Forwarded from پیوست
📄نگاهی بر آزادىخواهان پس از سقوط دولت ساسانیان [٦-٩] | ابن مقفع
❃ابومحمد عبدالله بن مقفع ایرانى و پارسى نژاد و نام اصلیش روزبه پسر داذویه و از مردم فارس (امروزی) بود وی کیش زرتشی داشت تا اینکه توسط عیسی بن علی در بصره اسلام پذیرفت. ابن مقفع به سال ۱۴٢-۱۴۵ بنا به اختلاف روایت به دستور منصور عباسی به قتل رسید، جاحظ سبب قتل ابن مقفع را چنین مىداند که وی عبدالله بن علی را بر ضد حکومت اسلامی وقت وادار به عصیان و تمرد کرده بود و چون منصور از موضوع اطلاع یافت به قتلش شتاب کرد.
❃دکتر زرین کوب در کتاب تاریخ ایران بعد از اسلام مىنویسد: {ابن مقفع نیز اگر بتوان آنچه را قاسم زیدی در رد وی نوشته است درست پنداشت، در زندقه تندرو بوده است. وی به حسب نقل ابن قاسم زیدی در کتاب خویش ثنویت را تایید کرده است و از نور و ظلمت سخن رانده است حتی یک جا آیات فرستادگان خدا را به سحرجادوان مانند کرده است و پیغمبر اسلام را، (مردی از اهل تهامه) خوانده و بربعضی آیات قرآن بر سبیل طنز و کنایه خرده گرفته است} درباره زندقه ابن مقفع نقل شده است که مهدی خلیفه عباسی مىگفت: [هرگز کتابی در زندقه ندیدم که اصل و منشاء آن ابن مقفع نباشد] ابن مقفع به هنگام مرگ، در حالی که اعضایش را به دستور امیر بیرحم بصره مىبریدند و در تنور سوزان مىافکندند، به امیربصره گفت: {سوگند که به کشتن من هزار تن را بکشی، ولی اگر صدچون تویی را بکشند یک تن تمام را نکشته باشند}
❃ابن مقفع از کاتبان و فصیحان درجه اول زبان عربی بوده، و شعر هم مىگفته است، چنانکه ابن الندیم درباره او مىنویسد: [.....و کان فی نهایه الفصاحه و البلاغه کاتبا شاعرا فصیحا...] این مرد دانشمند ایران پرست، چندین کتاب پهلوىرا به عربی ترجمه کرد که از آن جمله کتابهای آئین نامه، خداینامه، مزدک و التاج در سیرت انوشیروان، کلیله و دمنه، الدره الیتیمیه فی طاعه الملوک در آداب نامه نگاری و ادب الکبیر و ادب الصغیر است. مصطفی بن عبدالله معروف به کاتب چلبی مولف کشف الظنون درباره کتاب خداىنامه مینویسد: {تاریخ الفرس لبعض قدماء اهل فارس، و قد کان معظما عند العجم لمافیه من اخبار اسلافهم و سیرملوکهم 👈🏿و هو اصل الشهنامه و غیرها نقله ابن المقفع👉🏿 من الفهلویه الی العربیه....}
❃احمد امین مینویسد: [ابن مقفع اکثر عمر خود را در عصر بنی امیه به سر برده بود. در آن زمان بر فشار اعراب نسبت به موالی و سختی و محنت ایرانیان واقف شده و خود شریک درد و رنج و تیره بختی آنان بود. در آن موقع مسلمان نبود که بتوان گفت به واسطه دیانت از دشمنی او نسبت به اعراب کم شده باشد. خشم و عداوت او نسبت به اعراب سخت و بىاندازه بود. او بزرگترین و بهترین شخص بود که در ادب عرب تاثیر مهمی داشت. اخلاق او عبارت از شرف و نجابت و شهامت و گذشت و کرم و بزرگواری بود] محمدبن سلام مىگوید: [استادان ما چنین گفته اند ...در میان ایرانیان از ابن مقفع هوشمند تر و پرکارتر و آگاه تر کسی نبود.]
#پس_از_سقوط #قیام_ملت #شعرا #ایران #افتخار #تاریخ #آزادی #ابن_مقفع #ابومحمد_عبدالله_بن_مقفع
🏴@ISLIE
❃ابومحمد عبدالله بن مقفع ایرانى و پارسى نژاد و نام اصلیش روزبه پسر داذویه و از مردم فارس (امروزی) بود وی کیش زرتشی داشت تا اینکه توسط عیسی بن علی در بصره اسلام پذیرفت. ابن مقفع به سال ۱۴٢-۱۴۵ بنا به اختلاف روایت به دستور منصور عباسی به قتل رسید، جاحظ سبب قتل ابن مقفع را چنین مىداند که وی عبدالله بن علی را بر ضد حکومت اسلامی وقت وادار به عصیان و تمرد کرده بود و چون منصور از موضوع اطلاع یافت به قتلش شتاب کرد.
❃دکتر زرین کوب در کتاب تاریخ ایران بعد از اسلام مىنویسد: {ابن مقفع نیز اگر بتوان آنچه را قاسم زیدی در رد وی نوشته است درست پنداشت، در زندقه تندرو بوده است. وی به حسب نقل ابن قاسم زیدی در کتاب خویش ثنویت را تایید کرده است و از نور و ظلمت سخن رانده است حتی یک جا آیات فرستادگان خدا را به سحرجادوان مانند کرده است و پیغمبر اسلام را، (مردی از اهل تهامه) خوانده و بربعضی آیات قرآن بر سبیل طنز و کنایه خرده گرفته است} درباره زندقه ابن مقفع نقل شده است که مهدی خلیفه عباسی مىگفت: [هرگز کتابی در زندقه ندیدم که اصل و منشاء آن ابن مقفع نباشد] ابن مقفع به هنگام مرگ، در حالی که اعضایش را به دستور امیر بیرحم بصره مىبریدند و در تنور سوزان مىافکندند، به امیربصره گفت: {سوگند که به کشتن من هزار تن را بکشی، ولی اگر صدچون تویی را بکشند یک تن تمام را نکشته باشند}
❃ابن مقفع از کاتبان و فصیحان درجه اول زبان عربی بوده، و شعر هم مىگفته است، چنانکه ابن الندیم درباره او مىنویسد: [.....و کان فی نهایه الفصاحه و البلاغه کاتبا شاعرا فصیحا...] این مرد دانشمند ایران پرست، چندین کتاب پهلوىرا به عربی ترجمه کرد که از آن جمله کتابهای آئین نامه، خداینامه، مزدک و التاج در سیرت انوشیروان، کلیله و دمنه، الدره الیتیمیه فی طاعه الملوک در آداب نامه نگاری و ادب الکبیر و ادب الصغیر است. مصطفی بن عبدالله معروف به کاتب چلبی مولف کشف الظنون درباره کتاب خداىنامه مینویسد: {تاریخ الفرس لبعض قدماء اهل فارس، و قد کان معظما عند العجم لمافیه من اخبار اسلافهم و سیرملوکهم 👈🏿و هو اصل الشهنامه و غیرها نقله ابن المقفع👉🏿 من الفهلویه الی العربیه....}
❃احمد امین مینویسد: [ابن مقفع اکثر عمر خود را در عصر بنی امیه به سر برده بود. در آن زمان بر فشار اعراب نسبت به موالی و سختی و محنت ایرانیان واقف شده و خود شریک درد و رنج و تیره بختی آنان بود. در آن موقع مسلمان نبود که بتوان گفت به واسطه دیانت از دشمنی او نسبت به اعراب کم شده باشد. خشم و عداوت او نسبت به اعراب سخت و بىاندازه بود. او بزرگترین و بهترین شخص بود که در ادب عرب تاثیر مهمی داشت. اخلاق او عبارت از شرف و نجابت و شهامت و گذشت و کرم و بزرگواری بود] محمدبن سلام مىگوید: [استادان ما چنین گفته اند ...در میان ایرانیان از ابن مقفع هوشمند تر و پرکارتر و آگاه تر کسی نبود.]
#پس_از_سقوط #قیام_ملت #شعرا #ایران #افتخار #تاریخ #آزادی #ابن_مقفع #ابومحمد_عبدالله_بن_مقفع
🏴@ISLIE
❤1