دروغ‌ها و خرافات اسلام
21.5K subscribers
3.8K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➊➎】

💠ترور و قتل شعرای مکه (قسمت دو)

👈فرد ديگری که فرمان قتلش توسط محمد صادر می شود، "عبدالله بن سَعد بن ابی سرح " کاتب وحی بود که همانطور که قبلا گفتیم ، پس از آنکه محمد در جريان کتابت آيه های خود، گفته وی را نيز بحساب وحی می گذارد، به کذب ادعای پيغمبری او پی ميبرد، و از اسلام خارج شده به مکه فرار ميکند. او نيز بدنبال صدور فرمان قتلش، به خانه "عثمان بن عفوان " که برادر شيری وی بود پناه می برد. عثمان پس از چند روز که او را در خانه خود پنهان ميکند، سرانجام وی را نزد محمد برده برای او زينهار می خواهد. محمد که نميتواند در خواست عثمان را رد نمايد، ساعتی خاموش مانده و سرانجام او را بر خلاف ميل قلبی خويش به عثمان می بخشد. بعدا وقتی که عثمان خارج می شود، محمد که از روی اجبار او را بخشيده بود از اطرافيان حاضر در جلسه گله می کند که "چه چیز مانع از آن شد که مردی از میان شما برخیزد و گردن این سگ را بزند؟"
📗تفسیر شیخ الفتوح رازی، ج 5، ص 7، 18،
📘فتوح البلدان، بلاذری، ص 383-384
📓تاریخ طبری ص 4، ص 1187- 1303
📙تفسير كشاف، جلد2 ،ص 44.
📕ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:654

سرانجام، برادر ابو جهل، "حارث بن هِشام" و "زُهَير بن اًبی اُمَيَة بن اَلمُغيرَه" بودند که چون بخانه "اُم هانی"، خواهر علی پناه برده بودند، وی مانع کشته شدن آنها بدست علی ميگردد، و سرانجام از محمد برای آنها امان می گيرد.

🔹اما جالب تر از همه داستان "عِکرَمة بن أبی جهل"، يکی از کسانيست که بهنگام فتح مکه، با اينکه هيچ اميدی به پيروزی نداشت، با اينحال، دليرانه با سپاه محمد بفرماندهی "خالد بن وليد" جنگيده و پس از شکست متواری ميشود.

داستان وی که طبری آنرا بتفصيل نقل ميکند، از اينجهت اهميت دارد که محيط ترور و وحشتى را که محمد در شبه جزيره عربستان برقرار کرده بود بخوبی نشان ميدهد. عکرمه نيز از جمله کسانی بود که فرمان قتلش صادر شده و از اينرو درحال فرار به سوى يمن بود. طبرى مى گويد:

📜" سبب اينكه عكرمه پس از فرار به يمن مسلمان شد چنان بود که خود او گفته بود خواستم به دريا نشينم و سوى حبشه شوم و چون به نزديك کشتى رفتم که بر نشينم کشتيبان گفت : "اى بنده خدا تا کلمه توحيد نگويى و از شرك باز نيايى بر کشتى من منشين که اگر چنين نكنى بيم هلاکمان است.” گفتم : "هيچكس بر کشتى تونمى نشيند مگر کلمه توحيد گويد و از شرك باز آيد؟" گفت: "آرى، هيچكس بر ننشيند مگر آنكه موحد باشد.” با خود گفتم : "پس چرا از محمد جدا شده ام. همين است که او مى گويد که خداى ما به دريا و خشكى يكى است. اسلام را بشناختم و در دلم نفوذ کند."
📗طبری، جلد سوم، ص .1188
@ISLIE
🔰واضح است که اين روايتی است که راوی اسلامی با تحريفاتی که در اصل داستان بعمل آورده، آنرا مطابق ميل خود يا دستگاه سانسور آنزمان در آورده است. در حاليکه اصل داستان اين نبوده که عکرمه از روی ميل به حقانيت اسلام پی برده باشد، بلکه علت مسلمان شدن او منطقا ميبايست اين بوده باشد که با مشاهده چنان درجه از سانسور و ترس و کنترلی که روی مردم در خشکی و دريا ايجاد شده بود، فکر نميکرده است که بتواند، بعنوان مخالف محمد، از دست او جان سالم را بدر برده خود را به حبشه برساند، و بناچار مسلمان ميشود.

