پیرامون فقه واقع
✍️دکتر عصام البشیر -رییس مؤسسهی اعتدال و وسطیت
ترجمه: اصلاحوب
مهمترین علت شکوفایی فقه اسلامی در دوران طلایی اسلام، قدرت فقیه در ایجاد همخوانی بین نصوص شرعی و واقعیت جامعه بود. چون فقیه زمانی فقیه محسوب میشد که بتواند فقه نص را با درک واقعیت موجود تطبیق دهد نه به این معنی که واقعیت بر نص حکم کند کسی چنین ادعایی ندارد؛
#عصام_البشیر #گفتمان_مقاصدی #فقه_الواقع
@islahweb
✍️دکتر عصام البشیر -رییس مؤسسهی اعتدال و وسطیت
ترجمه: اصلاحوب
مهمترین علت شکوفایی فقه اسلامی در دوران طلایی اسلام، قدرت فقیه در ایجاد همخوانی بین نصوص شرعی و واقعیت جامعه بود. چون فقیه زمانی فقیه محسوب میشد که بتواند فقه نص را با درک واقعیت موجود تطبیق دهد نه به این معنی که واقعیت بر نص حکم کند کسی چنین ادعایی ندارد؛
#عصام_البشیر #گفتمان_مقاصدی #فقه_الواقع
@islahweb
Telegraph
پیرامون فقه واقع
مهمترین علت شکوفایی فقه اسلامی در دوران طلایی اسلام، قدرت فقیه در ایجاد همخوانی بین نصوص شرعی و واقعیت جامعه بود. چون فقیه زمانی فقیه محسوب میشد که بتواند فقه نص را با درک واقعیت موجود تطبیق دهد نه به این معنی که واقعیت بر نص حکم کند کسی چنین ادعایی ندارد؛…
پیرامون فقه واقع
✍️دکتر عصام البشیر -رییس مؤسسهی اعتدال و وسطیت
ترجمه: اصلاحوب
مهمترین علت شکوفایی فقه اسلامی در دوران طلایی اسلام، قدرت فقیه در ایجاد همخوانی بین نصوص شرعی و واقعیت جامعه بود. چون فقیه زمانی فقیه محسوب میشد که بتواند فقه نص را با درک واقعیت موجود تطبیق دهد نه به این معنی که واقعیت بر نص حکم کند کسی چنین ادعایی ندارد؛
#عصام_البشیر #گفتمان_مقاصدی #فقه_الواقع
@islahweb
✍️دکتر عصام البشیر -رییس مؤسسهی اعتدال و وسطیت
ترجمه: اصلاحوب
مهمترین علت شکوفایی فقه اسلامی در دوران طلایی اسلام، قدرت فقیه در ایجاد همخوانی بین نصوص شرعی و واقعیت جامعه بود. چون فقیه زمانی فقیه محسوب میشد که بتواند فقه نص را با درک واقعیت موجود تطبیق دهد نه به این معنی که واقعیت بر نص حکم کند کسی چنین ادعایی ندارد؛
#عصام_البشیر #گفتمان_مقاصدی #فقه_الواقع
@islahweb
Telegraph
پیرامون فقه واقع
مهمترین علت شکوفایی فقه اسلامی در دوران طلایی اسلام، قدرت فقیه در ایجاد همخوانی بین نصوص شرعی و واقعیت جامعه بود. چون فقیه زمانی فقیه محسوب میشد که بتواند فقه نص را با درک واقعیت موجود تطبیق دهد نه به این معنی که واقعیت بر نص حکم کند کسی چنین ادعایی ندارد؛…
👍2
🌐 فقه زندگی (فقه الحياة)؛ فراتر از احکام فردی
در نگاه نواندیشانی چون دکتر یوسف قرضاوی، دین نباید به مجموعهای از گرههای فقهی در کتابهای قدیمی محدود شود. «فقه زندگی» رویکردی است که میکوشد پیوند گسسته میان «دین» و «واقعیتهای معاصر» را بازسازی کند.
📍 مؤلفههای بنیادین فقه زندگی:
۱. اولویتِ واقعیت بر انتزاع (فقه الواقع): فقه زندگی معتقد است حکم شرعی نمیتواند در خلأ صادر شود. فقیه پیش از فتوا، باید ساختارهای پیچیدهی جهان مدرن، از اقتصاد جهانی تا روانشناسی اجتماعی را عمیقاً درک کند. در این نگاه، «زمانشناسی» نیمی از اجتهاد است.
