فروشِ جهانِ آخرت برای فروشنده
معاملهای بدونِ شکست است ؛
که در آن اگر کالایی به
دسـت خـریـدار نرسید ،
او هرگز نمیتواند درخواست
بـرگـرداندن پـولـش را بکند !
✍ #ویکتور_جان_استنگر
➬ @ISLIE
فروشِ جهانِ آخرت برای فروشنده
معاملهای بدونِ شکست است ؛
که در آن اگر کالایی به
دسـت خـریـدار نرسید ،
او هرگز نمیتواند درخواست
بـرگـرداندن پـولـش را بکند !
✍ #ویکتور_جان_استنگر
➬ @ISLIE
مسلمان مومن دوآتشه کسی است
که به امید لذتهای موهوم شهوانی
و شکمپرستی آن دنیا با فقر و فلاکت
و بدبختی عمر را به سر بَرد و وسائل
عیش و نوش نمایندگان مذهبش
را فراهم بیاورد .
✍ #صادق_هدایت
➬ @ISLIE
مسلمان مومن دوآتشه کسی است
که به امید لذتهای موهوم شهوانی
و شکمپرستی آن دنیا با فقر و فلاکت
و بدبختی عمر را به سر بَرد و وسائل
عیش و نوش نمایندگان مذهبش
را فراهم بیاورد .
✍ #صادق_هدایت
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➐➊】
💠غارت كاروان عراق و حركت مكه برای سركوب محمد
✔️با پيروزی مسلمانان در بدر، اکنون، محمد به يک خطر جدی برای امنيت راه تجاری ميان مکه و سوريه که مهمترين راه تجاری برای مکيان بود و مسير آن از نزديکی مدينه می گذشت، تبديل شده بود. مکيان که قسمت قريب به تمام درآمدشان از ارسال کاروانهای تجاری تامين می شد، حتی يکبار نيز سعی ميکنند تا اينبار، برای محفوظ ماندن از حمله محمد، کاروان خود را از راه عراق و بين النهرين عبور دهند.
🔅خبر حرکت اين کاروان که در جمادی الاخر با نزديک به صدهزار درهم وسائل و ظروف نقره و کالهای ديگر مکه را ترک ميکند به محمد ميرسد.
🔅بلافاصله، يک گروه ١٠٠نفره به فرماندهی زيد بن حارثه، شوهر سابق زينب و غلام سابق محمد که پس از آزادی به ناپسری وی پذيرفته شده بود، برای غارت کاروان اعزام می گردد. سهم محمد از اموال غارتی ٢٠هزار درهم می شود. "فرات بن حيان" که در جريان غارت کاروان اسير شده بود، نزد محمد تهديد به مرگ می شود که با قبول اسلام آزاد می گردد.
⇒ @ISLIE ⇐
🌀دو ماه بعد، محمد که قبل در مدينه محتاج غذای روزانه اش بود و زندگی روزمره اش از صدقات ناچيز انصار تامين می شد، اکنون با ثروتی که از غارت کاروانهای تجاری بهم زده است، سومين زن "حَفصَه" را که دختر عمر و ١٨سال بيشتر نداشت به عقد خود در می آورد. زن اول او بعد از خديجه "سوده" بود که او را در مکه و بلفاصله پس از مرگ خديجه به عقد خود در آورده بود و زن دومش عايشه دختر ابوبکر بود که او را نيز در مکه (سه سال قبل از هجرت) به عقد خود در آورده، بگفته طبری در هفت سالگی با او زفاف کرده بود و اکنون با زن سوم خود ازدواج ميکرد. با غارت کاروان عراق، تقريبا همه راههای تجاری مکه به بيرون قطع و برای مکيان جز جنگ راهی برای باز کردن آنها باقی نمی ماند نه تنها باز کردن اين راههای تجاری، بلکه انتقام از کشته شدگان جنگ بدر که بسياری از بزرگان مکه در ميان آنها بودند، باضافه تجديد اعتبار قريش در ميان قبايل ديگر که اکنون با شکست در جنگ بدر به خطر افتاده بود، همگی، جنگ جديدی را از جانب قريش بر عليه محمد ضروری و اجتناب ناپذير می کرد. رهبری اين جنگ اينبار با "ابوسفيان بن حرب" از خاندان بنی اميه، از کلان بنی شمس بود که با کشته شدن رهبران مکه رياست شورای شهر نيز به او منتقل شده بود
✔️در اولين قدم، ابو سفيان پيشنهاد می کند که تمام سود حاصل از کاروانی که در بدر محمد در پی غارت آن بود برای تدارک جنگ کنار گذارده شود. سپس، برای نمايش قدرت، و نوعی رجز خوانی قبل از جنگ، با يک نيروی ٢٠٠الی ۴٠٠نفره تا نزديکی مدينه رانده در اطراف آن تاخت و تاز ميکند، و در حاليکه چندين نخل از مزارع اهل مدينه را به آتش ميکشد، ٢تن از انصار را درمزارع مدينه بقتل ميرساند و سپس بسوی مکه باز ميگردد.
🔅محمد نيز بلافاصله پس از مطلع شدن از واقعه، با تعدادی از افراد خود، ظاهرا برای مقابله و گوشمالی آنان ولی به نوبه خود برای رجز خوانی و نمايش متقابل قدرت ، در پی آنها، از مدينه خارج شده، ولی پس از اطلاع از بازگشت آنان، به مدينه باز ميگردد. اين نيز البته بطور مسخره ای بعداً از جانب مسلمانان از جمله يکی از غزوات محمد محسوب شده تحت عنوان جنگ "سويق" نام گذاری می شود. چرا که در آن، محمد قول خدا را به دادن پاداشی برابر، با شرکت در يک جنگ واقعی، نصيب همراهان خود ميکند.
🎯در حاليکه اين رجزخوانيها و نمايش قدرت ها به تشنج ميان مکه و محمد دامن ميزند، مشکل بسته بودن راههای تجاری نيز در ادامه خود هر روز برای مکيان تحمل ناپذيرتر می شود، تا جائی که سرانجام، مکيان را به تدارک جدی جنگ واميدارد.
⏪پست بعد : جنگ احد و شکست مسلمانان
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠غارت كاروان عراق و حركت مكه برای سركوب محمد
✔️با پيروزی مسلمانان در بدر، اکنون، محمد به يک خطر جدی برای امنيت راه تجاری ميان مکه و سوريه که مهمترين راه تجاری برای مکيان بود و مسير آن از نزديکی مدينه می گذشت، تبديل شده بود. مکيان که قسمت قريب به تمام درآمدشان از ارسال کاروانهای تجاری تامين می شد، حتی يکبار نيز سعی ميکنند تا اينبار، برای محفوظ ماندن از حمله محمد، کاروان خود را از راه عراق و بين النهرين عبور دهند.
🔅خبر حرکت اين کاروان که در جمادی الاخر با نزديک به صدهزار درهم وسائل و ظروف نقره و کالهای ديگر مکه را ترک ميکند به محمد ميرسد.
🔅بلافاصله، يک گروه ١٠٠نفره به فرماندهی زيد بن حارثه، شوهر سابق زينب و غلام سابق محمد که پس از آزادی به ناپسری وی پذيرفته شده بود، برای غارت کاروان اعزام می گردد. سهم محمد از اموال غارتی ٢٠هزار درهم می شود. "فرات بن حيان" که در جريان غارت کاروان اسير شده بود، نزد محمد تهديد به مرگ می شود که با قبول اسلام آزاد می گردد.
⇒ @ISLIE ⇐
🌀دو ماه بعد، محمد که قبل در مدينه محتاج غذای روزانه اش بود و زندگی روزمره اش از صدقات ناچيز انصار تامين می شد، اکنون با ثروتی که از غارت کاروانهای تجاری بهم زده است، سومين زن "حَفصَه" را که دختر عمر و ١٨سال بيشتر نداشت به عقد خود در می آورد. زن اول او بعد از خديجه "سوده" بود که او را در مکه و بلفاصله پس از مرگ خديجه به عقد خود در آورده بود و زن دومش عايشه دختر ابوبکر بود که او را نيز در مکه (سه سال قبل از هجرت) به عقد خود در آورده، بگفته طبری در هفت سالگی با او زفاف کرده بود و اکنون با زن سوم خود ازدواج ميکرد. با غارت کاروان عراق، تقريبا همه راههای تجاری مکه به بيرون قطع و برای مکيان جز جنگ راهی برای باز کردن آنها باقی نمی ماند نه تنها باز کردن اين راههای تجاری، بلکه انتقام از کشته شدگان جنگ بدر که بسياری از بزرگان مکه در ميان آنها بودند، باضافه تجديد اعتبار قريش در ميان قبايل ديگر که اکنون با شکست در جنگ بدر به خطر افتاده بود، همگی، جنگ جديدی را از جانب قريش بر عليه محمد ضروری و اجتناب ناپذير می کرد. رهبری اين جنگ اينبار با "ابوسفيان بن حرب" از خاندان بنی اميه، از کلان بنی شمس بود که با کشته شدن رهبران مکه رياست شورای شهر نيز به او منتقل شده بود
✔️در اولين قدم، ابو سفيان پيشنهاد می کند که تمام سود حاصل از کاروانی که در بدر محمد در پی غارت آن بود برای تدارک جنگ کنار گذارده شود. سپس، برای نمايش قدرت، و نوعی رجز خوانی قبل از جنگ، با يک نيروی ٢٠٠الی ۴٠٠نفره تا نزديکی مدينه رانده در اطراف آن تاخت و تاز ميکند، و در حاليکه چندين نخل از مزارع اهل مدينه را به آتش ميکشد، ٢تن از انصار را درمزارع مدينه بقتل ميرساند و سپس بسوی مکه باز ميگردد.
🔅محمد نيز بلافاصله پس از مطلع شدن از واقعه، با تعدادی از افراد خود، ظاهرا برای مقابله و گوشمالی آنان ولی به نوبه خود برای رجز خوانی و نمايش متقابل قدرت ، در پی آنها، از مدينه خارج شده، ولی پس از اطلاع از بازگشت آنان، به مدينه باز ميگردد. اين نيز البته بطور مسخره ای بعداً از جانب مسلمانان از جمله يکی از غزوات محمد محسوب شده تحت عنوان جنگ "سويق" نام گذاری می شود. چرا که در آن، محمد قول خدا را به دادن پاداشی برابر، با شرکت در يک جنگ واقعی، نصيب همراهان خود ميکند.
🎯در حاليکه اين رجزخوانيها و نمايش قدرت ها به تشنج ميان مکه و محمد دامن ميزند، مشکل بسته بودن راههای تجاری نيز در ادامه خود هر روز برای مکيان تحمل ناپذيرتر می شود، تا جائی که سرانجام، مکيان را به تدارک جدی جنگ واميدارد.
⏪پست بعد : جنگ احد و شکست مسلمانان
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
بیچاره شیطان که در کره خاک بدنام شده. زیرا شیطان جز خود ما هیچکس نیست و ما برای آنکه خود را تبرئه کنیم تمام کینه و دشمنی ها و بیرحمی های خود را در وجود شیطان جا داده ایم.
✍مترلینگ
➬ @ISLIE
✍مترلینگ
➬ @ISLIE
كمتر كسی میتواند بدون دغدغه
در كمال متانت به بيان باورهايی
بپردازد كه با تعصباتِ محيطِ
اجتماعی او يكسان نباشد ؛
بسياری از مردم شهامتِ داشتن
چنين باورهايی را هم ندارند !
✍ #آلبرت_اینشتین
➬ @ISLIE
كمتر كسی میتواند بدون دغدغه
در كمال متانت به بيان باورهايی
بپردازد كه با تعصباتِ محيطِ
اجتماعی او يكسان نباشد ؛
بسياری از مردم شهامتِ داشتن
چنين باورهايی را هم ندارند !
✍ #آلبرت_اینشتین
➬ @ISLIE
#محمد_در_قران
♨️تعدادی از ایاتی که محمد برای تامین جاه ، مال و تامین جنسی خود نازل کرده
♨️با استفاده از لینک مربوط به عنوان ها پست ها را در کانال پیدا کنید .
① محمد انسانی شبیه انسان های دیگر است
🔗 https://t.me/islie/1733
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
②ایه نازل میکند که با محمد با صدای بلند صحبت نکنید
🔗 https://t.me/islie/1741
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
③ محمد ولايت خود را نسبت به مردم از ولايت هرانسان بر خودش هم برتر می داند.
🔗 https://t.me/islie/1750
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
④ایات تامین جنسی محمد
🔗 https://t.me/islie/1760
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑤تصاحب همسر ديگران؛ زينب بنت جحش
🔗 https://t.me/islie/1770
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑥ بی عدالتی بین همسران برای محمد جایز است
🔗 https://t.me/islie/1779
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑦تحریم ماریه قبطیه
🔗 https://t.me/islie/1795
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑧داستان افک و عایشه
🔗 https://t.me/islie/1795
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑨موارد ديگرِ ذكر زنان محمد در قرآن
🔗 https://t.me/islie/1818
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑩ایات تامین مال برای محمد؛ خمس
🔗 https://t.me/islie/1827
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
①①ایات تامین مال برای محمد؛ فی
🔗 https://t.me/islie/1839
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
②①ایات تامین مال برای محمد؛ انفال
🔗 https://t.me/islie/1849
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
💡حتمی مطالعه کنید
♨️تعدادی از ایاتی که محمد برای تامین جاه ، مال و تامین جنسی خود نازل کرده
♨️با استفاده از لینک مربوط به عنوان ها پست ها را در کانال پیدا کنید .
① محمد انسانی شبیه انسان های دیگر است
🔗 https://t.me/islie/1733
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
②ایه نازل میکند که با محمد با صدای بلند صحبت نکنید
🔗 https://t.me/islie/1741
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
③ محمد ولايت خود را نسبت به مردم از ولايت هرانسان بر خودش هم برتر می داند.
🔗 https://t.me/islie/1750
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
④ایات تامین جنسی محمد
🔗 https://t.me/islie/1760
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑤تصاحب همسر ديگران؛ زينب بنت جحش
🔗 https://t.me/islie/1770
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑥ بی عدالتی بین همسران برای محمد جایز است
🔗 https://t.me/islie/1779
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑦تحریم ماریه قبطیه
🔗 https://t.me/islie/1795
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑧داستان افک و عایشه
🔗 https://t.me/islie/1795
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑨موارد ديگرِ ذكر زنان محمد در قرآن
🔗 https://t.me/islie/1818
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑩ایات تامین مال برای محمد؛ خمس
🔗 https://t.me/islie/1827
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
①①ایات تامین مال برای محمد؛ فی
🔗 https://t.me/islie/1839
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
②①ایات تامین مال برای محمد؛ انفال
🔗 https://t.me/islie/1849
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
💡حتمی مطالعه کنید
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➑➊】
💠جنگ احد مسلمانان شكست می خورند
✔️ قريشيان پس از شكست بدر اينبار در سال ۶٢۵ميلادی، با آمادگی و جديت بيشتر روانه جنگ با محمد می شوند و بر عکس جنگ بدر که در آن از کمک گرفتن از متحدين خود انصراف و حتی پيشنهاد آنها را رد کرده بودند، اينبار، همراه با عده کثيری منجمله حبشيان، بنى آِنانه و اهل تِهامه، متحدين حول و خوش خود، عازم مدينه می شوند. در اين جنگ نيز قريشيان مانند جنگ بدر با نيروی ٣٠٠٠ نفره خود با هفتصد زره و دويست اسب بر نيروی ٧٠٠نفره مسلمانان با تنها يکصد زره و دو اسب از لحاظ نفرات و تجهيزات برتری کامل داشتند.
🔅سپاهيان قريش در شب روز پنجشنبه، پنجم شوال سال سوم هجرت (٢١ مارس ۶٢۵ ) به کوه احد در نزديکی مدينه ميرسند، و در حاليکه در آنجا اردو ميزنند، اسبان و شتران خود را برای چرا به ميان مزارع اطراف مدينه، که زير کشت جو و از جمله حاصلخيزترين زمين ها بوده اند، رها می سازند.
📜روز بعد، مسلمانان با گرد همايی در خانه محمد، بر سر تدوين يک نقشه جنگی به بحث و رايزنی می پردازند اُبَیّ میگوید با ماندن در مدينه و دست زدن به يک جنگ تدافعی، برتری نظامی قريش را جبران نمايند. چرا که فکر می کنند که اگر در خانه های خود که بصورت مجتمع ها و محلات جداگانه ای که هر کدام به يکی از کلانهای مدينه تعلق داشته، و با ديوارهای سنگیِِ موجود در حدِ فاصل خود، حکم مجموعه ای از دژها و قلعه های پراکنده و کوچک ولی مرتبط بهم را داشتند، بدفاع در برابر مهاجمين بپردازند، می توانند برتری دوگانه قريش از لحاظ نفرات و نيروی سوار را جبران نمايند. باين معنا که در پشت ديوارهای خانه های خود، هم سواره نظام دشمن را متوقف نموده از تحرک و کارآئی بياندازند، و هم با استفاده از نيروی کمکی زنان و کودکان برتری نفراتی آنرا خنثی کنند.
⇒ @ISLIE ⇐
🔹اما در اين ميان، و پس از آنکه همگی با نقشه جنگی فوق موافقت می کنند، يک گروه از مسلمانان که در جنگ بدر شرکت نکرده و اکنون شايد با تند روی خود قصد جبران آنرا داشتند، با نظريه جمع به مخالفت ميپردازند. آنها چه بخاطر غرور و غِره شدن از پيروزی بدر و اطمينان به ياری انکارناپذير الله به مسلمانان در جنگ، خرافه ای که محمد آنانرا دچار آن ساخته بود، و شايد هم برای جبران سرشکستگی قبلی و محروميت خود از غنايم جنگیِِ پيشين، با ماندن در مدينه مخالفت می کنند.
🔹باين ترتيب، محمد نيز مصمم به خروج از مدينه می شود، و در پايان همان روز نيروی 1000 نفره مسلمانان، پس از برگزاری نماز عصر، عازم کوه احد می شود. ولی هنوز اندکی از مدينه خارج نشده، در ميانه راه، بين نيروهای محمد انشعاب رخ ميدهد، و يک سوم آن يعنی ٣٠٠تن از مسلمانان به رهبری عبدالله بن اُبَیّ در مخالفت با جنگ در خارج از مدينه تصميم به بازگشت می گيرند، و بنابر نقشه مورد توافق اوليه، در حاشيه شهر مدينه برای دفاع از شهر موضع می گيرند.
🔹باين ترتيب، محمد و پيروانش بی اعتنا به پيشنهاد خردمندانه اُبَیّ، و غِرِه از پيروزی بدر، با اطمينان بيش از اندازه به نيروی خود در جنگ با قريش، دچار همان خطايی می شوند که قريشيان در جنگ بدر مرتکب شده بودند.
🔆محمد، در اين جنگ نيز همان تاکتيک گذشته را بکار می بندد. باين معنا که از نيروی پياده نظام خود می خواهد که در صورتی که قريش حمله را شروع کردند، در جای خود باقی مانده مقدمتا آنها را تيرباران کنند. در ضمن، "عبدالله بن جُبَير" و گروه ۵٠نفره تيراندازان وی را به حفاظت از باريکه بالی کوه، جائی که ممکن بود سپاه قريش او را از آنجا و از عقب مورد حمله قرار دهد، می گمارد، و به آنها سفارش می کند که تا پايان کامل جنگ در جای خود باقی مانده از آن مدخل محافظت نمايند.
🔆 قريش نيز که از نیروی قبایل همپیمان استفاده نمیکند با نیروی 1000 نفره برای حفظ تحرک و امکان تاخت و تاز سواره نظام خود در فضای باز و بامانع دشت مقابلِ آن صف آرائی مينمايد
📗 طبری، جلد سوم، فارسی، ص . 1001و 1016
📗 ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 654
⏪پست بعد ادامه ...
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠جنگ احد مسلمانان شكست می خورند
✔️ قريشيان پس از شكست بدر اينبار در سال ۶٢۵ميلادی، با آمادگی و جديت بيشتر روانه جنگ با محمد می شوند و بر عکس جنگ بدر که در آن از کمک گرفتن از متحدين خود انصراف و حتی پيشنهاد آنها را رد کرده بودند، اينبار، همراه با عده کثيری منجمله حبشيان، بنى آِنانه و اهل تِهامه، متحدين حول و خوش خود، عازم مدينه می شوند. در اين جنگ نيز قريشيان مانند جنگ بدر با نيروی ٣٠٠٠ نفره خود با هفتصد زره و دويست اسب بر نيروی ٧٠٠نفره مسلمانان با تنها يکصد زره و دو اسب از لحاظ نفرات و تجهيزات برتری کامل داشتند.
🔅سپاهيان قريش در شب روز پنجشنبه، پنجم شوال سال سوم هجرت (٢١ مارس ۶٢۵ ) به کوه احد در نزديکی مدينه ميرسند، و در حاليکه در آنجا اردو ميزنند، اسبان و شتران خود را برای چرا به ميان مزارع اطراف مدينه، که زير کشت جو و از جمله حاصلخيزترين زمين ها بوده اند، رها می سازند.
📜روز بعد، مسلمانان با گرد همايی در خانه محمد، بر سر تدوين يک نقشه جنگی به بحث و رايزنی می پردازند اُبَیّ میگوید با ماندن در مدينه و دست زدن به يک جنگ تدافعی، برتری نظامی قريش را جبران نمايند. چرا که فکر می کنند که اگر در خانه های خود که بصورت مجتمع ها و محلات جداگانه ای که هر کدام به يکی از کلانهای مدينه تعلق داشته، و با ديوارهای سنگیِِ موجود در حدِ فاصل خود، حکم مجموعه ای از دژها و قلعه های پراکنده و کوچک ولی مرتبط بهم را داشتند، بدفاع در برابر مهاجمين بپردازند، می توانند برتری دوگانه قريش از لحاظ نفرات و نيروی سوار را جبران نمايند. باين معنا که در پشت ديوارهای خانه های خود، هم سواره نظام دشمن را متوقف نموده از تحرک و کارآئی بياندازند، و هم با استفاده از نيروی کمکی زنان و کودکان برتری نفراتی آنرا خنثی کنند.
⇒ @ISLIE ⇐
🔹اما در اين ميان، و پس از آنکه همگی با نقشه جنگی فوق موافقت می کنند، يک گروه از مسلمانان که در جنگ بدر شرکت نکرده و اکنون شايد با تند روی خود قصد جبران آنرا داشتند، با نظريه جمع به مخالفت ميپردازند. آنها چه بخاطر غرور و غِره شدن از پيروزی بدر و اطمينان به ياری انکارناپذير الله به مسلمانان در جنگ، خرافه ای که محمد آنانرا دچار آن ساخته بود، و شايد هم برای جبران سرشکستگی قبلی و محروميت خود از غنايم جنگیِِ پيشين، با ماندن در مدينه مخالفت می کنند.
🔹باين ترتيب، محمد نيز مصمم به خروج از مدينه می شود، و در پايان همان روز نيروی 1000 نفره مسلمانان، پس از برگزاری نماز عصر، عازم کوه احد می شود. ولی هنوز اندکی از مدينه خارج نشده، در ميانه راه، بين نيروهای محمد انشعاب رخ ميدهد، و يک سوم آن يعنی ٣٠٠تن از مسلمانان به رهبری عبدالله بن اُبَیّ در مخالفت با جنگ در خارج از مدينه تصميم به بازگشت می گيرند، و بنابر نقشه مورد توافق اوليه، در حاشيه شهر مدينه برای دفاع از شهر موضع می گيرند.
🔹باين ترتيب، محمد و پيروانش بی اعتنا به پيشنهاد خردمندانه اُبَیّ، و غِرِه از پيروزی بدر، با اطمينان بيش از اندازه به نيروی خود در جنگ با قريش، دچار همان خطايی می شوند که قريشيان در جنگ بدر مرتکب شده بودند.
🔆محمد، در اين جنگ نيز همان تاکتيک گذشته را بکار می بندد. باين معنا که از نيروی پياده نظام خود می خواهد که در صورتی که قريش حمله را شروع کردند، در جای خود باقی مانده مقدمتا آنها را تيرباران کنند. در ضمن، "عبدالله بن جُبَير" و گروه ۵٠نفره تيراندازان وی را به حفاظت از باريکه بالی کوه، جائی که ممکن بود سپاه قريش او را از آنجا و از عقب مورد حمله قرار دهد، می گمارد، و به آنها سفارش می کند که تا پايان کامل جنگ در جای خود باقی مانده از آن مدخل محافظت نمايند.
🔆 قريش نيز که از نیروی قبایل همپیمان استفاده نمیکند با نیروی 1000 نفره برای حفظ تحرک و امکان تاخت و تاز سواره نظام خود در فضای باز و بامانع دشت مقابلِ آن صف آرائی مينمايد
📗 طبری، جلد سوم، فارسی، ص . 1001و 1016
📗 ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 654
⏪پست بعد ادامه ...
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➒➊】
💠شکست مسلمانان
🔆سپاه قريش به فرماندهی ابوسفيان، اما اينبار، با يک نقشه جنگی دقيق وارد عمل می شوند. باين ترتيب که در جائی، "در پيش خود"، بر سر راه مسلمانان، چاله هايی حفر نموده، سر آن را با خاک و خاشاک می پوشانند تا در صورت عقب نشينی، آنها را در جريان تعقيب خويش، در چاله های مزبور گير انداخته،
🔅بعلاوه، ابوسفيان همه جوانب ديگر جنگ و جزئيات آنرا در نظر گرفته به تدارک آن می پردازد. تا جائيکه، حتی قبل از جنگ، به نزد علمداران خود رفته نقش مهم آنان در جنگ را به آنها گوشزد ميکند. در واقع نيز علمداران قريش در حين جنگ نهايت فدا کاری و از خود گذشتگی را برای بر پا داشتن آن از خود بخرج دادند. چنانکه ابن هشام می گويد:
📜"زنی بود که عَلَمِ کفار بر افراشت، نام وی "عَمره بنت عَلقََمه" بود، و پيش از آن عَلَمِ ايشان بدست غلامی بود که نام وی صُواب بود، و مسلمانان اول دست راستش بيفگندند و بدست چپ علَم نگاه می داشت، و بعد از آن دست چپش بيفگندند و علَم بر افتاد و بسينه نگاه داشت، و بعد از آن سرش بيفگندند و علَم در افتاد..".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 654.
⇒ @ISLIE ⇐
✔️در چنين شرايطی است که جنگ ميان دو دسته در روز شنبه در دامنه کوه احد با حمله قريش به مسلمانان آغاز می شود. در گرماگرم جنگ، حمزه، جنگجوی با ارزش و پر قدرت مسلمانان، بدست وحشی که زوبينش بر سينه وی نشسته از پشتش بدر می آيد، بر زمين می افتد. عَلَم دارِ قريش نيز با وجود ابراز شجاعت و پيگيری بی نظير و شگفت انگيزی که برای حفظ عَلَم از خود نشان ميدهد، سرانجام بدست مسلمانان از پا در آمده به خاک می افتد، بلافاصله يکی از زنان جنگجوی قريش جای او را ميگيرد. علمدار مسلمانان نيز در چند متری محمد با ضربه يکی از جنگجويان قريش به قتل ميرسد که جای او را علی ميگيرد. ابو عامر راهب، يکتاپرستی که در مخالفت با محمد با پيروان خود از مدينه به مکه مهاجرت کرده بود نيز، در آغاز جنگ، پس از آنکه از دعوت قبيله خود به رها کردن محمد و پيوستن به او نتيجه ای نميگيرد، با ۵٠تن از پيروان خود بر عليه مسلمانان شمشير می زند.
🔰مسلمانان ادعا می کنند که در اين مرحله از جنگ قريشيان شکست خورده پا به فرار می گذارند که آنچه که مسلمانان بدروغ شکست قريشيان مينامند، در واقع امر، عقب نشينی طبق يک نقشه حساب شده برای گير انداختن مسلمانان در چاههای سرپوشيده ای بوده که بنا به گفته خودِ مورخين و راويان اسلامی، آنها را برای اين منظور و طبق نقشه قبلی حفر کرده بودند.👇🏿
📜"کافران از پيش خود گََوها و گورها کنده بودند و سر آن بريگ و رمل پوشيده بودند تا ، چون مسلمانان حمله برند، در آن چاهها افتند".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 667.
مسلمانان که گمان میکنند دشمن شکست خورده در تعقيب شان دست به غارت اردوگاه آنان ميزنند، و چون گروه ۵٠نفری کمانداران جُبَیر برای شرکت در غارت، عليرغم دستور محمد، محل خود در عقبه سپاه را ترک ميکنند، سواران قريش بفرماندهی خالد بن وليد از فرصت استفاده کرده مسلمانان را از عقب مورد حمله قرار داده آنها را شکست ميدهند.
📜"و چون دو گروه روبرو شدند هزيمت در مشرکان افتاد تا آنجا که زنان پوشش ساقهای خويش را بالا بردند و خلخالهايشان نمايان شد وتيراندازان همی گفتند: غنيمت! غنيمت"!
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1021
❓سئوال مطروحه در اين رابطه اينست که زنان قريش برای چه پوشش ساقهای خود را بال ميزنند؟ جز برای جلب توجه سربازان دشمن و کشاندن آنها بسوی خود؟ ولی آنها برای چه بايد سربازان دشمن را بسوی خود بکشند؟ جز برای تشويق آنان به ترک محل خود؟ بخاری نيز به اينکه زنان در حال فرار خلخال های پاهای شان را نمايان می کنند اشاره می کند.
📜"بخدا، ما ديديم که زنان مکه در حال دويدن اند، و خلخال های پای شان را نمايان می کنند. لذا، ما هم فرياد بر آورديم، غنيمت! مسلمانان، غنيمت! ياران ما پيروز شدند. معطل چه هستيم؟ به خدا! ما سوی پادگان ها ميرويم و سهم خود را از غنائم باز می گيريم".
📘- َAl Bukhari mohamad ibn e ismael, Sahih Bukhari:V4B52N276.
💥بنابر این مسلمانان به خاطر سهل انگاری و طمع غنیمت شکست میخوردن
📜"ابوجعفر ميگويد: وقتى از پشت سر به مسلمانان حمله شد عقب نشستند و مشرآان از آنها بكشتند و چون بليه در مسلمانان افتاد سه قسمت بودند: قسمتى آشته شدند و قسمتی زخمى شدند و قسمتى هزيمت شدند و چنان فرومانده بودند آه نمى دانستند چه آنند. دندان پيمبر آسيب ديد و لب وى بدريد و صورت و پيشانيش زخمدار شد و ابن قميشه با شمشير به پهلوى او زد و عتبه بن ابى وقاص او را زخم زده بود".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1027.
⏪ادامه پست بعد
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠شکست مسلمانان
🔆سپاه قريش به فرماندهی ابوسفيان، اما اينبار، با يک نقشه جنگی دقيق وارد عمل می شوند. باين ترتيب که در جائی، "در پيش خود"، بر سر راه مسلمانان، چاله هايی حفر نموده، سر آن را با خاک و خاشاک می پوشانند تا در صورت عقب نشينی، آنها را در جريان تعقيب خويش، در چاله های مزبور گير انداخته،
🔅بعلاوه، ابوسفيان همه جوانب ديگر جنگ و جزئيات آنرا در نظر گرفته به تدارک آن می پردازد. تا جائيکه، حتی قبل از جنگ، به نزد علمداران خود رفته نقش مهم آنان در جنگ را به آنها گوشزد ميکند. در واقع نيز علمداران قريش در حين جنگ نهايت فدا کاری و از خود گذشتگی را برای بر پا داشتن آن از خود بخرج دادند. چنانکه ابن هشام می گويد:
📜"زنی بود که عَلَمِ کفار بر افراشت، نام وی "عَمره بنت عَلقََمه" بود، و پيش از آن عَلَمِ ايشان بدست غلامی بود که نام وی صُواب بود، و مسلمانان اول دست راستش بيفگندند و بدست چپ علَم نگاه می داشت، و بعد از آن دست چپش بيفگندند و علَم بر افتاد و بسينه نگاه داشت، و بعد از آن سرش بيفگندند و علَم در افتاد..".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 654.
⇒ @ISLIE ⇐
✔️در چنين شرايطی است که جنگ ميان دو دسته در روز شنبه در دامنه کوه احد با حمله قريش به مسلمانان آغاز می شود. در گرماگرم جنگ، حمزه، جنگجوی با ارزش و پر قدرت مسلمانان، بدست وحشی که زوبينش بر سينه وی نشسته از پشتش بدر می آيد، بر زمين می افتد. عَلَم دارِ قريش نيز با وجود ابراز شجاعت و پيگيری بی نظير و شگفت انگيزی که برای حفظ عَلَم از خود نشان ميدهد، سرانجام بدست مسلمانان از پا در آمده به خاک می افتد، بلافاصله يکی از زنان جنگجوی قريش جای او را ميگيرد. علمدار مسلمانان نيز در چند متری محمد با ضربه يکی از جنگجويان قريش به قتل ميرسد که جای او را علی ميگيرد. ابو عامر راهب، يکتاپرستی که در مخالفت با محمد با پيروان خود از مدينه به مکه مهاجرت کرده بود نيز، در آغاز جنگ، پس از آنکه از دعوت قبيله خود به رها کردن محمد و پيوستن به او نتيجه ای نميگيرد، با ۵٠تن از پيروان خود بر عليه مسلمانان شمشير می زند.
🔰مسلمانان ادعا می کنند که در اين مرحله از جنگ قريشيان شکست خورده پا به فرار می گذارند که آنچه که مسلمانان بدروغ شکست قريشيان مينامند، در واقع امر، عقب نشينی طبق يک نقشه حساب شده برای گير انداختن مسلمانان در چاههای سرپوشيده ای بوده که بنا به گفته خودِ مورخين و راويان اسلامی، آنها را برای اين منظور و طبق نقشه قبلی حفر کرده بودند.👇🏿
📜"کافران از پيش خود گََوها و گورها کنده بودند و سر آن بريگ و رمل پوشيده بودند تا ، چون مسلمانان حمله برند، در آن چاهها افتند".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 667.
مسلمانان که گمان میکنند دشمن شکست خورده در تعقيب شان دست به غارت اردوگاه آنان ميزنند، و چون گروه ۵٠نفری کمانداران جُبَیر برای شرکت در غارت، عليرغم دستور محمد، محل خود در عقبه سپاه را ترک ميکنند، سواران قريش بفرماندهی خالد بن وليد از فرصت استفاده کرده مسلمانان را از عقب مورد حمله قرار داده آنها را شکست ميدهند.
📜"و چون دو گروه روبرو شدند هزيمت در مشرکان افتاد تا آنجا که زنان پوشش ساقهای خويش را بالا بردند و خلخالهايشان نمايان شد وتيراندازان همی گفتند: غنيمت! غنيمت"!
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1021
❓سئوال مطروحه در اين رابطه اينست که زنان قريش برای چه پوشش ساقهای خود را بال ميزنند؟ جز برای جلب توجه سربازان دشمن و کشاندن آنها بسوی خود؟ ولی آنها برای چه بايد سربازان دشمن را بسوی خود بکشند؟ جز برای تشويق آنان به ترک محل خود؟ بخاری نيز به اينکه زنان در حال فرار خلخال های پاهای شان را نمايان می کنند اشاره می کند.
📜"بخدا، ما ديديم که زنان مکه در حال دويدن اند، و خلخال های پای شان را نمايان می کنند. لذا، ما هم فرياد بر آورديم، غنيمت! مسلمانان، غنيمت! ياران ما پيروز شدند. معطل چه هستيم؟ به خدا! ما سوی پادگان ها ميرويم و سهم خود را از غنائم باز می گيريم".
📘- َAl Bukhari mohamad ibn e ismael, Sahih Bukhari:V4B52N276.
💥بنابر این مسلمانان به خاطر سهل انگاری و طمع غنیمت شکست میخوردن
📜"ابوجعفر ميگويد: وقتى از پشت سر به مسلمانان حمله شد عقب نشستند و مشرآان از آنها بكشتند و چون بليه در مسلمانان افتاد سه قسمت بودند: قسمتى آشته شدند و قسمتی زخمى شدند و قسمتى هزيمت شدند و چنان فرومانده بودند آه نمى دانستند چه آنند. دندان پيمبر آسيب ديد و لب وى بدريد و صورت و پيشانيش زخمدار شد و ابن قميشه با شمشير به پهلوى او زد و عتبه بن ابى وقاص او را زخم زده بود".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1027.
⏪ادامه پست بعد
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
بر دیوار یکی از سلول های آشویتس نوشته شده بود:
"اگر خدایی وجود داشته باشد
باید برای بخشش به دست و پایم بیوفتد"
➬ @ISLIE
"اگر خدایی وجود داشته باشد
باید برای بخشش به دست و پایم بیوفتد"
➬ @ISLIE
میل به اطاعت در افراد یک جامعه، موجب بوجود آمدن فرمانروایان مستبد و فرومایه می شود ...!
✍زیگموند فروید
➬ @ISLIE
✍زیگموند فروید
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【⑳】
🎯 سرانجام، هنگاميکه محمد و چند تن از همراهانش در زير صخره ای مخفی شده اند، ابوسفيان که در جستجوی او بوده است بر بالای صخره ای بر فراز سر آنها می آيد و دوبار فرياد ميزند : "آيا محمد ميان شما هست؟" محمد که خود را مخفی کرده است می گويد: "جوابش ندهيد." آنگاه سه بار ديگر می پرسد: "آيا پسر خطاب در ميان شما هست؟" و باز محمد می گويد: "جوابش ندهيد." ابوسفيان که جوابی نمی شنود به ياران خويش می گويد: "اينان کشته شده اند که اگر زنده بودند جواب ميدادند." ولی عمر که نميتواند مانند محمد، خواری پنهان کردن خود از دشمن را که بشدت مغاير با اخلاقيات و سنن شجاعت پيشه گی عرب بوده ، تحمل نمايد به صدا در آمده ميگويد: "دشمن خدا، دروغ گفتىِِ،ِ خدا کسانى را باقى داشته که ترا خوار کنند". ابوسفيان می گويد: " روزی در مقابل روز بدر و جنگ نوبت به نوبت است، کشتگان شما را مثله کرده اند، من نگفته بودم، اما بدم نيامد." ابو اسحاق می گويد: ابو سفيان به عمر می گويد: "بيا اينجا." و محمد گفت: "برو." وقتی عمر نزد ابوسفيان رفت، ابوسفيان باو گفت: "عمر ترا قسم می دهم به من بگو آيا محمد را کشته ايم؟." عمر می گويد: بخدا نه، هم اکنون او سخن ترا می گ شنود." آنگاه ابوسفيان که آهنگ رفتن کرده است بانگ بر می آورد: "سال آينده در بدر به هم می رسيم." محمد نيز می گويد که جواب دهيد: "بله، آنجا به هم می رسيم".
⇒ @ISLIE ⇐
🔆باين ترتيب، در جنگ احد، قريش، بر عکس جنگ بدر، بخاطر جدی گرفتن جنگ، سازماندهی و تدارک دقيق آن، اتخاذ تاکتیک های هوشمندانه توانستند مسلمانان را شکست دهند .
🔅متقابلا، مسلمانان نيز بخاطر کم اهميت دادن به قريش و اطمينان غير واقعی به پيروزی خود، اختلاف درونی، سهل انگاری و سرانجام فقدان ابتکار تاکتيکی در جنگ شکست خوردند.
🔰ابو سفيان که اکنون پيروز شده است دوباره دچار سهل انگاری می شود. چراکه اکنون که دشمن خود را شکست داده تار و مار کرده است، بجای آنکه تا نابودی کامل آنرا تعقيب نموده بطور کامل از ميان بردارد، تنها به وعده بازگشت در سال بعد بسنده ميکند. از اينرو، شب را در مسير راه به ميهمانی نزد بنی نضير مانده، روز بعد عازم مکه ميگردد
🔆در مدينه، محمد، اکنون که در جنگ شکست خورده، نه اختلافش با گروه منتقد و صلح طلب اُبَیّ که او را بخاطر خروج از مدينه و بکشته دادن برادران خود سرزنش می کنند (آيه ١۵۶از آل عمران) بیشتر میشود
🔅در مورد يهوديان و پاگانها هم، همانطور که محمد پيروزی در جنگ بدر را همچون دليلی بر پيامبری خود برخ آنان می کشيد، اکنون آنان نيز، شکست وی را بعنوان دليلی بر دروغگويی و کذب پيامبری اش انگشت ميگذاردند و بيش از گذشته او را مورد بی اعتمادی قرار ميدادند.
⇒ @ISLIE ⇐
🏵محمد که در نتيجه شکست احد موقعيتش در ميان مسلمانان و غير مسلمانان کاهش يافته بود، ناچار می شود برای پاسخ به وضع موجود و رفع شبهات حاصله در ميان مسلمانان، و برای توجيه شکست خود در جنگ احد و منزوی کردن منافقين، بيش از ۶٠آيه جديد بياورد.
📙 آيه های 62تا 160از سوره آل عمران.
📜"منافقان سست ايمان ... گويند اگر کار ما به وحی خدا و آئين حق بود شکست نميخورديم و گروهی در اينجا کشته نمی شديم. بگو ای پيغمبر اگر در خانه های خود هم می بوديد باز آنان که سرنوشتِ آنها در قضایِ الهی کشته شدن است از خانه به قتلگاه، البته، بپای خود بيرون می آمدند تا خدا آنچه در سينه دارند بيازمايد".
📘آل عمران، ،154قمشه ای .
📜"به حقيقتِ صدق، وعده خدا را، که شما را بر دشمنان غالب گرداند... تا اينکه در جنگ احد سستی کرده اختلاف انگيختيد .. (گروهی در پس غنيمت رفتيد) ... سپس شما را باز داشت تا
شما را بيازمايد".
📘آل عمران، آيه 152
📜"آيا هرگاه مصيبتی به شما رسيد (در جنگ احد) ... باز از روی تعجب گوئيد چرا بما که اهل ايمانيم (اين آسيب) رسيد؟ بگو ای پيغمبر، اين مصيبت از دست خود کشيديد که نافرمانی کرديد ... آنچه در روز احد هنگام مقابله دو صف به شما رسيد به قضای خدا و مشيت نافذ او بود تا آنکه بيازمايد اهل ايمان را تا معلوم شود حال آنانکه ثابت قدم در ايمانند و تا نيز معلوم شود حال آنهائی که در دين نفاق و دوروئی کردند".
📘آل عمران، ،166،167 ،165قمشه ای .
📜"ای گرويدگان به اسلام، شما همانند آنان که راه کفر و نفاق پيمودند نباشيد که گفتند اگر برادران و خويشان ما به سفر نرفته و يا به جنگ حاضر نمی شدند به چنگ مرگ نمی افتادند. اين آرزوهای باطل را خدا حسرت دل آنان خواهد کرد. خداست که زنده می کند و ميميراند.."
📘آل عمران، آيه ،156قمشه ای .
🌀جالب است که در اين آيه ها هرجا که مسلمانان مانند جنگ بدر پيروز می شده اند خواست خدا بوده و هرجا که شکست ميخورند تقصير خود آنان بوده است.❗️
⏪پست بعد غارت بنی نضیر
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🎯 سرانجام، هنگاميکه محمد و چند تن از همراهانش در زير صخره ای مخفی شده اند، ابوسفيان که در جستجوی او بوده است بر بالای صخره ای بر فراز سر آنها می آيد و دوبار فرياد ميزند : "آيا محمد ميان شما هست؟" محمد که خود را مخفی کرده است می گويد: "جوابش ندهيد." آنگاه سه بار ديگر می پرسد: "آيا پسر خطاب در ميان شما هست؟" و باز محمد می گويد: "جوابش ندهيد." ابوسفيان که جوابی نمی شنود به ياران خويش می گويد: "اينان کشته شده اند که اگر زنده بودند جواب ميدادند." ولی عمر که نميتواند مانند محمد، خواری پنهان کردن خود از دشمن را که بشدت مغاير با اخلاقيات و سنن شجاعت پيشه گی عرب بوده ، تحمل نمايد به صدا در آمده ميگويد: "دشمن خدا، دروغ گفتىِِ،ِ خدا کسانى را باقى داشته که ترا خوار کنند". ابوسفيان می گويد: " روزی در مقابل روز بدر و جنگ نوبت به نوبت است، کشتگان شما را مثله کرده اند، من نگفته بودم، اما بدم نيامد." ابو اسحاق می گويد: ابو سفيان به عمر می گويد: "بيا اينجا." و محمد گفت: "برو." وقتی عمر نزد ابوسفيان رفت، ابوسفيان باو گفت: "عمر ترا قسم می دهم به من بگو آيا محمد را کشته ايم؟." عمر می گويد: بخدا نه، هم اکنون او سخن ترا می گ شنود." آنگاه ابوسفيان که آهنگ رفتن کرده است بانگ بر می آورد: "سال آينده در بدر به هم می رسيم." محمد نيز می گويد که جواب دهيد: "بله، آنجا به هم می رسيم".
⇒ @ISLIE ⇐
🔆باين ترتيب، در جنگ احد، قريش، بر عکس جنگ بدر، بخاطر جدی گرفتن جنگ، سازماندهی و تدارک دقيق آن، اتخاذ تاکتیک های هوشمندانه توانستند مسلمانان را شکست دهند .
🔅متقابلا، مسلمانان نيز بخاطر کم اهميت دادن به قريش و اطمينان غير واقعی به پيروزی خود، اختلاف درونی، سهل انگاری و سرانجام فقدان ابتکار تاکتيکی در جنگ شکست خوردند.
🔰ابو سفيان که اکنون پيروز شده است دوباره دچار سهل انگاری می شود. چراکه اکنون که دشمن خود را شکست داده تار و مار کرده است، بجای آنکه تا نابودی کامل آنرا تعقيب نموده بطور کامل از ميان بردارد، تنها به وعده بازگشت در سال بعد بسنده ميکند. از اينرو، شب را در مسير راه به ميهمانی نزد بنی نضير مانده، روز بعد عازم مکه ميگردد
🔆در مدينه، محمد، اکنون که در جنگ شکست خورده، نه اختلافش با گروه منتقد و صلح طلب اُبَیّ که او را بخاطر خروج از مدينه و بکشته دادن برادران خود سرزنش می کنند (آيه ١۵۶از آل عمران) بیشتر میشود
🔅در مورد يهوديان و پاگانها هم، همانطور که محمد پيروزی در جنگ بدر را همچون دليلی بر پيامبری خود برخ آنان می کشيد، اکنون آنان نيز، شکست وی را بعنوان دليلی بر دروغگويی و کذب پيامبری اش انگشت ميگذاردند و بيش از گذشته او را مورد بی اعتمادی قرار ميدادند.
⇒ @ISLIE ⇐
🏵محمد که در نتيجه شکست احد موقعيتش در ميان مسلمانان و غير مسلمانان کاهش يافته بود، ناچار می شود برای پاسخ به وضع موجود و رفع شبهات حاصله در ميان مسلمانان، و برای توجيه شکست خود در جنگ احد و منزوی کردن منافقين، بيش از ۶٠آيه جديد بياورد.
📙 آيه های 62تا 160از سوره آل عمران.
📜"منافقان سست ايمان ... گويند اگر کار ما به وحی خدا و آئين حق بود شکست نميخورديم و گروهی در اينجا کشته نمی شديم. بگو ای پيغمبر اگر در خانه های خود هم می بوديد باز آنان که سرنوشتِ آنها در قضایِ الهی کشته شدن است از خانه به قتلگاه، البته، بپای خود بيرون می آمدند تا خدا آنچه در سينه دارند بيازمايد".
📘آل عمران، ،154قمشه ای .
📜"به حقيقتِ صدق، وعده خدا را، که شما را بر دشمنان غالب گرداند... تا اينکه در جنگ احد سستی کرده اختلاف انگيختيد .. (گروهی در پس غنيمت رفتيد) ... سپس شما را باز داشت تا
شما را بيازمايد".
📘آل عمران، آيه 152
📜"آيا هرگاه مصيبتی به شما رسيد (در جنگ احد) ... باز از روی تعجب گوئيد چرا بما که اهل ايمانيم (اين آسيب) رسيد؟ بگو ای پيغمبر، اين مصيبت از دست خود کشيديد که نافرمانی کرديد ... آنچه در روز احد هنگام مقابله دو صف به شما رسيد به قضای خدا و مشيت نافذ او بود تا آنکه بيازمايد اهل ايمان را تا معلوم شود حال آنانکه ثابت قدم در ايمانند و تا نيز معلوم شود حال آنهائی که در دين نفاق و دوروئی کردند".
📘آل عمران، ،166،167 ،165قمشه ای .
📜"ای گرويدگان به اسلام، شما همانند آنان که راه کفر و نفاق پيمودند نباشيد که گفتند اگر برادران و خويشان ما به سفر نرفته و يا به جنگ حاضر نمی شدند به چنگ مرگ نمی افتادند. اين آرزوهای باطل را خدا حسرت دل آنان خواهد کرد. خداست که زنده می کند و ميميراند.."
📘آل عمران، آيه ،156قمشه ای .
🌀جالب است که در اين آيه ها هرجا که مسلمانان مانند جنگ بدر پيروز می شده اند خواست خدا بوده و هرجا که شکست ميخورند تقصير خود آنان بوده است.❗️
⏪پست بعد غارت بنی نضیر
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
بزرگترین ترس در این دنیا
ترس از عقاید دیگران است
و زمانی که شما از عامه نترسید
دیگر یک گوسفند نیستید ، تبدیل
به یک شیر میشوید و یک غرش
عظیم در قلب شما برمیخیزد ،
«غـرش آزادی»
✍ اشو
➬ @ISLIE
ترس از عقاید دیگران است
و زمانی که شما از عامه نترسید
دیگر یک گوسفند نیستید ، تبدیل
به یک شیر میشوید و یک غرش
عظیم در قلب شما برمیخیزد ،
«غـرش آزادی»
✍ اشو
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➊➋】
💠اراضی و اموال يهوديان مجددا بدست نماينده خدا غصب می شود
♨️بنی نضیر
🌟محمد که اکنون در مدينه، با تکيه به نيروی مسلح خود، به نيروی زورگو و ستمگری تبديل شده، و هيچ چيز نميتواند او را از پيشبرد مطامع زورگويانه اش باز دارد، پس از غارت اموال بنی قَينُقاع، اينبار قصد چپاول بنی نضير، يکی ديگر از قبايل يهود را ميکند. بهانه او، اينبار، درخواست از بنی نضير، برای پرداخت خونبها برای دو قتلی است که به ناروا يکی از ياران محمد انجام داده است.
🖊داستان از اينقرار است که محمد، در ماه صفر، ۴ماه پس از جنگ احد، به توصيه "ابو بَراء عامر بن مالک" از روسای اهل نجد، يک گروه ۴٢نفره از مسلمانان را برای ترويج اسلام به آن منطقه ميفرستد. ولی گروه مسلمانان بلافاصله پس از رسيدن به نجد، همگی بجز يک تن از آنها که قادر به فرار می شود، بدست يکی ديگر از روسای نجد کشته ميشوند. فرد فراری که نامش "عَمرو بن اُمَيه" بوده، در راه بازگشت، دو تن از اعضای قبيله بنی عامر را به اشتباه و به ظن اينکه از توطئه کنندگان اند می کشد. محمد که بخاطر قرارداد دوستی با بنی عامر و به نقلی با آن دو مرد، ناچار به پرداخت خون بها به آنان می باشد، با گروهی از افراد خود نزد بنی نضير ميرود تا از آنها سهم خون بها بگيرد.
⇒ @ISLIE ⇐
🔷 البته، معلوم نيست برای چه محمد انتظار دارد که بنی نضير خون بهای قتلی را که مسلمانان مرتکب شده اند بپردازند؟
📜طبری می گويد"چون ميان بنی عامر و بنی نضير پيمان بود".
🔅در حالی که بنظر نمی آيد اين بنی نظير را موظف به پرداخت خون بها سازد.
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1054.
📜 ابن هشام علت را در اين ميداند که "قوم بنی نضير ... با سيد، عليه السلم،
عهد داشتند"و مقدسی نيز علت را در اين ميداند که "در پيمانی که ميان ايشان و پيامبر بود چنين آمده بود که يکديگر را مددکاری و ياری و فرياد رسی کنند و طرفين سختيهای يکديگر را متحمل شوند"،
📗ابن هشام، جلد دوم ، فارسي، ص . 713
📘 مقدسی مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص .697
🔆👆که در اين موارد نيز معلوم نيست منظور ابن هشام و مجلسی کدام پيمان است؟ پيمان مدينه؟ در پيمان مدينه آمده بود "هيچکس مسئول خطای متحد خود نيست." بنابراين، معلوم نيست چرا بنی نظير بايد جور خطای ياران محمد را بکشد.❓
🔶بعلاوه، طبق قرارداد مدينه هر قبيله ميبايست خون بهای خود را خود بپردازد، چنانکه در قرارداد نيز قيد شده بود که "مهاجرين قريش بنا بر رسوم خويش خونبها را در ميان خود می پردازند" و يهوديان مسئول مخارج خودند و مسلمانان نيز مخارج خود را خود ميپردازند.
🔰اما مهمتر از همه، با تجاوزات محمد به قبيله بنی قَينُقاع، غارت اموال، واداشتن شان به ترک ديار و خانه و زندگی خود، و بعد ترور دلخراش، ناجوانمردانه و جنايتکارانه "کعب بن اشرف"، شاعر بنی نضير (از جانبِ مادری) و "ابو رافع"، تاجر يهودی، و بدتر از همه، صدور فرمان قتل يهوديان، باز هم صحبت کردن از قرار داد و عهد، توسط راويان مسلمان، جز بی شرمی و بی پروائی خارق العاده در دروغگويی برای توجيه اعمال زور گويانه محمد، بيانگر چيز ديگری نيست. کعب ابن اشرف شاعر بنی نضير بود. بنابراين، اگر کسی قرار بود به کسی سهم خون بها بدهد، اين محمد بود که ميبايست به بنی نضير خون بها ميداد.
🔹بنابراين، خود تناقض گويی مورخين اسلامی در توضيح علت در خواست خون بها از بنی نضير، چنانکه در بالا مشاهده کرديم، دليل کافی بر بی پايه بودن اين در خواست و ساختگی بودن علل ادعايی مسلمين برای حقانيت آن می باشد.
🔹اين مسئله را "ابو هُرَيرَه" نیز طور دیگری نقل کرده. وی ميگويد:
📜"ما در مسجد بوديم که پيغمبر خدا آمد و گفت: بطرف يهود برويم. لذا ما با او رفتيم تا به "بيت اَلمِدرَس" رسيديم. پيغمبر در آنجا ايستاد و آنها را صدا زد و گفت: ای جمع يهود! به خدا تسليم شويد (اسلام را بپذيريد) و شما در امان خواهيد بود! آنها گفتند، ای ابوالقاسم، پيام خدا را دادی. پيغمبر خدا سپس به آنها گفت، من همين را می خواهم؛ اسلام را بپذيريد و در امان خواهيد بود. آنها گفتند، تو پيام خود را دادی ای ابوالقاسم. آنگاه پيغمبر خدا به آنها گفت، من همين را می خواهم و برای بار سوم کلامش را تکرار کرد و ادامه داد، بدانيد که زمين از آن خداست و من ميخواهم که شما را از اين خاک بيرون کنم، بنابراين هر کس از ميان شما که مالی دارد بايد آنرا بفروشد، در غير اينصورت، بدانيد که اين زمين به خدا تعلق دارد و پيغمبرش"
📗البخاری، جلد 4 ،ص 99.
📌بنابراين، بنا به نقل ابوهريره اساسا طور دیگری بوده
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠اراضی و اموال يهوديان مجددا بدست نماينده خدا غصب می شود
♨️بنی نضیر
🌟محمد که اکنون در مدينه، با تکيه به نيروی مسلح خود، به نيروی زورگو و ستمگری تبديل شده، و هيچ چيز نميتواند او را از پيشبرد مطامع زورگويانه اش باز دارد، پس از غارت اموال بنی قَينُقاع، اينبار قصد چپاول بنی نضير، يکی ديگر از قبايل يهود را ميکند. بهانه او، اينبار، درخواست از بنی نضير، برای پرداخت خونبها برای دو قتلی است که به ناروا يکی از ياران محمد انجام داده است.
🖊داستان از اينقرار است که محمد، در ماه صفر، ۴ماه پس از جنگ احد، به توصيه "ابو بَراء عامر بن مالک" از روسای اهل نجد، يک گروه ۴٢نفره از مسلمانان را برای ترويج اسلام به آن منطقه ميفرستد. ولی گروه مسلمانان بلافاصله پس از رسيدن به نجد، همگی بجز يک تن از آنها که قادر به فرار می شود، بدست يکی ديگر از روسای نجد کشته ميشوند. فرد فراری که نامش "عَمرو بن اُمَيه" بوده، در راه بازگشت، دو تن از اعضای قبيله بنی عامر را به اشتباه و به ظن اينکه از توطئه کنندگان اند می کشد. محمد که بخاطر قرارداد دوستی با بنی عامر و به نقلی با آن دو مرد، ناچار به پرداخت خون بها به آنان می باشد، با گروهی از افراد خود نزد بنی نضير ميرود تا از آنها سهم خون بها بگيرد.
⇒ @ISLIE ⇐
🔷 البته، معلوم نيست برای چه محمد انتظار دارد که بنی نضير خون بهای قتلی را که مسلمانان مرتکب شده اند بپردازند؟
📜طبری می گويد"چون ميان بنی عامر و بنی نضير پيمان بود".
🔅در حالی که بنظر نمی آيد اين بنی نظير را موظف به پرداخت خون بها سازد.
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1054.
📜 ابن هشام علت را در اين ميداند که "قوم بنی نضير ... با سيد، عليه السلم،
عهد داشتند"و مقدسی نيز علت را در اين ميداند که "در پيمانی که ميان ايشان و پيامبر بود چنين آمده بود که يکديگر را مددکاری و ياری و فرياد رسی کنند و طرفين سختيهای يکديگر را متحمل شوند"،
📗ابن هشام، جلد دوم ، فارسي، ص . 713
📘 مقدسی مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص .697
🔆👆که در اين موارد نيز معلوم نيست منظور ابن هشام و مجلسی کدام پيمان است؟ پيمان مدينه؟ در پيمان مدينه آمده بود "هيچکس مسئول خطای متحد خود نيست." بنابراين، معلوم نيست چرا بنی نظير بايد جور خطای ياران محمد را بکشد.❓
🔶بعلاوه، طبق قرارداد مدينه هر قبيله ميبايست خون بهای خود را خود بپردازد، چنانکه در قرارداد نيز قيد شده بود که "مهاجرين قريش بنا بر رسوم خويش خونبها را در ميان خود می پردازند" و يهوديان مسئول مخارج خودند و مسلمانان نيز مخارج خود را خود ميپردازند.
🔰اما مهمتر از همه، با تجاوزات محمد به قبيله بنی قَينُقاع، غارت اموال، واداشتن شان به ترک ديار و خانه و زندگی خود، و بعد ترور دلخراش، ناجوانمردانه و جنايتکارانه "کعب بن اشرف"، شاعر بنی نضير (از جانبِ مادری) و "ابو رافع"، تاجر يهودی، و بدتر از همه، صدور فرمان قتل يهوديان، باز هم صحبت کردن از قرار داد و عهد، توسط راويان مسلمان، جز بی شرمی و بی پروائی خارق العاده در دروغگويی برای توجيه اعمال زور گويانه محمد، بيانگر چيز ديگری نيست. کعب ابن اشرف شاعر بنی نضير بود. بنابراين، اگر کسی قرار بود به کسی سهم خون بها بدهد، اين محمد بود که ميبايست به بنی نضير خون بها ميداد.
🔹بنابراين، خود تناقض گويی مورخين اسلامی در توضيح علت در خواست خون بها از بنی نضير، چنانکه در بالا مشاهده کرديم، دليل کافی بر بی پايه بودن اين در خواست و ساختگی بودن علل ادعايی مسلمين برای حقانيت آن می باشد.
🔹اين مسئله را "ابو هُرَيرَه" نیز طور دیگری نقل کرده. وی ميگويد:
📜"ما در مسجد بوديم که پيغمبر خدا آمد و گفت: بطرف يهود برويم. لذا ما با او رفتيم تا به "بيت اَلمِدرَس" رسيديم. پيغمبر در آنجا ايستاد و آنها را صدا زد و گفت: ای جمع يهود! به خدا تسليم شويد (اسلام را بپذيريد) و شما در امان خواهيد بود! آنها گفتند، ای ابوالقاسم، پيام خدا را دادی. پيغمبر خدا سپس به آنها گفت، من همين را می خواهم؛ اسلام را بپذيريد و در امان خواهيد بود. آنها گفتند، تو پيام خود را دادی ای ابوالقاسم. آنگاه پيغمبر خدا به آنها گفت، من همين را می خواهم و برای بار سوم کلامش را تکرار کرد و ادامه داد، بدانيد که زمين از آن خداست و من ميخواهم که شما را از اين خاک بيرون کنم، بنابراين هر کس از ميان شما که مالی دارد بايد آنرا بفروشد، در غير اينصورت، بدانيد که اين زمين به خدا تعلق دارد و پيغمبرش"
📗البخاری، جلد 4 ،ص 99.
📌بنابراين، بنا به نقل ابوهريره اساسا طور دیگری بوده
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
شما نمیتوانید انسانی را «برده»
سازید ، مگر آنکه او را وادار کنید
احساس «گناه» کند !
احساس گناه «نیرنگی» است
که با آن میتوان هر کسی
را به «بردگی» درآورد !
✍ اشو
➬ @ISLIE
شما نمیتوانید انسانی را «برده»
سازید ، مگر آنکه او را وادار کنید
احساس «گناه» کند !
احساس گناه «نیرنگی» است
که با آن میتوان هر کسی
را به «بردگی» درآورد !
✍ اشو
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➋➋】
💠غارت قبلیه بنی نضیر و بیرون کردن انها از خانه هایشان
پس از اين واقعه(پست قبل)، محمد، که بهانه ای براى غارت اموال بنى نضير پيدا کرده باز ميگردد و قلعه بنى نضير را محاصره می کند. طبرى ميگويد:
📜"پس از آن پيمبر با ياران خويش سوى بنى نضير رفت که در قلعه ها حصارى شدند و پيمبر بگفت تا نخلهايشان را قطع کنند و آتش بزنند و يهودان بانگ زدند که اى محمد، تو از تباهكارى منع مى کردى و از تباه کاران عيب مى گرفتىِِِ،پس بريدن و سوزانيدن نخلها براى چيست؟"
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1054و 1055.
ابن هشام نيز نقل می کند:
📜..." و سيد عليه السلام، بفرمود تا آن درختهای خرما می بريدند، و ايشان از .(سر) قلعه آواز می دادند که يا محمد، تو ديگران می فرمائی که فساد مکنيد و خود چرا می کنی؟"
📗 ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 715.
🔹البته، محمد قبل از آنکه دست به محاصره بنی نضير بزند، توسط "محمد بن مَسلَمه" از قبيله اوس، متحد بنی نضير، برای آنها پيام ميدهد که ده روز وقت دارند که اموال و سلاحهای خود را بجا گذارده محل زندگی خود را برای هميشه ترک نمايند.
🔸جالب است که وقتی مَسلَمه پيام محمد را برای آنان می آورد، بنی نضيريان که باو اعتراض ميکنند که "هرگز فکر نمی کرديم يکی از مردم اوس (که متحد بنی نضير بودند) برای ما چنين پيامی بياورد". او نيز در جوابِ می گويد: "دلها دگرگون شده و اسلام پيمانها را از ميان برده است"، که اشاره به زير پا گذاشته شدن قرارداد مدينه توسط محمد و از ميان رفتن آن، چيزی که در قبل به آن اشاره شد، بوده است.
⇒ @ISLIE ⇐
🔷بهرحال بنی نضير از قبول درخواست محمد امتناع می ورزد. چرا که اُبَیّ مخفيانه برای آنان پيغام ميفرستد که تسليم نشويد که ما در کنار شمائيم و اگر از قلعه های خود بيرون بيائيد محمد همه شما را گردن ميزند. در ضمن، آنها را اميدوار می کند و به آنها می گويد که بنی قريظه، قبيله يهودی ديگر، و قبيله "غََطََفان"، متحد آنان، به آنها خواهند پيوست. بر اين اساس است که "حيی بن
اخطب" سرکرده بنی نضير تصميم به مقاومت ميگيرد و برای محمد پيام ميفرستد که "ما محل خود را ترک نمی کنيم، هر چه خواهی بکن." باين ترتيب بنی نضير محاصره می شود، و پس از ١۵روز مقاومت، وقتی که علی رغم وعدە اُبَیّ و غطفان، از هيچ جا به آنان کمک نميرسد، براى حفظ جانشان ناچار به تسليم می شوند. طبری می گويد:
📜 "وقتى نضيريان با زن و فرزند مى رفتند دف و مزمار مى زدند ... و چنان با فخر و گردن فرازى مى رفتند که کس نظير آن نديده بود... از بنى نضير کس مسلمان نشد مگر "يامين بن عُمَير و "ابوسعدبن وَهَب" که مسلمان شدند و اموالشان محفوظ ماند"
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص1058.
📜آنان از نفرت به حقی که از محمد و ستم گری های وی داشتند، قبل از رفتن "خانه های خود همه بدست خود خراب می کردند و درها می شکستند و رخنه َها در آن می کردند، از بهر آنکه تا مسلمانان (را) از آن راحتی نبوَد. بعد از آن، چون اينها کرده بودند، هر چهار پای که در قلعه بود برگرفتند و زن و فرزند در پيش کردند و بيرون آمدند. و بعضی به خيبر رفتند و بعضی به شام، و آن جايگاه مقام کردند".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص .715
❇️طبق اکثر روايات، اهل بنی نضير اجازه می يابند که تنها زنان و فرزندانشان را با خود ببرند و "مال و سلاحشان از آن پيمبر" شد. هر چند طبق روايتی، محمد "به هر سه نفرشان يک شتر و يک مشک داد"، يا طبق گفته زهری به آنها اجازه داد که "هر کدام بار يک شتر ببرند اما سلح نبرند."
📗طبری جلد سوم، فارسی، ص 1057.
🔰با غارت بنی نضير، به ثروت محمد بازهم اضافه می شود. چون در آيه ای بدستور خدا همه غنائم را به خاطر اين که کسی برای بدست آوردن آنها جنگی نکرده است، به شخص خود اختصاص ميدهد.
📜"آنچه را خدا از مال آنها (يهودان بنی نضير) به رسم غنيمت باز داد متعلق به رسول است که شما سپاهيان اسلام بر آن هيچ اسب و استر نتاختيد " (و آزار نبرد نکشيديد")
📘 سوره الحشر، آيه ،6قمشه ای .
⏪پست بعد : سعی در توجیه جنایت
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠غارت قبلیه بنی نضیر و بیرون کردن انها از خانه هایشان
پس از اين واقعه(پست قبل)، محمد، که بهانه ای براى غارت اموال بنى نضير پيدا کرده باز ميگردد و قلعه بنى نضير را محاصره می کند. طبرى ميگويد:
📜"پس از آن پيمبر با ياران خويش سوى بنى نضير رفت که در قلعه ها حصارى شدند و پيمبر بگفت تا نخلهايشان را قطع کنند و آتش بزنند و يهودان بانگ زدند که اى محمد، تو از تباهكارى منع مى کردى و از تباه کاران عيب مى گرفتىِِِ،پس بريدن و سوزانيدن نخلها براى چيست؟"
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1054و 1055.
ابن هشام نيز نقل می کند:
📜..." و سيد عليه السلام، بفرمود تا آن درختهای خرما می بريدند، و ايشان از .(سر) قلعه آواز می دادند که يا محمد، تو ديگران می فرمائی که فساد مکنيد و خود چرا می کنی؟"
📗 ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 715.
🔹البته، محمد قبل از آنکه دست به محاصره بنی نضير بزند، توسط "محمد بن مَسلَمه" از قبيله اوس، متحد بنی نضير، برای آنها پيام ميدهد که ده روز وقت دارند که اموال و سلاحهای خود را بجا گذارده محل زندگی خود را برای هميشه ترک نمايند.
🔸جالب است که وقتی مَسلَمه پيام محمد را برای آنان می آورد، بنی نضيريان که باو اعتراض ميکنند که "هرگز فکر نمی کرديم يکی از مردم اوس (که متحد بنی نضير بودند) برای ما چنين پيامی بياورد". او نيز در جوابِ می گويد: "دلها دگرگون شده و اسلام پيمانها را از ميان برده است"، که اشاره به زير پا گذاشته شدن قرارداد مدينه توسط محمد و از ميان رفتن آن، چيزی که در قبل به آن اشاره شد، بوده است.
⇒ @ISLIE ⇐
🔷بهرحال بنی نضير از قبول درخواست محمد امتناع می ورزد. چرا که اُبَیّ مخفيانه برای آنان پيغام ميفرستد که تسليم نشويد که ما در کنار شمائيم و اگر از قلعه های خود بيرون بيائيد محمد همه شما را گردن ميزند. در ضمن، آنها را اميدوار می کند و به آنها می گويد که بنی قريظه، قبيله يهودی ديگر، و قبيله "غََطََفان"، متحد آنان، به آنها خواهند پيوست. بر اين اساس است که "حيی بن
اخطب" سرکرده بنی نضير تصميم به مقاومت ميگيرد و برای محمد پيام ميفرستد که "ما محل خود را ترک نمی کنيم، هر چه خواهی بکن." باين ترتيب بنی نضير محاصره می شود، و پس از ١۵روز مقاومت، وقتی که علی رغم وعدە اُبَیّ و غطفان، از هيچ جا به آنان کمک نميرسد، براى حفظ جانشان ناچار به تسليم می شوند. طبری می گويد:
📜 "وقتى نضيريان با زن و فرزند مى رفتند دف و مزمار مى زدند ... و چنان با فخر و گردن فرازى مى رفتند که کس نظير آن نديده بود... از بنى نضير کس مسلمان نشد مگر "يامين بن عُمَير و "ابوسعدبن وَهَب" که مسلمان شدند و اموالشان محفوظ ماند"
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص1058.
📜آنان از نفرت به حقی که از محمد و ستم گری های وی داشتند، قبل از رفتن "خانه های خود همه بدست خود خراب می کردند و درها می شکستند و رخنه َها در آن می کردند، از بهر آنکه تا مسلمانان (را) از آن راحتی نبوَد. بعد از آن، چون اينها کرده بودند، هر چهار پای که در قلعه بود برگرفتند و زن و فرزند در پيش کردند و بيرون آمدند. و بعضی به خيبر رفتند و بعضی به شام، و آن جايگاه مقام کردند".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص .715
❇️طبق اکثر روايات، اهل بنی نضير اجازه می يابند که تنها زنان و فرزندانشان را با خود ببرند و "مال و سلاحشان از آن پيمبر" شد. هر چند طبق روايتی، محمد "به هر سه نفرشان يک شتر و يک مشک داد"، يا طبق گفته زهری به آنها اجازه داد که "هر کدام بار يک شتر ببرند اما سلح نبرند."
📗طبری جلد سوم، فارسی، ص 1057.
🔰با غارت بنی نضير، به ثروت محمد بازهم اضافه می شود. چون در آيه ای بدستور خدا همه غنائم را به خاطر اين که کسی برای بدست آوردن آنها جنگی نکرده است، به شخص خود اختصاص ميدهد.
📜"آنچه را خدا از مال آنها (يهودان بنی نضير) به رسم غنيمت باز داد متعلق به رسول است که شما سپاهيان اسلام بر آن هيچ اسب و استر نتاختيد " (و آزار نبرد نکشيديد")
📘 سوره الحشر، آيه ،6قمشه ای .
⏪پست بعد : سعی در توجیه جنایت
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