صدای نو | ۲۰ آبان ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۰ آبان ۹۷
آیا ترامپ کانال تازهای برای فرستادن پیام به ایران یافته است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
آیا ترامپ کانال تازهای برای فرستادن پیام به ایران یافته است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۱ آبان ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۱ آبان ۹۷
هدف اجزاء حکومت برای جا انداختن تفاسیر عجیب از قانون اساسی چیست؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
هدف اجزاء حکومت برای جا انداختن تفاسیر عجیب از قانون اساسی چیست؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
🔸دور تازه اعتراض کارگران در هفت تپه
🔻یک کلام: "نیشکر هفت تپه را نجات دهید"
▫️لیلارزاقی / جامعه نو: دوره جدید اعتراض و اعتصاب صنفی کارگران نیشکر هفت تپه بعد از 8 روز وارد فاز تازهای شد. تجمع صنفی کارگران نیشکر هفت تپه که از 8 روز پیش در محل این مجتمع صنعتی در اعتراض به حقوق معوقه و بلاتکلیفی کارگران ادامه دار شده بود، صبح امروز به مقابل فرمانداری شهرستان شوش کشیده شد.
منابع کارگری در هفت تپه به جامعه نو میگویند: صبح امروز بیش از هزار و دویست کارگر نیشکر هفت تپه در مقابل فرمانداری شهرستان شوش ، تجمع اعتراضی برپا کردند. این کارگران که از تیرماه سال جاری معوقات مزدی طلبکارند، میگویند در 8 روز گذشته اتفاقات تازهای در این شرکت افتاده که عملا آینده فعالیت این مجتمع صنعتی را در هاله ای از ابهام قرار داده است. کارگران میگویند، در چند روز گذشته شائبه بازداشت مالکین و مدیران این شرکت صنعتی مطرح شده و این مساله کارگران را در خصوص ادامه فعالیت این مجتمع صنعتی دچار تردید و نگرانی کرده است. یکی از کارگران در گفتگو با جامعه نو میگوید: اوضاع در هفت تپه خیلی بحرانی است.
تیم مدیریتی شرکت به دلایلی که شنیدهایم مرتبط با بازار ارز و مواردی از این دست است، بازداشت و فراری هستند و 8 روزی است که نیروهای حراست شرکت را اداره میکنند. واقعا نمیدانیم با این وضعیت چه کنیم. امروز هم که در مقابل فرمانداری تجمع کردیم، حتی یک نفر از داخل این مجموعه حاضر نشد با کارگران صحبت کند. هیچکس به ما نمیگوید در شرکت چه خبر است و مدیرانی که با روابط خاص! وارد این شرکت شدند، اکنون کجا هستند؟ اصلا تکلیف معوقات مزدی و حقوقی کارگران با نبود مدیریت چه خواهد شد؟" این کارگر میگوید: ماجراهای نیشکر هفت تپه دیگر انگار برای همه عادی شده ولی ما هر روز درد میکشیم. دستاورد خانواده اسدبیگی (اشاره به مدیریت مجتمع صنعتی هفت تپه که به ادعای کارگران روابط فامیلی هم بر ان حاکم است) جز فقر و ادامه دار شدن شرایط سخت زندگی برای کارگران هفت تپه نبوده است."
این کارگران که با دردست داشتن بنرهای اعتراضی و پهن کردن سفره خالی و شعارهایی چون " کارگر میمیرد ، ذلت نمیپذیرد"، خواهان خلع ید شرکت از مالکین بخش خصوصی و بازگشت شرکت به دولت هستند. منابع کارگری در نیشکر هفت تپه همچنین اطلاع دادهاند، اخیرا نمایندگان سازمان خصوصی سازی پس ازمراجعه به شرکت اعلام کردند که به هیچ وجه شرکت به دولت برنمیگردد. این در حالیست که ملاک کارآمدی یا ناکارآمدی مالکین بخش خصوصی ، سازمان خصوصی سازی است و این مساله نگاهها را به سمت چرایی انتصاباتی از این دست در سازمان خصوصی سازی، جلب میکند. این کارگران خواهان پرداخت حقوق معوق. قراردادی کردن کارگران روزمزد. بازنگری طرح مشاغل بندی وتعیین تکلیف۲۷۰ نفرکارگری هستند که منتظرپرداخت ۴درصد بیمه جهت بازنشستگی ازطریق طرح زیان آورهستند. به گفته کارگران، هنوزقطعات موردنیازجهت تکمیل اورهال کارخانه وشروع بهره برداری فراهم نشده است. در پی بی پاسخ ماندن مطالبات صنفی کارگران در تجمع صنفی امروز، کارگران معترض اعلام کردند که فردا (چهارشنبه) به همراه خانوادههایشان در مقابل فرمانداری تجمع خواهند کرد.
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/Pro-11-13-2
🔻یک کلام: "نیشکر هفت تپه را نجات دهید"
▫️لیلارزاقی / جامعه نو: دوره جدید اعتراض و اعتصاب صنفی کارگران نیشکر هفت تپه بعد از 8 روز وارد فاز تازهای شد. تجمع صنفی کارگران نیشکر هفت تپه که از 8 روز پیش در محل این مجتمع صنعتی در اعتراض به حقوق معوقه و بلاتکلیفی کارگران ادامه دار شده بود، صبح امروز به مقابل فرمانداری شهرستان شوش کشیده شد.
منابع کارگری در هفت تپه به جامعه نو میگویند: صبح امروز بیش از هزار و دویست کارگر نیشکر هفت تپه در مقابل فرمانداری شهرستان شوش ، تجمع اعتراضی برپا کردند. این کارگران که از تیرماه سال جاری معوقات مزدی طلبکارند، میگویند در 8 روز گذشته اتفاقات تازهای در این شرکت افتاده که عملا آینده فعالیت این مجتمع صنعتی را در هاله ای از ابهام قرار داده است. کارگران میگویند، در چند روز گذشته شائبه بازداشت مالکین و مدیران این شرکت صنعتی مطرح شده و این مساله کارگران را در خصوص ادامه فعالیت این مجتمع صنعتی دچار تردید و نگرانی کرده است. یکی از کارگران در گفتگو با جامعه نو میگوید: اوضاع در هفت تپه خیلی بحرانی است.
تیم مدیریتی شرکت به دلایلی که شنیدهایم مرتبط با بازار ارز و مواردی از این دست است، بازداشت و فراری هستند و 8 روزی است که نیروهای حراست شرکت را اداره میکنند. واقعا نمیدانیم با این وضعیت چه کنیم. امروز هم که در مقابل فرمانداری تجمع کردیم، حتی یک نفر از داخل این مجموعه حاضر نشد با کارگران صحبت کند. هیچکس به ما نمیگوید در شرکت چه خبر است و مدیرانی که با روابط خاص! وارد این شرکت شدند، اکنون کجا هستند؟ اصلا تکلیف معوقات مزدی و حقوقی کارگران با نبود مدیریت چه خواهد شد؟" این کارگر میگوید: ماجراهای نیشکر هفت تپه دیگر انگار برای همه عادی شده ولی ما هر روز درد میکشیم. دستاورد خانواده اسدبیگی (اشاره به مدیریت مجتمع صنعتی هفت تپه که به ادعای کارگران روابط فامیلی هم بر ان حاکم است) جز فقر و ادامه دار شدن شرایط سخت زندگی برای کارگران هفت تپه نبوده است."
این کارگران که با دردست داشتن بنرهای اعتراضی و پهن کردن سفره خالی و شعارهایی چون " کارگر میمیرد ، ذلت نمیپذیرد"، خواهان خلع ید شرکت از مالکین بخش خصوصی و بازگشت شرکت به دولت هستند. منابع کارگری در نیشکر هفت تپه همچنین اطلاع دادهاند، اخیرا نمایندگان سازمان خصوصی سازی پس ازمراجعه به شرکت اعلام کردند که به هیچ وجه شرکت به دولت برنمیگردد. این در حالیست که ملاک کارآمدی یا ناکارآمدی مالکین بخش خصوصی ، سازمان خصوصی سازی است و این مساله نگاهها را به سمت چرایی انتصاباتی از این دست در سازمان خصوصی سازی، جلب میکند. این کارگران خواهان پرداخت حقوق معوق. قراردادی کردن کارگران روزمزد. بازنگری طرح مشاغل بندی وتعیین تکلیف۲۷۰ نفرکارگری هستند که منتظرپرداخت ۴درصد بیمه جهت بازنشستگی ازطریق طرح زیان آورهستند. به گفته کارگران، هنوزقطعات موردنیازجهت تکمیل اورهال کارخانه وشروع بهره برداری فراهم نشده است. در پی بی پاسخ ماندن مطالبات صنفی کارگران در تجمع صنفی امروز، کارگران معترض اعلام کردند که فردا (چهارشنبه) به همراه خانوادههایشان در مقابل فرمانداری تجمع خواهند کرد.
