🔹استفاده از پیامرسانهای داخلی ابزاری برای تنبیه مجرمان
▫جامعه نو: شهروند متخلف شهرستان عنبرآباد کرمان که اقدام به توهین لفظی به مامور دولت حین انجام وظیفه کرده بود به فعالیت در پیامرسان داخلی سروش و ایتا محکوم شد. وی همچنین به تبلیغ حمایت از کالای ایرانی نیز محکوم شده است.
🆔 @jameeno
▫جامعه نو: شهروند متخلف شهرستان عنبرآباد کرمان که اقدام به توهین لفظی به مامور دولت حین انجام وظیفه کرده بود به فعالیت در پیامرسان داخلی سروش و ایتا محکوم شد. وی همچنین به تبلیغ حمایت از کالای ایرانی نیز محکوم شده است.
🆔 @jameeno
#فوری
🔸موافقت با پخش فوتبال در ورزشگاه آزادی
▫️جامعه نو: نیروی انتظامی اعلام کرد که پخش فوتبال ایران-اسپانیا در ورزشگاه آزادی بلامانع بوده و امنیت آن تأمین میشود.
🔹مرکز اطلاعرسانی پلیس اعلام کرد: پلیس به منظور رعایت حال افرادی که از قبل اقدام به تهیه بلیت مسابقه فوتبال ایران-اسپانیا در ورزشگاه آزادی کرده بودند، با پخش این مسابقه در ورزشگاه آزادی موافقت کرد.
🔹بر این اساس، پلیس اعلام کرده است که نسبت به تأمین امنیت پخش این دیدار در ورزشگاه آزادی اقدام خواهد کرد.
🔹پلیس اماکن نیز اعلام کرد که پخش فوتبال در کافیشاپها بلامانع بوده و کافیشاپها میتوانند تا پایان زمان این دیدار به فعالیت خود ادامه دهند. /ایسنا
🆔 @jameeno
🔸موافقت با پخش فوتبال در ورزشگاه آزادی
▫️جامعه نو: نیروی انتظامی اعلام کرد که پخش فوتبال ایران-اسپانیا در ورزشگاه آزادی بلامانع بوده و امنیت آن تأمین میشود.
🔹مرکز اطلاعرسانی پلیس اعلام کرد: پلیس به منظور رعایت حال افرادی که از قبل اقدام به تهیه بلیت مسابقه فوتبال ایران-اسپانیا در ورزشگاه آزادی کرده بودند، با پخش این مسابقه در ورزشگاه آزادی موافقت کرد.
🔹بر این اساس، پلیس اعلام کرده است که نسبت به تأمین امنیت پخش این دیدار در ورزشگاه آزادی اقدام خواهد کرد.
🔹پلیس اماکن نیز اعلام کرد که پخش فوتبال در کافیشاپها بلامانع بوده و کافیشاپها میتوانند تا پایان زمان این دیدار به فعالیت خود ادامه دهند. /ایسنا
🆔 @jameeno
🔺به ویدئوهای عمودی سلام بگویید
🔸سرویس تازهی IGTV، از امروز در دسترس عموم قرار گرفت
▫️صادق زنگنه | جامعه نو: اینستاگرام قصد دارد با سرویس IGTV، بخشی از بازار تلویزیونهای آنلاین را از آن خود کند. پیشبینی میشود این که سرویس رقیبی برای یوتوب خواهد بود، مورد استقبال کاربران ایرانی قرار گیرد و همچون تلگرام، موج تازهای از تولید محتوا، اینبار در قالب تصویر، به همراه داشته باشد و کسبوکارهای تازهای در آن پدید آید.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/zanganeh-06-21
🔸سرویس تازهی IGTV، از امروز در دسترس عموم قرار گرفت
▫️صادق زنگنه | جامعه نو: اینستاگرام قصد دارد با سرویس IGTV، بخشی از بازار تلویزیونهای آنلاین را از آن خود کند. پیشبینی میشود این که سرویس رقیبی برای یوتوب خواهد بود، مورد استقبال کاربران ایرانی قرار گیرد و همچون تلگرام، موج تازهای از تولید محتوا، اینبار در قالب تصویر، به همراه داشته باشد و کسبوکارهای تازهای در آن پدید آید.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/zanganeh-06-21
Telegraph
سرویس IGTV در دسترس کاربران قرار گرفت
پلتفرم جدید اینستاگرام موسوم به IGTV، که برای انتشار ویدیوهای بیشتر از یک دقیقهای توسعه یافته، از امروز در دسترس کاربران قرار گرفت. کاربران میتوانند ویدئوهای طولانی خود را از طریق این سرویس تازه، به اشتراک بگذارند. پیشتر گفته شده بود که مدت زمان ویدئوهای…
#یادداشت_مهمان
دفاع از تخصص در وکالت
جامعه نو | طیبه خلقی، وکیل پایه یک دادگستری: در روزهای اخیر در خصوص تبصره ماده ۴۸ آئین دادرسی کیفری سر و صدای زیادی در مطبوعات و فضای مجازی ایجاد شده است. تبصره میگوید: " در جرایم علیه امنیت داخلی یا خارجی و همچنین در جرایم سازمان یافته که مجازات آنها مشمول ماده ۳۰۲ این قانون است، در مرحله تحقیقات مقدماتی، طرفین دعوی، وکیل یا وکلای خود را از بین وکلای رسمی دادگستری که مورد تأیید رئیس قوه قضائیه باشند، انتخاب مینمایند. اسامی وکلای مزبور توسط رئیس قوه قضائیه اعلام میگردد"
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/jameeno-06-22
دفاع از تخصص در وکالت
جامعه نو | طیبه خلقی، وکیل پایه یک دادگستری: در روزهای اخیر در خصوص تبصره ماده ۴۸ آئین دادرسی کیفری سر و صدای زیادی در مطبوعات و فضای مجازی ایجاد شده است. تبصره میگوید: " در جرایم علیه امنیت داخلی یا خارجی و همچنین در جرایم سازمان یافته که مجازات آنها مشمول ماده ۳۰۲ این قانون است، در مرحله تحقیقات مقدماتی، طرفین دعوی، وکیل یا وکلای خود را از بین وکلای رسمی دادگستری که مورد تأیید رئیس قوه قضائیه باشند، انتخاب مینمایند. اسامی وکلای مزبور توسط رئیس قوه قضائیه اعلام میگردد"
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/jameeno-06-22
Telegraph
دفاع از تخصص در وکالت
در پی رشد و توسعه دانش در همه حوزه های انسانی اعم از علوم زیستی، فنی و مهندسی و انسانی در جهانی زندگی می کنیم که "توسعه پایدار" محصول تخصص گرایی است و میزان توفیقات هر جامعه ای در این مسیر از میزان توجه مدیران و کارگزاران آن جامعه به این مقوله نشات می گیرد.…
#رادیوجامعهنو
📻قسمت ششم
▫️جامعهنو: در این شماره میشنویم از ماجراهای اقتصادی تا بعضی از رویدادهای سیاسی، از قصه ادامهدار فیلترینگ تلگرام تا حضور ایران در جامجهانی.
http://telegra.ph/radioJN-06-22
رادیوی این هفته را از اینجا بشنوید:
https://shenoto.com/album/22577
🔻برای تماشای ویدئو Instant View را ملاحظه فرمایید.
📻قسمت ششم
▫️جامعهنو: در این شماره میشنویم از ماجراهای اقتصادی تا بعضی از رویدادهای سیاسی، از قصه ادامهدار فیلترینگ تلگرام تا حضور ایران در جامجهانی.
http://telegra.ph/radioJN-06-22
رادیوی این هفته را از اینجا بشنوید:
https://shenoto.com/album/22577
🔻برای تماشای ویدئو Instant View را ملاحظه فرمایید.
Telegraph
پادکست شماره۶ | ۱ تیر ۹۷
ششمین پادکست رادیو جامعه نو منتشر شد
🔸وزیران کشورهای عضو اوپک برای افزایش تولید نفت به توافق رسیدهاند.
▫️جامعه نو: مطابق توافق اعضای اوپک، مجموع تولید کشورهای عضو اوپک و تولیدکنندگان غیراوپک، حدود یک میلیون بشکه نفت در روز افزایش مییابد.
سهیل محمد مزروعی، وزیر نفت امارات که رئیس دورهای اوپک است، در نشست خبری پس از جلسه وزیران اعلام کرد با اختلافات موجود، هنوز سهم کشورهای مختلف از افزایش تولید مشخص نشده است.
توافق اعضای اوپک پس از مذاکره بیژن زنگنه و خالد فالح، وزرای ایران و عربستان به دست آمد/ بیبیسی
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: مطابق توافق اعضای اوپک، مجموع تولید کشورهای عضو اوپک و تولیدکنندگان غیراوپک، حدود یک میلیون بشکه نفت در روز افزایش مییابد.
سهیل محمد مزروعی، وزیر نفت امارات که رئیس دورهای اوپک است، در نشست خبری پس از جلسه وزیران اعلام کرد با اختلافات موجود، هنوز سهم کشورهای مختلف از افزایش تولید مشخص نشده است.
توافق اعضای اوپک پس از مذاکره بیژن زنگنه و خالد فالح، وزرای ایران و عربستان به دست آمد/ بیبیسی
🆔 @jameeno
#الف
🔺سنگر ما پشت خط سبز است
▫️شورای سردبیری: باید کاری کرد. ما توصیه به درخواست مذاکره مستقیم با ترامپ نمیکنیم . غیرعاقلانه است و نشانه درک سیاسی نیست، لشکری از کسانی را هم که عمله فحاشی سیاسی هستند روی سر آدمی میریزد. نتیجه عملیاش هم میشود ضعیفتر شدن موضع بینالمللی کشور.
اما باید کاری کرد. آن کار، نه عمل به توصیه اشخاص فاقد توان مشاهده افق سیاست، و نه تکرار شعارهای بیپایه و بوی ناگرفته دشمنی بیقید وشرط با آمریکاست. آن کار، جابجایی تعریف پر اشتباه خطوط قرمز غالبا مغشوش وخلاف منافع ملی، با شفاف کردن خطوط سبز سیاست ایران است: خطوط سبز سیاست ایران آنجایی است که سیاست ما یا همسو با جریان غالب بینالمللی است، و یا تعارضی با آن ندارد و از سوی جهان مثبت تلقی میشود. نمونهاش را دیروز، یک فرمانده نیروهای نظامی ایران به تکرار بیان کرد: "فعلا برد موشکها را در حد۲۰۰۰ کیلومتر نگه میداریم." این نه بوی سازش میدهد و نه تسلیم. تصمیمی عاقلانه واطمینانبخش که تنش را کاهش و باور به حسن نیت ایران را افزایش میدهد.
فقط همین یک خط سبز است؟ باز هم هست، اماگویا ترجیح میدهیم خودمان اعلام نکنیم تا ترامپ اعلام کند ایران رفتار خود را از ترس اصلاح کرده است. آیا خودمان نمیتوانستیم اعلام کنیم سیاست ایران درباره امنیت خلیج فارس رفع هرچه بیشتر تنشهای اتفاقی است و مانورهای قایقهای تندرو در اطراف ناوگان ایالات متحده و پرواز پهباد بر فراز آنها را متوقف کرده است؟
نقاط سبز ارزانی هم که میتوان آنها را گران فروخت وجود دارد: تغییر رویکرد در صحنه عراق به عرصه اقتصاد شاید واجد ارزش مذاکرهای نباشد، ولی تبدیل آن به یک دستاورد روابط عمومی آسان بود و هست. بزودی تحولات دیگری هم در رویکردهای خاورمیانهای ما در راه است. آیا باید آنها را با شرمندگی پنهان کرد، یا به عنوان گرایش تازه ایران مانند اعلام محدودیت برد موشکها با سربلندی به عنوان نقاط سبز سیاست ایران در عرصه سیاست بینالملل مطرح کرد؟ خروج نیرو از سوریه مادامی که داعش دیگری ظهور نکرده، رها کردن خط تبلیغاتی مخربی که درباره یمن یا بحرین داریم و کمکی به مردم آنجا نمیکند و گرهی از مشکلات ملی ماباز نمیکند، مشخص کردن ابعاد رابطه با گروههای لبنانی که با اعلام حقوقبگیری از ایران ما را لکهدار کردهاند، هریک میتواند به مثابه باز کردن گرهی در سیاست خارجی و سنگر گرفتن پشت خط سبز، مبنای تغییر مواضع نسبت به ما باشد.
استدلالهای نفی کننده اینگونه جاگیری پشت خطوط سبز به جای تعیین دائمی خطوط قرمز، هرروز در کشور ضعیفتر و خیالی تر میشود. گروهی معدود و فاقد پایگاه اجتماعی که ابزارهای تبلیغاتی و شکل دهی افکار عمومی را در اختیار دارند هر روز داستان تازه ای برای مقدس بودن لزوم درگیری با کشورهای دوردست میبافند و از خط قرمز حرف میزنند. اگر قرار است نظام و دولت را به عنوان سیاستمدار، روشنفکر، و روزنامهنگار کمک کنیم تا تصمیمهای بزرگ بگیرند ، به جای دعوت به مذاکره، مخاطراتش را در این ماجرا و ان رویارویی آشکار کنیم. خودش به وقت تصمیم به مذاکره با ترامپ میگیرد. تاکیدهایی که اینجا و آنجا روی خطوط سبز میبینیم در همین مسیر است.
🆔 @jameeno
🔺سنگر ما پشت خط سبز است
▫️شورای سردبیری: باید کاری کرد. ما توصیه به درخواست مذاکره مستقیم با ترامپ نمیکنیم . غیرعاقلانه است و نشانه درک سیاسی نیست، لشکری از کسانی را هم که عمله فحاشی سیاسی هستند روی سر آدمی میریزد. نتیجه عملیاش هم میشود ضعیفتر شدن موضع بینالمللی کشور.
اما باید کاری کرد. آن کار، نه عمل به توصیه اشخاص فاقد توان مشاهده افق سیاست، و نه تکرار شعارهای بیپایه و بوی ناگرفته دشمنی بیقید وشرط با آمریکاست. آن کار، جابجایی تعریف پر اشتباه خطوط قرمز غالبا مغشوش وخلاف منافع ملی، با شفاف کردن خطوط سبز سیاست ایران است: خطوط سبز سیاست ایران آنجایی است که سیاست ما یا همسو با جریان غالب بینالمللی است، و یا تعارضی با آن ندارد و از سوی جهان مثبت تلقی میشود. نمونهاش را دیروز، یک فرمانده نیروهای نظامی ایران به تکرار بیان کرد: "فعلا برد موشکها را در حد۲۰۰۰ کیلومتر نگه میداریم." این نه بوی سازش میدهد و نه تسلیم. تصمیمی عاقلانه واطمینانبخش که تنش را کاهش و باور به حسن نیت ایران را افزایش میدهد.
فقط همین یک خط سبز است؟ باز هم هست، اماگویا ترجیح میدهیم خودمان اعلام نکنیم تا ترامپ اعلام کند ایران رفتار خود را از ترس اصلاح کرده است. آیا خودمان نمیتوانستیم اعلام کنیم سیاست ایران درباره امنیت خلیج فارس رفع هرچه بیشتر تنشهای اتفاقی است و مانورهای قایقهای تندرو در اطراف ناوگان ایالات متحده و پرواز پهباد بر فراز آنها را متوقف کرده است؟
نقاط سبز ارزانی هم که میتوان آنها را گران فروخت وجود دارد: تغییر رویکرد در صحنه عراق به عرصه اقتصاد شاید واجد ارزش مذاکرهای نباشد، ولی تبدیل آن به یک دستاورد روابط عمومی آسان بود و هست. بزودی تحولات دیگری هم در رویکردهای خاورمیانهای ما در راه است. آیا باید آنها را با شرمندگی پنهان کرد، یا به عنوان گرایش تازه ایران مانند اعلام محدودیت برد موشکها با سربلندی به عنوان نقاط سبز سیاست ایران در عرصه سیاست بینالملل مطرح کرد؟ خروج نیرو از سوریه مادامی که داعش دیگری ظهور نکرده، رها کردن خط تبلیغاتی مخربی که درباره یمن یا بحرین داریم و کمکی به مردم آنجا نمیکند و گرهی از مشکلات ملی ماباز نمیکند، مشخص کردن ابعاد رابطه با گروههای لبنانی که با اعلام حقوقبگیری از ایران ما را لکهدار کردهاند، هریک میتواند به مثابه باز کردن گرهی در سیاست خارجی و سنگر گرفتن پشت خط سبز، مبنای تغییر مواضع نسبت به ما باشد.
استدلالهای نفی کننده اینگونه جاگیری پشت خطوط سبز به جای تعیین دائمی خطوط قرمز، هرروز در کشور ضعیفتر و خیالی تر میشود. گروهی معدود و فاقد پایگاه اجتماعی که ابزارهای تبلیغاتی و شکل دهی افکار عمومی را در اختیار دارند هر روز داستان تازه ای برای مقدس بودن لزوم درگیری با کشورهای دوردست میبافند و از خط قرمز حرف میزنند. اگر قرار است نظام و دولت را به عنوان سیاستمدار، روشنفکر، و روزنامهنگار کمک کنیم تا تصمیمهای بزرگ بگیرند ، به جای دعوت به مذاکره، مخاطراتش را در این ماجرا و ان رویارویی آشکار کنیم. خودش به وقت تصمیم به مذاکره با ترامپ میگیرد. تاکیدهایی که اینجا و آنجا روی خطوط سبز میبینیم در همین مسیر است.
🆔 @jameeno
Forwarded from ماهنامهی شبکه آفتاب
چهلودومین شمارهی ماهنامهی شبکه آفتاب، با موضوع «اقلیم» منتشر شد. از کتابفروشیهای معتبر بخواهید و در همرسانی این پست به ما کمک کنید.
