Forwarded from پیوست
💢 بی شعور-پروری در نظام-های تئولوژیک به قلم استاد ابوذر شریعتی
⚜همواره در گزارشهای تلویزیونی و ... دیده ایم که افرادی که [ملتی که؟] ناچارا در نظام های تئولوژیک و ایدئولوژیک می زیند از برخوردِ نا مناسبِ کارمندانِ بانک، اداره ها و سایر ارگان های دولتی و غیر دولتی گله مندند که چرا این ها چنین برخورد می کنند؟ علی الخصوص برای کسانی که اهل فکر و فرهنگ هستند و سال به دوازده ماه کارشان به این مراکز می افتد به شدت از این رفتار ناشایست چندششان می شود.
▪️من با این عزیزان همدلم منتهی فکر میکنم مشکل از مفردات نیست [یعنی مشکل از یک یا چند فردِ خاص نیست که بگوییم با نصیحت درست می شود] بل از ساختار است، یعنی خاصیتِ نظام های #تئولوژیک و اُسُّ و اساسِ آن همین است؛
▫️{تو هیچ ارزشی نداری مگر اینکه استثناء باشی} یعنی؛ اگر یک پارتیِ گردن کلفت نداشته باشی یا از تمکن مالی برخورد نباشی یا چاپلوسی و پاچه خواریِ اربابان را نکنی و بالاخره تا باج ندهی و خفه نشوی و «بله-قربان» نگویی، برخلافِ شعارهای آب دارشان، محال است که پشیزی نزدشان ارزش داشته باشی!
▪️این سیستم افرادی که در آن مشغول می شوند را به طور خود کار می بلعد یعنی ذاتا #بی-شعور-پرور است. لذا {شایسته-سالار} نیست و نوابغ یا اندیشه های بزرگ برایش اهمیتی ندارد، چه نابغه باشی چه کاشف چه هر چیز دیگر همه ی این ها روی هم، مفت نمی ارزد الا اینکه این همه را به اضافه کنی! به اضافه ی چه چیز؟ به اضافه ی یک پارتیِ گردن کلفتِ مفت خورِ پفیوز!
◾️اشتباه نکنید این ها فحش نیست «مفت-خوری» «گردن کلفتی» و «پفیوزی» مولفات و مقوّماتِ سردمدارانِ نظام های تئولوژیک است.
🖋گردنشان کلفت است؛ چون گردن به هیچ چیز و هیچ کس نمی دهند نه قانون جلودارشان است نه مطالبات مردمی نه آه و ناله و فریادِ در حلقوم خفه شده ی بی صدایان و بغضِ مادران و ... خرشان همه جا می رود و هیچ مانع و خط قرمزی نمی شناسد، اگر عشق-شان بکشد فلان مرکز یا مدرسه و موسسه را با خاک یکسان می کنند اگر عشقشان بکشد پزشک می شوند دکترا می گیرند بعد هم اگر با آن حال نکردند تغییر رشته می دهند اگر هم تغییر رشته یا پست و مقام طبق قانونِ خود نوشتِ خودشان سازگار نبود خودِ قانون را هم خفه کرده و تغییر می دهند!
◽️بنابراین؛ "انسان به ما هو انسان" در چنین سیستمی پشیزی ارزش ندارد تنها استثنایانِ دُم-کلفت و پاچه-خواران و چاپلوسانشان هستند که ارزش دارند آن هم به شرط اینکه از فیلترِ پفیوزیسم سر بلند بیرون آیند یعنی هیچ راه سومی وجود ندارد یا یک بی صفتِ حرفه ای می شوی و چشم بر تمامی آدمیان و وجدانت می بندی و با وقاحتِ تمام هر «چرا» و «نقدی» را نفی می کنی یا دُمت را روی کولت میگذاری و می روی و با بدبختی و یأس و کرختی و نومیدی و وضعیتِ سگی زندگیِ سگی ات کنار می آیی و لال می شوی پس در هر صورت نباید «حضور» داشته باشی، یا ابژه ی «قدرت» می شوی و همانند یک موش آزمایشگاهی و یک مهره هر طور که دلشتن خواست با تو بازی می کنند یا خفه می شوی.