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/Pro-11-13-2
Telegraph
دور تازه اعتراضها در نیشکر هفت تپه
#الف
🔻این حکومت اصلاح پذیر است؟
▫️شورای سردبیری : اهل سیاست بویژه نیروهای مرجع، این روزها با این پرسش روبرویند که آیا نظام سیاسی مستقر در کشور و شیوه حکمرانی آن اساساً قابل اصلاح هست که نیروهای پیشرو و اصلاحطلبان اصرار برحفظ آن به امید اصلاحش دارند؟
این پرسش را به راحتی نمیتوان پاسخ گفت و اشخاص ناامید به آینده را به عنوان رایدهنده در انتخابات آتی حفظ کرد و یا از همراهی با جماعت برانداز بازداشت. دادن پاسخ سردستی هم کمکی نمیکند.
خود نیروهای مرجع فکری و سیاسی جامعه هم با این پرسش به طریق اولی و با مضامینی بسیار سختگیرانهتر مواجهند: آیا اصرار بر اینکه اصلاحات در این ساختار سیاسی ممکن است بر مبانی نظری و تجربی استوار است؟ آیا انطباق آن مبانی و روندهای تکرارشونده با آنچه در میهن ما میگذرد از منطق عینی پیروی میکند و یا ناشی از میل ذهنی ماست؟....
مسیر یافتن پاسخ همه این پرسشها نه از ذهن اصلاحطلبان و دغدغهداران سیاسی برکنار از قدرت، که از کانون قدرت میگذرد و از هرجا هم شروع کنیم، در نهایت باید از این کانون عبور کنیم و نسبت او را با ایستایی مخرب وضع موجود، احتمال اصلاح وضعیت و در پیش گرفتن مسیر متفاوت، مقاومت در مقابل تغییرات ضروری، و امکان پس کشیدن آن در برابر امواج نامطلوب بیرونی و تلاش برای انطباق فرامرزی و کنار آمدن با نظم موجود جهانی بسنجیم. اصلاحات، یک امر کاملا حکومتی و از سر ضرورتها و مستقل از خواست منتقدان است. در واقع، اصلاحات را حکومتها اجرا میکنند و نه اصلاحطلبان. اصلاح طلبان میتوانند تحلیل و پیشنهاد داشته باشند و نه بیش: "مسیری که حکومت میرود، به فلان نتایج میرسد و اگر میخواهد هزینه ندهد، بهتر است از بهمان مسیربرود. "جالب است که اتفاقا سید محمد خاتمی به عنوان قطب اصلاحطلبی، دقیقا فقط همین کار را میکند: انذار و نصیحت، هشدار و پیشنهاد. اصلاحطلبان مادامی که در قدرت نیستند، در رابطه با حکومت نقشی فراتر از این نمیتوانند داشته باشند.
اما این حرف درست را که اصلاحات را حکومتها اجرا میکنند نیز میتوان مورد چالش و اصلاح و تدقیق قرار داد. حکومتها در واقع مجبور به اصلاحات میشوند. اینرسی حکومتهای مستقر جاافتاده بالا است و به خاطر میل به حفظ وضعیت موجود، در مقابل تغییر اصلاحی مقاومت میکنند. آنها تنها وقتی تن به اصلاحات میدهند که احساس کنند فشار بیرونی برای تغییر و اصلاح، از توان مقاومت سیاسی حکومت بیشتر شده است. این فشارها غالباً از سوی نیروهای سیاسی رقیب یا اپوزیسیون نیست، بلکه یک فشار عمومی اجتماعی در قلمروهای اجتماعی و اقتصادی است . فرمول کارکرد اغن نیز البته مکانیکی نیست اما نسبتا ساده است: فشار اجتماعی حکومت را وادار به اصلاحات میکند، وقتی که مقدارش از توان سیاسی حکومت بیشتر است. هنگامی که عوامل اضافی، مثلا ساختارهاو سازمانهای اداری و انتظامی حکومت پشت توان سیاسی ناکارا جمع میشوند تا میزان ایستادگی آن را بیشتر کنند، فشار اجتماعی هم جای خود را به مقابله و رویارویی میدهد و شرایط پیشا گانقلابی پدید میآید. آخرین مرحله هم که عیان است: رژیمها پای نیروهای نظامی و ارتش را هم به میان میکشند و رابطه حکومت و جامعه اصلاح ناپذیر و انقلابی میشود. حالا دیگر اصلاحات پدیدهای دفن شده است که به صورتی طرفه، حکومت طرفدار آن میشود و با رادیکالترین انواعش موافق از کار درمیآید. ناامیدانه وبیهوده و بینتیجه.
حالا میتوانیم ببینیم آیا اصلاحات سیاسی و اجتماعی به عنوان پیششرط کاهش پتانسیل شورش و انقلاب در ایران کنونی ممکن است یا نه.
به این منظور باید به پرسشهای زیر پاسخ دهیم:
آیا فشار اجتماعی به معنای وجود درخواستهای منطقی جمعی برای تغییر رفتار حکومت در زمینههایی که به حکمرانی مربوط است شکل گرفته و به عنوان خواست گروههای وسیع صورتبندی شده که فشار ایجاد کند؟
آیا حکومت از نظر سیاسی توانایی نفی این خواستها و عدم موافقت با آنها و حفظ وضع موجود را از دست داده است ؟
آیا شکلی از سازماندهی اجتماعی برای گفتگو با حکومت از یک سو و کنترل سقف درخواستهای اصلاحی جامعه از سوی دیگر پدید آمده است؟
آیا فشار مطالبات اجتماعی پرسش یک توانسته به تغییراتی ملموس و حداقلی از اصلاحات منجرشود؟
اگر نه، حکومت تا کنون چه حجمی از توانایی های سیاسی، اداری، قضایی، انتظامی و نظامی را به پشتیبانی موضع خود به صحنه کشانده است؟
آیا روابط حکومت و جامعهی مطالبهگر به نقطه توقف تعامل رسیده و احساس عمومی درباره حکومت و حس وجود استبداد است؟
ما در این #الف به این پرسشها پاسخ نخواهیم داد اما همراهان را فرامیخوانیم درباره پاسخهای همه پرسشها فکر کنند. هر یک از ما بسته به تجربهها و آنچه از وضع متغیرها در ذهن داریم پاسخهایی خواهیم داد و برآیند وماحصلی از پاسخها به ما میگوید این حکومت اصلاحپذیر هست یا...
🆔 @jameeno
🔻این حکومت اصلاح پذیر است؟
▫️شورای سردبیری : اهل سیاست بویژه نیروهای مرجع، این روزها با این پرسش روبرویند که آیا نظام سیاسی مستقر در کشور و شیوه حکمرانی آن اساساً قابل اصلاح هست که نیروهای پیشرو و اصلاحطلبان اصرار برحفظ آن به امید اصلاحش دارند؟
این پرسش را به راحتی نمیتوان پاسخ گفت و اشخاص ناامید به آینده را به عنوان رایدهنده در انتخابات آتی حفظ کرد و یا از همراهی با جماعت برانداز بازداشت. دادن پاسخ سردستی هم کمکی نمیکند.
خود نیروهای مرجع فکری و سیاسی جامعه هم با این پرسش به طریق اولی و با مضامینی بسیار سختگیرانهتر مواجهند: آیا اصرار بر اینکه اصلاحات در این ساختار سیاسی ممکن است بر مبانی نظری و تجربی استوار است؟ آیا انطباق آن مبانی و روندهای تکرارشونده با آنچه در میهن ما میگذرد از منطق عینی پیروی میکند و یا ناشی از میل ذهنی ماست؟....
