جماعت دعوت و اصلاح
4.63K subscribers
13.1K photos
2.81K videos
351 files
17.1K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
💠 سیرهٔ اقتصادی پیامبر اکرمﷺ (( هیجـدهـــم ربیـع الأوّل ))

✍🏻حمزه خان‌بیگی

«پرهیز از اسراف و تبذیر؛ هندسهٔ زهد، قناعت و عدالت در اقتصاد نبوی»
🔺ادامه بخش اوّل
در خانهٔ نبوی، مصرف، بر پایهٔ سه اصل سامان می‌یافت:
🔸اعتدال: نه زیاده‌روی، نه سخت‌گیریِ بی‌حکمت؛ مصرف در حد نیاز، همراه با کرامت، بدون تجمل‌گرایی و تفاخر.
🔸شکر نعمت: هر بهره‌برداری از نعمت،با یاد خدا،حمد وشکر همراه بود؛مال،عطای الهی و امانتی برای آزمون دانسته می‌شد.
🔸تربیت دل:مصرف،تنها برای رفع نیازظاهری نبود؛بلکه برای تربیت دل،تمرین قناعت وحضور الهی بود.
پیامبر، خانوادهٔ خود را به میانه‌روی درمصرف،پرهیز ازتجمل،رعایت حق فقرا واستفادهٔ درست از نعمت‌ها تربیت می‌کرد.اومی‌فرمود:«کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا»؛بخورید وبیاشامید،اما اسراف نکنید.
این تربیت،خانواده را به کانونی برای رشد اخلاقی ومعنوی تبدیل می‌کرد؛جایی که مصرف،نه ابزار تفاخر، بلکه ابزار تقرب بود وفرزندان،از آغاز،می‌آموختند که مال،وسیلهٔ خدمت وانفاق است،نه میدانِ خودنمایی.

درعرصهٔ اجتماعی،پیامبر،اقتصاد را برپایهٔ عدالت،شفافیت وپرهیز ازاسراف سامان می‌داد. او:
بازار مدینه را اصلاح کرد؛
احتکار را ممنوع ساخت؛
تبذیر در اموال عمومی را نهی نمود؛
و مردم را به انفاق، زکات و مصرف مسئولانه دعوت کرد.

در نگاه نبوی،اسراف دراموال عمومی،بزرگ‌ترین خیانت اقتصادی است؛زیرا جامعه را ازعدالت دور می‌کند و فقرا را محروم می‌سازد. او می‌فرمود:
«مَنِ اسْتَعْمَلْنَاهُ عَلَى عَمَلٍ فَرَزَقْنَاهُ رِزْقًا فَمَا أَخَذَ بَعْدَ ذَلِكَ فَهُوَ غُلُولٌ»؛
هر کس را بر کاری بگماریم و برایش رزقی قرار دهیم،هرچه افزون بر آن بگیرد،خیانت است.
این سخن، اساس اخلاق اقتصادی در حکومت اسلامی است و نشان می‌دهد که مدیریتِ مال، بدون امانت و پرهیز از تبذیر، به فساد و بی‌اعتمادی عمومی می‌انجامد.
پیامبر، با سیرهٔ خود، این حقیقت را به یاران می‌آموخت:
نعمت، اگر با شکر همراه شود، نور است؛
و اگر با اسراف همراه شود، حجاب است.
در این افق، پرهیز از اسراف، تمرینی برای دیدنِ نعمت در نسبت با مُنعِم است؛ تمرینی برای آن‌که انسان، در هر لقمه، هر لباس و هر خانه، حضورِ عطای الهی را ببیند و دلش را از وابستگی به ظاهرِ نعمت، به حضورِ باطنِ نعمت منتقل کند. اعتدال در مصرف، سالک را به قناعت، رضا و آرامش می‌رساند و اقتصاد را به میدانِ سلوک و قرب الهی تبدیل می‌سازد.
درس‌های امروزین؛ اقتصاد در عصر مصرف‌گرایی
درجهان امروز،که مصرف‌گرایی،تجمل‌گرایی،اسراف وتبذیر،به بیماری‌های فراگیر فردی واجتماعی تبدیل شده‌اند،
سیرهٔ نبوی، راهی روشن برای اصلاح فرد و جامعه پیشِ روی ما می‌نهد:
🔸در خانواده: مصرف را بر پایهٔ اعتدال و شکر سامان دهیم؛ فرزندان را با قناعت، پرهیز از تجمل و احترام به نعمت تربیت کنیم.
🔸در جامعه: از تبذیر در اموال عمومی، تجمل‌گرایی در ساختارها و اسراف در پروژه‌ها بپرهیزیم؛ اقتصاد را در مدار عدالت و امانت نگه داریم.
🔸در فرهنگ: مصرف‌گرایی را به‌عنوان بیماری روحی و اخلاقی بشناسیم؛ فرهنگِ ساده‌زیستیِ کریمانه و بهره‌برداریِ مسئولانه از نعمت‌ها را ترویج کنیم.
🔸در سلوک فردی: مصرف را به عبادت تبدیل کنیم؛ هر بهره‌برداری از نعمت را با یاد خدا، شکر، اعتدال و توجه به حق دیگران همراه سازیم.
🔻در این افق، اقتصاد، تنها مسئلهٔ عدد و رقم نیست؛بلکه مسئلهٔ دل و جهت است.سیرهٔ نبوی، جهتِ اقتصاد را به‌سوی خدا، عدالت، کرامت و حضور الهی تنظیم می‌کند و انسان را از اقتصادِ بی‌روح، به اقتصادِ نورانی و مسئولانه منتقل می‌سازد.
🔻پرهیز از اسراف و تبذیر، درسیرهٔ اقتصادی پیامبر اکرم ﷺ،حقیقتی ژرف، نورانی و تربیتی است؛حقیقتی که انسان را ازغفلت،تفاخر، مصرف‌گرایی و بی‌عدالتی می‌رهاند و او را به سوی کرامت، عدالت، قناعت و حضور الهی سوق می‌دهد.