#الف
🔺وجهالمعامله
▫️شورای سردبیری: بالاخره قپان سیاست خارجی ما وزن یک چیزهایی را دقیق نشان داد: وزن عزم و هدف هستهای کشور در زمان مذاکرات منتهی به برجام، و ایضا جرم موجود در برجام، اگر بخواهیم طی هفتههای آتی دوباره به سراغ غنیسازی برگردیم. معادلهای را که یک طرفش برنامه هستهای و طرف دیگرش تحریمها بعلاوه برجام است را دیروز عراقچی معاون مذاکرات هستهای وزارت خارجه در مذاکراتی که با اروپاییها داشت حل کرد. خلاصه شده تقاضاهای ایران از اروپا از زبان او چنین درآمد که باید تضمین داده شود ما میتوانیم نفت خود را بفروشیم، پولش را انتقال دهیم، و شرکتهای خارجی بتوانند به ایران بیایند. درست هم هست و این عصاره برجام است. بدیل این تقاضاها، اگر تضمین داده نشود، بازگشت به نطنز، فردو و اراک است.
درست است که ماهیت معامله برجام از مدتها پیش بر ما آشکار بوده، ولی وزن متغیرهای آن بهتدریج از پرده بیرون میافتد. مثلا ما میدانستیم در آن معادله یک پارامتر تهدید یا فشار نظامی (غیر از پروپاگاندای تهاجم هوایی اسرائیل به سایتهای غنیسازی یا افق شمول ماده ۷ منشور ملل متحد) حضور نداشته بنا بر این وزن اهرم تهدید به حمله در معادله صفر بوده است.
وقتی به معادله نگاه میکنیم، مقدار یا وزن مجهولها را از روی وزن معلومها به دست میآوریم. آیا ارزش اجازه فروش نفت یا مس یا قلع در بازار جهانی و توانایی انتقال پول آن برای خرید کالا و خدمات دیگر خیلی بالاست؟ بستگی دارد چگونه نگاه کنید. از یک طرف، این حقی است که برای اعمال آن از کسی هزینه نمیخواهند. مانند هواست که استفاده از آن رایگان است. در رژیم سابق اصلا آن را تشویق میکردند چنین کند. نفت بفروشد و کالا بخرد و همین هم از نظر مخالفان رژیم نباید انجام میشد. حالا ورق برگشته و ما برای انجام بیمانع آن لهله میزنیم. با این حساب، ارزش و وزن برنامه هستهای که تبدیل شده به هزینه کسب یک حق طبیعی، بسیار کاهش مییابد و احتمالا ماجرای گرفتن آبنبات به جای برنامه هستهای علی لاریجانی خیلی هم پربیراه نبوده است، علیرغم آن همه هزینه.
از سوی دیگر، آن حق طبیعی دریغ شده، بسیار پروزن مینماید. وقتی مضایقه حق طبیعی خطر بزرگ دارد، میتوانید برای حفظ آن هزینه بالایی داده باشید. وقتی هوای رایگان را از ما دریغ کنند، آمادهایم چیزهای ارزشمندی را برای باز کردن راه تنفس از دست بدهیم. بنابراین، وزن و ارزش برنامه هستهای بالا بوده است.
اما این عامل تعیینکننده دیگری است که مشخص میکند ارزش برنامه هستهای چقدر بوده یا هست. میتوانیم آن را ضریب موقعیت نام بگذاریم. آن ضریب است که مانند یک متغیر ثانویه وزن برنامه هستهای را بالا میبرد یا پایین میآورد. مثلا در برآورد وزن برنامه اتمی کره و ارزش معاملاتی آن که به ملاقات اخیر انجامید باید موقعیت را نیز دخیل ساخت. آیا برنامه هستهای ایران و تجدید آن واجد ارزش معامله هست و میتواند وجهالمصالحه باشد؟
بعید مینماید. مشکل میشود چیزی را که قبلا فروختهایم، دوباره بتوان فروخت. مشکل میتوان معادله منجر به معامله برجام را از نو برقرار و روی آن معامله کرد. اساسا کار ما هم در اعلام اینکه اگر تضمین داده نشود بر میگردیم سراغ غنیسازی چندان سنجیده نبوده و از سر اضطرار صورت گرفته است. واضح است حکومت تهدید تجدید عملی غنیسازی را فقط به عنوان تنها عامل فشار در دسترس استفاده میکند. به همین دلیل است که چند هفته مهلت اروپا برای ارائه تضمین به چند ماه کشیده و بینتیجه. نمیتوانیم دوباره با برنامه اتمی برجامی بسازیم، بنابراین به صورت جدی به سراغش نمیرویم.
چرا این اهمیت دارد؟ زیرا ما را به یک معامله جدید وادار میکنند. دارند به سمتش میروند و هنوز موقعش نرسیده، اما یک معامله جدید در پیش داریم. ما دشمنان قدرتمند زیادی برای خودمان دست و پا کرده و تراشیدهایم. بنابراین مشکلات زیادی هم برای خود ساختهایم. در طاس لغزان دست و پا میزنیم و هنوز درباره اینکه چه چیز های قابل معامله دیگری در دسترس داریم حرفی نمیزنیم. چیزهای البته هست و خوشبختانه دارایی(!) خارجی است. نشانیهایش را باید در بیابانهای شبهجزیره و سواحل مدیترانه یافت.
🆔 @jameeno
🔺وجهالمعامله
▫️شورای سردبیری: بالاخره قپان سیاست خارجی ما وزن یک چیزهایی را دقیق نشان داد: وزن عزم و هدف هستهای کشور در زمان مذاکرات منتهی به برجام، و ایضا جرم موجود در برجام، اگر بخواهیم طی هفتههای آتی دوباره به سراغ غنیسازی برگردیم. معادلهای را که یک طرفش برنامه هستهای و طرف دیگرش تحریمها بعلاوه برجام است را دیروز عراقچی معاون مذاکرات هستهای وزارت خارجه در مذاکراتی که با اروپاییها داشت حل کرد. خلاصه شده تقاضاهای ایران از اروپا از زبان او چنین درآمد که باید تضمین داده شود ما میتوانیم نفت خود را بفروشیم، پولش را انتقال دهیم، و شرکتهای خارجی بتوانند به ایران بیایند. درست هم هست و این عصاره برجام است. بدیل این تقاضاها، اگر تضمین داده نشود، بازگشت به نطنز، فردو و اراک است.
درست است که ماهیت معامله برجام از مدتها پیش بر ما آشکار بوده، ولی وزن متغیرهای آن بهتدریج از پرده بیرون میافتد. مثلا ما میدانستیم در آن معادله یک پارامتر تهدید یا فشار نظامی (غیر از پروپاگاندای تهاجم هوایی اسرائیل به سایتهای غنیسازی یا افق شمول ماده ۷ منشور ملل متحد) حضور نداشته بنا بر این وزن اهرم تهدید به حمله در معادله صفر بوده است.
وقتی به معادله نگاه میکنیم، مقدار یا وزن مجهولها را از روی وزن معلومها به دست میآوریم. آیا ارزش اجازه فروش نفت یا مس یا قلع در بازار جهانی و توانایی انتقال پول آن برای خرید کالا و خدمات دیگر خیلی بالاست؟ بستگی دارد چگونه نگاه کنید. از یک طرف، این حقی است که برای اعمال آن از کسی هزینه نمیخواهند. مانند هواست که استفاده از آن رایگان است. در رژیم سابق اصلا آن را تشویق میکردند چنین کند. نفت بفروشد و کالا بخرد و همین هم از نظر مخالفان رژیم نباید انجام میشد. حالا ورق برگشته و ما برای انجام بیمانع آن لهله میزنیم. با این حساب، ارزش و وزن برنامه هستهای که تبدیل شده به هزینه کسب یک حق طبیعی، بسیار کاهش مییابد و احتمالا ماجرای گرفتن آبنبات به جای برنامه هستهای علی لاریجانی خیلی هم پربیراه نبوده است، علیرغم آن همه هزینه.
از سوی دیگر، آن حق طبیعی دریغ شده، بسیار پروزن مینماید. وقتی مضایقه حق طبیعی خطر بزرگ دارد، میتوانید برای حفظ آن هزینه بالایی داده باشید. وقتی هوای رایگان را از ما دریغ کنند، آمادهایم چیزهای ارزشمندی را برای باز کردن راه تنفس از دست بدهیم. بنابراین، وزن و ارزش برنامه هستهای بالا بوده است.
اما این عامل تعیینکننده دیگری است که مشخص میکند ارزش برنامه هستهای چقدر بوده یا هست. میتوانیم آن را ضریب موقعیت نام بگذاریم. آن ضریب است که مانند یک متغیر ثانویه وزن برنامه هستهای را بالا میبرد یا پایین میآورد. مثلا در برآورد وزن برنامه اتمی کره و ارزش معاملاتی آن که به ملاقات اخیر انجامید باید موقعیت را نیز دخیل ساخت. آیا برنامه هستهای ایران و تجدید آن واجد ارزش معامله هست و میتواند وجهالمصالحه باشد؟
بعید مینماید. مشکل میشود چیزی را که قبلا فروختهایم، دوباره بتوان فروخت. مشکل میتوان معادله منجر به معامله برجام را از نو برقرار و روی آن معامله کرد. اساسا کار ما هم در اعلام اینکه اگر تضمین داده نشود بر میگردیم سراغ غنیسازی چندان سنجیده نبوده و از سر اضطرار صورت گرفته است. واضح است حکومت تهدید تجدید عملی غنیسازی را فقط به عنوان تنها عامل فشار در دسترس استفاده میکند. به همین دلیل است که چند هفته مهلت اروپا برای ارائه تضمین به چند ماه کشیده و بینتیجه. نمیتوانیم دوباره با برنامه اتمی برجامی بسازیم، بنابراین به صورت جدی به سراغش نمیرویم.