مسیر یافتن پاسخ همه این پرسشها نه از ذهن اصلاحطلبان و دغدغهداران سیاسی برکنار از قدرت، که از کانون قدرت میگذرد و از هرجا هم شروع کنیم، در نهایت باید از این کانون عبور کنیم و نسبت او را با ایستایی مخرب وضع موجود، احتمال اصلاح وضعیت و در پیش گرفتن مسیر متفاوت، مقاومت در مقابل تغییرات ضروری، و امکان پس کشیدن آن در برابر امواج نامطلوب بیرونی و تلاش برای انطباق فرامرزی و کنار آمدن با نظم موجود جهانی بسنجیم. اصلاحات، یک امر کاملا حکومتی و از سر ضرورتها و مستقل از خواست منتقدان است. در واقع، اصلاحات را حکومتها اجرا میکنند و نه اصلاحطلبان. اصلاح طلبان میتوانند تحلیل و پیشنهاد داشته باشند و نه بیش: "مسیری که حکومت میرود، به فلان نتایج میرسد و اگر میخواهد هزینه ندهد، بهتر است از بهمان مسیربرود. "جالب است که اتفاقا سید محمد خاتمی به عنوان قطب اصلاحطلبی، دقیقا فقط همین کار را میکند: انذار و نصیحت، هشدار و پیشنهاد. اصلاحطلبان مادامی که در قدرت نیستند، در رابطه با حکومت نقشی فراتر از این نمیتوانند داشته باشند.
اما این حرف درست را که اصلاحات را حکومتها اجرا میکنند نیز میتوان مورد چالش و اصلاح و تدقیق قرار داد. حکومتها در واقع مجبور به اصلاحات میشوند. اینرسی حکومتهای مستقر جاافتاده بالا است و به خاطر میل به حفظ وضعیت موجود، در مقابل تغییر اصلاحی مقاومت میکنند. آنها تنها وقتی تن به اصلاحات میدهند که احساس کنند فشار بیرونی برای تغییر و اصلاح، از توان مقاومت سیاسی حکومت بیشتر شده است. این فشارها غالباً از سوی نیروهای سیاسی رقیب یا اپوزیسیون نیست، بلکه یک فشار عمومی اجتماعی در قلمروهای اجتماعی و اقتصادی است . فرمول کارکرد اغن نیز البته مکانیکی نیست اما نسبتا ساده است: فشار اجتماعی حکومت را وادار به اصلاحات میکند، وقتی که مقدارش از توان سیاسی حکومت بیشتر است. هنگامی که عوامل اضافی، مثلا ساختارهاو سازمانهای اداری و انتظامی حکومت پشت توان سیاسی ناکارا جمع میشوند تا میزان ایستادگی آن را بیشتر کنند، فشار اجتماعی هم جای خود را به مقابله و رویارویی میدهد و شرایط پیشا گانقلابی پدید میآید. آخرین مرحله هم که عیان است: رژیمها پای نیروهای نظامی و ارتش را هم به میان میکشند و رابطه حکومت و جامعه اصلاح ناپذیر و انقلابی میشود. حالا دیگر اصلاحات پدیدهای دفن شده است که به صورتی طرفه، حکومت طرفدار آن میشود و با رادیکالترین انواعش موافق از کار درمیآید. ناامیدانه وبیهوده و بینتیجه.
حالا میتوانیم ببینیم آیا اصلاحات سیاسی و اجتماعی به عنوان پیششرط کاهش پتانسیل شورش و انقلاب در ایران کنونی ممکن است یا نه.
به این منظور باید به پرسشهای زیر پاسخ دهیم:
آیا فشار اجتماعی به معنای وجود درخواستهای منطقی جمعی برای تغییر رفتار حکومت در زمینههایی که به حکمرانی مربوط است شکل گرفته و به عنوان خواست گروههای وسیع صورتبندی شده که فشار ایجاد کند؟
آیا حکومت از نظر سیاسی توانایی نفی این خواستها و عدم موافقت با آنها و حفظ وضع موجود را از دست داده است ؟
آیا شکلی از سازماندهی اجتماعی برای گفتگو با حکومت از یک سو و کنترل سقف درخواستهای اصلاحی جامعه از سوی دیگر پدید آمده است؟
آیا فشار مطالبات اجتماعی پرسش یک توانسته به تغییراتی ملموس و حداقلی از اصلاحات منجرشود؟
اگر نه، حکومت تا کنون چه حجمی از توانایی های سیاسی، اداری، قضایی، انتظامی و نظامی را به پشتیبانی موضع خود به صحنه کشانده است؟
آیا روابط حکومت و جامعهی مطالبهگر به نقطه توقف تعامل رسیده و احساس عمومی درباره حکومت و حس وجود استبداد است؟
ما در این #الف به این پرسشها پاسخ نخواهیم داد اما همراهان را فرامیخوانیم درباره پاسخهای همه پرسشها فکر کنند. هر یک از ما بسته به تجربهها و آنچه از وضع متغیرها در ذهن داریم پاسخهایی خواهیم داد و برآیند وماحصلی از پاسخها به ما میگوید این حکومت اصلاحپذیر هست یا...
🆔 @jameeno
🔸همراهان جامعه نو،
دیر ماندن برنامه صدای نو امشب را بر ما ببخشایید. اشکال در اتصال اعضای گروه به اینترنت سبب این تاخیر بود. عذر ما را پذیرا باشید. پوزش از همه.
دیر ماندن برنامه صدای نو امشب را بر ما ببخشایید. اشکال در اتصال اعضای گروه به اینترنت سبب این تاخیر بود. عذر ما را پذیرا باشید. پوزش از همه.
صدای نو | ۲۲ آبان ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۲ آبان ۹۷
این حکومت اصلاحپذیر است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
این حکومت اصلاحپذیر است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
🔹بدیل فعالان صنفی معلمان، برای نظام آموزشی فعلی در ایران چیست؟
🔺اصلاح یا انقلاب؟!
▫️لیلارزاقی / جامعه نو: مروری بر حرکتها و جریانهای اجتماعی در جوامع مختلف نشان میدهد که ویژگیهای چندگانهای یک جریان اجتماعی را به جنبشی فراگیر و مطالبهگر تبدیل میکند. مشخصههایی همچون سازمان یافتگی، دارا بودن هدف مشخص، استفاده از ابزارهای مختلف برای بیان خواستهها و مطالبات و ارائه بدیلی برای تغییر وگذار از شرایط موجود، از جمله این ویژگیهاست. با وجود این، بسیاری از جریان های اجتماعی تحول خواه، از همزمانی و همپوشانی این ویژگیها برای ایجاد تغییر اجتماعی و برون رفت از شرایطی که به آن معترضند، محروم هستند. نمونه نزدیک آن شکلهایی از جریانهای اجتماعی هستند که در سالیان اخیر در ایران پر سروصدا بودهاند. جریان صنفی معلمان که در دسته جنبشهای تحول خواه قرار میگیرد از جمله جریانهایی است که گرچه از سازمان یافتگی لازم، برخورداری از هدف مشخص و استفاده از ابزارهای مختلف (ایجاد کمپین، برگزاری تجمعات اعتراضی و غیره) برای جلب حمایت اجتماعی بهره برده است، اما به اذعان بسیاری، شاید یکی از نکاتی که کمتر به آن پرداخته شده، پرسش از نظام آموزشی مورد اقبال معلمان است. بدیل و جایگزین نظام آموزشی فعلی از نظر معلمان چیست و آیا با وجود فراگیر شدن مطالبات و خواستههای معلمان، تاکنون در محافل صنفی آنها در ارتباط با ایدهآلهای یک نظام آموزشی جایگزین بحث و تبادل نظری صورت گرفته است؟
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/rev-11-14-2
🔺اصلاح یا انقلاب؟!