این سیرهٔ روشن،ما را فرامی‌خواند که اقتصاد را درمدارتوحید سامان دهیم؛مصرف را با شکر همراه سازیم؛نعمت را بامسئولیت بیامیزیم؛وخانواده وجامعه را ازاسراف وتبذیر پاک کنیم.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👍2
💠انسان به خلوتی روزانه نیاز دارد...


✍🏻رئوف اصلاح‌جو

انسان نیاز دارد ـ اگر بتواند ـ هر روز لحظاتی را برای خود داشته باشد؛ خسته و آرام، خود را به سجادهٔ نماز برساند و مدتی طولانی سکوت کند؛ سکوتی که تنها زبان دل آن را می‌شکند.

با خدا از دردهای راه سخن بگوید، قصهٔ لغزش‌هایش را بازگو کند؛ با واژه‌هایی اندک و دلی پُر. بسیار دعا کند، سینه‌اش را از سنگینی‌های زندگی خالی سازد، گام‌هایش را به حساب بکشد و ردّ رحمت خدا را در زندگی خویش جست‌وجو کند.

انسان به لحظه‌ای آسمانی نیاز دارد؛ لحظه‌ای که اندکی از دنیای آدمیان فراتر رود و از هیاهویی که گوهر وجودش را ربوده و حقیقت احساسش را فرسوده است، فاصله بگیرد.

پیام این متن:

گاهی انسان بیش از آنکه به کسی نیاز داشته باشد که مشکلاتش را حل کند، به خلوتی نیاز دارد که در آن بار دلش را نزد خدا بر زمین بگذارد.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8
💠معنای زندگی؛ جست‌وجوی تعادل در جهان بی‌قرار

✍🏻جمال سبحانی

معنای زندگی از آن پرسش‌هایی نیست که فقط در لحظات بحران به سراغ انسان بیاید. گاهی درست در میانه یک زندگی ظاهراً موفق، هنگامی که کارها خوب پیش می‌روند، درآمد کافی هست، روابط برقرار است و برنامه‌ها یکی پس از دیگری محقق می‌شوند، ناگهان این پرسش سر برمی‌آورد: این همه برای چه؟

شاید مسئله انسان امروز بیش از آنکه نداشتن امکانات باشد، نداشتن نسبتی درست میان امکانات و خواسته‌ هاست. ما می‌توانیم بیشتر داشته باشیم، بیشتر بدانیم، بیشتر تجربه کنیم و سریع‌تر زندگی کنیم؛ اما هیچ‌کدام به خودی خود به زندگی معنا نمی‌دهند.

معنا شاید در نقطه‌ای میان چند نسبت شکل بگیرد: میان خواستن و داشتن، فرد و جامعه، عقل و احساس، دنیا و آینده، آزادی و مسئولیت، و نیازهای جسم و جان. زندگی هنگامی از تعادل خارج می‌شود که یکی از این ساحت‌ها همه وجود انسان را تصاحب کند. کار اگر تمام زندگی شود، انسان را از خویشتن دور می‌کند؛ لذت اگر به هدف زندگی تبدیل شود، انسان را اسیر میل می‌کند؛ جمع‌گرایی افراطی فردیت را می‌بلعد و فردگرایی افراطی نیز انسان را از تعلق و مسئولیت تهی می‌سازد.

از این منظر، معنا بیش از آنکه یک مقصد نهایی باشد، نسبتی درست میان اجزای زندگی است؛ نوعی انسجام که در آن انسان می‌داند چه می‌خواهد، چرا می‌خواهد و برای رسیدن به آن حاضر است چه هزینه‌ای بپردازد.

اما در اینجا پرسش عمیق‌تری مطرح می‌شود: معیار این تعادل چیست؟ اگر هرکس معیار را صرفاً در خواسته‌های شخصی خود جست‌وجو کند، آیا هر انتخابی می‌تواند معنادار باشد؟

در نگاه توحیدی، انسان نه موجودی رهاشده در جهانی بی‌جهت است و نه مالک مطلق خویشتن و جهان. او در جهانی زندگی می‌کند که خود را به او واگذار نکرده، بلکه امانتی در اختیار اوست. همین نگاه، آزادی را از بی‌قیدی جدا می‌کند و مسئولیت را در کنار اختیار قرار می‌دهد. انسان می‌تواند انتخاب کند، اما انتخاب‌هایش پیامد دارند و در برابر آنها مسئول است.