🔆اما نکته مهم در اين داستان نه مسلمان شدن اجباری عکرمه، بلکه اين است که چگونه محمد، با کشتارهاى خود در عربستان، چنان محيط رعب و وحشتى براى اعراب عادی بوجود آورده بوده است که صاحب آشتى وحشت داشته که اگر فردی را بدون ذکر کلمه توحيدى سوار کشتى کند، شاهدى خبر برده سر خود را بر باد دهد. در واقع نيز کلمه بسم الله الرحمن الرحيم باين ترتيب بعدا ورد زبان هر بزور مسلمان شده ای می شود،

افراد ديگری نيز بودند که حکم قتلشان صادر شده بود و در ميان آنان هند زن ابو سفيان و دختر "عتبة بن ربيعه"، رهبر صلح طلب قريش بود که در دو جنگ بدر و احد، پسر، برادر، پدر و عموی خود را از دست داده بود، و در انتقام مرگ آنها، در جنگ احد، جگر حمزه عموی محمد را در آورده و از فرط خشم به دندان گرفته بود.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:650

🎯بهرحال، ترور مخالفين به حدی ادامه می يابد که بناچار ابوسفيان نزد محمد آمده و نگرانی قبيله قريش را از ترورهای مزبور اعلام می دارد. محمد نيز قول می دهد که بآنها خاتمه دهد
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:660

{پ ن : برای چنین تاریخ تحلیلی ذکر یک منبع معتبر هم کافیست باقی منابع برای جلوگیری از بهانه جویی دوستان مسلمان است.}
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
وقتی دینی نتواند بین پیروان خودش صلح و آرامش برقرار کند چگونه میتواند ادعای برقراری صلح و آرامش در بین سایر باور ها و اندیشه ها را داشته باشد!

@ISLIE
غذا در گلویتان گیر کرده است
و در حال خفه شدن هستید،
من دو انتخاب دارم:

بزنم پشتتان یا برایتان دعا کنم!
کدام یک را میخواهید انجام دهم؟

لاورنس کراوس
@ISLIE
Forwarded from #شجاعت/ چگونه از ترس رهـــا شویم \
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💥قـبـل از بیــگ بنــگ چــه بــوده؟

از حـرفــای تکـراری خسـته شـدی؟

💢بـیـا ایـنجا فـیزیـکـدان معـروف در مـورد قـبل از #بـیـگ_بـنـگ گـفـتـه👇
http://telegram.me/joinchat/BVWmmzuq4DrMmycq6wAfCg
#علمی
در کتابخانه مجموعه دروغ ها و خرافات عضو شوید 👇🏻
📚 @ktyab
مأخذ کتابهای متنوع:
🔸علمی ، 🔹تاریخی ، 🔸ممنوعه و انتقادی و افشاگری ، 🔹نقد ادیان و اسلام، 🔸دینی ، 🔹اجتماعی وسیاسی ، 🔸عرفان و تصوف ، 🔹فلسفی ، 🔸دینی ، 🔹جامعه شناسی ، 🔸رمان و داستان ، 🔹و....
📚 @ktyab
🔅مجموعه کامل تاریخ طبری
🔅مجموعه کامل تاریخ المغازی واقدی
🔅مجموعه کامل تاریخ ابن اثیر
🔅مجموعه کامل تاریخ ابن خلدون
🔅مجموعه کامل تاریخ شیخ صفی
🔆و تواریخ بیهقی، مسعودی، شاه اسماعیل، هزار ساله، دوهزاروپانصدساله، کتابهای امیرحسین خنجی، تاریخنامه ها و تواریخ دیگر....
🔆مجموعه آثار آلبر کامو
🔅مجموعه آثار صادق هدایت
🔅مجموعه آثار چخوف
🔅مجموعه کتابهای ممنوعه از نویسندگان مختلف همچون عمادالدین باقی، سهراب نیکوصفت، ترجمه های بهمنیار و....
🔆کتب علمی مختلف (فیزیک کوانتوم،کلاسیک و نیوتنی) ، نجوم، فرگشت، داوکینز، هاوکینز، سم هریس و....
🔆کتابهای فلسفی، تصوف، عرفان و...
🔅کتابهای دینی (قرآن، معانی، تفاسیر، انجیل، تورات، اوستا، گاتها و کتابهای زرتشت، هندو، مانیان و...)
🔆کتابهای نقد ادیان، نقد قرآن، تناقضات، مقاله ها، رد برهانها، اثبات عدم وجود خدا و....
🔅کتابهای شعر از شعرای مختلف
🔆رمان و داستانهای مختلف از نویسندگان مختلف
🔆لیست صد کتاب برتر دنیا
🔅و انواع کتابهای دیگر با موضوعات متنوع

❇️اگر به دنبال کتابی هستید که آن را نمیابید، به ادمینهای سوپرگروه دروغهاوخرافات سفارش دهید

#ترویج_کتاب_مطالعه
#ترویج_خرد_آگاهی_آزادی
📚 @ktyab
کتابخانه مجموعه فراآگاهی دروغهاوخرافات🌍

http://telegram.me/joinchat/AAAAAERaZe8vWFzuRnRdtA
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➋➎】

💠گردن زدن قوم بنی جذيمه جنايتی ديگر

✔️پس از فتح مکه، در همان سال، محمد نيروهايی را به اطراف مکه ميفرستد تا قبايل پيرامونی را دعوت به اسلام کنند. يکی از اين دسته جات گروه خالد بن وليد بوده است که به پايين تهامه، بسوی قوم "بنی جَذيمَه" اعزام می شود. مردم بنی جذيمه قصد مقاومت نداشتند. ليکن شهرت محمد و بخصوص سردار او خالد بن وليد به درنده خوئی و قتل و غارت قبايل بحدی بود که با رسيدن دشمن به سرزمينشان، همگی اسلحه بدست گرفته آماده جنگ و دفاع از خود می شوند.
@ISLIE
📜ابن هشام ميگويد، "پس خالد، چون ايشان را ديد که سلاح پوشيده اند و سر جنگ دارند، آواز داد و با ايشان گفت: ما جنگ نميکنيم و بجنگ شما نيامده ايم و سلحها بنهيد. ايشان خواستند که سلاح بنهند، و يکی در ميان ايشان بود که او را جَحدَم گفتندی، و خالد بن وليد را می شناخت، قوم خود را گفت که: شما بقول خالد غرّه مشويد و ايمن مباشيد، که بخدای که شما چون سلاحها نهاده باشيد، با شما نکند الا آنکه دستهای شما بر بندد و شما راهمه گردن بزند. و اين جحدم مردی مردانه بود و البته سلاح از خود نمی گشود. خالد ديگر بار پيغام فرستاد که ما باشما سر جنگ نداريم و از بهر قتال نيامده ايم، اگر شما سلاح می نهيد و جنگ فرو ميگذاريد [فخيره]، و اگر نه تا مرد به مکه فرستم و لشکر مکه بخواهم و آنگاه آنچه که سزای شما باشد بدهم."
پس چون قوم بنی جذيمه ديگر سخن خالد بشنيدند، همه بخصومت جحدم در آمدند و او را گفتند:
"تو مى خواهى خون ما را بريزند، مردم مسلمان شده اند و جنگ از ميان رفته و کسان ايمنى يافته اند. و اصرار کردند تا سلاح بنهاد و قوم نيز به گفته خالد سلاح فرو گذاشتند، آنگاه خالد بگفت تا دستهايشان را ببستندو آنها را از دم شمشير گذرانيد و بسيار کس بكشت"
📗ابن هشام، جلد دوم، ص . 906
📘طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1195.

🔹البته هر چند محمد خود در گذشته بيشتر از اينها دست به اين جلدى ها زده بود که نمونه آنرا در مورد بنی قريظه ديديم، با اينحال، اکنون که مردم عرب از روی ترس دسته دسته به او روی می آوردند، برای آنکه مانع روی آوری انها بسوی خود نشود، با چنين سياستى موافق نبود و آنرا مضر به حال سرتاسری شدن قدرت خود ميدانست . برای همين، با ابراز نارضايتی از کار خالد، بعدا علی را برای دلجوئی و پرداخت خون بها نزد بنی جزيمه ميفرستد. همينطور "عبدالله بن ابى حدرد اسلمى" ميگويد:

📜"من جزو سپاه خالد بودم، يكى از جوانان بنى جذيمه که جزو اسيران بود و دستهايش با ريسمان به گردن بسته بود و زنانى نه چندان دور از او فراهم بودند به من گفت : مى توانى اين ريسمان را بكشى و مرا پيش اين زنان ببرى که کارى دارم آنگاه بازم آرى که هر چه خواهيد با
من کنيد." گفتم : اين کار آسان است" .
پس همچنان او را دست بسته پيش آن زنان بردم، "و روی در يکی از ايشان آورد که معشوقه وی بود و نام وی حُبَيش بود" و اشعار عاشقانه خواند، آنگاه او را پس آوردم و گردنش را بزدند".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 910 .
📘طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1196.

ابوفراس بن ابو سنبله اسلمى گويد : وقتى او را گردن زدند زن بر او افتادو او را همى بوسيد تا بر کشته اش جان داد.

@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
مراد بیگ؛
داری چه غلطی می کنی شعبون؟!

شعبون؛
وضو میگیرم...
آخه غارت بی وضو برکت نمی کنه!


#دیالوگ_ماندگار/ روزی روزگاری

@ISLIE
به دام تعصبات نیفتید

که این زندگی نتیجه ی تفکر دیگران است

واجازه ندهید سروصدای عقاید دیگران

صدای درون شما را خفه کند

اسیتو جابز

@ISLIE
👍1
Mardom Azari Makon-(SONG95.IR)
Mastan & Homay
#موزیک

خواننده: گـروه مـسـتـان همــای

موزیک: مـردم آزاری مـکـن

موضوع: دینی ـ اجتماعی

سبک: سـنتـی

پ.ن:هرچه میخواهی بگو یا هرچه میخواهی بکن امـا ریـاکـاری نکن...

بـا مـا همراه باشید
🆔 @islie
❇️ برای مطالعه و دانلود کتاب:
📕 مقدمه ای بر مذهب شیعه اسلامی، تاریخ عقاید شیعه اثنی عشری
📚 @ktyab
در کتابخانه مجموعه دروغ ها و خرافات عضو شوید 👇🏻

http://telegram.me/joinchat/AAAAAERaZe8vWFzuRnRdtA
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➌➎】

💠جنگ حُنَين و مقاومت طائف در برابر محمد

هر چند بسياری از قبايل کوچک و درشت تسليم محمد می شوند، ولی هنوز قبايلی بودند که حاضر به تسليم به محمد و گردن گذاردن به ديکتاتوری وی و به چيزی که به آن عقيده نداشتند نبودند. از جمله کنفدراسيون هوازن متشکل از قبايل بين مکه و طائف مانند بنی نصر، بنی جُشَم، و بنی سَعد بن بکر و عده ای از بنی هِلال بود که با قبيله بزرگ بنی ثقيفه نپيز که موطن اصلی اش شهر طائف واقع در ۶٠مايلی جنوب شرقی مکه بود عقد اتحاد داشت. اينها که همگی از رقبای جدی قريش بوده، و از شکست مکه بدست محمد ميدان را برای خود خالی ميديدند، برای مقاومت در برابر محمد و شکست وی، اتحاديه قدرتمندی را بر عليه وی تشکيل داده و در جريان لشکر کشی وی به مکه، از آنجا که محمد قصد خود را آشکار نکرده بود، بگمان اينكه قصد حمله به آنان را دارد، از قبل براى جنگ با وی آماده شده بودند، و اکنون که محمد پس از فتح مکه آنان را نشانه گرفته بود، عزم خود در مقاومت در برابر وی را از دست نداده، به مقابله با او شتافته و در وادی "حُنَين" که پر از گردنه ها و کمين گاههای خطرناک بود به انتظار او نشسته بودند.
محمد نيز با ده هزار تنى که به مكه حمله کرده بودند، باضافه ٢هزار تن از قريشيان مكه، به مقابله با آنان می رود.
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1199.
@ISLIE
در همين جنگ است که مسلمانان، بخاطر اينکه در کمين می افتند، با وجود برترى اعجاب انگيز نفراتشان، زير حمله دليرانه مالك، در ابتدا، بشدت دچار هزيمت شده و پا به فرار مي گذارند. در اين ميان، محمد که با چند تن از اطرافيان خود تنها مانده و بقيه در حال فرار بودند، برای آنکه آنانرا از فرار بازدارد مدام فرياد ميزده، "ای مردم، سوی من آييد، من پيغمبر خدايم، من محمد بن عبدالله ام." گويد شتران در هم افتاده بودند و مردم برفتند و تنی چند از مهاجر و انصار و خاندان پييمبر با وی بماندند از جمله... ابوبکر و عمر و علی و ...

و جالب اينكه قريشيان و آنانكه از روی اجبار و ترس تن به اطاعت از محمد داده به او پيوسته بودند، به محض اينكه مى بينند که ممكن است وی بهزيمت رود، بنای مخالف خوانى با او را می گذارند. طبرى مى گويد: "و چون مردم فرارى شدند و نو مسلمانان مكه که همراه پيمبر بودنداين بديدند آنچه را در دل داشتند به زبان آوردند" -

📗طبری، جلد سوم، ص 1201.
📘ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 918.
📓ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:687

نيروی هوازن و متحدين آن هرچند در ابتدا سپاه محمد را وادار به فرار ميكنند، ولی به همت صد تن از گروه انصار و اطرافيان محمد که پايداری ميکنند و به جنگ ادامه ميدهند، بقيه نيز باز گشته جنگ سختی ميان آنان و اتحاديه هوازن در گير می شود. محمد، طبق معمول، دور از صحنه جنگ بر تپه ای می ايستد و با محافظان خود صحنه جنگ را تماشا و رهبری ميکند. سرانجام، مسلمانان بعلت فزونی بی اندازه نفرات خود، دشمن را شکست داده آنها وادار به عقب نشينی به شهر طائف که از برج و باروی محکمی برخوردار بوده، می کنند. آنگاه، محمد شهر را به محاصره در آورده، بهر طريقی ميکوشد آنرا به تصرف خود در آورد.

محمد، از بريدن "رزهای طائف" و خراب کرده باغهای آن نيز دريغ نميکند. حتی به تقليد از مدافعان شهر که بر سر هر کنگره ای از حصار شهر منجنيق نهاده بودند، دستور ميدهد که مسلمانان نيز منجنيق گذارده با آن شهر را سنگ باران کنند. ولی باز هم موفق به تصرف نمی شود.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:707

سرانجام، پس از بيست روز، با بجا گذاشتن ١٢کشته ( ۵تن از قريش و ٧تن از انصار)، دست از محاصره شهر برداشته عقب می نشيند.
پست بعد : غنائم جنگي و اختلاف و درگيری مسلمانان بر سر تقسيم آن
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
بشری که‌ حق اظهار عقیده و بیان اندیشه خود را نداشته باشد
موجودی زنده به شمار نمی‌رود

مونتسکیو

@ISLIE
امروزه حدود 5 هزار خدا در سراسر جهان مورد پرستش قرار میگیرند
که هر کس هم بنا به جغرافیا و احساس "قلبی" ،خدای خود را حقیقی
و بقیه خدایان را از نظر"عقلی" باطل و خنده دار میداند..

@ISLIE
حق حضانت برای تو؛درد زایمان برای من

چهار عقد برای تو؛حسرت انتخاب همسر برای من

هزار صیغه برای تو؛حکم سنگسار برای من

هوس برای تو؛عفاف برای من

@ISLIE
👨‍🏫 #کنفرانس 👨‍💻

🗞موضوع: چگونه فرگشت را رد کنیم؟

اجرا از: @Abt1n

📅دوشنبه 6/6 ساعت: 22:00

دروغهـــا و خـــرافات اســـلام🛐
http://t.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw

آرشیو: @arkiv
#معرفی_کتاب
📚 @ktyab
📓 شهریار

نیکولو ماکیاولی

♻️ برگردان محمود محمود

📕#شهریار
#نیکلا_ماکیاولی
📝#محمود_محمود
📚 @ktyab
💠 شهریار اثر نیکولو ماکیاولی، نویسنده و سیاستمدار ایتالیایی، بی‌گمان پرخواننده‌ترین، بحث‌انگیزترین و بدنام‌ترین اثر سیاسی همه زمان‌هاست. شهریار که در سال ۱۵۱۳ میلادی به رشته تحریر در آمد و تا سال ۱۵۳۲ به چاپ نرسید، موضوع بحث تفسیرهای متنوعی بوده است. از نوشته‌های سیاسی وی باید به دو اثر وی که دریچه‌ تازه‌ای رو به جهان سیاست باز کرد، اشاره کرد: گفتارها و شهریار. گفتارها درباره مملکت‌هایی است که به روش جمهوری اداره می‌شوند و شهریار درباره حکومت‌هایی است که به شکل پادشاهی اداره می‌شوند. ماکیاولی شهریار را در دوران سخت زندگی خود نوشت و پس از نوشتن کتاب، آن را به لورنسو مدیچی پیشکش کرد؛ به امید این‌که شغلی به دست آورد.
این کتاب در سال ۱۵۵۹ در فهرست کتاب‎های ممنوعه پاپ گنجانده و نویسنده آن ماکیاولی شیطان نامیده شد.
📚 @ktyab
💠 این رساله مختصر از ۲۶ فصل (باب) تشکیل شده که هر فصل توصیه‌‌، نصیحت و تجربه‌ای است از مملکت‌داری؛ توالی منطقی آن فوق‌العاده دقیق است و طرح آن بدون وقفه و بدون انحراف از موضوع بسط می‌یابد. عناوین این فصول عبارتند از:
📚 @ktyab
👈 فصل یکم: شهریاری‌ها بر چند گونه‌اند و شیوه‌های فراچنگ آوردنشان
👈 فصل دوم: درباره شهریاری‌های ارث‌برده
👈 فصل سوم: درباره شهریاری‌های پیوندی
👈 فصل چهارم: در باب مملکت داریوش که به تصرف اسکندر مقدونی درآمد
📚 @ktyab
👈 فصل پنجم: در باب شیوه حکومت بر آن شهرها یا شهریاری‌ها که پیش از آن با قانون خود می‌زیسته‌اند
👈 فصل ششم: در باب آن شهریاری‌ها که به نیرو و هنر خود گیرند
👈 فصل هفتم: در باب شهریاری‌های نوبنیاد که به بازو و بخت دیگران گیرند
👈 فصل هشتم: در باب آنان که با تبهکاری به شهریاری رسند
👈 فصل نهم: در باب شهریاری های انتخابی
👈 فصل دهم: در باب ارزیابی قدرت شهریاری‌ها
👈 فصل یازدهم: در باب ممالکی که در تحت حکمرانی کلیسا است
📚 @ktyab
👈 فصل دوازدهم: در باب گونه‌های سپاه و سپاهیان مزدور
👈 فصل سیزدهم: در باب سپاهیان کمکی، آمیخته و بومی
👈 فصل چهاردهم: شهریار و لشکرآرایی
👈 فصل پانزدهم: در باب آن‌چه مایه ستایش و نکوهش بهر مردمان است به ویژه شهریاران
👈 فصل شانزدهم: در باب بخشندگی و تنگ‌چشمی
👈 فصل هفدهم: در باب سنگدلی و نرمدلی و این‌که مهرانگیزی بهتر یا ترس‌انگیزی
👈 فصل هجدهم: در باب شیوه درست پیمانی شهریاران
👈 فصل نوزدهم: در باب پرهیز از خوار و نفرت‌انگیزشدن
📚 @ktyab
👈 فصل بیستم: در باب سودمندی یا زیانمندی دژها و دیگر چاره‌اندیشی‌ها که شهریاران کنند
👈 فصل بیست و یکم: شهریار چگونه باید رفتار کند تا نام نیک کسب نماید
👈 فصل بیست و دوم: در باب رایزنان ویژه شهریار
👈 فصل بیست و سوم: چگونه از چاپلوسان می‌باید پرهیخت
👈 فصل بیست و چهارم: چرا شهریاران ایتالیا ممالکشان را از دست دادند
👈 فصل بیست و پنجم: در کارهای بشری بخت تا کجا دست‌اندرکار است و چگونه با آن می‌توان ستیزید
👈 فصل بیست و ششم: فراخوانشی به رهانیدن ایتالیا از چنگال بربران
📚 @ktyab
✴️در فصول اول تا نهم که به پرسش «پادشاهیها بر چندگونه‌اند و به چه شیوه‌هایی به دست می‌آیند» پاسخ داده می‌شود، روندهای مختلف تشکیل پادشاهیها بررسی می‌شود.

✴️فصل دهم از توانایی کلی دولت برای پیکار با دشمن خارجی سخن می‌گوید.

✴️فصل یازدهم به نوع خاصی از پادشاهی اختصاص دارد، یعنی پادشاهی دولتهای کلیسا که قوانین حاکم بر زندگی دولتهای دیگر در آنها اثری ندارد.
📚 @ktyab
✴️مهمتر از این در فصول سوم تا پنجم، فتح ایالات تازه به دست یک دولت جاافتاده و سازمان‌یافته را بررسی می‌کند؛
در حالی‌که فصول ششم تا نهم از تشکیل یک شبه پادشاهی مانند پادشاهیهای فرانچسکو اسفورتسا و سزار بورژیا سخن می‌گوید.

✴️با فصول دوازدهم تا چهاردهم وارد مسائل بزرگ کلی می‌شویم که مربوط به زندگی درونی دولت است و سرانجام به یک مسئله تنها خلاصه می‌شود:
تشکیل نیروهای مسلح.
در اینجاست که ماکیاولی، پس از انتقاد تند و گزنده از سپاهیان مزدور می‌کوشد تا برای یک دولت ضرورت داشتن «سپاههای ملی» را که «از رعایا، شهروندان یا از خود خدمتگزاران شهریار تشکیل شده باشد» نشان دهد.
📚 @ktyab
#شهریار
#نیکولو_ماکیاولی
#ماکیاولی
#محمود_محمود
#پایه_گذاری_پادشاهی
#پایه_گذاری_دیکتاتوری
#پایه_گذاری_دموکراسی
#پایه_گذاری_دولت
#مفهوم_دولت_دموکراسی_مدنیت
#مفهوم_آزادی
#مفهوم_جامعه_مدنی
#مفهوم_حقوق_انسانی_اجتماعی
#مفهوم_برابری
#مبارزه_مدنی
#رساله_شهریار_ماکیاولی
📚 @ktyab
❇️این کتاب ارزشمند را بخوانید و با دوستانتان به اشتراک بگذارید♻️
📚 @ktyab
کتابخانه مجموعه فراآگاهی دروغهاوخرافات🌍
🌐 @khod2
🌓 @islie
📚 @ktyab
@arkiv

🔰🔰🔰
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➍➎】

💠غنائم جنگی اختلاف و درگيری مسلمانان بر سر تقسيم آن

✔️غنائمی که محمد از اين جنگ بدست آورده بود بی سابقه بود. "شش هزار مرد و زن اسير، کوچک و بزرگ و گوسفند و شتر چندان که کمتر در حساب آمد، و قماش و مالهای ديگر از هر جنسی هم بر اين قياس." چنانکه بر سر تقسيم اين غنائم که هنگام حرکت بسوی طائف در حنين بجا نهاده شده بود، چپاول و شورشی در ميان مسلمانان در ميگيرد.
👈چنانکه در گير و دار آن، خود محمد نيز بسوی درختی هل داده می شود و لباسش پاره ميگردد.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:717

🔅در اينموقع، نمايندگانی از قوم هوازن برای مذاکره نزد محمد آمده، حاضر به تسليم بشرط باز پس گرفتن اموال و زن و فرزندان خود ميشوند. محمد، آنها را مختار ميکند که از ميان زن و فرزندان و اموال يکی را انتخاب کنند که آنها زن و فرزندانشان را انتخاب ميکنند و به اين ترتيب است که بالجبار مسلمان می شوند.

🔅برای اين منظور او ابتدا، از سهم خود از زنان و کودکان اسيری که به بردگی او در آمده بودند صرفنظر ميکند. سپس مهاجرين نيز از او تأسی کرده، و کسانی از مسلمانان منجمله از قوم بنی سليم نيز که حاضر از گذشتن از سهم خود نمی شوند، به پيشنهاد محمد، آنها نيز با گرفتن شش شتر در برابر هر اسير از او از سهم خود ميگذرند.
ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:718
@ISLIE
به اين ترتيب، خدای الله، اين مقتدر بزرگ!، اين کريم بخشنده!، اين بی نياز!، از طريق پيغمبری که برای هدايت بندگان خود فرستاده بود، اموال مردم بيچاره را غارت ميکند، و به شرط آنکه او را بپرستند زنان و فرزندان معصوم آنها را آزاد می کند.

🔹با تسليم هوازن، رهبر آنان، مالک بن عوف نيز که با مردم ثقيف در شهر طائف بوده و مقاومت ميکرده، با پيشنهاد محمد مبنی بر باز پس دادن اهل و عيال و اموال وی، باضافه صد شتر اضافی بشرط تسليم، مخفيانه و دور از چشم ثقفيان از قلعه بيرون آمده خود را تسليم محمد ميکند. محمد نيز مالک را "سالار هوازن و مسلمانان قبايل اطراف طائف کرد که ثماله و سلمه و فهم بودند و به کمک آنها با ثقفيان (که متحد سابق وی بودند) جنگ مى کرد و گله هايشان را به غارت ميبرد تا کار بر آنها سخت شد"...
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1213.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:726

مطالبی که ذکر شد به تفصیل در این منابع نیز امده است👇🏻

📗سیر الاعلام و النبلاء. امام ذهبی. جلد 2 ص 195-203
📘 البدایه و النهایه. حافظ ابن کثیر دمشقی . جلد 7 . ص 6 - 204
📕 سیرة النبویه. ابن هشام. جلد 2 .ص 437 - 495.
📓 الکامل فی التاریخ . ابن اثیر جزری .جلد 2.ص 132 - 142

@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
‍ 93درصد دانشمندان اساسا به وجود خدا اعتقاد ندارند

منبع مجله ی معتبر نیچر
📎http://www.nature.com/nature/journal/v394/n6691/full/394313a0.html?foxtrotcallback=true

@ISLIE
🔴شیخ فضل الله نوری در سالی فتوا به حرام بودن تحصیل #دختران داد که پروفسور ماری_کوری (بانو) اولین تصویر ایکس ری را از دست خودش گرفت!
@ISLIE
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➎➎】

💠اختلاف و درگیری مسلمانان بر سر تقسیم غائم

✔️ در ادامه‌ی اختلافات بر سر غنائم سران قريش که از قبل رقيب و دشمن هوازن بودند، از اين آسان گيری محمد نسبت به رقبای شکست خورده خود، بخصوص رياست مالک بر قبيله خود و قبايل جديد، دل نا خوش آيند شده و بهمراه بعضی ديگر بنای اعتراض را ميگذارند. در نتيجه اين اعتراضات، محمد ناچار ميشود برای استمالت از آنان، به ابوسفيان، پسرش معاويه خليفه آتی، يزيد و جمع ديگری از اشراف قريش نفری صد شتر، به دسته ای ديگر هر يک پنجاه شتر، و دسته بعد چهل شتر، و سرانجام ده و بعد دو شتر ببخشد. حتی بعضی از پاگان ها و کفارقريش نيز با آنکه هنوز اسلم نياورده بودند از بخشش محمد که البته از آن منظور سياسی داشته است، برخوردار می شوند. تا جائيکه يکی از معترضين ميگويد: 👈"با اين هدايا انسان به خدا رو می آورد
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص -1214

🔅البته، منظور اصلی محمد جلب هر چه بيشتر اشراف قريش و مطمئن ساختن آنها از منفعت اتحاد با خود و سودی بود که از شرکت در يک دولت چپاول گر اسلامی می توانستند ببرند. طبری که اين نکته را مد نظر دارد چنين ميگويد:

📜"پيغمبر به کسانی از اشراف ناس که جلب قلوبشان می خواست کرد عطا کرد و آنها را المؤلفة قلوبهم گفتند".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص -1214

🔹بااينحال، کشمکش و دعوای مسلمانان بر سر غنايم غارتی به همينجا ختم نميگردد و ادامه می يابد. يکی از معترضين "ذُو خُوَ يصِرَه" از بنی تميم بود که به محمد اعتراض می کند و ميگويد:
📜"يا محمد ديدم که امروز چه کردی، گفت: چه کردم؟ گفت: عدل کار نفرمودی که بعضی را بسيار بدادی و بعضی را هيچ ندادی. سيد، عليه السلام، از سخن وی خشم گرفت، گفت: وای بر تو مرد، اگر عدل پيش من نباشد پيش کی خواهد بودن؟"
در اين زمان، عمر از جای خود بلند شده ميگويد: "يا رسول الله، دستوری ده تا اين مرد را بکشم".
📗 ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص . 940

🔹آنگاه نوبت اعتراض انصار می رسد. آنان نيز از اينکه از غنائم و زنان و کودکان اسير شده نصيبی به آنها نرسيده و محمد به "روسای قريش و مهتران عرب و ديگر قبايل نصيبه بداد و أنصار را هيچ نداد ... برنجيدند و بسخن در آمدند و هر کسی چيزی گفت." محمد نيز آنان را جمع نموده و با تقسيم بقيه غنائم ميان آنان و ديگران، و سخنرانی گرمی که برای دلجوئی از آنها ميکند، آنان را از اين نگرانی که با فتح مکه و آشتی با مردم خود آنها را فراموش کرده است در ميآورد.
@ISLIE
🔸👈بهرحال، غارت قبايل عرب در اين جنگ در چنان حدی بوده است که با آنکه اموال مردم هوازن بآنها پس داده می شود، با اينحال تنها رقم شترها به غنيمت گرفته شده به دهها هزار ميرسيد، و اين جدای از گوسفندان و ساير اموالی بود که ذکری از آنها بعمل نيامده بود. ابن هشام ميگويد:
📜"آن روز دوازده هزار مرد بودند که هر يکی چهار شتر داده بود، اين چهل و هشت هزار باشد از شتر، و مؤلف قلوب دو هزار بداده بود از شتر، اين جمله پنج هزار باشد."
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 946.

و طبری از قول واقدی ميگويد:
📜"بهر کس چهار شتر و چهل گوسفند رسيد و هر که سوار بود سهم اسب خود را نيز گرفت".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1218

🎯در هر صورت، وقايع بالا نشان ميدهد که چگونه انگيزه واقعی مسلمانان در جنگ هائی که در کنار محمد ميکرده اند، چيزی جز غارت مردم و دستيابی به غنائم جنگی نبوده است. خود مسلمانان نيز، اغلب، همان مردم غارت شده "بی ايمانی" بودند که اکنون به يمن ايمان به اسلام درسِلک غارتگران درآمده بودند.

مثلا👈هنگام ترک طائف عُمر اعلام حرکت می کند، و هنگامی که مسلمانان براه می افتند، "سعيد بن عبيده ثقفی" بانگ ميزند: "محله به جای خويش است." "عُبَينَة بن حِصن" ميگويد: "بله، با مجد و بزرگواری." و يکی از مسلمانان باو ميگويد: "عبينه، خدايت بکشد تو که به ياری پيمبر آمده ای قومی از مشرکان را می ستايی که در مقابل وی مقاومت کرده اند؟" و او جواب ميدهد:

📜🔅"بخدا نيامده بودم که همراه شما با ثقيف جنگ کنم، ميخواستم محمد، طائف را بگشايد و دختری از ثقفيان به دست آرم و با وی در آميزم شايد مردی برای من بيارد که ثقفيان مردمی بسيار لايقند".👉🏻
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1211.
📘البداية والنهاية ،ابن كثير ،جلد 4 ،ص 402
📕سيرة ابن هشام ،جلد 2 ، ص485


📚منابع بیشتر برای مطالب ذکر شده.
📗سیر الاعلام و النبلاء.امام ذهبی.جلد 2 ،ص 195-203
📘 البدایه و النهایه .حافظ ابن کثیر دمشقی .جلد 7.ص 6- 204.
📕 سیرة النبویه. ابن هشام. جلد 2 .ص 437 - 495.
📓 الکامل فی التاریخ .ابن اثیر جزری . جلد2 .ص 132- 142.

@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