▫️لیلارزاقی / جامعه نو: مروری بر حرکتها و جریانهای اجتماعی در جوامع مختلف نشان میدهد که ویژگیهای چندگانهای یک جریان اجتماعی را به جنبشی فراگیر و مطالبهگر تبدیل میکند. مشخصههایی همچون سازمان یافتگی، دارا بودن هدف مشخص، استفاده از ابزارهای مختلف برای بیان خواستهها و مطالبات و ارائه بدیلی برای تغییر وگذار از شرایط موجود، از جمله این ویژگیهاست. با وجود این، بسیاری از جریان های اجتماعی تحول خواه، از همزمانی و همپوشانی این ویژگیها برای ایجاد تغییر اجتماعی و برون رفت از شرایطی که به آن معترضند، محروم هستند. نمونه نزدیک آن شکلهایی از جریانهای اجتماعی هستند که در سالیان اخیر در ایران پر سروصدا بودهاند. جریان صنفی معلمان که در دسته جنبشهای تحول خواه قرار میگیرد از جمله جریانهایی است که گرچه از سازمان یافتگی لازم، برخورداری از هدف مشخص و استفاده از ابزارهای مختلف (ایجاد کمپین، برگزاری تجمعات اعتراضی و غیره) برای جلب حمایت اجتماعی بهره برده است، اما به اذعان بسیاری، شاید یکی از نکاتی که کمتر به آن پرداخته شده، پرسش از نظام آموزشی مورد اقبال معلمان است. بدیل و جایگزین نظام آموزشی فعلی از نظر معلمان چیست و آیا با وجود فراگیر شدن مطالبات و خواستههای معلمان، تاکنون در محافل صنفی آنها در ارتباط با ایدهآلهای یک نظام آموزشی جایگزین بحث و تبادل نظری صورت گرفته است؟
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/rev-11-14-2
Telegraph
بدیل فعالان صنفی معلمان، برای نظام آموزشی فعلی در ایران چیست؟
اصلاح یا انقلاب؟! جامعه نو: مروری بر حرکتها و جریانهای اجتماعی در جوامع مختلف نشان میدهد که ویژگیهای چندگانهای یک جریان اجتماعی را به جنبشی فراگیر و مطالبهگر تبدیل میکند. مشخصه هایی همچون سازمان یافتگی، دارا بودن هدف مشخص، استفاده از ابزارهای مختلف…
🔻یازده روز از اعترض صنفی کارگران هفت تپه گذشت
🔹باران هم مانع تجمع کارگران نشد
▫️لیلا رزاقی / جامعه نو: منابع کارگری در نیشکر هفت تپه به جامعه نو خبر می¬دهند؛ با وجود بارندگی شدید در اهواز، صدها کارگر معترض برای سومین روز متوالی در مقابل فرمانداری شوش تجمع کرده¬اند. در این میان، حضور فعال زنان و خانواده کارگران شکل تازه¬ای به این دور از اعتراضها در هفت تپه داده است.
یازدهمین روز از اعتصاب و اعتراض صنفی کارگران نیشکر هفت تپه در حالی سپری می¬شود که به گفته منابع کارگری در نیشکر هفت تپه ، صبح امروز 24 آبان ماه صدها نفر از کارگران نیشکر هفت تپه به همراه خانواده¬هایشان زیر بارش باران در مقابل فرمانداری شهرستان شوش تجمع کردند و از مسولین خواستند تا به مطالبات آنان پاسخ دهند. این اعتراض صنفی در ادامه، به حضور کارگران معترض در خیابانهای شهر شوش هم کشیده شد.
معوقات مزدی چهار تا پنج ماهه و بلاتکلیفی در وضعیت اداره شرکت پس از واگذاری به بخش خصوصی اصلی ترین دلیل اعتراض کارگران تجمع کننده است. کارگران می¬گویند؛ در چند هفته اخیر شائبه بازداشت و فراری شدن چند تن از مدیران این واحد صنعتی در پی اتهاماتی که گفته می¬شود مربوط به اخلال در بازار ارز است، شدت گرفته و در نتیجه نیشکر هفت تپه با وجود معوقات مزدی و بیمه¬ای صدها کارگر شاغل و بازنشسته، در وضعیت بلاتکلیفی به سر می¬برد. این اعتراضات در حالی وارد یازدهمین روز خود شده است که به گفته کارگران، همچنان پاسخ روشنی از سوی مسولین و نمایندگان استان مبنی بر رسیدگی به وضعیت کارگران داده نشده است. آنها میگویند تا زمانی که پاسخ روشنی به این مطالبات داده نشود، به اعتصاب و اعتراض صنفی خود ادامه خواهند داد.
لازم به ذکر است که شرکت نیشکر هفت تپه، یکی از مهمترین مجتمع¬های صنعتی است که در طول سالهای اخیر و پس از واگذاری پرحاشیه به بخش خصوصی، همواره شاهد طولانی¬ترین اعتراضات کارگری بوده است. معوقات حقوقی و تهدید امنیت شغلی در طول سالهای اخیر ، زندگی روزمره صدها خانواده کارگری در نیشکر هفت تپه را در معرض تهدید و آسیب¬های جدی قرار داده است.
🆔 @jameeno
🔹باران هم مانع تجمع کارگران نشد
▫️لیلا رزاقی / جامعه نو: منابع کارگری در نیشکر هفت تپه به جامعه نو خبر می¬دهند؛ با وجود بارندگی شدید در اهواز، صدها کارگر معترض برای سومین روز متوالی در مقابل فرمانداری شوش تجمع کرده¬اند. در این میان، حضور فعال زنان و خانواده کارگران شکل تازه¬ای به این دور از اعتراضها در هفت تپه داده است.
یازدهمین روز از اعتصاب و اعتراض صنفی کارگران نیشکر هفت تپه در حالی سپری می¬شود که به گفته منابع کارگری در نیشکر هفت تپه ، صبح امروز 24 آبان ماه صدها نفر از کارگران نیشکر هفت تپه به همراه خانواده¬هایشان زیر بارش باران در مقابل فرمانداری شهرستان شوش تجمع کردند و از مسولین خواستند تا به مطالبات آنان پاسخ دهند. این اعتراض صنفی در ادامه، به حضور کارگران معترض در خیابانهای شهر شوش هم کشیده شد.
معوقات مزدی چهار تا پنج ماهه و بلاتکلیفی در وضعیت اداره شرکت پس از واگذاری به بخش خصوصی اصلی ترین دلیل اعتراض کارگران تجمع کننده است. کارگران می¬گویند؛ در چند هفته اخیر شائبه بازداشت و فراری شدن چند تن از مدیران این واحد صنعتی در پی اتهاماتی که گفته می¬شود مربوط به اخلال در بازار ارز است، شدت گرفته و در نتیجه نیشکر هفت تپه با وجود معوقات مزدی و بیمه¬ای صدها کارگر شاغل و بازنشسته، در وضعیت بلاتکلیفی به سر می¬برد. این اعتراضات در حالی وارد یازدهمین روز خود شده است که به گفته کارگران، همچنان پاسخ روشنی از سوی مسولین و نمایندگان استان مبنی بر رسیدگی به وضعیت کارگران داده نشده است. آنها میگویند تا زمانی که پاسخ روشنی به این مطالبات داده نشود، به اعتصاب و اعتراض صنفی خود ادامه خواهند داد.
لازم به ذکر است که شرکت نیشکر هفت تپه، یکی از مهمترین مجتمع¬های صنعتی است که در طول سالهای اخیر و پس از واگذاری پرحاشیه به بخش خصوصی، همواره شاهد طولانی¬ترین اعتراضات کارگری بوده است. معوقات حقوقی و تهدید امنیت شغلی در طول سالهای اخیر ، زندگی روزمره صدها خانواده کارگری در نیشکر هفت تپه را در معرض تهدید و آسیب¬های جدی قرار داده است.
🆔 @jameeno
🔻سرکوب فعالان صنفی معلمان ادامه دارد
🔹احضار و بازداشت معلمان معترض
▫️لیلا رزاقی / جامعه نو: گزارشها از بازداشت و احضار گروهی از فعالان صنفی معلمان در پی تحصن اعتراضی دو روز گذشته در برخی از مدارس ایران خبر میدهند. منابع صنفی همچنین به جامعه نو گفتهاند، که از وضعیت چند نفر از معلمان احضار شده، خبری در دست نیست.
اعتراض و تحصن صنفی معلمان که به دعوت شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان برای دومین بار در دو ماه گذشته در روزهای ۲۲ و ۲۳ آبان ماه در اعتراض به پولی سازی آموزش، پایین بودن حقوق و دستمزد و ادامهدار شدن شرایط نابسامان نظام آموزش و پرورش در بیش از ۲۰ استان کشور برگزار شد، به بازداشت و احضار گروهی از فعالان صنفی در برخی از استانهای کشور منجر شد. تاکنون گزارش بازداشت دست کم ۱۴ نفر از فعالان صنفی معلمان به شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان رسیده است و گفته میشود، گروهی از معلمان نیز مورد احضار و بازجویی (توسط حداقل دو ارگان وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه) قرار گرفتهاند.
