجاتِ دنیوی عقب بمانی در نمازت عجله نکن؛ تو در برابرِ قاضی‌الحاجات ایستاده‌ای؛ حال، او را رها کرده و در برطرف نمودنِ نیازت به خودت اعتماد می‌کنی؟!
آیات را حس کن و در آن‌ها تدبر نما. از خواندنِ سوره فاتحه لذت ببر؛ از حمد و ستایشی که بسیاری از مردم از گفتن و مناجات کردن با آن محرومند؛ از رحمتِ الهی که چطور به تو اجازه داده تا برایش بایستی و عبادتش کنی؛ از مالکِ یوم‌الدین که به پاداشش امید داری و از مجازاتش می‌ترسی؛ از «ایاک نعبد و ایاک نستعین» با پناه بردن از فقرت به ثروتش و از ضعفت به قوتش؛ از «اهدنا الصراط المستقیم» لذت ببر. در آن بیندیش، به پیرامونت بنگر و تأمل کن؛ گاوپرستان، آنان که درخت و سنگ را می‌پرستند، ملحدان و کسانی که دینشان را تحریف کردند به یاد آور؛ آن‌گاه است که می‌فهمی چرا پیامبر (ص) به بلال گفت:
«ای بلال! با نماز به ما آرامش بده.»

از گفتنِ کلامی که باعثِ عذرخواهی شود، دوری کن. زبانت را نگه دار و احمقانه رفتار نکن. دنیا در حالِ گذر است؛ آن را برایِ مسئله‌ای زودگذر، پاسخی نامناسب و سخنی که دل را برنجاند متوقف نکن تا مجبور نشوی بعد از گفتنش تأسف بخوری و عذرخواهی کنی.
بدونِ شک عذرخواهی رفتارِ شایسته‌ای است، ولی زخمِ زبان زدن و گفتنِ سخنانِ نیش‌دار، مانندِ فرو کردنِ میخ در چوب است که با درآوردنش، اثرش از بین نخواهد رفت؛ تأثیرِ زخمِ زبان بر قلب نیز چنین است!


برگرفته از کتاب «بر مسیر نبوت»



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
💠خلاصه خطبه نماز جمعه شهر بستک


خطیب: شیخ الحاق جوادی

﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَىٰ وَيَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ
[نحل: ۹۰]
یک آیه؛ با سه پایه برای ساختن زندگی، و سه حفاظ برای مراقبت از آن:
۱ـ عدل ← حق هرکس را ادا کن؛ منصف باش؛ و مسئولیت و فرصت را به اهل و شایسته‌اش بسپار.
۲ـ احسان ← فقط به اندازه وظیفه خوب نباش؛ اگر می‌توانی، چیزی بر خوبی بیفزا: آسان بگیر، احترام بگذار، دست کسی را بگیر و گرهی باز کن.
۳ـ نزدیکان ← اصلاح دنیا را از دوردست شروع نکن؛ خیر و توجه را اول به خانه، خانواده، خویشاوندان و نزدیک‌ترین آدم‌های زندگی‌ات برسان.
۴ـ سه حفاظ ←
فحشاء: حریم پاکی و عفت را نشکن.
منکر: نگذار زشتی با تکرار، عادی شود.
بغی: قدرت، پول، موقعیت یا نفوذت را وسیله عبور از حق دیگران نکن.

〰️ خلاصه نقشه آیه:
عدل، حق را حفظ می‌کند؛
احسان، زندگی را زیبا می‌کند؛
رسیدگی به نزدیکان، پیوندها را محکم می‌کند؛
و دوری از فحشاء، منکر و بغی، از این بنا مراقبت می‌کند.