چرا این اهمیت دارد؟ زیرا ما را به یک معامله جدید وادار میکنند. دارند به سمتش میروند و هنوز موقعش نرسیده، اما یک معامله جدید در پیش داریم. ما دشمنان قدرتمند زیادی برای خودمان دست و پا کرده و تراشیدهایم. بنابراین مشکلات زیادی هم برای خود ساختهایم. در طاس لغزان دست و پا میزنیم و هنوز درباره اینکه چه چیز های قابل معامله دیگری در دسترس داریم حرفی نمیزنیم. چیزهای البته هست و خوشبختانه دارایی(!) خارجی است. نشانیهایش را باید در بیابانهای شبهجزیره و سواحل مدیترانه یافت.
🆔 @jameeno
#الف
اصلاح نظام!
▫️شورای سردبیری: یکی از مناطق مشترک سیاسی اخیر بین اصلاحطلبان و محافظهکاران ، ابراز لزوم تغییرات در دولت و آوردن اشخاص پر کار و انقلابی (به تعبیر محافظهکاران) و یا باتجربه و شفاف (به زعم گروه دیگر) به عنوان وزیر است. این منطقه مشترک سیاسی در حال افزایش شعاع و بزرگتر شدن به نظر میرسد و اخیرا حتی پیشنهاد استعفای دولت و روی کار آمدن شخصی" قاطعتر " در آن جا گرفته است. این بحثها از کجا در میآید، چه تاثیری دارد، ودر پایان آن چه چیزی قرار دارد؟
از روزی که مشخص شد حرفهای ترامپ با مضمون فشار برایران رجز و تهدید توخالی نیست، اقطاب سیاسی محافظهکار فرصت را برای به زمین کوبیدن روحانی و دولتش غنیمت شمردند. تا قبل از آن، اعمال فشار بر دولت از طریق انتقاد از برجام، به منظور امتیازگیری و جلوگیری از افزایش اعتبار روحانی بود، ولی رفتار ترامپ و روشن شدن استراتژی نهایی او که نه فقط اعمال فشار (مانند دوران اوباما) بلکه به زانو در آوردن ایران و تضعیفش تا حد تغییر رژیم است، آنها را هشیار کرد و پیدا شدن سر و کله امثال بولتون درکنار ترامپ چشم اندازها را تغییر داد. آنها که افق بینتر بودند، خیلی سریع در شمار راهاندازان کمپین دوستی بیشتر با اروپا و ایزوله کردن آمریکا در آمدند، اما تندروها بر فشار خود افزودند؛ آیا بهتر نیست از فرصت تغییر دولت استفاده کنیم و برای دور تازه رویا رویی با آمریکا جهره قاطعتر و انقلابی به میدان بیاوریم؟ این، آشکارترین نقطه تلاقی این جریان با دولت ترامپ و چهرههای تند روی آن است؛ بیثبات سازی داخلی، و نشان دادن اسلحه و چنگ و دندان بیشتر. فقط خدا میداند در روزهای آتی عقلای محافظهکار تا چه حد تاب مقاومت در مقابل این وسوسه عملهجات ماجراجوی خود میآورند، ولی تجربه گذشته به ما میگوید در موارد مشابه، (مقاومت ۲۱ تیر۱۳۷۸ در مقابل پیشنهاد کودتا) اعاظم موثر، سنجیده و حزمآلود تصمیم گرفتند. با این حساب، با بدتر شدن اوضاع و تشدید بحران خارجی، دولت شاهد همگرایی بیشتری از سوی حکومت، و کاهش فشارهای حکومت و تندروهای آن به حد عادی اعمال شده بر دولتهای غیر محافظهکار خواهد بود. در مقابل فشار کمرشکن خارج و باتلاق مشکلات در داخل، حفظ ثبات مستلزم یکدستنمایی حکومت است. این نگاه بخش محافظهکار محافظهکاران است و در نقاط بحرانی معمولا غالب میشود.
اما در میان اصلاحطلبان هم اخیرا این توصیهها و گاهی هم خط و نشانها دیده میشود که دولت ضعیف و ناکارا است و باید خود را ترمیم کند. بیشترین پیشرانه این گروه البته سهم خواهانه و غیر دلسوزانه است. عقلای اصلاحطلب معمولا افقی وسیعتر و تنظیمات کلان کشور را مهمتر از جابجایی مقامات درجه دو و رده متوسط دولت میدانند و فشاری که به دولت میآورند، در جهت استفاده از جایگاه و روابطش با حکومت در جهت اصلاح امور کلی و حل مسائل واقعا ملی است.
بنابراین فشار برای تغییر در دولت از هیچ سو جدی نیست، دولت اما در اندیشه است. دست دولت و نظام در پوست گردویی بسیار کوچک و سخت بسته است و در چنین موقعیتهایی دولتها به فکر کارها و اقدامات نمایشی میافتند. این روزها دولت روی امکان تحول در این حوزه مانور میدهد، هرچند هیچ مشکل داخلی و خارجی ما بسته به این وزیر و آن وزیر نیست.
در این میان یک نگاه سوم هم وجود دارد: نگاه افکار عمومی و بخشی از تحلیلگران، که معتقدند مشکلات داخلی و خارجی کشور که تعدادی از آنها در حال متورم شدن تا حد یک بحران هستند، نه حاصل عملکرد اشخاصی مانند وزیر و وکیل بلکه حاصل کارکرد سیستم و نظام است و منشاء فراتر از اشخاص و دولتها دارد. به زعم این گروه، اولین شرط بهبود کارکردها نیز اصلاح نظام است. این اصلاحات البته نه نازل در حد تغییر وزیر یا قانون یا روش اقتصادی، و نه بنیادین در حد ماهیت نظام، بلکه اصلاح در نظامات نظری یعنی سیاست پردازی، تجدید صورتبندی سیاست خارجی، و بازتعریف آرمانهای جمهوری برای زمینیتر و واقعی کردن آنهاست.
🆔 @jameeno
اصلاح نظام!
▫️شورای سردبیری: یکی از مناطق مشترک سیاسی اخیر بین اصلاحطلبان و محافظهکاران ، ابراز لزوم تغییرات در دولت و آوردن اشخاص پر کار و انقلابی (به تعبیر محافظهکاران) و یا باتجربه و شفاف (به زعم گروه دیگر) به عنوان وزیر است. این منطقه مشترک سیاسی در حال افزایش شعاع و بزرگتر شدن به نظر میرسد و اخیرا حتی پیشنهاد استعفای دولت و روی کار آمدن شخصی" قاطعتر " در آن جا گرفته است. این بحثها از کجا در میآید، چه تاثیری دارد، ودر پایان آن چه چیزی قرار دارد؟
از روزی که مشخص شد حرفهای ترامپ با مضمون فشار برایران رجز و تهدید توخالی نیست، اقطاب سیاسی محافظهکار فرصت را برای به زمین کوبیدن روحانی و دولتش غنیمت شمردند. تا قبل از آن، اعمال فشار بر دولت از طریق انتقاد از برجام، به منظور امتیازگیری و جلوگیری از افزایش اعتبار روحانی بود، ولی رفتار ترامپ و روشن شدن استراتژی نهایی او که نه فقط اعمال فشار (مانند دوران اوباما) بلکه به زانو در آوردن ایران و تضعیفش تا حد تغییر رژیم است، آنها را هشیار کرد و پیدا شدن سر و کله امثال بولتون درکنار ترامپ چشم اندازها را تغییر داد. آنها که افق بینتر بودند، خیلی سریع در شمار راهاندازان کمپین دوستی بیشتر با اروپا و ایزوله کردن آمریکا در آمدند، اما تندروها بر فشار خود افزودند؛ آیا بهتر نیست از فرصت تغییر دولت استفاده کنیم و برای دور تازه رویا رویی با آمریکا جهره قاطعتر و انقلابی به میدان بیاوریم؟ این، آشکارترین نقطه تلاقی این جریان با دولت ترامپ و چهرههای تند روی آن است؛ بیثبات سازی داخلی، و نشان دادن اسلحه و چنگ و دندان بیشتر. فقط خدا میداند در روزهای آتی عقلای محافظهکار تا چه حد تاب مقاومت در مقابل این وسوسه عملهجات ماجراجوی خود میآورند، ولی تجربه گذشته به ما میگوید در موارد مشابه، (مقاومت ۲۱ تیر۱۳۷۸ در مقابل پیشنهاد کودتا) اعاظم موثر، سنجیده و حزمآلود تصمیم گرفتند. با این حساب، با بدتر شدن اوضاع و تشدید بحران خارجی، دولت شاهد همگرایی بیشتری از سوی حکومت، و کاهش فشارهای حکومت و تندروهای آن به حد عادی اعمال شده بر دولتهای غیر محافظهکار خواهد بود. در مقابل فشار کمرشکن خارج و باتلاق مشکلات در داخل، حفظ ثبات مستلزم یکدستنمایی حکومت است. این نگاه بخش محافظهکار محافظهکاران است و در نقاط بحرانی معمولا غالب میشود.
اما در میان اصلاحطلبان هم اخیرا این توصیهها و گاهی هم خط و نشانها دیده میشود که دولت ضعیف و ناکارا است و باید خود را ترمیم کند. بیشترین پیشرانه این گروه البته سهم خواهانه و غیر دلسوزانه است. عقلای اصلاحطلب معمولا افقی وسیعتر و تنظیمات کلان کشور را مهمتر از جابجایی مقامات درجه دو و رده متوسط دولت میدانند و فشاری که به دولت میآورند، در جهت استفاده از جایگاه و روابطش با حکومت در جهت اصلاح امور کلی و حل مسائل واقعا ملی است.
بنابراین فشار برای تغییر در دولت از هیچ سو جدی نیست، دولت اما در اندیشه است. دست دولت و نظام در پوست گردویی بسیار کوچک و سخت بسته است و در چنین موقعیتهایی دولتها به فکر کارها و اقدامات نمایشی میافتند. این روزها دولت روی امکان تحول در این حوزه مانور میدهد، هرچند هیچ مشکل داخلی و خارجی ما بسته به این وزیر و آن وزیر نیست.
در این میان یک نگاه سوم هم وجود دارد: نگاه افکار عمومی و بخشی از تحلیلگران، که معتقدند مشکلات داخلی و خارجی کشور که تعدادی از آنها در حال متورم شدن تا حد یک بحران هستند، نه حاصل عملکرد اشخاصی مانند وزیر و وکیل بلکه حاصل کارکرد سیستم و نظام است و منشاء فراتر از اشخاص و دولتها دارد. به زعم این گروه، اولین شرط بهبود کارکردها نیز اصلاح نظام است. این اصلاحات البته نه نازل در حد تغییر وزیر یا قانون یا روش اقتصادی، و نه بنیادین در حد ماهیت نظام، بلکه اصلاح در نظامات نظری یعنی سیاست پردازی، تجدید صورتبندی سیاست خارجی، و بازتعریف آرمانهای جمهوری برای زمینیتر و واقعی کردن آنهاست.
🆔 @jameeno
#ب
🔹علیه بیتفاوتی
▫️پژمان موسوی | جامعه نو: چه باید کرد؟ این پرسشی است که بسیاری از روزنامهنگاران و فعالین رسانهای کشور در مواجهه با شرایط جدید کشور از خود میپرسند. افزایش بی رویه نرخ دلار، یورو، پوند و سایر ارزهای بینالمللی در کنار رکورد شکنی نرخ سکه و طلا، شرایطی را به وجود آورده است که این روزها در هر محفلی، سخن از سقوط ارزش پول ملی است. بسیاری بر این باورند که این اتفاق، ریشه اقتصادی ندارد و مشکل را باید در جای دیگر جستجو کرد، عدهای هم هستند که بر این باورند میتوان با اتخاذ برخی تصمیمات، جلوی روند سقوط ارزش پول ملی ایستاد و وضعیت را به حالت نرمال برگرداند. خیلیها ضعف عملکرد سیف رییس کل بانک مرکزی و تیم اقتصادی دولت را ریشه این مسائل میدانند و عدهای هم بر این باورند که هدف برخی اعتراضات به وضعیت اقتصادی، هدف قرار دادن دولت و تضعیف آن است.
در یک چنین وضعیتی که میداندار، شبکههای مجازی شدهاند و در برخی موارد شایعه جای واقعیت را گرفته است، روزنامهنگاران و فعالان رسانهای به نظر میرسد که وظیفه سنگینی را بر دوش دارند. آنها هستند که میتوانند با بررسی دقیق و موشکافانه بحرانِ اقتصادی اخیر، عملاً نقش واسط را بین مردم و آنانی را فراهم آورند که برای برونرفت از این وضعیت «حرف» دارند. روزنامهنگاران این روزها باید خیلی دقیق به نقش ملی و تاریخی خودباور داشته باشند؛ آنها هستند که میتوانند تریبون را در اختیار عقلایی بگذارند که تنها دغدغه منافع ملی را دارند و به رویدادها نگاه سطحی و احساسی ندارند. آنها هستند که میتوانند ریشههای بحران اخیر را بهدقت موشکافی کرده و فعالین سیاسی و اقتصادی و هر آن کس که دغدغه کشور را دارد به میدان بیاورند و با در اختیار قرار دادن تریبون به آنها، به حل بحران کمک کنند. آنها هستند که میتوانند با گزارشها و تحلیلهای خود، آنچه این روزها بر صحنه اقتصاد ایران میرود را ترسیم کنند و نسخههایی قابلطرح را برای تصمیم سازان ارائه نمایند. آنها هستند که میتواند…
همهی اینها و مسائلی از این دست یک معنا بیشتر ندارد: روزنامهنگاران و فعالان رسانهای نباید «بیتفاوت» باشند؛ اکنون زمانِ کنار نشستن و نظاره کردن نیست. باید خیلی جدی به میدان آمد و فضا را برای نقد و تحلیل و تفسیر فراهم کرد. مهم نیست هر کدام مسائل را چگونه میبینیم و چه نسخهای برای آینده داریم، مهم این است که «بیتفاوت» نباشیم…
🆔 @jameeno
🔹علیه بیتفاوتی
▫️پژمان موسوی | جامعه نو: چه باید کرد؟ این پرسشی است که بسیاری از روزنامهنگاران و فعالین رسانهای کشور در مواجهه با شرایط جدید کشور از خود میپرسند. افزایش بی رویه نرخ دلار، یورو، پوند و سایر ارزهای بینالمللی در کنار رکورد شکنی نرخ سکه و طلا، شرایطی را به وجود آورده است که این روزها در هر محفلی، سخن از سقوط ارزش پول ملی است. بسیاری بر این باورند که این اتفاق، ریشه اقتصادی ندارد و مشکل را باید در جای دیگر جستجو کرد، عدهای هم هستند که بر این باورند میتوان با اتخاذ برخی تصمیمات، جلوی روند سقوط ارزش پول ملی ایستاد و وضعیت را به حالت نرمال برگرداند. خیلیها ضعف عملکرد سیف رییس کل بانک مرکزی و تیم اقتصادی دولت را ریشه این مسائل میدانند و عدهای هم بر این باورند که هدف برخی اعتراضات به وضعیت اقتصادی، هدف قرار دادن دولت و تضعیف آن است.
در یک چنین وضعیتی که میداندار، شبکههای مجازی شدهاند و در برخی موارد شایعه جای واقعیت را گرفته است، روزنامهنگاران و فعالان رسانهای به نظر میرسد که وظیفه سنگینی را بر دوش دارند. آنها هستند که میتوانند با بررسی دقیق و موشکافانه بحرانِ اقتصادی اخیر، عملاً نقش واسط را بین مردم و آنانی را فراهم آورند که برای برونرفت از این وضعیت «حرف» دارند. روزنامهنگاران این روزها باید خیلی دقیق به نقش ملی و تاریخی خودباور داشته باشند؛ آنها هستند که میتوانند تریبون را در اختیار عقلایی بگذارند که تنها دغدغه منافع ملی را دارند و به رویدادها نگاه سطحی و احساسی ندارند. آنها هستند که میتوانند ریشههای بحران اخیر را بهدقت موشکافی کرده و فعالین سیاسی و اقتصادی و هر آن کس که دغدغه کشور را دارد به میدان بیاورند و با در اختیار قرار دادن تریبون به آنها، به حل بحران کمک کنند. آنها هستند که میتوانند با گزارشها و تحلیلهای خود، آنچه این روزها بر صحنه اقتصاد ایران میرود را ترسیم کنند و نسخههایی قابلطرح را برای تصمیم سازان ارائه نمایند. آنها هستند که میتواند…
همهی اینها و مسائلی از این دست یک معنا بیشتر ندارد: روزنامهنگاران و فعالان رسانهای نباید «بیتفاوت» باشند؛ اکنون زمانِ کنار نشستن و نظاره کردن نیست. باید خیلی جدی به میدان آمد و فضا را برای نقد و تحلیل و تفسیر فراهم کرد. مهم نیست هر کدام مسائل را چگونه میبینیم و چه نسخهای برای آینده داریم، مهم این است که «بیتفاوت» نباشیم…
🆔 @jameeno
#الف
🔹آنها برمیگردند!
▫️شورای سردبیری: تظاهرات دیروز بازار تهران جنبه ضدانقلابی نداشته و برای کشیدن گوش دولت بوده است. این توصیف فصل مشترک گزارش رسانههای موسوم به اصولگرا از رخدادهای دیروز بازار تهران و خیابان جمهوری و اطراف مجلس و چند شهر دیگر است. "اعتراض به سیاستهای اقتصادی دولت"، "مخالفت با سیاست ارزی و اقتصادی" و موارد مشابه که انگشت اتهام را به سمت دولت میگیرند جانمایه گزارشهای این رسانههاست و اینکه تظاهرات تمام و بازار باز شده است...
اما اینطور نبود. مردمی که از مغازهها بیرون زده بودند به دولت کاری نداشتند و شعارهای وطنپرستانه و ضدحکومت میدادند. البته شعار "دلار ۱۰ تومانی نمیخواهیم" نیز جاری بود ولی شعار ضد حمایت از غزه و لبنان و رها کردن سوریه در دهان کاسبهایی بود که به خاطر توفان ارزی و اغتشاش قیمتی عاصی بهنظر میرسیدند.
درست است که پیشرانه این نمودهای نارضایتی مشکلات کسبوکارهاست و رکودی که با محکم کردن ریشه خود بازار را به فلج دچار ساخته، اما این هم مهم است که چرا چنین اعتراضهایی با انگیزه و اهداف اقتصادی بستر شعارهای سوپر سیاسی میشوند؟ این پرسشی است که دستگاه نظریهپرداز حکومت پاسخی بدان ندارد، مگر اینکه به تئوری مردود نفوذ دشمن در این قشر و آن گروه متوسل شود. سال ۸۸ و دوران تولد این شعارهای ضد سیاست خارجی نیز چنین کرد. جماعت اصلاحطلب نیز هرچند در دل با آنچه مردم در خیابان گفتند موافق بود و ایران را بر غزه و لبنان ترجیح میداد، اما بر اساس محافظهکاری و رودربایستی سیاسی، طرح مسائلی مثل مخالفت با سیاست خاورمیانهای حکومت را نادرست اعلام کرد.
اما جامعه و افکار عمومی و مردمان کوچه و بازار که غالباً فاقد درک عمیق سیاسی فرض میشوند، وقعی به گرایش سیاسیون ننهاد. شعار مخالفت با پیوند سرنوشت کشور با مسئله فلسطینیها و اعراب نامهربان را با افزایش ملات ملیگرایی استحکام بخشید و بیشتر جا انداخت (آنقدر گسترده که حتی حمایت از رضاخان هم در دایره آن امکان تولد یافت) آن را در دیماه با شعار دستوری رها کردن سوریه آمیخت و حالا همه ما را و بهویژه حکومت صاحباختیار را در مقابل خود گرفته و عنقریب از روی همه توجیهات ما عبور خواهد کرد. همچون عبور یک تانک از روی موتورسیکلتی کهنه، زنگزده و پوک شده. حکومت باید به هوش باشد و مبانی شکلگیری شعارهای سیاسی در اعتراضهای اقتصادی را در درون رفتار خود از بین ببرد. یکی از این مبانی که دائما اهمیت و وزن خود را به رخ ما میکشد، همین موضوع پیوند دادن سرنوشت کشور با مسائل شبه کشورها و اختلافات اعراب با یکدیگر و با یهودیان در شبهجزیره عربستان است که سراپایش بوی زیان برای ایران میدهد. حکومت باید از خود بپرسد در حالی که در اعتراضات اقتصادی طبیعی است مردم بخش سیاسی شعارهای خود را متوجه ناکارایی دولت یا حکومت (برای عامه یکساناند) و حجم عظیم فساد فراگیر سیستم کنند، چرا به سراغ سیاست خارجی میروند؟ گیریم که عدهای با نقاب به در مغازهها رفته و آنها را به پایین کشیدن کرکرهها و تعطیل بازار مجبور کرده باشند، آیا برای راه افتادن سیلابی آنها و شعار دادن آنها هم باید به فشار گروه نقابپوش متوسل شویم؟ سیستم باید بهجای باور کردن دروغهای دستگاه تبلیغاتی خودش، با حلقه گستردهتری از مشاوران کنونی مشورت کند. راستش، دیروز کسی در اعتراضها گوش دولت را نکشید. گوش حکومت را کشیدند! دفعه بعد حتماً سختتر و تندتر میکشند.
🆔 @jameeno
🔹آنها برمیگردند!
▫️شورای سردبیری: تظاهرات دیروز بازار تهران جنبه ضدانقلابی نداشته و برای کشیدن گوش دولت بوده است. این توصیف فصل مشترک گزارش رسانههای موسوم به اصولگرا از رخدادهای دیروز بازار تهران و خیابان جمهوری و اطراف مجلس و چند شهر دیگر است. "اعتراض به سیاستهای اقتصادی دولت"، "مخالفت با سیاست ارزی و اقتصادی" و موارد مشابه که انگشت اتهام را به سمت دولت میگیرند جانمایه گزارشهای این رسانههاست و اینکه تظاهرات تمام و بازار باز شده است...
اما اینطور نبود. مردمی که از مغازهها بیرون زده بودند به دولت کاری نداشتند و شعارهای وطنپرستانه و ضدحکومت میدادند. البته شعار "دلار ۱۰ تومانی نمیخواهیم" نیز جاری بود ولی شعار ضد حمایت از غزه و لبنان و رها کردن سوریه در دهان کاسبهایی بود که به خاطر توفان ارزی و اغتشاش قیمتی عاصی بهنظر میرسیدند.
درست است که پیشرانه این نمودهای نارضایتی مشکلات کسبوکارهاست و رکودی که با محکم کردن ریشه خود بازار را به فلج دچار ساخته، اما این هم مهم است که چرا چنین اعتراضهایی با انگیزه و اهداف اقتصادی بستر شعارهای سوپر سیاسی میشوند؟ این پرسشی است که دستگاه نظریهپرداز حکومت پاسخی بدان ندارد، مگر اینکه به تئوری مردود نفوذ دشمن در این قشر و آن گروه متوسل شود. سال ۸۸ و دوران تولد این شعارهای ضد سیاست خارجی نیز چنین کرد. جماعت اصلاحطلب نیز هرچند در دل با آنچه مردم در خیابان گفتند موافق بود و ایران را بر غزه و لبنان ترجیح میداد، اما بر اساس محافظهکاری و رودربایستی سیاسی، طرح مسائلی مثل مخالفت با سیاست خاورمیانهای حکومت را نادرست اعلام کرد.
اما جامعه و افکار عمومی و مردمان کوچه و بازار که غالباً فاقد درک عمیق سیاسی فرض میشوند، وقعی به گرایش سیاسیون ننهاد. شعار مخالفت با پیوند سرنوشت کشور با مسئله فلسطینیها و اعراب نامهربان را با افزایش ملات ملیگرایی استحکام بخشید و بیشتر جا انداخت (آنقدر گسترده که حتی حمایت از رضاخان هم در دایره آن امکان تولد یافت) آن را در دیماه با شعار دستوری رها کردن سوریه آمیخت و حالا همه ما را و بهویژه حکومت صاحباختیار را در مقابل خود گرفته و عنقریب از روی همه توجیهات ما عبور خواهد کرد. همچون عبور یک تانک از روی موتورسیکلتی کهنه، زنگزده و پوک شده. حکومت باید به هوش باشد و مبانی شکلگیری شعارهای سیاسی در اعتراضهای اقتصادی را در درون رفتار خود از بین ببرد. یکی از این مبانی که دائما اهمیت و وزن خود را به رخ ما میکشد، همین موضوع پیوند دادن سرنوشت کشور با مسائل شبه کشورها و اختلافات اعراب با یکدیگر و با یهودیان در شبهجزیره عربستان است که سراپایش بوی زیان برای ایران میدهد. حکومت باید از خود بپرسد در حالی که در اعتراضات اقتصادی طبیعی است مردم بخش سیاسی شعارهای خود را متوجه ناکارایی دولت یا حکومت (برای عامه یکساناند) و حجم عظیم فساد فراگیر سیستم کنند، چرا به سراغ سیاست خارجی میروند؟ گیریم که عدهای با نقاب به در مغازهها رفته و آنها را به پایین کشیدن کرکرهها و تعطیل بازار مجبور کرده باشند، آیا برای راه افتادن سیلابی آنها و شعار دادن آنها هم باید به فشار گروه نقابپوش متوسل شویم؟ سیستم باید بهجای باور کردن دروغهای دستگاه تبلیغاتی خودش، با حلقه گستردهتری از مشاوران کنونی مشورت کند. راستش، دیروز کسی در اعتراضها گوش دولت را نکشید. گوش حکومت را کشیدند! دفعه بعد حتماً سختتر و تندتر میکشند.
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان
🔸همراه نیمهراه
🖌محمد وافری - مدرس دانشگاه
▫️جامعه نو: خاستگاه اعتراض های اخیر بازار سنتی ایران نه ریشه در مطالبات مدنی دارد و نه میتواند اعتراض فراگیر برخاسته از طبقات متوسط و آسیبپذیر جامعه در افشای فقر و فساد را نمایندگی کند!
بازار سنتی ایران هر زمان به عرصه مطالبات اجتماعی ورود کرده یا منشا تحریک خارجی و واپسگرایانه داشته و یا با هدف گروکشی گروه های سیاسی داخلی جامانده از آرای مردمی با هدف برهم زدن معادلات دموکراسیجویی بوده است. اساسا طرح مطالبات اجتماعی و اعتصابات برای بازار سنتی یک هزینه است.
سابقه تیره بازار سنتی در انحراف از تعهد به حرکتهای جمعی بلندمدت و واگذاری فرصتهای چانهزنی فراهم شده مبارزات اجتماعی در بزنگاه تشدید بسامد مطالبات مدنی آنهم به واپسگرایان سابقهای مخدوش را برای این گروه از جامعه رقم زده است. منافع صنفی این گروه از جامعه نوعا کوتاهمدت بوده و عدم همراهی آنها با جنبشهای بنیادین مدنی دهههای اخیر همچون جنبش دانشجویی، محیط زیست و یا اعتصابات کارگری از همین دست قابل ارزیابی است.