بر اساس اطلاعیه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان سراسر کشور، "علی کروشات" و "پیروز نامی" اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان خوزستان، "محمدرضا رمضانزاده" دبیر انجمن صنفی معلمان استان خراسان شمالی، "علی فروتن" ، "سعید حق پرست"، "حمیدرضا رجایی"، "حسین رمضانپور" عضو هیئت مدیره انجمن صنفی استان خراسان شمالی، "محمدعلی زحمتکش" و "محمد کرد" از فعالان صنفی شیراز، "محمدرباطی" و "حسن جوهری" از فعالان صنفی شیروان، "فاطمه بهمنی" فعال صنفی از اراک از جمله فعالان صنفی معلمان هستند که همزمان با اعلام و برگزاری دور تازه تحصن سراسری معلمان بازداشت شدهاند.
همچنین بر اساس تازهترین گزارشهایی که به شورای هماهنگی رسیده است، افراد ناشناس شامگاه دوشنبه ۲۲ آبان ماه به منزل امید شاهمحمدی یکی از فعالان صنفی در شهرستان دیواندره حمله کرده و بعد از تفتیش کامل منزل، این فعال صنفی را دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل کردهاند.
سرکوب فعالان صنفی معلمان در حالی شدت گرفته است که در ماههای گذشته نیز، معلمان بارها از افزایش فشارهای امنیتی بر فعالیتهای صنفی و تشکیلاتی معلمان ابراز نگرانی کردهاند. پایان دادن به نگرش امنیتی به فعالیت تشکلها و انجمنهای صنفی و آزادی معلمان زندانی از جمله محمود بهشتی لنگرودی، اسماعیل عبدی و محمد حبیبی از جمله مطالبات تشکلهای صنفی معلمان در ماههای اخیر بوده است.
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/pro1-11-15-2
🔹احضار و بازداشت معلمان معترض
▫️لیلا رزاقی / جامعه نو: گزارشها از بازداشت و احضار گروهی از فعالان صنفی معلمان در پی تحصن اعتراضی دو روز گذشته در برخی از مدارس ایران خبر میدهند. منابع صنفی همچنین به جامعه نو گفتهاند، که از وضعیت چند نفر از معلمان احضار شده، خبری در دست نیست.
اعتراض و تحصن صنفی معلمان که به دعوت شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان برای دومین بار در دو ماه گذشته در روزهای ۲۲ و ۲۳ آبان ماه در اعتراض به پولی سازی آموزش، پایین بودن حقوق و دستمزد و ادامهدار شدن شرایط نابسامان نظام آموزش و پرورش در بیش از ۲۰ استان کشور برگزار شد، به بازداشت و احضار گروهی از فعالان صنفی در برخی از استانهای کشور منجر شد. تاکنون گزارش بازداشت دست کم ۱۴ نفر از فعالان صنفی معلمان به شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان رسیده است و گفته میشود، گروهی از معلمان نیز مورد احضار و بازجویی (توسط حداقل دو ارگان وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه) قرار گرفتهاند.
بر اساس اطلاعیه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان سراسر کشور، "علی کروشات" و "پیروز نامی" اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان خوزستان، "محمدرضا رمضانزاده" دبیر انجمن صنفی معلمان استان خراسان شمالی، "علی فروتن" ، "سعید حق پرست"، "حمیدرضا رجایی"، "حسین رمضانپور" عضو هیئت مدیره انجمن صنفی استان خراسان شمالی، "محمدعلی زحمتکش" و "محمد کرد" از فعالان صنفی شیراز، "محمدرباطی" و "حسن جوهری" از فعالان صنفی شیروان، "فاطمه بهمنی" فعال صنفی از اراک از جمله فعالان صنفی معلمان هستند که همزمان با اعلام و برگزاری دور تازه تحصن سراسری معلمان بازداشت شدهاند.
همچنین بر اساس تازهترین گزارشهایی که به شورای هماهنگی رسیده است، افراد ناشناس شامگاه دوشنبه ۲۲ آبان ماه به منزل امید شاهمحمدی یکی از فعالان صنفی در شهرستان دیواندره حمله کرده و بعد از تفتیش کامل منزل، این فعال صنفی را دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل کردهاند.
سرکوب فعالان صنفی معلمان در حالی شدت گرفته است که در ماههای گذشته نیز، معلمان بارها از افزایش فشارهای امنیتی بر فعالیتهای صنفی و تشکیلاتی معلمان ابراز نگرانی کردهاند. پایان دادن به نگرش امنیتی به فعالیت تشکلها و انجمنهای صنفی و آزادی معلمان زندانی از جمله محمود بهشتی لنگرودی، اسماعیل عبدی و محمد حبیبی از جمله مطالبات تشکلهای صنفی معلمان در ماههای اخیر بوده است.
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/pro1-11-15-2
Telegraph
احضار و بازداشت معلمان معترض
#یادداشت_مهمان
🔸 تا دیر نشده صداها را بشنوید!
🖌 مژگان باقری. معلم
▫️دور دوم تحصن معلمان در روزهای 22 و 23 آبان ماه انجام شد. در این دور نیز مانند دور پیشین، تعدادی از انجمن های فرهنگی با تحصن مخالفت کردند، تعدادی از معلمین توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند و وزارت آموزش و پرورش هم طبق معمول، سکوت پیشه کرد. در این رابطه می توان به چند نکته اشاره کرد.
1) گروههای فرهنگی که خود را حامی حقوق معلمین می دانند بر مخالفت خود با هر نوع تجمع و تحصن تاکید می ورزند اما هیچ راه حل مناسبی پیش روی معلمین نمی گذارند. آنها بعد از هر تحصن با تکیه بر آمار ارائه شده اعلام می کنند که عده کمی از این تحصن استقبال نموده اند.
در حالی که اولا فشار نیروهای امنیتی بر روی فعالان صنفی آنچنان زیاد است که هزینه یک اعتراض معمولی در چارچوب قانون را بسیار بالا برده تا جایی که بیشتر معلمان را از دست زدن به تحصن بر حذر می دارد.
ثانیا همین فشار بیش از حد باعث شده که بیشتر مدارس، تحصن خود را رسانه ای نکنند. بنابراین نمی توان آمار دقیقی از این تحصن ها به دست آورد.
2) این حجم حمله و فشار علیه فعالین صنفی نشان می دهد که متاسفانه در بین مسئولین امنیتی کشور، خردورزی جایگاه خاصی ندارد که اگر خرد حاکم بود مسئولین می دانستند که تحصن معلمان، قانونی ترین و آرام ترین روش برای سرریز عصبانیتها و نارضایتی های قشری است که از بی توجهی دولتمردان نسبت به حل مشکلات خویش به ستوه آمده اما هنوز عنان اختیار از کف نداده و از دایره قانون پا را فراتر نگذاشته است.
خرد حکم می کرد که نیروهای امنیتی، معلمان را در این اعتراض صنفی و قانونی یاری کنند؛ چرا که این قشر فرهیخته و نجیب در تمام موارد نهایت همکاری را با نیروهای امنیتی مبذول داشته و از هر حرکتی که خارج از چارچوب قانون اساسی باشد اجتناب ورزیده است.
نیروهای امنیتی باید درک کنند که در تمام دنیا تجمع، تحصن و اعتصاب از شناخته شده ترین راهها برای تحت فشار قرار دادن دولت ها به منظور دستیابی به خواسته های صنفی است و به هیچ عنوان به معنی مخالفت با حاکمیت نیست که اگر چنین بود باید هر روز شاهد نابودی حکومتها در کشورهای غربی می بودیم! نیروهای امنیتی همواره با بهانه احتمال سوء استفاده دشمنان، مانع اجرای اصول 26 و 27 قانون اساسی شده اند اما اولا این بهانه به مدت چهار دهه تکرار شده و معلوم نیست که بالاخره چه زمانی می توان بدون نگرانی از سوء استفاده دشمنان به مطالبه حقوق صنفی خود پرداخت و ثانیا مشکلات معیشتی در چند سال اخیر چنان به این قشر فرهیخته فشار وارد آورده که دیگر گوش کسی به این بهانه های تکراری بدهکار نیست.
3) اگر نیروهای امنیتی به دنبال متخلفان و قانون شکنان هستند، به جای دستگیری فعالین صنفی بهتر است به سراغ وزیر و معاونان ایشان بروند! اینها هستند که با حرفها و تصمیمات بی خردانه خود روز به روز آتش خشم معلمین را شعله ورتر می سازند. اینها هستند که با کودک فرض کردن معلمان سعی در اجرای مصوبات عوام فرببانه ای چون "طرح معلم تمام وقت" دارند. اینها آب به آسیاب بیگانه می ریزند نه آن معلمین دلسوزی که زندگی خود را فدای دفاع از خواسته های قانونی معلمان کرده اند.
