جماعت دعوت و اصلاح
4.63K subscribers
13.2K photos
2.81K videos
351 files
17.1K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
💠هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند، نه، که فردات بخواند

در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند

و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند

"مولانا"



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👍1
💠ویژگی‌هایِ اساسیِ بیداریِ اسلامی



✍🏻دبیر کل جماعت دعوت و اصلاح

اعتدال و میانه‌روی، خلاقیت، تجدید و نوآوری، توجه و التزام به اصول و ارزش‌ها و تأکید بر «حقایقِ شرع» به جای «شخصیت‌ها»، از جمله ویژگی‌هایِ اساسیِ بیداریِ اسلامی است که در ادامه به تبیینِ تعدادی از آن‌ها خواهیم پرداخت.
«تجدید» یا «نوگرایی»، نه به معنایِ تازه کردنِ «دین»، بلکه به معنایِ تازه کردنِ «دین‌داری» است. منظور از «تجدید»، آمادگی و انعطاف برایِ پذیرشِ تحولاتِ مثبت، رشد، تعالی، بالندگی، پویایی و رهایی از «جمودِ فکری» و «تقلیدِ مستمر» است که در پرتوِ ایجادِ «توازن» و «تعادل» میانِ «دین» و «زمان» میسر می‌گردد.
تجدید در واقع، به معنایِ سازگاریِ دین با عصر و زمان و دریافتِ پیامِ آن است.

ممکن است عده‌ای در برابرِ تجدید، موضعی تند و غیرمنعطف اتخاذ کرده و آن را بدعت تلقی نمایند؛ در حالی که پیامبر گرامیِ اسلام (ص) می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ لِهَذِهِ الْأُمَّةِ عَلَى رَأْسِ كُلِّ مِائَةِ سَنَةٍ مَنْ يُجَدِّدُ لَهَا دِينَهَا» [به روایت ابوداود]؛ (خداوند در آغازِ هر سده، کسی یا کسانی را برایِ این امت برمی‌انگیزد تا دین‌شان را بازسازی و نوسازی نمایند).
با توجه به این حدیث، «تجدید» تلاشی در راستایِ تصحیحِ مفاهیم، رفتار و روش‌هایِ نادرست است که حیاتِ راکد را به حرکت و پویایی درمی‌آورد و آن را بر اساسِ حقیقتِ اصیل، به تازگی و آراستگی می‌رساند.
تأکید بر اعتدال و میانه‌روی، ویژگیِ دیگرِ بیداریِاسلامی است. اعتدال یا میانه‌روی، حدِ فاصل میانِ یأس، ناامیدی و مسئولیت‌گریزی از یک سو؛ و خشونت و ترویجِ فرهنگِ دشمنی، عداوت، تحقیر و تکفیرِ دیگران از سویِ دیگر است.
اعتدال و میانه‌روی، زمانی در یک جمع یا تشکل تحقق می‌یابد که در ابعادِ ایمانی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی از دیگر جریان‌ها متمایز باشد.



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👍1
💠﴿ٱلۡمَالُ وَٱلۡبَنُونَ زِينَةُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَٱلۡبَٰقِيَٰتُ ٱلصَّٰلِحَٰتُ خَيۡرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابٗا وَخَيۡرٌ أَمَلٗا ٤٦﴾

دارائی و فرزندان، زینت زندگی دنیایند (و زوال‌پذیر و گذرایند). و امّا اعمال شایسته‌ای که نتایج آنها جاودانه است، بهترین پاداش را در پیشگاه پروردگارت دارد، و بهترین امید و آرزو است.‏

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👍1
#پیام_روز

💠شمولیتِ بندگیِ خدا


بسیاری چنین فکر می‌کنند که انسان با انجامِ فرایضی چون نماز، روزه، حج و… مشغولِ بندگیِ خداست و در مسائلِ زندگی می‌تواند هرگونه که خواست رفتار کند؛ یا می‌تواند فرمانبردار و تابعِ هر قانون و برنامه‌ای دیگر، غیر از قوانینِ خدا باشد.
اما حقیقتِ بندگی چیزِ دیگری است. حقیقتِ بندگی این است که انسان در تمامِ مسائلِ زندگی، اعم از شخصی یا خانوادگی، اجتماعی یا سیاسی، اقتصادی و تجارت و…، بدونِ قید و شرط، مطیعِ فرمانِ خدا باشد و به‌گونه‌ای عمل کند که او می‌خواهد و به آن دستور داده است.
تنها در این صورت است که او بنده‌ی خداست و مشغولِ بندگی است. در غیرِ این صورت، اگر فردی در برخی از مسائل، فرمانبردار و مطیعِ اوامرِ خدا باشد و در برخی دیگر آن‌گونه نباشد و از غیرِ خدا پیروی کند، چنین چیزی از وی پذیرفته نمی‌شود؛ او هرگز بنده‌ی خدا محسوب نمی‌شود و مشغولِ بندگیِ او نیست.
انسان در برخورد با خود، خانواده، همنوعانش، نظامِ حکومتی که با آن تعامل دارد و تمامِ نعمت‌هایی که خداوند به او بخشیده، دستور و برنامه‌ای از سویِ خداوندِ متعال دریافت کرده است. او باید در تمامِ مواردِ ذکرشده، تابع و فرمانبردارِ خداوند باشد. تنها در این صورت است که بنده‌ی خداست و به خوشبختی و سعادتِ دنیا و آخرت دست می‌یابد؛ در غیرِ این صورت، چیزی جز شقاوتِ دنیا و آخرت نصیبش نخواهد شد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👍1
💠پیام جمعه