🔻در Instant View بیشتر بخوانید.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/rh-06-27
🔸همراه نیمهراه
🖌محمد وافری - مدرس دانشگاه
▫️جامعه نو: خاستگاه اعتراض های اخیر بازار سنتی ایران نه ریشه در مطالبات مدنی دارد و نه میتواند اعتراض فراگیر برخاسته از طبقات متوسط و آسیبپذیر جامعه در افشای فقر و فساد را نمایندگی کند!
بازار سنتی ایران هر زمان به عرصه مطالبات اجتماعی ورود کرده یا منشا تحریک خارجی و واپسگرایانه داشته و یا با هدف گروکشی گروه های سیاسی داخلی جامانده از آرای مردمی با هدف برهم زدن معادلات دموکراسیجویی بوده است. اساسا طرح مطالبات اجتماعی و اعتصابات برای بازار سنتی یک هزینه است.
سابقه تیره بازار سنتی در انحراف از تعهد به حرکتهای جمعی بلندمدت و واگذاری فرصتهای چانهزنی فراهم شده مبارزات اجتماعی در بزنگاه تشدید بسامد مطالبات مدنی آنهم به واپسگرایان سابقهای مخدوش را برای این گروه از جامعه رقم زده است. منافع صنفی این گروه از جامعه نوعا کوتاهمدت بوده و عدم همراهی آنها با جنبشهای بنیادین مدنی دهههای اخیر همچون جنبش دانشجویی، محیط زیست و یا اعتصابات کارگری از همین دست قابل ارزیابی است.
🔻در Instant View بیشتر بخوانید.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/rh-06-27
Telegraph
همراه نیمهراه
خاستگاه اعتراض های اخیر بازار سنتی ایران نه ریشه در مطالبات مدنی دارد و نه میتواند اعتراض فراگیر برخاسته از طبقات متوسط و آسیبپذیر جامعه در افشای فقر و فساد را نمایندگی کند! بازار سنتی ایران هر زمان به عرصه مطالبات اجتماعی ورود کرده یا منشا تحریک خارجی…
Audio
🔹نود و سومین پادکست سرمقاله #جامعه_نو شورای سردبیری
🔻عنوان: آنها برمیگردند
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔻عنوان: آنها برمیگردند
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔺یک پیشروی طوفانی
🔸اصلاحات رادیکال در عربستان سعودی در حال تغییر حوزه خلیج و جهان عرب است / گزارش ویژۀ نشریۀ #اکونومیست
🖌برگردان: مهسا صباغی
▫️جامعه نو: آنتون لاگاردیا میگوید شاهزاده در حال آزادسازی هنجارهای اجتماعی و اقتصاد است؛ اما با مخالفتهای سیاسی روبروست.
برای سالهای متمادی عکسهای آروا النعیمی که سوژههای آن زنانی در یک شهربازی بودند، توجهِ مزاحمگونه پلیس مذهبی عربستان سعودی را به خود جلب کرده بود. در عکسِ «کشتی» که وسیله بازی بود که دیوانهوار به عقب و جلو میرفت، زنان سیاهپوش و مردانی که لباس سفید گشاد پوشیده بودند، هر کدام مجبور شده بودند که در منتها الیه مخالف یکدیگر بنشینند. وقتی که میخواستند شماره تلفن یکدیگر را ردوبدل کنند، مجبور بودند که نوبت خود را رعایت کنند (این تصویر شده است). سپس داخل کشتی، کنارههای مات پلاستیکی سبز میشوند تا نگذارند مردان به زنان نگاه کنند و روشنایی به سمتِ آنها که دهانشان باز مانده، نرسد.
سال گذشته به ناگهان مطوعین یا نیروهای پلیس اسلامی، ناپدید شدند. کمیته امر به معروف و نهی از منکر، که با همین نامِ رسمی خوانده میشود، دیگر قدرت این را نداشت که اخلاقیات مربوط به عموم را دیکته کند. این روزها دولت عربستان سعودی تمام هم و غمِ خود را بر ترویج شادی گذاشته: کنسرتها، مد، هنر، ورزش. چرخ دنده قوانین اجتماعی معکوس شده. صدای موذن که برای فراخوانی نمازگزاران بلند میشود صدای ناآشنای خنده هم میتوان شنید.
علاوه بر این، عکسهای خانم النعیمی احساسِ جوگیری، شوخطبعی و مبارزهطلبی زنانی را که در شهربازیها سوار ماشینهای بزرگی شدهاند، نشان میدهد. این ماشینها تقریبا بیشترین شباهت را به راندن ماشینهای واقعی دارند. اما در 24 ژانویه، آنها بالاخره اجازه خواهند یافت که در جادههای عربستان رانندگی کنند. این هنرمند میگوید او و چهار خواهرش چنددستگی دارند. یکی فکر میکند که رانندگی کردن زیادی خطرناک است. دیگری خودش را با یک راننده و برداشتن بچهها از مدرسه توسط خودش، از رانندگی معاف خواهد کرد. خانم النعیمی و دیگران صبر خواهند کرد. او قبلا در بیابان رانندگی کرده؛ ولی صبر میکند تا سیلِ زنانی که برای گواهینامه رانندگی درخواست میدهند، بخوابد و قیمت پایین بیاید.
زنان سعودی راه درازی در پیش دارند – هنوز هم از طریق همسران یا وابستگانِ مذکر تحتِ تعقیبِ پاسداران هستند که باید برای مثال به آنها اجازه دهند که بتوانند سفر کنند. اما عربستان سعودی در روند عادیسازی هر چه بیشتر است. مطالبه عادیسازی، بخشی از انقلابی تعیین کننده است.
🔻در Instant View بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/radical-06-27
🔸اصلاحات رادیکال در عربستان سعودی در حال تغییر حوزه خلیج و جهان عرب است / گزارش ویژۀ نشریۀ #اکونومیست
🖌برگردان: مهسا صباغی
▫️جامعه نو: آنتون لاگاردیا میگوید شاهزاده در حال آزادسازی هنجارهای اجتماعی و اقتصاد است؛ اما با مخالفتهای سیاسی روبروست.
برای سالهای متمادی عکسهای آروا النعیمی که سوژههای آن زنانی در یک شهربازی بودند، توجهِ مزاحمگونه پلیس مذهبی عربستان سعودی را به خود جلب کرده بود. در عکسِ «کشتی» که وسیله بازی بود که دیوانهوار به عقب و جلو میرفت، زنان سیاهپوش و مردانی که لباس سفید گشاد پوشیده بودند، هر کدام مجبور شده بودند که در منتها الیه مخالف یکدیگر بنشینند. وقتی که میخواستند شماره تلفن یکدیگر را ردوبدل کنند، مجبور بودند که نوبت خود را رعایت کنند (این تصویر شده است). سپس داخل کشتی، کنارههای مات پلاستیکی سبز میشوند تا نگذارند مردان به زنان نگاه کنند و روشنایی به سمتِ آنها که دهانشان باز مانده، نرسد.
سال گذشته به ناگهان مطوعین یا نیروهای پلیس اسلامی، ناپدید شدند. کمیته امر به معروف و نهی از منکر، که با همین نامِ رسمی خوانده میشود، دیگر قدرت این را نداشت که اخلاقیات مربوط به عموم را دیکته کند. این روزها دولت عربستان سعودی تمام هم و غمِ خود را بر ترویج شادی گذاشته: کنسرتها، مد، هنر، ورزش. چرخ دنده قوانین اجتماعی معکوس شده. صدای موذن که برای فراخوانی نمازگزاران بلند میشود صدای ناآشنای خنده هم میتوان شنید.
علاوه بر این، عکسهای خانم النعیمی احساسِ جوگیری، شوخطبعی و مبارزهطلبی زنانی را که در شهربازیها سوار ماشینهای بزرگی شدهاند، نشان میدهد. این ماشینها تقریبا بیشترین شباهت را به راندن ماشینهای واقعی دارند. اما در 24 ژانویه، آنها بالاخره اجازه خواهند یافت که در جادههای عربستان رانندگی کنند. این هنرمند میگوید او و چهار خواهرش چنددستگی دارند. یکی فکر میکند که رانندگی کردن زیادی خطرناک است. دیگری خودش را با یک راننده و برداشتن بچهها از مدرسه توسط خودش، از رانندگی معاف خواهد کرد. خانم النعیمی و دیگران صبر خواهند کرد. او قبلا در بیابان رانندگی کرده؛ ولی صبر میکند تا سیلِ زنانی که برای گواهینامه رانندگی درخواست میدهند، بخوابد و قیمت پایین بیاید.
زنان سعودی راه درازی در پیش دارند – هنوز هم از طریق همسران یا وابستگانِ مذکر تحتِ تعقیبِ پاسداران هستند که باید برای مثال به آنها اجازه دهند که بتوانند سفر کنند. اما عربستان سعودی در روند عادیسازی هر چه بیشتر است. مطالبه عادیسازی، بخشی از انقلابی تعیین کننده است.