از همین‌جا، معنای زندگی از «من چه می‌خواهم؟» فراتر می‌رود و به پرسش‌هایی مانند «چه چیزی ارزش خواستن دارد؟»، «چه چیزی مرا شایسته‌تر می‌کند؟» و «بودن من چه اثری بر دیگری و جهان دارد؟» می‌رسد.

شاید یکی از تفاوت‌های مهم انسان معاصر با انسان سنتی نیز همین باشد که بسیاری از پاسخ‌های آماده فرو ریخته‌اند. انسان امروز ناچار است دوباره درباره خیر، حقیقت، سعادت و مقصد زندگی بیندیشد. این وضعیت، اگرچه می‌تواند سرگردان‌ کننده باشد، فرصتی نیز برای بازسازی آگاهانه معناست؛ معنایی که نه صرفاً به ارث رسیده باشد و نه صرفاً از میل لحظه‌ای انسان برخاسته باشد.

زندگی معنادار الزاماً زندگی بی‌دردسر یا سراسر موفق نیست. چه‌ بسا معنای زندگی در نحوه مواجهه ما با رنج، شکست، فقدان و محدودیت آشکار شود. انسان زمانی به زندگی خود معنا می‌دهد که بتواند حتی رنج‌های ناگزیر را در افقی بزرگ‌تر بفهمد و اجازه ندهد هیچ اتفاقی تمام حقیقت زندگی او را تعریف کند.

شاید معنای زندگی را نتوان در یک پاسخ نهایی خلاصه کرد. اما می‌توان گفت زندگی معنادار، زندگی‌ای است که در آن انسان میان خود، دیگران، جهان و مبدأ هستی نسبتی آگاهانه، مسئولانه و متعادل برقرار کند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👍2
💠مَا آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا ۖ أَفَهُمْ يُؤْمِنُونَ

پیش از آنان [اهل] هیچ شهری که آن را نابود کردیم [با دیدن معجزه] ایمان نیاوردند؛ پس آیا اینان ایمان می آورند؟!

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍31
#پیام_روز

💠پیوندِ قلب‌ها؛ والاترین عبادتِ انسانی


پیوند دادنِ قلب‌ها بر پیوند دادنِ استخوان‌ها مقدم است. قلبِ شکسته دردی عمیق‌تر از استخوانِ شکسته دارد؛ استخوانِ شکسته راحت‌تر ترمیم می‌شود، اما قلبِ شکسته شاید هرگز به حالتِ اول برنگردد. رسولِ خدا (ص) دوست نداشت کسی موجبِ آزارِ دیگری شود.
دلجویی کردن از دیگران و به دست آوردنِ دلِ آن‌ها، عبادتی است هم‌ترازِ نماز و روزه.
لبخند زدن بر چهره‌یِ یک مسکین، برای تو تنها یک لبخند است؛ اما برای او هدیه‌ای بزرگ است که می‌تواند روزش را بسازد و احساسِ انسانیت و ارزشمند بودن را -که سختی‌هایِ زندگی از او گرفته- به او بازگرداند. خوشحال کردنِ دیگران نه به ثروتِ کلان، که به قلبی بزرگ نیاز دارد.
همچنین، برای آزار دادنِ دیگران نیازی به شمشیرِ تیز یا مشتی نیرومند نیست؛ دردِ یک جمله‌یِ نامهربان، می‌تواند سخت‌تر از ضربه‌یِ شمشیر باشد؛ پس هیچ‌کس را آزرده‌خاطر نکنید.

برگرفته از کتاب «بر مسیر نبوت»


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1
💠 سیرهٔ اقتصادی پیامبر اکرمﷺ ((  نـــوزدهــم ربیـع الأوّل ))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«کار و تلاش برای معاش؛کرامت وبرکتِ کوشش وعبودیت درمیدان زندگی»
بخش اوّل

سیرهٔ اقتصادی پیامبر اکرم ﷺ، تصویری که در آن، کار نه صرفاً فعالیتی اقتصادی، بلکه عبادتی وجودی، تربیتی و راهی برای تقرب به خداوند است. درمدرسهٔ نبوت، تلاش برای معاش،بخشی ازحقیقت ایمان و نشانهٔ سلامت روح و شخصیت انسان به‌شمار می‌آید؛ زیرا انسانِ مؤمن،در میدان عمل، رزق را از خدا می‌طلبد و درکوشش خود، رنگ عبودیت می‌زند.
🔶قرآن کریم،کار را در مدار توحید ومسئولیت معنا می‌کند. آیات فراوانی، انسان را به حرکت،کوشش و جست‌وجوی رزق فرا می‌خوانند:
«هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِن رِّزْقِهِ»
اوست که زمین را برای شما رام ساخت؛ پس در پهنهٔ آن گام بردارید و از رزق او بخورید.
این آیه، حقیقتی بنیادین را آشکار می‌سازد: رزق، عطای الهی است؛ اما راه رسیدن به آن، تلاش انسان است. این پیوند میان «رزق الهی» و «حرکت انسانی»، اساس اقتصاد توحیدی را شکل می‌دهد؛ اقتصادی که در آن، کار عبادت است و کوشش، نشانهٔ ایمان و حضور الهی.

پیامبر اکرم ﷺ،خود درمیدان کار حضور داشت؛ نه تنها در جوانی، بلکه در دوران رسالت نیز.او:
چوپانی کرد،
تجارت نمود،
در ساخت مسجد مشارکت کرد،
در حفر خندق بیل زد،
و در امور عمومی، پیش‌قدم بود.

این حضور عملی، پیام تربیتی روشنی دارد: کار، شأن انسان را بالا می‌برد و تلاش، کرامت می‌آفریند. پیامبر، کار را نه نشانهٔ نیاز، بلکه نشانهٔ عزت می‌دانست و می‌فرمود:
«الْکادُّ عَلَى عِیَالِهِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ»
کسی که برای خانوادهٔ خود تلاش می‌کند، همچون مجاهد در راه خداست.
در این نگاه، کار از سطح فعالیت اقتصادی، به سطح جهاد معنوی ارتقا می‌یابد.

در سیرهٔ پیامبر، کار سه کارکرد اساسی دارد:
۱. کار به‌مثابهٔ عبادت: کار، اگر با نیت پاک و تلاش صادقانه همراه باشد،عبادت است؛ زیرا انسان، در آن، به فرمان خداوند برای کوشش پاسخ می‌دهد.
۲. کار به‌مثابهٔ تربیت نفس: کار، نفس را از تنبلی، وابستگی، غرور و بی‌مسئولیتی پاک می‌کند. انسانِ کارگر، در میدان عمل، صبر، توکل، قناعت و استقامت را می‌آموزد.
۳. کار به‌مثابهٔ خدمت اجتماعی:کار،جامعه را آباد می‌کند،فقر را می‌کاهد،عدالت را تقویت می‌کند و انسان را از سربار بودن می‌رهاند.
در این افق، کار، حلقهٔ اتصال میان فرد، جامعه و خداوند است؛ حلقه‌ای که در آن، تلاش، به عبادت و خدمت تبدیل می‌شود.
پیامبر، کارگر را تکریم می‌کرد و می‌فرمود:
«أَعْطُوا الْأَجِیرَ أَجْرَهُ قَبْلَ أَنْ یَجِفَّ عَرَقُهُ»
مزد کارگر را پیش از خشک شدن عرقش بپردازید.
این سخن،اساس اخلاق کار در اسلام است:احترام به تلاش،رعایت حق کارگر وپرهیز ازظلم اقتصادی.
او دست کارگر را می‌بوسید و می‌فرمود:
«هَذِهِ یَدٌ یُحِبُّهَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ»
این دستی است که خدا و رسولش آن را دوست دارند.
در این نگاه، کار، نه تنها ارزش اقتصادی، بلکه ارزش معنوی دارد؛ زیرا تلاش، تجلی صدق، اخلاص و کرامت انسانی است.
در خانهٔ پیامبر، کار و تلاش، بخشی از تربیت بود. او:
خانواده را به کوشش و استقلال دعوت می‌کرد،
از تنبلی و وابستگی نهی می‌نمود،
و فرزندان را به کسب روزی حلال تشویق می‌کرد.
در این خانه، کار نشانهٔ عزت بود و تلاش، نشانهٔ ایمان. پیامبر، دعا می‌کرد:
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْعَجْزِ وَالْکَسَلِ»
خدایا، از ناتوانی و تنبلی به تو پناه می‌برم.
این دعا، نشان می‌دهد که تنبلی، در نگاه نبوی، بیماری روحی است و تلاش، درمان آن.

☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠 سیرهٔ اقتصادی پیامبر اکرمﷺ ((  نـــوزدهــم ربیـع الأوّل ))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«کار وتلاش برای معاش؛کرامت وبرکتِ کوشش وعبودیت درمیدان زندگی»
🔺ادامه بخش اوّل

در نگاه اهل معرفت، کار میدانِ حضور است. سالک، در کار، توکل را می‌آموزد؛ در تلاش، رضا را تجربه می‌کند؛ و در کسب رزق، فقرِ وجودی خود را در برابر غنای الهی می‌بیند.
کار و کوشش، اگر با نیت الهی همراه شود، ذکر است؛ اگر با شکر همراه شود، نور است؛ و اگر با خدمت همراه شود، قرب است.
پیامبر، با سیرهٔ خود، این حقیقت را به یاران می‌آموخت:
«لَیْسَ خَیْرٌ مِنْ کَسْبِ الرَّجُلِ مِنْ عَمَلِ یَدِهِ»
بهترین رزق، رزقی است که انسان با دست خود به دست آورد.
این سخن، کار را به مرتبهٔ طهارتِ رزق و صفای دل می‌رساند.
۷. درس‌های امروزین؛ کار در عصر رفاه‌طلبی و وابستگی
در جهان امروز، که رفاه‌طلبی، مصرف‌گرایی و وابستگی، روح انسان را تهدید می‌کند، سیرهٔ نبوی، راهی روشن برای بازسازی شخصیت فردی و اجتماعی پیشِ روی ما می‌نهد:
کار را عبادت بدانیم، نه اجبار؛
تلاش را نشانهٔ کرامت و عزت بشماریم؛
رزق را در نسبت با خداوند ببینیم، نه در نسبت با دنیا؛
و خانواده را بر پایهٔ کوشش، استقلال و مسئولیت تربیت کنیم.

در این افق، کار، نه تنها اقتصاد را آباد می‌کند، بلکه دل را نیز روشن می‌سازد.
🔶جمع‌بندی؛ کار در مدرسهٔ نبوت، راهی به سوی عزت، نور و قرب الهی
   کار وتلاش برای معاش، در سیرهٔ اقتصادی پیامبر اکرم ﷺ،حقیقتی ژرف،نورانی و تربیتی است؛حقیقتی که انسان را ازتنبلی، وابستگی،فقر روحی وبی‌مسئولیتی می‌رهاند و او را به سوی عزت،کرامت، استقلال،عدالت و حضور الهی سوق می‌دهد.

👌این سیرهٔ روشن، ما را فرا می‌خواند که کار را در مدار توحید سامان دهیم؛ تلاش را با نیت پاک همراه سازیم؛ رزق را با شکر بیامیزیم؛ و زندگی را با کوشش، کرامت و حضور الهی معنا کنیم.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍2
💠قواعد قرآنی (52)


✍🏻عبدالظاهرسلطانی

واللهُ فَضَّلَ بَعضَکُم علَی بعضٍ فی الرزق

نحل/71
خدا برخی از شما بر برخی در رزق فزونی بخشیده است.

تنوع در توان، مهارت، استعداد، تندرستی، اخلاق، پشتکار، امکانات و بهره‌مندی از انواع رزق جزو تقدیرات الهی است که حکمت‌های پیدا و پنهان بسیاری دارد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍21
📌امور خیریه؛ بین دو رویکرد امداد مقطعی و توسعه‌ساز

نویسنده: محمد سالم الراشد
مترجم: محمد جهانگیری اصل

این یادداشت باتکیه‌بر آمار کمک‌های خیریه در آمریکا، بر ضرورت بازاندیشی در فرهنگ کار خیر در کشورهای خلیج‌فارس تأکید می‌کند. مسئله اصلی، مخالفت با امدادرسانی نیست، بلکه عبور از خیریهٔ صرفاً امدادی به‌سوی خیریهٔ توسعه‌ای و توانمندساز است؛ خیریه‌ای که بخشی از منابع خود را به آموزش، پژوهش علمی، نوآوری، اشتغال، سرمایه‌گذاری اجتماعی و تربیت نیروی انسانی اختصاص دهد.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#خیریه
#کار_خیریه
#خیریه_توسعه‌ای
#وقف
#زکات
#صدقه
#سرمایه‌گذاری_اجتماعی
#توسعه_پایدار
#توانمندسازی
#آموزش
#پژوهش
#نوآوری
#کویت
#خلیج_فارس
#انسان_دوستی
#فرهنگ_اهدا
#اقتصاد_بخشش
#جامعه_توانمند

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👍2
💠ایمان وقتی معنی داره که بتونه آدم رو عوض کنه.


✍🏻عادل علیمرادی

داشتم حرف‌های یه سخنران رو گوش می‌دادم که یه جمله‌ای گفت و همون لحظه منو برد به یه جای دیگه. گفت:
«ایمان  وقتی معنی داره که بتونه آدم رو عوض کنه.»

همین یک جمله کافیه که آدم ساعتها توش غرق بشه. با خودم گفتم: خدایا، این چه ایمانیه که اینقدر قدرت داره؟ چه اعتمادی باید به تو، به کلامت و به پیامبرت داشته باشم که وقتی چیزی می‌گی، دیگه ته دلم حتی یه ذره شک نکنه و بی‌چون‌وچرا بپذیرمش؟

راستش ایمان واقعی یه چیز تو دلی نیست که فقط مال خودمون باشه؛ اون موقع خودش رو نشون می‌ده که تو رفتارم، تو کلامم و حتی تو انتخاب‌های کوچیک و بزرگ روزمره‌م دیده بشه. یعنی اونقدر با وجودم عجین بشه که انگار جزئی از تنم شده.

بیایم یه نگاه به زندگی پیامبر و یارانش بندازیم. واقعاً چه براشون گذشت؟ هر آیه‌ای که نازل می‌شد، انگار یه فرمان توی دلهاشون می‌خوابوند؛ بی‌درنگ عمل می‌کردن. یه شب که حکم شراب اومد، دیگه حتی یه قطره هم لب نزدن. وقتی دستور حجاب اومد، زنها با جون و دل چادر به سر کردن. اگه حق کسی پایمال شده بود، تا جبران نمی‌کردند آروم نمی‌گرفتند. توی جهاد، از جانشون زدند؛ توی برادری، ایثار رو به اوج رسوندند. هر وقت هم حق براشون روشن می‌شد، با تمام وجود تن می‌دادند، حتی اگه با سلیقه‌شون جور نبود.

حتی امروز هم که می‌بینم بعضیا اسلام می‌آرن، انقدر تغییرشون محسوسه که آدم مات می‌مونه؛ چون ته دلشون یه اتفاق بزرگ افتاده.

اما حالا بریم سراغ اصل ماجرا: این ایمان با ما چیکار کرده؟ راستش رو بخوای، چند درصد از زندگیمون رو تحت تأثیر قرار داده؟

اگه تا حالا این ایمان نتونسته ما رو تکان بده، خب معلومه که یه جای کار میلنگه. باید یه مکث جدی کنیم.

بیایم رو راست باشیم با خودمون. اگه گناه برامون عادی شده، اگه حقوق مردم برامون مهم نیست، اگه دروغ و غیبت راحت شده، و اگه دیگه حلال و حرام برامون فرقی نمی‌کنه، یعنی ایمانمون رو ول کردیم تو گوشه دلمون و رفتیم پی کارمون.

ایمان واقعی باید تغییر بیاره، همون طور که یاران پیامبر رو تغییر داد. نگیم که اونها آدمهای خاصی بودن؛ نه، خدا، قرآن، پیامبر و اسلام، همون چیزهایی هست که الان هم پیش ماست. پس چرا اونها عوض شدن و ما هنوز مونده‌ایم سر جاش؟

به نظر میرسه مشکل از باور خودمونه. شاید اون اطمینان و اعتمادِ قلبی که باید داشته باشیم  رو ازدست دادیم ،یا کم‌رنگ و یا سست شده...



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👍1
💠حقیقتِ خوشبختی و راهِ رسیدن به آن


✍🏻استاد ناصر سبحانی

حقیقت این است که سعادت و خوشبختیِ واقعی -که مردم خواهانِ آن هستند اما در به دست آوردنش ناتوانند- این است که انسان در شرایطی قرار گیرد که در آن نه غم و اندوه باشد و نه ترس؛ اگر انسان به چنین حالتی رسید، به خوشبختی دست یافته است.
حقیقت این است که نه ثروت می‌تواند این خوشبختی را به ارمغان بیاورد و نه مقام، و نه هیچ‌چیزِ دیگری که دنیاپرستان به دنبال آن می‌دوند. حقیقت آن است که ثروت و مقام، هرگز نمی‌توانند انسان را به مرحله‌ای برسانند که در آن نه احساسِ ترس کند و نه غم و اندوهی داشته باشد.

حال که مشخص شد خوشبختی، نبودِ غم و ترس است و با ثروت و مقام به دست نمی‌آید، پس راهِ رسیدن به آن چیست؟
کسی که مسیرِ بندگیِ خدا را در پیش می‌گیرد، همیشه متوجه این است که پروردگار از او چه می‌خواهد تا انجام دهد، و از چه چیزی نهی کرده تا دوری گزیند. این فرد در اندیشه‌یِ آنچه بوده یا آنچه خواهد شد نیست؛ زیرا می‌داند هر اتفاقی بدونِ اراده و خواستِ خداوند رخ نمی‌دهد و هرچه او اراده کند، خیر، درست و عینِ حکمت است.
او تمامِ امور را به مالکِ اصلی، یعنی خداوندِ متعال می‌سپارد و تنها دغدغه‌اش این است: «وظیفه و مسئولیتِ من در زندگی چیست؟»
او معتقد است هر آنچه رخ داده، چون به اراده‌یِ خدا بوده، حکیمانه است؛ پس هرگز غمگین نمی‌شود و نمی‌گوید ای‌کاش فلان کار می‌شد یا نمی‌شد. در موردِ آینده نیز چنین است: هرچه حکیمانه باشد انجام می‌گیرد و آنچه به دور از حکمت باشد، خداوند اراده نخواهد کرد؛ پس هرگز نمی‌ترسد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👍1
💠والدین و 100 نکته ی تربیتی


✍🏻محمد احمدیان

[والدین کودکان را با توجه به شرایط سنی، در امور اجتماعی شرکت دهند؛ چون این کار سبب رشد اجتماعی آنان می شود].
یکی از اموری که مورد عنایت علمای تربیتی قرار گرفته، تربیت اجتماعی کودک است؛ زیرا اجتماع بستری مناسب از نظر روانی و عملی، برای توسعه ی شخصیت اجتماعی کودک است، به همین جهت جامعه شناسان  دارای تعریف ویژه برای تربیت  هستند.


تربیت اجتماعی از منظر جامعه شناسان:

[ترییت، عبارت است از آماده کردن فرد، برای وصول به هدف های اجتماعی و مسئولیت پذیری در دوران سالمندی]

بنابراین از نگاه جامعه شناسان تربیت برای دو هدف است:
هدف اول: تحقق شخصیت اجتماعی؛
هدف دوم: پذیرش مسئولیت.
لذا مشارکت اجتماعی کودک، زمینه ساز رسیدن به اهداف دو گانه است، که هم مسئولیت خانواده است؛ و هم مسئولیت جامعه.