و شاید مهم‌ترین یادداشت حاشیه صفحه این باشد:

آیه را فقط نخوان؛
بگذار در رفتار امروزت دیده شود.
👏31
📌از تکامل زیستی تا انسانِ مکلف؛ خوانشی فلسفی ـ تفسیری از آفرینش آدم در پرتو علوم وحیانی و علوم تجربی

✍️معتصم محمودی

این مقاله با تفکیک میان «تکامل زیست‌شناختی» و «تفسیرهای فلسفی/الحادی» آن، درصدد ارائه خوانشی توحیدی و سازگار میان علوم تجربی و علوم وحیانی در مسئله آفرینش انسان است. بر اساس این خوانش، تکامل می‌تواند چگونگی شکل‌گیری کالبد و ویژگی‌های زیستی انسان در مسیر قوانین طبیعی آفرینش را تبیین کند، درحالی‌که روایت قرآنیِ «آدم»، نه نقطه آغاز تاریخ زیستی، بلکه نقطه عطفی در تاریخ معنوی و ظهور «انسانِ مکلف» است که با نفخ روح، آموزش اسماء، اختیار، تکلیف و مقام خلافت الهی شناخته می‌شود. در نهایت، مقاله با طرح فرضیه‌هایی چون وجود جمعیت‌های انسانی هم‌زمان با آدم و رفع تعارض میان قوانین طبیعی و اراده الهی، بر وحدت مبدأ هستی و مکمل بودن ابعاد زیستی، شناختی و وجودی انسان تأکید می‌کند.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#تکامل_زیستی #انسان_مکلف #آفرینش_آدم #علم_و_دین #خلافت_الهی #فلسفه_آفرینش

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6😱1
💠 سیرهٔ اقتصادی پیامبر اکرمﷺ (( هیجـدهـــم ربیـع الأوّل ))

✍🏻حمزه خان‌بیگی

«پرهیز از اسراف و تبذیر؛ هندسهٔ زهد، قناعت و عدالت در اقتصاد نبوی»
بخش اوّل

سیرهٔ اقتصادی پیامبراکرمﷺ،تصویری عمیق ودقیق ازنسبت انسان با مال،شیوهٔ مصرف،بهره‌برداری ازنعمت‌ها ورعایت حدود الهی درعرصهٔ اقتصاد ترسیم می‌کند.دراین افق،«پرهیز ازاسراف و تبذیر»صرفاً یک توصیهٔ اخلاقی نیست؛بلکه ستونِ اصلی هندسهٔ اقتصادی اسلام وازبنیادهای تربیت انسان درمدرسهٔ نبوت است؛اصلی که بدون آن، نه روح فردی استوار می‌ماند و نه ساختار اجتماعی به عدالت وکرامت نزدیک می‌شود.
در نگاه نبوی،اسراف، تبذیر،مصرف‌گرایی و زیاده‌روی،تنها رفتارهای نادرست اقتصادی نیستند؛ بلکه بیماری‌های روحی‌اند که دل را از نور تهی می‌کنند،انسان را ازحقیقت دورمی‌سازند وجامعه را به سوی فقر،تبعیض وبی‌عدالتی می‌کشانند.درمقابل،قناعت،میانه‌روی،اعتدال وبهره‌برداری حکیمانه ازنعمت‌ها،راهی برای تهذیب نفس،رشدمعنوی،عدالت اجتماعی وشکوفایی اقتصادی‌اند؛ راهی که اقتصاد را ازسطح محاسبهٔ سودو زیان،به سطح حضور الهی ومسئولیت اخلاقی ارتقا می‌دهد.
بنیاد قرآنیِ پرهیز از اسراف،برمحورِ اقتصادِ توحیدی و عبودیت‌محور است؛ اقتصادی که درآن،مصرف و بهره‌برداری ازنعمت‌ها باید درمدارحکمت،شکر ومسئولیت سامان یابد.قرآن کریم،درآیات متعدد،اسراف و تبذیر را به‌صراحت نهی کرده و آن را نشانهٔ فساد،غفلت و دوری از خداوند دانسته است.
«وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ»
اسراف نکنید، که خداوند اسراف‌کنندگان را دوست نمی‌دارد.
«إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ»
مبذرین، برادران شیطان‌اند.

