در طول قرون، قوی ضعیف را از بین برد.
زیرک و سنگدل،کودن و معصوم را فریفت و
برده خود نمود! و هیچگاه دیده نشدکه هیچ
خدایی به یاری ستمدیدگان بشتابد!
✍ رابرت_اینگرسول
➬ @ISLIE
در طول قرون، قوی ضعیف را از بین برد.
زیرک و سنگدل،کودن و معصوم را فریفت و
برده خود نمود! و هیچگاه دیده نشدکه هیچ
خدایی به یاری ستمدیدگان بشتابد!
✍ رابرت_اینگرسول
➬ @ISLIE
عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت
او ندانست که در ترک تمناست بهشت
این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
✍صائب_تبریزی
➬ @ISLIE
او ندانست که در ترک تمناست بهشت
این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
✍صائب_تبریزی
➬ @ISLIE
Forwarded from 🔅°• ムŋイɨ イɦεɨⓢイ •°🔅
⚜بـرگزاری مناظره⚜
🔅موضوع مناظره:
🔅آثار روانی خداناباوری در افراد
🔅طرفین مناظره:
👤Abt1n
👤احسان کیانی
⏰سه شنبه ساعت ۲۳:۰۰
🌹 همراه ما باشید
🆔https://telegram.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
🔅موضوع مناظره:
🔅آثار روانی خداناباوری در افراد
🔅طرفین مناظره:
👤Abt1n
👤احسان کیانی
⏰سه شنبه ساعت ۲۳:۰۰
🌹 همراه ما باشید
🆔https://telegram.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
Forwarded from کتابخانهٔ خرد و اندیشه
#معرفی_کتاب
📚 @ktyab
📔 منازعه با دین
✍ پروفسور دکتر ریچارد داوکینز
♻️ برگردان محمدپارسا زاهدی فر
✴️ پاراگرافی زیبا و قابل تامل در ابتدای کتاب آمده است:
💠 ريچارد داوکينز، که بخاطر کتاب ھايش در زمينه ی تکامل و فرگشت معروف است، در مباحثه ای با
اسقف شھر يورک (York)، دکتر جان ھابگود (Habgood John. Dr)، در خصوص وجود خدا
در جشنواره ی علمی ادينبورگ (Edinburgh) در عيد پاک سال قبل ( عيد پاک سال ۹۳ ) شرکت
نمود.
خبرگذار علمی شاھد بحث گزارش می داد که
ريچارد داوکينز "نابود " گر ً صريحا اعتقاد داشت
"که از خدا بايد بھمان شکل سخن گفت که از بابانوئل يا جن و پری گفته می شود". خبرنگار بطور
اتفاقی اعلان امتياز کشيش ناظر منازعه را شنيد که با ناراحتی گفت : "داوکينز ، ١٠ اسقف صفر."
📚 @ktyab
💠 سپس ادامه میدهد:
افراد مذھبی ھنگام مقابله با علم به سه دسته تقسيم میشوند. من میخواهم
آنها را با عناوين "نفھم ها" ، "عالم نماها" ، و "بحث ناپدیرها" لقب بدھم.
به گمانم دکتر «جان ھابگود» اسقف شھر ي «یورک» احتمالا از دسته سوم باشد.
بنابراين می خواھم صحبت ھايم را از آن دسته شروع کنم.
💠 و این چنین، این کتاب به سه سر فصل اصلی تفسیم میشود.
قلم شیوای دکتر داوکینز بهمراه ترجمه عالی، مطمعنا بار علمی و شناخت و درک زیادی را در اختیار خواننده قرار میدهد.
📚 @ktyab
#علمی
#مناظره
#منازعه_با_دین
#ریچارد_داوکینز
#انسان_شناسی
❇️این کتاب ارزشمند را بخوانید پ با دوستانتان به اشتراک بگذارید♻️✅
📚 @ktyab
کتابخانه مجموعه فرآگاهی دروغهاوخرافات🌍
🌐 @khod2
🌓 @islie
📚 @ktyab
✍ @arkiv
bit.ly/2w5oQqw
🔰🔰🔰
📚 @ktyab
📔 منازعه با دین
✍ پروفسور دکتر ریچارد داوکینز
♻️ برگردان محمدپارسا زاهدی فر
✴️ پاراگرافی زیبا و قابل تامل در ابتدای کتاب آمده است:
💠 ريچارد داوکينز، که بخاطر کتاب ھايش در زمينه ی تکامل و فرگشت معروف است، در مباحثه ای با
اسقف شھر يورک (York)، دکتر جان ھابگود (Habgood John. Dr)، در خصوص وجود خدا
در جشنواره ی علمی ادينبورگ (Edinburgh) در عيد پاک سال قبل ( عيد پاک سال ۹۳ ) شرکت
نمود.
خبرگذار علمی شاھد بحث گزارش می داد که
ريچارد داوکينز "نابود " گر ً صريحا اعتقاد داشت
"که از خدا بايد بھمان شکل سخن گفت که از بابانوئل يا جن و پری گفته می شود". خبرنگار بطور
اتفاقی اعلان امتياز کشيش ناظر منازعه را شنيد که با ناراحتی گفت : "داوکينز ، ١٠ اسقف صفر."
📚 @ktyab
💠 سپس ادامه میدهد:
افراد مذھبی ھنگام مقابله با علم به سه دسته تقسيم میشوند. من میخواهم
آنها را با عناوين "نفھم ها" ، "عالم نماها" ، و "بحث ناپدیرها" لقب بدھم.
به گمانم دکتر «جان ھابگود» اسقف شھر ي «یورک» احتمالا از دسته سوم باشد.
بنابراين می خواھم صحبت ھايم را از آن دسته شروع کنم.
💠 و این چنین، این کتاب به سه سر فصل اصلی تفسیم میشود.
قلم شیوای دکتر داوکینز بهمراه ترجمه عالی، مطمعنا بار علمی و شناخت و درک زیادی را در اختیار خواننده قرار میدهد.
