⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【40】
💠جنگ خیبر و قلع و قمع باقیماده قبایل یهود (قسمت سه)
🔹 پس از فتح قلعه های ناعم و قموص که بدون زحمت بودند نوبت به قلعه صعب بن معاذ رسيد که در آن ثروت بيشتری نيز نهفته بود. اين قلعه نير پس از مختصر جنگی باز شد و ثروت آن که دسترنج ساليان سال کار و زحمت ساکنان آن بود ميان غارتگران مسلمان تقسيم گشت. بهمراه آن، قلعه هاى شقِ ،نطاه و آتيبه نيز به تصرف در آمدند.
🔸آنگاه، نوبت به دو قلعه وَطيع و سُلالِِم که "از همه حِصن های خيبر... محکم تر بود و مردم بسيار در آن هر دو حِصن بودند" ميرسد، که اين دو نيز پس از جنگهای تن به تنی که قبل از آغاز جنگ، در بيشتر جنگها رايج بود، سرانجام، پس از ده روز محاصره و جنگ و زد و خورد به تصرف مسلمانان در ميآيد.
⇒ @ISLIE ⇐
🔹سرانجام، نوبت به خود قلعه خيبر ميرسد. محمد ابتدا ابوبکر و روز بعد عمر را برای فتح آن می فرستد. ولی آنها هر يک بی نتيجه باز می گردند. سرانجام، علی را اعزام ميدارد که وی بنا به روايات راويان اغراق گوی مسلمان درِ آنرا با بازوی خود از جا کنده، قلعه را به تصرف خود در می آورد.
📜بدنبال گشوده شدن خيبر بدست علی، "پيامبر شروع کرد به گرفتن خانه ها و املاکی که از همه نزديک تر به او بودند". .بعلاوه، "بعضی که زينهار خواستند ايشان را زينهار داد و بعضی که زينهار نخواستند آنها را به قتل آورد"
📗Bukhari, V5B59N512.
📘 ابن هشام، جلد دوم، ص 831.
📜آنها که زينهار خواسته از اينرو اسير شده بودند "گفتند که: ما عمارت ضياعهای خيبر بهتر توانيم کردن، و التماس کردند سيد، عليه السلام، ايشان را رها کند و هم در خيبر می باشند و عمارت و زراعت زمين خيبر می کنند بقاعده خود و ايشان را نيمه ای از ثمار آن باشد و ديگر ارتفاعها می دهند؛ و سيد ، عليه السلام، بدين موجب رضا داد و تقرير با ايشان نبشت بشرط آنکه هر
گاه که خواهد ايشان را از خيبر بيرون کند".
📗ابن هشام، جلد دوم، ص 832
📘 طبری، جلد سوم، فارسي، ص 1149؛
📕بلاذوری، فتوح البلدان، ص 37.
❇️باين ترتيب، يهوديان خيبر که تا ديروز صاحب زمينهای خود بودند، اکنون ناچار بودند بر روی زمينهای خود بعنوان سرف و رعيت محمد و اطرافيان او کار نموده به استثمار وی در آيند. اين نيز مجازات خدای محمد برای انسان هائی بود که قصدشان زندگی از طريق کار و زحمت شرافتمندانه بر روی زمين هايشان بود، و چون حاضر به قبول بردگی او نشده بودند اکنون ناچار بودند به بردگی فئودالی برای نماينده او محمد تن در دهند.
🔰اين فئوداليسم عشيرتی که محمد شخصا بانی آن، و يا اگر هم از قبل وجود داشت وی ادامه دهنده آن در عربستان بود، حتی از بردگی فئودالی معمولی که بعدا در اروپا و نقاط ديگر رايج می شود خشن تر و عقب افتاده تر بود. زيرا در حاليکه در آنها ارباب حق بيرون کردن رعيت و حتی فرزندان او از زمين را در تمام عمر و حتی پس از آن نداشت ،در اينجا محمد بخود حق ميداد و آنرا کتبا در قرارداد نيز قيد می کند که هر زمان که می خواست آنها را از روی زمين به بيرون بياندازد
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠جنگ خیبر و قلع و قمع باقیماده قبایل یهود (قسمت سه)
🔹 پس از فتح قلعه های ناعم و قموص که بدون زحمت بودند نوبت به قلعه صعب بن معاذ رسيد که در آن ثروت بيشتری نيز نهفته بود. اين قلعه نير پس از مختصر جنگی باز شد و ثروت آن که دسترنج ساليان سال کار و زحمت ساکنان آن بود ميان غارتگران مسلمان تقسيم گشت. بهمراه آن، قلعه هاى شقِ ،نطاه و آتيبه نيز به تصرف در آمدند.
🔸آنگاه، نوبت به دو قلعه وَطيع و سُلالِِم که "از همه حِصن های خيبر... محکم تر بود و مردم بسيار در آن هر دو حِصن بودند" ميرسد، که اين دو نيز پس از جنگهای تن به تنی که قبل از آغاز جنگ، در بيشتر جنگها رايج بود، سرانجام، پس از ده روز محاصره و جنگ و زد و خورد به تصرف مسلمانان در ميآيد.
⇒ @ISLIE ⇐
🔹سرانجام، نوبت به خود قلعه خيبر ميرسد. محمد ابتدا ابوبکر و روز بعد عمر را برای فتح آن می فرستد. ولی آنها هر يک بی نتيجه باز می گردند. سرانجام، علی را اعزام ميدارد که وی بنا به روايات راويان اغراق گوی مسلمان درِ آنرا با بازوی خود از جا کنده، قلعه را به تصرف خود در می آورد.
📜بدنبال گشوده شدن خيبر بدست علی، "پيامبر شروع کرد به گرفتن خانه ها و املاکی که از همه نزديک تر به او بودند". .بعلاوه، "بعضی که زينهار خواستند ايشان را زينهار داد و بعضی که زينهار نخواستند آنها را به قتل آورد"
📗Bukhari, V5B59N512.
📘 ابن هشام، جلد دوم، ص 831.
📜آنها که زينهار خواسته از اينرو اسير شده بودند "گفتند که: ما عمارت ضياعهای خيبر بهتر توانيم کردن، و التماس کردند سيد، عليه السلام، ايشان را رها کند و هم در خيبر می باشند و عمارت و زراعت زمين خيبر می کنند بقاعده خود و ايشان را نيمه ای از ثمار آن باشد و ديگر ارتفاعها می دهند؛ و سيد ، عليه السلام، بدين موجب رضا داد و تقرير با ايشان نبشت بشرط آنکه هر
گاه که خواهد ايشان را از خيبر بيرون کند".
📗ابن هشام، جلد دوم، ص 832
📘 طبری، جلد سوم، فارسي، ص 1149؛
📕بلاذوری، فتوح البلدان، ص 37.
❇️باين ترتيب، يهوديان خيبر که تا ديروز صاحب زمينهای خود بودند، اکنون ناچار بودند بر روی زمينهای خود بعنوان سرف و رعيت محمد و اطرافيان او کار نموده به استثمار وی در آيند. اين نيز مجازات خدای محمد برای انسان هائی بود که قصدشان زندگی از طريق کار و زحمت شرافتمندانه بر روی زمين هايشان بود، و چون حاضر به قبول بردگی او نشده بودند اکنون ناچار بودند به بردگی فئودالی برای نماينده او محمد تن در دهند.
🔰اين فئوداليسم عشيرتی که محمد شخصا بانی آن، و يا اگر هم از قبل وجود داشت وی ادامه دهنده آن در عربستان بود، حتی از بردگی فئودالی معمولی که بعدا در اروپا و نقاط ديگر رايج می شود خشن تر و عقب افتاده تر بود. زيرا در حاليکه در آنها ارباب حق بيرون کردن رعيت و حتی فرزندان او از زمين را در تمام عمر و حتی پس از آن نداشت ،در اينجا محمد بخود حق ميداد و آنرا کتبا در قرارداد نيز قيد می کند که هر زمان که می خواست آنها را از روی زمين به بيرون بياندازد
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➊➍】
💠غارت اموال مردم بیگناه خیبر
🔹 اموال و ثروتهای منقول نيز بعنوان غنائم جنگی ميان محمد و اطرافيان غارتگر وی بشرح زير تقسيم ميگردد. چنانکه ابن هشام توضيح می دهد، "سيد، عليه السلام، چون خيبر بگشود، خمسی از غنائم خود را برگرفت و باقی ميان مسلمانان بهزار و هشتصد سهم قسمت کرد، از بهر آنکه هشده امير بودند و هر اميری صد سوار و پياده داشت. و چند امير از مهاجران بودند مثل عمر، و علی، و طلحه، و زبير، و عبدالرحمان بن عوف؛ و باقی از انصار بودند. و خمسی که خود برگرفت ميان زنان خود و خويشان و اهل بيت قسمت کرد".
📗 ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 844.
⇒ @ISLIE ⇐
🔆اهل فدک نيز که روستای بسيار آباد و حاصلخيزی بود، وقتی که پايان کار يهوديان و خيبر را ديدند، پيش دستی کرده، قبل از آنکه سپاهيان محمد به مرزهای آنها برسد، تسليم محمد شده و خواهان برقراری همان قرار فئودالی محمد با خيبريان می شوند. با اينحال، از آنجا که فدک خود را داوطلبانه به محمد تسليم کرده بود و سربازان محمد در فتح آن نقشی ايفا نکرده بودند ، يک کاسه، با زمينهای آباد و حاصلخيزش که برعکس زمين های خيبر حتی از لگدکوب سم سواران نيز در امان مانده بود، به شخص محمد تعلق ميگيرد.
📜"و فدک خاص ازانِ پيغمبر، علیه السلام، بود، از بهر آنکه جنگی نکرده بودند و آن را بداده بودند".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 831.
📜ابن اسحاق نيز مى گويد وقتى در جنگ خيبر قرار شد که نيمى از محصول به محمد تعلق گيرد. "بنابراين فدك [نيز] به ملك شخصى محمد تبديل شد چون مورد حمله شتر و اسب قرار نگرفته بود".
📗Ibne Ushaq, The life of Muhammad, English, p. 523.
وی در ضمن می گويد:
📜"وقتی که غنائم خيبر تقسيم شد، شَق و نَطا به مسلمانان داده شد، در حاليکه کَتيبَه به ۵قسمت منقسم گشت: خمس سهم خدا (که تحت نظارت محمد قرار می گرفت)؛ خمس سهم پيامبر؛ سهم نزديکان وی (خاندان و تبار محمد)؛ سهمی که برای نگهداری زنان او اختصاص می يافت ( که در اين مورد اکنون گزارش دقيقی موجود است)؛ و مبلغی که به کسانی که بعنوان واسطه در مذاکرات صلح با فدکيان عمل کرده ( و پيامبر را قادر ساخته بودند تا بر کل غنائم چنگ اندازد) تعلق می گرفت.
📗Ibne Ushaq, The life of Muhammad, English, p. 523.
🔰البته، اينها همه بنا به ميل محمد و خواست و سليقه او انجام می گيرد. چنانکه خدا در آيه ای نحوه تقسيم غنائم را بطور کامل در اختيار او گذارده و مسلمانان را به پيروی بی چون و چرا در اين مورد دعوت نموده است.
📜"و آنچه ترا که خدا از مال آنها (يعنی يهودان بنی نضير) به رسم غنيمت بازداد متعلق برسول است "و آنچه را که خدا از مال آنها (يعنی يهوديان بنی نضير) به رسم غنيمت باز داد متعلق برسول است که شما سپاهيان اسلام بر آن هيچ اسب و استری نتاختيد (و آزار کارزار نکشيديد) وليکن خدا رسولانش را بر هر که خواهد مسلط می گرداند و خدا بر هر چيز تواناست"
📗سوره الحشر، آيه6.
ابن اسحاق ادامه ميدهد:
📜"آنگاه پيامبر غنائم را ميان اقوام خويش ، زنانش، و مردان و زنان ديگر تقسيم کرد. او به دخترش فاطمه ٢٠٠سهم، به علی ١٠٠ ،به عثمان ٢۵٠ ،به عايشه ٢٠٠ ،به ابابکر ١٠٠سهم و ... داد. بنام خدا- اين صورت آنچه است که محمدِ پيامبر به زنان اش از خرما و آرد داد: ١٨٠ بار".
📗 Ibne Ushaq, The life of Muhammad, English, p. 522.
🎯باين ترتيب، اموال مردم بی گناه ميان اقوام محمد تقسيم می گردد و علاوه بر آن املاک و زمين های آنها منجمله فدک تماما به مالکيت شخص محمد در می آيد. البته بعدا عمر، وقتی بخلافت ميرسد، بنا به استناد محمد که زمانى گفته بود "در جزيرة العرب دو دين با هم نباشند" سرانجام يهوديان را بدست محمد رعيت زمين های خودشان شده بودند، برای هميشه از اين زمين ها بيرون می ريزد،
📗طبری، جلد سوم، ص1155 .
🔅و باين ترتيب، داستان يهوديان در عربستان مرکزی به پايان خود ميرسد.
در روز فتح خيبر، ١۶تن از مسلمانان مهاجر به حبشه به مدينه باز می گردند. بی شک باز گشتن آنها بخاطر سهم بردن از چپاولی سود آوريست که محمد و يارانش به آن مشغول می باشند.
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠غارت اموال مردم بیگناه خیبر
🔹 اموال و ثروتهای منقول نيز بعنوان غنائم جنگی ميان محمد و اطرافيان غارتگر وی بشرح زير تقسيم ميگردد. چنانکه ابن هشام توضيح می دهد، "سيد، عليه السلام، چون خيبر بگشود، خمسی از غنائم خود را برگرفت و باقی ميان مسلمانان بهزار و هشتصد سهم قسمت کرد، از بهر آنکه هشده امير بودند و هر اميری صد سوار و پياده داشت. و چند امير از مهاجران بودند مثل عمر، و علی، و طلحه، و زبير، و عبدالرحمان بن عوف؛ و باقی از انصار بودند. و خمسی که خود برگرفت ميان زنان خود و خويشان و اهل بيت قسمت کرد".
📗 ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 844.
⇒ @ISLIE ⇐
🔆اهل فدک نيز که روستای بسيار آباد و حاصلخيزی بود، وقتی که پايان کار يهوديان و خيبر را ديدند، پيش دستی کرده، قبل از آنکه سپاهيان محمد به مرزهای آنها برسد، تسليم محمد شده و خواهان برقراری همان قرار فئودالی محمد با خيبريان می شوند. با اينحال، از آنجا که فدک خود را داوطلبانه به محمد تسليم کرده بود و سربازان محمد در فتح آن نقشی ايفا نکرده بودند ، يک کاسه، با زمينهای آباد و حاصلخيزش که برعکس زمين های خيبر حتی از لگدکوب سم سواران نيز در امان مانده بود، به شخص محمد تعلق ميگيرد.
📜"و فدک خاص ازانِ پيغمبر، علیه السلام، بود، از بهر آنکه جنگی نکرده بودند و آن را بداده بودند".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 831.
📜ابن اسحاق نيز مى گويد وقتى در جنگ خيبر قرار شد که نيمى از محصول به محمد تعلق گيرد. "بنابراين فدك [نيز] به ملك شخصى محمد تبديل شد چون مورد حمله شتر و اسب قرار نگرفته بود".
📗Ibne Ushaq, The life of Muhammad, English, p. 523.
وی در ضمن می گويد:
📜"وقتی که غنائم خيبر تقسيم شد، شَق و نَطا به مسلمانان داده شد، در حاليکه کَتيبَه به ۵قسمت منقسم گشت: خمس سهم خدا (که تحت نظارت محمد قرار می گرفت)؛ خمس سهم پيامبر؛ سهم نزديکان وی (خاندان و تبار محمد)؛ سهمی که برای نگهداری زنان او اختصاص می يافت ( که در اين مورد اکنون گزارش دقيقی موجود است)؛ و مبلغی که به کسانی که بعنوان واسطه در مذاکرات صلح با فدکيان عمل کرده ( و پيامبر را قادر ساخته بودند تا بر کل غنائم چنگ اندازد) تعلق می گرفت.
📗Ibne Ushaq, The life of Muhammad, English, p. 523.
🔰البته، اينها همه بنا به ميل محمد و خواست و سليقه او انجام می گيرد. چنانکه خدا در آيه ای نحوه تقسيم غنائم را بطور کامل در اختيار او گذارده و مسلمانان را به پيروی بی چون و چرا در اين مورد دعوت نموده است.
📜"و آنچه ترا که خدا از مال آنها (يعنی يهودان بنی نضير) به رسم غنيمت بازداد متعلق برسول است "و آنچه را که خدا از مال آنها (يعنی يهوديان بنی نضير) به رسم غنيمت باز داد متعلق برسول است که شما سپاهيان اسلام بر آن هيچ اسب و استری نتاختيد (و آزار کارزار نکشيديد) وليکن خدا رسولانش را بر هر که خواهد مسلط می گرداند و خدا بر هر چيز تواناست"
📗سوره الحشر، آيه6.
ابن اسحاق ادامه ميدهد:
📜"آنگاه پيامبر غنائم را ميان اقوام خويش ، زنانش، و مردان و زنان ديگر تقسيم کرد. او به دخترش فاطمه ٢٠٠سهم، به علی ١٠٠ ،به عثمان ٢۵٠ ،به عايشه ٢٠٠ ،به ابابکر ١٠٠سهم و ... داد. بنام خدا- اين صورت آنچه است که محمدِ پيامبر به زنان اش از خرما و آرد داد: ١٨٠ بار".
📗 Ibne Ushaq, The life of Muhammad, English, p. 522.
🎯باين ترتيب، اموال مردم بی گناه ميان اقوام محمد تقسيم می گردد و علاوه بر آن املاک و زمين های آنها منجمله فدک تماما به مالکيت شخص محمد در می آيد. البته بعدا عمر، وقتی بخلافت ميرسد، بنا به استناد محمد که زمانى گفته بود "در جزيرة العرب دو دين با هم نباشند" سرانجام يهوديان را بدست محمد رعيت زمين های خودشان شده بودند، برای هميشه از اين زمين ها بيرون می ريزد،
📗طبری، جلد سوم، ص1155 .
🔅و باين ترتيب، داستان يهوديان در عربستان مرکزی به پايان خود ميرسد.
در روز فتح خيبر، ١۶تن از مسلمانان مهاجر به حبشه به مدينه باز می گردند. بی شک باز گشتن آنها بخاطر سهم بردن از چپاولی سود آوريست که محمد و يارانش به آن مشغول می باشند.
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