این دو تعبیر، در افق تفسیری،نشان می‌دهد که اسراف،تنها زیاده‌روی درمصرف نیست؛بلکه خروج از مدارعبودیت وگسست از رابطهٔ محبت‌آمیز باخداوند است.انسانِ مسرف، نعمت را می‌بیند،اما نعمت‌دهنده را فراموش می‌کند؛مصرف می‌کند،اما مسئولیت را نادیده می‌گیرد؛بهره‌برداری می‌کند، اما شکر را ترک می‌گوید.
در آیهٔ دوم، «برادری با شیطان» بیانگر آن است که تبذیر،صرفاً هدردادن مال نیست؛بلکه هم‌سویی با منطقِ شیطانیِ فساد وافساد است؛منطقِ تبدیل نعمت به ابزار غفلت، تفاخر و بی‌عدالتی.
دراین افق، اقتصاد اسلامی، اقتصادی توحیدی است؛ یعنی هرحرکت اقتصادی، از تولید تا مصرف و از انفاق تا پس‌انداز،باید درنسبت با خداوند،با حق خلق و با حقیقتِ فقرِ وجودی انسان معنا یابد.سیرهٔ نبوی،تجسم عملی همین هندسهٔ قرآنی است.
سیرهٔ پیامبر در پرهیز از اسراف، تجلّی زهدِ فعال و تربیتی است؛زهدی که نه به کناره‌گیری از جامعه می‌انجامد و نه به ترک نعمت، بلکه در متنِ زندگی و در پیوند با مسئولیت‌های اجتماعی جریان دارد. پیامبر اکرم ﷺ در زیست فردی،ساده‌زیست ومعتدل بود، اما در عرصهٔ عمومی، اقتصاد را سامان می‌داد، بازار را اصلاح می‌کرد، عدالت را برپا می‌ساخت و مردم را به بهره‌برداری حکیمانه و مسئولانه از نعمت‌ها فرا می‌خواند؛ زهدی که حضور می‌آفریند، نه انزوا، و اعتدال می‌پرورد، نه افراط و تبذیر.
در زندگی فردی پیامبر:
🔸غذا: غذای او ساده بود؛ اما از نعمت‌ها با شکر و اعتدال بهره می‌برد.
🔸لباس: لباسش پاکیزه و مرتب بود؛ اما تجمل‌گرایی و تفاخر را نمی‌پذیرفت.
🔸خانه: خانه‌اش ساده بود؛ اما سرشار از نور، محبت و آرامش.
🔸مصرف: هرگز غذایی را نکوهش نمی‌کرد؛ اما هرگز در خوردن زیاده‌روی نمی‌نمود.
این سبک، نشان می‌دهد که پرهیز از اسراف، به معنای ترک نعمت نیست؛ بلکه به معنای بهره‌برداری حکیمانه، مسئولانه و معنوی از نعمت‌هاست. نعمت، اگر در مدار شکر، اعتدال و حضور الهی قرار گیرد، نور است؛ و اگر در مدار اسراف، تبذیر و تفاخر قرار گیرد، حجاب می‌شود و دل را از حقیقت دور می‌سازد.
در خوانش تحلیلی، اسراف و تبذیر، سه ریشهٔ اصلی در باطن انسان دارند:
🔸غفلت از نعمت‌دهنده: مصرف بدون یاد خدا، به‌تدریج به اسراف می‌انجامد. وقتی نعمت، تنها در سطح لذت و رفاه دیده شود، نه درسطح امانت ومسئولیت،انسان به زیاده‌روی گرایش می‌یابد.
🔸غلبهٔ نفس: نفسِ سرکش، مصرف را به ابزار تفاخر، شهرت ولذت‌طلبی بی‌حد تبدیل می‌کند؛در این حالت،انسان نه برای نیاز،بلکه برای نمایش مصرف می‌کند.
🔸بی‌توجهی به مسئولیت اجتماعی: اسراف، در سطح اجتماعی، مصرفی است که دیگران را محروم می‌سازد؛ کسی که در مصرف حد نمی‌شناسد، در برابر فقرا و نیازمندان بی‌تفاوت می‌شود و این بی‌تفاوتی، خود نوعی بی‌عدالتی است.
دراین نگاه،اسراف،نشانهٔ ضعف معرفت است؛وتبذیر،نشانهٔ ضعف اخلاق.کسی که نعمت رامی‌شناسد، آن را هدر نمی‌دهد؛وکسی که مسئولیت اجتماعی رامی‌فهمد،مصرف خود را درمدارعدالت تنظیم می‌کند. سیرهٔ نبوی،با یاد خدا،تهذیب نفس و تربیت حسّ مسئولیت، این ریشه‌ها را درمان می‌کند.

☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
💯31