✍🏻محمد احمدیان

ریاض الصالحین حدیث شماره(75)
   [بارگاه ربوبیت معبود؛
                    ومقام تسلیم عبد ]



عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ يَقُولُ: " اللَّهُمَّ لَكَ أَسْلَمْتُ، وَبِكَ آمَنْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ، وَإِلَيْكَ أَنَبْتُ ، وَبِكَ خَاصَمْتُ،..."
از ابن عباس ( رضی الله عنهما )روایت است که رسول خدا( ص) فرمود: خدایا!
- برای تو تسلیم شدم.
- به تو ایمان آوردم.
- بر تو اعتماد کردم.
-به سوی تو بازگشتم.
- برای تو( با دشمنان) دشمنی ورزیدم....
(مسلم/2717- بخاری/101/11)

نکات  تربیتی قابل تأمل در حدیث:

نکته ی اول:
مقام تواضع و تسلیم بی شائبه پیامبر( ص) در مقابل ذات پروردگار؛ یعنی تسلیم همه جانبه در مقابل فرمان الهی؛ و الگو بودن پیامبر برای پیروانش:
"لَقَد كانَ لَكُم في رَسولِ اللَّهِ أُسوَةٌ حَسَنَةٌ"
سرمشق و الگوي زيبائي در (شيوه‌ی پندار و گفتار و كردار ) پيغمبر خدا برای شما است. احزاب/21

نکته ی دوم:
اعتماد به خداوند، بر گرفته از ایمان قلبی است. اعتمادی که خداوند را در همه امورش وکیل به معنای واقعی پذیرفتن است:
اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ "شَيْءٍ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ"
خدا آفريدگار همه چيز است و همه چيز را می‌پايد و مراقبت می‌نمايد .زمر/62

نکته ی سوم:
بازگشت به خداوند؛  هم  مقام توبه را شامل می شود؛ هم واگذار کردن همه ی امور به رضایت او.

نکته ی چهارم:
دشمنی به خاطر خدا:

الف - دشمنی با شیطان و توطئه هایش:
"يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ‏ "
اي مردم ! از آنچه در زمين است و حلال و پاكيزه است بخوريد ، و پا به پاي اهريمن راه نيفتيد ( و به دنبال شيطان روان نشويد ) . بي‌گمان او دشمن آشكار شما است.  168/ بقره

ب - دشمنی با نفس سرکش، و دستور دهنده به بدی ها:
"وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ"
من نفس خود را تبرئه نمي‌كنم چرا كه نفس به بديها و نابكاريها مي‌خواند ، مگر نفس كسي كه پروردگارم بدو رحم نمايد . بي‌گمان پروردگارم داراي مغفرت و مرحمت فراواني است . ‏ 53/ یوسف

ج - دشمنی با دشمنان فرهنگی دین خدا:
"أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ"
آيا ( آن فاسقان از پذيرش حكم تو بر طبق آنچه خدا نازل كرده است سرپيچی مي‌كنند و ) جويای حكم جاهليّت ( ناشی از هوی و هوس ) هستند ؟ آيا چه كسي براي افراد معتقد بهتر از خدا حكم می‌كند) ؟ ‏ 50/ مائده


سقز: شهریور 1405

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👍1
Audio
💠ستایش نامه نبوی

✍️احمد شوقی

▷ ◉───────── ۲۴:۰۶

این پادکست بخشی از سروده‌ی ماندگار احمد شوقی، ملقب به امیرالشعراء، در ستایش پیامبر اسلام و بزرگداشت میلاد ایشان است. شاعر در این ابیات، با بیانی فاخر و باشکوه، تأثیر دگرگون‌کننده‌ی ظهور پیامبر را بر کل هستی توصیف کرده و به لرزه درآمدن تخت ستمگران را ثمره‌ی این واقعه‌ی بزرگ می‌داند. او با تأکید بر مکارم اخلاقی همچون بخشش، راستگویی و مهربانی، حضرت محمد را الگوی کامل کمالات انسانی و عدل الهی معرفی می‌کند. همچنین، این سروده به رسالت تمدن‌ساز اسلام اشاره دارد که با برقراری مساوات و شورا، دوای دردهای اجتماعی جوامع بشری گشت. در نهایت، بخش‌هایی از شعر به عظمت معنوی واقعه معراج و جایگاه بی‌همتای پیامبر در میان تمامی فرستادگان الهی می‌پردازد. این اثر تجلی عشق عمیق شاعر به مبانی دینی و ارزش‌های والای انسانی است که در کالبد کلمات جاری شده است.

#پادکست_آوای_اصلاح۴۳

💢تهیه شده با هوش مصنوعی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👍1
💠سیرهٔ جهادی و مدیریتی پیامبر اکرم ﷺ(( بیست و دوّم ربیـع الأوّل ))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«اخلاق درجنگ وصلح؛هندسهٔ نبویِ رحمت،عدالت وسلوک درعرصهٔ قدرت»

ادامــه بخش اوّل

اخلاق نبوی در صلح؛ حکمت، آینده‌نگری و معماری آرامش
صلح،درنگاه پیامبراکرمﷺ،نه سازشِ بی‌اصول وعقب‌نشینیِ ازحق،بلکه«تدبیر»ی حکیمانه و «معماری»ی اجتماعی است؛معماری‌ای که در آن، دل‌ها نرم می‌شوند، راه دعوت گشوده می‌گردد وجامعه، از خشونت به سوی آرامش و رشد حرکت می‌کند.
🔹صلح حدیبیه؛ فتحی در لباس صلح
صلح حدیبیه، نمونهٔ اوج تدبیر نبوی است؛ صلحی که ظاهرش سخت و سنگین بود، اما حقیقتش فتحی بزرگ. پیامبر ﷺ، با پذیرش شرایط دشوار و ظاهراً نابرابر، آینده را دید؛ آینده‌ای که در آن، فضای امن برای دعوت،زمینهٔ گسترش ایمان و نرم‌شدن دل‌ها فراهم می‌شد. این صلح، نشان داد که گاه، «فتحِ حقیقی»، در لباسِ صلحِ صبورانه پنهان است.
🔹صلح به‌مثابهٔ فرصت تربیتی
او صلح را فرصتی برای تربیت دل‌ها، گسترش دعوت، اصلاح روابط و ساختن جامعه می‌دانست؛ نه صرفاً توقف جنگ. در این نگاه، صلح، میدانِ کار تربیتی و اخلاقی است؛ مجالی برای تبدیل دشمن به دوست، و کینه به الفت.
🔹حفظ کرامت دشمن در صلح
پیامبر ﷺ، حتی در صلح، حرمت دشمن را نگه می‌داشت؛ زیرا صلح، در نگاه او، نه تحقیر، بلکه اصلاح بود.
حفظ کرامت، زمینهٔ تحولِ درونی و پذیرشِ حقیقت را فراهم می‌کرد و صلح را از تبدیل‌شدن به ابزار انتقام و تحقیر بازمی‌داشت.

پیوند اخلاق در جنگ و صلح؛ توحید در دو میدان

  در سیرهٔ نبوی، اخلاق در جنگ و صلح، دوگانه‌ای متناقض نیست؛ بلکه دو جلوهٔ یک حقیقت‌اند: حقیقتِ توحید در عرصهٔ عمل.
🔶در جنگ،توحید، دل را از خوف می‌رهاند و اخلاق را از خشونتِ بی‌مهار حفظ می‌کند؛ جنگ، در مدار دفاع و عدالت می‌ماند.
🔷درصلح، توحید، دل را از سازشِ بی‌اصول بازمی‌دارد و عقل را به حکمت و آینده‌نگری می‌کشاند؛ صلح، در مدار اصلاح و کرامت سامان می‌یابد.
بدین‌سان، اخلاق نبوی، در هر دو میدان، بر سه اصل استوار است: کرامت انسان، عدالت، و حضور الهی. این سه اصل، جنگ را انسانی و صلح را نورانی می‌سازد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
💠سیرهٔ جهادی و مدیریتی پیامبر اکرم ﷺ(( بیست و دوّم ربیـع الأوّل ))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«اخلاق درجنگ وصلح؛هندسهٔ نبویِ رحمت،عدالت وسلوک درعرصهٔ قدرت»

بـخــش اوّل

هرگاه سیرهٔ جهادی و مدیریتی پیامبر اکرم ﷺ در پرتو تدبر قرآنی، شهود عرفانی و تحلیل تربیتی مطالعه شود، افقی گشوده از حقیقتِ نسبت انسان با قدرت، خشونت، رحمت، عدالت و مسئولیت آشکار می‌گردد؛ افقی که در آن، جنگ و صلح، دو صحنهٔ گسسته و متعارض نیستند، بلکه دو تجلیِ یک حقیقت‌اند: حقیقتِ حضور توحیدی در عرصهٔ عمل و به‌کارگیری قدرت در مدار عبودیت.
در این منظر، اخلاق نبوی در میدان جنگ، خشونت را مهار می‌کند و قدرت را در حصار عدالت، کرامت انسان و حدود الهی نگه می‌دارد؛ و در میدان صلح، از فروغ حکمت، مصلحت، آینده‌نگری و پاسداشت حرمت انسان بهره می‌گیرد. بدین‌سان، اخلاق در جنگ و صلح، در مدرسهٔ نبوت، نه واکنشی گذرا، بلکه «سلوکی» توحیدی و «مقامی» تربیتی است؛ مقامی که در آن، قدرت، نه بر مدار خشم و انتقام، بلکه در خدمت رحمت، اصلاح و عدالت قرار می‌گیرد.
قرآن کریم،اخلاق را در میدان جنگ و صلح، درنسبت با توحید و عدالت معنا می‌کند.آیات فراوانی،جنگ را در چارچوب دفاع، عدالت و رعایت حدود الهی قرار می‌دهند و صلح را در مدار حکمت، رحمت و اصلاح می‌نشانند:
«وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا»
در راه خدا با کسانی که با شما می‌جنگند، بجنگید و تجاوز نکنید.
«وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا»
اگر به صلح گرایش یافتند، تو نیز به صلح گرایش یاب.
این دو آیه، هندسهٔ اخلاق نبوی را ترسیم می‌کنند: جنگ، تنها در مدار دفاع و با رعایت حدود؛صلح، تنها در مدار حکمت و با حفظ کرامت.
در این هندسه، جنگ، از تجاوز و خشونتِ کور پاک می‌شود؛ وصلح، ازسازشِ بی‌اصول و ضعفِ اراده. توحید، در هر دو میدان، محور است: در جنگ، توحید، خشونت را مهار می‌کند؛ و در صلح، توحید، مصلحت را در مدار حق نگه می‌دارد.
اخلاق پیامبر اکرم ﷺ در میدان جنگ،یکی ازدرخشان‌ترین جلوه‌های سیرهٔ اوست؛زیرا او درسخت‌ترین لحظات،حرمت انسان را پاس می‌داشت وجنگ را درمدار اخلاق نگه می‌داشت، نه درمدار انتقام وخشونت.
🔸منع کشتار بی‌گناهان
پیامبر ﷺ،کشتن زنان،کودکان،سالخوردگان، راهبان، کشاورزان و غیرنظامیان را ممنوع کرد. این ممنوعیت،نشان می‌دهد که جنگ، درنگاه نبوی،هرگز به خشونت کور وبی‌تمایز تبدیل نمی‌شود؛ بلکه در چارچوبی روشن و محدود، تنها با اهلِ جنگ رویارو می‌گردد.
🔸 منع مثله‌کردن و شکنجه
او از مثله‌کردن، شکنجه، تحقیر و هرگونه رفتار غیرانسانی با دشمن نهی کرد؛ زیرا کرامت انسان، حتی در میدان جنگ، محفوظ است. این اصل، جنگ را از سقوط به ورطهٔ انتقامِ حیوانی و خشونتِ بی‌اخلاق بازمی‌دارد.
🔸رعایت عهد و پیمان
پیامبر ﷺ، حتی با دشمنان، به عهد وفادار بود و نقض پیمان را خیانت می‌دانست. وفاداری به عهد، اخلاق جنگ را از بی‌قانونی و بی‌اعتمادی می‌رهاند و میدان را در مدار صدق و امانت نگه می‌دارد.
🔸آغاز نکردن جنگ
او هرگز آغازگر جنگ نبود؛ بلکه تنها در دفاع از حق، عدالت و امنیت جامعه می‌جنگید. این اصل، جنگ را از تجاوز، سلطه‌طلبی و توسعه‌طلبیِ بی‌ضابطه پاک می‌کند و آن را در مدار دفاع و دفعِ ظلم قرار می‌دهد.
🔸رفتار کریمانه با اسیران
در بدر، با اسیران مهربان بود؛ آنان را گرامی داشت، به آنان غذا داد و حتی آزادی‌شان را با آموزش سواد مشروط کرد.
این رفتار، اخلاق نبوی را در اوج قدرت نشان می‌دهد؛ جایی که بسیاری،به انتقام می‌گرایند،اما او به تربیت و اصلاح می‌اندیشد.

☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2💯2👍1
💠اگر پیامبر بود، چه می‌کرد؟


✍️ عادل علیمرادی

روزی با شخصی دربارهٔ اختلاف خانوادگی‌اش صحبت می‌کردم. دخترش با همسرش دچار مشکل شده و به خانهٔ پدر بازگشته بود. به او گفتم: این‌گونه مشکلات معمولاً در زندگی خانوادگی پیش می‌آید؛ بهتر است با صبر و گذشت به دنبال راه‌حل باشید... اما پدر سخت قبول نمی‌کرد.
به او گفتم: «سؤالی از تو دارم؛ جوابش با خودت:
به نظر تو، اگر خودِ پیامبر ﷺ در چنین موقعیتی بود، چه می‌کرد؟ آیا نخستین انتخاب او جدای وطلاق بود یا تلاش برای مصالحه و آشتی؟»
آن شخص ، همان‌جا سکوت کرد. لحظه‌ای تأمل نمود و گفت:
«حرفی برای گفتن ندارم.» خداوند قلبش را برای مصالحه نرم کرد...
این سکوت، معنای واقعی رجوع به پیامبر است؛ نه فقط یاد کردن از نام و سیره‌اش، بلکه بازگشت به روش زندگی، اخلاق و رفتار او. در این روزگار، بیش از هر زمان به چنین ترازویی نیاز داریم. پیامبر، ترازوی سنجش زندگی ماست.
حالا بیایید زندگی خود را با این ترازو بسنجیم:
· پیامبر با اختلافات خانوادگی چگونه برخورد می‌کرد؟
· با همسران، فرزندان، جوانان و کودکان چگونه رفتار می‌نمود؟
· در تنگدستی چه می‌کرد و در فراخیِ روزی چه راهی در پیش می‌گرفت؟
· هنگام خشم، خویشتن‌دار بود یا تندخو؟ و در شادی، چگونه متانت را حفظ می‌نمود؟
· وقتی حاکم و رهبر بود، مشورت می‌کرد یا خودرأی بود؟
· به رأی دیگران بها می‌داد یا تنها به نظر خویش عمل می‌کرد؟
و هزاران پرسش دیگر از این دست...
پاسخ همه را باید در همان عبارت نورانی جست:«کانَ خُلُقُهُ الْقُرْآنَ»
پیامبر، قرآنِ متحرک بود؛ قرآن در عمل. اگر می‌خواهیم قرآن را نه فقط در خواندن، که در زیستن درک کنیم، باید به سیره‌ی او پناه ببریم.
همان پدری که در آغاز در برابر این پرسش سکوت کرد، اگر همین ترازو را در زندگی خود به کار گیرد، پاسخ بسیاری از پرسش‌هایش را خواهد یافت. ما نیز چنین کنیم:
نقاط قوت و ضعف خود را با معیار او بسنجیم.
ترازوی ما، پیامبر است؛ ترازویی که هرگز خطا نمی‌کند
.



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👍1
اهمیت کار خیر و فعالیت‌های خیریه

✍️اصلاح‌وب

کار خیر در اسلام تنها به کمک مالی محدود نمی‌شود، بلکه جلوه‌ای از رحمت، همبستگی اجتماعی، مسئولیت‌پذیری و همکاری میان انسان‌هاست. قرآن و سنت بر انفاق، یاری نیازمندان، اطعام گرسنگان، حمایت از یتیمان و رفع گرفتاری دیگران تأکید کرده‌اند. فعالیت‌های خیریه افزون بر کاهش فقر و نابرابری، به تقویت سرمایه اجتماعی، حمایت از آموزش و سلامت و تحقق توسعه پایدار کمک می‌کند. در این میان، وقف و به‌ویژه وقف نخلستان می‌تواند الگویی برای کار خیر ماندگار باشد؛ زیرا با ایجاد یک منبع درآمد پایدار، امکان تداوم حمایت از نیازمندان و اجرای پروژه‌های عام‌المنفعه را برای سال‌های طولانی فراهم می‌سازد.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#کار_خیر #خیریه #اسلام #صدقه #صدقه_جاریه #وقف #وقف_خیریه #انفاق #تکافل_اجتماعی #کمک_به_نیازمندان #توسعه_پایدار #مسئولیت_اجتماعی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👍1
#پیام_قرآنی

💠وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ

‏در آن روز چهره‌هائی شاداب و شادانند. به پروردگار خود می‌نگرند.

‏سوره القیامه

🔸‏واقعاً دلم می‌خواهد خداوند را ببینم ...
‏می‌خواهم ببینم آن کسی را که همیشه در تنهایی‌هایم مونس من بود؛
‏گرفتاری‌هایم را رفع کرد،
‏ترس‌هایم را آرام کرد،
‏و زندگی‌ام را تدبیر نمود.
‏ وقتی دیگران رهایم کردند، پناهم داد؛
‏مرا شفا داد، به من غذا و آب بخشید؛
‏بی‌آنکه  قدرت و نیرویی داشته باشم

🔻‏پروردگارا، ما را از لذتِ نگاه کردن به چهره‌ی  مبارکت محروم مکن.
ادهم شرقاوی



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👍1😍1
💠وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى ٱلۡقُرۡءَانَ مِن لَّدُنۡ حَكِيمٍ عَلِيمٍ
و تو (ای محمّد!) کسی هستی که قرآن از سوی خداوند حکیم (در گرداندن امور آفریدگان، و) آگاه (از کار و بار سعادت و شقاوت دنیوی و اخروی ایشان) به تو القاء و عطاء می‌گردد.‏

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👍1
📌رهبری اجتماعی: مهارت‌هایی ضروری برای آینده

نویسنده: اصلاح‌وب

رهبری اجتماعی توانایی تأثیرگذاری بر دیگران و ایجاد انگیزه برای دستیابی به اهداف مشترک و توسعه جامعه است. این نوع رهبری تنها به جایگاه رسمی افراد وابسته نیست، بلکه بر مجموعه‌ای از مهارت‌ها مانند گوش دادن فعال، تفکر انتقادی، ارتباط مؤثر، سازمان‌دهی و مدیریت زمان استوار است. استفاده درست از رسانه‌های اجتماعی، یادگیری مستمر، شناخت تنوع فرهنگی و نیازهای جامعه و ایجاد محیطی مبتنی بر همکاری نیز از عوامل مهم موفقیت رهبران اجتماعی به شمار می‌روند. در نهایت، مشارکت فعال در جامعه، تعیین اهداف روشن، کسب تجربه و تقویت مستمر مهارت‌ها می‌تواند افراد را برای ایفای نقشی مؤثر در رهبری و تقویت جوامع آماده کند.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#رهبری_اجتماعی #مهارت_رهبری #رهبری #توسعه_جامعه #مشارکت_اجتماعی #تفکر_انتقادی #مهارت_ارتباطی #کار_تیمی #مدیریت_زمان #یادگیری_مستمر

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👍1
#پیام_روز


💠بندگیِ خدا و نعمت‌هایِ دنیا


ناصر سبحانی


بندگیِ خدا به معنایِ عدمِ استفاده از نعمت‌هایِ دنیایی، ترکِ دنیا، دوری‌گرفتن از مردم و یا تنها مشغول‌بودن به عباداتی چون نماز و روزه نیست.

بندگیِ خدا این است که انسان از امکانات و نعمت‌هایی که خداوند در اختیارش قرار داده و به او بخشیده است، طبقِ دستور و فرمانِ او استفاده کند.

هر فردی با هر شغلی که دارد، اگر در آن به یادِ خدا باشد و فکرش را متمرکزِ این مهم کند که انجامِ چه کاری درست و چه کاری نادرست است، چه چیزی خیر و چه چیزی شر است تا آن‌چه را که خدا دوست دارد انجام دهد و از آن‌چه او بیزار است دوری کند، مشغولِ بندگیِ خداست. در غیرِ این صورت، راهی غیر از بندگیِ خدا را در پیش گرفته است.

بندگیِ خدا محدود به کارهایِ خاصی نمی‌شود و تنها به جنبه یا جوانبی از حیاتِ انسان اختصاص ندارد؛ بلکه بندگیِ خدا آن است که انسان در تمامِ جوانب و مراحلِ زندگی‌اش و در هر کاری که انجام می‌دهد، فرمانبردار و مطیعِ خداوند باشد.

اگر تاجری هنگامِ تجارت در فکرِ رضایتِ خدا، اوامر و نواهیِ او باشد، در عینِ حال که مشغولِ کسب‌وکارِ دنیایی است، مشغولِ عبادت و بندگیِ خداست. چنین فردی کار را وظیفه‌یِ خود می‌داند و چون استعدادِ خود را در امرِ تجارت می‌بیند، مشغولِ آن است تا از این طریق، رزق و روزیِ خود و خانواده‌اش را به دست آورد. چنین فردی با هدفِ انجامِ مسئولیت مشغولِ تجارت است و هدفش تنها افزایشِ ثروت و مال‌اندوزی نیست؛ پس همواره در این فکر است که خدا چه فرمانی داده و او را از چه چیزی نهی کرده است تا مطابقِ آن عمل کند و با چنین دیدی، مشغولِ بندگیِ خداست.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1
💠شارژر را که از گوشی جدا می‌کنیم، اما از برق نه!


آیا می‌دانستید شارژری که در پریز برق باقی مانده، حتی بدون اتصال به تلفن همراه، می‌تواند مقدار کمی برق مصرف کند؟
این مصرف در شارژرهای استاندارد و جدید معمولاً بسیار ناچیز است؛ اما وقتی همین اتفاق برای میلیون‌ها شارژر و وسیله برقی و در طول ماه‌ها و سال‌ها تکرار شود، به مصرفی تبدیل می‌شود که کاملاً قابل پیشگیری است.
اما موضوع فقط قبض برق نیست!
هر وسیله‌ای که بدون نیاز، برای مدت طولانی به برق متصل می‌ماند، علاوه بر مصرف انرژی، در معرض گرم‌شدن، فرسودگی و آسیب‌های احتمالی قرار دارد. شارژرهای بی‌کیفیت، تقلبی، آسیب‌دیده یا دارای سیم و دوشاخه معیوب می‌توانند خطر بیشتری ایجاد کنند.
🚨 به‌ویژه:
شارژرهای آسیب‌دیده یا ترک‌خورده را استفاده نکنید.
شارژر را زیر بالش، پتو یا در فضای بدون تهویه رها نکنید.
از شارژرهای غیراستاندارد و بی‌نام‌ونشان پرهیز کنید.
در صورت امکان، پس از پایان شارژ، شارژر را از پریز جدا کنید.
برای چند وسیله، به‌جای رها کردن دائمی چند آداپتور در پریز، می‌توانید از محافظ یا چندراهی استاندارد دارای کلید استفاده کنید.
🌱 یک شارژر شاید مصرف بسیار کمی داشته باشد؛ اما مسئولیت ما فقط درباره مقدار مصرف یک وسیله نیست.
فرهنگ درست مصرف کردن یعنی هرجا می‌توانیم، مصرف غیرضروری را حذف کنیم.
از امروز یک عادت کوچک بسازیم:
🔌 گوشی را جدا کردی؟ شارژر را هم از برق بکش!
چون حفاظت از انرژی، از همین کارهای کوچک و روزمره شروع می‌شود.
شبکه حامی | برای آب، انرژی و محیط‌زیست

#شبکه_حامی


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1👍1
💠﴿ ٱعۡدِلُواْ هُوَ أَقۡرَبُ لِلتَّقۡوَىٰۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ ﴾

سوره مائده آیه ۸

عدالت زیرمجموعۀ تقواست. هر که او باتقواتر، عادل‌تر هست...

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
💠سیرهٔ جهادی و مدیریتی پیامبر اکرم ﷺ(( بیست و سوّم ربیـع الأوّل ))


✍🏻حمزه خان‌بیگی


«مدیریت بحران‌ها؛هندسهٔ قرآنیِ تدبیر،بصیرت وسلوک درلحظات سرنوشت»

بـخــش اوّل

درافق نبوی،«بحران»صرفاًرخدادی بیرونی،سیاسی یانظامی نیست؛بلکه«میدانِ امتحان»است؛صحنه‌ای که در آن، حقیقتِ ایمان، عمقِ توحید، استواریِ شخصیت، وصدقِ دعویِ عبودیت، در معرض ظهور قرار می‌گیرد. اگر تاریخ را تنها به‌مثابهٔ سلسله‌ای از وقایع بنگریم،بحران‌ها، لحظه‌های اضطراب و آشوب‌اند؛ اما اگر تاریخِ نبوی را بانگاه تدبری،قرآنی و معرفتی خوانیم، بحران‌ها، «منازل سلوک» می‌شوند؛ منازلی که در آن، پیامبر ﷺ،هم جامعه را مدیریت می‌کند،هم دل‌ها را تربیت، وهم راهی برای سالکانِ آینده می‌گشاید.
🔶در مدرسهٔ نبوت، بحران، سه لایهٔ درهم‌تنیده دارد:
🔸لایهٔ بیرونی: تهدید، محاصره، جنگ، شکست، اعتراض، گسست اجتماعی؛
🔸لایهٔ میانی: اضطراب جمعی، ترس، تردید، خشم، سوء‌برداشت، هیجان؛
🔸لایهٔ درونی: نسبت دل با خدا، نسبت عقل با حقیقت، نسبت نفس با توحید و عبودیت.
مدیریت بحران، دراین مدرسه،تنها سامان‌دهیِ لایهٔ بیرونی نیست؛بلکه معماریِ لایهٔ درونی است؛ معماریِ دل‌ها، آرام‌سازیِ جان‌ها، و استوارسازیِ روح جمعی در مدار توحید.از این‌رو، هر بحران، درسیرهٔ نبوی، هم «رخداد» است، هم «درس»، هم «آینه»، و هم «منزلِ سلوک».
قرآن کریم، مدیریت بحران را در مدار چهار حقیقت بنیادین می‌نشاند:سکینه، توکل، مشورت و تدبیر؛
و این چهار،ستون‌های هندسهٔ نبویِ مدیریت‌اند؛ستون‌هایی که اگر درهرجامعه‌ای برپا شوند،بحران،ازتهدید به فرصت، و ازآشوب به مدرسهٔ تربیت تبدیل می‌شود.
🔶 سکینه؛ آرامش توحیدی در قلب آشوب
در لحظه‌های سخت، نخستین خطابِ قرآن، خطاب به دل است، نه به دست:
«لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا»
اندوه مدار، خدا با ماست.

این آیه، در متنِ بحرانِ هجرت،هنگامی که خطر در اوج است، به ما می‌آموزد که مدیریت بحران، از «آرامشِ توحیدی» آغاز می‌شود؛ از این‌که دل، پیش از هرتدبیر،به حضور الهی تکیه کند.
🔶توکل؛ سپردن دل به خدا، نه رها کردن عقل
   توکل، درهندسهٔ قرآنی، هرگز به معنای ترک تدبیر نیست؛بلکه به معنای«سپردن دل» است، نه «رها کردن عقل». قرآن، در کنار سکینه، بر تدبیر و مشورت تأکید می‌کند:
«وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» در کارها با آنان مشورت کن.

این فرمان،مدیریت بحران را ازفردمحوری و استبداد رأی، به«بصیرت جمعی» ارتقا می‌دهد؛بصیرتی که در آن،عقل‌ها به هم می‌پیوندند و دل‌ها در یک مدار واحد قرار می‌گیرند.
توکل، دراین افق، یعنی: دل،به خدا؛ عقل، به مشورت؛ عمل،به تدبیر. سالکِ راهِ نبوت، دربحران، نه به اسباب، بلکه به «مسبب» تکیه می‌کند؛ اما اسباب را نیز در مدار حکمت به‌کار می‌گیرد.
🔶 تدبیر؛دیدن میدان، سنجیدن آینده، شناخت دل‌ها
   قرآن،پیامبر رابه تدبیر دعوت می‌کند؛تدبیری که درآن،میدان دیده می‌شود،آینده سنجیده می‌شود،ودل‌ها شناخته می‌شوند.مدیریت بحران،بدون شناختِ انسان‌ها،بدون فهمِ روان جمعی، وبدون دیدنِ افق‌های دور،به واکنش‌های مقطعی فرومی‌غلتد؛ اما درمدرسهٔ نبوت،تدبیر، «معماریِ آینده» است؛نه صرفاً«حلِ امروز».تدبیر، دراین افق،پیوندی است میان عقل،ایمان، تجربه وشهود؛وهمین پیوند است که مدیریت نبوی را ازمدیریت‌های صرفاً تکنیکی متمایز می‌سازد.
🔶 مشورت؛ بصیرت جمعی، نه استبداد رأی
«وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ»در متنِ بحران نازل شد؛ تا نشان دهد که مدیریت بحران، بدون مشارکت، ناقص است. پیامبر، با یاران مشورت می‌کرد؛ در بدر، در خندق، در حدیبیه. این مشورت، نه نشانهٔ ضعف، بلکه نشانهٔ تواضعِ مدیریتی و ایمان به «جمعِ مؤمنان» است.
در افق تربیتی، مشورت،مدرسهٔ رشدِ عقل‌هاست؛ و درافق عرفانی،نشانهٔ خروج ازخودمحوری و پذیرشِ حقیقت در آینهٔ دیگران.
👌برای فهم مدیریت بحران درسیرهٔ نبوی، باید میدان‌ها را نه‌تنها به‌عنوان رخداد،بلکه به‌مثابهٔ «متن» بخوانیم؛ متنی که هر سطر آن، حاملِ درس تربیتی، سلوکی و مدیریتی است.
🔶در بدر، بحران از هر سو پیامبر را احاطه کرده بود: سپاه اندک، تجهیزات ناچیز، دشمنی قدرتمند، و اضطرابِ طبیعیِ دل‌ها. در این میدان، پیامبر ﷺ، سه سطح مدیریت را هم‌زمان به‌کار گرفت:
🔸مدیریتِ دل‌ها: با یاد خدا، تلاوت آیات، وعدهٔ نصرت، و حضور در صف نخست، دل‌ها را از ترس به امید برد؛ خوف را به سکینه بدل کرد؛ و ایمان را از سطحِ ادعا، به سطحِ حضور در میدان کشاند.
🔸مدیریتِ عقل‌ها: با مشورت، انتخاب موقعیت مناسب، سامان‌دهی صف‌ها، و استفادهٔ درست از امکانات، میدان را عقلانی کرد؛ تا احساس، بر عقل غلبه نکند.
🔸مدیریتِ روح جمعی: با تبدیلِ این نبرد به «امتحانِ ایمان»، بحران را به فرصتِ تربیتی بدل ساخت؛ تا هر دل، خود را در آینهٔ میدان ببیند.


☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1👍1
💠سیرهٔ جهادی ومدیریتی پیامبر اکرم ﷺ(( بیست و سوّم ربیـع الأوّل ))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«مدیریت بحران‌ها؛هندسهٔ قرآنیِ تدبیر،بصیرت وسلوک درلحظات سرنوشت»

ادامه بخش اوّل

در افق سلوکی،بدر، نمادِ لحظه‌ای است که سالک،با ضعفِ خویش روبه‌رو می‌شود؛ واگر به توحید تکیه کند، ضعف، به قدرتِ معنوی بدل می‌گردد. بدر، درسِ تبدیلِ «ترس» به «حضور» است؛حضوری که در آن، دل، در محضر خدا، از هیبتِ دشمن می‌گذرد.احد، در افق تربیتی، نمونهٔ مدیریت«پس از بحران» است؛ مدیریتی که شکست را به سرمایهٔ تربیتی تبدیل می‌کند و جامعه را از فروپاشی نجات می‌دهد.
احد، منزلِ «توبهٔ جمعی» است؛ جایی که سالک، ازخطای خویش آگاه می‌شود و راهِ بازگشت را می‌یابد؛ و می‌آموزد که سقوط، اگر با توبه همراه شود، به صعود بدل می‌گردد.
🔶در خندق، بحران، چندلایه بود: محاصرهٔ مدینه، اتحاد دشمنان، خیانتِ برخی از اهلِ کتاب، سرمای شدید، گرسنگی، و ترسِ فراگیر.
🔶 در این میدان، پیامبر ﷺ:
🔸با مشورت سلمان، راهبردی نوین برگزید؛ حفر خندق، به‌مثابهٔ تدبیرِ دفاعی؛ این تدبیر، نشان داد که مدیریت بحران، نیازمند نوآوری و خروج از عادت است؛
🔸خود در کنار یاران بیل زد و سنگ شکافت؛ تا روح جمعی را تقویت کند و نشان دهد که مدیریت، از مرکز میدان آغاز می‌شود؛ نه از حاشیهٔ امن؛
🔸با پیش‌بینی آینده، خبر فتحِ فارس و روم را در دل‌های خسته دمید؛ تا بحران، به افقِ امید گره بخورد؛ و دل‌ها، در میانِ سختی، به نورِ آینده متصل شوند؛
🔸با مدیریت روانی، ترس را به سکینه، و ناامیدی را به انتظارِ فتح تبدیل کرد؛ تا بحران، به مدرسهٔ صبر و ثبات بدل شود.
خندق، در افق پژوهشی،نمونهٔ مدیریتِ بحرانِ مرکب است؛ بحرانی که هم نظامی است، هم روانی، هم اجتماعی، و هم اعتقادی. در افق سلوکی، خندق، منزلِ «ثبات» است؛ جایی که سالک، در محاصرهٔ خوف و فقر، به توحید تکیه می‌کند و راه را ادامه می‌دهد؛ ومی‌آموزد که محاصرهٔ بیرونی، اگر باحضورِ درونی همراه شود، به فتحِ معنوی بدل می‌گردد.
🔶در حدیبیه، بحران، نه ازدشمن،بلکه ازدرون جامعهٔ مؤمنان برخاست؛اعتراض‌ها،نارضایتی‌ها، سوء‌برداشت‌ها،واحساسِ شکست.ظاهرِ صلح،برای بسیاری، تلخ و سنگین بود؛اما پیامبرﷺ، دراین میدان:
آرام ماند؛ در برابر هیجانِ جمعی؛ سکینهٔ او، محورِ آرامشِ جامعه شد؛
تصمیمِ سخت را حفظ کرد؛ با وجود فشارها؛ زیرا حقیقت، گاه در لباسِ تلخی ظاهر می‌شود؛
آینده را دید؛ در حالی که دیگران، تنها ظاهرِ امروز را می‌دیدند؛ حدیبیه را «فتح مبین» خواند؛
با حلم و اخلاق، دل‌های معترض را آرام کرد؛ و با تبیینِ حکمت، بحرانِ روانی را فرو نشاند.
حدیبیه،درافق تحلیلی،نمونهٔ مدیریتِ بحرانِ ادراکی است؛بحرانی که از«فهمِ ناقصِ واقعیت»برمی‌خیزد. در افق عرفانی، حدیبیه، منزلِ «تسلیم» است؛ جایی که سالک، می‌آموزد که گاه، فتحِ حقیقی، در لباسِ صلحِ صبورانه پنهان است؛ و باید به حکمتِ الهی، فراتر از ظاهرِ حوادث، اعتماد کرد.
درس‌های امروزین؛ مدیریت بحران در عصر آشوب‌ها و گسست‌ها
در جهان امروز، که بحران‌ها پی‌درپی، پیچیده، و چندلایه‌اند؛ بحران‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی، روانی و معنوی؛ بازخوانی سیرهٔ نبوی در باب مدیریت بحران، ضرورتی تربیتی، اخلاقی و تمدنی است.
🔷این سیره، برای انسانِ معاصر، پیام‌های روشنی دارد:
🔹آرامش را اصل قرار دهیم، نه هیجان را؛ دل را پیش از دست، به خدا بسپاریم؛ تا تصمیم‌ها، از اضطراب پاک شوند؛
🔹مشورت را به‌کار گیریم، نه تصمیم‌های فردی و شتاب‌زده را؛ عقل‌ها را به هم پیوند دهیم؛ تا بحران، به مدرسهٔ خرد جمعی بدل شود؛
🔹آینده را ببینیم، نه فقط ظاهرِ امروز را؛ بحران را در افقِ راه بخوانیم، نه در افقِ لحظه؛ تا یأس، جای خود را به امید دهد؛
🔹اخلاق را در اوج بحران حفظ کنیم؛ کرامت انسان را پاس بداریم، حتی در سخت‌ترین تصمیم‌ها؛ تا قدرت، به ظلم بدل نشود؛
🔹دل‌ها را بسازیم، نه فقط ساختارها را؛ زیرا هر ساختارِ بی‌دل، در نخستین بحران، فرو می‌ریزد؛
🔹بحران را به مدرسهٔ تربیت تبدیل کنیم؛ نه به میدانِ انتقام و تخریب؛ تا هر بحران، به فرصتی برای رشدِ فردی و جمعی بدل گردد.
در این افق،مدیریت بحران، هنرِ تبدیل آشوب به آرامش، ضعف به قدرت،و ترس به امید است؛ هنری که در مدرسهٔ نبوت، بر مدار توحید، اخلاق و حضور سامان یافته است.

مدیریت بحران، در سیرهٔ جهادی و مدیریتی پیامبر اکرم ﷺ، حقیقتی ژرف، نورانی، تربیتی و عرفانی است؛ حقیقتی که انسان را از اضطراب، بی‌تدبیری، ترس و آشوب می‌رهاند و او را به سوی نور، کرامت، آرامش و حضور الهی سوق می‌دهد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👏1