دروغ‌ها و خرافات اسلام
21.9K subscribers
3.79K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram
#غزوه_بنی_نضیر (قسمت اول)



💥پیش از این ماجرا، مهاجرانی که همراه محمد از مکه آمده بودند فاقد خانه بودند و در منزل انصار (یاران محمد که اهل مدینه باشند) ساکن بودند.

⚡️محمد با نقشه‌ای شیطانی و با این بهانه که جبرئیل به من خبر داد که یهودیان قصد جان من را دارند، اقدام به غارت آنان نمود. او همراه تنی دیگر از جنایتکاران مانند ابوبکر و عمر و علی و ... برای درخواست مساعدت از جانب یهودیان عازم محل سکونت این قبیله شد و پس از مدتی یاران خویش را رها نمود و به مدینه برگشت تا نقشه‌ی خویش را با نام الله و جبرئیل اجرا نماید.

⚡️نکته ی جالب اینجاست که هیچ یک از همراهان پیامبر چنین حسی مبنی بر توطئه ی #قتل_پیامبر توسط بنی نضیر نداشته اند

⚡️دردناکی این جنایت زمانی است که محمد، زن و دختر یکی از بزرگان یهود را پس از کشتن همسر و پدرش به تصاحب خویش در آورد و همان شب با وی #همبستر شد و برگی سیاه در تاریخ را رقم زد

⚡️یاران جنایتکارش نیز زنان و دختران کشته شدگان را از میان جنازه‌ها عبور می‌دادند، خود او برای اینکه از مکان پنهان شدن گنج یهودیان بنی نضیر آگاه شود، دستور شکنجه به قصد اعتراف کسی را داد که تصور می‌کرد از محل نگهداری آن اطلاع دارد و در آخر که نامبرده #کنانه_بن_ربیع_بن_ابی_الحقیق شوهر #صفیه که از اعتراف به این موضوع خودداری نمود، محمد دستور داد تا گردنش را بزنند.

⚡️پیامبر ب قدری از نیرنگ و دستاوردهای این جنایت راضی بود ک سوره ای را به این ماجرا اختصاص داد
(صحیح بخاری. باب بنی نضیر حدیث ۴۰۲۹)


@islie
💥غزوه خیبر (قسمت سوم)


⚡️دستور محمد به شکنجه، به قصد اعتراف گیری.

#کنانه_بن_ربیع بن ابی الحقیق را که گنج بنی نضیر پیش او بود به نزد پیغمبر آوردند و محل گنج را از او پرسیدند و کنانه انکار کرد و آنگاه یکی از یهودیان را پیش آوردند که گفت: "امروز کنانه را دیدم که اطراف فلان خرابه می‌گشت."
پیغمبر به کنانه گفت: اگر گنج را پیش تو پیدا کردم تو را بکشم؟

⚡️#کنانه گفت آری. پیغمبر بگفت تا خرابه را بکندند و قسمتی از گنج را آنجا یافتند، پیغمبر از باقیمانده‌ی آن پرسید و کنانه از تسلیم آن دریغ کرد، پیغمبر او را به #زبیر_بن_عوام سپرد و گفت: عذابش(شکنجه‌اش) کن تا آنچه را پیش اوست بگیری" و زبیر چنان با مشت به سینه‌ی او کوفت که نزدیک بود جان بدهد. انگاه پیغمبر او را به #محمد_بن_مسلمه داد که به انتقام برادر خود محمد بن مسلمه گردنش را بزند.....( تاریخ طبری صفحه ی ۱۱۴۹) (سیرت رسول، ابن هاشم.جلد ۲ صفحه ی ۴۲۱)


⚡️ یهودیان #فدک نیز با اطلاع از این ماجرا تصمیم گرفتند که کل اموال خویش را به محمد بدهند به شرطی که آنها را نفی بلد (تبعید) کند و خونشان را نریزد، محمد هم پذيرفت.

این است دینِ رحمت؟؟؟

@islie