جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#الف

🔸موتلفه سخنگوی آنها نیست

▫️شورای سردبیری: خدا بخواهد، این نیز میگذرد. همه توفانها یک روز شدت خود را از دست میدهند و میل به آرامش میگیرند، هر چند همیشه وقوع توفان بعدی هم حتمی است. فاصله و پتانسیل توفانها البته رابطه معنی داری با هم ندارند، برخلاف توفانهای اجتماعی که فاصله و پتانسیل آنها رابطه مستقیم دارند. به دلایل مشخص، ازجمله افزایش ناکارایی و فساد حکومتها و توسعه نارضایتی ها و انباشتگی آنها، معمولا توفانهای اجتماعی از نظر فاصله زمانی با یکدیگر به سمت کاهش فاصله میروند و بر عکس، از نظر شدت پتانسیل افزونتری نشان میدهند و اقشار تازه ای را به میدان میاورند. توفان قبلی در اواخر سال گذشته هویت طبقاتی و اجتماعی مشخصی نداشت و به همین دلیل ناراضیانی که حق داشتند از اوضاع ناراضی باشند اما هویت اجتماعی مشخصی پیدا نکردند با القابی ناروا به دل تاریخ بدرقه شدند و کشتگان آنها هم یاد چندانی در جامعه به جا نگذاشته اند. معترضان و اعتصاب کنندگان چند روز اخیر اما هویتی کاملا مشخص داشتند: کسبه بازار ، هرچند تلاش میشود این هویت از آنها سلب شود. "اینطوری" راحت تر میتوان وجود آنها را تکذیب و سرکوبشان کرد. رئیس جمعیت موتلفه که به دلایلی تاریخی سخنگویی و نمایندگی سیاسی بازار تهران را به نام خود سند زده است اعلام میکند بسته شدن تعدادی از مغازه های بازار تهران ارتباطی با بازاریان ندارد. معنای این هویت زدایی، فقط به رودربایستی انداختن بازاریانی نیست که برخلاف اعضای جمعیت فوق دستی تا شانه در ابزار واقعی قدرت ندارند اما معذوریتهایی سنتی آنها را درکنار موتلفه نگه میدارد، بلکه علامت به بخش عظیم غیرموتلفه ای بازار هم هست که بر کنار بماند زیرا " ضامن مومن بودن بازاریان تهران" آنها را تفکیک و لابد اختیار سرکوب را هم تفویض کرده است .

البته در این تفکیک کار درستی کرده اند، زیرا کل بازار تهران دیگر زیر علم موتلفه یا هر نوع جماعتی از این دست نیست. بازار تهران در چند دهه اخیر دچار تحولاتی شده است و حتی از نظر جغرافیایی دیگر جایی بین خیابان مولوی و خیام و پانزده خرداد نیست. بلکه بازار یک ابرشهر، یک متروپولیس عبور کرده از قرن بیست و توزیع شده در میان دهها پاساژ و ساختمان تجاری عظیم در مناطق مرکزی تهران است. کسب وکار آن بر اساس روشهای قدیمی وارتباطات خانوادگی و پیوندهای قومی و محلی نیست، طبق اصول تجارت مدرن و بر مبنای قواعد تجاری بورژوازی مدرن یعنی اصالت منافع فردی در پیوند با منافع صنفی است . از نظر اجتماعی دیگر سنتی نیست و سیاست و کاسبی و دیانت آن پیوند عمیق ندارد که امثال موتلفه یا برخی روحانیون نبض آن را در کف خود بدانند. سیاست برای آن امری عرفی است که ریشه در منافع اقتصادی دارد و نه در ایدئولوژی یا اعتقادات ، و خاستگاه آن اقتصاد است نه باور دینی... نماینده سیاسی این گروه اجتماعی ،هیات موتلفه نیست زیرا نسل بازار تغییر بنیادین کرده است و بنابراین پز حرف زدن از سوی بازار به آن نمی آید. آن نسل، نسل پیشین زیر نفوذ هیات موتلفه، تقریبا در همان سالهای مرحوم حاج حبیب الله به سرای باقی رفته اند.

مغلطه دیگری نیز وجود دارد: یکی گرفتن بازاریان معترض با اخلالگران فضای اقتصاد، برای تسهیل سرکوب تحرک اخیر. تکلیف کیها‌ن و یکی از مقامات ارشد کشوری که معلوم است؛ نشانی اخلالگر اقتصادی و مسببان رسیدن کشور به نقطه بحرانی اقتصاد را میدهند و بعد برای معترضان به نتایج آن اخلالها و فسادها خط و نشان میکشند. اتفاقا، اگر قرار باشد باریک بینی کنیم و بپذیریم بازار ایران برای اعتراض به فساد اقتصادی، ناکارایی حکومت در اقتصاد، اخلال منتهی به بحران در سازوکار اقتصاد و همه کژرویهای اقتصادی اشخاص متظاهر به همراهی با حکومت به میدان آمده است، درواقع به رویارویی تشکلهایی مثل موتلفه آمده است که از فردای پیروزی انقلاب اسلامی با راه انداختن تشکیلاتی مثل سازمان اقتصاد اسلامی، سنگ بنای بازی با پول و نزول خواری شرعی منتهی به تخریب همه بنیانهای مستقر اقتصادی کشور را کار گذاشتند. حق اعتراض به آن میراث و آنچه اکنون با آن روبرئیم متعلق است به کسبه پاساژها و ساختمانهای تجاری و راسته های بازار، هرچند نسل تازه آنها تیشرت میپوشد و تسبیح از دست انداخته است. به هرحال ،موتلفه سخنگوی آنها نیست.

🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان

🔸دلار تا کجا بالا می‌رود؟

🖋صادق‌ الحسینی

در این یادداشت سعی می‌کنم به چند سوال پرتکرار درباره بحران ارزی، سیاست‌های ما و آینده حرکت نرخ‌های ارز پاسخ بدهم.

1️⃣ سوال اول: بهترین سیاست ارزی در شرایط بحرانی فعلی چیست؟
پاسخ: بهترین سیاست، سپردن قیمت ارز به بازار و عدم تخصیص هرگونه یارانه ارزی است. برای کمک به اقشار ضعیف می‌توان یارانه ریالی پرداخت کرد. این یارانه می‌تواند در قالب سبد کالا و محدودیت خرید برخی کالاهای خاص که حداقلی از پروتئین، ویتامین و ... را تامین کند، پرداخت شود. کمبود اصلی در بحران فعلی، کمبود ارز است و بهتر است قیمت آن کاملا واقعی باشد تا مکانیسم قیمت‌ها خودش سبب کاهش تقاضای ارز و جایگزین شدن کالاهای خارجی با کالاهای واقعی شود. الانه دیگر این استدلال که واقعی شدن نرخ ارز تورم ایجاد می‌کند، صحیح نیست. چرا که ارز در بازار سیاه به 9 هزار تومان هم رسید و تمام کالاها (چه کالاهایی که یارانه ارزی می‌گرفتند و چه غیر آن) خود را با نرخ 9 هزار تومانی تعدیل کرده‌اند و اثر تورمی‌اش را گذاشته است. پس حالا که چوبش را خورده‌ایم پیاز را هم نخوریم!

2️⃣ سوال دوم: راه‌حلی خوبی (نه بهترین راه) که دولت انگیزه بیشتری برای اجرای آن داشته باشد، کدام است؟
پاسخ: اگر دولت اصرار داشته باشد که یارانه ارزی بدهد، یعنی 4200 تومان را حفظ کند می‌توان طرحی داشت که طی آن 1) 4200 تومن فقط به 10 الی 15 میلیارد دلار واردات اساسی نظیر سویا، ذرت، کنجاله و... داده شود 2) قیمت مابقی ارز مورد نیاز در بازار آزاد تعیین شود 3) واردکنندگان با ارز 4200 تومانی صرفا باید به عنوان حق‌العمل کار دولت عمل کنند و مکانیسم توزیع کالا کاملا در اختیار خود دولت باشد تا سوبسید ارزی به مصرف‌کننده نهایی منتقل شود 4) پیمان سپاری ارزی به منظور جلوگیری از خروج سرمایه اجرا شود. هرچند با قیمت‌های بالای ارز، انگیزه خروج ارز از کشور به شدت کاهش خواهد یافت.

3️⃣ سوال سوم (که پرتکرارترین سوالی است که پرسیده می‌شود): نرخ ارز تا کجا افزایش می‌یابد؟
پاسخ: مدل‌های مختلف اقتصادی نشان می‌دهد که نرخ واقعی دلار که با تورم داخلی و خارجی در بازه‌های زمانی مختلف تعدیل شده باشد حدود 6000 الی 7000 تومان است. پس اگر دولت بازار را آزاد بگذارد نرخ به این محدوده بازخواهد گشت. بنابراین کسانی که دلار و سایر ارزها را خریده‌اند ضرر خواهند کرد.

4️⃣ سوال چهارم: چرا نرخ ارز بیش از نرخ واقعی افزایش یافته است؟
پاسخ: نرخ ارز در میان‌مدت و بلندمدت صرفا براساس فاکتورهای اقتصادی تعیین می‌شود. اما نرخ در کوتاه‌مدت صرفا تحت تاثیر فاکتورهای اقتصادی نیست و عوامل سیاسی، ریسک‌ها و یا سیاست‌های مختلف دولت می‌تواند نرخی بالاتر یا پایین‌تر از نرخ واقعی را رقم بزند. یکی از عوامل اصلی افزایش شدید نرخ دلار، سیاست ممنوعیت خرید و فروش دلار در بازار آزاد بود که باعث شکل‌گیری بازار سیاه شد، صادرکنندگان را ترغیب به نگهداشتن ارزشان در خارج و مردم را تشنه دلار کرد. اگر این سیاست غلط لغو شود یک تعدیل جدی در دلار خواهیم داشت. همانگونه که نسیم کاهش شدت آن باعث افت شدید دلار در دو روز گذشته شد.

5️⃣ سوال: عامل اصلی جهش نرخ ارز چه بود؟
پاسخ: چیزی که ماشه افزایش را کشید، شوکی بود که آمریکا به کانال‌های انتقال ارزی ما در خارج از کشور وارد کرد. اما پتانسیل افزایش نرخ به دلیل سرکوب نرخ ارز در 5 سال گذشته کاملا وجود داشت. به همین دلیل چند سال است مداوم می‌گویم و می‌نویسم که حتما باید نرخ ارز را افزایش دهیم. تنها در صورت واقعی بودن نرخ می‌توان در شرایط بحرانی از آن دفاع کرد، در غیر این صورت امکان دفاع از بین می‌رود. فشرده شدن فنر نرخ ارز، امکانی را برای آمریکایی‌ها ایجاد کرد تا بتوانند بدون هیچ اقدامی و صرفا با تهدید، نرخ برابری دلار به ریال را در عرض 2 ماه تا 200 درصد افزایش دهند! این افزایش شدید و بی‌حساب، آمریکایی ها را نسبت به تاثیرگذاری فشارهایشان مطمئن، مردم ایران را نگران و مسئولین را دستپاچه کرد. خوشحالی مقامات آمریکا باعث شد آنها نسبت به برآورد کارایی اقدماتشان دچار اشتباه شوند! نگرانی مردم باعث شد تا به بازار دارایی‌های مختلف از جمله دلار و طلا هجوم ببرند. از همه بدتر، دستپاچگی مسئولین سبب شد تا تصمیمات اشتباه بگیرند. با تک‌نرخی کردن دلار در 4200 تومان منابع ارزی ارزشمند کشور را هدر و فساد را توسعه دادیم. همچنین کلیه کالاهایی که با این نرخ‌ها وارد شد هم در بازار به قیمت آزاد فروخته شد و رانت آن به جای خزانه دولت به جیب عده‌ای خاص رفت. پیش‌فروش سکه در قیمت‌های غیرواقعی فشار جدی به ذخایر طلای کشور وارد ساخت و قس علیهذا.

منبع: کانال بازار مسکن

🆔 @jameeno
▫️طرح جلد شماره اخیر نشریه #تایم در پی استعفای قاضی کندی از دیوان عالی آمریکا با عنوان: دادگاه کنونی ترامپ این است

🆔 @jameeno
#رادیوجامعه‌نو

📻قسمت هفتم

▫️ در هفتمین پادکست رادیو جامعه نو به اخبار هفته گذشته از دریچه تحلیل و نقد و نظر پرداخته‌ایم. تحلیلی درباره بازار مسکن، روایتی از وضعیت آب آشامیدنی در آبادان، نگاهی به جایزه اورول و روایت یک شاعر آذربایجانی از جایگاه مرحوم حسن آذربایجان، از مهمترین بخش‌های این رادیوست.
رادیو جامعه نو را که هر جمعه توسط تیم تحریریه جامعه نو و با همکاری #شنوتو تهیه و منتشر می‌شود به دوستان خود معرفی کنید و در این روزهای داغ تیرماه همراه ما باشید تا در جریان تحولات و آن سوی پرده‌ها قرار بگیرید.

https://shenoto.com/podcast/24704
▫️اصغر فرهادی عضو افتخاری هیأت امنا در اکادمی سینمای اسپانیا شد. خبرگزاری گتروپولیس از فرهادی به عنوان کارگردانی با داستانهای ساده و پردازش‌های پیچیده یاد کرده است.
🆔 @jameeno
🔸ترامپ: سازمان تجارت جهانی با هدف سوءاستفاده از آمریکا طراحی شده ‌است

▫️جامعه نو: به گزارش رویترز و به نقل از وبسایت اکسیوس رییس‌جمهور آمریکا بارها به مقامات ارشد کاخ سفید گفته از ایالات متحده می‌خواهد از سازمان تجارت جهانی کناره‌گیری کند. یکی از افراد حاضر در جلسه می‌گوید ترامپ در طول نشست چند بار به مشاوران خود گوشزد کرد: «نمیدانم چرا عضو این سازمان هستیم. این سازمان توسط سایر کشورها و با هدف فشار آوردن به آمریکا بنا شده است». اما به نوشته اکسیوس هرگونه کناره‌گیری از سازمان تجارت جهانی نیازمند اقدامی از سوی کنگره آمریکاست و گویا ترامپ در ترغیب کنگره به انجام این کار ناکام مانده است.
منابع آگاه می‌گویند دولت ترامپ در تلاش خواهد بود تا راهکارهایی برای این منظور بیابد. راهکارهایی که به عقیده مشاوران ترامپ غیرمنصفانه بوده و خارج از چارچوب سازمان جهانی است. کاخ سفید هنوز در این مورد اظهار نظر نکرده است. جمعه گذشته ایالات متحده مخالفت خود با سیستم تجارت جهانی را تشدید کرد و بیان داشت این سازمان که خواستار پیروزی در مناقشات تجاری است، در صورت ادامه مناقشات تا بعد از مهلت ۹۰ روزه، احتمالا وتو می‌شود.

🆔 @jameeno
#الف

♦️خروج از موقعیت آچمز

▫️شورای سردبیری: شب جمعه، در محفلی خانوادگی و مرکب از معمولی‌ترین اقشار، جمع وسیعی از زنان و مردان همه رده‌های سنی واکنش مشابهی نسبت به حرفهای رئیس جمهوری داشتند آنجا که از کار بیشتر و مصرف کمتر برای کمک به کشور حرف می‌زد: "کمتر ببر سوریه، از حزب‌الله بگیر، کمتر در عراق گنبد بارگاه بساز، ما از یمنی‌ها گشنه‌تریم...."

هرچند جمع یادشده نمونه کاملی از اکثریت جامعه ما بود، ولی موید جمع‌بندی‌اش را می‌شد در سیلی از اظهار نظر پیرامون حرفهای روزهای چهار و پنجشنبه رئیس‌جمهوری بخوبی یافت. افکار عمومی بتدریج مخالفت صریحی با نمودهای مشخص سیاست خارجی کشور نشان می‌دهد و از آن مهمتر، سیاست خارجی را در کانون عللی قرارداده که برای توضیح گرفتاری‌های اقتصادی خود جستجو می‌کند. آیا برای حکومت، این پدیده مفیدی می‌تواند باشد؟

در دورانی، حکومت وجود این تلقی را مفید یافته است. از فردای انقلاب، حکومت تا جایی که توانسته همه ناتوانایی‌هایش را به حساب توطئه دشمن گذاشته و البته سالها زیر این اسم هرچه خواسته کرده است. بهانه با برکتی بوده است. هم می‌شده ناکارایی و خطاها را توجیه کرد و هم به کار سرکوب مخالفان می‌آمده است.

اما آشکار است آن دوران سر آمده که هیچ، حکومت به تدریج باید به خاطر سیاست خارجی خود نزد جامعه پاسخگو هم باشد. ظاهرا آن سرکنگبین چنان صفرای مردم را افزایش داده که حالا حتی دزدیده شدن پولشان توسط کلاهبرداران داخلی وابسته به حکومت را با گفتن اینکه "دروغ میگن آمریکاست، دشمن ما همینجاست" اسباب طعنه زدن به حکومتی می‌سازند که ربط دادن مشکلات به آمریکا شگرد همیشگی‌اش بوده است.

اما داستان از ماجرای طلبکاران موسسات کلاهبردار پولی فراتر است. افکار عمومی به صورت بازگشت‌ناپذیری از دستگاه تبلیغاتی و توجیهات معمول دور شده است. پریروز، صدای علی لاریجانی هنگام اصرار بر درستی تحرکات خارجی کشور در جلسه‌ای که البته فضای آن هم کاملاً خودی بود می‌لرزید. شاید در دل می‌گفت اگر از بین جمع یک نفر بپرسد توجیه فعلی حضو پرهزینه ما در سوریه چیست ،چه پاسخی می‌توانم بدهم.

واقعا توجیه قابل قبولی که هم اندازه پرسش‌های صریح و متلکها و طعنه‌های پرمعنای مردم باشد در دسترس حکومت نیست، دولت که جای خود دارد. خودش هم به توجیهات کم‌مایه عدالت‌طلبی و ظلم‌ستیزی به عنوان پایه سیاست خارجی باور ندارد. باور دارد؟ باور ندارد و البته این بی‌باوری می‌تواند مسیر برون‌رفتی از وضعیت کنونی در برابر جمهوری ما قرار دهد و روحانی را از موقعیت آچمز بیرون آورد. او را که اکنون به پیروی از سیاست"سخت‌سری منجر به سازش از روی اجبار" وادار کرده‌اند و دچارلکنت بسیار عمیقی شده است (حرفها و لحن او در پنجشنبه و چهارشنبه) فقط یک چیز به بازی منطقی سیاسی برمی‌گرداند: مخالفت صریح با عملیات و سیاست‌های پرهزینه خارجی و توقف آنها، فارغ از اینکه طبق خواست‌های پومپئو از کار در می‌آید یا نتانیاهو آنها را تائید می‌کند. حرف او درست است که با آمریکا هیچ مذاکره‌ای نکنیم (تا وقتی به برجام برنگشته است) ولی رفتار ما اشتباه خواهد بود که در سیاست خارجی خود خانه‌تکانی نکنیم و بار آن راسبک نسازیم. مقاومت ما در مقابل زورگویی‌های اخیر آمریکا فقط از طریق به خرج‌ دادن درایت در سایر عرصه‌های جهانی منطقی و سازنده است. افسانه نجات محرومین جهان و یا دنیای اسلام توسط ما دیگر در کشور خودمان خریدار ندارد. اگر آنرا دور نیندازیم، بزودی مردم ایران ما را دور می‌اندازند. روحانی به جای دست‌وپا زدن‌های اخیر، باید حکومت را در این باره توجیه کند.

🆔 @jameeno
#الف

🔺عقل و مقاومت

▫️شورای سردبیری: موقعیت خاصی در کشور پیش آمده و پیچیدگی وضعیت چنان است که هیچ موضوعی را نمی‌توان بطور مستقل و مجرد تحلیل کرد. نه ماجرا و زمزمه عدم کفایت را، نه رویدادهای تعیین‌کننده تظاهرات و درگیری‌های اجتماعی را، نه تمرکز یکباره کل آپاراتوس حکومت روی بحران اقتصادی را، و نه شعار تقریبا هرروزه ترجیح داشتن مقاومت به تسلیم را. حالا دیگر همه را باید در ارتباطی ارگانیک با یکدیگر یافت و فهمید. این البته نشانه‌ای از رسیدن به نقطه تلاقی و رویارویی نهایی ذهنیت یک نظام سیاسی با واقعیت بیرونی دنیای پیرامون هم هست: نقطه گسست نظام فکری سیستمها و آشکار شدن عدم تطابق آن با قوانین طبیعی تحول اجتماعی. اینجا جایی است که فرصت‌طلبها بوی حلوا می‌شنوند و محتوای ادبیات و لحن سیاستمداران دلجویانه می‌شود و روشنفکران مستقل بی پروا هشدار می‌دهند، مردم ازهم‌پاشیدگی دستگاه را در عرصه اقتصاد و احتجاج حس می‌کنند و در آخر، بیگانگان مداخله‌جو و نیروهای ضدملی و ماجراجو هم وارد میدان می‌شوند و با گل‌آلود کردن آب، افق دید جامعه را محدود می‌کنند. فعلا، کشور در مسیر فروپاشی است، هرچند از فراز برج عاج تبلیغات حکومت، هنوز هم جمهوری اسلامی در آستانه پرش به سمت کشور پیشرفته خاور میانه است .

ابتدا ببینیم چه خبر است. تقریبا هر روز، مسئولان بالای سه قوه که تا چند ماه پیش کشمکشهای رسانه‌ای تندخویانه داشتند دور هم جمع می‌شوند تا برای بحران اقتصادی فراگیر چاره‌جویی کنند. هرچند گفته نمی‌شود، ولی قاعدتا باید چهل نفری از اقتصاددانان را هم در کنار داشته باشند تا سنگها را از چاه در آورند. در غیر این صورت، مانند آن است که مبارزه با آتش در جنگل را به دست کسانی داده باشیم که نمی‌دانند از کدام جهات باید به آتش حمله کرد. حکومت ابتدا فکر می‌کرد دارد برای مبارزه با فشارهای اقتصادی تازه آمریکا کسب آمادگی می‌کند، حالا درمیابد حتی قبل از روشن شدن شعله‌افکن‌های ترامپ، نقاط مختلف این جنگل دچار آتش‌سوزی‌های وسیع است. رویارویی با همین بحران اقتصادی و اجتماعی علت تصمیمات بی‌منطق و متعارض و عصبی حکومت در ماههای اخیر است. این بحران در حال تعمیق و آتش سوزی در حال گسترش است و نه کنترل. در اندک مدتی حتی تندروهای سیستم به این نتیجه رسیده‌اند که رقابت تخریبی‌شان با دولت روحانی به صلاح حکومت نبوده و باید به آن پایان دهند. به همین علت هوشمندترین آنها دریافته‌اند باید با تقاضای کنار رفتن روحانی مخالفت کنند.

در مورد توضیح و توجیه مواضع خارجی ویرانگر حکومت، وضع در حال تغییر از موضع تهاجمی به دفاعی است. پرسشها و شک جامعه در مورد درستی رفتار سیستم در عرصه خارجی توسط حکومت شنیده و درک شده است. لحن‌ها در این زمینه به دست و پازدن برای پر نمایاندن یک خورجین خالی شباهت یافته است. آخرین شگرد با مضمون تعبیر دعوت به رفتار عاقلانه به تسلیم، و تکرارمقایسه سود و زیان تسلیم و مقاومت گوش شنوایی پیدا نخواهد کرد. در روزهای اخیر، کسی تقاضای تسلیم در برابر ایالات متحده نداشته است و هر آنچه شنیده شده تقاضای رفتار عاقلانه بوده است، حکومت آن را به پیشنهاد تسلیم ترجمه می‌کند چرا که سیستم به ناکارا بودن مواضع خود آگاه است و توان دفاع از آن را ندارد. این ، معادل تغییر محتوایی مواضع آن در آینده است. مانند عرصه اقتصاد، با وخیم شدن اوضاع تصمیم عملیاتی دیر هنگامی اتخاذ خواهد شد که بر اساس تجربه‌ها و سوابق پیشین می‌توان گفت اتفاقا شباهتهایی با تسلیم خواهد داشت .

آخرین عرصه درماندگی حکومت و زمین‌گیر شدنش، روابطش با جامعه است که سرعت تخریب آن بسیارچشمگیر است. مطالبات انباشته ، تواناییها محدود و هدر شده، و روابط عمومی و سرمایه اجتماعی در حضیض است. راس حکومت نیز در ماه‌های اخیر دریافت مخاطب آن مطالبات "خود آقای رئیس‌جمهور" نیست بلکه کل نظام است . باید تغییر موضع میداد و البته این هم دیر هنگام است. پس از مرگ سهراب اعتماد.

علت اینکه همه این موضوعات را باید در کنار یکدیگر دید، فقط نیاز به درک مضمون همسوی آنها نیست، تعیین موضعی که عاقلانه است جامعه و شکل‌دهندگان افکار عمومی داشته باشند نیز نیازمند درک همگونی محتوای روندهای جاری است. هنگامی که سر یک نظام به سنگ می‌خورد، معمولا همانجایی است که گفتیم فرصت‌طلب‌ها بوی حلوا را حس می‌کنند. در چنین مواقعی، روشنفکران دلسوز و اهل عقل، فارغ از هیجانات عمومی توصیه به گسترش گفتگوی خونسردانه، منطقی و شجاعانه درباره بحرانها و راههای حل مشکلات کشور می‌کنند. نخستین گام در این مسیر، درک محتوا و مضمون رخدادها درنقطه‌ای است که در آن ایستاده‌ایم.

🆔 @jameeno
#یادداشت‌منتخب

🔸پدیده‌ی عرفی‌شدن پوشش بانوان طلبه

🖌زهره اسمخانی

🔹 سالیان زیادی است روحانیت با پوششی همچون عبا، قبا، لباده، عمامه و نعلین در بین مردم شناخته شده و این نوع پوشش، معرف روحانیت شده است.در این بین سهم بانوان طلبه از پوششی که معرف اصلی این صنف باشد، طی سال‌های بعد از استقرار رسمی حوزه‌های علمیه خواهران و معرفی صنفی از جنس زنان به‌عنوان طلبه‌ی حوزه‌های علمیه، با سلیقه‌ی صنفی یا شخصی همراه بوده است.
🔹 برخی بر این باورند که بانوان طلبه باید سهمی از شناخته‌شدن در عرصه‌ی اجتماع به‌عنوان یک طلبه داشته باشند و متحدالشکل کردن پوشش بانوان را خواستارند.سلایق شخصی بانوان طلبه سبب شده، تنوع و تکثر پوشش را شاهد باشیم که می‌توان از آن به‌عنوان «پوشش حداقلی و حداکثری» یاد کرد.
🔹 برخی «روبنده»، «پوشیه» و «مقنعه»، برخی روسری تیره و برخی دیگر از روسری روشن و عده‌ای سِت‌کردن آستینچه و روسری را برگزیده‌اند؛ به‌عبارتی شاید بتوان گفت که سیر و روند پوشش بانوان طلبه عرف‌پذیرتر شده است.
🔹 حل این مناقشه که کدام پوشش معرف صنف طلبگی است و کدام پوشش نخواهد بود، سئوالی است که اظهار نظرهای متفاوتی را به همراه داشته است؛ برخی سِت کردن آستینچه و روسری یک بانوی طلبه را لباس شهرت می‌نامند و برخی دیگر سرکردن روسری روشن طلاب را خلاف عادت مشهور طلاب دانسته و عده‌ای می‌گویند کجای دین گفته روسری روشن نپوشید!
🔹 گرچه کارزار امروز در باید و نباید حجاب، حجاب اجباری یا انتخابی است؛ اما این کارزار در بین بانوان طلبه از پوشش حداقلی یا حداکثری حکایت دارد! پوششی که آیا همگرایی با عرف جامعه را به همراه خواهد داشت و یا جامعه را با خود همراه خواهد کرد؟!
آیا روند تحولی پوشش بانوان طلبه، به پوشش حداقلی منجر خواهد شد؟!

http://mobahesat.ir/16400

🆔 @jameeno
🔹مشک خالی و پرهیز آب؟

▫️نرگس جودکی | جامعه نو: خبرهای آبی در این هفته‌ها کم نبوده. بیشتر هم از خوزستان. پرآب‌ترین استان کشور. حاجی‌زاده، مدیرکل مدیریت بحران استانداری خوزستان بعد از انتشار خبر رامهرمز، از خشکسالی امسال گفته که در ٧٠ سال اخیر بی‌سابقه بوده و همین باعث شده تا «کیفیت و کمیت منابع آبی در خوزستان کاهش بسیاری پیدا کند و مشکلات بسیاری را در سطح استان به وجود آورد.»

🔻در Instant View بیشتر بخوانید.

🆔 @jameeno

http://telegra.ph/joudaki-07-01
#الف

🔺شفافیت، افشاگری نیست!

▫️شورای سردبیری: یکی از مشکلات فرهنگی تاریخی ایرانیان ناتوانی آنها در استفاده درست از موقعیت آزادی‌های نسبی بوده است. این روزها برخورد آنها با موضوع شفافیت نیز حاکی از ناتوانی در برداشتهای درست از شفافیت اقتصادی است. دولت کنونی مدتی است مسیر برخی شفاف‌سازی‌ها را به دلایلی در پیش گرفته است و البته این شفاف‌سازی مخالفانی دارد: گروه وسیعی از وابستگان به قدرت مستقر سیاسی، تازه‌تاجرشده‌هایی که متوجه وجود نقبی به خزانه دولت شده و استفاده کرده‌اند، و حتی برخی از بازرگانان سنتی که عادت باستانی پنهانکاری تجاری را در فرهنگ و خون خود دارند از این تحول خوششان نمی‌آید.

اما خطر اصلی که ممکن است روند شفاف‌سازی و تبدیل آن به شیوه مستقر و مستمر و مفید را تهدید کند، از جانب جامعه مخاطبان است. جامعه‌ای که با موضوع تازه شفاف‌سازی روبرو شده وآن را با افشاگری (رویه مرسوم صحنه سیاست در ایران) یکی میداند و تمایزی بین آنها قائل نیست، معمولا با این پدیده به صورت احساساتی و مخرب برخورد می‌کند. مثلا در فهرست منتشرشده واردکنندگان کالا با ارز ارزان دنبال رد پای اصحاب قدرت می‌گردد، و دنبال بررسی ارتباط نوع کالاهای واردشده با رشته فعالیت شرکتها است.

باید توجه داشت که آنچه اکنون می‌توان از این فهرستهای ناکامل و به دلایل سیاسی سانسور شده دریافت موضوع تازه‌ای نیست . عمر آن تقریبا به اندازه عمر جمهوری اسلامی و از زمانی است که ارز دونرخی شد و تخصیص و فروش آن با قیمت پایین یک امتیاز اقتصادی در بر داشت. به عبارت دیگر، ۴۰ سال است، کسانی از رانت نهفته در ارز ارزان برخوردار شده و تفاوت قیمت ارزها را در نهایت به حاشیه سود معمول در تجارت افزوده و ثروتمند شده‌اند. مچ‌گیری‌های فعلی و "یافتم یافتم" هایی مثل اینکه فلان واردکننده برادرزن بهمان آدم است و فلان واردکننده قطعات خودرو کالای نامرتبط با فعالیت خود وارد کرده حاصل ذوق‌زدگی، دربردارنده نوعی پمپاژ هیجان به صفوف عوام، و درنتیجه ایجاد وحشت در بازار و دنیای تجارت است. در شرایط کنونی کشور، این هیجانات مضر به حال منافع ملی است.

بدنه جامعه‌ای که هنوز کارایی و هنر دولتها را در ارزان نگه داشتن دلار میداند و هنگام خرید هر کالایی نوع خارجی آن را ترجیح میدهد، متاسفانه قدرت درک ریشه این نارسایی‌ها را ندارد و فهرست منتشره را لیست نام دزدان و خویشان حکومت می‌داند و به هیجان می‌آید. وظیفه آگاهان و بویژه روزنامه‌نگاران مقابله با برداشتهای اشتباه در این باره است. مثلا هیچ اشکالی در وارد کردن کالای نامرتبط با یک کامیون‌ساز وجود ندارد، وشاید بهتر هم باشد. کامیون‌ساز دارای مشکلات بنیادی تولید در ایران، به احتمال زیاد سود حاصل از واردات کالای خانگی و فروش پررونق آن را به کارخانه پرمشکل خود تزریق می‌کند و کارگران را سرکار نگه میدارد، در حالیکه احتمال بیشتری دارد تاجران بی نام و نشان که سرمایه‌ای مثل کارخانه روی زمین ندارند، سود سرشار واردات کالاهای مصرفی را از کشور خارج کرده و به خرید ویلا در آنسوی آب‌ها اختصاص دهند.

غیر از نکات ظریفی مثل موارد فوق، فعلا کار اصلی ناظران آگاه تمرکز روی ریشه مشکل و ایجاد فشار در افکار عمومی برای اصلاح عملکرد اقتصادی دولت‌هاست نه یافتن نسبت خانوادگی واردکنندگان با مقامات دولتی. به خاطر داشته باشیم از نظر قوانین موجود، هیچ واردکننده‌ای حتی اگر پسر رئیس‌جمهوری یا همسر یک وزیر باشد با وارد کردن هر کالای مجوزداری به اندازه ارزی که دریافت کرده و با ادعای سود معقول و متناسب یا قیمت ارز دریافتی ‌کار غیر قانونی نکرده است. مشکل این است که چرا قیمت ارز پایین نگه داشته شده و ورود هر کالای غیرحیاتی در شرایط بحرانی کشور آزاد است و ... که اینها جرمی متوجه وارد‌کنندگان فرصت‌جو نمی‌کند. به واقع، دولت پذیرفته است با انتشار این فهرستها، نادرستی تصمیمهای چند ماهه گذشته خود را آشکار کند. راستش را بخواهید، ارائه نوعی سرگرمی هم هست برای جامعه و دولت این لیستهای ناکامل را با هدف حاشیه‌ای رندانه هم عرضه کرده است. ناظر روشنفکر، باید روی این جنبه‌ها تمرکز کند.

باید امید داشت پس از فروکش کردن هیجان اولیه، بتوانیم به این پرسشها پاسخ دهیم که چگونه میتوان اراده مقامات سیاسی حکومت و صاحبان قدرت را از تصمیم‌گیری در باره مسائل اقتصادی دور کرد، بخش اقتصاددان دستگاه تصمیم‌ساز اقتصاد را تقویت کرد، و تجارت کشور را از فعالیتی هیجانی و دارای رفتار سینوسی به روند آرام و معقولی که به توسعه خدمت کند تبدیل کرد. ....هنگامی که اینها رخ دهد، امتیاز پنهان و رانت نادیده‌ای در میانه نخواهد بود که وابستگان قدرت سیاسی بر آن چنگ زنند، جامعه همه تجار و دریافت‌کنندگان ارز را دزد بپندارد، و مردم هنوز تمایزی بین شفافیت اقتصاد و افشاگری سیاسی نبینند.

🆔 @jameeno


🔹رشد نرخ سود بانکی: سیاستی شاید غلط

▫️علی محسنی | جامعه نو: بیش از شش ماه است که بازار ارز ملتهب است و هر گونه توقف رشد قیمت ها در این بازار، تنها رخدادی کوتاه مدت بوده است. برخی از این توقف ها مرتبط با اقدامات ضربتی دولت بوده که البته تا این لحظه، موفقیتی در ثبات بخشی به بازار نداشته است. دولت در زمستان گذشته و در واکنش به رشد نرخ ارز به پیش فروش سکه طلا روی آورد و گواهی سپرده بانکی با نرخ ۲۰ درصد منتشر کرد. این دو سیاست و سیاست تک نرخی کردن دلار در ۴۲۰۰ تومان در فروردین ماه، هیچ یک راه به جایی نبردند. تفاوت میان این سیاست ها اما آن جا بود که برخورد دستوری با بازارهای ارز و سکه طلا مورد تایید کارشناسان اقتصادی نبود اما رشد نرخ بهره بانکی راهکاری شناخته شده برای کاهش سطح نقدینگی جامعه و کنترل بازارهای تورمی است.
سیاست دولت در افزایش نرخ سود بانکی گرچه پیش از این موفقیتی نداشت اما بار دیگر زمزمه هایی مبنی بر رشد این نرخ منتشر شده تا بتواند به عنوان یکی از سیاست های کنونی، رشد نرخ ارز را در اوایل تابستان متوقف کند. به نظر می رسد این راهکار می تواند مورد توجه برخی محافل کارشناسی نیز باشد اما می توان ملاحظاتی را مطرح کرد که اجرای این سیاست را با آثاری منفی همراه می کند:
۱- بازار سهام عقب ماندگی آشکاری در مقایسه با بازارهای ارز، طلا و مسکن در شرایط کنونی دارد و به دو علت «رشد سودآوری صنایع بزرگ نفتی و فلزی» و «رشد ارزش جایگزینی صنایع» از افزایش اخیر قیمت ارز منتفع می شود. هرگونه رشد نرخ سود بانکی که ماهیتی نسبتا بدون ریسک دارد، جذب نقدینگی به بازار پر ریسک بورس را مختل می کند و نقش موثری که این بازار قادر در شرایط کنونی ایفاء کند، را کم رنگ می کند.
۲- کارشناسان اقتصادی بر این نکته اتفاق نظر حداکثری دارند که فنر فشرده نرخ ارز با افزایش سه برابری حجم نقدینگی در ۵ سال اخیر، رها شد. خلق نقدینگی عمدتا حاصل دو رویداد «کسری بودجه دولت» و «وضعیت ناتراز منابع و مصارف در نظام بانکی» بود. این دو رویداد کماکان به قوت خود باقی است و افزایش نرخ سود بانکی دوباره به افزایش سرعت خلق نقدینگی می انجامد. حتی با فرض توقف رشد نرخ ارز، خلق نقدینگی در آینده روند رشد این نرخ را تکرار خواهد کرد به خصوص آن که تصور نمی رود نرخ رشد اقتصادی در سال های پیش رو با جهشی جدی روبرو شود.
۳- نظام بانکی با رشد نرخ بهره، می باید سود بیشتری به سپرده ها بدهد اما قادر نیست در شرایط اقتصادی کنونی و با مضیقه منابع در دسترس خود، بازدهی متناسبی تولید کند. نبود تناسب میان سود سپرده ها و سود واقعی تسهیلات بانکی، استقراض بیشتر از بانک مرکزی و مسابقه جذب بیشتر سپرده ها را ایجاد می کند و باز هم بانک ها را در زیان دهی بیشتر فرو خواهد برد.
۴- مجموعه تحولات نظام بانکی در سال های اخیر که اوج آن در ورشکستگی موسسات اعتباری غیرمجاز تبلور یافت، بی اعتمادی جامعه به بازار به ظاهر بدون ریسک بانکی را موجب شد. جامعه هم اکنون نیز با این بی اعتمادی همراه است و چندان مایل نیست دارایی های امنی چون ارز و سکه را به ریال تبدیل کند و در بانک‌ها سپرده گذاری کند. رشد نرخ بهره بانکی تنها شاید به سود آن ها باشد که در نیم سال ملتهب اخیر نیز نقدینگی خود را از بانک ها خارج نکرده اند.
مجموعه این ملاحظات می تواند مورد توجه شورای پول و اعتبار قرار گیرد و راهکارهای دیگری جز افزایش نرخ سود بانکی را برای آرامش بخشی به بازارهای ارز و طلا مورد توجه قرار دهد. ضمن آن که باید امیدوار بود شرایط، اجازه اصلاح نظام بانکی را بدهد تا مشکلات آن کماکان به زیان ثبات اقتصاد کلان تمام نشود.

🆔 @jameeno
#الف

🔺ایران به فلسطینی‌ها کمک می‌کند؟

▫️شورای سردبیری: سخنگوی فتح، جنبش قدیمی و فلسطینی که اکنون حکومت نصفه‌نیمه فلسطینی‌ها را در کرانه غربی مدیریت می‌کند، در گفتگو با الدستور این را که ایران به آنها هیچ کمکی نمی‌کند مورد تأکید قرار داده است. او این سخنان را به این دلیل اظهار کرده که به قول خودش "برخی گمان میکنند دلیل بحران اقتصادی ایران حمایت از ملت فلسطین است."

آشکار است شعارهای نه غزه، نه لبنان خیابان‌های ایران بازتاب‌هایی بین‌المللی هم داشته که چنین مصاحبه‌هایی انجام می‌شود. پافشاری جامعه بر استفاده و تکرار چنین شعاری در هر تظاهراتی که برگزار می‌شود (و وزیر کشور هم اذعان می‌کند هیچکدام سازماندهی شده نبوده است) به تدریج لزوم بحثی جدی در این زمینه‌ها را پدید می‌آورد. حکومت اصرار دارد مردم ایران به دلیل ظلم‌ستیزی و عدالت‌خواهی مجبور هستند در مناطقی مثل غزه و لبنان هزینه بدهند و می‌بینیم که جامعه با آن مخالفت می‌کند. واقعیت چیست؟

واقعیت آن است که سخنگوی فلسطینی درست گفته است. ایران به فلسطینی‌ها کمک نمی‌کند و فقط به اهداف خودش کمک می‌کند. دلیل ساده‌ای دارد. کمک‌کننده واقعی به فلسطینی‌ها کسی است که ضمن محکوم کردن اعمال اسرائیل، با به عهده گرفتن اموری مانند کمک غذایی، دارویی، تحصیلی و تامین مالی پروژه‌های رفاهی در هر جایی که فلسطینی‌ها به سر می‌برند، حق تعیین حکومت و اداره و سیاست خارجی و چگونگی مبارزه با اسرائیل را به اختیار خودشان بگذارد و از تعیین تکلیف برای فلسطینیها خودداری کند. ما‌ این کار را نمی‌کنیم و درگیری بین گروه‌های فلسطینی را هم با کمک به یک طرف تعمیق می‌کنیم. از آن بدتر، یک جناح از فلسطینی‌ها را خائن و دیگری را مبارز و قهرمان می‌نامیم. فلسطینی‌ها ملاحظه به خرج می‌دهند که سر ما فریاد نمی‌کشند به شما چه ربطی دارد که ما چگونه می‌خواهیم حقوق ملی خودمان را استیفا کنیم. فتح به خاطر احترام به مردم ایران ملاحظه می‌کند، و حماس به خاطر مواجبی که می‌گیرد حیا!

این داستان موضوع را برای شما روشن می‌کند: سال‌ها پیش، در همسایگی عموی محرر این ستون، خانواده نانجیبی زندگی می‌کرد که از غفلت همسایهچ استفاده کرده و با دیوارکشی ناگهانی، بخشی از باغ عمو را به ملک خود الحاق وخانواده عمو را معترض کرده بود. یکی از پسران عمو اهل جنگ بود و می‌خواست با چماق و قمه به در خانه آنها برود. برادر بزرگترش معتقد به شکایت و استیفای قانونی حق بود. در جریان مشورت‌ها، مرحوم پدر که روحیه جنگجویی داشت و از برخورد تند حمایت می‌کرد بحث و تعرض شدیدی نسبت به برادر نرمخو داشت و یکبار او را ترسو خطاب کرد. عموی باتجربه گفت می‌بینم که قصد کمک نداری و فقط نقار بین برادران را که اختلافی دارند زیاد میکنی. مشکل ما همسایه متجاوز است و نه نیاز به دسته‌کشی در خانه خودمان. با داغ کردن اختلاف بین ما، به همسایه کمک می‌کنی. حمایت نمی‌خواهیم. به خانه خودت برو و دیگر دخالت نکن!

داستان ما و فلسطینی‌ها همان داستان عمو و پدر است. نخستین کسی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی از ایران حمایت کرد و فردای انقلاب به ایران آمد، مرحوم یاسر عرفات موسس فتح و رهبر کل فلسطینی‌ها بود.حق بود که نمایندگی تخلیه‌شده اسرائیلی‌ها را به عنوان دفتر جنبش آزادی‌بخش فلسطین با او هدیه کردیم... اما رفت و دیگر هرگز به ایران نیامد، چون از فردای حضورش با این فکر که رهبری فلسطینی‌ها را ما به عهده داریم مشغول مداخله در کار آنها شدیم. دشمنی کنونی ما با حکومت خودگردان و عرفات و عباس و به راحتی قورت دادن آب دهان، آنها را خائن خواندن، از همان موقع شروع شد. ما به فلسطینی‌ها کمک نمی‌کنیم، چون بخشی از آنها خواسته‌اند با اسرائیل به توافق برسند آنها را تنبیه می‌کنیم و بخشی را که ادعای رزمجویی دارد جایزه می‌دهیم. این روش، هر چه باشد "دفاع از حقوق ملت‌ها و کمک به آنها" نیست.

بزودی ما در مواضع بدتری قرار خواهیم گرفت و حتی حمایت از شیعیان نیز به عنوان حمایت از دارودسته‌های سیاسی برچسب خواهد خورد و غیر قابل دفاع خواهد شد. مردم ما نیز هر روز نشان می‌دهند با چنین رفتار و روابطی که درونمایه آنها اعطای پول به سران گروه‌های سیاسی است مخالفند و به هر حال نیز ماهیت اینگونه حمایت سیاسی مردود است. زمان آن رسیده که سیاست خود را در این زمینه اصلاح کنیم. رضایت مردم کشور را به دست آوریم و برای حفظ اشخاص که علیه‌السلام هم نیستند، موقعیت داخلی و خارجی حکومت را متزلزل نسازیم.