📚 @ktyab
#علمی
#مناظره
#منازعه_با_دین
#ریچارد_داوکینز
#انسان_شناسی
❇️این کتاب ارزشمند را بخوانید پ با دوستانتان به اشتراک بگذارید♻️✅
📚 @ktyab
کتابخانه مجموعه فرآگاهی دروغهاوخرافات🌍
🌐 @khod2
🌓 @islie
📚 @ktyab
✍ @arkiv
bit.ly/2w5oQqw
🔰🔰🔰
Forwarded from کتابخانهٔ خرد و اندیشه
@ktyabمنازعه با دین.pdf
147 KB
نام: منازعه با دین
نویسنده:ریچارد داوکینز
ترجمه پارسازاهدی فر
#علمی
#ریچارد_داوکینز
بررسی مواجهه انسان با دین
حجم147KB
این کتاب ارزشمندرابه اشتراک بگذارید♻️✅
🌐 @islie کتابخانه مجموعه
📚 @ktyab
نویسنده:ریچارد داوکینز
ترجمه پارسازاهدی فر
#علمی
#ریچارد_داوکینز
بررسی مواجهه انسان با دین
حجم147KB
این کتاب ارزشمندرابه اشتراک بگذارید♻️✅
🌐 @islie کتابخانه مجموعه
📚 @ktyab
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➑➍】
💠فتح مکه (قسمت دو)
✔️همانطور که پست قبل گفته شدآنچه را که محمد در ١٧سال قبل نتوانسته بود از طريق استدلال و منطق به اشرافيت مکه بقبولاند، اکنون بزور شمشير به باور آنها در می آورد.
🔆آنگاه عباس به محمد می گويد: "يا رسول الله، ابو سفيان مردی است که منصب دوست ميدارد و جاه می ورزد، اکنون در حق وی بتخصيص منصبی بفرمای." و محمد ميگويد: "چنين کنم." بعد از آن گفت: "هر کی پناه به سرای ابو سفيان برد ايمن باشد".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص .876
⇒ @ISLIE ⇐
🔅بعدا، محمد برای افراد سپاه خود که در اثر سازش محمد و قريش از غارت مکه محروم شده اند مبلغ زيادی پول از اشراف قريش بقرض ميگيرد، و ميان دو هزار تن از افراد خود تقسيم ميکند. اينکه آيا اين نيز جزئی از توافق ميان محمد و ابوسفيان بوده، و يا بعدا و جدا از اين توافق اوليه محمد بآن دست ميازد، ما نميدانيم. همين قدر، اين باجی است که قريش در قبال جان بدر بردن از غارت شدن بدست جندالله به نماينده خدا ميپردازند. از اينرو، به هر يک از مسلمين ١۵درهم ميرسد.
📗- Rodinson Maxime, muhammad, in English, p. 262.
📘 ابن هشام، جلد دوم، ص .878
📜بدنبال آن، سپاه محمد از چهارطرف وارد مکه می شود، و تنها مقاومتی که در برابر وی می شود از جانب "صَفوان بن اُمَيه"، "عِکرَمَة بن اَبی جهل" و "سُهيل بن عَمرو"، از مهتران قريش بوده است که با گروهی به يکی از کوه های مکه رفته راه را بر يکی از دستجات چهارگانه ارتش محمد می بندند که مقاومتشان در پی جنگی سخت باخالدبن وليد و سپاه تحت فرماندهی او در هم شکسته و با بجا ماندن کشتگانی ار هر دو طرف به هزيمت می روند.
📗 ابن هشام، جلد دوم، ص .879
☠به اين ترتيب، مکیان اعلام ميکنند که حاضرند با نيروی تازه ای که يافته اند، تحت فرماندهی محمد و اشرافيت قريش که اکنون به آنها پيوسته است بقيه عربستان و بسياری از سرزمين های ديگر جهان را برای فرونشاندن عطش سيری ناپذير الله، بخاک و خون بکشند.
🔅سپس محمد پس از چند روز به زيارت خانه کعبه می رود، و سوار بر شتر خود "راحله"، هفت بار طواف ميدهد و هر بار بهنگام گذشتن از کنار حجر السود نيزه ای را که در دست داشت به آن ميمالد. سپس کليد خانه کعبه را از "عثمان بن طَلحه" که کليد دار خانه کعبه بوده است طلب ميکند. در را باز و بدرون کعبه ميرود و صورتهائی را که "از چوب پرداخته بودند بر مثال کبوتر و در ميان خانه کعبه نهاده بودند... همه را خرد [ميکند] و بدست خود از خانه بيرون" می اندازد. همينطور، دستور ميدهد که تصاوير ابراهيم و خدايان و بتهای ديگر را در کعبه که در کنار يکديگر بودند پاک نمايند، و بدنبال آن اين آيه را می آورد:
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 884.
📜"ابراهيم به آئين يهود و نصارا نبود. و ليکن به دين حنيفِ توحيد و اسلام بود و هرگز از آنان که بخدا شرک ارند نبود".
📗سوره آل عمران، آيه ،76قمشه ای.
🔹آنگاه با چوبی که در دست داشت، در حاليکه به بتهايی که در اطراف کعبه قرار داشتند اشاره نموده آنها را به زمين می انداخت، آيه ای را که در آن می گويد، "حق آمد و باطل از ميان رفت "... بزبان می آورد
📗سورة الَسراء، آيه ،81
📘مقدسی آفرينش و تاريخ، ص . 711
⏪پست بعد : فتح مکه شکست یا پیروزی بزرگی برای قریش؟
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠فتح مکه (قسمت دو)
✔️همانطور که پست قبل گفته شدآنچه را که محمد در ١٧سال قبل نتوانسته بود از طريق استدلال و منطق به اشرافيت مکه بقبولاند، اکنون بزور شمشير به باور آنها در می آورد.
🔆آنگاه عباس به محمد می گويد: "يا رسول الله، ابو سفيان مردی است که منصب دوست ميدارد و جاه می ورزد، اکنون در حق وی بتخصيص منصبی بفرمای." و محمد ميگويد: "چنين کنم." بعد از آن گفت: "هر کی پناه به سرای ابو سفيان برد ايمن باشد".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص .876
⇒ @ISLIE ⇐
🔅بعدا، محمد برای افراد سپاه خود که در اثر سازش محمد و قريش از غارت مکه محروم شده اند مبلغ زيادی پول از اشراف قريش بقرض ميگيرد، و ميان دو هزار تن از افراد خود تقسيم ميکند. اينکه آيا اين نيز جزئی از توافق ميان محمد و ابوسفيان بوده، و يا بعدا و جدا از اين توافق اوليه محمد بآن دست ميازد، ما نميدانيم. همين قدر، اين باجی است که قريش در قبال جان بدر بردن از غارت شدن بدست جندالله به نماينده خدا ميپردازند. از اينرو، به هر يک از مسلمين ١۵درهم ميرسد.