۲. تمرکز بر اهداف به جای ابزار (مقاصد الشریعه): این رویکرد تأکید دارد که هدف دین، تحقق «عدل»، «رحمت» و «مصلحت» است. هر حکمی که خروجی آن به بیعدالتی یا تنگنای معیشتی برای انسانها منجر شود، از دیدگاه فقه زندگی نیازمند بازنگری است؛ چرا که شریعت برای خدمت به انسان آمده است، نه برعکس.
۳. فقه اولویتها (فقه المراتب): یکی از آسیبهای جدی در جوامع دینی، سرگرم شدن به جزئیاتِ کماهمیت و غفلت از مسائل حیاتی است. فقه زندگی به ما میآموزد که مثلاً «حفظ محیط زیست»، «تخصص شغلی» و «کرامت انسانی» بر بسیاری از مناسکِ مستحبِ فردی تقدم دارند.
۴. پیوند اخلاق و فقه (فقه تمدنی): در فقه سنتی، گاهی مرز میان «حلال حقوقی» و «بد اخلاقی» گم میشود. فقه زندگی بر این باور است که رفتارهای مدنی، آداب گفتگو و نظم اجتماعی، صرفاً توصیههای اخلاقی نیستند، بلکه ستونهای اصلی تدین و تمدنسازی محسوب میشوند.
💡 سخن پایانی
فقه زندگی به دنبال آن است که بگوید: عبادت تنها در سجاده نیست؛ بلکه تلاش برای بهبود کیفیت زندگی بشری، رعایت حقوق شهروندی و تولید دانش، والاترین شکلِ بندگی در عصر حاضر است. این فقه، فقهِ «ساختن» است، نه فقط فقهِ «اجتناب کردن».
📝 #فقه_زندگی #نواندیشی_دینی #یوسف_قرضاوی #مقاصد_شریعت #فقه_الواقع #اندیشه_اسلامی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
در نگاه نواندیشانی چون دکتر یوسف قرضاوی، دین نباید به مجموعهای از گرههای فقهی در کتابهای قدیمی محدود شود. «فقه زندگی» رویکردی است که میکوشد پیوند گسسته میان «دین» و «واقعیتهای معاصر» را بازسازی کند.
📍 مؤلفههای بنیادین فقه زندگی:
۱. اولویتِ واقعیت بر انتزاع (فقه الواقع): فقه زندگی معتقد است حکم شرعی نمیتواند در خلأ صادر شود. فقیه پیش از فتوا، باید ساختارهای پیچیدهی جهان مدرن، از اقتصاد جهانی تا روانشناسی اجتماعی را عمیقاً درک کند. در این نگاه، «زمانشناسی» نیمی از اجتهاد است.
۲. تمرکز بر اهداف به جای ابزار (مقاصد الشریعه): این رویکرد تأکید دارد که هدف دین، تحقق «عدل»، «رحمت» و «مصلحت» است. هر حکمی که خروجی آن به بیعدالتی یا تنگنای معیشتی برای انسانها منجر شود، از دیدگاه فقه زندگی نیازمند بازنگری است؛ چرا که شریعت برای خدمت به انسان آمده است، نه برعکس.
۳. فقه اولویتها (فقه المراتب): یکی از آسیبهای جدی در جوامع دینی، سرگرم شدن به جزئیاتِ کماهمیت و غفلت از مسائل حیاتی است. فقه زندگی به ما میآموزد که مثلاً «حفظ محیط زیست»، «تخصص شغلی» و «کرامت انسانی» بر بسیاری از مناسکِ مستحبِ فردی تقدم دارند.
۴. پیوند اخلاق و فقه (فقه تمدنی): در فقه سنتی، گاهی مرز میان «حلال حقوقی» و «بد اخلاقی» گم میشود. فقه زندگی بر این باور است که رفتارهای مدنی، آداب گفتگو و نظم اجتماعی، صرفاً توصیههای اخلاقی نیستند، بلکه ستونهای اصلی تدین و تمدنسازی محسوب میشوند.
💡 سخن پایانی
فقه زندگی به دنبال آن است که بگوید: عبادت تنها در سجاده نیست؛ بلکه تلاش برای بهبود کیفیت زندگی بشری، رعایت حقوق شهروندی و تولید دانش، والاترین شکلِ بندگی در عصر حاضر است. این فقه، فقهِ «ساختن» است، نه فقط فقهِ «اجتناب کردن».
📝 #فقه_زندگی #نواندیشی_دینی #یوسف_قرضاوی #مقاصد_شریعت #فقه_الواقع #اندیشه_اسلامی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤6👏1