🆔 @jameeno


🔸خاموشی‌ها و نیاز به همراهیِ شهروندمدارانه برای گذر از پیک مصرف

▫️پژمان موسوی - روزنامه‌نگار: خاموشی‌های ۹۷ بیشتر به چشم می‌آید؛ این گزاره را همه ما می‌توانیم تایید کنیم. هنوز بیشتر از چند روز از آغاز فصل تابستان نگذشته است که خاموشی، گریبانگیر بسیاری از شهرها و روستاهای کشور شده است. حتی تهران هم که به عنوان پایتخت کمتر دچار نوسان و قطعی برق می‌شد، چند روزی است که با قطعی‌های پی در پی در بسیاری از محلات آن رو به رو شده است. موضوع روشن است: به علت کمبود منابع آبی، در پشت سدهای بزرگ کشور که در پایین دستِ آن نیروگاه‌های برق‌آبی مستقر است، عمق آب بسیار پایین آمده است و نیروگاه‌های برق آبی دیگر نمی‌توانند مشابه سال‌های گذشته برق تولید کنند و این برای کشوری که بخش زیادی از برق تولیدی آن از نیروگاه‌های برق‌آبی تولید می‌شود، زنگ خطر بزرگی است. از سوی دیگر، نیروگاه های آبی در صنعت برق در زمان های بحرانی وارد مدار می شوند اما وقتی که خود این نیروگاه ها در بحران باشند، به آنها اجازه داده نمی شود که در هر زمانی آب را رها کنند و این یعنی بحران در بحران! موضوع ساده است: زمانی که موضوعی در کانون بحران باشد، نمی تواند برای کمک به حل بحرانی دیگر وارد عمل شود! این موضوع دلایل بسیار دارد که بی شک مهم ترینِ آن، کاهش بارندگی در سرشاخهِ‌های رودهای اصلی کشور در طول سال‌های گدشته است.

موضوع مهم دیگر بدهی سنگین دولت به نیروگاه های خصوصی صنعت برق است؛ مهمترین پیامد انباشت بدهی های دولت به تولیدکنندگان خصوصی برق، تضعیف آنها و عدم توانمندی‌شان برای بهینه سازی و اورهال نیروگاه هایشان است. مساله ساده به نظر می رسد اما همین امر در میان مدت به افزایش هزینه ها و کاهش میزان تولید منجر می شود و این یعنی کاهش قدرت تولید برق، کاهش قدرت تولید برق یعنی خاموشی و خاموشی یعنی اعتراض و افزایش نارضایتی عمومی.

دولت می گوید پول کافی برای پرداخت بدهی شرکت های تولید کننده برق را ندارد و این شرکت ها با وجود مشکلات بسیار، بنا به وظیفه ملی و میهنی خویش، با تمام قدرت تا جایی که بتوانند کار می کنند تا خاموشی سراغ شهر و دیار ما نیاید. پرسش مهم در این میان این است که در یک چنین وضعیتی مسئولیت ما به عنوان شهروندانِ این کشور خشک چیست؟ آیا با وجودی که می دانیم در اقلیمی خشک قرار گرفته‌ایم و برق کالایی است اساسی و استراتژیک، همچنان بر طبل مصرف آن هم پر مصرفی می کوبیم؟ آیا با وجود اینکه می دانیم تمام کارشناسان بر این باورند که با کاهش ۱۰ درصدی مصرف برق، به راحتی می‌توانیم از پیک مصرف بگذریم، باز هم از خودمان مایه نمی‌گذاریم و الگوی مصرفمان را اصلاح نمی‌کنیم؟ به واقع چرا اینگونه ایم؟ یک چراغِ روشنِ کمتر، ساعتی خاموشیِ کولرهای پر مصرف در ساعات اوج مصرف، استفاده از لامپ‌های کم مصرف و اقداماتی مشابه، به راحتی می‌تواند کمک حال ما برای عبور از روزهای سخت باشد. پر مصرفی دیگر دهن کجی به دولت نیست چرا که متضرر اصلی از خاموشی، ما مردمان هستیم. حتما شما هم می دانید که برق در ایران بسیار ارزان به دست ما می‌رسد و یکی از دلایلِ پر مصرفی ما هم دقیقا همین ارزانی برق است و در حالی که همه بخش های این صنعت از واقعی شدن قیمت برق و اصلاح تعرفه های فروش این کالا به عنوان اصلی ترین راهکار موجود سخن به میان می آورند، اما به دلایلی که چندان هم روشن نیست هنوز وزارت نیرو برای اصلاح تعرفه های برق راهی بسیار دشوار و شاید طولانی در پیش دارد و در این شرایط ارزانی برق، حداقل کاری که از ما بر می‌آید، درست مصرف کردن است؛ در این شرایط، رفتارهای خارج از عرفِ مصرف، بزرگترین ناسپاسی است.

پیک مصرفی برق برای تابستان ۹۷ در حالی ۵۶۹۳۲ مگاوات پیش بینی شده است که همین الان هم با وجود گذشت کمتر از دو هفته از تابستان، به این عدد نزدیک شده ایم و گرم‌ترین روزهای سال که معمولا بین پانزدهم تیر تا دهم مرداد ماه است، فرا نرسیده است. شاید تحمل گرما کمی سخت باشد ولی وقتی شهروندان شهرهایی چون تهران، خود را جای شهروندانِ شهرهایی بگذارند که شرجیِ بالا را نیز در کنار دمایی معادل ۵۰ درجه (در سایه) باید تحمل کنند، کمی به خود بیایند و برای اینکه شبکه سراسری برق توان پاسخگویی به نیازهای عاجل آنها را داشته باشد، اندکی، تنها اندکی از خود بگذرند. این همدلی مانع از مطالبه‌گری از دولت به عنوان نهادی که موظف است شبکه برق را پایدار نگاه دارد نیست، تنها یک همراهیِ شهروند‌مدارانه است از کسانی که آینده ای بهتر از امروز را انتظار می‌کشند و «مسئولیت» را هم‌عرضِ «حق» می بینند…

از پژمان موسوی در جامعه‌نو بیشتر بخوانید:
http://www.jameeno.com/?p=2907

🆔 @jameeno
؛

🔹هجدهِ طلایی


▫️مرتضی پرورش: مرتضی پرورش معلم است. سال‌هاست در روستایی نزدیک همدان ادبیات درس می‌دهد. جایی که درس می‌دهد معمولی نیست و شاگردانش هم معمولی نیستند. روایت مرتضی پرورش را بخوانید تا ببینید هنوز رسومی هست که از بین نرفته؛ رسمِ عیاری.
رسماً «مهاجران» است، اما محلی‌ها «ماران» می‌گویند. معمولاً جزوِ آخرین روستاهایی است که معلّمان در سازمان‌دهیِ سالانه انتخاب می‌کنند. تعدادی معلّم پایِ‌ثابت هم دارد. معلمی در ماران اخصّ است از معلمی به‌معنای عامِ کلمه.

ادامه مطلب را در اینجا بخوانید.

🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان

🔹نقش بنياني تشكل‌هاي مردم‌نهاد در مواجهه با تحريم‌هاي پیش‌رو

🖌محمد وافری / مدرس دانشگاه دریایی هلند

▫️جامعه نو: تحریم‌های اقتصادی امروز زاییده نوعي تفکر جنگ سرد است و تحریم‌های اقتصادی را وسیله مدرن‌تر و قابل‌پذیرش‌تری براي تحميل خواستگاه‌ها برمي‌شمرند.
اعمال تحريم‌هاي جديد را بايد موقعيتي ميان جنگ و گفتگو دانست كه وراي فضاي گفتگو بدون ورود به شرايط فيزيكي جنگ، ايجاد پيامدهاي سوء رواني و اقتصادي را براي طراحان تحريم‌ها هدف قرار داده است.
اما شاید بتوانیم اين دوره را يك الزام به بازگشت مجدد به مردم و باور كردن نقش تشكل‌هاي مردم‌نهاد و اتحاديه‌هاي داخلي بدانيم.

🔻در Instant View بیشتر بخوانید.

🆔 @jameeno

telegra.ph/Sanctions-07-04
#الف

🔺توان مقاومت

▫️شورای سردبیری: به سال ۱۹۹۵ پس از حمله عراق به کویت و متعاقب آن شکست صدام از آمریکایی‌ها و واپس‌نشینی عراقی‌ها، غرب برای تضمین سقوط صدام قطعنامه‌ای در شورای امنیت سازمان ملل تصویب کرد که عنوانی جالب یافت: نفت در برابر غذا و دارو. مطابق این قطعنامه که عراق آن را نپذیرفت ولی سال بعد کار برایش چنان سخت شد که زیر بار آن رفت، عراق می‌توانست در حدی نفت صادر کند که حداقلی از دارو و غذا برای مردمش تأمین شود.

سخت‌ترین شرایط بود، اختیار نفت عراق به دست سازمان ملل افتاد، پسر کوفی‌عنان دبیر کل سازمان ملل هم که مدیر اجرای قطعنامه بود پولهای عراق را دزدید، و بالاخره شاخ صدام شکست. اجازه داد همه جای عراق را بگردند، سلاح‌هایش را نابود کنند، و در آخر هم وقتی بوش و بلر تصمیم نهایی را برای اشغال عراق گرفتند، آن را مانند پوست تخم مرغ خالی شده‌ای در هم شکستند و طی پانزده روز حکومت عراق را عوض کردند.

البته واضح است این داستان طولانی را نقل نکردیم که بگوییم چنین سرنوشتی منتظر ماست.کسی نمی‌تواند علیه ما قطعنامه نفت در برابر غذا از شورای امنیت بگیرد (البته در زمان احمدی‌نژاد تا آستانه بدتر از آن هم رفتیم)، یک علتش هم این است که خودمان به استقبال "نفت به اندازه غذا" رفته‌ایم. اخباری که از ورای نوشتار تبلیغاتچی‌های شرکت‌کننده در جلسات بالای حکومت و اقدامات دولت قابل دریافت است، از این حکایت می‌کند که خوشبختانه تصمیم نظام تسلیم نشدن در برابر فشار دارودسته ترامپ است و داریم خودمان را برای دوره‌ای بسیار سخت از معیشت حداقلی در یک محاصره همه‌جانبه اقتصادی آماده می‌کنیم.

چند نکته را پیشاپیش می‌دانیم و پیشگویانه حرفش را می‌زنیم؛ اول اینکه هیأت حاکمه فعلی آمریکا نشان داده است در اجرای آنچه برای آرایش تصویر ترامپ مفید می‌داند بدون فکر درازمدت عمل می‌کند و در این ماجرا یا ایران را وادار به تسلیم خواهد کرد و یا درنهایت با آن وارد جنگ می‌شود. دوم اینکه هر چند یکی از شقوق تصمیمی که روحانی و سایر مقامات امنیتی در کمیته جدید موسوم به سیاست‌ورزی بگیرند چیزی شبیه سازش قهرمانانه و قبول مذاکره با تیم ترامپ است، اما بعید و بسیار بعید است در شرایط فعلی کشور چنین برون‌دادی از آن کمیته رخ دهد.

بنابراین ، باید بپذیریم آنچه رخ می‌دهد یک دوران بسیار سخت از محدودیت اقتصادی و احتمالا به دنبال آن جنگ (روحانی تهدید ضمنی به بستن هرمز کرد) است و باید آماده باشیم، همچنانکه حکومت خود را آماده می‌کند. واقعا آماده می‌کند؟

بله. از همان زمان که مشخص شد ترامپ درباره خروج از برجام شوخی نمی‌کند شروع شد و البته مثل همه کارهای دیگر حکومت و دولت، بلاهت‌بار و بسیار زیان‌بخش. این را به همین صراحت می‌توان گفت، چون هم‌اکنون اقداماتی بسیار مغایر با اقدامات دو ماه پیش، انجام می‌شود و بسیاری از اقتصاددانان کوس اشتباه بودن تصمیم‌های دولت را زده‌اند. احتمالاً روزی کسانی به خاطر تصمیم‌های پولی سه ماه پیش به محکمه خواهند رفت اگر چیزی از ما باقی بماند.

اما این غلط‌های قابل اصلاح با پرداخت هزینه نیست که مقاومت ما را کم می‌کند، بلکه کاهش اعتبار حکومت نزد مردم به حد صفر به خاطر فساد فراگیر در رفتار و اعمال عمال حکومت است. هرچند حکومت قبول ندارد که سراپای حکومت را فساد گرفته، اما این مهم نیست، مهم تصور مردم است که فارغ از کم و کیف میزان فساد در کشور، دستگاه دولت و بویژه سینه‌زنان زیر علم حکومت را صالح نمی‌داند و مردم را سنگ زیرین آسیایی می‌داند که جانش را پلشتی سوء‌استفاده مادی در جامعه‌ای پر از شهروند محروم، نفرت‌زایی تظاهرها و تبلیغات تهوع‌آور، و استدلال‌های کودکانه و بی‌پایه برای توجیه همه ناکارایی‌ها و خطاهای حکومت آزرده است . چنین جامعه‌ای نه باور و نه طاقت حمایت از حکومت در مقابل فشار خارجی را دارد. به او، زور هم نمی‌شود گفت در این دنیایی که با چند دهه پیش زمین تا آسمان تفاوت کرده است. دوران این حکومت، دوران جنگ تحمیلی و آن مردم نیست. نه به خاطر اینکه مردم اهل کوفه شده‌اند، به دلیل آنکه این حکومت آن حکومت نیست.

هیچکس نمی‌تواند به ما توصیه تسلیم در برابر ترامپ کند، اما به حکومت باید گفت مقاومت در برابر ایالات متحده فقط با کمتر خرج کردن دلار حاصل نمی‌آید. حکومت باید خط مشی و رویکرد خود را نه فقط در حوزه اقتصاد، که در عرصه کنترل وابستگان مبسوط‌الید خود، رفتار با شهروندان، و تعامل با سایر نقاط جهان عوض کند. می‌تواند؟

🆔 @jameeno
▫️طرح جلد تازه‌ترین شماره #اکونومیست با عنوان: گسست

🔺اکونومیست: اتحاد غربی دستخوش تلاطم شده.

🆔 @jameeno
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️جامعه نو: این فیلم، نیمی از برگشتی‌های مجلات همشهری در طول ۶ ماه را نشان می‌دهد.
🆔 @jameeno
#رادیوجامعه‌نو

📻قسمت هشتم

▫️ پادکست این جمعه رادیو جامعه نو با همه قسمت های قبلی، متفاوت است. این برنامه را با صدای فریاد زنی از آبادان شروع کرده ایم، زنی که درد بی آبی این سرزمین را برای مان روایت کرده است.
دو گزارش درباره شرایط ناگوار اقتصادی کشور و افشاسازی های اخیر ارزی داریم و در نهایت خبر احتمال فیلترینگ اینستاگرام را بررسی کرده ایم و از جایزه ادبی نوبل و معرفی کتاب برای تان گفته ایم.
جمعه ها فرصت خوب گوش دادن به رادیو است و جامعه نو سعی کرده رادیویی متفاوت برای این روزها باشد.
هشتمین پادکست جامعه نو که کار مشترکی از روزنامه‌نگاران جامعه نو و #شنونو است را بشنوید و به دیگران معرفی کنید.

https://shenoto.com/podcast/24855