🌱در ادامه پاسخ به مصطفی حسینی طباطبایی
✍ایشان می گوید : آقایون محترم رفتن تفسیر های اخباری های اهل تشیع را که این همه علمای اصولی با آنها مخالفت کرده اند را ... ملاک قرار دادن.
⚡️می گوییم : ما در درجه اول روایتی صحیح را از کتاب کافی آوردیم در خصوص روایت خرافی مذکور سپس با بیانات شما گفتیم که روایت مذکور یک روایت با یک سند نیست بلکه روایات با اسناد متعدد دارد که جناب طباطبایی از آن بی اطلاع است و سپس به عنوان نمونه دو منبع از میان ده ها منبع دادم و سپس طباطبایی اشکال گرفت که این ها اخباری هست؛ اخه جناب طباطبایی بحث ما که اخباری و اصولی نیست و بماند که شما حتی معنای اخباری را هم نمی دانید و اگر می دانستید ادعا نمی کردید علی بن ابراهیم قمی اخباری هست.
👈سپس جناب طباطبایی در بیانات خود منکر داشتن کتاب تفسیر از سوی علی بن ابراهیم قمی شد که این ادعا صحیح نیست؛ نجاشی در خصوص علی ابن ابراهیم قمی می نویسد :
۶۸۰)علي بن إبراهيم بن هاشم : أبو الحسن القمي ، ثقة في الحديث ، ثبت ، معتمد ، صحيح المذهب ، سمع فأكثر ( وأكثر ) ، وصنف كتبا وأضر في وسط عمره.👈👈وله كتاب التفسير👉👉 ، كتاب الناسخ والمنسوخ ، كتاب قرب الاسناد ، كتاب الشرائع ، كتاب الحيض ، كتاب التوحيد والشرك ، كتاب فضائل أمير المؤمنين عليهالسلام، كتاب المغازي ، كتاب الانبياء ، رسالة في معنى هشام ويونس ، جوابات مسائل سأله عنها محمد بن بلال ، كتاب يعرف بالمشذر ، والله أعلم أنه مضاف إليه. أخبرنا محمدبن محمد وغيره ، عن الحسن بن حمزة بن علي بن عبد الله قال : كتب إلي علي بن إبراهيم بإجازة سائر حديثه وكتبه.
📗رجال النجاشي نویسنده : أبي العبّاس أحمد بن علي النجاشي جلد : 1 صفحه : 260
📝نجاشی به صراحت تمام تصریح می کند بر کتاب تفسیر فلذا ادعای طباطبایی رد شد
👈در قسمت قبل هم گفتیم و الان نیز می گوییم اگر جناب طباطبایی عقل را ملاک قرار دهد هیچ چیزی از اسلام نمی ماند زیرا که اساس قرآن بر پایه وحی است و عقلانی نیست و بماند از موارد ضد عقلانی در اسلام همچون معراج که جناب طباطبایی صلاح را بر این دید که این را پاسخ ندهد!!!.
👈جناب طباطبایی می گوید : قدمای شیعه این روایات خرافی را قبول نکرده اند بلکه توجیه کرده اند.
در پاسخ می گوییم : چرا کلام نادرست و با عرض معذرت کذب می فرمایید؟ اگر قبول نکرده اند در کجا قبول نکرده اند و چه گفته اند؟ پس اگر توجیه کرده اند پس قبول کرده اند که سپس به توجیه پرداخته اند وگرنه اگر قبول نداشتند که نیاز به توجیه نبود.
👈سپس جناب طباطبایی کلامی را از زبان ما بیان کرده است که کلام ما نیست بلکه به نادرست به ما نسبت داده است و چنین گفته : فرمودید که تمام اهل سنت این کتاب ها را قبول دارند صحیح بخاری و صحیح مسلم.
⚡️در پاسخ می گوییم : من چنین سخنی را نگفته ام و حتی در قسمت قبل نیز تصریح کردم که ابن حجر ۳۰۰ راوی بخاری را ضعیف می داند لکن این را گفتم که طبق کلام ابن تیمیه اتفاق بر متون صحیحین است و نه بر اسناد آن و این کلام ابن تیمیه است، حال اگر خود ابن تیمیه برخی روایات صحیحین را منکر شده کلام خود را نقض کرده است.
https://t.me/islie/9505
👈جناب طباطبایی توجه بفرمایند که نه شیعه و نه اهل سنت هیچ کتابی حتی قرآن را قاطبتا قبول ندارند!.
👈جناب طباطبایی دائما به ما می گوید که شما منهج و روش ندارید و گاهی به روابات اهل سنت و گاهی به شیعه استناد می کنید و با این سخن بزعم خود خواسته طعن وارد کند!
⚡️در پاسخ می گوییم : این روش ما در برابر بی منهجی شماست که گاهی ژست شیعی و گاهی ژست اهل سنت میگیرید زیرا طرف مقابل من منهجی ندارد و خودش را اسلامگرا نیز می داند لذا من آزادم در برابرش به طرفین استناد کنم؛ ایشان اکنون بگوید شیعه است، من با روشی که بر شیعه حجت است با او بحث می کنیم و همچنین ایشان اگر بگوید اهل سنت است با روشی که بر اهل سنت حجت است بحث می کنم فلذا چون هیچ کدوم را نمی گوید من مجبورم به هر دو استناد کردم و از طرفین شاهد بیاورم .
✍ایشان می گوید : آقایون محترم رفتن تفسیر های اخباری های اهل تشیع را که این همه علمای اصولی با آنها مخالفت کرده اند را ... ملاک قرار دادن.
⚡️می گوییم : ما در درجه اول روایتی صحیح را از کتاب کافی آوردیم در خصوص روایت خرافی مذکور سپس با بیانات شما گفتیم که روایت مذکور یک روایت با یک سند نیست بلکه روایات با اسناد متعدد دارد که جناب طباطبایی از آن بی اطلاع است و سپس به عنوان نمونه دو منبع از میان ده ها منبع دادم و سپس طباطبایی اشکال گرفت که این ها اخباری هست؛ اخه جناب طباطبایی بحث ما که اخباری و اصولی نیست و بماند که شما حتی معنای اخباری را هم نمی دانید و اگر می دانستید ادعا نمی کردید علی بن ابراهیم قمی اخباری هست.
👈سپس جناب طباطبایی در بیانات خود منکر داشتن کتاب تفسیر از سوی علی بن ابراهیم قمی شد که این ادعا صحیح نیست؛ نجاشی در خصوص علی ابن ابراهیم قمی می نویسد :
۶۸۰)علي بن إبراهيم بن هاشم : أبو الحسن القمي ، ثقة في الحديث ، ثبت ، معتمد ، صحيح المذهب ، سمع فأكثر ( وأكثر ) ، وصنف كتبا وأضر في وسط عمره.👈👈وله كتاب التفسير👉👉 ، كتاب الناسخ والمنسوخ ، كتاب قرب الاسناد ، كتاب الشرائع ، كتاب الحيض ، كتاب التوحيد والشرك ، كتاب فضائل أمير المؤمنين عليهالسلام، كتاب المغازي ، كتاب الانبياء ، رسالة في معنى هشام ويونس ، جوابات مسائل سأله عنها محمد بن بلال ، كتاب يعرف بالمشذر ، والله أعلم أنه مضاف إليه. أخبرنا محمدبن محمد وغيره ، عن الحسن بن حمزة بن علي بن عبد الله قال : كتب إلي علي بن إبراهيم بإجازة سائر حديثه وكتبه.
📗رجال النجاشي نویسنده : أبي العبّاس أحمد بن علي النجاشي جلد : 1 صفحه : 260
📝نجاشی به صراحت تمام تصریح می کند بر کتاب تفسیر فلذا ادعای طباطبایی رد شد
👈در قسمت قبل هم گفتیم و الان نیز می گوییم اگر جناب طباطبایی عقل را ملاک قرار دهد هیچ چیزی از اسلام نمی ماند زیرا که اساس قرآن بر پایه وحی است و عقلانی نیست و بماند از موارد ضد عقلانی در اسلام همچون معراج که جناب طباطبایی صلاح را بر این دید که این را پاسخ ندهد!!!.
👈جناب طباطبایی می گوید : قدمای شیعه این روایات خرافی را قبول نکرده اند بلکه توجیه کرده اند.
در پاسخ می گوییم : چرا کلام نادرست و با عرض معذرت کذب می فرمایید؟ اگر قبول نکرده اند در کجا قبول نکرده اند و چه گفته اند؟ پس اگر توجیه کرده اند پس قبول کرده اند که سپس به توجیه پرداخته اند وگرنه اگر قبول نداشتند که نیاز به توجیه نبود.
👈سپس جناب طباطبایی کلامی را از زبان ما بیان کرده است که کلام ما نیست بلکه به نادرست به ما نسبت داده است و چنین گفته : فرمودید که تمام اهل سنت این کتاب ها را قبول دارند صحیح بخاری و صحیح مسلم.
⚡️در پاسخ می گوییم : من چنین سخنی را نگفته ام و حتی در قسمت قبل نیز تصریح کردم که ابن حجر ۳۰۰ راوی بخاری را ضعیف می داند لکن این را گفتم که طبق کلام ابن تیمیه اتفاق بر متون صحیحین است و نه بر اسناد آن و این کلام ابن تیمیه است، حال اگر خود ابن تیمیه برخی روایات صحیحین را منکر شده کلام خود را نقض کرده است.
https://t.me/islie/9505
👈جناب طباطبایی توجه بفرمایند که نه شیعه و نه اهل سنت هیچ کتابی حتی قرآن را قاطبتا قبول ندارند!.
👈جناب طباطبایی دائما به ما می گوید که شما منهج و روش ندارید و گاهی به روابات اهل سنت و گاهی به شیعه استناد می کنید و با این سخن بزعم خود خواسته طعن وارد کند!
⚡️در پاسخ می گوییم : این روش ما در برابر بی منهجی شماست که گاهی ژست شیعی و گاهی ژست اهل سنت میگیرید زیرا طرف مقابل من منهجی ندارد و خودش را اسلامگرا نیز می داند لذا من آزادم در برابرش به طرفین استناد کنم؛ ایشان اکنون بگوید شیعه است، من با روشی که بر شیعه حجت است با او بحث می کنیم و همچنین ایشان اگر بگوید اهل سنت است با روشی که بر اهل سنت حجت است بحث می کنم فلذا چون هیچ کدوم را نمی گوید من مجبورم به هر دو استناد کردم و از طرفین شاهد بیاورم .
Forwarded from اتچ بات
#ارسالی اعضای کانال
رد صحیحین و فتوای دارالافتا عربستان سعودی :
السؤال الثالث من الفتوى رقم (۶۲۸۰) :
س۳: من ینکر بعض الأحادیث الصحیحه الوارده فی الصحیحین مثل حدیث عذاب القبر ونعیمه والمعراج والسحر والشفاعه والخروج من النار، ما الحکم فیهم هل یصلى وراءهم أو یتبادل معهم السلام أو یعتزلوا؟
ج۳: یبحث معهم أهل العلم بالحدیث روایه ودرایه لیعرفوهم بصحتها وبمعانیها، فإن أصروا بعد ذلک على إنکارها أو تحریف نصوصها عن معناها الصحیح تبعا لهواهم وتنزیلا لها على رأیهم الباطل فهم فسقه، ویجب اعتزالهم وعدم مخالطتهم؛ اتقاء لشرهم، إلا إذا کان الاتصال بهم من أجل النصح لهم وإرشادهم، أما الصلاه وراءهم فحکمها حکم الصلاه وراء الفاسق، والأحوط: عدم الصلاه خلفهم؛ لأن بعض أهل العلم کفرهم.
✍سؤال: کسی که برخی از احادیث صحیحی که در بخاری و مسلم آمده را انکار کند؛ همانند روایت عذاب قبر و نعمتهای آن، معراج، سحر، شفاعت، خروج از آتش و … حکمش چیست؟ آیا میشود پشت سر او نماز خواند؟ آیا سلام و علیک کردن با او جایز است یا باید گوشه نشین شود؟
پاسخ: کسانی که به علم حدیث ؛ از لحاظ داریه و روایت، آگاهی دارند، باید با این افراد بحث کنند، تا صحت این روایات و معانی آن را به آنان بفهمانند. اگر پس از بحث و گفتگو، بازهم بر انکار این احادیث یا تحریف معناهای صحیح این روایات ، اصرار داشتند و از هوای نفس خود پیروی و این روایات را بر نظر باطل خود تطبیق دادند، فاسق هستند. واجب است که از آنها دوری کرده و با آنها رفت آمد نکنید. با آنها خرید و فروش نکنید؛ مگر این که رفت و آمد با آنها به منظور نصیحت و راهنمایی آنان باشد.
اما حکم نماز خواندن پشت سر آنان، همان حکم نماز خواندن پشت سر انسان فاسق است. احوط این است که پشت سر آنان نماز خوانده نشود؛ زیرا بعضی از علما آنها را تکفیر کردهاند.
📗مجموع فتاوی اللجنه الدائمه ج۲ ص۳۶
ارسالی از آقای رضا و اصرار بر نشر آن و سکوت ما در مقابل آن
@islie
👇👇اسکن مطلب👇👇
رد صحیحین و فتوای دارالافتا عربستان سعودی :
السؤال الثالث من الفتوى رقم (۶۲۸۰) :
س۳: من ینکر بعض الأحادیث الصحیحه الوارده فی الصحیحین مثل حدیث عذاب القبر ونعیمه والمعراج والسحر والشفاعه والخروج من النار، ما الحکم فیهم هل یصلى وراءهم أو یتبادل معهم السلام أو یعتزلوا؟
ج۳: یبحث معهم أهل العلم بالحدیث روایه ودرایه لیعرفوهم بصحتها وبمعانیها، فإن أصروا بعد ذلک على إنکارها أو تحریف نصوصها عن معناها الصحیح تبعا لهواهم وتنزیلا لها على رأیهم الباطل فهم فسقه، ویجب اعتزالهم وعدم مخالطتهم؛ اتقاء لشرهم، إلا إذا کان الاتصال بهم من أجل النصح لهم وإرشادهم، أما الصلاه وراءهم فحکمها حکم الصلاه وراء الفاسق، والأحوط: عدم الصلاه خلفهم؛ لأن بعض أهل العلم کفرهم.
✍سؤال: کسی که برخی از احادیث صحیحی که در بخاری و مسلم آمده را انکار کند؛ همانند روایت عذاب قبر و نعمتهای آن، معراج، سحر، شفاعت، خروج از آتش و … حکمش چیست؟ آیا میشود پشت سر او نماز خواند؟ آیا سلام و علیک کردن با او جایز است یا باید گوشه نشین شود؟
پاسخ: کسانی که به علم حدیث ؛ از لحاظ داریه و روایت، آگاهی دارند، باید با این افراد بحث کنند، تا صحت این روایات و معانی آن را به آنان بفهمانند. اگر پس از بحث و گفتگو، بازهم بر انکار این احادیث یا تحریف معناهای صحیح این روایات ، اصرار داشتند و از هوای نفس خود پیروی و این روایات را بر نظر باطل خود تطبیق دادند، فاسق هستند. واجب است که از آنها دوری کرده و با آنها رفت آمد نکنید. با آنها خرید و فروش نکنید؛ مگر این که رفت و آمد با آنها به منظور نصیحت و راهنمایی آنان باشد.
اما حکم نماز خواندن پشت سر آنان، همان حکم نماز خواندن پشت سر انسان فاسق است. احوط این است که پشت سر آنان نماز خوانده نشود؛ زیرا بعضی از علما آنها را تکفیر کردهاند.
📗مجموع فتاوی اللجنه الدائمه ج۲ ص۳۶
ارسالی از آقای رضا و اصرار بر نشر آن و سکوت ما در مقابل آن
@islie
👇👇اسکن مطلب👇👇
Telegram
🌱امروز، ۲۶ مارس، سالروز تولد پروفسور ریچارد داوکینز، زیستشناس فرگشتی و نویسندهء کتابهای مفید و موثر علمی را به تمامی اهالی علم و اندیشه تبریک میگوییم.
⚛ @islie
⚛ @islie
❤2
دروغها و خرافات اسلام
#نقد_ازدواج_اسلامی (قسمت_پنجم) ▪️موضوع: پاسخ به توجیه جمعیّت زنان برای چند-همسری برای اینکه با مقایسه جمعیت زنان و مردان آشنا بشویم، باید شاخص های مختلف را بشناسیم. اولاً جمعیّت مردم، به صورت یکسان و مساوی در جهان تقسیم نشده و به طور نامرتبی پراکنده است.…
نموداری که #بانک_جهانی از کاهش درصد جمعیت زنان و افزایش جمعیت مردان نشان میدهد.
زنان = ۴۹ درصد
مردان = ۵۱ درصد
این درصد، در حال کاهش نیز هست.
⚜ @islie ⚜
زنان = ۴۹ درصد
مردان = ۵۱ درصد
این درصد، در حال کاهش نیز هست.
⚜ @islie ⚜
#نقد_ازدواج_اسلامی
(قسمت_ششم)
▪️موضوع: نفقه، ارزش یا توهین به زن؟
✍تابحال دیده اید که وقتی صحبت از ازدواج اسلامی میشود، اسلامگرایان بلافاصله، صحبت نفقه را پیش میکشند و میگویند که اسلام به زن ارزش داده است و گفته است که مرد باید خرج زن را بدهد!
⁉️پرسش، آیا نفقه یک حقِّ اضافی برای زن است، یا زن باید در مقابل کاری بکند؟
▪️نفقه به هیچ وجه ارزش زن محسوب نمیشود و در مقابل تمکین به مرد داده میشود. تمکین به معنای اطاعت کردن است. زن باید در امور جنسی و اجتماعی از مرد اطاعت کند و در مقابل این اطاعت، نفقه میگیرد. اگر زن مانع شرعی نداشت، مرد هروقت که بخواهد زن باید به نیاز جنسی او پاسخ مثبت بدهد؛درحالیکه از هر ۴ شب، حقِّ زن ۱ شب رابطهء جنسی است و اگر یک شب رابطهء جنسی او انجام شده بود، و مرد مایل به رابطهء جنسی مجدد نبود، زن حق اعتراض ندارد؛ این در حالی است که زن باید از مرد اطاعت کند و هروقت که خواست، با او رابطهء جنسی برقرار کند.(به شرطی به مانع شرعی نداشته باشد و یا مریضی حاد که نتواند رابطهء جنسی برقرار کند).
تمکین به تکلیف زن در برابر شوهر است که به ۲ بخش
۱ تمکین خاص
۲ تمکین عام
🔥تمکین خاص به معنی وظایف جنسی زن است
🔥تمکین عام به معنی اطاعت از شوهر ، وظایف خانوادگی ، اطاعت زن از مرد در روابط اجتماعی و امور خانوادگی است.
که هردو آنان به شدت زنستیزانه و مردسالارانه هستند و زن در هرصورت باید پیرو و مطیع مرد باشد!!
💥در صورت عدم تمکین زن :
📚مطابق مواد ۱۶ و ۱۷ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۵ بهمن ماه ۱۳۵۳ مرد میتواند زن دوم بگیرد( هرچند ، چند زنی در حالت عادی هم در اسلام مجاز است ) .
📚مطابق ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی نفقه هم به او تعلق نمیگیرد. پس معلوم میشود نفقه هم که اسلام به زن داده ارزش زن نیست بلکه در مقابل خود فروشی زن به مرد است و مثل کالا در قبال رابطه جنسی و اطاعت از مرد پول گرفته میشود ، نه زندگی مشترک و روابط عاشقانه!!
👈زن باید حتی بدون اجازهء شوهر از خانه خارج نشود و این جزء تمکین عام محسوب میگردد. زن نباید بدون اجازهء شوهر شغل داشته باشد و یا حتی به خانهء پدرش برود و همهء اینها تمکین از شوهر محسوب میشود.
📙احکام شرعی زنان، ص ۲۱۱/ چاپ وفا
➕پس معلوم شد؛ اینکه مرد در اسلام باید خرج زن را بدهد، اسلام ارزشی برای زن قائل نشده است و همهء اینها در مقابل تمکین خفت بار داده میشود.
▪️مجموعهء دروغها و خرافات اسلام
⚜ @islie ⚜
(قسمت_ششم)
▪️موضوع: نفقه، ارزش یا توهین به زن؟
✍تابحال دیده اید که وقتی صحبت از ازدواج اسلامی میشود، اسلامگرایان بلافاصله، صحبت نفقه را پیش میکشند و میگویند که اسلام به زن ارزش داده است و گفته است که مرد باید خرج زن را بدهد!
⁉️پرسش، آیا نفقه یک حقِّ اضافی برای زن است، یا زن باید در مقابل کاری بکند؟
▪️نفقه به هیچ وجه ارزش زن محسوب نمیشود و در مقابل تمکین به مرد داده میشود. تمکین به معنای اطاعت کردن است. زن باید در امور جنسی و اجتماعی از مرد اطاعت کند و در مقابل این اطاعت، نفقه میگیرد. اگر زن مانع شرعی نداشت، مرد هروقت که بخواهد زن باید به نیاز جنسی او پاسخ مثبت بدهد؛درحالیکه از هر ۴ شب، حقِّ زن ۱ شب رابطهء جنسی است و اگر یک شب رابطهء جنسی او انجام شده بود، و مرد مایل به رابطهء جنسی مجدد نبود، زن حق اعتراض ندارد؛ این در حالی است که زن باید از مرد اطاعت کند و هروقت که خواست، با او رابطهء جنسی برقرار کند.(به شرطی به مانع شرعی نداشته باشد و یا مریضی حاد که نتواند رابطهء جنسی برقرار کند).
تمکین به تکلیف زن در برابر شوهر است که به ۲ بخش
۱ تمکین خاص
۲ تمکین عام
🔥تمکین خاص به معنی وظایف جنسی زن است
🔥تمکین عام به معنی اطاعت از شوهر ، وظایف خانوادگی ، اطاعت زن از مرد در روابط اجتماعی و امور خانوادگی است.
که هردو آنان به شدت زنستیزانه و مردسالارانه هستند و زن در هرصورت باید پیرو و مطیع مرد باشد!!
💥در صورت عدم تمکین زن :
📚مطابق مواد ۱۶ و ۱۷ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۵ بهمن ماه ۱۳۵۳ مرد میتواند زن دوم بگیرد( هرچند ، چند زنی در حالت عادی هم در اسلام مجاز است ) .
📚مطابق ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی نفقه هم به او تعلق نمیگیرد. پس معلوم میشود نفقه هم که اسلام به زن داده ارزش زن نیست بلکه در مقابل خود فروشی زن به مرد است و مثل کالا در قبال رابطه جنسی و اطاعت از مرد پول گرفته میشود ، نه زندگی مشترک و روابط عاشقانه!!
👈زن باید حتی بدون اجازهء شوهر از خانه خارج نشود و این جزء تمکین عام محسوب میگردد. زن نباید بدون اجازهء شوهر شغل داشته باشد و یا حتی به خانهء پدرش برود و همهء اینها تمکین از شوهر محسوب میشود.
📙احکام شرعی زنان، ص ۲۱۱/ چاپ وفا
➕پس معلوم شد؛ اینکه مرد در اسلام باید خرج زن را بدهد، اسلام ارزشی برای زن قائل نشده است و همهء اینها در مقابل تمکین خفت بار داده میشود.
▪️مجموعهء دروغها و خرافات اسلام
⚜ @islie ⚜
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱 پیامبر اسلام شبانه دستور ترور مخالفینش را می دهد.
📗 صحیح بخاری روایت ۳۰۲۳
⁉️حال متوجه شدید داعش و تروریستهای اسلامگرا به چه کسی رفته اند ؟؟
#داعش
#ترور
#جنایت
#پیامبر_تروریست
@islie
📗 صحیح بخاری روایت ۳۰۲۳
⁉️حال متوجه شدید داعش و تروریستهای اسلامگرا به چه کسی رفته اند ؟؟
#داعش
#ترور
#جنایت
#پیامبر_تروریست
@islie
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱 پیامبر اسلام دستور قتل و ترور مخالفینش را می دهد.
✍کعب بن اشرف شاعر مظلوم و بیگناهی که اسلام را نپذیرفت و محمد دستور ترور و قتل او را داد.
📗صحیح بخاری روایت ۳۰۳۲
@islie
✍کعب بن اشرف شاعر مظلوم و بیگناهی که اسلام را نپذیرفت و محمد دستور ترور و قتل او را داد.
📗صحیح بخاری روایت ۳۰۳۲
@islie
Forwarded from ایمان سلیمانی امیری- IMAN SOLEIMANI AMIRI
⚜خصیصه بارز خداباوری و دینداری ، عدم اصالت «انسان» است.
انسان خداباورِ دیندار ، در ساده ترین امور زندگی اش نیز تابع منویات موجودی است که آنرا متعالی می انگارد و « خدایش» نام مینهد.
موجودی که به او میگوید چگونه زیست کند ، رفتار کند ، بیاندیشد و امورات اجتماعی اش را سامان بخشد.
✅ با تسری اخلاق و احکام دینی به سطح جامعه ، شاهد جامعه ای دیندار خواهیم بود که فاقد اصالت اجتماعیِ انسانی است. جامعه ای که در آن انسانها مانند « پیچ و مهره » یا «چرخ دنده »های یک دستگاه برنامه ریزی شده هستند.
⚫️ یک دیندار ، اندیشه اش ، خواسته اش ، امیال و آرزوهایش فقط در راستای تکالیف مقرره برایش وسعت اجرایی میابد . اگر دایره افکار و اعمالش را بیش از حدود و ثغور مقرر بکشد، همان موجود متعالی که «از نهان او آگاه است» و هم متولیانِ همان موجود ،که اعمالش را زیر نظر دارند ، پاسخی درخور و دینی به او میدهند که در قالب « حدودالله » و «تعزیرات » میگنجد. اگر هم فقط در اندیشه اش خطایی بگنجد ، حسابش با «کرام الکاتبین » است.
☑️ اگر انسان همواره مقید به دستورات ، احکام و برنامه های دینیِ آن موجود متعالی ، و نماینده های ریز و درشتش در قامت «پیامبران» ، «امامان» ، «خلفا» ، «مفتیان» و « مراجع تقلید » باشد ، دیگر چه اصالتی برای او ، افکار ، امیال و خواسته هایش باقی میماند؟
انسانی که همه چیزش را واگذار کرده و برده وار بدنبال اجرای دستورات اربابان خود است و جز خواست آنها خواسته ای دیگر ندارد ، چگونه خود را در دایره انسان اصیل فرض خواهد کرد؟
🔸نتیجه و پیامد چنین بی اصالتی ، عدم مشروعیت تصمیم گیری انسانها برای امورات روزمره خویش است.
🔴 انسان خداباور و دیندارِ امروز ، برای خوردن و آشامیدن باید متن کتاب مقدس، اوامر و نواهی متولیان دین اش را مدنظر قرار دهد ، برای امورات زناشویی و ازدواج همانگونه رفتار کند که خدایش فرموده و پیامبرش در بستر رفتار کرده اند ، تنظیم روابط اجتماعی اش با بستگان ، دوستان و دیگر مردم اجتماع را نیز بر اساس کتاب خدا و سنت رسولش تنظیم کند ، امور مالی و قراردادهای شغلی اش را با کسانی ببندد که مجوزش اعطاء شده باشد یا خدایش بپسندد ، برای پوشش خود و خانواده اش به طریقی رفتار کند که قال الله تعالی است یا رسولش فرمان داده است ، حتی در آداب خلا رفتن و جماع کردنش نیز باید به رسول الله تأسی جوید و به اوامر خدایش نظری افکند.
☪ بهمین سبب است که اسلام ، دین تسلیم شدن است و نام مسلمان کاملا برازنده افرادیست که بی اصالت ، در برابر اوامر و نواهی موجود متعالی و نمایندگانش تسلیم اند. نتیجه این بی اصالتی جایی مشهود و هویداست که بیش از یک میلیارد انسانِ قرن حاضر نیز نمیتوانند قانون و احکام دینی آن موجود متعالی و نمایندگانش را بدون انگ خروج از دین و ارتداد ، رفع و رجوع کنند. اینگونه میشود که رفتار « چوپانی در فلسطین و حجاز » برای انسان دیندارِ فاقدِ اصالت ، اصیل و فصل الخطاب است.
🏁 حکومت روحانیون بر فکر و ذهن و جسم و زندگی یک انسان دیندار، نتیجه همان بی اصالتی اوست. اصلی که اصالت فکر ، امیال ، آرزوها و خواسته های انسان را در هر عصر و مکان از او سلب نموده و خواهان برده بودن و زیستن با زنجیرهای جهل و خرافه برای انسان امروز است.
🖋ایمان سلیمانی امیری
@Imansoleymaniamiri
انسان خداباورِ دیندار ، در ساده ترین امور زندگی اش نیز تابع منویات موجودی است که آنرا متعالی می انگارد و « خدایش» نام مینهد.
موجودی که به او میگوید چگونه زیست کند ، رفتار کند ، بیاندیشد و امورات اجتماعی اش را سامان بخشد.
✅ با تسری اخلاق و احکام دینی به سطح جامعه ، شاهد جامعه ای دیندار خواهیم بود که فاقد اصالت اجتماعیِ انسانی است. جامعه ای که در آن انسانها مانند « پیچ و مهره » یا «چرخ دنده »های یک دستگاه برنامه ریزی شده هستند.
⚫️ یک دیندار ، اندیشه اش ، خواسته اش ، امیال و آرزوهایش فقط در راستای تکالیف مقرره برایش وسعت اجرایی میابد . اگر دایره افکار و اعمالش را بیش از حدود و ثغور مقرر بکشد، همان موجود متعالی که «از نهان او آگاه است» و هم متولیانِ همان موجود ،که اعمالش را زیر نظر دارند ، پاسخی درخور و دینی به او میدهند که در قالب « حدودالله » و «تعزیرات » میگنجد. اگر هم فقط در اندیشه اش خطایی بگنجد ، حسابش با «کرام الکاتبین » است.
☑️ اگر انسان همواره مقید به دستورات ، احکام و برنامه های دینیِ آن موجود متعالی ، و نماینده های ریز و درشتش در قامت «پیامبران» ، «امامان» ، «خلفا» ، «مفتیان» و « مراجع تقلید » باشد ، دیگر چه اصالتی برای او ، افکار ، امیال و خواسته هایش باقی میماند؟
انسانی که همه چیزش را واگذار کرده و برده وار بدنبال اجرای دستورات اربابان خود است و جز خواست آنها خواسته ای دیگر ندارد ، چگونه خود را در دایره انسان اصیل فرض خواهد کرد؟
🔸نتیجه و پیامد چنین بی اصالتی ، عدم مشروعیت تصمیم گیری انسانها برای امورات روزمره خویش است.
🔴 انسان خداباور و دیندارِ امروز ، برای خوردن و آشامیدن باید متن کتاب مقدس، اوامر و نواهی متولیان دین اش را مدنظر قرار دهد ، برای امورات زناشویی و ازدواج همانگونه رفتار کند که خدایش فرموده و پیامبرش در بستر رفتار کرده اند ، تنظیم روابط اجتماعی اش با بستگان ، دوستان و دیگر مردم اجتماع را نیز بر اساس کتاب خدا و سنت رسولش تنظیم کند ، امور مالی و قراردادهای شغلی اش را با کسانی ببندد که مجوزش اعطاء شده باشد یا خدایش بپسندد ، برای پوشش خود و خانواده اش به طریقی رفتار کند که قال الله تعالی است یا رسولش فرمان داده است ، حتی در آداب خلا رفتن و جماع کردنش نیز باید به رسول الله تأسی جوید و به اوامر خدایش نظری افکند.
☪ بهمین سبب است که اسلام ، دین تسلیم شدن است و نام مسلمان کاملا برازنده افرادیست که بی اصالت ، در برابر اوامر و نواهی موجود متعالی و نمایندگانش تسلیم اند. نتیجه این بی اصالتی جایی مشهود و هویداست که بیش از یک میلیارد انسانِ قرن حاضر نیز نمیتوانند قانون و احکام دینی آن موجود متعالی و نمایندگانش را بدون انگ خروج از دین و ارتداد ، رفع و رجوع کنند. اینگونه میشود که رفتار « چوپانی در فلسطین و حجاز » برای انسان دیندارِ فاقدِ اصالت ، اصیل و فصل الخطاب است.
🏁 حکومت روحانیون بر فکر و ذهن و جسم و زندگی یک انسان دیندار، نتیجه همان بی اصالتی اوست. اصلی که اصالت فکر ، امیال ، آرزوها و خواسته های انسان را در هر عصر و مکان از او سلب نموده و خواهان برده بودن و زیستن با زنجیرهای جهل و خرافه برای انسان امروز است.
🖋ایمان سلیمانی امیری
@Imansoleymaniamiri
🌱نقدی بر مصطفی حسینی طباطبایی در کتاب دین ستیزی نافرجام
👈سخنانی نادرست در خصوص ولتر و پاسخ ما👇👇
https://t.me/islie/9699
👈سخنانی نادرست در خصوص ولتر و پاسخ ما👇👇
https://t.me/islie/9699
دروغها و خرافات اسلام
🌱نقدی بر مصطفی حسینی طباطبایی در کتاب دین ستیزی نافرجام 👈سخنانی نادرست در خصوص ولتر و پاسخ ما👇👇 https://t.me/islie/9699
🌱نقدی بر کتاب دین ستیزی نافرجام نوشته مصطفی طباطبایی
👈جناب طباطبایی جملاتی را به ولتر نسبت داده که ما در آثار ولتر نیافتیم و گمان نمی کنیم چنین جملاتی از ولتر باشد و اگر چنین چیزی وجود دارد از ایشان میخواهیم از کتب زبان اصلی ایشان بیاورد ولی ایشان باید توجه کند که فرانسوا ماری آروئه ولتر به خاطر حملاتش به اسلام بسیار معروف است :
let us start by examining the case of Voltaire, who took a fairly close look at Islam. especially at its religious aspects. In the first phase, with Mohammad and fanaticism . Voltaire's judgment, of Islam which he equated with the prophet 's mission was 👉disparaging👈 even.
👉hostile 👈. later with the Essai sur les meuors but overall judgement remained harsh but it is important to note he fastened on Islam fanaticism, antihumanism , .....
✍ترجمه : بیایید با بررسی نظر " ولتر" شروع کنیم که نگاهی بسیار دقیق به اسلام داشت . به ویژه از منظر دینی اش .اولین وجهه با محمد و تعصب . قضاوت " ولتر " در مورد اسلام که او با فرستادن پیامبر یکی میدانست این بود که 👈پست👉 و حتی 👈نفرت انگیزانه 👉بود بعد ها کمی ملایمتر شد 👈ولی در هرصورت چنان تند باقی ماند👉. 👈شایان به ذکر است که او اسلام را نماد تعصب و غیر انسانی میدانست👉.
📚اسلام در اروپا صفحه ۲۱
⚡️هم چنین او باور داشت که بیشتر جنایات غیر بشری بوسیله مذاهب انجام می شود :
He published Treatise on Tolerance in which he outlines his particular form of deism, a natural religion which most philosophes would adopt and shape to fit their own ideas. He believed that the most inhuman crimes were caused by religion
منبع : دانشگاه گتیزبرگ پنسیلوانیا
http://www3.gettysburg.edu/~tshannon/hist106web/site6/voltaire1.htm
⁉️آیا چنین شخصیتی با چنین عقیده ای می تواند گفته باشد دین محمد معقول است؟
👈البته گمان می کنیم این قضیه در حد و همانند شیعه شدن اینشتین باشد!
@islie
👈جناب طباطبایی جملاتی را به ولتر نسبت داده که ما در آثار ولتر نیافتیم و گمان نمی کنیم چنین جملاتی از ولتر باشد و اگر چنین چیزی وجود دارد از ایشان میخواهیم از کتب زبان اصلی ایشان بیاورد ولی ایشان باید توجه کند که فرانسوا ماری آروئه ولتر به خاطر حملاتش به اسلام بسیار معروف است :
let us start by examining the case of Voltaire, who took a fairly close look at Islam. especially at its religious aspects. In the first phase, with Mohammad and fanaticism . Voltaire's judgment, of Islam which he equated with the prophet 's mission was 👉disparaging👈 even.
👉hostile 👈. later with the Essai sur les meuors but overall judgement remained harsh but it is important to note he fastened on Islam fanaticism, antihumanism , .....
✍ترجمه : بیایید با بررسی نظر " ولتر" شروع کنیم که نگاهی بسیار دقیق به اسلام داشت . به ویژه از منظر دینی اش .اولین وجهه با محمد و تعصب . قضاوت " ولتر " در مورد اسلام که او با فرستادن پیامبر یکی میدانست این بود که 👈پست👉 و حتی 👈نفرت انگیزانه 👉بود بعد ها کمی ملایمتر شد 👈ولی در هرصورت چنان تند باقی ماند👉. 👈شایان به ذکر است که او اسلام را نماد تعصب و غیر انسانی میدانست👉.
📚اسلام در اروپا صفحه ۲۱
⚡️هم چنین او باور داشت که بیشتر جنایات غیر بشری بوسیله مذاهب انجام می شود :
He published Treatise on Tolerance in which he outlines his particular form of deism, a natural religion which most philosophes would adopt and shape to fit their own ideas. He believed that the most inhuman crimes were caused by religion
منبع : دانشگاه گتیزبرگ پنسیلوانیا
http://www3.gettysburg.edu/~tshannon/hist106web/site6/voltaire1.htm
⁉️آیا چنین شخصیتی با چنین عقیده ای می تواند گفته باشد دین محمد معقول است؟
👈البته گمان می کنیم این قضیه در حد و همانند شیعه شدن اینشتین باشد!
@islie
🌱اسکن از صفحه ۲۱ کتاب اسلام در اروپا در تایید سخن ما که ولتر از اسلام متنفر بوده و اسلام را نماد تعصب و ضدبشری می دانسته اند.
#مردم_را_فریب_ندهیم
@islie
#مردم_را_فریب_ندهیم
@islie
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
افسانه یک نامه ، توجیه چند جنایت.pdf
7.4 MB
📙افسانه یک نامه،توجیه چند جنایت
✍نویسنده : آبد برهان
👌موضوع : اثبات افسانه نامه محمد به خسرو پرویز و پاره کردن آن و ذکر جنایات مسلمین در ایران.
🆔 @ISLIE
✍نویسنده : آبد برهان
👌موضوع : اثبات افسانه نامه محمد به خسرو پرویز و پاره کردن آن و ذکر جنایات مسلمین در ایران.
🆔 @ISLIE
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱 #پیامبران_حیوان_آزار
✍وقتی پیامبری لانه های مورچه ها را می سوزاند.
📗صحیح بخاری روایت ۳۰۱۹
⁉️این است اخلاق اسلامی؟ آیا حیوان آزاری و سوزاندن مورچه های بیگناه امری انسانی و اخلاقیست؟
@islie
✍وقتی پیامبری لانه های مورچه ها را می سوزاند.
📗صحیح بخاری روایت ۳۰۱۹
⁉️این است اخلاق اسلامی؟ آیا حیوان آزاری و سوزاندن مورچه های بیگناه امری انسانی و اخلاقیست؟
@islie
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱 #پیامبران_حیوان_آزار
✍پیامبر جنایتکار اسلام دستور به کشتن سگ ها می داده است.
📗صحیح بخاری روایت ۳۳۲۳
⁉️آیا سگ کشی امری انسانی و اخلاقیست؟؟
@islie
✍پیامبر جنایتکار اسلام دستور به کشتن سگ ها می داده است.
📗صحیح بخاری روایت ۳۳۲۳
⁉️آیا سگ کشی امری انسانی و اخلاقیست؟؟
@islie
🌱پس از نقد های ما به جناب آقای مصطفی طباطبایی ایشان یک کلیپی دیگر را در کانال خویش در پاسخ به ما قرار داده اند که عینا آن را فوروارد می کنیم و سپس پاسخ می دهیم.
👇👇👇
👇👇👇
Forwarded from استاد مصطفی حسینی طباطبایی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ به کانال "دروغها و خرافات اسلام"
موضوع: روایت تاریخ طبری از شکستن طاق کسری جلسه –دوم
📡 @MTabatabaie
موضوع: روایت تاریخ طبری از شکستن طاق کسری جلسه –دوم
📡 @MTabatabaie
استاد مصطفی حسینی طباطبایی
پاسخ به کانال "دروغها و خرافات اسلام" موضوع: روایت تاریخ طبری از شکستن طاق کسری جلسه –دوم 📡 @MTabatabaie
🌱پاسخ به مصطفی حسینی طباطبایی در خصوص افسانه شکستن طاق کسری
🍃اولین انتقاد من به جناب طباطبایی در این موضوع👇
https://t.me/islie/9402
🍂پاسخ ایشان👇
https://t.me/islie/9532
🍃پاسخ من👇
https://t.me/islie/9533
🔺جناب طباطبایی می گوید : در پی انتقاداتی هستیم که آقایون محترم به من می کنند و نه به اسلام برای اینکه به روایاتی متصل می شوند که اثبات نشده که اینها مربوط به اسلام است.
⚡️در پاسخ می گوییم این افسانه با سند معتبر از امام صادق در نزد تشیع آمده است و در کتب قدیمی تواریخ اسلامی همچون طبری نیز آمده است که جناب طباطبایی منکر آن بود که سپس پس از ارائه اسناد به اشتباه خود پی برد.
👈شخصی همچون علی دشتی و... به کتب اسلامی مراجعه کرده اند و دیده اند که در کتب اسلامی شیعه و اهل سنت آمده است که با تولد پیامبر اسلام طاق کسری شکسته و آتشکده پارس خاموش شده است و سپس به نقد این افسانه پرداخته است، حال مشکل و اعتراض مصطفی طباطبایی در چیست؟ خود طباطبایی نیز معترف است که این جریان در کتب قدیمی اسلامی وارد شده و همچنین این جریان خرافی و افسانه ای با سند معتبر از اهل بیت پیامبر بیان شده است و جناب طباطبایی کافیست جست و جویی بفرمایند تا مشاهده کنند این خرافه در ده ها کتب اسلامی آمده است و در نزد تشیع اعتبار فراوانی نیز دارد.
حال اگر جناب طباطبایی شیعه و کتب تواریخ قدیمی را خارج از اسلام می داند، آن بحث جداگانه ای است که چندان به ما ارتباطی ندارد.
🔺طباطبایی می گوید : این موضوعی است که در قرآن اشاره نشده با این که بعضی از مسائل که در واقع مقدمات ظهور پیامبر را فراهم می کند مثل حادثه فیل (الم تری کیف فعل ربک باصحاب الفیل) که این خانه محفوظ ماند بعد عرض کنم که پیامبری برخواسته و آنرا قبله مسلمانان قرار داده و همچنان باقی است و این در قرآن امده ولی آن موضوع در قرآن نیامده.
⚡️در پاسخ می گوییم : همانطور که پیشتر نیز گفتیم شکی نیست که واقعه مذکور افسانه است چنانچه خود جناب طباطبایی نیز معترف به آن است ولی اگر در قرآن هم میامد باز تفاوتی نمی کرد، مشکل جناب طباطبایی اینجاست که گمان کرده هر چه در قرآن بیاید ۱۰۰ درصد صحیح است و مو لای درز آن نمی رود که چنین گمانی ضد عقلانی و ضد علمی است و همچنین حادثه فیل هم افسانه است و حال سوالی که مطرح می شود این است که چرا این خدایی که می گفتند در مقابل اصحاب فیل، ابابیل را فرستاده بود در هنگام حمله قرمطیان کجا بود که معجزه کند؟در سال 317 هجری، حکومت قرامطه به مکه حمله کردند و حجر الاسود را کندند و دزدیدند با خودشان به بحرین بردند. آیا جناب طباطبایی فراموش کرده که همین چند وقت پیش جرثقیل در مسجد الحرام به روی زائران سقوط کرد و ده ها نفر کشته شدند؟ چرا الله هیچ اقدامی نکرد؟ آیا جناب طباطبایی از حادثه منا و کشته شدن هزاران مردم بیگناه نامطلع است؟ چرا الله سکوت کرد و هیچ مقابله ای نکرد؟ آیا جناب طباطبایی اطلاع ندارد که بارها خانه کعبه به زیر سیل رفته است؟ آیا جناب طباطبایی اطلاع ندارد که خانه کعبه بارها مورد حمله و سرقت و سیل و ... قرار گرفته است؟ و متاسفانه هیچ ابابیلی هم در کار نبوده است!
@islie
🍃اولین انتقاد من به جناب طباطبایی در این موضوع👇
https://t.me/islie/9402
🍂پاسخ ایشان👇
https://t.me/islie/9532
🍃پاسخ من👇
https://t.me/islie/9533
🔺جناب طباطبایی می گوید : در پی انتقاداتی هستیم که آقایون محترم به من می کنند و نه به اسلام برای اینکه به روایاتی متصل می شوند که اثبات نشده که اینها مربوط به اسلام است.
⚡️در پاسخ می گوییم این افسانه با سند معتبر از امام صادق در نزد تشیع آمده است و در کتب قدیمی تواریخ اسلامی همچون طبری نیز آمده است که جناب طباطبایی منکر آن بود که سپس پس از ارائه اسناد به اشتباه خود پی برد.
👈شخصی همچون علی دشتی و... به کتب اسلامی مراجعه کرده اند و دیده اند که در کتب اسلامی شیعه و اهل سنت آمده است که با تولد پیامبر اسلام طاق کسری شکسته و آتشکده پارس خاموش شده است و سپس به نقد این افسانه پرداخته است، حال مشکل و اعتراض مصطفی طباطبایی در چیست؟ خود طباطبایی نیز معترف است که این جریان در کتب قدیمی اسلامی وارد شده و همچنین این جریان خرافی و افسانه ای با سند معتبر از اهل بیت پیامبر بیان شده است و جناب طباطبایی کافیست جست و جویی بفرمایند تا مشاهده کنند این خرافه در ده ها کتب اسلامی آمده است و در نزد تشیع اعتبار فراوانی نیز دارد.
حال اگر جناب طباطبایی شیعه و کتب تواریخ قدیمی را خارج از اسلام می داند، آن بحث جداگانه ای است که چندان به ما ارتباطی ندارد.
🔺طباطبایی می گوید : این موضوعی است که در قرآن اشاره نشده با این که بعضی از مسائل که در واقع مقدمات ظهور پیامبر را فراهم می کند مثل حادثه فیل (الم تری کیف فعل ربک باصحاب الفیل) که این خانه محفوظ ماند بعد عرض کنم که پیامبری برخواسته و آنرا قبله مسلمانان قرار داده و همچنان باقی است و این در قرآن امده ولی آن موضوع در قرآن نیامده.
⚡️در پاسخ می گوییم : همانطور که پیشتر نیز گفتیم شکی نیست که واقعه مذکور افسانه است چنانچه خود جناب طباطبایی نیز معترف به آن است ولی اگر در قرآن هم میامد باز تفاوتی نمی کرد، مشکل جناب طباطبایی اینجاست که گمان کرده هر چه در قرآن بیاید ۱۰۰ درصد صحیح است و مو لای درز آن نمی رود که چنین گمانی ضد عقلانی و ضد علمی است و همچنین حادثه فیل هم افسانه است و حال سوالی که مطرح می شود این است که چرا این خدایی که می گفتند در مقابل اصحاب فیل، ابابیل را فرستاده بود در هنگام حمله قرمطیان کجا بود که معجزه کند؟در سال 317 هجری، حکومت قرامطه به مکه حمله کردند و حجر الاسود را کندند و دزدیدند با خودشان به بحرین بردند. آیا جناب طباطبایی فراموش کرده که همین چند وقت پیش جرثقیل در مسجد الحرام به روی زائران سقوط کرد و ده ها نفر کشته شدند؟ چرا الله هیچ اقدامی نکرد؟ آیا جناب طباطبایی از حادثه منا و کشته شدن هزاران مردم بیگناه نامطلع است؟ چرا الله سکوت کرد و هیچ مقابله ای نکرد؟ آیا جناب طباطبایی اطلاع ندارد که بارها خانه کعبه به زیر سیل رفته است؟ آیا جناب طباطبایی اطلاع ندارد که خانه کعبه بارها مورد حمله و سرقت و سیل و ... قرار گرفته است؟ و متاسفانه هیچ ابابیلی هم در کار نبوده است!
@islie
🌱در ادامه پاسخ به مصطفی حسینی طباطبایی
✍در ابتدا تمایل دارم یک موردی را به جناب طباطبایی در ضمن گوشزد، آموزش نیز دهم، ایشان مکرر در کلیپ های خود حجیت خبر واحد را رد می کند و ارزشی برایش قائل نیست که روش ایشان بدعت است و در تضاد و تقابل با مسلمین می باشد! که علمای بزرگ اهل سنت همچون امام نووی در این خصوص می نویسند : فَاَلَّذِي عَلَيْهِ جَمَاهِير الْمُسْلِمِينَ مِنْ الصَّحَابَة وَالتَّابِعِينَ ، فَمَنْ بَعْدَهُمْ مِنْ الْمُحَدِّثِينَ وَالْفُقَهَاءِ وَأَصْحَابِ الْأُصُولِ : أَنَّ خَبَر الْوَاحِد الثِّقَةِ حُجَّةٌ مِنْ حُجَجِ الشَّرْعِ
✍جمهور مسلمين از صحابه و تابعين و بعد از آن ها ایضا محدثين و فقها و اصحاب اصول عقيده داشتند كه خبر واحدی كه ثقه باشد حجتی از شرع هست و قابل احتجاج می باشد.
📗شرح النووي على مسلم نویسنده : النووي جلد : 1 صفحه : 131
📕قواعد التحديث من فنون مصطلح الحديث نویسنده : القاسمي جلد : 1 صفحه : 147
📙الحديث والمحدثون نویسنده : محمد محمد أبو زهو جلد : 1 صفحه : 25
🔸همچنین امام آلبانی در این خصوص می نویسد :
عدم الإحتجاج بحدیث الآحاد فی العقیدة بدعة محدثة : وبالجملة فأدلة الکتاب والسنة وعمل الصحابة وأقوال العلماء تدل دلالة قاطعة على ما شرحنا من وجوب الأخذ بحدیث الآحاد فی کل أبواب الشریعة سواء کان فی الإعتقادیات أو العملیات
📘الحديث حجة بنفسه في العقائد والأحكام نویسنده : ناصر الدين الألباني جلد : 1 صفحه : 60
✍عدم احتجاج به حدیث واحد در عقیده بدعت است : و در کل دلایل از قرآن و سنت و عمل صحابه و اقوال علماء به صورت قطعی دلالت می کند بر چیزی که شرح دادیم که قبول حدیث واحد در تمامی مسائل شریعت چه در اعتقادات و چه در مسائل عملی واجب است.
👈پس جناب طباطبایی گمان نکند که خبر واحد دارای حجیت نیست پس از ایشان می خواهیم به مطالعه بپردازد و چیزی را از خودش نسازد و نیازی هم نیست در خصوص چیزی که اطلاع نداریم همانند آخوندها نظر بدیم.
🔺جناب طباطبایی می گوید : ایشون جاهایی که احادیث تضعیف شده و من رد کردم یک جور فتوا می دهند این جور جاها که احادیث را تضعیف کردند میخواهد حدیث را قبول کنه و بگه نه، تصحیح کردن حدیث را.
⚡️در پاسخ می گوییم : چرا سخن نادرست به ما نسبت می دهید؟ ما که از ابتدا عرض کردیم که این سخن به کل دروغ و افسانه است و خود جناب طباطبایی نیز تصریح به افسانه بودن آن کرد لکن ایشون گفتند این موارد ربطی به اسلام ندارد و ما در مقابل گفتیم در کتب قدیمی تاریخی و کتب معتبر شیعه این افسانه سازی ها شده است و بار دیگر به صراحت می گوییم که شکستن طاق کسری و خاموش شدن آتشکده پارس در هنگام تولد پیامبر اسلام هیچ اصلی ندارد و دروغی بیش نیست!.
@islie
✍در ابتدا تمایل دارم یک موردی را به جناب طباطبایی در ضمن گوشزد، آموزش نیز دهم، ایشان مکرر در کلیپ های خود حجیت خبر واحد را رد می کند و ارزشی برایش قائل نیست که روش ایشان بدعت است و در تضاد و تقابل با مسلمین می باشد! که علمای بزرگ اهل سنت همچون امام نووی در این خصوص می نویسند : فَاَلَّذِي عَلَيْهِ جَمَاهِير الْمُسْلِمِينَ مِنْ الصَّحَابَة وَالتَّابِعِينَ ، فَمَنْ بَعْدَهُمْ مِنْ الْمُحَدِّثِينَ وَالْفُقَهَاءِ وَأَصْحَابِ الْأُصُولِ : أَنَّ خَبَر الْوَاحِد الثِّقَةِ حُجَّةٌ مِنْ حُجَجِ الشَّرْعِ
✍جمهور مسلمين از صحابه و تابعين و بعد از آن ها ایضا محدثين و فقها و اصحاب اصول عقيده داشتند كه خبر واحدی كه ثقه باشد حجتی از شرع هست و قابل احتجاج می باشد.
📗شرح النووي على مسلم نویسنده : النووي جلد : 1 صفحه : 131
📕قواعد التحديث من فنون مصطلح الحديث نویسنده : القاسمي جلد : 1 صفحه : 147
📙الحديث والمحدثون نویسنده : محمد محمد أبو زهو جلد : 1 صفحه : 25
🔸همچنین امام آلبانی در این خصوص می نویسد :
عدم الإحتجاج بحدیث الآحاد فی العقیدة بدعة محدثة : وبالجملة فأدلة الکتاب والسنة وعمل الصحابة وأقوال العلماء تدل دلالة قاطعة على ما شرحنا من وجوب الأخذ بحدیث الآحاد فی کل أبواب الشریعة سواء کان فی الإعتقادیات أو العملیات
📘الحديث حجة بنفسه في العقائد والأحكام نویسنده : ناصر الدين الألباني جلد : 1 صفحه : 60
✍عدم احتجاج به حدیث واحد در عقیده بدعت است : و در کل دلایل از قرآن و سنت و عمل صحابه و اقوال علماء به صورت قطعی دلالت می کند بر چیزی که شرح دادیم که قبول حدیث واحد در تمامی مسائل شریعت چه در اعتقادات و چه در مسائل عملی واجب است.
👈پس جناب طباطبایی گمان نکند که خبر واحد دارای حجیت نیست پس از ایشان می خواهیم به مطالعه بپردازد و چیزی را از خودش نسازد و نیازی هم نیست در خصوص چیزی که اطلاع نداریم همانند آخوندها نظر بدیم.
🔺جناب طباطبایی می گوید : ایشون جاهایی که احادیث تضعیف شده و من رد کردم یک جور فتوا می دهند این جور جاها که احادیث را تضعیف کردند میخواهد حدیث را قبول کنه و بگه نه، تصحیح کردن حدیث را.
⚡️در پاسخ می گوییم : چرا سخن نادرست به ما نسبت می دهید؟ ما که از ابتدا عرض کردیم که این سخن به کل دروغ و افسانه است و خود جناب طباطبایی نیز تصریح به افسانه بودن آن کرد لکن ایشون گفتند این موارد ربطی به اسلام ندارد و ما در مقابل گفتیم در کتب قدیمی تاریخی و کتب معتبر شیعه این افسانه سازی ها شده است و بار دیگر به صراحت می گوییم که شکستن طاق کسری و خاموش شدن آتشکده پارس در هنگام تولد پیامبر اسلام هیچ اصلی ندارد و دروغی بیش نیست!.
@islie
🌱در ادامه پاسخ به مصطفی حسینی طباطبایی
🔺آقای طباطبایی می نویسد : کتابی است که در مکه معظمه چاپ شده و اصلش "الرحیق المختوم" در یک مسابقه ای که برای سیره نویسی گذاشته بودند این کتاب برنده اول شده...این کتاب خوشبختانه به فارسی هم ترجمه شده تحت عنوان : خورشید نبوت که در آنجا نوشته شده : این مضامین را طبری و بیهقی و دیگران نقل کرده اند اما سند محکمی ندارند و تاریخ ملتهایی که این حوادث در سرزمینشان روی داده صحت آنها را گواهی نکرده اند در حالی که معمولا چنین وقایعی اگر اتفاق افتاده بودند انگیزه های نیرومند برای ثبت و ضبط آن وجود داشت. کتاب خورشید نبوت صفحه ۱۱۴
⚡️در پاسخ می گوییم : استناد جناب طباطبایی به این سخن بی مورد بود و در تضاد با سخن ما نیست زیرا ما نیز تصریح به کذب بودن آن واقعه داریم اما گفتنی است که این خاصیت تاریخ اسلام است که دارای اسناد محکم نیست و این محکم نبودن منتهی به صرفا این واقعه نیست بلکه شامل کل اسلام می شود که متاسفانه جناب طباطبایی متوجه آن نیست که در این خصوص امام احمد بن حنبل می گوید :
قالَ الْإِمَامُ أَحْمَد ثَلَاثَةُ أُمُورٍ لَيْسَ لَهَا إسْنَادٌ: التَّفْسِيرُ وَالْمَلَاحِمُ وَالْمَغَازِي وَيُرْوَى لَيْسَ لَهَا أَصْلٌ أَيْ إسْنَادٌ؛ لِأَنَّ الْغَالِبَ عَلَيْهَا الْمَرَاسِيلُ
✍️امام احمد می گوید : سه امر است که سندی[محکم] برای آنها نیست : تفسیر و تاریخ و جنگ ها که برای آن ها سند و یا اصلی وجود ندارند زیرا بیشتر آن ها مرسل هستند.
📕مجموع الفتاوى نویسنده : ابن تيمية جلد : 13 صفحه : 346
📗شرح مقدمة التفسير لصالح آل الشيخ نویسنده : صالح آل الشيخ جلد : 7 صفحه : 2
👈در ادامه، جناب طباطبایی مطرح می کند که روایت صحابه غیر از قول صحابه است که ما نیز نگفتیم قول صحابه همان روایت صحابه است و همچنین ایشان در ادامه قول صحابه را معتبر نمی شمارد در حالی که از ایشان میخواهیم در خصوص حجیت حدیث موقوف و عدالت صحابه تحقیق بفرمایند که ما به جهت اختصار از ذکر آن خودداری می کنیم.
👈ما در قسمت پیش خرافه ای را از صحیح بخاری نقل کردیم، بخوانید در👇
https://t.me/islie/9534
سپس گفتیم خب این خرافه نیز در روایات شما آمده است ولی دروغی بیش نیست سپس جناب طباطبایی این واقعه را پذیرفت و گفت معجزه پیامبر است! و سپس به دروغ به زبان ما چسباند که ما روایتش را صحیح می دانیم در حالی که چنین چیزی نیست بلکه ما نگفتیم صحیح است بلکه گفتیم روایت در کتاب صحیح بخاری آمده است که متاسفانه جناب طباطبایی تفاوت را درک نکرده است. همچنین این واقعه طبق ادله خود طباطبایی دروغ است زیرا اولا در قرآن نیامده است و ثانیا دو سه قرن بعد اسلام ساخته شده است و ثالثا طبق قاعده خود نوشته ایشان در خصوص پذیرش حدیث صحیح در "کتاب نقد کتب حدیث" چون در تضاد با عقل و علم است پس باطل و جعلی است.
📗کتاب نقد کتب حدیث نوشته مصطفی حسینی طباطبایی صفحه ۱۵۶ و ۱۵۷
در نتیجه طبق قاعده خود طباطبایی روایت صحیح نیست و ایشان فرمودند ما صحتش را قبول داریم در حالی که به ما علنا دروغ بستند.
@ialie
ادامه دارد...
🔺آقای طباطبایی می نویسد : کتابی است که در مکه معظمه چاپ شده و اصلش "الرحیق المختوم" در یک مسابقه ای که برای سیره نویسی گذاشته بودند این کتاب برنده اول شده...این کتاب خوشبختانه به فارسی هم ترجمه شده تحت عنوان : خورشید نبوت که در آنجا نوشته شده : این مضامین را طبری و بیهقی و دیگران نقل کرده اند اما سند محکمی ندارند و تاریخ ملتهایی که این حوادث در سرزمینشان روی داده صحت آنها را گواهی نکرده اند در حالی که معمولا چنین وقایعی اگر اتفاق افتاده بودند انگیزه های نیرومند برای ثبت و ضبط آن وجود داشت. کتاب خورشید نبوت صفحه ۱۱۴
⚡️در پاسخ می گوییم : استناد جناب طباطبایی به این سخن بی مورد بود و در تضاد با سخن ما نیست زیرا ما نیز تصریح به کذب بودن آن واقعه داریم اما گفتنی است که این خاصیت تاریخ اسلام است که دارای اسناد محکم نیست و این محکم نبودن منتهی به صرفا این واقعه نیست بلکه شامل کل اسلام می شود که متاسفانه جناب طباطبایی متوجه آن نیست که در این خصوص امام احمد بن حنبل می گوید :
قالَ الْإِمَامُ أَحْمَد ثَلَاثَةُ أُمُورٍ لَيْسَ لَهَا إسْنَادٌ: التَّفْسِيرُ وَالْمَلَاحِمُ وَالْمَغَازِي وَيُرْوَى لَيْسَ لَهَا أَصْلٌ أَيْ إسْنَادٌ؛ لِأَنَّ الْغَالِبَ عَلَيْهَا الْمَرَاسِيلُ
✍️امام احمد می گوید : سه امر است که سندی[محکم] برای آنها نیست : تفسیر و تاریخ و جنگ ها که برای آن ها سند و یا اصلی وجود ندارند زیرا بیشتر آن ها مرسل هستند.
📕مجموع الفتاوى نویسنده : ابن تيمية جلد : 13 صفحه : 346
📗شرح مقدمة التفسير لصالح آل الشيخ نویسنده : صالح آل الشيخ جلد : 7 صفحه : 2
👈در ادامه، جناب طباطبایی مطرح می کند که روایت صحابه غیر از قول صحابه است که ما نیز نگفتیم قول صحابه همان روایت صحابه است و همچنین ایشان در ادامه قول صحابه را معتبر نمی شمارد در حالی که از ایشان میخواهیم در خصوص حجیت حدیث موقوف و عدالت صحابه تحقیق بفرمایند که ما به جهت اختصار از ذکر آن خودداری می کنیم.
👈ما در قسمت پیش خرافه ای را از صحیح بخاری نقل کردیم، بخوانید در👇
https://t.me/islie/9534
سپس گفتیم خب این خرافه نیز در روایات شما آمده است ولی دروغی بیش نیست سپس جناب طباطبایی این واقعه را پذیرفت و گفت معجزه پیامبر است! و سپس به دروغ به زبان ما چسباند که ما روایتش را صحیح می دانیم در حالی که چنین چیزی نیست بلکه ما نگفتیم صحیح است بلکه گفتیم روایت در کتاب صحیح بخاری آمده است که متاسفانه جناب طباطبایی تفاوت را درک نکرده است. همچنین این واقعه طبق ادله خود طباطبایی دروغ است زیرا اولا در قرآن نیامده است و ثانیا دو سه قرن بعد اسلام ساخته شده است و ثالثا طبق قاعده خود نوشته ایشان در خصوص پذیرش حدیث صحیح در "کتاب نقد کتب حدیث" چون در تضاد با عقل و علم است پس باطل و جعلی است.
📗کتاب نقد کتب حدیث نوشته مصطفی حسینی طباطبایی صفحه ۱۵۶ و ۱۵۷
در نتیجه طبق قاعده خود طباطبایی روایت صحیح نیست و ایشان فرمودند ما صحتش را قبول داریم در حالی که به ما علنا دروغ بستند.
@ialie
ادامه دارد...