💎 انتخاب با توست؛ موشِ آزمایشگاهی شدن به قیمتِ نان و آبت را دادن یا از اساس گم شدن و خفه خون گرفتن
▪️یا {حضور داشتن و هزینه دادن}
🚯 @ISLIE
⚜همواره در گزارشهای تلویزیونی و ... دیده ایم که افرادی که [ملتی که؟] ناچارا در نظام های تئولوژیک و ایدئولوژیک می زیند از برخوردِ نا مناسبِ کارمندانِ بانک، اداره ها و سایر ارگان های دولتی و غیر دولتی گله مندند که چرا این ها چنین برخورد می کنند؟ علی الخصوص برای کسانی که اهل فکر و فرهنگ هستند و سال به دوازده ماه کارشان به این مراکز می افتد به شدت از این رفتار ناشایست چندششان می شود.
▪️من با این عزیزان همدلم منتهی فکر میکنم مشکل از مفردات نیست [یعنی مشکل از یک یا چند فردِ خاص نیست که بگوییم با نصیحت درست می شود] بل از ساختار است، یعنی خاصیتِ نظام های #تئولوژیک و اُسُّ و اساسِ آن همین است؛
▫️{تو هیچ ارزشی نداری مگر اینکه استثناء باشی} یعنی؛ اگر یک پارتیِ گردن کلفت نداشته باشی یا از تمکن مالی برخورد نباشی یا چاپلوسی و پاچه خواریِ اربابان را نکنی و بالاخره تا باج ندهی و خفه نشوی و «بله-قربان» نگویی، برخلافِ شعارهای آب دارشان، محال است که پشیزی نزدشان ارزش داشته باشی!
▪️این سیستم افرادی که در آن مشغول می شوند را به طور خود کار می بلعد یعنی ذاتا #بی-شعور-پرور است. لذا {شایسته-سالار} نیست و نوابغ یا اندیشه های بزرگ برایش اهمیتی ندارد، چه نابغه باشی چه کاشف چه هر چیز دیگر همه ی این ها روی هم، مفت نمی ارزد الا اینکه این همه را به اضافه کنی! به اضافه ی چه چیز؟ به اضافه ی یک پارتیِ گردن کلفتِ مفت خورِ پفیوز!
◾️اشتباه نکنید این ها فحش نیست «مفت-خوری» «گردن کلفتی» و «پفیوزی» مولفات و مقوّماتِ سردمدارانِ نظام های تئولوژیک است.
🖋گردنشان کلفت است؛ چون گردن به هیچ چیز و هیچ کس نمی دهند نه قانون جلودارشان است نه مطالبات مردمی نه آه و ناله و فریادِ در حلقوم خفه شده ی بی صدایان و بغضِ مادران و ... خرشان همه جا می رود و هیچ مانع و خط قرمزی نمی شناسد، اگر عشق-شان بکشد فلان مرکز یا مدرسه و موسسه را با خاک یکسان می کنند اگر عشقشان بکشد پزشک می شوند دکترا می گیرند بعد هم اگر با آن حال نکردند تغییر رشته می دهند اگر هم تغییر رشته یا پست و مقام طبق قانونِ خود نوشتِ خودشان سازگار نبود خودِ قانون را هم خفه کرده و تغییر می دهند!
◽️بنابراین؛ "انسان به ما هو انسان" در چنین سیستمی پشیزی ارزش ندارد تنها استثنایانِ دُم-کلفت و پاچه-خواران و چاپلوسانشان هستند که ارزش دارند آن هم به شرط اینکه از فیلترِ پفیوزیسم سر بلند بیرون آیند یعنی هیچ راه سومی وجود ندارد یا یک بی صفتِ حرفه ای می شوی و چشم بر تمامی آدمیان و وجدانت می بندی و با وقاحتِ تمام هر «چرا» و «نقدی» را نفی می کنی یا دُمت را روی کولت میگذاری و می روی و با بدبختی و یأس و کرختی و نومیدی و وضعیتِ سگی زندگیِ سگی ات کنار می آیی و لال می شوی پس در هر صورت نباید «حضور» داشته باشی، یا ابژه ی «قدرت» می شوی و همانند یک موش آزمایشگاهی و یک مهره هر طور که دلشتن خواست با تو بازی می کنند یا خفه می شوی.
💎 انتخاب با توست؛ موشِ آزمایشگاهی شدن به قیمتِ نان و آبت را دادن یا از اساس گم شدن و خفه خون گرفتن
▪️یا {حضور داشتن و هزینه دادن}
🚯 @ISLIE
Telegram
📎
❤1