🔻در Instant View بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/radical-06-27
Telegraph
یک پیشروی طوفانی
اصلاحات رادیکال در عربستان سعودی در حال تغییر حوزه خلیج و جهان عرب است جامعه نو: آنتون لاگاردیا میگوید شاهزاده در حال آزادسازی هنجارهای اجتماعی و اقتصاد است؛ اما با مخالفتهای سیاسی روبروست. برای سالهای متمادی عکسهای آروا النعیمی که سوژههای آن زنانی…
#ب
🔹بازار مسکن چرا و چگونه رشد کرد و به چه سمتی می رود؟
◽️علی محسنی/ جامعه نو: آخرین آمار معاملات بازار مسکن تهران نشان از آن دارد که متوسط قیمت هر مترمربع آپارتمان در خردادماه سال جاری نسبت به خرداد سال گذشته 42 درصد و در مقایسه با ماه اردیبهشت گذشته 8 درصد رشد دارد. در همین مقایسه اما حجم معاملات به ترتیب 3 و 22 درصد کاهش نشان می دهد.
در صورتی که عوامل کلان موثر بر بازار مسکن را در نظر بگیریم، شرایط مساعدی برای رشد قیمت ها در سال گذشته و سال جاری فراهم شده بود. رشد قیمت و حجم معاملات پس از دوره چند ساله رکود، طبیعی بود اما چند عامل دیگر نیز در این زمینه موثر واقع شدند:
1- رکود چند ساله و قفل نقدینگی سازندگان و سرمایه گذاران در بازار موجب افت شدید سرمایه گذاری شد و عرضه آپارتمان های نوساز را به بازار کاهش داد.
2- نسبت به دوره قبلی رونق در سال 1391، وام پرداختی مسکن از طریق بورس به حدود سه برابر رسید و صندوق پس انداز یکم مسکن نیز تاسیس شد که جریان جدید وام دهی را ایجاد کرد.
3- پرداخت سود بالا به سپرده های بانکی در چند سال اخیر و رشد قیمت ها در بازارهای موازی ارز و سکه نیز نقدینگی در دستان جامعه را افزایش داد و شرایط روانی رشد بازار مسکن را فراهم کرد.
4- قیمت مصالح ساختمانی در یک سال اخیر روند صعودی به خود گرفت. در این بین، رشد قیمت انواع محصولات فولادی چشمگیر بود و حتی تا بیش از دو برابر افزایش را تجربه کرد.
5- قدرت خرید مردم گرچه در مجموع رشد موثری نداشت و رکود بازارها تاییدی بر این مدعا بود اما افزایش حقوق کارمندان، موجب رشد قدرت خرید و بهبود امکان بازپرداخت اقساط در طبقه متوسط شد.
مجموع این شرایط موجب رونق در بازار مسکن شد اما رونق فعلی بازار تفاوت هایی چشمگیر با دوره های قبلی رونق نشان می دهد:
1- اقبال بسیار چشمگیر به آپارتمان های کوچک متراژ و رونق کم در معاملات آپارتمان های بزرگ مشاهده شد.
2- برخلاف دوره های قبل که ترتیب قدرت خرید به ترتیب درصد افزایش قیمت شکل می داد و مناطق لوکس بیشترین رشد قیمت را داشتند، این بار مناطق مناسب سکونت طبقه متوسط بالاترین نرخ رشد قیمت را تجربه کرد.
3- سوداگران و سرمایه گذاران بر حسب تحلیل هوشمندانه و درسی که از دوره گذشته رکود گرفتند، یا در بازار مسکن یک سال اخیر حضور پیدا نکردند و یا تمرکز خود را بر املاکی گذاشتند که مشتریان پرتعداد در بازار دارد (برای فرار از به تله افتادن سرمایه)
اما در چنین شرایطی چه انتظار می رود؟ پیش بینی دشوار است اما به چند نکته می توان اشاره کرد:
1- افت حجم معاملات می تواند فرا رسیدن دوباره رکود را موجب شود. قیمت ها در آپارتمان های مناسب بازار مناطق مرکزی تهران حتی بعضا تا بیش از دو برابر افزایش یافته و در این شرایط، خانه اولی ها و حتی سوداگران با کاهش تمایل به خرید روبرو می شوند. عرضه گرچه اندک است اما قیمت ها بیش از وسع خریدار متوسط رشد کرده است.
2- آمار ساخت و ساز رو به رشد است و سرمایه گذاران به عکس دوره رونق گذشته که بر ساخت و سازهای لوکس تمرکز کرده بودند، این بار تولید آپارتمان های کوچک متراژ را هدف می گیرند. عرضه زیاد در فاصله یک تا دو ساله، هم برتری فروشندگان به خریداران را رقم می زند و هم احتمال تعدیل قیمت ها را به وجود می آورد.
3- انتظار می رود رشد قیمت ها به مناطق محل سکونت اقشار کم درآمد، حاشیه شهری و شهرستان ها تسری یابد اما رشد قیمت به اندازه مناطق مرکزی تهران رخ نمی دهد. مجموع رشد قیمت مسکن در دوره فعلی کمتر از دوره های رونق قبل پیش بینی می شود.
🆔 @jameeno
🔹بازار مسکن چرا و چگونه رشد کرد و به چه سمتی می رود؟
◽️علی محسنی/ جامعه نو: آخرین آمار معاملات بازار مسکن تهران نشان از آن دارد که متوسط قیمت هر مترمربع آپارتمان در خردادماه سال جاری نسبت به خرداد سال گذشته 42 درصد و در مقایسه با ماه اردیبهشت گذشته 8 درصد رشد دارد. در همین مقایسه اما حجم معاملات به ترتیب 3 و 22 درصد کاهش نشان می دهد.
در صورتی که عوامل کلان موثر بر بازار مسکن را در نظر بگیریم، شرایط مساعدی برای رشد قیمت ها در سال گذشته و سال جاری فراهم شده بود. رشد قیمت و حجم معاملات پس از دوره چند ساله رکود، طبیعی بود اما چند عامل دیگر نیز در این زمینه موثر واقع شدند:
1- رکود چند ساله و قفل نقدینگی سازندگان و سرمایه گذاران در بازار موجب افت شدید سرمایه گذاری شد و عرضه آپارتمان های نوساز را به بازار کاهش داد.
2- نسبت به دوره قبلی رونق در سال 1391، وام پرداختی مسکن از طریق بورس به حدود سه برابر رسید و صندوق پس انداز یکم مسکن نیز تاسیس شد که جریان جدید وام دهی را ایجاد کرد.
3- پرداخت سود بالا به سپرده های بانکی در چند سال اخیر و رشد قیمت ها در بازارهای موازی ارز و سکه نیز نقدینگی در دستان جامعه را افزایش داد و شرایط روانی رشد بازار مسکن را فراهم کرد.
4- قیمت مصالح ساختمانی در یک سال اخیر روند صعودی به خود گرفت. در این بین، رشد قیمت انواع محصولات فولادی چشمگیر بود و حتی تا بیش از دو برابر افزایش را تجربه کرد.
5- قدرت خرید مردم گرچه در مجموع رشد موثری نداشت و رکود بازارها تاییدی بر این مدعا بود اما افزایش حقوق کارمندان، موجب رشد قدرت خرید و بهبود امکان بازپرداخت اقساط در طبقه متوسط شد.
مجموع این شرایط موجب رونق در بازار مسکن شد اما رونق فعلی بازار تفاوت هایی چشمگیر با دوره های قبلی رونق نشان می دهد:
1- اقبال بسیار چشمگیر به آپارتمان های کوچک متراژ و رونق کم در معاملات آپارتمان های بزرگ مشاهده شد.
2- برخلاف دوره های قبل که ترتیب قدرت خرید به ترتیب درصد افزایش قیمت شکل می داد و مناطق لوکس بیشترین رشد قیمت را داشتند، این بار مناطق مناسب سکونت طبقه متوسط بالاترین نرخ رشد قیمت را تجربه کرد.
3- سوداگران و سرمایه گذاران بر حسب تحلیل هوشمندانه و درسی که از دوره گذشته رکود گرفتند، یا در بازار مسکن یک سال اخیر حضور پیدا نکردند و یا تمرکز خود را بر املاکی گذاشتند که مشتریان پرتعداد در بازار دارد (برای فرار از به تله افتادن سرمایه)
اما در چنین شرایطی چه انتظار می رود؟ پیش بینی دشوار است اما به چند نکته می توان اشاره کرد:
1- افت حجم معاملات می تواند فرا رسیدن دوباره رکود را موجب شود. قیمت ها در آپارتمان های مناسب بازار مناطق مرکزی تهران حتی بعضا تا بیش از دو برابر افزایش یافته و در این شرایط، خانه اولی ها و حتی سوداگران با کاهش تمایل به خرید روبرو می شوند. عرضه گرچه اندک است اما قیمت ها بیش از وسع خریدار متوسط رشد کرده است.
2- آمار ساخت و ساز رو به رشد است و سرمایه گذاران به عکس دوره رونق گذشته که بر ساخت و سازهای لوکس تمرکز کرده بودند، این بار تولید آپارتمان های کوچک متراژ را هدف می گیرند. عرضه زیاد در فاصله یک تا دو ساله، هم برتری فروشندگان به خریداران را رقم می زند و هم احتمال تعدیل قیمت ها را به وجود می آورد.
3- انتظار می رود رشد قیمت ها به مناطق محل سکونت اقشار کم درآمد، حاشیه شهری و شهرستان ها تسری یابد اما رشد قیمت به اندازه مناطق مرکزی تهران رخ نمی دهد. مجموع رشد قیمت مسکن در دوره فعلی کمتر از دوره های رونق قبل پیش بینی می شود.
🆔 @jameeno