آیا کسانی که علیرغم نص صریح قانون اساسی از دانش آموزان پول دریافت می کنند قانون شکن نیستند؟ آیا کسانی که چندین سال است اجرای قانون خدمات کشوری یا رتبه بندی معلمان را به تعویق می اندازند متخلف نیستند؟
آیا معلمانی که در رسانه های مجازی همکاران خود را دعوت به تحصن کرده اند متخلفند اما مسئولی که در یک رسانه چند میلیونی با فریبکاری و دروغ، آب پاکی را روی دست یک میلیون معلم ریخته و آنها را از هر گونه تغییر مثبتی به طور کلی ناامید کرده است متخلف نیست؟!
4) تا زمانی که مشکلات فرهنگیان به طور ریشه ای حل نشود اعتراض ها پابرجاست. نه دستگیری کنشگران و نه سکوت دولتمردان، دیگر کارساز نیست. کمر معلمان زیر بار حجم انبوه کتاب های درسی در کلاس های چهل نفره خم شده است. با گذشت دو ماه از سال تحصیلی، می توان آثار خستگی را به وضوح در چهره آنها دید. حقوق معلمان در این شرایط وخیم اقتصادی جوابگوی هزینه های کمر شکن نیست. آنها با مقایسه حقوق خود با کارمندان سایر ارگانها احساس تبعیض و تحقیر می کنند.
اگر مجلس و دولت در بودجه سال 98 تغییری اساسی( و نه فقط افزایش معمول سالانه ) در بودجه آموزش و پرورش ندهد شاید دیگر خشم این جمعیت یک میلیونی قابل کنترل نباشد.
مسئولین چاره ای جز شنیدن صدای اعتراض معلمان ندارند چرا که در غیر این صورت شاید در آینده ای نه چندان دور، نارضایتی ها به حدی برسد که معلمین دیگر به تحصن نیز راضی نشوند!
🆔 @jameeno
🔸 تا دیر نشده صداها را بشنوید!
🖌 مژگان باقری. معلم
▫️دور دوم تحصن معلمان در روزهای 22 و 23 آبان ماه انجام شد. در این دور نیز مانند دور پیشین، تعدادی از انجمن های فرهنگی با تحصن مخالفت کردند، تعدادی از معلمین توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند و وزارت آموزش و پرورش هم طبق معمول، سکوت پیشه کرد. در این رابطه می توان به چند نکته اشاره کرد.
1) گروههای فرهنگی که خود را حامی حقوق معلمین می دانند بر مخالفت خود با هر نوع تجمع و تحصن تاکید می ورزند اما هیچ راه حل مناسبی پیش روی معلمین نمی گذارند. آنها بعد از هر تحصن با تکیه بر آمار ارائه شده اعلام می کنند که عده کمی از این تحصن استقبال نموده اند.
در حالی که اولا فشار نیروهای امنیتی بر روی فعالان صنفی آنچنان زیاد است که هزینه یک اعتراض معمولی در چارچوب قانون را بسیار بالا برده تا جایی که بیشتر معلمان را از دست زدن به تحصن بر حذر می دارد.
ثانیا همین فشار بیش از حد باعث شده که بیشتر مدارس، تحصن خود را رسانه ای نکنند. بنابراین نمی توان آمار دقیقی از این تحصن ها به دست آورد.
2) این حجم حمله و فشار علیه فعالین صنفی نشان می دهد که متاسفانه در بین مسئولین امنیتی کشور، خردورزی جایگاه خاصی ندارد که اگر خرد حاکم بود مسئولین می دانستند که تحصن معلمان، قانونی ترین و آرام ترین روش برای سرریز عصبانیتها و نارضایتی های قشری است که از بی توجهی دولتمردان نسبت به حل مشکلات خویش به ستوه آمده اما هنوز عنان اختیار از کف نداده و از دایره قانون پا را فراتر نگذاشته است.
خرد حکم می کرد که نیروهای امنیتی، معلمان را در این اعتراض صنفی و قانونی یاری کنند؛ چرا که این قشر فرهیخته و نجیب در تمام موارد نهایت همکاری را با نیروهای امنیتی مبذول داشته و از هر حرکتی که خارج از چارچوب قانون اساسی باشد اجتناب ورزیده است.
نیروهای امنیتی باید درک کنند که در تمام دنیا تجمع، تحصن و اعتصاب از شناخته شده ترین راهها برای تحت فشار قرار دادن دولت ها به منظور دستیابی به خواسته های صنفی است و به هیچ عنوان به معنی مخالفت با حاکمیت نیست که اگر چنین بود باید هر روز شاهد نابودی حکومتها در کشورهای غربی می بودیم! نیروهای امنیتی همواره با بهانه احتمال سوء استفاده دشمنان، مانع اجرای اصول 26 و 27 قانون اساسی شده اند اما اولا این بهانه به مدت چهار دهه تکرار شده و معلوم نیست که بالاخره چه زمانی می توان بدون نگرانی از سوء استفاده دشمنان به مطالبه حقوق صنفی خود پرداخت و ثانیا مشکلات معیشتی در چند سال اخیر چنان به این قشر فرهیخته فشار وارد آورده که دیگر گوش کسی به این بهانه های تکراری بدهکار نیست.
3) اگر نیروهای امنیتی به دنبال متخلفان و قانون شکنان هستند، به جای دستگیری فعالین صنفی بهتر است به سراغ وزیر و معاونان ایشان بروند! اینها هستند که با حرفها و تصمیمات بی خردانه خود روز به روز آتش خشم معلمین را شعله ورتر می سازند. اینها هستند که با کودک فرض کردن معلمان سعی در اجرای مصوبات عوام فرببانه ای چون "طرح معلم تمام وقت" دارند. اینها آب به آسیاب بیگانه می ریزند نه آن معلمین دلسوزی که زندگی خود را فدای دفاع از خواسته های قانونی معلمان کرده اند.
آیا کسانی که علیرغم نص صریح قانون اساسی از دانش آموزان پول دریافت می کنند قانون شکن نیستند؟ آیا کسانی که چندین سال است اجرای قانون خدمات کشوری یا رتبه بندی معلمان را به تعویق می اندازند متخلف نیستند؟
آیا معلمانی که در رسانه های مجازی همکاران خود را دعوت به تحصن کرده اند متخلفند اما مسئولی که در یک رسانه چند میلیونی با فریبکاری و دروغ، آب پاکی را روی دست یک میلیون معلم ریخته و آنها را از هر گونه تغییر مثبتی به طور کلی ناامید کرده است متخلف نیست؟!
4) تا زمانی که مشکلات فرهنگیان به طور ریشه ای حل نشود اعتراض ها پابرجاست. نه دستگیری کنشگران و نه سکوت دولتمردان، دیگر کارساز نیست. کمر معلمان زیر بار حجم انبوه کتاب های درسی در کلاس های چهل نفره خم شده است. با گذشت دو ماه از سال تحصیلی، می توان آثار خستگی را به وضوح در چهره آنها دید. حقوق معلمان در این شرایط وخیم اقتصادی جوابگوی هزینه های کمر شکن نیست. آنها با مقایسه حقوق خود با کارمندان سایر ارگانها احساس تبعیض و تحقیر می کنند.
اگر مجلس و دولت در بودجه سال 98 تغییری اساسی( و نه فقط افزایش معمول سالانه ) در بودجه آموزش و پرورش ندهد شاید دیگر خشم این جمعیت یک میلیونی قابل کنترل نباشد.
مسئولین چاره ای جز شنیدن صدای اعتراض معلمان ندارند چرا که در غیر این صورت شاید در آینده ای نه چندان دور، نارضایتی ها به حدی برسد که معلمین دیگر به تحصن نیز راضی نشوند!
🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۵ آبان ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۵ آبان ۹۷
صدای جمعه
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای جمعه
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔻برگردیم!
▫️شورای سردبیری: حدود یک سالونیم پیش، رئیس سابق دفتر حفاظت از منافع ایران در مصر در حرفهایی بسیار محتاطانه پیرامون موضع ایران در برابر مواضع تازه اعلام شده گروه فلسطینی حماس، دور شدن ایران از نقطه خطرخیز تنظیم رابطه با نیروهای منطقه را خواستار شد و گفت خود را سیبلی برای اهداف سیاسی و تبلیغی دیگران و بدخواهان جمهوری اسلامی قرار ندهیم. این حرفها در شرایطی زده میشد که رابطه ایران باحماس پس از اعلام رهبران آن مبنی بر بیطرف ماندن این گروه در صورت حمله احتمالی اسرائیل به ایران، به سمت بهبود میرفت. اما در ایران به اینگونه توصیههای دیپلماتها توجه نمیشود و دلیل آن وجود یک دستگاه سیاست خارجی موازی است که دیدگاههای دیپلماتها را کلا مردود میداند و دیپلماسی مبتنی بر میلیتاریسم را برای پیشبرد اهدافش کارا ارزیابی میکند.
تنها آن دیپلمات نمیگوید باید سیاست صبر و انتظار پیشه کنیم و خود را سیبل قرار ندهیم، اما در ایران توصیه به حتی اندکی کنار کشیدن از مسائل اعراب منطقه معمولا با احتیاط فراوان صورت میگیرد. حدود ده سال پیش، هنگامی که در اوج جنبش سبز شعاری با مضمون کنار کشیدن از مسائل اعراب در صفوف تظاهرکنندگان عمومیت یافت، سیاسیون اصلاحطلب پس از درنگی حاصل تقابل باور و مصلحت، عاقبت آن را محکوم و طرفداران را از تکرارش برحذر کردند. به عللی که خارج از بحث ماست، توصیه به نظام برای خارج کردن کشور از درگیری بین اعراب و بین اعراب و اسرائیل تندروی محسوب میشود و اصلاحطلبان هم از آن دوری میکنند.
این خودداری البته نتایج وخیمی به بار میآورد: حتی از نقدهای تاکتیکی برحق بر رفتار طرفداران درگیر کردن ایران با اعراب و مسائلشان خودداری میشود و به شبهمیلیتاریستهای ماجراجو امکان میدهد امیال خود را بر منافع کشور حاکم کنند. در یک مورد، پس از آنکه نیروهایی یمنی موشکی را به منطقهای در امارات زدند، تیتر اول یک روزنامه ایرانی وعده میداد موشک بعدی در دوبی فرود آید. اما کسی جرأت نکرد از این تحریک آشکار انتقاد کند، ولی کار آنقدر مسالهزا بود که وزارت ارشاد دستور مداخله گرفت و روزنامه را بخاطر این تحریک غیرعاقلانه جریمه کرد. تنها آن هنگام بود که برخی جرأت کردند در مورد موضوع حرف بزنند.
با این حال کسی وارد ماهیت موضوع نشد و این که فایده هلهله و هورا کشیدن در دعوا بین اعراب برای منافع ملی ما چیست، هیچوقت مورد پرسش قرار نگرفت. فضای کشور به صورت ناعادلانهای در اختیار طرفداران درگیر شدن هرچه بیشتر کشور در مسائل بیهوده منطقهای است. سه روز پیش، تبلیغات بلاهتبار موسسه به اصطلاح تحقیقی اسرائیلی که از نظامیان اسرائیل پول دروغسازی میگیرد تیتر اول یک روزنامه ایرانی بود: "حزبالله لبنان بیش از تمام اعضای اروپایی ناتو موشک و راکت دارد." فقط خدا میداند در دل کسانی که اینگونه مواد تبلیغاتی تندروهای اسرائیل را به خورد جامعه ما میدهند چه اهدافی نهفته است. هر چه هست، خیر نیست. دو روز پیش، پس از عملیات مخفیانه شبانه اسرائیل در باریکه غزه که لو رفت و به کشته شدن ۶ جوان دیگر فلسطینی و سپس حملات هوایی منجر شد، تیتر اول "شلیک ۴۷۰ موشک به سرزمینهای اشغالی؛ هدف بعدی تلآویو" در رسانه ایرانی ظاهر شد. البته حماس خیلی زود آتشبس با اسرائیل را پذیرفت و فیلم شادی مردم غزه و شیرینیخوران آنها پخش شد، اما این پرسش سر جای خودش هست که هدف ما از این کارهاچیست؟ میخواهیم با تحلیلهای مراکز مشکوک اسرائیلی که کیهان آنها را اندیشکده مینامد اعراب را شیر کنیم با اسرائیل بجنگند؟ میخواهیم حماسی را که روسای آن اعلام کردهاند در صورت حمله اسرائیل به ایران دخالتی نمیکنند به درگیری با اسرائیل بکشیم؟ نکند اهداف داخلی داریم؟
این گمان که میل به درگیر شدن در منطقه و با مسائل اعراب نه ربطی به مذهب و ملیت دارد و نه با منافع ملی کشور، بلکه اهداف سیاسی داخلی دارد و در چارچوب "نیاز به درگیری محدود خارجی و پیدا کردن دشمن برای تحکیم قدرت داخلی" پیگیری میشود، طرفدارانی جدی در کشور دارد. بسیاری فکر میکنند این دشمنسازیها هدف کسب توانایی بر آمدن از پس مطالبات داخلی، از طریق نفی آنها توسط توجیه "برهه حساس" است.
فارغ از انگیزهخوانی، باید جرات کنیم و بپرسیم چرا از میان اهل سیاست کسی به بررسی مزیت و زیان خزیدن به داخل کشور و دوری از مسائلی که ربط مستقیم به ما ندارد نمیپردازد. به این بپردازیم که کدام امنیت درازمدت ما را تضمین میکند: شرکت در منازعات بینالعربی و محاسبه دائم اینکه فلان شاخه بهمان گروه به اندازه کمکی که میگیرد به اهداف ما خدمت میکند یا نه و یا برگشت به داخل، تقویت توانایی نظامی دفاعی، توسعه اقتصاد، افزایش ظرفیتهای ویژهای مثل توان هستهای، و در پیش گرفتن یک خطمشی هشیارانه و محتاط سیاسی که آن را مسالمتآمیز توصیف کنند؛ استراتژی #خارپشت.
🆔 @jameeno
🔻برگردیم!
▫️شورای سردبیری: حدود یک سالونیم پیش، رئیس سابق دفتر حفاظت از منافع ایران در مصر در حرفهایی بسیار محتاطانه پیرامون موضع ایران در برابر مواضع تازه اعلام شده گروه فلسطینی حماس، دور شدن ایران از نقطه خطرخیز تنظیم رابطه با نیروهای منطقه را خواستار شد و گفت خود را سیبلی برای اهداف سیاسی و تبلیغی دیگران و بدخواهان جمهوری اسلامی قرار ندهیم. این حرفها در شرایطی زده میشد که رابطه ایران باحماس پس از اعلام رهبران آن مبنی بر بیطرف ماندن این گروه در صورت حمله احتمالی اسرائیل به ایران، به سمت بهبود میرفت. اما در ایران به اینگونه توصیههای دیپلماتها توجه نمیشود و دلیل آن وجود یک دستگاه سیاست خارجی موازی است که دیدگاههای دیپلماتها را کلا مردود میداند و دیپلماسی مبتنی بر میلیتاریسم را برای پیشبرد اهدافش کارا ارزیابی میکند.
تنها آن دیپلمات نمیگوید باید سیاست صبر و انتظار پیشه کنیم و خود را سیبل قرار ندهیم، اما در ایران توصیه به حتی اندکی کنار کشیدن از مسائل اعراب منطقه معمولا با احتیاط فراوان صورت میگیرد. حدود ده سال پیش، هنگامی که در اوج جنبش سبز شعاری با مضمون کنار کشیدن از مسائل اعراب در صفوف تظاهرکنندگان عمومیت یافت، سیاسیون اصلاحطلب پس از درنگی حاصل تقابل باور و مصلحت، عاقبت آن را محکوم و طرفداران را از تکرارش برحذر کردند. به عللی که خارج از بحث ماست، توصیه به نظام برای خارج کردن کشور از درگیری بین اعراب و بین اعراب و اسرائیل تندروی محسوب میشود و اصلاحطلبان هم از آن دوری میکنند.
این خودداری البته نتایج وخیمی به بار میآورد: حتی از نقدهای تاکتیکی برحق بر رفتار طرفداران درگیر کردن ایران با اعراب و مسائلشان خودداری میشود و به شبهمیلیتاریستهای ماجراجو امکان میدهد امیال خود را بر منافع کشور حاکم کنند. در یک مورد، پس از آنکه نیروهایی یمنی موشکی را به منطقهای در امارات زدند، تیتر اول یک روزنامه ایرانی وعده میداد موشک بعدی در دوبی فرود آید. اما کسی جرأت نکرد از این تحریک آشکار انتقاد کند، ولی کار آنقدر مسالهزا بود که وزارت ارشاد دستور مداخله گرفت و روزنامه را بخاطر این تحریک غیرعاقلانه جریمه کرد. تنها آن هنگام بود که برخی جرأت کردند در مورد موضوع حرف بزنند.