سقز: شهریور 1405

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👍1
💠میراثی برای فرزندانمان:


✍🏻جهاندار امینی


آنچه پدر باید به پسرش بیاموزد
پدر، اولین الگوی جهان‌بینی برای یک پسر است. نوع نگاهِ پدر به مشکلات و نحوه‌ی مدیریتِ هیجانات او، نقشه راهی برای بلوغِ شخصیتیِ پسرش خواهد بود. امروز دو مهارت حیاتی را مرور می‌کنیم:

۱. هنرِ تاب‌آوری: مواجهه با شکست


پسر شما باید بداند که شکست، نه پایانِ مسیر، بلکه ایستگاهی برای یادگیری و رشد است.
پدرانه رفتار کنید: به جای کلیشه‌ها، از تجربه‌های واقعی شکستِ خود و نحوه‌ی عبورتان از آن‌ها با او صحبت کنید. این «گشودگی»، پیوند عاطفی شما را عمیق‌تر می‌کند.
تحلیل‌گر باشید: وقتی زمین خورد، به جای «چیزی نشده»، با او بررسی کنید: «چه شد که این اتفاق افتاد؟ چه چیزی را در مرحله بعد می‌توانیم بهتر انجام دهیم؟»

فرآیند‌محور باشید: به او بیاموزید که تلاش، ارزشمندتر از نتیجه است. این کار کمال‌گراییِ آسیب‌زا را از او دور می‌کند.

۲. هوش هیجانی: قدرتِ ابراز احساسات


بسیاری از پسرها به دلیل عدمِ آشنایی با کلماتِ عاطفی، هیجانات خود را به شکل «خشم» بروز می‌دهند. به او بیاموزید که ابرازِ احساسات، نشانه‌ی قدرت است نه ضعف.
سوادِ عاطفی: به او کمک کنید «غم»، «دل‌تنگی»، «ناامیدی» و «تحقیر» را از هم تفکیک کند.
الگوی آسیب‌پذیری باشید: وقتی شما به عنوان پدر می‌گویید: «امروز از فلان موضوع خیلی ناراحت شدم»، به او «مجوز» می‌دهید که انسان باشد و آسیب‌پذیری‌اش را بپذیرد.
تفکیکِ احساس از رفتار: به او بیاموزید که «احساس کردنِ خشم» کاملاً طبیعی است، اما «انتخابِ رفتارِ پرخاشگرانه» دستِ خودِ اوست.
💡 نکته کلیدی:
پسرها با «کلام» است که خودشان را می‌سازند. اگر پسری بتواند درباره‌ی شکستش حرف بزند یا احساسش را به کلمات تبدیل کند، یعنی او نیمی از راهِ موفقیت در روابط اجتماعیِ آینده‌اش را طی کرده است.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1
Audio
💠پرنده روح و زبان پنهان احساسات


✍️میکال اسنانیت

▷ ◉───────── ۲۵:۰۲

کتاب «پرنده روح» اثری از میکال اسنانیت است که با زبانی ساده و نمادین به توصیف دنیای درونی و مفاهیم معنوی انسان می‌پردازد. این منبع توضیح می‌دهد که در عمق وجود هر فرد، موجودی خیالی به نام پرنده روح زندگی می‌کند که تمام احساسات ما را تجربه کرده و با ما به اشتراک می‌گذارد. بر اساس این متن، این پرنده بسته به شرایط روحی ما واکنش نشان می‌دهد؛ مثلاً هنگام غم به دور خود می‌چرخد و در زمان عشق با شادی به پرواز درمی‌آید. در نهایت، این اثر مخاطب را دعوت می‌کند تا با برقراری ارتباط با این بخش از وجودش، راه استفاده از بال‌های خود برای رسیدن به لذت و آرامش را بیاموزد.

#پادکست_آوای_اصلاح۴۲

💢تهیه شده با هوش مصنوعی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
💠قَالُوا وَأَقْبَلُوا عَلَيْهِمْ مَاذَا تَفْقِدُونَ

کاروانیان روی به گماشتگان کردند و گفتند: چه چیزی گم کرده اید؟

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
#پیام_روز

💠نیازِ روح به یک قلبِ مهربان



آیا این وضعیت را برای یکدیگر در نظر گرفته‌ایم؟ آیا درک می‌کنیم که گاه انسان در شرایطی قرار می‌گیرد که از طبعِ مألوف و ملایمتِ خود خارج می‌شود؟
انسان لحظاتی را تجربه می‌کند که نه می‌تواند سخن بگوید، نه نصیحتی بشنود و نه توانِ برخورد با کسی را داشته باشد؛ چرا این وضعیت را شخصی تلقی می‌کنیم و بر اندوهِ یکدیگر می‌افزاییم؟ چرا درک نمی‌کنیم که روح نیز همانند جسم، گاه بیمار می‌شود؟
اگر دوستت ناراحت و اندوهگین است، بر اندوهش منیازی؛ بلکه برای او «قرن الثعابی» باش که در کنارش، به خود می‌آید. به حزنِ او احترام بگذار؛ او نیاز دارد لحظاتی تنها باشد. وقتی آرام گرفت، نزدش برو، دستانت را بر شانه‌هایش بگذار، او را در آغوش بگیر و دلداری بده. با قلب و روحِ خود، قلب و روح او را آرام کن.
زیاد منطقی صحبت نکن! انسانی که مصیبت دیده و شکست خورده است، نیازمند حمایت است، نه درس شنیدن. روحِ حیران، نیازمند آغوش است، نه سخنور.

«ضعف ما ناشی از ایمانِ کم ما نیست، بلکه ناشی از سختیِ زندگی است.»

در روزهای طاقت‌فرسای نبوت، ایمانِ پیامبر اندک نبود؛ بلکه زندگی سخت بود. خداوند می‌دانست که پیامبر چقدر شکسته و دردمند گشته است، اما هرگز او را سرزنش نکرد؛ نگفت که ایمان تو کجا رفته است! بلکه فرشتگانی را برای یاری و حمایت از او فرستاد. خداوند می‌داند که پیامبر در هر جایگاهی قرار داشته باشد، باز هم انسان است.
به یاد داشته باش: انسان‌ها گاه در شرایطی قرار می‌گیرند که نیازمند یک قلبِ مهربان‌اند، نه عقلِ فیلسوف و زبانِ سخنران.



برگرفته از کتاب «بر مسیر نبوت»



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍2😍1
💠برداشتی تربیتی از کلام ابن قیم


ابن‌قیم رحمه‌الله می‌گوید:

«نشانهٔ سعادت آن است که بنده نیکی‌های خود را پشت سر بگذارد و گناهانش را پیش چشم داشته باشد؛ و نشانهٔ شقاوت آن است که نیکی‌هایش را پیش چشم آورد و گناهانش را پشت سر اندازد.»
(مفتاح دار السعادة، ۲/۲۵۹)

این نگاه، انسان را به بذل، تلاش و سبقت در خیر وامی‌دارد، بی‌آنکه گرفتار عُجب و غرور شود. انسان مؤمن نیکی می‌کند، اما در نیکی‌های خود متوقف نمی‌شود و آنها را سرمایه‌ای برای خودستایی و احساس برتری نمی‌سازد؛ در مقابل، کاستی‌ها و لغزش‌هایش را از یاد نمی‌برد، تا همواره محتاج توبه، اصلاح و رحمت خدا باقی بماند.

از همین‌جا می‌توان حکمت دیگری را نیز دریافت:
گاه بنده‌ای می‌لغزد و سپس صادقانه به سوی خدا بازمی‌گردد. چنین لغزشی، هرچند در ذات خود مطلوب نیست، می‌تواند پردهٔ عُجب را بدرد و انسان را با ضعف و نیاز حقیقی خویش روبه‌رو سازد. آن‌گاه معنای انکسار در برابر خدا، شرمساری از گناه و نیازمندی به رحمت او را عمیق‌تر می‌فهمد.

چه‌بسا انسانی که طاعت‌های فراوان، او را به دیدن خویش واداشته است، اما یک لغزش و توبهٔ صادقانه، دوباره نگاهش را از خود به سوی خدا برگرداند. ازاین‌رو، ارزش طاعت تنها به انجام آن نیست؛ مهم آن است که طاعت، انسان را مغرور نسازد و لغزش نیز او را از رحمت خدا ناامید نکند.

عصارهٔ این نگاه را می‌توان چنین بیان کرد:

نیکی کن و از نیکی‌هایت عبور کن؛
اما از لغزش‌هایت بی‌تفاوت عبور نکن.
نیکی‌ها باید تو را به تلاش بیشتر برسانند و لغزش‌ها به توبه و فروتنی؛
تا نه طاعت، تو را مغرور کند و نه گناه، تو را ناامید.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👍1
📌فرزندان ما؛ دانستن یا توانستن

نویسنده:
عبدالکریم بکار
مترجم:
مهندس جمال سبحانی

تناقض اصلی در تربیت امروز این است که کودکان علی‌رغم دسترسی آسان به دانش فراوان و آگاهی از مسیر درست، اغلب فاقد مهارت «خودتنظیمی» و توانایی عملی برای پیمودن آن مسیر هستند. زندگی در عصر سرعت و تمایل ناخودآگاه والدین به حذف تمامی موانع و مسئولیت‌ها از سر راه فرزندان، مانع از شکل‌گیری صبر، استقامت و تاب‌آوری در آنان شده است. تربیت واقعی زمانی محقق می‌شود که به جای دانستنِ صرف، به فرزندان بیاموزیم چگونه با تجربه کردن، پذیرش پیامدها و مدیریت خویشتن، در مواجهه با چالش‌ها مستقل و توانمند عمل کنند.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#تربیت_فرزند #خودتنظیمی #دانستن_و_توانستن #مهارت‌های_زندگی #صبر_و_تاب‌آوری #مسئولیت‌پذیری #نسیم_تحول #عبدالکریم_بکار #جمال_سبحانی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍21