Forwarded from کتابخانهٔ خرد و اندیشه
#کتابخوانی
#کتابخوانی_همگانی
📚 @ktyab
👈هرشب ساعت ۹ باهم چند صفحه کتاب بخوانیم📕📗📘✅
#کتاب_بخوانیم
#آگاه_شویم
در ابرگروه
⚜دروغهاوخرافات اسلام⚜
🆔https://telegram.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
#کتابخوانی_همگانی
📚 @ktyab
👈هرشب ساعت ۹ باهم چند صفحه کتاب بخوانیم📕📗📘✅
#کتاب_بخوانیم
#آگاه_شویم
در ابرگروه
⚜دروغهاوخرافات اسلام⚜
🆔https://telegram.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
✍ #پس_از_محمد
بخش اول
💠پيامبران جديد و قيام يمن و يمامه بر عليه محمد
✔️با مرگ محمد سرتاسر شبه جزيره عربستان بر عليه وی و نظام ديکتاتوری و سرکوبگرانه او بپا ميخيزد تا بساط آنرا در هم بکوبد. حتی دامنه شورش به خود مدينه هم ميرسد. خود اين قيام ها نشان ميدهد که تا چه حد اين حقيقت که اسلام نه بدنبال باور مردم، بلکه بزور شمشير بر جامعه بدوی عرب تحميل شده بوده ، واقعيت داشته است.
🔅در واقع شورش اعراب بر عليه محمد نه پس ار مرگ وی، بلکه از همان زمان که بيماريش آغاز و خبر آن به اطراف پراکنده ميشود، آغاز می گردد. در حقيقت، هنگاميکه محمد در نطقش در مسجد مدينه بهنگام بيماری از "فتنه های بپا شده چون پاره های شب تاريک"سخن ميگويد و از مردم ميخواهد که بر او خرده نگيرند چرا که او فقط وظيفه خدائی اش را انجام داده، دارد به همين شورش های يمن و يمامه برعليه خودش اشاره ميکند که در همان زمان شروع شده بوده است. برای همين طبری ميگويد:
📜"وقتی خبر بيماری پيمبر شايع شد أسوَد در يمن و مُسَيلَمه در يمامه به پا خواستند و پيغمبر از کارشان خبر يافت. پس از آن طُلَيحه در ديار اسد بپا خواست و اين بهنگامی بود که پيمبر بهبود يافته بود. پس از آن در محرم، بيماری وی که از آن درگذشت آغاز شد".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۳۱۱.
📘سیره ابن هشام ج ۲، ص: ۳۷۱
📎 @ISLIE
🔰قيام هائی که در مناطق يمن، شرق و مرکز شبه جزيره عربستان، بر عليه محمد انجام ميگيرند نه خصلت ضد ديکتاتوری بلکه بيشتر خصلت استقلال طلبانه داشته اند. چرا که اين قيام ها اغلب تحت لوای کسانی که خود نيز مانند محمد ادعای پيامبری داشته اند انجام می پذيرند. اين پيامبران بيشتر قصدشان کوتاه کردن دست محمد از سرزمين خود و پهن کردن بساط حکمرانی خود بر آن مناطق بوده است. بنابراين، قيام آنها بخشی از کشمکش های درونيشان در رابطه با قريش و بطور خاص محمد و قطب قدرتی بوده است که او بوجود آورده بود.
🔅 در حاليکه، در ساير مناطق، همانطور که خواهيم ديد، قيام های موجود بر عليه نظام ديکتاتوری و به منظور بازگشت به نظام بدوی ما قبل آن بوده اند.
قيام های "مُسَيلَمه" و "سجاح" در يمامه درعربستان شرقی، "أسوَد بن [کعب] اََلعَنسی " در يمن، و طُلَيحه که مردم طَیّ و اسد و غَطَفان پيرو او ميشوند همگی از نوع اول بوده اند. اين قيام ها که همگی اندکی قبل از مرگ محمد و بنا برواياتی بعضی از آنها پس از آن آغاز می شوند، به تقليد از خود محمد، يعنی با ادعای پيغمبری بوده اند.
🔹مُسَيلَمه که از قبيله بنی حنيفه در عربستان مرکزی بوده است، بنا بر بعضی منابع، ادعای پيغمبری اش قبل از هجرت محمد به مدينه، و تحت نام رحمان اليمامه بوده است. ولی با آغاز بيماری محمد و در واقع تعرض وی به يمن است که شکل شورشی و جنگی بخود ميگيرد.
📜هنگاميکه محمد بيمار بوده باو خبر ميرسد "که مُسَيلَمه بر يمامه تسلط يافته و أسوَد بر يمن تسلط يافته چيزی نگذشت طُلَيحه دعوی پيمبری کرد و در سميراء اردو زد و همگان پيرو او شدند و کارش نيرو گرفت"
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۳۱۳.
📘سیره ابن هشام ج ۲، ص: ۳۷۱
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
بخش اول
💠پيامبران جديد و قيام يمن و يمامه بر عليه محمد
✔️با مرگ محمد سرتاسر شبه جزيره عربستان بر عليه وی و نظام ديکتاتوری و سرکوبگرانه او بپا ميخيزد تا بساط آنرا در هم بکوبد. حتی دامنه شورش به خود مدينه هم ميرسد. خود اين قيام ها نشان ميدهد که تا چه حد اين حقيقت که اسلام نه بدنبال باور مردم، بلکه بزور شمشير بر جامعه بدوی عرب تحميل شده بوده ، واقعيت داشته است.
🔅در واقع شورش اعراب بر عليه محمد نه پس ار مرگ وی، بلکه از همان زمان که بيماريش آغاز و خبر آن به اطراف پراکنده ميشود، آغاز می گردد. در حقيقت، هنگاميکه محمد در نطقش در مسجد مدينه بهنگام بيماری از "فتنه های بپا شده چون پاره های شب تاريک"سخن ميگويد و از مردم ميخواهد که بر او خرده نگيرند چرا که او فقط وظيفه خدائی اش را انجام داده، دارد به همين شورش های يمن و يمامه برعليه خودش اشاره ميکند که در همان زمان شروع شده بوده است. برای همين طبری ميگويد:
📜"وقتی خبر بيماری پيمبر شايع شد أسوَد در يمن و مُسَيلَمه در يمامه به پا خواستند و پيغمبر از کارشان خبر يافت. پس از آن طُلَيحه در ديار اسد بپا خواست و اين بهنگامی بود که پيمبر بهبود يافته بود. پس از آن در محرم، بيماری وی که از آن درگذشت آغاز شد".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۳۱۱.
📘سیره ابن هشام ج ۲، ص: ۳۷۱
📎 @ISLIE
🔰قيام هائی که در مناطق يمن، شرق و مرکز شبه جزيره عربستان، بر عليه محمد انجام ميگيرند نه خصلت ضد ديکتاتوری بلکه بيشتر خصلت استقلال طلبانه داشته اند. چرا که اين قيام ها اغلب تحت لوای کسانی که خود نيز مانند محمد ادعای پيامبری داشته اند انجام می پذيرند. اين پيامبران بيشتر قصدشان کوتاه کردن دست محمد از سرزمين خود و پهن کردن بساط حکمرانی خود بر آن مناطق بوده است. بنابراين، قيام آنها بخشی از کشمکش های درونيشان در رابطه با قريش و بطور خاص محمد و قطب قدرتی بوده است که او بوجود آورده بود.
🔅 در حاليکه، در ساير مناطق، همانطور که خواهيم ديد، قيام های موجود بر عليه نظام ديکتاتوری و به منظور بازگشت به نظام بدوی ما قبل آن بوده اند.
قيام های "مُسَيلَمه" و "سجاح" در يمامه درعربستان شرقی، "أسوَد بن [کعب] اََلعَنسی " در يمن، و طُلَيحه که مردم طَیّ و اسد و غَطَفان پيرو او ميشوند همگی از نوع اول بوده اند. اين قيام ها که همگی اندکی قبل از مرگ محمد و بنا برواياتی بعضی از آنها پس از آن آغاز می شوند، به تقليد از خود محمد، يعنی با ادعای پيغمبری بوده اند.
🔹مُسَيلَمه که از قبيله بنی حنيفه در عربستان مرکزی بوده است، بنا بر بعضی منابع، ادعای پيغمبری اش قبل از هجرت محمد به مدينه، و تحت نام رحمان اليمامه بوده است. ولی با آغاز بيماری محمد و در واقع تعرض وی به يمن است که شکل شورشی و جنگی بخود ميگيرد.
📜هنگاميکه محمد بيمار بوده باو خبر ميرسد "که مُسَيلَمه بر يمامه تسلط يافته و أسوَد بر يمن تسلط يافته چيزی نگذشت طُلَيحه دعوی پيمبری کرد و در سميراء اردو زد و همگان پيرو او شدند و کارش نيرو گرفت"
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۳۱۳.
📘سیره ابن هشام ج ۲، ص: ۳۷۱
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
علم یک واکسن است
در مقابل "شارلاتانهای دنیا"
که میخواهند از جهل شما سوء استفاده کنند ..
✍نیل دگراس تایسون
➬ @ISLIE
در مقابل "شارلاتانهای دنیا"
که میخواهند از جهل شما سوء استفاده کنند ..
✍نیل دگراس تایسون
➬ @ISLIE
⚠️دنبال زئوس میگشتی⚠️
http://telegram.me/joinchat/BVWmmzuq4DrMmycq6wAfCg
اینجا با زئوس در ارتباط باشید☝️
http://telegram.me/joinchat/BVWmmzuq4DrMmycq6wAfCg
اینجا با زئوس در ارتباط باشید☝️
✍ #پس_از_محمد
بخش دوم
💠پیامبران جدید و قیام یمن و یمامیه بر علیه محمد
🔹مُسَيلَمه پس از آنکه با ادعای پيغمبری قيام ميکند و به آوردن آيه هايی نظير آيه های محمد در مکه می پردازد.
با اينحال، تحت تاثير مسيحيان، دارای گرايشات رياضت طلبانه بوده. منجمله، مانند مسيحيان که نظر چندان مساعدی با لذت جنسی، حتی در شکل مردسالارانه آن نداشته است، سکس و رابطه جنسی پس از داشتن يک فرزند را جايز نمی نميدانسته.
📗-Rodinson Maxime, Muhammad,in English, p. 272.
🔸مُسَيلَمه، کار خود را با اعلام اينکه خدا او را در پيامبری محمد شريک کرده، شروع ميکند. برای همين محمد را دعوت به ماندن در قلمرو خود و باقی گذاردن بقيه نقاط برای او می نمايد. او در نامه ای که بهمراه دو فرستاده برای محمد ارسال ميدارد چنين مينويسد.
📜"از مُسَيلَمه پيغمبر خدا به محمد پيغمبر خدا، درود بر تو که مرا در کار پيغمبری شريک تو کرده اند که نيم سرزمين از ما باشد و نيم سرزمين از قريش باشد ولی قريش قومی متجاوزند".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص .1273
📘سیره ابن هشام فارسی ج ۲، ص: ۳۷۲
📎 @ISLIE
📜محمد پس از آنکه به فرستادگان مُسَيلَمه ميگويد که اگر پيام رسان نبوديد گردنتان را ميزدم، اينطور جواب او را ميدهد:
"بسم الله الرحمن الرحيم، از پيغمبر خدا، به مسيلمه کذاب، درود بر آنکه از هدايت تبعيت کند، اما بعد زمين از آن خداست که به هرکسی از بندگان خويش که خواهد دهد، و سرانجام با پرهيزکاران است".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص .1274
📘سیره ابن هشام فارسی ج ۲، ص: ۳۷۲
🔰جالب است که درنامه نگاری ميان محمد و مُسَيلَمه بطور بی پرده ای روشن است که دعوای آنها بر سر زمين و در واقع قدرت بوده است. مُسَيلَمه، شراکت در پيغمبری يعنی در قدرت، ومحمد، همانطور که قبل در مذاکرات وی با سران قريش و رئيس قبيله ای که برای زيارت به مکه آمده بود ديديم، انحصار همه قدرت برای خود را می خواهد و از همين رو با هرگونه شريک شدن در قدرت خودش مخالفت می نمايد.
🔆بهرحال، محمد که تمام هَمّش برقراری ديکتاتوری فردی خودش بر سراسر عربستان بوده است، با پيشنهاد مُسَيلَمه موافقت نميکند و جنگ ميان آنان شروع می شود. البته، کار مُسَيلَمه بعد از مرگ محمد است که بال ميگيرد، چنانکه تقريبا تمام قبيله بنی حنيفه پشت سر او قرار ميگيرند. او بعدا حتی با پيغمبر نوخواسته بنی تميم که زنی بنام سجاح بوده است متحد می شود.
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
بخش دوم
💠پیامبران جدید و قیام یمن و یمامیه بر علیه محمد
🔹مُسَيلَمه پس از آنکه با ادعای پيغمبری قيام ميکند و به آوردن آيه هايی نظير آيه های محمد در مکه می پردازد.
با اينحال، تحت تاثير مسيحيان، دارای گرايشات رياضت طلبانه بوده. منجمله، مانند مسيحيان که نظر چندان مساعدی با لذت جنسی، حتی در شکل مردسالارانه آن نداشته است، سکس و رابطه جنسی پس از داشتن يک فرزند را جايز نمی نميدانسته.
📗-Rodinson Maxime, Muhammad,in English, p. 272.
🔸مُسَيلَمه، کار خود را با اعلام اينکه خدا او را در پيامبری محمد شريک کرده، شروع ميکند. برای همين محمد را دعوت به ماندن در قلمرو خود و باقی گذاردن بقيه نقاط برای او می نمايد. او در نامه ای که بهمراه دو فرستاده برای محمد ارسال ميدارد چنين مينويسد.
📜"از مُسَيلَمه پيغمبر خدا به محمد پيغمبر خدا، درود بر تو که مرا در کار پيغمبری شريک تو کرده اند که نيم سرزمين از ما باشد و نيم سرزمين از قريش باشد ولی قريش قومی متجاوزند".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص .1273
📘سیره ابن هشام فارسی ج ۲، ص: ۳۷۲
📎 @ISLIE
📜محمد پس از آنکه به فرستادگان مُسَيلَمه ميگويد که اگر پيام رسان نبوديد گردنتان را ميزدم، اينطور جواب او را ميدهد:
"بسم الله الرحمن الرحيم، از پيغمبر خدا، به مسيلمه کذاب، درود بر آنکه از هدايت تبعيت کند، اما بعد زمين از آن خداست که به هرکسی از بندگان خويش که خواهد دهد، و سرانجام با پرهيزکاران است".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص .1274
📘سیره ابن هشام فارسی ج ۲، ص: ۳۷۲
🔰جالب است که درنامه نگاری ميان محمد و مُسَيلَمه بطور بی پرده ای روشن است که دعوای آنها بر سر زمين و در واقع قدرت بوده است. مُسَيلَمه، شراکت در پيغمبری يعنی در قدرت، ومحمد، همانطور که قبل در مذاکرات وی با سران قريش و رئيس قبيله ای که برای زيارت به مکه آمده بود ديديم، انحصار همه قدرت برای خود را می خواهد و از همين رو با هرگونه شريک شدن در قدرت خودش مخالفت می نمايد.
🔆بهرحال، محمد که تمام هَمّش برقراری ديکتاتوری فردی خودش بر سراسر عربستان بوده است، با پيشنهاد مُسَيلَمه موافقت نميکند و جنگ ميان آنان شروع می شود. البته، کار مُسَيلَمه بعد از مرگ محمد است که بال ميگيرد، چنانکه تقريبا تمام قبيله بنی حنيفه پشت سر او قرار ميگيرند. او بعدا حتی با پيغمبر نوخواسته بنی تميم که زنی بنام سجاح بوده است متحد می شود.
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
✍ #پس_از_محمد
بخش سوم
💠 قیام پیامبران علیه محمد و مرتد شدن مردم عربستان
❇️سجاح نيز که مسيحی بوده است، در ميان تميميان و همزمان با مُسَيلَمه، ادعای پيغمبری ميکند. او کاهن يمامه بوده است و "زبرقان بن بدر" و "عطارد بن حاجب" از بنی تميم و مردم زيادی پيرو او می شوند. ما قبلا ديديم که در اين قبيله نيز مانند قبايل ديگر در ابتدا بعضی از سرانشان به محمد روی می آورند. ولی پس از بيماری محمد کار مخالفين بالا ميگيرد.
🔅آيه های سجاح نيز مانند آيه های محمد و مُسَيلَمه يا تکرار بديهيات و يا حاوی مسائل بی پايه بوده است. مثلا می گفته: "پروردگارِ ابر، شمايان را فرمان ميدهد که با "رباب" جنگ کنيد". اين جنگی بوده است که "عمروبن لجأ" شعر بی معنای زير را در مورد آن می سرايد:
سرکردگی ايشان با سجاح بود که از پی او می رفتند پس ای سجاح! آنها را که تو پيشوايی، استوار بدار
📗مقدسی مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص .847
📘تاريخ طبری ترجمه ابولقاسم پاینده، ج ۴، ص: ۱۳۹۵-۱۴۰۰
📕الکامل فی التاریخ ،ابن اثیر ،ترجمه، ج ۸، ص: ۵۶
🔰آنچه که ما در مورد اين پيغمبران ميدانيم البته همگی از قول راويان مسلمان که سعی در کوچک کردن و احتمال بی آبرو نمودن آنها داشته اند ميباشد، هرچند ما می دانيم که آنها نيز از آنجا که ادعای پيامبری داشته اند، مثل محمد، در پی قدرت و فريب مردم بوده اند. از جمله اين راويان می گويند:
📜"سجاح نزد مُسَيلَمه رفت و بدو گفت: چه چيزی بر تو وحی شده است؟ مُسَيلَمه بعضی از اساطير بر ساخته خويش را بر او خواند. سجاح گفت: ديگر چه؟ خواند: خداوند زنان را فرج ها آفريد و مردان را همسران ايشان قرار داد و با ايشان می آميزيم تا فرزندانی برای ما بار آورند. سجاح گفت گواهی ميدهم که تو پيامبری. مُسَيلَمه باو گفت: آيا موافقی که همسر من باشی تا به کمک قوم خود و قوم تو عرب را نابود کنيم؟ سجاح گفت آری. مُسَيلَمه گفت: برخيز و به بستر رو که بستر آماده است. خواهی بر زمينت افکنم، خواهی به چهار زانو نشينيم، به دو سوم يا به تمام؟"
📗مقدسی مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص .846
🔅👈از مقررات سجاح يکی هم اين بود که زن را در گرفتن دو شوهر يعنی نيمِِ تعداد زنی که محمد برای مردان مجاز کرده بود آزاد ميگذارد.
📗مقدسی مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص .846
📕الکامل فی التاریخ ،ابن اثیر ،ترجمه، ج ۸، ص: ۶۸
📎 @ISLIE
❇️و اما داستان أسوَد بن اَلعَنسی باين ترتيب بوده است که "پس از حجة الوداع با همه قوم مَذحِج خروج کرده" به نجران حمله ميکند و "عَمرِو بن حَزم" و "خالدبن سعيد بن عاص" نمايندگان محمد را از آنجا بيرون نموده، خود بجای آنها می نشيند. سپس به صنعا حمله نموده آنجا را به تصرف خود در می آورد، و"مهاجر بن اُمية بن مُغَيرَه" را که در ماه ذيقعده، برای همين منظور توسط محمد به صنعا اعزام شده بود، از آنجا بيرون ميکند.
🔹أسوَد نيز با آنکه دعوی پيغمبری داشته، اما منکر پيامبری محمد نيز نبوده است و از آنجا که "روبند نازکی بر روی خود می افکنده" او را ذوالخمار می ناميده اند. دو فرشته ای که برای او وحی می آورده اند بگفته خودش "سحيق" و "شقيق" نام داشته اند. راويان مسلمان ميگويند که "خری داشت که چون بدو ميگفت سجده کن سجده می کرد و چون می گفت به زانو بنشين به زانو می نشست". از اينرو، "مردم شيفته آن روبند و خر شدند و گروه بسياری پيرو او شدند".
🔅👆واضح است که اين تفسير مغرضانه مسلمانان از انگيزه پيوستن مردم به وی است.
🔅برعکسِ مُسَيلَمه، أسوَد مخالف شرابخواری نبوده است و خود شراب می خورده، و آنطور که راويان مسلمان که همواره بر مسائل مسخره و بی اهميت دست ميگذاردند، ميگويند، "نماز نميگزارد و از جنابت غسل نميکرد و ميگفت سحيق گويد در وادی صنعا غسلی بر تو واجب نيست. "
📗مقدسی مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص .839-840
📘تاريخ طبری ترجمه ابولقاسم پاینده، ج ۴، ص:۱۳۵۵
📕الکامل فی التاریخ ،ابن اثیر ،ترجمه، ج ۷، ص: ۳۷۰
📎 @ISLIE
❇️پيامبر ديگر، طُلَيحه بوده است که مردم طَیّ و اسد ، مردم غَطَفان به جز طايفه اشجع و بعضی ديگر با وی بيعت ميکنند. او نيز خود را صاحب وحی اعلام ميکند و ميگويد که "ذوالنون" برای او وحی می آورد. او مخالف نحوه نماز خواندن مسلمانان و سجده و رکوع آنها بود و ميگفت:
🔸"اين به خاک ماليدن شما خود را و خوار کردن چهره هاتان و گشودن دبرهاتان، برای خدا سودی ندارد. خدا را ايستاده و با عفاف و پاگيزگی ياد کنيد، چرا که من گواهی می دهم که هميشه کف بر روی خالص هر چيز قرار دارد".
📗مقدسی مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص .842
📘تاريخ طبری ترجمه ابولقاسم پاینده، ج ۴، ص:۱۳۸۲
📕الکامل فی التاریخ ،ابن اثیر ،ترجمه، ج ۸، ص: ۳۹
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
بخش سوم
💠 قیام پیامبران علیه محمد و مرتد شدن مردم عربستان
❇️سجاح نيز که مسيحی بوده است، در ميان تميميان و همزمان با مُسَيلَمه، ادعای پيغمبری ميکند. او کاهن يمامه بوده است و "زبرقان بن بدر" و "عطارد بن حاجب" از بنی تميم و مردم زيادی پيرو او می شوند. ما قبلا ديديم که در اين قبيله نيز مانند قبايل ديگر در ابتدا بعضی از سرانشان به محمد روی می آورند. ولی پس از بيماری محمد کار مخالفين بالا ميگيرد.
🔅آيه های سجاح نيز مانند آيه های محمد و مُسَيلَمه يا تکرار بديهيات و يا حاوی مسائل بی پايه بوده است. مثلا می گفته: "پروردگارِ ابر، شمايان را فرمان ميدهد که با "رباب" جنگ کنيد". اين جنگی بوده است که "عمروبن لجأ" شعر بی معنای زير را در مورد آن می سرايد:
سرکردگی ايشان با سجاح بود که از پی او می رفتند پس ای سجاح! آنها را که تو پيشوايی، استوار بدار
📗مقدسی مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص .847
📘تاريخ طبری ترجمه ابولقاسم پاینده، ج ۴، ص: ۱۳۹۵-۱۴۰۰
📕الکامل فی التاریخ ،ابن اثیر ،ترجمه، ج ۸، ص: ۵۶
🔰آنچه که ما در مورد اين پيغمبران ميدانيم البته همگی از قول راويان مسلمان که سعی در کوچک کردن و احتمال بی آبرو نمودن آنها داشته اند ميباشد، هرچند ما می دانيم که آنها نيز از آنجا که ادعای پيامبری داشته اند، مثل محمد، در پی قدرت و فريب مردم بوده اند. از جمله اين راويان می گويند:
📜"سجاح نزد مُسَيلَمه رفت و بدو گفت: چه چيزی بر تو وحی شده است؟ مُسَيلَمه بعضی از اساطير بر ساخته خويش را بر او خواند. سجاح گفت: ديگر چه؟ خواند: خداوند زنان را فرج ها آفريد و مردان را همسران ايشان قرار داد و با ايشان می آميزيم تا فرزندانی برای ما بار آورند. سجاح گفت گواهی ميدهم که تو پيامبری. مُسَيلَمه باو گفت: آيا موافقی که همسر من باشی تا به کمک قوم خود و قوم تو عرب را نابود کنيم؟ سجاح گفت آری. مُسَيلَمه گفت: برخيز و به بستر رو که بستر آماده است. خواهی بر زمينت افکنم، خواهی به چهار زانو نشينيم، به دو سوم يا به تمام؟"
📗مقدسی مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص .846
🔅👈از مقررات سجاح يکی هم اين بود که زن را در گرفتن دو شوهر يعنی نيمِِ تعداد زنی که محمد برای مردان مجاز کرده بود آزاد ميگذارد.
📗مقدسی مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص .846
📕الکامل فی التاریخ ،ابن اثیر ،ترجمه، ج ۸، ص: ۶۸
📎 @ISLIE
❇️و اما داستان أسوَد بن اَلعَنسی باين ترتيب بوده است که "پس از حجة الوداع با همه قوم مَذحِج خروج کرده" به نجران حمله ميکند و "عَمرِو بن حَزم" و "خالدبن سعيد بن عاص" نمايندگان محمد را از آنجا بيرون نموده، خود بجای آنها می نشيند. سپس به صنعا حمله نموده آنجا را به تصرف خود در می آورد، و"مهاجر بن اُمية بن مُغَيرَه" را که در ماه ذيقعده، برای همين منظور توسط محمد به صنعا اعزام شده بود، از آنجا بيرون ميکند.
🔹أسوَد نيز با آنکه دعوی پيغمبری داشته، اما منکر پيامبری محمد نيز نبوده است و از آنجا که "روبند نازکی بر روی خود می افکنده" او را ذوالخمار می ناميده اند. دو فرشته ای که برای او وحی می آورده اند بگفته خودش "سحيق" و "شقيق" نام داشته اند. راويان مسلمان ميگويند که "خری داشت که چون بدو ميگفت سجده کن سجده می کرد و چون می گفت به زانو بنشين به زانو می نشست". از اينرو، "مردم شيفته آن روبند و خر شدند و گروه بسياری پيرو او شدند".
🔅👆واضح است که اين تفسير مغرضانه مسلمانان از انگيزه پيوستن مردم به وی است.
🔅برعکسِ مُسَيلَمه، أسوَد مخالف شرابخواری نبوده است و خود شراب می خورده، و آنطور که راويان مسلمان که همواره بر مسائل مسخره و بی اهميت دست ميگذاردند، ميگويند، "نماز نميگزارد و از جنابت غسل نميکرد و ميگفت سحيق گويد در وادی صنعا غسلی بر تو واجب نيست. "
📗مقدسی مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص .839-840
📘تاريخ طبری ترجمه ابولقاسم پاینده، ج ۴، ص:۱۳۵۵
📕الکامل فی التاریخ ،ابن اثیر ،ترجمه، ج ۷، ص: ۳۷۰
📎 @ISLIE
❇️پيامبر ديگر، طُلَيحه بوده است که مردم طَیّ و اسد ، مردم غَطَفان به جز طايفه اشجع و بعضی ديگر با وی بيعت ميکنند. او نيز خود را صاحب وحی اعلام ميکند و ميگويد که "ذوالنون" برای او وحی می آورد. او مخالف نحوه نماز خواندن مسلمانان و سجده و رکوع آنها بود و ميگفت:
🔸"اين به خاک ماليدن شما خود را و خوار کردن چهره هاتان و گشودن دبرهاتان، برای خدا سودی ندارد. خدا را ايستاده و با عفاف و پاگيزگی ياد کنيد، چرا که من گواهی می دهم که هميشه کف بر روی خالص هر چيز قرار دارد".
📗مقدسی مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص .842
📘تاريخ طبری ترجمه ابولقاسم پاینده، ج ۴، ص:۱۳۸۲
📕الکامل فی التاریخ ،ابن اثیر ،ترجمه، ج ۸، ص: ۳۹
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
علت اعتماد و اعتقاد مردم به ادیان و اطاعت از پیشوایان مذهبی تنها ناشی از ترس و عادت است،دین نماینده جهان بینی و تفکریست که از نادانی آغاز میگردد و به تاریک اندیشی منتها میشود
➬ @ISLIE
➬ @ISLIE
من در حیرتم که چرا در عربستان که مهد اسلام است، حتی یک امامزاده هم وجود ندارد! «صادق هدایت»
➬ @ISLIE
➬ @ISLIE
Forwarded from عکس نگار
⚜ ابـــر گــروه دروغ هـــا و خـرافـات اســـلــام بـرگـــذار مـــیــکـــنــد....
💠💠💠🔰 کـنـــفـــرانــس 🔰💠💠💠
📌موضوع: مفاهیمی که هر آتئیستی باید بداند
📆مـورخ : جمعه
⏰زمــان : ساعت 22:00
🎓اجـرا : جـــنـــاب Elite
در ابر گروه ....
⚜دروغهاوخرافات اسلام⚜
🆔https://telegram.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
📚کتابخانه
🆔 @ktyab
🖊آرشیو
🆔 @arkiv
💠💠💠🔰 کـنـــفـــرانــس 🔰💠💠💠
📌موضوع: مفاهیمی که هر آتئیستی باید بداند
📆مـورخ : جمعه
⏰زمــان : ساعت 22:00
🎓اجـرا : جـــنـــاب Elite
در ابر گروه ....
⚜دروغهاوخرافات اسلام⚜
🆔https://telegram.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
📚کتابخانه
🆔 @ktyab
🖊آرشیو
🆔 @arkiv
🛐 #بت_پرستی مدرن
☪شیعه و بت های آهنی در سطح شهر🎦
🆕 🔜 از اکنون به مدت دوماه شاهد نماد های بت های شیعه برای #محرم باشید.🚸
⚠️شیعه = بت پرست نوین⚠️
🆔 @islie
❌ #بت_پرست_نباشیم
☪شیعه و بت های آهنی در سطح شهر🎦
🆕 🔜 از اکنون به مدت دوماه شاهد نماد های بت های شیعه برای #محرم باشید.🚸
⚠️شیعه = بت پرست نوین⚠️
🆔 @islie
❌ #بت_پرست_نباشیم
💠 حقیقت پیش از گفتگو و آزادی پیش از آگاهی میسر نیست!
گروه ☘کافه اندیشه☘
https://t.me/joinchat/F0vnqUQhnY2bU4Yf6ybrkg
گروه ☘کافه اندیشه☘
https://t.me/joinchat/F0vnqUQhnY2bU4Yf6ybrkg
✍ #پس_از_محمد
▫️بخش چهارم
💠پیامبری و خشونت و دروغ
🔹تا قبل از محمد اعراب خدايان خود را مستقيما و بدون واسطه می پرستيدند. حتی مدعيان يکتاپرستیِ قبل از محمد نيز مانند ابوعامر راهب مذهب و آئين خود را بدون ادعای وحی و رابطه با خدا، و صرفا از طريق تبليغ مسالمت آميز ايده های خود و جلب داوطلبانه ديگران به مسلک و آئين خود انجام ميدادند. اين سنت، بعنوان بخشی از نظام دمکراتيک بدوی، سرو کاری با تحميل عقايد خود به ديگران بزور شمشير و جنگ نداشته است.
🔅 يکی از نتايج جايگزينی سنت پيامبری و تحميل مذهب با زور گسترش وحشتناک جنگ و کشتار در عربستان است. در واقع نيز جنگ و کشتار وحشيانه يکی از دستاوردهای تمدن در نقاط ديگر جهان بوده است که اکنون به ابتکار محمد به عربستان "وحشی و عصر جاهليت"! نيز راه می يابد.
🔅ترويج اسلام از راه خشونت لاجرم منجر به آن ميشود که همه راهها بروی تبليغات و رقابت های مسالمت آميز بسته شوند. باين معنا که هر عقيده مخالفی، از آنجا که مورد حمله مسلحانه محمد قرار ميگرفته است، ناچار می شده است که برای دفاع از خود به گردآوری نيروی نظامی در اطراف خود بپردازد.
🔅باين ترتيب است که بعد از محمد امر پيامبری با خشونت و جنگ گره می خورد واز اين پس همه مدعيان جديد پيامبری، از مُسَيلَمه گرفته تا أسوَد و طليعه، برای برای پيشبرد مقاصد خود به خشونت و شمشير متوسل می شوند
📎 @ISLIE
🔹يکی ديگر از نتايج بدعت محمد آنست که برای اولين بار، و حداقل تا آنجا که به مذهب مربوط می شود، قدرت شمشير جای قدرت کلام را ميگيرد. بهمين دليل است که از اين پس، شعر و شاعر بدوی، که توانائی نفوذ و بسط قدرتش وابسته به کلام و قدرت فصاحتش بود، سلاخی شده و از صحنه جامعه پاک می گردد.
🔅خودِ ادعای فصيح بودن قران نيز محصول چنين شرايطی يعنی از يکطرف اهميت فصاحت کلام در ميان اعراب، و از طرف ديگر، زبونی قران در برابر قدرت کلام و در واقع ادعای فصاحت دروغی برای حبران بی فصاحتی قران است همانطور که تاکيد بيش از اندازه قران بر عدالت، تعقل و درستکاری نيز، نتيجه فقدان وحشتناک اين خصوصيات در نظام سياسی، فکری و اخلاقی آن بوده است.
🔅بنابراين، خشونت و جنگ بعنوان وسيله حل اختلاف عقيده و مذهب پديده ای ناشناخته برای اعراب بدوی بود. جنگ های جامعه بدوی اغلب به خاطر اختلافات خونی و اختلفات مربوط به دام و چراگاه و زير پا گذاردن قرارداد های مربوط به اتحادهای قبيله ای در ميان قبايل بدوی بوده است. تازه اين جنگ ها که بطور گه گاهی و در مقياس های بسيار کوچکی انجام می گرفته اند. با ورود اسلام، نه تنها به امر هميشگی و خصلت دائمی جامعه عرب تبديل می شوند، بلکه برای اولين بار نيز بعنوان تنها وسيله برای گردن نهادن ديگران به اين يا آن عقيده و مذهب به کار می روند.
🔆در عربستان نيز، سنت جنگ در کار پيامبری و بعبارت ديگر بکار بردن زور برای هدايت !! و در واقع کنترل ديگران، اين اصل اساسی نظام تمدن، با محمد و آئين اوست که باب می شود. برای همين است که پيامبران جديد يمن و يمامه نيز، کار خود را با نيروی نظامی و خشونت است که شروع ميکنند.
🔹خصوصيت ديگر اين پيامبران حيله گری و شيادی آنها بوده است. آنها همه صاحب وحی و رابطه با يک نيروی غيبی بنام خدا بوده اند. چنين نيروئی وجود نداشته است. ولی آنها برای فريب مردم و واداشتن آنان به اطاعت از خود بوده است که به ابداع چنين نيروی کاذبی دست ميزنند. اين شيوه کشيدن مردم به دنبال خود نيز، تا آنجا که به عربستان مربوط می شود، با محمد است که آغاز می شود. هيچيک از مدعيان پيغمبری قبل از وی چنين شيوه هائی را بکار نمی برده اند. برای همين، کسانی مانند ابو عامر راهب، اساسا مدعی پيامبری نبوده اند. اين نيز با محمد است که در عربستان رايج می شود. برای همين مُسَيلَمه و أسوَد و سجاح و ... نيز همگی خود را فرستادگان خدا و در رابطه با وی قلمداد می کنند .
⏪پست بعد : مرگ محمد و ارتداد کل قلمرو اسلامی
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
▫️بخش چهارم
💠پیامبری و خشونت و دروغ
🔹تا قبل از محمد اعراب خدايان خود را مستقيما و بدون واسطه می پرستيدند. حتی مدعيان يکتاپرستیِ قبل از محمد نيز مانند ابوعامر راهب مذهب و آئين خود را بدون ادعای وحی و رابطه با خدا، و صرفا از طريق تبليغ مسالمت آميز ايده های خود و جلب داوطلبانه ديگران به مسلک و آئين خود انجام ميدادند. اين سنت، بعنوان بخشی از نظام دمکراتيک بدوی، سرو کاری با تحميل عقايد خود به ديگران بزور شمشير و جنگ نداشته است.
🔅 يکی از نتايج جايگزينی سنت پيامبری و تحميل مذهب با زور گسترش وحشتناک جنگ و کشتار در عربستان است. در واقع نيز جنگ و کشتار وحشيانه يکی از دستاوردهای تمدن در نقاط ديگر جهان بوده است که اکنون به ابتکار محمد به عربستان "وحشی و عصر جاهليت"! نيز راه می يابد.
🔅ترويج اسلام از راه خشونت لاجرم منجر به آن ميشود که همه راهها بروی تبليغات و رقابت های مسالمت آميز بسته شوند. باين معنا که هر عقيده مخالفی، از آنجا که مورد حمله مسلحانه محمد قرار ميگرفته است، ناچار می شده است که برای دفاع از خود به گردآوری نيروی نظامی در اطراف خود بپردازد.
🔅باين ترتيب است که بعد از محمد امر پيامبری با خشونت و جنگ گره می خورد واز اين پس همه مدعيان جديد پيامبری، از مُسَيلَمه گرفته تا أسوَد و طليعه، برای برای پيشبرد مقاصد خود به خشونت و شمشير متوسل می شوند
📎 @ISLIE
🔹يکی ديگر از نتايج بدعت محمد آنست که برای اولين بار، و حداقل تا آنجا که به مذهب مربوط می شود، قدرت شمشير جای قدرت کلام را ميگيرد. بهمين دليل است که از اين پس، شعر و شاعر بدوی، که توانائی نفوذ و بسط قدرتش وابسته به کلام و قدرت فصاحتش بود، سلاخی شده و از صحنه جامعه پاک می گردد.
🔅خودِ ادعای فصيح بودن قران نيز محصول چنين شرايطی يعنی از يکطرف اهميت فصاحت کلام در ميان اعراب، و از طرف ديگر، زبونی قران در برابر قدرت کلام و در واقع ادعای فصاحت دروغی برای حبران بی فصاحتی قران است همانطور که تاکيد بيش از اندازه قران بر عدالت، تعقل و درستکاری نيز، نتيجه فقدان وحشتناک اين خصوصيات در نظام سياسی، فکری و اخلاقی آن بوده است.
🔅بنابراين، خشونت و جنگ بعنوان وسيله حل اختلاف عقيده و مذهب پديده ای ناشناخته برای اعراب بدوی بود. جنگ های جامعه بدوی اغلب به خاطر اختلافات خونی و اختلفات مربوط به دام و چراگاه و زير پا گذاردن قرارداد های مربوط به اتحادهای قبيله ای در ميان قبايل بدوی بوده است. تازه اين جنگ ها که بطور گه گاهی و در مقياس های بسيار کوچکی انجام می گرفته اند. با ورود اسلام، نه تنها به امر هميشگی و خصلت دائمی جامعه عرب تبديل می شوند، بلکه برای اولين بار نيز بعنوان تنها وسيله برای گردن نهادن ديگران به اين يا آن عقيده و مذهب به کار می روند.
🔆در عربستان نيز، سنت جنگ در کار پيامبری و بعبارت ديگر بکار بردن زور برای هدايت !! و در واقع کنترل ديگران، اين اصل اساسی نظام تمدن، با محمد و آئين اوست که باب می شود. برای همين است که پيامبران جديد يمن و يمامه نيز، کار خود را با نيروی نظامی و خشونت است که شروع ميکنند.
🔹خصوصيت ديگر اين پيامبران حيله گری و شيادی آنها بوده است. آنها همه صاحب وحی و رابطه با يک نيروی غيبی بنام خدا بوده اند. چنين نيروئی وجود نداشته است. ولی آنها برای فريب مردم و واداشتن آنان به اطاعت از خود بوده است که به ابداع چنين نيروی کاذبی دست ميزنند. اين شيوه کشيدن مردم به دنبال خود نيز، تا آنجا که به عربستان مربوط می شود، با محمد است که آغاز می شود. هيچيک از مدعيان پيغمبری قبل از وی چنين شيوه هائی را بکار نمی برده اند. برای همين، کسانی مانند ابو عامر راهب، اساسا مدعی پيامبری نبوده اند. اين نيز با محمد است که در عربستان رايج می شود. برای همين مُسَيلَمه و أسوَد و سجاح و ... نيز همگی خود را فرستادگان خدا و در رابطه با وی قلمداد می کنند .
⏪پست بعد : مرگ محمد و ارتداد کل قلمرو اسلامی
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
Forwarded from من خدا هستم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Deleted Account
👨🏫 #کنفرانس 👨💻
🗞موضوع: رد وجود محمد بن عبدالله! قسمت:2
⌨ اجرا:freedom
📅شنبه 6/25 ⏰ساعت: 22:00
☪دروغهـــا و خـــرافات اســـلام🛐
http://t.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
آرشیو: @arkiv
🗞موضوع: رد وجود محمد بن عبدالله! قسمت:2
⌨ اجرا:freedom
📅شنبه 6/25 ⏰ساعت: 22:00
☪دروغهـــا و خـــرافات اســـلام🛐
http://t.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
آرشیو: @arkiv
✍ #پس_از_محمد
بخش پنجم
💠مرگ محمد ، اختلاف ميان اصحاب وی و ارتداد کل قلمرو اسلامی
🔹با مرگ محمد، نه تنها شورش و ارتداد کل قلمرو اسلامی را در بر ميگيرد، بلکه در خود مدينه نيز روحيه ها پائين رفته، با رسيدن اخبار مربوط به شورش ها دامنه تزلزل ميان مسلمانان بالا ميگيرد. برای همين، بلافاصله پس از دفن محمد، عمر به ميان مسلمانان رفته با کمال شقاوت آنها را تهديد به قطع دست و پا کرده ميگويد:
📜"کسانی از منافقان پنداشته اند پيمبر مرده، بخدا نمرده، بلکه پيش خدای خود رفته... بخدا پيغمبر باز ميگردد و دست و پای کسانی را که پنداشته اند پيمبر خدا مرده قطع ميکند".
📗-طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۳۲۷.
🔅اين نشان می دهد که قدرت حکومت اسلامی چقدر پوشالی و صرفا بر پايه زور و بی عدالتی بوده که با مرگ محمد اين چنين سريع هوادارانش روحيه خود را باخته از خشم و انتقام مردم دچار وحشت می شوند.
🔅عمر حتی تا آنجا پيش می رود که طبری می گويد هرکس که می گفته محمد مرده، او را تهديد به کشتن می کرده.
🔅حتی ابوبکر نيز که سياست مدارتر از عمر بوده، سعی ميکند تا مردم را به زورِ تهديد خدا آرام سازد. او نيز با اشاره به اينکه اگر پيغمبر خدا مرده ولی خدای او نمرده، در عين اين که آنانرا از اين طريق، هرچند با لحن ملايمتری از عمر، تهديد می کند، سعی می نمايد آنان را تشويق به پايداری و احتراز از عقب گرد کند. ابوبکر در سخنان خود برای مسلمانان ميگويد:
"محمد جز فرستاده ای نيست که پيش از او فرستادگان در گذشته اند، آيا اگر بميرد يا کشته شود عقبگرد ميکنيد و هر که عقبگرد کند ضرری بخدا نمی زند و خدا سپاسداران را پاداش خواهد داد".
📗-طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۳۲۷.
🔅تحت چنين شرايطی، اصحاب محمد در عين نگرانی از اوضاع و تلاش برای آرام کردن اوضاع از رقابت با يکديگر برای چنگ انداختن بر ميراث قدرت محمد نيز باز نمی مانند.
📎 @ISLIE
🔸انصار که از طوايف اوس و خَزرَج بودند در "سقيفه بنى ساعده" گرد هم می آيند تا با "سعد بن عباده"، فردى از خودشان، براى خلافت بيعتکآنند. سعد بن عباده برای آنها سخنرانی ميکند که قوم محمد او را از خود راندند و اين انصار بودند که به او پناه داده برايش جنگيدند تا سرانجام اعراب را مطيع او ساختند و بنابراين آنها تنها کسانی هستند که شايسته خلافت و ادامه کار محمداند.
🔅سعد حتی با گروهی از هوادارانش که ميگويند اگر مهاجرين نپذيرند به آنها پيشنهاد "يک امير از ما و يک امير از شما" را ميدهيم، مخالفت نموده و آنرا "نخستين سستی" می نامد.
در اين ميان ابوبكر و عمر وقتی از ادعای خلافت سعد خبردار می شوند بهمراه "ابو عبيدة بن جراح" و برای خنثی کردن تلاش انصار با عجله راهى آنجا مى شوند. ابوبکر با سخنرانی خود مبنی بر اينکه خلافت بايد در ميان قريش، قبيله محمد، و مهاجرين که اولين کسان در پيوستن به او بودند باقی بماند، از انصار می پرسد: "چه ميخواهيد؟" و آنها جواب ميدهند: "يک امير از ما و يک امير از شما" باشد. ابوبکر پيشنهاد ميکند "اميران از ما باشند و وزيران از شما"، "ما اميران می شويم و شما وزيران که با شما مشورت کنيم و بی رای شما کاری را به سر نبريم."
🔅با اين پيشنهاد، و با رقابتی که هميشه ميان دو قبيله اوس و خَزرَج بوده، اوسيان دچار ترديد می شوند که مبادا با خلافت سعد خَزرَجيان بر آنها مسلط شوند، همه برای بيعت با ابوبکر بسوی او روی آور می شوند، بطوريکه نزديک بوده سعد بن عباده را که مريض ودر پتويی پيچيده شده بود، زير دست و پای خود لگد مال کنند.
سایر منابع
📘سیره ابن هشام ج ۲، ص: ۴۳۰ (بیان ماجرای سقیفه بنی ساعده)
📕الکامل فی التاریخ ،ابن اثیر ،ترجمه، ج ۸، ص: 12 (بیان ماجرای سقیفه بنی ساعد)
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
بخش پنجم
💠مرگ محمد ، اختلاف ميان اصحاب وی و ارتداد کل قلمرو اسلامی
🔹با مرگ محمد، نه تنها شورش و ارتداد کل قلمرو اسلامی را در بر ميگيرد، بلکه در خود مدينه نيز روحيه ها پائين رفته، با رسيدن اخبار مربوط به شورش ها دامنه تزلزل ميان مسلمانان بالا ميگيرد. برای همين، بلافاصله پس از دفن محمد، عمر به ميان مسلمانان رفته با کمال شقاوت آنها را تهديد به قطع دست و پا کرده ميگويد:
📜"کسانی از منافقان پنداشته اند پيمبر مرده، بخدا نمرده، بلکه پيش خدای خود رفته... بخدا پيغمبر باز ميگردد و دست و پای کسانی را که پنداشته اند پيمبر خدا مرده قطع ميکند".
📗-طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۳۲۷.
🔅اين نشان می دهد که قدرت حکومت اسلامی چقدر پوشالی و صرفا بر پايه زور و بی عدالتی بوده که با مرگ محمد اين چنين سريع هوادارانش روحيه خود را باخته از خشم و انتقام مردم دچار وحشت می شوند.
🔅عمر حتی تا آنجا پيش می رود که طبری می گويد هرکس که می گفته محمد مرده، او را تهديد به کشتن می کرده.
🔅حتی ابوبکر نيز که سياست مدارتر از عمر بوده، سعی ميکند تا مردم را به زورِ تهديد خدا آرام سازد. او نيز با اشاره به اينکه اگر پيغمبر خدا مرده ولی خدای او نمرده، در عين اين که آنانرا از اين طريق، هرچند با لحن ملايمتری از عمر، تهديد می کند، سعی می نمايد آنان را تشويق به پايداری و احتراز از عقب گرد کند. ابوبکر در سخنان خود برای مسلمانان ميگويد:
"محمد جز فرستاده ای نيست که پيش از او فرستادگان در گذشته اند، آيا اگر بميرد يا کشته شود عقبگرد ميکنيد و هر که عقبگرد کند ضرری بخدا نمی زند و خدا سپاسداران را پاداش خواهد داد".
📗-طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۳۲۷.
🔅تحت چنين شرايطی، اصحاب محمد در عين نگرانی از اوضاع و تلاش برای آرام کردن اوضاع از رقابت با يکديگر برای چنگ انداختن بر ميراث قدرت محمد نيز باز نمی مانند.
📎 @ISLIE
🔸انصار که از طوايف اوس و خَزرَج بودند در "سقيفه بنى ساعده" گرد هم می آيند تا با "سعد بن عباده"، فردى از خودشان، براى خلافت بيعتکآنند. سعد بن عباده برای آنها سخنرانی ميکند که قوم محمد او را از خود راندند و اين انصار بودند که به او پناه داده برايش جنگيدند تا سرانجام اعراب را مطيع او ساختند و بنابراين آنها تنها کسانی هستند که شايسته خلافت و ادامه کار محمداند.
🔅سعد حتی با گروهی از هوادارانش که ميگويند اگر مهاجرين نپذيرند به آنها پيشنهاد "يک امير از ما و يک امير از شما" را ميدهيم، مخالفت نموده و آنرا "نخستين سستی" می نامد.
در اين ميان ابوبكر و عمر وقتی از ادعای خلافت سعد خبردار می شوند بهمراه "ابو عبيدة بن جراح" و برای خنثی کردن تلاش انصار با عجله راهى آنجا مى شوند. ابوبکر با سخنرانی خود مبنی بر اينکه خلافت بايد در ميان قريش، قبيله محمد، و مهاجرين که اولين کسان در پيوستن به او بودند باقی بماند، از انصار می پرسد: "چه ميخواهيد؟" و آنها جواب ميدهند: "يک امير از ما و يک امير از شما" باشد. ابوبکر پيشنهاد ميکند "اميران از ما باشند و وزيران از شما"، "ما اميران می شويم و شما وزيران که با شما مشورت کنيم و بی رای شما کاری را به سر نبريم."
🔅با اين پيشنهاد، و با رقابتی که هميشه ميان دو قبيله اوس و خَزرَج بوده، اوسيان دچار ترديد می شوند که مبادا با خلافت سعد خَزرَجيان بر آنها مسلط شوند، همه برای بيعت با ابوبکر بسوی او روی آور می شوند، بطوريکه نزديک بوده سعد بن عباده را که مريض ودر پتويی پيچيده شده بود، زير دست و پای خود لگد مال کنند.
سایر منابع
📘سیره ابن هشام ج ۲، ص: ۴۳۰ (بیان ماجرای سقیفه بنی ساعده)
📕الکامل فی التاریخ ،ابن اثیر ،ترجمه، ج ۸، ص: 12 (بیان ماجرای سقیفه بنی ساعد)
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