دروغ‌ها و خرافات اسلام
21.5K subscribers
3.79K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram
📃 وضع ایران را عجیب می‌بینم. مدت مدیدی خارجه را دیده‌ام و تأسف‌ها بر حال حاضر ایران، وطن محبوب، دارم که زیادی در حال تنزّل است.


❈ زمانی‌که حاج سیاح، با کشتی، از راه کراچی قدم به خاک ایران گذاشت و وارد بوشهر شد، سه دهه از بر تخت نشستن ناصرالدین شاه می‌گذشت و او با دیدن بخش‌هایی از نواحی جنوبی ایران به‌فراست دریافت که در طول نزدیک به دو دهه‌ای که از کشور دور بود، دگرگونی‌ های اجتماعی و سیاسی عمده‌ای در ایران روی نداده است و حتی او از دیدن نابه ‌سامانی‌ها چنان شگفت‌زده شد که ترجیح می‌داد از همان راهی که آمده ہود،برگردد. حاجی نوشت:

▪️[وضع ایران را عجیب می‌بینم. مدت مدیدی خارجه را دیده‌ام و تأسف‌ها بر حال حاضر ایران، وطن محبوب، دارم که زیادی در حال تنزّل است. همه به ظاهر سازی اکتفا می‌کند، پس از هیجده سال دوری انتطار داشتم که تغییراتی در وضع مملکت انجام یافته، و مردم در رفاه و شهرها آباد شده باشد، ولی با دیدن بندر بوشهر معلوم گشت که انتظاری بیهوده داشته‌ام و چنان تأثری به من دست داد که اگر شوق زیارت مادرم نبود، از همین بوشهر مراجعت می‌کردم.]

❈در بازگشت حاجی به ایران، نزدیک به یک سده از آغاز سلطنت قاجاران می‌گذشت، اما درحالی‌که در این دهه‌ها تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی چهره‌ی کشورهای اروپایی را دگرگون کرده بود، ایران، به دنبال سوء مدیریت‌ های سده دوم فرمانروایی صفویان و به‌ویژه پیآمدهای یورش افغانان، همچنان در سراشیب انحطاط تاریخی بود و وضع عمومی کشور بدتر میشد. اگر از دگرگونی ‌هایی که در میان گروه‌هایی از رجال رفورمیست در داخل و روشنفکران مهاجر به کشورهای بیگانه صرف‌نظر کنیم، می‌توان گفت که، از نظر تاریخ اندیشه، ایرانیان تخته‌بند تصورات سنّتی و دستخوش خیالات و اوهامی بودند که از سده‌ها پیش ذهن آنان را فلج کرده بود.

❈اگرچه با شکست ایران در جنگ‌های ایران و روس و به دنبال [آن وهن بزرگ که برای ملّت ایران حاصل شده] بود، نوعی آگاهی از انحطاط مزمن ایران در میان نخبگان پیدا شد، اما بیشتر ایرانیان و اهل نظر آنان، که متولیان دانش و آگاهی به‌شمار میآمدند، نتوانستند گامی از چنبر باورهای سنّتی بیرون بگذارند. این ثابت‌قدمی ایرانیان و متولیان فکری آنان، در دنیایی که پیوسته در حال دگر گونی بود، خود گامی به عقب میتوانست به شمار آید: جامعه‌ی ایران دستخوش بحران‌های اجتماعی اقتصادی و سیاسی ژرف و جدی بود، اما این بحران بازتابی در مقولات آگاهی ایرانیان پیدا نمی‌کرد. بدین‌سان، از سویی، بحران اجتماعی و سیاسی جامعه‌ی ایران ژرفای بیشتری پیدا می‌کرد، و از سوی دیگر، پیوند میان آگاهی و واقعیت بیش از پیش می‌گسیخت.

❈این وضع، در نظر حاج سیاح، که به‌لحاظ آگاهی، بر اثر تجربه‌ای که در کشورهای اروپایی پیدا کرده بود، به جامعه‌ی ایرانی تعلّق نداشت، واقعی نمی‌نمود و از همان آغاز ورود به ایران در حیرت بود که ایرانیان چگونه می‌توانند واقعیت‌های غیرقابل تحمل جامعه خود را ببینند، اما توان اعتراض نداشته باشند. اگرچه خود حاجی، به‌گونه‌ای که از دو سفرنامه او می‌توان دریافت، مایه‌ی علمی چندانی نداشت و حتی فارسی‌نویسی او از حد سخن‌گفتن رایج عوام فراتر نمی‌رود، اما سال‌های مسافرت و دیدن ظاهر کشورهای غربی بحرانی در دریافت‌های سنّتی او ایجاد کرده بود و بدیهی است که بر پایه‌ی این تصورات جدید معنای رفتارهای عامه ایرانیان را نمی‌فهمید.

❈حاجی، در روزهای نخست ورود به ایران، با شنیدن توصیف‌هایی که برخی از آشنایان او درباره‌ی تعدیات و احجاف ‌کارگزاران حکومتی می‌دادند، از بی ‌خبری ایرانیان و بی‌توجهی آنان به حقوق خود، در شگفت می‌شد، اما رمز و راز بی‌تحرّکی ایرانیان را به‌درستی در نمی‌یافت تا جایی‌که می‌نویسد: [من که بلاد خارجه را دیده [بودم] و اوضاع ایران از نظرم محو شده بود، از شنیدن این وقایع خیلی متألم می‌شدم، لكن مردم را می‌دیدم که این امور را مثل غذا خوردن و سیاحت‌کردن، دیده و شنیده و تغییر حال و اقدامی در ایشان پیدا نیست و گویا گوسفندند که یکی را سر می‌برند و دیگران می‌چرند. از این است که گرگان هم گویا کار لازم حکومت و اقتدار خودشان را کرده‌اند و رحم به انصاف و قانون و عدل و دین هم اصلاً در نظرها نیست.]

📓 | جواد طباطبایی، تأملی درباره‌ی ایران، جلد دوم نظریه‌ی حکومت قانون در ایران...

#ایران #زوال_اندیشه #انحطاط #سفر #حاج_سیاح #سراشیبی_سقوط

🏴@ISLIE