جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
چهل‌ودومین شماره‌ی ماهنامه‌ی شبکه آفتاب، با موضوع «اقلیم» منتشر شد. از کتابفروشی‌های معتبر بخواهید و در همرسانی این پست به ما کمک کنید.
#الف

🔺وجه‌المعامله

▫️شورای سردبیری: بالاخره قپان سیاست خارجی ما وزن یک چیزهایی را دقیق نشان داد: وزن عزم و هدف هسته‌ای کشور در زمان مذاکرات منتهی به برجام، و ایضا جرم موجود در برجام، اگر بخواهیم طی هفته‌های آتی دوباره به سراغ غنی‌سازی برگردیم. معادله‌ای را که یک طرفش برنامه هسته‌ای و طرف دیگرش تحریم‌ها بعلاوه برجام است را دیروز عراقچی معاون مذاکرات هسته‌ای وزارت خارجه در مذاکراتی که با اروپایی‌ها داشت حل کرد. خلاصه شده تقاضاهای ایران از اروپا از زبان او چنین درآمد که باید تضمین داده شود ما می‌توانیم نفت خود را بفروشیم، پولش را انتقال دهیم، و ‌شرکت‌های خارجی بتوانند به ایران بیایند. درست هم هست و این عصاره برجام است. بدیل این تقاضاها، اگر تضمین داده نشود، بازگشت به نطنز، فردو و اراک است.

درست است که ماهیت معامله برجام از مدت‌ها پیش بر ما آشکار بوده، ولی وزن متغیرهای آن به‌تدریج از پرده بیرون میافتد. مثلا ما می‌دانستیم در آن معادله یک پارامتر تهدید یا فشار نظامی (غیر از پروپاگاندای تهاجم هوایی اسرائیل به سایت‌های غنی‌سازی یا افق شمول ماده ۷ منشور ملل متحد) حضور نداشته بنا بر این وزن اهرم تهدید به حمله در معادله صفر بوده است.

وقتی به معادله نگاه می‌کنیم، مقدار یا وزن مجهول‌ها را از روی وزن معلوم‌ها به دست می‌آوریم. آیا ارزش اجازه فروش نفت یا مس یا قلع در بازار جهانی و توانایی انتقال پول آن برای خرید کالا و خدمات دیگر خیلی بالاست؟ بستگی دارد چگونه نگاه کنید. از یک طرف، این حقی است که برای اعمال آن از کسی هزینه نمی‌خواهند. مانند هواست که استفاده از آن رایگان است. در رژیم سابق اصلا آن را تشویق می‌کردند چنین کند. نفت بفروشد و کالا بخرد و همین هم از نظر مخالفان رژیم نباید انجام می‌شد. حالا ورق برگشته و ما برای انجام بی‌مانع آن له‌له می‌زنیم. با این حساب، ارزش و وزن برنامه هسته‌ای که تبدیل شده به هزینه کسب یک حق طبیعی، بسیار کاهش می‌یابد و احتمالا ماجرای گرفتن آبنبات به جای برنامه هسته‌ای علی لاریجانی خیلی هم پربی‌راه نبوده است، علیرغم آن همه هزینه.

از سوی دیگر، آن حق طبیعی دریغ شده، بسیار پروزن می‌نماید. وقتی مضایقه حق طبیعی خطر بزرگ دارد، می‌توانید برای حفظ آن هزینه بالایی داده باشید. وقتی هوای رایگان را از ما دریغ کنند، آماده‌ایم چیزهای ارزشمندی را برای باز کردن راه تنفس از دست بدهیم. بنابراین، وزن و ارزش برنامه هسته‌ای بالا بوده است.

اما این عامل تعیین‌کننده دیگری است که مشخص می‌کند ارزش برنامه هسته‌ای چقدر بوده یا هست. می‌توانیم آن را ضریب موقعیت نام بگذاریم. آن ضریب است که مانند یک متغیر ثانویه وزن برنامه هسته‌ای را بالا می‌برد یا پایین می‌آورد. مثلا در برآورد وزن برنامه اتمی کره و ارزش معاملاتی آن که به ملاقات اخیر انجامید باید موقعیت را نیز دخیل ساخت. آیا برنامه هسته‌ای ایران و تجدید آن واجد ارزش معامله هست و می‌تواند وجه‌المصالحه باشد؟

بعید می‌نماید. مشکل می‌شود چیزی را که قبلا فروخته‌ایم، دوباره بتوان فروخت. مشکل می‌توان معادله منجر به معامله برجام را از نو برقرار و روی آن معامله کرد. اساسا کار ما هم در اعلام این‌که اگر تضمین داده نشود بر می‌گردیم سراغ غنی‌سازی چندان سنجیده نبوده و از سر اضطرار صورت گرفته است. واضح است حکومت تهدید تجدید عملی غنی‌سازی را فقط به عنوان تنها عامل فشار در دسترس استفاده می‌کند. به همین دلیل است که چند هفته مهلت اروپا برای ارائه تضمین به چند ماه کشیده و بی‌نتیجه. نمی‌توانیم دوباره با برنامه اتمی برجامی بسازیم، بنابراین به صورت جدی به سراغش نمی‌رویم.

چرا این اهمیت دارد؟ زیرا ما را به یک معامله جدید وادار می‌کنند. دارند به سمتش می‌روند و هنوز موقعش نرسیده، اما یک معامله جدید در پیش داریم. ما دشمنان قدرتمند زیادی برای خودمان دست و پا کرده و تراشیده‌ایم. بنابراین مشکلات زیادی هم برای خود ساخته‌ایم. در طاس لغزان دست و پا می‌زنیم و هنوز درباره این‌که چه چیز های قابل معامله دیگری در دسترس داریم حرفی نمی‌زنیم. چیزهای البته هست و خوشبختانه دارایی(!) خارجی است. نشانی‌هایش را باید در بیابان‌های شبه‌جزیره و سواحل مدیترانه یافت.

🆔 @jameeno
#الف

اصلاح نظام!

▫️شورای سردبیری: یکی از مناطق مشترک سیاسی اخیر بین اصلاح‌طلبان و محافظه‌کاران ، ابراز لزوم تغییرات در دولت و آوردن اشخاص پر کار و انقلابی (به تعبیر محافظه‌کاران) و یا باتجربه و شفاف (به زعم گروه دیگر) به عنوان وزیر است. این منطقه مشترک سیاسی در حال افزایش شعاع و بزرگتر شدن به نظر می‌رسد و اخیرا حتی پیشنهاد استعفای دولت و روی کار آمدن شخصی" قاطع‌تر " در آن جا گرفته است. این بحث‌ها از کجا در می‌آید، چه تاثیری دارد، ودر پایان آن چه چیزی قرار دارد؟

از روزی که مشخص شد حرفهای ترامپ با مضمون فشار برایران رجز و تهدید توخالی نیست، اقطاب سیاسی محافظه‌کار فرصت را برای به زمین کوبیدن روحانی و دولتش غنیمت شمردند. تا قبل از آن، اعمال فشار بر دولت از طریق انتقاد از برجام، به منظور امتیازگیری و جلوگیری از افزایش اعتبار روحانی بود، ولی رفتار ترامپ و روشن شدن استراتژی نهایی او که نه فقط اعمال فشار (مانند دوران اوباما) بلکه به زانو در آوردن ایران و تضعیفش تا حد تغییر رژیم است، آنها را هشیار کرد و پیدا شدن سر و کله امثال بولتون درکنار ترامپ چشم اندازها را تغییر داد. آنها که افق بین‌تر بودند، خیلی سریع در شمار راه‌اندازان کمپین دوستی بیشتر با اروپا و ایزوله کردن آمریکا در آمدند، اما تندروها بر فشار خود افزودند؛ آیا بهتر نیست از فرصت تغییر دولت استفاده کنیم و برای دور تازه رویا رویی با آمریکا جهره قاطع‌تر و انقلابی به میدان بیاوریم؟ این، آشکارترین نقطه تلاقی این جریان با دولت ترامپ و چهره‌های تند روی آن است؛ بی‌ثبات سازی داخلی، و نشان دادن اسلحه و چنگ و دندان بیشتر. فقط خدا می‌داند در روزهای آتی عقلای محافظه‌کار تا چه حد تاب مقاومت در مقابل این وسوسه عمله‌جات ماجراجوی خود می‌آورند، ولی تجربه گذشته ‌به ما می‌گوید در موارد مشابه، (مقاومت ۲۱ تیر۱۳۷۸ در مقابل پیشنهاد کودتا) اعاظم موثر، سنجیده و حزم‌آلود تصمیم گرفتند. با این حساب، با بدتر شدن اوضاع و تشدید بحران خارجی، دولت شاهد همگرایی بیشتری از سوی حکومت، و کاهش فشارهای حکومت و تندروهای آن به حد عادی اعمال شده بر دولت‌های غیر محافظه‌کار خواهد بود. در مقابل فشار کمرشکن خارج و باتلاق مشکلات در داخل، حفظ ثبات مستلزم یک‌دست‌نمایی حکومت است. این نگاه بخش محافظه‌کار محافظه‌کاران است و در نقاط بحرانی معمولا غالب می‌شود.

اما در میان اصلاح‌طلبان هم اخیرا این توصیه‌ها و گاهی هم خط و نشان‌ها دیده می‌شود که دولت ضعیف و ناکارا است و باید خود را ترمیم کند. بیشترین پیشرانه این گروه البته سهم خواهانه و غیر دلسوزانه است. عقلای اصلاح‌طلب معمولا افقی وسیع‌تر و تنظیمات کلان کشور را مهم‌تر از جابجایی مقامات درجه دو و رده متوسط دولت می‌دانند و فشاری که به دولت می‌آورند، در جهت استفاده از جایگاه و روابطش با حکومت در جهت اصلاح امور کلی و حل مسائل واقعا ملی است.

بنابراین فشار برای تغییر در دولت از هیچ سو جدی نیست، دولت اما در اندیشه است. دست دولت و نظام در پوست گردویی بسیار کوچک و سخت بسته است و در چنین موقعیت‌هایی دولت‌ها به فکر کارها و اقدامات نمایشی می‌افتند. این روزها دولت روی امکان تحول در این حوزه مانور می‌دهد، هرچند هیچ مشکل داخلی و خارجی ما بسته به این وزیر و آن وزیر نیست.

در این میان یک نگاه سوم هم وجود دارد: نگاه افکار عمومی و بخشی از تحلیلگران، که معتقدند مشکلات داخلی و خارجی کشور که تعدادی از آنها در حال متورم شدن تا حد یک بحران هستند، نه حاصل عملکرد اشخاصی مانند وزیر و وکیل بلکه حاصل کارکرد سیستم و نظام است و منشاء فراتر از اشخاص و دولت‌ها دارد. به زعم این گروه، اولین شرط بهبود کارکردها نیز اصلاح نظام است. این اصلاحات البته نه نازل در حد تغییر وزیر یا قانون یا روش اقتصادی، و نه بنیادین در حد ماهیت نظام، بلکه اصلاح در نظامات نظری یعنی سیاست پردازی، تجدید صورت‌بندی سیاست خارجی، و بازتعریف آرمان‌های جمهوری برای زمینی‌تر و واقعی کردن آنهاست.

🆔 @jameeno


🔹علیه بی‌تفاوتی

▫️پژمان موسوی | جامعه نو: چه باید کرد؟ این پرسشی است که بسیاری از روزنامه‌نگاران و فعالین رسانه‌ای کشور در مواجهه با شرایط جدید کشور از خود می‌پرسند. افزایش بی رویه نرخ دلار، یورو، پوند و سایر ارزهای بین‌المللی در کنار رکورد شکنی نرخ سکه و طلا، شرایطی را به وجود آورده است که این روزها در هر محفلی، سخن از سقوط ارزش پول ملی است. بسیاری بر این باورند که این اتفاق، ریشه اقتصادی ندارد و مشکل را باید در جای دیگر جستجو کرد، عده‌ای هم هستند که بر این باورند می‌توان با اتخاذ برخی تصمیمات، جلوی روند سقوط ارزش پول ملی ایستاد و وضعیت را به حالت نرمال برگرداند. خیلی‌ها ضعف عملکرد سیف رییس کل بانک مرکزی و تیم اقتصادی دولت را ریشه این مسائل می‌دانند و عده‌ای هم بر این باورند که هدف برخی اعتراضات به وضعیت اقتصادی، هدف قرار دادن دولت و تضعیف آن است.
در یک چنین وضعیتی که میدان‌دار، شبکه‌های مجازی شده‌اند و در برخی موارد شایعه جای واقعیت را گرفته است، روزنامه‌نگاران و فعالان رسانه‌ای به نظر می‌رسد که وظیفه سنگینی را بر دوش دارند. آنها هستند که می‌توانند با بررسی دقیق و موشکافانه بحرانِ اقتصادی اخیر، عملاً نقش واسط را بین مردم و آنانی را فراهم آورند که برای برون‌رفت از این وضعیت «حرف» دارند. روزنامه‌نگاران این روزها باید خیلی دقیق به نقش ملی و تاریخی خودباور داشته باشند؛ آنها هستند که می‌توانند تریبون را در اختیار عقلایی بگذارند که تنها دغدغه منافع ملی را دارند و به رویدادها نگاه سطحی و احساسی ندارند. آنها هستند که می‌توانند ریشه‌های بحران اخیر را به‌دقت موشکافی کرده و فعالین سیاسی و اقتصادی و هر آن کس که دغدغه کشور را دارد به میدان بیاورند و با در اختیار قرار دادن تریبون به آنها، به حل بحران کمک کنند. آنها هستند که می‌توانند با گزارش‌ها و تحلیل‌های خود، آنچه این روزها بر صحنه اقتصاد ایران می‌رود را ترسیم کنند و نسخه‌هایی قابل‌طرح را برای تصمیم سازان ارائه نمایند. آنها هستند که می‌تواند…
همه‌ی اینها و مسائلی از این دست یک معنا بیشتر ندارد: روزنامه‌نگاران و فعالان رسانه‌ای نباید «بی‌تفاوت» باشند؛ اکنون زمانِ کنار نشستن و نظاره کردن نیست. باید خیلی جدی به میدان آمد و فضا را برای نقد و تحلیل و تفسیر فراهم کرد. مهم نیست هر کدام مسائل را چگونه می‌بینیم و چه نسخه‌ای برای آینده داریم، مهم این است که «بی‌تفاوت» نباشیم…

🆔 @jameeno
#الف

🔹آنها برمی‌گردند!

▫️شورای سردبیری: تظاهرات دیروز بازار تهران جنبه ضدانقلابی نداشته و برای کشیدن گوش دولت بوده است. این توصیف فصل مشترک گزارش رسانه‌های موسوم به اصولگرا از رخدادهای دیروز بازار تهران و خیابان جمهوری و اطراف مجلس و چند شهر دیگر است. "اعتراض به سیاست‌های اقتصادی دولت"، "مخالفت با سیاست ارزی و اقتصادی" و موارد مشابه که انگشت اتهام را به سمت دولت می‌گیرند جان‌مایه گزارش‌های این رسانه‌هاست و اینکه تظاهرات تمام و بازار باز شده‌ است...

اما این‌طور نبود. مردمی که از مغازه‌ها بیرون زده بودند به دولت کاری نداشتند و شعارهای وطن‌پرستانه و ضدحکومت می‌دادند. البته شعار "دلار ۱۰ تومانی نمی‌خواهیم" نیز جاری بود ولی شعار ضد حمایت از غزه و لبنان و رها کردن سوریه در دهان کاسب‌هایی بود که به خاطر توفان ارزی و اغتشاش قیمتی عاصی به‌نظر می‌رسیدند.

درست است که پیشرانه این نمودهای نارضایتی مشکلات کسب‌وکارهاست و رکودی که با محکم کردن ریشه خود بازار را به فلج دچار ساخته، اما این هم مهم است که چرا چنین اعتراض‌هایی با انگیزه و اهداف اقتصادی بستر شعارهای سوپر سیاسی می‌شوند؟ این پرسشی است که دستگاه نظریه‌پرداز حکومت پاسخی بدان ندارد، مگر اینکه به تئوری مردود نفوذ دشمن در این قشر و آن گروه متوسل شود. سال ۸۸ و دوران تولد این شعارهای ضد سیاست خارجی نیز چنین کرد. جماعت اصلاح‌طلب نیز هرچند در دل با آنچه مردم در خیابان گفتند موافق بود و ایران را بر غزه و لبنان ترجیح می‌داد، اما بر اساس محافظه‌کاری و رودربایستی سیاسی، طرح مسائلی مثل مخالفت با سیاست خاورمیانه‌ای حکومت را نادرست اعلام کرد.

اما جامعه و افکار عمومی و مردمان کوچه و بازار که غالباً فاقد درک عمیق سیاسی فرض می‌شوند، وقعی به گرایش سیاسیون ننهاد. شعار مخالفت با پیوند سرنوشت کشور با مسئله فلسطینی‌ها و اعراب نامهربان را با افزایش ملات ملی‌گرایی استحکام بخشید و بیشتر جا انداخت (آن‌قدر گسترده که حتی حمایت از رضاخان هم در دایره آن امکان تولد یافت) آن را در دی‌ماه با شعار دستوری رها کردن سوریه آمیخت و حالا همه ما را و به‌ویژه حکومت صاحب‌اختیار را در مقابل خود گرفته و عن‌قریب از روی همه توجیهات ما عبور خواهد کرد. همچون عبور یک تانک از روی موتورسیکلتی کهنه، زنگ‌زده و پوک شده. حکومت باید به هوش باشد و مبانی شکل‌گیری شعارهای سیاسی در اعتراض‌های اقتصادی را در درون رفتار خود از بین ببرد. یکی از این مبانی که دائما اهمیت و وزن خود را به رخ ما می‌کشد، همین موضوع پیوند دادن سرنوشت کشور با مسائل شبه کشورها و اختلافات اعراب با یکدیگر و با یهودیان در شبه‌جزیره عربستان است که سراپایش بوی زیان برای ایران می‌دهد. حکومت باید از خود بپرسد در حالی که در اعتراضات اقتصادی طبیعی است مردم بخش سیاسی شعارهای خود را متوجه ناکارایی دولت یا حکومت (برای عامه یکسان‌اند) و حجم عظیم فساد فراگیر سیستم کنند، چرا به سراغ سیاست خارجی می‌روند؟ گیریم که عده‌ای با نقاب به در مغازه‌ها رفته و آنها را به پایین کشیدن کرکره‌ها و تعطیل بازار مجبور کرده باشند، آیا برای راه افتادن سیلابی آنها و شعار دادن آنها هم باید به فشار گروه نقاب‌پوش متوسل شویم؟ سیستم باید به‌جای باور کردن دروغ‌های دستگاه تبلیغاتی خودش، با حلقه گسترده‌تری از مشاوران کنونی مشورت کند. راستش، دیروز کسی در اعتراض‌ها گوش دولت را نکشید. گوش حکومت را کشیدند! دفعه بعد حتماً سخت‌تر و تندتر می‌کشند.

🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان

🔸همراه نیمه‌راه

🖌محمد وافری - مدرس دانشگاه

▫️جامعه نو: خاستگاه اعتراض های اخیر بازار سنتی ایران نه ریشه در مطالبات مدنی دارد و نه می‌تواند اعتراض فراگیر برخاسته از طبقات متوسط و آسیب‌پذیر جامعه در افشای فقر و فساد را نمایندگی کند!

بازار سنتی ایران هر زمان به عرصه مطالبات اجتماعی ورود کرده یا منشا تحریک خارجی و واپس‌گرایانه داشته و یا با هدف گروکشی گروه های سیاسی داخلی جامانده از آرای مردمی با هدف برهم زدن معادلات دموکراسی‌جویی بوده است. اساسا طرح مطالبات اجتماعی و اعتصابات برای بازار سنتی یک هزینه است.
سابقه تیره بازار سنتی در انحراف از تعهد به حرکت‌های جمعی بلندمدت و واگذاری فرصت‌های چانه‌زنی فراهم شده مبارزات اجتماعی در بزنگاه تشدید بسامد مطالبات مدنی آنهم به واپسگرایان سابقه‌ای مخدوش را برای این گروه از جامعه رقم زده است. منافع صنفی این گروه از جامعه نوعا کوتاه‌مدت بوده و عدم همراهی آنها با جنبش‌های بنیادین مدنی دهه‌های اخیر همچون جنبش دانشجویی، محیط زیست و یا اعتصابات کارگری از همین دست قابل ارزیابی است.

🔻در Instant View بیشتر بخوانید.

🆔 @jameeno

http://telegra.ph/rh-06-27
Audio
🔹نود و سومین پادکست سرمقاله #جامعه_نو شورای سردبیری

🔻عنوان: آنها برمی‌گردند
🎤 با صدای #مریم_میری

🆔 @jameeno
🔺یک پیشروی طوفانی

🔸اصلاحات رادیکال در عربستان سعودی در حال تغییر حوزه خلیج و جهان عرب است / گزارش ویژۀ نشریۀ #اکونومیست

🖌برگردان: مهسا صباغی

▫️جامعه نو: آنتون لاگاردیا می‌گوید شاهزاده در حال آزادسازی هنجارهای اجتماعی و اقتصاد است؛ اما با مخالفت‌های سیاسی روبروست.
برای سالهای متمادی عکس‌های آروا النعیمی که سوژه‌های آن زنانی در یک شهربازی بودند، توجهِ مزاحم‌گونه پلیس مذهبی عربستان سعودی را به خود جلب کرده بود. در عکسِ «کشتی» که وسیله بازی بود که دیوانه‌وار به عقب و جلو می‌رفت، زنان سیاه‌پوش و مردانی که لباس سفید گشاد پوشیده بودند، هر کدام مجبور شده بودند که در منتها الیه مخالف یکدیگر بنشینند. وقتی که می‌خواستند شماره تلفن یکدیگر را ردوبدل کنند، مجبور بودند که نوبت خود را رعایت کنند (این تصویر شده است). سپس داخل کشتی، کناره‌های مات پلاستیکی سبز می‌شوند تا نگذارند مردان به زنان نگاه کنند و روشنایی به سمتِ آنها که دهانشان باز مانده، نرسد.

سال گذشته به ناگهان مطوعین یا نیروهای پلیس اسلامی، ناپدید شدند. کمیته امر به معروف و نهی از منکر، که با همین نامِ رسمی خوانده می‌شود، دیگر قدرت این را نداشت که اخلاقیات مربوط به عموم را دیکته کند. این روزها دولت عربستان سعودی تمام هم و غمِ خود را بر ترویج شادی گذاشته: کنسرت‌ها، مد، هنر، ورزش. چرخ دنده قوانین اجتماعی معکوس شده. صدای موذن که برای فراخوانی نمازگزاران بلند می‌شود صدای ناآشنای خنده هم می‌توان شنید.

علاوه بر این، عکس‌های خانم النعیمی احساسِ جوگیری، شوخ‌طبعی و مبارزه‌طلبی زنانی را که در شهربازی‌ها سوار ماشین‌های بزرگی شده‌اند، نشان می‌دهد. این ماشین‌‎ها تقریبا بیشترین شباهت را به راندن ماشین‌های واقعی دارند. اما در 24 ژانویه، آنها بالاخره اجازه خواهند یافت که در جاده‌های عربستان رانندگی کنند. این هنرمند می‌گوید او و چهار خواهرش چنددستگی دارند. یکی فکر می‌کند که رانندگی کردن زیادی خطرناک است. دیگری خودش را با یک راننده و برداشتن بچه‌ها از مدرسه توسط خودش، از رانندگی معاف خواهد کرد. خانم النعیمی و دیگران صبر خواهند کرد. او قبلا در بیابان رانندگی کرده؛ ولی صبر می‌کند تا سیلِ زنانی که برای گواهی‌نامه رانندگی درخواست می‌دهند، بخوابد و قیمت پایین بیاید.

زنان سعودی راه درازی در پیش دارند – هنوز هم از طریق همسران یا وابستگانِ مذکر تحتِ تعقیبِ پاسداران هستند که باید برای مثال به آنها اجازه دهند که بتوانند سفر کنند. اما عربستان سعودی در روند عادی‌سازی هر چه بیشتر است. مطالبه عادی‌سازی، بخشی از انقلابی تعیین کننده است.

🔻در Instant View بیشتر بخوانید

🆔 @jameeno

http://telegra.ph/radical-06-27


🔹بازار مسکن چرا و چگونه رشد کرد و به چه سمتی می رود؟


◽️علی محسنی/ جامعه نو: آخرین آمار معاملات بازار مسکن تهران نشان از آن دارد که متوسط قیمت هر مترمربع آپارتمان در خردادماه سال جاری نسبت به خرداد سال گذشته 42 درصد و در مقایسه با ماه اردیبهشت گذشته 8 درصد رشد دارد. در همین مقایسه اما حجم معاملات به ترتیب 3 و 22 درصد کاهش نشان می دهد.

در صورتی که عوامل کلان موثر بر بازار مسکن را در نظر بگیریم، شرایط مساعدی برای رشد قیمت ها در سال گذشته و سال جاری فراهم شده بود. رشد قیمت و حجم معاملات پس از دوره چند ساله رکود، طبیعی بود اما چند عامل دیگر نیز در این زمینه موثر واقع شدند:

1- رکود چند ساله و قفل نقدینگی سازندگان و سرمایه گذاران در بازار موجب افت شدید سرمایه گذاری شد و عرضه آپارتمان های نوساز را به بازار کاهش داد.

2- نسبت به دوره قبلی رونق در سال 1391، وام پرداختی مسکن از طریق بورس به حدود سه برابر رسید و صندوق پس انداز یکم مسکن نیز تاسیس شد که جریان جدید وام دهی را ایجاد کرد.

3- پرداخت سود بالا به سپرده های بانکی در چند سال اخیر و رشد قیمت ها در بازارهای موازی ارز و سکه نیز نقدینگی در دستان جامعه را افزایش داد و شرایط روانی رشد بازار مسکن را فراهم کرد.

4- قیمت مصالح ساختمانی در یک سال اخیر روند صعودی به خود گرفت. در این بین، رشد قیمت انواع محصولات فولادی چشمگیر بود و حتی تا بیش از دو برابر افزایش را تجربه کرد.

5- قدرت خرید مردم گرچه در مجموع رشد موثری نداشت و رکود بازارها تاییدی بر این مدعا بود اما افزایش حقوق کارمندان، موجب رشد قدرت خرید و بهبود امکان بازپرداخت اقساط در طبقه متوسط شد.

مجموع این شرایط موجب رونق در بازار مسکن شد اما رونق فعلی بازار تفاوت هایی چشمگیر با دوره های قبلی رونق نشان می دهد:

1- اقبال بسیار چشمگیر به آپارتمان های کوچک متراژ و رونق کم در معاملات آپارتمان های بزرگ مشاهده شد.

2- برخلاف دوره های قبل که ترتیب قدرت خرید به ترتیب درصد افزایش قیمت شکل می داد و مناطق لوکس بیشترین رشد قیمت را داشتند، این بار مناطق مناسب سکونت طبقه متوسط بالاترین نرخ رشد قیمت را تجربه کرد.

3- سوداگران و سرمایه گذاران بر حسب تحلیل هوشمندانه و درسی که از دوره گذشته رکود گرفتند، یا در بازار مسکن یک سال اخیر حضور پیدا نکردند و یا تمرکز خود را بر املاکی گذاشتند که مشتریان پرتعداد در بازار دارد (برای فرار از به تله افتادن سرمایه)

اما در چنین شرایطی چه انتظار می رود؟ پیش بینی دشوار است اما به چند نکته می توان اشاره کرد:

1- افت حجم معاملات می تواند فرا رسیدن دوباره رکود را موجب شود. قیمت ها در آپارتمان های مناسب بازار مناطق مرکزی تهران حتی بعضا تا بیش از دو برابر افزایش یافته و در این شرایط، خانه اولی ها و حتی سوداگران با کاهش تمایل به خرید روبرو می شوند. عرضه گرچه اندک است اما قیمت ها بیش از وسع خریدار متوسط رشد کرده است.

2- آمار ساخت و ساز رو به رشد است و سرمایه گذاران به عکس دوره رونق گذشته که بر ساخت و سازهای لوکس تمرکز کرده بودند، این بار تولید آپارتمان های کوچک متراژ را هدف می گیرند. عرضه زیاد در فاصله یک تا دو ساله، هم برتری فروشندگان به خریداران را رقم می زند و هم احتمال تعدیل قیمت ها را به وجود می آورد.

3- انتظار می رود رشد قیمت ها به مناطق محل سکونت اقشار کم درآمد، حاشیه شهری و شهرستان ها تسری یابد اما رشد قیمت به اندازه مناطق مرکزی تهران رخ نمی دهد. مجموع رشد قیمت مسکن در دوره فعلی کمتر از دوره های رونق قبل پیش بینی می شود.

🆔 @jameeno
#الف

🔸موتلفه سخنگوی آنها نیست

▫️شورای سردبیری: خدا بخواهد، این نیز میگذرد. همه توفانها یک روز شدت خود را از دست میدهند و میل به آرامش میگیرند، هر چند همیشه وقوع توفان بعدی هم حتمی است. فاصله و پتانسیل توفانها البته رابطه معنی داری با هم ندارند، برخلاف توفانهای اجتماعی که فاصله و پتانسیل آنها رابطه مستقیم دارند. به دلایل مشخص، ازجمله افزایش ناکارایی و فساد حکومتها و توسعه نارضایتی ها و انباشتگی آنها، معمولا توفانهای اجتماعی از نظر فاصله زمانی با یکدیگر به سمت کاهش فاصله میروند و بر عکس، از نظر شدت پتانسیل افزونتری نشان میدهند و اقشار تازه ای را به میدان میاورند. توفان قبلی در اواخر سال گذشته هویت طبقاتی و اجتماعی مشخصی نداشت و به همین دلیل ناراضیانی که حق داشتند از اوضاع ناراضی باشند اما هویت اجتماعی مشخصی پیدا نکردند با القابی ناروا به دل تاریخ بدرقه شدند و کشتگان آنها هم یاد چندانی در جامعه به جا نگذاشته اند. معترضان و اعتصاب کنندگان چند روز اخیر اما هویتی کاملا مشخص داشتند: کسبه بازار ، هرچند تلاش میشود این هویت از آنها سلب شود. "اینطوری" راحت تر میتوان وجود آنها را تکذیب و سرکوبشان کرد. رئیس جمعیت موتلفه که به دلایلی تاریخی سخنگویی و نمایندگی سیاسی بازار تهران را به نام خود سند زده است اعلام میکند بسته شدن تعدادی از مغازه های بازار تهران ارتباطی با بازاریان ندارد. معنای این هویت زدایی، فقط به رودربایستی انداختن بازاریانی نیست که برخلاف اعضای جمعیت فوق دستی تا شانه در ابزار واقعی قدرت ندارند اما معذوریتهایی سنتی آنها را درکنار موتلفه نگه میدارد، بلکه علامت به بخش عظیم غیرموتلفه ای بازار هم هست که بر کنار بماند زیرا " ضامن مومن بودن بازاریان تهران" آنها را تفکیک و لابد اختیار سرکوب را هم تفویض کرده است .

البته در این تفکیک کار درستی کرده اند، زیرا کل بازار تهران دیگر زیر علم موتلفه یا هر نوع جماعتی از این دست نیست. بازار تهران در چند دهه اخیر دچار تحولاتی شده است و حتی از نظر جغرافیایی دیگر جایی بین خیابان مولوی و خیام و پانزده خرداد نیست. بلکه بازار یک ابرشهر، یک متروپولیس عبور کرده از قرن بیست و توزیع شده در میان دهها پاساژ و ساختمان تجاری عظیم در مناطق مرکزی تهران است. کسب وکار آن بر اساس روشهای قدیمی وارتباطات خانوادگی و پیوندهای قومی و محلی نیست، طبق اصول تجارت مدرن و بر مبنای قواعد تجاری بورژوازی مدرن یعنی اصالت منافع فردی در پیوند با منافع صنفی است . از نظر اجتماعی دیگر سنتی نیست و سیاست و کاسبی و دیانت آن پیوند عمیق ندارد که امثال موتلفه یا برخی روحانیون نبض آن را در کف خود بدانند. سیاست برای آن امری عرفی است که ریشه در منافع اقتصادی دارد و نه در ایدئولوژی یا اعتقادات ، و خاستگاه آن اقتصاد است نه باور دینی... نماینده سیاسی این گروه اجتماعی ،هیات موتلفه نیست زیرا نسل بازار تغییر بنیادین کرده است و بنابراین پز حرف زدن از سوی بازار به آن نمی آید. آن نسل، نسل پیشین زیر نفوذ هیات موتلفه، تقریبا در همان سالهای مرحوم حاج حبیب الله به سرای باقی رفته اند.

مغلطه دیگری نیز وجود دارد: یکی گرفتن بازاریان معترض با اخلالگران فضای اقتصاد، برای تسهیل سرکوب تحرک اخیر. تکلیف کیها‌ن و یکی از مقامات ارشد کشوری که معلوم است؛ نشانی اخلالگر اقتصادی و مسببان رسیدن کشور به نقطه بحرانی اقتصاد را میدهند و بعد برای معترضان به نتایج آن اخلالها و فسادها خط و نشان میکشند. اتفاقا، اگر قرار باشد باریک بینی کنیم و بپذیریم بازار ایران برای اعتراض به فساد اقتصادی، ناکارایی حکومت در اقتصاد، اخلال منتهی به بحران در سازوکار اقتصاد و همه کژرویهای اقتصادی اشخاص متظاهر به همراهی با حکومت به میدان آمده است، درواقع به رویارویی تشکلهایی مثل موتلفه آمده است که از فردای پیروزی انقلاب اسلامی با راه انداختن تشکیلاتی مثل سازمان اقتصاد اسلامی، سنگ بنای بازی با پول و نزول خواری شرعی منتهی به تخریب همه بنیانهای مستقر اقتصادی کشور را کار گذاشتند. حق اعتراض به آن میراث و آنچه اکنون با آن روبرئیم متعلق است به کسبه پاساژها و ساختمانهای تجاری و راسته های بازار، هرچند نسل تازه آنها تیشرت میپوشد و تسبیح از دست انداخته است. به هرحال ،موتلفه سخنگوی آنها نیست.

🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان

🔸دلار تا کجا بالا می‌رود؟

🖋صادق‌ الحسینی

در این یادداشت سعی می‌کنم به چند سوال پرتکرار درباره بحران ارزی، سیاست‌های ما و آینده حرکت نرخ‌های ارز پاسخ بدهم.

1️⃣ سوال اول: بهترین سیاست ارزی در شرایط بحرانی فعلی چیست؟
پاسخ: بهترین سیاست، سپردن قیمت ارز به بازار و عدم تخصیص هرگونه یارانه ارزی است. برای کمک به اقشار ضعیف می‌توان یارانه ریالی پرداخت کرد. این یارانه می‌تواند در قالب سبد کالا و محدودیت خرید برخی کالاهای خاص که حداقلی از پروتئین، ویتامین و ... را تامین کند، پرداخت شود. کمبود اصلی در بحران فعلی، کمبود ارز است و بهتر است قیمت آن کاملا واقعی باشد تا مکانیسم قیمت‌ها خودش سبب کاهش تقاضای ارز و جایگزین شدن کالاهای خارجی با کالاهای واقعی شود. الانه دیگر این استدلال که واقعی شدن نرخ ارز تورم ایجاد می‌کند، صحیح نیست. چرا که ارز در بازار سیاه به 9 هزار تومان هم رسید و تمام کالاها (چه کالاهایی که یارانه ارزی می‌گرفتند و چه غیر آن) خود را با نرخ 9 هزار تومانی تعدیل کرده‌اند و اثر تورمی‌اش را گذاشته است. پس حالا که چوبش را خورده‌ایم پیاز را هم نخوریم!

2️⃣ سوال دوم: راه‌حلی خوبی (نه بهترین راه) که دولت انگیزه بیشتری برای اجرای آن داشته باشد، کدام است؟
پاسخ: اگر دولت اصرار داشته باشد که یارانه ارزی بدهد، یعنی 4200 تومان را حفظ کند می‌توان طرحی داشت که طی آن 1) 4200 تومن فقط به 10 الی 15 میلیارد دلار واردات اساسی نظیر سویا، ذرت، کنجاله و... داده شود 2) قیمت مابقی ارز مورد نیاز در بازار آزاد تعیین شود 3) واردکنندگان با ارز 4200 تومانی صرفا باید به عنوان حق‌العمل کار دولت عمل کنند و مکانیسم توزیع کالا کاملا در اختیار خود دولت باشد تا سوبسید ارزی به مصرف‌کننده نهایی منتقل شود 4) پیمان سپاری ارزی به منظور جلوگیری از خروج سرمایه اجرا شود. هرچند با قیمت‌های بالای ارز، انگیزه خروج ارز از کشور به شدت کاهش خواهد یافت.

3️⃣ سوال سوم (که پرتکرارترین سوالی است که پرسیده می‌شود): نرخ ارز تا کجا افزایش می‌یابد؟
پاسخ: مدل‌های مختلف اقتصادی نشان می‌دهد که نرخ واقعی دلار که با تورم داخلی و خارجی در بازه‌های زمانی مختلف تعدیل شده باشد حدود 6000 الی 7000 تومان است. پس اگر دولت بازار را آزاد بگذارد نرخ به این محدوده بازخواهد گشت. بنابراین کسانی که دلار و سایر ارزها را خریده‌اند ضرر خواهند کرد.

4️⃣ سوال چهارم: چرا نرخ ارز بیش از نرخ واقعی افزایش یافته است؟
پاسخ: نرخ ارز در میان‌مدت و بلندمدت صرفا براساس فاکتورهای اقتصادی تعیین می‌شود. اما نرخ در کوتاه‌مدت صرفا تحت تاثیر فاکتورهای اقتصادی نیست و عوامل سیاسی، ریسک‌ها و یا سیاست‌های مختلف دولت می‌تواند نرخی بالاتر یا پایین‌تر از نرخ واقعی را رقم بزند. یکی از عوامل اصلی افزایش شدید نرخ دلار، سیاست ممنوعیت خرید و فروش دلار در بازار آزاد بود که باعث شکل‌گیری بازار سیاه شد، صادرکنندگان را ترغیب به نگهداشتن ارزشان در خارج و مردم را تشنه دلار کرد. اگر این سیاست غلط لغو شود یک تعدیل جدی در دلار خواهیم داشت. همانگونه که نسیم کاهش شدت آن باعث افت شدید دلار در دو روز گذشته شد.

5️⃣ سوال: عامل اصلی جهش نرخ ارز چه بود؟
پاسخ: چیزی که ماشه افزایش را کشید، شوکی بود که آمریکا به کانال‌های انتقال ارزی ما در خارج از کشور وارد کرد. اما پتانسیل افزایش نرخ به دلیل سرکوب نرخ ارز در 5 سال گذشته کاملا وجود داشت. به همین دلیل چند سال است مداوم می‌گویم و می‌نویسم که حتما باید نرخ ارز را افزایش دهیم. تنها در صورت واقعی بودن نرخ می‌توان در شرایط بحرانی از آن دفاع کرد، در غیر این صورت امکان دفاع از بین می‌رود. فشرده شدن فنر نرخ ارز، امکانی را برای آمریکایی‌ها ایجاد کرد تا بتوانند بدون هیچ اقدامی و صرفا با تهدید، نرخ برابری دلار به ریال را در عرض 2 ماه تا 200 درصد افزایش دهند! این افزایش شدید و بی‌حساب، آمریکایی ها را نسبت به تاثیرگذاری فشارهایشان مطمئن، مردم ایران را نگران و مسئولین را دستپاچه کرد. خوشحالی مقامات آمریکا باعث شد آنها نسبت به برآورد کارایی اقدماتشان دچار اشتباه شوند! نگرانی مردم باعث شد تا به بازار دارایی‌های مختلف از جمله دلار و طلا هجوم ببرند. از همه بدتر، دستپاچگی مسئولین سبب شد تا تصمیمات اشتباه بگیرند. با تک‌نرخی کردن دلار در 4200 تومان منابع ارزی ارزشمند کشور را هدر و فساد را توسعه دادیم. همچنین کلیه کالاهایی که با این نرخ‌ها وارد شد هم در بازار به قیمت آزاد فروخته شد و رانت آن به جای خزانه دولت به جیب عده‌ای خاص رفت. پیش‌فروش سکه در قیمت‌های غیرواقعی فشار جدی به ذخایر طلای کشور وارد ساخت و قس علیهذا.

منبع: کانال بازار مسکن

🆔 @jameeno
▫️طرح جلد شماره اخیر نشریه #تایم در پی استعفای قاضی کندی از دیوان عالی آمریکا با عنوان: دادگاه کنونی ترامپ این است

🆔 @jameeno
#رادیوجامعه‌نو

📻قسمت هفتم

▫️ در هفتمین پادکست رادیو جامعه نو به اخبار هفته گذشته از دریچه تحلیل و نقد و نظر پرداخته‌ایم. تحلیلی درباره بازار مسکن، روایتی از وضعیت آب آشامیدنی در آبادان، نگاهی به جایزه اورول و روایت یک شاعر آذربایجانی از جایگاه مرحوم حسن آذربایجان، از مهمترین بخش‌های این رادیوست.
رادیو جامعه نو را که هر جمعه توسط تیم تحریریه جامعه نو و با همکاری #شنوتو تهیه و منتشر می‌شود به دوستان خود معرفی کنید و در این روزهای داغ تیرماه همراه ما باشید تا در جریان تحولات و آن سوی پرده‌ها قرار بگیرید.

https://shenoto.com/podcast/24704
▫️اصغر فرهادی عضو افتخاری هیأت امنا در اکادمی سینمای اسپانیا شد. خبرگزاری گتروپولیس از فرهادی به عنوان کارگردانی با داستانهای ساده و پردازش‌های پیچیده یاد کرده است.
🆔 @jameeno
🔸ترامپ: سازمان تجارت جهانی با هدف سوءاستفاده از آمریکا طراحی شده ‌است

▫️جامعه نو: به گزارش رویترز و به نقل از وبسایت اکسیوس رییس‌جمهور آمریکا بارها به مقامات ارشد کاخ سفید گفته از ایالات متحده می‌خواهد از سازمان تجارت جهانی کناره‌گیری کند. یکی از افراد حاضر در جلسه می‌گوید ترامپ در طول نشست چند بار به مشاوران خود گوشزد کرد: «نمیدانم چرا عضو این سازمان هستیم. این سازمان توسط سایر کشورها و با هدف فشار آوردن به آمریکا بنا شده است». اما به نوشته اکسیوس هرگونه کناره‌گیری از سازمان تجارت جهانی نیازمند اقدامی از سوی کنگره آمریکاست و گویا ترامپ در ترغیب کنگره به انجام این کار ناکام مانده است.
منابع آگاه می‌گویند دولت ترامپ در تلاش خواهد بود تا راهکارهایی برای این منظور بیابد. راهکارهایی که به عقیده مشاوران ترامپ غیرمنصفانه بوده و خارج از چارچوب سازمان جهانی است. کاخ سفید هنوز در این مورد اظهار نظر نکرده است. جمعه گذشته ایالات متحده مخالفت خود با سیستم تجارت جهانی را تشدید کرد و بیان داشت این سازمان که خواستار پیروزی در مناقشات تجاری است، در صورت ادامه مناقشات تا بعد از مهلت ۹۰ روزه، احتمالا وتو می‌شود.

🆔 @jameeno
#الف

♦️خروج از موقعیت آچمز

▫️شورای سردبیری: شب جمعه، در محفلی خانوادگی و مرکب از معمولی‌ترین اقشار، جمع وسیعی از زنان و مردان همه رده‌های سنی واکنش مشابهی نسبت به حرفهای رئیس جمهوری داشتند آنجا که از کار بیشتر و مصرف کمتر برای کمک به کشور حرف می‌زد: "کمتر ببر سوریه، از حزب‌الله بگیر، کمتر در عراق گنبد بارگاه بساز، ما از یمنی‌ها گشنه‌تریم...."

هرچند جمع یادشده نمونه کاملی از اکثریت جامعه ما بود، ولی موید جمع‌بندی‌اش را می‌شد در سیلی از اظهار نظر پیرامون حرفهای روزهای چهار و پنجشنبه رئیس‌جمهوری بخوبی یافت. افکار عمومی بتدریج مخالفت صریحی با نمودهای مشخص سیاست خارجی کشور نشان می‌دهد و از آن مهمتر، سیاست خارجی را در کانون عللی قرارداده که برای توضیح گرفتاری‌های اقتصادی خود جستجو می‌کند. آیا برای حکومت، این پدیده مفیدی می‌تواند باشد؟

در دورانی، حکومت وجود این تلقی را مفید یافته است. از فردای انقلاب، حکومت تا جایی که توانسته همه ناتوانایی‌هایش را به حساب توطئه دشمن گذاشته و البته سالها زیر این اسم هرچه خواسته کرده است. بهانه با برکتی بوده است. هم می‌شده ناکارایی و خطاها را توجیه کرد و هم به کار سرکوب مخالفان می‌آمده است.

اما آشکار است آن دوران سر آمده که هیچ، حکومت به تدریج باید به خاطر سیاست خارجی خود نزد جامعه پاسخگو هم باشد. ظاهرا آن سرکنگبین چنان صفرای مردم را افزایش داده که حالا حتی دزدیده شدن پولشان توسط کلاهبرداران داخلی وابسته به حکومت را با گفتن اینکه "دروغ میگن آمریکاست، دشمن ما همینجاست" اسباب طعنه زدن به حکومتی می‌سازند که ربط دادن مشکلات به آمریکا شگرد همیشگی‌اش بوده است.

اما داستان از ماجرای طلبکاران موسسات کلاهبردار پولی فراتر است. افکار عمومی به صورت بازگشت‌ناپذیری از دستگاه تبلیغاتی و توجیهات معمول دور شده است. پریروز، صدای علی لاریجانی هنگام اصرار بر درستی تحرکات خارجی کشور در جلسه‌ای که البته فضای آن هم کاملاً خودی بود می‌لرزید. شاید در دل می‌گفت اگر از بین جمع یک نفر بپرسد توجیه فعلی حضو پرهزینه ما در سوریه چیست ،چه پاسخی می‌توانم بدهم.

واقعا توجیه قابل قبولی که هم اندازه پرسش‌های صریح و متلکها و طعنه‌های پرمعنای مردم باشد در دسترس حکومت نیست، دولت که جای خود دارد. خودش هم به توجیهات کم‌مایه عدالت‌طلبی و ظلم‌ستیزی به عنوان پایه سیاست خارجی باور ندارد. باور دارد؟ باور ندارد و البته این بی‌باوری می‌تواند مسیر برون‌رفتی از وضعیت کنونی در برابر جمهوری ما قرار دهد و روحانی را از موقعیت آچمز بیرون آورد. او را که اکنون به پیروی از سیاست"سخت‌سری منجر به سازش از روی اجبار" وادار کرده‌اند و دچارلکنت بسیار عمیقی شده است (حرفها و لحن او در پنجشنبه و چهارشنبه) فقط یک چیز به بازی منطقی سیاسی برمی‌گرداند: مخالفت صریح با عملیات و سیاست‌های پرهزینه خارجی و توقف آنها، فارغ از اینکه طبق خواست‌های پومپئو از کار در می‌آید یا نتانیاهو آنها را تائید می‌کند. حرف او درست است که با آمریکا هیچ مذاکره‌ای نکنیم (تا وقتی به برجام برنگشته است) ولی رفتار ما اشتباه خواهد بود که در سیاست خارجی خود خانه‌تکانی نکنیم و بار آن راسبک نسازیم. مقاومت ما در مقابل زورگویی‌های اخیر آمریکا فقط از طریق به خرج‌ دادن درایت در سایر عرصه‌های جهانی منطقی و سازنده است. افسانه نجات محرومین جهان و یا دنیای اسلام توسط ما دیگر در کشور خودمان خریدار ندارد. اگر آنرا دور نیندازیم، بزودی مردم ایران ما را دور می‌اندازند. روحانی به جای دست‌وپا زدن‌های اخیر، باید حکومت را در این باره توجیه کند.

🆔 @jameeno
#الف

🔺عقل و مقاومت

▫️شورای سردبیری: موقعیت خاصی در کشور پیش آمده و پیچیدگی وضعیت چنان است که هیچ موضوعی را نمی‌توان بطور مستقل و مجرد تحلیل کرد. نه ماجرا و زمزمه عدم کفایت را، نه رویدادهای تعیین‌کننده تظاهرات و درگیری‌های اجتماعی را، نه تمرکز یکباره کل آپاراتوس حکومت روی بحران اقتصادی را، و نه شعار تقریبا هرروزه ترجیح داشتن مقاومت به تسلیم را. حالا دیگر همه را باید در ارتباطی ارگانیک با یکدیگر یافت و فهمید. این البته نشانه‌ای از رسیدن به نقطه تلاقی و رویارویی نهایی ذهنیت یک نظام سیاسی با واقعیت بیرونی دنیای پیرامون هم هست: نقطه گسست نظام فکری سیستمها و آشکار شدن عدم تطابق آن با قوانین طبیعی تحول اجتماعی. اینجا جایی است که فرصت‌طلبها بوی حلوا می‌شنوند و محتوای ادبیات و لحن سیاستمداران دلجویانه می‌شود و روشنفکران مستقل بی پروا هشدار می‌دهند، مردم ازهم‌پاشیدگی دستگاه را در عرصه اقتصاد و احتجاج حس می‌کنند و در آخر، بیگانگان مداخله‌جو و نیروهای ضدملی و ماجراجو هم وارد میدان می‌شوند و با گل‌آلود کردن آب، افق دید جامعه را محدود می‌کنند. فعلا، کشور در مسیر فروپاشی است، هرچند از فراز برج عاج تبلیغات حکومت، هنوز هم جمهوری اسلامی در آستانه پرش به سمت کشور پیشرفته خاور میانه است .

ابتدا ببینیم چه خبر است. تقریبا هر روز، مسئولان بالای سه قوه که تا چند ماه پیش کشمکشهای رسانه‌ای تندخویانه داشتند دور هم جمع می‌شوند تا برای بحران اقتصادی فراگیر چاره‌جویی کنند. هرچند گفته نمی‌شود، ولی قاعدتا باید چهل نفری از اقتصاددانان را هم در کنار داشته باشند تا سنگها را از چاه در آورند. در غیر این صورت، مانند آن است که مبارزه با آتش در جنگل را به دست کسانی داده باشیم که نمی‌دانند از کدام جهات باید به آتش حمله کرد. حکومت ابتدا فکر می‌کرد دارد برای مبارزه با فشارهای اقتصادی تازه آمریکا کسب آمادگی می‌کند، حالا درمیابد حتی قبل از روشن شدن شعله‌افکن‌های ترامپ، نقاط مختلف این جنگل دچار آتش‌سوزی‌های وسیع است. رویارویی با همین بحران اقتصادی و اجتماعی علت تصمیمات بی‌منطق و متعارض و عصبی حکومت در ماههای اخیر است. این بحران در حال تعمیق و آتش سوزی در حال گسترش است و نه کنترل. در اندک مدتی حتی تندروهای سیستم به این نتیجه رسیده‌اند که رقابت تخریبی‌شان با دولت روحانی به صلاح حکومت نبوده و باید به آن پایان دهند. به همین علت هوشمندترین آنها دریافته‌اند باید با تقاضای کنار رفتن روحانی مخالفت کنند.

در مورد توضیح و توجیه مواضع خارجی ویرانگر حکومت، وضع در حال تغییر از موضع تهاجمی به دفاعی است. پرسشها و شک جامعه در مورد درستی رفتار سیستم در عرصه خارجی توسط حکومت شنیده و درک شده است. لحن‌ها در این زمینه به دست و پازدن برای پر نمایاندن یک خورجین خالی شباهت یافته است. آخرین شگرد با مضمون تعبیر دعوت به رفتار عاقلانه به تسلیم، و تکرارمقایسه سود و زیان تسلیم و مقاومت گوش شنوایی پیدا نخواهد کرد. در روزهای اخیر، کسی تقاضای تسلیم در برابر ایالات متحده نداشته است و هر آنچه شنیده شده تقاضای رفتار عاقلانه بوده است، حکومت آن را به پیشنهاد تسلیم ترجمه می‌کند چرا که سیستم به ناکارا بودن مواضع خود آگاه است و توان دفاع از آن را ندارد. این ، معادل تغییر محتوایی مواضع آن در آینده است. مانند عرصه اقتصاد، با وخیم شدن اوضاع تصمیم عملیاتی دیر هنگامی اتخاذ خواهد شد که بر اساس تجربه‌ها و سوابق پیشین می‌توان گفت اتفاقا شباهتهایی با تسلیم خواهد داشت .

آخرین عرصه درماندگی حکومت و زمین‌گیر شدنش، روابطش با جامعه است که سرعت تخریب آن بسیارچشمگیر است. مطالبات انباشته ، تواناییها محدود و هدر شده، و روابط عمومی و سرمایه اجتماعی در حضیض است. راس حکومت نیز در ماه‌های اخیر دریافت مخاطب آن مطالبات "خود آقای رئیس‌جمهور" نیست بلکه کل نظام است . باید تغییر موضع میداد و البته این هم دیر هنگام است. پس از مرگ سهراب اعتماد.

علت اینکه همه این موضوعات را باید در کنار یکدیگر دید، فقط نیاز به درک مضمون همسوی آنها نیست، تعیین موضعی که عاقلانه است جامعه و شکل‌دهندگان افکار عمومی داشته باشند نیز نیازمند درک همگونی محتوای روندهای جاری است. هنگامی که سر یک نظام به سنگ می‌خورد، معمولا همانجایی است که گفتیم فرصت‌طلب‌ها بوی حلوا را حس می‌کنند. در چنین مواقعی، روشنفکران دلسوز و اهل عقل، فارغ از هیجانات عمومی توصیه به گسترش گفتگوی خونسردانه، منطقی و شجاعانه درباره بحرانها و راههای حل مشکلات کشور می‌کنند. نخستین گام در این مسیر، درک محتوا و مضمون رخدادها درنقطه‌ای است که در آن ایستاده‌ایم.

🆔 @jameeno
#یادداشت‌منتخب

🔸پدیده‌ی عرفی‌شدن پوشش بانوان طلبه

🖌زهره اسمخانی

🔹 سالیان زیادی است روحانیت با پوششی همچون عبا، قبا، لباده، عمامه و نعلین در بین مردم شناخته شده و این نوع پوشش، معرف روحانیت شده است.در این بین سهم بانوان طلبه از پوششی که معرف اصلی این صنف باشد، طی سال‌های بعد از استقرار رسمی حوزه‌های علمیه خواهران و معرفی صنفی از جنس زنان به‌عنوان طلبه‌ی حوزه‌های علمیه، با سلیقه‌ی صنفی یا شخصی همراه بوده است.
🔹 برخی بر این باورند که بانوان طلبه باید سهمی از شناخته‌شدن در عرصه‌ی اجتماع به‌عنوان یک طلبه داشته باشند و متحدالشکل کردن پوشش بانوان را خواستارند.سلایق شخصی بانوان طلبه سبب شده، تنوع و تکثر پوشش را شاهد باشیم که می‌توان از آن به‌عنوان «پوشش حداقلی و حداکثری» یاد کرد.
🔹 برخی «روبنده»، «پوشیه» و «مقنعه»، برخی روسری تیره و برخی دیگر از روسری روشن و عده‌ای سِت‌کردن آستینچه و روسری را برگزیده‌اند؛ به‌عبارتی شاید بتوان گفت که سیر و روند پوشش بانوان طلبه عرف‌پذیرتر شده است.
🔹 حل این مناقشه که کدام پوشش معرف صنف طلبگی است و کدام پوشش نخواهد بود، سئوالی است که اظهار نظرهای متفاوتی را به همراه داشته است؛ برخی سِت کردن آستینچه و روسری یک بانوی طلبه را لباس شهرت می‌نامند و برخی دیگر سرکردن روسری روشن طلاب را خلاف عادت مشهور طلاب دانسته و عده‌ای می‌گویند کجای دین گفته روسری روشن نپوشید!
🔹 گرچه کارزار امروز در باید و نباید حجاب، حجاب اجباری یا انتخابی است؛ اما این کارزار در بین بانوان طلبه از پوشش حداقلی یا حداکثری حکایت دارد! پوششی که آیا همگرایی با عرف جامعه را به همراه خواهد داشت و یا جامعه را با خود همراه خواهد کرد؟!
آیا روند تحولی پوشش بانوان طلبه، به پوشش حداقلی منجر خواهد شد؟!

http://mobahesat.ir/16400

🆔 @jameeno
🔹مشک خالی و پرهیز آب؟

▫️نرگس جودکی | جامعه نو: خبرهای آبی در این هفته‌ها کم نبوده. بیشتر هم از خوزستان. پرآب‌ترین استان کشور. حاجی‌زاده، مدیرکل مدیریت بحران استانداری خوزستان بعد از انتشار خبر رامهرمز، از خشکسالی امسال گفته که در ٧٠ سال اخیر بی‌سابقه بوده و همین باعث شده تا «کیفیت و کمیت منابع آبی در خوزستان کاهش بسیاری پیدا کند و مشکلات بسیاری را در سطح استان به وجود آورد.»

🔻در Instant View بیشتر بخوانید.

🆔 @jameeno

http://telegra.ph/joudaki-07-01
#الف

🔺شفافیت، افشاگری نیست!

▫️شورای سردبیری: یکی از مشکلات فرهنگی تاریخی ایرانیان ناتوانی آنها در استفاده درست از موقعیت آزادی‌های نسبی بوده است. این روزها برخورد آنها با موضوع شفافیت نیز حاکی از ناتوانی در برداشتهای درست از شفافیت اقتصادی است. دولت کنونی مدتی است مسیر برخی شفاف‌سازی‌ها را به دلایلی در پیش گرفته است و البته این شفاف‌سازی مخالفانی دارد: گروه وسیعی از وابستگان به قدرت مستقر سیاسی، تازه‌تاجرشده‌هایی که متوجه وجود نقبی به خزانه دولت شده و استفاده کرده‌اند، و حتی برخی از بازرگانان سنتی که عادت باستانی پنهانکاری تجاری را در فرهنگ و خون خود دارند از این تحول خوششان نمی‌آید.

اما خطر اصلی که ممکن است روند شفاف‌سازی و تبدیل آن به شیوه مستقر و مستمر و مفید را تهدید کند، از جانب جامعه مخاطبان است. جامعه‌ای که با موضوع تازه شفاف‌سازی روبرو شده وآن را با افشاگری (رویه مرسوم صحنه سیاست در ایران) یکی میداند و تمایزی بین آنها قائل نیست، معمولا با این پدیده به صورت احساساتی و مخرب برخورد می‌کند. مثلا در فهرست منتشرشده واردکنندگان کالا با ارز ارزان دنبال رد پای اصحاب قدرت می‌گردد، و دنبال بررسی ارتباط نوع کالاهای واردشده با رشته فعالیت شرکتها است.

باید توجه داشت که آنچه اکنون می‌توان از این فهرستهای ناکامل و به دلایل سیاسی سانسور شده دریافت موضوع تازه‌ای نیست . عمر آن تقریبا به اندازه عمر جمهوری اسلامی و از زمانی است که ارز دونرخی شد و تخصیص و فروش آن با قیمت پایین یک امتیاز اقتصادی در بر داشت. به عبارت دیگر، ۴۰ سال است، کسانی از رانت نهفته در ارز ارزان برخوردار شده و تفاوت قیمت ارزها را در نهایت به حاشیه سود معمول در تجارت افزوده و ثروتمند شده‌اند. مچ‌گیری‌های فعلی و "یافتم یافتم" هایی مثل اینکه فلان واردکننده برادرزن بهمان آدم است و فلان واردکننده قطعات خودرو کالای نامرتبط با فعالیت خود وارد کرده حاصل ذوق‌زدگی، دربردارنده نوعی پمپاژ هیجان به صفوف عوام، و درنتیجه ایجاد وحشت در بازار و دنیای تجارت است. در شرایط کنونی کشور، این هیجانات مضر به حال منافع ملی است.

بدنه جامعه‌ای که هنوز کارایی و هنر دولتها را در ارزان نگه داشتن دلار میداند و هنگام خرید هر کالایی نوع خارجی آن را ترجیح میدهد، متاسفانه قدرت درک ریشه این نارسایی‌ها را ندارد و فهرست منتشره را لیست نام دزدان و خویشان حکومت می‌داند و به هیجان می‌آید. وظیفه آگاهان و بویژه روزنامه‌نگاران مقابله با برداشتهای اشتباه در این باره است. مثلا هیچ اشکالی در وارد کردن کالای نامرتبط با یک کامیون‌ساز وجود ندارد، وشاید بهتر هم باشد. کامیون‌ساز دارای مشکلات بنیادی تولید در ایران، به احتمال زیاد سود حاصل از واردات کالای خانگی و فروش پررونق آن را به کارخانه پرمشکل خود تزریق می‌کند و کارگران را سرکار نگه میدارد، در حالیکه احتمال بیشتری دارد تاجران بی نام و نشان که سرمایه‌ای مثل کارخانه روی زمین ندارند، سود سرشار واردات کالاهای مصرفی را از کشور خارج کرده و به خرید ویلا در آنسوی آب‌ها اختصاص دهند.

غیر از نکات ظریفی مثل موارد فوق، فعلا کار اصلی ناظران آگاه تمرکز روی ریشه مشکل و ایجاد فشار در افکار عمومی برای اصلاح عملکرد اقتصادی دولت‌هاست نه یافتن نسبت خانوادگی واردکنندگان با مقامات دولتی. به خاطر داشته باشیم از نظر قوانین موجود، هیچ واردکننده‌ای حتی اگر پسر رئیس‌جمهوری یا همسر یک وزیر باشد با وارد کردن هر کالای مجوزداری به اندازه ارزی که دریافت کرده و با ادعای سود معقول و متناسب یا قیمت ارز دریافتی ‌کار غیر قانونی نکرده است. مشکل این است که چرا قیمت ارز پایین نگه داشته شده و ورود هر کالای غیرحیاتی در شرایط بحرانی کشور آزاد است و ... که اینها جرمی متوجه وارد‌کنندگان فرصت‌جو نمی‌کند. به واقع، دولت پذیرفته است با انتشار این فهرستها، نادرستی تصمیمهای چند ماهه گذشته خود را آشکار کند. راستش را بخواهید، ارائه نوعی سرگرمی هم هست برای جامعه و دولت این لیستهای ناکامل را با هدف حاشیه‌ای رندانه هم عرضه کرده است. ناظر روشنفکر، باید روی این جنبه‌ها تمرکز کند.

باید امید داشت پس از فروکش کردن هیجان اولیه، بتوانیم به این پرسشها پاسخ دهیم که چگونه میتوان اراده مقامات سیاسی حکومت و صاحبان قدرت را از تصمیم‌گیری در باره مسائل اقتصادی دور کرد، بخش اقتصاددان دستگاه تصمیم‌ساز اقتصاد را تقویت کرد، و تجارت کشور را از فعالیتی هیجانی و دارای رفتار سینوسی به روند آرام و معقولی که به توسعه خدمت کند تبدیل کرد. ....هنگامی که اینها رخ دهد، امتیاز پنهان و رانت نادیده‌ای در میانه نخواهد بود که وابستگان قدرت سیاسی بر آن چنگ زنند، جامعه همه تجار و دریافت‌کنندگان ارز را دزد بپندارد، و مردم هنوز تمایزی بین شفافیت اقتصاد و افشاگری سیاسی نبینند.

🆔 @jameeno