با این حال کسی وارد ماهیت موضوع نشد و این که فایده هلهله و هورا کشیدن در دعوا بین اعراب برای منافع ملی ما چیست، هیچوقت مورد پرسش قرار نگرفت. فضای کشور به صورت ناعادلانهای در اختیار طرفداران درگیر شدن هرچه بیشتر کشور در مسائل بیهوده منطقهای است. سه روز پیش، تبلیغات بلاهتبار موسسه به اصطلاح تحقیقی اسرائیلی که از نظامیان اسرائیل پول دروغسازی میگیرد تیتر اول یک روزنامه ایرانی بود: "حزبالله لبنان بیش از تمام اعضای اروپایی ناتو موشک و راکت دارد." فقط خدا میداند در دل کسانی که اینگونه مواد تبلیغاتی تندروهای اسرائیل را به خورد جامعه ما میدهند چه اهدافی نهفته است. هر چه هست، خیر نیست. دو روز پیش، پس از عملیات مخفیانه شبانه اسرائیل در باریکه غزه که لو رفت و به کشته شدن ۶ جوان دیگر فلسطینی و سپس حملات هوایی منجر شد، تیتر اول "شلیک ۴۷۰ موشک به سرزمینهای اشغالی؛ هدف بعدی تلآویو" در رسانه ایرانی ظاهر شد. البته حماس خیلی زود آتشبس با اسرائیل را پذیرفت و فیلم شادی مردم غزه و شیرینیخوران آنها پخش شد، اما این پرسش سر جای خودش هست که هدف ما از این کارهاچیست؟ میخواهیم با تحلیلهای مراکز مشکوک اسرائیلی که کیهان آنها را اندیشکده مینامد اعراب را شیر کنیم با اسرائیل بجنگند؟ میخواهیم حماسی را که روسای آن اعلام کردهاند در صورت حمله اسرائیل به ایران دخالتی نمیکنند به درگیری با اسرائیل بکشیم؟ نکند اهداف داخلی داریم؟
این گمان که میل به درگیر شدن در منطقه و با مسائل اعراب نه ربطی به مذهب و ملیت دارد و نه با منافع ملی کشور، بلکه اهداف سیاسی داخلی دارد و در چارچوب "نیاز به درگیری محدود خارجی و پیدا کردن دشمن برای تحکیم قدرت داخلی" پیگیری میشود، طرفدارانی جدی در کشور دارد. بسیاری فکر میکنند این دشمنسازیها هدف کسب توانایی بر آمدن از پس مطالبات داخلی، از طریق نفی آنها توسط توجیه "برهه حساس" است.
فارغ از انگیزهخوانی، باید جرات کنیم و بپرسیم چرا از میان اهل سیاست کسی به بررسی مزیت و زیان خزیدن به داخل کشور و دوری از مسائلی که ربط مستقیم به ما ندارد نمیپردازد. به این بپردازیم که کدام امنیت درازمدت ما را تضمین میکند: شرکت در منازعات بینالعربی و محاسبه دائم اینکه فلان شاخه بهمان گروه به اندازه کمکی که میگیرد به اهداف ما خدمت میکند یا نه و یا برگشت به داخل، تقویت توانایی نظامی دفاعی، توسعه اقتصاد، افزایش ظرفیتهای ویژهای مثل توان هستهای، و در پیش گرفتن یک خطمشی هشیارانه و محتاط سیاسی که آن را مسالمتآمیز توصیف کنند؛ استراتژی #خارپشت.
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان
🔸بیم و امیدهای احیای سازمان ادوار تحکیم وحدت
🖌محمد احسانی، عضو سازمان ادوار
▫️در روزهای اخیر با شکل گیری مجدد سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار دفتر تحکیم واحدت) موجی از بیم و امید در میان فعالین سیاسی به ویژه فعالین دانشجویی سابق شکل گرفته است. از قضا محتوای اکثر این مطالب نشان از یاس و ناامیدی از فرجام مجدد این حزب دارد. این نگاه نا امیدانه به آینده یک حزب سیاسی که در حدود 10 سال هیچ گونه فعالیتی نداشته است از بعد تاریخی قابل بررسی است. در یکصد و بیست سال گذشته که ایرانیان با فکر حکومت قانون، قصد تغییر و مشروط نمودن قدرت را داشته اند، تا به امروز تقریباً هیچ یک از خواسته های اساسی و مهم سیاسی و اجتماعی به ثمر ننشته است. روشنفکران عصر مشروطه با تقلیل مفاهیم اساسی چون آزادی به امر به معروف و مشروطه به مشروعه قصد پیش برد اهداف خود را داشته اند که در نهایت منتج به شکل گیری استبداد با قواره ای به مراتب بزرگتر از قبل گردید. در عصر ملی شدن صنعت نفت هم پویش ها و تلاشهای ایرانیان به نقطه مشخصی ختم نگردید و در نهایت با سرنگونی دولت محمد مصدق، موجی از یاس و نا امیدی در جامعه سرازیر گردید. اینکه در تمامی سالهای تاریخ معاصر، کوشش ها و تلاش ایرانیان برای توسعه و تجددخواهی به نقطه مشخصی ختم نمیگردد و در هر دوره ای با شکل گیری برخی از مظاهر اولیه تجدد، همچون چراغی کم سو رو به خاموشی مینهد، خود دلیلی است بر بی میلی فعالین اجتماعی و سیاسی به ادامه راه تحول خواهی در ایران.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/uni-11-17
🔸بیم و امیدهای احیای سازمان ادوار تحکیم وحدت
🖌محمد احسانی، عضو سازمان ادوار
▫️در روزهای اخیر با شکل گیری مجدد سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار دفتر تحکیم واحدت) موجی از بیم و امید در میان فعالین سیاسی به ویژه فعالین دانشجویی سابق شکل گرفته است. از قضا محتوای اکثر این مطالب نشان از یاس و ناامیدی از فرجام مجدد این حزب دارد. این نگاه نا امیدانه به آینده یک حزب سیاسی که در حدود 10 سال هیچ گونه فعالیتی نداشته است از بعد تاریخی قابل بررسی است. در یکصد و بیست سال گذشته که ایرانیان با فکر حکومت قانون، قصد تغییر و مشروط نمودن قدرت را داشته اند، تا به امروز تقریباً هیچ یک از خواسته های اساسی و مهم سیاسی و اجتماعی به ثمر ننشته است. روشنفکران عصر مشروطه با تقلیل مفاهیم اساسی چون آزادی به امر به معروف و مشروطه به مشروعه قصد پیش برد اهداف خود را داشته اند که در نهایت منتج به شکل گیری استبداد با قواره ای به مراتب بزرگتر از قبل گردید. در عصر ملی شدن صنعت نفت هم پویش ها و تلاشهای ایرانیان به نقطه مشخصی ختم نگردید و در نهایت با سرنگونی دولت محمد مصدق، موجی از یاس و نا امیدی در جامعه سرازیر گردید. اینکه در تمامی سالهای تاریخ معاصر، کوشش ها و تلاش ایرانیان برای توسعه و تجددخواهی به نقطه مشخصی ختم نمیگردد و در هر دوره ای با شکل گیری برخی از مظاهر اولیه تجدد، همچون چراغی کم سو رو به خاموشی مینهد، خود دلیلی است بر بی میلی فعالین اجتماعی و سیاسی به ادامه راه تحول خواهی در ایران.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/uni-11-17
Telegraph
بیم و امیدهای احیای سازمان ادوار تحکیم وحدت
در روزهای اخیر با شکل گیری مجدد سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار دفتر تحکیم واحدت) موجی از بیم و امید در میان فعالین سیاسی به ویژه فعالین دانشجویی سابق شکل گرفته است. از قضا محتوای اکثر این مطالب نشان از یاس و ناامیدی از فرجام مجدد این حزب دارد. این…
صدای نو | ۲۶ آبان ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۶ آبان ۹۷
امنیت درازمدت ما چگونه تضمین میشود؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
امنیت درازمدت ما چگونه تضمین میشود؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno