روش های هدایت در قران
🖊بخش 【➋】
⛔️عدم ارائه معجزه
🔰در پست قبل گفتیم که هر پیامبری برای اثبات خود میبایست معجزه ارائه دهد در غیر ان صورت شیاد است نه پیامبر؛ این گفته مورد تایید قران نیز بود اما در قرآن در موارد متعدی از محمد معجزه خواسته شده است و در تمامی موارد، محمد به بهانه های مختلف طفره رفته است. برای مثال:
➖اسرا🔹وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعًا ﴿۹۰﴾أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَارَ خِلَالَهَا تَفْجِيرًا ﴿۹۱﴾أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ قَبِيلًا﴿۹۲﴾أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا ﴿۹۳﴾
ترجمه: و گفتند تا از زمين چشمه اى براى ما نجوشانى هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد(90) يا براى تو باغى از درختان خرما و انگور باشد و آشكارا از ميان آنها جويبارها روان سازى (91) يا چنانكه ادعا میكنى آسمان را پاره پاره بر [سر] ما فرو اندازى يا خدا و فرشتگان را در برابر آورى (92) يا براى تو خانه اى از طلا باشد يا به آسمان بالا روى و به بالا رفتن تو اطمينان نخواهيم داشت تا بر ما كتابى نازل كنى كه آن را بخوانيم بگو پاك است پروردگار من آيا [من] جز بشرى رسول هستم (93)
🔹👆🏼محمد در جواب در خواست منطقی مردم، می گويد كه من بشری بيش نيستم. پس مردم از كجا بفهمند كه تو پيغمبری؟ در اين آيه دو مغالطه برای اقناع ظاهری مردم آورده شده، اول اينكه گفته چون من بشر هستم پس شما نبايد از من انتظار معجزه داشته باشيد. اين استدلال در تناقض با دهها آيهی ديگر قرآن است كه به پيامبران پيشين (كه انسان بودند) معجزه نسبت داده است. پس انسان بودن مانع معجزه آوردن نيست و انسان رسول می تواند و بايد معجزه داشته باشد. ثانيا در جواب، گفته كه من بشری رسول هستم، در حقيقت استفاده از لغت رسول در پاسخ، استدلال بر ضد خود محمد و به نفع درخواست كنندگان معجزه است. چون درست بهمين دليل كه فردی رسول است بايد معجزه داشته باشد
🌀همچنين در آيه ی زير در مقابل در خواست معجزه توسط مردم، جواب نامعقولي داده است:
➖وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَى﴿۱۳۳ طه﴾
ترجمه: و گفتند چرا از جانب پروردگارش معجزهاى براى ما نمیآورد آيا دليل روشن آنچه در صحيفه هاى پيشين است براى آنان نيامده است (133)
🔹👆🏼در مقابل در خواست معجزه توسط مردم جواب ميدهد كه براي پيامبران گذشته آورديم كه در كتبشان نوشته شده است! در اين جواب حداقل دو نكتهی غير معقول وجود دارد: اول بديهی است كه معجزه، برای شناخت يك پيامبر خاص است. چگونه مي توانيم مثل از معجزات موسي بدانيم كه عيسی يا محمد پيامبرند؟! اين چه انتظار نابجائی است كه قرآن از مردم دارد؟! ثانيا: در قرآن ادعا شده كه كتب پيامبران پيشين تحريف شده و در اينجا از مردم می خواهد كه به آن كتب تحريف شده رجوع كنند!! آيا اين تناقضی آشكار در قرآن نيست؟!! يعنی كتب گذشتگان هم معتبرند و هم نيستند. ممكن است جواب داده شود كه قسمتهائی از كتب گذشتگان درست است. در جواب بايد گفت كه مردم از كجا بدانند كه چه قسمتهائی از تورات يا انجيل دست نخورده است؟!! مثل ما از كجا بدانيم كه معجزاتی كه به موسی در تورات و به عيسی در انجيل نسبت داده شده صحيح اند؟!
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➋】
⛔️عدم ارائه معجزه
🔰در پست قبل گفتیم که هر پیامبری برای اثبات خود میبایست معجزه ارائه دهد در غیر ان صورت شیاد است نه پیامبر؛ این گفته مورد تایید قران نیز بود اما در قرآن در موارد متعدی از محمد معجزه خواسته شده است و در تمامی موارد، محمد به بهانه های مختلف طفره رفته است. برای مثال:
➖اسرا🔹وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعًا ﴿۹۰﴾أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَارَ خِلَالَهَا تَفْجِيرًا ﴿۹۱﴾أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ قَبِيلًا﴿۹۲﴾أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا ﴿۹۳﴾
ترجمه: و گفتند تا از زمين چشمه اى براى ما نجوشانى هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد(90) يا براى تو باغى از درختان خرما و انگور باشد و آشكارا از ميان آنها جويبارها روان سازى (91) يا چنانكه ادعا میكنى آسمان را پاره پاره بر [سر] ما فرو اندازى يا خدا و فرشتگان را در برابر آورى (92) يا براى تو خانه اى از طلا باشد يا به آسمان بالا روى و به بالا رفتن تو اطمينان نخواهيم داشت تا بر ما كتابى نازل كنى كه آن را بخوانيم بگو پاك است پروردگار من آيا [من] جز بشرى رسول هستم (93)
🔹👆🏼محمد در جواب در خواست منطقی مردم، می گويد كه من بشری بيش نيستم. پس مردم از كجا بفهمند كه تو پيغمبری؟ در اين آيه دو مغالطه برای اقناع ظاهری مردم آورده شده، اول اينكه گفته چون من بشر هستم پس شما نبايد از من انتظار معجزه داشته باشيد. اين استدلال در تناقض با دهها آيهی ديگر قرآن است كه به پيامبران پيشين (كه انسان بودند) معجزه نسبت داده است. پس انسان بودن مانع معجزه آوردن نيست و انسان رسول می تواند و بايد معجزه داشته باشد. ثانيا در جواب، گفته كه من بشری رسول هستم، در حقيقت استفاده از لغت رسول در پاسخ، استدلال بر ضد خود محمد و به نفع درخواست كنندگان معجزه است. چون درست بهمين دليل كه فردی رسول است بايد معجزه داشته باشد
🌀همچنين در آيه ی زير در مقابل در خواست معجزه توسط مردم، جواب نامعقولي داده است:
➖وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَى﴿۱۳۳ طه﴾
ترجمه: و گفتند چرا از جانب پروردگارش معجزهاى براى ما نمیآورد آيا دليل روشن آنچه در صحيفه هاى پيشين است براى آنان نيامده است (133)
🔹👆🏼در مقابل در خواست معجزه توسط مردم جواب ميدهد كه براي پيامبران گذشته آورديم كه در كتبشان نوشته شده است! در اين جواب حداقل دو نكتهی غير معقول وجود دارد: اول بديهی است كه معجزه، برای شناخت يك پيامبر خاص است. چگونه مي توانيم مثل از معجزات موسي بدانيم كه عيسی يا محمد پيامبرند؟! اين چه انتظار نابجائی است كه قرآن از مردم دارد؟! ثانيا: در قرآن ادعا شده كه كتب پيامبران پيشين تحريف شده و در اينجا از مردم می خواهد كه به آن كتب تحريف شده رجوع كنند!! آيا اين تناقضی آشكار در قرآن نيست؟!! يعنی كتب گذشتگان هم معتبرند و هم نيستند. ممكن است جواب داده شود كه قسمتهائی از كتب گذشتگان درست است. در جواب بايد گفت كه مردم از كجا بدانند كه چه قسمتهائی از تورات يا انجيل دست نخورده است؟!! مثل ما از كجا بدانيم كه معجزاتی كه به موسی در تورات و به عيسی در انجيل نسبت داده شده صحيح اند؟!
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
👍15❤7
دروغها و خرافات اسلام
🔴 نگاهی بر جنایات و پلشتیهای اولین حکومت «شیعه دوازده امامی» در ایران (۵) « شاه اسماعیل صفوی (بنیانگذار حکومت شیعه در ایران) با غلو مذهبی که داشته و خود را نور خدا میدانسته که تعبیر دیگریست از «فرِ ایزدی» و «ظل الهی» ، به قزلباشان و سرخ سران و صوفیان و…
🔴 نگاهی بر جنایات و پلشتیهای اولین حکومت «شیعه دوازده امامی» در ایران (۶)
در دوره شاه عباس دوم (هفتمین پادشاه صفوی):
«
»
📚منبع: تاریخ اجتماعی کاشان - تالیف حسن نراقی - نشر موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی - ص۱۴۰
مقایسه کنید با اعمال پیامبر اسلام در جریان تجاوز به یهودیان بنی نضیر؛ در جریان این تجاوز، پیامبر دین صلح و دوستی علاوه بر خانه خراب کردن یهودیان، حتی به درختان خرمای یهودیان نیز رحم نمیکند و آنها را به آتش میکشد! (از اینجا بخوانید)
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
در دوره شاه عباس دوم (هفتمین پادشاه صفوی):
«
در طول هفت سال سه بار یهودیان را با زور و جبر مسلمان کردند و به هر نفری هم چهار تومن پول دادند و چون معلوم میگردد که اقرار و ایمان آنها دروغ و ظاهری بوده، کار به تعقیب و مزاحمت گاهی نیز به کشت و کشتار میکشد.چنانکه در یکی از کشمکشها ۱۵۰ تن یهودی در کاشان کشته شدند و کنیسههای آنان نیز خراب و ویران گردید
»
📚منبع: تاریخ اجتماعی کاشان - تالیف حسن نراقی - نشر موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی - ص۱۴۰
مقایسه کنید با اعمال پیامبر اسلام در جریان تجاوز به یهودیان بنی نضیر؛ در جریان این تجاوز، پیامبر دین صلح و دوستی علاوه بر خانه خراب کردن یهودیان، حتی به درختان خرمای یهودیان نیز رحم نمیکند و آنها را به آتش میکشد! (از اینجا بخوانید)
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
👍19👌9👎2
روش های هدایت در قران
🖊بخش 【➌】
⛔️عدم ارائه معجزه
🔹در پست قبل چند ایه ذکر کردیم که محمد از اوردن معجزه طفره رفته است در ایات دیگری نیز این طفره رفتن ادامه داشته است
➖فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَى أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَى مِنْ قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ ﴿۴۸ قصص﴾
ترجمه: پس چون حق (قرآن) از جانب ما برايشان آمد گفتند چرا نظير آنچه به موسى داده شد به او داده نشده است آيا به آنچه قبلا به موسى داده شد كفر نورزيدند گفتند دو ساحرند (موسي و هارون) كه با هم ساختهاند و گفتند ما همه را منكريم (48)
🚫تناقضی اشکار در این ایه هست🚫
💠👆🏼مفهوم آيه اين است كه چون ما برای موسی معجزه فرستاديم و مردم آنزمان ايمان نياوردند برای شما هم نمی فرستيم.
اول:🔹 اين آيه با چندين آيه ی ديگر قرآن در تضاد است. چون در آيهی 4شعراء (كه در پست های قبل آمد) تاثير معجزه پذيرفته شده است و در خود قرآن هم در آيات 120اعراف، 46 شعراء و 70طه آمده است كه ساحران در مقابل معجزه ی موسی (اژدها) ايمان آوردند و در آيهی 28 غافر آمده كه مردی از آل فرعون ايمان آورده و در آيه ی 11تحريم آمده است كه همسر فرعون نيز ايمان آورده و همچنين بنی اسرائيل نيز به موسی ايمان آوردند. بنابر اين معجزه در قبول پيامبران اثر داشته است و با اين بهانه نمی توان از مردم انتظار داشت كه بدون معجزه، محمد را بعنوان پيامبر قبول كنند.
دوما:🔹 چگونه مي توان مردم 1600 سال بعد از موسی (مردم زمان پيامبر) را به گناه مردم زمان موسی ازمعجزه محروم كرد. ❓آيا اين مردم نمی توانند در مقابل خدا حجت بياورند كه اگر برای ما معجزه آورده بودی ايمان می آورديم؟ و اصلا راهی به غير از معجزه برای قبول پيامبر وجود ندارد
🌀همچنين در آيه 109انعام در مقابل در خواست معجزه توسط مردم، جواب نامعقولی داده است:
➖وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِنْدَ اللَّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۱۰۹ انعام﴾
ترجمه: و با سختترين سوگندهايشان به خدا سوگند خوردند كه اگر معجزهاى براى آنان بيايد حتما بدان ايمان می آورند بگو معجزات تنها در نزد خداست و شما چه میدانيد كه اگر [معجزه هم] بيايد باز ايمان نمیآورند (109)
❌👆🏼اين آيه دو اشكال اساسی دارد.
اول 🔹با خود قرآن در تضاد است چون همانطور كه در ذير آيهی قبل اشاره كرديم؛ قرآن تاثير معجزه در ايمان آوردن را قبول دارد.ولی در اين آيه ی گويد تاثير ندارد.
دوم🔹: وقتب برای مردم معجزه آورده نشود مجازات آنان در قيامت ظالمانه است. مردم قسم می خورند كه اگر معجزه بياوری ما ايمان می آوريم. پاسخ منطقی در مقابل اين درخواست، ارائه ی معجزه است. حال اگر ايمان نياورند دليلی برای مجازات آنان بدست می آيد. بعلاوه چنانچه قبل اشاره كرديم معجزه تنها راه اثبات نبوت است. و اگر فردی ادعای پيامبری كند و معجزه نداشته باشد انسان عاقل نبايد پيامبری او را بپذيرد. اگر قرآن از خدا بود خدا اين موضوع منطقی ساده را می فهميد و اينقدر از آوردن معجزه طفره نمی رفت. بنابراين قرآن ساختهی محمد است و هيچ انسانی از جمله محمد قادر به ايجاد معجزه نيست. بنابراين طبيعی است كه در مقابل درخواست معجزهی مردم مرتبا طفره برود.
🚫فاجعه بارتر از آيه ی فوق، آيه ی بعد از آنست. دقت كنيد:
➖وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿۱۱۰ انعام﴾
ترجمه: و دلها و ديدگانشان را وارونه مي كنيم [در نتيجه به آيات ما ايمان نمیآورند] چنانكه نخستين بار به آن ايمان نياوردند و آنان را رها مىكنيم تا در طغيانشان سرگردان بمانند (110)
💠👆🏼مفهوم اين آيه اينست كه اگر هم معجزه بياوريم ما قدرت فهم و فكر را از آنان می گيريم تا نتوانند ايمان بياورند همانطور كه در اولين بار (قبل از معجزه) ايمان نياوردند
🎯 در چندین ایه دیگر نیز محمد به همین روش ها از معجزه اوردن طفره رفته است و همین طفره رفتن محمد از آوردن معجزه دليل واضحی بر پيامبر نبودن اوست
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➌】
⛔️عدم ارائه معجزه
🔹در پست قبل چند ایه ذکر کردیم که محمد از اوردن معجزه طفره رفته است در ایات دیگری نیز این طفره رفتن ادامه داشته است
➖فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَى أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَى مِنْ قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ ﴿۴۸ قصص﴾
ترجمه: پس چون حق (قرآن) از جانب ما برايشان آمد گفتند چرا نظير آنچه به موسى داده شد به او داده نشده است آيا به آنچه قبلا به موسى داده شد كفر نورزيدند گفتند دو ساحرند (موسي و هارون) كه با هم ساختهاند و گفتند ما همه را منكريم (48)
🚫تناقضی اشکار در این ایه هست🚫
💠👆🏼مفهوم آيه اين است كه چون ما برای موسی معجزه فرستاديم و مردم آنزمان ايمان نياوردند برای شما هم نمی فرستيم.
اول:🔹 اين آيه با چندين آيه ی ديگر قرآن در تضاد است. چون در آيهی 4شعراء (كه در پست های قبل آمد) تاثير معجزه پذيرفته شده است و در خود قرآن هم در آيات 120اعراف، 46 شعراء و 70طه آمده است كه ساحران در مقابل معجزه ی موسی (اژدها) ايمان آوردند و در آيهی 28 غافر آمده كه مردی از آل فرعون ايمان آورده و در آيه ی 11تحريم آمده است كه همسر فرعون نيز ايمان آورده و همچنين بنی اسرائيل نيز به موسی ايمان آوردند. بنابر اين معجزه در قبول پيامبران اثر داشته است و با اين بهانه نمی توان از مردم انتظار داشت كه بدون معجزه، محمد را بعنوان پيامبر قبول كنند.
دوما:🔹 چگونه مي توان مردم 1600 سال بعد از موسی (مردم زمان پيامبر) را به گناه مردم زمان موسی ازمعجزه محروم كرد. ❓آيا اين مردم نمی توانند در مقابل خدا حجت بياورند كه اگر برای ما معجزه آورده بودی ايمان می آورديم؟ و اصلا راهی به غير از معجزه برای قبول پيامبر وجود ندارد
🌀همچنين در آيه 109انعام در مقابل در خواست معجزه توسط مردم، جواب نامعقولی داده است:
➖وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِنْدَ اللَّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۱۰۹ انعام﴾
ترجمه: و با سختترين سوگندهايشان به خدا سوگند خوردند كه اگر معجزهاى براى آنان بيايد حتما بدان ايمان می آورند بگو معجزات تنها در نزد خداست و شما چه میدانيد كه اگر [معجزه هم] بيايد باز ايمان نمیآورند (109)
❌👆🏼اين آيه دو اشكال اساسی دارد.
اول 🔹با خود قرآن در تضاد است چون همانطور كه در ذير آيهی قبل اشاره كرديم؛ قرآن تاثير معجزه در ايمان آوردن را قبول دارد.ولی در اين آيه ی گويد تاثير ندارد.
دوم🔹: وقتب برای مردم معجزه آورده نشود مجازات آنان در قيامت ظالمانه است. مردم قسم می خورند كه اگر معجزه بياوری ما ايمان می آوريم. پاسخ منطقی در مقابل اين درخواست، ارائه ی معجزه است. حال اگر ايمان نياورند دليلی برای مجازات آنان بدست می آيد. بعلاوه چنانچه قبل اشاره كرديم معجزه تنها راه اثبات نبوت است. و اگر فردی ادعای پيامبری كند و معجزه نداشته باشد انسان عاقل نبايد پيامبری او را بپذيرد. اگر قرآن از خدا بود خدا اين موضوع منطقی ساده را می فهميد و اينقدر از آوردن معجزه طفره نمی رفت. بنابراين قرآن ساختهی محمد است و هيچ انسانی از جمله محمد قادر به ايجاد معجزه نيست. بنابراين طبيعی است كه در مقابل درخواست معجزهی مردم مرتبا طفره برود.
🚫فاجعه بارتر از آيه ی فوق، آيه ی بعد از آنست. دقت كنيد:
➖وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿۱۱۰ انعام﴾
ترجمه: و دلها و ديدگانشان را وارونه مي كنيم [در نتيجه به آيات ما ايمان نمیآورند] چنانكه نخستين بار به آن ايمان نياوردند و آنان را رها مىكنيم تا در طغيانشان سرگردان بمانند (110)
💠👆🏼مفهوم اين آيه اينست كه اگر هم معجزه بياوريم ما قدرت فهم و فكر را از آنان می گيريم تا نتوانند ايمان بياورند همانطور كه در اولين بار (قبل از معجزه) ايمان نياوردند
🎯 در چندین ایه دیگر نیز محمد به همین روش ها از معجزه اوردن طفره رفته است و همین طفره رفتن محمد از آوردن معجزه دليل واضحی بر پيامبر نبودن اوست
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
👍22❤7😁2👎1
کانال «دروغها و خرافات اسلام» دوم آذر ۹۴ تأسیس، و امروز0️⃣ 1️⃣ ساله شد! یک دهه فعالیت شبانهروزی و بیوقفه با مساعدت و همکاری صدها ادمین و عضو ویژه، با مسئولیتی سنگین و خطرناک اما بیمزد و چشمداشت، حاصلش شد هزاران ذهنی که امروز روشناند به نور عقلانیت و وجدان و آرامش و شادی در عالمی سکولار و مستقل از دین
شکی نیست ما با یک کسر بسیار بسیار ناچیز از هزینههایی که از جیب شما فقط صرف اسلامیکردن علوم انسانی و تجربی شد، و در نهایت چنانکه معلوم بود، شکستی مفتضحانه خورد، میتوانستیم تأثیراتی بسی وسیعتر و عمیقتر در این یک دهه داشته باشیم، و آنچه تاکنون دیدید فقط نتیجه تلاش کسانی بود که با دست خالی، بدون کوچکترین دستمزد و با وجود ترسها و تهدیدها و محدودیتهای فراوان، با حسن نیت به شما تقدیم کردند
این مجموعه در این یک دهه برای موافق تا مخالف نقش دانشگاهی را ایفاء کرده که فارغالتحصیلان فراوانی تحویل داده و هنوز هم دانشجویان بسیاری دارد. خیلیها که در مسیر این مجموعه کوشیدند، امروز نیستند اما حاصل تلاشهای آنها هنوز اینجاست. در این ۱۰ سال بسیاری از کانالها و گروههایی که ظهور کردند و خیلی از آنها منشعب از همینجا بودند، تعطیل شدند اما ISLIE مانده و این نوید را میدهد که خواهم ماند✌️
شکی نیست ما با یک کسر بسیار بسیار ناچیز از هزینههایی که از جیب شما فقط صرف اسلامیکردن علوم انسانی و تجربی شد، و در نهایت چنانکه معلوم بود، شکستی مفتضحانه خورد، میتوانستیم تأثیراتی بسی وسیعتر و عمیقتر در این یک دهه داشته باشیم، و آنچه تاکنون دیدید فقط نتیجه تلاش کسانی بود که با دست خالی، بدون کوچکترین دستمزد و با وجود ترسها و تهدیدها و محدودیتهای فراوان، با حسن نیت به شما تقدیم کردند
این مجموعه در این یک دهه برای موافق تا مخالف نقش دانشگاهی را ایفاء کرده که فارغالتحصیلان فراوانی تحویل داده و هنوز هم دانشجویان بسیاری دارد. خیلیها که در مسیر این مجموعه کوشیدند، امروز نیستند اما حاصل تلاشهای آنها هنوز اینجاست. در این ۱۰ سال بسیاری از کانالها و گروههایی که ظهور کردند و خیلی از آنها منشعب از همینجا بودند، تعطیل شدند اما ISLIE مانده و این نوید را میدهد که خواهم ماند✌️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤45👍16👏4😍4
🔴 تزویر و دریوزگی اسلامی در یک قاب!
کانال اسلامگرای شیعی برای تبلیغ اسلام دست به دامن پسر زیدان شده و با افتخار از حج عمره گذاشتن وی میگوید!
حال آنکه در زندگی شخصی پسر زیدان، اسلام اندازه پوست خیار هم ارزش ندارد (تصویر سمت راست) و حج رفتن او نشانگر تزویر او در مسائل اعتقادیست.
بگذریم از اینکه پدرش هم اصرار داشت او را یزید صدا بزنند! به عبارتی این پدر و پسر سنی مذهب بوده و طبق اعتقاد اصیل شیعی، به علت انکار امامت منصوص، کافر محسوب میشوند!
مقاله تکفیر سنیمذهبان در اعتقاد شیعه را از اینجا بخوانید
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
کانال اسلامگرای شیعی برای تبلیغ اسلام دست به دامن پسر زیدان شده و با افتخار از حج عمره گذاشتن وی میگوید!
حال آنکه در زندگی شخصی پسر زیدان، اسلام اندازه پوست خیار هم ارزش ندارد (تصویر سمت راست) و حج رفتن او نشانگر تزویر او در مسائل اعتقادیست.
بگذریم از اینکه پدرش هم اصرار داشت او را یزید صدا بزنند! به عبارتی این پدر و پسر سنی مذهب بوده و طبق اعتقاد اصیل شیعی، به علت انکار امامت منصوص، کافر محسوب میشوند!
مقاله تکفیر سنیمذهبان در اعتقاد شیعه را از اینجا بخوانید
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
👍28❤4
🔴 امام حسن عسکری: هرکس مرا به امامت قبول ندارد بر او رحم نکنید و حتی به عیادتشان هم نروید!
متن کامل حدیث:
مقایسه کنید با دروغهای شاخدار مبلغان اسلام در باب مظلومیت و معصومیت امامانشان!
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
متن کامل حدیث:
و ديگر روايت كرده شده از احمد بن محمد بن مطهر گفت نوشتند بعضى از اصحاب ما از اهل جبل بهآن حضرت (حسن عسکری) و سؤال كردند از آن كسان كه توقف دارند بر امامت ابى الحسن موسى (امام هادی) كه تولا كنيم با ايشان يا تبرا كنيم از ايشان نوشت بوى كه ترحم مكن بر عمت كه حق تعالى ترحم نخواهد فرمود بر عم تو، و تبرا كن از او كه خداى تعالى ازو بريست، پس تولا مكن ايشان را و بعيادت بيماران ايشان مرو، و بر جنازۀ ايشان حاضر مشو، و نماز بر مردهاى ايشان مگذار هرگز. كسى كه انكار كند امامى را از قبل خداى تعالى باشد يا خواهد امامى را كه نباشد از قبل خداى تعالى، هست مثل آن جماعتى كه خداى تعالى را سه ميدانند، بدرستى كه منكر امر آخر ما همان منكر امر اول ماست و زايد در باب ما همچو ناقص منكر امر ماست، وسايل نميدانست كه عم او از ايشانست پس اعلام فرمود او را📚منبع: کشف الغمة - ترجمه زواره ای - جلد ۳ - صفحه ۳۱۲
مقایسه کنید با دروغهای شاخدار مبلغان اسلام در باب مظلومیت و معصومیت امامانشان!
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
😡19👍6❤1🤔1
روش های هدایت در قران
🖊بخش 【➍】
⛔️عدم ارائه معجزه
💠شق القمر
🔰ادعا شده است كه شق القمر يک معجزهی محمد در مكه است كه در قرآن آمده است:
➖اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ ﴿۱﴾وَإِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ ﴿۲ قمر﴾
ترجمه: نزديك شد قيامت و ماه شكافت(1) و هر گاه نشانهاى ببينند روى بگردانند و گويند سحرى دايم است (2)
📜رواياتی هم در تأييد آن وارد شده است از جمله:
- عن عبد الله بن مسعود قال انشق القمر على عهد رسول الله فلقتين فستر الجبل فلقه وكانت فلقة فوق الجبل فقال رسول الله اللهم أشهد (صحيح مسلم ج4)
ترجمه: از عبد الله بن مسعود نقل شده كه ماه در زمان رسول الله به دو نيمه شكافته شد پس نيمی از آن را كوه پوشاندو رسول الله گفت خدايا شاهد باش.
❌اما بدلایل متعددی اين ادعا درست نيست:❌
اول1⃣: اقتربت الساعه در مورد قيامت (الساعه) است و مفهوم آيه اينست كه در هنگام نزديك شدن قيامت ماه شكافته مي شود. بسيار غيرمعقول است كه دو كلمه ی اين آيه در مورد قيامت و دو كلمه ي بعدی در مورد چيز ديگری باشد.
دوم2⃣: انشق القمر بطور واضح بر معجزه دلالت ندارد برعكس معجزه هایی كه در قرآن به موسی و عيسی نسبتداده شده است كامل صريحند ولی اگر حديث مذكور نبود اولين معنی كه از اين آيه به ذهن می آيد قيامت است.
سوم3⃣: اگر انشق القمر معجزه باشد در تناقض صريح با بقيهی آيات زيادی است كه بعضی را مطرح كرديم و همگی نافی معجزه براي محمد بودند، مخصوصا ایه زیر👇🏽
➖وَمَا مَنَعَنَا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ﴿۵۹ اسرا﴾
ترجمه: و [چيزى] ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اينكه پيشينيان آنها را به دروغ گرفتند (59)
🔹👆🏼اين آيه تصريح دارد كه خدا قصد دادن معجزه به محمد را نداشته است بنابراين با قبول شق القمر بعنوان معجزه در حقيقت مجبور به قبول تناقض در قرآن مي شويم.
چهارم4⃣: اگر محمد شق القمر كرده بود در زمانهای بعدی مجبور نبود در جواب معجزه خواستن مردم طفره برود بلكه با صراحت و افتخار می گفت كه من شق القمر كردم و اين تعداد افراد هم به آن شهادتت می دهند. اما محمد در هيچ جای قرآن و در هيچ حديثی (از خودش) به ان اشاره نكرده است.
پنجم5⃣: منشأ روايات شق القمر عبد الله بن مسعود است و راويان ديگر يعنی ابن عباس و انس بن مالك در آن زمان يا متولد نشده بودند يا كودك بوده اند. به تعبير ديگر اگر چنين معجزه ای به اين بزرگی اتفاق افتاده بود بايد حداقل اهالی مكه آنرا ببينند و همه بر آن شهادت دهند نه اينكه منشأ آن يك نفر باشد.
ششم6⃣: اگر چنين معجزه ای رخ داده بود بايد مردم شهرهای ديگر عربستان و كشورهای مجاور مثل ايران و روم هم ديده باشند ولب هيچ گزارش تاريخی در هيچ كجای ديگر جهان و حتی از شهرهای مجاور مثل مدينه هم در تاييد شق القمر وجود ندارد.
هفتم7⃣: بفرض كه چنين چيزی اتفاق افتاده باشد؛ در روايت فوق مطرح شده است كه نيمی از ماه در پشت كوه پنهان شده بود. كه نشان می دهد كه افرادی كه شاهد صحنه بوده اند در موقعيتی قرار گرفته بودند كه نيمی از ماه پيدا و نيمی از ماه در پشت كوه پنهان شده بوده است و گمان كرده بودند كه ماه دو نيمه شده است. هم صحابه اشتياق قبول داشته اند و هم محمد انگيزهی قبولاندن داشته است، در نتيجه پنهان شدن بخشی از ماه را بعنوان شق القمر قلمداد كرده اند
❇️جالب است بدانيد كه آيهی شق القمر در شعر عاشقانه ی امرؤالقيس از شعرای قبل از محمد آمده است و به احتمال قوي محمد آنرا از وی قرض گرفته است:
📜اقتربت الساعة وانشق القمر (زمان نزديك شد و ماه شكافته شد)
عن غزال صاد قلبي ونفر (از غزالي كه قلبم را شكار كرد و روي بگردانيد)
و در انتهای آن می گويد:
قلت اذ شق العذار خده (وقتی موی او رخسار او را شكافت، گفتم)
دنت الساعه و انشق القمر (زمان نزديك شد و ماه شكافت)
📚فيض الغدير 2/187
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➍】
⛔️عدم ارائه معجزه
💠شق القمر
🔰ادعا شده است كه شق القمر يک معجزهی محمد در مكه است كه در قرآن آمده است:
➖اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ ﴿۱﴾وَإِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ ﴿۲ قمر﴾
ترجمه: نزديك شد قيامت و ماه شكافت(1) و هر گاه نشانهاى ببينند روى بگردانند و گويند سحرى دايم است (2)
📜رواياتی هم در تأييد آن وارد شده است از جمله:
- عن عبد الله بن مسعود قال انشق القمر على عهد رسول الله فلقتين فستر الجبل فلقه وكانت فلقة فوق الجبل فقال رسول الله اللهم أشهد (صحيح مسلم ج4)
ترجمه: از عبد الله بن مسعود نقل شده كه ماه در زمان رسول الله به دو نيمه شكافته شد پس نيمی از آن را كوه پوشاندو رسول الله گفت خدايا شاهد باش.
❌اما بدلایل متعددی اين ادعا درست نيست:❌
اول1⃣: اقتربت الساعه در مورد قيامت (الساعه) است و مفهوم آيه اينست كه در هنگام نزديك شدن قيامت ماه شكافته مي شود. بسيار غيرمعقول است كه دو كلمه ی اين آيه در مورد قيامت و دو كلمه ي بعدی در مورد چيز ديگری باشد.
دوم2⃣: انشق القمر بطور واضح بر معجزه دلالت ندارد برعكس معجزه هایی كه در قرآن به موسی و عيسی نسبتداده شده است كامل صريحند ولی اگر حديث مذكور نبود اولين معنی كه از اين آيه به ذهن می آيد قيامت است.
سوم3⃣: اگر انشق القمر معجزه باشد در تناقض صريح با بقيهی آيات زيادی است كه بعضی را مطرح كرديم و همگی نافی معجزه براي محمد بودند، مخصوصا ایه زیر👇🏽
➖وَمَا مَنَعَنَا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ﴿۵۹ اسرا﴾
ترجمه: و [چيزى] ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اينكه پيشينيان آنها را به دروغ گرفتند (59)
🔹👆🏼اين آيه تصريح دارد كه خدا قصد دادن معجزه به محمد را نداشته است بنابراين با قبول شق القمر بعنوان معجزه در حقيقت مجبور به قبول تناقض در قرآن مي شويم.
چهارم4⃣: اگر محمد شق القمر كرده بود در زمانهای بعدی مجبور نبود در جواب معجزه خواستن مردم طفره برود بلكه با صراحت و افتخار می گفت كه من شق القمر كردم و اين تعداد افراد هم به آن شهادتت می دهند. اما محمد در هيچ جای قرآن و در هيچ حديثی (از خودش) به ان اشاره نكرده است.
پنجم5⃣: منشأ روايات شق القمر عبد الله بن مسعود است و راويان ديگر يعنی ابن عباس و انس بن مالك در آن زمان يا متولد نشده بودند يا كودك بوده اند. به تعبير ديگر اگر چنين معجزه ای به اين بزرگی اتفاق افتاده بود بايد حداقل اهالی مكه آنرا ببينند و همه بر آن شهادت دهند نه اينكه منشأ آن يك نفر باشد.
ششم6⃣: اگر چنين معجزه ای رخ داده بود بايد مردم شهرهای ديگر عربستان و كشورهای مجاور مثل ايران و روم هم ديده باشند ولب هيچ گزارش تاريخی در هيچ كجای ديگر جهان و حتی از شهرهای مجاور مثل مدينه هم در تاييد شق القمر وجود ندارد.
هفتم7⃣: بفرض كه چنين چيزی اتفاق افتاده باشد؛ در روايت فوق مطرح شده است كه نيمی از ماه در پشت كوه پنهان شده بود. كه نشان می دهد كه افرادی كه شاهد صحنه بوده اند در موقعيتی قرار گرفته بودند كه نيمی از ماه پيدا و نيمی از ماه در پشت كوه پنهان شده بوده است و گمان كرده بودند كه ماه دو نيمه شده است. هم صحابه اشتياق قبول داشته اند و هم محمد انگيزهی قبولاندن داشته است، در نتيجه پنهان شدن بخشی از ماه را بعنوان شق القمر قلمداد كرده اند
❇️جالب است بدانيد كه آيهی شق القمر در شعر عاشقانه ی امرؤالقيس از شعرای قبل از محمد آمده است و به احتمال قوي محمد آنرا از وی قرض گرفته است:
📜اقتربت الساعة وانشق القمر (زمان نزديك شد و ماه شكافته شد)
عن غزال صاد قلبي ونفر (از غزالي كه قلبم را شكار كرد و روي بگردانيد)
و در انتهای آن می گويد:
قلت اذ شق العذار خده (وقتی موی او رخسار او را شكافت، گفتم)
دنت الساعه و انشق القمر (زمان نزديك شد و ماه شكافت)
📚فيض الغدير 2/187
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
👏19❤12👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تیغِ جراحی بر روی سنت؛ کالبدشکافی علمی و تکاملی ختنه
شاید هیچ عمل جراحی در تاریخ بشر به اندازه "ختنه" با مذهب، هویت و جنجال گره نخورده باشد. در سنتهای سامی (یهودیت و اسلام)، این عمل نشانهای از "عهد با خدا" یا "سنت پیامبر" است. اما در قرن ۲۱، ما باید از دریچه ساینس و روانشناسی تکاملی به این موضوع نگاه کنیم، نه از دریچه ترس و خرافات.
۱. علم پزشکی چه میگوید؟ (واقعیت در برابر افسانه)
بسیاری از مخالفان ختنه آن را "نقص عضو" مینامند و بسیاری از متعصبین آن را "تطهیر". علم اما بیطرف است.
طبق گزارشهای آکادمی اطفال آمریکا (AAP) و سازمان بهداشت جهانی (WHO):
• سپر دفاعی: ختنه به طور اثبات شدهای خطر انتقال HIV (ایدز) از زن به مرد را تا ۶۰٪ کاهش میدهد. دلیل آن حذف سلولهای دندریتیک در پوست ختنهگاه است که دروازه ورود ویروس هستند.
• عفونتها: نوزادان پسر ختنه نشده بیشتر در معرض عفونتهای ادراری (UTI) و مشکلات کلیوی ناشی از آن هستند.
• افسانه لذت: بر اساس سیستماتیک ریویوها (Systematic Reviews)، ختنه تاثیر منفی معناداری بر اختلال نعوظ یا رسیدن به ارگاسم ندارد. اگرچه حساسیت سطحی تغییر میکند، اما "لذت جنسی" فرآیندی مغزی-روانی است که آسیب نمیبیند.
۲. روانشناسی و تروما: آیا کودک ضربه میخورد؟
روانشناسی مدرن تاکید دارد که "درد" برای نوزاد واقعی است. دورانی که فکر میکردند "نوزاد چیزی نمیفهمد" تمام شده است.
• اگر ختنه بدون بیحسی موثر انجام شود، میتواند سیستم عصبی نوزاد را نسبت به درد حساس کند.
• اما اگر (طبق استاندارد پزشکی امروز) با بیحسی موضعی و در نوزادی انجام شود، هیچ "خاطره خودآگاه" یا "ترومای روانی" (PTSD) در آینده ایجاد نخواهد کرد. خطر روانی زمانی است که این عمل در سنین ۳ تا ۶ سالگی (سنین حساس شناخت جنسیتی) و با زور انجام شود.
اما انجمن پزشکی سلطنتی هلند (KNMG) صریحاً میگوید که ختنهٔ غیر درمانیِ پسران زیر سن رضایت، یک مداخلهٔ بدنی غیرضروری است و تا حد ممکن باید به تعویق بیفتد.
۳. ریشههای تکاملی: چرا ختنه میکنیم؟ (هراری و داوکینز)
چرا باید بخشی از بدن سالم بریده شود؟ پاسخ را باید در کتابهایی مثل "انسان خردمند" (Sapiens) و "ژن خودخواه" (The Selfish Gene) جستجو کرد:
• نشانگذاری قبیله (Tribal Marker): یووال نوح هراری توضیح میدهد که انسانها در گروههای بزرگ نیاز به "اسطورههای مشترک" دارند. ختنه یک Costly Signaling (سیگنال پرهزینه) است. والدین با اهدای تکهای از بدن فرزندشان، به قبیله ثابت میکنند که "ما یکی از شماییم". این کار خروج فرد از دین را در بزرگسالی سخت میکند؛ چون مهر مذهب روی بدن او حک شده است.
• میمهای فرهنگی (Memes): ریچارد داوکینز معتقد است که این رسم یک "واحد فرهنگی تکثیر شونده" است. در دوران باستان و در مناطق گرم و خشک خاورمیانه که آب کم بود، شاید ختنه راهکاری برای جلوگیری از عفونت (Phimosis) بود. اما دین این "راهکار بهداشتی" را به یک "فرمان مقدس" تبدیل کرد تا بقای آن را تضمین کند.
ما دیگر نیازی نداریم برای راضی کردن خدایان یا ترس از نفرین، بدنمان را تغییر دهیم. اما دادههای علمی نشان میدهد که این عمل (اگر درست انجام شود) منافع پزشکی (Prophylactic benefits) دارد.
اگر ختنه را انتخاب میکنید، این کار را به عنوان یک "اقدام پیشگیرانه پزشکی" انجام دهید، نه یک "فریضه دینی".
اجازه ندهید خرافات بر سلامت روان کودک سایه بیندازد.
منابع:
American Academy of Pediatrics. Circumcision Policy Statement. Pediatrics 2012.
• Moses S. et al. Male circumcision: assessment of health benefits and risks. Int J STD AIDS 1998.
• WHO & UNAIDS. Voluntary medical male circumcision for HIV prevention.
• Friedman B. Pros and cons of circumcision: an evidence-based overview. 2016.
• Iacob S. et al. Systematic review of complications arising from male circumcision. 2022.
• Morris B.J. et al. Critical evaluation of contrasting evidence on whether male circumcision has adverse psychological effects: A systematic review. J Evid Based Med 2022.
• Bañuelos Marco B. Circumcision in childhood and male sexual function. Int J Impotence Res 2021.
• KNMG (Royal Dutch Medical Association). Non-therapeutic circumcision of male minors – viewpoint. 2010.
@ISLIE
شاید هیچ عمل جراحی در تاریخ بشر به اندازه "ختنه" با مذهب، هویت و جنجال گره نخورده باشد. در سنتهای سامی (یهودیت و اسلام)، این عمل نشانهای از "عهد با خدا" یا "سنت پیامبر" است. اما در قرن ۲۱، ما باید از دریچه ساینس و روانشناسی تکاملی به این موضوع نگاه کنیم، نه از دریچه ترس و خرافات.
۱. علم پزشکی چه میگوید؟ (واقعیت در برابر افسانه)
بسیاری از مخالفان ختنه آن را "نقص عضو" مینامند و بسیاری از متعصبین آن را "تطهیر". علم اما بیطرف است.
طبق گزارشهای آکادمی اطفال آمریکا (AAP) و سازمان بهداشت جهانی (WHO):
• سپر دفاعی: ختنه به طور اثبات شدهای خطر انتقال HIV (ایدز) از زن به مرد را تا ۶۰٪ کاهش میدهد. دلیل آن حذف سلولهای دندریتیک در پوست ختنهگاه است که دروازه ورود ویروس هستند.
• عفونتها: نوزادان پسر ختنه نشده بیشتر در معرض عفونتهای ادراری (UTI) و مشکلات کلیوی ناشی از آن هستند.
• افسانه لذت: بر اساس سیستماتیک ریویوها (Systematic Reviews)، ختنه تاثیر منفی معناداری بر اختلال نعوظ یا رسیدن به ارگاسم ندارد. اگرچه حساسیت سطحی تغییر میکند، اما "لذت جنسی" فرآیندی مغزی-روانی است که آسیب نمیبیند.
۲. روانشناسی و تروما: آیا کودک ضربه میخورد؟
روانشناسی مدرن تاکید دارد که "درد" برای نوزاد واقعی است. دورانی که فکر میکردند "نوزاد چیزی نمیفهمد" تمام شده است.
• اگر ختنه بدون بیحسی موثر انجام شود، میتواند سیستم عصبی نوزاد را نسبت به درد حساس کند.
• اما اگر (طبق استاندارد پزشکی امروز) با بیحسی موضعی و در نوزادی انجام شود، هیچ "خاطره خودآگاه" یا "ترومای روانی" (PTSD) در آینده ایجاد نخواهد کرد. خطر روانی زمانی است که این عمل در سنین ۳ تا ۶ سالگی (سنین حساس شناخت جنسیتی) و با زور انجام شود.
اما انجمن پزشکی سلطنتی هلند (KNMG) صریحاً میگوید که ختنهٔ غیر درمانیِ پسران زیر سن رضایت، یک مداخلهٔ بدنی غیرضروری است و تا حد ممکن باید به تعویق بیفتد.
۳. ریشههای تکاملی: چرا ختنه میکنیم؟ (هراری و داوکینز)
چرا باید بخشی از بدن سالم بریده شود؟ پاسخ را باید در کتابهایی مثل "انسان خردمند" (Sapiens) و "ژن خودخواه" (The Selfish Gene) جستجو کرد:
• نشانگذاری قبیله (Tribal Marker): یووال نوح هراری توضیح میدهد که انسانها در گروههای بزرگ نیاز به "اسطورههای مشترک" دارند. ختنه یک Costly Signaling (سیگنال پرهزینه) است. والدین با اهدای تکهای از بدن فرزندشان، به قبیله ثابت میکنند که "ما یکی از شماییم". این کار خروج فرد از دین را در بزرگسالی سخت میکند؛ چون مهر مذهب روی بدن او حک شده است.
• میمهای فرهنگی (Memes): ریچارد داوکینز معتقد است که این رسم یک "واحد فرهنگی تکثیر شونده" است. در دوران باستان و در مناطق گرم و خشک خاورمیانه که آب کم بود، شاید ختنه راهکاری برای جلوگیری از عفونت (Phimosis) بود. اما دین این "راهکار بهداشتی" را به یک "فرمان مقدس" تبدیل کرد تا بقای آن را تضمین کند.
ما دیگر نیازی نداریم برای راضی کردن خدایان یا ترس از نفرین، بدنمان را تغییر دهیم. اما دادههای علمی نشان میدهد که این عمل (اگر درست انجام شود) منافع پزشکی (Prophylactic benefits) دارد.
اگر ختنه را انتخاب میکنید، این کار را به عنوان یک "اقدام پیشگیرانه پزشکی" انجام دهید، نه یک "فریضه دینی".
اجازه ندهید خرافات بر سلامت روان کودک سایه بیندازد.
منابع:
American Academy of Pediatrics. Circumcision Policy Statement. Pediatrics 2012.
• Moses S. et al. Male circumcision: assessment of health benefits and risks. Int J STD AIDS 1998.
• WHO & UNAIDS. Voluntary medical male circumcision for HIV prevention.
• Friedman B. Pros and cons of circumcision: an evidence-based overview. 2016.
• Iacob S. et al. Systematic review of complications arising from male circumcision. 2022.
• Morris B.J. et al. Critical evaluation of contrasting evidence on whether male circumcision has adverse psychological effects: A systematic review. J Evid Based Med 2022.
• Bañuelos Marco B. Circumcision in childhood and male sexual function. Int J Impotence Res 2021.
• KNMG (Royal Dutch Medical Association). Non-therapeutic circumcision of male minors – viewpoint. 2010.
@ISLIE
👌17❤7👍2🕊2
🔘اسلام و شعر
تحلیل رابطه عشق-نفرت محمد با شاعران
نویسنده:آرش
#بخش_اول
💢قرآن به پیروان شاعران از باب تحقیر مینگرد:
آیا به تو بگویم، ای مردم، شیاطین بر چه کسانی نازل میشوند؟ آنها بر هر گناهکار دروغگو و تهمتزن نازل میشوند. کسانی که به شایعات گوش میدهند - و بیشتر آنها دروغگو هستند - و آن شاعرانی که پیروان گمراهان هستند. سوره الشعراء، آیات ۲۲۱-۲۲۴ (ترجمه فتحالله ملک)
اینجا، قرآن به شیاطین نازلشده در ارتباط با شعر اشاره میکند، با این تلویح که این موجودات شیطانی شعر را الهام میدهند. آیات فوق همچنین بیان میکنند که کسانی که نادرست هستند، گمراه شدهاند، آنهایی هستند که از اشخاصی که اشعار میسرایند پیروی میکنند. با توجه به این، آیا تعجبآور است که قرآن چنین دیدگاه منفی نسبت به شعر داشته باشد؟
در واقع، گزارش شده است که محمد اظهارات بسیار تندی درباره شعر کرده است:
از ابن عمر نقل شده:
پیامبر گفت: «بهتر است برای مردی که داخل بدنش را با چرک پر کند تا اینکه با شعر پر کند.» (صحیح بخاری، جلد ۸، کتاب ۷۳، شماره ۱۷۵ از ابی هریره نقل شده:
رسول خدا گفت: «بهتر است برای هر یک از شما که داخل بدنش را با چرکی پر کند که ممکن است بدنش را بخورد، تا اینکه با شعر پر شود.» (صحیح بخاری، جلد ۸، کتاب ۷۳، شماره ۱۷۶
او حتی برخی شاعران را که او را به وسیله شعر هجو کرده بودند، به قتل رساند.
مأموریت سلیم بن عمیری برای کشتن ابو عفک
ابو عفک از بنی (قبیله) عمرو بن عوف از قبیله عبیده بود.
هنگامی که رسول حارث بن سمیت را کشت، او نارضایتی خود را نشان داد و گفت:
مدتها زندگی کردم اما هرگز ندیدهام
مجمع یا جمعی از مردم
که به پیمان خود وفادارتر باشند
و به متحدان خود هنگامی که فراخوانده میشوند
از پسران قیله هنگامی که گرد هم آمدند،
مردانی که کوهها را سرنگون کردند و تسلیم نشدند.
سواری که به آنها رسید آنها را به دو نیم تقسیم کرد (با گفتن)
«حلال»، «حرام» انواع و اقسام چیزها.
اگر تو به جلال یا پادشاهی اعتقاد داشتی
از تبّع پیروی میکردی.
رسول گفت: «چه کسی این اوباش را برای من سر و سامان خواهد داد؟» که سلیم بن عمیری، برادر بنی عمرو بن عوف از «گریهکنندگان» جلو آمد و او را کشت. امامه بن مزینیه درباره آن گفت:
تو دین خدا و مرد احمد را تکذیب کردی!
به او که پدر تو بود، بد است پسری که تولید کرد!
یک حنیف به تو در شب ضربهای زد و گفت
«این را بگیر ابو عفک علیرغم سن و سالت!»
هرچند میدانستم که آیا انسان یا جن بود
که تو را در نیمه شب کشت (من چیزی نمیگویم)
(زندگی محمد، ترجمه سیره رسولالله ابن اسحاق، با مقدمه و یادداشتهای آلفرد گیوم [انتشارات آکسفورد دانشگاه، کراچی، چاپ دهم ۱۹۹۵]، صفحه ۶۷۵)
و:
مسلمانان ابو عفک و اسماء را میکشند
قبل از پیروزی بدر، مسلمانان از غیرمسلمانان مدینه میترسیدند، زیرا آنها هنوز خیلی ضعیف بودند تا بتوانند به هرگونه تجاوزی پاسخ دهند. اما وقتی از بدر پیروز بازگشتند، سلیم بن عمیری خود را موظف دانست که از شر ابو عفک، یکی از قبیله بنی عمرو بن عوف، خلاص شود. این شخص یک شاعر بود که اشعاری تمسخرآمیز درباره محمد و مسلمانان سروده بود و قبیله خود را بر ضد آنها تحریک میکرد. حتی پس از بدر، ابو عفک هنوز اشعار توهینآمیز میسرود و پخش میکرد. سلیم ابو عفک را در حالی که در خواب بود در حیاط خانه خود به کمین نشست و او را کشت. به همین ترتیب، اسماء، دختر مروان، از قبیله بنی امیه بن زید، اسلام و پیامبر را با تشویق احساسات بد علیه مسلمانان توهین میکرد. نبرد بدر باعث نشد که او تجدیدنظر کند. یک روز، عمیر بن عوف در حالی که او را در شب، در میان فرزندانش که یکی از آنها را شیر میداد، محاصره کرده بود به او حمله کرد. عمیر ضعیفالنظر بود و مجبور شد برای یافتن او دست بگرداند. پس از برداشتن بچه از قربانی، او را کشت. سپس به نزد پیامبر رفت و او را از کاری که کرده بود مطلع ساخت. وقتی بستگان او از تشییع جنازه بازگشتند، از او پرسیدند که آیا او را کشته است یا نه. «چرا که نه،» عمیر گفت، «اگر بخواهید میتوانید با من بجنگید. به کسی که بر جان من مسلط است، اگر شما انکار کنید که او اشعار توهینآمیز خود را سروده، من با شما خواهم جنگید تا اینکه یا شما یا من ساقط شویم.» شجاعت عمیر بود که باعث شد بنی ختمه، قبیله شوهر اسماء، به اسلام روی بیاورند. پس از مسلمان شدن اما از آزار دستپرستان خود میترسیدند، برخی از آنها مسلمانی خود را مخفی کرده بودند. از این پس، دیگر این کار را نکردند.
@islie
تحلیل رابطه عشق-نفرت محمد با شاعران
نویسنده:آرش
#بخش_اول
💢قرآن به پیروان شاعران از باب تحقیر مینگرد:
آیا به تو بگویم، ای مردم، شیاطین بر چه کسانی نازل میشوند؟ آنها بر هر گناهکار دروغگو و تهمتزن نازل میشوند. کسانی که به شایعات گوش میدهند - و بیشتر آنها دروغگو هستند - و آن شاعرانی که پیروان گمراهان هستند. سوره الشعراء، آیات ۲۲۱-۲۲۴ (ترجمه فتحالله ملک)
اینجا، قرآن به شیاطین نازلشده در ارتباط با شعر اشاره میکند، با این تلویح که این موجودات شیطانی شعر را الهام میدهند. آیات فوق همچنین بیان میکنند که کسانی که نادرست هستند، گمراه شدهاند، آنهایی هستند که از اشخاصی که اشعار میسرایند پیروی میکنند. با توجه به این، آیا تعجبآور است که قرآن چنین دیدگاه منفی نسبت به شعر داشته باشد؟
در واقع، گزارش شده است که محمد اظهارات بسیار تندی درباره شعر کرده است:
از ابن عمر نقل شده:
پیامبر گفت: «بهتر است برای مردی که داخل بدنش را با چرک پر کند تا اینکه با شعر پر کند.» (صحیح بخاری، جلد ۸، کتاب ۷۳، شماره ۱۷۵ از ابی هریره نقل شده:
رسول خدا گفت: «بهتر است برای هر یک از شما که داخل بدنش را با چرکی پر کند که ممکن است بدنش را بخورد، تا اینکه با شعر پر شود.» (صحیح بخاری، جلد ۸، کتاب ۷۳، شماره ۱۷۶
او حتی برخی شاعران را که او را به وسیله شعر هجو کرده بودند، به قتل رساند.
مأموریت سلیم بن عمیری برای کشتن ابو عفک
ابو عفک از بنی (قبیله) عمرو بن عوف از قبیله عبیده بود.
هنگامی که رسول حارث بن سمیت را کشت، او نارضایتی خود را نشان داد و گفت:
مدتها زندگی کردم اما هرگز ندیدهام
مجمع یا جمعی از مردم
که به پیمان خود وفادارتر باشند
و به متحدان خود هنگامی که فراخوانده میشوند
از پسران قیله هنگامی که گرد هم آمدند،
مردانی که کوهها را سرنگون کردند و تسلیم نشدند.
سواری که به آنها رسید آنها را به دو نیم تقسیم کرد (با گفتن)
«حلال»، «حرام» انواع و اقسام چیزها.
اگر تو به جلال یا پادشاهی اعتقاد داشتی
از تبّع پیروی میکردی.
رسول گفت: «چه کسی این اوباش را برای من سر و سامان خواهد داد؟» که سلیم بن عمیری، برادر بنی عمرو بن عوف از «گریهکنندگان» جلو آمد و او را کشت. امامه بن مزینیه درباره آن گفت:
تو دین خدا و مرد احمد را تکذیب کردی!
به او که پدر تو بود، بد است پسری که تولید کرد!
یک حنیف به تو در شب ضربهای زد و گفت
«این را بگیر ابو عفک علیرغم سن و سالت!»
هرچند میدانستم که آیا انسان یا جن بود
که تو را در نیمه شب کشت (من چیزی نمیگویم)
(زندگی محمد، ترجمه سیره رسولالله ابن اسحاق، با مقدمه و یادداشتهای آلفرد گیوم [انتشارات آکسفورد دانشگاه، کراچی، چاپ دهم ۱۹۹۵]، صفحه ۶۷۵)
و:
مسلمانان ابو عفک و اسماء را میکشند
قبل از پیروزی بدر، مسلمانان از غیرمسلمانان مدینه میترسیدند، زیرا آنها هنوز خیلی ضعیف بودند تا بتوانند به هرگونه تجاوزی پاسخ دهند. اما وقتی از بدر پیروز بازگشتند، سلیم بن عمیری خود را موظف دانست که از شر ابو عفک، یکی از قبیله بنی عمرو بن عوف، خلاص شود. این شخص یک شاعر بود که اشعاری تمسخرآمیز درباره محمد و مسلمانان سروده بود و قبیله خود را بر ضد آنها تحریک میکرد. حتی پس از بدر، ابو عفک هنوز اشعار توهینآمیز میسرود و پخش میکرد. سلیم ابو عفک را در حالی که در خواب بود در حیاط خانه خود به کمین نشست و او را کشت. به همین ترتیب، اسماء، دختر مروان، از قبیله بنی امیه بن زید، اسلام و پیامبر را با تشویق احساسات بد علیه مسلمانان توهین میکرد. نبرد بدر باعث نشد که او تجدیدنظر کند. یک روز، عمیر بن عوف در حالی که او را در شب، در میان فرزندانش که یکی از آنها را شیر میداد، محاصره کرده بود به او حمله کرد. عمیر ضعیفالنظر بود و مجبور شد برای یافتن او دست بگرداند. پس از برداشتن بچه از قربانی، او را کشت. سپس به نزد پیامبر رفت و او را از کاری که کرده بود مطلع ساخت. وقتی بستگان او از تشییع جنازه بازگشتند، از او پرسیدند که آیا او را کشته است یا نه. «چرا که نه،» عمیر گفت، «اگر بخواهید میتوانید با من بجنگید. به کسی که بر جان من مسلط است، اگر شما انکار کنید که او اشعار توهینآمیز خود را سروده، من با شما خواهم جنگید تا اینکه یا شما یا من ساقط شویم.» شجاعت عمیر بود که باعث شد بنی ختمه، قبیله شوهر اسماء، به اسلام روی بیاورند. پس از مسلمان شدن اما از آزار دستپرستان خود میترسیدند، برخی از آنها مسلمانی خود را مخفی کرده بودند. از این پس، دیگر این کار را نکردند.
@islie
❤14👏4
روش های هدایت در قران
🖊بخش 【➎】
⛔️عدم ارائه معجزه
💠پيش بيني هایی كه تحقق نيافت
❌پيش بينی اينكه اكثر اعراب ايمان نمی آورند در سوره ی يس كه مكی است آمده است؛
➖لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أُنْذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ ﴿۶﴾لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۷ یس﴾
ترجمه: (قرآن نازل شده)تا قومى(اعراب) را كه پدرانشان بيم داده نشدند و در غفلت ماندند بيم دهى (6) آرى گفته [خدا] در باره بيشترشان محقق گرديده است در نتيجه آنها ايمان نخواهند آورد (7)
🔰اين آيات در مكه نازل شده و محمد می ديد كه اكثر اعراب مكه و اطراف مكه ايمان نياوردند و بهمين دليل از ايمان آوردن آنان نا اميد شده اين آيه را نازل كرد. در حاليكه در آخر عمر محمد اكثر اعراب شبه جزيره عربستان از جمله مكه ايمان آورده بودند و هنوز هم مسلمانند پس پيش بينی محمد در اين مورد غلط از آب در آمد و اين نيست مگر اينكه اين پيش بينی يك انسان (محمد) است نه خدا. محمد به تناسب آگاهی زمان حضورش در مكه اين پيش بينی را كرد اگر خدا بود كه وضعيت آينده را می دانست.
❎اشكال مهم ديگر اين آيه اينست كه گفته " تا قومى را كه پدرانشان بيم داده نشدند و در غفلت ماندند بيم دهى" يعنی قبل از محمد برای اعراب پيامبری نيامده است. در صورتيكه اين جمله با خود قرآن در تناقض است چون در قرآن آمده است كه هود و صالح و شعيب و اسماعيل پيامبرانی بوده اند كه برای اعراب آمده اند (📚الميزان ج 12)و در قرآن آمده است كه اسماعيل همراه پدرش ابراهيم خانهی كعبه را ساخت. براي گريز از اين اشكال، بعضی مفسرين گفته اند كه منظور از قوم در آيهی 6همه جهانيان است اما اين هم غلط است و هم اشكال را برطرف نمي كند. غلط است چون آيه گفته قومی (مفرد) نه اقوامی (جمع) قطعا اگر منظور همه ی اقوام زمين بود بايد بصورت جمع آورده می شد يعنی اقوام.
🔹❎ بعلاوه اشكال را برطرف نمی كند چون براي ديگر اقوام كرهی زمين نيز پيامبرانی قبل آمده بوده است مثل موسی و عيسی و زرتشت و پيامبران هندو و غيره. اين اشكال دوم هم مؤيد اينست كه اين آيات از محمد است نه از خدا. محمد در زمان گفتن اين آيات به پيامبران قبلی اعراب، كه خودش بعدا در قرآن آورده است، توجه نداشته است و اگر خدا بود توجه داشت.
🔺اشكال مذكور در آيهی زير نيز وجود دارد:👇🏽
➖هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ﴿۳ سجده﴾
ترجمه: اين قرآن حق است از جانب خدايت تا قومی را كه نذيری (بيم دهنده: پيامبر) قبل از تو برای آنان نيامده است انذار كنی
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➎】
⛔️عدم ارائه معجزه
💠پيش بيني هایی كه تحقق نيافت
❌پيش بينی اينكه اكثر اعراب ايمان نمی آورند در سوره ی يس كه مكی است آمده است؛
➖لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أُنْذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ ﴿۶﴾لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۷ یس﴾
ترجمه: (قرآن نازل شده)تا قومى(اعراب) را كه پدرانشان بيم داده نشدند و در غفلت ماندند بيم دهى (6) آرى گفته [خدا] در باره بيشترشان محقق گرديده است در نتيجه آنها ايمان نخواهند آورد (7)
🔰اين آيات در مكه نازل شده و محمد می ديد كه اكثر اعراب مكه و اطراف مكه ايمان نياوردند و بهمين دليل از ايمان آوردن آنان نا اميد شده اين آيه را نازل كرد. در حاليكه در آخر عمر محمد اكثر اعراب شبه جزيره عربستان از جمله مكه ايمان آورده بودند و هنوز هم مسلمانند پس پيش بينی محمد در اين مورد غلط از آب در آمد و اين نيست مگر اينكه اين پيش بينی يك انسان (محمد) است نه خدا. محمد به تناسب آگاهی زمان حضورش در مكه اين پيش بينی را كرد اگر خدا بود كه وضعيت آينده را می دانست.
❎اشكال مهم ديگر اين آيه اينست كه گفته " تا قومى را كه پدرانشان بيم داده نشدند و در غفلت ماندند بيم دهى" يعنی قبل از محمد برای اعراب پيامبری نيامده است. در صورتيكه اين جمله با خود قرآن در تناقض است چون در قرآن آمده است كه هود و صالح و شعيب و اسماعيل پيامبرانی بوده اند كه برای اعراب آمده اند (📚الميزان ج 12)و در قرآن آمده است كه اسماعيل همراه پدرش ابراهيم خانهی كعبه را ساخت. براي گريز از اين اشكال، بعضی مفسرين گفته اند كه منظور از قوم در آيهی 6همه جهانيان است اما اين هم غلط است و هم اشكال را برطرف نمي كند. غلط است چون آيه گفته قومی (مفرد) نه اقوامی (جمع) قطعا اگر منظور همه ی اقوام زمين بود بايد بصورت جمع آورده می شد يعنی اقوام.
🔹❎ بعلاوه اشكال را برطرف نمی كند چون براي ديگر اقوام كرهی زمين نيز پيامبرانی قبل آمده بوده است مثل موسی و عيسی و زرتشت و پيامبران هندو و غيره. اين اشكال دوم هم مؤيد اينست كه اين آيات از محمد است نه از خدا. محمد در زمان گفتن اين آيات به پيامبران قبلی اعراب، كه خودش بعدا در قرآن آورده است، توجه نداشته است و اگر خدا بود توجه داشت.
🔺اشكال مذكور در آيهی زير نيز وجود دارد:👇🏽
➖هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ﴿۳ سجده﴾
ترجمه: اين قرآن حق است از جانب خدايت تا قومی را كه نذيری (بيم دهنده: پيامبر) قبل از تو برای آنان نيامده است انذار كنی
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
❤6👍3
روش های هدایت در قران
🖊بخش 【➏】
🌀پيش بينی ايمان آوردن اهل كتاب، كه تحقق نيافت❌
➖الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿۵۲﴾وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ﴿۵۳ قصص﴾
ترجمه: كسانى كه قبل از آن كتاب [آسمانى] به ايشان دادهايم آنان به [قرآن] میگروند(52) و چون (قرآن) بر ايشان خوانده میشود میگويند بدان ايمان آورديم كه آن درست است [و] از طرف پروردگار ماست ما پيش از آن [هم] از تسليم شوندگان بوديم (53)
➖وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ فَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمِنْ هَؤُلَاءِ مَنْ يُؤْمِنُ بِهِ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الْكَافِرُونَ ﴿۴۷ عنکبوت﴾
ترجمه: و همچنين ما قرآن را بر تو نازل كرديم پس آنان كه بديشان كتاب دادهايم بدان ايمان میآورند و از ميان اينان (مشركان) كسانی اند كه به آن میگروند و جز كافران [كسى] آيات ما را انكار نمیكند (47)
🔰اين سوره ها مكی اند و محمد در مكه اميدوار بود كه با توجه به تشابهات فراوان بين تورات و قرآن، اهل كتاب به قرآن ايمان بياورند. اما اين پيش بينی وی تحقق نيافت و تنها افراد انگشت شماری از اهل كتاب مسلمان شدند و اين امر خشم محمد را بر عليه آنان برانگيخت تا در مدينه كمر به نابودی يهود بست.
✅ايمان نياوردن اهل كتاب به محمد، كاری معقول بود چون تشابه بين قرآن و تورات بسيار زياد است و قرآن برتری خاصی به تورات ندارد و تورات از نظم بهتری هم برخوردار است و طبيعی بود كه يهوديان گمان كنند كه محمد مطالب قرآن را از تورات گرفته باشد كه در آيات متعدد قرآن به اين نظر آنان اشاره شده است.
❎👈🏾اشكال ديگری كه در آيه (47عنكبوت) فوق وجود دارد اين است كه می گويد بعضی از مشركان مكه (هولء) ايمان می آورند كه اين پيشگوئی هم خلاف از آب در آمد و در زمان خود محمد همهی مشركان ايمان آوردند چه رسد در زمان عمر.
نتیجه🎯اين پيش بينی های خلاف واقع نشان می دهد كه آيات مزبور سخن خدا نيست بلكه سخن محمد است كه از آينده اطلاع نداشته و بر اساس اطلعات موجود در مكه پيش بينی كرده است. در مكه مشركان بشدت با محمد مخالفت می كردند، طبعا محمد پيش بينی می كرد كه بعضی از مشركان ايمان می آورند و از طرف ديگر بسياری عقائد اهل كتاب شبيه قرآن بود و محمد پيش بينی می كرد كه اهل كتاب ايمان می آورند. اينها اطلاعاتی بود كه محمد در مكه داشت و بر اساس آنها پيش بيني كرده ولی چون محمد از آينده اطلاع نداشت پيش بينی هايش غلط از آب در آمد.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➏】
🌀پيش بينی ايمان آوردن اهل كتاب، كه تحقق نيافت❌
➖الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿۵۲﴾وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ﴿۵۳ قصص﴾
ترجمه: كسانى كه قبل از آن كتاب [آسمانى] به ايشان دادهايم آنان به [قرآن] میگروند(52) و چون (قرآن) بر ايشان خوانده میشود میگويند بدان ايمان آورديم كه آن درست است [و] از طرف پروردگار ماست ما پيش از آن [هم] از تسليم شوندگان بوديم (53)
➖وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ فَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمِنْ هَؤُلَاءِ مَنْ يُؤْمِنُ بِهِ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الْكَافِرُونَ ﴿۴۷ عنکبوت﴾
ترجمه: و همچنين ما قرآن را بر تو نازل كرديم پس آنان كه بديشان كتاب دادهايم بدان ايمان میآورند و از ميان اينان (مشركان) كسانی اند كه به آن میگروند و جز كافران [كسى] آيات ما را انكار نمیكند (47)
🔰اين سوره ها مكی اند و محمد در مكه اميدوار بود كه با توجه به تشابهات فراوان بين تورات و قرآن، اهل كتاب به قرآن ايمان بياورند. اما اين پيش بينی وی تحقق نيافت و تنها افراد انگشت شماری از اهل كتاب مسلمان شدند و اين امر خشم محمد را بر عليه آنان برانگيخت تا در مدينه كمر به نابودی يهود بست.
✅ايمان نياوردن اهل كتاب به محمد، كاری معقول بود چون تشابه بين قرآن و تورات بسيار زياد است و قرآن برتری خاصی به تورات ندارد و تورات از نظم بهتری هم برخوردار است و طبيعی بود كه يهوديان گمان كنند كه محمد مطالب قرآن را از تورات گرفته باشد كه در آيات متعدد قرآن به اين نظر آنان اشاره شده است.
❎👈🏾اشكال ديگری كه در آيه (47عنكبوت) فوق وجود دارد اين است كه می گويد بعضی از مشركان مكه (هولء) ايمان می آورند كه اين پيشگوئی هم خلاف از آب در آمد و در زمان خود محمد همهی مشركان ايمان آوردند چه رسد در زمان عمر.
نتیجه🎯اين پيش بينی های خلاف واقع نشان می دهد كه آيات مزبور سخن خدا نيست بلكه سخن محمد است كه از آينده اطلاع نداشته و بر اساس اطلعات موجود در مكه پيش بينی كرده است. در مكه مشركان بشدت با محمد مخالفت می كردند، طبعا محمد پيش بينی می كرد كه بعضی از مشركان ايمان می آورند و از طرف ديگر بسياری عقائد اهل كتاب شبيه قرآن بود و محمد پيش بينی می كرد كه اهل كتاب ايمان می آورند. اينها اطلاعاتی بود كه محمد در مكه داشت و بر اساس آنها پيش بيني كرده ولی چون محمد از آينده اطلاع نداشت پيش بينی هايش غلط از آب در آمد.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
❤13👍3
🔴 امام باقر: هرکس امامت مرا قبول نداشته باشد خونش مباح است!
📚منبع: پرسشهای مردم و پاسخهای امام باقر علیه السلام - تألیف احمد قاضی زاهدی - مترجم محمدحسین رحیمیان - نشر عصر ظهور - ص ۲۵۸،۲۵۷
🔜 @ISLIE
ابن عقدة، عن محمّد بن الفضيل، وسعدان بن إسحاق وأحمد بن الحسين ومحمّد بن أحمد القطواني جميعاً، عن ابن محبوب، عن أبي أيّوب، عن محمّد بن مسلم، عن أبي جعفر عليه السلام قال: قلت له: أرأيت من جحد إماماً منكم ما حاله؟ قال: من جحد إماماً من اللّٰه وبرىء منه ومن دينه فهو كافر مرتدّ عن الإسلام، لأنّ الإمام من اللّٰه، ودينه دين اللّٰه، ومن برىء من دين اللّٰه فدمه مباح في تلك الحال إلّاأن يرجع أو يتوب إلى اللّٰه ممّا قال
ترجمه:
محمّد بن مسلم گويد: به امام باقر عرض كردم: به نظر شما اگر كسى امامى از شما خانواده را منكر شود حالش چگونه خواهد بود؟ حضرت فرمود: كسى كه امامى كه از جانب خدا تعيين شده است منكر شود و از او و دين او دورى جويد، او كافر و مرتدّ از اسلام است، زيرا امام از جانب خدا است، و دين او دين خدا است. و كسى كه از دين خدا دورى جويد در اين حال خونش مباح است مگر اين كه برگشته يا از عقيدۀ خود به سوى خدا توبه نمايد.
📚منبع: پرسشهای مردم و پاسخهای امام باقر علیه السلام - تألیف احمد قاضی زاهدی - مترجم محمدحسین رحیمیان - نشر عصر ظهور - ص ۲۵۸،۲۵۷
🔜 @ISLIE
👌26❤3👍3🕊1
روش های هدایت در قران
🖊بخش 【➐】
⛔️عدم ارائهی دلایل معتبر
🔰اگر قرآن كتاب خدا باشد انتظار می رود كه مطالبش را با دلایل معتبر ارائه كند، و حداقل مبانی اسلام مثل توحيد و نبوت و معاد را با دلایل متقن اثبات كند. اما حيرت انگيز است كه قرآن حتی يك دليل معتبر نيز برای اثبات مبانی اسلام نياورده است و دلایلی كه مطرح كرده است همه سطحی و غلطند. در چند پست اين دلایل را مورد ارزيابی قرار می دهيم.🔰
❎در مورد خدا شكی نيست؟
➖قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى﴿۱۰ ابراهیم﴾
ترجمه: پيامبرانشان گفتند مگر در باره خدا پديد آورنده آسمانها و زمين ترديدى هست او شما را دعوت میكند تا پارهاى از گناهانتان را بر شما ببخشايد و تا زمان معينى شما را مهلت دهد (10)
☑️در اين آيه ادعا شده كه اثبات خدا نيازی به دليل ندارد و در وجود خدا نيست شکی . اين ادعا غلط است وجود خدا هم مشكوك است و هم دليل می خواهد. ميلياردها انسانی كه در طول تاريخ يا كافر بوده اند و يا بت پرست بوده اند و يا به خدايان متعدد معتقد بودند نشان روشنی است بر اينكه اعتقاد به خدای واحد بديهی نيست. بعلاوه، بفرض اگر وجود خدا بديهی هم بود بازهم نياز به استدلال متقن داشت چون امروزه اثبات شده كه بسياری چيزهائی را كه ذهن انسان در مورد آنان شك ندارد، غلطند. مثل شما در رنگ اشياء ترديدی نداريد اما علم ثابت كرده كه رنگ ساختهی ذهن است و رنگی در خارج وجود ندارد. بنابراين هم وجود خدا و هم يكی بودن خدا نياز به استدلال دارد
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➐】
⛔️عدم ارائهی دلایل معتبر
🔰اگر قرآن كتاب خدا باشد انتظار می رود كه مطالبش را با دلایل معتبر ارائه كند، و حداقل مبانی اسلام مثل توحيد و نبوت و معاد را با دلایل متقن اثبات كند. اما حيرت انگيز است كه قرآن حتی يك دليل معتبر نيز برای اثبات مبانی اسلام نياورده است و دلایلی كه مطرح كرده است همه سطحی و غلطند. در چند پست اين دلایل را مورد ارزيابی قرار می دهيم.🔰
❎در مورد خدا شكی نيست؟
➖قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى﴿۱۰ ابراهیم﴾
ترجمه: پيامبرانشان گفتند مگر در باره خدا پديد آورنده آسمانها و زمين ترديدى هست او شما را دعوت میكند تا پارهاى از گناهانتان را بر شما ببخشايد و تا زمان معينى شما را مهلت دهد (10)
☑️در اين آيه ادعا شده كه اثبات خدا نيازی به دليل ندارد و در وجود خدا نيست شکی . اين ادعا غلط است وجود خدا هم مشكوك است و هم دليل می خواهد. ميلياردها انسانی كه در طول تاريخ يا كافر بوده اند و يا بت پرست بوده اند و يا به خدايان متعدد معتقد بودند نشان روشنی است بر اينكه اعتقاد به خدای واحد بديهی نيست. بعلاوه، بفرض اگر وجود خدا بديهی هم بود بازهم نياز به استدلال متقن داشت چون امروزه اثبات شده كه بسياری چيزهائی را كه ذهن انسان در مورد آنان شك ندارد، غلطند. مثل شما در رنگ اشياء ترديدی نداريد اما علم ثابت كرده كه رنگ ساختهی ذهن است و رنگی در خارج وجود ندارد. بنابراين هم وجود خدا و هم يكی بودن خدا نياز به استدلال دارد
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
👍11❤3👎2
روش های هدایت در قران
🖊بخش 【➑】
⛔️عدم ارائه ی دلایل معتبر
❌پديده های طبيعی بعنوان اثبات كنندهی وجود خدا🔻
🔰در قرآن به پديده هاي طبيعی بعنوان آيات الهی اشاره كرده و انتظاردارد كه مردم از اين پديده ها به خداي واحد پی ببرند. مثل: در سورهی يس آمده است:
➖يس: و زمين مرده آيه ای است براى ايشان كه آن را زنده گردانيديم و دانه از آن برآورديم كه از آن میخورند (33) و در آن [زمين] باغهايى از درختان خرما و انگور قرار داديم و چشمهها در آن روان كرديم(34) تا از ميوه آن و [از] كاركرد دستهاى خودشان بخورند آيا باز [هم] سپاس نمیگزارند (35) پاك [خدايى] كه از آنچه زمين میروياند و [نيز] از خودشان و از آنچه نمیدانند همه را نر و ماده گردانيده است (36) و نشانهاى [ديگر] براى آنها شب است كه روز را از آن برمیكنيم و بناگاه آنان در تاريكى فرو میروند (37) و خورشيد به قرارگاه ويژه خود روان است تقدير آن عزيز دانا اين است(38) و براى ماه منزلهايى معين كردهايم تا چون شاخك خشك خوشه خرما برگردد (39) نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد و نه شب بر روز پيشى جويد و هر كدام در فلكی حركت می كنند(40)
💠👆از اينگونه آيات در قرآن بسيار زياد است مخصوصا در سوره های مكی مثل جزو سی ام. به اين استدلال در فرم فلسفی اش، برهان نظم می گويند و در ظاهر قانع كننده ترين دليل برای اثيات خدا برای افراد ساده لوح است.
❌در قرآن هيچ استدلالی مبنی بر اينكه چگونه اين پديده های طبيعی نشانگر وجود خدا هستند وجود ندارد. در حاليكه طبيعت می تواند مخلوق خدا نباشد، مي تواند مخلوق يك خدا يا چند خدا باشد. قرآن چگونه انتظار دارد كه مردم از پديده های طبيعی به خدای واحد پی ببرند؟
❇️پديده های طبيعی آيه نيستند چون آيه چيزی است كه انتساب آن به طبيعت بتنهائی امكان پذير نباشد مثل معجزات كه از فرد مدعب پيامبري انتظار می رود. در پاسخ به اين ايراد خواهند گفت كه خدا علت اولی است و در طول علل است بنابراين همه چيز را به خدا می توان منتسب كرد. اما اين سخن پس از اعتقاد به خدا درست است نه قبل از آن. دقت كنيد! براي اينكه بتوان از يك پديده به خدا رهنمون شد بايد انتساب آن پديده به عوامل طبيعی بتنهائی، غير ممكن باشد مثل معجزه (اگر بوده باشد.) ولی اگر وجود يك پديده را با علل مادی بتوان توجيه كرد هيچ سودی در اثبات خدا ندارد.
🔹براي مثال در گذشته گمان می كردند که نتساب نظم موجودات زنده به طبيعت به تنهایی امكانپذير نيست و از حيات به خدا استدلال مي كردند. اين استدلال تا قبل از پيدايش تئوری فرگشت معقول بنظر می رسيد ولی تئوری فرگشت نشان داد كه نظم حيرت انگيز در حيات نيز، قابل انتساب به طبيعت است. بنابراين استدلال نظم نيز ديگر نمی تواند برای اثبات خدا بكار آيد. حتی اگر قبول كنيم كه استدلال از پديده هاي طبيعی درست باشد، نميتواند وجود يك خدا را اثبات كند چه عيبی دارد كه چند خدا با كمك هم چيزی را بسازند؟!
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➑】
⛔️عدم ارائه ی دلایل معتبر
❌پديده های طبيعی بعنوان اثبات كنندهی وجود خدا🔻
🔰در قرآن به پديده هاي طبيعی بعنوان آيات الهی اشاره كرده و انتظاردارد كه مردم از اين پديده ها به خداي واحد پی ببرند. مثل: در سورهی يس آمده است:
➖يس: و زمين مرده آيه ای است براى ايشان كه آن را زنده گردانيديم و دانه از آن برآورديم كه از آن میخورند (33) و در آن [زمين] باغهايى از درختان خرما و انگور قرار داديم و چشمهها در آن روان كرديم(34) تا از ميوه آن و [از] كاركرد دستهاى خودشان بخورند آيا باز [هم] سپاس نمیگزارند (35) پاك [خدايى] كه از آنچه زمين میروياند و [نيز] از خودشان و از آنچه نمیدانند همه را نر و ماده گردانيده است (36) و نشانهاى [ديگر] براى آنها شب است كه روز را از آن برمیكنيم و بناگاه آنان در تاريكى فرو میروند (37) و خورشيد به قرارگاه ويژه خود روان است تقدير آن عزيز دانا اين است(38) و براى ماه منزلهايى معين كردهايم تا چون شاخك خشك خوشه خرما برگردد (39) نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد و نه شب بر روز پيشى جويد و هر كدام در فلكی حركت می كنند(40)
💠👆از اينگونه آيات در قرآن بسيار زياد است مخصوصا در سوره های مكی مثل جزو سی ام. به اين استدلال در فرم فلسفی اش، برهان نظم می گويند و در ظاهر قانع كننده ترين دليل برای اثيات خدا برای افراد ساده لوح است.
❌در قرآن هيچ استدلالی مبنی بر اينكه چگونه اين پديده های طبيعی نشانگر وجود خدا هستند وجود ندارد. در حاليكه طبيعت می تواند مخلوق خدا نباشد، مي تواند مخلوق يك خدا يا چند خدا باشد. قرآن چگونه انتظار دارد كه مردم از پديده های طبيعی به خدای واحد پی ببرند؟
❇️پديده های طبيعی آيه نيستند چون آيه چيزی است كه انتساب آن به طبيعت بتنهائی امكان پذير نباشد مثل معجزات كه از فرد مدعب پيامبري انتظار می رود. در پاسخ به اين ايراد خواهند گفت كه خدا علت اولی است و در طول علل است بنابراين همه چيز را به خدا می توان منتسب كرد. اما اين سخن پس از اعتقاد به خدا درست است نه قبل از آن. دقت كنيد! براي اينكه بتوان از يك پديده به خدا رهنمون شد بايد انتساب آن پديده به عوامل طبيعی بتنهائی، غير ممكن باشد مثل معجزه (اگر بوده باشد.) ولی اگر وجود يك پديده را با علل مادی بتوان توجيه كرد هيچ سودی در اثبات خدا ندارد.
🔹براي مثال در گذشته گمان می كردند که نتساب نظم موجودات زنده به طبيعت به تنهایی امكانپذير نيست و از حيات به خدا استدلال مي كردند. اين استدلال تا قبل از پيدايش تئوری فرگشت معقول بنظر می رسيد ولی تئوری فرگشت نشان داد كه نظم حيرت انگيز در حيات نيز، قابل انتساب به طبيعت است. بنابراين استدلال نظم نيز ديگر نمی تواند برای اثبات خدا بكار آيد. حتی اگر قبول كنيم كه استدلال از پديده هاي طبيعی درست باشد، نميتواند وجود يك خدا را اثبات كند چه عيبی دارد كه چند خدا با كمك هم چيزی را بسازند؟!
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
👍13❤2👎1
مناظرهی صوتی پیرامون:
معنا و پوچی در اسلام و در ابزوردیسم
جلسهی اول در گروه «گفتوگوی ادیان» با موضوع معنا در اسلام
جلسهی دوم در گروه «دروغها و خرافات اسلام» با موضوع معنا در عالم بیخدا، سکولاریسم و ابزوردیسم
چهارشنبه، ۵ آذر
ساعت ۲۱:۳۰ به وقت ایران
- جناب هادس، جامعهشناس
- حجت الاسلام والمسلمین جناب مصباحی، محقق ادیان
دروغها و خرافات اسلام
@ISLIE
@ISLIE_Group
معنا و پوچی در اسلام و در ابزوردیسم
جلسهی اول در گروه «گفتوگوی ادیان» با موضوع معنا در اسلام
جلسهی دوم در گروه «دروغها و خرافات اسلام» با موضوع معنا در عالم بیخدا، سکولاریسم و ابزوردیسم
چهارشنبه، ۵ آذر
ساعت ۲۱:۳۰ به وقت ایران
- جناب هادس، جامعهشناس
- حجت الاسلام والمسلمین جناب مصباحی، محقق ادیان
دروغها و خرافات اسلام
@ISLIE
@ISLIE_Group
❤17👏4👍2
«عصب حنجرهای بازگشتی»؛ اشتباه طراحی یا شاهگواهی از تکامل؟
در کالبد انسان و بسیاری از مهرهداران، عصبی به نام عصب حنجرهای بازگشتی وجود دارد که از ساقه مغز خارج شده، تا نزدیکی قلب پایین میرود، یک حلقه دور شریان آئورت میزند، و بعد دوباره برمیگردد تا به حنجره برسد.
🔻 از دید طراحی مهندسی:
این مسیر غیرمنطقی، طولانی، پرهزینه و غیربهینه است.
🔻 اما از دید فرگشت:
این دقیقاً همان چیزی است که انتظار داریم ببینیم.
🔍 🔬 چرا این مسیر غیرمنطقی است؟
در جانوران اولیه مثل ماهیها، این عصب از کنار یک شاخهٔ آبششی عبور میکرد. با فرگشت، شکل گردن، قفسه سینه، و جایگیری اندامها تغییر کرد، اما عصب همچنان مجبور بود مسیر قدیمیاش را دنبال کند، زیرا فرگشت امکان «بازطراحی از صفر» ندارد.
حتی داوکینز در «The Greatest Show on Earth» و «ژن خودخواه» این مثال را یکی از محکمترین شواهد عدم وجود طراحی هوشمند میداند و آن را «نمونهای از تاریخچهٔ تکاملی که در آناتومی ما گیر افتاده» توصیف میکند.
🦒 مثال مشهور: زرافه
در زرافه گردن بسیار بلند است، اما عصب حنجرهای بازگشتی همچنان باید مسیر اجدادی خود را حفظ کند.
نتیجه؟
یک عصب بیش از ۴ متر طول!
این طول هیچ مزیت خاصی ندارد.
اما چون تغییر کامل مسیر نیازمند دگرگونی همزمان اندامهای حیاتی و خطرناک بوده، فرگشت روش امنتر را انتخاب کرده:
حفظ ساختار فعلی تا زمانی که زرافه بتواند بدون مشکل زنده بماند.
این دقیقاً مطابق اصل انتخاب طبیعی است:
«تکامل بهترین را نمیسازد؛ فقط آنقدر اصلاح میکند که کافی باشد.»
🧠 چرا این موضوع مهم است؟
زیرا نشان میدهد:
✔️ بدن ما نتیجهی ساختارهای به ارثرسیده است نه نتیجهی طراحی کامل و حسابشده.
✔️ وجود ساختارهای غیربهینه دلیل روشنی بر فرگشت است نه بر «طرحریزی هدفمند».
✔️ علم با شواهد پیش میرود، نه ادعا
منابع
• Richard Dawkins – The Selfish Gene
• Richard Dawkins – The Greatest Show on Earth
• Yuval Noah Harari – Sapiens: A Brief History of Humankind
• Comparative Anatomy & Vertebrate Evolution – (مباحث استاندارد زیستشناسی دانشگاهی)
• شواهد کالبدشناسی تطبیقی و جنینشناسی مهرهداران
@ISLIE
در کالبد انسان و بسیاری از مهرهداران، عصبی به نام عصب حنجرهای بازگشتی وجود دارد که از ساقه مغز خارج شده، تا نزدیکی قلب پایین میرود، یک حلقه دور شریان آئورت میزند، و بعد دوباره برمیگردد تا به حنجره برسد.
🔻 از دید طراحی مهندسی:
این مسیر غیرمنطقی، طولانی، پرهزینه و غیربهینه است.
🔻 اما از دید فرگشت:
این دقیقاً همان چیزی است که انتظار داریم ببینیم.
🔍 🔬 چرا این مسیر غیرمنطقی است؟
در جانوران اولیه مثل ماهیها، این عصب از کنار یک شاخهٔ آبششی عبور میکرد. با فرگشت، شکل گردن، قفسه سینه، و جایگیری اندامها تغییر کرد، اما عصب همچنان مجبور بود مسیر قدیمیاش را دنبال کند، زیرا فرگشت امکان «بازطراحی از صفر» ندارد.
حتی داوکینز در «The Greatest Show on Earth» و «ژن خودخواه» این مثال را یکی از محکمترین شواهد عدم وجود طراحی هوشمند میداند و آن را «نمونهای از تاریخچهٔ تکاملی که در آناتومی ما گیر افتاده» توصیف میکند.
🦒 مثال مشهور: زرافه
در زرافه گردن بسیار بلند است، اما عصب حنجرهای بازگشتی همچنان باید مسیر اجدادی خود را حفظ کند.
نتیجه؟
یک عصب بیش از ۴ متر طول!
این طول هیچ مزیت خاصی ندارد.
اما چون تغییر کامل مسیر نیازمند دگرگونی همزمان اندامهای حیاتی و خطرناک بوده، فرگشت روش امنتر را انتخاب کرده:
حفظ ساختار فعلی تا زمانی که زرافه بتواند بدون مشکل زنده بماند.
این دقیقاً مطابق اصل انتخاب طبیعی است:
«تکامل بهترین را نمیسازد؛ فقط آنقدر اصلاح میکند که کافی باشد.»
🧠 چرا این موضوع مهم است؟
زیرا نشان میدهد:
✔️ بدن ما نتیجهی ساختارهای به ارثرسیده است نه نتیجهی طراحی کامل و حسابشده.
✔️ وجود ساختارهای غیربهینه دلیل روشنی بر فرگشت است نه بر «طرحریزی هدفمند».
✔️ علم با شواهد پیش میرود، نه ادعا
منابع
• Richard Dawkins – The Selfish Gene
• Richard Dawkins – The Greatest Show on Earth
• Yuval Noah Harari – Sapiens: A Brief History of Humankind
• Comparative Anatomy & Vertebrate Evolution – (مباحث استاندارد زیستشناسی دانشگاهی)
• شواهد کالبدشناسی تطبیقی و جنینشناسی مهرهداران
@ISLIE
❤20👍9👎1
روش های هدایت در قران
🖊بخش 【➒】
⛔️بی سوادی محمد دليل بر پيغمبر بودن او
➖وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ ﴿۴۸ عنکبوت﴾
ترجمه: و تو هيچ كتابى را پيش از اين نمیخواندى و با دست خود نیمنوشتى و گر نه باطل كنندگان قطعا به شك میافتادند(48)
🔰در قرآن از جمله در آيهی فوق، بر بی سواد بودن محمد تاكيد شده و از آن بر پيامبری وی استدلال شده. بدين بيان كه فرد بيسواد نمی تواند اين كتاب بزرگ را از پيش خود ايجاد كند در حاليكه سواد نداشته تا كتب گذشتگان از جمله تورات و انجيل را بخواند و مطالب آنانرا به عنوان قرآن ارائه كند.
🎯اما اين استدلال بی ارزش است زيرا👇🏽
1⃣ قرآن حاوی مطالب ساده ای در مورد خدا و قرآن و معاد و داستانهای متعددی مشابه تورات است كه تقريبا همهی مطالب آن در فرهنگ موجود آنزمان اعم از عرب و يهود و مسيحيت وجود داشته است. و بر فرض صحت آنان (كه چنين نيست، چنانچه در اين كتاب متوجه می شويد) يادگيری اين مطالب توسط يك فرد بی سواد از زبان ديگران، كامل طبيعی و آسان است و نيازی به سواد ندارد، مخصوصا اگر فردی به با هوشی محمد باشد.
2⃣ محمد 15سال رئيس كاروان و دستگاه تجاری خديجه بوده و در سفرهای متعدد بين المللی به نقاط مختلف، از جمله نقاط مسيحی و يهودی نشين شركت داشته و مدتهای زيادی در سفرهای طولانی هم صحبت اقوام ديگر بوده است. و شنيدن اين داستانها و مطالب از اقوام ديگر كامل عادی و طبيعی است.
3⃣ در زمان محمد، اقوام يهودی (از جمله در مدينه) و مسيحی (مثل نصارای نجران) در جزيره العرب و در نزديكی محمد زندگی می كرده اند و سخنان و داستانها و عقائد آنان در بين مردم مشهور بوده است و شنيدن آنان نيازی به سفر هم نداشته است.
4⃣مكه هم مسير تجاری بوده و كار اصلی بزرگان مكه تجارت بوده و همچنين مكه مركز حج بوده كه اقوام مختلف را در موسم حج به خود جلب می كرده است و طبعا موجب آشنایی مردم با عقائد همديگر می شده است. بنابر اين محمد كاری جز شنيدن آن داستانها و عقائد و بازسازی آنها در قالب جديدی بنام قرآن نكرده است و نيازی به خواندن نداشته است.
❇️نكتهی ديگر اينكه بسيار بعيد است كه محمد بيسواد بوده باشد. زيرا سرپرستی كاروان تجاری و خريد و فروشهای فراوان در مدت 15 سال، بعيد است كه توسط فرد بيسواد انجام گرفته باشد. تهيه ی ليست كالاها و قيمتهای آنان و خريد يا فروش آنان و حسابرسی آنان همگی دلالت بر با سوادی محمد دارند.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➒】
⛔️بی سوادی محمد دليل بر پيغمبر بودن او
➖وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ ﴿۴۸ عنکبوت﴾
ترجمه: و تو هيچ كتابى را پيش از اين نمیخواندى و با دست خود نیمنوشتى و گر نه باطل كنندگان قطعا به شك میافتادند(48)
🔰در قرآن از جمله در آيهی فوق، بر بی سواد بودن محمد تاكيد شده و از آن بر پيامبری وی استدلال شده. بدين بيان كه فرد بيسواد نمی تواند اين كتاب بزرگ را از پيش خود ايجاد كند در حاليكه سواد نداشته تا كتب گذشتگان از جمله تورات و انجيل را بخواند و مطالب آنانرا به عنوان قرآن ارائه كند.
🎯اما اين استدلال بی ارزش است زيرا👇🏽
1⃣ قرآن حاوی مطالب ساده ای در مورد خدا و قرآن و معاد و داستانهای متعددی مشابه تورات است كه تقريبا همهی مطالب آن در فرهنگ موجود آنزمان اعم از عرب و يهود و مسيحيت وجود داشته است. و بر فرض صحت آنان (كه چنين نيست، چنانچه در اين كتاب متوجه می شويد) يادگيری اين مطالب توسط يك فرد بی سواد از زبان ديگران، كامل طبيعی و آسان است و نيازی به سواد ندارد، مخصوصا اگر فردی به با هوشی محمد باشد.
2⃣ محمد 15سال رئيس كاروان و دستگاه تجاری خديجه بوده و در سفرهای متعدد بين المللی به نقاط مختلف، از جمله نقاط مسيحی و يهودی نشين شركت داشته و مدتهای زيادی در سفرهای طولانی هم صحبت اقوام ديگر بوده است. و شنيدن اين داستانها و مطالب از اقوام ديگر كامل عادی و طبيعی است.
3⃣ در زمان محمد، اقوام يهودی (از جمله در مدينه) و مسيحی (مثل نصارای نجران) در جزيره العرب و در نزديكی محمد زندگی می كرده اند و سخنان و داستانها و عقائد آنان در بين مردم مشهور بوده است و شنيدن آنان نيازی به سفر هم نداشته است.
4⃣مكه هم مسير تجاری بوده و كار اصلی بزرگان مكه تجارت بوده و همچنين مكه مركز حج بوده كه اقوام مختلف را در موسم حج به خود جلب می كرده است و طبعا موجب آشنایی مردم با عقائد همديگر می شده است. بنابر اين محمد كاری جز شنيدن آن داستانها و عقائد و بازسازی آنها در قالب جديدی بنام قرآن نكرده است و نيازی به خواندن نداشته است.
❇️نكتهی ديگر اينكه بسيار بعيد است كه محمد بيسواد بوده باشد. زيرا سرپرستی كاروان تجاری و خريد و فروشهای فراوان در مدت 15 سال، بعيد است كه توسط فرد بيسواد انجام گرفته باشد. تهيه ی ليست كالاها و قيمتهای آنان و خريد يا فروش آنان و حسابرسی آنان همگی دلالت بر با سوادی محمد دارند.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
👌29❤4👎3
و گفت: بیزارم از آن خدای که به طاعت من، از من خشنود شود و به معصیت من، از من خشم گیرد. پس او خود در بند من است تا من چه کنم!
📙 تذکرة الأولیاء
📷 علی صدقی
➬ @ISLIE
📙 تذکرة الأولیاء
📷 علی صدقی
➬ @ISLIE
❤35👍14👏4
🔴 امام صادق: مردم باید زکات بدهند، اما من نه!
مقایسه کنید با حکام رژیم آخوندی که به مردم توصیه به ساده زیستی میکنند اما خودشان در ناز و نعمت زندگی میکنند! ↓↓↓
📚منبع: من لايحضره الفقيه - ج ۲ - ص۳۹
🖋حکم حدیث: موثق [روضة المتقین؛ ج۳؛ ص۱۰۸
📎مطالب مرتبط:
اعتراف آخوند به میلیاردر بودن امام حسن
اعتراف بزرگ آخوند احمد راهدار، به میلیاردر بودن ائمه معصوم
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
مقایسه کنید با حکام رژیم آخوندی که به مردم توصیه به ساده زیستی میکنند اما خودشان در ناز و نعمت زندگی میکنند! ↓↓↓
روي عن أبي بصير قال: قلت لأبي عبد الله عليه السلام ما على الإمام من الزكاة فقال «يا أبا محمد أ ما علمت أن الدنيا للإمام يضعها حيث يشاء و يدفعها إلى من يشاء جائز من الله عز و جل له ذلك إن الإمام لا يبيت ليلة أبدا و لله عز و جل في عنقه حق يسأله عنه »
ترجمه:
ابو بصير گوید: به امام صادق گفتم: آيا بر امام نيز زكات واجب است و چگونه و به چه كسى مىپردازد؟ فرمود: اى ابا محمّد، آيا ندانستهاى كه دنيا از آن امام است، آن را در هر كجا بخواهد قرار ميدهد و به هر كه بخواهد مىبخشد. و اين كار از جانب خدا براى او تجويز شده است؟ امام هرگز شبى را روز نميكند در حالى كه حقّى از حقوق خدا را در گردن داشته باشد كه در بارۀ آن از او سؤال كند.📚منبع: من لايحضره الفقيه - ج ۲ - ص۳۹
🖋حکم حدیث: موثق [روضة المتقین؛ ج۳؛ ص۱۰۸
📎مطالب مرتبط:
اعتراف آخوند به میلیاردر بودن امام حسن
اعتراف بزرگ آخوند احمد راهدار، به میلیاردر بودن ائمه معصوم
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
😡21😁3🤔2💔1
روش های هدایت در قران
🖊بخش 【➓】
🔜 @ISLIE
⛔️ترس از جهنم مهمترين و شايعترين روش قرآن برای دعوت به ايمان☠
🔰روش غالب و اصلی قرآن برا فراخواندن مردم به ايمان، ترس است ، ترس از جهنم و ترس از كشتار دنيوی. در اينجا ترس از جهنم را بررسی می كنيم. قرآن مخصوصا سوره های مكی، مثل جزء سی ام، مملو از ترس و تهديد از جهنم برای وادار كردن مردم به ايمان است. حدود %25از آيات قرآن در مورد قيامت است. در مورد هيچ موضوعی به اندازه ی قيامت آيه وجود ندارد. بندرت می توان صفحه ای از قرآن را مشاهده كرد كه در آن تهديدی به عذاب اخروی وجود نداشته باشد. قرآن بصراحت ترس را پيش نياز ايمان می داند. مثل:
➖لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَمِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ﴿۱۶ زمر﴾
ترجمه: براي آنها از بالاى سرشان چترهايى از آتش است و از زير پايشان
[نيز]طبقهايى [آتشين است] اين كيفرى است كه خدا بندگانش را به آن میترساند اى بندگان من از من بترسيد (16)
🔹👆🏼در اين آيه بصراحت ذكر شده كه خدا با ذكر عذابهای اخروی مردم را می ترساند, تا مردم از او بترسند يا بعبارت ديگر گفته های محمد را از روی ترس بپذيرند. همچنين در آيه ی زير:
➖فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ ﴿۴۵ ق﴾
ترجمه: پس به قرآن هر كه را از تهديد میترسد پند ده (45)
🔹👆🏼اين آيه نيز بصراحت, زمينه ی پذيرش قرآن را تهديد به عذاب می داند نه استدلال و تعقل.
💠از طرف ديگر عذابهای اخروی آنچنان بزرگ و وحشتناك و جاودانه توصيف شده اند كه ترس را بر جان و عقل آدمی مستولی می كند و راه فكر و استدلل و نقد را مي بندد. ترساندن و شكنجه و تنبيه همان روش بدوی عقب افتادهی بشر است كه مهمترين راه تربيت كودكان و يا ادارهی جامعه را تهديد می دانست و اين تهديدكردن حيرت انگيز، خصلت بدوی محمد است كه به خدا نسبت داده شده است.
🎯👈🏾برای اينكه كسی به دينی معتقد شود ابتدا بايد مطالب آن دين را فارغ از هرگونه حالت عاطفی، اعم از محبت و نفرت و ترس و طمع، مورد بررسی علمی و عقلي قرار دهد و اگر آنها را كامل درست و همراه با معجزه يافت آن دين را قبول كند. اما دخالت هر يك از عواطف و مخصوصا ترس، امكان بررسی بيطرفانه را ازبين مي برد. چون با وجود ترس فرد به صحت مطلب نمي انديشد بلكه به زجر و شكنجه هایی می انديشد كه در صورت قبول نكردن شامل حالش می شود. بنابراين از روی ناچاری آنرا قبول می كند تا مبادا مورد آزار و شكنجه واقع شود.👈🏾 برعكس روش قرآن، در روانشناسی مطرح شده است كه در هنگام آموزش، تربيت و تفكر، عامل ترس را بايد حذف كرد و گرنه ذهن به انحراف می رود.
✅اگر مطلبی يا دينی درست است و سخنان معقول و ارزشمند دارد نيازی به ترس و تهديد ندارد. معمولا ترس توسط قدرتهایی استفاده می شود كه حرف حساب و منطقی ندارند و می خواهند كه مردم را در اختيار خويش بگيرند.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➓】
🔜 @ISLIE
⛔️ترس از جهنم مهمترين و شايعترين روش قرآن برای دعوت به ايمان☠
🔰روش غالب و اصلی قرآن برا فراخواندن مردم به ايمان، ترس است ، ترس از جهنم و ترس از كشتار دنيوی. در اينجا ترس از جهنم را بررسی می كنيم. قرآن مخصوصا سوره های مكی، مثل جزء سی ام، مملو از ترس و تهديد از جهنم برای وادار كردن مردم به ايمان است. حدود %25از آيات قرآن در مورد قيامت است. در مورد هيچ موضوعی به اندازه ی قيامت آيه وجود ندارد. بندرت می توان صفحه ای از قرآن را مشاهده كرد كه در آن تهديدی به عذاب اخروی وجود نداشته باشد. قرآن بصراحت ترس را پيش نياز ايمان می داند. مثل:
➖لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَمِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ﴿۱۶ زمر﴾
ترجمه: براي آنها از بالاى سرشان چترهايى از آتش است و از زير پايشان
[نيز]طبقهايى [آتشين است] اين كيفرى است كه خدا بندگانش را به آن میترساند اى بندگان من از من بترسيد (16)
🔹👆🏼در اين آيه بصراحت ذكر شده كه خدا با ذكر عذابهای اخروی مردم را می ترساند, تا مردم از او بترسند يا بعبارت ديگر گفته های محمد را از روی ترس بپذيرند. همچنين در آيه ی زير:
➖فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ ﴿۴۵ ق﴾
ترجمه: پس به قرآن هر كه را از تهديد میترسد پند ده (45)
🔹👆🏼اين آيه نيز بصراحت, زمينه ی پذيرش قرآن را تهديد به عذاب می داند نه استدلال و تعقل.
💠از طرف ديگر عذابهای اخروی آنچنان بزرگ و وحشتناك و جاودانه توصيف شده اند كه ترس را بر جان و عقل آدمی مستولی می كند و راه فكر و استدلل و نقد را مي بندد. ترساندن و شكنجه و تنبيه همان روش بدوی عقب افتادهی بشر است كه مهمترين راه تربيت كودكان و يا ادارهی جامعه را تهديد می دانست و اين تهديدكردن حيرت انگيز، خصلت بدوی محمد است كه به خدا نسبت داده شده است.
🎯👈🏾برای اينكه كسی به دينی معتقد شود ابتدا بايد مطالب آن دين را فارغ از هرگونه حالت عاطفی، اعم از محبت و نفرت و ترس و طمع، مورد بررسی علمی و عقلي قرار دهد و اگر آنها را كامل درست و همراه با معجزه يافت آن دين را قبول كند. اما دخالت هر يك از عواطف و مخصوصا ترس، امكان بررسی بيطرفانه را ازبين مي برد. چون با وجود ترس فرد به صحت مطلب نمي انديشد بلكه به زجر و شكنجه هایی می انديشد كه در صورت قبول نكردن شامل حالش می شود. بنابراين از روی ناچاری آنرا قبول می كند تا مبادا مورد آزار و شكنجه واقع شود.👈🏾 برعكس روش قرآن، در روانشناسی مطرح شده است كه در هنگام آموزش، تربيت و تفكر، عامل ترس را بايد حذف كرد و گرنه ذهن به انحراف می رود.
✅اگر مطلبی يا دينی درست است و سخنان معقول و ارزشمند دارد نيازی به ترس و تهديد ندارد. معمولا ترس توسط قدرتهایی استفاده می شود كه حرف حساب و منطقی ندارند و می خواهند كه مردم را در اختيار خويش بگيرند.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
👍20❤6👎1