📗- Rodinson Maxime, muhammad, in English, p. 262.
📘 ابن هشام، جلد دوم، ص .878
📜بدنبال آن، سپاه محمد از چهارطرف وارد مکه می شود، و تنها مقاومتی که در برابر وی می شود از جانب "صَفوان بن اُمَيه"، "عِکرَمَة بن اَبی جهل" و "سُهيل بن عَمرو"، از مهتران قريش بوده است که با گروهی به يکی از کوه های مکه رفته راه را بر يکی از دستجات چهارگانه ارتش محمد می بندند که مقاومتشان در پی جنگی سخت باخالدبن وليد و سپاه تحت فرماندهی او در هم شکسته و با بجا ماندن کشتگانی ار هر دو طرف به هزيمت می روند.
📗 ابن هشام، جلد دوم، ص .879
☠به اين ترتيب، مکیان اعلام ميکنند که حاضرند با نيروی تازه ای که يافته اند، تحت فرماندهی محمد و اشرافيت قريش که اکنون به آنها پيوسته است بقيه عربستان و بسياری از سرزمين های ديگر جهان را برای فرونشاندن عطش سيری ناپذير الله، بخاک و خون بکشند.
🔅سپس محمد پس از چند روز به زيارت خانه کعبه می رود، و سوار بر شتر خود "راحله"، هفت بار طواف ميدهد و هر بار بهنگام گذشتن از کنار حجر السود نيزه ای را که در دست داشت به آن ميمالد. سپس کليد خانه کعبه را از "عثمان بن طَلحه" که کليد دار خانه کعبه بوده است طلب ميکند. در را باز و بدرون کعبه ميرود و صورتهائی را که "از چوب پرداخته بودند بر مثال کبوتر و در ميان خانه کعبه نهاده بودند... همه را خرد [ميکند] و بدست خود از خانه بيرون" می اندازد. همينطور، دستور ميدهد که تصاوير ابراهيم و خدايان و بتهای ديگر را در کعبه که در کنار يکديگر بودند پاک نمايند، و بدنبال آن اين آيه را می آورد:
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 884.
📜"ابراهيم به آئين يهود و نصارا نبود. و ليکن به دين حنيفِ توحيد و اسلام بود و هرگز از آنان که بخدا شرک ارند نبود".
📗سوره آل عمران، آيه ،76قمشه ای.
🔹آنگاه با چوبی که در دست داشت، در حاليکه به بتهايی که در اطراف کعبه قرار داشتند اشاره نموده آنها را به زمين می انداخت، آيه ای را که در آن می گويد، "حق آمد و باطل از ميان رفت "... بزبان می آورد
📗سورة الَسراء، آيه ،81
📘مقدسی آفرينش و تاريخ، ص . 711
⏪پست بعد : فتح مکه شکست یا پیروزی بزرگی برای قریش؟
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
جایگاه زن از نظر اسلام
و نظام آنقدر
مهم است که حتی
یخچال و گاز را هم
در همان جایگاه قرار داده.
👤 #ایت_الله_تناسلی
#طنز
➬ @ISLIE
و نظام آنقدر
مهم است که حتی
یخچال و گاز را هم
در همان جایگاه قرار داده.
👤 #ایت_الله_تناسلی
#طنز
➬ @ISLIE
وقتی من کار خوبی میکنم احساس خوبی دارم ،وقتی من کار بدی میکنم عذاب وجدان دارم.
این دین من است.
✍آبراهام_لینکلن
➬ @ISLIE
این دین من است.
✍آبراهام_لینکلن
➬ @ISLIE
تنها دروغ است که از نقد میترسد
http://telegram.me/joinchat/BVWmmzuq4DrMmycq6wAfCg
واردکانال دوم ما شوید☝️
کلیپ ها و مستندات علمی و نقد فلسفه دینی
http://telegram.me/joinchat/BVWmmzuq4DrMmycq6wAfCg
واردکانال دوم ما شوید☝️
کلیپ ها و مستندات علمی و نقد فلسفه دینی
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➒➍】
💠اشرافيت قريش سلسه سران جدید قدرت
🔹محمد ميداند که کنترل بر عربستان بدون اتحاد با اشرافيت قريش که از نظر اقتصادی پر قدرت ترين قبيله عرب بود امکان پذير نميباشد. از اينرو، چه هنگاميکه در مکه بود و چه اکنون که بر آنها چيره شده بود ، نهايت کوشش در جلب آنان را بخود کرده بود و لذا هنگامی هم که وارد مکه می شود، باز هم بحد ممکن رعايت حال آنان را نموده، با آنان رفتاری کامل متفاوت با ديگر قبايل در پيش ميگيرد. حتی هنگاميکه علی پس از فتح مکه و مراسم طواف کعبه، بپا خواسته، علاوه برمقام سقايیِ حجاج که به او داده شده بود، از محمد درخواست مقام کليدداری و پرده داری (حجابت) کعبه را نيز ميکند، محمد تقاضای او را رد کرده، "عثمان بن ابی طلحه" را که از قبل عهده دار مشاغل مزبور بود در مقام خود ابقا ميکند.
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 886.
✔️اشراف قريش نيز که به خوبی به موقعيت وقدرت اقتصادی خود واقفند به روشنی ميدانند که هر چند جان و هستی شان در دست محمد است، ولی بلحاظ همين موقعيت اقتصادی شان، قدرتی که محمد برای خود از پس اينهمه جنگ و خونريزی بپا ساخته، همچون ميوه پر حلاوتی، سرانجام به دهان باز آنها ست که می افتد. 👈🏻تاريخ صد ساله بعدی نشان ميدهد که شکست قريش از محمد در واقع يک پيروزی بزرگ برای آنان بود.👉🏻 همه کشاکش محمد با قريش بر سر اين بود که همانطور که خود او در اولين ملاقاتش با آنها بوساطت ابوطالب گفته بود، عرب را تابع آنها و عجم را مطيع عرب نمايد. منتها ناچار شده بود آنچه را که سعی کرده بود در ابتدا با مسالمت به آنان بفهماند، اکنون به زور به آنها بقبولاند.
🔸برای همين، درنظام جديد، خود ابوسفيان به يکی از مشاوران قابل اعتماد محمد تبديل می شود، و يکی از پسرانش يزيد حاکم "تيمه" وپسر ديگرش معاويه بعدا به بالاترين مقام در امپراطوری اسلامی يعنی بمقام خلافت ميرسد.
🔅مضافا بر اينکه اقوام بنی اميه نيز همه جا به حکومت ميرسند و مانند ساير عناصر طبقه حاکمه جديد، زمينها و ثروت بی قياسی را در سوريه و نقاط ديگر از راه چپاول و غصب اموال مردم از آن خود ميکنند.
⇒ @ISLIE ⇐
🔰محمد از همان ابتدا بخوبی ميدانست که رويای نظام يکپارچه و متمرکزی که او قصد برپائی آن را تحت پرچم خدای يکتا در عربستان داشت بدون شرکت اشرافيت عرب ممکن نبود. خود اشرافيت قريش نيز بلحاظ قدرت اقتصاديش به جايگاه حاکمه خود در هر نظامی که در عربستان بوجود می آمد واقف بود. برای همين رهبران دورانديش قريش مانند عتبة بن ربيعه از بقدرت رسيدن محمد ترسی نداشتند و معتقد بودند بجای جنگ بامحمد او را با اعراب ديگر بحال خود رها کنند. اگر بدست آنها از ميان رفت آنها به مراد خود رسيده اند و اگر بر آنها چيره شد صلح خود کنند يعنی به او بپيوندند. منتها بخش ديگر اشرافيت قريش مانند ابوجهل و ابولهب نه سلطه بر قبايل ديگر عرب و برپائی چنان نظامی را در توان محمد می ديدند و نه بردباری امثال عتبه را در نشستن و در انتظار وقايع ماندن را داشتند.
🔅ابوسفيان، اولين کسی است که به اين بازی تاريخ پی ميبرد، و از همين رو، برای قبول نقش خود با شتاب راهی اردوی محمد می گردد. ماکسيم رادينسون در کتاب خود محمد در مورد فتح مکه چنين ميگويد:
📜"فتح مکه ... تاييدی بر کليه سياستهای قبلی محمد بود و باين ترتيب، الله، يکبار و برای هميشه حقانيت او را اثبات ميکرد، و نشان ميداد که حق با او بوده است. اکنون بدترين دشمنان وی با قبول سروری وی، و اعتراف به اينکه واقعا او پيامبر خداست و آنها در مورد او اشتباه ميکرده اند و در برابراعمال شگفت انگيز خدا کور بوده اند، به مشتاق ترين خادمان او تبديل شده بودند. با اينحال، قريشيان چيزی از دست نداده بودند. بالعکس، آنها صاحب پرستيژ، نفوذ سياسی و امتيازات مادی شده بودند.آنها در ميان اولين مقامات دولت مدينه، که قلمرو اش اکنون از مرز بيزانس تا مرز طائف گسترش يافته و نفوذش سراسر عربستان را فرا گرفته بود، قرار داشتند... کمی بعد نيز، هوازن و طائف، هر دو دشمنان قريش بدست وی شکست خورده و مطيع او و قريش شده بودند... سرانجام قريش رهبر طبيعی خود را در وجود کودکی عجيب که با آنها گفته بود آنان را برای سروری بر همه اعراب و جهان راهبر می شود يافته بودند. اذيت و آزارهای محمد و جنگهای او چيزی جز بدرازا کشيدن اين بدفهمی قريش از اين سخن او نبود. ولی اکنون نظم بر قرار شده بود. الله سرانجام بر لات ، عزّی و منات پيروز گشته بود، تعدادی عرب ديگر هم در درکنار قريشيان به رهبران عرب اضافه شده بودند... مدينه- و نه هنوز دمشق،نيز بجای مکه پايتخت شده بود...وبنابراين مقدر شده بود که مکيان به فرمانروايان يک امپراطوری بزرگ بزرگ تبديل شوند".
📗Rodinson Maxime, muhammad, in English, p. 265.
⏪پست بعد : ترور و قتل شعرای مکه
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠اشرافيت قريش سلسه سران جدید قدرت
🔹محمد ميداند که کنترل بر عربستان بدون اتحاد با اشرافيت قريش که از نظر اقتصادی پر قدرت ترين قبيله عرب بود امکان پذير نميباشد. از اينرو، چه هنگاميکه در مکه بود و چه اکنون که بر آنها چيره شده بود ، نهايت کوشش در جلب آنان را بخود کرده بود و لذا هنگامی هم که وارد مکه می شود، باز هم بحد ممکن رعايت حال آنان را نموده، با آنان رفتاری کامل متفاوت با ديگر قبايل در پيش ميگيرد. حتی هنگاميکه علی پس از فتح مکه و مراسم طواف کعبه، بپا خواسته، علاوه برمقام سقايیِ حجاج که به او داده شده بود، از محمد درخواست مقام کليدداری و پرده داری (حجابت) کعبه را نيز ميکند، محمد تقاضای او را رد کرده، "عثمان بن ابی طلحه" را که از قبل عهده دار مشاغل مزبور بود در مقام خود ابقا ميکند.
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 886.
✔️اشراف قريش نيز که به خوبی به موقعيت وقدرت اقتصادی خود واقفند به روشنی ميدانند که هر چند جان و هستی شان در دست محمد است، ولی بلحاظ همين موقعيت اقتصادی شان، قدرتی که محمد برای خود از پس اينهمه جنگ و خونريزی بپا ساخته، همچون ميوه پر حلاوتی، سرانجام به دهان باز آنها ست که می افتد. 👈🏻تاريخ صد ساله بعدی نشان ميدهد که شکست قريش از محمد در واقع يک پيروزی بزرگ برای آنان بود.👉🏻 همه کشاکش محمد با قريش بر سر اين بود که همانطور که خود او در اولين ملاقاتش با آنها بوساطت ابوطالب گفته بود، عرب را تابع آنها و عجم را مطيع عرب نمايد. منتها ناچار شده بود آنچه را که سعی کرده بود در ابتدا با مسالمت به آنان بفهماند، اکنون به زور به آنها بقبولاند.
🔸برای همين، درنظام جديد، خود ابوسفيان به يکی از مشاوران قابل اعتماد محمد تبديل می شود، و يکی از پسرانش يزيد حاکم "تيمه" وپسر ديگرش معاويه بعدا به بالاترين مقام در امپراطوری اسلامی يعنی بمقام خلافت ميرسد.
🔅مضافا بر اينکه اقوام بنی اميه نيز همه جا به حکومت ميرسند و مانند ساير عناصر طبقه حاکمه جديد، زمينها و ثروت بی قياسی را در سوريه و نقاط ديگر از راه چپاول و غصب اموال مردم از آن خود ميکنند.
⇒ @ISLIE ⇐
🔰محمد از همان ابتدا بخوبی ميدانست که رويای نظام يکپارچه و متمرکزی که او قصد برپائی آن را تحت پرچم خدای يکتا در عربستان داشت بدون شرکت اشرافيت عرب ممکن نبود. خود اشرافيت قريش نيز بلحاظ قدرت اقتصاديش به جايگاه حاکمه خود در هر نظامی که در عربستان بوجود می آمد واقف بود. برای همين رهبران دورانديش قريش مانند عتبة بن ربيعه از بقدرت رسيدن محمد ترسی نداشتند و معتقد بودند بجای جنگ بامحمد او را با اعراب ديگر بحال خود رها کنند. اگر بدست آنها از ميان رفت آنها به مراد خود رسيده اند و اگر بر آنها چيره شد صلح خود کنند يعنی به او بپيوندند. منتها بخش ديگر اشرافيت قريش مانند ابوجهل و ابولهب نه سلطه بر قبايل ديگر عرب و برپائی چنان نظامی را در توان محمد می ديدند و نه بردباری امثال عتبه را در نشستن و در انتظار وقايع ماندن را داشتند.
🔅ابوسفيان، اولين کسی است که به اين بازی تاريخ پی ميبرد، و از همين رو، برای قبول نقش خود با شتاب راهی اردوی محمد می گردد. ماکسيم رادينسون در کتاب خود محمد در مورد فتح مکه چنين ميگويد:
📜"فتح مکه ... تاييدی بر کليه سياستهای قبلی محمد بود و باين ترتيب، الله، يکبار و برای هميشه حقانيت او را اثبات ميکرد، و نشان ميداد که حق با او بوده است. اکنون بدترين دشمنان وی با قبول سروری وی، و اعتراف به اينکه واقعا او پيامبر خداست و آنها در مورد او اشتباه ميکرده اند و در برابراعمال شگفت انگيز خدا کور بوده اند، به مشتاق ترين خادمان او تبديل شده بودند. با اينحال، قريشيان چيزی از دست نداده بودند. بالعکس، آنها صاحب پرستيژ، نفوذ سياسی و امتيازات مادی شده بودند.آنها در ميان اولين مقامات دولت مدينه، که قلمرو اش اکنون از مرز بيزانس تا مرز طائف گسترش يافته و نفوذش سراسر عربستان را فرا گرفته بود، قرار داشتند... کمی بعد نيز، هوازن و طائف، هر دو دشمنان قريش بدست وی شکست خورده و مطيع او و قريش شده بودند... سرانجام قريش رهبر طبيعی خود را در وجود کودکی عجيب که با آنها گفته بود آنان را برای سروری بر همه اعراب و جهان راهبر می شود يافته بودند. اذيت و آزارهای محمد و جنگهای او چيزی جز بدرازا کشيدن اين بدفهمی قريش از اين سخن او نبود. ولی اکنون نظم بر قرار شده بود. الله سرانجام بر لات ، عزّی و منات پيروز گشته بود، تعدادی عرب ديگر هم در درکنار قريشيان به رهبران عرب اضافه شده بودند... مدينه- و نه هنوز دمشق،نيز بجای مکه پايتخت شده بود...وبنابراين مقدر شده بود که مکيان به فرمانروايان يک امپراطوری بزرگ بزرگ تبديل شوند".
📗Rodinson Maxime, muhammad, in English, p. 265.
⏪پست بعد : ترور و قتل شعرای مکه
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
اگر لازمهی باور به چیزی ،
«ایمان» باشد ، احتمال آن که
آن چیز دارای ارزش یا حقیقتی
باشد ، به میزان قابل توجهی
کـاهـش مییابد !
✍ #کریستوفر_هیچنز
➬ @ISLIE
اگر لازمهی باور به چیزی ،
«ایمان» باشد ، احتمال آن که
آن چیز دارای ارزش یا حقیقتی
باشد ، به میزان قابل توجهی
کـاهـش مییابد !
✍ #کریستوفر_هیچنز
➬ @ISLIE
از آدمهای مذهبی بترسید
آنان به درجه ای رسیده اند که
مطمئن هستند هر کاری بکنند
اشکالی ندارد،چون فکر می کنند
با عبادت کردن جبرانش می کنند!
✍دیتر_هالروردن
➬ @ISLIE
آنان به درجه ای رسیده اند که
مطمئن هستند هر کاری بکنند
اشکالی ندارد،چون فکر می کنند
با عبادت کردن جبرانش می کنند!
✍دیتر_هالروردن
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【50】
💠ترور و قتل شعرای مكه
🔅محمد هرچند بدلئلی که گفته شد از قتل و اسارت مردم مکه خوداری ميکند و بدليل سياسی با آنان خوش رفتاری مينمايد، ولی از مجازات کسانی که در گذشته بطور ويژه با او به مخالفت برخواسته و از نظر او گناه بزرگی مرتکب شده بودند فارغ نميماند.
🔅او در همان لحظه ورود به مکه در حاليکه به سرداران خود می سپرد که "با کسی جنگ نکنند، الا با کسی که جنگ کند"، در ضمن فرمان قتل و ترور "جماعتی که هر يکی گناهی داشتند و گناهی بزرگ کرده بودند، و سيد، عليه السلام، بغايت رنجيده بود" را صادر ميکند. او حتی به سپاهيان خود می سپرد که در قتل اين افراد هيچگونه رحم و تخفيفی بخرج ندهند، 👈🏻حتی "اگر ايشان تقديرا در ميان أستار کعبه گريخته باشند يا دست در حلقه کعبه زده باشند."👉🏻
📗 ابن کثیر، البدایه و النهایه جلد 6 صفحه 545
📘طبقات کبری، محمد بن سعد ،جلد 2 ص 136 .
⇒ @ISLIE ⇐
❌گناه اين افراد،البته واضح است که چيزی جز انتقاد از محمد نبود. درگذشته، نقد نظرات و انتقاد از ديگران، چه در اشعار شاعران و چه در مکالماتِ افراد معمولی، جزئی از آزادی بيان در نظام بدوی و از جمله حقوق فردی افراد محسوب می شد.
🔸در تاريخ قبل از اسلام، هيچ شاعری بخاطر ابراز نظراتش به قتل نرسيده بود. ولی اکنون در نظام جديد که نظام خفقان و سرکوب بود، مانند همه نظامات متمدن، آزادی و شعر تنها محدود به حمد و ثنای ديکتاتور و فرمانروای بزرگ بود، و تخلف از آن با مرگ پاسخ داده ميشد. اين قانون خونين که قبل پايه آن با ترور شعرای مدينه بنا نهاده شده بود، اکنون با ورود محمد به مکه، سايه شومش را بآنجا نيز ميکشاند. بگفته واقدى:
⇒ @ISLIE ⇐
📜☠"پيمبرگفته بود شش مرد وچهار زن را بكشند" که البته تعدا آنها بيش از اينها بود. از جمله اين افراد يکی "عبدالله بن خَطََل الَدرَمی" بود که يكباربه اسلام پيوسته و بعد از آن در آمده بود و براى همين پيغمبر گفته بود که او را به همراه دو کنيز آوازه خوانش پيدا کرده و بقتل برسانند. گناه خود وى ارتداد و بيرون آمدن از اسلام بود و کنيزانش نيز قُرَينه (يا کَرينّا يا فَرتنا) و قَريبه (يا اَرنَب) جرمشان هجو آردن محمد در آوازهای خود در مجلس عبدالله بود. عبدالله بدست "سعيد بن حريث مخزومی" و "ابو بريده اسلمی" کشته می شود. ولى آنيزانش، قٌرَينه بقتل رسيده و ديگری که فرارى مى شود، بعدا اظهار ندامت کرده امان می گيرد.
📓ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:658
📗 البدایه و النهایه جلد 6 ص545 و ص 558
📘 الکامل فی التاریخ ابن اثیر .جلد 2 ص 123 ، 124
📕طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1188
📙طبقات کبری، محمد بن سعد ،جلد 2 ص 136 .
☠" مقيس بن صبابه" نيز فرد ديگری بود که از اسلام بيرون آمده و مرتد شده بود که بدست "نميلة بن عبدالله" کشته می شود.".
☠ساره نيز، کنيز "عَمرو بن هاشم بن عبدالمطلب" بود که کشته می شود. همينطور، "حريث بن نقيذ" که بدست علی بقتل ميرسد.
📗البدایه و النهایه جلد 6 ص 184و 563
📘 الکامل فی التاریخ ابن اثیر . جلد2 ص 76 - 78 و ص 123
📕طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1188-1189.
📙ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:660
ادامه دارد ... .. .
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠ترور و قتل شعرای مكه
🔅محمد هرچند بدلئلی که گفته شد از قتل و اسارت مردم مکه خوداری ميکند و بدليل سياسی با آنان خوش رفتاری مينمايد، ولی از مجازات کسانی که در گذشته بطور ويژه با او به مخالفت برخواسته و از نظر او گناه بزرگی مرتکب شده بودند فارغ نميماند.
🔅او در همان لحظه ورود به مکه در حاليکه به سرداران خود می سپرد که "با کسی جنگ نکنند، الا با کسی که جنگ کند"، در ضمن فرمان قتل و ترور "جماعتی که هر يکی گناهی داشتند و گناهی بزرگ کرده بودند، و سيد، عليه السلام، بغايت رنجيده بود" را صادر ميکند. او حتی به سپاهيان خود می سپرد که در قتل اين افراد هيچگونه رحم و تخفيفی بخرج ندهند، 👈🏻حتی "اگر ايشان تقديرا در ميان أستار کعبه گريخته باشند يا دست در حلقه کعبه زده باشند."👉🏻
📗 ابن کثیر، البدایه و النهایه جلد 6 صفحه 545
📘طبقات کبری، محمد بن سعد ،جلد 2 ص 136 .
⇒ @ISLIE ⇐
❌گناه اين افراد،البته واضح است که چيزی جز انتقاد از محمد نبود. درگذشته، نقد نظرات و انتقاد از ديگران، چه در اشعار شاعران و چه در مکالماتِ افراد معمولی، جزئی از آزادی بيان در نظام بدوی و از جمله حقوق فردی افراد محسوب می شد.
🔸در تاريخ قبل از اسلام، هيچ شاعری بخاطر ابراز نظراتش به قتل نرسيده بود. ولی اکنون در نظام جديد که نظام خفقان و سرکوب بود، مانند همه نظامات متمدن، آزادی و شعر تنها محدود به حمد و ثنای ديکتاتور و فرمانروای بزرگ بود، و تخلف از آن با مرگ پاسخ داده ميشد. اين قانون خونين که قبل پايه آن با ترور شعرای مدينه بنا نهاده شده بود، اکنون با ورود محمد به مکه، سايه شومش را بآنجا نيز ميکشاند. بگفته واقدى:
⇒ @ISLIE ⇐
📜☠"پيمبرگفته بود شش مرد وچهار زن را بكشند" که البته تعدا آنها بيش از اينها بود. از جمله اين افراد يکی "عبدالله بن خَطََل الَدرَمی" بود که يكباربه اسلام پيوسته و بعد از آن در آمده بود و براى همين پيغمبر گفته بود که او را به همراه دو کنيز آوازه خوانش پيدا کرده و بقتل برسانند. گناه خود وى ارتداد و بيرون آمدن از اسلام بود و کنيزانش نيز قُرَينه (يا کَرينّا يا فَرتنا) و قَريبه (يا اَرنَب) جرمشان هجو آردن محمد در آوازهای خود در مجلس عبدالله بود. عبدالله بدست "سعيد بن حريث مخزومی" و "ابو بريده اسلمی" کشته می شود. ولى آنيزانش، قٌرَينه بقتل رسيده و ديگری که فرارى مى شود، بعدا اظهار ندامت کرده امان می گيرد.
📓ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:658
📗 البدایه و النهایه جلد 6 ص545 و ص 558
📘 الکامل فی التاریخ ابن اثیر .جلد 2 ص 123 ، 124
📕طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1188
📙طبقات کبری، محمد بن سعد ،جلد 2 ص 136 .
☠" مقيس بن صبابه" نيز فرد ديگری بود که از اسلام بيرون آمده و مرتد شده بود که بدست "نميلة بن عبدالله" کشته می شود.".
☠ساره نيز، کنيز "عَمرو بن هاشم بن عبدالمطلب" بود که کشته می شود. همينطور، "حريث بن نقيذ" که بدست علی بقتل ميرسد.
📗البدایه و النهایه جلد 6 ص 184و 563
📘 الکامل فی التاریخ ابن اثیر . جلد2 ص 76 - 78 و ص 123
📕طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1188-1189.
📙ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:660
ادامه دارد ... .. .
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
Forwarded from شك گرايى (Artan)
طبق آمار رسمی اوقاف 11 هزار امامزاده، فقط در ایران به ثبت رسیده است...!!
اگر این تعداد را تقسیم بر تعداد امامان (10) کنیم، سهم هر امام 1100 فرزند!
#التماس_تفکر🤔
🔏 @Shak_geraie
اگر این تعداد را تقسیم بر تعداد امامان (10) کنیم، سهم هر امام 1100 فرزند!
#التماس_تفکر🤔
🔏 @Shak_geraie
معنای واقعی دین..
راه و روشی برای نابودی گروههای دینی گذشته و به دست گرفتن قدرت و دست زدن به چپاول و استبداد با روشی جدید و ماهرانه تر و با کسب تجربه از ادیان و آیینهای گذشته.!!!
➬ @ISLIE
راه و روشی برای نابودی گروههای دینی گذشته و به دست گرفتن قدرت و دست زدن به چپاول و استبداد با روشی جدید و ماهرانه تر و با کسب تجربه از ادیان و آیینهای گذشته.!!!
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➊➎】
💠ترور و قتل شعرای مکه (قسمت دو)
☠👈فرد ديگری که فرمان قتلش توسط محمد صادر می شود، "عبدالله بن سَعد بن ابی سرح " کاتب وحی بود که همانطور که قبلا گفتیم ، پس از آنکه محمد در جريان کتابت آيه های خود، گفته وی را نيز بحساب وحی می گذارد، به کذب ادعای پيغمبری او پی ميبرد، و از اسلام خارج شده به مکه فرار ميکند. او نيز بدنبال صدور فرمان قتلش، به خانه "عثمان بن عفوان " که برادر شيری وی بود پناه می برد. عثمان پس از چند روز که او را در خانه خود پنهان ميکند، سرانجام وی را نزد محمد برده برای او زينهار می خواهد. محمد که نميتواند در خواست عثمان را رد نمايد، ساعتی خاموش مانده و سرانجام او را بر خلاف ميل قلبی خويش به عثمان می بخشد. بعدا وقتی که عثمان خارج می شود، محمد که از روی اجبار او را بخشيده بود از اطرافيان حاضر در جلسه گله می کند که "چه چیز مانع از آن شد که مردی از میان شما برخیزد و گردن این سگ را بزند؟"
📗تفسیر شیخ الفتوح رازی، ج 5، ص 7، 18،
📘فتوح البلدان، بلاذری، ص 383-384
📓تاریخ طبری ص 4، ص 1187- 1303
📙تفسير كشاف، جلد2 ،ص 44.
📕ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:654
☠سرانجام، برادر ابو جهل، "حارث بن هِشام" و "زُهَير بن اًبی اُمَيَة بن اَلمُغيرَه" بودند که چون بخانه "اُم هانی"، خواهر علی پناه برده بودند، وی مانع کشته شدن آنها بدست علی ميگردد، و سرانجام از محمد برای آنها امان می گيرد.
🔹اما جالب تر از همه داستان "عِکرَمة بن أبی جهل"، يکی از کسانيست که بهنگام فتح مکه، با اينکه هيچ اميدی به پيروزی نداشت، با اينحال، دليرانه با سپاه محمد بفرماندهی "خالد بن وليد" جنگيده و پس از شکست متواری ميشود.
داستان وی که طبری آنرا بتفصيل نقل ميکند، از اينجهت اهميت دارد که محيط ترور و وحشتى را که محمد در شبه جزيره عربستان برقرار کرده بود بخوبی نشان ميدهد. عکرمه نيز از جمله کسانی بود که فرمان قتلش صادر شده و از اينرو درحال فرار به سوى يمن بود. طبرى مى گويد:
📜" سبب اينكه عكرمه پس از فرار به يمن مسلمان شد چنان بود که خود او گفته بود خواستم به دريا نشينم و سوى حبشه شوم و چون به نزديك کشتى رفتم که بر نشينم کشتيبان گفت : "اى بنده خدا تا کلمه توحيد نگويى و از شرك باز نيايى بر کشتى من منشين که اگر چنين نكنى بيم هلاکمان است.” گفتم : "هيچكس بر کشتى تونمى نشيند مگر کلمه توحيد گويد و از شرك باز آيد؟" گفت: "آرى، هيچكس بر ننشيند مگر آنكه موحد باشد.” با خود گفتم : "پس چرا از محمد جدا شده ام. همين است که او مى گويد که خداى ما به دريا و خشكى يكى است. اسلام را بشناختم و در دلم نفوذ کند."
📗طبری، جلد سوم، ص .1188
⇒ @ISLIE ⇐
🔰واضح است که اين روايتی است که راوی اسلامی با تحريفاتی که در اصل داستان بعمل آورده، آنرا مطابق ميل خود يا دستگاه سانسور آنزمان در آورده است. در حاليکه اصل داستان اين نبوده که عکرمه از روی ميل به حقانيت اسلام پی برده باشد، بلکه علت مسلمان شدن او منطقا ميبايست اين بوده باشد که با مشاهده چنان درجه از سانسور و ترس و کنترلی که روی مردم در خشکی و دريا ايجاد شده بود، فکر نميکرده است که بتواند، بعنوان مخالف محمد، از دست او جان سالم را بدر برده خود را به حبشه برساند، و بناچار مسلمان ميشود.
🔆اما نکته مهم در اين داستان نه مسلمان شدن اجباری عکرمه، بلکه اين است که چگونه محمد، با کشتارهاى خود در عربستان، چنان محيط رعب و وحشتى براى اعراب عادی بوجود آورده بوده است که صاحب آشتى وحشت داشته که اگر فردی را بدون ذکر کلمه توحيدى سوار کشتى کند، شاهدى خبر برده سر خود را بر باد دهد. در واقع نيز کلمه بسم الله الرحمن الرحيم باين ترتيب بعدا ورد زبان هر بزور مسلمان شده ای می شود،
☠افراد ديگری نيز بودند که حکم قتلشان صادر شده بود و در ميان آنان هند زن ابو سفيان و دختر "عتبة بن ربيعه"، رهبر صلح طلب قريش بود که در دو جنگ بدر و احد، پسر، برادر، پدر و عموی خود را از دست داده بود، و در انتقام مرگ آنها، در جنگ احد، جگر حمزه عموی محمد را در آورده و از فرط خشم به دندان گرفته بود.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:650
🎯بهرحال، ترور مخالفين به حدی ادامه می يابد که بناچار ابوسفيان نزد محمد آمده و نگرانی قبيله قريش را از ترورهای مزبور اعلام می دارد. محمد نيز قول می دهد که بآنها خاتمه دهد
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:660
{پ ن : برای چنین تاریخ تحلیلی ذکر یک منبع معتبر هم کافیست باقی منابع برای جلوگیری از بهانه جویی دوستان مسلمان است.}
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠ترور و قتل شعرای مکه (قسمت دو)
☠👈فرد ديگری که فرمان قتلش توسط محمد صادر می شود، "عبدالله بن سَعد بن ابی سرح " کاتب وحی بود که همانطور که قبلا گفتیم ، پس از آنکه محمد در جريان کتابت آيه های خود، گفته وی را نيز بحساب وحی می گذارد، به کذب ادعای پيغمبری او پی ميبرد، و از اسلام خارج شده به مکه فرار ميکند. او نيز بدنبال صدور فرمان قتلش، به خانه "عثمان بن عفوان " که برادر شيری وی بود پناه می برد. عثمان پس از چند روز که او را در خانه خود پنهان ميکند، سرانجام وی را نزد محمد برده برای او زينهار می خواهد. محمد که نميتواند در خواست عثمان را رد نمايد، ساعتی خاموش مانده و سرانجام او را بر خلاف ميل قلبی خويش به عثمان می بخشد. بعدا وقتی که عثمان خارج می شود، محمد که از روی اجبار او را بخشيده بود از اطرافيان حاضر در جلسه گله می کند که "چه چیز مانع از آن شد که مردی از میان شما برخیزد و گردن این سگ را بزند؟"
📗تفسیر شیخ الفتوح رازی، ج 5، ص 7، 18،
📘فتوح البلدان، بلاذری، ص 383-384
📓تاریخ طبری ص 4، ص 1187- 1303
📙تفسير كشاف، جلد2 ،ص 44.
📕ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:654
☠سرانجام، برادر ابو جهل، "حارث بن هِشام" و "زُهَير بن اًبی اُمَيَة بن اَلمُغيرَه" بودند که چون بخانه "اُم هانی"، خواهر علی پناه برده بودند، وی مانع کشته شدن آنها بدست علی ميگردد، و سرانجام از محمد برای آنها امان می گيرد.
🔹اما جالب تر از همه داستان "عِکرَمة بن أبی جهل"، يکی از کسانيست که بهنگام فتح مکه، با اينکه هيچ اميدی به پيروزی نداشت، با اينحال، دليرانه با سپاه محمد بفرماندهی "خالد بن وليد" جنگيده و پس از شکست متواری ميشود.
داستان وی که طبری آنرا بتفصيل نقل ميکند، از اينجهت اهميت دارد که محيط ترور و وحشتى را که محمد در شبه جزيره عربستان برقرار کرده بود بخوبی نشان ميدهد. عکرمه نيز از جمله کسانی بود که فرمان قتلش صادر شده و از اينرو درحال فرار به سوى يمن بود. طبرى مى گويد:
📜" سبب اينكه عكرمه پس از فرار به يمن مسلمان شد چنان بود که خود او گفته بود خواستم به دريا نشينم و سوى حبشه شوم و چون به نزديك کشتى رفتم که بر نشينم کشتيبان گفت : "اى بنده خدا تا کلمه توحيد نگويى و از شرك باز نيايى بر کشتى من منشين که اگر چنين نكنى بيم هلاکمان است.” گفتم : "هيچكس بر کشتى تونمى نشيند مگر کلمه توحيد گويد و از شرك باز آيد؟" گفت: "آرى، هيچكس بر ننشيند مگر آنكه موحد باشد.” با خود گفتم : "پس چرا از محمد جدا شده ام. همين است که او مى گويد که خداى ما به دريا و خشكى يكى است. اسلام را بشناختم و در دلم نفوذ کند."
📗طبری، جلد سوم، ص .1188
⇒ @ISLIE ⇐
🔰واضح است که اين روايتی است که راوی اسلامی با تحريفاتی که در اصل داستان بعمل آورده، آنرا مطابق ميل خود يا دستگاه سانسور آنزمان در آورده است. در حاليکه اصل داستان اين نبوده که عکرمه از روی ميل به حقانيت اسلام پی برده باشد، بلکه علت مسلمان شدن او منطقا ميبايست اين بوده باشد که با مشاهده چنان درجه از سانسور و ترس و کنترلی که روی مردم در خشکی و دريا ايجاد شده بود، فکر نميکرده است که بتواند، بعنوان مخالف محمد، از دست او جان سالم را بدر برده خود را به حبشه برساند، و بناچار مسلمان ميشود.
🔆اما نکته مهم در اين داستان نه مسلمان شدن اجباری عکرمه، بلکه اين است که چگونه محمد، با کشتارهاى خود در عربستان، چنان محيط رعب و وحشتى براى اعراب عادی بوجود آورده بوده است که صاحب آشتى وحشت داشته که اگر فردی را بدون ذکر کلمه توحيدى سوار کشتى کند، شاهدى خبر برده سر خود را بر باد دهد. در واقع نيز کلمه بسم الله الرحمن الرحيم باين ترتيب بعدا ورد زبان هر بزور مسلمان شده ای می شود،
☠افراد ديگری نيز بودند که حکم قتلشان صادر شده بود و در ميان آنان هند زن ابو سفيان و دختر "عتبة بن ربيعه"، رهبر صلح طلب قريش بود که در دو جنگ بدر و احد، پسر، برادر، پدر و عموی خود را از دست داده بود، و در انتقام مرگ آنها، در جنگ احد، جگر حمزه عموی محمد را در آورده و از فرط خشم به دندان گرفته بود.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:650
🎯بهرحال، ترور مخالفين به حدی ادامه می يابد که بناچار ابوسفيان نزد محمد آمده و نگرانی قبيله قريش را از ترورهای مزبور اعلام می دارد. محمد نيز قول می دهد که بآنها خاتمه دهد
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:660
{پ ن : برای چنین تاریخ تحلیلی ذکر یک منبع معتبر هم کافیست باقی منابع برای جلوگیری از بهانه جویی دوستان مسلمان است.}
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
وقتی دینی نتواند بین پیروان خودش صلح و آرامش برقرار کند چگونه میتواند ادعای برقراری صلح و آرامش در بین سایر باور ها و اندیشه ها را داشته باشد!
➬ @ISLIE
➬ @ISLIE